Loading video...

Video Failed to Load

Go Home

خشم «حجت‌الاسلام دکتر حسام‌الدین آشنا»، معاون ویژه وزارت اطلاعات در دولت خاتمی از وحید آنلاین و دروغگویی کثیفش در مورد او دلیلی واضح دارد: ترساندن مردم از انگ جاسوسی برای اسرائیل در صوت ارسال ویدیو و خبر به وحید آنلاین. وقتی آشنا با این سابقه امنیتی سطح بالا در...

45,339 views • 1 year ago •via X (Twitter)

2 Comments

Sherlock's profile picture
Sherlock1 year ago

هر چیزی که میگن به شدت بی لیاقتی خودشون رو نشون میدن, هر کاری که میکنند بیشتر تو فاضلاب فرو میرن, #IRGCterrorists

Shelby's profile picture
Shelby1 year ago

جالبه آقازادشون کانادا زندگی می کنن و شهروند کانادا هستن و از مزایای زندگی آزاد در غرب لذت می برن ولی برای مردم اینطور نسخه می پیچند!

Related Videos

‍ ✔️در سوگ بهرام ✍🏻سهند ایرانمهر درگذشت #بهرام_بیضایی ، آن‌هم در روز تولدش، فقط پایان زندگی یک فرد نیست؛ اتفاقی معنادار است که گویی پایان یک دوره فکری در فرهنگ ما را یادآوری می‌کند.گویی حلقه‌ای از یک سنت فکری در فرهنگ ایران، بسته شد. سنتی که در آن هنر شیوه‌ای برای اندیشیدن بود؛ و سینما و تئاتر فقط صحنه نمایش نبود که میدان داوری تاریخ بود. بیضایی را غالباً «کارگردان» می‌نامند، اما این نام‌گذاری، اگرچه درست، به‌شدت نارساست. از نظر من، او پیش و بیش از آنکه کارگردان باشد، ادیب بود؛ و پیش از آن، جامعه‌شناسی تاریخ‌خوان که به سازوکار قدرت، خشونت، حذف و روایت حساس بود. سینما و تئاتر برای او رسانه بودند، نه هویت. هویت او اما در نسبتش با زبان و تاریخ شکل می‌گرفت. شاخصه اصلی آثار بیضایی نه تکنیک سینمایی است و نه صرف رجوع به اسطوره؛ بلکه نحوه صورت‌بندی معنا از طریق زبان است. دیالوگ‌های او بیش از آنکه حامل اطلاعات باشند، حامل تاریخ‌اند. واژه‌های گزیده او تصادفی نبودند و جایی از ادبیات که نقطه کانونی توجه او‌ بود، پیش از او چنین رصد نشده بود، این همان‌جاست که تفاوت «دانستن ادبیات» با «ادیب بودن» آشکار می‌شود. بیضایی ادبیات را نمی‌شناخت؛ در آن سکونت داشت. نثر او نثری سخت‌جان است. نه لغزنده است، نه رها، نه سهل‌الوصول و نه متظاهرانه. جمله‌ها وزن دارند، مکث دارند، ایستادگی دارند. این استحکام زبانی، نتیجه ذوق شاعرانه صرف نیست؛ محصول انضباط فکری است. بیضایی به کلمه اعتماد نمی‌کرد مگر آنکه آزموده شده باشد. به همین دلیل زبان در آثارش نه ابزار تزئین، که میدان کشمکش معناست. از این منظر، او بیش از آنکه فیلم بسازد، متن تولید می‌کرد؛ متنی که مستقل از تصویر، قابلیت خوانده‌شدن دارد. ذهن را تکان می‌دهد و خودش تصویر است. این خصیصه در تاریخ سینمای ایران نادر است. بسیاری تصویر می‌سازند و بعد به‌دنبال معنا می‌گردند؛ بیضایی معنا را می‌ساخت و تصویر را در خدمت آن می‌گرفت. به همین دلیل است که آثارش کهنه نمی‌شوند؛ زیرا به زمانه‌ای خاص پاسخ نمی‌دهند، بلکه به مسئله‌ای تکرارشونده در تاریخ ایران نظیر مسئله روایت، قدرت و حقیقت می‌پردازند. نگاه او به تاریخ، نگاه ستایش‌گرانه یا نوستالژیک نبود. تاریخ در جهان بیضایی میدان افتخار نیست میدان اتهام است. او تاریخ را می‌کاود تا نشان دهد چگونه قربانیان خاموش می‌شوند و چگونه روایت رسمی جای حقیقت را می‌گیرد. در «مرگ یزدگرد»، در «چریکه تارا»، و حتی سایه‌بازی «جانا و بلادور»، تاریخ نه پشت سر ما، که در کنج فراموش شده درون ما به عنوان یک ایرانی است. همین نگاه است که او را به جامعه‌شناسی تاریخ نزدیک می‌کند، بی‌آنکه به زبان آکادمیک پناه ببرد. بیضایی نظریه نمی‌نوشت، ام با صحنه و دیالوگ نظریه می‌ساخت. بیضایی متواضعانه می‌گذاشت تا مدعیان خوانش غلط خود را از تاریخ و ادبیات بخوانند آنگاه در زمانش به دقت نشان می‌داد که از فردوسی تا زن و از قدرت تا ادبیات چگونه به نام نظریه به مسلخ ایدئولوژی و خوانشی وارونه رفتند. اندوهِ فقدان بیضایی، از دست‌دادن یک فیلمساز نیست؛ از دست‌دادن الگویی از اندیشیدن سخت‌گیرانه در فرهنگ ایرانی است. الگویی که زبان را جدی می‌گرفت، تاریخ را ساده نمی‌کرد و مخاطب را تحقیر نمی‌نمود و از همه مهم‌تر در این راه نه وقعی به قدرت می‌گذاشت و نه مجیز مردم را می‌گفت او‌ به جوهره هرچیز کار داشت نه مزاج و مذاق زمانه و خلق آن. او از ما تماشاگر نمی‌خواست؛ شریک فکری می‌خواست و شاید به همین دلیل است که با رفتن او، حس می‌کنیم چیزی بیش از یک فرد از دست رفته است. آنچه رفت بیضایی نبود، امکان پیوند میان ادبیات، تاریخ و هنر با سلیقه و آرایه بی‌نظیر بیضایی بود، پیوندی که او یکی از آخرین حاملان جدی آن بود.

