Loading video...

Video Failed to Load

Go Home

خواهردوقلوش نوشت: "تو یک روز به دنیا آمدیم،باهم بزرگ شدیم،تو یک روز عروسی کردیم،کنارهم پیر شدیم،کنارهم پیرشدیم؟! نه بی معرفت، تو زودتر رفتی..." #مرضیه_جلالی ١٨ دیماه با شلیک گلوله وحوش رژیم اشغالگر ج.ا در نجف‌آباد اصفهان کشته شد...!!

45,842 views • 6 months ago •via X (Twitter)

0 Comments

No comments available

Comments from the original post will appear here

Related Videos

خطاب من به علی خامنه‌ایِ، رهبر رژیم اشغالگر ایران است: تو یک جنایتکارِ ضدایرانی هستی. نه شرافت داری نه انسانیت. دستانت به خون ده‌ها هزار ایرانی آغشته است؛ به خون کودکان؛ جوانان؛ بی‌گناهان. تو، رژیمت، و تمام مزدورانت، برای هر قطره خونی که ریخته‌اید، پاسخ خواهید داد؛ بدون استثنا. ما نه می‌بخشیم. نه فراموش می‌کنیم. نه عقب می‌نشینیم. همان‌گونه که جنایتکاران نازی در نورنبرگ محاکمه و مجازات شدند، تو و هم‌دستانت نیز محاکمه و مجازات خواهید شد؛ در دادگاه ملت ایران. پایان تو رسوایی است؛ ننگ ابدی. هیچ جنایتی بی‌پاسخ نمی‌ماند. نام تو ثبت شده است؛ تمام آمران، عاملان، و هم‌دستانت. راه فراری نیست. جایی برای پنهان شدن نخواهید داشت. قاتلان مردم ایران هیچ مصونیتی نخواهند داشت. و شما، ملت بزرگ ایران؛ فرزندان شجاعم؛ خواهران و برادران داغدار اما استوارم: شما تنها نیستید. ایستادگی شما تاریخ را تغییر داده است. شما در خط مقدم آزادی ایستاده‌اید. و ما، از همیشه به پایان این رژیم نزدیک‌تریم. این رژیم ترک برداشته است. قدرتش فرسوده شده. سقوطش آغاز شده است. به خودتان ایمان داشته باشید؛ به اتحاد‌تان؛ به شجاعت‌تان؛ به بزرگی‌تان. این رژیم دیگر نمی‌تواند ملت بیدار و برخاسته ما را خاموش کند؛ نمی‌تواند ترس را بر ایران حاکم کند. این رژیم از شما و قدرت‌تان می‌ترسد. ما اجازه نمی‌دهیم اندوه‌مان به ناامیدی تبدیل شود. هم‌میهنانم، سوگِ از دست دادن بهترین فرزندان ایران سنگین است. اما ما این سوگ را به خشم آگاهانه، و اراده‌ای شکست‌ناپذیر علیه خامنه‌ای و همه عاملان داخلی و خارجی‌اش تبدیل می‌کنیم. آماده باشید. لحظه‌ی بازگشت به خیابان فرا خواهد رسید: گسترده‌تر؛ قدرتمندتر؛ مصمم‌تر از همیشه؛ برای فتح تهران؛ برای بازپس‌گیری ایران. ادامه‌ی این نبرد تا پیروزی نهایی، نه فقط یک وظیفه‌ی ملی، که عهدی است با جان‌باختگان راه آزادی و خون پاک‌شان. نام‌شان فراموش نخواهد شد؛ نه در تاریخ؛ نه در حافظه‌ی ملی؛ نه در قلب ما. آن روز دور نیست. روزی که با هم جشن باز‌پس‌گیری ایران را می‌گیریم. و با سربلندی می‌گوییم: ایستادیم. جنگیدیم. و پیروز شدیم. پاینده ایران!

