正在加载视频...

视频加载失败

خاطره‌ای حماسی از #دکتر_احمدی‌_نژاد در یکی از جلسات شورای امنیت «من و زن و بچه‌ام از همین الان گروگان شما هستیم. این همان روحیه‌ای است که تاریخ هرگز فراموش نمی‌کند؛ روحیه مردی که وطن را نه با حرف، که با جان و خانواده و همه هستی‌شان فدا می‌کند. #وطن_دوستی...

15 条评论

Behzad Behzadi 的头像
Behzad Behzadi3 个月前

همین بود که سازمان بازرسی کشور را منحل کرد و هر کس هر غلطی خواست بکند و دزد بازار شروع شد و دکل نفت ۷۰۰ میلیونی گم شد و ۷۰۰ میلیارد درآمد نفتی معلوم نشد کجا رفت

Ardimanish 的头像
Ardimanish3 个月前

اون حماسهٔ این یابو که می‌گفت «تحریم یه مشت کاغذ پاره‌س» رو هم بذار! شما گوساله‌های عرزشی اونروزم براش کف و سوت می‌زدید!

S.Musavie🎒 的头像
S.Musavie🎒3 个月前

کاش همون طور مثل روزهایاولش انقلابی میموند

احمد شامپو 的头像
احمد شامپو3 个月前

این چاه هسته ای رو همین موجود نفرت انگیز کند برای مملکت. همین که با تقلب بالا اومد و یک ملت را ناامید و فراری از وطن کرد.

انورسادات ۳ 的头像
انورسادات ۳3 个月前

حروملقمه دروغگو کل ایرانو به باد داد

rminan 的头像
rminan3 个月前

هرچه بدبختي هست توئه ایم ملکت زیر سر همین کصکشششه

Saeed Sarabadani 🇮🇷 的头像
Saeed Sarabadani 🇮🇷3 个月前

همین اقا محموتی دوران انتخابات با کمک بچه مذهبیا اومد بالا چرااااا ؟ امام حسین نباید فراموش بشه چطوری !؟ بن خرید از شهرداری برید بگیرید برنج ، روغن و … بگیرید هیئت ، موکب بزنید و … خیانت بزرگیم که کرد دلار و انگولک کرد همین اقا محموتی بود تا قبل این کسی نمیدونسته تورم دلار چیه !

استاد اسدی 的头像
استاد اسدی3 个月前

کیر تو روح امواتت علی اقا

hassan maddahi 的头像
hassan maddahi3 个月前

بی ناموس مگه تو نبودی میگفتی تحریم نمنه دی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اذان‌گو | سید 的头像
اذان‌گو | سید3 个月前

حیف که برای جبهه انقلاب نموند حیف. در دام فتنه ها دفن شد.

سامان (Prince Of Persia) 的头像
سامان (Prince Of Persia)3 个月前

ای مردک لجن. آخر هم مشخص شد که مزدور اسرائیل هستی..

🎌 تاجیمورای راستگو🎌 的头像
🎌 تاجیمورای راستگو🎌3 个月前

خودش نیست خایه مالاش همشون هستن این ایران چیه که مردمش حتی خایه یک بی خایه ی فراری رو به امید گوزی که تو سفره شون بندازه میمالن ایرانی حقیرترین پدیده ی تاریخ ه

