Loading video...

Video Failed to Load

Go Home

خب یه سورپرایز دارم! این سالن وزارت اطلاعاته. کل سالن بازداشتی‌های واجا هستند و استاد معارف واجا هم Amir Fakhravar هستند! نفر اول که مارک کردم، سعید امامی بازجو-شکنجه‌گر معروف رژیم و نفر دوم که مارک کردم، امید دانا است! خلاصه پاتون رو از گلیم‌تون درازتر نکنید! #ساواک #KingRezaPahlavi

161,908 views • 1 year ago •via X (Twitter)

10 Comments

Mehran's profile picture
Mehran1 year ago

@Fakhravar اااا! سایقلی‌های سطلی سپاهی دوباره از لونه‌هاتون ریختید بیرون با مزخرفات تکراری؟ ی چی جدید بگید لااقل

Farhad👑🎗️'s profile picture
Farhad👑🎗️1 year ago

@Fakhravar از اول کصشعر سرهم میکرده چاقال رو مواده :))

RASTiN's profile picture
RASTiN1 year ago

@Fakhravar جیمز اسکل 😂 دیگه مردم نادون نیستن که هنوز با همون کسشرای تکراری بخاین گول‌شون بزنین. این ویدیو رو خود امیر فخرآور ۱۱ سال پیش منتشر کرده و بعد از سال‌ها شما برداشتین و در قالب توهمات خودتون منتشرش میکنین. خاک بر سرتون

🇰‌🇴‌🇴‌🇭‌🇾‌🇦‌🇷‌'s profile picture
🇰‌🇴‌🇴‌🇭‌🇾‌🇦‌🇷‌1 year ago

@Fakhravar

Mehran Ahmadi's profile picture
Mehran Ahmadi1 year ago

@Fakhravar یکی وایتکس برسونه من چشامو بشورم! البته بعید میدونم وایتکس هم بتونه بشوره ببره…

Irana Harrison's profile picture
Irana Harrison1 year ago

@Fakhravar اميد دانا كه ١٨٠ درجه جرخش كرد حداقل عاقله و ميدونه كت تن كيه . يكم ديگه بگذره ديگه ميكه اعليحضرت پهلوى . صبر كن ببين چون ميبينه با موج پهلوى كه راه افتاده نميتونه مبارزه كنه. #KingRezaPahlavi

Elaa's profile picture
Elaa1 year ago

@Fakhravar بودجه و ساپورت بایدن و لازم داره. نه؟

Aras's profile picture
Aras1 year ago

@Fakhravar هرچقد میخواین میتونین احمق باشید و ناجوانمرد ، این کلیپ کاملش در یوتیوب هست ، اتفاقا اینجا در جمع دانشجویان شیراز داره تز انقلاب میده ... فخرآور پاکترین شریف ترین شجاع ترین تاثیرگذارترین و باهوشترین فرد اپوزوسیونه ... البته مشخصه از چی دردتون میاد ، اره فرح کودتا کرد بر علیه شاه

Iranbanoo's profile picture
Iranbanoo1 year ago

@Fakhravar اون موقع که صادر شدن نمیدونستن که یه روز راحت میشه به اطلاعاتشون دسترسی پیدا کرد #KingRezaPahlavi

👑شرقی اما نه غمگین👑's profile picture
👑شرقی اما نه غمگین👑1 year ago

@Fakhravar یک کمی دقیقتر بگردید عرفان قانعی فرم پیدا میکنید

Related Videos

خیلی دلم گرفته وقتی می‌بینم تنهایی ماه‌ها این همه تلاش کردم، وقت و هزینه صرف محصول کردم و بعد خواستم درخواست تبلیغات در صفحات مجازی بدم ولی اونقدر قیمت‌ها و شرایط عجیب برای تبلیغ بهت می‌گن که عملا نمی‌تونی تبلیغی نشون بدی! هرچی هم توضیح می‌دی که من شرکت بزرگی نیستم که بودجه تبلیغات داشته باشه و اینکه اگر تبلیغات نتیجه مثبتی داشته باشه مجددا تبلیغ خواهم داد ولی خب..‌‌. درد اصلی اینجاست که صفحات ایرانی مربوط به بازی، اخبار مربوط به بازی‌های خارجی رو مجانی پست می‌کنند ولی بازی ایرانی رو رقم‌های نجومی می‌خوان! واقعا الان دارم فکر می‌کنم این بازی‌های جدید شوتر و رستم و عید نوروز و ... که دارم می‌سازم و نسبت به بازی‌های قبلی خیلی پیچیده و زمان‌برتر هستند، وقتی از تولیدکننده ایرانی حمایت نشه واسه چی و کی بسازم؟! وقتی نمی‌تونم معرفیش کنم، بسازم که یه گوشه خاک بخورند؟! ورژن جدید بازی گوگولی‌ها منتشر شد. لطفاً با بازنشر این پست حمایت کنید. 🍀♥️ #بازی‌ #اندروید #خسته

Hadi Beheshti 👑

15,440 views • 2 years ago

ماه اوت سال ۲۰۱۹ با یه پاسپورت جعلی قاچاقی از جزیره میکونوس یونان به پاریس پرواز کردم و یه دوستی با ماشین من رو رسوند به شهر کلن آلمان. دو ماه و نیم تو یه کمپ موقت تو شهر اِسن بودم که یه ماه اولش با یه پسر ایرانی به اسم دانیل تو یه اتاق بودیم. خیلی پسر مشتی و باحالی بود و اصلا مشکلی نداشتیم. آرایشگر بود و موهای بچه ها رو کوتاه میکرد. تنها مشکل من این بود که دانیل شب‌ها خیلی خر و پف میکرد و من نمی‌توانستم بخوابم. بعضی شبها از صدای بلندش عصبی می‌شدم و می‌رفتم تو راهرو می‌شستم. بالاخره نگهبان‌های کمپ دلشون برام سوخت و مدیریت بهم یه اتاق جدا داد. بعد از مصاحبه‌م از اونجا به یه کمپ دیگه تو شهر راینه منتقل شدم. شاید بگم یکی از سخت ترین دوران زندگیم رو تو اون کمپ گذروندم. با سه تا پسر ایرانی هم اتاق بودم. دو تا آرش و اسماعیل. واقعا بچه های خوبی بودن ولی سبک زندگی من به اونها نمی‌خورد. اونها تقریبا هر شب تا دیر وقت عیش و نوش داشتن و من زود می‌خوابیدم و صبح‌ها ساعت ۶ بیدار میشدم و تو‌ کمپ می‌دویدم و ورزش میکردم. از طرفی هم شرایط زندگی تو کمپ خیلی مشابه زندگی تو کمپ اشرف بود. منظورم بخش زندگی جمعیش بود. اتاق خواب جمعی، سالن غذاخوری جمعی، حموم و توالت جمعی. این خیلی من رو آزار می‌داد. طوری که تو دسامبر ۲۰۱۹ دوچار افسردگی شدید شدم. تو عمرم، حتی با گذشت از اون همه بلا تو مجاهدین هیچ وقت افسرده نشده بودم. اما توی اون کمپ از درون احساس خفگی شدید می‌کردم. به خودم می‌گفتم من که از چنگ اون فرقه آزاد شدم و چی شد دوباره افتادم توی این وضعیت. هفته‌ای سه شب کابوس می‌دیدم که دوباره برگشتم تو مجاهدین و از شدت ترس بیدار میشدم. بعضی وقتها قلبم اینقدر تند می‌تپید احساس می‌کردم ممکنه الان سکته کنم. توی کمپ خیلی ساکت بودم و تلاش می‌کردم فقط با افراد سلام و علیک داشته باشم. هر روز کامپیوترم‌ رو بر‌ می‌داشتم و می‌شستم تو اتاق اینترنت و یا زبون آلمانی می‌خوندم و یا خرد خرد کتاب سرگذشت زندگیم رو می‌نوشتم. در ظاهر تلاش می‌کردم خودم رو محکم و سرحال نشون بدم ولی در درون داشتم خفه میشدم. انگار یکی گلوم رو از تو‌ گرفته بود و فشار می‌داد. چند شب زیر پتو از حال خودم گریه‌م گرفت و فقط تلاش می‌کردم گریه‌م رو غورت بدم تا هم اتاقی‌هام متوجه نشن. یه روز دیگه تاب نیاوردم و رفتم پیش یکی از کارکنان کمپ. یه مرد افغانی بود که سال‌های سال توی آلمان زندگی می‌کرد و با همسرش توی کمپ کار می‌کردن. بچه‌های ایرانی کمپ باهاش خیلی خوب بودن و برای احترام زیادی قائل بودن. من باهاش هیچ وقت صحبت نداشتم ولی از انرژیش احساس میکردم می‌تونم بهش اعتماد کنم. رفتم پیشش و درخواست صحبت کردم. من رو برد تو یه اتاق و نشستیم سر میز. گفت بگو پسرم چی شده؟ هر بار که دهنم رو باز میکردم صحبت کنم بغضم می‌گرفت و نمی‌تونستم. گفت کار من اینجا اینه که به تو کمک کنم و راحت حرف بزن. تو اون لحظه یه دفع بغضم ترکید و شروع به گریه کردم. دیگه نمی‌تونستم خودم رو نگه دارم و تو اون لحظه احساس کردم دیگه نیازی نیست خودم رو قوی نشون بدم. بعد از یه دقیقه گریه به خودم مسلط شدم و شروع کردم به تعریف زندگیم و شرایط توی فرقه مجاهدین و سختی‌هایی که کشیده بودم. تو کل ۲۰ دقیقه‌ای که من صحبت میکردم اون هیچ چی نگفت. وقتی تموم‌ شدم گفت یه دقیقه واستا. گوشیش رو در آورد و زنگ زد به مدیر کمپ. گفت پیش یکی از پناهنده‌ها هستم که داستانش فرق می‌کنه و اتاق تکی نیاز داره. بعد در جا من رو برد پیش دکتر کمپ. داستان من رو خلاصه به دکتر گفت و دکتره درجا برگشت بهم گفت که من مجاهدین رو میشناسم و می‌دونم چی کشیدی. گفت میتونم برات دارو تجویز کنم ولی فکر میکنم همین که اتاق تکی داشته باشی بهت کمک میشه که کمی آرامش‌ پیدا کنی. از اون به بعد و تا زمان شروع کرونا، من یه اتاق تکی داشتم. آرامش توی اتاق کمی بهم احساس راحتی دست داد. دیگه احساس خفگی نمی‌کردم. دقیقا همون دوران بود که با همسر فعلیم آشنا شده بودم و اون بهم یوگا و مدیتیشن یاد داد. روزی دو بار توی اتاقم می‌شستم و ۲۰ دقیقه مدیتیشن میکردم. رفتم توی باشگاه شهر ثبت نام کردم و کلا روحیه‌م عوض شد. یه طوری از درون انگار خودم یا همون اصالتم رو پیدا کردم. روزها تو‌ اتاقم می‌شستم و به گذشته‌م فکر میکردم و اینکه از چه سختی‌هایی عبور کردم. یه روز توی همین فکرها بودم‌ که یهو به ذهنم زد منی که از این همه سختی و بلا عبور کردم پس از هر چی هم بعدش بیاد می‌تونم عبور کنم. تصمیم گرفتم دیگه غصه آینده رو نخورم. و تا به امروز هم همینطور بوده. یک لحظه هم غصه اینکه قراره چی بشه و من چی میشم و آیا از پسش بر میام رو نخوردم. اطمینان دارم که بر میام. یه جوری شکست ناپذیر شدم تو زندگی. دیگه از چیزی نمی‌ترسم. زندگی زیباست✨🌷

