Video wird geladen...

Video konnte nicht geladen werden

Zur Startseite

حاشا وکلا!حاشا وکلا! حاشا وکلا! ما هستیم ،تا آخرشم پای این پرچم میمونیم. جونمونم براش میدیم،هستیم تا آخرین قطره خونمون. [صحن دانشگاه تهران ۵ اسفندماه ۱۴۰۴]

27,388 Aufrufe • vor 6 Monaten •via X (Twitter)

0 Kommentare

Keine Kommentare verfügbar

Kommentare vom Original-Post werden hier angezeigt

Ähnliche Videos

این فیلم‌ها مال دوازده سال پیش است. ژوییه ۲۰۱۴. چه روزگاری سپری شد تا پرچم شیروخورشیدمان دوباره جایگاه واقعیش را پیدا کرد. اون موقع پرچم شیروخورشید گیر نمیومد. خودمون این پرچم‌ها رو با ساتن دوختیم و شیروخورشید رو روش کشیدیم. اون روزها ما همیشه با پرچم راستین ایران به ورزشگاه‌ها میرفتیم. صدها پرچم کوچک شیروخورشید با خود می‌بردیم که بین هم‌میهنان پخش کنیم، اما کمتر کسی حاضر بود این پرچم‌ها را در دست بگیرد. در عوض، سفارت پرچم‌های کثیف و ایدیولوژیک قاتلانمان را دست هم‌میهنان میداد. همیشه افتخار کردیم که سرباز ایران بودیم و از همان روزگار یقین داشتیم که روزی همه ملت ما گرد همین پرچم واقعیشان حلقه خواهند زد تا مام میهن را آزاد کنند. هم‌وطن، از آن زمان تاکنون تنها ۱۲ سال گذشته، اما ببین چه راه درازی را جلو آمده‌ایم. ما همین الان هم پیروزیم، چون در حال گذراندن آخرین نبرد خود با موفقیت هستیم. پیروز باد انقلاب شیروخورشید ملت بزرگ ایران #انقلاب_شیروخورشید #پاينده_ایران #جاویدشاه

Darya Safai MP

22,404 Aufrufe • vor 7 Monaten

#فوری_فوری_خیلی_مهم 🎥دست پلید اسرائیلِ متجاوز آپارتایدی نسل کش را از ایران قطع خواهیم کرد تا وطن را تجزیه نکند. فقط بی شرف ها می گویند این جنگ ما نیست👇👇 👈 یاسر میردامادی. #اختصاصی_صفحه_اکبر_گنجی (۶) ✅ ایرانی هستیم و ایرانی می مانیم. 🔺اسرائیل متجاوز و آپارتاید و نسل کش خیال کرده بود که با تروریسم دولتی و عملیات انتحاری، ایرانی خسته را از جا خواهد کند. اما کور خواند و دل ایرانی هنوز گرم است. 🔺ما نه در مدح جنگ، که در نکوهش تجاوز، نه در تمجید مرگ ، که در تجلیل ایستادگی، سخن می گوییم. این جنگ، جنگ همه ایرانیان داخل و خارج کشور است. برای اینکه جان بی گناهان ایرانی، جان ماست. خانه های ویران شده ی تهران و قم و همدان و..؛ خانه ماست. 🔺وقتی خون در کوچه های ایران جاری شده، سکوت دیگر جایز نیست. هر کس بگوید این جنگ جنگ ما نیست، یا از بی خبری است، یا از بی شرفی است. 🔺حکومتها گذرا هستند، اما اگر وطن تکه تکه شود، در هیچ پرچمی، حتی پرچم آزادی، معنایی از بودن نخواهد ماند. 🔺باید کنار وطن در برابر دشمن قدار بایستیم، هر جا که هستیم باید فریاد بزنیم و نگذاریم وطن را پاره پاره و تجزیه کنند. 🔺اسرائیل دست پلیدت را از خاک ما کوتاه کن. ما وطن پرستان جنگ طلب نیستم، در حال دفاع از وطن هستیم. امروز نباید ایران را تنها گذاشت. اگر ایران برود هیچ امیدوی باقی نخواهد مان. 🔺بمباران کودکان دفاع مشروع نیست، جنایت جنگی است. امروز قهرمانان وطن روایت دشمن از تجاوزش را می شکنند.

Akbar Ganji

26,356 Aufrufe • vor 1 Jahr

نه داد، نه دادرسی: #محسن_لنگرنشین را میخواهند فردا بکشند محسن لنگرنشین، ۳۴ ساله، یکی از نخبگان در حیطه امنیت شبکه بود. به همین دلیل، در اواسط دهه دوم زندگی‌اش با پیشنهاد دانشگاه امام حسین، در حیطه امنیت شبکه در این دانشگاه مشغول به کار می‌شود. بعد از مدتی کوتاه، با دیدن سرکوب مردم در دهه ۹۰، با نوشتن استعفا از کار در این دانشگاه انصراف می‌دهد و در شرکتی خصوصی، بنا بر تخصص خود، مشغول به کار می‌شود. در کنار کار در این شرکت، در گمرک تهران نیز به خرید و فروش ماشین می‌پردازد. دستگاه امنیتی مدعی است که این فرد در ترور حسن تهرانی مقدم (که در سال ۱۳۹۰ کشته شد ـ در آن تاریخ محسن ۱۹ سال بیشتر نداشت) و همین‌طور سرهنگ پاسدار صیاد خدایی (که در سال ۱۴۰۱ کشته شد)، نقش شناسایی را بر عهده داشته است. محسن یک‌سال پیش از این تاریخ در اصفهان ساکن بوده و پرینت اس‌ام‌اس‌ها، تماس‌ها و حضور هرروزه او در محل کار، این ادعا را رد می‌کند. محسن لنگرنشین، ۱۲ تیرماه ۱۴۰۲ بازداشت شد. او ابتدا به مدت ۲۴ ساعت به یک خانه امن وزارت اطلاعات منتقل می‌شود. در آن‌جا تا صبح روز بعد بازجویی و مورد تهدید قرار می‌گیرد تا آنچه بازجویان می‌خواهند را بنویسد. روز بعد، او را برای تفهیم اتهام به دادسرا می‌برند. آقای لنگرنشین در دادسرا اتهامات واهی مربوط به جاسوسی برای اسرائیل را نمی‌پذیرد و پس از آن به بند امنیتی ۲۰۹ اطلاعات منتقل می‌شود و ۴۳ روز را در سلول انفرادی تحت شدیدترین شکنجه‌ها می‌گذراند. او را تحت بازجویی‌های سنگین شبانه قرار می‌دهند. او را تهدید می‌کنند که اگر اعتراف نکند، تک‌تک اعضای خانواده‌اش ـ از جمله پدر، مادر، خواهر و نامزدش ـ را به بند ۲۰۹ منتقل می‌کنند و چنان فشاری بر آن‌ها وارد می‌کنند که اگر آن‌ها را ببیند، نشناسد. به او اعلام کردند که خواهر و مادرش را بازداشت و به بند ۲۰۹ اطلاعات منتقل کرده‌اند و در صورتی آن‌ها را رها می‌کنند که چیزهایی را که ما می‌خواهیم، بنویسی. با شکنجه، او را مجبور کردند که بگوید یک موتور هوندا ۱۲۵ را برده و از سرهنگ خدایی فیلم‌برداری کرده و در تعقیب او بوده است. این در حالی است که طبق استعلامی که در پرونده موجود است، نام‌برده هیچ‌وقت موتور هوندا ۱۲۵ نداشته است. همچنین، او را به محل حادثه منتقل کردند تا آنچه بازجویان می‌خواهند را بگوید و در این حین از او فیلم‌برداری کردند. از دیگر موارد شکنجه این بود که دست و پایش را زنجیر کردند، او را با شلاق زدند و به او اعلام کردند که اگر به مواردی که بازجوها برای اعتراف می‌خواهند، تمکین نکند، تا ساعاتی دیگر اعدام می‌شود و در صورت تمکین، حکم حبس ابد به او خواهند داد و بعد از چند سال آزاد خواهد شد. متأسفانه، اتهاماتی را به آقای لنگرنشین منتسب کرده‌اند که ادله لازم برای اثبات آن‌ها وجود ندارد، و قاضی صلواتی (شعبه ۱۵) تنها به اعترافات اجباری تحت شکنجه در دادگاه استناد کرده و حکم اعدام برای وی صادر کرده است. حکم او عیناً در دیوان تأیید شد. وکلا تا به امروز سه بار درخواست اعاده دادرسی کرده‌اند که آخرین آن، هفته گذشته بود و به فاصله چند روز (شنبه) مجدداً اعاده رد شد. یکی از اعضای خانواده او می‌گوید: «محسن از ایران خارج شده بود و اگر ذره‌ای از اتهامات انتسابی به او درست بود، هرگز به ایران بازنمی‌گشت.» محسن لنگرنشین قرار است سپیده‌دم چهارشنبه (فردا) اعدام شود. #نه_به_اعدام

