Video wird geladen...

Video konnte nicht geladen werden

Zur Startseite

حضرت آمر صاحب احمدشاه مسعود کبیر (رح) آزادمنشی افتخاریست که به ما میراث گذاشتی! در شیشه‌ی شبنم آفتابت نکنند می تابی و آئینه حسابت نکنند تا سینه برازنده‌ی زخمی نکنی بر قلعه‌ی آزادی عقابت نکنند "شیون"

10,535 Aufrufe • vor 3 Jahren •via X (Twitter)

0 Kommentare

Keine Kommentare verfügbar

Kommentare vom Original-Post werden hier angezeigt

Ähnliche Videos

علی دایی در حاشیه دیدار تیم‌های رسانه ورزش و پیشکسوتان دانشگاه شریف در گفتگو با خبرنگاران درباره اظهارنظر علی دبیر رئیس فدراسیون کشتی درباره او گفت: «او از زمانی که عضو شورای شهر شد و لباس پوشیدنش را عوض کرد، از آن موقع برای من غریبه شد. ایشان چه کاره ممکلت است که برای من تعیین‌تکلیف کند که بیزینسم را کنار بگذارم؟» دایی در این باره ادامه داد: «خواهش می کنم از امثال ایشان که بروند به زندگی خصوصی خودشان برسند. راجع به افراد دیگر تصمیم گیری نکنند. همه می دانیم که من با ایشان آن موقع دوست بودم که در ۱۳ آبان زندگی می کردند اما از موقعی که شورای شهر و منطقه یک و ... شد، برای من غریبه شد و او نمی تواند برای امثال من تعیین‌تکلیف کند.» دایی درباره بازگشتش به فوتبال گفت: «این یک مساله شخصی من است که برگردم به فوتبال یا برنگردم. که فعلا دوست ندارم برگردم. هرکسی با یک چیزی راحت تر است. به نظر من مدیریت آن نیست که ما در عراق و لبنان و سوریه برویم استادیوم درست بکنیم و بعضی مدیران در رزومه و کارنامه‌شان بیاورند که ما در عراق استادیوم ساختیم در حالی که در همان استادیوم به تیم ملی ایران فحش می دهند. بعد در همین استادیوم‌ها جام «خلیج عربی» برگزار می کنند. ما تا کی باید خاموش بمانیم؟» دایی همچنین گفت: «مدیریت فقط این نیست که من دو تا سالن بسازم. من نوعی می روم جایی سالن می سازم که مستعد‌ها آنجا هستند. از ایشان خواهش می کنم دفعه آخرشان باشد که نسبت به دیگران اظهار نظر می کنند و برای خودش نظر می دهد. حیف است خیلی چیزها را نمی توان بازگو کرد اما تاکید می کنم زندگی شخصی من به خودم ربط دارد. زمانی هم که مربیگری می کردم روزی ۸ تا ۱۰ ساعت می خوابیدم. شما از روان پزشک‌ها بپرسید کسی که شب ۳ ساعت می‌خوابد چه حالی می تواند داشته باشد، چطوری می تواند مدیریت کند؟ اسم این را می گذاریم مدیریت؟ حتما روز می‌خوابید که شب‌ها بیدارید.»

ایران اینترنشنال ورزشی

25,955 Aufrufe • vor 1 Jahr

«موش‌تباه منتشر شد» ۷۳ روز از به هلاکت رسیدن خامنه‌ای گذشته و هنوز جسد متعفنش دفن نشده است. نکته مضحک ماجرا اینجاست که مراسم چهلمش را در یک کلیسا در تهران برگزار کردند؛ آن هم چهلم کسی که در تمام دوران حکومت ظالمانه‌اش نه‌تنها آزادی مذهب وجود نداشت، بلکه پیروان آیین مسیح و نوکیشان مسیحی تحت آزار، فشار و سرکوب قرار داشتند. هلاکت و تکه‌پاره شدن خامنه‌ای، هرچند برای بسیاری از مردم ایران مرهمی بر دل‌های خونین و زخمی بود، اما چیزی جز یک مُسکن کوتاه‌مدت و موقتی نبود و نیست. عطش انتقام ما ملت ایران با حذف یک نفر پایان پیدا نمی‌کند. ما تا زمانی که عدالت درباره تمام عوامل جمهوری اسلامی، از کوچک‌ترین مهره‌ها تا بالاترین فرماندهان و آمران جنایت، اجرا نشود آرام نخواهیم گرفت.تا زمانی که قاتلان سپهر بابا و دیگر قاتلان بهترین فرزندان ایران در برابر عدالت قرار نگیرند آرام نخواهیم گرفت. تا زمانی که حقیقت تمام جنایت‌ها آشکار نشود، تا زمانی که خانواده‌های قربانیان دادخواهی نکنند، و تا زمانی که جمهوری اسلامی و تمام نمادها، ساختارها و نشانه‌های آن به‌طور کامل از ایران برچیده نشوند، آرام نخواهیم گرفت. ما تا انتقام تمام قربانیان این رژیم اهریمنی، از بهمن شوم ۵۷ تا امروز را نگیریم، از پا نخواهیم نشست. #پاینده_ایران #جاويدشاه‌

