Video wird geladen...

Video konnte nicht geladen werden

Zur Startseite

حذف شدید؟ اونم با گل دقیقه ۹۶ اتریش؟ یادتونه با بدرقه نیروهای قاتل پلیس و تروریست‌های سپاه و حزب‌الله رفتید جام جهانی؟ خب آه مادران ۴۰ هزار کشته دی‌ماه بلاخره یه‌جایی اثر میذاره. شما کثیف‌ترین تیم ورزشی تاریخ این سرزمین بودید. امروز رو باید جشن بگیریم :)

35,222 Aufrufe • vor 3 Monaten •via X (Twitter)

0 Kommentare

Keine Kommentare verfügbar

Kommentare vom Original-Post werden hier angezeigt

Ähnliche Videos

هم‌میهنان عزیزم، ملت بزرگ ایران، به همه شما که در این ۱۰۰ روز برای آزادی و بازپس‌گیری ایران ایستادید؛ با فداکاری در برابر گلوله‌ها سینه سپر کردید و در ۴۰ روز گذشته خطر بمباران را به جان خریدید، درود می‌فرستم. می‌دانم خبر آتش‌بس دوهفته‌ای میان جمهوری اسلامی با آمریکا و اسرائیل، بسیاری از شما را دلسرد کرده است. اما امروز، نه زمان ناامیدی، که زمان باور بیشتر به پیروزی است. آنچه در این ۴۰ روز رخ داد، دقیقاً در مسیر همان مطالباتی است که ملت ایران از جامعه جهانی خواست و بعد از جان‌فشانی در خیابان‌های ایران، در تظاهرات روز جهانی اقدام در ۱۴ فوریه (۲۵ بهمن) نیز فریاد زد. ضرباتی که در تنها ۴۰ روز بر پیکر جمهوری اسلامی وارد شد، بی‌سابقه بوده، و برای این رژیم جبران‌ناپذیر است. حذف علی خامنه‌ای، قاتل ده‌ها هزار ایرانی شجاع، به‌تنهایی دستاوردی تاریخی برای ملت ماست. حال آنکه، به جز او، ده‌ها تن از فرماندهان و عاملان اصلی سرکوب در سپاه و بسیج و دستگاه‌های اطلاعاتی رژیم نیز از میان برداشته شدند. هزاران نیروی سرکوب به هلاکت رسیدند. ساختار فرماندهی و کنترل سرکوب، فلج شده و فرو پاشیده است. زیرساخت‌های نظامی‌، که نه برای دفاع از ایران، بلکه برای صدور تروریسم و بی‌ثباتی ساخته شده بودند، نابود شده‌اند. منابع مالی رژیم برای سرکوب در داخل و تروریسم در خارج، به‌شدت کاهش یافته است. جمهوری اسلامی امروز در منطقه و جهان از همیشه منزوی‌تر و منفورتر است. آنچه برای این رژیم باقی مانده، تکیه بر مزدوران بیگانه و اقلیتی خون‌ریز و خون‌شوی است که منافع‌شان در بقای این رژیم است؛ رژیمی که در میدان واقعیت شکستی سخت خورده، اما با قطع اینترنت به ۹۰ میلیون ایرانی، و از طریق ماشین دروغ‌پردازی‌اش، هنوز ژست پیروزی می‌گیرد و رجز می‌خواند. آنها که مدعی بودند هرگز تن به آتش‌بس نمی‌دهند، امروز هم رهبر و فرماندهان‌شان را از دست داده‌اند، هم جنگ را باخته‌اند، هم آتش‌بس را پذیرفته‌اند، و هم به میز مذاکره برای تسلیم کامل کشانده شده‌اند. ما اما از آغاز می‌دانستیم که جمهوری اسلامی تنها با حذف فرماندهی و تضعیف دستگاه سرکوب از طریق حملات هوایی، سقوط نمی‌کند. از همین رو بود که در تمام پیام‌هایم به شما تاکید کردم که این ما ملت ایران هستیم که باید ضربه نهایی را به رژیم ضعیف‌شده وارد و آن را سرنگون کنیم. می‌خواهم بدانید که من وضعیت شما در ایران را بسیار دقیق زیر نظر دارم. می‌دانم که جمهوری اسلامی بسیار تضعیف شده اما هنوز توانایی سرکوب آن به طور کامل از بین نرفته است. همه هدف من این است که اقدام نهایی برای سرنگون کردن جمهوری اسلامی با کمترین هزینه جانی باشد. جان تک‌تک شما برای من ارزشمند است. پس، از شما می‌خواهم که شکیبا باشید، از خودتان محافظت کنید، و با باور به پیروزی و آمادگی کامل، در انتظار لحظه تعیین‌کننده بمانید. در این فاصله، من و همه هم‌میهنان‌مان در خارج از کشور با تمام توان، خواست شما را که پایان دادن به جمهوری اسلامی است، فریاد خواهیم زد. ایمان داشته باشید که هیچ نیرویی در جهان توان ایستادن در برابر قدرت یک ملت متحد را ندارد. جمهوری اسلامی این بار، راه گریز، و بختی برای بقا ندارد؛ و به دستان پرقدرت شما ملت بزرگ ایران سرنگون خواهد شد. پاینده ایران، رضا پهلوی

Reza Pahlavi

2,017,496 Aufrufe • vor 5 Monaten

من داغدارم. داغدار رفتنِ سرلشکر باقری که تازه با اون ویدیوش شناخته بودمش. اگر کسی فکر میکنه مستقیم نمیگم، اینم به انگلیسی و برای ثبت در حافظه ی تاریخی توییتر. اینجا رسما بدون حضور مغز صحبت کردم و کلام پراکنده است. اگر شما زبانتون میگیره از گفتنِ این مساله مشکل از شماست و تخیلی که براتون مهندسی کردند. اونکه سپاه و دار و دسته اش هم در این مهندسی تخیل شریکند قصه ی بسیار و بی نهایت مهمی است که بهش خواهم پرداخت. همیشه از مخالفان قرار دادن سپاه در لیست تروریستی بودم و هشدار داده بودم که این مقدمه آوردنِ جنگ به ایران بود. من اینجا از سردارانِ ش.هید شده قدردانی کردم گفتم برای شماهام بذارم چون نکته داره . آقا من همونقدر که از سمت مجاهدین و موساد اذیت شدم از دست مخالفان مذاکره و پروژه بگیرانِ “ما بمب میخواهیم و فلان”َ داخل تخریب شدم. یعنی دلم خونه اگر بخوام باز کنم این مساله رو. اگر نمیگم دلیل بر نبودنش نیست. اما از همون اول به هشتگ ت.روریستی بودن س.پاه ایراد گرفتم. یعنی اولش نمیدونستم چی شده. به دوستم گفتم: خب حالا س.پاه تر.وریستی بشه چی میشه؟‌ گفت: یحتمل نمیتونن بیان اینجا. گفتم : خب حالا نیان. یعنی فکر میکردیم اساس بدتری نداره. بعد کم کم شک کردم. دیدم اونی که زمان زن زندگی آزادی تو خیابون سرکوب میکنه اصلا س.پاه نیست. پس حکایت اینکه “سپاه رو تروریستی کنیم” چی بود؟‌ بعد فهمیدم وقتی شما یک گروه نظامی رو ترو-ریست تعریف میکنی اونها تارگت مشروع میشن و اجماع عمومی و جهانی برای جنگ راحت تر ایجاد میشه. و نکته ی جالب اینجاست که این نکته که چنین هشتگ و خواسته ای باعث میشه جنگ به داخل مرزهای ایران وارد بشه رو کارشناسی مطرح کرد که خودش توسط همین مخالفان مذاکره و به اصطلاح تندروها، به شدت اذیت شده بود. قصه های خون دل خوردن از داخلیها بمونه برای بعد. امروز وقت بازنگریِ خیلی چیزاست: اینکه هواپیمای اوکراینی رو کی زد که مقدمات چنین جایی که الان هستیم فراهم بشه و تقاضای تحریم آسمانهای ایران (که به مثابه اعلام جنگ و بی دفاع کردنِ ایران در برابر حمله بود) این چنین وحدتِ بعد از ت.رور سردار س.لیمانی به هوا بره؟ این سوال خیلی جای فکر داره. چرا وقتی نیروی سرکوب تو خیابون زمان تظاهرات مهسا، پلیس ضد شورش بود و س.پاه نبود، این هشتگ جلو رفت؟‌ (اون موقع پرسیدم: همون کسایی که میگفتند “اسراییل اگر زده، کشته، آدم نظام بودند” گفتند “نه س.پاه بوده! لباس نیروی انتظامی رو روی لباس س.پاهی پوشیده بودند.” یعنی کلا دوستان ایده ای از پلیس ضد شورش نداشتند. یعنی داشتند: اما هدف آوردنِ ایران به همین نقطه بود. به همین جایی که الان هستیم. سفیدشویی و عادی سازیِ کشته شدنِ سردار ایرانی توسط دشمن. خیلی سوال. خیلی قصه هایی که باید بررسی بشن. ولی من بگم که برای من سردار ایرانی که توسط دشمن کشته میشه یک سردار ایرانی است. تمام. این رو گفتم بدون لکنت بنویسم: من عزادارِ کسانی هستم که در بین ما نیستند. اما آدم واسه خنک کردنِ دل همسایه، ابزار کپک زدنِ سواد خودش رو فراهم نمیکنه. من امروز به شدت عزادارم. به شدت ازینکه اس.راییل اونها رو از ما گرفت عصبانی. و اینجا گفتم: به انگلیسی هم گفتم که اگر لازم باشه با لکنت کمتری گفته بشه. سواد خودتون رو پاکسازی کنید.موتورهای جهل به شدت مشغول کار بودند.

نسیم نوروزی

50,624 Aufrufe • vor 1 Jahr

آقای پزشکیان در روز خبرنگار عملا گفت ایران جز مذاکره هچ راه دیگری ندارد و با این کار ایران را «بی‌ چاره» و مستاصل نشان داد و بعد هم بلافاصله گفت این امر با رهبری هماهنگ است. اگرچه در این دو روز بسیاری درباره این سخن نوشته‌اند اما دو نکته نیازمند برجسته‌سازی و تدقیق بیشتر است: اول اینکه شک نکنید ارسال پیام ضعف پزشکیان به منظور مذاکره نیست. چرا که دولتی که بخواهد واقعا مذاکره کند و امتیاز بدهد و امتیاز بگیرد اتفاقا خودش را تا حد امکان قوی نشان می‌دهد و اتفاقا دست مخالفان را هم باز می‌گذارد تا بتواند قدرت چانه‌زنی‌اش را در پای میز بیشتر کند. همانطور که عراقچی هفته پیش در مصاحبه با فایننشیال تایمز به درستی ایران را مقتدر و مردم را مخالف مذاکره نشان داد. به یاد بیاورید حتی حسن روحانی و جواد ظریف هم پیش از ورود به مذاکرات برجام در سال نود و دو هرگز چنین وضعیت کشورشان را بی چاره و بدون گزینه و محقر تصویر نکردند. کسی نیازمند دکترای روابط بین‌الملل نیست تا بتواند تصور کنید ویتکاف با تیم مذاکره کننده کشوری که رییس جمهورش آن را تا این حد بی چاره و حقیر نشان داده چگونه رفتار خواهد کرد؟ آیا ایران حتی امکان جابجایی یک ویرگول را در متنی که از سوی آمریکایی‌ها به ایران دیکته خواهد شد دارد یا فقط باید هرآنچه را جلویش گذاشته می‌شود امضا کند؟ آنچه پزشکیان انجام می‌دهد ربطی به مذاکرات ندارد بلکه موضوعش امری شناخته شده در علوم سیاسی به نام کاپیتولاسیون است. دوم، پزشکیان عملا ادعا کرده آیت‌الله خامنه‌ای هم با موضع او برای نشستن بر میز مذاکره به عنوان تنها راه موافق است. به عبارتی آیت‌الله خامنه‌ای هم خواهان تسلیم ایران مقابل آمریکاست. باید گفت آقای خامنه‌ای مسعود پزشکیان نیست که صبح یک چیز بگوید و ده دقیقه بعد در همان مصاحبه حرفش را عوض کند. حداقل از سال شصت و هشت که ایشان بر مسند رهبری بوده تا امروز یک منظومه فکری منسجم داشته. تا جایی که وقتی مجبور بوده تغییری حتی تاکتیکی در جهت‌گیری‌هایش بدهد خود را موظف می‌دانسته برایش اسباب نظری و ارجاعات تاریخی و دینی پیدا کند، همانطور که اجازه گفتگوی مستقیم با آمریکا را بواسطه مفهوم نرمش قهرمانانه امام دوم شیعیان توضیح داد. به همین علت هم هست که ارتشی از دهها خبرنگار فارسی زبان در رسانه‌های غربی شغلش این است که بگردد از فلان گفته امروز ایت‌الله خامنه‌ای با سخن بیست سال پیشش تفاوت و تناقضی دربیاورد و آن را با افتخار در بوق و کرنا کند. ازینرو از مسعود پزشکیان باید خیلی واضح پرسید سندش برای این ادعا که آیت‌الله خامنه‌ای تغییر موضعی ماهوی داده و خواهان تسلیم ایران شده چیست؟ کجا چنین گفته؟ در کدام سخنرانی؟ کدام روز؟ مگر نه اینکه در همین آخرین سخنرانی که به صورت نمادین ان را ایستاده هم انجام داد از قدرت و عزم و استقامت ملت ایران گفت؟ به فرض هم که رهبری خواهان تسلیم ایران شود، آیا امری چنین سرنوشت ساز باید بدون اعلام رسمی ایشان و با پیغام و پسغام دادن به شما اتفاق بیفتد؟ یعنی تکرار آنچه را که ایت‌الله خمینی بواسطه یک بمب خبری در قالب نامه جام زهر انجام داد، آیت‌الله خامنه‌ای درگوشی فقط به پزشکیان گفته؟ آنچه مسعود پزشکیان در روز خبرنگار انجام داد بدعتی غریب در تاریخ معاصر ایران بود. پزشکیان چیزی را به رهبر ایران منصوب کرد که با تمام سنت فکری و عملی آیت‌الله خامنه‌ای در تضاد است. تصور کنید امروز که در حیات رهبر دوم چنین می‌کنند فردا که او در میان نباشد چه چیزها به او منصوب می‌کنند. اما فریب نخورید. پزشکیان برغم تلاشش برای بُهلول‌نمایی، چنین سخنان ضدملی را از روی سادگی بیان نکرده. او عملا موضعی گرفت که بتواند تابوی تسلیم نشدن را بشکند و اجازه دهد نیروهای همسویش به میدان بیایند و با اردوکشی سیاسی فرایندی را اغاز کنند که در نهایت آیت‌الله خامنه‌ای در عمل انجام شده قرار گیرد و تن به تسلیم دهد. روندی که آغاز شده و همین امروز با بیانیه هفتاد و هشت نفر از پیشکسوتان سیاست خارجی کلید خورده. اگر نیروهای ملی و همچنان معتقد به قدرت ایران در بهمن چهارصد و سه به میدان آمده بودند و از موضع رهبری در شرافتمندانه، هوشمندانه و عاقلانه نبودن مذاکره تمام قد دفاع کرده‌بودند، یکماه بعد رهبری مجبور به تغییر موضع و تن دادن به مذاکرات عمان نمی‌شد. مذاکراتی که مقدمه بمباران و نابودی مراکز اتمی بود. امروز هم اگر این نیروهای ملی و معتقد به ایران قوی برغم هزینه‌هایش با شدت مقابل بدعت سازی مسعود پزشکیان و تحریف آشکار مواضع رهبری نایستند، فردا ممکن است دیر باشد.