Reza Pahlavi

3,115,362 views • 7 months ago

معصومه آذری، مادر حنانه کیا که در اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ به دست نیروهای حکومتی کشته شد، ویدئویی از مراسم عقد دخترش را به مناسبت دومین سالگرد آن منتشر کرد و نوشت؛ «دخترم، امروز ۱۶ خرداده، دومین سالگرد عقدت، اما تو نیستی،من ماندمو عکسها و فیلمهای به جا مانده از تو و خاطرات شیرین و فراموش نشدنیت. مناسبتهای شیرینت از پی هم میان و تو نیستی تا جشن بگیری وشادی کنی،وقتی هر کدوم از مناسبتهات نزدیک میشه دردی سوزناک تو قلبم احساس میکنم و به وضوح شکسته شدن قلبم رو حس میکنم اما من همیشه با همه ی دردام روز وماههای مهم زندگیه کوتاه تو رو فراموش نمیکنم و همواره یاد ونامتو زنده نگه میدارم .عزیز مادر، هر روز که میگذره نبودت بیشتر حس میشه ،چه قدر شوق زندگی در سر داشتی! چه قدر خوشحال بودی که داری دونه دونه به آرزوهات میرسی! خستگی ناپذیریت ستودنی بود و همه ی برنامه هات طبق خواسته ی خودت جفت و جور شدن... ولی افسوس! از این دنیا و آدمهای جفاکارش، چه ناجوانمردانه تو رو به آغوش خاک سپردن! اما بدان دختر شجاع وجسورم ، ظلم وبی عدالتیه هیچ ظالمی پایدار نخواهد ماند قاتل بی شرفت باید جوابگوی قطره قطره خون به ناحق ریخته ات در پیشگاه خداوند باشد در عدالت خداوند هیچ شک و شبهه ای نیست... به امید روزی که ریشه ی ظلم وستم و بی عدالتی از کشورم بر چیده شود و نور خدا بر کشور و مردم مظلوم میهنم تابیده شود... "آمین یا رب العالمین"» حنانه کیا، که او عروس ایران می‌شناسند، یکی از جان‌باخته‌های اعتراض‌ها به مرگ مهسا (ژینا) امینی است که چهارشنبه ۳۰ شهریور، با اصابت گلوله نیروهای امنیتی به پهلویش در نوشهر کشته شد. نامزد حنانه تعریف می‌کند: «در روز حادثه قرار بود برویم خانه عموی حنانه، در میدان آزادی نوشهر صدای شلیک گلوله شنیدیم، از ماشین پیاده شدیم و دست هم را گرفتیم و شروع به دویدن کردیم که یکباره دیدم حنانه افتاد زمین.» «ترسوها هیچ وقت آغاز نمی‌کنند ضعیف‌ها هیچ‌وقت تمام نمی‌کنند برنده‌ها هیچ‌وقت کوتاه نمی‌آیند» این شعری است که حنانه در دفترچه زیبایی به یادگار برای امیر نامزدش نوشته بود. #حنانه_کیا #دادبان

دادبان

24,822 views • 2 years ago

شاهزاده رضا پهلوی در پیامی ویدیویی که بامداد سه‌شنبه منتشر شده است خامنه‌ای را یک جنایتکار اشغالگر ضدایرانی توصیف کرد و گفت همانگونه که جنایتکاران نازی در نورنبرگ محاکمه و مجازات شدند، تو و هم‌دستانت هم مجازات خواهید شد. او در این پیام خطاب به مردم ایران گفت: «آماده باشید. لحظه‌ بازگشت به خیابان فرا خواهد رسید: گسترده‌تر؛ قدرتمندتر؛ مصمم‌تر از همیشه؛ برای فتح تهران؛ برای بازپس‌گیری ایران.» در متن این پیام آمده است: «خطاب من به علی خامنه‌ایِ، رهبر رژیم اشغالگر ایران است: تو یک جنایتکارِ ضدایرانی هستی. نه شرافت داری نه انسانیت. دستانت به خون ده‌ها هزار ایرانی آغشته است؛ به خون کودکان؛ جوانان؛ بی‌گناهان. تو، رژیمت، و تمام مزدورانت، برای هر قطره خونی که ریخته‌اید، پاسخ خواهید داد؛ بدون استثنا. ما نه می‌بخشیم. نه فراموش می‌کنیم. نه عقب می‌نشینیم. همان‌گونه که جنایتکاران نازی در نورنبرگ محاکمه و مجازات شدند، تو و هم‌دستانت نیز محاکمه و مجازات خواهید شد؛ در دادگاه ملت ایران». شاهزاده رضا پهلوی افزود: «پایان تو رسوایی است؛ ننگ ابدی. هیچ جنایتی بی‌پاسخ نمی‌ماند. نام تو ثبت شده است؛ تمام آمران، عاملان، و هم‌دستانت. راه فراری نیست. جایی برای پنهان شدن نخواهید داشت. قاتلان مردم ایران هیچ مصونیتی نخواهند داشت.». شاهزاده رضا پهلوی در ادامه گفت: «و شما، ملت بزرگ ایران؛ فرزندان شجاعم؛ خواهران و برادران داغدار اما استوارم: شما تنها نیستید. ایستادگی شما تاریخ را تغییر داده است. شما در خط مقدم آزادی ایستاده‌اید. و ما، از همیشه به پایان این رژیم نزدیک‌تریم. این رژیم ترک برداشته است. قدرتش فرسوده شده. سقوطش آغاز شده است. به خودتان ایمان داشته باشید؛ به اتحاد‌تان؛ به شجاعت‌تان؛ به بزرگی‌تان. این رژیم دیگر نمی‌تواند ملت بیدار و برخاسته ما را خاموش کند؛ نمی‌تواند ترس را بر ایران حاکم کند. این رژیم از شما و قدرت‌تان می‌ترسد. ما اجازه نمی‌دهیم اندوه‌مان به ناامیدی تبدیل شود». شاهزاده رضا پهلوی در پایان افزود: «آماده باشید. لحظه‌ بازگشت به خیابان فرا خواهد رسید: گسترده‌تر؛ قدرتمندتر؛ مصمم‌تر از همیشه؛ برای فتح تهران؛ برای بازپس‌گیری ایران. ادامه این نبرد تا پیروزی نهایی، نه فقط یک وظیفه‌ی ملی، که عهدی است با جان‌باختگان راه آزادی و خون پاک‌شان. نام‌شان فراموش نخواهد شد. نه در تاریخ؛ نه در حافظه‌ی ملی؛ نه در قلب ما».