Ray Torabi

26,451 views • 1 year ago

عزیزان، وقتی ماه‌هاست از عمو مارک‌لوین حرف می‌زنیم از چی حرف می‌زنیم دقیقاً اینجاست، دیشب ترامپ شیر خدا پستی رو در تروث‌سوشال منتشر کرد و تأکید کرد امشب حتماً برنامه‌ی عمو مارک‌لوین رو در فاکس‌نیوز ببینید، پس قبل از هر چیز اول توییت زیر عمو رو فیو و ریتوییت کنید، و بعد بخشی از سخنرانی بسیار بسیار درخشان عمو مارک‌لوین، این منصور حلاج‌زمانه در برنامه‌ی دیشب رو که ترجمه کردم بخونید/ببینید: «عزیزان، در برخورد با رژیم شیعه‌سانان رافضی، کل قضیه تهش میرسه به سه تا راهکار اصلی: عقب انداختن، مهار کردن، یا شکست دادن. حالا می‌خوام براتون توضیح بدم که چرا عقب انداختن و مهار کردن در نهایت جواب نمیده. اصلاً هدف ما چیه؟ اینکه برنامه هسته‌ای و غنی‌سازی روافض قحبه رو عقب بندازیم؟ مهارش کنیم؟ برای یه مدت کوتاه مهارش کنیم؟ برای ۲۰ سال؟ یا واسه همیشه؟ یا اینکه بیایم کلاً کار رو یک‌سره کنیم و با شکست دادن این رژیم پدرخراب، یعنی نابود کردن و کاییدنش به همه‌ تهدیدهایی که از دلش بیرون میاد پایان بدیم؟ قضیه وقتی جدی‌تر می‌شه که رژیمی مثل روافض هزارپدر، بنیادگرایی مذهبی رو با یه ایدئولوژی سیاسی رادیکال ترکیب می‌کنه. یعنی یه بنیادگرایی مذهبی بین‌المللی و انقلابی که معتقدن از طرف الله بهشون دستور داده شده و حکم می‌کنه که باید هر مانعی رو سر راهشون هست، با هر وسیله‌ی ممکن یا لازم از بین ببرن. این کسمغزای متوهم باور دارن تنها راهی که باعث ظهور امام دوازدهم می‌شه و تضمین می‌کنه که صلح، رفاه و احکام و اصول قرآن به درستی تو کل دنیا اجرا بشه، اینه که برن بقیه‌ی جاها رو فتح کنن و کافرها رو از بین ببرن. چند نفر از شما که الان دارید من رو نگاه می‌کنید، واقعاً باورتون می‌شه که یه تیکه کاغذ توافق با شیطان بزرگ یعنی آمریکا، می‌تونه جلوی این تفکر رو بگیره؟ واقعاً چند نفرتون این رو باور دارید؟ مشکل اصلی دقیقاً همین‌جاست. علمای پدرقحبه‌ی اسلامی که درباره‌ی این چیزها نوشتن و مینویسن، امام‌جمعه‌هایی که هر روز تو مساجدشون این کسشرا رو می‌گن، و رژیم پدرخراب شیعه‌سانان‌رافضی که تمام منابعش رو جمع کرده تا این تفکر رو ترویج بده، قبلاً به ما گفتن و همین الان هم دارن میگن که غرب باید فتح و نابود بشه. کشور ما بزرگترین مانع سر راهشونه و باید از بین بره. اونا اسرائیل رو بزرگترین تهدید فوری خودشون می‌دونن، چون تو منطقه خاورمیانه‌ست. از همه به قلب انقلاب کیری روافض نزدیک‌تره و جلوی متحد شدن نیروهای کسکش‌پدر مسلمان برای اون جهاد انقلابی که فکر می‌کنن حکم خداست رو گرفته. این رژیم اصلاً داره زندگی می‌کنه که فتح کنه، نابود کنه و بکشه تا به همون هدفی که بخاطرش به وجود اومده برسه، یعنی تنها دلیل بودنش. اونا هیچ‌وقت به هیچ توافقی که بخواد این انقلابِ به اصطلاح کیری خدایی‌شون رو محدود، مهار یا مدیریت کنه نمی‌تونن پایبند ‌بمونن. چون از نظر قحبه‌های رافضی، تن دادن به این کار یعنی نافرمانی از خدا و نابود کردن خودشون. واسه همین شریعت یه راهی رو برای توافق‌های فریب‌کارانه باز کرده تا بتونن ایمان و ایدئولوژی‌شون رو پیش ببرن و گسترش بدن. اسمش «تقیه» است. قبلاً هم درباره‌ش صحبت کردیم. تقیه. ای کاش همه تو وزارت امور خارجه، وزارت دفاع، شورای امنیت ملی، همه‌ی سفرا، فرستاده‌های ویژه و حتی همه‌ی اعضای کنگره از هر دو حزب، مجبور بودن حداقل یه دوره‌ی آموزشی درباره این موضوع بگذرونن. حداقل یه دوره. تقیه این اجازه رو میده که برای کارهایی مثل حفظ امت، دست به فریب‌کاری، پنهان‌کاری و این‌جور چیزها بزنن. تو قضیه‌ی رژیم شیعه‌سانان هزارپدر، یعنی حفظ خود انقلاب. هر کاری که لازمه بکن فقط انقلاب باید زنده بمونه و رشد کنه. ختم کلام. خب، حالا همه اینا یعنی چی؟ یعنی اینکه هدف اصلی رژیم شیعه‌سانان خدعه‌زاده‌ی رافضی، فقط و فقط بقا و زنده موندنه. ممکنه تو جنگ‌های نظامی رو ببازه، ممکنه زیرساخت‌های نظامی و صنعتی‌ش رو از دست بده، حتی ممکنه رهبران رده اول و رده دومش حذف بشن، اما ساختار این رژیم مادرخراب همون ایدئولوژی‌شه. همون انقلابه. این یعنی اون ساختار بنیادین سیاسی، مذهبی و حاکمیتی انقلاب کیری اسلامی زنده می‌مونه. درست مثل کمونیست‌های چین…»
4:25

