Video yükleniyor...

Video Yüklenemedi

Ana Sayfaya Dön

خطاب به من‌وتو و ایران اینترنشنال لطفاً این‌همه صداگذاری نکنید! دارید نون مردم رو آجر می‌کنید! این «موجودِ کارشناس» از رختخواب تا تختخواب تشخیص داده که تمام شعارهای «جاوید شاه» و «پهلوی‌خواهی» همه‌اش صداگذاری کار شماست! کارشناسی‌شو که قبول دارید دیگه؟ عمری «کارشناس همه‌چیز» برنامه‌هاتون بود خب حالا لااقل...

17,871 görüntüleme • 7 ay önce •via X (Twitter)

0 Yorum

Yorum bulunmuyor

Orijinal gönderinin yorumları burada görünecek

Benzer Videolar

ی #نکته آخر شبی بگم و شمعهارو فوت کنم : خوب که به داستان ما مردم و شاه نگاه کنیم ، میبینید که ما و این جناب آقای خاص به یک تعامل دوجانبه رسیدیم که از شگفتیهای دورانه و نمونه مشابه نه در تاریخ ایران که فکر نمیکنم در تاریخ بشر هم داشته باشه .گ و این حاصل نشده ، مگر اینکه شما مردم لباس پرسشگری تنتون کردین و شدین شهروند مدرن پرسشگر . حالا دیگه نگمتون که این اکت شما چه نتایج عظیمی به بار آورده ، که زبان از گفتنش قاصره . که اگه بخام فقط به یک نمونه اشاره کنم ، اینکه شما مردم تنها طی ۲ سال گذشته بارها شاه رو از دهان گرگ کشیدین بیرون و نشونش دادین که این فضایی که برای ایشون میسازن ، یک فضای هایپر رئالیتی دروغینه که با واقعیت زمین تا آسمون متفاوته . که اگر شما ملت سکوت کرده بودین و عین بز اخوش سر تکون میدادین ، هنوز دور شاه رو علینژاد و نازیلا گلستان و دریا صفایی و همین لشکر اراذل و اوباش گرفته بودند و شاه هم به تصور اینکه این جماعت سخنگویان واقعی جامعه ایران هستند ، تمام کارت پهلوی را برای این اراذل خرج میکرد . در یک کلام‌ شده پینگ‌پونگ . شاه بغل دست هرکسی که مینشینه ، به ما مردم سیگنال میده این بابا عیارش چیه ؟ شما مردم قبولش دارید ؟ بلافاصله طرف میره زیر ذره‌بین ملت و به سرعت معلوم میشه طرف آدم مردمه یا حکومت ، الباقیشم دیگه خودتون دیدین دیگه ، من چی بگم ؟ زوزه‌های علینژاد ، ی نمونه اخیرشه . خلاصه که شما ملت شدین هسته گزینش رهبران سیاسی ، نه رهبران زورچپونی . من به شخصه معتقدم شاه این حق مسلم رو داره که در کنار هرکسی بنشینه و با هرکسی که صلاح میدونه صحبت کنه ، ائتلاف کنه و حتی متحد بشه . به شرطی که طرف ، طرف درست باشه . نه اینکه ی صیغه‌رو دوزاری مثل علینژادی که تازه میگن و شایعه است که این زنیکه ، گعضو باند #فائزه_هاشمی|ه . پس این بازی ما ملت با این مهره‌هایی که هوش کافی دارند ، نه عقل سلیم دارند و نه مهارت کافی برای کارشون ادامه خواهد یافت تا زمانی که مهره‌های اصلی بیان جلوی صحنه . تا علینژاد و اسمالیون و .... جلوی صحنه هستند کار ما هم چیزی نخواهد بود مگر تخریب این مهره‌هایی که حتی صلاح کار خودشونم نمیدونند . حالا شاید ی روزی گفتند که فلان و بهمان چهره سیاسی کشور از داخل کشور میخان با شاه مذاکره کنند ، متحد بشن ، ائتلاف تشکیل بدن ، اونوقته که دیگه باید همه چیز رو سپرد به کف #وکیل_ملت و اونجاست که ایشون خودشون میدونند که چه چیزی به صلاح ایران و مردمش هست و البته که به همون ترتیب هم عمل خواهند کرد ، دراون زمان دیگه هر نقد و توهین و توصیفی ، هیچ معنایی نداره مگر بستن دست شاه و جلوگیری از تشکیل یک جریان و روند سیاسی . و‌ما تا امروز برای چی جنگیدیم ؟ برای این جنگیدیم که تمام سناریوهای حذف وکیل ملت رو بسوزونیم که تا این لحظه ، خوب یا بد ، به وظیفه ملیمون عمل کردیم و‌تا امروز شاه رو در سپهر سیاسی کشور حفظش کردیم و و‌ مانع از حذفش شدیم ، حتی با وجود توطئه فتنهٔ جورج تاون . حالا به این فیلم‌ 👇 توجه کنید : در اینجا فائزه شرح‌کشافی در مورد اقازاده‌های پس از انقلاب و تنها آقازاده پیش از انقلاب میده که از قضای روزگار جز خوبی شاه ما نمیگه . و حالا این سئوال مهم پیش میاد که پس چرا طیفی که شبانه‌روز معروفن به توله‌های بابااکبر که لشکر عظمی است از روزنامه‌نگاران آموخته شده توسط بهنود و شمس‌الواعظین و... که نمودشون در علینژاد متجلی میشه ، اینگونه با حقد و حسادت و کینه برعلیه شاه و خاندان پهلوی میتازند ؟ و این سئوالی است که اگر ما مردم ایران یکبار باید به پاسخش فکر کنیم ، فائزه و تمام حضرات اصلاحطلبان باید دوبار به پاسخش فکر کنند . چرا که حداقلش اینه که شاه ما در حال حاضر شده متر و معیار مشروعیت سیاسیون نزد مردم ایران و اتفاقاً دور نیست روزی که اصولگراها آسون‌تر از شما راضی به گرفتن این مشروعیت از ایشون بشوند

Persian Banksy🤨🧐

10,418 görüntüleme • 2 yıl önce

بخش هایی از مصاحبه ی صدیقه وسمقی: ‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️ مجری: الان آقای پهلوی به عنوان چهره آلترناتیو در خارج از ایران مطرح شده و در داخل ایران هم پایگاه اجتماعی داره؛ حالا کم یا زیاد اندازه‌اش، درصدش رو نمی‌دونیم، ولی به هر حال صحبت‌های خود ایشونم اینه که منو در خیابان‌های ایران صدا کردن و خب به هر حال شعارهایی هم بود که در حمایت از ایشون بود. این چقدر این هم‌بستگی می‌تونه در بین داخل و آقای پهلوی اصلاً اتفاق بیفته؟ وسمقی: ببینید مشکلی که وجود داره این هست که جریان طرفدار آقای پهلوی، جریان پادشاهی‌خواهه‌. ببینید نظام پادشاهی، ما ازش سال ۵۷ عبور کردیم. نهاد پادشاهی و نهاد روحانیت، دو نهاد سنتی هستند که همیشه در طول قرن‌ها و هزاره‌ها با همدیگه رقابت داشتن. دو تا قدرت بودن که همیشه با همدیگه رقابت کردن، گاهی با هم سازش کردن، قدرتو تقسیم کردن، گاهی یکی قدرتو به دست آورده. خب ما به نظرم دیگه الان بعد از جمهوری اسلامی باید از این دو نهاد سنتی که هر دو هم در واقع نهادهای استبدادی هستن، باید بتونیم عبور بکنیم.ما سال ۵۷ از نهاد سلطنت عبور کردیم، گذاشتیمش کنار؛ هرچند از استبداد عبور نکردیم. خب نهاد روحانیت که در کمین بود و رقیب نهاد پادشاهی بود، قدرتو به دست گرفت و مردم ایران در اون زمان هنوز اون توانمندی رو برای اینکه نهاد روحانیت رو هم مثل نهاد سلطنت کنار بذارن و پس بزنن، نداشتن. این توانمندی به تدریج به وجود اومده و الان مردم می‌خوان که این نهاد سنتی استبدادی رو هم کنار بذارن. حالا طرفداران آقای پهلوی پادشاهی‌خواهند. نهاد پادشاهی یک نهاد سنتیست؛ هیچ‌وقت انتخابی نبوده، هیچ‌وقت دموکراتیک نبوده. یک نهادیست که خب می‌دونین، شما در تاریخ نگاه کنین در ایران و همه نقاط جهان، پادشاهان با زور اومدن. هر سلسله‌ای اومده، سلسله دیگری رو با زور کنار گذاشته و خودش نشسته و هیچ‌وقت مردم دخالتی نداشتن که مثلاً بیان و پادشاهان رو انتخاب بکنن. من تعجب می‌کنم که بعد از این تجربه‌های فراوان و رنج‌های فراوان، خون‌های زیادی که ما دادیم، ما می‌خوایم دوباره به جای پیدا کردن یک راه سوم و بنیان گذاشتن یک نهاد سوم، باز بیاییم برگردیم به نهاد پادشاهی که یک نهاد به هر حال کهنه و قدیمیست و ذاتشم استبداد داره. چرا؟ چون متمرکز بر فرده. ما مردم در دوره‌ای الان داریم زندگی می‌کنیم که خواهان حقوق بشریم، خواهان به رسمیت شناختن حقوق فردی هستیم، برای خودمون حق انتخاب قائلیم. چرا باید با اعطای یک قدرت مادام‌العمر به یک فرد، به یک خانواده و به یک خاندان، حق انتخاب رو برای همیشه از خودمون و از آیندگانمون سلب بکنیم؟ اگه نسل بعدی اومدن و گفتن که چرا شما این کارو کردید؟ ما نمی‌خوایم مثلاً این حکومت رو، حکومت فردی رو، چه بهش خواهیم گفت؟ اگر که سال ۵۷ مردم نهاد سلطنت رو کنار گذاشتن و از اون چاه افتادن تو چاه بعدی یعنی باز هم نهاد روحانیت، و حالا می‌خوان اونو کنار بذارن، آیا ما نباید از این تجربه‌ها درس بگیریم؟ به نظر من مردم به خاطر اینکه به استیصال رسیدن، مردم به خاطر عملکرد بسیار ناگوار و ناهنجار جمهوری اسلامی، دنبال یک مفری می‌گردن، دنبال یک راه نجات می‌گردن و خب سرمایه‌گذاری زیادی شده روی آقای پهلوی از لحاظ تبلیغاتی و غیره که ایشون به یک آلترناتیو و بدیل تبدیل بشه. حالا خیلی‌ها هم تصورشون اینه که میشه به این ترتیب از جمهوری اسلامی گذر کرد. اما کسانی که نظام پادشاهی رو نظام مناسبی برای آینده ایران نمی‌دونن، نمی‌تونن کنار این جریان بایستن. کسانی که خواهان استقلال ایرانن و نمی‌خوان که یک حکومت به وسیله قدرت‌های خارجی بر مردم ایران تحمیل بشه، نمی‌تونن کنار این جریان بایستن. این جریان متأسفانه این مشکلات رو داره. من می‌دونم ممکنه از این حرفای من هم این افراد ناراحت بشن، اما ما به فکر ایران و نجات ایران هستیم. به نظر من ما همهمون سرمایه‌هامون رو باید صرف ایران بکنیم نه اشخاص. خب اگر اشخاصی به آقای پهلوی علاقه دارن، در آینده وقتی که نظامی برای ایران، به قد و قواره ایران برای دموکراسی و آزادی در ایران به وسیله اندیشمندان و نخبگان این کشور ترسیم شد، تعیین شد، هر کسی بیاد انتخاب بشه توسط مردم برای یک مدت موقتی اداره کشور رو به دست بگیره، ولو آقای پهلوی باشه، دیگران باشن، به انتخاب ملت. خب این اشکالی نداره. ولی اینکه به خاطر علاقه به یک شخص یا به یک خانواده ما بیاییم یک نظام سیاسی برای ایران تعریف بکنیم که ممکنه آیندگان باز هم مخالفت بکنن و ایراد بگیرن و اونا به دردسر بیفتن، من این رو مناسب نمی‌دونم. من همیشه این جمله رو میگم که ما باید ساختار سیاسی آینده ایران رو به قد و قواره این کشور ببریم و بدوزیم، نه به قد و قواره یک شخص و فرد. ۱/۲

