Загрузка видео...

Не удалось загрузить видео

На главную

خوب گوش بدید. میگه قتل مهسا امینی منجر به جلوگیری از احیای برجام در دقیقه نود شد و دست موساد رو توش می‌بینه! یابوها کی گشت ارشاد رو در بهار اون سال احیا کرد و کدوم دولت و شعام محکم پاش ایستاد جز خودتون؟ حتا خود توی خاندوزی در...

36,335 просмотров • 1 месяц назад •via X (Twitter)

Комментарии: 0

Нет доступных комментариев

Здесь появятся комментарии из оригинального поста

Похожие видео

حسین مصطفوی، معروف به Mr Most سالهاست که در تورنتوی کانادا زندگی می‌کنه، شرکت Real Estate داشت و حدوداً ۳۵ تا خونه در تورنتو و بیشتر در محدوده‌ی یانگ و فینچ تا یانگ و شپرد، به اسمش هست. احتمالاً خیلی از کسایی که توی تورنتو زندگی می‌کنن تابلوهاشو دیدن. ولی مدتیه که پرونده‌ی خونه‌هاش یکی‌ یکی داره میره دادگاه و تا الان هم حداقل سه تا از خونه‌هاشو از دست داده. دلیلش هم این بوده که وام‌های بانکی مربوط به اون املاک پرداخت نشده و بانک‌ها و موسسات مالی مجبور شدن برای گرفتن پولشون برن دادگاه. احتمالاً این روند ادامه خواهد داشت و ایشون به احتمال زیاد، املاک بیشتری رو در آینده‌ی نه چندان دور از دست خواهد داد. چند سال پیش هم Real Estate License رو از دست داد. ماجرا هم مربوط به حساب Trust شرکت Real Estate بود، همون حسابی که پول معامله‌ی خریدار و فروشنده موقتاً اونجا نگهداری میشه و باید در موعد مقرر به طرف مربوطه پرداخت بشه. طبق پرونده‌ای که درباره‌ش مطرح شده بود، پول در موعد مقرر پرداخت نشد، ازش شکایت شد و در نهایت License رو از دست داد. حالا چیزی که همیشه برای من سئوال بود اینه که چطوری میشه یه آدم با این همه خونه و ملک، دونه‌دونه اینا رو از دست بده؟! واقعاً از دست دادن این همه ملک خودش یه هنری می‌خواد که کار هر کسی نیست. حتی به نقل از یکی از دوستانی که سازنده‌ی ملک در تورنتو هست، حسین مصطفوی بهش گفته بود که احتمالاً تا آخر سال به ایران برخواهد گشت. از طرف دیگه، ایشون برای مراسم چال کردن لاشه‌ی #موشعلی (#درمانده) به ایران رفته بوده و در این مراسم شرکت کرده، همون‌طور که توی این ویدئو هم می‌بینید. حالا تازه متوجه میشم که چجوری اون همه پول و سرمایه داره از بین میره و چرا می‌خواد به ایران برگرده.

 Amir 𓃬☼

33,938 просмотров • 20 дней назад

اصلاح طلبان تا سالها رضا صالحی امیری را که یک آخوند بود و حالا کت و شلواری شده به عنوان یک اندیشمند به ملت قالب کرده بودند . او اکنون وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی را در دولت پزشکیان بر عهده دارد. پزشکیان در روز رای اعتمادش در مجلش نگذاشت هیچ نماینده مخالفی علیه او صحبت کند و گفت این انتخاب ، انتخاب علی خامنه‌ای بوده است. اما چرا این را گفت ؟ چون او در دولت حسن روحانی نامزد وزارت ورزش و جوانان بود و نتوانست از مجلس رای اعتماد بگیرد و همان روز بود که در جنگ قدرت اصولگرایان و اصلاح طلبان تشت رسوایی او از بام افتاد: در این جلسه الیاس نادران، نماینده تهران، اتهاماتی از جمله دریافت رشوه، صدور دستور شکنجه، دست داشتن در قاچاق، و نقش داشتن در اختلاس در بیمه ایران، دستگیری و بدرفتاری با شماری از «رزمندگان ریزشی » به اتهام دست داشتن در انفجار لوله‌های گاز که منجر به خودکشی یکی از آنان شد و نقش داشتن اعتراضات انتخاباتی سال ۱۳۸۸ را به صالحی امیری نسبت داد و حالا مشخص شد «برادر فلاح» وزارت اطلاعات همین اندیشمند اصلاح طلبان است: #رضا_صالحی_امیری در دورانی که در #وزارت_اطلاعات با نام مستعار #سید_رضا_فلاح یکی از مدیران بلندپایه وزارت اطلاعات بوده است در شکنجه و بازجویی زندانیان که منجر به کشته شدن آنها شده است فعالیت می کرده است، همچنین سوابق او در بازداشت های آذربایجان و کردستان بسیار تیره است. همچنین اطلاعاتی در خصوص نقش او در بازجویی عاملان قتل های زنجیره ای نیز وجود دارد. با اینحال حسن روحانی با این سوابق درخشان به عنوان رئیس کمیته ملی المپیک منصوب کرد. حالا فاطمه صالحی امیری دختر این بازجو و قاتل خطرناک در آلمان در یکی از مهمترین و قدیمی ترین دانشگاه های آلمان دانشگاه فنی برانشوایگ Technische Universität Braunschweigدر ایالت نیدرزاکسن، شهر: برانشوایگ اقامت دارد و تحصیل می کند .

