Загрузка видео...

Не удалось загрузить видео

На главную

جماعت مبايل دزد چرا نبايد موقف مغل هاى كويته ره تاييد نكند؟ چون مبايل دزد جماعت مسعود ره بخاطر مسعود بودن اش فروخت و بيست سال از نام مسعود نان خورده و امروز هم كيس هاى پناهندگى خود و هم مسلكان شان در غرب پيشميرود بنام مسعود…. و امروز...

10,780 просмотров • 10 месяцев назад •via X (Twitter)

Комментарии: 21

Фото профиля Alkozai
Alkozai10 месяцев назад

رهبر صاحب اين مبايل دزد جماعت آبرو برايت نمى ماند

Фото профиля عبدالغفور حسین‌پور
عبدالغفور حسین‌پور10 месяцев назад

بچیش الکوسی گوهی مردم هزاره را نخور💩

Фото профиля Sajad Sajad
Sajad Sajad10 месяцев назад

روحت شاد رهبرم قهرمان ملی افغانستان

Фото профиля آزادی
آزادی10 месяцев назад

افغان در گوگل یک نوع سگ را نشان می‌دهد اگر خفه نمیشی.

Фото профиля Education Advocator
Education Advocator10 месяцев назад

خداوند رهبر جوان را از شر شیاطین جنی و انسی محفوظ نگاه دارد. مگس های الکترونیکی بسیار ناراحتند. #افغانستان #طالبان #ظالمان

Фото профиля Missaq
Missaq10 месяцев назад

ما گذشته پولیس لندن دو پشتون را بجرم دزدی بیش از ۴۰ هزار مبایل دستگیر کرد. در یوتیوب همه اسناد وجود دارد. شرم به شما دروغگو های چشم سفید و بی حیا.

Фото профиля Mateen Aryaie
Mateen Aryaie10 месяцев назад

ایقسم ودیو های ساخته را در کوس خواهرت بزن

Фото профиля Darwish
Darwish10 месяцев назад

ال گو زی

Фото профиля Pan_khurasan
Pan_khurasan10 месяцев назад

مزدوران پنجاب پاکستانی ها آرزوی غلام شدن را تنها از پشتونها داشتند و دارند و به همین دلیل آنها را به قدرت رساندند ولاهی که مسعود حقیقت میگفت.

Фото профиля jaan wolf
jaan wolf10 месяцев назад

😂

Фото профиля گمنام
گمنام10 месяцев назад

بسوزید،، نسل پنجاب خبیس

Фото профиля The Dude
The Dude10 месяцев назад

غول خان موبایل دزد هم در انگلستان افغان بغیرت بود که با مردها میرفتند و چون نادر غدار تا موبایل مردها را هم میدزدید اینها دزدان جهانی و لوطی شما بودند جعل و تقلب غداری و خودمرداری تان کم میاد

Фото профиля Shaheensha Adel
Shaheensha Adel10 месяцев назад

کمی از دزدی های خود هم بگو یید، درانگلستان بی ادبی معاف بعد از کون دادن ، تیلفون را می دزدیدید. لواط کار ، شما،انتحاری ،شما دزد و طنفروش مزدور خارجی شما بابی شرمی میاید نام خود را بالای دیگران میگذارد.

Фото профиля Darwish
Darwish10 месяцев назад

الگوزی گوه را شما میکنید انگشت تان طرف دیگران دراز است

Фото профиля تاجیک تبارخراسانی
تاجیک تبارخراسانی10 месяцев назад

زدیم درافغانیتت

Фото профиля Rayan Hamad ریان حماد
Rayan Hamad ریان حماد10 месяцев назад

@RohullR @AhmadSharifzad @HameedMirzad19 @MuslimShirzad ابرو و عزت به خود نماندند

Фото профиля Pan_khurasan
Pan_khurasan10 месяцев назад

این قسم کون اوغان را لچ کردند. بیچاره

Фото профиля Nezam Khosrawi
Nezam Khosrawi10 месяцев назад

مشکل ما همین است که ملی گرا استیم ولی دیگر خواب خیال افغان بودن ما و ملی گرایی مارا از سر دور کنید

Фото профиля Yaz
Yaz10 месяцев назад

یعنی بسیار نسل بی عزت و بی غیرت هستین

Фото профиля 𝒶𝒽𝓂𝒶𝒹 𝓃ℴℴ𝓇𝒾
𝒶𝒽𝓂𝒶𝒹 𝓃ℴℴ𝓇𝒾10 месяцев назад

زن تو بز دروغگو را همه دنياي بگايه اول خودت نوكر پاكستان بودى حال بزغاله ات نوكرى پاكستان را ميكنه

