Загрузка видео...

Не удалось загрузить видео

На главную

ثابتی نماینده مجلس: اگر اورانیوم را بدهيم برود و یا رقیق سازیش کنیم، احتمال اینکه دشمن دفعه بعدی بمب هسته‌ای بزند بیشتر خواهد شد!. پ ن: نظارت که نباشه، همین میشه. از اتم میگن و ترس می‌فروشن… کدوم اتم؟ زندگی بلاتکلیف مردم، خودش یه فاجعه‌ست.

35,286 просмотров • 5 месяцев назад •via X (Twitter)

Комментарии: 24

Фото профиля  SoLiTo
 SoLiTo5 месяцев назад

اشتباه نمیگه، به محض رفتن اورانیوم جنگ اصلی نابودی وجود داره. در شرایط مرگ و زندگی اون اورانیوم‌ میتونه سریعا به سلاح‌هسته‌ای تبدیل بشه. این نگرانی بارها از زبان مسئولین امریکایی و اسراییلی مطرح شده.

Фото профиля Mahmoudabbc
Mahmoudabbc5 месяцев назад

دقیقاً! این همان تحلیل سخیف و ترس‌فروشی اتمی است. اورانیوم را نگه داشته‌اند اما امنیت نیاورده، فقط تحریم، فقر و زندگی بلاتکلیف آورده. هسته‌ای ضامن ناامنی شده، نه امنیت.

Фото профиля DanExplorer
DanExplorer5 месяцев назад

راست ميگه… اينا فقط واسه اينكه تكليفشون با اون اورانيوم معلوم نيست به ايران اتمي نزدن اميدوارم حماقت نكنيم اينبار و گول نخوريم

Фото профиля Dana
Dana5 месяцев назад

والا تا پیش از دو حمله اخیر که داستان از این قرار بود که اگر اورانیوم باشه،جرات حمله نخواهند داشت.خوب حالا بعد از دو حمله سنگین با ذخایر اورانیوم، یک مرحله از حمله ارتقا پیدا کردیم، رفتیم روی بمب اتم.حمله بعدی بشود، بجای یک بمب، افسانه احتمال ده بمب اتم مطرح خواهد شد.بک یا االله

Фото профиля Saeid Karimi
Saeid Karimi5 месяцев назад

🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣الله اکبر نداره 😂🤣😂🤣 نمیفهمن این چی میگه میگن الله اکبر 😂🤣😂🤣🤣🤣🤣 #IranRevolution2026 #KingRezaPahlavi‌ForIran

Фото профиля Sam
Sam5 месяцев назад

چرا فکر میکنی غلط میگه؟ طرف حتی به قیمت تحقیر خودش اومد اصفهان که اورانیوم رو خارج کنه. حتما تهدید بمب اتم رو هم شروع میکنه. مسایل اقتصادی به نوبه خودش اهمیت داره بلکه هم بیشتر اما این دو موضوع کاملا از هم جدا هستند.

Фото профиля MJS
MJS5 месяцев назад

ثابتی پفیوز یکی از آن تندروهایی است که وضعیت مردم را به این اینجاکشونده.اخلاقیات وپاک بودن فقط برای بچه شیعه هست وبقیه دنیا همه جنایتکار هستند.کی بجوان های مردم در خیابان دی ماه تیرخلاص میزد؟کی اینهمه خانواده را عزادار کرد؟کی هم جنگ آورد هم مصیبت غیراز موشعلی وشما افراطیون بودین؟

Фото профиля Dr. Saleh Salimi, a reformist
Dr. Saleh Salimi, a reformist5 месяцев назад

این احمق نگفت الان داشتیم پس چرا حمله کردند! یا اصلا اسرائیل داره پس چرا ایران میزنه؟!

Фото профиля Sava
Sava5 месяцев назад

حرفت بی معنیه و داری رو زر مفت اصلاح طلبا اسکی میری! چون اونی که فروشیه خیال و آرزوئه نه ترس! ترس اسمش ریکسه و تمام دنیا به جای چشم پوشی و شعار علیهش مدیریتش میکنه

Фото профиля Colonel Cat
Colonel Cat5 месяцев назад

خب ثابتی احمق یا بمب بساز راهتو ادامه بده یا بده بره صلح کن. خیلی سادس هم خر هم خرما نمیشه

Фото профиля 🎒Mehdi
🎒Mehdi5 месяцев назад

کاملا درست میگه

Фото профиля خورشید خانم
خورشید خانم5 месяцев назад

منظورش واضح تر اینه که این اورانیوم که میتونه بمب اتم رویایی ما باشه فقط میتونه امنیت ما را که همان سپاه است فعلا در قالب نظام درامده، حفظ کنه ، در این گفتمان ایران و مردم ایران جایگاهی ندارن

Фото профиля Babak Arash
Babak Arash5 месяцев назад

مادذ جنده های حرومزاده، کشور رو به تباهی کامل میخاین بکشین حرومزاده ها، دشمن و قاتل ملت ایران و کل دنیا شمایین..حرومزاده ی پست فطرت .این کثافت رو با اون کونیه مادرکونی رسایی بکشه یکی

Фото профиля sepideh kia
sepideh kia5 месяцев назад

به نظرم حتی باید مبهم بمونه! چرا هی هر بار ما شفاف سازی می‌کنیم و بعد متاسفانه از اطلاعات که دارن بر علیه خودمون استفاده میکن!برای اسرائیل سالها کار کرده! 😉

Фото профиля M...3oltan 🇮🇷
M...3oltan 🇮🇷5 месяцев назад

ثابتی میدونه چی در انتظارشونه... ولی نماینده ها بخاطر اینکه فکر میکنن امریکا اونا رو از سرنگونی نجات میده دارن قمار میکنن که باهشون ببندن!