Ali Alizadeh

45,649 Aufrufe • vor 1 Jahr

🔴سخنرانی خانم مریم رجوی رئیس جمهور برگزیده مقاومت در گردهمایی بزرگ ایرانیان در برلین در سالگرد انقلاب ضدسلطنتی مردم ایران #مريم_رجوى : قیام ایران، تیک‌تاک سرنگونی هموطنان! یاران شورشگر و #شورشگران در سراسر میهن، ما برای سالروز انقلاب ضدسلطنتی علیه دیکتاتوری شاه جمع شده‌ایم. اما ابتدا از قیام دی‌ماه شروع می‌کنیم. قیامی که سرخ‌فام شد، اما با خون کهکشان شهیدان و هزاران جان شیفته و خشم و خروش خلق قهرمان، ایران و جهان را به لرزه درآورد. به یاد شهیدان قهرمان قیام با هم دست می‌زنیم. حالا دیگر در دنیا کسی در حتمیت سرنگونی این رژیم تردید ندارد. سال‌ها و سال‌ها می‌گفتیم سرنگونی سرنگونی. اینک همه مقدم آن را به چشم می‌بینند و صدای پایش را می‌شنوند. شجاعت شورشگران ایران زمین درخشید و عالم‌گیر شد و طلسم مماشات در رابطه با سپاه پاسداران در اروپا درهم شکست. حالا دیگر زمان به‌رسمیت شناختن مقاومت ۴۴ساله مردم ایران برای سرنگونی است. بله زمان به‌رسمیت شناختن نبرد #کانون‌های_شورشی و ارتش آزادیبخش ملی ایران است، در آستانه ورود به ۴۰سالگی است. تیک‌تاک سرنگونی رژیم آخوندی شما ای مادران و پدران داغدار که به‌جای ماتم و عزا دست‌افشان و پاکوبان به ادامه قیام فرامی‌خوانید، شما از دل اندوه، پیروزی می‌سازید. هم‌چون «عزیز» مادر رضایی‌های شهید که پس از تیرباران فرزندانش به‌دست شاه و خمینی ایستاد و گفت: نبرد ادامه دارد. آری آری نبرد ادامه دارد و خلق دلاور، با شورشگران پیشتازش دوباره باز می‌آید. باز می‌آید انبوه‌تر و سازمان‌یافته‌تر تا رژیم آخوندی را خاک و خاکستر کند. اشرف شهیدان که فردا، ۱۹بهمن سالگرد شهادت اوست گفت جهان خبردار نشد که بر مردم ایران چه گذشت. منظورش شکنجه و کشتار و ستم دیکتاتوری دینی بود. آن زمانی که زنان مجاهد باردار را بی‌محابا تیرباران می‌کردند. آه اگر اشرف بود و می‌دید که در این ۴۴سال بر مردم ما چه گذشت! و به‌خصوص اگر می‌دید که دختران ۱۴-۱۵ساله هم‌چنان در خیابان گلوله‌باران می‌شوند و سردار خیابانی که می‌خروشید: ما حق داریم امیدوار باشیم، ما حق داریم از خطرات و مشکلات نهراسیم. پس یقین داشته باشید که آینده مال شماست. نیروهای میرا، از صحنه، حذف خواهند شد. بله، حالا بعد از قیام دی‌ماه، تیک‌تاک سرنگونی آغاز شده و زمان بیرون‌ کردن نیروهای میرا و ستمگر و گذشته‌گرا از گردونه تاریخ ایران است. آری آری این تیک‌تاک سرنگونی رژیم آخوندی است. انقلاب مردم ایران ربودنی نیست قیام دی‌ماه در مجموع سه طرف داشت؛ یک طرف شورشگران که صحنه نبرد را در دست داشتند و جان خود را فدای آزادی می‌کردند. در طرف مقابل، شیخ که بی‌دریغ خون می‌ریخت. و طرف دیگر بقایای شاه و بچه شاه که آمده بود حاصل خون‌ها را به سرقت ببرد. با شعار فوق ارتجاعی جاوید شاه که به شیخ در کشتار، دست بازتر می‌داد. شعاری که شاخص تفرقه‌اندازی، در خدمت خامنه‌ای و نیروهای سرکوبگر و راهبند قیام است. اما ما در دهه سوم قرن بیست و یکم هستیم و به‌ قول مسعود رجوی «اگر کسی گمان می‌کند می‌تواند انقلاب دموکراتیک نوین ایران را مانند انقلاب مشروطه و انقلاب ضدسلطنتی برباید و در لجه خون اندازد، سخت در اشتباه است». ما با مقاومتی روبرو هستیم که ۶۰ سال بی‌وقفه با دو دیکتاتوری شاه و شیخ در نبرد است. با بیش از صدهزار ستاره خونین اما شب‌کوب و درخشان و راهنما. اکنون حرکت و راهگشایی کانون‌های شورشی و تکثیر آن‌ها در میان جوانان میهن را همه به‌چشم می‌بینند و دشمن به صدزبان به آن اذعان می‌کند. در قیام دی‌ماه همه دیدند که چگونه فرهنگ رزم و انقلاب، در کوچه‌ها، خیابان‌ها و شهرهای ایران راه می‌گشود و نیروی سرنگونی می‌ساخت. به سازنده این راه و رسم درود! به مسعود درود که رو در روی رژیم ضدبشری آخوندها، ارتش آزادیبخش ملی را برپا کرد، ‌یک جایگزین دموکراتیک شکل داد و راه انقلاب دموکراتیک ایران را به‌سوی آزادی و پیروزی گشود. یک جمهوری دموکراتیک در امتداد راه مصدق می‌پرسند مگر می‌توان این استبداد سراپا مسلح را سرنگون کرد؟ ‌ قیام دی پاسخ می‌دهد: آری و با تهاجم صاعقه‌آسای خود، راه را نشان داد. راه ارتش قیام، ارتش بزرگ آزادی مردم ایران. می‌پرسند: بعد از سرنگونی رژیم چطور باید از هرج و مرج جلوگیری کرد؟ می‌گوییم این رژیم خودش سرچشمه ناامنی و هرج و مرج است و خلقی که آن را سرنگون کند با تکیه بر یک جایگزین دموکراتیک و همبستگی تمام نیروهای جبهه خلق می‌تواند از آشوب و بی‌سروسامانی هم جلوگیری کند. ایران آینده، یک جمهوری دموکراتیک است در امتداد راه مصدق، با جدایی دین از دولت، خودمختاری ملیت‌ها و یک ایران غیراتمی و در صلح با همه جهان. آلترناتیوی با چراغ راهنمای نه شاه نه شیخ می‌پرسند آیا آلترناتیوی هست؟ آری هست. فقط باید به آن چشم گشود. ۴۴سال است که با چراغ راهنمای نه شاه نه شیخ، در آتش و خون دوام آورده. این چراغ راهنما به معنی نفی دیکتاتوری و وابستگی و اثبات آزادی و استقلال است. طبق برنامه شورای ملی مقاومت، قانون اساسی در ایران آینده توسط مجلس مؤسسانی تدوین می‌شود که انتخابات آن حداکثر شش ماه بعد از سرنگونی برگزار می‌شود. روح و ترجیع‌بند آن‌چه مردم ما می‌خواهند، آزادی، آزادی و آزادی است. مشارکت فعال و برابر زنان در رهبری است و عدالت است برای همه؛ مشارکت متساوی همگان به‌ویژه ملیت‌های ایران در حقوق و اداره امور اعم از کرد و بلوچ و ترکمن و عرب. جبهه همبستگی ملی حرف مردم و مقاومت ایران این بوده و هست: نه مماشات، نه جنگ، تغییر رژیم و حاکمیت جمهور مردم به‌دست مردم و مقاومت سازمان‌یافته آن‌هاست. شورای ‌ملی ‌مقاومت از سال۱۳۸۱ در یک مصوبه به جبهه همبستگی ‌ملی برای سرنگونی استبداد مذهبی فراخوان داده است؛ مرکب از جمهوری‌خواهانی که طرفدار جدایی دین از دولت هستند و رژیم ولایت ‌فقیه را در تمامیت آن نفی می‌کنند. یعنی با وجود همه اختلاف‌ها و تفاوت‌های سیاسی و ایدئولوژیکی در جبهه خلق، ما از دیرباز برآنیم که می‌توان و باید در جبهه همبستگی ملی گرد هم آمد؛ به‌نام ایران، زیر پرچم ایران برای عالی‌ترین مصالح مردم ایران. فراخوان به رهبران جهان از این‌جا رهبران جهان را به ‌شنیدن فریاد آزادی‌خواهی مردم ایران فرامی‌خوانم. خواست‌هایی که از سه دهه پیش بارها اعلام کرده‌ایم: ۱-به‌رسمیت شناختن مبارزه مردم ایران برای سرنگونی رژیم و نبرد جوانان و کانون‌های شورشی با آدم‌کشان و نیروهای سرکوبگر خامنه‌ای ۲-اقدام فوری شورای امنیت ملل متحد برای ممانعت از اعدام زندانیان قیام و زندانیان سیاسی و حمایت از کارزار سراسری نه به اعدام ۳-ایجاد تسهیلات برای دستیابی مردم به اینترنت آزاد ۴-ارجاع پرونده خامنه‌ای و دیگر سران رژیم به شورای امنیت ملل متحد برای محاکمه در یک دادگاه بین‌المللی به‌خاطر جنایت علیه بشریت و نسل‌کشی و همزمان پیگرد قضایی آن‌ها در دادگاه‌های ملی کشورها براساس اصل صلاحیت جهانی ۵- تعطیلی سفارت‌های رژیم و اخراج دیپلومات‌ها و مزدوران سپاه و وزارت اطلاعات ۶- قطع کامل شریان‌های مالی رژیم آخوندی امروز در سالروز انقلابی گرد هم آمده‌ایم که در سال۵۷ آن را به سرقت بردند. در آن شب‌های خفقان و بیداد شاه و ساواک، راهبران و پیشتازان آن انقلاب، فداییان و مجاهدینی بودند که سرنگونی دیکتاتوری شاه را زمینه‌سازی کردند و جامعه ایران را به قیام و انقلاب سوق دادند؛ از پدر طالقانی تا حنیف و محسن و بدیع‌زادگان و جزنی و احمدزاده، پویان و پاک‌نژاد و خالقان حماسه‌ سیاهکل. درودی بی‌پایان بر آن قهرمانان و شهیدانی که در دهه۶۰ و قتل‌عام۶۷ و قیام‌های پی‌درپی در روزگار شیخ، آتش مقاومت یک ملت اسیر را شعله‌ور نگهداشتند. انقلاب ضدسلطنتی اثبات کرد که نیروی خلق به‌پاخاسته بر بزرگ‌ترین قوای سرکوب و کشتار غلبه می‌کند و امروز در فرازی بالاتر، انقلاب دموکراتیک ایران به پیش می‌تازد؛ انقلابی صدبار عمیق‌تر و نیرومندتر، هوشیارتر و آگاه‌تر که به قطع و یقین پیروز می‌شود. یقین داشته باشید که این انقلاب پیروز می‌شود. سلام بر قیام ایران سلام بر شهیدان پیروز باد انقلاب دموکراتیک مردم ایران #فوری