Amir Farshad EBRAHIMI

57,495 просмотров • 8 месяцев назад

‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️ مجری: مثلاً ۴۰۱ و ۴۰۴ رو نگاه می‌کنید، ۴۰۱ حتماً مدنی‌تر و انجمنی‌تره به نسبت ۴۰۴. نیست این‌طوری؟ سعید مدنی: نه. نه، به نظر من، اولاً که این پیوند و مسیر تحولات اجتماعی، درسته که افت‌وخیز داره، درسته که سینوسیه، اما یک سوگیری عمده‌ای هم داره. چرا باید ۴۰۴ رو، یعنی اعتراضات دی‌ماه رو می‌گی؟ اعتراضات دی‌ماه رو مثلاً در مقایسه با اعتراضات مهسا، چرا باید تفکیکش کرد؟ در وهله اول، وقتی از اعتراضات دی‌ماه صحبت می‌کنیم، باید ششم تا ۱۷ دی‌ماه رو از ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه متمایز کنیم. اگه اعتراضاتِ به‌اصطلاح ۴۰۱، یعنی «زن، زندگی، آزادی» و جنبش «زن، زندگی، آزادی» رو به جان‌باختن مهسا تقلیل بدیم، همون‌قدر هم می‌تونیم اعتراضات دی‌ماه رو به فراخوان ۱۸ و ۱۹ دی تقلیل بدیم. در حالی که اعتراضات مهسا، جنبش مهسا، حاصل یک منازعه و یک ناجنبش زنان در ایران بود که اونجا خودش رو به نحو احسن نشون داد. تونست ۱۰۰ روز توی خیابون مقاومت کنه. تاکتیک‌هاش تا حد زیادی از تاکتیک جنبش‌های قبلی، اعم از جنبش ۹۶ و جنبش سبز تبعیت می‌کرد. شعارهاش بر مبنای نوعی خردگرایی و تجربه تاریخی سوار شده بود و بنابراین تونست این مسیر رو ۱۰۰ روز هم ادامه بده. توی دی‌ماه هم، از ۶ تا ۱۷ دی، شما همون خصلت‌ها و همون تاکتیک‌ها رو می‌بینید. جمعیت میاد توی خیابون. حالا این دفعه مثلاً از جمهوری شروع میشه، پاساژ علاءالدین و اون منطقه، که ترکیبی از طبقه متوسط و دست‌فروش‌هاست، و بعد آرام‌آرام گسترش پیدا می‌کنه. خود اینکه چجوری این‌ها توی اون فضای جنگی و امنیتی یک‌دفعه جمع میشن و بعد بلافاصله به‌صورت وسیع در سطح ملی گسترش پیدا می‌کنه، قابل توجهه. حتی خیلی بیشتر از مهسا، تقریباً دو برابر مهسا. این اتفاق تا ۱۷ دی چجوری میفته؟ این رو باید مرتبط بدونیم با پتانسیل‌هایی که جنبش‌های قبلی ایجاد کردن، شبکه‌های اجتماعی‌ای که از اون موقع شکل گرفته، نقش نیروها و گروه‌های غیررسمی‌ای که از اون زمان وجود داشتن و حتی ذهنیتی که از اون تجربه باقی مونده بود؛ اینکه میشه آمد، اعتراض کرد و توی خیابون حضور پیدا کرد. همه این‌ها ظرفیتی ایجاد کرده بود که توی ۶ تا ۱۷ دی تقریباً همون مسیر طی بشه. اما توی ۱۸ و ۱۹ دی یه اتفاقی میفته؛ یه فراخوان داده میشه. این فراخوان مبتنی بر فهم واقعی از وضعیت ایران نیست، فهم واقعی از جنبش‌های اجتماعی ایران نیست، فهم واقعی از ساختار حاکمیتی ایران نیست و مبتنی بر خرد جمعی داخل هم نیست. بر اساس یک تحلیل غلط و به‌صورت غیرمسئولانه فراخوان داده میشه. اون فراخوان همراه خودش فرهنگ خودش رو هم میاره. یعنی تاکتیک‌هایی رو ترویج می‌کنه که در امتداد تاکتیک‌های قبلی نیست؛ مثل اینکه حمله کنید به مراکز نظامی، مساجد رو آتش بزنید یا چیزهایی از این قبیل. حتی من نمی‌خوام بگم سطحی که این تاکتیک‌ها تونستن عملی بشن خیلی گسترده بود. اتفاقاً خیلی محدود بود و اصلاً قابل توجه نیست. اما چیزی که تونست ایجاد کنه، یک گسست در ۱۸ و ۱۹ دی با قبل از اون بود. چون به نظر من، اگر با همون منطق ۶ تا ۱۷ دی اون اعتراضات ادامه پیدا می‌کرد، حتی می‌تونست روی جنگ تأثیر بذاره، روی تحولات آینده ایران تأثیر بذاره و حتی روی تصمیمات موجود اثرگذار باشه. ولی انگار از طریق اون فراخوان، یک پاس گل به اقتدارگرایی ایران داده شد و این گسست در نهایت مشکلاتی ایجاد کرد.