آرش یوسفی -ARASH

32,920 görüntüleme • 6 ay önce

بخش‌هایی از صحبت‌های امین بزرگیان در گفت‌وگو با میلاد پورعیسی: ‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️ نسخه کامل این مصاحبه را می‌توانید در کانال یوتیوب هامون تماشا کنید: ‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️ امین بزرگیان: برخلاف تصوری که وجود داشت نسبت به مداخله خارجی در ایران، خب روند جوری شد که این مداخله خارجی مورد استقبال عمومی قرار نگرفت. حالا اینکه مورد استقبال عمومی قرار نگرفت ؛ اصلاً فراموش نکنیم که یکی از زنجیره‌های این پروژه این بود که ما وقتی آسمان رو اشغال کردیم، روی زمین یه اتفاقاتی خواهد افتاد.‼️‼️ این مشاوران و اینا رفتن، مشاوران راستگرا و اپوزیسیون رفتن به این آمریکا و اسرائیل گفتن آقا شما اگر چنانچه فلان جا رو بزنید و آسمون رو بگیرید و اینا، مردم اینقدر عاصی‌ان که میان تو خیابون.‼️‼️ نمونش، نمونه کار شما جنبش‌های مردمی رو ببینید، مردم اومدن تو خیابون. ‼️اون جنبش‌ها به خاطر این به سرانجام نرسید که سرکوب شد ‼️و اگر چنانچه شما این نظم سرکوب‌کننده رو، چه می‌دونم، تضعیف کنید یا از بین ببرید، این به سرانجام می‌رسه، تبدیل میشه به انقلاب. بعد خود شما هم، مخالف پروژه شما هم نیست که نمی‌خواید دیگه در کشورهای خاورمیانه مثل عراق و افغانستان بیاید ‼️و مداخله کنید، خود همین میشه انقلاب. خب این روشن بود، یعنی مشخص بود کسانی که این مشورت رو دادن به آقای آمریکا و آقای اسرائیل، سرسوزنی شناخت از جامعه ایران نداشتن. نمی‌شناختن جامعه ایران. یعنی نرفته بودن حتی این تحقیقات اجتماعی رو ببینن، خصلت‌های جامعه رو ادراک بکنن. یه سری آدم سیاسی بودن که مواجهه‌شون با جامعه ایران این بود که یه سری آدم هر از چند وقت یه بار اومدن تو خیابون و اعتراض کردن و کلاً این چیز رو، این خبر هم بهشون رسیده بود که مردم به اینجاشون رسیده. خب این دو تا رو کنار همدیگه گذاشتن به صورت مکانیکی و گفتن این جامعه، جامعه انقلابی‌ه، جامعه‌ای که درمیاد توی خیابون. در حالی که این ناشی از عدم شناخت جامعه ایران بود.‼️ به چند دلیل. حالا دلایل مختلف و متعددی رو میشه مطرح کرد که اساساً حتی اون وقتی که جامعه می‌اومده بیرون اعتراض می‌کرده، این جنبش، جنبش اعتراضی بوده یا جنبش انقلابی بوده؟ این رو باید اساساً ما سوژه انقلابی در ایران داریم یا سوژه معترض داریم در ایران؟ ‼️پیوندهای جامعه با دولت چه نوع پیوندیه؟ آیا اون پیوندی هست که بشه از توش چیزی تحت عنوان انقلاب رو درآورد؟ انقلاب یعنی تغییر حکومت و فلان این حرفا. بعدشم چیزی که مفروض چیزشون بود این بود که آقاجان، ما در فقدان تمام عناصر انقلاب ‼️‼️مثل رهبری، مثل سازماندهی، مثل چه می‌دونم همه این چیزا، اعتصابات و این حرفا، ‼️‼️اینا رو نداریم و نمی‌تونیم درستش بکنیم و اینا. اینا رو همه رو حواله می‌دادن به اینکه این به خاطر چی سازماندهی نداریم، به خاطر چی اینا رو نداریم؟ که سرکوبه. خب که اینم گفتن به جای همه اینا که نداریم، آمریکا رو داریم، این بیاد. ‼️‼️ فکر می‌کردن که یک راه میانبری وجود داره برای انقلاب. برای همین هم از ‼️‼️کلمه براندازی ‼️‼️استفاده می‌کردن، از کلمه انقلاب استفاده نمی‌کردن، به خاطر اینکه می‌دونستن که این نمی‌تونه انقلاب باشه. انقلاب یه پدیداری از پایینه، احتیاج به سازماندهی داره، احتیاج به پیوند نیروها داره، اتحادهای درون بین طبقات داره، هزار تا چیز دیگه داره، نمیشه اینجوری. برای همین گفتن براندازی. براندازی یعنی که حکومت بره، فقط همین. ‼️‼️ یعنی اون هدف نهایی انقلاب رو فقط منظورشون بود. اون فرایندی که ما به اینجا برسیم، گفتن امکاناتش وجود نداره، اینو آمریکا برامون انجام میده.‼️‼️‼️ همه این عوامل رو وقتی کنار هم می‌ذارید، پس اصلاً چیز عجیبی نبود که جامعه در معرض جنگ وقتی قرار می‌گیره، تن نمیده به اون، به این پروژه.‼️ یعنی با وجود تمام مشکلاتی که داره، با تمام اینکه اصلاً نمی‌خواد سر به تن دولت باشه، ‼️اینی که بخواد وارد چنین پروژه‌ای بشه، این براش غیرممکنه. چرا؟ خیلی ساده‌ست آقای پورعیسی، به خاطر اینکه جامعه، جامعه مدرنیه. جامعه‌ایه که تا حد زیادی دموکراتیکه. تو این جامعه سال‌ها کار شده. حالا ما نتایج ملموس مادیشو نداریم، ندیدیم هنوز، اما ببین، ۲۰۰ سال پیش حدوداً انقلابی شده تو این مملکت، همزمان با اروپا. بعد خود این سازوکار از درون یک انقلابی بیرون اومده به نام ۵۷. و از نیمه دهه ۷۰ تو مملکت آدما کتاب چاپ شده، روزنامه چاپ شده، ارزش‌های دموکراتیک مهم شده، فلان. همه اینا غیب نمیشه توی جامعه‌ای، هرچقدر هم مسئله داشته باشه. حالا یه موقع است ما فقط به صداهای بلند توجه می‌کنیم، لحظات بیان خستگی‌ها، لحظات بیان خشم‌ها. با اینا نمیشه معیار فهم گذاشت. لینک کانال یوتیوب هامون:

آرش یوسفی -ARASH

12,538 görüntüleme • 1 ay önce

عزیزان عزیزان عزیزان، تا می‌تونید این توئیت عمو مارک‌لوین رو [توئیت زیر] ریتوئیت، لایک و منشن بذارید که تمام تایملاین‌های عالم رو فرا بگیره. نمی‌دونید عموی عزیزم «مارک‌لوین» که حتی لقب منصور حلاج زمانه هم حق مطلب رو در خصوص این ابرمرد ادا نمی‌کنه، دیشب توی برنامه‌ش در فاکس‌نیوز چه سخنرانی غرا، پرشور و درخشانی در انجام داده،باور نکردنی. بخش‌هایی از صحبت‌های این کاوه‌ی آهنگر آمریکایی‌ها که یک‌ تنه پرچم دفاع از مردم ایران رو دست گرفته: «می‌خوام با شما درباره‌ی مردم صحبت کنم، مردم ایران. ۹۲ میلیون نفر که اکثریت قاطع اونها خواهان زندگی در آزادی هستند. می‌خوام از انسانیت بگم. از ارزش‌ها و باورهای یهودی مسیحی. شاید بعضی از شما امروز به کلیسا یا معبد رفته باشید، یا صرفاً دارای این باورهای اخلاقی باشید. شاید اون‌ها رو یاد گرفته‌ باشید یا به صورت شهودی درکشون می‌کنید. اینکه تفاوت درست و غلط و خیر و شر رو می‌دونید. پس می‌خوام درباره‌ی ده‌ها میلیون نفر در ایران صحبت کنم که ۴۷ ساله با اون‌ها مثل حیوون رفتار شده. کسانی که زندانی، شکنجه، مورد تجاوز واقع شده و ده‌ها هزار نفرشون به قتل رسیدن. کسانی که به اون‌ها گفته شده چه نوع موسیقی‌ رو می‌تونن یا نمی‌تونن گوش بدن. می‌خوام درباره‌ی زنان جوان بگم، دختران، خواهران و مادران در ایران که مجبور به پوشندن سر خود هستند و هیچ حقی ندارند، چه برسه به حقوق برابر و در معرض بدترین سوءرفتارها قرار می‌گیرن. می‌خوام از جوونا بگم. جوونای ایران که می‌خوان از جوونی‌شون لذت ببرند، چیزهای جدید و شاد رو تجربه کنند و یاد بگیرن، اما توسط پلیس مخفی رژیم شیعه‌سانان رافضی هزارپدر بازداشت می‌شن و بدون محاکمه عمدتاً در خفا اعدام می‌شن. می‌خوام درباره‌ی کسانی در کشور خودمون آمریکا صحبت کنم که خودشون رو لیبرال، فعال حقوق بشر یا مدافع آزادی‌های مدنی می‌نامند، اما کوچکترین اهمیتی به هیچ‌کدوم از اینها نمی‌دن. قرمساق‌هایی که اعتراض نمی‌کنند و نخواهند کرد، چون حزب دموکرات قرمدنگ یا جریان سیاسی که بهش تعلق دارند، مارکسیست‌ها و اسلام‌گرایان قحبه‌زاده، اونقدر از آمریکا و اسرائیل متنفرند که ترجیح می‌دن ده‌ها هزار ایرانی دیگه به شکلی وحشتناک بمیرند، اما شاهد اون نباشند که کشور ما این رژیم حرومزاده‌ی آدم‌کش رو شکست می‌ده. این جاکش‌ها در خیابون‌ها نیستند. راهپیمایی نمی‌کنند. رهبران مذهبی کجان؟ بعضی‌شون هستند، اما بقیه‌شون کجان قحبه‌ها؟ صداشون رو نمی‌شنوم. شما می‌شنوید؟ می‌خوام از سکوت گروه‌های موسوم به فمینیست بگم که چنان با چپ‌گرایان افراطی و رادیکال گره خوردن که حتی یک کلمه درباره‌ی آزار و تجاوز گسترده به زنان و دختران توسط رژیم هزارپدر شیعه‌سانان رافضی نگفتن‌. هیچی! می‌خوام درباره‌ی کسایی صحبت کنم که می‌گن تهدید هسته‌ای رژیم قحبه‌زادهی روافض قریب‌الوقوع نبود، می‌گن که این یک جنگ انتخابیه، می‌گن که این یک جنگ غیرقانونیه و کسشرایی از این دست. این قرمساق‌های دیوث ذره‌ای حتی به اندازه‌ی یک ارزن اهمیت نمی‌دن که نه تنها در حال کمک کردن و آرامش دادن به این دشمن هولناک هستند، بلکه این دشمن پدرقحبه رو تشویق می‌کنند تا قتل‌عام کنه، اعدام کنه، تجاوز کنه، شکنجه کنه و کارهایی رو انجام بده که رژیم‌های آدم‌کش انجام می‌دن. هیچ چیز، تکرار می‌کنم هیچ چیز شرافتمندانه یا برحقی در مورد هیچ‌کدوم از این گروه‌ها‌ی قحبه یا این افراد سراسر شرارت و تباهی وجود نداره. و در مورد آمریکایی‌هایی که یا ساکتن یا بدتر از اون، تظاهر می‌کنن که این نسل‌کشی در حال اتفاق افتادن نیست، و یا با وجود اینکه می‌دونن در حال وقوعه، با بی‌تفاوتی ازش می‌گذرن. ننگ بر قرمساق‌هایی که این‌طوری فکر می‌کنن. ننگ بر اون قرمدنگ‌هایی که اعتراض نمی‌کنند. ننگ بر جاکشایی که اقدام نمی‌کنند، مخصوصاً اونایی که در جایگاهی هستند که می‌تونن کاری انجام بدن و نمی‌دن. …مردم ایران‌ آزادی‌شون را می‌خوان و می‌خوان زندگی‌شون را پس بگیرن. رژیم آدم‌کش و تروریست هزارپدر روافض رو بگایید، مردم ایران رو آزاد کنید و به هر نوع تهدید توسعه هسته‌ای و آبگرمکن‌های بالستیک در آینده پایان بدید. آیا این اتفاق خوبی برای مردم شریف ایران، برای مردم آمریکا، برای مردم خاورمیانه و کل دنیا نیست؟ ممکنه هزاران دلیل برای کمک نکردن به این مردم و اقدام نکردن وجود داشته باشه و شک ندارم که این دلایل ردیف شده و ارائه شدن. اما یک دلیل وجود دارد که بر همه‌ی اینا برتری داره. دلیلی که از همه اون‌ها مهم‌تره: انسانیت. اراده‌ی بشریت. الان اون بهونه رو نداریم. با تکنولوژی مدرن ما می‌دونیم تو اون کشور چه می‌گذره. ما کشتار مردم عادی رو در اینترنت دیدیم‌ و نگاه کردن به اونا سخته. بیایید اون اشتباه رو تکرار نکنیم.»