Simay Azadi

15,148 Aufrufe • vor 7 Monaten

مصاحبه کامل رویترز با شاهزاده ناکام، رضاپهلوی 📷📷📷📷📷📷📷📷📷 خبرنگار: رضا پهلوی، خوش آمدید. ممنون که امروز در پاریس با رویترز صحبت می‌کنید. در طول چهار ماه گذشته، ما با بیش از ۵۰ نفر، از جمله هشت نفر از همکاران فعلی و سابق شما، برای تهیه گزارشی درباره شما مصاحبه کرده‌ایم. مخاطبان ما همیشه از اینکه سوژه گزارش ما با پاسخ دادن به سوالات موافقت می‌کند، سود می‌برند. پس باز هم ممنون. رضا پهلوی: ممنون که این فرصت را به من دادید. خبرنگار: حتماً. پس اولین سوال من این است: شما در اروپا و ایالات متحده مشغول کمپین بوده‌اید، سخنرانی کرده‌اید، بودجه جمع‌آوری کرده‌اید و با مقامات منتخب برای رهبری یک دولت انتقالی در ایران دیدار کرده‌اید. با این حال، به نظر نمی‌رسد دولت ترامپ از شما حمایت کند. با توجه به همه اینها، مسیر شما برای بازگشت به ایران چیست و فکر می‌کنید تغییر رژیم در چه زمانی می‌تواند واقعاً محقق شود؟ رضا پهلوی: این کمپین ۴۶ سال پیش به عنوان یک ماموریت مادام‌العمر برای آزادی ایران آغاز شد و هرگز موضوع شخص من نبوده است. این درباره مردم ایران و حق آنها برای تعیین سرنوشت‌شان بوده است که دقیقاً تمام موضوع همین است. این وظیفه یک دولت خارجی نیست که تصمیم بگیرد چه کسی یا چه چیزی باید جایگزین برای ایران باشد. این بر عهده مردم ایران است. من هرگز از هیچ رهبر یا دولتی درخواست هیچ‌گونه تاییدیه‌ای نکرده‌ام. تمام ماموریت من در زندگی، و بارها و بارها آن را گفته‌ام، این است که اطمینان حاصل کنم مردم ایران در آینده این فرصت را خواهند داشت که تعیین کنند عملکرد دوره گذار پس از فروپاشی رژیم چه خواهد بود؛ تا بتوانیم یک مجلس موسسان داشته باشیم که درباره هر شکل نهایی سکولار و دموکراتیکی که مسلماً باید شکل بگیرد بحث کند و به مردم ایران اجازه انتخاب بدهد. خبرنگار: اما از جایی که امروز نشسته‌ایم، فکر می‌کنید تغییر رژیم چه زمانی ممکن است رخ دهد؟ رضا پهلوی: من فکر می‌کنم ما به آن بسیار نزدیک هستیم. دلیلی که این را می‌گویم این است که اول از همه، رژیم در ضعیف‌ترین وضعیت خود در طول ۴۷ سال گذشته قرار دارد. ناگفته نماند از نظر مشروعیت، هرگونه مشروعیت احتمالی باقی‌مانده‌ای را که ممکن بود داشته باشد کاملاً از دست داده است. به این معنا که بسیاری از دولت‌ها در تمام این چهار دهه همیشه از روش مماشات با امید به تغییر رفتار پیروی کرده‌اند و به نوعی به مشروعیت بخشیدن به این رژیم کمک کرده‌اند. خبرنگار: با این حال، اجازه بدهید درباره برخی از اظهارات شما بپرسم. شما در ژوئیه ۲۰۲۴ در کنفرانس ملی محافظه‌کاری در واشنگتن سخنرانی کردید و گفتید: “دوستان من، ما به دنبال مداخله شما نیستیم.” سپس امسال در اواسط فوریه از واشنگتن خواستید به ایران حمله کند و به رویترز گفتید که: “مداخله راهی برای نجات جان انسان‌هاست.” و سپس هنگامی که جنگ آغاز شد، به فاکس نیوز گفتید: “این همان تغییردهنده بازی است که تمام این مدت منتظرش بودیم.” پس چه چیزی باعث شد دیدگاه شما در مورد مداخله بین سال‌های ۲۰۲۴ و ۸ و ۹ ژانویه ۲۰۲۶ تغییر کند؟ رضا پهلوی: وقتی شما با آن سطح از قتل عام زندگی و سروکار دارید، تمام چشم‌انداز مسائل تغییر می‌کند. تا مدت‌ها می‌گفتم ما نیازی به هیچ مداخله‌ای نداریم و بگذارید مردم ایران توانمند شوند. سال‌ها گفته‌ام دیپلماسی کار نمی‌کند و جنگ هم راه‌حل نیست. شما فقط یک راه سوم دارید و آن توانمندسازی مردم ایران است. این چیزی است که من حداقل در ۲۰ سال گذشته در سراسر اروپا و ایالات متحده گفته‌ام. آنچه تغییر کرد، اتفاقی بود که در ۸ ژانویه رخ داد. در آن مورد من گفتم ببینید، این مداخله در واقع می‌تواند به نجات جان‌های بیشتری کمک کند که در غیر این صورت از دست می‌رفتند. بنابراین این واقعاً مسئله تلاش برای محافظت از جان‌های بیشتر در برابر این رژیم است؛ رژیمی که نشان می‌دهد هیچ حد و مرزی در اینکه چقدر حاضر است برای کشتن شهروندان خود پیش برود، ندارد. خبرنگار: ما با یک نماینده کنگره مصاحبه کردیم که شما را فردی خوش‌بیان، فروتن و دارای ویژگی‌های ریاست جمهوری توصیف کرد. اما همان‌طور که مطمئناً می‌دانید، شما منتقدانی هم دارید. من نمی‌خواهم شما را معذب کنم، اما می‌دانید، برخی از افراد اشاره می‌کنند که شما هرگز شغل حقوق‌بگیری نداشته‌اید و فاقد مهارت‌های رهبری حیاتی هستید. اسکات اندرسون، نویسنده کتاب «شاهِ شاهان: انقلاب ایران» گفت که شما در نوعی “حباب سلطنت‌طلبی” زندگی می‌کنید. و نقل قول: “هر آنچه همیشه درباره او از افراد در دیاسپورای ایرانی شنیده‌ام این است که او به نوعی یک فرد بی‌اهمیت و سبک‌وزن است.” به نظر می‌رسد اعتبار اصلی شما وراثت باشد. شما پسر آخرین شاه هستید. پاسخ شما به این چیست؟ مطمئنم برخی از این موارد را قبلاً شنیده‌اید. شما ۴۸ سال است که پای خود را در ایران نگذاشته‌اید. پدر شما پس از یک قیام مردمی علیه حکومت استبدادی‌اش به تبعید رفت. شما فکر می‌کنید چه صلاحیت‌هایی برای رهبری یک دولت انتقالی در ایران دارید؟ رضا پهلوی: خب، اگر یک وکیل تصمیم بگیرد پرونده‌ای را به صورت رایگان و داوطلبانه، pro bono، به عهده بگیرد، آیا این بدان معناست که او شغلی ندارد؟ من این کار را داوطلبانه و به صورت رایگان برای چهار دهه انجام داده‌ام، به عنوان فداکاری من در راه کشورم. من می‌توانستم به راحتی در آن زمان در قاهره، وقتی پدرم فوت کرد، تصمیم بگیرم که بی‌خیال همه‌چیز شوم و بگویم به درک. من می‌توانستم مانند بسیاری دیگر، زندگی، تجارت و کارهای دیگر را دنبال کنم. نه اینکه آنها ارتباطاتی نداشتند، نه اینکه آنها مردمی نداشتند، اما من تصمیم گرفتم به خاطر کشورم در این مسیر بمانم؛ کشوری که فکر می‌کنم از نظر تمدن، از نظر فرهنگ و از نظر آنچه می‌توانند به جهان ارائه دهند، سزاوار وضعیتی بسیار بهتر از این رژیم و این دولت هستند. بنابراین این یک فداکاری شخصی برای یک عمر بوده است. در مورد سابقه کاری، فکر می‌کنم این بخشی از دلیلی است که جوانان امروز در ایران، که من را در این ۴۶ سال دنبال کرده‌اند و دیده‌اند که چه گفته‌ام و چه کرده‌ام، من را با اعمال خودم قضاوت می‌کنند. این هیچ ربطی به گذشته ندارد. بله، من به طور اتفاقی نام پهلوی را دارم و اتفاقاً آن یک نکته مثبت است. این همان چیزی است که مردم در خیابان‌ها شعار می‌دهند. اکنون مردم حق دارند نظر خود را داشته باشند. ممکن است برخی از چهره من خوششان نیاید. ممکن است برخی فکر کنند من باید این کار یا آن کار را انجام دهم. من فقط با افکار و اصول خودم صادق هستم و سعی می‌کنم با آنچه در توان دارم بهترین باشم. تلاش می‌کنم تا جایی که ممکن است عناصری را گرد هم بیاورم که معتقدم می‌توانند در انجام کار به طور همه‌جانبه حمایت‌کننده باشند. این کاری است که من تمام وقت خود را صرف آن کرده‌ام؛ از طریق تعامل با اعضای جامعه خودمان، با دیاسپورا، با مردم داخل ایران و البته بخش خارجی آن. دوستان ایران، کسانی که معتقدند ایران سزاوار زندگی در قرون تاریک نیست، آنگونه که ما زندگی کرده‌ایم، و ایرانی را به یاد می‌آورند که مرفه بود، در حال شکوفایی بود و کمک‌هایشان به هنر، موسیقی، علم و غیره. فکر می‌کنم دقیقاً به همین دلیل است که امروز مردم به خیابان‌ها می‌روند و جان خود را برای آینده‌ای بهتر فدا می‌کنند. شما هرگز نمی‌توانید ۱۰۰ درصد حمایت همه را داشته باشید. همیشه برخی استثناها وجود خواهد داشت، اما فکر می‌کنم در بیشتر موارد من از حمایت گسترده‌ای در داخل و خارج از ایران برخوردارم. خبرنگار: می‌خواهم کمی در مورد چارچوب شما که سال گذشته درباره یک دولت انتقالی منتشر کردید صحبت کنم. این چارچوب خواستار برگزاری رفراندوم در عرض ۶ ماه است که می‌تواند منجر به یک پادشاهی پارلمانی یا جمهوری شود. آیا شما پادشاه شدن را در صورتی که خواست مردم ایران باشد رد می‌کنید؟ رضا پهلوی: خب، من به شما می‌گویم، من برای مقامی نامزد نمی‌شوم. این هرگز دغدغه من نبوده است و می‌دانید، این همچنین به این بستگی دارد که در نهایت چه چیزی به بهترین وجه در خدمت اهداف کشور است. در این مقطع، تمرکز من روی دوره پس از رفراندوم نیست. تنها تمرکز من در حال حاضر باید این باشد و هست که چگونه به آن نقطه نهایی برسیم. یکی از نقش‌های من متحد کردن مردم است. من نمی‌توانم با نمایندگی کردن یک جایگزین از نظر محصول نهایی در مقابل فرآیند رسیدن به آن، مردم را متحد کنم، زیرا این همیشه تفرقه‌انگیز است. به همین دلیل است که به شما می‌گویم، به من به عنوان یک نامزد برای رسیدن به یک مقام نگاه نکنید. به من به عنوان کسی نگاه کنید که راهی به سوی آن آینده برای شما فراهم می‌کند، صرف نظر از اینکه رای نهایی شما چه خواهد بود. خبرنگار: بسیار خب. من می‌خواهم به زودی به مسئله متحد کردن اپوزیسیون برسم، اما می‌خواهم ابتدا روی فعالیت‌های شما در ماه‌های اخیر تمرکز کنم. من با برخی از حامیان مالی شما صحبت کرده‌ام که بخشی از گروهی هستند که بیش از ۳ میلیون دلار به شما و کمپین‌تان کمک کرده‌اند. آنها می‌گویند که به دلایل زیر از شما ناامید شده‌اند: اینکه شما بلافاصله پست رسانه‌های اجتماعی پرزیدنت ترامپ را که گفته بود “ما ایران را تا مرز نابودی بمباران می‌کنیم یا به عصر حجر برمی‌گردانیم” به شدت مورد انتقاد قرار ندادید. می‌دانم که بعداً در پاسخ به سوالات خبرنگاران این کار را کردید، اما بلافاصله پستی درباره آن منتشر نکردید. اینکه شما برخی از خشونت‌های حامیان رادیکال‌تر علیه سایر مخالفان ایرانی و آزار و اذیت آنها را به شدت محکوم نکرده‌اید. همچنین آنها معتقدند که شما برای متحد کردن اپوزیسیون به شدت متفرق ایران به اندازه کافی تلاش نکرده‌اید. آنها همچنین می‌گویند که این مسائل را در تماس‌های خصوصی با شما مطرح کرده‌اند، اما در کمال ناامیدی آنها، شما توصیه‌های آنها را نپذیرفته‌اید. پاسخ شما به این موارد چیست؟ رضا پهلوی: خب، اجازه دهید ابتدا از حامیان مالی شروع کنم. فرض می‌کنم شما به آنها بانیان، benefactors، می‌گویید. من قرار نیست ماموریت را بر اساس انتظارات بانیان تغییر دهم که چون ما به تو پول می‌دهیم، پس باید فلان و بهمان کار را انجام دهی. روش کار این‌طور نیست. خبرنگار: خب، دو مسئله وجود داشت. یکی اینکه شما برای متحد کردن اپوزیسیون به شدت متفرق ایران به اندازه کافی تلاش نکرده‌اید و اینکه آنها این مسائل را با شما مطرح کرده‌اند و شما توصیه‌های آنها را نپذیرفته‌اید. رضا پهلوی: خب، فکر می‌کنم حداقل در دو سال گذشته در گسترده کردن این خیمه بسیار فعال بوده‌ام. در واقع، فکر نمی‌کنم تا به حال چنین طیف گسترده‌ای از نمایندگان متنوع اپوزیسیون ایران را که از تمام اقشار و ایدئولوژی‌ها زیر یک سقف جمع شده باشند، داشته‌ام. در واقع، من با افرادی تماس گرفته‌ام که زمانی بدترین دشمنان پدرم بودند. امروز آنها کاملاً همراه و در حال همکاری با من هستند. من در مورد مارکسیست‌های سابق، افرادی که عضو حزب توده بودند، سازمان فدائیان و اعضای سابق مجاهدین خلق صحبت می‌کنم. نمی‌دانم چقدر بیشتر از این می‌توانید این چتر را گسترش دهید که شامل این افراد هم بشود تا ثابت کنید در واقع اتحاد بسیار بیشتری از همیشه وجود دارد. مسلماً در داخل ایران هرگز یک ائتلاف بی‌نقص وجود نخواهد داشت. اما فکر می‌کنم که من این چتر را بسیار گسترده کرده‌ام و نمی‌دانم افرادی که چنین اظهاراتی می‌کنند چقدر جلساتی را که داشته‌ام و گردهمایی‌هایی را که داشته‌ام دنبال کرده‌اند یا از آنها آگاهند. اما می‌توانم به شما اطمینان دهم که این همیشه تلاش من بوده است. خبرنگار: در فاصله چند ماه در اوایل امسال، کسانی که خود را حامی شما معرفی می‌کنند، یک خبرنگار کرد را در لندن کتک زدند و او را راهی بیمارستان کردند. آنها صاحبان رستوران‌هایی را در لندن و وین مرعوب کردند و خواستار به نمایش گذاشتن پرچم شیر و خورشید قبل از انقلاب شدند. در نشستی از کنفرانس آزادی ایران در لندن، به برخی از شرکت‌کنندگان توصیه شد به دلیل ترس از خشونت از طریق زیرزمین محل را ترک کنند. هنگامی که یکی از حاضران با پای پیاده محل را ترک کرد، مورد ضرب و شتم قرار گرفت. موارد دیگری در نشست سی‌پک، CPAC، در تگزاس در ماه مارس رخ داد، جایی که یکی از حامیان شما به یک فعال اپوزیسیون گفت که اگر شعار جاوید شاه ندهد، با کامیون از روی او رد خواهد شد. پلیس لاهه در حال تحقیق درباره ادعاهایی است که حامیان شما مخالفان را در آنجا آزار داده و تهدید کرده‌اند. می‌خواهیم یک ویدیوی کوتاه را به شما نشان دهیم. این همان روزنامه‌نگار کردی است که بستری شده بود. خبرنگار: بله، پاسخ شما به این چیست؟ رضا پهلوی: من به تکثرگرایی اعتقاد دارم. من به تساهل اعتقاد دارم. من به مدنیت در بحث، در استدلال، در رفتار، احترام و عدم خصومت یا وحشیگری از هر نوعی اعتقاد دارم. این برای همه صدق می‌کند. هر کسی که ادعا می‌کند حامی من است باید درک کند که اینها دستورالعمل‌ها هستند. هر کسی که این دستورالعمل‌ها را نقض کند، اولاً من او را یک حامی در نظر نمی‌گیرم و اولین کسی خواهم بود که آن رفتار را محکوم می‌کنم. اگر رفتار آنها مجرمانه باشد، باید با مجازات کامل قانونی در هر کشوری که این تخلف در آن رخ داده است روبرو شوند. بگذارید در این مورد بسیار شفاف باشم. در نهایت، همچنین باید بگویم که فراموش نکنید رژیم نیز عوامل نفوذی و آشوبگران زیادی دارد که به قول فرانسوی‌ها در پوشش حامیان این یا آن گروه برای ایجاد چنین درگیری‌هایی عمل می‌کنند. خبرنگار: می‌دانید اینها حوادثی مجزا نیستند. می‌دانید که الگویی از رفتار در میان حامیان شما وجود دارد و این خشونت‌آمیز است. رضا پهلوی: همان‌طور که گفتم، من آن را محکوم می‌کنم. من از آن فاصله می‌گیرم. من آن را توجیه نمی‌کنم. من از آن چشم‌پوشی نمی‌کنم. در واقع، من از هر مرجعی که هست می‌خواهم که آنها را به خاطر جرمی که مرتکب شده‌اند مورد پیگرد قرار دهد. شما نمی‌توانید فقط بروید و شروع به وحشیگری با مردم کنید. این موضوع بسیار فراتر از اخلاق و رفتار اخلاقی است، بلکه پیامدهایی هم دارد. ما باید محترمانه رفتار کنیم. چگونه می‌توانیم در آینده به مردم ایران تضمین دهیم که تحت حمایت قانون قرار می‌گیرند و عدالت برقرار خواهد بود، اگر آنها این‌گونه رفتار کنند و بخواهند مدافع آینده‌ای مبتنی بر خشونت و انتقام‌جویی باشند؟ البته که نه. خبرنگار: می‌خواهم از شما چیزی بپرسم که امیدوارم به آن بپردازید و این انتقادی است که باز هم از سوی برخی از حامیان مالی شما مطرح می‌شود؛ اینکه شما ادبیات تند برخی از نزدیک‌ترین مشاوران خود را کنترل نکرده‌اید. یک مثال در ژانویه، سعید قاسمی‌نژاد در ایکس پست کرد: “شما یا با شاهزاده رضا پهلوی هستید یا با جمهوری اسلامی. اگر به هر دلیلی فرمانده میدان را تضعیف کنید، عامل دشمن هستید.” همچنین، و عذرخواهی می‌کنم چون می‌دانم این کمی ناخوشایند خواهد بود، همسر شما یاسمین نیز به خاطر برخی از اظهارات و پست‌هایش در شبکه‌های اجتماعی درباره سایر مخالفان ایرانی انتقاداتی را برانگیخته است. او در اینستاگرام تصویری از یک معترض ایرانی را بازنشر کرد که تابلویی در دست داشت که روی آن نوشته شده بود: “مرگ بر سه فاسد: ملا، چپی و مجاهد.” مطمئنم که شما این را دیده‌اید و او این شعار را در کپشن خودش هم تکرار کرد. رضا پهلوی: خب، اول از همه در مورد این یکی به خصوص، چیزی که می‌دانم این است که این تصویری بود که در داخل ایران در طول جنبش زن، زندگی، آزادی تولید شده بود. او آن را به عنوان یک اقدام خودجوش در آنجا در نظر گرفت. وقتی متوجه شدیم در آن چه نوشته شده، بلافاصله آن را حذف کرد. درست است؟ او بعداً توضیح داد که البته من حامی خشونت یا مرگ بر این و آن نیستم. بنابراین او این را رسماً بیان کرد. پس غیرمنصفانه خواهد بود که بگوییم او هرگز در این باره موضع‌گیری نکرد. در مورد تک‌تک اظهارات تیم من، ما قطعاً در حال حاضر پروتکل بسیار سخت‌گیرانه‌تری را تدوین کرده‌ایم در رابطه با اینکه تا چه حد افرادی که ارتباط نزدیکی با من دارند باید بتوانند خودشان را سانسور کنند. این در ابتدا بسیار غیرمنصفانه است، زیرا نقض آزادی بیان است، اما در عین حال دیگر نمی‌توانید مستقل عمل کنید. شما باید در مورد آنچه گفته می‌شود یا نمی‌شود بسیار محتاط‌تر باشید. یک چیز را درک کنید. من سعید و دیگران در تیمم را می‌شناسم. برخی از آنها سخت‌ترین مصائب ممکن را پشت سر گذاشته‌اند تا به جایی که امروز هستند برسند. آنها در ایران در زندان بوده‌اند. آنها توسط همان رژیمی که امروز با آن می‌جنگند، شکنجه شده‌اند. بنابراین شما باید درک کنید که بخش زیادی از این می‌تواند از نظر انسانی به دلیل سرخوردگی‌های انباشته و مواردی از این دست قابل درک باشد. من نمی‌گویم که آنها نباید برخی از اظهارات خود را مهار کنند و قبلاً با آنها در این باره صحبت کرده‌ام. امیدوارم این اصلاح شود. اما باید احساسات موجود را درک کنید. مردم در ایران در مرز انتقام‌جویی هستند و تقریباً کینه‌توز شده‌اند. خبرنگار: می‌خواهم از شما درباره قتل اخیر مسعود مسجودی بپرسم که اتفاقاً تا مقطعی یکی از حامیان شما بود. او عضو گارد جنگل، Forest Guard، بود. او یک دانشگاهی بود که در نزدیکی ونکوور زندگی می‌کرد. همان‌طور که فرض می‌کنم مطلع هستید، به یکی از منتقدان شما تبدیل شد و در سال ۲۰۲۴ در دو پرونده جداگانه از شما شکایت کرد. او ادعا کرد که شما حملات سایبری به فعالان دموکراسی‌خواه ایرانی را هدایت کرده‌اید. اجازه دهید قبل از آن بگویم که هیچ مدرکی وجود ندارد که شما در قتل او نقشی داشته‌اید. دلیل مطرح کردن این موضوع این نیست. دادستان‌های کانادا دو نفر از حامیان شما را به قتل او متهم کرده‌اند. آنچه ابتدا می‌خواهم بپرسم این است که آیا آقای مسجودی را می‌شناختید یا نه؟ رضا پهلوی: من اصلاً هیچ دیدار یا بحثی را به خاطر نمی‌آورم. می‌دانید، هزاران نفر در طول سال‌ها در تماس‌های زوم یا برنامه‌های مشابه شرکت کرده‌اند. ممکن است او هم در این بین بوده باشد. صادقانه بگویم، به یاد نمی‌آورم. اما نکته این نیست. نکته این است که آنچه اتفاق افتاده تراژیک است و هر کسی که مسئول این قتل بوده است باید در دادگاه حاضر شود و به خاطر جرمی که مرتکب شده قضاوت شود. خبرنگار: فقط دو نکته در مورد پرونده مسجودی. وقتی شما دو سوگندنامه را امضا کردید، گفتید: “من شاکی، مسعود مسجودی، را نمی‌شناسم.” می‌دانید، ما ویدیویی پیدا کردیم که او در یوتیوب منتشر کرده بود؛ یک تماس صوتی زوم که در سال ۲۰۲۱ با شما داشت. این مکالمه ۱۸ دقیقه‌ای است که او در آن با شما صحبت می‌کند. رضا پهلوی: امکانش هست. همان‌طور که در آن زمان گفتم، من به یاد نمی‌آوردم، چون این‌طور نیست که هر پنج سال یک تماس زوم داشته باشم. من شاید هفته‌ای دو بار تماس زوم با حضور هزاران نفر دارم. بنابراین صادقانه بگویم، به خاطر سپردن اینکه چه کسی آنجا بود و چه چیزی گفت، کار آسانی نیست. گاهی اوقات مردم حتی با نام واقعی خودشان وارد نمی‌شوند. بنابراین پاسخ صادقانه من در آن زمان این بود و هنوز هم همین را می‌گویم که واقعاً به خاطر نمی‌آورم هیچ مکالمه خاصی با این فرد داشته باشم. خبرنگار: می‌خواهم در مورد رابطه‌تان با سپاه پاسداران از شما بپرسم، زیرا این موضوع در پرونده مسجودی نیز مطرح شده است. “رابطه” کلمه بزرگی است. خبرنگار: خب، شما در سال ۲۰۱۸ در مصاحبه‌ای با ایران اینترنشنال گفتید که گفت‌وگوهایی با آنها و بسیج داشته‌اید و اخیراً هم از برخی از آنها خواسته‌اید که جدا شوند. موضع دقیق شما در مورد سپاه پاسداران چیست؟ رضا پهلوی: بلافاصله پس از جنبش سبز و نزدیک‌تر به خط زمانی که جنبش زن، زندگی، آزادی شروع شد، من شروع به دریافت پیام‌های مستقیمی در شبکه‌های اجتماعی خود از سوی عناصری کردم که می‌گفتند: “می‌دانی، من یک بسیجی در مشهدم.” یا: “من عضو سپاه پاسداران در فلان کشورم. ما از این رژیم متنفریم، ما با آنها نیستیم، ما به دنبال فرصتی هستیم که جدا شویم.” این واقعاً یک چیز تصادفی بود و وقتی به رسانه‌ها گفتم که من با عناصری از این دست در تماس هستم، در این زمینه بود. این‌طور نیست که من با فرماندهی سپاه صحبت کنم، اصلاً این‌طور نیست. اما عناصری از بسیج، سپاه و البته ارتش بودند که با من به طور محرمانه ارتباط برقرار می‌کردند. بدیهی است، به عنوان نشانه‌ای از اینکه بدانید توافق این است که یک روز ممکن است عناصری وجود داشته باشند که بخشی از نیروی نظامی، شبه‌نظامی یا بوروکراسی غیرنظامی همین رژیم باشند و ممکن است بخواهند جدا شوند. آنها ممکن است از نظر کیفری مقصر نباشند و دستشان به خون آغشته نباشد. بیایید در این مورد شفاف باشیم. وقتی مجبورید خدمت سربازی خود را انجام دهید، این گزینه را دارید که در ارتش یا سپاه خدمت کنید. این چیزی است که بسیاری از جوانان باید از آن می‌گذشتند. آیا این آنها را مجرم می‌کند؟ نه لزوماً. برای جدا کردن بخش عمده آنها از رهبری فاسد بالا که مستقیماً در آن جنایات، خشونت و سرکوب دخیل هستند، شما باید بتوانید آنها را جدا کنید. همان چیزی که وقتی به جنگ جهانی دوم نگاه می‌کنید، در پایان جنگ محاکمات نورنبرگ را داشتید، درست است؟ شما رهبران ارشد رایش سوم را محاکمه کردید، اما فکر نمی‌کنم منظور این بود که به دنبال تک‌تک سربازانی بروند که در ارتش آلمان خدمت کرده‌اند. به خصوص وقتی عمیق‌تر نگاه می‌کنید به آنچه در عراق پس از بعثی‌زدایی رخ داد و بخشی از دلیلی که تغییر رژیم در غرب بدنام شد. چرا این‌طور شد؟ چون در افغانستان و به ویژه در عراق بسیار ضعیف اجرا و پیاده‌سازی شد؛ جایی که گاردهای ریاست‌جمهوری به خانه فرستاده شدند و نیمی از آنها در نهایت به جنگجویان داعش تبدیل شدند. من نمی‌خواستم این مورد در ایران تکرار شود. پس اجازه دهید این را تکمیل کنم و سیر تکاملی افکارم را به شما بگویم. من گفتم بسیار خب، پس باید مطمئن شویم که همیشه یک استراتژی خروج برای کسانی که مسئول قتل یا رفتار مجرمانه نیستند، در دسترس است. این حتی باید بخشی از چیزی باشد که در عدالت انتقالی بررسی خواهیم کرد. اما پس از آن سپاه شروع به اقدام بسیار خشن‌تر کرد. سپاه تبدیل به یک ابزار واقعی و یک مانع شد، نه تنها علیه شهروندان خود، بلکه در جنگ‌های نیابتی که تا نیمکره غربی گسترش می‌یابند. در این مرحله و حداقل در ۱۰ سال گذشته، من یکی از اولین مدافعان تروریستی شناختن سپاه پاسداران بوده‌ام، به دو دلیل: اول اینکه رفتار آنها در داخل و خارج از کشور چیزی کمتر از ترور نیست. دوم، به عنوان ابزاری در رویکرد ما در برنامه عمل پنج‌بندی من که شامل فشار حداکثری بر رژیم است. یکی از آنها اعمال فشار بیشتر بر رژیم با تروریستی شناختن سپاه است که عنصر کلیدی حفظ این رژیم است. من این را خواسته‌ام و در چند سال گذشته، به ویژه در اروپا، برای آن کمپین کرده‌ام. حتی در ماه‌های اخیر که در بریتانیا بودم، از نخست‌وزیران سابق بریتانیا همین سوال را پرسیدم که چرا دولت شما سپاه را در لیست سازمان‌های تروریستی قرار نداده است؟ آنها پاسخ خودشان را می‌دهند. اما من مدافع بسیار سرسختی برای قرار دادن سپاه در این لیست بوده‌ام. چرا؟ چون فکر می‌کردم که اکنون لحظه‌ای است که آنها دیگر یک نیروی صرف نیستند، بلکه یک مانع واقعی بر سر راه آزادی ما هستند. به همین دلیل باید به عنوان عنصری دسته‌بندی شوند که نه تنها تهدیدی برای شهروندان خود ما هستند، بلکه اکنون یک تهدید واقعی برای غیرنظامیان خارجی نیز محسوب می‌شوند: شهروندان بریتانیایی، آلمانی، سوئدی، روزنامه‌نگاران، اعضای جامعه دگرباشان جنسی، جامعه یهودی و غیره. خبرنگار: پس برای روشن شدن موضوع، شما معتقدید عناصری در سپاه پاسداران وجود دارند که می‌توانند بازپروری شوند؟ رضا پهلوی: اگر شما مستقیماً مسئول درخواست برای قتل عام و کشتار مردم بوده‌اید، این یک جنایت نابخشودنی است. اینکه مجازات آن چیست، تصمیم‌گیری درباره آن به عهده من نیست. این به عهده سیستم قضایی آینده و هر قانون کشوری در آن زمان است که مجازات این نوع رفتار را تعیین کند. اما در عین حال، چیزی که من می‌گویم این است که درجات مختلفی از تقصیر وجود دارد. خبرنگار: گزارش‌هایی به صورت ناشناس وجود داشته مبنی بر اینکه شما از اسرائیل و عربستان سعودی کمک مالی دریافت کرده‌اید. آیا این درست است؟ رضا پهلوی: کاملاً دروغ است. من دریافت‌کننده هیچ بودجه دولتی یا عمومی در خارج نبوده‌ام. هر پنی که به کمپین من می‌رسد از کمک‌های مالی خصوصی حامیان است. امیدوارم بانیان بیشتری داشته باشیم که چک‌های بزرگ‌تری به ما بدهند. خبرنگار: مگر اینکه چیز دیگری باشد که ما مطرح نکرده باشیم و شما بخواهید به آن بپردازید. رضا پهلوی: من اطمینان مطلق دارم که وقتی ما آزاد شویم، تمام این زمینه‌های تاریکی یا منفی کاملاً ناپدید خواهند شد. من به این ایمان دارم. اگر نداشتم، صادقانه بگویم خودم را درگیر این موضوع نمی‌کردم. بنابراین شاید ما برای این ساخته نشده‌ایم. شاید سزاوار بهتر از این نیستیم. شاید، می‌دانید، همان‌طور که یکی از ضرب‌المثل‌ها می‌گوید، شما مردم را با دولت‌هایی که دارند قضاوت می‌کنید. اما در این مورد، یک استثنا است. ایران توسط رژیمی اشغال شد که از روز اول علیه ما به عنوان یک ملت جنگ به راه انداخت و این ما نیستیم. بنابراین من فکر می‌کنم رژیمی که شهادت را جشن می‌گیرد و خواستار خشونت است، نماینده ایرانیانی نیست که صلح‌طلب هستند و آن آینده را می‌خواهند. این دقیقاً کمپین ما را تعریف می‌کند؛ اینکه ما چگونه با افرادی که در حال حاضر کشورمان را اشغال کرده‌اند متفاوت هستیم. چه من باشم یا نباشم، چه روزی به ایران برسم یا نه، به آن انبوه جمعیت و ملت ۹۲ میلیونی قدرتمند نگاه کنید که منتظرند بخشی از یک جهان آزاد باشند. آنها سزاوار حضور در آنجا هستند و این همان چیزی است که من برای آن می‌جنگم. خبرنگار: رضا پهلوی، مجدداً از اینکه امروز با رویترز صحبت کردید بسیار سپاسگزارم.