Фото профиля ﺣﹸﺴﹶﯿﹾﻦ
ﺣﹸﺴﹶﯿﹾﻦ5 месяцев назад

دقیقا درست میگه من کاری ندارم که نظراتش و خط فکریش رو قبول دارم یا نه ولی در این مورد آقای ثابتی دقیقا درست میگن

Фото профиля S2M2 🥁⚖️🇮🇷
S2M2 🥁⚖️🇮🇷5 месяцев назад

اینو زنده می‌گیرنش مطمئن باشید اون روزی میاد که مردم اینو زنده میگیرن و انقدر میزننش که زیر دست و پا جون بده

Фото профиля Caravaggio 🇮🇷
Caravaggio 🇮🇷5 месяцев назад

پروژه جدیده؟ با سیمکارت سفید پست اعتراضی میزنی جنده خانم؟

Фото профиля m.d
m.d5 месяцев назад

بمب اتم امثال موجوداتي مانند اين دار و دسته اند

Фото профиля A shadow in darkness
A shadow in darkness5 месяцев назад

خریت غربگدا ها ته نداره

Фото профиля Mahnaz Yousefi
Mahnaz Yousefi5 месяцев назад

زندگی بلاتکلیفی یعنی چه میشه واضحتر توضیح بدید

Фото профиля JAAVAAD ZARVANDI
JAAVAAD ZARVANDI5 месяцев назад

حق با ثابتی هست بانو ولی احتمال زیاد بمب رو روی سر یمن میندازه

Фото профиля Morteza Pedram
Morteza Pedram5 месяцев назад

ترس فروشی پیشه شماست محل کاسبی شما برای گداییه رای ترس از جنگ، بی‌اینترنتی، گرانی و… که ظریف و پزشکیان به ملت فروختند و همه را یکجا بر سر ملت آوار کردند زندگی و رفاه و امنیت مر‌دم را بلاتکیف و خاکسترنشینشان کردید، ته‌مانده داشته‌هایشان را هم میخواهید حراج‌ کنید و تا ابد طلبکارید

Фото профиля pooya.md66
pooya.md665 месяцев назад

اینو به مردم ناکارآمدی و هیروشیما بگو بهت میگن کدوم اتم

Похожие видео

56 سال پیش چین با این آزمایش اول امنیت و بازدارندگی خودش رو تضمین کرد بعد فارغ از هر موضوعی متمرکز به پیشرفت اقتصادی شد. نصف این زمان رو ما صرف کردیم که بگیم ما هسته‌ای نیستیم. دانشمندان ما برای جلوگیری از توسعه هسته‌ای کشته شدن. هزاران جور تحریم دیدیم به این بهانه اتمی کل انرژی دولت ها صرف تلاش برای راضی شدن دشمن و کم کردن فشار و تحریم شد و نتیجه ای نداد. زندگی و معیشت مردم به فلاکت رسید به بهانه هسته‌ای. دو جنگ وحشتناک به ما تحمیل شد بخاطر هسته‌ای اندازه تمام دارندگان بمب اتمی هزینه دادیم آخر دشمن راضی نشد که نشد و حمله کرد و....... البته هسته‌ای بهانه است و مشکل خود جمهوری اسلامی هست ولی بپذیریم ما راهبرد بازدارنده ای نداشتیم. کشورهای که مثل ما هم دشمن ندارند و آنچنان در معرض تهدید نیستن با فرض احتمالات ، بازدارندگی واقعی برا خودشون ایجاد کردن. چرا علاقه داریم تو لاک مقاومت و دفاع و مظلومیت باشیم نمیدونم. چقد این ملت تاب آوری داشته باشند و مقاومت کنن دیگه. هيچ عامل بازدارنده ی هم برای جلوگیری از حمله دشمن نداشتیم. هنوز هم حاضر به تغییرات در سیاست های راهبردی نشدیم. الآن هم فقط منتظریم دشمن حمله کنه و ما دفاع کنیم. رهبر ما و حاکمان سیاسی امنیت جانی ندارن و ما هنوز حتی کوچکترین تغییری ندادیم. در ضمن انسداد تنگه هرمز هم قطعآ بازدارنده نیست و عده‌ای که تنگه هرمز رو هم سنگ آزمایش هسته‌ای اعلام میکنن از سطحی نگریشون هست. الان هم یه عده عزیز قطعآ میگن شما بهتر میدونی یا رهبر و ....... بجا این حرفا بیاید بحث کنیم و استدلال و ..... نمیدونم شایدم بنده اشتباه میگم ولی حداقل نتیجه آن سیاست ها و این وضعیت رو دیدیم.

حاج نادر 🚩

17,327 просмотров • 4 месяцев назад

آفرین بر آبتین وزیری آقا، آبتین جان به ما سور زد والاه! یه عمر بنده به انگلیسی استدلال کرده و توضیح داده‌ام که کلمه از باسن ووک درآمده «اسلاموفوبیا» اِشکال اساسی منطقی دارد چرا که عرفا ترس ناموجه از چیزی را با پسوند «فوبیا Phobia» به آن مشخص می‌کنند در حالیکه و ترس و هراس از اسلام بخاطر ماهیت وحشتناک آن نکبت و آورنده‌اش کاملا و مطلقا موجه است و هرکسی که اندکی عقل و منطق بارش باشد و برود و قرآن و حدیث خوانده و اسلام و تاریخش را مطالعه کند دقیقا به همان جمع‌بندی می‌رسد. و افزوده‌ام که لذا اسلاموفوبیا از لحاظ زبانی، بخصوص در مدارک تحلیلی یا قانونی، تحت عنوان میسنومِرMisnomer (ذکر اشتباه اسم) قرار می‌گیرد. حالا آقای آبتین وزیری نازنین، که در دوره دیگر اگر همت کند حتما به کنگره آمریکا راه خواهد یافت چون کارش خیلی درست است و من هم که تازه امروز از وجود چنین شخص نازنینی مطلع شدم داوطلبم هر کمکی از دستم برآید بکنم و فقط اینکه باید بیشتر شناخته شود که خواهد شد، آمده و آنچه را که من همیشه گفته‌ام لاکن با چاشنی واژه‌ای بس شایسته تکمیل کرده. او که نیز مثل من از کلمه اسلاموفوبیا خیلی شکار است، توضیح داده چرا و، مضاف به آن، به جایش کلمه «اسلاموتروما» را جایگزین کرده.😍 دمش گرم باد آن جوان AbteenVaziri 🍷. کیف کردم! باشد که روزی حضورا ببینم و دست شریفش را بفشارم. شاهد ایستاده‌ایم... #sharia #Sharia_Law #Islamotrauma #Islamophobia