Siavash

148,441 görüntüleme • 3 ay önce

با توجه به نزدیکی ماجرای نهایی و تاکید رضاشاه دوم برای آمادکی مردم ایران، مجبور به بازخوانی این موضوع شدم! چرا رضاشاه تاکید داره این‌بار فرق داره؟! در پیام چند روز پیش، نتانیاهو کاملا هوشمندانه همه چیز را لو داد! به همین ۱دقیقه و ۲۵ثانیه! خوب دقت کنید چون نتانیاهو خیلی خیلی دقیق واژگان رو پشت هم چیده: ۱- من و ما و اسرائیل جنگ نمی‌خوایم! شما مردم ایران هم که جنگ نمی‌خواید! جمله آشنا نیست؟! پس کی جنگ می‌خواد؟ بله دیکتاتورهای رژیم! نمیگه دیکتاتور رژیم! جمع می‌بنده! یعنی کل رژیم! این یعنی چی که هم رضاشاه دوم و هم اسرائیل و هم ترامپ تاکید دارند؟! این یعنی مردم ایران نباید قربانی این جنگ رژیم اسلامی شوند و نمی‌شوند! یعنی اگر رژیم تسلیم نشه و حکومت رو واگذار به مردم نکنه، تک تک مهره‌های رژیم را خواهند زد و نه مردم. ۲- نتانیاهو میگه: اما خبر خوبی هست! رژیم هر روز ضعیف‌تر و اسرائیل هر روز قوی‌تر میشه! خوب دقت کنید! داره با مردم ایران صحبت می‌کنه! چرا قوی شدن اسرائیل باید خبر خوبی برای مردم ایران باشه؟!!! بله! یعنی ما پشت شما هستیم و رژیم را ضعیفتر می‌کنیم. خب ضعیف‌تر می‌کنیم که چی بشه؟! حالا می‌ره سراغ اصل مطلب!!!! ۳- میگه رژیم از شما مردم بیشتر از اسرائیل می‌ترسه! میگه برای همین شمارو در بالاترین حد ممکن سرکوب کرده! میگه امیدتون رو از دست ندهید! و اینجا یک نکته امنیتی شاهکار میگه: «من زمزمه‌ها رو می‌شنوم! زن زندگی آزادی!» زن زندگی آزادی چی بود؟! بله خیزش مردم! به عبارتی نتانیاهو داره میگه که ما قوی‌تر هستیم و با شما! امیدتون رو از دست ندهید و زمزمه‌هایی که می‌کنید (نتانیاهو بزن بقیه‌اش با ما!) شما هم مثل زن زندگی آزادی بریزید بیرون! ۴- و اما اینجا یک تاکید موکد داره برای مردم ایران! میگه امیدتون رو از دست ندهید، چون اینبار نه تنها اسرائیل که کل دنیا پشت شما خواهند بود تا رژیم رو نابود کنید. ۵- پس از نکات بسیار مهم بالا، آینده ایران رو برای مردم ایران درصورت انقلاب مجدد، تصویر می‌کنه که ایرانی با کمک ما و کل جهان می‌سازیم سراسر رفاه و اعتبار و افتخار. پس مردم ایران؟! درنگ نکنید! زمان که رسید، زن زندگی آزادی! مثل ۳ سال پیش بریزید بیرون. پایان. جیمز سرباز پادشاهی ایران #KingRezaPahlavi

JamesDean

25,455 görüntüleme • 1 yıl önce

توئیت #مارک‌لوین رو ریتوئیت کنيد، پخش‌ حداکثری 🙏 دیشب توی برنامه‌ش در فاکس‌نیوز سخنرانی پرشور و درخشانی در انجام داد. بخش‌هایی از صحبت‌های این مرد باشرافت آمریکایی‌ها که یک‌ تنه پرچم دفاع از مردم ایران رو دست گرفته: «می‌خوام با شما درباره‌ی مردم صحبت کنم، مردم ایران. ۹۲ میلیون نفر که اکثریت قاطع اونها خواهان زندگی در آزادی هستند. می‌خوام از انسانیت بگم. از ارزش‌ها و باورهای یهودی مسیحی. شاید بعضی از شما امروز به کلیسا یا معبد رفته باشید، یا صرفاً دارای این باورهای اخلاقی باشید. شاید اون‌ها رو یاد گرفته‌ باشید یا به صورت شهودی درکشون می‌کنید. اینکه تفاوت درست و غلط و خیر و شر رو می‌دونید. پس می‌خوام درباره‌ی ده‌ها میلیون نفر در ایران صحبت کنم که ۴۷ ساله با اون‌ها مثل حیوون رفتار شده. کسانی که زندانی، شکنجه، مورد تجاوز واقع شده و ده‌ها هزار نفرشون به قتل رسیدن. کسانی که به اون‌ها گفته شده چه نوع موسیقی‌ رو می‌تونن یا نمی‌تونن گوش بدن. می‌خوام درباره‌ی زنان جوان بگم، دختران، خواهران و مادران در ایران که مجبور به پوشندن سر خود هستند و هیچ حقی ندارند، چه برسه به حقوق برابر و در معرض بدترین سوءرفتارها قرار می‌گیرن. می‌خوام از جوونا بگم. جوونای ایران که می‌خوان از جوونی‌شون لذت ببرند، چیزهای جدید و شاد رو تجربه کنند و یاد بگیرن، اما توسط پلیس مخفی رژیم شیعه‌سانان رافضی هزارپدر بازداشت می‌شن و بدون محاکمه عمدتاً در خفا اعدام می‌شن. می‌خوام درباره‌ی کسانی در کشور خودمون آمریکا صحبت کنم که خودشون رو لیبرال، فعال حقوق بشر یا مدافع آزادی‌های مدنی می‌نامند، اما کوچکترین اهمیتی به هیچ‌کدوم از اینها نمی‌دن. قرمساق‌هایی که اعتراض نمی‌کنند و نخواهند کرد، چون حزب دموکرات قرمدنگ یا جریان سیاسی که بهش تعلق دارند، مارکسیست‌ها و اسلام‌گرایان قحبه‌زاده، اونقدر از آمریکا و اسرائیل متنفرند که ترجیح می‌دن ده‌ها هزار ایرانی دیگه به شکلی وحشتناک بمیرند، اما شاهد اون نباشند که کشور ما این رژیم حرومزاده‌ی آدم‌کش رو شکست می‌ده. این جاکش‌ها در خیابون‌ها نیستند. راهپیمایی نمی‌کنند. رهبران مذهبی کجان؟ بعضی‌شون هستند، اما بقیه‌شون کجان قحبه‌ها؟ صداشون رو نمی‌شنوم. شما می‌شنوید؟ می‌خوام از سکوت گروه‌های موسوم به فمینیست بگم که چنان با چپ‌گرایان افراطی و رادیکال گره خوردن که حتی یک کلمه درباره‌ی آزار و تجاوز گسترده به زنان و دختران توسط رژیم هزارپدر شیعه‌سانان رافضی نگفتن‌. هیچی! می‌خوام درباره‌ی کسایی صحبت کنم که می‌گن تهدید هسته‌ای رژیم قحبه‌زادهی روافض قریب‌الوقوع نبود، می‌گن که این یک جنگ انتخابیه، می‌گن که این یک جنگ غیرقانونیه و کسشرایی از این دست. این قرمساق‌های دیوث ذره‌ای حتی به اندازه‌ی یک ارزن اهمیت نمی‌دن که نه تنها در حال کمک کردن و آرامش دادن به این دشمن هولناک هستند، بلکه این دشمن پدرقحبه رو تشویق می‌کنند تا قتل‌عام کنه، اعدام کنه، تجاوز کنه، شکنجه کنه و کارهایی رو انجام بده که رژیم‌های آدم‌کش انجام می‌دن. هیچ چیز، تکرار می‌کنم هیچ چیز شرافتمندانه یا برحقی در مورد هیچ‌کدوم از این گروه‌ها‌ی قحبه یا این افراد سراسر شرارت و تباهی وجود نداره. و در مورد آمریکایی‌هایی که یا ساکتن یا بدتر از اون، تظاهر می‌کنن که این نسل‌کشی در حال اتفاق افتادن نیست، و یا با وجود اینکه می‌دونن در حال وقوعه، با بی‌تفاوتی ازش می‌گذرن. ننگ بر قرمساق‌هایی که این‌طوری فکر می‌کنن. ننگ بر اون قرمدنگ‌هایی که اعتراض نمی‌کنند. ننگ بر جاکشایی که اقدام نمی‌کنند، مخصوصاً اونایی که در جایگاهی هستند که می‌تونن کاری انجام بدن و نمی‌دن. …مردم ایران‌ آزادی‌شون را می‌خوان و می‌خوان زندگی‌شون را پس بگیرن. رژیم آدم‌کش و تروریست هزارپدر روافض رو بگایید، مردم ایران رو آزاد کنید و به هر نوع تهدید توسعه هسته‌ای و آبگرمکن‌های بالستیک در آینده پایان بدید. آیا این اتفاق خوبی برای مردم شریف ایران، برای مردم آمریکا، برای مردم خاورمیانه و کل دنیا نیست؟ ممکنه هزاران دلیل برای کمک نکردن به این مردم و اقدام نکردن وجود داشته باشه و شک ندارم که این دلایل ردیف شده و ارائه شدن. اما یک دلیل وجود دارد که بر همه‌ی اینا برتری داره. دلیلی که از همه اون‌ها مهم‌تره: انسانیت. اراده‌ی بشریت. الان اون بهونه رو نداریم. با تکنولوژی مدرن ما می‌دونیم تو اون کشور چه می‌گذره. ما کشتار مردم عادی رو در اینترنت دیدیم‌ و نگاه کردن به اونا سخته. بیایید اون اشتباه رو تکرار نکنیم.» #JavidShah‌‌‌‌‌