آرش یوسفی -ARASH

214,199 Aufrufe • vor 2 Monaten

گرانی بنزین لیبرالیزم کارگزاران (دکترین شکنجه و شوک) پزشکیان: “بنزین اصن همون ۱۰ هزار تومن بابا. بیشتر نیست!” «هدف از شکنجه ایجاد نوعی توفان شدید ذهنی است: پس از شکنجه، زندانی از نظر روانی به‌قدری به قهقرا رفته و وحشت‌زده است که دیگر قادر نیست منطقی فکر کند یا حافظ منافع خود باشد. تحت تأثیر چنین شوکی، بیشتر زندانیان آنچه را بازجویان می‌خواهند در اختیار آنان قرار می‌دهند. یکی از کتاب‌های راهنمای سازمان جاسوسی سیا دراین‌باره توضیح بسیار موجزی ارائه می‌کند: «فاصله‌ای زمانی وجود دارد ــ فاصله‌ای شاید فوق‌العاده کوتاه ــ که در آن، فرد زندانی دچار نوعی حالت تعلیق بین زندگی و مرگ است. این حالت تعلیق بین مرگ و زندگی یک نوع شوک یا فلج روانی است که از تجربه یک لطمه روحی شدید یا نسبتاً شدید ناشی شده است، تجربه‌ای که گویی هم دنیای آشنا برای فرد شکنجه‌شده و هم تصویر خودِ وی در آن دنیا را در ذهن او متلاشی می‌کند. بازجویان مجرب این اثر را وقتی ظاهر می‌شود می‌شناسند و می‌دانند که منبع اطلاعاتی مقاوم در این لحظه، در مقایسه با پیش از تجربه شوک، بسیار پذیرای سازش است و احتمال تسلیم و تبعیت او بسیار بیشتر از زمان پیش از شکنجه است.» «دکترین شوک» نیز دقیقاً همین روند را تقلید و تکرار می‌کند، و سعی دارد در مقیاس توده‌ای و کلان به همان چیزی دست یابد که شکنجه در سلول بازجویی، تک‌به‌تک، بر سر افراد می‌آورد. (نائومی کلاین). 🔴 فالانژی که بر کرسی ریاست جمهوری تکیه زده، با دکترین شوک، از جیب مردم می‌دزده تا برای مافیای حزب کارگزاران پول بسازه. قراره یک شبه قیمت بنزین، برق، آب و گازوئیل رو گران کنه! برای مردمی که همین الان هم از پرداخت کرایه خانه و خرید گوشت و مرغ و دارو عاجزن. مردمی که با خودروی فرسوده‌ ۲۰ ساله باید اسنپ کار کنن. مافیای غارتگر اصلاح‌طلبی که واردات خودروی کم‌مصرف ژاپنی رو ممنوع کرده یا با تعرفه چند برابری مواجه کرده تا مردم همچنان مجبور به خرید از خودروهای پرمصرف داخلی باشن! مافیای غارتگری که با نفوذ در دولت، از بدهی دولت به کارگاه های تبدیل وانت و تاکسی به دوگانه‌سوز می‌زنه و ارز حاصل رو برای واردات لندکروزر، قهوه و چای ماچا مصرف می‌کنه! مافیای کثیفی که یک شبه قیمت گاز رو از متر مکعبی ۱۲۰۰۰ تومان به ۴۰۰۰۰ تومان می‌رسونه تا برای خانواده‌ای که همین امروز هم توان خرید درب و پنجره دوجداره ندارد، فاکتورهای سنگین ماهانه بتراشه! مافیای خونخواری که یک سرش در حزب کارگزاران و سر دیگه‌ش در سپاه پاسداران ریشه داره و همین امروز با حداقل ۱۲۰ میلیارد دلار بدهی ارزی، دولتی که ادعا می‌کنه ارز نداره، کوچکترین کاری باهاش نداره. آقای فالانژ: ۶/۹ میلیون خانواده دو عدد اتومبیل دارند. اما ۹۹٪ این‌ها از خانوداه‌های فاسد مرعشی، مدلل، هاشمی، جهانگیری و روحانی یا از خانواده مافیایی گرامی، فردوس و بی‌ریا نیستن. بیشترشون دو عدد (پراید) یا خودروی داخلی دارند. چون پولشون به خرید لندکر‌وزر و مازراتی ۲۰۲۶ که خونخوارهای رانتی وارد می‌کنن، نمی‌رسه. توی سیاست شک‌تون گفتید که هرکس ۲ تا پراید فکستنی هم داشته باشه، سهمیه بنزینش حذف میشه! فالانژ کم خرد، پراید سرمایه نیست. وسیله نون دراوردن این مردمه. ۸۰٪ مردم ایران با همین قیمت بنزین هم نمی‌تونن گوشت و مرغ و سیب‌زمینی بخرند. نمی‌تونن دارو بخرن. مدام میگی قحطی نیست آقای فالانژ. قحطی دیگه اسمش چیه. کالا هست اما کسی جز خانواده‌های رانتی مفت‌خور خودتون، توان خرید نداره. قحطی برای شما نیست، درسته. اما بیشتر مردم ایران در قحطی اجباری زندگی می‌کنن. نمی‌تونن بخرن مردک. نمی‌تونن بخرن. خواهر من پَرَستاره آقای فالانژ. همین دیروز به من گفت ۳ ماهه گوشت قرمز نخریده! وقتی وضع کارمند دولت اینه، وای به روز بازنشسته و کارگر. لعنت به اون حرامزاده‌ای که لیبرالیزم رو توی دهن کثیف شما غارتگران رانتی انداخت. یک بار به سوسیالیژم گند زدید، حالا هم با لیبرالیزم اسلامیتون می‌خواید خون مردم رو بخورید. رئیس جمهور فالانژ، از مکتب فریدمن چیزی به اسم شوک‌درمانی شنیدید. شوک درمانی وقت معنی میده که مردم رمقی داشته باشن و با شوک‌های شما باقیمانده‌ی پس‌اندازشون رو بفروشن تا خرج کسری‌های حاصل از دزدی دور و بری‌هاتون و هزینه آرمان مبتذل سپاهتون کرو بدن. بعدشم بیان تو خیابون برای اعتراض و دولت اصلاح‌طلب روحانی با همکاری با حکومت، معترضین رو به گلوله ببنده. الان اما فرق می‌کنه. دیگه پس‌انداز و رمقی نمونده. همین الان هم مردم گرسنه‌ان. گرسنگان رو هیچ جنایتکار خونخواری دوباره شوک‌درمانی نمی‌کنه. البته می‌دونم که قطعا فکر اونجاش رو هم کردید. Ak-103 سپاهی‌ها رو برق انداختید و گروه صنایع مهمات و متالورژی هم سه شیفته داره فشنگ می‌سازه.

Nima. Monsefi. نیما منصفی

78,497 Aufrufe • vor 27 Tagen

هم‌میهنان ارجمند، درود بر شما اینجانب لهراسب زینالی شاهسون، دبیرکل جنبش آذربایجان برای دموکراسی و یکپارچگی ایران، عرایضم را در چهار بخش تقدیم می‌کنم. یکم: آغاز اعتراضات از بازار پایتخت کشور ؛ جایی که طبق اصول، قشر سنتی و از نظر مالی توانمند در آن فعال هستند و به دلیل انتقال کمبودها به مشتری، از تاب‌آوری بیشتری برخوردارند. در ابتدا، رسانهٔ جمهوری اسلامی و جیره‌خواران داخلی و خارجی وابسته به آن کوشیدند، قیام کنونی را به مطالبات معیشتی تقلیل دهند و آن را غیر سیاسی معرفی کنند. اما خیلی زود، جمعیت آگاه در خیابان‌ها به این واقعیت پی بردند و با کمک رهبری جریان که در داخل با هدایت گروه‌های کوچک گارد جاویدان حضور دارند و در خارج با فرمان و سخنان رهبر ملی، شاهزاده رضا پهلوی شعارها حدود و ثغور خود را روشن کردند. شعارهایی همچون: «رضاشاه روحت شاد»، «جاوید شاه» «این آخرین نبرده، پهلوی برمی‌گرده» بیانگر خواست فروپاشی کلیت نظام فاسد جمهوری اسلامی بود. دوم: بیانیهٔ و خائنانه بانام و امضای روسای اصناف تبریز دیروز، هشتم دی‌ماه، نامه ای به دبیرخانهٔ جنبش آذربایجان برای دموکراسی و یکپارچگی ایران رسید، مبنی بر انتشار بیانیه‌ای از سوی رؤسای اصناف و خائن تبریز در تبعیت از علی خامنه‌ای که در سایت جوان آنلاین سپاه نیز منتشر شده است. ما می‌دانیم این امضاها تنها متعلق به چند فرد خائن است که بنا به خواست سپاه عاشورا اقدام کرده‌اند و به‌هیچ‌وجه نمایندهٔ عموم بازاریان شریف تبریز نیستند. این افراد سال‌هاست بر سر سفره‌ای چرکین نشسته‌اند، خورده‌اند و برده‌اند و اکنون نیز به دستور سپاه، ناچار به «بله» گفتن هستند. اما باید بدانند که مردم تبریز این خیانت بزرگ را هرگز از یاد نخواهند برد و در روزی نه‌چندان دور، پاسخ اعمال خود را به دست همین مردم خواهند گرفت. در روزهایی که رؤسای اصناف تبریز به دستور سپاه عاشورا وادار به بیعت با علی خامنه‌ای می‌شوند، یادآوری تاریخ مقاومت مردم این شهر اهمیتی دوچندان می‌یابد. تبریز، شهری با حافظهٔ زندهٔ مبارزه، پیش‌تر نیز شاهد ایستادگی در برابر استبداد، تحقیر و تاراج بوده است؛ و یکی از برجسته‌ترین نمادهای این مقاومت، زنی است به نام زینب پاشا. زینب پاشا، اسطورهٔ ای از دل مردم است؛ در زمانی که زنان از ابتدایی‌ترین حقوق اجتماعی محروم بودند، رهبری یک جنبش مردمی را بر عهده گرفت و با اتکا به جسارت، سازمان‌دهی و ارادهٔ جمعی، قدرت حاکم را به چالش کشید. زینب پاشا که معروف به "بی‌بی شاه زینب" و یا "زینب باجی" از محلهٔ عمو زین‌الدین، که یکی از محله‌های قدیمی تبریز است زندگی می کرد. در همین زمان قرارداد امتیاز تنباکو، یا قرارداد تالبوت که قراردادی بود میان ناصرالدین‌شاه و تالبوت امضا شد و منشأ رویدادهای بسیاری گردید. ناصرالدین‌شاه که برای تأمین هزینهٔ سفرهای خود به اروپا با مشکلات مالی مواجه بود، مثل الان خامنه ای که می خواهد جزایر خلیج فارس را به کنسرسیومی واگذار کند، با اعطای این امتیاز موافقت کرد و پس از بازگشت به ایران، در مارس 1890 قراردادی را با تالبوت، سرمایه‌دار انگلیسی، منعقد نمود. کمپانی رژی با سرمایه‌ای بالغ بر 650 هزار لیره تأسیس شد و امتیاز تجارت توتون و تنباکو به مدت پنجاه سال به تالبوت واگذار گردید. این قرارداد هم‌زمان با دوران صدارت میرزا علی‌اصغرخان امین‌السلطان بود و اساساً یکی از زمینه‌های آغاز انقلاب مشروطه از همین‌جا شکل گرفت. بنابراین، تبریز، شهر بزرگان، با تاریخی پرفرازونشیب، با امضا و نعلین‌لیسی چند پای‌سفره‌چرکین‌نشین که خود را رئیس این صنف و آن صنف می‌نامند، لکه‌دار نخواهد شد. تبریز هنوز هم قلب تپندهٔ ایران‌گرایی و ایران‌دوستی است و برای هزاران سال دیگر نیز چنین خواهد ماند. شاعری به نام میرزا فرخ در وصف بی‌بی زینب چنین سروده است: حکم ایله‌دی زینب پاشا، جمله اناث و فراشا سیز بازاری باسون داشا، دگنگی باغلیوم گلیم پاتاوامی باغلیوم گلیم سوم: کند شدن تیغ سرکوب توان سرکوب حکومت خامنه‌ای و سپاه به‌طور محسوسی کاهش یافته است. در مقابل، ظرفیت مقاومت جامعه به‌طور چشمگیری افزایش پیدا کرده است. حکومت دیگر نمی‌تواند مانند گذشته با خشونت بی‌هزینه پاسخ دهد. هر برخورد شدید، هزینه‌های سنگین‌تری برای آن در پی خواهد داشت. به‌زعم اینجانب، این موضوع به دو دلیل اصلی بازمی‌گردد: الف) حکومت به دلایل متعدد در ضعف شدید قرار دارد و عملاً شکست خورده است؛ همانند قماربازی که تمام ژتون‌ها و دارایی‌های خود را باخته و در حالت شوک قرار دارد. نیروهای سرکوب انگیزهٔ کافی ندارند؛ می‌دانند که حق با مردم است و مردم نیز از این سیاه روزگاری خسته شدن اند و دیگر تحمل ندارند. ب) حکومت با دولت‌هایی همچون دولت آمریکا و رئیس‌جمهوری غیرقابل پیش‌بینی مانند ترامپ روبه‌روست که با کشتن قاسم سلیمانی نشان داد تا چه اندازه عمل‌گراست؛ همچنین با دولت اسرائیل و نخست‌وزیری مانند نتانیاهو. حاکمیت می‌داند اگر دست به سرکوب شدید بزند، احتمال حملهٔ محدود یا حتی تمام‌عیار وجود دارد و در آن صورت، این بار به سرنگونی کامل آن منجر خواهد شد. چهارم: ورود جامعه به مرحلهٔ اعتصابات سراسری ورود جامعه به مرحلهٔ اعتصابات سراسری، نقطهٔ عطفی تاریخی محسوب می‌شود. اعتصاب صرفاً یک ابزار اقتصادی نیست؛ بلکه سازوکاری سیاسی برای سلب توان حاکمیت است. تجربهٔ جهانی نشان داده است که هیچ نظام اقتدارگرایی در برابر اعتصاب فراگیر یک ملت پایدار نمانده است. بازاریان، به‌عنوان قلب تپندهٔ اقتصاد شهری، نقشی تعیین‌کننده دارند حرکت بازار، به معنای قطع شریان‌های حیاتی حکومت است. امروز حکومت چیزی جز سازوکار سرکوب برای ادارهٔ جامعه در اختیار ندارد و همین، نشانهٔ پایان مشروعیت آن است. از این‌رو، اینجانب به‌عنوان یک ایرانی از دیار آذربایجان و همچنین به‌عنوان دبیرکل تنها سازمان ایرانی با نام پرافتخار جنبش آذربایجان برای دموکراسی و یکپارچگی ایران، از تمامی مردم ایران، از جمله آذربایجانی‌های سراسر کشور، از مرز بازرگان تا ورامین، درخواست می‌کنم که به این حرکت ملی برای سرنگونی حکومت سراسر فساد و ناکارآمد بپیوندیم و یقین داشته باشیم که ایرانِ بدون آخوند، ایرانی آباد، آزاد و بهترین مکان برای زیستن در قرن بیست‌ویکم خواهد بود. ما حکومتی مبتنی بر رأی آزاد مردم و با رهبری شهریار ایران تشکیل خواهیم داد و به‌سرعت ایرانِ ویران‌شده را بازسازی خواهیم کرد. توجه داشته باشیم که آخوندها می‌خواهند جزایر خلیج فارس را برای جلب رضایت قدرت‌های غربی به دیگران واگذار کنند، با بهانهٔ انتقال غنی‌سازی و ایجاد کنسرسیومی آمریکایی عربی آخوندی، امری که به معنای خداحافظی همیشگی با خلیج فارس است. بخاطر داشته باشیم، از دست دادن بنام ابوموسی فقط یک جزیره نیست بلکه، برابر کنوانسیون سازمان ملل متحد در مورد حقوق دریاها، حداقل 12 مایل دریایی (22 کیلومتر) تا 200 مایل دریایی (370 کیلومتر) حق انحصاری بر منابع آب و بستر دریا و منابع نفت و گاز را از دست می دهیم. بنابراین، تمامی مردم باید احساس مسئولیت کنند و در این قیام شرکت نمایند تا ما ملت ایران، خود بتوانیم کشورمان را آزاد کرده، از خطر برهانیم و بار دیگر به جهانیان ثابت کنیم که ایران، کشور اهورامزداست و در سرنوشت ملت‌ها، هیچ نیرویی به اندازهٔ خود ملت‌ها تعیین‌کننده نیست. پاینده ایران و ملت ایران لهراسب زینالی شاهسون 31 دسامبر 2025