Hamed Fard 🇮🇷

15,716 Aufrufe • vor 4 Monaten

والی بدخشان: به هیچ گروهی اجازه تهدید امنیت افغانستان را نمی‌دهیم محمد اسماعیل غزنوی، والی ولایت بدخشان، در یک برنامه خطاب به مخالفان گفت که به هیچ‌کس و هیچ گروهی اجازه نخواهد داد امنیت افغانستان را تهدید کند. غزنوی از مخالفان خواست دست از اخلال بردارند و امنیت شهروندان کشور را تهدید نکنند. وی همچنین گفت: «در بیست سال گذشته، زمانی که نیروهای ناتو و امریکا از شما حمایت می‌کردند، چه کردید؟ سرکوب و جنگ در برابر شما را خوب بلد هستیم و آرمان تسلط بر کشور را شاید به گور با خود ببرید.» والی بدخشان در ادامه از همه خواست تا به مخالفان توصیه کنند کشور و مردم را ناامن نسازند و از امنیت کنونی قدردانی کنند. او افزود: «کشور ما و شما به آبادی نیاز دارد، تا به کی جنگ؟ هر کس که مشکلی دارد، بیاید؛ دروازه ما و دروازه امارت اسلامی به روی آنان باز است.» غزنوی در پایان گفت که هیچ نیازی نیست کسی در برابر نظام اسلامی مزاحمت ایجاد کند. #آریانانیوز #افغانستان #بدخشان #امنیت #امارت_اسلامی

Ariana News

14,726 Aufrufe • vor 1 Monat

سلام و درود دوستان عزیزم . امیدوارم روز های دشوار زنده گی هرچه زودتر بخیر بگذرد و امیدوارم آفتاب عدالت و برابری در کشور ما بتابد . دوستان عزیزم . قبلاً یک بخش کوچک خاطرات خود را به مناسبت بیست دومین سالروز شهادت آمر صاحب مسعود زیر نام هفت سال از یاد رفته از روز های دشوار مقاومت در سال ۱۳۷۷ که دشمن تا دروازه های پنجشیر رسیده بود و همه بزرگان اقوام در کنار آمر صاحب مسعود با او یکجا برای آزادی ومقاومت می جنگیدند به نشر رسانیده بودم و طبق وعده اینهم فلم مستند کوتاه سیا‌ه و سفید که ۲۶ سال قبل در سایه درختان دریای پنجشیر روبروی خانه معلم نعیم ثبت گردیده در این فلم کوتاه مستند شهید امر صاحب مسعود قهرمان ملی ، شهید حاجی قدیر جلال آبادی ، مرحوم سیدحسین انوری ، مرحوم عرفانی ، اقای انجنیر عارف سروری ، اقای صفایی ایرانی ، و یک خبر نگار جاپانی با جمع دوستانیکه قبلاً در نوشته ذکر نموده بودم بالای سفره اوزبیکها نشسته روی آینده کشور و دفاع مقدس صحبت کردند با شما شریک می نمایم . اما این بار چرا بزرگان احزاب با قوم خود یکجا در کنار برادران پنجشیری و احمد مسعود قرار نگرفت قضاوت باشما است و دلایل خود را در مصاحبه های قبلی ام به تلویزیون افغانستان انترنشنال ، BBC گفته و در صفحه فیسبوکم نوشته ام . با احترام

General Abdul Malik (جنرال عبدالملک )

29,251 Aufrufe • vor 2 Jahren

🔴#فوری: باید با شورشگران به‌پا خاست و بر کاخ ستم آتش انداخت 🟧مسعود رجـوی: آفـریـن و درود به قهرمانان #کانونهای_شورشی در مؤسسان پنجم ارتش آزادی به‌خاطر ۱۵۰ عملیات ضداختناق و پراتیک انقلابی آفـریـن و درود به قهرمانان کانون‌های شورشی در مؤسسان پنجم ارتش آزادی به‌خاطر ۱۵۰ عملیات ضداختناق و پراتیک انقلابی به‌مناسبت سالگرد قیام کبیر #آبان خیزش خونین ارتش خلق برای آزادی و عدالت دشمن ضدخلقی از بامداد ۲۳ آبان برای کنترل #تهران به‌منظور جلوگیری از حرکت شما و یادبودهای شهیدان قیام و هر گونه تجمع و اعتراض ۱۳ هزار نفر نیروی انتظامی و ۱۹ هزار نفر از #سپاه و بسیج به صحنه فرستاد به‌خصوص از ساعت ۲۴ تا ۸ صبح در اطراف اماکن حساس گشت و پستها برقرار بود اما شما علاوه بر ۱۸ کارزار و سلسله عملیات در پاسخ به اعدامها و سوژه‌های دیگر در آبان ۴۰۳ با ۱۵۰ عملیات و پراتیک‌های ۲۳ و ۲۴ و ۲۵ آبان خونهای ۱۵۰۰ شهید قیام آبان ۹۸ را شعله‌ور کردید و ثابت نمودید: ”از آن به دیر مغانم عزیز می‌دارند که آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست“ شاه به‌نحوی مضحک و متناقض دم از ”انقلاب سفید“ می‌زد، شیخ با ریا و دجالیت مدعی چیزی به نام ”انقلاب اسلامی“ بود ما با دریای آتش و خون از دیرباز در پی انقلاب دموکراتیک نوین با شرکت تمام اقشار و طبقات خلق ستمدیده بوده و هستیم و خواهیم بود هر چه قیمت داشته باشد و تا هر زمان که به طول بیانجامد #ایران در چنگال اهریمنان عمامه‌دار با #اعدام و فقر و #فساد و تاریکی دست و پنجه نرم می‌کند اما سرانجام زیباترین وطن باید گلستان آزادی و عدالت گردد یک سال پیش در همین ایام می‌گفتیم بحران و جنگی را که خلیفهٔ ارتجاع می‌خواهد به بیرون صادر کند باید به بیت‌العنکبوت برگرداند اکنون چنین شده و لرزه‌های سرنگونی در سرتا پای رژیم عیان است قیـام خلق را نه می‌توان کشت، نه می‌توان خاموش کرد و نه مانع شد باید با شورشگران به‌پا خاست و بر کاخ ستم آتش انداخت #مسعود_رجوی ۲۶ آبان ۱۴۰۳