سهند ایرانمهر

28,129 views • 7 months ago

این مصاحبه، نه فقط یک تحلیل سیاسی-مدنی، بلکه یک مانیفست اخلاقی برای کنشگری در دوران بحران است. پرستو فروهر در مصاحبه خود با بی‌بی‌سی فارسی، با دفاع از ذات و کرامت جان انسان، مسئولیت هر یک از ما در قبال جامعه و شهروندان.مان را یاد آور می‌شود و بر «ایستادگی بر عاملیت مردم و نفی میان‌برهای ویرانگر» تاکید می‌کند. فروهر به درستی اشاره می‌کند؛ تغییر درست و پایدار، محصول بلوغ مدنی و تمرینِ تدریجی است. او با تکیه بر مشاهداتش از ایران در بیست‌وهفتمین سالگرد پدر و مادرش (آذر ۱۴۰۴)، تأکید دارد که جامعه ایران از مرحله «زن زندگی آزادی» به این سو دستاوردهای بزرگی را کسب کرده و حکومت را به عقب رانده، نباید آنها را فدای مداخلات خارجی یا خشونت‌های کور کرد. کنایه او به تقلیل دادن قربانیان اعتراضات به «تلفات جنگ» (در واکنش به رویکردی که در مصاحبه‌ی سی‌بی‌اس نیوز از سوی رضا پهلوی مطرح شد)، در واقع دفاع از حرمت خون شهروند در برابر سرباز جنگ است. از نظر فروهر، وقتی معترض را «سرباز» و اعتراضات را «جنگ» بنامیم، عملاً به حاکمیت مجوز سرکوب جنگی داده‌ایم و عاملیت مدنی مردم را سلب کرده‌ایم. تأکید او بر اینکه نباید سرنوشت مردم را به افرادی چون ترامپ یا نتانیاهو گره زد، برخاسته از این باور است که دموکراسی «وارداتی» یا ناشی از «تغییر رژیم از بیرون»، هرگز به حاکمیت مردم و سعادتمندی منجر نمی‌شود، فروهر با معرفی راه دیگری، راهی که زاییده مبارزه و رنج توأمان جامعه می‌داند، با هوشمندی از دوقطبی‌های کاذب (مانند «تسلیم یا جنگ») عبور می‌کند و بر «راه سوم» تأکید دارد؛ راهی که از بطن جامعه، از دل رنج‌های مشترک و از طریق گفتگو، همبستگی، مقاومت، ادامه‌ی تقویت جامعه مدنی و عقب راندن حکومت، می‌گذرد. در واقع، پیام اصلی فروهر در این مصاحبه این است که: «هیچ راه میان‌بری برای دموکراسی وجود ندارد که از روی کرامت انسان عبور نکند.» او یادآوری می‌کند که مسیر دشوار و تدریجی، در نهایت پایدارتر از هر تغییر ناگهانی و وابسته به قدرت‌های بیگانه است. Parastou Forouhar