آذربایجان سر ایران

49,732 Aufrufe • vor 8 Monaten

صحبتهای محسن نامجو که در اینستاگرامش منتشر کرده ‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️ دوست دارم شما را بشناسم گمان می‌کنم دون شأن سرسوزن هوش بنده است که مثل خیلی‌ها با دادن صفات مخ فریز شده‌ها، فحاشان،فاشیست‌ها، بوی کباب شنیده‌ها و غیره ودم را خلاص کنم و از این طریق وجودی ببرم که شما را شناختم نه این دقیقاً کاریست که شما با ما می‌کنید چرا؟ من سال‌هاست بر این گمانم که لذت شناخت و بیرون آمدن از جهل جزو فطرت و ذات آدمیست مثل حل شدن مسئله ریاضی که به انسان یک شادی درونی می‌دهد اما مسئله ریاضی حوصله و صبر می‌طلبد تا جهل را مبدل به دانایی کند روزگار ما که توسط ارزشی به نام سرعت و ذخیره وقت این‌طور به گند کشیده شده، آدم‌ها را، شما را عجول کرده برایتان فرصت تحلیل نمی‌گذارد فکر می‌کنید همه را شناخته‌اید به طرز کاملاً شهوانی و اغراق‌گونه دوست دارید جهان، ایده‌ها و آدم‌ها را با این طیف گسترده از پراکندگی را کتگورایز کنید به این و آن حوصله شنیدن از حالت سوم و چهارم و غیره را ندارید…👌🏼 این درد بی‌درمان شاهدوستان روزگار ماست اگر از جنگ انتقاد می‌کنی پس حتماً با کشتار دیماه موافقی ‼️اگر رهبر شاهزاده ما را نمی‌پسندی پس بلاشک مأمور حکومت آخوندها هستی‼️ اگر از عکس‌های تهران خراب شده این روزها غم‌زده و مستاصل می‌شوی، پس لابد با ماندگاری دیکتاتور اسلامی موافقی‼️ این سیاه وسپیددیدن را این بار نمی‌خواهم تحویر کنم می‌خواهم سعی کنم تا توانم اجازه می‌دهد درکتان کنم درکتان کنم مخ شما چطور کار می‌کند؟ چطور آدمی که یک سال نیست از اصفهان آمده تورنتو و تصویر ویرانی ۴۰ستون را می‌بیند ککش هم نمی‌گزد🤷🏼‍♂️ و می‌گوید حالا یک اثر فرهنگی کمتر چطور به شأنتان برنمی‌خورد که مردم ؛هستی ؛اقوامتان، دوستانتان،خاطراتتان،وطنتان،هرچه آن درون آن وطن است دارد به بهانه سرنگونی یک فاشیسم توسط یک فاشیست دیگر تحقیر ویران می‌شود چطور آدمی که خودتان چ آدمایی که خودتان و شا شاهزادهتان ایرانی کشته دیماه را از آن خود می‌دانید ولی کشتگان میناب را نه؟ ‼️‼️‼️‼️ چطور به کسی اقتدا می‌کنید که فراخوان داد و مسئولیت نپذیرفت؟ ‼️‼️ دوستان شاهدوست،دوستان مشروطه‌خواه،دوستان سلطنت‌طلب،هرچه که هستید که در ونکوور دست راست را به علامت نازیزم هیتلری بالا می‌برید، در کانادا آدم می‌کشید، در لس‌آنجلس به عابر رهگذر هجوم می‌برید من با تمام وجودم می‌خواهم شما را درک کنم کمکم کنید در ذهن شما چه می‌گذرد که نمی‌بینید ‼️‼️‼️ ترامپتان به تحریک اسرائیل وارد گل شده و راه پس و پیش ندارد در ذهن شما چه می‌گذرد که امید آزادی سرنوشت وطنتان دردستان کسیست که رسماً همین آقای پرزیدنت در ایام کرونا آمریکاییان را برای درمان کرونا به خوردن وایتکس رهنمون شد؟ ‼️‼️‼️ در ذهن شماچه می‌گذرد اگر شباهت تام این گول ابله کودک مانده در ۸۵سالگی را با اون آخوند خرافاتی که انبر نسا را درمان کرونا می‌دانست شباهتشان را نمی‌بینید؟ ‼️‼️ حاضرید سکان هدایت سرنوشت ایران را به دست آن آخوند عطاری بسپارید؟قطعاً نه پس فرق ترامپ با او چیست؟ جز اینکه او نمی‌گوید تنگه هرمز را هم به نام من کنید او روزی ۳بار در توییتر حرف و وعده دروغ نمی‌دهد وحرفش رو عوض نمی‌کند. در ذهن شما چه می‌گذرد که از رئیس‌جمهوری تشکر می‌کنید که سخیف‌ترین سفیه‌ترین دولتمرد تاریخ ایالات متحده و نه اصلاً بنجل‌ترین ثمره‌ایست که در تاریخ انسان مدرن از عصر ماکیابولی تا به حال به بار نشسته درذهن شما چیست؟ ‼️‼️‼️ چه می‌گذرد که روزی چند ده موشک را ضامن ویرانی وطنتان می‌کنند و می‌بینید که حکومت آخوندی همهمان را متعجب کرده با طاقتش در ذهنتان چه می‌گذرد که در گردهماییتان در چند ده هزار زندانی سیاسی از زن زندگی آزادی از تمام آرمان‌هایی که در این ۵۰ سال گذشته کشته داده صرف نظر می‌کنید و شعارتان خلاصه می‌شود درشاه ‼️‼️‼️ شما چند نفر ید چند میلیونید مگر باقی چه در فاصله خواندن همین متن همین چند خط چند نقطه دیگر را زده‌اند این وطن است خاک است ایران است همان خیابانیست که شما در آن عاشق شدید همان دانشگاهی را می‌زند که شما از آن فارغ و تحصیل شدید همان موزه‌ای را می‌زند که افتخار اجداد آریایی‼️شما را محافظت می‌کند همه زیرساخت‌ها، جنگل‌ها، راه‌ها، تأسیسات، پالایشگاه‌ها همه در ذهن شما چه می‌گذرد‼️ که آن جوان سرباز پای لانچر موشک را، آن رعنا جوان را می‌بینید و می‌گویید به درک که بمیرد؟ درذهن شما چیست که این اصل ساده ساده ساده بدیهی را نمی‌فهمید که آن جوان رعنا هرچه کند، از هر که دستور بگیرد، از شما تپش بیشتری درقلبش برای ایران دارد آقا ما۵۰ سال است که از نیش عقرب جمهوری اسلامی همهمان درد می‌کشیم چطور این موضوع برایتان سخت است که پاد زهر سم عقرب خوردن زهر نیش مار نیست؟‼️‼️‼️ بگذارید این وطن دوباره وطن شود .

آرش یوسفی -ARASH

96,423 Aufrufe • vor 6 Monaten

در روز ۷ اکتبر سال ۲۰۲۳ یک اتفاق بسیار عجیب نظامی باعث شد که بحث‌های باز در مورد زنان و قدرت عملیاتی آنان در نبرد با دشمن برای همیشه از بین برود. این سوال همیشه وجود داشت که آیا زنان قادر هستند که زیر آتش و تهدید شدید و چندبرابر، یک دیوار کاملاً مستحکم پدافندی را به وجود آورده و موفقیت‌آمیز آن را نگهداری کنند؟ در ۷ اکتبر این سوال به خوبی پاسخ داده شد. البته ما علاقه‌مندان به گستره‌های تاریخی نظامی از زنی اوکراینی به نام ماریا اوکتیابرسکایا شنیده بودیم که در جنگ جهانی دوم و به خاطر کشته شدن شوهرش تمام دارایی‌های خودش را فروخته بود، یک تانک خریده بود و اصرار داشت که خودش آن را در جبهه رانندگی کند، اما این داستان کمی اغراق‌آمیز بود و او بعدها خودش فقط راننده تانک بود، در حالی که فرمانده و تیرانداز تانک مرد بودند. اما در ۷ اکتبر، موضوع کاملاً تفاوت کرد: در آن روز که تروریست‌های مسلمان حماس به اسرائیل حمله کردند و زن و بچه و مرد اسرائیلی را با نفرت می‌کشتند، شوکی که به اسرائیل وارد شد کاملاً غیرقابل‌تصور بود، بخصوص این که ۴۸ ساعت تمام، سیستم‌های دفاعی اصلاً هماهنگ نبودند و غافلگیری صددرصد بود. در این بین، دو یا سه تانک و زره‌پوش اسرائیلی که در مرز مصر مشغول گشت‌زنی بودند دریافتند که در فاصله‌های زیاد در شمال محل استقرارشان یک اتفاق بسیار مهم رخ داده است و این که از سوی غزه تعداد زیادی تروریست مسلح به همه‌چیز با وانت و موتورسیکلت در حال ریختن به داخل شهرک‌های اسرائیلی در نزدیک غزه هستند. پرسنل این دو تانک، یعنی راننده، تیرانداز و فرمانده همگی دختران جوان هستند که بلافاصله با خلاقیت نظامی خودشان وارد عمل می‌شوند و به سرعت به طرف غزه پیشروی می‌کنند، عملی که خودش بسیار عجیب است، چون تانک معمولاً خودش مسافت زیادی نباید طی کند و معمولاً یک کشنده سنگین او را به محل نبرد می‌برد. به هر روی کاری که این دختران کردند، وارد رکوردهای نظامی جهان شد : آنان ۱۷ ساعت تمام جنگیدند، بیش از ۵۰ تروریست را خنثی کردند، یک ورودی تهاجمی تروریست‌ها از غزه به اسرائیل را نه تنها بستند، بلکه بارها از حالت دفاعی به حالت تهاجمی عوض کردند در حالی که دشمن مسلح به موشک‌های ضدتانک وحشتناک بود و هر لحظه احتمال نابودی همه آنان می‌رفت. از این‌ها گذشته، این دختران، دو شهرک اسرائیلی را از مرگ و نابودی حتمی نجات دادند، به نیروهای از راه‌رسیده پشتیبانی زرهی دادند، از زخمیان دفاع کردند، پشتیبانی رزمی و لجستیکی امداد و تهاجم را پوشش دادند. ۱۷ ساعت، بدون وقفه، بدون حتی پنج دقیقه وقفه! هیچ کشوری در تاریخ مدرن بشری چنین واقعیتی را تاکنون به خود ندیده، و تا آن زمان، هیچ ارتشی در دنیا ترکیب این‌چنین نیرو نداشته است. این دختران در اصل یک باب جدید در معادلات نبرد زمینی و زرهی در تاریخ بشریت باز کردند. نویسنده این مطلب را امروز نوشت تا بدون تعارف به یک موضوع مهم اشاره کند: شکی نیست، نبرد نهائی ایران برای آزادی در راه است، و ما باید به این موضوع فکر کنیم که استفاده از زن در میدان نبرد از دید تاکتیکی یک نکته بسیار مهم است. نه تنها به عنوان رزمنده، بلکه به عنوان نیروی فرماندهی میدانی، نه تنها از دید لجستیکی و پشتیبانی، بلکه خیلی فراتر از آن فرماندهی ستادی و هماهنگی شبکه نبرد. چرا که عمل کاملاً خودمختار و اتوماتیک این دختران اسرائیلی به ما نشان داد که زنان در میدان نبرد، دارای ویژگی‌هایی هستند منحصر به فرد و کاملاً درخور توجه. هدف باید این باشد که از زن در میدان نبرد نه تنها به عنوان اسلحه مخرب و به شدت خطرناک استفاده کرد، بلکه باید به او این امکان و فضا را داد که این اسلحه را سر خود و بر اساس تشخیص شخصی مورد استفاده قرار دهد. با سپاس رضا.