Ryma Sheermohammadi

88,816 Aufrufe • vor 1 Jahr

از جالبترین ویدیوهایی که میتونین ببینین ، داده پونصد ساله ری دالیو که دقیقاً نشون می‌ده امپراتوری‌ها چطور سقوط می‌کنن. آمریکا الان تو مرحله ۶ از ۹ هست که مرحله خطرناکیه . دالیو همه سقوط‌های بزرگ امپراتوری‌ها از سال ۱۵۰۰ به بعد رو بررسی کرده. ( هلند. بریتانیا. آمریکا) این الگو با دقتی شبیه ماشین هر ۵۰ تا ۱۰۰ سال تکرار می‌شه نه به خاطر سیاست یا ایدئولوژی بلکه بخاطر ریاضیات. «چرخه بزرگ بدهی» ۹ مرحله داره و ما الان تو مرحله ۶ هستیم. مراحل ۱ تا ۴: رشد کشورها قرض می‌گیرن تا زیرساخت بسازن. بدهی مفیده و تولید ناخالص داخلی سریع‌تر از هزینه بدهی رشد می‌کنه. همه‌چیز پایدار به نظر میاد. آمریکا بین ۱۹۴۵ تا ۲۰۰۰ همین‌طوری بود. بدهی کم نسبت به GDP. رشد قوی بهره‌وری. قرض گرفتن منطقی بود. مرحله ۵: اوج هزینه بدهی می‌رسه به ۱۵ تا ۲۰ درصد GDP. هزینه بهره کم‌کم خرج‌های مفید رو کنار می‌زنه. ولی همه انقدر راحتن که متوجه نمی‌شن. بازارها می‌ترکن. فاصله طبقاتی منفجر می‌شه. آمریکا حدود ۲۰۰۸ از این حد رد شد. مرحله ۶: بحران الان دقیقاً اینجاییم. بدهی فدرال بیشتر از ۱۲۰٪ GDP شده. دو تا انتخاب هست: بذاری نرخ بهره بره بالا و اقتصاد سقوط کنه. یا پول چاپ کنی و تورم درست کنی. هر دوتاش ثروت رو نابود می‌کنه. فقط به شکل متفاوت. دهه ۱۹۳۰ تورم منفی رو انتخاب کردیم. ۲۰۰۸ چاپ پول رو. ۲۰۲۶ داریم هر دوتا رو با هم انجام می‌دیم. مراحل ۷ تا ۹: بازتنظیم یا بازسازی بزرگ از طریق مذاکره. یا جنگ با هر راه حل جدیدی. تاریخ نشون می‌ده ۹۰٪ این چرخه‌ها با جنگ حل می‌شن. چون بدهی‌ها از نظر ریاضی غیرقابل پرداخت می‌شن. وقتی نابرابری داخلی به اوج می‌رسه و رقیب خارجی هم ظاهر می‌شه، درگیری اجتناب‌ناپذیره. الان آمریکا هر دوتاشو داره. نابرابری ثروت از ۱۹۲۹ تا حالا این‌قدر بالا نبوده. چین سالی ۶ تا ۸ درصد رشد کرده، امریکا قرض گرفته که مصرف رو حفظ کنه. توصیه دالیو برای مرحله ۶ ساده‌ست: بدهی رو بفروش. طلا بخر. نه چون طلا چیزی تولید می‌کنه. چون دولت‌ها برای فرار از تله بدهی پول چاپ می‌کنن. طلا از ۲۰۲۰ سه برابر شده. دقیقاً همون‌طور که مدل پیش‌بینی کرده بود. اما چیزی که واقعاً برای سرمایه‌گذار معمولی مهمه اینه: نمی‌تونی جلوی چرخه بزرگ رو بگیری. ولی می‌تونی براش آماده باشی. چارچوب دالیو پنج نیروی اصلی رو مشخص می‌کنه که هر تغییری رو جلو می‌برن: ۱. رشد بهره‌وری ۲. چرخه بدهی ۳. عرضه پول ۴. شکاف ثروت ۵. تغییر قدرت ژئوپولیتیک وقتی هر پنج‌تا هم‌جهت بشن، چرخه برمی‌گرده. الان هر پنج‌تا دارن به سمت مرحله ۷ اشاره می‌کنن. رشد بهره‌وری کند شده. هزینه بدهی سریع‌تر از GDP بالا می‌ره. عرضه پول از ۲۰۲۰ تا حالا ۴۰٪ زیاد شده. تمرکز ثروت به بالاترین حد قرن رسیده. چین داره زیرساخت مالی موازی می‌سازه. پس آماده شدن واقعاً یعنی چی؟ تحقیقات ۵۰۰ ساله دالیو سه الگوی ثابت نشون می‌ده: الگوی ۱: ارزهای فیات تو انتقال مرحله ۶ به ۷ ارزششون رو از دست می‌دن هر بار. بدون استثنا. دولت‌ها برای فرار از بدهی پول چاپ می‌کنن. دلار، پوند و یورو همشون همین مسیر رو می‌رن. برای همینه که طلا و دارایی‌های واقعی تو این دوره‌ها بهتر عمل می‌کنن. الگوی ۲: تنوع جغرافیایی از تنوع دارایی مهم‌تره وقتی یه امپراتوری سقوط می‌کنه، یکی دیگه بالا میاد. هلند به بریتانیا. بریتانیا به آمریکا. چرخه تموم نمی‌شه. جا‌به‌جا می‌شه. سبدهایی که روی امپراتوری در حال سقوط متمرکزن نابود می‌شن. الگوی ۳: نوسان تو مرحله ۶ سه تا پنج برابر می‌شه دهه ۱۹۳۰ نوسان‌های بالای ۵۰٪ داشت. دهه ۱۹۷۰ تورم رکودی نوسان شدید ساخت. ۲۰۰۸ تا ۲۰۰۹ حرکت‌های روزانه ۵٪ داشت. مرحله ۶ آروم نیست. هرجه‌ومرجه با دوره‌های کوتاه ثبات. این داده‌ها باید بترسونت: نسبت بدهی آمریکا به GDP: ۱۲۰٪ (بالاترین از جنگ جهانی دوم) هزینه سالانه بهره: نزدیک ۱ تریلیون دلار رشد GDP چین: ۶ تا ۸٪ در حالی که آمریکا میانگین ۲ تا ۳٪ه زمان بین اوج نابرابری ۱۹۲۹ و سقوط: ۸ ماه زمان از اوج نابرابری فعلی: الان دقیقاً وسطش هستی اینجاست که ریست اقتصادی که ازش حرف میزدم بولد میشه ، تغییر سیستم اقتصادی از فیات به بلاکچین . آمریکا به جنب و جوش افتاده .

Mastershark

114,863 Aufrufe • vor 7 Monaten

«سومین روز تحصن و اعتصاب دانشجویان علوم پزشکی شیراز همزمان با تشدید فضای امنیتی» براساس گزارشی که به طور اختصاصی و انحصاری به #خبرنامه_امیرکبیر رسیده است؛ جمعی از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز، صبح روز دوشنبه ۱۳ بهمن‌ماه ۱۴۰۴، سومین روز از تحصن و اعتصاب خود را در دانشکده پزشکی برگزار کردند. این اعتراضات در واکنش به وضعیت موجود، تداوم بازداشت‌ها و فشار بر کادر درمان و آنچه «نقض آشکار انسانیت، شرافت پزشکی و حقوق اولیه مردم» خوانده شده، صورت گرفته است. بر اساس گزارش‌های میدانی و پیام‌های دریافتی از دانشجویان حاضر در صحنه، فضای امروز دانشگاه علاوه بر حضور گسترده دانشجویان، با تشدید تدابیر امنیتی و حراستی همراه بوده است. دانشجویان گزارش داده‌اند که در مبادی ورودی، نیروهای حراست با رفتاری غیرمعمول و با صدای بلند، اقدام به بازجویی از دانشجویان کرده و با جزئیات دقیق، اطلاعات مربوط به هویت و دانشکده محل تحصیل آن‌ها را یادداشت‌برداری کرده‌اند. این اقدامات که به گفته دانشجویان احتمالاً با هدف «شناسایی و ایجاد ارعاب» صورت گرفته، موجی از نگرانی را در میان بدنه دانشجویی ایجاد کرده است. دانشجویان معترض ضمن انتقاد شدید از این رویه، تأکید کرده‌اند: «تجمع ما کاملاً مسالمت‌آمیز و با رعایت قوانین و موازین بوده است. ما خواستار شفاف‌سازی مسئولین هستیم که چرا با دانشجویانی که دغدغه‌ی صنفی و انسانی دارند، چنین برخوردهای امنیتی صورت می‌گیرد.» ◾️ تداوم اعتراضات و تحریم امتحانات این تجمع اعتراضی در پاسخ به فراخوانی برگزار شد که پیش‌تر با انتشار بیانیه‌ای از سوی دانشجویان منتشر شده بود. در این بیانیه تأکید شده است که جامعه دانشگاهی و کادر درمان که جان خود را برای سلامت مردم به خطر می‌اندازند، دیگر نمی‌توانند در برابر «بازداشت سیستماتیک همکارانشان» سکوت کنند. دانشجویان با سردادن شعارهایی همچون: ● «پزشک با شرافت آزاد باید گردد» ● «قسم به خون یاران، ایستاده‌ایم تا پایان» ● «بی‌غیرت‌ها نشستند، پزشک‌ها تو هستند» اعتراض خود را به بازداشت پزشکان و پرستارانی که تنها جرمشان «پایبندی به سوگند حرفه‌ای و درمان مجروحان» بوده، فریاد زدند. همچنین بر اساس این فراخوان، دانشجویان علوم پزشکی شیراز اعلام کرده‌اند که در همبستگی با کادر درمان و اعتراض به «بحران فراگیر در جامعه و دانشگاه»، از شرکت در امتحانات خودداری کرده و آن‌ها را تحریم می‌کنند. در پایان بیانیه دانشجویان آمده است: «ما نمی‌پذیریم؛ صدای ما اعتراضی است، نه سکوت. تا زمانی که شرایط به‌طور واقعی بهبود نیابد و حقوق اساسی کادر درمان تأمین نشود، این اعتراضات ادامه خواهد داشت.» #شیران_برخاسته‌اند

Amirkabir NewsLetter خبرنامهٔ امیرکبیر

18,228 Aufrufe • vor 7 Monaten

‌‌ دو تا از آخرین پست‌های اینستاگرام جاویدنام‌ مهدی ( مسعود) ذات‌پرور که ۱۹ دی ۱۴۰۴ در شهر رشت توسط جمهوری اسلامی کشته شد. او چند روز پیش در اینستاگرام نوشته بود: «من یه ایرانیم، نه اغتشاشگرم، نه وطن‌فروشم، نه دشمنم و نه بیگانه! من یه ایرانیم. به عنوان یک فرزند یک دهه پیش کوچکترین دینم به خاکم، وطنم، مادرم، ایرانم رو ادا کردم. وقتی قهرمان جهان شدم، وقتی سرود کشورم و پرچم سرزمینم در بلندای آسمون به اهتزاز در آوردم، وقتی اون لحظه رو باز تصور میکنم ناخودآگاه اشک از چشمام سرازیر میشه دلیلش میدونی چیه؟ وطنم، ایرانم. مسئول محترم همه ماها مشکلاتمون و اعتراضمون بخاطر وضعیت نابسامانیه که شماها واسمون درست کردید، تدبیر اشتباه، سیاست غلط، مدیریت نادرست جوان‌های کشورمونو به این سو هدایت کرده که معترض شیم. نه نانی، نه آرامشی، نه آسایشی، نه عزتی و نه احترامی واسه ما نذاشتید تا امیدی به زندگی عادی داشته باشیم. حق ما این نیست، حتی حق ما توپ و تفنگ و تهدید و گرفتن و کشتن نیست، ما همون ملتی هستیم که بارها و بارها ثابت کردیم وطنمون جان و تن و روحمونه! خاکی که اینهمه شهید داده دنبال وطن گ‌فروشی نیست دنبال آزادیه، دنبال آرامشه دنبال امیدیه واسه ادامه دادن، امیدی که شماها با تصمیمات اشتباهتون از ما سلب کردید. میخواین بگیرید؟ من آماده‌ام میخواین بکشید؟ به ولله من آماده‌ام فکر میکنی چی برای از دست دادن دارم؟ هیچی ولی کاش بجای گرفتن و کشتن و اینهمه خاری که به ما دادید یه بار هم خودتون رو جای یه جوان بزارید، جوانی که با این وضعیت معیشتی هیچ امیدی نه به فردا و دیگه نه به شماها داره. خودتون رو با چهارتا متملق چاپلوس دور و برتون گول نزنید، صدای جوان ها رو بشنوید، صدای مادرها، پدرها، صدای هموطن هاتونو بشنوید. و در نهایت بدونید که ایرانمون کنار هم قشنگه و امیدی در دل همه ما هست که قراره فردایی به زیبایی جنگل‌های هیرکانی، به عظمت دماوند، به نیلگونی خلیج همیشه فارس و به اقتدار مادرم ایران ببینیم❤️ به امید روزی که من ، تو و ما توی همین خیابون، همین خاک، همین وطن فارغ از هر عقیده‌ای، همدیگر رو در آغوش بگیریم و از ته دل با اشکی سراسر شوق از چشمان خستمون بلندترین خنده هامونو سر بدیم ✌️» مهدی (مسعود ذات‌پرور) فرزند قهرمان پیشکسوت مجید ذات‌پرور از قهرمانان و مربیان معروف بدنسازی بود. او متولد مرداد ماه ۱۳۶۵ بود. در سال ۲۰۱۱ قهرمان جوانان آسیا و در سال‌های ۲۰۱۲ و ۲۰۱۳ قهرمان جهان شده بود. #مسعود_ذات_پرور #رشت #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا

توانا Tavaana

22,278 Aufrufe • vor 8 Monaten

ایستادگی تا آخرین نفس: نه به جمهوری اسلامی. شما مشروعیت ندارید، دادگاه انقلاب را به رسمیت نمی‌شناسم؛ بازداشت کنید. به نام خدای رنگین‌کمان خدای خدانور، مهسا و کیان طی ماه‌های گذشته دوبار برای محاکمه در خصوص پرونده اعتراضات مهسا احضار شدم، اما در دادگاه شرکت نکردم. برای بار سوم نیز احضار شدم و همچنان شرکت نخواهم کرد. اساساً معتقدم دادگاه انقلاب قانونی نیست. مهم‌تر از آن، از نظر مردم ایران، سیستم حاکم جمهوری اسلامی نه مشروعیت دارد و نه مقبولیت؛ و این مردم با تحریم انتخابات نمایشی، این موضوع را اعلام کردند. امروز وظیفه من به‌عنوان یک مبارز سیاسی، ایستادگی بر اصول و ارزش‌هایی است که همگان به آن‌ها باور داریم. مردم ایران بهترین قاضی‌اند: علیه ظلم و استبداد ایستاده‌اند. من هم چون مردم ایران، سیستم قضایی‌ای که به‌عنوان بازوی نهادهای امنیتی عمل کرده و می‌کند، هیچ ارزشی برای قانون قائل نیست و برای افرادی مانند محسن شکاری، سید محمد حسینی و ده‌ها معترض دیگر، صرفاً به‌خاطر اعتراض حکم اعدام صادر و اجرا کرده، و بخش بزرگی از جامعه ایران را به دلیل مخالفت با حکومت بازداشت و روانه زندان کرده و شکنجه را به‌عنوان یک رنج عمومی به جامعه تحمیل کرده است، به رسمیت نمی‌شناسم. پیش‌تر هم گفته‌ام: هر چیزی از من دارید، برای عموم مردم منتشر کنید؛ از بازجویی‌ها گرفته تا مدارک، مستندات و ویدیوهای ضبط‌شده در داخل و خارج زندان. چرا که باور دارم مردم ایران و افکار عمومی اصلح‌ترین قضات هستند و درست‌ترین قضاوت را می‌کنند. تنها در صورتی شرکت می کنم که در دادگاه علنی و با حضور مردم و رسانه‌ها باشد. ایران در قلب من است. می‌توانید مرا زندانی یا اعدام کنید. می‌توانید مرا بکشید، به هر طریقی محدود کنید یا آزار دهید، دست به تخریب و تهمت بزنید. اما نمی‌توانید عشقم به این سرزمین را از من بگیرید و کاری کنید که این مردم و ایران را دوست نداشته باشم. با هیچ تهدید، فشار و زوری نمی‌توانید مرا بنده و برده خود کنید؛ همان‌طور که در بیش از چهار دهه گذشته نتوانستید رویای آزادی و آبادانی را از مردم ایران بگیرید. ما را نمی‌توانید تسلیم خود کنید. من با قلبم و با تمام وجودم برای این کشور و مردم ایستاده‌ام و ادامه خواهم داد؛ کاری که می‌دانم بسیاری از ایرانی‌ها انجام داده‌اند و می‌دهند. هنوز هم باور دارم بسیاری در این مملکت هستند که حاضرند جانشان را برای ایران و مردمش فدا کنند، و من یکی از آن‌ها هستم. فریاد مردم، فریاد من است: شما قاتلید. گفته‌اید: «اگر خود را بی‌گناه می‌داند و جرمی مرتکب نشده، بیاید از خود دفاع کند.» من دفاعی از خود ندارم. حرف من، فریاد بچه‌هایی بوده که در خیابان کشته شدند، چشمشان را از دست دادند و رنج کشیدند. خواسته من، خواسته پرستاران، کارگران، معلمان، دانشجویان و مردم ایران است! چه دفاعی؟ شما قاتلید! شما زندانی کرده‌اید، شکنجه کرده‌اید و اعدام کرده‌اید! شما به دختران این سرزمین در مدارس حمله شیمیایی کردید! من چه دفاعی باید بکنم؟ اگر منظورتان این است که همچنان بر حرف‌هایت هستی؟ بله، هستم. شما عامل ویرانی این مملکت و تباهی زندگی ایرانیان هستید. اگر اندکی شرافت و وجدان درون شما وجود داشته باشد، با این حکومت برای سرکوب مردم همکاری نمی‌کنید، چه در قوه قضاییه و چه در نهادهای اطلاعاتی و امنیتی. خودتان بهتر از ما می‌دانید که ادامه این وضعیت، چیزی جز سقوط این کشور و نابودی حتی خودتان نیست. ایران را ترک نمی‌کنم. قاضی پرونده به وکلا گفته: «مطمئن هستید که رونقی از ایران نرفته؟» همان‌طور که ایران در قلب من جا دارد و بودن در این خاک می‌تپد، من نیز در قلب ایران و برای آزادی ایستاده‌ام و جایی نمی‌روم، جایی ندارم بروم. اگر فکر می‌کنید مردم فراموش کردند یا می‌کنند اشتباه می‌کنید شما خون ریخته‌اید و خون فراموش نمی‌شود، خون می‌جوشد. ما، چیزی برای از دست دادن نداریم، جز این سرزمین و مردمان شجاع و رنج‌کشیده‌اش. هر روز که در این خاک قدم می‌زنم، به زندگی خودم فکر نمی‌کنم، به مرگ این سرزمین فکر می‌کنم که شما دارید آن را رقم می‌زنید. و اینکه باید به فکر نجات سرزمین‌مان از نابودی و سیاهی باشیم. مسأله به دادگاه آمدن نیست، مسأله این است که شما ایران را اشغال و ویران کرد‌ه‌اید و به‌زودی قدرت را به مردم واگذار می‌کنید و بابت همه جنایت‌ها و ویرانی‌ها پاسخگو خواهید بود، بنابراین تاکید می‌کنم انتخاب من این است در ایران می‌مانم خطر زندان، و بازداشت و مرگ را جان می‌خرم و در هیچ دادگاهی حاضر نمی‌شوم، حکم بازداشت صادر و بازداشت کنید، حرفی با شما ندارم و نخواهم داشت، جز همان که مردم ایران با قاطعیت به کلیت نظام جمهوری اسلامی گفتند: «نه!» پاینده ایران، زن، زندگی، آزادی.