Parsa Biparva

25,188 views • 6 months ago

این بابه‌ قلندر نام نه در اندراب تولد شده است و نه هم بزرگ شده است، بلی پدرش اندرابی است و فرزندان او به شمول همین قلندر نام در دشت کیله‌گی بغلان زندگی می‌کردند و مصروف خربزه‌کاری و خربزه‌فروشی بودند. در تمام عمرشان حتی دروازه مکتب را ندیده‌اند. قلندر نام با استفاده از شرایط و روزگار، از درآمدزایی تیک‌تاک این ترفند را پیشه گرفته و در این دو سال گذشته پول زیادی به دست آورده است. صحبت‌هایش با رفیق‌هایش موجود است که می‌گوید: «مه دیوانه بودم می‌رفتم دهقانی می‌کردم؛ اصل پیسه این‌جه بوده است» این قلندر با مرکب ساختن بسیاری از مردم خوب پول جمع کرده است. این‌جای افتخار است که پس از استاد مزاری، یک بچه‌ی بی‌سواد اندرابی با تذکره‌ی «پدر در پدر و خودش تاجیک»، رهبری هزاره‌ها را به عهده گرفته و می‌خواهد مردم شریف هزاره را به رستگاری برساند. هر قدر می‌توانید این آدم را حمایت مالی کنید و بزرگش بسازید، اگر فردا چوب را در ک…ن‌تان زد و نام‌تان را «کشمش» گذاشت‌از ما گله نکنید و نگویید که چرا توسط این جاسوس تباه‌مان کردید از ما گفتن بود بیرار! فرزند پدر اندرابی که از پدر پدر تاجیک باشد و پدرش با تذکره‌ی تاجیکی شهید شده باشد، به خون پدر خود خیانت نمی‌کند. هرچه است از ماست و عزیز ماست. این را تاریخ خواهد نوشت: در روزگاری که فرزندان خلف بابه مزاری از بلخ تا بامیان، از بادغیس تا غزنی، نتوانستند مرد میدان شوند و صدای مردانه بلند کنند، فرزند بی‌سواد تاجیک اندرابی آمد و در صف اول برای دفاع از این‌ها برخاست. همین یک اندرابی است که پس از مزاری رهبرتان شده است. برای ما اندرابی‌ها جای خوشبختی و افتخار است. همان‌گونه که هر اندرابی در ذات خود یک رستم و رهبر است… برای این‌که پس از استاد مزاری، ناجی‌تان یک جوان تاجیک اندرابی شده است و برای شناخت بیشتر خانوادگی او این‌جا صدایی از برادر بزرگش را خدمت‌تان اضافه می‌کنم. بابت کلمات ناشایسته‌ای که استفاده می‌کند از شنوندگان معذرت می‌خواهم. با این چشم‌چاکی و بی‌شرمی‌تان مجبورم ساختید تا یکی از قصه‌های پشت پرده را برای‌تان بگویم و این یکی از چندین صدها را به سهم تان بفرستم. بشنوید و مستی کنید! نا گفته نماند که رهبر تان، بابه قلندر اندرابی ۷ ماه است که در زندان‌های ترکیه زندانی است و شاید هم به افغانستان دیپورت شود، پیش از اینکه به دست طالب بی افتد به داد رهبر تان برسید…!

Wahdat Shamal🕊️

10,247 views • 1 year ago

مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا: ما اختلافات بسیار عمیق و ساختاری با حکومت ایران داریم و این کشور بخشی از تحریم‌شده‌ترین کشورها در جهان است؛ اگر نگوییم تحریم‌شده‌ترین. مشکل ما با حکومت ایران صرفا تمایل آن‌ها برای دستیابی به سلاح اتمی و حمایت از تروریسم نیست، بلکه به نحوه رفتار آن‌ها با مردم خودشان مربوط می‌شود. من کشوری در جهان نمی‌شناسم که چنین فاصله‌ای میان حکومتی که کشور را اداره می‌کند و مردمی که هر روز در آن زندگی می‌کنند وجود داشته باشد. این حکومت بازتاب‌ مردم ایران نیست؛ مردمی که وارث یک میراث فرهنگی دیرینه و پرافتخار و تاریخی پرغرور هستند. شما با یک حکومت روحانی و افراطی روبه‌رو هستید که ثروت آن کشور را به دست گرفته و آن را نه برای رفاه مردم و تضمین آینده آن‌ها، نه برای تامین آب و برق کافی، بلکه برای حمایت مالی از سازمان‌های تروریستی در سراسر جهان هزینه کرده است. این کاری است که آن‌ها با پول کشورشان کرده‌اند.