independentpersian

22,142 views • 7 months ago

می‌دانستند و گفتند بیایید!! از صبح که این گزارش را دیدم در شوکم. چند بار عقب زدم، دوباره گوش دادم، گفتم شاید اشتباه می‌شنوم. اشتباه نمی‌شنیدم. فرنوش فرجی، امروز صبح، روی آنتن اینترنشنال، درباره خرم‌آباد. کلمه به کلمه: «در روز هجدهم و نوزدهم ما صداهایی دریافت کردیم، تصاویری دریافت کردیم که نشان می‌دهد در میدان کیو دوشکا گذاشته بودند، مردم را به رگبار بستند.» به فعل دقت کنید. دریافت کردیم. در روز هجدهم و نوزدهم. نه بعدا. نه این هفته. همان شب. حالا یادتان بیاید شب نوزدهم دی از همان آنتن چه پخش می‌شد: فردا بیایید. مراکز شهرها را تسخیر کنید و نگه دارید. دستگاه سرکوب دارد فرومی‌ریزد. یعنی در یک ساختمان، همزمان: اتاق خبری که صدای دوشکا در هدفونش بود، تصویر سردخانه بیمارستان عشایر را داشت و می‌دانست زمین میدان رازی آنقدر غرق خون است که آتش‌نشانی حریفش نشد و آنتنی که به همان مردم وعده فروریختن دستگاهی را می‌داد که همان لحظه، در فایل‌های صوتی خودشان، داشت با سلاح ضدهوایی به جمعیت شلیک می‌کرد. می‌دانستند دوشکا کار می‌کند. گفتند بیایید جلوتر. من مدرک تبانی با رژیم ندارم و ادعایش را نمی‌کنم ، بی‌سند حرف زدن کار آن‌هاست، نه من. ولی برای چیزی که سندش را امروز خودشان پخش کردند، اسم دارم: فرستادن آدم بی‌سلاح به سمت رگباری که صدایش را داری، با برآورد غلط، از پشت شیشه استودیو. به نظر من این یک جنایت است. جنایت رژیم سر جای خودش ،ماشه دست او بود، خون به گردن او، ذره‌ای کم نمی‌شود. این جنایت دوم است، از جنس دیگر: مثل کسی که با علم به بریدن ترمز، مسافر سوار کند. قاتل نیست. ولی هیچ دادگاهی هم رهایش نمی‌کند. و هفت ماه گذشته. یک نفر از آن ساختمان، یک بار، نگفت: صدا را داشتیم و باز گفتیم بیایید. برآورد ما غلط بود. به جایش هر کس پرسید فحش خورد، هر کس تناقض را نشان داد مزدور شد. آن شب را می‌شد خطای مرگبار نامید. هفت ماه دفاع از خطای مرگبار، خطا نیست. انتخاب است. «در روز هجدهم و نوزدهم دریافت کردیم.» ثبت شد. ما هم دریافت کردیم. و فراموش نمی‌کنیم. #به_کجا_رسید #خرم‌آباد #ایران_اینترنشنال