Piyalechi

42,440 просмотров • 6 месяцев назад

سال نو مبارک و نوروز پیروز سالی که گذشت سال سخت و دردآوری برای مردم ایران بود، سالی که عزیزان بسیاری را از دست دادیم و بسیاری از شهروندان ایران کشته شدند و به همگان بیش از پیش عیان شد که هدف حکومت کنترل جامعه معترض و مردم مخالف با ترس‌افکنی، تهدید، سرکوب و اعدام است. اما آنچه شاهد بودیم شجاعت زنان و مردان، یکپارچگی مردم و فرو ریختن دیوار ترس به بهای تجارب تلخ و سنگین بود. سالی را پشت سرگذاشتیم که گاهی بعد از واقعه تلخ نام قهرمانان گمنام را شنیدیم و قربانیان، مبارزان و زندانیان گمنامی را شناختیم که با وجود تنها ماندن، استوار ایستادند و دست از مبارزه برای ایران و آزادی نکشیدند؛ باوجود آن‌که نتوانستیم پیش از این از آنها سراغی بگیریم یا کنارشان باشیم اما آنها باید بدانند که مورد احترام قلبی تک‌تک مردم ایران هستند. و امروز اگر امیدی به تغییر در سال جدید داریم بخش بزرگی از آن را مدیون این قهرمانان گمنام، ایستادگی و مبارزات آنها هستیم. هر کدام از ما به‌عنوان عضوی از جامعه و ملت ایران وظیفه داریم که از همه این قهرمانان گمنام، دادخواهان و آسیب‌دیدگان حمایت کنیم. وظیفه داریم از زندانیان سیاسی-عقیدتی با هر نوع نگرش سیاسی حمایت کنیم و خواهان آزادی همه آنها بدون تفتیش عقیده و دیدگاه‌شان باشیم. وظیفه داریم در شرایطی که سیاست سرکوب حکومت، ایجاد بی‌اعتمادی عمومی، شک و ابهام و مخدوش کردن حقیقت و خاکسپاری آن است،‌حقیقت را پاس بداریم و آن را بیان کنیم. وظیفه داریم در شرایطی که فقر عمومی شده و فشار اقتصادی در سایه ناکارآمدی حکومت رنج بسیاری به مردم تحمیل کرده و حتی منجر به in تغییر زندگی و سرنوشت بسیاری از ایرانیان شده، هوای همدیگر را داشته باشیم و بی‌تفاوت از کتار یکدیگر عبور نکنیم. در شرایط کنونی ما با نوعی شبه قحطی مواجه هستیم و هزینه‌های سنگین و دشواری‌های تحمیلی، به‌نوعی موجب قحطی روابط و زندگی اجتماعی در ایران شده‌است که نهایتا منتهی به قطع ارتباطات انسانی، اجتماعی و حتی فامیلی گشته‌است. اما به همه این سختی‌ها، جامعه هوشیار ایران راه خود را خواهد رفت، و با تمام ضربه‌های که به جامعه وارد شده‌است نیروی پیش‌برنده‌ای که در قلب مردمو جامعه نهفته است اجازه تسلیم شدن نخواهد داد و سرنوشت این کشور را رقم خواهد زد. در سالی که گذشت، سیل سیستان و بلوچستان و تنهایی مردم، عدم مدیریت، ناکارآمدی سیستم و نادیده گرفتن حقوق شهروندان را عیان‌تر کرد و با توجه به هشدارهای محیط زیستی و سیل در روزهای پیش رو و اینکه دولت و هلال‌احمر به کاری جز وظیفه ذاتی خود مشغول هستند احتیاط کنیم و شهروندان آسیب‌دیده را تنها نگذاریم. اگر بفهمیم کجا ایستاده‌ایم، کاستی‌ها و مشکلات کجاست، نقدها و نظرها را بشنویم درک خواهیم کرد که چه کنیم و در نهایت به کدام سو برویم. هر کاری که تصور می‌کنیم در توان ماست اما به‌نظر کوچک است را دست‌کم نگیریم و فراموش نکنیم که ما قرار است ادامه داشته باشیم. و نوروز نوید همین ادامه دادن ماست. هر چقدر توان و وقت‌مان کم باشد همان اقدامات به‌ظاهر کوچک ما در کنار هم موجی بزرگ و راهگشاست. از شما درخواست می‌کنم امسال را به‌نام زندانیان، آسیب‌دیدگان و دادخواهان گمنام مهر بزنیم و کنارشان بایستیم و باور کنیم تک‌تک ما شهروندان، پیر و جوان، در هر شهر و روستایی، امکان همراهی با این قهرمانان را داریم. این اندک اعتبار و محبتی که جامعه نسبت به من دارد را مدیون شما هستم و اینکه امروز نفس می‌کشم و با افتخار کنار شما ایستاده‌ام به‌خاطر حضور شماست. همچنان که پیش از این گفتم از ایران نخواهم رفت و مردمی را که قلبا دوست دارم ترک نخواهم کرد و کنار شما با همه سختی‌ها و مشکلات برای زندگی و آزادی خواهم ایستاد. مگر به مرگ و نیستی که در آن‌صورت در خاک عزیز میهنم آرام خواهم گرفت. به امید سالی که با حُسن نیت، حس مسئولیت و شفافیت کنار مردم باشیم و بپذیریم برای رهایی از وضعیت کنونی راهی جز اتحاد نداریم و باید دست همدیگر را بگیریم. به امید آزادی ایران و مردم ایران و برچیده شدن تمام حصارها، سالی بدون سرکوب، سانسور، فقر و تحقیر را برای مردم آرزو می‌کنم. وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم که در طریقت ما کافریست رنجیدن ارادتمند و مخلص همه شما هستم.