سازمان مجاهدین خلق ایران

24,988 Aufrufe • vor 1 Jahr

توماج صالحی: جامعه ما نیازمند آگاهی جمعی است؛ ناجی، جایی بیرون از خود ما نیست، اگر تحول می‌خواهیم باید متحول ظویم توماج صالحی، خواننده و فعال اجتماعی، در پیامی صوتی که در کانال تلگرام رسمی‌اش منتشر کرده، بر لزوم آگاهی جمعی، خودشناسی، و مسئولیت‌پذیری فردی در مسیر تغییرات اجتماعی تأکید کرده است. او با بیان اینکه «امروز دیگر نیازی به شنیده شدن صدایمان نداریم»، به اعتراضات سال‌های ۹۶، ۹۸ و ۱۴۰۱ اشاره کرده و گفت: «دنیا صدای ما را شنیده است اما ناجی، جایی بیرون از خود ما نیست.» صالحی با انتقاد از نگاه صرفاً بیرونی به مشکلات، خاطرنشان کرد که جامعه ما بیش از هر چیز به «رشد آگاهی» نیاز دارد. وی بر اهمیت درک نفع جمعی و تأثیر آن بر نفع فردی تأکید کرد و گفت: «جامعه‌ام که رشد کند، من هم رشد می‌کنم.» او از نبود آزادی‌های اولیه، به‌ویژه در حوزه انتخاب پوشش، به‌عنوان شکلی از توهین به کرامت انسانی یاد کرد و افزود: «فرقی ندارد زن باشی یا مرد، وقتی به زن بگویند نمی‌دانی چه بپوشی، یعنی به همه ما توهین شده.» صالحی در ادامه گفت: «یکی از بزرگ‌ترین وقایع در تاریخ هر کشور، پدیده‌ی انقلاب است. حتی اگر با انقلاب ۵۷ مخالف باشیم، باید آن را بررسی کنیم. کسی که تاریخ خودش را نداند، محکوم به شکست است.» او همچنین به مخاطبانش هشدار داد که به رسانه‌ها و افراد متعصب اعتماد نکنند و خود به دنبال منابع معتبر و تحلیل‌گری مستقل بروند. صالحی گفت: «هر ملتی می‌تواند پیشرو باشد، به شرط آنکه به خود اعتماد کند.» در پایان این پیام صوتی، توماج صالحی با تأکید بر این‌که «در شرایط حساس و دشواری هستیم و از جهات مختلف مورد حمله‌ایم»، از مخاطبان خواست تا سال پیش رو را به رشد فکری و فرهنگی اختصاص دهند. او افزود: «تنها راه مقابله با خشونت و تهدید، فرهنگ‌سازی است. اگر پیشرفت می‌خواهیم، باید خودمان را ارتقا دهیم.» توماج پیامش را با آرزوی نوروزی برای مخاطبانش به پایان برد و گفت: «خیلی دوستتون دارم. نوروزتون فرخنده عزیزای دل» #توماج_صالحی #نوروز #یاری_مدنی_توانا