🇮🇷🇦🇺 👑شاهرخ👑 的头像
🇮🇷🇦🇺 👑شاهرخ👑3 个月前

مردک پوپولیست کلاش

Ghandill 的头像
Ghandill3 个月前

بیشرف تر و بیسواد تر از توی عنتر خودتی

Farah 的头像
Farah3 个月前

مردیکه کثافت بی پدر و بی ناموس

相关视频

یکی از عجیب‌ترین «دستاوردهای» خانم دکتر قلابی شیرین سعیدی این بود که با فحاشی‌ها، تهدیدهای مستقیم علیه من و AAIRIA ، و حتی حرف زدن از «رقصیدن بر سر مزار برادر اعدام‌شده‌ام»، کاری را کرد که تا همین چند روز پیش غیرممکن به نظر می‌رسید: بخش‌های مختلف اپوزیسیون را علیه خودش متحد کرد. امروز از راست تا چپ اپوزیسیون، از جمهوری‌خواه تا سلطنت‌طلب، علیه رفتار و تهدیدهای او موضع گرفته‌اند. حتی افرادی که سال‌هاست با من اختلاف سیاسی دارند، بعضی از آنها من را بلاک کرده‌اند یا من آنها را، حالا کمپین‌هایی علیه سعیدی راه انداخته‌اند، درباره تهدیدهایش اطلاع‌رسانی می‌کنند و حتی تلاش می‌کنند راه‌های جمع‌آوری پول و حمایت مالی از او را مورد بررسی و اعتراض قرار دهند. این شاید تنها «معجزه» این خانم باشد: یادآوری این نکته که با همه اختلاف‌های عمیق سیاسی‌مان، وقتی جان و امنیت یکی از فعالان مورد تهدید قرار می‌گیرد، هنوز می‌توانیم کنار هم بایستیم. اختلاف سیاسی سر جای خودش؛ اما تهدید، ارعاب و خشونت خط قرمز ما است. و شاید همین هم مهم‌ترین پیام برای لابی‌ها و مدافعان جمهوری اسلامی باشد: ما می‌توانیم با هم اختلاف داشته باشیم، اما وقتی یکی از ما تهدید شود، بقیه ساکت نمی‌مانند. از همه دوستان و عزیزانی که در این چند روز، چه با پیام‌های خصوصی و چه با حمایت‌های عمومی و محبت‌آمیزشان، در کنار من بودند و با من ابراز همدردی کردند، از صمیم قلب سپاسگزارم. محبت، همراهی و حمایت شما برای من بسیار ارزشمند است و بار دیگر نشان داد که با وجود همه اختلاف‌نظرها، هنوز می‌توانیم در برابر تهدید و ارعاب کنار یکدیگر بایستیم. از همگی شما ممنونم. به امید آزادی ایران و پیروزی مردم ایران. #FireSaeidi #StopIRILobby

Lawdan Bazargan

40,664 次观看 • 29 天前

این دخترک را خاطرتان هست؟ برای من، او تجسم طبقه متوسط است؛ مترف، خودمتشکر، پرافاده، کتاب‌خوان و ادایی. دموکراسی می‌خواهند و دموکراسی را در صندوق رأی می‌بینند، حال مهم نیست که آن صندوق برای انتخاب رنگ طنابشان باشد یا قاتلشان. این قشر همیشه در دنیای ایده‌آل خود زندگی می‌کند؛ دنیایی که در آن آخوند «قابل اصلاح» است و شاه «دیکتاتور». دنیایی که در آن اگر بتوانند رنگ کاندوم متجاوز خود را انتخاب کنند، به دموکراسی‌اش می‌بالند. دنیایی که در آن اگر کسی بخواهد متجاوز را از رویشان بلند کند، اولین پرسششان این است که «چه تضمینی هست که خودت به ما تجاوز نکنی؟» این قشر مترف، از درد و رنجی که ملت می‌کشد غافل است. زمانی که محسن محمدپورها از فرط نداری طغیان می‌کنند، دغدغه‌اش تعطیل شدن کافه محبوبش است؛ همان کافه‌ای که با دوستان انتلکت خود در آن می‌نشینند و از رویاهایشان برای انتخاب رنگ کاندوم مناسب در دموکراسی مطلوب‌شان حرف می‌زنند. همین قشر، همیشه در بزنگاه‌های تاریخی، جایی که حتی این‌ها هم دیگر نمی‌توانند بی‌تفاوت باشند با سانتیمانتالیسم به نجات آخوند آمده‌اند. با بدن‌نمایی، با گیس بریدن، با سیگار روشن کردن با عکس خامنه‌ای، با دعوت به گل دادن به آخوند، با ایتیحاد با هر کس و ناکسی، با مخالفت با حمله نظامی و… این قشر هرگز قرار نیست با ما همراه شوند، چرا که تاریخ را نه در خیابان، که در کافه‌ها خوانده‌اند و بن‌مایه فکری‌شان حفظ حباب امن خودشان است. آن‌ها از دیکتاتوری نمی‌ترسند؛ از به‌هم‌خوردن نظم دلخواه‌شان می‌ترسند. برایشان «آخوند قابل اصلاح» همیشه بهتر از «انقلابی فحاش» است. و درست به همین دلیل، باید از این قشر گذشت؛ انقلاب هرگز با کسانی که ساحل امنشان را بر دل به دریای طوفانی زدن ترجیح می‌دهند، پیروز نمی‌شود.
2:20