آوای ایران

19,835 görüntüleme • 3 ay önce

این سخنرانی ساعدی یک نمونۀ عالی برای اینه‌که ببینیم یک نویسندۀ روشنفکر چپ چه توانایی بالایی در جذب مخاطب داره. در نیمۀ دوم مهر ۱۳۵۶، انجمن فرهنگی ایران و آلمان، موسوم به «انستیتو گوته»، به پیشنهاد کانون نویسندگان ایران ــ که در واقع کانون اصلی روشنفکری چپ ایران بود ــ برنامۀ «شب شعری» برگزار کرد که به «شب‌های شعر گوته» معروف شد. ده‌ها نویسنده، عمدتاً چپ، در این مراسم سخنرانی کردند و با صراحتی کمتر یا بیشتر به حکومت شاه تاختند. گفته می‌شه که تا چند هزار نفر در این مراسم شرکت می‌کردند و این برنامه از نقاط عطفِ جرقه انقلاب بود. برای کسی که چندان آشنا به مسائل نظری نیست، این سخنرانی ساعدی همون‌قدر مفتون‌کننده‌ست که سخنرانی‌های علی شریعتی برای دانشجویان فنی در حسینیۀ ارشاد می‌تونست باشه. جوان دانشجوی رشتۀ مکانیک اطلاعاتی از تاریخ اسلام نداشت... اما وقتی کسی براش تاریخ صدر اسلام رو به کف خیابون‌های تهران می‌آورد و به مسائل روز گره می‌زد و به ویژه ظاهری مترقی بهش می‌داد، سحر می‌شد؛ طلسمی به گردن اون جوان می‌انداخت که او رو سال‌های سال تا اردوگاه اشرف می‌کشید. به صحبت‌های ساعدی دقت کنید... دقیقاً مانند کسیه که هر چی دم دستش میاد پرتاب می‌کنه. داره به «شبه‌هنرمندان» حمله می‌کنه، اما این شبه‌هنرمند یک چهرۀ ساختگیه؛ یک شخصیت فرضیه. یعنی نمی‌دونی الان مصداق این ویژگی‌ها چه کسیه... فقط یک سری سرنخ وسط حرفش می‌تونید پیدا کنید: مثلاً یهو می‌گه «دلقک‌بازی گوگوش و ستار»؛ اشتباه نکنید! منظورش این نیست که گوگوش و ستار شبه‌هنرمند بودند! نه! اصلاً گوگوش و ستار هنرمند نبودند که بخوان به مقامِ «شبهِ»هنرمندی تنزل درجه داده بشن! بلکه متوجه می‌شید شبه‌هنرمند کسیه که گوگوش و ستار رو تأیید می‌کنه. یا مثلاً متوجه می‌شد شبه‌هنرمند کسیه که به گفتۀ ساعدی از اینکه «چارتا کون‌نشور آمریکایی» آثارش رو دیدند، خوشحاله! متوجه می‌شید شبه‌هنرمند کسیه که مشکل سیاسی نداره، کسیه که در جشنواره‌ها شرکت می‌کرده، به جشنواره‌های کشورهای دیگه می‌رفته... و طبعاً چون ساعدی با «جشن و مهمونی» خیلی مشکل داشته، تأکید می‌کنه که شبه‌هنرمند «از این جشن به اون جشن می‌ره». در نهایت متوجه می‌شید که رفقای تامغزاستخوان‌چپِ ساعدی، یعنی به‌آذین و گلشیری و تنکابنی و شاملو، هنرمند واقعی‌اند. هر کسی غیر از این جمعِ قدیسان می‌تونه در زمرۀ این نقد روشنفکرِ متعالیِ ما قرار بگیره. این روشنفکری هر توانایی‌ای نداشته باشه، قطعاً توان تخریبی فوق‌العاده بالایی داره ــ اصلاً شاید «تخریب» بزرگ‌ترین ویژگی این روشنفکری باشه؛ تخریبی که البته مقادیر زیادی از ماهیتش ساختۀ چپ‌گراییه. از مهدی تدینی

فلات ایران

26,488 görüntüleme • 8 ay önce

روز اول که جنگ شروع شد یادمه که چندین بار این ویدیوی پرزیدنت ترامپ برای اعلان آغاز جنگ رو نگاه کردم با اشک ذوق و هیجان! الان که چند ماهه درگیر آتش بس و بگیر نگیر و ضد ترامپ و طرفدار ترامپ و این حرفا هستیم فک کردم برم دوباره این ویدیو رو نگاه کنم ببینم چی بهمون گفته بوده و آیا زیر حرفش زده یا نزده! ویدیوی کامل ۸ دقیقه است اما این دو تا تیکه اش از همه مهمتره برای ایرانی ها: ۱- هدف از جنگ برای ترامپ : هدف ما دفاع از مردم آمریکا با از بین بردن تهدیدات قریب‌الوقوع رژیم ایران است؛ گروهی وحشی، بسیار سخت‌گیر و وحشتناک. فعالیت‌های تهدیدآمیز آن مستقیماً ایالات متحده، نیروهای ما، پایگاه‌های ما در خارج از کشور و متحدان ما در سراسر جهان را به خطر می‌اندازد. ۲- چگونگی پایان جنگ و پیام به مردم ایران: به اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نیروهای مسلح و همهٔ پلیس می‌گویم که باید سلاح‌هایتان را زمین بگذارید و از مصونیت کامل برخوردار شوید. در غیر این صورت، با مرگ قطعی روبه‌رو خواهید شد. پس سلاح‌هایتان را زمین بگذارید. با شما منصفانه رفتار خواهد شد و مصونیت کامل خواهید داشت، یا اینکه با مرگ قطعی مواجه می‌شوید. و در پایان، به مردم بزرگ و مغرور ایران می‌گویم که امشب ساعت آزادی شما فرا رسیده است. در پناهگاه بمانید. خانه را ترک نکنید. بیرون بسیار خطرناک است. بمب‌ها همه‌جا فرو خواهند ریخت. وقتی کار ما تمام شد، حکومت را به دست بگیرید. مال شماست که بگیرید. این احتمالاً تنها فرصت شما برای نسل‌ها خواهد بود. سال‌های زیادی از آمریکا کمک خواستید، اما هرگز به شما داده نشد. هیچ رئیسی‌جمهوری حاضر نبود کاری را که من امشب حاضر به انجام آن هستم، انجام دهد. حالا رئیسی‌جمهور دارید که آنچه می‌خواهید را به شما می‌دهد. پس ببینیم چگونه پاسخ می‌دهید. آمریکا با قدرت عظیم و نیروی ویرانگر از شما پشتیبانی می‌کند. حالا زمان آن است که کنترل سرنوشت خود را به دست بگیرید و آیندهٔ مرفه و باشکوهی را که در دسترس شماست، آزاد کنید. این لحظهٔ اقدام است. نگذارید از دست برود.»​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​ تا اینجایی که من میبینم ترامپ هنوز همون هدف رو دنبال میکنه شاید ما بد متوجه شدیم که قراره بیاد برامون رژیم عوض کنه ولی خودش از اول گفت هر کی تسلیم شد رو میبخشه و مردم ایران هستن که آخرش این رژیم رو عوض میکنن! شاید هم شما برداشت دیگه ای دارید؟ لطفا یادتون باشه منظور من طرفداری از ترامپ نیست فقط میخوام واقع بین باشم تا چه حد باید روی کمکش حساب کرد برای تغییر رژیم!

Yalda - The Infidel 🇮🇷🇮🇱🤍💙🩵

41,808 görüntüleme • 24 gün önce

اونایی که انتقاد میکنند که چرا ترامپ کار رو یکسره نمیکنه و ترامپ این و ترامپ آن این ویدیو رو حتما ببینند. این خانم یک تحلیلگر و محقق هستش که تحلیلهایش همیشه درست و منطقی بوده. میدونم که ما ایرانیها بی صبرانه منتظر پیروزی و آزادی هستیم و از ترامپ ناامید شدیم و از زاویه مردم ایران به این مسئله نگاه میکنیم ولی یادمون باشد که مسئله فقط نجات ایران نیست چون اگر آخوند و رژیم تنها بودند این همه سال دوام نمی آوردند. ایران آخرین سنگر گلوبالیستها و دولتهای استعمارگر در سایه و شرکتهای چند ملیتی ست. مسئله از بین بردن کل سیستم سلطه امپراطوری انگلیس در اون منطقه و ایران و تغییر دادن سیستم برده داری نوین بانک مرکزی میباشد. وقتی میگوییم سلطه انگلیس منظور فقط انگلیس نیست منظور شرکتهای میلیاردی بیمه و نفتی و بانکهای مرکزی ست که توسط امپراطوری انگلیس و گلوبالیستها برای سلطه در آن منطقه وجهان و کنترل نفت و قیمت آن و در نتیجه کنترل ‌اقتصاد دنیا تاسیس شدند که از بودن آخوند و رژیم و سپاه سودهای کلان جهانی هم میبرند و از رژیم مخصوصا رژیمی دا ای انرژی عسته ای همیشه میتوانند به عنوان یک مترسک سر جالیز برای ترساندن منطقه و کشورهای دیگر و کنترل آنها و مردمانشان استفاده کنند. پس بدون از بین بردن این دستهای پشت رژیم و کنترل این شرکتها هر حرکت و یا تغییر رژیم میتواند یا با شکست روبرو شود و یا کوتاه مدت موفق باشد و دوباره یک کودتا و یک انقلاب رنگی دیگه ای از طرف این شرکتها و یا همان امپراطور شکل بگیرد در واقع ما احتیاج به پنچر گیری و وصله زدن نداریم بلکه کل چرخهای این دستگاه باید عوض شود تا این ماشین که همان ایران است بتواند صدها سال بدون مشکل و آزادانه به جلو و به سوی پیشرفت و شکوفایی حرکت کند وگرنه هر کار دیگه ای فقط وصله زدن به چرخهای پوسیده شبیه خواهد بود حتا اگر شاهزاده عزیزمان هم برگردد و این دستهای امپراطوری انگلیس و شرکتهای نفتی و بيمه کوتاه نشده باشد هر اتفاق ناگواری شبیه انقلاب ننگین پنجاه و هفت دوباره بعد از چندین سال توسط خائنین و مزدوران آنها در ایران رخ خواهد داد‌. گلوبالیستها و این شرکتها و دولتها در حال حاضر از لحاظ مالی و اقتصادی ضربه بسیار بزرگی خوردند و میخورند برای نمونه از دست دادن کنترل تنگه هرمز و کنترل نفت و قیمت آن و در نتیجه از دست دادن کارت مترسک افزایش نفت و بالا بردن قيمت کالاها و... اگر الان نتیجه ان را نمیبینیم بخاطر اینه که این شرکتها و دولتهای در سایه تمام سعی خود را میکنند تا از طریق تبلیغات و رسانه های چپ نتیجه کار رو وارونه و به ضرر آمریکا نشان بدهند بخاطر همین هم هست که مدام میشنویم آمریکا در تنگه هرمز ناتوان مانده. این دولتها عاشقانه منتظر حمله تمام و کمال و نیروهای زمینی آمریکایی به ایران هستند تا از طولانی شدن جنگ به ضرر ترامپ و به نفع رژیم در انتخابات آمریکا و در رسانه های چپ و توسط اروپا استفاده کنند و در نتیجه ترامپ رو مجبور به قبول یک شکست و یا صلحی که رژیم برنده میدان باشد کنند. پس توصیه میکنم صبور باشید و به این مسئله از زاویه های دیگر هم برای نجات ایران و منظقه نگاه کنید و احساسی برخورد نکنید. در آخر یادآور میشوم هر کاری هم که ترامپ بکند اول برای مردم آمریکا خواهد بود و بعدش برای آماده کردن زمینه برای حضور مردم ایران در خیابانها و زدن ضربه آخر به رژیم توسط خود مردم ایران. البته با هزینه جانی بسیار کمتر. یادمان نرود هیچ پیروزی بدون کمک خود ما اتفاق نخواهد افتاد ولی این پیروزی نباید موقتی باشد بلکه باید دهها نسل دوام بیاورد. پاینده ایران و جاوید شاه تا ابد و یک روز✊️✌️🙏