توانا Tavaana

99,768 Aufrufe • vor 1 Jahr

سلطهٔ رسانه‌ای شورای نظار و پروژهٔ قهرمان سازی تحریف‌شده به رهبری برنار–آنری لوی Bernard-Henri Lévy📍 «شورای نظار» در سال ۱۹۸۳، پس از توافق پنهانی احمدشاه مسعود با فرماندهان ارتش سرخ برای جلوگیری از حمله به کاروان‌های لجستیکی شوروی در سالنگ، شکل گرفت؛ توافقی که با ادعای «جهاد» تضاد بنیادین داشت و نشان‌دهندهٔ ماهیت معامله‌محور، فرصت‌طلب و غیرمستقل پروژهٔ مسعود بود. این شورا نه برای «مقاومت»، بلکه برای گسترش قدرت شخصی مسعود در شمال افغانستان تأسیس شد و سپس برای سلطهٔ سیاسی در کابل و دیگر مناطق کشور به‌کار گرفته شد؛ فرایندی که بعدها به ویرانی گستردهٔ اجتماعی و شهری افغانستان انجامید. دستگاه رسانه‌ای و روابط خارجی مسعود: از جهاد تا پروژهٔ ویران‌سازی افغانستان❗️ از همان آغاز، احمد شاه مسعود یک ماشین تبلیغاتی چندلایه ایجاد کرد تا تصمیمات بحران‌ساز و انحصارطلبانهٔ خود را توجیه کند. او برخلاف بسیاری از فرماندهان، با ایجاد شبکه‌های ارتباطی عمیق با فرانسه، آمریکا، هند، بریتانیا، آلمان و عربستان، عملاً از حمایت مستقیم چندین محور قدرت جهانی برخوردار شد. این حمایت‌ها مسعود را به یکی از وابسته‌ترین فرماندهان جهادی نسبت به منابع مالی، رسانه‌ای و سیاسی غرب تبدیل کرد. این وابستگی خارجی، افغانستان را به میدان رقابت قدرت‌های غربی و منطقه‌ای تبدیل کرد و زمینه‌ساز جنگ‌های داخلی دهۀ ۹۰شد؛ جنگ‌هایی که کابل را با خاک یکسان کرد و ساختارهای نیم‌بند دولتی و مدنی کشور را فروپاشاند. برنار–آنری لوی: تئوریسین بحران‌سازی، روشنفکر مداخله‌جو و معمار تصویر رسانه‌ای مسعود در میان چهره‌های خارجی که در ساختن چهرهٔ مسعود نقش کلیدی داشتند، برنار–آنری لوی ( (Bernard-Henri Lévy) جایگاهی برجسته دارد. لوی نه یک روشنفکر معمولی، بلکه یکی از نمادهای مداخله‌گرایی غرب در چهار دههٔ گذشته است؛ شخصیتی که حضورش از بالکان و بوسنی تا رواندا، لیبیا، سوریه و سودان همواره با تشدید جنگ، بی‌ثباتی و فروپاشی دولتها همراه بوده است. برنار–آنری لو(Bernard-Henri Lévy)/ شیطان فرانسوی کیست؟🔍 لوی از دهۀ ۱۹۷۰ به‌عنوان یکی از «فلاسفهٔ نو» در فرانسه مطرح شد، اما برخلاف چهره‌های دانشگاهی، او راه خود را به‌سوی سیاست، رسانه و لابی‌گری باز کرد. شبکهٔ گستردهٔ او در تلویزیون‌ها، روزنامه‌ها و محافل سیاسی اروپا، وی را به چهره‌ای تبدیل کرد که می‌تواند روایت‌های دلخواه خود را به‌عنوان «تحلیل روشنفکرانه» به افکار عمومی غرب تحمیل کند. او در بسیاری از بحران‌ها نقشی فراتر از یک نویسنده بازی کرده است: در بوسنی، میانجی‌گری رسانه‌ای کرد؛ در لیبیا نقشی شبه‌نظامی یافت؛ در سودان فعال سیاسی شد؛ و در کردستان عراق، مشاور غیررسمی شماری از گروه‌ها گردید. منتقدان فرانسوی او را «امپریالیست فرهنگی»، «مداخله‌گر حرفه‌ای» و «روشنفکر ساختگی» می‌نامند؛ زیرا تقریباً همیشه در سمت همان نیروهایی قرار می‌گیرد که مداخلهٔ نظامی غرب در کشورهای جهان سوم را توجیه می‌کنند. لوی پیوند نزدیکی با لابی‌های محافظه‌کار فرانسه و آمریکا و همچنین ساختارهای حامی اسرائیل دارد؛ پیوندی که جهت‌گیری‌های ژئوپولیتیک او را توضیح می‌دهد. ورود برنار لوی به افغانستان ونقشش در ساختن یک اسطورهٔ مصنوعی⚠️ لوی در دهۀ ۱۹۸۰ وارد افغانستان شد و با استفاده از ماشین رسانه‌ای فرانسه، تصویری کاملاً ساختگی از احمدشاه مسعود ایجاد کرد. در روایت او، مسعود یک «قهرمان آزادی» بود که برای دموکراسی می‌جنگید، درحالی‌که واقعیت میدانی مسعود