Sensitive content

عزیزان، وقتی ماه‌هاست از عمو مارک‌لوین حرف می‌زنیم از چی حرف می‌زنیم دقیقاً اینجاست، دیشب ترامپ شیر خدا پستی رو در تروث‌سوشال منتشر کرد و تأکید کرد امشب حتماً برنامه‌ی عمو مارک‌لوین رو در فاکس‌نیوز ببینید، پس قبل از هر چیز اول توییت زیر عمو رو فیو و ریتوییت کنید، و بعد بخشی از سخنرانی بسیار بسیار درخشان عمو مارک‌لوین، این منصور حلاج‌زمانه در برنامه‌ی دیشب رو که ترجمه کردم بخونید/ببینید: «عزیزان، در برخورد با رژیم شیعه‌سانان رافضی، کل قضیه تهش میرسه به سه تا راهکار اصلی: عقب انداختن، مهار کردن، یا شکست دادن. حالا می‌خوام براتون توضیح بدم که چرا عقب انداختن و مهار کردن در نهایت جواب نمیده. اصلاً هدف ما چیه؟ اینکه برنامه هسته‌ای و غنی‌سازی روافض قحبه رو عقب بندازیم؟ مهارش کنیم؟ برای یه مدت کوتاه مهارش کنیم؟ برای ۲۰ سال؟ یا واسه همیشه؟ یا اینکه بیایم کلاً کار رو یک‌سره کنیم و با شکست دادن این رژیم پدرخراب، یعنی نابود کردن و کاییدنش به همه‌ تهدیدهایی که از دلش بیرون میاد پایان بدیم؟ قضیه وقتی جدی‌تر می‌شه که رژیمی مثل روافض هزارپدر، بنیادگرایی مذهبی رو با یه ایدئولوژی سیاسی رادیکال ترکیب می‌کنه. یعنی یه بنیادگرایی مذهبی بین‌المللی و انقلابی که معتقدن از طرف الله بهشون دستور داده شده و حکم می‌کنه که باید هر مانعی رو سر راهشون هست، با هر وسیله‌ی ممکن یا لازم از بین ببرن. این کسمغزای متوهم باور دارن تنها راهی که باعث ظهور امام دوازدهم می‌شه و تضمین می‌کنه که صلح، رفاه و احکام و اصول قرآن به درستی تو کل دنیا اجرا بشه، اینه که برن بقیه‌ی جاها رو فتح کنن و کافرها رو از بین ببرن. چند نفر از شما که الان دارید من رو نگاه می‌کنید، واقعاً باورتون می‌شه که یه تیکه کاغذ توافق با شیطان بزرگ یعنی آمریکا، می‌تونه جلوی این تفکر رو بگیره؟ واقعاً چند نفرتون این رو باور دارید؟ مشکل اصلی دقیقاً همین‌جاست. علمای پدرقحبه‌ی اسلامی که درباره‌ی این چیزها نوشتن و مینویسن، امام‌جمعه‌هایی که هر روز تو مساجدشون این کسشرا رو می‌گن، و رژیم پدرخراب شیعه‌سانان‌رافضی که تمام منابعش رو جمع کرده تا این تفکر رو ترویج بده، قبلاً به ما گفتن و همین الان هم دارن میگن که غرب باید فتح و نابود بشه. کشور ما بزرگترین مانع سر راهشونه و باید از بین بره. اونا اسرائیل رو بزرگترین تهدید فوری خودشون می‌دونن، چون تو منطقه خاورمیانه‌ست. از همه به قلب انقلاب کیری روافض نزدیک‌تره و جلوی متحد شدن نیروهای کسکش‌پدر مسلمان برای اون جهاد انقلابی که فکر می‌کنن حکم خداست رو گرفته. این رژیم اصلاً داره زندگی می‌کنه که فتح کنه، نابود کنه و بکشه تا به همون هدفی که بخاطرش به وجود اومده برسه، یعنی تنها دلیل بودنش. اونا هیچ‌وقت به هیچ توافقی که بخواد این انقلابِ به اصطلاح کیری خدایی‌شون رو محدود، مهار یا مدیریت کنه نمی‌تونن پایبند ‌بمونن. چون از نظر قحبه‌های رافضی، تن دادن به این کار یعنی نافرمانی از خدا و نابود کردن خودشون. واسه همین شریعت یه راهی رو برای توافق‌های فریب‌کارانه باز کرده تا بتونن ایمان و ایدئولوژی‌شون رو پیش ببرن و گسترش بدن. اسمش «تقیه» است. قبلاً هم درباره‌ش صحبت کردیم. تقیه. ای کاش همه تو وزارت امور خارجه، وزارت دفاع، شورای امنیت ملی، همه‌ی سفرا، فرستاده‌های ویژه و حتی همه‌ی اعضای کنگره از هر دو حزب، مجبور بودن حداقل یه دوره‌ی آموزشی درباره این موضوع بگذرونن. حداقل یه دوره. تقیه این اجازه رو میده که برای کارهایی مثل حفظ امت، دست به فریب‌کاری، پنهان‌کاری و این‌جور چیزها بزنن. تو قضیه‌ی رژیم شیعه‌سانان هزارپدر، یعنی حفظ خود انقلاب. هر کاری که لازمه بکن فقط انقلاب باید زنده بمونه و رشد کنه. ختم کلام. خب، حالا همه اینا یعنی چی؟ یعنی اینکه هدف اصلی رژیم شیعه‌سانان خدعه‌زاده‌ی رافضی، فقط و فقط بقا و زنده موندنه. ممکنه تو جنگ‌های نظامی رو ببازه، ممکنه زیرساخت‌های نظامی و صنعتی‌ش رو از دست بده، حتی ممکنه رهبران رده اول و رده دومش حذف بشن، اما ساختار این رژیم مادرخراب همون ایدئولوژی‌شه. همون انقلابه. این یعنی اون ساختار بنیادین سیاسی، مذهبی و حاکمیتی انقلاب کیری اسلامی زنده می‌مونه. درست مثل کمونیست‌های چین…»