Фото профиля Parwiz
Parwiz10 месяцев назад

ترووریست بخی که برادر کلانته چوب در بیجایش رفت

Похожие видео

ذلاله ء ذليل…. ببينيم كه كليسا،چندصد يورو، نام طلاقى،فرارى و منظوى بودن جامعه تو ره چند وقت لزت خواهد بخشيد تو،به كنار آب ء فاضله و آب گنده بچه هاى كوچه و كمپ ها خواهد مبدل شدى و فرزند صاحب ء يك مادر ء به معنى واقعى اش…. بعد از چند روز به تيك تاك و گدايگرى پناه خواهد بُوردى تا پيسه يك بسته سگرت و شراب ات ره جهت فراموشى غم هايكه برايت خريدى فراموش كنى،بدست آورى در اون روز خواهد فهميدى كه چهار قلاده طلاقى،فرارى و بى عزت مثل خودت بدرد بخور ات نه بلكه همان خانه و همان بچه گك فرزند ات اصل زندگى ات بود….. حالا در بازار هاى اروپا چكر بزن،عنقريب چادر ره از سر پاين،لباس ات ره عوض خواهد كردى،از هوا،غذا،ديموكراسى،بچه بازى/عياشى وغيره اش لزت بُرده برو،إلى اينكه نيشه اين كارها از سر ات بپرد و بسر بخورى… نا گفته نماند،بهتر است از زندگى آنانى عبرت بگيرى كه امروز صفت تو ره كرده روان اند شب و روز و شاباش برايت ميگويند،كه چطور منفور ء جامعه شده اند كه حتى مردم بطرف شان تُف هم نميكنند….

Alkozai

12,760 просмотров • 9 месяцев назад

خبر دلخراش….. شاشيدن بر روى قهرمان ملى اسبق افغانستان توسط جوانان ولسوالى عمرز/حصه اول پنجشير بعد از آنكه رزاق مامون پرونده دزدى ماما هاى احمد مسعود فرزند احمدشاه مسعود را إفشاء نمود و چند روز بعد اش احمد در يك كنفرانس در فرانسه بشكل چاپلوس منشء دست مظلوميت به غربى ها دراز نمود، ايشان توسط حاميان قسيم فهيم در مجازى نخست تكفير شد و سپس بالاى تصوير فرمانده مسعود شاشيدن ره آغاز كردند…. ما بصفت وطندار بارها احوال فرستاديم براى مخالفين مسعود تا دست از اين كارها بردارند چون در قدم نخست مسعود وطندار و پنجشيرى تان بود و ثانياً ايشان دگه در اين دنيا نيست !!! و اين كار شايسته يك مسلمان و افغان نيست ميشه كه مخالفت بمثل ما همراى مرحوم و فرزند اش انجام دهيد… لاكن اين جوانان به حرف ما كه گوش ندادند بلكه قريب بود كه به آدرس مردم ما نيز دهن كَجى كنند… —————————————————— ايشان شكيب پنجشيرى و از حاميان و وطنداران قسيم فهيم مارشال اسبق افغانستان ميباشد بيخى مبارزه ره شرماندين بابا

Alkozai

10,531 просмотров • 6 месяцев назад

ائتلاف نامقدس ميان شوراى نظار و طالبان عليه حزب وحدت و حكمتيار (۱۹۹۵–۱۹۹۶) ——————————————————— شورای نظار (جمعیت اسلامی) اولين جريان شر و فسادى بود كه دست طالب ره بوسيده،و بالاى خويش سوار كرد ببينيد كه چطور افراد وابسطه به شوراى نظار طالب ره در دهمزنگ كابل خوش آمديد گفته و همرايشان روى بوسى دارند.. نوت: اين زمانيست كه چوب/سوته طالب،هنوز وارد مقعد پكولى ها نشده بود… و ناگفته نماند كه طالب از همان زمان ضد مكتب رفتن دختران و سخت گير بودند"در اين راستاء صحبت هاى زابت دوستم ثبت است در يوتيوب" پكولى ها، به طالبان و ژورناليست فرانسوى ميگويند كه مزارى به ايران فرار كرد و هزاره ها گ*يده شدند…. اين ⬆️ هم ادبيات مجاهد اش…. و در اخير اضافه ميكنند كه مرگ به مزارى،مرگ به دوستم و مرگ به گلبدين. حالا سوال اينجاست كه زى و خيل چرا مسئول درد مقعد شما هاى باشد كه پدران دزد و خاين تان طالب ره بخاطر زدن رقباى پوسته اى و پاتك اى هاى خويش به كابل لبيك گفتند؟ رقيب سياسى گفته نميتوانيم،چون دزد و رهزن ره به سياست چه غرض! كه چيزى بگويم، ميگن تعصب ميكنيد Dr. Rangin Dadfar Spanta- دکتور رنگین دادفر سپنتا داكتر صاحب اسپنتا،اين ها ره كتاب خاطرات تان درج كنيد تا در آينده نسل هاى جوان ماوشما آگاه تر عمل كنند