چیز دیگری بود: نقش او در تصفیه‌های قومی در شمال، نقش او در ویرانی کابل، جنگ‌های خونین میان تنظیم‌ها، و توافق پنهانی او با ارتش سرخ. اما لوی با شبکهٔ رسانه‌ای خود، این واقعیت‌ها را حذف کرد و یک اسطورهٔ صادراتی ساخت. این اسطوره بعداً در غرب به‌عنوان «حقیقت تاریخی» پذیرفته شد و تا امروز نیز توسط رسانه‌ها بازتولید می‌شود. روابط لوی با اسرائیل و هم‌سویی روایت او با منافع غرب لوی یکی از روشنفکران مشهور فرانسوی است که حمایت بی‌قیدوشرط خود از اسرائیل را علنی اعلام کرده و در بسیاری از بحران‌های خاورمیانه از سیاست‌های غرب دفاع کرده است. بنابراین حمایت او از مسعود و سپس احمد مسعود هرگز اقدامی «انسان‌دوستانه» نبود؛ بلکه بخشی از همان سیاست همیشگی «ساختن بازیگران وابسته» برای تأمین منافع ژئوپولیتیک غرب. نتیجهٔ این حمایت‌ها برای افغانستان بسیار واضح بود: 1- تقویت مصنوعی پروژهٔ شخصی مسعود، 2- ادامهٔ جنگ داخلی، 3- شکاف‌های قومی و سیاسی و عقب‌ماندگی تاریخی افغانستان برنار لوی، پول، تبلیغات و نقش او در تداوم کشاکش‌های داخلی❗️ در یک ارزیابی تحلیلی، آشکار است که برنار–آنری لوی از دهۀ ۱۹۸۰ تا پایان دهۀ ۹۰ شبکه‌ای قدرتمند از پشتیبانی مالی، رسانه‌ای و سیاسی را در اروپا و آمریکا برای احمد شاه مسعود فعال کرد. این شبکه با تمرکز بر برجسته‌سازی چهرهٔ مسعود و مشروعیت‌بخشی به ساختار قدرت شورای نظار، عملاً به تقویت ماشین نظامی این گروه انجامید و باعث شد روند جنگ‌های داخلی طولانی‌تر، و ویرانی کابل عمیق‌تر گردد. کارزارهای تبلیغاتی لوی تصویری اسطوره‌ای و یک‌بعدی از مسعود ساخت؛ تصویری که در نتیجه، فضای سیاسی افغانستان را از امکان شکل‌گیری یک گفتمان ملی و فراگروهی دورتر کرد. در این چارچوب تحلیلی، روشن است که مسعود از این پشتیبانی‌ها برای ساخت دولت ملی یا نهادهای فراگیر بهره نبرد، بلکه آن را در مسیر تحکیم شبکهٔ نظامی–سیاسی خود، حذف رقبا و گسترش قدرت منسجم شورای نظار به‌کار گرفت. پس از مرگ او، همان دستگاه تبلیغاتی و همان الگوی چهره‌سازی تقریباً بدون وقفه به سوی احمد مسعود چرخید و با همان روایت‌سازی‌ها، او را به‌عنوان ادامه‌دهندهٔ مشروع خط پدر معرفی کرد. این انتقال سریع نشان می‌دهد که پشتیبانی لوی و شبکه‌های همسو، نه بر اساس یک پروژهٔ ملی، بلکه بر اساس استمرار یک ساخت قدرت مشخص عمل کرده‌اند؛ الگویی که آثار آن همچنان در ساختار سیاسی و رسانه‌ای افغانستان قابل مشاهده است. الگوی جهانی لوی: از کابل (Kabul) و کندوز (Kunduz) تا بنغازی(Benghazi) و طرابلس (Tripoli): نقشی که لوی در افغانستان برای مسعود ایجاد کرد، بعدها در لیبیا با قدرت بیشتر تکرار شد. او معمار رسانه‌ای حملۀ ناتو به لیبیا بود؛ حمله‌ای که با سقوط قذافی پایان نیافت، بلکه کشور را به میدان جنگ داخلی دائمی تبدیل کرد. در سودان نیز، روایت‌سازی‌های او زمینه‌ساز فشارهای خارجی شد. این الگو دقیقاً همان الگویی بود که افغانستان هم تجربه کرده بود: ساختن قهرمان‌های جعلی، تحریک رسانه‌ای، توجیه مداخلهٔ نظامی و نهایتاً فروپاشی کشور. ماشین رسانه‌ای شورای نظار و وارونگی حقیقت: پیوند شورای نظار با برنارلوی و دیگر رسانه‌های غربی پیامدهای بزرگی داشت: 1- پنهان‌سازی نقش مسعود در تخریب کابل و شمال 2- واژگون‌سازی روایت جنگ‌های داخلی 3- تطهیر چهرهٔ مسعود و ارائهٔ او به‌عنوان «قهرمان ملی» 4- و تبدیل حکمتیار به قصاب کابل این پروژهٔ روایت‌سازی پس از ۲۰۰۱ در فضای باز رسانه‌ای افغانستان ادامه یافت. مقایسه الگوی کابل با لیبیا🔄: تداوم یک مدل