Siavash

74,102 views • 4 months ago

یک ویدیو و چند نکته: ۱- یک ویدیوی خصوصی که غیرعامدانه و به اشتباه توسط یکی از اعضای گروه منتشر شد، دستمایهٰ حمله به سالن تیاتری دی ویتا، برای کنسل کردن اجرا و دیگر حواشی شد. قبل از هر چیز بابت به کار بردن کلمات رکیک در آن ویدیو صمیمانه عذرخواهی میکنم. سالیان سال با نوجوانان کار کردم و زبان بی‌پروای این نسل به من هم سرایت کرده. اتفاقاتی که در طول این چهار سال از سر گذراندم و البته کشتار دیماه و در ارتباط بودن بی‌وقفه (تا همین امروز) با هزاران مجروح و مصدوم، روانم را چون هر ایرانی دیگری بیش از پیش تحت فشار قرار داده. به خودم قول داده‌ام که رکاکت کلامم را کمتر کنم. ۲- دیگر از پرداختن به هر مسئله‌ای غیر از آزادی ایران خودداری خواهم کرد و حالا به زبان فارسی مینویسم که توهین من به فلسطینیان کار خوبی نبود و هر چند از حساب‌های کاربری من منتشر نشده باز هم از دیده شدنش، شرمنده م. میتوانستم صرفا حماس را دشنام دهم. توییت عذرخواهی به انگلیسی را پاک کردم چون دیکته شده بود و غیرصادقانه و به اصرار و خواستهٰ سالن نمایش منتشر شد. ۳- اجرا نه تنها کنسل نشد بلکه مدیر تیاتر محکم پاسخ داد که “به هیچ وجه صحنه را از هنرمندی که از درد ایرانیان و جنایات رژیم حرف میزند، نخواهیم گرفت.” بلونیا، چپ ترین شهر ایتالیاست و خب همهٰ آنان که به تیاتر ایمیل زده بودند یا همینجا من رو تهدید به دیپورت و مجازات کردند، آرمانی مهمتر از ایران داشتند و دارند!!! عرزشی و سایبری رژیم هم با چپهای محور مقاومت، هم‌صدا شدند. ۴- در شب سوم اجرا، گروهی از ایرانیان میهن‌پرست به محل نمایش آمدند تا هم از من محافظت کنند و هم به ایتالیاییها بفهمانند که پرشمارند. آنچه که چپ ایرانی تنها هیاهو یا ادعایش را دارد. حتی یک نفرشان برای نمونه در سالن حاضر نشد اما ۷۰۰ ایمیل در طول یک روز به سالن فرستادند که به گفتهٰ مدیر تیاتر اکثراً از طرف رژیم یا بات بودند. ۵- همیشه میگفتم، تیاتر کار میکنم که شعار ندهم. شما چپ های بی‌وطن و چشم و گوش بسته بر صدا و تصویر جنایت‌های رفته بر مردم گروگان گرفته شدهٰ ایران و خواسته هاشان، من رو مجبور کردید که برای اولین بار بر صحنه م شعار دهم تا بدانید که من رادیکال تر از همیشه تا نابودی رژیم و آزادی مردم ایران خواهم جنگید. عجیب‌ ترین شب زندگی ۲۸ ساله‌م بر صحنهٰ تیاتر! ۶-در جنبش “زن،زندگی، آزادی” از هر آنچه داشتم گذشتم تا به مبارزه بپردازم. هر چند مدتهاست که میدانیم اما لازم است تا اعلام برائت کامل خودم را اعلام کنم و به یقین به شما میگویم که این جنبش مدتهاست که توسط رژیم مصادره شده. اصرار شما بر نفهمیدن یا اذعان نکردن، تنها یک معنی دارد. ۷- من پاکباخته و سینه‌سوخته م. مرا از دیپورت و کنسل کردن نترسانید! هزینهٰ ماهیانهٰ زیست من، ۱۵۰۰ یوروست. حتی از دانشجویانم هم کمتر. چیزی برای از دست دادن ندارم! هیچ چیز! ایران آزاد خواهد شد و همه به خانه هامان باز خواهیم گشت اما راستش نمیدانم چه برخوردی از سوی مردم زیر تیغ و دار و بمب با شما بی‌وطنها خواهد شد. آیا شما هم لیاقت بهره بردن از ایران آزاد را دارید؟ آنها که در ایران مبارزه میکنند یا چشم‌به‌راه کمک برای درمان هستند مصرانه از من خواستند که پا پس نکشم و همان خواهم کرد! جانم فدای ایران و هر آنکه برای براندازی رژیم قدمی برمیدارد! #جاویدشاه #پاینده_ایران

Ashkan Khatibi 🇮🇷

128,101 views • 6 months ago

در واقع، من خواستار مشارکت کل جهان هستم. آمریکایی‌ها اگر گفتند می‌توانند نظامی اقدام کنند باید این کار را بکنند اگر اروپا راه دیگری دارد، باید از ایرانیان حمایت کنه. و نباید فراموش کنیم که نتانیاهو هم گفت: بدون مردم ایران نمی‌شود رژیم را سرنگون کرد. ما به مردم ایران نیاز داریم که این کار را بکنند و من موافقم. اما وقتی مردم آنجا هستند به آن‌ها قول دادند که از آن‌ها محافظت می‌کنند این محافظت باید وجود داشته باشد به هر شکلی که ممکنه. چون اگه محافظتی نباشه، چرا رژیم تو سه روز سی هزار نفر رو کشت؟ می‌تونه تو سه روز سه میلیون نفر رو بکشه. خب پس، همه ایران میان تو خیابون‌ها و کشته می‌شن. پس هیچی عوض نمی‌شه. آیا می‌خواهیم یک دموکراسی سکولار در ایران داشته باشیم که متحد اسرائیل و غرب باشد، یا نه؟ این سؤالی است که باید امروز از خودمان بپرسیم. و اگر می‌خواهیم، که مطمئنم اسرائیل می‌خواهد، مطمئنم غرب و آمریکا می‌خواهند، پس باید واکنش نشان دهند. هر طور که می‌توانند، باید اقدام کنند. وگرنه، مردم ایران، میلیون‌ها نفر کشته می‌شوند و هیچ چیز تغییر نمی‌کند. -هیچ واکنشی از سازمان ملل نیست، فعلاً هیچ جلسه‌ای در شورای امنیت برگزار نشده. می‌دانم شما به ما گفتید، اطلاعات قطره‌چکانی از ایران می‌رسد چون رژیم اسلامی اینترنت را قطع کرده است. آیا می‌دانید تظاهرات با وجود کشتارهای رژیم همچنان ادامه دارد؟ چطور انتظار دارید مردم وقتی در کیسه‌های زباله دنبال جسد فرزندانشان می‌گردند، به خیابان‌ها بیایند؟ ما اینجا، حتی وقتی در ایران زندگی نمی‌کنیم، عزادار هستیم. فرزندان ما هزاران نفر در کیسه‌ها کنار هم هستند و والدینشان، در کیسه‌های سیاه دنبال پیکر فرزندانشان می‌گردند و هر بار که کیسه‌ای را باز می‌کنند، باید چهره عزیزشان را جستجو کنند. چطور انتظار دارید مردم هنوز در خیابان باشند وقتی می‌دانند شاید دنیا خواب است؟ و می‌دانم که دنیا خواب نیست. من مطمئنم، کاملاً مطمئنم که آنها اقدام خواهند کرد. اما الآن وقتش است چون نمی‌توان از مردم خواست بدون نتیجه بیشتر خون بدهند. می‌توان گفت: به خیابان‌ها بروید، اما اگر هدفی هست، می‌خواهیم این رژیم را سرنگون کنیم. ما قدرت خود را می‌دانیم، آماده‌ایم همه چیز را فدا کنیم. من حاضرم جانم را برای این هدف بدهم، مثل میلیون‌ها نفر دیگر، اما بدون نتیجه، اینطور به خیابان نمی‌شود رفت. i24NEWS Français #IranMassacre #FreeIran

Darya Safai MP

20,279 views • 8 months ago

+ غروب روز حادثه بود، کلافه بودیم و هرکسی دنبال کمک رسانی! از ایثارگران تهران زنگ زدند که برای مستندسازی و تولیدمحتوای سوشال مدیا از لحظات تغسیل و آماده سازی پیکرها و تشییع و … عکاسی و تصویربرداری کنیم، سریع زنگ زدم بچه ها، تجهیزات کامل گرفتند و با گروه ژنتیک و ایثارگران که همراه با تابوت ها از تهران حرکت کردند + مشغول کار بودیم، هوا سرد بود و کار به کندی پیش می‌رفت، تعداد پیکرها هم خیلی زیاد بود و باید به صبح برای مراسم تشییع میرسید دیگه هرکسی یک جای کار رو دست گرفته بود + بین کار برا نماز، مجازی و که چک کردیم دیدیم دختر کاپشن صورتی خیلی بهش پرداخته شده گشتیم تا پیکر مبارکش رو بین شهدا پیدا کردیم خب در لحظه اول چیزی نداشت که با تکیه به اون بتونیم یه تولید محتوای مناسب بکنیم پس پیکرش رو گلبارون کردیم و با یه دست نوشته کنار اسمش نوشتیم “دختر کاپشن صورتی با گوشواره قلبی” عکسش رو گرفتیم تو کانال و توییترم گذاشتیم به چند دقیقه نشد همه جارو گرفت خداروشکر… خوشحال بودیم که قدمی براش برداشتیم + ادامه موج رو باید تو اینستا عملی میکردیم ”مطلعید که نوع تولید محتوا تو اینستا کاملا فرق میکنه ، ویدئو از عکس خیلی بیشتر وایرال میشه و چهره اگه باشه صدبرابر! اونجا مخاطب کاری نداره که این اصلا کیه و اکثرا این نوع ویدئوهای احساسی رو عوام و خاکستری ها پخش‌میکنند ولی کار از کار گذشته بود، تابوت رو بسته بودند و رفت برا نصب پرچم بچه هایی که همراهم بودندگفتن داشتی گل می ریختی ازت فیلم گرفتیم، سریع نشستیم و یکیش رو تدوین زدیم یه ویدئو احساسی که اشک خودمونم در آورد سرِ پیکرِ مبارک این شهیده عزیز دادیم رفت تو اینستا بالا … انگار بمب بود! ترکید! هرکسی یه جور ازش تولید محتوا کرد… با ویوهای میلیونی … کامنت ها هم مثبت بود وهرکسی یه جور با این کلیپ اشک میریخت، خوشحال بودیم که تونستیم یه کاری برای "ریحانه" انجام بدیم که هر هنرمند و آدم عادی پخش کنند اون صحنه رو… + استوپ، فردا ظهر اومدم توییتر و دیدم عزیزان منو بلاگری خطاب کردند که شعور ندارم و بالا سر پیکر شهید برای خودنمایی ویدئو گرفتم! به خودم و خانواده ام فحاشی شد که چرا “من”اونجا بودم و برای چی “من” این کلیپ و عکسارو دادم بیرون… الانی که دارم باهاتون حرف میزنم حتی یکذره هم پشیمون از کارم نیستم بارها پیش اومده تو تایم لاین عذرخواهی کردم امااین حرکت رو کاملا مثبت و درست میدونم چون تاثیرش رو دارم بین مردم میبینم مردمی که به دور از این حواشی توییتر، چند ثانیه با اون کلیپ اشک ریختن،روش مداحی گذاشتن و پخشش کردند و اصلا من رو هم نمیشناختند… شمارو جای برادر و خواهرام دونستم توضیح دادم چون میدونم خیلی هاتون منطقی هستید، و حرف اصولی رو میپذیرید بعضی ها هم هستند که به هر بهونه ای حقیر رو قضاوت میکنند که همیشه و همه جا حلالشون کردم و براشون دعا میکنم…