Alkozai

21,310 просмотров • 1 месяц назад

قبل از خواندن یک نکته را باید عرض کنم : شان مخاطبین این صفحه و هدف من از این کار افشا و معرفی بلاگرها شاخ های مجازی نیست ، این کار را بسیار زرد ، حاشیه‌ای و نامسئله در این مقطع می دانم. از پرداختن به این افراد از تینا گرفته تا مونا و هانیه و حالا شکیبا و اسی و بقیه کثافت‌ها فقط و فقط معرفی بلاگرهایی است که در خدمت اهداف کثیف رژیم جمهوری اسلامی هستند، پس از معرفی این بلاگر و آن بلاگر که این رو بگو ... خواهش می کنم خودداری کنید. اما قطعا هر بلاگر حکومتی را که به قطعیت برسم بهش خواهم پرداخت. همه اطلاعات راستی آزمایی شده ما درباره شکیبالطفی این است و بیش از این هم ارزش پرداختن ندارد ، در خانه اگر کس است یک حرف بس است : شکیبا لطفی نه شکیبا لطف بچه كرج بود ، در گذشته ای نه چندان دور كلا خودش بود و یه كت و شلوار نارنجي فردی به شدت بددهن و بی ادب . شكيبا به عنوان ... با ٢ دختر دیگه ميرن تركيه با تعدادی مدیر دولتی و آزاد اونجا مواد ميزن و.... این سرآغاز آشنایی او با اسی است . الان بعد ٩ سال ازدواج نکردند و قرار هم نیست بکنند در واقع سرویس دادن و سرویس گرفتن است. پیج شكيبا ٢ سال بيش بسته شد به دليل حجاب…. به يك روز كامل نكشيده باز شد دوباره. كلى هم تو همه عكس هاش ليوان هاى مشروب هست … اسماعیل اسکندری مهرانجانی یا همان اسی به حکومت ، عراقچی ،ابریشم چی و سپاه پاسداران در دوبی و لندن وصل است و کارش حمل پول به خارج از کشور و در واقع پولشویی است، حالا اگر آب بندی و قاچاق مواد مخدر هم بشود ، ابایی ندارد از انجامش و این همه کارش هست و واردات و صادرات آجیل دروغی بیش نیست. شكيبا با اين تو مهموني دوست ميشه دو سال ميرن دبي پيجش رو ميبنده بعد برميگرده با سفرهاي اروپايي و لباس های برند و خونه تو نياوران و ….. شکیبا لطفی با ۲۴ سن و خانواده معمولی رو به پایین ، حالا هر ماه مسافرتهای لاکچری میره ساعت بالای پنجاه هزار دلاری دستش هست و چند ماه پیش هم رفت آمریکا . هر روز با یک کیف و کفش و جواهرات میاد پست میذاره ، و show off میکنه به مردمی که پولشون رو دزدیده ، ایشون دقیقا بیان بگن منبع این پولها از کجاس ؟ اما اسی کیست ؟ اسم پدر و مادر اسماعیل، هدایت و بتول است، کسی که به او حاج هدایت می‌گویند و در کار نخود بوده است. عموی ناتنی‌شان هم حاج خداکرم است. اما الان اسی اسکندری به‌راحتی از بانک‌ها وام‌های کلان می‌گیرد و شکیبا هم جزو بلاگرهای بسیار کثیف است. شکیبا در حالی پشت سر مهسا، چتریو، ساناز و بقیه، حرف‌های زیادی می‌زند و می‌گوید این‌ها تازه به پول رسیده‌اند؛ در حالی که خودش عملاً مثل یک کارگر زیر دست اسماعیل کار می‌کند، چون اسماعیل آدم بسیار خشن و وحشی‌ای است. با این حال، به‌خاطر پول، از خودش هم مایه می‌گذارد که رابطه حفظ بماند. کل خانواده اسکندری پاسپورت دومینیکا دارند.(این یک فکت است هرکسی را دیدید پاسپورت دومینکن داره یه جای کارش میلنگه) اما ساناز او کارش را با ارسال عکس های نیمه برهنه اش برای مدیران دولتی و آزاد شروع کرد و در قبالش سفرهای داخلی و خارجی با آنها می رفت ، در بعضی موارد از مدارک آنها و یا گفتگوهایشان فیلم و صدا ضبط می کرد بسیاری هنوز بر این باورند او پرستوی نهادهای امنیتی برای به دام انداختن و یا باجگیری از آنها بوده ( بسیار عجیب است در پرونده مونا کاکاوند هم عین همین تصاویر و عین همین سابقه موجود است که بعدا به آن خواهیم پرداخت) رابطه ساناز و اسی همین گونه آغاز می شود. دوست‌پسر شکیبا از طریق ساناز برای رؤسای بانک‌ها دختر جور می‌کرد تا بتواند از آن‌ها وام بگیرد. برایشان هتل دوبی می‌گرفت و دختر می‌فرستاد تا کارش در بانک راحت جلو برود. تا کنون کمتر پیجی درباره آنها نوشته اند یا ترسیده‌اند یا خریده شده‌اند یا تهدید می‌کنند. اگر نوشته شود، مثل بمب می‌ترکد. اما روابط دوست‌دختر/دوست‌پسری‌شان واقعاً آلوده و کثیف است؛ مصرف خانوادگی کوکائین هم دارند، زن و مرد. درباره اسی اسکندری که با عراقچی کار می‌کند: عراقچی از ایران پهپاد و سلاح جنگی می‌فرستد روسیه و روسیه هم به‌جای پول، به ایران روغن، گندم و ذرت می‌دهد. حالا اسی از طریق یک پسر که ۶–۷ سال است نمی‌تواند به ایران بیاید، این روغن و گندم را می‌گیرد تا داخل ایران بفروشد. این شاید مهمترین قسمت ماجرا باشد : عراقچی و سپاه پاسداران در بیرون تجارت کثیف مواد مخدر و سلاح دارند و بجای پول قهوه، برنج و ماشین های لوکس وارد می کنند و اسی در واقع ترانسفرماتور حکومت است و شکیبا هم فقط پوشش ،با او در سفرها می‌رود عکسی می‌اندازد و می‌آید . همین !