Sensitive content

این دخترک را خاطرتان هست؟ برای من، او تجسم طبقه متوسط است؛ مترف، خودمتشکر، پرافاده، کتاب‌خوان و ادایی. دموکراسی می‌خواهند و دموکراسی را در صندوق رأی می‌بینند، حال مهم نیست که آن صندوق برای انتخاب رنگ طنابشان باشد یا قاتلشان. این قشر همیشه در دنیای ایده‌آل خود زندگی می‌کند؛ دنیایی که در آن آخوند «قابل اصلاح» است و شاه «دیکتاتور». دنیایی که در آن اگر بتوانند رنگ کاندوم متجاوز خود را انتخاب کنند، به دموکراسی‌اش می‌بالند. دنیایی که در آن اگر کسی بخواهد متجاوز را از رویشان بلند کند، اولین پرسششان این است که «چه تضمینی هست که خودت به ما تجاوز نکنی؟» این قشر مترف، از درد و رنجی که ملت می‌کشد غافل است. زمانی که محسن محمدپورها از فرط نداری طغیان می‌کنند، دغدغه‌اش تعطیل شدن کافه محبوبش است؛ همان کافه‌ای که با دوستان انتلکت خود در آن می‌نشینند و از رویاهایشان برای انتخاب رنگ کاندوم مناسب در دموکراسی مطلوب‌شان حرف می‌زنند. همین قشر، همیشه در بزنگاه‌های تاریخی، جایی که حتی این‌ها هم دیگر نمی‌توانند بی‌تفاوت باشند با سانتیمانتالیسم به نجات آخوند آمده‌اند. با بدن‌نمایی، با گیس بریدن، با سیگار روشن کردن با عکس خامنه‌ای، با دعوت به گل دادن به آخوند، با ایتیحاد با هر کس و ناکسی، با مخالفت با حمله نظامی و… این قشر هرگز قرار نیست با ما همراه شوند، چرا که تاریخ را نه در خیابان، که در کافه‌ها خوانده‌اند و بن‌مایه فکری‌شان حفظ حباب امن خودشان است. آن‌ها از دیکتاتوری نمی‌ترسند؛ از به‌هم‌خوردن نظم دلخواه‌شان می‌ترسند. برایشان «آخوند قابل اصلاح» همیشه بهتر از «انقلابی فحاش» است. و درست به همین دلیل، باید از این قشر گذشت؛ انقلاب هرگز با کسانی که ساحل امنشان را بر دل به دریای طوفانی زدن ترجیح می‌دهند، پیروز نمی‌شود.

Persian God

254,434 次观看 • 7 个月前

در یک تماس تکان‌دهنده، زنی شجاع با شماره یکی از ت‌روریست‌های حکومتی که در سرکوب و دستگیری پارتیزان #مجیدرضا_رهنورد در جریان انقلاب مهسا نقش داشت، صحبت کرد. این ت‌روریست که به‌وضوح از دستگیری‌های وحشیانه و سرکوب مردم بی‌دفاع در آن دوران حمایتمی‌کرد و سعی داشت با لحن تمسخر این زن شجاع را مسخره کند. زن شجاع و مبارز با شجاعت و صلابت پاسخ داد که مشخصات او و دیگر مزدوران حکومتی به‌راحتی از طریق خود حکومت در دسترس قرار گرفته و این نشان از فرار قریب‌الوقوع آنها دارد. او با قدرت به این ت‌روریست گفت: «امیدوارم گردنت بشکند، بسیار مواظب باش، چون در مقابل تو یک ایران ایستاده است.» این زن سپس با غرور و درایت افزود: «ما یک ایران هستیم، ما ۸۰ میلیونیم!» و در حالی که ت‌روریست حکومتی با لحن تمسخرآمیزی پاسخ می‌داد، او به‌وضوح نشان داد که روحیه ملت ایران هرگز از دشمنان درونی و بیرونی نخواهد شکست. این اتفاق بازتابی از اراده آهنین مردم ایران است که حتی در برابر ت‌روریست‌ها و دیکتاتورهای حکومتی نیز ایستادگی خواهند کرد و در کنار هم، برای آینده‌ای آزاد و مستقل خواهند جنگید. #Nictv24