Masoud Pouia💚🤍❤️🦁☀️MIGA

47,193 görüntüleme • 26 gün önce

ایستادگی تا آخرین نفس: نه به جمهوری اسلامی. شما مشروعیت ندارید، دادگاه انقلاب را به رسمیت نمی‌شناسم؛ بازداشت کنید. به نام خدای رنگین‌کمان خدای خدانور، مهسا و کیان طی ماه‌های گذشته دوبار برای محاکمه در خصوص پرونده اعتراضات مهسا احضار شدم، اما در دادگاه شرکت نکردم. برای بار سوم نیز احضار شدم و همچنان شرکت نخواهم کرد. اساساً معتقدم دادگاه انقلاب قانونی نیست. مهم‌تر از آن، از نظر مردم ایران، سیستم حاکم جمهوری اسلامی نه مشروعیت دارد و نه مقبولیت؛ و این مردم با تحریم انتخابات نمایشی، این موضوع را اعلام کردند. امروز وظیفه من به‌عنوان یک مبارز سیاسی، ایستادگی بر اصول و ارزش‌هایی است که همگان به آن‌ها باور داریم. مردم ایران بهترین قاضی‌اند: علیه ظلم و استبداد ایستاده‌اند. من هم چون مردم ایران، سیستم قضایی‌ای که به‌عنوان بازوی نهادهای امنیتی عمل کرده و می‌کند، هیچ ارزشی برای قانون قائل نیست و برای افرادی مانند محسن شکاری، سید محمد حسینی و ده‌ها معترض دیگر، صرفاً به‌خاطر اعتراض حکم اعدام صادر و اجرا کرده، و بخش بزرگی از جامعه ایران را به دلیل مخالفت با حکومت بازداشت و روانه زندان کرده و شکنجه را به‌عنوان یک رنج عمومی به جامعه تحمیل کرده است، به رسمیت نمی‌شناسم. پیش‌تر هم گفته‌ام: هر چیزی از من دارید، برای عموم مردم منتشر کنید؛ از بازجویی‌ها گرفته تا مدارک، مستندات و ویدیوهای ضبط‌شده در داخل و خارج زندان. چرا که باور دارم مردم ایران و افکار عمومی اصلح‌ترین قضات هستند و درست‌ترین قضاوت را می‌کنند. تنها در صورتی شرکت می کنم که در دادگاه علنی و با حضور مردم و رسانه‌ها باشد. ایران در قلب من است. می‌توانید مرا زندانی یا اعدام کنید. می‌توانید مرا بکشید، به هر طریقی محدود کنید یا آزار دهید، دست به تخریب و تهمت بزنید. اما نمی‌توانید عشقم به این سرزمین را از من بگیرید و کاری کنید که این مردم و ایران را دوست نداشته باشم. با هیچ تهدید، فشار و زوری نمی‌توانید مرا بنده و برده خود کنید؛ همان‌طور که در بیش از چهار دهه گذشته نتوانستید رویای آزادی و آبادانی را از مردم ایران بگیرید. ما را نمی‌توانید تسلیم خود کنید. من با قلبم و با تمام وجودم برای این کشور و مردم ایستاده‌ام و ادامه خواهم داد؛ کاری که می‌دانم بسیاری از ایرانی‌ها انجام داده‌اند و می‌دهند. هنوز هم باور دارم بسیاری در این مملکت هستند که حاضرند جانشان را برای ایران و مردمش فدا کنند، و من یکی از آن‌ها هستم. فریاد مردم، فریاد من است: شما قاتلید. گفته‌اید: «اگر خود را بی‌گناه می‌داند و جرمی مرتکب نشده، بیاید از خود دفاع کند.» من دفاعی از خود ندارم. حرف من، فریاد بچه‌هایی بوده که در خیابان کشته شدند، چشمشان را از دست دادند و رنج کشیدند. خواسته من، خواسته پرستاران، کارگران، معلمان، دانشجویان و مردم ایران است! چه دفاعی؟ شما قاتلید! شما زندانی کرده‌اید، شکنجه کرده‌اید و اعدام کرده‌اید! شما به دختران این سرزمین در مدارس حمله شیمیایی کردید! من چه دفاعی باید بکنم؟ اگر منظورتان این است که همچنان بر حرف‌هایت هستی؟ بله، هستم. شما عامل ویرانی این مملکت و تباهی زندگی ایرانیان هستید. اگر اندکی شرافت و وجدان درون شما وجود داشته باشد، با این حکومت برای سرکوب مردم همکاری نمی‌کنید، چه در قوه قضاییه و چه در نهادهای اطلاعاتی و امنیتی. خودتان بهتر از ما می‌دانید که ادامه این وضعیت، چیزی جز سقوط این کشور و نابودی حتی خودتان نیست. ایران را ترک نمی‌کنم. قاضی پرونده به وکلا گفته: «مطمئن هستید که رونقی از ایران نرفته؟» همان‌طور که ایران در قلب من جا دارد و بودن در این خاک می‌تپد، من نیز در قلب ایران و برای آزادی ایستاده‌ام و جایی نمی‌روم، جایی ندارم بروم. اگر فکر می‌کنید مردم فراموش کردند یا می‌کنند اشتباه می‌کنید شما خون ریخته‌اید و خون فراموش نمی‌شود، خون می‌جوشد. ما، چیزی برای از دست دادن نداریم، جز این سرزمین و مردمان شجاع و رنج‌کشیده‌اش. هر روز که در این خاک قدم می‌زنم، به زندگی خودم فکر نمی‌کنم، به مرگ این سرزمین فکر می‌کنم که شما دارید آن را رقم می‌زنید. و اینکه باید به فکر نجات سرزمین‌مان از نابودی و سیاهی باشیم. مسأله به دادگاه آمدن نیست، مسأله این است که شما ایران را اشغال و ویران کرد‌ه‌اید و به‌زودی قدرت را به مردم واگذار می‌کنید و بابت همه جنایت‌ها و ویرانی‌ها پاسخگو خواهید بود، بنابراین تاکید می‌کنم انتخاب من این است در ایران می‌مانم خطر زندان، و بازداشت و مرگ را جان می‌خرم و در هیچ دادگاهی حاضر نمی‌شوم، حکم بازداشت صادر و بازداشت کنید، حرفی با شما ندارم و نخواهم داشت، جز همان که مردم ایران با قاطعیت به کلیت نظام جمهوری اسلامی گفتند: «نه!» پاینده ایران، زن، زندگی، آزادی.

Hossein Ronaghi

263,837 görüntüleme • 1 yıl önce

این پاسخ درخشان ترامپ، آیینه تمام‌نمای رنج و خواست مردم ایران و بی‌اثر بودن تمام تلاش جمهوری اسلامی در راستای پروپاگاندای داخلی و خارجی "ضد جنگ" این چند وقت اخیر بود. سیم‌کارت سفید، اصلاح‌طلب و چپی/مقاومتی رو با‌هم شست برد. خبرنگار از ترامپ پرسید: چرا مردم ایران باید زیرساخت‌های کشورشون بمباران بشه و برقشون قطع بشه؟ آیا این کار، مردم رو قربانی کارهای حکومت نمی‌کنه؟ ترامپ جواب داد: اون‌ها حاضرن… بله، واقعاً حاضرن. این رنجه، اما حاضرن تحملش کنن تا آزادی داشته باشن. ایرانی‌ها… می‌دونید، ما بارها پیام‌های دریافت شده (به مضمون) داشتیم که می‌گفتن: «لطفاً بمباران رو ادامه بدید.» حتی وقتی بمب‌ها نزدیک خونه‌شون می‌افتد، می‌گن: «لطفاً بمباران رو ادامه بدید. انجامش بدید.» و این‌ها مردم همون جاهایی هستن که بمب‌ها منفجر می‌شن. وقتی ما می‌ریم و اون مناطق رو نمی‌زنیم، می‌گن: «لطفاً برگردید، برگردید.» این‌ها همون مردمن. من دقیقاً نمی‌دونم چه کار می‌کنن، اما تنها چیزی که می‌تونم بگم اینه که اون‌ها آزادی می‌خوان. ایرانی‌ها تو دنیایی زندگی کردن که شما هیچ چیزی درباره‌ش نمی‌دونید. یه دنیای خشونت‌آمیز و وحشتناک. اگه اعتراض کنید، شلیک می‌کنن. یادتونه اون اعتراض بزرگ زنان؟ جایی که ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزار زن جمع شدن تا اعتراض کنن؟ و ناگهان: بوم، بوم… تو پنج یا شش نقطه، یک زن درست بین دو چشم هدف قرار می‌گرفت. تک‌تیراندازها. فقط پنج یا شش تک‌تیرانداز کافی بود. و اون ۴۰۰–۵۰۰ هزار زن گفتن: «خدای من، این چیه؟» بعد چند نفر کشته شدن، مردم شروع کردن به دعا خوندن: «خدای من، چه کسی چنین کاری می‌کنه؟» این‌ها مردم فوق‌العاده‌ای هستن، اما زندگی‌شون وحشتناک بوده. می‌دونید، ایران کشور بزرگی بوده. اگر ۲۵ سال پیش برگردیم… مردم ایران، فوق‌العاده باهوش و درخشان هستن. من خیلی از اون‌ها رو می‌شناسم. از وقتی نیویورک بودم، افراد زیادی از ایران رو می‌شناختم. اون‌ها مردم فوق‌العاده، پرانرژی و باهوش هستن. اما وقتی تو یه جمعیت ایستادید و اعتراض می‌کنید… و زنی، درباره همون راهپیمایی زنان… همه می‌گفتن: «این پایان حکومته.» اما بعد تک‌تیراندازها شروع کردن به انتخاب افراد. هر کدوم رو از فاصله دور، درست بین دو چشم می‌زدن. روی پشت‌بام‌ها بودن. هیچ‌کس حتی نمی‌دونست از کجا شلیک می‌کنن. این مثل مسلسل نبود (که اون هم خیلی بده و حتی اخیراً انجام شده). این تک‌تیراندازها روی پشت‌بام بودن و زنان رو هدف می‌گرفتن. وقتی مردم می‌دیدن افراد یکی‌یکی زمین می‌افتن، جمعیت ناگهان شروع می‌کرد به فرار… و دیگه هیچ‌وقت بیرون نیومدن. خیلی از رسانه‌ها درباره این موضوع حرف نمی‌زنن. اون‌ها فقط درباره «حقوق زنان» حرف می‌زنن. می‌خواین حقوق زنان رو ببینید؟ اونجا نمی‌بینید. برای من عجیبِ وقتی بعضی افراد احمق مثل AOC و اون گروه درباره «آزادی برای ایران» حرف می‌زنن، اما واقعیت‌ها رو نمی‌گن. زنان، مردان، همجنس‌گرایان… اصلاً «همجنس‌گرایان طرفدار ایران»؟ اون‌ها همجنس‌گرایان رو می‌کشن. از بالای ساختمان پرت می‌کنن. پس واقعاً تعجب می‌کنم چه خبره. تنها چیزی که می‌تونم بگم: اون‌ها می‌خوان بمباران ادامه پیدا کنه، حتی اگه خطر داشته باشه. چون زندگی‌شون همین حالا هم در خطره. اون‌ها آزادی برای ایران می‌خوان. اما اعتراض کردن براشون خیلی سخته. حتی خودم بهشون می‌گم: «بیرون نرید.» کاملاً می‌فهمم. هیچ‌کس در این شرایط بیرون نمی‌رفت. فکر نمی‌کنم کسی این کارو بکنه. چون مسئله شجاعته؟ نه. همه شجاع هستیم. شما شجاعید، من شجاعم. اما باهوش هم هستیم. اگر کسی با بهترین تفنگ‌ها به سمت شما شلیک کنه و هر بار دقیقاً بین دو چشمتون بزنه… و ببینید یکی اینجا، یکی اونجا می‌افته… شما فوراً می‌رید. مهم نیست کی هستید.