Maryam Rahmati

138,983 views • 7 months ago

در روزهای اخیر، ویدیویی از یک زن ترکیه‌ای در شبکه‌های اجتماعی و برخی رسانه‌های ترکیه منتشر شده است که می‌گوید از سوی همسر افغانش در کابل مورد خشونت قرار گرفته و برای نجات کمک می‌خواهد. این زن خود را جانسو بادور معرفی می‌کند و در تصویر، کبودی‌هایی که نشان‌دهنده آثار خشونت است، در زیر چشمانش دیده می‌شود. او می‌گوید که با یک مرد افغان ازدواج کرده و همواره مورد خشونت قرار گرفته و در حبس خانگی به سر می‌برد. خانم بادور افزود که همسرش پاسپورت و مدارک هویتی‌اش را پاره کرده تا او نتواند از افغانستان خارج شود. خانم بادور در ادامه افزود که به سفارت ترکیه در کابل نیز شکایت کرده است، اما این سفارت به‌رغم تلاش‌هایش نتوانسته برای خروج او از افغانستان کمک کند. او همچنین افزود که همسرش از هیچ کاری برای جلوگیری از خروج او از افغانستان دریغ نمی‌کند و تهدید کرده است که اگر از این کشور خارج شود، «کشته خواهد شد.» خانم بادور در این ویدیو از دولت ترکیه و خانواده‌اش می‌خواهد که برای خروج فوری او از افغانستان اقدام کنند. براساس یک یادداشت منتشرشده در اکس، محمود تانال، نماینده حزب جمهوری‌خواه خلق ترکیه، با وزارت خارجه و سفارت این کشور در کابل درباره این موضوع تماس گرفته است. این یادداشت که توسط یک خبرنگار منتشر شده و آقای تانال نیز آن را بازنشر کرده، می‌افزاید: خانواده در انتظار یک بیانیه رسمی و اقدام عملی از سوی وزارت هستند. هم‌زمان، شبکه تلویزیونی نو خبر در ترکیه ویدیویی گزارشی در این باره منتشر کرد که در آن علی‌جان بادور، برادر این زن، می‌گوید که از وزارت داخله طالبان و سفارت ترکیه در کابل با این خانواده تماس گرفته شده است. آقای بادور افزود که با این حال، پیشرفتی در این زمینه حاصل نشده و خواهرش همچنان در کابل نگه داشته می‌شود و جانش در خطر است. او خواستار رسیدگی هرچه فوری به این موضوع شد. افغانستان اینترنشنال با سفارت ترکیه در کابل نیز درباره وضعیت جانسو بادور تماس گرفته است، اما تاکنون پاسخی دریافت نکرده است.

افغانستان اینترنشنال

53,299 views • 3 months ago

یک شهروند به نام «حامد آزادبخت» با انتشار ویدئویی در اینستاگرام گفته است که روز گذشته، هنگام حضور در اعتراضات، هدف شلیک ساچمه قرار گرفته است. او در این ویدئو می‌گوید اوایل شب برای اعتراض از خانه خارج شده و در جریان آن، سه ساچمه به ناحیه سر و صورت او اصابت کرده است. آزادبخت با اشاره به شدت جراحاتش می‌گوید اگر محل اصابت ساچمه‌ها تنها یک سانتی‌متر جابه‌جا می‌بود، ممکن بود بینایی خود را از دست بدهد. او خطاب به نیروهای حکومتی می‌گوید کسانی که در خیابان ماشه را می‌چکانند، به این فکر نمی‌کنند که گلوله یا ساچمه به چه کسی و کجا برخورد می‌کند و تأکید می‌کند که خود او «دشمن یا مزدور» نیست، بلکه جوانی شبیه بسیاری دیگر است که با مشکلات معیشتی و تأمین مسکن دست‌وپنجه نرم می‌کند. این شهروند در ادامه می‌گوید از شرکت در اعتراض پشیمان نیست و اضافه می‌کند حتی اگر برای بازداشت او اقدام شود، اعتراضی ندارد. او سخنانش را با تأکید بر آینده کودکان ایران و اینکه آینده متعلق به آن‌هاست، به پایان می‌رساند.