آرش یوسفی -ARASH

72,134 просмотров • 1 месяц назад

احتمالا این جملات رو از امثال این پفیوز شنیده باشید: «اگه رضاشاه نبود، ایران الان افغانستان بود!» «اگه رضاشاه نبود، مردم هنوز با الاغ رفت‌وآمد می‌کردن!» این روایت، برای بخشی از جامعه که تاریخ رو با چندتا استوری و پست اینستاگرامی، چند مستند و کلیپ از شبکه‌هایی مثل «من‌وتو» و «ایران اینترنشنال» شناخته، طبیعتاً جذاب و باورپذیره. اما مسئله اینجاست که این نگاه، قبل از اینکه تعریف و تمجید از رضاشاه باشه، یه جور توهین به خود ایرانه. چرا؟ چون یه واقعیت خیلی ساده رو نادیده می‌گیره. امروز حتی توی فقیرترین و عقب‌مانده‌ترین کشورهای دنیا هم جاده و آسفالت و راه‌آهن و ابزارهای مدرن زندگی وجود داره. دیگه کسی رو نمی‌بینید که برای رفت‌وآمد روزمره سوار الاغ بشه! بخش بزرگی از فناوری‌ها و مظاهر مدرنیزاسیون، نتیجه تحولات صنعتی جهان در قرن بیستم بود؛ بخشی هم از مسیر گسترش فناوری و صادرات کالاهای صنعتی کشورهای توسعه‌یافته به کشورهای جهان سوم وارد شد. اینکه این امکانات در دوره رضاشاه در ایران توسعه پیدا کرد، یه واقعیت تاریخی و قابل بررسیه. اما اینکه همه این تغییرات رو تبدیل کنیم به «دستاورد تمدنی رضاشاه»، دیگه یه چیز دیگه‌ست؛ یه شعبده‌ست که بعضی‌ها خیلی راحت از آستینشون درمیارن! اصلاً یه مثال جالب‌تر: وقتی امان‌الله خان در افغانستان در سال ۱۲۹۸ شمسی به قدرت رسید و پروژه مدرنیزاسیون رو شروع کرد، ایران از نظر زیرساخت‌های علمی و تلاش‌هایی که برای نوسازی انجام شده بود، به‌مراتب از افغانستان جلوتر بود. پس جامعه‌ای که رضاشاه تحویل گرفت، اصلاً و ابداً شبیه افغانستان اون دوره نبود. جالب‌تر اینکه با وجود عقب‌ماندگی شدیدتر افغانستان نسبت به ایران در دوره قاجار، بعضی از برنامه‌های نوسازی در افغانستانِ عصر رضاشاه حتی در بعضی حوزه‌ها سریع‌تر از ایران پیش رفت. مثلاً دانشکده پزشکی کابل در سال ۱۳۱۱ افتتاح شد؛ در حالی که دانشکده پزشکی دانشگاه تهران دو سال بعد، یعنی در ۱۳۱۳ تأسیس شد. یا مدارس نوین دخترانه در کابل از سال ۱۳۰۰ شروع به فعالیت کردند. اما یه نکته مهم دیگه هم هست که معمولاً توی این روایت‌ها فراموش می‌شه: رضاشاه در خلأ تاریخی به قدرت نرسید. حداقل نیم قرن قبل از روی کار اومدن او، ایرانی‌ها برای حاکمیت قانون، اصلاحات و توسعه کشور تلاش کرده بودن. رضاشاه حدود نیم قرن بعد از قتل امیرکبیر به قدرت رسید؛ یعنی نیم قرن تلاش و کشمکش گذشته بود تا ایران بتونه مسیر نوسازی‌ای رو که با امیرکبیر شروع شده بود، دوباره زنده کنه. از طرف دیگه، رضاشاه روی میراث عظیم مشروطه هم سوار شد. بنابراین اگر در دوره او اصلاحات و نوسازی‌هایی اتفاق افتاد، نمی‌شه همه‌ش رو به اراده، نبوغ یا شخصیت یک نفر نسبت داد. این تحولات، حاصل سال‌ها مبارزه و تلاش جامعه ایران، میراث اصلاح‌طلبان و مشروطه‌خواهان، و البته شرایط زمانه و موج مدرنیزاسیون جهانی هم بود. تاریخ رو اگر قراره درست بفهمیم، نباید تبدیلش کنیم به داستان «یک قهرمان آمد و ایران را از هیچ ساخت». ایران قبل از رضاشاه هم جامعه، تاریخ، اندیشه، دانش و تلاش برای اصلاح داشت.