روایت‌سازی شده♟️ پیوند برنار–آنری لوی با ساختارهای قدرت محلی—چه در افغانستان دههٔ ۹۰و چه در لیبیا در ۲۰۱۱—نشان می‌دهد که او یک الگوی ثابت در روایت‌سازی جنگ‌ها دنبال کرده است؛ الگویی که بر ساده‌سازی، چهره‌سازی و مشروعیت‌بخشی سیاسی استوار است. ۱. کابل: از پیچیدگی جنگ تا روایت تک‌صدایی: در افغانستان، لوی و شبکه‌های همسو با شورای نظار، جنگ داخلی کابل را از یک بحران چندبُعدی به داستانی دوطرفه تبدیل کردند: مسعود به‌عنوان «قهرمان» و حکمتیار به‌عنوان «قصاب». این قالب، نقش شورای نظار در بخشی از تخریب‌ها را کمرنگ ساخت و پروژهٔ تطهیر سیاسی مسعود را تقویت کرد—روایتی که پس از ۲۰۰۱ نیز در رسانه‌های داخلی تداوم یافت و بعدها به احمد مسعود منتقل شد. ۲. لیبیا: تکرار همان فرمول در بنغازی و طرابلس: یک دهه بعد، لوی همان روش را در لیبیا به‌کار گرفت: حمایت تمام‌قد از یک جناح، تبدیل جنگ پیچیدهٔ داخلی به نبرد خیر و شر، و مشروعیت‌بخشی رسانه‌ای به مداخلهٔ خارجی. نتیجه، مانند کابل، نه صلح، بلکه بی‌ثباتی بیشتر بود. ۳. پیوند میان دو الگو🔍 در هر دو کشور، الگوی لوی شامل سه محور اصلی بود: - ساختن یک «قهرمان» واحد - شیطانی‌سازی رقبا - حذف روایت‌های دیگر و القای یک تصویر تک‌بعدی از جنگ این مدل، به‌جای کمک به فهم واقعیت، مسیر سیاست‌گذاری و افکار عمومی را در جهت مطلوب یک قطب خاص شکل داد. پس از ۲۰۰۱: نفوذ نظار و پنهان‌سازی شکست‌ها: با همکاری فهیم و شورای نظار با آمریکا، بیش از ۶۰٪ ساختار نظام پسابن در اختیار این جریان قرار گرفت. رسانه‌های وابسته به این شبکه، شکست‌های مدیریتی، فساد، و ناکارآمدی‌های عظیم این جریان را پنهان کردند و همهٔ بحران‌ها را به دولت‌های کرزی و غنی نسبت دادند. نقش برنار–آنری لوی در جانشین‌سازی احمد مسعود/ چهره‌ای صددرصد رسانه‌ای محض❗️ پس از مرگ احمدشاه مسعود، لوی بلافاصله پروژهٔ جانشینی را فعال کرد. او احمد مسعود را به فرانسه فراخواند، شبکهٔ لابی‌گری برایش تشکیل داد، رسانه‌ها را وادار کرد او را «وارث مقاومت» معرفی کنند، و عملاً او را در همان قالب ساختگی پدرش قالب‌ریزی کرد. چگونه لوی توانست احمد مسعود را به «چهره‌ای مصنوعی» تبدیل کند؟ ۱. ساخت تصویر وارث مشروع نه براساس توانایی، بلکه صرفاً براساس نام خانوادگی. ۲. ایجاد شبکهٔ حمایت در پاریس امروز احمد مسعود در حلقه‌هایی نفس می‌کشد که همان‌ها در لیبیا و سودان نقش مداخله‌گرانه داشتند. ۳. پوشش رسانه‌ای یک‌طرفه رسانه‌های فرانسه و بریتانیا او را «رهبر مقاومت» معرفی می‌کنند، در حالی‌که در افغانستان پایگاه واقعی ندارد. ۴. استفادهٔ ابزاری از اواحمد مسعود به ابزاری برای فشار غرب بر طالبان و منطقه تبدیل شده است، نه یک بازیگر سیاسی مستقل. وضعیت امروز احمد مسعود: ادامهٔ پروژهٔ رسانه‌ای پدر، بدون پایگاه واقعی❗️ احمد مسعود اکنون در فرانسه، به‌جای آن‌که برنامه‌ای عملی برای افغانستان ارائه کند: - در محافل اروپایی رفت‌وآمد می‌کند. - از حمایت مالی و رسانه‌ای شبکهٔ لوی بهره‌مند است پایگاه مردمی ندارد و بخش عمدهٔ مشروعیت سیاسی خود را از میراث پدرش و روایت‌های رسانه‌ای مرتبط و تحریف‌شده به دست می‌آورد و مرتباً این روایت‌ها را برای کسب مشروعیت شخصی تکرار می‌کند. در واقع، احمد مسعود نه یک رهبر مستقل و برنامه‌محور، بلکه ادامه‌دهندهٔ پروژه‌ای مصنوعی و رسانه‌ای است که پدرش آغاز کرد: پروژه‌ای وابسته، بی‌برنامه و متکی بر تصویرسازی و روایت‌سازی خارجی، نه بر مشارکت و بسیج واقعی مردم افغانستان. بخش عمدهٔ هویت سیاسی او بر روایت