Hossein Ronaghi

263,837 Aufrufe • vor 2 Jahren

سخنرانی پذیرش جایزه سالانهٔ بنیاد ریچارد نیکسون با عنوان «معمار صلح» (متن و ویدئوی کامل با زیرنویس فارسی) سه‌شنبه ۲۲ اکتبر ۲۰۲۴ (۱ آبان ۱۴۰۳/۲۵۸۳) --- مهمانان ارجمند، دوستان عزیز و هم‌رزمان گرامی در مسیر صلح و آزادی برای من افتخار بزرگی است که امروز جایزه «معمار صلح» از کتابخانه نیکسون را دریافت می‌کنم. از صمیم قلب از مدیریت کتابخانه نیکسون، بنیاد نیکسون و همه کسانی که به حفظ میراث این شخصیت بزرگ و سیاستمدار برجسته، رئیس‌جمهور ریچارد نیکسون، تلاش می‌کنند، قدردانی می‌کنم. افتخار دریافت این جایزه برای من از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، نه تنها به دلیل دستاوردهای برجسته رئیس‌جمهور نیکسون در عرصه صلح جهانی، بلکه به دلیل پیوند عمیق و شخصی بین خانواده من و ایشان. امشب، هنگامی که به میراث صلح و دیپلماسی می‌نگریم، درمی‌یابیم که ایستادگی بر سر حق، گاه نیازمند آن است که تنها بایستیم -چیزی که رئیس‌جمهور نیکسون بهتر از بسیاری دیگر درک کرده بود. وقتی به میراث رئیس‌جمهور نیکسون فکر می‌کنیم، طبیعی است که به سیاست‌ خارجی پیشگامانه او بیندیشیم: تصمیم جسورانه او برای گشایش در روابط با چین، تلاش‌هایش برای کاهش تنش‌ها با اتحاد جماهیر شوروی از طریق سیاست موسوم به «دِتانت»، و تلاش خستگی‌ناپذیرش برای برقراری صلح پس از جنگ ویتنام. اما دیدگاه رئیس‌جمهور نیکسون فراتر از مسائل فوری زمان خود بود. او خاورمیانه را به‌عنوان منطقه‌ای حیاتی می‌دید؛ منطقه‌ای که کلید ثبات در جهانی به‌هم پیوسته را در دست داشت. و این رئیس‌جمهور نیکسون بود که اهمیت نقش ایران در برقراری صلح و امنیت در آن منطقه را بهتر از همه درک کرد. ایران، تحت رهبری پدر مرحومم، هم‌چون ستونی برای ثبات در خاورمیانه ایستاده بود. پدرم، شاه فقید، با تلاش‌های بی‌وقفه، ایران را به کشوری مدرن و پیشرو بدل ساخت؛ کشوری که در آن رشد اقتصادی، آموزش و توسعه شکوفا شود. و در تمام آن سال‌ها، رئیس‌جمهور نیکسون به‌عنوان یک هم‌پیمان مورد اعتماد و یک دوست ثابت‌قدم در کنار ایران ایستاد. او بسیار زودتر از دیگران به اهمیت یک ایران قوی و صلح‌جو در حفظ ثبات خاورمیانه پی برد. اما امشب، می‌خواهم درباره موضوعی بسیار شخصی‌تر صحبت کنم. برای من، میراث رئیس‌جمهور نیکسون تنها به سیاست خارجی محدود نمی‌شود، بلکه شامل دوستی، دوستی و وفاداری به معنای واقعی کلمه است. بسیاری از شما با تاریخ دشوار خانواده من آشنا هستید. هنگامی که پدرم به تبعید رفت، جهان به‌سرعت پشتش را به او کرد. کسانی که زمانی به رهبری، بینش و حتی کمک‌های او وابسته بودند، در لحظه نیاز، راحت‌تر دیدند که او را رها کنند. اما در میان آن همه بی‌وفایی، یک نفر بود که ماند. آن شخص رئیس‌جمهور نیکسون بود. وقتی پدرم در سال ۱۹۸۰ درگذشت، رئیس‌جمهور نیکسون درنگ نکرد و به مصر سفر کرد تا در مراسم خاکسپاری او شرکت کند. با این کار، او به همراه رئیس‌جمهور انور سادات، یکی از تنها دو رهبر جهانی با جایگاه برجسته بود که در مراسم شرکت کرد. با وجود تغییر بادهای سیاسی، و با وجود آسان‌تر بودن روی‌گرداندن که بسیاری دیگر آن را انتخاب کردند، رئیس‌جمهور نیکسون تصمیم گرفت در کنار دوست خود بایستد، و با این کار، در کنار مردم ایران ایستاد. این تصمیمی بر پایه مصلحت سیاسی نبود؛ بلکه این تصمیمی بود که ریشه در اصول و باور داشت. رئیس‌جمهور نیکسون آنچه را که بسیاری دیگر نادیده گرفتند، درک می‌کرد: اینکه دوستی واقعی نباید بر اساس مصلحت باشد. او غریزی، نه نمایشی، می‌دانست که ایستادن در جبهه درست تاریخ به معنای انجام آن است، حتی اگر محبوب نباشد. امروز که به آن سال‌های دشوار می‌نگرم، در حالی که احساس محبت و قدردانی عمیقی نسبت به رؤسای جمهور سادات و نیکسون دارم، هیچ تلخی نسبت به دیگر رهبران جهانی که پدرم و کشورم را رها کردند ندارم. در واقع، اصلا به آن‌ها فکر نمی‌کنم. برای من، بزرگ‌ترین تایید، از جانب رهبران یا شخصیت‌های سیاسی نیست، بلکه از جانب ملت ایران است. امروز، در خیابان‌های ایران، مردم نام پدرم را فریاد می‌زنند. آن‌ها او را نه تنها به‌عنوان یک رهبر دوران گذشته، بلکه به‌عنوان نمادی از استقلال، پیشرفت، افتخار و خدمت به کشور به یاد می‌آورند. با وجود دهه‌هایی که گذشته، خاطره او در دل‌های ایرانیان زنده است. بزرگ‌ترین پیروزی او نه از اقدامات دولت‌ها، بلکه از صدای مردم عادی است که میراث او را گرامی می‌دارند. همانطور که گفتم، رئیس‌جمهور نیکسون اغلب به‌تنهایی ایستاده بود. بسیاری از کسانی که برای آزادی ایران می‌جنگیدند نیز به‌تنهایی و در برابر فشارهای رسانه‌ها و مؤسسات جهانی این کار را انجام دادند. حتی امروز هم آن فشارها ادامه دارد. اما امروز شرایط تغییر کرده است. زیرا آن مردم عادی که نام پدرم را گرامی می‌دارند، این کار را فقط از روی نوستالژی انجام نمی‌دهند؛ آنها، میلیونها نفر در سراسر ایران، فوق‌العاده‌ شجاع هستند. زیرا آن‌ها تنها به آینده‌ای بهتر که پدرم معتقد بود شایسته آن هستند، امید ندارند. آن‌ها برای آن آینده مبارزه می‌کنند. اغلب به من گفته می‌شد که در مبارزه‌ برای کشورم پیشرفت نخواهم کرد، زیرا نه دستگاه دولتی داشتم، نه بودجه کافی و نه ارتش. اما اکنون من چنین ارتشی دارم: هم‌میهنان فوق‌العاده‌ شجاعم. و به عنوان کسی که زمانی لباس نظامی کشورم را بر تن داشتم، اکنون بیش از هرکسی، افتخارم این است که کنار مردم ایران بایستم. و تا پیروزی در کنارشان خواهم ایستاد. بنابراین، امشب که این جایزه را می‌پذیرم، نه فقط برای خود، بلکه برای مردم ایران می‌پذیرم. این افتخار متعلق به آن‌هاست. آن‌ها معماران واقعی صلح هستند. دهه‌هاست که آنان زیر یوغ رژیمی ظالمانه متحمل رنج‌های غیرقابل تصور شده‌اند؛ رژیمی که تلاش کرده است امیدها و آرزوهای‌شان را نابود کند. اما با وجود همه این‌ها، آن‌ها همچنان برخاسته‌اند و همچنان برای تحقق تمدن بزرگ ما مبارزه می‌کنند. فداکاری‌های آن‌ها در عرصه جهانی اغلب نادیده گرفته شده است. اما امشب، از طریق این تقدیر، کتابخانه نیکسون به شجاعت و استقامت آنان نور می‌افکند. همان‌طور که رئیس‌جمهور نیکسون زمانی در کنار پدرم ایستاد، اکنون کتابخانه نیکسون در کنار مردم ایران ایستاده است، و نه راه آسان و محبوب، بلکه راه حقیقت و عدالت را برگزیده است. برای بیش از چهار دهه، مردم ایران برای ابتدایی‌ترین حقوق انسانی خود در مبارزه بوده‌اند. آنان با آزار، زندان، شکنجه و مرگ مواجه شده‌اند، تنها به خاطر آنکه جرات کردند آنچه را که باید برای همگان تضمین شود، مطالبه کنند: حق زندگی در صلح، حق آزادی بیان و حق انتخاب رهبران‌شان بدون ترس. از جنبش دانشجویی سال ۱۳۷۸ و حمله مرگبار رژیم به کوی دانشگاه تهران، تا اعتراضات ۱۳۸۸ که میلیون‌ها نفر به نام آزادی به خیابان‌ها آمدند، تا مبارزان آزادی آبان ۹۸، و تا جوانان شجاع امروز که با به خطر انداختن همه چیز، قوانین ستمگرانه رژیم را به چالش می‌کشند، این‌ها معماران واقعی صلح هستند. مبارزه آن‌ها برای قدرت یا تسخیر نیست؛ بلکه برای حق ساده اما عمیق زندگی با عزت است. با این حال، ما در یک نقطه خطرناک قرار داریم. بادهای جنگ در منطقه ما می‌وزد. اما باید روشن باشد که این جنگ مردم ایران نیست. این جنگ یک دیکتاتور، علی خامنه‌ای است که از تفرقه و درگیری سود می‌برد. مردم ایران به دنبال جنگ نیستند. آن‌ها خواهان صلح، امنیت و آینده‌ای آزاد از ظلم و ستم هستند. آن‌ها برای آن آینده مبارزه می‌کنند. تلاش آن‌ها تنها برای آزادی ایران نیست، بلکه برای رهایی خاورمیانه، اعراب و اسرائیلی‌ها از وحشت جمهوری اسلامی نیز است. همین هم‌میهنان عزیزم هستند که باعث شده‌اند من در این مبارزه بمانم. من برای خود چیزی نمی‌خواهم، تنها می‌خواهم به آن‌ها خدمت کنم. تا زمانی که زنده‌ام، مأموریت همیشگی‌ام را برای رهایی ایران از این رژیم سرکوبگر ادامه خواهم داد. هر کاری که از دستم برآید انجام خواهم داد تا آینده ایران بر پایه صلح، دموکراسی و عدالت بنا شود. ما در آستانه تغییر هستیم و من همچنان به وظیفه‌ام نسبت به کشور و مردمم پایبند خواهم ماند. با تمام توان تلاش خواهم کرد تا ایران، یک گذار آرام و امن به یک دموکراسی سکولار را تجربه کند که در آن همه شهروندان به‌طور برابر زندگی کنند و از هر نوع تبعیض در امان باشند. در این مأموریت، از رهبران بزرگ دوران جوانی‌ام الهام می‌گیرم—پدرم، رئیس‌جمهور سادات و رئیس‌جمهور نیکسون. این مردان می‌دانستند که صلح فقط به معنای نبود جنگ نیست، بلکه به معنای حضور عدالت، کرامت و آزادی است. آن‌ها معماران یک جهان بهتر بودند و من قصد دارم میراث آن‌ها را ادامه دهم. بینش رئیس‌جمهور نیکسون برای خاورمیانه‌ای صلح‌آمیز و امن همچنان به اندازه دوران ریاست‌جمهوری‌اش مرتبط و مهم است. جسارت او در پیگیری صلح، آمادگی‌اش برای به چالش کشیدن وضع موجود، و باور استوارش به آزادی همچنان برای من الهام‌بخش است. در این لحظه، این جایزه را می‌پذیرم، نه با امید، بلکه با باور به اینکه روزی نزدیک، مردم ایران بار دیگر جایگاه شایسته خود را در جهان به دست آورند: ایرانی آزاد، دموکراتیک و صلح‌جو. این همان آینده‌ای است که ما در پی آن هستیم. این آینده‌ای است که به آن دست خواهیم یافت. بار دیگر از شما برای این افتخار بزرگ سپاسگزارم. من این جایزه را به یاد تمام ایرانیانی که جان خود را در راه بازپس‌گیری ایران از دست داده‌اند، می‌پذیرم. همان‌طور که بر سنگ‌نوشته رئیس‌جمهور نیکسون آمده است: «بزرگ‌ترین افتخاری که تاریخ می‌تواند ارزانی دارد، عنوان مصلح است.» امشب شما یاد هم‌میهنان جاویدنامم را گرامی داشتید. متشکرم.