Amir Farshad EBRAHIMI

136,671 просмотров • 7 месяцев назад

«نظر دیگری داشتم» نگاهی به چند مثال تاریخی از فشار مسئولان برای تغییر نظر ولایت اکبر هاشمی رفسنجانی - نظر آقای روحانی هم مثل من است که ما باید مسئله‌مان را با آمریکا حل کنیم. رفتم و با آقا صحبت کردم. یکی دو ساعت بحث کردیم و به نتیجه نرسیدیم. من گفتم نمی‌توانم حرف دیگری به شما بزنم و فقط مساله ما و خداست. بالاخره در روز قیامت از من و شما می‌پرسند چرا این‌ همه ضرر و مشکلات برای نظام و مسلمانان ایجاد شد. اگر این‌ها را بر عهده می‌گیرید، من دیگر حرفی ندارم. ایشان گفتند: بله، جواب خدا با من باشد. - در جلسه مشورتی، رهبری ... با تعطيلی غنی‌سازی که خواست اروپا و آمریکا و روسيه است، مخالفت کردند. آقایان روحانی و خرازی و خاتمی خواستار تعطيل موقت شدند. - ظهر، هیأت رئیسه خبرگان در دفترم جلسه داشت. آن‌ها ... معتقدند ابهت نظام شکسته شده به خصوص که برخلاف اظهارات رهبری در ماه‌های اخیر است و تعجب داشتند که: چگونه رهبری از حرف‌های خود برگشته‌اند. گفتم: از همه جوانب به ایشان فشار می‌آيد. - رهبری نظرشان این بود که در صورت عدم ختم پرونده، تعلیق را لغو کنیم، ولی با توضیحاتی که دکتر روحانی دادند، اکثریت جلسه موافقت نداشت. - رهبری از تصميم جلسه مشورتی، در مورد توقف موقت مونتاژ و قطعه‌سازی هسته‌ای ناراضی‌اند. ولی من گفتم: تصميم خوب و به‌جايی است. - رهبری فقط با تأخير تزريق گازاورانيوم موافقت کرده‌ و گفته اند که هیچ چیز دیگر را متوقف نکنند، ولی آقای روحانی بیش از این می‌خواهد. رهبری گفتند: «برای توليد چرخه سوخت مصمم هستیم و کوتاه نمی‌آیيم» اما آقای خاتمی گفت: «تولید سوخت را متوقف می‌کنیم» که این دو اظهار با هم ناسازگار در آمد. - عصر در دفتر رهبری جلسه مشورت درباره مسائل هسته‌ای بود. سرانجام پذيرفته شد كه با شرط بسته شدن پرونده ايران، تعليق را بپذيريم! آيت‌الله خامنه‌ای مخالف تعليق بودند اما چون ديگران موافق بودند ايشان پذیرفتند. علی‌اکبر صالحی، وزیر امور خارجه دولت دهم - در اواسط سال ۹۰ وقت ملاقات خصوصی از حضرت آقا گرفتم. ایشان در این دیدار به بدعهدی‌ها و عداوت‌های آمریکا با ایران اشاره کردند. خدمت مقام معظم رهبری گفتم از باب اتمام حجت اجازه مذاکره با آمریکا را صادر بفرمایید؛ مقام معظم رهبری هم بزرگواری کردند و فرمودند با مذاکرات مخالفتی ندارم. - دور دوم مذاکرات محرمانه با آمریکا را