Hossein Ronaghi

108,115 просмотров • 2 лет назад

01) ترجمه سخنان نتانیاهو: فکر نمی‌کنم کسی به اندازه‌ی من وقت و انرژی صرف کند تا ایرانیان عزیز از واقعیت اتفاقات جاری آگاه شوند. با این حال، متأسفانه نه دیده می‌شوم و نه دوستان مطالب را بازنشر می‌کنند. دلیلش را نمی‌دانم، اما اگر به جای ترجمه کامل سخنان مانند فالگیرها بنویسم، احتمالاً بیشتر دیده خواهد شد! 😔 در مورد تسلیحات، اکنون موضوع این است که بدون حمایت از غرب یا شرق چه باید کرد. رژیم اسد فروپاشید و برای اطمینان خاطر، ما ۹۰ درصد از تسلیحات ارتش آن‌ها را نابود کردیم و سپس موقعیت‌های خود را تقویت کردیم، مانند تصرف قله‌های مناطق زیبا — این کاری بود که انجام دادیم. پس اگر بخواهید خلاصه کنید، آنچه که تا حالا گفتم این است: ما روند صلح با جهان عرب را داشتیم، ایران در حال اوج گرفتن بود، ایران طناب داری به دور گردن ما انداخته بود، و اسرائیل اوضاع را به نفع خود تغییر داد. از شرایطی که در ۷ اکتبر همه فکر می‌کردند اسرائیل محکوم به نابودی است، تبدیل شدیم به قوی‌ترین کشور منطقه — آن هم در مدت بسیار کوتاه، و این به لطف شجاعت باورنکردنی سربازان و فرماندهان ما بود. این فوق‌العاده است. واقعاً فوق‌العاده. آنها واقعاً شیرهای یهودا هستند. آنها واقعاً می‌جنگند. قهرمان هستند. و آن‌هایی که جان خود را از دست می‌دهند، قهرمان‌اند. و آن‌هایی که زخمی می‌شوند، شما باید زخمی‌ها را ببینید. مردی را دیدم که هر دو پای خود را از دست داده بود و با پاهای مصنوعی و دست مصنوعی ایستاده بود و دست دیگرش را بالا می‌برد و می‌گفت: “می‌خواهم برگردم و دوباره بجنگم.” و او تنها نیست. این‌ها قهرمانان شگفت‌انگیزی هستند. با انجام این کارها، ما محور ایران را شکستیم — اما کار تمام نشده است. به یاد داشته باشید، هنوز کارهای بیشتری باید انجام شود. ما باید جنگ در غزه را به پایان برسانیم، گروگان‌های خود را بازگردانیم و حماس را نابود کنیم. حماس دیگر وجود نخواهد داشت و ما قصد نداریم تشکیلات خودگردان فلسطین را جایگزین کنیم. چرا باید یک رژیمی را که خواستار نابودی ماست، با رژیم دیگری که همان هدف را دارد، جایگزین کنیم؟ این کار را نخواهیم کرد. می‌توانم بگویم که اسرائیل در هر حال کنترل نظامی منطقه را حفظ خواهد کرد. ما در برابر هیچ فشاری برای واگذاری کنترل تسلیم نخواهیم شد. و من به شدت از طرح رئیس‌جمهور ترامپ برای جابه‌جایی داوطلبانه فلسطینی‌هایی که می‌خواهند غزه را ترک کنند استقبال می‌کنم — باور کنید، بسیاری از آن‌ها می‌خواهند بروند. پس چه چیزهایی باقی می‌ماند؟ فرصت‌های زیادی، اما واضح است که همه‌ی این فرصت‌ها نابود خواهند شد اگر ایران به سلاح هسته‌ای دست یابد. دلیل اینکه ایران تاکنون به سلاح هسته‌ای دست نیافته این است که دولت‌های متوالی اسرائیل تحت نخست‌وزیری من، اقدامات متوالی انجام داده‌اند — که در اینجا جزئیاتش را شرح نمی‌دهم — و این باعث شد که ایران حدود ۱۰ سال از برنامه‌ی خود عقب بیفتد. آن‌ها ۱۰ سال پیش فکر می‌کردند حالا باید زرادخانه‌ی هسته‌ای داشته باشند، اما ندارند. ما آن‌ها را به تأخیر انداختیم ولی متوقفشان نکردیم. آن‌ها در زمینه‌ی غنی‌سازی بسیار پیشرفت کرده‌اند و حالا در تلاش برای ساخت سلاح هستند. سؤال این است که اکنون چه باید کرد؟ خوشبختانه، رئیس‌جمهوری در واشنگتن داریم که متعهد است — همان‌طور که بارها به من گفته — که «نمی‌توانیم اجازه دهیم ایران به سلاح هسته‌ای دست یابد.» من هم گفتم که کاملاً با این دیدگاه موافقم و بخش عمده‌ای از زندگی خود را وقف جلوگیری از این موضوع کرده‌ام. اما دو راه وجود دارد: یکی این است که توافقی حاصل شود که مانع از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای شود — با برچیدن کامل زیرساخت هسته‌ای ایران. این یعنی نه تنها جلوگیری از غنی‌سازی اورانیوم، بلکه حذف توانایی غنی‌سازی. یعنی باید سانتریفیوژها را نابود کرد، مواد هسته‌ای غنی‌شده را خارج کرد و کارهای دیگری نیز انجام داد، اما اصل آن همین است. توافق واقعی توافقی است که توانایی ایران برای غنی‌سازی اورانیوم برای ساخت سلاح هسته‌ای را از بین ببرد. به هر حال، تنها دلیل غنی‌سازی اورانیوم، ساخت سلاح هسته‌ای است. ده‌ها کشور وجود دارند که برنامه‌های هسته‌ای غیرنظامی دارند اما اورانیوم غنی نمی‌کنند. ایران همیشه سعی می‌کند بهانه بیاورد — مثلاً بگوید برای ایزوتوپ‌های رادیویی پزشکی یا زیردریایی‌های هسته‌ای است. ولی واضح است: ایران اورانیوم را تنها به یک دلیل غنی می‌کند — برای ساخت سلاح هسته‌ای. و آن‌ها قصد دارند این سلاح‌ها را علیه کشور من و سپس علیه آمریکا، پس از دستیابی به موشک‌های بالستیک قاره‌پیما، به کار ببرند. این تهدیدی واقعی علیه اسرائیل و دنیای آزاد است و باید متوقف شود. #KingRezaPahlavi‌ ‌