NICTV24

113,183 次观看 • 1 年前

وزیر طالبان: داکتران مرد برای زنان «محرم» هستند در حالی که طالبان زنان را از آموزش‌های پزشکی منع کرده‌اند، حمدالله نعمانی، وزیر مخابرات طالبان، در نشستی با پزشکان در کابل گفته که پزشکان مرد برای بیماران زن «محرم» محسوب می‌شوند و اجازه دارند بخش‌هایی از بدن بیمار را که برای دیگران نامحرم است، معاینه کنند. او در این نشست گفته است: «من که وزیر هستم، در این شهر اجازه دیدن روی یک زن را ندارم. اما برای شما (پزشکان) این صلاحیت داده شده که وقتی زن روی میز عملیات شما است، همه محاسن او در برابر شما قرار دارد و تا این حد به شما اختیار داده شده که لباس او را نیز خارج کنید.» این گفته‌ها در حالی است که طالبان زنان را از رفتن به مکتب و دانشگاه و فراگیری آموزش‌های پزشکی منع کرده‌اند. نهادهای جهانی گفته‌اند این محدودیت طالبان نظام پزشکی افغانستان را با بحران تازه روبه‌رو خواهد ساخت. محدودیت‌های طالبان در حالی اعمال شده‌اند که افغانستان پیش از این نیز با کمبود پزشکان زن و کارمندان صحی زن، به‌ویژه در روستاها، روبه‌رو بوده است.