به زور رفتیم. دور دوم مذاکرات را فقط با آقای احمدی‌نژاد هماهنگ کردیم و بعدبه مسقط رفتیم. این مذاکرات اوایل اسفند ۹۱ انجام شد و بیشتر از دو روز طول کشید. مسعود پزشکیان، رئیس دولت چهاردهم - آقا در جنگ دوازده روزه گفته بودند که ما دیگر اصلا مذاکره نمی‌کنیم. من خدمت ایشان رفتم و گفتم خود شما گفته‌اید که «نه جنگ نه صلح» بد است، جنگ هم که بد است، صلح هم که باید عزتمندانه باشد، بگویید چگونه؟ می‌گویید مذاکره نکنیم، من چگونه این کار را انجام دهم؟ آقا بالاخره قبول کردند که ما باید پای میز مذاکره برویم. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس یازدهم و دوازدهم - (درباره وقوع مذاکره هسته‌ای در اسلام‌آباد با وجود منع رهبر انقلاب) من نمی‌توانستم به طرف مقابل بگویم درباره هسته‌ای حرف نزن. - در صورتی که من رئیس اجرایی کشور شدم اگر چنین مسائلی (اختلاف نظر با رهبری) به وجود بيايد ... من روی نظر خودم اصرار می‌کنم. در این صورت‌ یا رهبری دلیل می آورند و من توجیه می‌شوم و یا نمی‌شوم و اگر نشدم در بازخورد این حکم در جامعه‌ ايشان می‌تواند صحت و عدم صحت حکم را مورد بررسی قرار دهد. امام سیدعلی خامنه‌ای، رهبر شهید انقلاب - (در ماجرای پذیرش محدودیت‌های درون برجام) آن وقت وقتی مسئولین کشور آمدند پیش ما گفتند «ده سال»، من گفتم «ده سال» یک عمر است،‌ چرا «ده سال» را شما قبول می‌کنید؛ گفتند چنین، چنان، بنا شد «ده سال» را هم قبول نکنند، اما به هر حال قبول کردند! - در همین توافق اخیر هسته‌ای ... وزیر خارجه‌ی محترم ما در مواردی به بنده گفت که ما [مثلاً] اینجا را یا این خط قرمز را دیگر نتوانستیم حفظ کنیم. - در قضیّه‌ی برجام، بنده اشتباه کردم اجازه دادم که وزیر خارجه‌‌ی ما با آنها صحبت کند؛ ضرر کردیم. - قبول قطعنامه از طرف امام، به خاطر فهرست مشکلاتی بود که مسؤولین آن روزِ امورِ اقتصادی کشورْ مقابلِ رویِ او گذاشتند و نشان دادند که کشور نمی‌کِشد و نمی‌تواند جنگ را با این همه هزینه، ادامه دهد. امام مجبور شد و قطعنامه را پذیرفت. امام سیدمجتبی خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب - بنده علی‌الاصول، نظر دیگری داشتم ولی از باب تعهّدی که رئیس‌جمهور محترم به‌عنوان رئیس شورای عالی امنیّت ملّی از طرف خود و سایر اعضا در پاسداشت حقوق ملّت ایران و جبهه مقاومت به بنده دادند و تصریح به قبول مسئولیت آن نمودند، اجازه‌ی آن را صادر نمودم‌.