Reza

30,584 Aufrufe • vor 1 Monat

جواب منطقی و دقیق عبدل السید به دانشجوی ایرانی آمریکایی 🟡🟡🟡🟡🟡🟡🟡🟡🟡🟡 دانشجوی ایرانی: عبدل… اسم من ایمان دشتی است و سوال من از شما درباره ایران است. عبدل السید: و این بسیار ارزشمند است. ممنون. باید بگویم پیراهن را نشان بده. اینجا نوشته «ایرانیان میشیگان». دانشجوی ایرانی: اما من یک سوال دارم، عبدل. دختر عموی من در خیابان‌های ایران توسط گشت ارشاد شکار شد، چون حجابش درست نبود. عموی من به اعدام محکوم شد، پنجاه ضربه شلاق توسط حکومت علی خامنه‌ای دریافت کرد، و تروری که ما تجربه کرده‌ایم غیرقابل تحمل است. و شما می‌توانید تعجب ما را به عنوان ایرانیان تصور کنید، غم و اندوه ما را وقتی شنیدیم، عبدل، یک فایل صوتی فاش شده از شما که گفتید نمی‌خواهید درباره مرگ رهبر معظم خامنه‌ای نظر بدهید و مردم در دایربورن از مرگ او ناراحت بودند. دانشجوی ایرانی: و من فقط یک سوال ساده دارم، عبدل. آن سکوت یک شکاف دهشتناک در جامعه ما داشت، و من می‌خواهم از شما بپرسم که آیا از آن سکوت پشیمان هستید؟ من می‌خواهم بپرسم آیا افرادی را که نگهبانانی داشتند، که از این تروریست برای تمام کارهایی که کرده است حمایت کردند، محکوم می‌کنید؟ من می‌خواستم بپرسم آیا شما صراحتاً علیه گشت ارشاد، علیه جمهوری اسلامی ایران که پنجاه هزار معترض را کشته است، می‌ایستید؟ عبدل، من چیزی درباره معترضان از شما نشنیده‌ام. عبدل، لطفاً. عبدل السید: من از سوال شما قدردانی می‌کنم و متشکرم. چیزی که به شما خواهم گفت این است: خیلی وقت پیش و خیلی اغلب، وقتی درباره نقش خود در جهان فکر می‌کنیم، ما خودمان را به پلیس جهان تبدیل کرده‌ایم. و من فکر می‌کنم آنچه همه ما می‌خواهیم، آنچه همه ما نیاز داریم، دموکراسی بیشتر، آزادی بیشتر در جهان است، اما همچنین درک آنچه ما در واقع می‌توانیم و باید با توجه به آن انجام دهیم. و اینجای نقطه نظر من است: یک نفر می‌تواند با حکومت یک کشور خارجی مخالفت کند. یک نفر می‌تواند در همبستگی با جنبش‌های آزادی و دموکراسی بایستد. اما نگرانی من این است، وقتی یک نفر تصمیم می‌گیرد که ما قرار است برویم داخل و رهبری یک حکومت خارجی را حذف کنیم، چون اینجاست که چه اتفاقی می‌افتد: خیلی وقت‌ها، آن ناامیدی استفاده می‌شود تا منافع شرکتی را که سهم واقعی در منابع طبیعی یک کشور خاص دارند، توجیه کند. می‌فهمید منظورم چیست؟ عبدل السید: بنابراین، وقتی به ته خط می‌رسد، من همیشه طرفدار و همراه جنبش‌های دموکراتیک خواهم بود، همیشه. اما من همچنین باور ندارم که ما حق داشتیم به جنگ برویم تا حکومت ایران را سرنگون کنیم. این مسئولیت ما نبود که این کار را انجام دهیم. این مسئولیت مردم ایران است که تصمیم بگیرند رهبری آن‌ها چه شکلی باید باشد. و بنابراین در حالی که من با آزادی و جنبش‌های دموکراتیک می‌ایستم، من همچنین نگران هستم که وقتی شما شروع می‌کنید به گذاشتن منابع ما به سمت تغییر رژیم در کشورهای خارجی، بیشتر اوقات رژیم‌هایی که به دنبال تغییرشان هستیم، آن‌هایی هستند که در آن‌ها یک منافع منابع طبیعی وجود دارد و تبدیل به ابزاری برای منافع شرکت‌های ما می‌شود، و این چیزی است که من نگران آن هستم. می‌فهمید منظورم چیست؟ دانشجوی ایرانی: تو هنوز نگفتی، ما داریم می‌میریم، گشت ارشاد… عبدل السید: و من همیشه می‌ایستم، همان‌طور که به شما گفتم، من همیشه می‌ایستم با جنبش‌هایی برای آزادی و دموکراسی. اما باز هم، می‌خواهم مراقب باشم، زیرا چند بار شما را در مسیری به سمت جنگ برده‌اند که نتوانستیم خودمان را از آن خارج کنیم؛ تریلیون‌ها دلار در زیان‌ها، تحریم‌هایی که در نهایت به مردم آن کشورها آسیب رساند بیشتر از آنچه که به رهبری آن کشورها آسیب رسانده باشد. و بنابراین آنچه به شما خواهم گفت این است که فکر می‌کنم شما می‌خواهید از من بشنوید که بگویم: «آه، خب، ایالات متحده مسئولیت دارد که در تغییر رژیم درگیر شود.» و آنچه به شما خواهم گفت این است که ایالات متحده هیچ… ما نباید در کسب‌وکار تغییر رژیم باشیم. اما من همیشه می‌ایستم با جنبش‌هایی برای آزادی و دموکراسی… دانشجوی ایرانی: مبارزه ما برای آزادی و دموکراسی، مال ما، ایرانی‌ها… عبدل السید: من باز هم، من آزادی و دموکراسی را برای مردم ایران می‌خواهم، هیچ سوالی نیست. اما من می‌خواهم که آن توسط مردم ایران انجام شود، که به عنوان یک جامعه دور هم جمع شوند تا تصمیم بگیرند چگونه تغییر دموکراتیک را در جامعه خود ایجاد کنند. بنابراین من واقعاً از سوال شما قدردانی می‌کنم، از شور شما قدردانی می‌کنم، و برای سوالی که پرسیدید سپاسگزارم.

آرش یوسفی -ARASH

170,002 Aufrufe • vor 2 Tagen

خیلی با خودم کلنجار رفتم که بگم یا نگم؟! راستش با توجه به پراکندگی ایرانیان در جهان، تصمیم گرفتم که بگم! حتی اگه یک ایرانی رو نجات بدم! متوجه شدید که یه اتفاقات عجیبی داره در دنیا می‌افته؟! روزها برعکس تابستان‌های پیشین، کوتاه شده! بارش باران در جاهایی که معمول بوده(اروپا)، قطع شده! ماه را وسط روز کنار خورشید می‌بینید! زمین لرزه‌های عجیب و غریب در جاهایی که اصلا سابقه زمین‌لرزه نداشته! کم شدن آب دریاهای پر آب و پرآب شدن جاهای کم آب! محو شدن چندین جزیره در سال جدید ایرانی! خیلی این اتفاقات عجیب و غریب رو دیدین! اما نمی‌دونید داره چه اتفاقی می‌افته! حق دارید! رسانه‌های گلوبالیسم هم که تاریخ رو جعل کرده‌اند قاعدتاً نمیان به شما توضیح بدهند که واقعا چه خبره چون اگه بگن، دروغ‌هایشان برملا میشه! مثلا داستان UFO رو از سر صداقت نگفتند! مجبور بودن بگن! چون اتفاقاتی قراره بیافته و داره می‌افته که مجبورند بندازن گردن یه چیزی! چی از UFO بهتر؟! حالا واقعا چه خبره؟! این اتفاقات، سابقه تاریخی داره! ما ۱۲ صور فلکی داریم! هر هزاره، یه صورت فلکی جلو می‌افتیم و یه جایی صفر میشه! یعنی چی؟! هر ۱۲ هزار سال، تنظیمات زمین، از نو رقم می‌خوره! نوروز امسال، پایان یک چرخه ۱۰۰۰ ساله و ورود به چرخه صفر ۱۲هزاره، و هم هزاره جدید! یعنی ۲ آپدیت بزرگ با هم! می‌دانم که گیج شده‌اید! حق دارید! لطفاً با صبر و دقت بخوانید که چی می‌خوام بگم! نوروز امسال، خورشید روی صور فلکی ماهی قرار گرفت! صور فلکی ماهی نشان ۲چیزه: ۱- مادر ایران‌زمین ایزدبانو آناهیتا ۲- ماهیِ زیرِ گاو یا همان که از قدیم بهش میگن: سپهر گردون! درین لحظه، تنظیمات صفر میشه و یه عصر جدید آغاز میشه! جاهایی از کشورهایی که می‌شناخته‌اید احتمالا ناپدید میشن و جاهای جدیدی از زیر آب بیرون میان و پدیدار میشن! البته فلات ایران، کمترین نوسان را خواهد داشت! علتی که اهورامزدا پس از سیل، این سرزمین را دوباره به ایرانیان داد و خودش هم تخت سلطنتش را در ایران گذاشت، همین بود! به همین دلیل میترا از کوه دماوند به ایران آمد و در ابتدای ۱۲هزاره، زیست بشر را از ایران آغاز کرد. خب چی باید بدانید؟! نخست اینکه هرچه درباره جهان گفتن، دروغه! جهان اون شکلی که ناسا میگه نیست! همه‌ش یه دروغ بزرگ است! زیاد باز نمی‌کنم زیرا می‌دانم شاید باورش براتون سخت باشه! همانطور که برای من بود و سال‌ها طول کشید که هضم کنم! فقط کافیه بدانید که باید چکار کنید درین لحظه؟! ۱- اگر خانه شما نزدیکی اقیانوس یا دریاست، هر جای دنیا، خصوصا قاره‌های آمریکا، سریعا ترک کنید و خانه‌تان را عوض کنید به سمت مرکز کشوری که هستید! ۲- حتما خانه‌تان زیرزمین داشته باشه و حتما در زیرزمین‌تان غذا و آب کافی بعلاوه چندین آهنربای بزرگ برای تولید برق به شکل الکترومغناطیس داشته باشید تا روشنایی یا شارژ وسایل حیاتی، قطع نشه. ۳- ایران باید سریعتر به ایرانیان بازگرده! وگرنه اتفاقات بسیار بسیار بسیار بزرگ و بدی برای جهان می‌افته! می‌دانم این حرف عجیبه، درک می‌کنم! اما علت داره میگن: ایران قلب زمین است! قلب خون را به همه جهان، پمپاژ می‌کنه! اگر ایران به مدار آشا و همان ساسانیان برنگرده، تعادل جهان به هم می‌خوره و خورده! اتفاقاتی که برشمردم، بسیار شدیدتر میشه! بسسسسسسسیار شدیدتر! چیزی شبیه ۱۲هزاره پیش! وقتی اهریمن، ایران را تصرف کرد و سیل و یخبندان بزرگ، پدید آمد! یه علتی داره که اهورامزدا تخت سلطنتش را در قلب ایران گذاشت! این سرزمین بااااااااااااااااااید در محور آشا یا اهورایی باشه! این تعادل با جمهوری‌اسلامی و کلا اسلام، به هم خورده و باید سریع‌تر به محور آشا برگرده. بخاطر نگرانی از جان شما عزیزان، مجبور شدم این اتفاقات رو که می‌دونم براتون عجیب غریبه، تا حدودی که درک عمومی جامعه به هم نخوره، توضیح بدم! چون فعلا اکثریت مطلق، توان درک واقعیت رو ندارند، چون ۳۰۰ ساله تاریخ را کامل جعل و تحریف کرده‌اند! خلاصه کنم! آن کارهایی که گفتم، حتما انجام دهید! تا جان خودتان و عزیزان‌تان حفظ شود! زلزله‌های بسیار بزرگ، تورنادوهای بسیار بزرگ، سیل‌های بسیار بزرگ، بارش‌های عجیب و غریب و بزرگ، آتش‌سوزیهای بزرگ و عجیب و غریب و و و به زودی آغاز میشه! البته همین الان هم شروع شده! مواظب خودتان(چون ایرانی هستید!) و عزیزان‌تان(چون ایرانی هستند!) باشید! با بقیه مردمان کاری ندارم چون آنها چشم خودشان را به قتل‌عام در سرزمین « قلب اشا» بستند! لطفاً لطفاً لطفاً جدی بگیرید! خودم می‌دونم اینایی که نوشتم براتون عجیبه! نمی‌تونم فعلا کامل توضیح بدم چون آمادگی براش وجود نداره! چیزی ازتون کم نمیشه چیزهای که گفتم انجام دهید! تکرار می‌کنم: لطفاً لطفاً لطفاً جدی بگیرید!❤️🫂 سپاسگزارم❤️🫂