Amu TV

13,342 次观看 • 7 个月前

‍ ✔️در سوگ بهرام ✍🏻سهند ایرانمهر درگذشت #بهرام_بیضایی ، آن‌هم در روز تولدش، فقط پایان زندگی یک فرد نیست؛ اتفاقی معنادار است که گویی پایان یک دوره فکری در فرهنگ ما را یادآوری می‌کند.گویی حلقه‌ای از یک سنت فکری در فرهنگ ایران، بسته شد. سنتی که در آن هنر شیوه‌ای برای اندیشیدن بود؛ و سینما و تئاتر فقط صحنه نمایش نبود که میدان داوری تاریخ بود. بیضایی را غالباً «کارگردان» می‌نامند، اما این نام‌گذاری، اگرچه درست، به‌شدت نارساست. از نظر من، او پیش و بیش از آنکه کارگردان باشد، ادیب بود؛ و پیش از آن، جامعه‌شناسی تاریخ‌خوان که به سازوکار قدرت، خشونت، حذف و روایت حساس بود. سینما و تئاتر برای او رسانه بودند، نه هویت. هویت او اما در نسبتش با زبان و تاریخ شکل می‌گرفت. شاخصه اصلی آثار بیضایی نه تکنیک سینمایی است و نه صرف رجوع به اسطوره؛ بلکه نحوه صورت‌بندی معنا از طریق زبان است. دیالوگ‌های او بیش از آنکه حامل اطلاعات باشند، حامل تاریخ‌اند. واژه‌های گزیده او تصادفی نبودند و جایی از ادبیات که نقطه کانونی توجه او‌ بود، پیش از او چنین رصد نشده بود، این همان‌جاست که تفاوت «دانستن ادبیات» با «ادیب بودن» آشکار می‌شود. بیضایی ادبیات را نمی‌شناخت؛ در آن سکونت داشت. نثر او نثری سخت‌جان است. نه لغزنده است، نه رها، نه سهل‌الوصول و نه متظاهرانه. جمله‌ها وزن دارند، مکث دارند، ایستادگی دارند. این استحکام زبانی، نتیجه ذوق شاعرانه صرف نیست؛ محصول انضباط فکری است. بیضایی به کلمه اعتماد نمی‌کرد مگر آنکه آزموده شده باشد. به همین دلیل زبان در آثارش نه ابزار تزئین، که میدان کشمکش معناست. از این منظر، او بیش از آنکه فیلم بسازد، متن تولید می‌کرد؛ متنی که مستقل از تصویر، قابلیت خوانده‌شدن دارد. ذهن را تکان می‌دهد و خودش تصویر است. این خصیصه در تاریخ سینمای ایران نادر است. بسیاری تصویر می‌سازند و بعد به‌دنبال معنا می‌گردند؛ بیضایی معنا را می‌ساخت و تصویر را در خدمت آن می‌گرفت. به همین دلیل است که آثارش کهنه نمی‌شوند؛ زیرا به زمانه‌ای خاص پاسخ نمی‌دهند، بلکه به مسئله‌ای تکرارشونده در تاریخ ایران نظیر مسئله روایت، قدرت و حقیقت می‌پردازند. نگاه او به تاریخ، نگاه ستایش‌گرانه یا نوستالژیک نبود. تاریخ در جهان بیضایی میدان افتخار نیست میدان اتهام است. او تاریخ را می‌کاود تا نشان دهد چگونه قربانیان خاموش می‌شوند و چگونه روایت رسمی جای حقیقت را می‌گیرد. در «مرگ یزدگرد»، در «چریکه تارا»، و حتی سایه‌بازی «جانا و بلادور»، تاریخ نه پشت سر ما، که در کنج فراموش شده درون ما به عنوان یک ایرانی است. همین نگاه است که او را به جامعه‌شناسی تاریخ نزدیک می‌کند، بی‌آنکه به زبان آکادمیک پناه ببرد. بیضایی نظریه نمی‌نوشت، ام با صحنه و دیالوگ نظریه می‌ساخت. بیضایی متواضعانه می‌گذاشت تا مدعیان خوانش غلط خود را از تاریخ و ادبیات بخوانند آنگاه در زمانش به دقت نشان می‌داد که از فردوسی تا زن و از قدرت تا ادبیات چگونه به نام نظریه به مسلخ ایدئولوژی و خوانشی وارونه رفتند. اندوهِ فقدان بیضایی، از دست‌دادن یک فیلمساز نیست؛ از دست‌دادن الگویی از اندیشیدن سخت‌گیرانه در فرهنگ ایرانی است. الگویی که زبان را جدی می‌گرفت، تاریخ را ساده نمی‌کرد و مخاطب را تحقیر نمی‌نمود و از همه مهم‌تر در این راه نه وقعی به قدرت می‌گذاشت و نه مجیز مردم را می‌گفت او‌ به جوهره هرچیز کار داشت نه مزاج و مذاق زمانه و خلق آن. او از ما تماشاگر نمی‌خواست؛ شریک فکری می‌خواست و شاید به همین دلیل است که با رفتن او، حس می‌کنیم چیزی بیش از یک فرد از دست رفته است. آنچه رفت بیضایی نبود، امکان پیوند میان ادبیات، تاریخ و هنر با سلیقه و آرایه بی‌نظیر بیضایی بود، پیوندی که او یکی از آخرین حاملان جدی آن بود.