رجانیوز

11,597 просмотров • 3 месяцев назад

کاپی از صفحه فیسبوک محترم امرالله صالح رییس روند سبز افغانستان - رسا مالک عزیزی بانک گفته بود ده ملیارد دالر در جریان سه سال سرمایه گذاری میکند. دو سال گذشت چیزی صورت نگرفت. با کرکتر این شارلتان افغانی و دستگاه کلاهبرداری اش به نام عزیزی بانک آشنا شوید. در چهارچوب مسوولیت های دولتی من عادت داشتم که نامه ها و عریضه ها را با دقت مطالعه می کردم . در معاونیت ریاست جمهوری برایم نامه از یک زندانی به اسم عبدالاحد رسید. او نوشته بود که من یک تاجر گم نام و با احتیاط ام که کسی مرا نمی شناسد. من در حساب بانکی ام مبلغ هژده و نیم ملیون دالر دارم. یکی از روز ها وقتی که با بانک رفتم تا پول بیرون کنم کمی مرا منتظر ساختند و بعد ناگهان بالای من حمله شد و افراد با یونیفورم و لباس شخصی مرا دست بند زدند و ادعا کردند که از جیب من مواد مخدر پیدا کرده اند. این حادثه در سال ۲۰۱۹ اتفاق افتاده بود . خلاصه مرا توقیف کردند و در نهایت بخاطر داشتن بیست و پنج گرام مواد مخدر مرا به بیست سال زندان محکوم کرده اند. این جریان چنان برق آسا گذشت که اصلا برای هیچ کس قابل باور نیست. سه سال است که در زندان به سر میبرم و هرچه تلاش میکنم صدایم به جایی نمی رسد. شماره حساب بانکی و اسناد خود را نیز ضمیمه ی نامه ارسال کرده بود. او بصورت مستقیم اقای عزیزی هوتک مالک عزیزی بانک را متهم مهندسی و طرح این دسیسه کرده بود. من موضوع را به شکل مختصر در قالب یک پیام نوشتم و با تمام اسناد بدست آمده از عبدالاحد از طریق دفترم به واتسپ آقای عزیزی روان کردیم. به ایشان گفته شد که ما نمیخواهیم که درین شرایط حساس و لرزان یک عریضه و شکایت که بسیار دراماتیک و عجیب و غریب به نظر می رسد باعث بدنامی بانک شما گردد و یا شما بی اساس در جنجال قرار بگیرید. اگر ممکن است تماس بگیرید و یا کسی را موظف سازید که پیگیری نماید که بدانیم رخ قصه از جانب شما چیست. اقای عزیزی به پیام ما پاسخ نداد و ما پس از دو هفته موضوع را به بصورت کتبی و اصولی به اطلاع شخص رییس جمهور رسانیدیم. او هیات تعین کرد . هیات رفت و عبدالاحد را در زندان پلچرخی از نزدیک ملاقات کرد. پس از آنکه هیات با این زندانی بد بخت دیدن کرد خبر به ما رسید که میخواهند او را به بهانه واکسین کرونا زهر تزریق کنند و بعضی از زندانی ها مانع این قتل شده اند. چون رفتن دو تن به اصطلاح داکتر مشخصا برای واکسین یک نفر زندانی شک و ترس ایجاد کرده بود و عبدالاحد سر وصدا بلند کرده و فریاد کشیده بود که این واکسین نه بلکه زهر است. برای او تدابیر خاص امنیتی گرفته شد که در زندان کشته نشود و دوسیه رسما به سارنوالی و محکمه سپرده شد. رییس جمهور امر کرد که یک جلسه به اشتراک نهاد های ذیربط در ارگ دایر گردد که این قضیه مهم است و پیگیری گردد. هنوز این جلسه را دایر نکرده بودیم که خبر رسید عبدالاحد از زندان به زور و غیر رسمی به یکی از اتاق ها در مقر عزیزی بانک انقال شده است و میخواهند بالای او ده هاچک را امضا کنند و بگویند که گویا پول هایش را قبلا کشیده است. یک نیروی واکنش سریع شامل هیات پولیس – امنیت ملی – سارنوالی و محکمه توانستند عبدالاحد را در یک اتاق عزیزی بانک در حالیکه چندین چک را زیر میله تفنگ و فشار امضا کرده بود نجات دهند. این درحالی بود که عزیزی قبلا گفته بود که در اثر انفجار در چهارراهی زنبق اصلا تمام اسناد های مربوط به عبدالاحد گم شده است. کسانی که تلاش داشتند از عبدالاحد به زور امضا بگیرند با همه اسناد و مدارک بصورت بالفعل در صحنه ی ارتکاب جرم دستگیر شدند و رییس زندان به اسم توتاخیل فرار کرد و الی آمدن طالبان در خارج به سر می برد. او یکی از شرکای این جرم بود و چندین قضیه دیگر نیز داشت. درین جریان اقای عزیزی بسیار به شکل دست و پاچه و مضطرب تلاش داشت که مرا ببیند. من قبول کردم که دیدار داشته باشیم ولی نه خصوصی و یا تنها. د رملاقات رییس دفترم