قهرمانانهٔ پدرش بنا شده و هیچ برنامه یا راهبرد عملی برای حل بحران‌های کشور ارائه نمی‌دهد. به عبارت دیگر، احمد مسعود بیش از آنکه بازیگر سیاسی فعال و تاثیرگذار باشد، نماد یک روایت تاریخی و رسانه‌ای تثبیت‌شده است؛ روایتی که با واقعیت پیچیده و بحران‌زدهٔ افغانستان تناسب ندارد و فاقد توانایی ایجاد تغییر عملی است. نتیجه‌گیری⚠️ پروژه‌های مصنوعی و روایت‌های کاذب خطر جدی و بزرگ برای افغانستان🔄 در چهار دههٔ گذشته، سرنوشت افغانستان بارها قربانی پروژه‌هایی شده که نه از دل مردم برخاسته‌اند و نه برای منافع ملی کشور شکل گرفته‌اند؛ بلکه محصول ائتلافی از فرماندهان جنگی داخلی و مهندسی رسانه‌ای غرب بوده‌اند. در این میان، احمدشاه مسعود و پس از او احمد مسعود نمونه‌های برجستهٔ چهره‌هایی‌اند که با تکیه بر حمایت سیاسی–رسانه‌ای خارجی ـ به‌ویژه از سوی برنار–آنری لوی ـ در جایگاه‌هایی فراتر از نقش واقعی خود قرار داده شدند. در دههٔ ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰، بخش عمدهٔ تأمین مالی جبههٔ مسعود بر کنترل معادن زمرد و لاجورد و مسیرهای تجارتی شمال‌شرق افغانستان استوار بود. این اقتصاد جنگ، به‌جای ساختن یک دولت ملی، برای گسترش قدرت شورای نظار و ادامهٔ جنگ‌های داخلی به‌کار گرفته شد. درست در همین زمان، برنار–آنری لوی – چهرهٔ مشهور مداخله‌گری در سیاست خارجی فرانسه – وارد میدان افغانستان شد. لوی در رسانه‌های اروپا، احمدشاه مسعود را نه به‌عنوان یک فرماندهٔ درگیر جنگ داخلی، بلکه به‌عنوان «چهرهٔ آزادی‌خواه» معرفی کرد و با نفوذ رسانه‌ای خود، طرحی برای تقدیس و قهرمان‌سازی او ساخت؛ طرحی که زمینهٔ جمع‌آوری پول، سلاح و شبکه‌های حمایتی را فراهم کرد و به تداوم جنگ کمک رساند. پس از مرگ مسعود، لوی دقیقاً همین الگوی چهره‌سازی مصنوعی را با شکل تازه‌ای متوجه احمد مسعود کرد. او با دعوت احمد مسعود به فرانسه، ساختن حلقه‌های رسانه‌ای و پیوند دادن او به محافل سیاسی اروپا، وی را به‌عنوان «وارث مقاومت» معرفی نمود؛ در حالی که احمد مسعود از نظر پایگاه اجتماعی، نقشهٔ سیاسی و توان میدانی تقریباً هیچ جایگاه واقعی در افغانستان ندارد. امروز احمد مسعود بیشتر یک پروژهٔ سیاسی فرانسوی است تا یک رهبر ملی؛ چهره‌ای ساخته‌شده در اتاق‌های فکر اروپایی، نه برخاسته از ارادهٔ مردم افغانستان. الگوی لوی در افغانستان بخشی از رفتار گسترده‌تر او در جهان است: از بالکان تا لیبیا و سودان، هرجا که ورود کرده، مسیر به سمت مداخلهٔ نظامی، فروپاشی دولت‌ها و بی‌ثباتی رفته است. همان‌گونه که دخالت او در لیبیا به سقوط قذافی و سپس تجزیه و آشوب منجر شد، حضور او در افغانستان نیز نه “حمایت از آزادی”، بلکه ساختن شبکه‌های نفوذ و هدایت چهره‌های سیاسی وابسته بوده است. احمدشاه مسعود نه یک قهرمان ملی، بلکه محصول یک پروژهٔ رسانه‌ای–سیاسی غربی بود. جنگ‌های داخلی و ویرانی کابل پیامد مستقیم همین سیستم حمایت، تبلیغات و روایت‌سازی بود. برنار–آنری لوی نه یک روشنفکر بی‌طرف، بلکه تئوریسین مداخله و قهرمان‌ساز حرفه‌ای است که از مسعود یک اسطورهٔ مصنوعی ساخت. احمد مسعود نیز ادامهٔ همین خط است؛ چهره‌ای که بدون پایگاه مردمی، در فرانسه نگهداری، حمایت و مدیریت می‌شود. مردم افغانستان باید بدانند❗️قهرمانانی که در رسانه‌های غربی ساخته می‌شوند، هرگز قهرمانان واقعی تاریخ ما نیستند❗️❗️❗️ زمان آن رسیده است که پرده از این نوع فریب کاری های بزرگ برداشته شود؛ فریبی که سال‌ها خون، ویرانی و عقب‌ماندگی برای افغانستان🖤❤️💚 به‌جا گذاشته است.💔