JamesDean

104,807 Aufrufe • vor 1 Monat

متن کامل سخنان در همایش همکاری ملی برای نجات ایران مونیخ، ۲۶ ژوئیه ۲۰۲۵ (۴ مرداد ۱۴۰۴/۲۵۸۴) خانم‌ها، آقایان،‌ درود بر شما و‌ همه کسانی که در چهارگوشه جهان به‌ویژه در ایران این‌ همایش ملی را دنبال می‌کنید. از همه هم‌میهنانی که این آخر هفته از سراسر اروپا، و حتی از استرالیا تا آمریکای شمالی، به مونیخ آمدند و در خیابان‌های این شهر، عشق به ایران را فریاد زدند، سپاسگزارم. به بسیاری از شما که تازه به این کارزار همکاری ملی پیوسته‌اید، خوشامد می‌گویم. آنچه همه ما را اینجا گرد هم آورده، مهر به میهن، و اهمیتی‌ است که به سرنوشت ایران می‌دهیم. ما امروز اینجا هستیم، تا نشان دهیم ملت یگانه و در عین حال رنگارنگ‌مان، از ادیان و باورها، اقوام و طوایف، اقشار و گروه‌ها، و احزاب و گرایش‌های مختلف سیاسی، جمهوری‌خواه و پادشاهی‌خواه، چپ و راست، در یک هدفِ مشترک، متحدیم: پایان دادن به جمهوری اسلامی و آغاز طلوعی نو از آزادی و دموکراسی و شکوفایی برای میهن‌مان ایران. حضور شما در این گردهمایی، نشان‌دهنده شکل‌گیری گسترده‌ترین و متنوع‌ترین ائتلاف نیروهای اپوزیسیون ایران است. این گستردگی و تنوع در عین اتحاد، با تعهد و باورمندی به تمامیت ارضی ایران، حقوق فردی و‌ برابری شهروندان، جدایی دین از حکومت، و حق ملت بزرگ ایران ‌برای انتخاب شکل دموکراسی آینده، تصویری زیبا از ایران آزاد و آباد فردا است. اما شوربختانه تصویر ایران کنونی، بسیار متفاوت از آن فردای آزاد و آباد است. امروز، کیان ایران به واسطه تداوم جمهوری اسلامی، بیش از همیشه در خطر است. این رژیم، آب و خاک و هوا و آسمان و جان و مال ملت ایران را به پرتگاه نابودی کشانده است. رودهای ایران، خشک، خاک ایران در حال فرسایش، زمین ایران در حال فرونشست، هوای ایران آلوده،‌ آسمان ایران در اختیار نیروی خارجی،‌ اقتصاد ایران در حال سقوط آزاد،‌ خانه‌های ایرانیان بی‌ آب و برق، و جان‌شان بازیچه توهمات فرقه‌ای ضدایرانی و رهبر نابخردش است. جمهوری اسلامی پس از سالها به آشوب‌کشاندن منطقه با جنگ‌های نیابتی و سیاست شکست‌خورده‌ی «نه مذاکره، نه جنگ»، درنهایت، هم از موضع ضعف و تسلیم، وادار به مذاکره شد، و هم جنگ را به ایران تحمیل کرد. علی خامنه‌ای در حالی که زیر زمین پنهان شده بود، نه‌تنها کمترین تلاشی برای حفاظت از غیرنظامیان ایران نکرد، بلکه تمام دستگاه سرکوب و پروپاگاندای خود را نیز برای مرعوب کردن مردم به کار بست. او شکستی سخت و تحقیرآمیز را نیز بر نظامیان ایران تحمیل کرد؛ نظامیانی که اکثرشان بر خلاف میل و اراده، درگیر جنگی شدند که هرگز جنگ ایران و ملت ایران نبود؛ بلکه جنگ خامنه‌ای و سرکردگان سپاهِ سرکوبگر و تروریستیش بود؛ همان پاسدارانی که سالها رجز می‌خواندند اما آشکار شد که توان حفاظت از خود را نیز ندارند. آنها بعد از دهه‌ها دزدیدن از سفره مردم و گذاشتنِ آن در جیب‌های خود و تروریست‌های منطقه‌ای، آسمان کشور را کاملا در اختیار کشوری به مراتب کوچکتر و کم‌جمعیت‌تر از ایران قرار دادند. جمهوری اسلامی اداره کشور را جز در حوزه‌ی سرکوب، کاملا رها کرده است و مردم ایران در تابستان داغ، با ساعتها قطعی آب و برق و گاز مواجهند. تورم بیداد می‌کند، و چرخه کسب و کار مختل است. مسئول و مقصر این وضعیت شخص علی خامنه‌ای است. اوست که وطن‌ ما را گام‌به‌گام به این نقطه کشاند، و امروز چون همیشه از زیر بار مسئولیت فرار کرده و تقصیر را به گردن زیردستانش انداخته است. اختلافات و دودستگی‌ها در ساختار قدرت جمهوری اسلامی به بالاترین حد خود رسیده است. مقامات ارشد این رژیم بدون کمترین حمایت مردمی، به توطئه علیه یکدیگر مشغولند و در ارائه خود به عنوان آلترناتیو خامنه‌ای از طریق واسطه‌ها به قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی از هم سبقت می‌گیرند. هم‌میهنانم، ما ملت ایران جنگ‌طلب نیستیم و هرگز برای ایران‌ و منطقه‌مان جنگ نخواستیم. جنگ‌طلب علی خامنه‌ای و رژیم تحت امرش است. من سالها هشدار داده بودم که اگر جمهوری اسلامی باقی بماند، اگر مماشات با آن تداوم پیدا کند، و اگر جهان به باج‌گیری‌های آن تن دهد، این رژیم سرانجام ایران و منطقه را به جنگ و درگیری نظامی می‌کشاند. نگرانی‌های من متاسفانه به واقعیت پیوست. اکنون اما لحظه‌ای تاریخی فرا رسیده است. جمهوری اسلامی بیش از هر زمان دیگری در این ۴۶ سال، ضعیف و متزلزل شده است؛ و فرصتی بی‌نظیر برای مردم ایران فراهم شده تا این رژیم ضدایرانی را سرنگون کنند. وظیفه هر ایرانی میهن‌پرستی، تلاش صدچندان برای نجات مام میهن است. وظیفه ما این است که متحدتر، مصمم‌تر و منظم‌تر از همیشه باشیم. امروز جای اما و اگر نیست: زمان کنار ایستادن و وسط‌بازی کردن، چنانکه نه سیخ بسوزد و نه کباب، نیست. امروز صحنه روشن است: در یک سو جمهوری اسلامی و حامیان ریز و درشتش قرار دارند که چهارنعل ایران ما را به سوی وحشتناک‌ترین بخش‌های دوزخ می‌برند و در سوی دیگر دروازه‌ای‌ست به سوی نور، و آباد کردن دوباره پردیس ایران. ما،‌ یعنی اکثریت ملت بزرگ ایران، برای نجات مام میهن به میدان آمده‌ایم. سقوط این رژیم قطعی‌ست. ما آمده‌ایم که اجازه ندهیم این رژیم همراه خود، ایران و ملت بزرگ ما را نیز به ورطه نیستی بکشاند. رهایی ایران از جمهوری اسلامی و استقرار یک دولت ملی و دموکراتیک در ایران، صلح پایدار را نیز به منطقه ما می‌آورد. در این مرحله انقلاب ملی و در دوران گذار، هدف من این است که ایرانیان بتوانند در یک‌ بازه کوتاه‌مدت و از طریق انتخابات آزاد، زمام‌ امور را به دست دولت منتخب خود بسپارند. من چنانکه بارها گفته‌ام به دنبال پست و مقام سیاسی نیستم؛ بلکه می‌خواهم برای آنها که در پی خدمت به ملت و بازگرداندن شکوه از دست رفته ایران هستند، فضا و‌ ساختاری فراهم کنم تا بتوانند خود و‌ برنامه‌های‌شان را در یک فرایند دموکراتیک به رای ملت بگذارند. من ۴۵ سال است که نه برای منفعت شخصی و قدرت، که برای نجات ایران مبارزه کرده‌ام، و برای رسیدن به اهداف‌مان، برنامه دارم: هم برای باز پس گرفتن ایران از این رژیم ضحاکی، و هم برای دوباره ساختن آن سرزمینِ اهورایی. پنج ماه پیش در نشست نخست مونیخ، سازمان‌ها و احزاب ایرانگرا گرد هم آمدند و متعهد به همکاری در چارچوب اصولی دوازده‌گانه بر اساس یک برنامه پنج‌گانه شدند. من در پیام نوروزی خود نیز امسال را سال سازماندهی برای اقدام نهایی نامیدم. امروز در نشست دوم مونیخ که شرکت‌کنندگان نه فقط احزاب و گروه‌های سیاسی که ایرانیان از همه اقشار جامعه هستند، گزارشی از پیشرفت آن برنامه را به ملت ایران ارائه می‌دهم. پنج ستون استراتٰژی مورد توافق ما چنین بودند: - فشار حداکثری بر جمهوری اسلامی - حمایت حداکثری از ملت ایران - ریزش حداکثری از رژیم - بسیج و سازماندهی حداکثری مبارزان در داخل و خارج - ارائه برنامه‌ای برای شکوفایی ایران در فردای سقوط جمهوری اسلامی در حوزه فشار حداکثری، جمهوری اسلامی امروز در دشوارترین و منزوی‌ترین وضع خود قرار دارد. از یک‌سو، فشار خارجی بی‌سابقه‌ای بر آن وارد شده است و از سوی دیگر، ناتوانی از تامین نیازهای ابتدایی مردم، این رژیم را با فشارهای همه‌جانبه داخلی به‌ویژه در حوزه معیشت و اقتصاد روبرو کرده است. در حوزه حمایت حداکثری، امروز، آمادگی دولتها و احزاب و شخصیت‌ها برای حمایت از ملت ایران و مبارزه‌شان رو به افزایش است. در دیدارها و گفتگوهای عمومی و خصوصی با سیاستمداران، تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیران، کارآفرینان، و رسانه‌ها، نه تنها بر تداوم این فشارها بر رژیم و حمایت از ملت ایران تاکید کرده‌ام بلکه برای آن، راه‌حل‌های اجرایی را نیز پیشنهاد داده و عملی شدن آنها را پیگیری کرده‌ام و خواهم کرد. خوشحالم به شما بگویم که امروز گروه‌هایی که در چارچوب فراهم شده در نشست نخست مونیخ گرد هم آمدند، در دو حوزه اعمال فشار حداکثری بر رژیم و جلب حمایت حداکثری از مبارزه مردم ایران، در همراهی با یکدیگر بسیار بابرنامه‌تر، فعال‌تر و موثرتر از پیش عمل می‌کنند. در حوزه ریزش حداکثری پیشرفتهای بسیار خوبی انجام شده است و فعالیتها در دو حوزه ریزش عمومی که از طریق پلتفرم همکاری ملی انجام می‌پذیرد و ریزش مقامات عالیرتبه، با دقت، امنیت، و جدیت در حال انجام است. امروز به لطف این فعالیتهای هدفمند، ما به ساختار درونی حکومت اشراف بیشتری داریم. همچنین در درون این ساختار با نیروهایی در ارتباط هستیم که فرایند سقوط جمهوری اسلامی را تسریع می‌کنند. و البته هم‌زمان، پایگاه بزرگی از داده را در اختیار داریم که به صورت دائمی و با حفظ امنیت کامل، در حال پایش و پیرایش است. این پایگاه داده برای اداره فرایند گذار نقش مهمی بازی خواهد کرد. به دلیل موفق و موثر بودن کارزار همکاری ملی است، که رژیم به وحشت افتاده و در هراس از پیوستن روزافزون نیروهای نظامی، انتظامی، امنیتی و دولتی به آن، به دروغ‌پراکنی و تخریب روی آورده است. در حوزه سازماندهی حداکثری مبارزان، این همایش و برنامه‌های دیگری که تنها در یک هفته گذشته در شهرهای مختلف کشور آلمان، به‌ویژه در هامبورگ و مونیخ برگزار شده، خود نمونه‌ای از تلاشهای من و تیم اجرایی همراهم برای بسیج ایرانیان خارج کشور است. خوشحالم به شما اطلاع بدهم که در همین پنج ماه گذشته شمار گروه‌هایی که در چارچوب همگرایی مونیخ با یکدیگر همکاری می‌کنند، حدودا سه‌برابر شده است. این گروه‌ها در ماه‌هایی که گذشت تلاش‌های جدی را برای بسیج و سازماندهی نیروها در خارج و داخل انجام داده‌اند که در همایش امروز، تنها گزیده‌هایی از آن به اطلاع شما رسید؛ که البته در خصوص آنچه داخل کشور انجام می‌گیرد، کمتر می‌توان وارد جزئیات شد. اما به طور کلی باید گفت که انتظار ملت بزرگ ایران، تداوم و افزایش شتاب این فعالیت‌ها است. در حوزه تدوین برنامه و ارائه چشم‌انداز دوباره ساختن کشور، پروژه شکوفایی ایران در ماه‌های اخیر گام‌های بسیار بلندی برداشته است که به سمع و نظر شما رسیده است. توصیه من این است که پیشنهادهای خود برای بهبود این برنامه‌ها را با دست‌اندرکاران آن در میان بگذارید، تخصص خود را در اختیار این پروژه قرار دهید، و درباره راه حل‌های ارائه‌ شده با حلقه اطرافیان و آشنایان خود گفتگو کنید. از گروهها و احزاب سیاسی می‌خواهم که حول کلیت برنامه‌های دوران گذار گرد هم بیایند تا بتوانیم به جامعه ایران و جامعه بین‌الملل این اطمینان را بدهیم که ایران پس از جمهوری اسلامی، ایرانی باثبات، آزاد،‌ امن، ‌و شکوفا خواهد بود. جمهوری اسلامی امروز در سراشیبی سقوط است اما ما ایرانیان خودمان باید سرنوشت ایران را تعیین کنیم. به هر میزان که ما در این زمینه کم‌کاری کنیم، دیگرانی که لزوما منافع‌شان با منافع ملت بزرگ ایران یکی نیست، فرصت نقش‌آفرینی بیشتر خواهند داشت. در همین راستا، در هفته‌های آینده از وبسایت کمپینی رونمایی خواهیم کرد که هم‌چون شاهراهی برای جذب نیروها، ثبت ایده‌ها، گزارش رویدادها، ارائه برنامه‌ها، سازماندهی مبارزان، و گردآوری کمکهای مالی خواهد بود. من از همه شما دعوت می‌کنم که آماده فعالیت در این کمپین سراسری باشید. من هم‌چنان نقش خود را ایفا می‌کنم. از شما نیز انتظار دارم که نقش خود را ایفا کنید: اختلافات جزئی را کنار بگذارید. از هرگونه درگیری با یکدیگر بپرهیزید و تنها با دشمن مشترک مبارزه کنید. هواداران خود را بسیج کنید و در کنار من و در کنار یکدیگر، برای آرمانی والا بایستید: نجات ایران. در برنامه دولت انتقالی برای دوران اضطرار، برنامه گذار سیاسی، از پیش از سقوط جمهوری اسلامی تا تحویل گرفتن امور به دست نخستین دولت منتخب را به منظور بررسی متخصصان، سازمان‌های سیاسی و نهادهای مدنی ارائه کرده‌ایم. در این برنامه، برای فاز کنونی، یعنی پیش از سقوط جمهوری اسلامی، دو نهاد کلیدی تشکیل می‌شود: تیم موقت اجرایی، و در کنار آن نهاد خیزش ملی که به عنوان یک نهاد مشورتی استراتژیک عمل خواهد کرد. چنانکه در طرح پیشنهادی ما آمده است، تیم موقت اجرایی پس از پیروزی انقلاب، و تشکیل دولت گذار، منحل خواهد شد؛ و نهاد خیزش ملی به عملکرد خود نه تنها به عنوان یک نهاد مشورتی بلکه به عنوان نهاد قانون‌گذاری موقت تا زمان تشکیل نخستین مجلس منتخب عمل خواهد کرد. من از همه کارشناسان و به‌ویژه حقوقدانان می‌خواهم که این برنامه پیشنهادی را بررسی کنند و نظرات کارشناسی خود را با ما در میان بگذارند. خامنه‌ای و رژیم شکست‌خورده‌اش، حالا که بیش از همیشه، سقوط را در مقابل چشمان خود می‌بینند، تهدیدهای خود را علیه من افزایش داده‌اند. من اما از همان روزی که این مبارزه را آغاز کردم، با این تهدیدها زندگی کرده‌ام و هرگز هراسی به دل راه نداده‌ام. شما زنان و مردان هم‌وطنم در شهرها و روستاهای سراسر ایران، کارگران، دانشجویان، بازاریان، جوانان و نوجوانان، بدانید که تهدیدها در عزم و اراده من برای به سرانجام رساندن ماموریت بزرگ زندگیم، خللی ایجاد نخواهد کرد. علی خامنه‌ای بداند که رژیمش متزلزل است، بیشتر اطرافیانش از او متنفرند، جمع زیادی از پاسدارانش منتظر فرصتند تا از کشتی در حال غرق شدن جمهوری اسلامی بگریزند،‌ و اکثریت قاطع ملت از او و رژیمش بیزارند. انتهای این مسیری که می‌رود مواجه شدن با انفجار خشم انباشته‌شده ملت است و عاقبت خوبی برایش نخواهد داشت. ما میهن‌دوستانِ آزادیخواه، از تبار و جنس این فرقه تبهکار نیستیم که در پشت‌بام‌ها اعدام‌های صحرایی به راه اندازیم. به او می‌گوییم که از این مسیرِ منتهی به خون و آتش باز گردد. بیش از این، مرگ و رنج را بر ملت بزرگ ایران و حتی حامیان خود تحمیل نکند. تعهد ما به برگزاری یک دادگاه منصفانه منطبق با استانداردهای بین‌المللی، شامل خامنه‌ای نیز می‌شود؛ آنچه خود او از ایرانیان دریغ کرده‌ است. ملت بزرگ ایران، پیروزی ما از هر زمان نزدیک‌تر است. به نیروی خود باور داشته باشیم. ما ملت متحد، آگاه و دلیری هستیم که این رژیم هرگز نتوانسته بر فرهنگ و تاریخ و تمدن ما پیروز شود. جمهوری اسلامی به زباله‌دان تاریخ می‌رود؛ و ایران و ملت ما، آزاد و سربلند، از این دوره سخت به سلامت عبور خواهد کرد. ما ملت کبیریم، ایران رو پس می‌گیریم! پاینده ایران،

Reza Pahlavi

864,284 Aufrufe • vor 1 Jahr

🟥#فوری 🔴#مسعود_رجوی - ۲ فروردین ۱۴۰۵ تبریک برای چهل و پنجمین بهار سرخ‌فام مقاومت تاریخی و اینک سال جنگ جنگ‌ها و آزمایش آزمایشات که بر قامت وطن نوشت: سال سرنوشت بر خلاف بقایای شیخ و شاه، شورای ملی مقاومت و دولت موقت صلح و آزادی می‌خواهند هر گونه فاشیسم و دیکتاتوری اعم از دینی و سلطنتی هم‌چون ۱۰۰ سال گذشته جنگ با ملت ایران است جنگ ۶۰ سالهٔ ما با شاه و شیخ برای آزادی و استقلال تا پیروزی انقلاب دموکراتیک ادامه دارد #نوروز پارسال گفتیم که #خامنه‌ای از خدای ۴۰۴ بسیار می‌ترسد و بیم آن دارد طوری بشود که به سال ۶۰ غبطه بخورد و چنین شد، آن‌قدر که جایی برای غبطه نماند. هم‌چنین گفتیم که هیچ مذاکرهٔ ”برد-برد“ و موفقیت‌آمیز برای خامنه‌ای متصور نیست. برخلاف خمینی ”زهر خوردن“ سیاسی هم در ظرفیتش نیست. بر سرکوب و غارت پا می‌فشارد اما ناخواسته بر ابعاد اشتعال و انفجاری که در تقدیر است، می‌افزاید. از این‌رو سال آتشفشان و قیام در پیش است و چنین شد، آن‌قدر که نظم و نظام منطقه و تا حدودی وضعیت جهانی آشفته شد. در میانهٔ آشفتگی و این‌همه آتش و دود و گرد و غباری که دیده‌ها را تار می‌کند، باید رکن رکین و چند اصل راهنما و عاری از ابهام جستجو کرد تا قابل تکیه باشد، ذهن را از پیچ و تاب برهاند تا مانند پر کاه در گردباد به این‌سو و آن‌سو نرود. این نیاز پیشتاز و هر شورشگر انقلابی است. در غیراینصورت به درجات در دام بقایای شیخ و شاه و کاتبان و جارچیان و روضه‌خوانان آنها می‌افتد. ۱-پس از ۳۶ سال و ۹ ماه از سلطنت خامنه‌ای، ولی‌فقیه جدید ”کینگ مجتبی خامنه‌ای دوم“ بر تخت ولایت نشست. ولایت فقیه هم موروثی شد. حاصل سیاسی آن قبل از هر چیز پس زدن و پرتاب بچهٔ شاه به عقب است. یعنی تا وقتی آن یکی هست و تعیین‌تکلیف نشده، قیمت این یکی در بازار سیاست داخلی و منطقه‌یی و بین‌المللی کیفاً کمتر است. اگر کسی می‌خواست بچهٔ‌شاه را بر تخت بنشاند باید او را بلافاصله پس از هلاکت خامنه‌ای ”صدا می‌زد“ و به‌رسمیت می‌شناخت. اما یک هفته گذشت نه از بالا و نه از پایین خبری از ”صدا و رضا“ نشد و خبرگان، مجتبی را در یک هفته ”آیت‌الله“ کرد و بر تخت نشاند. در حالی‌که یک روز هم نباید به خبرگان فرصت می‌دادند. این نکته را زودتر از همه حسن روحانی رئیس‌جمهور اسبق رژیم و شاهزاده حسن خمینی دریافتند و سریع و خاضعانه بیعت کردند. در زورآزمایی‌های پیشین هم دیدیم که خامنه‌ای در مقام ولایت رقیبان قدرتمندی مانند ”اکبر شاه“ و خاتمی و موسوی و روحانی را که تقاضای رفراندوم هم داشت، یکی پس از دیگری در هم پیچید و کنار گذاشت. اکنون در جنگ شاهزادگان هم دیدیم که مجتبی، حسن و رضا را در هم پیچید! این معنی مشخص انتخاب بچهٔ خامنه‌ای در عرصهٔ سیاسی و جنگ جانشینی در میان ورثهٔ شیخ و شاه است. اما آیا این به‌معنی پایان ماجراست؟ خیر، جنگ قدرت پایانی جز مرگ ندارد. مگر این‌که از اساس فکر کسب قدرت را به کناری گذاشته و هم‌چون مقاومت #ایران از روز نخست، عاری از هر گونه ابهام و تکلف و تعارف، هم‌چنان که مریم تأکید کرده است، بنا را بر انتقال قدرت و رأی ملت بگذاریم. ۲- ”جنگ بشردوستانه“ که تکیه کلام بچهٔ شاه است، منتهای ابتذال و دجالیت است. مضحک و حاکی از فقدان بینش سیاسی و تاریخی است. جنگ‌ها برای منافع مشخص صورت می‌گیرند و نقطهٔ عزیمتی جز این ندارند. کسی که امروز خواهان ”جنگ بشردوستانه“ و ”حملات استراتژیک“ برای ”فروپاشی“ رژیم است تا دیروز سراپا ”خشونت پرهیز“ بود و قسم و آیه می‌خورد که ”متد مبارزة“ او همیشه پرهیز از خشونت و ”نافرمانی مدنی“ بوده است. قبل از آن هم دست‌بند سبز به دست می‌کرد: «ضمناً اضافه می‌کنم که از نظر متد مبارزه، من همیشه روش پرهیز از خشونت و کارنافرمانی مدنی رو تشویق کردم» (صدای آمریکا- ۲۲ خرداد ۱۳۹۷) «اگه باور نداشتم به خشونت‌پرهیزی که اصلاً مطرحش نمی‌کردم، ولی دلیلی داره. برای این‌که شما در اصل اگه بخواین هزینه تغییر رو به حداقل برسونید و به‌خصوص که پشت سر حرکتهایی که بر مبنای انتقام‌جویی و کشت و کشتار پایه‌ریزی بشه، اغلب نتیجه دموکراتیک ازش درنمیاد. یه حکومت دیکتاتوری رو با یه حکومت دیکتاتوری دیگر جایگزین می‌کنید» (رادیو فردا-۱۹ اسفند ۱۴۰۱) ۳-#جنگ و بمباران، فرصت قیام نمی‌دهد. حتی برعکس رژیم از آن به‌عنوان سپر بلا، برای بستن شکافها و عجالتاً برون‌رفت از سایر بحرانها یا سرپوش گذاشتن بر آنها، استفاده می‌کند. ۴- فرضیه ”فروپاشی“ هوایی و خودبه‌خودی که عمود خیمهٔ شاهپرستان و مرکز ثقل بافته‌های میان‌تهی بچهٔ شاه است، به‌کلی باطل و موهوم است. نشان می‌دهد که او از مبانی ساختار رژیم ولایت فقیه و تاریخچهٔ آن بی‌اطلاع است و از آن فهمی ندارد. این رژیم از هوا فرو نمی‌پاشد. از زمین و توسط یک نیروی مشخص، فروپاشانده و سرنگون می‌شود. فروپاشی خودبه‌خودی و قیام خودبه‌خودی جواب ندارد. ۵-سرنگون کردن رژیم ولایت فقیه نیازمند نیروی جنگنده و رزم‌آور بر روی زمین است. تشکیلات و سازمان رزم و ایدئولوژی مشخصی هم می‌خواهد. #گارد_جاویدان کاغذی نیست که بتوان آن را یک‌شبه با پروپاگاند و هوچیگری درست کرد. اگر می‌شد، چرا با ۴۷ سال تأخیر؟ ما برای تشکیل کانون‌های شورشی در فضای اختناق حداکثری ۱۲ سال بی‌وقفه کار کرده و قیمت داده‌ایم. آن هم با استفاده از تجارب گرانبهای ارتش آزادیبخش که سابقهٔ آن به ۱۳۶۶ برمی‌گردد. این با حباب‌سازی و حباب‌بازی متفاوت است! در همینجا این را هم بگویم که اگر ارتش آزادیبخش با ۱۴ قرارگاه و سلاحها و مهماتش در کنار مرزهای خودمان در کمین بود و دست باز می‌داشت، بدون شک نتایج قیامهای ۸۸ و ۹۶ و ۹۸ و ۴۰۱ و ۴۰۴ سراپا متفاوت بود. ما رسیدهای تحویل ۱۹ هزار و ۷۶۱ سلاح سبک و سنگین را به نیروهای آمریکایی در جنگ اشغال عراق در سال ۲۰۰۳ در اختیار داریم که شامل۸۲۰ خودروی زرهی، هزار و ۱۲۳ تیربار زرهی، ۵۱۰ قبضه توپخانه، ۳۰۸ سلاح پدافندی، ۱۷ هزار قبضه سلاحهای پیاده و ۱۷ هزار و ۳۱۸ تن مهمات است. ۶- آمار عملیات ضداختناق کانون‌های شورشی در ۱۴۰۴ در مهین اشغال‌شده ۴۰۹۲ فقره و تعداد پراتیک‌های انقلابی در ۳۱ استان ۱۳ هزار و ۱۳۳ مورد شامل ۲۴۰ کارزار پیاپی یعنی دو سوم ایام سال بوده و از تلویزیون ملی ایران پخش شده است. کارزارهای بی‌وقفه در جمعه‌های #زاهدان هم از دیماه ۱۴۰۱ تاکنون۱۷۲ هفته است، ادامه دارد. شرکت و حمایت از کارزار ”سه‌شنبه‌های نه به اعدام“ حسابی جداگانه دارد و در این آمار محسوب نشده است. تشریح و توضیح آنچه کانون‌های شورشی از ۷ تا ۲۱ دیماه در جریان قیام در ۶۳۰ عملیات در مصاف با اهریمن و قوای دشمن ضدبشری در سراسر ایران انجام دادند، مبحث دیگری است. فقط تکرار می‌کنم که فرزندان رشید وطن درسهای ماندگار و فراموشی‌ناپذیر بر جای گذاشتند که روزگاری به آن خواهیم پرداخت. یادآوری می‌کنم که چندی پیش گفتم که از کانون‌های شورشی در قیام دیماه هنوز بیش از ۲ هزار نفر مفقود و ناپدید داریم که معلوم نیست چه تعداد دستگیر و چه تعداد شهید شده‌اند. اسامی و مشخصات همهٔ آنها موجود و قابل ارائه به هر دادگاه و مرجع بین‌المللی است. اما بر تارک و فراتر از همهٔ اینها، که در آمار و ارقام بالا محسوب نشده و نمی‌گنجد، عملیات بزرگ و شگفت پتک آتشین در فروغ۲ در حمله به بیت‌العنکبوت خامنه‌ای در قلب #تهران با شرکت ۲۵۰ نفر از مجاهدین در بامداد ۴ اسفند ۱۴۰۴ می‌درخشد و سزاوار کتابی ویژه است. بگذارید دشمن از سر ترس هر چه می‌خواهد بپوشاند و انکار کند اما اسامی دستگیر شدگان و مفقودین برای مراجع بین‌المللی ارسال شده در حالی‌که رژیم تا امروز حتی اسم یکی از آنها را (اعم از دستگیری یا شهید) اعلام نکرده است. ما باز هم به درخواستهای خود از گزارشگر ویژهٔ ملل متحد و نمایندگان سازمانهای بین‌المللی برای دیدار با نفرات دستگیر شده و رویت پیکرهای شهیدان ادامه می‌دهیم. ۷-در سال ۱۴۰۴ عملیات و کارزارهای مقاومت ایران در داخل میهن اشغال شده هم‌چون سالهای پیشین با بیشترین و گسترده‌ترین کارزارهای جهانی و حمایتهای بین‌المللی در ۵ قاره به همت و پایداری و وفای بیکران یاران شورشگر و اشرف‌نشان، ترکیب و تکمیل شد. با کهکشانها و کارزارهای پیاپی که در مجموع ۱۵۸۵ فقره تظاهرات و جلسات و تجمعات و نمایشگاهها در کشورهای مختلف جهان بود. برای عبور مبارک و پیروزمند از جنگ جنگ‌ها و آزمایش آزمایشات در سال سرنوشت آماده و برپا شوید. رود خروشان خون شهیدان در پرتو مهر تابان مقاومت و آزادی ایران ضامن پیروزی محتوم خلق ماست. زنده باد انقلاب دموکراتیک -برقرار باد جمهوری دموکراتیک مسعود رجوی-۲ فروردین ۱۴۰۵