اقای اکبری – مشاورم آقای هارون میر – دو نفر از تاجران که واسطه عزیزی بودند حاضر بودند. به قصه اش گوش کردم. از سر و رویش عرق می ریخت و هر چند لحظه آب می نوشید و بار بار معذرت میخواست که ببخشید کمی تکلیف دارم. پس از شنیدن داستان آقای عزیزی برایش گفتم اینکه شما راست میگویید و یا غیر آن مربوط من نیست و باید این مسایل در سارنوالی و محکمه گفته شود. خواهش عزیزی این بودکه فقط کرکتر و حالت این دوسیه از جرمی به مدنی تبدیل گردد. او میدانست که اگر دوسیه از جرمی به مدنی تبدیل گردد عبدالاحد را میتواند ده ها سال دیگر دنبال نخود سیاه روان کند و خودش را با پرداخت رشوه و واسطه حفاظت نماید. من گفتم این صلاحیت را من ندارم. گفت شما که خبر شدید دوسیه را تغیر داده ام واکنش نشان ندهید همینقدر به من کفایت میکند. گفتم این را وعده داده نمیتوانم. در یک جلسه در ارگ دوسیه مربوط به عزیزی بانک رسما تسلیم شخص قاضی القضات کشور گردید. موضوع تنها این نبود که هژده ملیون دزدی شده است بلکه این بود که وقتی این بانک لانه ی کلاهبرداری است آیا واقعا بانک است و نقدینه دارد یا خیر. هیات تعین شد که پول نقد بانک را بررسی نماید. قرضه هایش را بررسی نماید و ابعاد مختلف مرتبط به اصول و مقررات بانکداری را بررسی نماید. گزارش هیات هایی که تعین شده بود تکان دهنده بود. من اما کاپی این گزارش ها را با خود ندارم و به اساس لایحه وظایف نقل گزارش به من ارایه نگردیده بود. آقای عزیزی در تلاش برای تبدیل دوسیه از جنایی به مدنی موفق شد که شخص رییس جمهور را نیز ملاقات نماید. من در آن ملاقات حضور نداشتم و از محتوای آن نمیدانم. هیات هایی که موظف به بررسی عزیزی بانک بودند مدعی بودند که بانک در معرض فروپاشی و افلاس قرار دارد و توان مدیریت قرضه هایش را ندارد. سرمایه گذاری های این بانک در افغانستان عمدتا ناقص و زیان آور بوده و مثلا از تمام ساختمان هایی که این بانک ساخته است ده درصد آنرا تا حال نتوانسته است به فروش برساند . در آن زمان محاسبه گردیده بود که اگر عزیزی بانک به منوالی که تا حال جایداد ها و اپارتمان های خود را فروخته است ادامه دهد ممکن است در ظرف پنجاه سال سرمایه خود را بدست آورد. عزیزی بانک در دوران اقای کرزی نیز در لبه ی سقوط و افلاس مطلق قرار داشت و با مداخله یک حلقه مشخص که تطمیع شده بودند از سقوط و رفتن به سرنوشت کابل بانک نجات یافت. حالا خبر شدم که اقای عزیزی گفته است که ده ملیارد دالر قرار است سرمایه گذاری نماید. شاید درین دوسال معجزه یی رخ داده باشد و یا اینکه این تبلیغات او در هماهنگی با خلیل زاد بخاطر عادی نشان دادن وضعیت افغانستان تحت سلطه طالبان است. عزیزی یکی از دوستان شخصی و نزدیک خلیل زاد است و در گذشته شایعات مبنی بر اینکه خلیل زاد یکی از نفع برنده گان این بانک است نیز در حلقات تاجران وجود داشت. سقوط جمهوریت باعث بقای عزیزی بانک گردید و او فرصت یافت از پرداخت حد اقل شش صد ملیون دالر پول امات مردم شانه خالی کند. متاسفانه و چه درد آور. بهتر خواهد بود قبل از آوردن ده ملیارد دالر سرمایه تخیلی امانت های مردم را پس بدهد تا بدینسان بشود از شدت ظلم و ستم بالای یک تعداد هموطنان ما کاسته شود. در هرحال اعلان سرمایه گذاری ده ملیارد دالر توسط عزیزی یک تبلیغ بی اساس مافیایی در راستای منافع مبهم است و هرگز اجرایی نخواهد شد. شرکای دسیسه بدنام دوحه تلاش دارند در سال جاری از حجم صدای منفی و بازتاب وقعیت های زشت و خجالت آور از افغانستان کاسته شود و اعلامیه عزیزی یکی از وسایل جنگ روانی درین راستاست. هموطنان گرامی . امید است که در تعامل تان با این بانک هوشیار و مواظب باشید. برای مردم ، تجار و نهاد های جهانی که با افغانستان در تعامل اند ثبوت و مستندات ذیل را ارایه خواهیم داشت. البته فعالیت خود را آغاز کرده ایم و بسا ازین موارد با گذشت زمان برملا خواهد گردید. یکم : عزیزی بانک پول نقد ندارد و اگر تفتیش مسلکی یا