سهند ایرانمهر

28,129 次观看 • 9 个月前

در برنامه «سمتِ نو ِ» تلویزیون «منوتو» گفتاری داشتم در اینکه چرا نباید در انتخابات ج.ا شرکت کرد. این نمایش‌ها برای جمهوری اسلامی، مانند مناسکی بلاگردان است. چیزی از گونه بیعت با خلیفه! همه کاری می‌کند و از هر دست حیله و نیرنگی که می‌داند و می‌شناسد بکار می‌گیرد که مردم پای صندوق بروند. استادکارِ این ترفندها هم خود اصلاح‌طلبان هستند و می‌دانند پیش از هر گامی باید امیدی که در مردم برای بازگشت به پادشاهی شکوفا شده پژمرده کنند. همین امید بود که مرگ اصلاحات را فریاد زد. بی‌دلیل نیست که این روزها کسانی که پیشینه همکاری و دوستی با هاشمی رفسنجانی و تیم‌اش را دارند یا زمانی در جبهه اصلاحات از گرم کنندگان تنور انتخابات بوده‌اند؛ چونان سوته‌دلانِ جهادی و دل‌سوخته از دستِ پادشاهی‌خواهان، با تمام تاب و توش و توان در تاختن به پادشاهی آستین بالا زده‌اند که مردم را از امکان پیروزی و بازگشت پادشاهی ناامید کنند. به کار فراخوانده شده‌اند که به پادشاهی‌خواهان برچسب همکاری با سپاه بزنند که همان دوگانه پیشین درست شود و البته سیاهی و شرم همکاری با تروریست‌ها و تجزیه‌طلبان و لوی را بپوشانند.

حجت کلاشی

29,551 次观看 • 2 年前

هم‌میهنان عزیزم، ملت بزرگ ایران، به همه شما که در این ۱۰۰ روز برای آزادی و بازپس‌گیری ایران ایستادید؛ با فداکاری در برابر گلوله‌ها سینه سپر کردید و در ۴۰ روز گذشته خطر بمباران را به جان خریدید، درود می‌فرستم. می‌دانم خبر آتش‌بس دوهفته‌ای میان جمهوری اسلامی با آمریکا و اسرائیل، بسیاری از شما را دلسرد کرده است. اما امروز، نه زمان ناامیدی، که زمان باور بیشتر به پیروزی است. آنچه در این ۴۰ روز رخ داد، دقیقاً در مسیر همان مطالباتی است که ملت ایران از جامعه جهانی خواست و بعد از جان‌فشانی در خیابان‌های ایران، در تظاهرات روز جهانی اقدام در ۱۴ فوریه (۲۵ بهمن) نیز فریاد زد. ضرباتی که در تنها ۴۰ روز بر پیکر جمهوری اسلامی وارد شد، بی‌سابقه بوده، و برای این رژیم جبران‌ناپذیر است. حذف علی خامنه‌ای، قاتل ده‌ها هزار ایرانی شجاع، به‌تنهایی دستاوردی تاریخی برای ملت ماست. حال آنکه، به جز او، ده‌ها تن از فرماندهان و عاملان اصلی سرکوب در سپاه و بسیج و دستگاه‌های اطلاعاتی رژیم نیز از میان برداشته شدند. هزاران نیروی سرکوب به هلاکت رسیدند. ساختار فرماندهی و کنترل سرکوب، فلج شده و فرو پاشیده است. زیرساخت‌های نظامی‌، که نه برای دفاع از ایران، بلکه برای صدور تروریسم و بی‌ثباتی ساخته شده بودند، نابود شده‌اند. منابع مالی رژیم برای سرکوب در داخل و تروریسم در خارج، به‌شدت کاهش یافته است. جمهوری اسلامی امروز در منطقه و جهان از همیشه منزوی‌تر و منفورتر است. آنچه برای این رژیم باقی مانده، تکیه بر مزدوران بیگانه و اقلیتی خون‌ریز و خون‌شوی است که منافع‌شان در بقای این رژیم است؛ رژیمی که در میدان واقعیت شکستی سخت خورده، اما با قطع اینترنت به ۹۰ میلیون ایرانی، و از طریق ماشین دروغ‌پردازی‌اش، هنوز ژست پیروزی می‌گیرد و رجز می‌خواند. آنها که مدعی بودند هرگز تن به آتش‌بس نمی‌دهند، امروز هم رهبر و فرماندهان‌شان را از دست داده‌اند، هم جنگ را باخته‌اند، هم آتش‌بس را پذیرفته‌اند، و هم به میز مذاکره برای تسلیم کامل کشانده شده‌اند. ما اما از آغاز می‌دانستیم که جمهوری اسلامی تنها با حذف فرماندهی و تضعیف دستگاه سرکوب از طریق حملات هوایی، سقوط نمی‌کند. از همین رو بود که در تمام پیام‌هایم به شما تاکید کردم که این ما ملت ایران هستیم که باید ضربه نهایی را به رژیم ضعیف‌شده وارد و آن را سرنگون کنیم. می‌خواهم بدانید که من وضعیت شما در ایران را بسیار دقیق زیر نظر دارم. می‌دانم که جمهوری اسلامی بسیار تضعیف شده اما هنوز توانایی سرکوب آن به طور کامل از بین نرفته است. همه هدف من این است که اقدام نهایی برای سرنگون کردن جمهوری اسلامی با کمترین هزینه جانی باشد. جان تک‌تک شما برای من ارزشمند است. پس، از شما می‌خواهم که شکیبا باشید، از خودتان محافظت کنید، و با باور به پیروزی و آمادگی کامل، در انتظار لحظه تعیین‌کننده بمانید. در این فاصله، من و همه هم‌میهنان‌مان در خارج از کشور با تمام توان، خواست شما را که پایان دادن به جمهوری اسلامی است، فریاد خواهیم زد. ایمان داشته باشید که هیچ نیرویی در جهان توان ایستادن در برابر قدرت یک ملت متحد را ندارد. جمهوری اسلامی این بار، راه گریز، و بختی برای بقا ندارد؛ و به دستان پرقدرت شما ملت بزرگ ایران سرنگون خواهد شد. پاینده ایران، رضا پهلوی