👑Fereshteh Gilaki

35,282 просмотров • 1 год назад

همه خسته‌ایم، اما باید شجاعت، دلیری و آگاهی نیکا و توماج را گسترش دهیم. این روزها، حال ایران بیش از پیش، خوش نیست. در واقع حال ما، مردم ایران، مدتهاست ناخوش و بد است. از وضعیت موجود، از گزارشی که در مورد نیکا منتشر شد، از اینکه توماج را برای حرف زدن و بیان حقیقت، محکوم کرده‌اند. از اینکه رضا رسایی، عباس دریس مجاهد کورکور و افراد زیادی، زیر حکم اعدام هستند، به‌خاطر وضعیت بچه‌های اکباتان و معترضان دیگر. از اینکه شاهد افزایش خودکشی‌های گروه‌های مختلف و سرمایه های انسانی کشور بصورت‌روزانه هستیم؛ از پزشکان تا شهروندان تحت فشارهای مختلف زندگی روزمره و.... همه این‌ها باعث شده مردم خشمگین و جامعه در آستانه انفجار باشد. فقر، فساد، رانت دزدی خفت گیری و.... فراگیر شده و اکثریت مردم، توان تامین مایحتاج اولیه زندگی را ندارند. و در چنین شرایطی فرماندهان انتظامی با دو کیلو نشان افتخار بر دوش و سینه‌شان، زنان ایران را خاکریز دشمن معرفی می‌کنند، آنها را عامل بیگانه می‌نامند و از فتح سنگرهای دشمن با این رفتارهای خشن و غیرانسانی در خیابان‌ها، سخن می‌گويند. حق شهروندی و حقوق اولیه‌ی انسانی و آزادی زنان ایران، خاک ریز هیچ حکومتی و سردار نظامی نیست که بخاطرش حاضر هستند اینگونه با زنان بجنگند! در جایی و زمانی هستیم که دادخواه هان و خانواده‌های کشته شدگان را علنا آزار میدهند، تهدید و بازداشت می‌کنند که چرا دنبال قاتل عزیزانتان هستید! حکم‌هایی بر اساس اعتراف‌های افرادی که تحت اجبار و شکنجه هستند (شخصا در بازداشتگاه ها شاهد شکنجه‌ها بوده‌ام)، صادر می کنند، هرصدای دیگری را خاموش و ساکت می‌کنند و از این طریق پیش می‌روند. اگر درگیر بازداشت یکی از اعضای خانواده با آشنایان و اطرافیان خود شدیم، قطعا باید اطلاع رسانی کنیم و حرف بزنیم، در غیر اینصورت با خواست دستگاه امنیتی همراه شده‌ایم. از طرفی نهایتا منجر به آسیب به خود و دیگرانی که تصور می‌کنند این روند کارساز است خواهیم شد، حتی آزار و اذیت هایی که دیدیم را لازم است عمومی بنویسیم و تاثیر این کار را دست‌کم نگیریم. هر شخصی که ما را مورد اذیت و آزار قرار داد در مقابلش بایستیم حتی اگر با لباس شخصی باشند و رفتاری را با او داشته باشیم که با اوباش، خفت‌گیرها و دزدها داریم! چراکه جواب عناصر فراقانونی، منطقی و قانونی نیست. در هر پوششی که هستند. مردم داخل کشور به‌دليل انواع بلاهایی که هر روز بر سرشان می‌آید و تحمل وضعيت سخت و فشارهای روزافزون که در آن هستند، پژمرده و افسرده شده‌اند، حال هیچکس خوب نیست، و نمای کف جامعه آنچه در فضای شاهدیم، نیست چه بسا از واقعیت بسیار دور است. جامعه هر روز تقلا می‌کند برای اینکه از منجلابی که حاکمیت به اسم زندگی برایش درست کرده، خود را از هر راهی نجات بدهد و نجات خواهد داد، هر چند که پروسه‌ای سخت است. یادمان نرود که اگر ناامید شدیم یا حس تنهایی و شکست کردیم به این فکر کنیم که نوجوان ایران، نیکا، تا آخرین نفس و آخرین لحظه جنگید و تسلیم نشد. ما هم مانند نیکا نباید تسلیم شویم و باید تا آخرین توان برای حق زتدگی بجنگیم و تلاش کنیم. این کشور برای ماست، برای همه مردم ایران است و یقین دارم روزی عاقبت ایران را از اشغالگران ضدبشر حاکم، پس می‌گیریم. نسل جدید ایران ما، کشوری خواهند ساخت که فقر و بی‌عدالتی در آن حاکم نباشد و کسی برای حرف زدن به اعدام محکوم نشود و دختربچه‌ها، برای خواستن حق بدیهی، کشته نشوند. آگاهی شجاعت و جسارت نیکا و نیکاها را گسترش خواهيم داد.... ما سکوت نمی‌کنیم و این ظالمان حاکم، می‌توانند به شیوه همیشگی خود، همه ما را به خاطر کمترین حرف و اعتراض، بازداشت حتی محکوم به اعدام کنند اما نمی‌توانند وادار به سکوت کنند. ما با همه این سختی‌ها، در ایران کنار هم هستیم و می‌ایستیم و مدافع یکدیگر و صدای یکدیگر خواهیم بود. به امید روزهای روشن برای ایران و ملت ایران و برای زن، زندگی، آزادی...

Hossein Ronaghi

87,848 просмотров • 2 лет назад

فرزانه صادق، وزیر راه و شهرسازی جمهوری اسلامی در یک گفتگوی تلویزیونی میگوید: «رادار نداریم و مجبوریم پروازها را به صورت ذهنی راهنمایی کنیم.» این جمله را نه یک شهروند عادی، نه یک منتقد سیاسی، که خود وزیر راه و شهرسازی جمهوری اسلامی روی آنتن زنده گفته است. انگار داشت از یک نقص جزئی در سیستم گرمایش ساختمان حرف می‌زد، نه از جان هزاران مسافری که هر روز سوار هواپیما می‌شوند و سرنوشت‌شان را به دستان نامرئی هدایت ذهنی می‌سپارند! در هوانوردی، یک خطای کوچک می‌تواند جان صدها مسافر را بگیرد. رادار وسیله تزئینی برج مراقبت نیست که نبودنش را با تجربه یا توانایی ذهنی کارکنان جبران کنند. یکی از کاربران با زبانی کنایه‌آمیز نوشته: «فقط یه رادار کار میکنه اونم در مورد حجاب!» 🔸جالب اینجاست که همین حکومتی که رادار ندارد، مدعی است در جنگ پیروز شده. حکومتی که برای هدایت یک هواپیمای مسافربری باید به حدس و گمان متوسل شود، برای مردم داستان اقتدار و پیشرفت تعریف می‌کند. اگر فردا هواپیمایی به‌خاطر همین "هدایت ذهنی" دچار حادثه شود، احتمالا باز هم یک مقام دیگر خواهد آمد و آن را به تحریم‌های ظالمانه دشمن نسبت خواهد داد!