تریخ حقیقتونه/ حقایق تلخ

20,743 Aufrufe • vor 10 Monaten

آقای مولوی حسام عضو رهبری جبهه مقاومت: احمد مسعود یگانه رهبر مشروع مردمی و شرعی است، ذبیح الله مجاهد سخنگوی طالبان: امیر المومنین شیخ صاحب هبت الله آخوند زاده “حفظه الله” رهبر مردم افغانستان و امیر مسلمانان است، مردم مسلمان افغانستان و بخصوص ما تاجیکان در تاریخ معاصر خود رهبری داشتیم که رهبر جهاد، مقاومت و رئیس جمهور کشورمان بود، استاد برهان ‌الدین ربانی شهید به‌ عنوان یک مجاهد، سیاست‌ مدار و عالم برجسته، برای آزادی، عدالت،‌ وحدت ملی و صلح تلاش کرد و در همین راه جام شهادت نوشید. که پس از شهادت اش رهبری هم‌ تراز وی ظهور نکرد. مردم ما که امروز برای آزادی از چنگال استبداد، عدالت اجتماعی، برابری و ارزش‌ های اسلامی مبارزه میکنند نباید روش طالبان را در پیش بگیریم. آینده‌ی کشور و مردم ما باید بر اساس اراده‌ی مردم تعیین شود، نه به اساس دیکتاتوری، استبداد و تحمیل، برای تحقق این امر برای برگزاری یک انتخابات و رای پرسی شفاف و عادلانه تحت نظارت نهادهای بین‌المللی در کشور ضروری است تا بتوانیم آزادانه رئیس جمهور و زعیم آینده‌ی کشور و مردم خود را برگزیده و کشور خود را بسوی، پیشرفت، ترقی و تعالی سوق بدهیم. رهبر ما اندیشه و آرمان ماست ...

Kamran Badakhshani

20,449 Aufrufe • vor 1 Jahr

عزا نمی‌گیریم، طعنه نمیدهیم، مبارزه را ادامه می‌دهیم! چندین ماه است که قوماندان فاتح در کش‌وقوسِ جنگ و ستیز با جنوبی‌ها قرار دارد. در پنجمین سالگرد پیروزی‌شان، او آنان را شجاعانه در میدان‌های نبرد مسلحانه به چالش کشید و «قدرت و افتخار»شان را درهم شکست. یک غریب‌بچه‌ی دروازی، با حداقل امکانات، با یک قدرت جهنمی پنجه در پنجه افکند؛ چنان‌که در این پنج سال، هیچ حزب و گروهی نتوانست این گونه، جنوبی ها را به چالش بکشد. همه می‌دانند که منطقه و جهان با طالبان در تفاهم است و از هیچ جنگی حمایت نمی‌کند. نیز باید صراحتاً بگویم که این جنگ سرد نیست که تمام غرب با میلیاردها دلار و با تمام قدرت‌ از نیروهای ضد اتحاد شوروی حمایت می‌کرد. فاتح با حداقل امکانات و در جغرافیایی که در اختیار داشت، آنچه را می‌توانست انجام داد. فرماندهان، تنظیم‌ها و گروه‌های پنهان و آشکار، به‌جای این‌که از دروازها حمایت کنند و در سایر ولسوالی‌های بدخشان دست به جنگ و اقدام مسلحانه بزنند، از فاتح می‌خواستند ابتدا اعلام بیعت و تسلیمی به این جریان‌های مختلف کند؛ جریان‌هایی که در فکر بهره‌برداری شخصی یا گروهی از مردم بینوای دروازها بودند. می‌گفتند ابتدا تسلیم شود و بعد از آن، آنان فکر کنند که آیا از او حمایت کنند یا نکنند. من در تمام این مدت مستقیماً در جریان قضایای دروازها بودم و نیز از تجمعات برخی فعالان سیاسی افغانستانی در کشورهای منطقه اطلاع داشتم. چیزهایی را در این روزهای نبرد دروازها می‌دانم که لازم می‌دانم در فرصت مناسب، با همه‌ی همفکران و همرزمان، از طریق شبکه‌ی خودم در میان بگذارم. از تمام تاجیکان، به‌خصوص مردم بدخشان، خواهش می‌کنم با مردم دروازها و خانواده‌های داغدار جوانانی که در برابر مهاجمان جنوب سینه سپر کردند و به خاک افتادند، ابراز همبستگی کنند و آنان را به ادامه‌ی مبارزه تا پیروزی حمایت نمایند و قدر مبارزات‌شان را در برابر لشکر بی‌رحم، غاصب و تا دندان مسلح جنوب بدانند. همچنین از حسودان و اهل غرض که از دور دستی بر آتش دارند و فتنه‌گری نیز می‌کنند، می‌خواهم خاموش بمانند. طعنه و کنایه نزنند. جنگ با مهاجمان جنوب تنها وظیفه‌ی فاتح نبود، شما طعنه‌های جنوبی‌ها را شنیدید؛ آن طعنه‌ها تنها به فاتح برنمی‌خورد، بلکه به همه‌ی شمالی‌ها برمی‌خورد. من همه را به این سخن نلسون ماندیلای بزرگ متوجه می‌سازم: «در مبارزه گاهی شکست می‌خوریم و همیشه این امکان وجود دارد که شکست بخوریم؛ زیرا در برابر دشمن قدرتمند ایستاده‌ایم و مبارزه می‌کنیم. اما مهم این است که پس از هر شکست، با امید و ایمان قاطع به پیروزی، دوباره برخیزیم.» طعنه‌ی جنوبی‌‌ها را بشنوید.👇

Dr. Latif Pedram

48,010 Aufrufe • vor 1 Monat