Reza Pahlavi

2,017,455 次观看 • 5 个月前

خبرنگار انگلیسی؛ من یک سؤال شخصی دارم. از آن‌جایی که می‌بینیم شما با کمک گروه لابی «Europe-Israel Press Association» اینجا حضور دارید، دولت اسرائیل از به‌دست گرفتن قدرت توسط شما در ایران حمایت می‌کند، و همین دولت همان دولتی است که به‌همراه ایالات متحده جنگی تهاجمی علیه کشور شما آغاز کرده است. بسیاری از مردم در سراسر جهان فکر می‌کنند که شما یک عامل اسرائیل هستید. آیا چنین است؟ شاهزاده رضا پهلوی: البته که نه. اما من دوستِ اسرائیل و یهودیان هستم، و توضیح می‌دهم چرا. زیرا به‌عنوان یکی از نوادگان کوروش بزرگ، ما به این افتخار می‌کنیم که یکی از پایه‌های اساسی حقوق بشر به زمان او بازمی‌گردد؛ زمانی که کوروش بزرگ از طریق منشور خود که در سراسر جهان به نمایش گذاشته شده و در میان ملت‌ها و حتی در سازمان ملل به آن اشاره می‌شود. اصول آزادی را بنیان گذاشت، وقتی که بردگان یهودی را در بابل آزاد کرد و به آن‌ها کمک کرد معابدشان را در اورشلیم بازسازی کنند. ایرانیان و یهودیان در واقع رابطه‌ای تاریخی و حتی کتاب‌مقدسی دارند؛ در حقیقت تنها دو کشوری هستند که در تاریخ معاصر می‌توانند چنین ادعایی داشته باشند. ایران همچنین تنها کشوری در خاورمیانه بود که به یهودیانی که از هیتلر و رژیم او می‌گریختند پناه داد و در ایران به آن‌ها پناهندگی داده شد. این بخشی از تاریخ ماست، بخشی از سنت ما در پناه دادن به افراد تحت آزار و تعقیب است. یهودیان در ایران آزاد بودند تا پیش از انقلاب آزادانه آیین و مناسک دینی خود را برگزار کنند. و برای بازگرداندن حقوق خود و حقوق پیروان هر دین دیگری در ایران تلاش کنند؛ زیرا یکی از ارکان بنیادین حقوق بشر باید حفاظت از آزادی مذهبی مردم باشد. این موضعی است که من از آن حمایت میکنم و برای پیگیری آن نیاز به نمایندگی یا ماموریت از سوی هیچکس ندارم؛ من نماینده مردم خود هستم.