TavaanaTech تواناتک

55,000 просмотров • 27 дней назад

🔸11 سال پیش وقتی مردم ایران بخاطر توافق هسته‌ای در خیابان‌ها می‌رقصیدند، جواد ظریف قهرمان و اوباما رئیس جمهور صلح‌جوی جهان شد، مارکو روبیو یک جوان ساده در کنگره‌ی آمریکا بود. 🔹درحالی که همه داشتند جلسه را ترک می‌کردند، مارکو بلند شد و گفت: شما برجام را نوشتید. تمام شد. ولی من فقط برای اینکه در تاریخ ثبت بشه، این را میگم: رهبر معظم حکومت ایران، نگاه آخر الزمانی به جهان دارد. اگر به بمب اتم هم برسد، دیگر معلوم نیست بچه‌های ما در چه جهانی زندگی کنند… ولی خبر خوبی برای شما دارم. شاید ایران رهبر همیشگی داشته باشد؛ اما آمریکا نه... به زودی دولت جدیدی روی کار می‌آید. و دعا می‌کنم آن دولت، نه تنها برجام را لغو ‌کند بلکه با تهدید نظامی، جلوی هسته‌ای شدن ایران را ‌بگیرد. وگرنه تاریخ ما را مقصر می‌داند. 🔺 فردا مذاکرات عباس عراقچی با آمریکا شروع می‌شود. با کدام آمریکا؟ با آمریکای مارکو روبیو…

حقوق خصوصی

563,158 просмотров • 7 месяцев назад

حمزه صفوی مسئله را وارونه می‌بیند. او می‌گوید برنامه هسته‌ای ایران گران‌ترین برنامه هسته‌ای جهان بود، نه برق تولید کرد، نه بمب ساخت، نه امنیت آورد و نه مشروعیت. این روایت در ظاهر جسورانه است، اما در واقع یکی از سطحی‌ترین صورت‌بندی‌های ممکن از یک شکست راهبردی پیچیده است. او نتیجه نهایی را می‌بیند، اما عمدا یا سهواً فرایندی را که به این نتیجه منتهی شد حذف می‌کند. مسئله اصلی این نیست که ایران چرا برنامه هسته‌ای داشت. مسئله این است که چرا ایران پرهزینه‌ترین بخش مسیر را طی کرد، اما درست پیش از رسیدن به نقطه بازدارندگی متوقف شد. ایران هزینه فناوری، تحریم، انزوا، ترور دانشمندان، خرابکاری، فرار سرمایه، کاهش رشد اقتصادی و در نهایت دو جنگ و تخریب زیرساخت‌هایش را پرداخت کرد، اما در پایان نه به یک توافق پایدار رسید و نه به یک بازدارندگی کامل. این شکست، شکست اصل بازدارندگی نیست. شکستِ ناتمام‌گذاشتن بازدارندگی است. صفوی می‌گوید ایران نه بمب ساخت و نه امنیت به دست آورد. درست است. اما همین گزاره علیه استدلال او عمل می‌کند، نه به سود آن. کشوری که به آستانه یک قابلیت راهبردی می‌رسد، برای دشمن خطرناک می‌شود، اما اگر آن قابلیت را تکمیل نکند، برای دشمن قابل حمله باقی می‌ماند. ایران دقیقاً در بدترین نقطه ممکن متوقف شد: آن‌قدر پیش رفت که دشمنانش احساس خطر کنند، اما آن‌قدر پیش نرفت که آنان از حمله بترسند. این همان منطقه مرگ راهبردی است. نه خلع سلاح واقعی، نه عادی‌سازی اقتصادی، نه بازدارندگی معتبر. صفوی هزینه تحریم و جنگ را به اصل برنامه هسته‌ای نسبت می‌دهد، در حالی که بخش بزرگی از این هزینه ناشی از نیمه‌کاره‌ماندن مسیر بود. اگر ایران از ابتدا تصمیم به عادی‌سازی کامل داشت، باید برنامه را در برابر تضمین‌های واقعی، رفع تحریم و ادغام اقتصادی واگذار می‌کرد. اگر هم تصمیم به بازدارندگی داشت، باید آن را به نقطه‌ای می‌رساند که حمله نظامی را برای دشمن غیرممکن یا دست‌کم بسیار پرهزینه کند. اما سیاست رسمی سال‌ها میان این دو مسیر سرگردان ماند. نتیجه چه شد؟ ایران هم هزینه کشور هسته‌ای را پرداخت کرد و هم آسیب‌پذیری کشور غیرهسته‌ای را حفظ کرد. این وضعیت تصادفی نبود. سال‌ها نوعی مهندسی ادراک در فضای سیاسی و کارشناسی کشور شکل گرفت که همیشه هزینه تکمیل مسیر را برجسته می‌کرد، اما هزینه تعویق، ابهام و توقف را پنهان می‌ساخت. نخبگانی که خود را عقلای نظام معرفی می‌کردند، جامعه را قانع کردند که ایران می‌تواند تا مرز بازدارندگی پیش برود، اما بدون پرداخت هزینه تصمیم نهایی در همان نقطه متوقف بماند. آنان وعده دادند که نه جنگ می‌شود، نه تحریم ادامه می‌یابد و نه دشمن حمله خواهد کرد. واقعیت اما خلاف آن را نشان داد. ایران نه تنها تحریم شد، بلکه سرانجام مورد حمله قرار گرفت. زیرساخت‌هایش هدف قرار گرفت، سرمایه ملی‌اش فرسوده شد و همان کسانی که سال‌ها تکمیل بازدارندگی را «ماجراجویی» می‌خواندند، اکنون خسارات ناشی از نبود آن را دلیل بی‌فایده‌بودن کل پروژه معرفی می‌کنند. این وارونه‌سازی آشکار علت و معلول است. ادعای «گران‌ترین برنامه هسته‌ای جهان» نیز بیشتر شعار رسانه‌ای است تا گزاره علمی. گران نسبت به چه؟ با چه روش محاسبه‌ای؟ آیا هزینه تحریم‌های تحمیل‌شده، خروج آمریکا از توافق، جنگ اقتصادی، عملیات خرابکارانه و حملات نظامی همگی باید در حساب فنی یک برنامه هسته‌ای ثبت شوند؟ اگر چنین است، باید هزینه حمله دشمن را هم به حساب قربانی نوشت و مهاجم را از معادله حذف کرد. این شیوه استدلال همان منطق عجیبی است که می‌گوید چون دشمن برای جلوگیری از قدرت‌یابی ایران هزینه تحمیل کرده، پس اصل قدرت‌یابی اشتباه بوده است. با این منطق، هر برنامه موشکی، نظامی، صنعتی یا فناوری که دشمن علیه آن تحریم وضع کند، باید کنار گذاشته شود. بخش مربوط به تنگه هرمز نیز از همین ضعف تحلیلی رنج می‌برد. صفوی می‌گوید با بستن هرمز، ایران دیگر نمی‌توانست نفت صادر کند و مخازنش پر می‌شد. این سخن از نظر فنی بخشی از واقعیت است، اما از نظر راهبردی ناقص است. هیچ‌کس تصور نمی‌کند بستن هرمز یک سیاست دائمی و بدون هزینه است. هرمز ابزار فشار متقابل است، نه جاده‌ای رایگان برای پیروزی. کارکرد آن این است که هزینه جنگ علیه ایران را به بازار جهانی انرژی، کشورهای عربی، بیمه‌گران، شرکت‌های کشتیرانی و قدرت‌های مداخله‌گر منتقل کند.۱👇🏼