Sam Sohrabian

84,542 views • 29 days ago

مهناز قدیانی، مادر دادخواه نیما نوری، با انتشار این ویدئو در صفحه اینستاگرام خود نوشت: «تک‌فرزندم رو ازم گرفتن! ای مردم! نیما برای شما رفت سالگرد نیمامه ۱۲ آبان (کی این جنایت و از یاد میبره)🖤» اکانت این مادر دادخواه در اینستاگرام mahnaz_ghadiani نیما نوری تنها ۱۸ سال داشت و تک‌فرزند خانوداه‌شان بود. ۱۲ آبان ۱۴۰۱ با شلیک ماموران به سینه و رانش در خرمدشت کرج کشته شد. نیما برای حضور در مراسم چهلم حدیث نجفی به خیابان رفته بود. پیش‌تر در پیامی به صفحه ۱۵۰۰ تصویر نوشته بود: "حاضرم جونمو تو این راه بذارم." به گفته یک منبع آگاه: «نیما در راه کمال‌شهر به سمت بهشت سکینه مورد اصابت گلوله قرار گرفته و ابتدا به درمانگاه وصال در کرج منتقل شده، در درمانگاه وصال گفته بودند خون‌ریزی دارد و کار ما نیست باید به بیمارستان برده شود. به آمبولانس زنگ زده بودند و بعد به بیمارستان شهید مدنی بردند. حدود ساعت ۴-۵ بعداز ظهر بود که خانواده‌اش از این با خبر شدند. نخست به آنها گفتند تیر جنگی به ران‌ پای‌اش برخورد کرده و در اتاق عمل است، به همین دلیل اجازه ورود به بیمارستان را نمی‌دادند و بعد از چند ساعت حدود ساعت ۱۲ شب گفتند که فوت کرده و مشخص شد گلوله به پهلو و ران پای‌اش شلیک شده است.» ماموران پیکر او را گروگان گرفته بودند و مدت‌ها تحویل خانواده نمی‌دادند. روی سنگ مزار نیما نوشته شده: تو راه آزادی کشته شدم، قول بده به جای منم آزاده زندگی کنی. #نیما_نوری #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا #نه_به_جمهوری_اسلامی

توانا Tavaana

18,021 views • 10 months ago

روایت یک عشق: «ما هفت سال با هم بودیم… هفت سال کنار هم بزرگ شدیم، رویا ساختیم، برای آینده‌مون برنامه ریختیم. قبل از اینکه بره، رو به من کرد و گفت: «برای این دارم میرم که یه روز بتونم تو رو تو لباس عروس ببینم…» 💔 این جمله‌اش هنوز توی گوشم می‌پیچه. عارف ۲۴ ساله بود، متولد ۱۸ مهر ۱۳۸۰. دانشجوی حقوق دانشگاه مشهد بود و عاشق رشته‌اش. همیشه می‌گفت: «من نمی‌ذارم به کسی ظلم و ناحقی بشه.» باور داشت که می‌تونه وکیل عدالت باشه. انقدر قشنگ و پخته حرف می‌زد که همه فکر می‌کردن حداقل سی سالشه. اطلاعاتش زیاد بود، تحلیلش عمیق بود، دلش بزرگ بود. پدرش جانباز بود و هفت سال پیش فوت کرده بود. از اون به بعد، عارف تکیه‌گاه مادرش شد. فقط مادرش، برادرش… و من رو داشت. خیلی دوستم داشت… ما می‌خواستیم با هم زندگی کنیم، اما نگذاشتند. 💔 از صبح زود می‌رفت سر کار تو املاک و تا ساعت ۱۰ شب کار می‌کرد. هم کار می‌کرد، هم درس می‌خوند، هم برای آینده‌مون تلاش می‌کرد. خسته می‌شد، اما هیچ‌وقت از رویاهاش دست نمی‌کشید. ۱۸ دی، میدان هفت‌تیر مشهد، به پهلوش تیر زدن… من هنوز باورم نمی‌شه. من دارم تمام تلاشم رو می‌کنم که اسمش شنیده بشه. نمی‌ذارم عارف من بی‌صدا بره. او فقط یک اسم نیست… او تمام زندگی من بود. 💔» عارف تبرایی، ۲۴ ساله، ۱۸ دی ۱۴۰۴ در میدان هفت تیر مشهد با اصابت گلوله به پهلو کشته شد و دچار خون‌ریزی شدید داخلی شد. در چارچوب حقوق بین‌الملل کیفری، کشتار شهروندان غیرنظامی در ابعادی گسترده و در بازه زمانی کوتاه دو روز، در صورت احراز و اثبات، می‌تواند ذیل عنوان «جنایت علیه بشریت» مورد بررسی قرار گیرد. در چنین شرایطی، مسئولیت کیفری صرفاً محدود به عاملان مستقیم و میدانی نخواهد بود، بلکه آمران، طراحان و تمامی مقاماتی که در صدور دستور، تسهیل، حمایت یا پنهان‌سازی این اعمال نقش داشته‌اند نیز می‌توانند مشمول تعقیب و پاسخ‌گویی در مراجع بین‌المللی قرار گیرند. #دادبان #عارف_تبرایی

دادبان

12,879 views • 6 months ago