History In Pics

59,591 次观看 • 1 个月前

این دیگر نه «اظهارنظر سیاسی» است، نه «هیجان انقلابی»، نه حتی حماقت فردی. این تهدید علنی به حذف فیزیکی منتقدان است؛ با نام، با ویدیو، با هشتگ. این‌که یک آدم ابله با بیش از ۲۰۰ هزار دنبال‌کننده در اینستاگرام، رسماً وعده‌ی «پاک‌سازی منتقدان در یک هفته پس از براندازی» می‌دهد، فقط شرم‌آور نیست؛ خطرناک است. و نه، مسئله فقط یک فرد نیست. مسئله این است که این زبان از کجا مشروعیت گرفته و در کدام فضا رشد کرده است. این گفتمان، مستقیم یا غیرمستقیم، از دل پروژه‌ای بیرون آمده که نامش رضا پهلوی است؛ از حلقه‌ی اطراف او، از چهره‌های حقیقی و حقوقی‌ای که سال‌هاست حذف، تهدید، تخریب و برچسب‌زنی را عادی کرده‌اند، از کسانی که سکوت می‌کنند، توجیه می‌کنند، یا بدتر از آن، تشویق می‌کنند، از جمله نزدیک‌ترین افراد به او، حتی همسرش، که این فضا و این رفتار را بازتولید می‌کنند. بعضی می‌گویند: «شاید این فرد عامل جمهوری اسلامی باشد.» فرض کنیم باشد. سؤال ساده است: چرا چنین ادبیاتی در دل جریان پهلوی رشد می‌کند؟ چرا بازنشر می‌شود؟ چرا حمایت می‌شود؟ چرا هیچ خط قرمزی وجود ندارد؟ تهدید به قتل، وعده‌ی حذف فیزیکی، دعوت به بستن کشور و کشتار منتقدان نه «نظر» است، نه «سلیقه». این جرم است. جرمی که می‌تواند و باید به‌طور قانونی با آن برخورد شود نه برای انتقام، بلکه برای جلوگیری از تکرار این منطق مرگبار. جمهوری اسلامی چگونه ماند؟ با همین منطق: «ما حق داریم حذف کنیم، چون حق با ماست.» امروز همان منطق دارد بازتولید می‌شود؛ این بار نه با عمامه، بلکه با نوستالژی، با تاجی خیالی، و با فاشیسمی که اسم خودش را «نجات ایران» گذاشته است. اگر آینده‌ای که شما وعده می‌دهید با تهدید، حذف و کشتار منتقدان شروع می‌شود، آن آینده ویران‌تر از امروز است. خطاب به شما و امثال شما: شما هنوز نفهمیده‌اید با چه نسلی طرفید. نسلی که با جمهوری اسلامی جنگیده، زندان رفته، تبعید شده، هزینه داده، از تهدید شما نمی‌ترسد. و خطاب به جامعه: اگر امروز در برابر این زبان سکوت کنیم، فردا دیگر دیر است. و در پایان، فراتر از هر اختلاف سیاسی، فراتر از هر مرزبندی فکری، من بی‌قید و شرط کنار آن شش نفر می‌ایستم. نه چون با آن‌ها هم‌نظر هستم، بلکه چون در برابر فاشیسم، بی‌طرفی وجود ندارد. دفاع از حق آن‌ها برای سخن گفتن، دفاع از جان آن‌ها، دفاع از کرامت انسانی آن‌ها برای من خط قرمز مطلق است. اگر قرار باشد آینده‌ای ساخته شود که در آن منتقد را تهدید می‌کنند، آن آینده را همین‌جا، همین امروز، باید متوقف کرد. من کنار شما هستم، در برابر تهدید، در برابر حذف، در برابر فاشیسم. #زن_زندگی_آزادی Nik Kowsar Kambiz Ghafouri Ali Javanmardi

Shahin Modarres

53,710 次观看 • 8 个月前