Hossein Ghatib حسین قتیب

16,833 просмотров • 3 месяцев назад

💢چگونه تله‌ی جنگ، جنگ را به خاک کشور کشاند؟ ♨️هادی معصومی زارع در گفتگو با موضوع «جنگ، آتش‌بس و آینده جمهوری اسلامی ایران» در تمام‌رخ 🔸تله ادراکی همان چیزی بود که سال‌ها از آن با عنوان تله جنگ تعبیر می‌شد. این‌که ما نباید به هر قیمتی که شده درگیر جنگ بشویم و باید توافق کنیم. در یک سال و نیمه گذشته به طور مکرر مقامات سیاسی و متاسفانه بدتر از آن مقامات نظامی و امنیتی ما سیگنال های مکرری را ارسال کردند مبنی بر این که ایران خواهان جنگ نیست. 🔸اگر دیپلمات‌های شما بگویند که ایران خواستار جنگ نیست و به‌دنبال مذاکرات است، مشکلی نیست. طبیعی است. اما اگر مقامات نظامی شما آن‌هم در تریبون عمومی دائم ترس از جنگ را القاء کنند یا این‌گونه بگویند که جنگ برای ما خیلی هزینه دارد و ما زیر بار جنگ و تله جنگ نخواهیم رفت، دلیلی دارد که دشمن شما چنین سیگنال‌هایی را دریافت کند و به شما حمله نکند؟ اگر ترکیب متوازنی از مذاکره و آمادگی حقیقی برای رویارویی خلق می‌شد، شاید برداشت دشمن متفاوت می‌شد. 🔸صلح‌طلبی افراطی جریان موسوم به عقلانیت، فشارهای بیش از اندازه که به سیستم آوردند و ادارک‌سازی رسانه‌ای که انجام دادند، که بسیاری از فرماندهان شهید هم متاثر از آن فضای غالب بودند، منجر به این وضعیت شد. 🔸مسئله و دغدغه حقیقی این جریان که این‌ روزها تلاش می‌کند خودش را به عنوان منجی و زبان مردم معرفی کند، مهندسی سیاست داخلی است تا حل واقعی مشکلات کشور. کما آن‌که بخشی از اهداف حمله اسرائیلی‌ها به ایران، مهندسی سیاست داخلی و تغییر آرایش سیاسی بود. 🔸این‌ها حالا با احساس این‌که لایه انقلابی توسط اسرائیل تراشیده شده است، می‌خواهد خودش را به عنوان منجی به مردم بفروشد. حال این‌که این‌ها خودشان با ادراک‌سازی‌هایی که برای سیستم خلق کردند زمینه‌ساز جنگ‌کنونی و وضعیت موجود شدند. 🔸داستان تله‌ی جنگ برای کشور ما بسیار عبرت‌آموز شد. تماشای فیلم کامل: شنیدن صوت کامل:

تمام‌رخ | TamamRokh

29,101 просмотров • 1 год назад

هفت نکته درباره ادامه راه: ۱- لطفا در دادن امتیاز عجله نکنید. هزینه‌‌ای که آمریکا تاکنون پرداخته برای او قابل تحمل بوده. این یعنی تکرار چرخه جنگ، آتش­‌بس، مذاکره و جنگ. طراحی آمریکا و اسرائیل علیه ایران چهار ساله است، نه یک یا دوساله. طرف مقابل به اهداف کوتاه‌مدت خود رسیده ولی به اهداف بلندمدت نه. یعنی کار او تمام نشده. ۲- فشار اقتصادی جنگ در آمریکا و قیمت بالای نفت و بنزین باید حداقل دو ماه دیگر ادامه پیدا کند. این یعنی بسته بودن تنگه هرمز برای حداقل دو ماه دیگر. ۳- لطفا اهمیت درآمدی تنگه هرمز را در کنار اهمیت ژئوپلیتیک آن جدی بگیرید. مراکز بین‌المللی درآمد ایران از تنگه هرمز را حداقل سالانه ۸۰ میلیارد دلار برآورد کرده‌اند. ۸۰ میلیارد دلار دوبرابر فروش سالانه نفت ایران است ولی در معادلات جهانی پول زیادی نیست. هزینه بسته بودن تنگه هرمز برای اقتصاد دنیا تاکنون حدود ۱۰۰۰ میلیارد دلار بوده است. یعنی دنیا متوجه است که هزینه پرداخت حق مردم ایران بسیار کمتر از هزینه بلندمدت وضعیت فعلی است. ۴- لطفا تجربیات گذشته را فراموش نکنید. تا زمانی که آمریکا آمریکا است تحریم‌های آمریکا علیه ایران ادامه دارد و به‌طور جدی یا بلندمدت برداشته نخواهد شد. برداشتن تحریم‌های ایران در حوزه اختیارات قوه مجریه آمریکا نیست و نیاز به رأی کنگره دارد. ۵- لطفا اورانیوم غنی‌شده را از دست ندهید. اگر اورانیوم غنی‌شده از کشور خارج یا رقیق شود، ترامپ ایران را تهدید به استفاده از بمب اتم خواهد کرد. ۶- لطفا اختلافات داخلی آمریکا را جدی بگیرید. ادامه جنگ با ایران در کنگره آمریکا دیگر رای ندارد، اگر معلوم شود درگیری‌ها ادامه‌دار و پرهزینه است. ۷- نیاز است مردمی که تحت فشار اقتصادی هستند نسبت به سیاست‌های کشور توجیه باشند. توجیه نبودن مردم یعنی کاهش انسجام ملی.