سازمان مجاهدین خلق ایران

20,556 Aufrufe • vor 6 Monaten

کودتا همچنان ادامه دارد... بیایید مرور کنیم: محتمل‌ترین کاندیدا برای رهبری آینده ترور میشود. بلافاصله #برجام_منطقه‌ای بی سروصدا اجرا و: 🔺هنیه در تهران ترور میشود! 🔺نصرالله در لبنان ترور میشود! 🔺سوریه دودستی تقدیم میشود! 🔺آتش‌بس به حزب الله تحمیل میشود! نتیجه چه بود؟ ▪️حمله مستقیم به خاک ایران ▪️بمباران تاسیسات هسته ای ایران ▪️ترور حلقه سختِ فرماندهان آیت الله خامنه ای! ▪️ترور دانشمندان ایرانی ▪️کشتار 1100 زن و کودک ایرانی هدف اصلی چه بود؟ به گفته سیمور هِرش: -ترور آیت الله خامنه ای -به رهبری رسیدن #حسن_جولانی -و سپس استحاله نظام از درون هدف محقق شد؟ خیر، آیت الله خامنه ای ترور نشد، مردم ایران نیز متحد شده و پشت رهبر ایستادند. فاز 2 : دقیقا از فردای پایان جنگ 12 روزه اعلام شد که اینبار شرایط باید از درون ایران آماده شود. و لذا: 🔺فقط در ۱ سال و نیم دلار ۲.۵ برابر و طلا ۵ برابر شد. 🔺قیمت ارزاق سر به فلک کشید! 🔺یک روز برق را قطع کردند! 🔺یک روز گاز را قطع کردند! 🔺بنزین گران شد! 🔺یارانه ی بخش قابل توجهی از مردم حذف شد! نتیجه؟ هدف محقق شد، شورش گرسنگان شکل گرفت و بخشی از طبقه پایین به خیابان آمد. 🔺همزمان برای انقلابیون پرونده سازی کردند، عده ای را دادگاهی کردند. حتی قاتلان آرمان و عجمیان را آزاد کردند. به انقلابی ها که دغدغه اجرای دین داشتند گفتند «نظام از حجاب گذشته است. دیگر شما هسته سخت انقلاب نیستید». که چه؟ که ارزشی ها از نظام دلسرد شوند. 🔴مرحله بعد را رئیس تلویزیون یهودیان ایران لو داد و گفت: «مأموران اسرائیلی بصورت #مسلح در داخل ایران هستند و در صورت لزوم عملیات خواهند کرد» از یک طرف موساد توییت میزند که 800هزار نفر باید کشته شوند. از آن طرف ترامپ توییت میزند که در صورت کشته شدن مردم حمله نظامی خواهند کرد. 🔺هدف مشخص است: کشتار مردم توسط عوامل موساد و دخالت نظامی به بهانه دفاع از مردم! یعنی دقیقا همان پلنِ #لیبی. حال فرض کنید در این شرایط گل و بلبلی که دولتِ اصلاحات درست کرده و در میانه اعتراضات، همزمان پهپادهای اسراییلی مکان تجمع نیروهای ضد شورش رو هدف قرار بدن! همزمان تروریست های تکفیری که قارداشِ آقای پزشکیان سالهاست در باکو آموزش داده سرازیر کشور شوند! همزمان عبدالپشمک در سیستان و تروریست ها در کردستان حرکت بزنن. تا آقایان بخوان تشکیل جلسه بدن که چه کنیم چه نکنیم ۴۰- ۵۰ هزار تروریستِ تکفیری با پوشش هوایی آمریکا و اسرائیل ریختن تو مملکت و با هایلوکس دِ بیا سمت تهران! هر جاییم که بخوای جلوشونو سد کنی یه پهپاد اسرائیلی از باکو بلند میشه و راهو براشون باز میکنه! 🔺آنچه واضح است مرحله دوم کودتا در حال اجراست. یک پاتیناژ زوجی بین غربگرایان از درون و اسرائیل و آمریکا از بیرون. اما چه باید کرد؟ این جنگ نیروی شهادت طلب میخواهد! از جنس اونایی که ۴۰ نفرشون کشته شدن تا ۷۰ تا موشک شلیک شه! کسی که میدونه ممکنه توسط عوامل موساد یا تروریستها کشته شود، اما از مرگ نترسه و محکم وایسته! این جنگ پراکندگی نیرو و مواضع را میطلبد که اسراییل نتواند همه را بمباران کند. این جنگ استراتژی های دفاعی و تهاجمی جدید میطلبد. این جنگ قاطعیت در دیپلماسی را میطلبد. این جنگ مشارکت مردمی را میطلبد. این جنگ پاکسازی عناصر پانترک را میطلبد. باید گروه های محله محور که در جنگ 12 روزه شکل گرفت مجددا تشکیل شوند. در خیابان بچرخید و عوامل مشکوک را سریعا اعلام کنید. تا دیر نشده دست بسیج را پُر کنید، تجهیزات مدرن و سنگین در اختیارشان قرار دهید. بحول قوه الهی «فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ».

Co.man ( کُ مَن )

14,961 Aufrufe • vor 8 Monaten

جان کیریاکو، جاسوس سابق سی‌آی‌ای و پروفایلر رضا پهلوی: وقتی در سیا بودم، وظیفه‌ام این بود، اولین کارم در سیا همین بود، این‌که برای رئیس‌جمهور، معاون رئیس‌جمهور، مشاور امنیت ملی، و وزرای خارجه و دفاع، رهبران خارجی را پروفایل کنم. وقتی قرار بود با یک رهبر جهانی کنند، ما باید یک پروفایل روان‌شناختی محرمانه از آن رهبر جهانی می‌نوشتیم. و هنوز هم تا حدی از انجام‌دادنش برای خودم لذت می‌برم. وقتی تازه استخدام شدم، کارم عملاً این بود که زندگینامه‌نویس محرمانه صدام حسین برای جامعه اطلاعاتی باشم، یعنی زندگینامه‌نویس روان‌شناختی محرمانه‌اش. و من با تیمی از روان‌پزشکان، روان‌شناسان و انسان‌شناسان کار می‌کردم تا مطمئن شویم که تحلیل‌های به‌روز و پیشرفته‌ای داریم. اولین پروفایل ما قرار است درباره مردی به نام رضا پهلوی باشد، کسی که دیروز در مراسم خاک‌سپاری لیندزی گراهام در واشنگتن حضور داشت. رضا پهلوی، ولیعهد سابق و پسر ارشد آخرین شاه ایران است. او مدت‌ها منتظر فرصت مانده بود، و تلاش می‌کرد خود را برای رهبری ایران در صورت تغییر رژیم، مطرح کند. در این کلیپ‌ها خواهید شنید که او چقدر کاریزماتیک است، و خودتان می‌توانید در باره اینکه چقدر احتمال دارد او رهبر ایران شود تصمیم بگیرید. اما بگذارید چند نکته درباره رضا پهلوی بگویم. من، نه چندان شوخی‌وار، در مصاحبه‌های پادکستی‌ام در گذشته از او به عنوان «شاهزاده دلقک ایران» یاد کرده‌ام. او در سن بسیار پایین ایران را ترک کرد، در اوایل دهه بیست‌سالگی‌اش، یعنی حدود ۲۰ سالگی، در سال ۱۹۷۹. او از سال ۱۹۷۹ تاکنون به ایران برنگشته است. او به‌شدت توسط اسرائیل حمایت می‌شود، از سوی جامعه یهودیان اینجا در آمریکا، از سوی جامعه تبعیدیان ایرانی اینجا در آمریکا. نه همه این جامعه، اما منظورم مثلاً ایرانیان ثروتمند تبعیدی در جنوب کالیفرنیا است. او در یک قصر چند میلیون دلاری در پوتوماک، مریلند یکی از حومه‌های اعیان‌نشین واشنگتن دی‌سی، زندگی می‌کند. اما او داخل بازی نیست. او هیچ‌وقت داخل بازی نبوده. از زمانی که آمریکا و اسرائیل بمباران ایران را آغاز کردند، او در چند پادکست ظاهر شده است. یک‌دو بار در برنامهٔ پاتریک بت-دیوید بود و در چند پادکست دیگر هم که در آن‌ها، به‌نوعی می‌گوید آنچه انتظار دارید بگوید؛ یعنی، بله، رژیم وحشتناک است. باید سرنگون شود. مردم ایران باید آزاد شوند. و بعد گاهی می‌گوید که او کسی است که باید ایران را رهبری کند. و گاهی دیگر می‌گوید که او کسی نیست که باید ایران را رهبری کند. حقیقت این است که و من قبلاً هم این را گفته‌ام و به خاطرش تهدید به مرگ شده‌ام. باز هم می‌خواهم این را بگویم. او از پیاده‌روی از هواپیما تا ترمینال جان سالم به در نمی‌برد اگر قرار بود به ایران برگردد. در ایران کسی او را نمی‌خواهد، هیچ‌کس. و اگر یک چیز باشد که بمباران ایران توسط اسرائیل و آمریکا انجام داده، این است که مردم ایران را متحد کرده است. نمی‌توانی به یک کشور حمله کنی، رهبران مذهبی‌اش را بکشی، بیشتر سران حکومتش را به قتل برسانی، تمام فرماندهان نظامی را به قتل برسانی. دانشمندان هسته‌ای را بکشی و بگویی، ما برای کمک اینجا هستیم. ما می‌دانیم که شما را بمباران کرده‌ایم. و ما، شب اولِ بمباران، مدرسه را منفجر کردیم و ۱۶۰وچند دختربچه از آن مدرسه را کشتیم. اما، اما ما آدم‌های خوبیم و آمده‌ایم به شما کمک کنیم. و می‌خواهیم این دست‌نشانده را، این دلقک اهل پوتوماکِ مریلند را بر شما تحمیل کنیم تا او بتواند مثل پدرش دیکتاتور شود. خب، دلیل اینکه پدرِ رضا پهلوی، محمدرضا پهلوی، اصلاً سرنگون شد این بود که یک دیکتاتور خون‌ریز و قاتل بود. و مردم از این‌که به دست ساواک، پلیس مخفی، کشته شوند، خسته شده بودند. پس رضا پهلوی قرار نیست به ایران برگردد. او قرار نیست ایران را رهبری کند. او قرار نیست هیچ نقشی از هیچ جهت داشته باشد. با این حال، جناح طرفدار جنگِ حزب جمهوری‌خواه و همچنین دولت اسرائیل فکر می‌کنند او فوق‌العاده است. یک کلیپ کوتاه داریم که می‌خواهیم از مصاحبه‌ای که رضا پهلوی دیروز با رویترز انجام داد، به شما نشان بدهیم. گذشته از این واقعیت که از نظر مشروعیت، کاملاً هرگونه مشروعیتِ باقی‌ماندهٔ احتمالی را که او فراموش می‌کند که وقتی پدرش برای نخستین بار سرنگون شد، ایران دوره‌ای از رؤسای‌جمهور مختلف را پشت سر گذاشت. حتی آن زمان هم یک یادداشت تحریریه کارتونی وجود داشت، یادم هست، در نیویورک تایمز، که در آن آیت‌الله خمینی به یک فردی با ظاهر ایرانی می‌گفت، من یک خبر خوب دارم و یک خبر بد. خبر خوب این است که، من شما را به عنوان رئیس‌جمهور ایران منصوب می‌کنم. خبر بد این است که، من شما را به عنوان رئیس‌جمهور ایران منصوب می‌کنم. چون یک چرخه‌ای از رؤسای‌جمهور ایران وجود داشت که یا هدف بمب‌گذاری یا گلوله می‌شدند. یا بازداشت می‌شدند، یا ناپدید می‌شدند، یا هر چیز دیگر. آن زمان، رژیم ضعیف بود. امروز نه. این جنگ مردم ایران را دور هم جمع کرده تا بسیج شوند. می‌دانید، آدم فکر می‌کند ما باید از جنگ عراق درسی گرفته باشیم. ما خودمان را آن‌قدر قانع کرده‌ایم که ما آدم‌های خوبیم، که اصلاً نمی‌توانیم تصور کنیم وقتی از مرزی عبور می‌کنیم، قرار نیست ما را به‌عنوان آزادکننده ببینند. قرار است ما را ببینند به‌عنوان متجاوز و اشغالگر. این اتفاق بارها و بارها تکرار می‌شود. ما نتوانستیم طالبان را شکست بدهیم. آن‌ها حتی کفش هم نداشتند. و ما را شکست دادند. ما نتوانستیم عراقی‌ها را شکست دهیم. عراق هنوز در وضعیت هرج‌ومرج است. اما فکر می‌کنیم قرار است در ایران به‌عنوان آزادی‌بخش از ما استقبال شود؟! چرا باید چنین فکری بکنیم؟ چنین فکری می‌کنیم چون مردم هیچ درکی از تاریخ ندارند. پس این دلقک اینجا، در انتظار فرصت نشسته و وانمود می‌کند که برای رهبری ایران رقابت می‌کند در صورت تغییر رژیم. من او را به احمد چلبی تشبیه می‌کنم. برای آن‌هایی از شما که احمد چلبی را به خاطر ندارند، او دلقک مشابهی بود که حقوق‌بگیر سیا بود، یعنی دولت آمریکا. و ما این نقشه واقعاً احمقانه را کشیدیم تا او را به‌محض اینکه صدام حسین را سرنگون کردیم، رئیس‌جمهور عراق کنیم. و مردم عراق گفتند، «نه، چنین خبری نیست.» خب، باز هم دارد تکرار می‌شود.

Panah Farhadbahman 🎒

51,516 Aufrufe • vor 1 Monat