سیدنا

57,505 views • 2 years ago

سعید لیلاز: تمام شواهد نشان می‌دهد که مجدداً رویکرد اقتصادی، ایجاد آشوب در ایران، ایجاد بی‌ثباتی چه اجتماعی چه اقتصادی در ایران و در کنارش استفاده از ابزار نظامی رویکرد آن‌هاست الان. من به جنابعالی عرض بکنم؛ به نظر من خود جنگ ۴۰ روزه در ادامه اتفاقاتی بود که تحت عنوان تراستی‌ها ‼️الان ایرانی‌ها می‌شناسند. یعنی عامل اصلی این جنگ تا حد زیادی اون‌ها هستند. تراستی‌ها وقتی… ببینید من به نقل از یک مقام رسمی نظام جمهوری اسلامی می‌گم که اسمش رو نمی‌تونم بیارم؛ که بین ۲٫۷ تا ۳ میلیارد دلار در ماه ورودی منابع نفتی بوده تا دی ماه… تا مثلاً آبان و… تا مثلا بهشت و آبان سال ۱۴۰۴… از مهر و آبان به بعد این یکباره به ۱۵۰ میلیون دلار در ماه کاهش پیدا می‌کنه. خب ببخشید، شما به هر ماشینی و به هر کامپیوتر این داده رو بدید می‌گه خب انفجاره دیگه! و شورش‌های دی ماه ۱۴۰۴ هم، ناآرامی‌ها سر همین شکل گرفت. و به نظر من خب کل کشته‌های اونجا، قربانیان اونجا از هر جناحی… که ما قلبمون همیشه برای همه‌شون مجروحه، منم قبول ندارم که کی جاسوس بوده، کی نبوده، کی قاتل بوده، کی مقتول… همه‌ش تقصیر همون تراستی‌هاست. و پیرو اینکه اون تراستی‌ها این شرایط رو ایجاد کردند، حالا عوامل… نمی‌دونم این‌ور و اون‌ور می‌آیند وسط، از ناآرامی‌ها استفاده می‌کنند، آمریکا و اسرائیل به این جمع‌بندی می‌رسند که الان وقت ضربه زدن به ایرانه. عنایت کردید؟ حالا اون اون‌دفعه نشده. الان که دوباره نرخ تورم شده ۹۰ درصد، مواد غذایی سه رقمی شده، نان ۴۰-۵۰ درصد، یک امیدی در اون‌ها هم‌زمان با به بن‌بست رسیدن جبهه نظامی ایجاد شده و شکل گرفته که این‌دفعه شاید از این طریق کاری کنیم که این‌ها از درون بپاشند. این کل تحلیلی است که من راجع به اوضاع دارم و اساسش هم روی روش مدیریت اقتصاد ایران اون‌ها امید بستند. این هم که می‌گم مدیریت اقتصاد ایران، فقط دولت نیست ها؛ کل نظام جمهوری اسلامی ناکارآمده در حوزه اقتصاد.

آرش یوسفی -ARASH

43,956 views • 25 days ago

سروش دباغ، توله فرج دباغ(عبدالکریم سروش) تازگیا راه افتاده تو کلابهاوس اتاق به اتاق میره و با تکرار یه استدلال تکراری، به خیال خودش به کسانی پاسخ میده که جنگ رو به عمل جراحی برداشتن یک غده سرطانی(ج‌ا) از بدن بک بیمار(ایران) تشبیه کرده‌ان که باید درد و خونریزیش رو تحمل کرد تا بهبود پیدا شخ. او میگه چطور مردمی که خارج تز کشور و دور از بمبارانها هستند برای مردم ایران تصمیم میگیرن. وقتی بهش گفته میشه ایرانیان خارج از کشور فقط پژواک صدای مردم داخل هستن، او میگه در کل تظاهرات داخل در ۱۸ و ۱۹ دی فقط ۲ تا ۳ میلیون نفر به خیابون اومدن، وقتی بهش گفته میشه اولن بیشتر از این بوده پ دومن دهها هزار نفر رو کشته حکومت و بدیهتن همه ۹۰ م نمیتونستن تو خیابون بیان، طفره میره و میگه از کجا معلوم که جنگ خواسته مردم ایران باشه. جر و بحث کردن با چنین مزبله‌هایی بیفایده است. تنها پاسخ به کسانی چون او اینه: تو هم نمیدونی خواسته مردم چیه. به جای زر زدن، اگر عرضه داری برو اینترنت رو آزاد کن که صدای مردم به گوش برسه. اگر عرضه این کار رو نداری(که نداری) برو جنگو متوقف کن! همونقدر که ایرانیان خارج از کشور میتونن جنگ راه بندازن(که نمیتونن) توی مخالف هم میتونی متوقفش کنی(که نمیتونی). جر و بحث کردن با چنین جرثومه‌هایی فقط استهلاک انرژیه. یادآوری: این ترهات این بی‌وجود درباره کتلت سلیمانیه.

Mehdi

54,599 views • 6 months ago

«من» منتشر شد. بن‌بست امید؛ یا ما می‌مانیم یا جمهوری اسلامی امروز در دانشگاه‌های ایران، پشت چهره‌های جوان و پرشور، اضطرابی سنگین پنهان است. دانشجویانی که با هزینه و تلاش بسیار درس می‌خوانند، اما هر صبح با همان پرسش تکراری و تلخ بیدار می‌شوند: «آیا آینده‌ای دارم؟» در ساختاری که شایسته‌سالاری نابود و اقتصاد به مرز فروپاشی رسیده، مدرک تحصیلی دیگر نه سپر است و نه تضمین؛ تنها یک کاغذ تنها مانده در بازاری که سال‌هاست خشک شده است. اما این پرسش فقط در ذهن دانشجو نمی‌چرخد. جوانی که تازه سربازی‌اش تمام شده، کارگری که ماه‌هاست حقوقش عقب افتاده، پرستاری که با اضافه‌کاری‌های فرساینده هم از پس هزینه‌ها برنمی‌آید، مغازه‌داری که هر روز شاهد سقوط مشتریانش است، همه در سکوت همین سؤال را نجوا می‌کنند: «آیا این همه تلاش نتیجه‌ای هم خواهد داشت؟» «آیا آینده‌ای در این کشور دارم؟» و درست در همین زمان، ضربه‌ی دوم وارد می‌شود: فرو ریختن رؤیای مهاجرت. سال‌ها دانشجو با خود می‌گفت: «اگر نشد، می‌روم.» اما حالا دنیا دارد پیام دیگری می‌دهد. سیاست‌های مهاجرتی سخت‌تر شده، ویزاها محدودتر، هزینه‌ها سرسام‌آور، و بسیاری از کشورها عملاً درهای خود را بسته‌اند. رویای «رفتن» از یک مسیر نجات، به دیواری بلند و سرد تبدیل شده است. امروز هزاران جوان و صدها هزار نفر از اقشار مختلف جامعه با یک واقعیت مشترک روبه‌رو هستند: نه در داخل امیدی هست، نه رو به خارج راهی باز. در این نقطه باید حقیقت را بی‌پرده گفت: تا رژیم اسلامی هست، آینده‌ای وجود ندارد. اصولاً جمهوری اسلامی همه ما را بی آینده کرده است. این ساختار بقای خود را در نابودی فرصت‌های مردم می‌بیند و کشور را تا لبه‌ی بی‌بازگشت برده است. معادله ساده است: میان «ایران» و «رژیم اسلامی»، تنها یکی می‌تواند بماند. وقتی راه مهاجرت بسته است و سکوت هم به نابودی تدریجی ختم می‌شود، تنها گزینهٔ باقی‌مانده بازپس‌گیری خانه است. آینده‌ی دانشجویان، آینده‌ی کارگران، آینده‌ی جوانان و آینده‌ی این خاک، همگی به یک ارادهٔ جمعی برای پایان دادن به این تباهی گره خورده است. باید اکنون کاری کرد؛ پیش از آنکه ایران در سایهٔ سنگین رژیم اسلامی گم شود.