Reza Pahlavi

411,031 Aufrufe • vor 1 Jahr

مصاحبه کامل رویترز با شاهزاده ناکام، رضاپهلوی 📷📷📷📷📷📷📷📷📷 خبرنگار: رضا پهلوی، خوش آمدید. ممنون که امروز در پاریس با رویترز صحبت می‌کنید. در طول چهار ماه گذشته، ما با بیش از ۵۰ نفر، از جمله هشت نفر از همکاران فعلی و سابق شما، برای تهیه گزارشی درباره شما مصاحبه کرده‌ایم. مخاطبان ما همیشه از اینکه سوژه گزارش ما با پاسخ دادن به سوالات موافقت می‌کند، سود می‌برند. پس باز هم ممنون. رضا پهلوی: ممنون که این فرصت را به من دادید. خبرنگار: حتماً. پس اولین سوال من این است: شما در اروپا و ایالات متحده مشغول کمپین بوده‌اید، سخنرانی کرده‌اید، بودجه جمع‌آوری کرده‌اید و با مقامات منتخب برای رهبری یک دولت انتقالی در ایران دیدار کرده‌اید. با این حال، به نظر نمی‌رسد دولت ترامپ از شما حمایت کند. با توجه به همه اینها، مسیر شما برای بازگشت به ایران چیست و فکر می‌کنید تغییر رژیم در چه زمانی می‌تواند واقعاً محقق شود؟ رضا پهلوی: این کمپین ۴۶ سال پیش به عنوان یک ماموریت مادام‌العمر برای آزادی ایران آغاز شد و هرگز موضوع شخص من نبوده است. این درباره مردم ایران و حق آنها برای تعیین سرنوشت‌شان بوده است که دقیقاً تمام موضوع همین است. این وظیفه یک دولت خارجی نیست که تصمیم بگیرد چه کسی یا چه چیزی باید جایگزین برای ایران باشد. این بر عهده مردم ایران است. من هرگز از هیچ رهبر یا دولتی درخواست هیچ‌گونه تاییدیه‌ای نکرده‌ام. تمام ماموریت من در زندگی، و بارها و بارها آن را گفته‌ام، این است که اطمینان حاصل کنم مردم ایران در آینده این فرصت را خواهند داشت که تعیین کنند عملکرد دوره گذار پس از فروپاشی رژیم چه خواهد بود؛ تا بتوانیم یک مجلس موسسان داشته باشیم که درباره هر شکل نهایی سکولار و دموکراتیکی که مسلماً باید شکل بگیرد بحث کند و به مردم ایران اجازه انتخاب بدهد. خبرنگار: اما از جایی که امروز نشسته‌ایم، فکر می‌کنید تغییر رژیم چه زمانی ممکن است رخ دهد؟ رضا پهلوی: من فکر می‌کنم ما به آن بسیار نزدیک هستیم. دلیلی که این را می‌گویم این است که اول از همه، رژیم در ضعیف‌ترین وضعیت خود در طول ۴۷ سال گذشته قرار دارد. ناگفته نماند از نظر مشروعیت، هرگونه مشروعیت احتمالی باقی‌مانده‌ای را که ممکن بود داشته باشد کاملاً از دست داده است. به این معنا که بسیاری از دولت‌ها در تمام این چهار دهه همیشه از روش مماشات با امید به تغییر رفتار پیروی کرده‌اند و به نوعی به مشروعیت بخشیدن به این رژیم کمک کرده‌اند. خبرنگار: با این حال، اجازه بدهید درباره برخی از اظهارات شما بپرسم. شما در ژوئیه ۲۰۲۴ در کنفرانس ملی محافظه‌کاری در واشنگتن سخنرانی کردید و گفتید: “دوستان من، ما به دنبال مداخله شما نیستیم.” سپس امسال در اواسط فوریه از واشنگتن خواستید به ایران حمله کند و به رویترز گفتید که: “مداخله راهی برای نجات جان انسان‌هاست.” و سپس هنگامی که جنگ آغاز شد، به فاکس نیوز گفتید: “این همان تغییردهنده بازی است که تمام این مدت منتظرش بودیم.” پس چه چیزی باعث شد دیدگاه شما در مورد مداخله بین سال‌های ۲۰۲۴ و ۸ و ۹ ژانویه ۲۰۲۶ تغییر کند؟ رضا پهلوی: وقتی شما با آن سطح از قتل عام زندگی و سروکار دارید، تمام چشم‌انداز مسائل تغییر می‌کند. تا مدت‌ها می‌گفتم ما نیازی به هیچ مداخله‌ای نداریم و بگذارید مردم ایران توانمند شوند. سال‌ها گفته‌ام دیپلماسی کار نمی‌کند و جنگ هم راه‌حل نیست. شما فقط یک راه سوم دارید و آن توانمندسازی مردم ایران است. این چیزی است که من حداقل در ۲۰ سال گذشته در سراسر اروپا و ایالات متحده گفته‌ام. آنچه تغییر کرد، اتفاقی بود که در ۸ ژانویه رخ داد. در آن مورد من گفتم ببینید، این مداخله در واقع می‌تواند به نجات جان‌های بیشتری کمک کند که در غیر این صورت از دست می‌رفتند. بنابراین این واقعاً مسئله تلاش برای محافظت از جان‌های بیشتر در برابر این رژیم است؛ رژیمی که نشان می‌دهد هیچ حد و مرزی در اینکه چقدر حاضر است برای کشتن شهروندان خود پیش برود، ندارد. خبرنگار: ما با یک نماینده کنگره مصاحبه کردیم که شما را فردی خوش‌بیان، فروتن و دارای ویژگی‌های ریاست جمهوری توصیف کرد. اما همان‌طور که مطمئناً می‌دانید، شما منتقدانی هم دارید. من نمی‌خواهم شما را معذب کنم، اما می‌دانید، برخی از افراد اشاره می‌کنند که شما هرگز شغل حقوق‌بگیری نداشته‌اید و فاقد مهارت‌های رهبری حیاتی هستید. اسکات اندرسون، نویسنده کتاب «شاهِ شاهان: انقلاب ایران» گفت که شما در نوعی “حباب سلطنت‌طلبی” زندگی می‌کنید. و نقل قول: “هر آنچه همیشه درباره او از افراد در دیاسپورای ایرانی شنیده‌ام این است که او به نوعی یک فرد بی‌اهمیت و سبک‌وزن است.” به نظر می‌رسد اعتبار اصلی شما وراثت باشد. شما پسر آخرین شاه هستید. پاسخ شما به این چیست؟ مطمئنم برخی از این موارد را قبلاً شنیده‌اید. شما ۴۸ سال است که پای خود را در ایران نگذاشته‌اید. پدر شما پس از یک قیام مردمی علیه حکومت استبدادی‌اش به تبعید رفت. شما فکر می‌کنید چه صلاحیت‌هایی برای رهبری یک دولت انتقالی در ایران دارید؟ رضا پهلوی: خب، اگر یک وکیل تصمیم بگیرد پرونده‌ای را به صورت رایگان و داوطلبانه، pro bono، به عهده بگیرد، آیا این بدان معناست که او شغلی ندارد؟ من این کار را داوطلبانه و به صورت رایگان برای چهار دهه انجام داده‌ام، به عنوان فداکاری من در راه کشورم. من می‌توانستم به راحتی در آن زمان در قاهره، وقتی پدرم فوت کرد، تصمیم بگیرم که بی‌خیال همه‌چیز شوم و بگویم به درک. من می‌توانستم مانند بسیاری دیگر، زندگی، تجارت و کارهای دیگر را دنبال کنم. نه اینکه آنها ارتباطاتی نداشتند، نه اینکه آنها مردمی نداشتند، اما من تصمیم گرفتم به خاطر کشورم در این مسیر بمانم؛ کشوری که فکر می‌کنم از نظر تمدن، از نظر فرهنگ و از نظر آنچه می‌توانند به جهان ارائه دهند، سزاوار وضعیتی بسیار بهتر از این رژیم و این دولت هستند. بنابراین این یک فداکاری شخصی برای یک عمر بوده است. در مورد سابقه کاری، فکر می‌کنم این بخشی از دلیلی است که جوانان امروز در ایران، که من را در این ۴۶ سال دنبال کرده‌اند و دیده‌اند که چه گفته‌ام و چه کرده‌ام، من را با اعمال خودم قضاوت می‌کنند. این هیچ ربطی به گذشته ندارد. بله، من به طور اتفاقی نام پهلوی را دارم و اتفاقاً آن یک نکته مثبت است. این همان چیزی است که مردم در خیابان‌ها شعار می‌دهند. اکنون مردم حق دارند نظر خود را داشته باشند. ممکن است برخی از چهره من خوششان نیاید. ممکن است برخی فکر کنند من باید این کار یا آن کار را انجام دهم. من فقط با افکار و اصول خودم صادق هستم و سعی می‌کنم با آنچه در توان دارم بهترین باشم. تلاش می‌کنم تا جایی که ممکن است عناصری را گرد هم بیاورم که معتقدم می‌توانند در انجام کار به طور همه‌جانبه حمایت‌کننده باشند. این کاری است که من تمام وقت خود را صرف آن کرده‌ام؛ از طریق تعامل با اعضای جامعه خودمان، با دیاسپورا، با مردم داخل ایران و البته بخش خارجی آن. دوستان ایران، کسانی که معتقدند ایران سزاوار زندگی در قرون تاریک نیست، آنگونه که ما زندگی کرده‌ایم، و ایرانی را به یاد می‌آورند که مرفه بود، در حال شکوفایی بود و کمک‌هایشان به هنر، موسیقی، علم و غیره. فکر می‌کنم دقیقاً به همین دلیل است که امروز مردم به خیابان‌ها می‌روند و جان خود را برای آینده‌ای بهتر فدا می‌کنند. شما هرگز نمی‌توانید ۱۰۰ درصد حمایت همه را داشته باشید. همیشه برخی استثناها وجود خواهد داشت، اما فکر می‌کنم در بیشتر موارد من از حمایت گسترده‌ای در داخل و خارج از ایران برخوردارم. خبرنگار: می‌خواهم کمی در مورد چارچوب شما که سال گذشته درباره یک دولت انتقالی منتشر کردید صحبت کنم. این چارچوب خواستار برگزاری رفراندوم در عرض ۶ ماه است که می‌تواند منجر به یک پادشاهی پارلمانی یا جمهوری شود. آیا شما پادشاه شدن را در صورتی که خواست مردم ایران باشد رد می‌کنید؟ رضا پهلوی: خب، من به شما می‌گویم، من برای مقامی نامزد نمی‌شوم. این هرگز دغدغه من نبوده است و می‌دانید، این همچنین به این بستگی دارد که در نهایت چه چیزی به بهترین وجه در خدمت اهداف کشور است. در این مقطع، تمرکز من روی دوره پس از رفراندوم نیست. تنها تمرکز من در حال حاضر باید این باشد و هست که چگونه به آن نقطه نهایی برسیم. یکی از نقش‌های من متحد کردن مردم است. من نمی‌توانم با نمایندگی کردن یک جایگزین از نظر محصول نهایی در مقابل فرآیند رسیدن به آن، مردم را متحد کنم، زیرا این همیشه تفرقه‌انگیز است. به همین دلیل است که به شما می‌گویم، به من به عنوان یک نامزد برای رسیدن به یک مقام نگاه نکنید. به من به عنوان کسی نگاه کنید که راهی به سوی آن آینده برای شما فراهم می‌کند، صرف نظر از اینکه رای نهایی شما چه خواهد بود. خبرنگار: بسیار خب. من می‌خواهم به زودی به مسئله متحد کردن اپوزیسیون برسم، اما می‌خواهم ابتدا روی فعالیت‌های شما در ماه‌های اخیر تمرکز کنم. من با برخی از حامیان مالی شما صحبت کرده‌ام که بخشی از گروهی هستند که بیش از ۳ میلیون دلار به شما و کمپین‌تان کمک کرده‌اند. آنها می‌گویند که به دلایل زیر از شما ناامید شده‌اند: اینکه شما بلافاصله پست رسانه‌های اجتماعی پرزیدنت ترامپ را که گفته بود “ما ایران را تا مرز نابودی بمباران می‌کنیم یا به عصر حجر برمی‌گردانیم” به شدت مورد انتقاد قرار ندادید. می‌دانم که بعداً در پاسخ به سوالات خبرنگاران این کار را کردید، اما بلافاصله پستی درباره آن منتشر نکردید. اینکه شما برخی از خشونت‌های حامیان رادیکال‌تر علیه سایر مخالفان ایرانی و آزار و اذیت آنها را به شدت محکوم نکرده‌اید. همچنین آنها معتقدند که شما برای متحد کردن اپوزیسیون به شدت متفرق ایران به اندازه کافی تلاش نکرده‌اید. آنها همچنین می‌گویند که این مسائل را در تماس‌های خصوصی با شما مطرح کرده‌اند، اما در کمال ناامیدی آنها، شما توصیه‌های آنها را نپذیرفته‌اید. پاسخ شما به این موارد چیست؟ رضا پهلوی: خب، اجازه دهید ابتدا از حامیان مالی شروع کنم. فرض می‌کنم شما به آنها بانیان، benefactors، می‌گویید. من قرار نیست ماموریت را بر اساس انتظارات بانیان تغییر دهم که چون ما به تو پول می‌دهیم، پس باید فلان و بهمان کار را انجام دهی. روش کار این‌طور نیست. خبرنگار: خب، دو مسئله وجود داشت. یکی اینکه شما برای متحد کردن اپوزیسیون به شدت متفرق ایران به اندازه کافی تلاش نکرده‌اید و اینکه آنها این مسائل را با شما مطرح کرده‌اند و شما توصیه‌های آنها را نپذیرفته‌اید. رضا پهلوی: خب، فکر می‌کنم حداقل در دو سال گذشته در گسترده کردن این خیمه بسیار فعال بوده‌ام. در واقع، فکر نمی‌کنم تا به حال چنین طیف گسترده‌ای از نمایندگان متنوع اپوزیسیون ایران را که از تمام اقشار و ایدئولوژی‌ها زیر یک سقف جمع شده باشند، داشته‌ام. در واقع، من با افرادی تماس گرفته‌ام که زمانی بدترین دشمنان پدرم بودند. امروز آنها کاملاً همراه و در حال همکاری با من هستند. من در مورد مارکسیست‌های سابق، افرادی که عضو حزب توده بودند، سازمان فدائیان و اعضای سابق مجاهدین خلق صحبت می‌کنم. نمی‌دانم چقدر بیشتر از این می‌توانید این چتر را گسترش دهید که شامل این افراد هم بشود تا ثابت کنید در واقع اتحاد بسیار بیشتری از همیشه وجود دارد. مسلماً در داخل ایران هرگز یک ائتلاف بی‌نقص وجود نخواهد داشت. اما فکر می‌کنم که من این چتر را بسیار گسترده کرده‌ام و نمی‌دانم افرادی که چنین اظهاراتی می‌کنند چقدر جلساتی را که داشته‌ام و گردهمایی‌هایی را که داشته‌ام دنبال کرده‌اند یا از آنها آگاهند. اما می‌توانم به شما اطمینان دهم که این همیشه تلاش من بوده است. خبرنگار: در فاصله چند ماه در اوایل امسال، کسانی که خود را حامی شما معرفی می‌کنند، یک خبرنگار کرد را در لندن کتک زدند و او را راهی بیمارستان کردند. آنها صاحبان رستوران‌هایی را در لندن و وین مرعوب کردند و خواستار به نمایش گذاشتن پرچم شیر و خورشید قبل از انقلاب شدند. در نشستی از کنفرانس آزادی ایران در لندن، به برخی از شرکت‌کنندگان توصیه شد به دلیل ترس از خشونت از طریق زیرزمین محل را ترک کنند. هنگامی که یکی از حاضران با پای پیاده محل را ترک کرد، مورد ضرب و شتم قرار گرفت. موارد دیگری در نشست سی‌پک، CPAC، در تگزاس در ماه مارس رخ داد، جایی که یکی از حامیان شما به یک فعال اپوزیسیون گفت که اگر شعار جاوید شاه ندهد، با کامیون از روی او رد خواهد شد. پلیس لاهه در حال تحقیق درباره ادعاهایی است که حامیان شما مخالفان را در آنجا آزار داده و تهدید کرده‌اند. می‌خواهیم یک ویدیوی کوتاه را به شما نشان دهیم. این همان روزنامه‌نگار کردی است که بستری شده بود. خبرنگار: بله، پاسخ شما به این چیست؟ رضا پهلوی: من به تکثرگرایی اعتقاد دارم. من به تساهل اعتقاد دارم. من به مدنیت در بحث، در استدلال، در رفتار، احترام و عدم خصومت یا وحشیگری از هر نوعی اعتقاد دارم. این برای همه صدق می‌کند. هر کسی که ادعا می‌کند حامی من است باید درک کند که اینها دستورالعمل‌ها هستند. هر کسی که این دستورالعمل‌ها را نقض کند، اولاً من او را یک حامی در نظر نمی‌گیرم و اولین کسی خواهم بود که آن رفتار را محکوم می‌کنم. اگر رفتار آنها مجرمانه باشد، باید با مجازات کامل قانونی در هر کشوری که این تخلف در آن رخ داده است روبرو شوند. بگذارید در این مورد بسیار شفاف باشم. در نهایت، همچنین باید بگویم که فراموش نکنید رژیم نیز عوامل نفوذی و آشوبگران زیادی دارد که به قول فرانسوی‌ها در پوشش حامیان این یا آن گروه برای ایجاد چنین درگیری‌هایی عمل می‌کنند. خبرنگار: می‌دانید اینها حوادثی مجزا نیستند. می‌دانید که الگویی از رفتار در میان حامیان شما وجود دارد و این خشونت‌آمیز است. رضا پهلوی: همان‌طور که گفتم، من آن را محکوم می‌کنم. من از آن فاصله می‌گیرم. من آن را توجیه نمی‌کنم. من از آن چشم‌پوشی نمی‌کنم. در واقع، من از هر مرجعی که هست می‌خواهم که آنها را به خاطر جرمی که مرتکب شده‌اند مورد پیگرد قرار دهد. شما نمی‌توانید فقط بروید و شروع به وحشیگری با مردم کنید. این موضوع بسیار فراتر از اخلاق و رفتار اخلاقی است، بلکه پیامدهایی هم دارد. ما باید محترمانه رفتار کنیم. چگونه می‌توانیم در آینده به مردم ایران تضمین دهیم که تحت حمایت قانون قرار می‌گیرند و عدالت برقرار خواهد بود، اگر آنها این‌گونه رفتار کنند و بخواهند مدافع آینده‌ای مبتنی بر خشونت و انتقام‌جویی باشند؟ البته که نه. خبرنگار: می‌خواهم از شما چیزی بپرسم که امیدوارم به آن بپردازید و این انتقادی است که باز هم از سوی برخی از حامیان مالی شما مطرح می‌شود؛ اینکه شما ادبیات تند برخی از نزدیک‌ترین مشاوران خود را کنترل نکرده‌اید. یک مثال در ژانویه، سعید قاسمی‌نژاد در ایکس پست کرد: “شما یا با شاهزاده رضا پهلوی هستید یا با جمهوری اسلامی. اگر به هر دلیلی فرمانده میدان را تضعیف کنید، عامل دشمن هستید.” همچنین، و عذرخواهی می‌کنم چون می‌دانم این کمی ناخوشایند خواهد بود، همسر شما یاسمین نیز به خاطر برخی از اظهارات و پست‌هایش در شبکه‌های اجتماعی درباره سایر مخالفان ایرانی انتقاداتی را برانگیخته است. او در اینستاگرام تصویری از یک معترض ایرانی را بازنشر کرد که تابلویی در دست داشت که روی آن نوشته شده بود: “مرگ بر سه فاسد: ملا، چپی و مجاهد.” مطمئنم که شما این را دیده‌اید و او این شعار را در کپشن خودش هم تکرار کرد. رضا پهلوی: خب، اول از همه در مورد این یکی به خصوص، چیزی که می‌دانم این است که این تصویری بود که در داخل ایران در طول جنبش زن، زندگی، آزادی تولید شده بود. او آن را به عنوان یک اقدام خودجوش در آنجا در نظر گرفت. وقتی متوجه شدیم در آن چه نوشته شده، بلافاصله آن را حذف کرد. درست است؟ او بعداً توضیح داد که البته من حامی خشونت یا مرگ بر این و آن نیستم. بنابراین او این را رسماً بیان کرد. پس غیرمنصفانه خواهد بود که بگوییم او هرگز در این باره موضع‌گیری نکرد. در مورد تک‌تک اظهارات تیم من، ما قطعاً در حال حاضر پروتکل بسیار سخت‌گیرانه‌تری را تدوین کرده‌ایم در رابطه با اینکه تا چه حد افرادی که ارتباط نزدیکی با من دارند باید بتوانند خودشان را سانسور کنند. این در ابتدا بسیار غیرمنصفانه است، زیرا نقض آزادی بیان است، اما در عین حال دیگر نمی‌توانید مستقل عمل کنید. شما باید در مورد آنچه گفته می‌شود یا نمی‌شود بسیار محتاط‌تر باشید. یک چیز را درک کنید. من سعید و دیگران در تیمم را می‌شناسم. برخی از آنها سخت‌ترین مصائب ممکن را پشت سر گذاشته‌اند تا به جایی که امروز هستند برسند. آنها در ایران در زندان بوده‌اند. آنها توسط همان رژیمی که امروز با آن می‌جنگند، شکنجه شده‌اند. بنابراین شما باید درک کنید که بخش زیادی از این می‌تواند از نظر انسانی به دلیل سرخوردگی‌های انباشته و مواردی از این دست قابل درک باشد. من نمی‌گویم که آنها نباید برخی از اظهارات خود را مهار کنند و قبلاً با آنها در این باره صحبت کرده‌ام. امیدوارم این اصلاح شود. اما باید احساسات موجود را درک کنید. مردم در ایران در مرز انتقام‌جویی هستند و تقریباً کینه‌توز شده‌اند. خبرنگار: می‌خواهم از شما درباره قتل اخیر مسعود مسجودی بپرسم که اتفاقاً تا مقطعی یکی از حامیان شما بود. او عضو گارد جنگل، Forest Guard، بود. او یک دانشگاهی بود که در نزدیکی ونکوور زندگی می‌کرد. همان‌طور که فرض می‌کنم مطلع هستید، به یکی از منتقدان شما تبدیل شد و در سال ۲۰۲۴ در دو پرونده جداگانه از شما شکایت کرد. او ادعا کرد که شما حملات سایبری به فعالان دموکراسی‌خواه ایرانی را هدایت کرده‌اید. اجازه دهید قبل از آن بگویم که هیچ مدرکی وجود ندارد که شما در قتل او نقشی داشته‌اید. دلیل مطرح کردن این موضوع این نیست. دادستان‌های کانادا دو نفر از حامیان شما را به قتل او متهم کرده‌اند. آنچه ابتدا می‌خواهم بپرسم این است که آیا آقای مسجودی را می‌شناختید یا نه؟ رضا پهلوی: من اصلاً هیچ دیدار یا بحثی را به خاطر نمی‌آورم. می‌دانید، هزاران نفر در طول سال‌ها در تماس‌های زوم یا برنامه‌های مشابه شرکت کرده‌اند. ممکن است او هم در این بین بوده باشد. صادقانه بگویم، به یاد نمی‌آورم. اما نکته این نیست. نکته این است که آنچه اتفاق افتاده تراژیک است و هر کسی که مسئول این قتل بوده است باید در دادگاه حاضر شود و به خاطر جرمی که مرتکب شده قضاوت شود. خبرنگار: فقط دو نکته در مورد پرونده مسجودی. وقتی شما دو سوگندنامه را امضا کردید، گفتید: “من شاکی، مسعود مسجودی، را نمی‌شناسم.” می‌دانید، ما ویدیویی پیدا کردیم که او در یوتیوب منتشر کرده بود؛ یک تماس صوتی زوم که در سال ۲۰۲۱ با شما داشت. این مکالمه ۱۸ دقیقه‌ای است که او در آن با شما صحبت می‌کند. رضا پهلوی: امکانش هست. همان‌طور که در آن زمان گفتم، من به یاد نمی‌آوردم، چون این‌طور نیست که هر پنج سال یک تماس زوم داشته باشم. من شاید هفته‌ای دو بار تماس زوم با حضور هزاران نفر دارم. بنابراین صادقانه بگویم، به خاطر سپردن اینکه چه کسی آنجا بود و چه چیزی گفت، کار آسانی نیست. گاهی اوقات مردم حتی با نام واقعی خودشان وارد نمی‌شوند. بنابراین پاسخ صادقانه من در آن زمان این بود و هنوز هم همین را می‌گویم که واقعاً به خاطر نمی‌آورم هیچ مکالمه خاصی با این فرد داشته باشم. خبرنگار: می‌خواهم در مورد رابطه‌تان با سپاه پاسداران از شما بپرسم، زیرا این موضوع در پرونده مسجودی نیز مطرح شده است. “رابطه” کلمه بزرگی است. خبرنگار: خب، شما در سال ۲۰۱۸ در مصاحبه‌ای با ایران اینترنشنال گفتید که گفت‌وگوهایی با آنها و بسیج داشته‌اید و اخیراً هم از برخی از آنها خواسته‌اید که جدا شوند. موضع دقیق شما در مورد سپاه پاسداران چیست؟ رضا پهلوی: بلافاصله پس از جنبش سبز و نزدیک‌تر به خط زمانی که جنبش زن، زندگی، آزادی شروع شد، من شروع به دریافت پیام‌های مستقیمی در شبکه‌های اجتماعی خود از سوی عناصری کردم که می‌گفتند: “می‌دانی، من یک بسیجی در مشهدم.” یا: “من عضو سپاه پاسداران در فلان کشورم. ما از این رژیم متنفریم، ما با آنها نیستیم، ما به دنبال فرصتی هستیم که جدا شویم.” این واقعاً یک چیز تصادفی بود و وقتی به رسانه‌ها گفتم که من با عناصری از این دست در تماس هستم، در این زمینه بود. این‌طور نیست که من با فرماندهی سپاه صحبت کنم، اصلاً این‌طور نیست. اما عناصری از بسیج، سپاه و البته ارتش بودند که با من به طور محرمانه ارتباط برقرار می‌کردند. بدیهی است، به عنوان نشانه‌ای از اینکه بدانید توافق این است که یک روز ممکن است عناصری وجود داشته باشند که بخشی از نیروی نظامی، شبه‌نظامی یا بوروکراسی غیرنظامی همین رژیم باشند و ممکن است بخواهند جدا شوند. آنها ممکن است از نظر کیفری مقصر نباشند و دستشان به خون آغشته نباشد. بیایید در این مورد شفاف باشیم. وقتی مجبورید خدمت سربازی خود را انجام دهید، این گزینه را دارید که در ارتش یا سپاه خدمت کنید. این چیزی است که بسیاری از جوانان باید از آن می‌گذشتند. آیا این آنها را مجرم می‌کند؟ نه لزوماً. برای جدا کردن بخش عمده آنها از رهبری فاسد بالا که مستقیماً در آن جنایات، خشونت و سرکوب دخیل هستند، شما باید بتوانید آنها را جدا کنید. همان چیزی که وقتی به جنگ جهانی دوم نگاه می‌کنید، در پایان جنگ محاکمات نورنبرگ را داشتید، درست است؟ شما رهبران ارشد رایش سوم را محاکمه کردید، اما فکر نمی‌کنم منظور این بود که به دنبال تک‌تک سربازانی بروند که در ارتش آلمان خدمت کرده‌اند. به خصوص وقتی عمیق‌تر نگاه می‌کنید به آنچه در عراق پس از بعثی‌زدایی رخ داد و بخشی از دلیلی که تغییر رژیم در غرب بدنام شد. چرا این‌طور شد؟ چون در افغانستان و به ویژه در عراق بسیار ضعیف اجرا و پیاده‌سازی شد؛ جایی که گاردهای ریاست‌جمهوری به خانه فرستاده شدند و نیمی از آنها در نهایت به جنگجویان داعش تبدیل شدند. من نمی‌خواستم این مورد در ایران تکرار شود. پس اجازه دهید این را تکمیل کنم و سیر تکاملی افکارم را به شما بگویم. من گفتم بسیار خب، پس باید مطمئن شویم که همیشه یک استراتژی خروج برای کسانی که مسئول قتل یا رفتار مجرمانه نیستند، در دسترس است. این حتی باید بخشی از چیزی باشد که در عدالت انتقالی بررسی خواهیم کرد. اما پس از آن سپاه شروع به اقدام بسیار خشن‌تر کرد. سپاه تبدیل به یک ابزار واقعی و یک مانع شد، نه تنها علیه شهروندان خود، بلکه در جنگ‌های نیابتی که تا نیمکره غربی گسترش می‌یابند. در این مرحله و حداقل در ۱۰ سال گذشته، من یکی از اولین مدافعان تروریستی شناختن سپاه پاسداران بوده‌ام، به دو دلیل: اول اینکه رفتار آنها در داخل و خارج از کشور چیزی کمتر از ترور نیست. دوم، به عنوان ابزاری در رویکرد ما در برنامه عمل پنج‌بندی من که شامل فشار حداکثری بر رژیم است. یکی از آنها اعمال فشار بیشتر بر رژیم با تروریستی شناختن سپاه است که عنصر کلیدی حفظ این رژیم است. من این را خواسته‌ام و در چند سال گذشته، به ویژه در اروپا، برای آن کمپین کرده‌ام. حتی در ماه‌های اخیر که در بریتانیا بودم، از نخست‌وزیران سابق بریتانیا همین سوال را پرسیدم که چرا دولت شما سپاه را در لیست سازمان‌های تروریستی قرار نداده است؟ آنها پاسخ خودشان را می‌دهند. اما من مدافع بسیار سرسختی برای قرار دادن سپاه در این لیست بوده‌ام. چرا؟ چون فکر می‌کردم که اکنون لحظه‌ای است که آنها دیگر یک نیروی صرف نیستند، بلکه یک مانع واقعی بر سر راه آزادی ما هستند. به همین دلیل باید به عنوان عنصری دسته‌بندی شوند که نه تنها تهدیدی برای شهروندان خود ما هستند، بلکه اکنون یک تهدید واقعی برای غیرنظامیان خارجی نیز محسوب می‌شوند: شهروندان بریتانیایی، آلمانی، سوئدی، روزنامه‌نگاران، اعضای جامعه دگرباشان جنسی، جامعه یهودی و غیره. خبرنگار: پس برای روشن شدن موضوع، شما معتقدید عناصری در سپاه پاسداران وجود دارند که می‌توانند بازپروری شوند؟ رضا پهلوی: اگر شما مستقیماً مسئول درخواست برای قتل عام و کشتار مردم بوده‌اید، این یک جنایت نابخشودنی است. اینکه مجازات آن چیست، تصمیم‌گیری درباره آن به عهده من نیست. این به عهده سیستم قضایی آینده و هر قانون کشوری در آن زمان است که مجازات این نوع رفتار را تعیین کند. اما در عین حال، چیزی که من می‌گویم این است که درجات مختلفی از تقصیر وجود دارد. خبرنگار: گزارش‌هایی به صورت ناشناس وجود داشته مبنی بر اینکه شما از اسرائیل و عربستان سعودی کمک مالی دریافت کرده‌اید. آیا این درست است؟ رضا پهلوی: کاملاً دروغ است. من دریافت‌کننده هیچ بودجه دولتی یا عمومی در خارج نبوده‌ام. هر پنی که به کمپین من می‌رسد از کمک‌های مالی خصوصی حامیان است. امیدوارم بانیان بیشتری داشته باشیم که چک‌های بزرگ‌تری به ما بدهند. خبرنگار: مگر اینکه چیز دیگری باشد که ما مطرح نکرده باشیم و شما بخواهید به آن بپردازید. رضا پهلوی: من اطمینان مطلق دارم که وقتی ما آزاد شویم، تمام این زمینه‌های تاریکی یا منفی کاملاً ناپدید خواهند شد. من به این ایمان دارم. اگر نداشتم، صادقانه بگویم خودم را درگیر این موضوع نمی‌کردم. بنابراین شاید ما برای این ساخته نشده‌ایم. شاید سزاوار بهتر از این نیستیم. شاید، می‌دانید، همان‌طور که یکی از ضرب‌المثل‌ها می‌گوید، شما مردم را با دولت‌هایی که دارند قضاوت می‌کنید. اما در این مورد، یک استثنا است. ایران توسط رژیمی اشغال شد که از روز اول علیه ما به عنوان یک ملت جنگ به راه انداخت و این ما نیستیم. بنابراین من فکر می‌کنم رژیمی که شهادت را جشن می‌گیرد و خواستار خشونت است، نماینده ایرانیانی نیست که صلح‌طلب هستند و آن آینده را می‌خواهند. این دقیقاً کمپین ما را تعریف می‌کند؛ اینکه ما چگونه با افرادی که در حال حاضر کشورمان را اشغال کرده‌اند متفاوت هستیم. چه من باشم یا نباشم، چه روزی به ایران برسم یا نه، به آن انبوه جمعیت و ملت ۹۲ میلیونی قدرتمند نگاه کنید که منتظرند بخشی از یک جهان آزاد باشند. آنها سزاوار حضور در آنجا هستند و این همان چیزی است که من برای آن می‌جنگم. خبرنگار: رضا پهلوی، مجدداً از اینکه امروز با رویترز صحبت کردید بسیار سپاسگزارم.