اتاق خبر منوتو

17,663 views • 7 months ago

شهروند معترض مازندرانی: با وجود فشارهای امنیتی فرار نمی‌کنم؛ ریشه‌ام در این خاک است یک شهروند معترض به نام علی رضایی از آمل با انتشار ویدیویی در صفحه اینستاگرام خود، از فشارهای امنیتی پس از حضور در اعتراضات خیابانی خبر داده و تأکید کرده است که با وجود تهدیدها، قصد ترک شهر یا کشور را ندارد. علی رضایی در این ویدیو می‌گوید که طی روزهای گذشته اعتراض خود را هم به‌صورت علنی و هم با حضور در خیابان اعلام کرده و پس از آن، سیم‌کارت تلفن همراهش مسدود و حساب بانکی‌اش بسته شده است. او این اقدامات را تلاشی برای اعمال فشار و وادار کردنش به سکوت توصیف می‌کند. این شهروند معترض با تأکید بر اینکه همچنان در داخل کشور و در شهر خود حضور دارد، می‌گوید: «ما ایرانی‌ها و مازندرانی‌ها ریشه‌مان در این خاک است و نمی‌شود ما را از اینجا کند.» او هشدار داده است که در صورت آسیب‌دیدن او، افراد بسیاری صدای اعتراض را ادامه خواهند داد. علی رضایی در ادامه سخنانش به سابقه بازداشت و زندان خود اشاره می‌کند و می‌گوید که پیش‌تر دو سال در زندان بوده و در جریان اعتراضات هدف اصابت گلوله قرار گرفته است. او همچنین از وضعیت جسمانی نامناسب خود در دوران بازداشت، محرومیت از دسترسی به دارو و اعتراض مادرش به ادامه نگهداری او در زندان با وجود بیماری سخن می‌گوید. به گفته این شهروند، پس از آزادی نیز بارها از سوی نهادهای امنیتی احضار و به مراکز اطلاعاتی منتقل شده است. او در پایان ویدیو تأکید می‌کند که با وجود همه این فشارها، از موضع خود عقب‌نشینی نخواهد کرد و می‌گوید: «انسان‌هایی مثل من فدا می‌شوند، اما فرار نمی‌کنند. من فدا می‌شوم، ولی فرار نمی‌کنم.» ali_rezaei.amoli ـ جمهوری اسلامی تنها در خیابان‌ها یا زندان‌ها نمی‌کشد بلکه با ایجاد تنگنای معیشتی برای معترضان عملاً می‌خواهد آنها را از هستی و یک زندگی معمولی ساقط کند. محرومیت از حقوق اجتماعی یکی از روش‌های سرکوب جمهوری اسلامی است روشی که در واقع سرکوب نرم تلقی می‌شود. #اعتراضات_سراسری #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا

توانا Tavaana

13,817 views • 7 months ago

در برنامه «سمتِ نو ِ» تلویزیون «منوتو» گفتاری داشتم در اینکه چرا نباید در انتخابات ج.ا شرکت کرد. این نمایش‌ها برای جمهوری اسلامی، مانند مناسکی بلاگردان است. چیزی از گونه بیعت با خلیفه! همه کاری می‌کند و از هر دست حیله و نیرنگی که می‌داند و می‌شناسد بکار می‌گیرد که مردم پای صندوق بروند. استادکارِ این ترفندها هم خود اصلاح‌طلبان هستند و می‌دانند پیش از هر گامی باید امیدی که در مردم برای بازگشت به پادشاهی شکوفا شده پژمرده کنند. همین امید بود که مرگ اصلاحات را فریاد زد. بی‌دلیل نیست که این روزها کسانی که پیشینه همکاری و دوستی با هاشمی رفسنجانی و تیم‌اش را دارند یا زمانی در جبهه اصلاحات از گرم کنندگان تنور انتخابات بوده‌اند؛ چونان سوته‌دلانِ جهادی و دل‌سوخته از دستِ پادشاهی‌خواهان، با تمام تاب و توش و توان در تاختن به پادشاهی آستین بالا زده‌اند که مردم را از امکان پیروزی و بازگشت پادشاهی ناامید کنند. به کار فراخوانده شده‌اند که به پادشاهی‌خواهان برچسب همکاری با سپاه بزنند که همان دوگانه پیشین درست شود و البته سیاهی و شرم همکاری با تروریست‌ها و تجزیه‌طلبان و لوی را بپوشانند.

حجت کلاشی

29,551 views • 2 years ago