Hamed Fard 🇮🇷

45,234 views • 10 months ago

از گروه تلگرامی داخل: مشهد امروز یه صحنه عجیب دید… مردم برای مراسم ‌هفت خسرو علیکردی جمع شده بودن، از همون لحظه‌های اول، فضا سنگین بود؛ مردم داغدار، عصبی، خسته… و از همه بیشتر معترض. صداهای اعتراض یکی‌یکی بلند شد و خیلی زود کل جمعیت بی‌پرده حرف دلشونو می‌زدن. اما داستان اصلی وقتی شروع شد که یه عده آدم مشکوک—همونایی که مردم می‌گن لباس‌شخصی‌ان—خودشونو قاطی جمعیت کردن. چندتاشون همان شعارهای «سلطنت‌طلبان» را تکرار کرده و شعارهای انحرافی ‌دادن تا فضا رو منحرف کنن و تمرکز جمعیت رو بهم بزنن. حتی جواد علیکردی، برادر زنده‌یاد خسرو علیکردی، وقتی یکی از همین مزدورهای پوششی که می خواست فضا رو منحرف کنه دید؛ با یک جمله محکم و کوتاه زد تو دهنش و گفت:‌ «خفه شو!» و همین یک جمله کافی بود تا همه متوجه بشوند که افراد تقرفه انداز ازعوامل حکومتی هستند ! وقتی دیدن جمعیت کنترل‌بردار نیست، فاز عوض کردن. نیروها وارد برخورد شدن، درگیری پیش اومد و چند نفر رو هم گرفتن. طبق معمول خواستن ماجرا رو سریع جمع‌وجور کنن. اما چیزی که نتونستن جمع کنن اون تصویر تکون‌دهنده بود: مردمی که وسط یک مراسم ختم این‌قدر صریح، بی‌هراس و مستقیم اعتراض می‌کنن… یعنی فشار اجتماعی به مرز انفجار رسیده. چند نفر از چهره‌های مشکوک همون‌جا توسط مردم شناسایی شدن؛ همون‌هایی که قرار بود مراسم رو منحرف کنن. و این بار نیز مردم خیلی سریع‌تر از قبل، پشت پرده این نمایش‌ها رو خوندن

Eli Omidvari

19,811 views • 9 months ago

می‌خواهم فصل جدیدی از زندگی‌ام را برای شما روایت کنم. مدتی است که بدنم یک میهمان ناخوانده دارد. میهمانی که سرزده از راه رسید و من و اطرافیانم را غافلگیر کرد! نام خوبی ندارد اما بایستی با او به تعادل برسم! «سرطان» سرطان روده که این روزها در میان مردان فراگیر شده، سری هم به من زده است. مدتی بود در ناحیه شکم درد داشتم که خب آن را خیلی جدی نمی‌گرفتم تا اینکه به صورت غیرقابل توضیحی وزن کم کردم. برای من که درصد چربی بدنم بسیار کم است، از دست دادن ۱۵ کیلوگرم عضله، نمی‌توانست عادی باشد. در دو کار آخری که در نیویورک ضبط و اخیرا پخش کردم نیز مشخص است که وزن از دست داده‌ام. در زمان ضبط ویدئوکلیپ‌ها نمی‌دانستم به سرطان روده مبتلا هستم. تا اینکه با آزمایشات تکمیلی متوجه ماجرا شدم. هنگامی که از دکتر شنیدم به این بیماری مهلک مبتلا شده‌ام، برای چند لحظه تمام وقایع زندگیم، آرزوها و برنامه‌هایی که برای آینده‌ام دارم، عزیزان و دوستانم جلوی چشمم رژه رفتند. شوکه شده بودم. زیرا در تمام طول زندگیم سعی کرده بودم سالم زندگی کرده و ورزش بخش جدایی ناپذیری از زندگی من بوده است، بنابراین در ۳۴ سالگی و با داشتن شاخص‌های مثبت سلامتی، انتظار ابتلا به این بیماری را نداشتم. واقعیت را بگویم، برای دقایقی تسلیم شدم! با خودم می‌گفتم اگر شانسی برای درمان نداشته باشم، نظر به اینکه انجام مرگ خودخواسته در بلژیک قانونی است به حیات خود پایان خواهم داد. اما این برای چند دقیقه بود و سریعا خودم را جمع و جور کردم چون قصد نداشتم و ندارم که تسلیم شوم. من یقین دارم که بر این بیماری چیره می‌شوم و می‌توانم الگویی برای تمام کسانی باشم که با این بیماری دست و پنجه نرم می‌کنند. شما هوادارانم مانند خانواده من هستید و باید بدانید که برادر کوچکتان حامد در چه وضعیتی است. از این رو برایتان ماجرا را شرح دادم. چه در مبارزه با بیماری سرطان و چه مبارزه با غده سرطانی به نام جمهوری اسلامی، کسانی طلیعه پیروزی را خواهند دید که به اندازه کافی قوی و صبور باشند. به خاطر همسرم مهتاب، دخترم و مادرم و دیگر بستگانم، برای دوستانم که در این روزهای سخت پر تلاطم کنارم هستند و به خاطر شما هواداران نازنینم، قسم می‌خورم که حتی یک لحظه از مبارزه با بیماری دست نکشم. به زودی تحت عمل جراحی قرار خواهم گرفت و تمام مراحل درمانم را در صفحاتم در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک خواهم گذاشت. #پاینده_ایران #جاویدشاه

Hamed Fard 🇮🇷

213,483 views • 2 years ago

دهه ۸۰ توی ماشین دوستم تصادف کردیم، آهنگ ترنج از نامجو پخش می‌شد، تا اون موقع نمی دونستم کیه، داد و هوار میکرد و کلا برای من عجیب بود، یادمه به دوستم میگفتم کصخلی شر و ور گوش میدی رد دادی به گامون دادی. بعدا چندتا آهنگ دیگه شو گوش کردم دیدم شعرای براهنی و چارتا کص خل مشنگ و ورداشته با بوی جوراب و عرق و حشیش و گل و شیشه قاطی کرده و خب توی قشر مثلا کتاب خون، طرفدار چگوارا و از این دست کصاشیر طرفدار پیدا کرده بود. بعد از ۴ دهه زندگی توی این دنیا این و خوب فهمیدم، انسان های بی نظم، الوات، همه چی و همه جا بکش و بخور و چرک که اولا به بهداشت فردی و تیپ و قیافه و مسائل اینچنینی اهمیت نمیدن به همون اندازه غیر قابل اعتماد و فاسد هستند. کسی که به تن و بدن و جسم و روح خودش رحم نمیکنه به من و شما و هموطن میخواین رحم کنه. امثال نامجو شما رو با یه بست حشیش ناب افغانی میفروشن یه آب هم روش. ختم کلام و بگم شاید ناراحت بشید، ولی ایراد از این افراد نیست، اینها از اول تا آخر همین بودن، همیشه هم گفتن و عمل کردن، ایراد از شناخت و درک درست ما از مسائل میاد. که البته الان جامعه ایران بسیار روشن و آگاه شده نسبت به ۲۰ سال پیش و خب میبینیم چطور از کوچیک و بزرگ شلنگ بدست وایسادن میشورن اینا رو تو فاضلاب.