آرش یوسفی -ARASH

214,199 Aufrufe • vor 1 Monat

هشداری چندباره به سیاستگذاران درباره فرصتهایی برای اتمام جنگ و تثبیت قدرت ایران که یکی پس از دیگری که از دست می‌روند. دیروز فدرال رزرو در چرخش مهم و کم‌سابقه، در حالی که نبرد برای مهار تورم خود را به اتمام نرسانده بود، نرخ بهره را 25bps افزایش داد، و حتی سیگنال افزایشی دیگر را در سال ۲۰۲۶ داد، امری که روند صعودی اوراق قرضه کوتاه مدت را تقویت و نگرانی را بر بازارهای مالی آمریکا حاکم ساخت (برای مثال شاخص Fear/Greed برای نخستین بار از ماه می در وضعیت Extreame Fear) قرار گرفت. اکنون سوال این است که سخنان مهم وارش در کنفرانس خبری حاوی چه نکته مهمی برای سیاستگذار ایرانی است؟ اکنون در شرایطی هستیم که مساله امکان تاثیرگذاری بر کلان روندهای اقتصادی در آمریکا توسط جریانهای حامی تسلیم بی قید و شرط در برابر آمریکا (که در ظاهر خود را طرفدار مذاکره جلوه می‌دهند) بالکل انکار میشود. از طرف دیگر سیاستگذار ایرانی نیز به دلایلی تصمیم به غمض عین در حوزه تحولات تنگه و خلیج فارس گرفته است و فرایند STS با روندی صعودی در حال تغییر نگرش بازار بر قیمت نفت و فرسایش حکمرانی ایران بر این تنگه راهبردی است و جهش اخیر به واسطه تحرکات انصارالله با اخبار مذاکراتی ایران و یمن با آمریکا و اخبار تعمیر شدن خط لوله و ... در حال مهار شدن است، و این در حالیست که به موجب سخنان وارش، تنشهای اخیر ژئوپولتیک نه تنها یکی از سه عامل اصلی بالابردن نرخ بهره بوده است، بلکه میتوان با استناد به سخنان خود وارش نشان داد که «عامل اصلی» بوده است؛ و عجبا و اسفا که برخی در تهران بدون چیدن زیرساختهای لازم برای «نقد کردن» تصاعد تنش اخیر و تبدیل آن به یک سازه توافقی در آستانه سفر مهم شی به واشنگتن، فرصتی مهم را برای تثبیت صلح در رویای اعتمادسازی با فلان کشور و بهمان کشور از دست می‌دهند. برای شروع ابتدائا لازم می‌دانم متن سخنان وارش را در چهار فراز و در پاسخ به خبرنگاران دقیقا نقل قول نمایم: ۱. بخش اول، دلیل پاسخ فدرال رزرو به شوک عرضه ناشی از انسداد تنگه هرمز، در پاسخ سوال ریچارد اسکوبیدو از سی بی اس: سوال خبرنگار «رئیس وارش، ممنون که این گفت‌وگو را انجام دادید. من ریچارد اسکوبیدو از شبکه CBS هستم. اجازه بدهید مستقیماً سراغ سؤالاتم بروم. می‌دانید، افزایش ۲۵ واحد پایه‌ای نرخ بهره، تنگه هرمز را بازگشایی نمی‌کند. بنابراین می‌خواهم بدانم به نظر شما این افزایش‌های کوچک‌تر نرخ بهره چگونه می‌توانند مؤثر باشند، وقتی لزوماً نمی‌توانند به سمت عرضه انرژیِ فشارهای تورمی رسیدگی کنند؟ پاسخ کوین وارش: «بله، سؤال خوبی است، ریچارد. ما نمی‌توانیم بر قیمت هیچ کالای منفردی اثر بگذاریم؛ چه قیمت نفت باشد و چه مواد غذایی در فروشگاه. اما کاری که می‌توانیم و انجام خواهیم داد این است که اطمینان حاصل کنیم هرگونه تغییر در قیمت‌های نسبی، در سطح اقتصاد گسترده‌تر نشود و آثار درجه دوم و درجه سوم در اقتصاد ایجاد نکند. این وظیفه‌ای است که بر عهده ما گذاشته شده، و ما همین کار را انجام خواهیم داد.» ۲. بخش دوم، مطرح کردن مساله دلایل افزایش تغییر نرخ بهره: سوال خبرنگار: «سلام، حال شما چطور است؟ ممنون. می‌توانید کمی بیشتر برایمان توضیح دهید که از جلسه ماه جولای تا امروز چه چیزی تغییر کرده است؟ همان‌طور که اشاره کردید، در آن زمان فدرال رزرو تصمیم گرفت نرخ بهره را بدون تغییر نگه دارد. و در همین ارتباط، آیا می‌توانید برایمان توضیح دهید که آیا گزارش خرده‌فروشی امروز نشان می‌دهد که تقاضا در حال داغ‌تر شدن است و در نتیجه احتمالاً تهدیدی برای افزایش بیشتر قیمت‌ها ایجاد می‌کند؟» ممنون.» پاسخ کوین وارش: «بله. همان‌طور که شاید بدانید، من آدمی نیستم که به یک داده خاص وابسته باشم؛ بنابراین نمی‌خواهم صرفاً بر اساس داده‌ای که در اختیار ما قرار می‌گیرد، واکنش خاصی نشان بدهم. اما درباره سؤال اول شما، فکر می‌کنم سؤال مهم‌تر همین است: در هفت هفته‌ای که از آخرین دیدار ما گذشته، چه اتفاقی افتاده است؟ اول از همه باید بگویم که اکثریت قابل‌توجهی از همکارانم، هفت هفته پیش، معتقد بودند که این هفت هفته، سرمایه‌گذاری خوبی بوده است؛ راهی برای خریدن زمان تا بتوانیم تصمیمی سنجیده بگیریم. می‌خواهم به سه اتفاقی اشاره کنم که در فاصله بین این دو جلسه رخ داده است. نخست، هفت هفته پیش درباره قدرت اقتصاد قضاوتی داشتم. از آن زمان مجموعه نسبتاً گسترده‌ای از داده‌ها، از جمله داده‌های مربوط به بازار کار، نشان داده‌اند که اقتصاد تقویت شده است. شاید شنیده باشید که چند هفته پیش در جکسون هول هم به این موضوع اشاره کردم. این قضاوتی است که من و کمیته به آن رسیده‌ایم. دوم، روندهای تورم است. من در جکسون هول گفتم که روندها اهمیت دارند. گفتم باید از پنجره بیرون را نگاه کنیم و واقعیت را مورد بررسی قرار دهیم. قضاوت من چند هفته پیش این بود که روندهای تورمی تابستان از این آزمون سربلند بیرون نمی‌آمدند. از آن زمان تاکنون اطلاعات بسیار کمی دیده‌ام که باعث شود در این تصمیم تجدیدنظر کنم؛ بنابراین همچنان بر همان موضع باقی مانده‌ام. و سومین چیزی که در این هفت هفته تغییر کرده، ژئوپلیتیک است. نمی‌توان از نقاط بحرانی در سراسر جهان چشم پوشید، و قضاوت ما درباره اینکه کدام وضعیت ژئوپلیتیکی محتمل‌تر و کدام‌یک کم‌احتمال‌تر است، تغییر کرده است. هر سه این عوامل، زمینه را برای یک تصمیم قاطع و یکپارچه امروز فراهم می‌کنند.» ۳. بخش سوم: پاسخ به سوال نیک تیمیراس از وال استریت ژورنال در مورد دلیل تغییر رویکرد وارش نسبت به گذشته سوال خبرنگار: «ممنونم، نیک تیمرائوس از وال‌استریت ژورنال. رئیس [فدرال رزرو]، پاییز گذشته شما ابراز نگرانی کرده بودید که فدرال رزرو در آستانه ارتکاب، به قول خودتان، ششمین یا هفتمین «اشتباه بزرگ» خود قرار دارد؛ آن هم با این تصمیم که اقتصاد آن‌قدر قوی است که کاهش نرخ بهره را توجیه نمی‌کند. اما امروز شما نرخ‌ها را کاهش دادید. می‌توانید توضیح دهید که چه چیزی باعث شد ارزیابی خود شما از اقتصاد آمریکا از آن زمان تا امروز تغییر کند؟» پاسخ کوین وارش: «خب، من تمام آن زمینه و چارچوب بحث را به خاطر ندارم، اما می‌توانم درباره وضعیت فعلی رشد اقتصادی به شما بگویم. حدس من، زمانی که حدود صد و ده یا صد و بیست روز پیش [به فدرال رزرو] آمدم، این بود که اقتصاد آمریکا در حال تقویت شدن است. حتی طی چند هفته گذشته، فکر می‌کنم اکنون داده‌هایی داریم ــ اگر بخواهیم تعریف گسترده‌ای از داده‌ها داشته باشیم ــ که نشان می‌دهند اقتصاد واقعاً تقویت شده و رشدِ زیربنایی بالاتر رفته است. مشکل، تورم است. ثبات قیمت‌ها بیش از پنج سال و نیم است که به یک مشکل تبدیل شده است. بنابراین، کاری که کمیته امروز تصمیم گرفت انجام دهد این بود که اقدامی صورت دهد تا بازگشت به‌موقع به هدف ثبات قیمت‌ها تضمین شود. ثبات قیمت‌ها، بنیان رشد اقتصادی است و فکر می‌کنم امروز گام مهمی برای تحقق آن برداشتیم؛ و بخشی از این کار را نیز از طریق حذف آن میزان از سیاست انبساطی که پیش‌تر به آن اشاره کرده بودم انجام دادیم.» ۴. پاسخ به سوال نیل ایرون از اکسیوس در مورد دلایل بالارفتن بازدهی اوراق و نسبت آن با تنشهای ژئوپولتیک سوال خبرنگار: «ممنونم، آقای رئیس. نیل اروین از آکسیوس. بازده اوراق قرضه بلندمدت طی چند ماه گذشته، و به‌ویژه در چند هفته اخیر، به میزان قابل‌توجهی افزایش یافته است. فکر می‌کنید بازار اوراق قرضه چه پیامی به شما می‌دهد، به‌خصوص درباره چشم‌انداز رشد اقتصادی، نرخ بهره خنثی (Neutral Rate) و اینکه این وضعیت چه پیامدهایی برای سیاست پولی دارد؟» پاسخ کوین وارش: «بله. اجازه بدهید از منظر تاریخی به موضوع نگاه کنم. اینکه قیمت‌های بازار اوراق قرضه از این به بعد چه مسیری را پیش‌بینی می‌کنند، من می‌خواهم اجازه بدهم خودشان این کار را انجام دهند. می‌خواهم بگذارم بازار هر داستانی را که می‌خواهد به من بگوید. وظیفه من این است که آن داستان را مورد پرسش و بررسی قرار دهم. اما اگر بپرسید چرا بازدهی‌ها، مثلاً از زمان آخرین نشست FOMC تا امروز، افزایش یافته‌اند، من سه دلیل برایتان می‌آورم؛ هرچند باید بگویم این عوامل معمولاً هم‌زمان و درهم‌تنیده‌اند. این مجموعه‌ای پیچیده از عوامل است که بر مهم‌ترین دارایی در سراسر جهان، یعنی اوراق خزانه‌داری ۱۰ساله آمریکا، تأثیر می‌گذارند. این اوراق همان داراییِ بدون ریسک هستند که قیمت‌گذاری تقریباً تمام دارایی‌های جهان به آن مرتبط است. پس سه عامل را مطرح می‌کنم: اول، قدرت اقتصادی: فکر می‌کنم بخشی از دلیل افزایش بازده اوراق بلندمدت در طول سال ۲۰۲۶ این است که اقتصاد تقویت شده است. دلیل دوم، رقابت برای جذب سرمایه: افزایش شدید مخارج سرمایه‌ای که در اظهاراتم به آن اشاره کردم، واقعی است. شرکت‌هایی که اصطلاحاً هایپراسکیلرها (Hyperscalers) نامیده می‌شوند، در بازار مشغول جذب منابع مالی هستند. بنابراین رقابت برای سرمایه واقعاً وجود دارد و فکر می‌کنم تا حدی افزایش بازدهی اوراق را توضیح می‌دهد. عامل سوم: ژئوپلیتیک است. وضعیت در نقاط بحرانی مختلف جهان باعث افزایش بازدهی‌های بلندمدت شده است. موضوع فقط قیمت‌های نقدی انرژی یا قیمت‌های لحظه‌ای ذرت، سویا یا گندم نیست. بلکه مسئله، تفاوت میان این قیمت‌های نقدی و چیزی است که اصطلاحاً «کرک اسپرد» (Crack Spreads) نامیده می‌شود؛ یعنی اینکه این تفاوت قیمت‌ها چه معنایی برای محصولاتی دارد که در نهایت به فروشگاه‌های سراسر کشور راه پیدا می‌کنند. فکر می‌کنم این سه مورد، مهم‌ترین توضیحات هستند؛ اما قطعاً فهرست کاملی از عوامل نیستند.» ---------------------------------------------------------------------------- پایان نقل قول از مصاحبه خبری وارش ---------------------------------------------------------------------------- وارش در سخنانش هم در بیان دلایل رویکرد تهاجمی فد، و هم در مقام دلایل رشد بازدهی اوراق، به مساله تنشهای ژئوپولتیک اشاره می‌کند. در سوال اول خبرنگار صراحتا به مساله انسداد تنگه اشاره و تلویحا آنرا عامل اصلی رویکرد فد دانسته، پاسخ فد را برای باز شدن تنگه بی اثر ارزیابی می‌کند؛ اما وارش میگوید که با اینکار تلاش شده تا جلوی گسترش آثار تورمی آن و تبعات مرتبه دوم و مرتبه سوم آن گرفته شود. پر واضح است که هم مساله تورم و هم مساله رشد اقتصادی آمریگا در جلسه ماه جولای فد نیز مد توجه بوده‌ و در بیانیه فد، سند Minutes و کنفرانس خبری وارش به این دو مورد دقیقا اشاره شده است. لذا این دو اموری نیستند که بتوان آنها را مصداق «تغییری عمده» در نگاه وارش و سایر اعضای فد تلقی کرد. چیزی که در این مدت تغییر کرده، استمرار تنشهای ژئوپولتیک خصوصا جنگ ایران و تصاعد تنش اخیر در باب المندب بوده که چشم انداز آعضای فد را برای اتمام «زودگذر» این تنشها از بین برده و «روندی» جدید ساخته است که فدرال رزرو باید به آن واکنش نشان دهد. این، مساله ای است که پیشتر نگارنده بارها و بارها با استناد به سخنان مکرر جروم پاول (رییس سابق فدرال رزرو) نسبت به اهمیت آن هشدار داده و تذکر داده است که Fed از شوکهای موقت عبور می‌کند، اما اگر شوکها شکل روندی به خود بگیرند، حتما به آن واکنش نشان می‌دهد. این «روند» که وارش نیز آنرا کاملا به رسمیت شناخته است، در اصل معادله جدیدی ناشی از ضرب شدن شوک باب المندب در شوک تنگه هرمز است که با ضرب شدن در تورم چسبنده و اقتصاد قدرتمند آمریکا، باعث رویکرد تهاجمی فد شده، و همچنین با تجمیع با رقابت جذب سرمایه شرکتهای بزرگ موجبات جهش بازدهی اوراق قرضه را فراهم کرده است، جهشی که عمده آن به دلیل رشد قابل توجه term premium نگهداری اوراق است و مساله رشد اقتصادی آمریکا در آن وزن محدودی دارد. متاسفانه در شرایط فعلی کشور، درک مقامات از اهمیت این نکات بسیار محدود است، و جریانهای غربگرا که پیش از جنگ گزینه نفت و تنگه هرمز را کوچکنمایی می‌کردند، اکنون هرگونه اثر قیمت نفت بر روندهای کلان اقتصاد آمریکا را ناممکن جلو می‌دهند. این جریان نیز با مستمسک قرار دادن «نرسیدن نفت به ۱۵۰ دلار» در حال تولید این روایت است که تنگه اثری در مهار ترامپ نداشته است. از طرف دیگر سیاستگذار نیز با عدم درک شرایط حساس، در حال مجال دادن به فرایندی آمریکایی-هندی-اماراتی برای STS است که روزانه حجم زیادی از نفت پشت تنگه را از طریق کشتیهای کوچک و لنجها در مسیر نزدیک ساحل جنوبی جابجا کرده و حاکمیت ایران بر تنگه را مخدوش می سازد و مانع فراتر رفتن نفت از مرزهای تحمل بازارهای مالی جهان می‌شود. همانطور که بارها عرض شد مساله این نیست که با جهش نفت، «اقتصاد آمریکا را نابود کنیم» بلکه مساله این است که چطور «ریسک رکود جهانی» را به پکن و واشنگتن بفروشیم، بدون اینکه از خطوط قرمز عبور کنیم. مساله اساسی این است که نه حساسیت شرایط درک می‌شود و نه برای نقد کردن آن در قالب توافقی چند جانبه که یک ضلع آن چین است، اقدام مهمی صورت می‌گیرد و فرصت سفر ترامپ به پکن (در ماه می) و سفر قریب الوقوع شی به واشنگتن آن هم در مقطع نفت برنت ۱۰۵ دلاری و بالا رفتن نرخ بهره در آمریکا، به راحتی دود شده و به هوا فرستاده می‌شود. همین جریانهای غربگرا بارها از عدم تمایل چین برای مداخله در خاورمیانه سخن می گفتند (همانطور که از ناکارآمدی ابزار تنگه و نفت سخن می‌گفتند) اما طرح سخنان مهم شی در بریکس و طرح چهار ماده‌ای شی در دیدار با سیسی که در آن عملا چین در قامت یک نظم ساز، بر خروج آمریکا از خاورمیانه تاکید و فلسطین را دال مرکزی حل مسائل منطقه معرفی می‌کند، این جماعت را مجددا رسوا کرده است، جماعتی که البته روی زیادی دارد و نفوذ بسیاری در دستگاههای حساس داشته و دارد. در پایان به سیاستگذاران هشدار می‌دهیم که نادیده گرفتن STS در تنگه هرمز به امید صیانت از سیاست همسایگی و ...، دودمان کشور را بر باد می‌دهد و روند مهمی را که عاقبت به تغییر رویکرد فدرال رزرو منجر شد، به خطر می‌اندازد. همچنین تصاعد تنش باید هدفمند باشد و زمینه را برای یک توافق کلان چند جانبه با مشارکت قدرتهای بزرگ و کشورهای منطقه فراهم کند. زمینه‌سازی برای مذاکرات نهایی همانقدر مهم است که افزایش فشار بر اقتصاد آمریکا، و نباید هیچ یک فدای دیگری شود. امید که چنین شود.

Mahdi Kharratiyan

106,423 Aufrufe • vor 4 Tagen