Immortal 🇮🇷

54,703 görüntüleme • 4 ay önce

‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️ مجری: مثلاً ۴۰۱ و ۴۰۴ رو نگاه می‌کنید، ۴۰۱ حتماً مدنی‌تر و انجمنی‌تره به نسبت ۴۰۴. نیست این‌طوری؟ سعید مدنی: نه. نه، به نظر من، اولاً که این پیوند و مسیر تحولات اجتماعی، درسته که افت‌وخیز داره، درسته که سینوسیه، اما یک سوگیری عمده‌ای هم داره. چرا باید ۴۰۴ رو، یعنی اعتراضات دی‌ماه رو می‌گی؟ اعتراضات دی‌ماه رو مثلاً در مقایسه با اعتراضات مهسا، چرا باید تفکیکش کرد؟ در وهله اول، وقتی از اعتراضات دی‌ماه صحبت می‌کنیم، باید ششم تا ۱۷ دی‌ماه رو از ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه متمایز کنیم. اگه اعتراضاتِ به‌اصطلاح ۴۰۱، یعنی «زن، زندگی، آزادی» و جنبش «زن، زندگی، آزادی» رو به جان‌باختن مهسا تقلیل بدیم، همون‌قدر هم می‌تونیم اعتراضات دی‌ماه رو به فراخوان ۱۸ و ۱۹ دی تقلیل بدیم. در حالی که اعتراضات مهسا، جنبش مهسا، حاصل یک منازعه و یک ناجنبش زنان در ایران بود که اونجا خودش رو به نحو احسن نشون داد. تونست ۱۰۰ روز توی خیابون مقاومت کنه. تاکتیک‌هاش تا حد زیادی از تاکتیک جنبش‌های قبلی، اعم از جنبش ۹۶ و جنبش سبز تبعیت می‌کرد. شعارهاش بر مبنای نوعی خردگرایی و تجربه تاریخی سوار شده بود و بنابراین تونست این مسیر رو ۱۰۰ روز هم ادامه بده. توی دی‌ماه هم، از ۶ تا ۱۷ دی، شما همون خصلت‌ها و همون تاکتیک‌ها رو می‌بینید. جمعیت میاد توی خیابون. حالا این دفعه مثلاً از جمهوری شروع میشه، پاساژ علاءالدین و اون منطقه، که ترکیبی از طبقه متوسط و دست‌فروش‌هاست، و بعد آرام‌آرام گسترش پیدا می‌کنه. خود اینکه چجوری این‌ها توی اون فضای جنگی و امنیتی یک‌دفعه جمع میشن و بعد بلافاصله به‌صورت وسیع در سطح ملی گسترش پیدا می‌کنه، قابل توجهه. حتی خیلی بیشتر از مهسا، تقریباً دو برابر مهسا. این اتفاق تا ۱۷ دی چجوری میفته؟ این رو باید مرتبط بدونیم با پتانسیل‌هایی که جنبش‌های قبلی ایجاد کردن، شبکه‌های اجتماعی‌ای که از اون موقع شکل گرفته، نقش نیروها و گروه‌های غیررسمی‌ای که از اون زمان وجود داشتن و حتی ذهنیتی که از اون تجربه باقی مونده بود؛ اینکه میشه آمد، اعتراض کرد و توی خیابون حضور پیدا کرد. همه این‌ها ظرفیتی ایجاد کرده بود که توی ۶ تا ۱۷ دی تقریباً همون مسیر طی بشه. اما توی ۱۸ و ۱۹ دی یه اتفاقی میفته؛ یه فراخوان داده میشه. این فراخوان مبتنی بر فهم واقعی از وضعیت ایران نیست، فهم واقعی از جنبش‌های اجتماعی ایران نیست، فهم واقعی از ساختار حاکمیتی ایران نیست و مبتنی بر خرد جمعی داخل هم نیست. بر اساس یک تحلیل غلط و به‌صورت غیرمسئولانه فراخوان داده میشه. اون فراخوان همراه خودش فرهنگ خودش رو هم میاره. یعنی تاکتیک‌هایی رو ترویج می‌کنه که در امتداد تاکتیک‌های قبلی نیست؛ مثل اینکه حمله کنید به مراکز نظامی، مساجد رو آتش بزنید یا چیزهایی از این قبیل. حتی من نمی‌خوام بگم سطحی که این تاکتیک‌ها تونستن عملی بشن خیلی گسترده بود. اتفاقاً خیلی محدود بود و اصلاً قابل توجه نیست. اما چیزی که تونست ایجاد کنه، یک گسست در ۱۸ و ۱۹ دی با قبل از اون بود. چون به نظر من، اگر با همون منطق ۶ تا ۱۷ دی اون اعتراضات ادامه پیدا می‌کرد، حتی می‌تونست روی جنگ تأثیر بذاره، روی تحولات آینده ایران تأثیر بذاره و حتی روی تصمیمات موجود اثرگذار باشه. ولی انگار از طریق اون فراخوان، یک پاس گل به اقتدارگرایی ایران داده شد و این گسست در نهایت مشکلاتی ایجاد کرد.

آرش یوسفی -ARASH

69,596 görüntüleme • 10 gün önce

جناب آقای دکتر مسعود پزشکیان مسئولیت فاجعه بی سابقه دی‌ماه بر گردن شماست! خون سه هزار و صد و هفده ایرانی بر روی آسفالت‌های خیابان‌های ایران ریخته شد! برای بزرگی این عدد باید بدانید که بعد از ۴۰ روز حمله دو قدرت نظامی دنیا که در آن موجودی موشک‌های آمریکا (بزرگترین قدرت نظامی دنیا) ته کشید، تقریبا همین تعداد از ایرانیان شهید شدند! اما در دی‌ماه این تعداد، فقط در دو روز اتفاق افتاد! اینها فقط عدد نبودند! ۳۱۱۷ مادر، ۳۱۱۷ پدر، همسر، فرزند، برادر و خواهر! هزاران خانواده نابود شدند! اتفاقی که به مشروعیت نظام در اذهان، ضربه‌ای مهلک زد و سرمایه اجتماعی آن را متلاشی کرد و همین زمینه‌ای برای حمله نظامی دشمن شد. و این اتفاق در حالی صورت گرفت که وقوع آن پیشبینی می‌شد و امکان پیشگیری از آن ممکن بود. برای مثال در تاریخ یک ماه قبل از دی‌ماه، در مصاحبه‌ای که با علی عبدی (کارشناس مسائل رژیم صهیونیستی) داشتم، ایشان اعلام کردند که اطلاعاتی که از مراکز اسرائیلی منتشر می‌شود، مشخص است که برای ناآرامی‌هایی که به واسطه مشکلات معیشتی مردم ایران متصور است، برنامه ریزیِ مفصلی دارند. ده‌ها اقتصاددان، جامعه‌شناسِ دلسوز هشدار دادند که جامعه از فشار معیشتی در حال انفجار است در حالی که تهدید دشمن بالای سرمان بود. ولی شما همچنان به گرانسازی خود ادامه دادید و گفتید قیمت گوشت با ارز آزاد می‌شود ۶۰۰ هزار تومان! و با این ادعاهای واهی، جراحی‌های اقتصادی نابخردانه پی در پی خود را انجام دادید و آن زمینه‌ای که اسرائیل به دنبال آن بود، فراهم کردید. البته تمام این اتفاقات با تسهیل‌گری آقای دکتر محمد باقر قالیباف صورت گرفت و نقش ایشان هم بسیار پررنگ است. خیلی عجیب است که می‌گویید هنوز هم که هنوز است، نمی‌توانید این اتفاق را فراموش کنید، چون تازه ۶ ماه از این همه فاجعه بی‌سابقه و بزرگ گذشته است و مسئولیت این همه فاجعه باید خواب را از چشمان آدم تا آخر عمر برُباید! من که نمی‌دانم شما چطور می‌توانید سنگینی این بار را تحمل کنید و این‌چنین با آرامش بنشینید و از این فاجعه بگویید، فقط برایتان دعا می‌کنم که عاقلانی در اطرافتان باشند و جلوی شما را بگیرند که بیش از این فاجعه نیافرینید.