Ariya Mehri | آریا مهری

19,236 views • 1 month ago

مهم و فوری🔥 شاعر و نویسنده ایتالیایی درباره بازگشت پادشاهی Reza Pahlavi ایران صحبت می‌کنه و من را یاد خاطره‌ای انداخت! فیلم از صفحه ایشان: Associazione Italia-Iran اما خاطره: اوایل سال ۲۰۱۴ بود در برلین قدم می‌زدم و با تلفن صحبت می‌کردم که آقایی آلمانی جلو آمد و گفت: سلام! خوبی؟!! من هم به فارسی گفتم سلام شما ایرانی هستی؟! گفت نه! من آلمانی هستم! ادامه به آلمانی صحبت کرد و من گفتم با انگلیسی راحت‌ترم و او استاد دانشگاه بود و انگلیسی بلد بود و مکالمه به انگلیسی اینچنین گذشت؛ ایشان گفت: من پیش از انقلاب ایران بودم و کمی فارسی بلد هستم و در سفارت آلمان بودم و دکترای جامعه‌شناسی دارم(چون هم‌رشته بودیم علاقمند شدم و با ولع گفتگو را شنیدم!) ایران بهشت است! حیف از کشورتان که دست این مسلمانان وحشی است و در ادامه از زمان پهلوی و سپس آخوند، همان گفت که هم شما میدانی و هم من! سوالی به ذهنم آمد که خب راه حل چیست؟! پاسخ او شروع سفری عمیق در زندگی من بود: بروید دور پسر شاه را بگیرید! التماسش کنید! به دست و پایش بیافتید که برگردد! فقط اوست که می‌تواند ایران را نجات دهد! خب مغز من آن زمان باد داشت و مثل قشر خاکستری امروز شروع کردم خزعبلات پیچیدن که آی دوران پادشاهی تمام شده و جمهوری و فلان و خودتان را ببین و ازین جور چرندیات؛ که او ریش‌سپیدی و صبوری کرد و شنید و بی کلامی و سپس گفت: میای با هم بریم یه جای برلین؟! گفتم بریم! در محله «اشپانداو» بچه‌های برلین می‌دانند کجاست، ضلع شمالی ایستگاه اشپانداو چند هکتار باغ و جنگل است(!) گفت این منطقه را می‌بینی؟! این خانه شاهزاده فلانی آلمان است، شما خبر ندارید اما آلمان را ایشان می‌گرداند و آمریکا فقط او را در آلمان میشناسد و احزاب و این مزخرفات رولایه سیاسی را اصلا آدم حساب نمی‌کند!(زمان مرکل این حرف رو زد!) پس پسرجان؟!!! من آلمانی هستم و نه ایرانی ذی‌النفع دارم بهت میگم: برو/بروید پسر شاه را التماس کنید که بیاید! ایران حیف است؛ مردم ایران حیف است، تمدن ایران حیف است و و و آنجا مطالعه عمیق من درباره سیاست معاصر ایران شروع شد و پهلوی را شناختم و آنچه شدم که امروز می‌بینید! فقط با یک تغییر: من به پهلوی التماس نکردم! پهلوی نفر اول ایستاده بود برای وطن و سال‌ها پهلوی بود که به مردم ایران التماس می‌کرد: بیدار شوید! این‌ها ایران را بر باد می‌دهند!!! آن زمان ما مردم ایران دنبال بنفش و سبز بودیم و صدای فرزند نجیب شاهنشاه آریامهر را نمی شنیدیم، اما امروز مثل کوه پشت ایشان هستیم❤️🫂 #جاویدشاه #KingRezaPahlavi

JamesDean

26,465 views • 1 year ago

📢 توییت دوم | یک فکت میدانی و سؤال‌های جدی 🎥 کنار توضیحی که بالاتر درباره‌ی غیرعادی‌بودن برداشت رحم از همه اجساد جاوید نامان و خطر از بین رفتن شواهد گفتم، یه فکت میدانی مهم هست. تو ویدیوی ۲۰ دی‌ماه، جلوی ورودی پزشکی قانونی کهریزک—همون‌جا که آمبولانس‌ها و ون‌ها اجساد رو تحویل می‌دن—یه جوون دنبال اجازه‌ی دفنِ خواهرشه و می‌گه جسد داخل یکی از خودروهاست و کُد هم داره. 👤 کسی که جواب می‌ده پزشک نیست؛ اپراتور/متصدی تحویله. اما با قطعیت می‌گه: «همه‌ی زن‌ها رو بیارین داخل سالن… رحم‌شونو باز کنیم بعد تحویل بدیم.» 🚨 «رحم باز کردن» اصطلاح پزشکی نیست؛ معلومه گوینده پزشک نیست. اما تو زبان غیرتخصصی، معمولاً یعنی هیسترکتومی. مهم‌تر از خودِ کلمه، کلیتِ دستوره: همه‌ی زن‌ها + داخل سالن. 📌 نکته‌ی کلیدی: این‌ها زن‌هایی بودن که به‌علت تیرخوردگی کشته شده بودند. علت مرگ مشخصه. در چنین مواردی، از نظر پزشکی قانونی اصلاً نیازی به دست‌زدن به رحم نیست. با این حال، جمله‌ی اپراتور نشون می‌ده که برخلاف روال عادی، دستور داده شده هر زنِ آورده‌شده منتقل بشه و اقدامی یکسان روی رحم—یا حتی بلوک تحتانی—انجام بشه. ⚠️ وقتی یک متصدیِ تحویل، این دستور رو با چنین قطعیتی تکرار می‌کنه، یعنی تصمیم از پایین گرفته نشده. این یعنی دستورالعملی از لایه‌های بالاتر ابلاغ شده؛ احتمالاً در قالب نامه یا پروتکل اداری، از سطوح تخصصی تا مدیریتی. 🧠 این فکت با روایت‌های چند خانواده هم‌خونه که گفتن سالن جداگانه‌ای برای بانوان بوده؛ سالنی کم‌نور با میزهای چندطبقه که بعد از شناسایی اولیه، اجساد زن‌ها رو اون‌جا نشون می‌دادن. روایت‌ها سند قطعی نیستند، اما هم‌زمانی و هم‌محتوایی‌شون با ویدیوی ۲۰ دی سؤال رو جدی می‌کنه. 📍 جمع‌بندی: این توییت ادعای قطعی یا تعیین مکان نمی‌کنه. فقط می‌گه از همون روزهای اول، رویه‌ای واحد درباره‌ی اجساد بانوان اعمال شده و اگر چنین دستورالعمل مکتوبی وجود داشته، باید شفاف منتشر بشه. 📢 اگر حتی یک نفر با شرف در پزشکی قانونی کشور هست که نامه/پروتکل مکتوب مربوط به این رویه رو دیده یا در اختیار داره، خواهش می‌کنم زیر همین رشته منتشرش کنه—برای ثبت حقیقت، نه هیجان

/𐭬𐭩𐭫𐭮𐭯𐭩/مهرسپه/سرباز هنگ جاوید

14,687 views • 7 months ago

جناب قاضی‌القضات! فرض کنید اینها هم در جمکران بوده‌اند! اخیراً در فضای مجازی یک ویدئو از غلامحسین #محسنی_اژه‌ای رئیس قوۀ قضائیه مشاهده کردم که به نظرم بی‌سابقه آمد. در آن ویدئو آقای اژه‌ای از اینکه به صحبت‌های مغشوش یک شهروند در مسجد جمکران، بی‌توجهی نشان داده است، عمیقاً اظهار تأثر می‌کرد. طبق گفتۀ آقای اژه‌ای، وی از این بی‌توجهی چنان عذاب وجدان پیدا می‌کند که از مسئولان مسجد می‌خواهد که از طریق بازبینی فیلم دوربین‌های مدار بسته، نشانی از آن شهروند به دست آورند تا بلکه امکان گوش سپردن به حرفش مهیا شود. حال پرسش من از ریاست قوۀ قضائیه این است که آیا فقط کسانی که در مسجد جمکران از وی تقاضای گوش سپردن به حرف خود را دارند، سزاوار این نوع دلسوزی هستند یا دیگر شهروندان ستمدیدۀ این کشور هم در این زمینه حقی دارند؟ اکنون بیش از یک ماه است که 57 شهروند سیرجانی درگیر حکمی به نفع ستاد اجرایی فرمان امام هستند که زندگی‌شان عملاً به دورخ تبدیل شده است. آنها به هر دری می‌زنند و با هر جا مکاتبه می‌کنند بلکه در دستگاه قضایی یا ستاد اجرایی، گوشی برای شنیدن حرف‌شان پیدا شود اما فقط با در بسته روبرو می‌شوند. مأموران ستاد دیروز به منازل مسکونی برخی از آنها مراجعه کرده و از آنان خواسته‌اند که خانه‌های خود را تخلیه کنند و به ستاد تحویل دهند! این بندگان خدا که بعضاً در پیرانه‌سری به سر می‌برند با حساب‌های خالی‌شده به نفع ستاد، در این سن و سال به کجا باید پناه ببرند؟ آنها تاکنون چند نامه به رئیس قوۀ قضائیه برای یک دیدار کوتاه به قصد شنیدن حرف‌شان فرستاده‌اند اما تا این لحظه هیچ وقتی به آنها داده نشده است! آقای اژه‌ای! چرا پاسخی به این شهروندان داده نمی‌شود؟ این ستاد اجرایی فرمام امام چه پدیده‌ای است که همه از اسم آن می‌ترسند؟ همه می‌گویند پیگیری نکنید که بی‌فایده است! همه می‌گویند زور هیچکس به آنان نمی‌رسد! همه می گویند آنها فعال مایشاء هستند به پر و پای آنها نپیچید! این چه پدیده‌ای است که نه به هیچ جا پاسخگوست و نه رئیس آن حاضر به دیدار و حتی گفتگوی تلفنی با شهروندانی است که تمام هستی و مایملک آنها به تصرف نهاد متبوعش در می‌آید؟ خب، این خانواده‌های درمانده باید به کجا پناه ببرند و از که کمک بخواهند؟ آیا باید خفقان بگیرند و بعد از عمری زحمت و آبروداری آوارۀ خیابان شوند؟ آیا باید جلوی قوه یا ستاد تحصن کنند؟ آیا باید اقدام به خودسوزی کنند؟ آیا باید برای بیان درد دل خود با رسانه‌های خارجی مصاحبه کنند؟ آیا باید به مجامع بین‌المللی شکایت ببرند؟ از دیوان دادگستری یا دیوان کیفری لاهه کمک بخواهند؟ جناب اژه‌ای! خب شما خودتان و خانواده و فامیل‌تان را لحظه‌ای به جای آنها بگذارید. یک قاضی شما حکم داده که 57 نفر از هستی ساقط شوند. مرد و زن و بزرگ و کوچک و پیر و جوان تمام اموال حتی ماشین زیر پا و خانۀ مسکونی خود را تحویل ستاد اجرایی دهند و آوارۀ کوچه و خیابان شوند! بعد یک نفر آدم مؤثر در این کشور پیدا نمی‌شود که به نامه‌شان پاسخ دهد! شما جای آنها بودید چه می‌کردید؟ آخر در این دنیا هر چیزی حدی دارد. چطور مصادرۀ اموال مردم هیچ حد و مرزی ندارد؟ این ستاد اجرایی با حاصل دسترنج مردم چه می‌کند؟ آنها را به چه مصرفی می‌رساند؟ چرا خود و قضات مربوطه‌اش حد و مرز نمی‌شناسند و به فلاکت شهروندان علاقه نشان می‌دهند؟ همۀ کسانی که این ماجرا را می‌شنوند برآشفته می‌شوند. برخی حرف‌شان این است که اگر به تمام این 57 نفر حبس ابد می‌دادند، کارشان راحت‌تر از این بود! چون در حبس حداقل سرپناهی و جیرۀ روزانه‌ای برای گذران زندگی وجود دارد. با تصرف تمام اموال و پس‌اندازها که تأمین همین مقدار هم برای این بندگان خدا غیرممکن است! من تمام وجدان‌های بیدار و حتی آنهایی که هنوز وجدانشان به طور کامل به خواب ابدی نرفته است، فرا می‌خوانم که اگر این یادداشت را می‌خوانند آن را به دست هر مسئولی بخصوص رئیس قوۀ قضائیه و رئیس ستاد اجرایی برسانند تا فردا روزی نگویند که خبردار نشدند وگرنه در برابر چنین ظلم فاحشی بی‌تفاوتی پیشه نمی‌کردند!