Forensic Audit صورت گیرد معلوم خواهد گردید که قرضه هایش به حلقات خودی مانند اونکس گروپ داده شده است. نه تنها که این قرض ها قابل بازگشت نیست بلکه زیان آور هم است. دوم : سرمایه های غیر منقول عزیز بانک در کابل که از پول ملت به شکل غیر قانونی ساخته شده است مانند چند بلند منزل در شهر نو از جمله کلوله پشته نه تنها که ارزش تجارتی ندارند بلکه فاقد حد اقل معیار های مهندسی و انجنیری نیز استند . دو تا موسسه آلمانی پس از تست خاک از عقب این تعمیر ها کوچیدند زیرا گفته شد که در یک زلزله بالای شش این تعمیر ها فرومی ریزند. اپارتمان های این بلاک ها نیز پس از گذشت بیشتر از ده سال به فروش نرسیده اند. سوم : ما ثابت خواهیم کرد که عزیزی بانک یک موسسه پول شویی برای مافیای افغانستان و چند کشور دیگر در حال جنگ است و هیچ نوع معیار و استندرد بانکی ندارد. عزیزی بانک بیشتر به یک شارلتان تبلیغاتی شباهت دارد تا به یک بانک و یا حتا صرافی. چهارم : ما ثابت خواهیم کرد که وعده ده ملیارد دالر سرمایه گزاری عزیزی بانک نه تنها که جعل است بلکه تلاش های این موسسه در شبکه های اجتماعی نیز منشا در یک دسیسه دارد. امید است که مردم عزیز ما در تعامل و معامله با این شرکت کلاهبردار و جعل احتیاط کنند. کریدت کارت هایی را که عزیزی بانک توزیع میکند به اعتبار یک موسسه لبنانی با سابقه جرمی و پول شویی است. پنجم : ما در طول همین سال ثابت خواهیم کرد که عزیزی بانک حتا ده ملیون دالر سرمایه گزاری نخواهد توانست و در عوض چه مقدار از داشته های ملت را به خارج انتقال خواهد داد. بازهم آسان ترین خدمت به مردم واپس دهی سپرده هایشان است نه گزافه سرایی در شبکه های اجتماعی. ششم : تلاش برای بدست آوردن تمام اسناد و مدارک اثباتیه در ارتباط به بلاک هایی که این بانک ساخته است – چه در مبحث زمین – مهندسی – قرضه به اشخاص تقلبی و شبکه های درونی آغاز یافته و نتایج با مردم شریک خواهد شد. هفتم : ارایه داستان مفصل ورشکستگی این بانک در دوران آقای کرزی و اینکه با مداخله کدام شخص – به چه شکل و با ارایه چه مقدار رشوت اسناد تفتیش از بین برده شد و بانک عزیزی با توسل به خیانت حفظ گردید. یک بخش از مردم ما از جریان به شکل شفاهی خبر دارند و انشالله ما اسناد آنرا ارایه خواهیم نمود. هشتم :بعضی ها پرسیده اند که چرا ما در زمانش این قصه وحشتناک را افشا نکردیم. پاسخ بسیار ساده است. وظیفه ی من حفاظت از اقتصاد افغانستان بود و نمیخواستیم یک ادعای ثابت ناشده را با دور زدن از دستگاه عدلی و قضایی مطبوعاتی بسازیم. سقوط جمهوریت برای عزیزی بانک اب حیات شد و حالا نه دولت است – نه ملت صدا دارد و نه در افغانستان معیار ها و ارزش ها وجود دارند. اما این آخر قصه نیست. هدف نهایی تلاش ما این است که مردم را در روشنایی قرار بدهیم تا باردیگر ازین مارسیاه در امان باشند. پس با ما باشید. پس از نشر اعلامیه اولی ما عزیزی به سکرترش به اسم ارجاز از کشور قزاقستان دستور داده است که هیچ نوع تیلفون از هیچ افغان را نبردارد. به کسی صدا نگذارد و از صحبت با اتباع افغانستان زیر هر اسمی که می باشد ابا ورزد. گزارشات فراوان از شیوه یی که وی فعالیت های کلاهبرداری و پول شویی را مدیریت میکند نیز در اختیار داریم. البته هر کار زمان بر است اما شدنی. 2. بخشی از ثبوت ویدیویی از لحظه های حضور عبدالاحد نام (قربانی کلاهبرداری و جعل اسناد ) در عزیزی بانک شخص که در وسط با پیراهن و تنبان است عرب زاده نام دارد و وکیل مدافع رسمی و دایمی عزیزی بانک است. شخص که پکول به سر دارد در کوچ نشسته است همان عبدالاحد نام است (عبدالاحد پوپل زی ) که از زندان به شکل غیر قانونی و قاچاق به مرکز عزیزی بانک انتقال یافته بود . تناقض ، اضطراب و لرزش منطق در سخنان عرب زاده نشان دهنده ی کرکتر عزیزی بانک است. قضاوت با شما. سلسله نشر این ویدیو الی تکمیل یک ساعت ادامه خواهد داشت.

Afg Green Trend

134,489 просмотров • 1 год назад