امیرحسین جعفری

37,106 görüntüleme • 22 gün önce

آن روزها که شهرام همایون برای بقای شبکه‌ی تلویزیونی‌اش گلریزان راه می‌انداخت و از مخاطبانش پول می‌خواست، برای خیلی از ما سوژه‌ی طنز بود. جمهوری اسلامی هم مسخره‌اش می‌کرد و برایش برنامه می‌ساخت. اما بعضی چیزها را گذر زمان بهتر نشان می‌دهد. امروز که بخش‌هایی از فضای رسانه‌ای و اپوزیسیون ایران با پول‌های غیرشفاف، وابستگی‌های سیاسی و مناسباتی آلوده شده‌اند که استقلال رسانه را به یک شوخی تلخ تبدیل کرده، آن گلریزان‌ها برای من معنای دیگری پیدا کرده‌اند. شهرام همایون دست‌کم جلوی دوربین از همفکران و مخاطبان خودش پول می‌خواست تا رسانه‌اش را سرپا نگه دارد. کسانی به او پول می‌دادند که می‌دانستند به چه کسی و برای چه چیزی پول می‌دهند. ممکن بود من با آن رسانه، عقایدش و سیاستش مخالف باشم، اما امروز ارزش استقلالی را که در آن رفتار بود بهتر می‌فهمم. این روزها وجه دیگری از شهرام همایون هم برای من قابل احترام شده است. در گفتگویی که این ویدیو بخشی از آن است، تماس‌گیرنده‌ای درباره‌ی پل‌ها، نیروگاه‌ها و زیرساخت‌هایی حرف می‌زند که در جمهوری اسلامی ساخته شده‌اند و استدلال می‌کند که چون آخوندها و نهادهایی مثل قرارگاه خاتم‌الانبیا در ساخت آنها نقش داشته‌اند، این‌ها دیگر به مردم تعلق ندارند. شهرام همایون وسط حرفش می‌پرد و می‌گوید: «نه. اول راجع به تعلقش صحبت کنیم.» شاید تمام مسئله همین یک کلمه باشد: تعلق. پل مال آخوند نیست. نیروگاه مال سپاه نیست. پالایشگاه مال جمهوری اسلامی نیست. اگر قرارگاه خاتم مجری یک پروژه بوده، صاحب آن پروژه نشده است. این‌ها با پول مردم ساخته شده‌اند، به دست مردم ساخته شده‌اند و مردم از آنها استفاده می‌کنند. همان‌طور که خود همایون در گفتگو می‌گوید: «آخوند ارث پدری داشته مگه؟» نداشته. ایران هم ارث پدری جمهوری اسلامی نیست. یکی از بزرگ‌ترین خیانت‌های جمهوری اسلامی، به گمان من، دقیقاً همین بوده که برای دهه‌ها تلاش کرده خودش را با ایران یکی کند. مخالف نظام را مخالف ایران نامید. منتقد را جاسوس خواند. معترض را عامل بیگانه، وطن‌فروش و مزدور معرفی کرد. آن‌قدر این واژه‌ها را برای سرکوب شریف‌ترین مخالفان خودش مصرف کرد که معنای خیانت، جاسوسی و حتی وطن را فرسوده کرد. حالا بخش‌هایی از مخالفان جمهوری اسلامی هم همان دروغ را پذیرفته‌اند، فقط علامت معادله را عوض کرده‌اند. جمهوری اسلامی می‌گفت: «من ایرانم، پس مخالفت با من مخالفت با ایران است.» این‌ها می‌گویند: «جمهوری اسلامی ایران است، پس هرچه به ایران ضربه بزند به جمهوری اسلامی ضربه زده است.» دو دشمن، روی یک دروغ مشترک به توافق رسیده‌اند: اینکه ایران همان جمهوری اسلامی است. و اینجاست که ما به یکی از نتایج فاجعه‌بار این سال‌ها رسیده‌ایم. آدمی می‌تواند آن‌قدر از جمهوری اسلامی متنفر باشد که دیگر نتواند میان حکومت و کشور، میان سپاه و جامعه، میان یک نهاد سرکوبگر و زیرساختی که میلیون‌ها انسان از آن استفاده می‌کنند تمایز بگذارد. می‌تواند تخریب پل، نیروگاه یا تأسیسات کشور خودش را نه به‌عنوان آسیب به مردم، که به شکل ضربه‌ای به حکومت تصور کند. من قبلاً در توییتی نوشته بودم جنگ عراق «جنگ تحمیلی» بود و جنگی که امروز درگیرش هستیم «جنگ تحمیقی» است. شوخی با کلمات بود، اما منظورم جدی بود. در این جنگ، مردم فقط قربانی خشونت و حمله نیستند. آنها را احمق فرض می‌کنند و هم‌زمان ماشین‌های تبلیغاتی و رسانه‌ای مختلف مدام در حال فرسایش قدرت تشخیص‌شان هستند. فاجعه فقط این نیست که کسی از حمله‌ی خارجی به کشور خودش استقبال کند. فاجعه جایی عمیق‌تر است: جایی که برای توضیح اینکه یک پل متعلق به مردم است، دیگر باید استدلال کرد. وقتی بدیهیات نیاز به اثبات پیدا می‌کنند، مسئله دیگر صرفاً اختلاف سیاسی نیست. این همان چیزی است که در این ویدیو برای من دردناک است. شهرام همایون دارد تلاش می‌کند چیزی را دوباره بدیهی کند که اصلاً نباید از بدیهی بودن خارج می‌شد: این کشور مال مردم آن است. من خودم چنین اعصابی ندارم. واقعاً ندارم. نمی‌توانم هر مزخرفی را بشنوم و با همان آرامش بنشینم و از ابتدا توضیح بدهم چرا چنین استدلالی از اساس تباه است. شاید این ضعف من باشد. هر عقیده‌ای هم صرفاً به این دلیل که کسی به آن باور دارد، شایسته‌ی احترام نیست. آدم‌ها حرمت دارند، اما همه‌ی عقاید محترم نیستند. بعضی حرف‌ها واقعاً مزخرف‌اند. اما دقیقاً به همین دلیل است که کاری که شهرام همایون در این گفتگو می‌کند برای من ارزشمند است. چون او کاری را انجام می‌دهد که من توانش را ندارم. راه گفتگو را نمی‌بندد. می‌شنود. سؤال می‌کند. از طرف مقابل می‌خواهد تا انتهای استدلالش برود و بعد با همان بدیهیات فراموش‌شده روبه‌رویش می‌کند. این فقط خونسردی نیست. نوعی احساس مسئولیت است. اما اگر بخواهیم منصف باشیم، مسئول اصلی وضعیتی که ما را به این نقطه رسانده پیش از هر کس جمهوری اسلامی است. این حکومت تار و پود اعتماد عمومی را چنان از هم باز کرده که ترمیم آن، اگر ممکن باشد، سال‌ها طول خواهد کشید. وقتی حکومت برای دهه‌ها هر مخالفی را جاسوس می‌نامد، روزی می‌رسد که مردم دیگر حتی نمی‌دانند جاسوس واقعی کیست. وقتی همه‌چیز پروپاگانداست، حقیقت هم اعتبارش را از دست می‌دهد. وقتی دستگاه امنیتی بخش بزرگی از توانش را صرف تعقیب روزنامه‌نگار، فعال مدنی، زن معترض و مخالف سیاسی می‌کند، در همان حال راه برای نفوذ واقعی سرویس‌های خارجی باز می‌ماند. عمق نفوذ اسرائیل در ساختارهای امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی دیگر چیزی نیست که بتوان آن را به سادگی نادیده گرفت. اما برای من حتی دردناک‌تر از نفوذ در یک ساختار نظامی، نفوذ در ذهن جامعه است. ضعیف شدن جمهوری اسلامی برای من تراژدی نیست. فروپاشی قدرت تشخیص مردم، از بین رفتن حس تعلق به کشور و تبدیل شدن ایران به زمین بازی قدرت‌های خارجی تراژدی است. و این همان جایی است که صرف «سرنگونی جمهوری اسلامی» دیگر پاسخ کافی نیست. این حرف به معنای تسلیم شدن یا دست کشیدن از مبارزه نیست. درست برعکس. مبارزه با جمهوری اسلامی باید ادامه پیدا کند، اما اگر قرار باشد فقط رأس هرم عوض شود و همان فرهنگ حذف، همان قهرمان‌پرستی، همان دشمن‌سازی، همان بی‌اعتمادی و همان منطق «هر که با من نیست علیه من است» باقی بماند، چیز زیادی تغییر نکرده است. ما مستحق آزادی هستیم. آزادی حق ماست. اما برای حفظ آزادی باید ظرفیتش را هم بسازیم. باید نهاد بسازیم. شبکه بسازیم. گفتگو یاد بگیریم. شکست سیاسی را تحمل کنیم. مخالف را دشمن ندانیم. یاد بگیریم که اکثریت حق ندارد حقوق اقلیت را له کند و اقلیت هم نمی‌تواند چون رأی نیاورده میز بازی را به هم بزند. باید قواعد مشترکی بسازیم که از اشخاص مهم‌تر باشند. این‌ها کارهای بعد از جمهوری اسلامی نیستند. خود این‌ها بخشی از مبارزه با جمهوری اسلامی‌اند. و شاید نقطه‌ی شروع همان چیزی باشد که شهرام همایون در آن مکالمه گفت: «اول راجع به تعلقش صحبت کنیم.» قبل از اینکه درباره‌ی جمهوری یا پادشاهی دعوا کنیم، قبل از اینکه برای حکومت بعدی اسم انتخاب کنیم، باید دوباره بفهمیم چه چیزی به ما تعلق دارد. این شهرها. این جاده‌ها. این پل‌ها. این نیروگاه‌ها. این حافظه‌ی جمعی. این آینده. و ایران. ایران نه مال جمهوری اسلامی است، نه سپاه، نه آخوند، نه شاه، نه موساد و نه هیچ قدرت خارجی دیگری. اگر قرار است روزی آزاد باشیم، شاید یکی از اولین کارها این باشد که دوباره یادمان بیاید این کشور مال ماست.

Panah Farhadbahman 🎒

62,759 görüntüleme • 14 gün önce

در واقع، من خواستار مشارکت کل جهان هستم. آمریکایی‌ها اگر گفتند می‌توانند نظامی اقدام کنند باید این کار را بکنند اگر اروپا راه دیگری دارد، باید از ایرانیان حمایت کنه. و نباید فراموش کنیم که نتانیاهو هم گفت: بدون مردم ایران نمی‌شود رژیم را سرنگون کرد. ما به مردم ایران نیاز داریم که این کار را بکنند و من موافقم. اما وقتی مردم آنجا هستند به آن‌ها قول دادند که از آن‌ها محافظت می‌کنند این محافظت باید وجود داشته باشد به هر شکلی که ممکنه. چون اگه محافظتی نباشه، چرا رژیم تو سه روز سی هزار نفر رو کشت؟ می‌تونه تو سه روز سه میلیون نفر رو بکشه. خب پس، همه ایران میان تو خیابون‌ها و کشته می‌شن. پس هیچی عوض نمی‌شه. آیا می‌خواهیم یک دموکراسی سکولار در ایران داشته باشیم که متحد اسرائیل و غرب باشد، یا نه؟ این سؤالی است که باید امروز از خودمان بپرسیم. و اگر می‌خواهیم، که مطمئنم اسرائیل می‌خواهد، مطمئنم غرب و آمریکا می‌خواهند، پس باید واکنش نشان دهند. هر طور که می‌توانند، باید اقدام کنند. وگرنه، مردم ایران، میلیون‌ها نفر کشته می‌شوند و هیچ چیز تغییر نمی‌کند. -هیچ واکنشی از سازمان ملل نیست، فعلاً هیچ جلسه‌ای در شورای امنیت برگزار نشده. می‌دانم شما به ما گفتید، اطلاعات قطره‌چکانی از ایران می‌رسد چون رژیم اسلامی اینترنت را قطع کرده است. آیا می‌دانید تظاهرات با وجود کشتارهای رژیم همچنان ادامه دارد؟ چطور انتظار دارید مردم وقتی در کیسه‌های زباله دنبال جسد فرزندانشان می‌گردند، به خیابان‌ها بیایند؟ ما اینجا، حتی وقتی در ایران زندگی نمی‌کنیم، عزادار هستیم. فرزندان ما هزاران نفر در کیسه‌ها کنار هم هستند و والدینشان، در کیسه‌های سیاه دنبال پیکر فرزندانشان می‌گردند و هر بار که کیسه‌ای را باز می‌کنند، باید چهره عزیزشان را جستجو کنند. چطور انتظار دارید مردم هنوز در خیابان باشند وقتی می‌دانند شاید دنیا خواب است؟ و می‌دانم که دنیا خواب نیست. من مطمئنم، کاملاً مطمئنم که آنها اقدام خواهند کرد. اما الآن وقتش است چون نمی‌توان از مردم خواست بدون نتیجه بیشتر خون بدهند. می‌توان گفت: به خیابان‌ها بروید، اما اگر هدفی هست، می‌خواهیم این رژیم را سرنگون کنیم. ما قدرت خود را می‌دانیم، آماده‌ایم همه چیز را فدا کنیم. من حاضرم جانم را برای این هدف بدهم، مثل میلیون‌ها نفر دیگر، اما بدون نتیجه، اینطور به خیابان نمی‌شود رفت. i24NEWS Français #IranMassacre #FreeIran