احمد زیدآبادی

26,295 views • 9 months ago

پروفسور گلن دیسن: و شما امروز از لس‌آنجلس به ما پیوسته‌اید. می‌خواستم بپرسم که تحولات کنونی ایالات متحده را چگونه می‌بینید، زیرا به نظر می‌رسد تعداد بیشتری از آمریکایی‌ها معتقدند کشورشان در مسیر اشتباهی حرکت می‌کند؛ دست‌کم این چیزی است که از نظرسنجی‌ها می‌بینیم. این امر عمدتاً به دلیل دستمزدهای راکد، الیگارشی رو به رشد، نابرابری اقتصادی، مشکلات اجتماعی، کاهش اعتماد به رسانه‌ها و دولت، کاهش آزادی‌ها، جنگ‌های پایان‌ناپذیر، قطبی‌سازی سیاسی و بدهی ملی فلج‌کننده است که مشکلی بزرگ محسوب می‌شود و این فهرست ادامه دارد. می‌خواستم بدانم تا چه حد این زوال امپراتوری را در ایالات متحده می‌بینید و چه علائم و نشانه‌هایی را بررسی می‌کنید؟ جیانگ ژوه‌جین: بله، من ۴ روز است که در لس‌آنجلس هستم و این اولین بار است که واقعاً به لس‌آنجلس آمده‌ام. پس برخی از برداشت‌هایم را با شما در میان می‌گذارم و سپس نشانه‌های زوال امپراتوری را توضیح می‌دهم. اولین چیزی که توجهم را جلب کرد این است که در یک هتل ۵ ستاره لوکس اقامت دارم. صبح برای پیاده‌روی به منطقه وست هالیوود رفتم که یکی از مرفه‌ترین مناطق نه تنها لس‌آنجلس بلکه کل ایالات متحده است؛ ساختمان‌های فوق‌العاده زیبا و مردم زیبا. وقتی در یکی از محله‌های پر از رستوران قدم می‌زدم، مدفوع سگی را جلوی خودم دیدم، دورش پیچیدم و چند دقیقه طول کشید تا بفهمم که این در واقع از طرف یک سگ نبوده است! با خودم فکر کردم که چگونه در یک جامعه افرادی هستند که اهمیتی نمی‌دهند و احساس می‌کنند می‌توانند درست در وسط روز در میان خیابان مدفوع کنند و کسی هم اهمیت ندهد.‼️ این به ما می‌گوید که یک فروپاشی واقعی در قرارداد اجتماعی رخ داده است. احساس می‌کنم مردم خود را بخشی از جامعه نمی‌دانند و جامعه نیز بسیاری از مردم را رها کرده است. دیشب به یک مهمانی در پاسیفیک پالیسیدز رفتم؛ جایی که تمام ستاره‌های سینما زندگی می‌کنند. مهمانی در یک عمارت ۲۰ میلیون دلاری برگزار می‌شد که بسیار بزرگ و زیبا بود. چیزی که مرا شوکه کرد این بود که داشتن یک عمارت ۲۰ میلیون دلاری چقدر افراطی و تکان‌دهنده است، زیرا شما عملاً نمی‌توانید از این فضا استفاده کنید؛ فقط یک خانواده و لشکر کارکنانشان در آن حضور دارند، در حالی که ۱۰۰ نفر به راحتی در آنجا جا می‌شوند!‼️ وقتی به بالای تپه نگاه می‌کنم، عمارتی ۲۰۰ میلیون دلاری می‌بینم که ۱۰ برابر بزرگ‌تر است.‼️ در آن مهمانی با مکس بلومنتال گپ می‌زدیم و از تجملات پاسیفیک پالیسیدز گله می‌کردیم، پس تصمیم گرفتیم برای مقایسه به منطقه اسکید رو (Skid Row) برویم. اسکید رو به معنی واقعی کلمه صحنه‌ای از یک فیلم آخرالزمانی بود؛ تاریک بود، زنی لخت در خیابان‌ها می‌دوید و حدود ۴۰۰۰ نفر آنجا بودند که کاملاً توسط جامعه رها شده‌اند و دولت وانمود می‌کند آن‌ها وجود ندارند!‼️ عصرهایی که اطراف هتلم قدم می‌زنم، همه‌جا بی‌خانمان‌ها را می‌بینم. بنابراین، یک شاخص مهم دیگر از زوال امپراتوری، نابرابری شدید و زوال اخلاقی است؛ این مردم به حال خود رها شده‌اند و این نابرابری عظیم یک شاخص اصلی است. نکته سوم این است که برای صبحانه رفتم و سعی کردم ارزان‌ترین جایی را که می‌توانم پیدا کنم. برای یک تست آووکادو ۱۷ دلار پرداختم! نمی‌دانم مردم چگونه می‌توانند این قیمت‌ها را در این کشور تحمل کنند. بنابراین تورم وجود دارد، اما آنچه تورم واقعاً به ما می‌گوید، اساساً افت ارزش دلار آمریکا است. دلار آمریکا دیگر ارزشی ندارد، زیرا در ۱۰ سال گذشته تریلیون‌ها دلار چاپ کرده‌اند و به این کار ادامه می‌دهند تا اقتصاد را پایدار نگه دارند. شما با حباب بدهی هوش مصنوعی مواجهید که دیر یا زود می‌ترکد. جنگی وجود دارد که در آن هفته‌ای ده‌ها میلیارد دلار بدون هیچ هدف واقعی، استراتژی یا چشم‌اندازی هزینه می‌شود. در همین حال، در واشنگتن شاهد قطبی‌سازی سیاسی هستیم که در آن دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان به جای تمرکز بر مسائل اصلی، به یکدیگر انگ می‌زنند. بنابراین فکر می‌کنم نشانه‌های زیادی از زوال امپراتوری وجود دارد و من نسبت به آینده ایالات متحده چندان خوش‌بین نیستم.‼️

آرش یوسفی -ARASH

24,129 views • 1 month ago