فواد ایزدی Foad Izadi

35,936 просмотров • 4 месяцев назад

تنها ۶ روز پس از آنکه صدام از حفره‌ی ذلت بیرون کشیده شد، سیلیِ «واقعیتِ میدان» در طرابلس بر صورت قذافی نواخته شد و لرزه بر اندام دیکتاتور لیبی افتاد؛ او فهمید نفر بعدی در لیستِ تسویه‌حسابِ تاریخ، خودِ اوست. قذافی سراسیمه به سیمِ آخر زد و کلِ بساط هسته‌ای‌اش را در سینیِ نقره تقدیم آمریکا کرد. این جستار، بازخوانیِ یک فرجامِ محتوم است: سقوطِ رژیم‌های تمامیت‌خواهی که گمان می‌کردند مشروعیتِ نداشته‌شان را می‌توانند در سانتریفیوژها غنی‌سازی کنند. در ژانویه ۲۰۰۴، آمریکا ۲۵ تن اسناد و تجهیزات حساس را از خاک لیبی خارج کرد؛ قذافی خیال می‌کرد با این معامله، بقای حکومتش را بیمه کرده است؛ غافل از اینکه او تنها «اهرمِ بازدارندگیِ» خود را پیش‌مرگِ توهماتش کرده بود. هفت سال بعد، وقتی غرشِ جنگنده‌ها آسمان لیبی را شکافت، نه اتمی مانده بود و نه اعتباری. او که عمری را در کاخ‌های سبز گذرانده بود، در لوله‌ی فاضلاب به انتهای خط زندگی رسید. پسرش، سیف‌الاسلام، بعدها با تلخی گفت: «غرب به هیچ عهدی وفا نکرد.» او راست می‌گفت، اما حقیقتِ بزرگ‌تر این بود: غرب با «دولت‌ها» معامله می‌کند، نه با «فرقه‌های تروریستی». صدام حسین اما مسیرِ «انکار و فریب» را رفت. او پس از جنگ کویت، تحتِ فشار آژانس، برنامه هسته‌ای‌اش را ظاهراً برچید، اما دانشمندانش را در پستوها، و طرح‌هایشان را در باغچه‌ها دفن کرد تا روز مبادا دوباره جوانه بزنند. در سال ۲۰۰۳، او نه به خاطر بمبی که داشت، بلکه به خاطر «ماهیتِ ضدِدولتی» و تهدیدِ دائمی‌اش برای نظمِ جهان از پا درآمد. فرجامِ صدام، دارِ مجازات بود؛ چون او هم مانند قذافی، «ملت» را پشتِ سر خود نداشت. بشار اسد، بازیگرِ زیرک‌تر یا شاید خوش‌شانس‌تر این سیرکِ خونین بود؛ او با کپی‌برداری از راکتور «یونگ‌بیونِ» کره‌شمالی، در دلِ بیابان‌های دیرالزور به دنبالِ پلوتونیوم بود. وقتی در ۲۰۰۷، عقاب‌های اسرائیلی در سه دقیقه رویای او را به تلی از خاکستر تبدیل کردند، اسد سکوت کرد؛ چون اعتراف به وجودِ راکتور، از خودِ بمباران رسواکننده‌تر بود. بشار اسد بدون بمب اتم، و به قیمتِ تبدیلِ سوریه به ویرانه‌ای تحت‌الحمایه‌ی بیگانگان، چند صباحی بیشتر بر مسند قدرت تکیه زد، تا دسامبر ۲۰۲۴ که آن سازه‌ی پوشالی در ۱۱ روز فرو ریخت و دیکتاتور به دامنِ مسکو پناه برد! اسد درسِ اصلی تاریخ را درک نکرده بود: رژیمی که ریشه در خاکِ ملی ندارد، با هیچ گلخانه‌ی هسته‌ای زنده نمی‌ماند. صدام با «انکار» به طناب دار رسید، قذافی با «تسلیم» به فاضلاب تاریخ رفت و اسد با «پنهان‌کاری» به تبعید و تحقیر دچار شد. هیچ‌کدام بمب اتم نداشتند، یا برنامه اتمی‌شان را از دست داده بودند، اما آنچه آن‌ها را به کامِ نابودی کشاند، نه فقدانِ کلاهک هسته‌ای، بلکه فقدانِ «دولتِ ملی» بود. آن‌ها نه حکمران، که غاصبانِ صندلیِ ملت‌‌ بودند، و مشروعیت‌شان تنها از لوله‌ی تفنگ نشأت می‌گرفت. امروز، رژیمِ اشغالگرِ ایران مدعی است که تاریخ را خوانده، اما بدترین درسِ ممکن را از آن گرفته است. خامنه‌ای می‌پنداشت که قذافی و اسد به خاطرِ «نداشتنِ بمب» مُردند، در حالی که آن‌ها به خاطر «نداشتنِ ملت» سقوط کردند. جمهوری‌اسلامی چهار دهه فرصت داشت تا اتم را به گروگانِ بقای خود تبدیل کند؛ اورانیوم ۶۰ درصد، سانتریفیوژهای IR-6 در دلِ کوه‌های فردو، و نشاندنِ دانشمندان در قلبِ نهادهای امنیتی، همگی برای یک هدف است: «باج‌گیری از جهان برای سرکوبِ ملت». وقتی «ونس» در اسلام‌آباد دو شرطِ خروجِ اورانیوم و توقف ۲۰ ساله‌ی غنی‌سازی را روی میز گذاشت، در واقع «مدلِ لیبی» را احیا کرد؛ رژیم می‌داند پذیرشِ این شروط، امضای حکمِ مرگِ ایدئولوژیکِ اوست. برای رژیم، «حقِ غنی‌سازی» و «مقاومت»، تنها ابزارهای هویت‌ساز هستند؛ بدون این تقابلِ خودساخته، این فرقه هیچ معنا و توجیهی برای وجود داشتن ندارد. اما هشدارِ بی‌رحمانه‌ی تاریخ برای ما ایرانیان، در لایه‌ای عمیق‌تر نهفته است؛ قذافی رفت و لیبی به ویرانه‌ی قبایل بدل شد، صدام رفت و عراق سهمِ نفوذِ منطقه‌ای رژیم شد، اسد رفت و سوریه هنوز در پیِ هویتِ گمشده‌اش می‌گردد. سقوطِ رژیم، شرطِ لازم است، اما تمامِ داستان نیست. آنچه این ملت‌ها نداشتند و ما «باید» داشته باشیم، نه فقط «غیابِ دیکتاتور»، بلکه «حضورِ دولتِ ملیِ مشروع» است؛ حقیقتِ عریان این است: هیچ بمبی، هیچ راکتوری و هیچ بستنِ تنگه‌ای نمی‌تواند جایگزینِ اراده‌ی یک ملت شود. رژیم‌هایی که از جنسِ ملت‌های خود نیستند، دیر یا زود در زباله‌دان تاریخ دفن می‌شوند. آنچه پس از آن‌ها می‌ماند، اگر با «دولتِ ملی» پر نشود، خلأیی خواهد بود که دیگران، با نقشه‌هایی شوم، برایش دندان تیز کرده‌اند.

سیروس پارسا

78,525 просмотров • 5 месяцев назад