Darya Safai MP

20,279 görüntüleme • 7 ay önce

ماجرای تهدید من به مرگ رادین: «آلبرت، اگه تو یه کوچه‌ی خلوت بن‌بست، پهلوت گرم شد، بدون کارِ من بوده.» سیاوش ناس: «تو بلژیک چند هزار تا ایرانی داریم؟ از این چند هزار تا چند درصدشون مرد هستن؟ از این مردها چند درصدشون تو رِنج سنی آلبرت هستن؟ چند تا از این‌ها که تو رنج آلبرت هستن، صداشون شبیه آلبرته؟ بلژیک خیلی کوچیکه؛ یعنی پیدا کردنت اصلاً هیچ کاری نداره. شما فکر می‌کنین پادشاهی‌خواه‌ها همه آدم‌های شیکی‌ان؟ خشونت‌پرهیزن؟ درسته، ولی بینشون آدم‌های کثافتی مثل من هم هست. این‌که هنوز نیومدن سراغت، به خاطر اینه که از تو گنده‌ترهاش هستن و اونا که تموم شدن، نوبت به تو می‌رسه.» قضیه از اینجا شروع شد که سیاوش ناس توییتی گذاشته بود: «بزنید تو دهن هر کسی که گفت شاهزاده و نگفت رضاشاه دوم»، که من کوت کردم و نوشتم این با منش شاهزاده رضا پهلوی مغایرت داره. ایشون در مصاحبه‌ای گفته بودن: «اگر شما به دموکراسی اعتقاد دارید، آیا می‌تونید بگید کسی حق ندارد من رو به یک عنوان خاص خطاب بکنه؟» در کتاب زمان انتخاب هم شاهزاده رضا پهلوی گفتند که اگر قراره نقشی نهادی ایفا کنند، مردم از خلال یک رفراندوم در این مورد تصمیم خواهند گرفت و تا پیش از رفراندوم، خواهان نقشی فراجناحی و عامل اتحاد هستند که هیچ ترجیحی برای پادشاهی یا جمهوری، چپ یا راست قائل نیست. ماجرا ادامه داشت و سیاوش توییت گذاشت که «من از مراد ویسی می‌خوام نامزد بشن برای نخست‌وزیری و من به نخست‌وزیری ایشون رأی می‌دم»، و من منشن گذاشتم که در پادشاهی، نخست‌وزیر با رأی مستقیم مردم انتخاب نمی‌شه، بلکه مجلس نخست‌وزیر رو تعیین می‌کنه. بعدها با وینر، که از دوستانشون هست، بحثی داشتم که ادعا می‌کرد مغلطه توهینه. توضیح دادم مغلطه، الگوی خطای استدلاله و نه فحش و ناسزا، و بسیار از احساس ضعف در بحث آشفته و عصبی شد و هوار می‌کشید. از اینجا بود که دیگه به غرور این افراد برخورد و شروع کردن به تهدید به مرگ و تهمت و داستان‌سرایی که آلبرت مجاهده، تجزیه‌طلبه، اصلاح‌طلبه، سپاهیه، به جاویدنام‌ها توهین کرده، به خاندان پهلوی توهین کرده و … حتی به بسیاری از کسانی که در اسپیس‌های من میان پیام دادن که اونجا نرید چون آلبرت مزدوره. چنین رفتارهایی حقیقتاً بسیار شک‌برانگیزه. چطور می‌شه پادشاهی‌خواه باشیم و هیچ نزدیکی‌ای به منش شاهزاده رضا پهلوی نداشته باشیم؟ چطور می‌شه دغدغه این رو نداشته باشیم که رفتارمون به حساب جریان پادشاهی‌خواه نوشته می‌شه؟ یعنی واقعاً صرف این که یکی به یه پادشاهی‌خواه بگه مزدور، همین کافیه که در برابر تهدید به پیدا کردن هویت و تهدید به قتل، سکوت پیشه کنیم؟ خلاصه قماش عجیبی هستن. بسیار عجیب. بیش از این‌که مفید باشن برای جریان ملی‌گرا، مخرب هستن. دیگه قضاوت با شما. #جاویدشاه Siavash Nas 🇮🇷 Pirooz "Let there be Light !" Lion&Sun winner

آلبرت انیشتین

25,546 görüntüleme • 4 ay önce

جناب قاضی‌القضات! فرض کنید اینها هم در جمکران بوده‌اند! اخیراً در فضای مجازی یک ویدئو از غلامحسین #محسنی_اژه‌ای رئیس قوۀ قضائیه مشاهده کردم که به نظرم بی‌سابقه آمد. در آن ویدئو آقای اژه‌ای از اینکه به صحبت‌های مغشوش یک شهروند در مسجد جمکران، بی‌توجهی نشان داده است، عمیقاً اظهار تأثر می‌کرد. طبق گفتۀ آقای اژه‌ای، وی از این بی‌توجهی چنان عذاب وجدان پیدا می‌کند که از مسئولان مسجد می‌خواهد که از طریق بازبینی فیلم دوربین‌های مدار بسته، نشانی از آن شهروند به دست آورند تا بلکه امکان گوش سپردن به حرفش مهیا شود. حال پرسش من از ریاست قوۀ قضائیه این است که آیا فقط کسانی که در مسجد جمکران از وی تقاضای گوش سپردن به حرف خود را دارند، سزاوار این نوع دلسوزی هستند یا دیگر شهروندان ستمدیدۀ این کشور هم در این زمینه حقی دارند؟ اکنون بیش از یک ماه است که 57 شهروند سیرجانی درگیر حکمی به نفع ستاد اجرایی فرمان امام هستند که زندگی‌شان عملاً به دورخ تبدیل شده است. آنها به هر دری می‌زنند و با هر جا مکاتبه می‌کنند بلکه در دستگاه قضایی یا ستاد اجرایی، گوشی برای شنیدن حرف‌شان پیدا شود اما فقط با در بسته روبرو می‌شوند. مأموران ستاد دیروز به منازل مسکونی برخی از آنها مراجعه کرده و از آنان خواسته‌اند که خانه‌های خود را تخلیه کنند و به ستاد تحویل دهند! این بندگان خدا که بعضاً در پیرانه‌سری به سر می‌برند با حساب‌های خالی‌شده به نفع ستاد، در این سن و سال به کجا باید پناه ببرند؟ آنها تاکنون چند نامه به رئیس قوۀ قضائیه برای یک دیدار کوتاه به قصد شنیدن حرف‌شان فرستاده‌اند اما تا این لحظه هیچ وقتی به آنها داده نشده است! آقای اژه‌ای! چرا پاسخی به این شهروندان داده نمی‌شود؟ این ستاد اجرایی فرمام امام چه پدیده‌ای است که همه از اسم آن می‌ترسند؟ همه می‌گویند پیگیری نکنید که بی‌فایده است! همه می‌گویند زور هیچکس به آنان نمی‌رسد! همه می گویند آنها فعال مایشاء هستند به پر و پای آنها نپیچید! این چه پدیده‌ای است که نه به هیچ جا پاسخگوست و نه رئیس آن حاضر به دیدار و حتی گفتگوی تلفنی با شهروندانی است که تمام هستی و مایملک آنها به تصرف نهاد متبوعش در می‌آید؟ خب، این خانواده‌های درمانده باید به کجا پناه ببرند و از که کمک بخواهند؟ آیا باید خفقان بگیرند و بعد از عمری زحمت و آبروداری آوارۀ خیابان شوند؟ آیا باید جلوی قوه یا ستاد تحصن کنند؟ آیا باید اقدام به خودسوزی کنند؟ آیا باید برای بیان درد دل خود با رسانه‌های خارجی مصاحبه کنند؟ آیا باید به مجامع بین‌المللی شکایت ببرند؟ از دیوان دادگستری یا دیوان کیفری لاهه کمک بخواهند؟ جناب اژه‌ای! خب شما خودتان و خانواده و فامیل‌تان را لحظه‌ای به جای آنها بگذارید. یک قاضی شما حکم داده که 57 نفر از هستی ساقط شوند. مرد و زن و بزرگ و کوچک و پیر و جوان تمام اموال حتی ماشین زیر پا و خانۀ مسکونی خود را تحویل ستاد اجرایی دهند و آوارۀ کوچه و خیابان شوند! بعد یک نفر آدم مؤثر در این کشور پیدا نمی‌شود که به نامه‌شان پاسخ دهد! شما جای آنها بودید چه می‌کردید؟ آخر در این دنیا هر چیزی حدی دارد. چطور مصادرۀ اموال مردم هیچ حد و مرزی ندارد؟ این ستاد اجرایی با حاصل دسترنج مردم چه می‌کند؟ آنها را به چه مصرفی می‌رساند؟ چرا خود و قضات مربوطه‌اش حد و مرز نمی‌شناسند و به فلاکت شهروندان علاقه نشان می‌دهند؟ همۀ کسانی که این ماجرا را می‌شنوند برآشفته می‌شوند. برخی حرف‌شان این است که اگر به تمام این 57 نفر حبس ابد می‌دادند، کارشان راحت‌تر از این بود! چون در حبس حداقل سرپناهی و جیرۀ روزانه‌ای برای گذران زندگی وجود دارد. با تصرف تمام اموال و پس‌اندازها که تأمین همین مقدار هم برای این بندگان خدا غیرممکن است! من تمام وجدان‌های بیدار و حتی آنهایی که هنوز وجدانشان به طور کامل به خواب ابدی نرفته است، فرا می‌خوانم که اگر این یادداشت را می‌خوانند آن را به دست هر مسئولی بخصوص رئیس قوۀ قضائیه و رئیس ستاد اجرایی برسانند تا فردا روزی نگویند که خبردار نشدند وگرنه در برابر چنین ظلم فاحشی بی‌تفاوتی پیشه نمی‌کردند!

احمد زیدآبادی

26,295 görüntüleme • 8 ay önce