راوی

39,591 просмотров • 28 дней назад

#اسلام_اتمی! این شخص نه بلوف میزنه و نه توهم زده، فقط به چیزی باور داره که در ذهنش حقیقت مطلق شده، دقیقا مثل همون یارو هندوی هندی که چندی پیش باور کرده بود میتونه از صخره ها بدون تجهیزات بپره و پرواز بکنه، بلافاصله با قدم اول هم سقوط کرد و جنازه اشو اون پایین با کاردک جمع کردند، این شکل جهادگر همون تفکر هست که اتفاقا کشته شدن و از بین رفتن این پیزوری ، نوع دیگه ای از پیروزی هست! اگر با دقت به رفتار و کلامش توجه کنیم، خیلی آشنا میزنه که طی حدود این ربع قرن گذشته یعنی از سال ۲۰۰۱بسیار دیدیم، شکلی دیگه از داعش در عراق و سوریه و طالب در افغانستانه، شکل دیگری از جبهه النصره و سایر گروه های افراطی و جهادی در دنیا که معتقده باید جهان از کفار پاک بشه و سپس سراغ خلوص در اسلام محمدی بروند، یعنی بر حق بودن خودشونو بر خودشون به اثبات برسونند و بین شیعه و سنی، بین ۶ امامی و هشت امامی و در نهایت بین رهروان انواع مجتهدین اونقدر بجنگند تا نهایتا احتمالا چهار پنج نفرشون بر روی زمین باقی بمونند«در اینجا شاخه ی شیعه ی عثنی عشری، بر دوش خود تکلیف میبینه که پرچم رو برسونه به دست مهدی با لقب صاحب الزمان به هر قیمت و هزینه ای» توجه داشته باشید که آزادی مکه گزینه ی جدید هست پس از سقوط امریکا و نماز در کاخ سفید و حراج باکینگهام! تفکری که روزی به بهانه ی آزادی کربلا و سپس قدس آغاز شد و امروز هم بفکر فتح مکه است! نمیخوام از ایدئولوژی و مکاتب مختلف تکرار مکررات کنم و مستقیم به سراغ هدف در این نوشتار میرم: حالا تصور کنید به این تفکر #بمب_هسته_ای هم داده بشه، یعنی یه مشت دیوانه ی بی رحم که خودشونو مامور الله میدونن و بخاطر عجله ای هم که در پاکسازی دنیا دارند، منتظر ظهور مهدی هم نمیمونند و طبیعتا اون رو #هم تعطیل و اومدنشو رو کنکل! میکنند و خودشون دست بکار میشن و در عرض یک هفته(نه بیشتر) دنیا رو به خرابه ای بدل میکنن که حداقل تا ۳۰۰ سال هیچ گیاهی بر روی این کره ی خاکی رشد نمیکنه! تفکری آمده از ویرانگری که هیچ سهمی در آبادی هم ندارد و به عنوان مثال: در طی ۵۰ سال گذشته سهم جغرافیای اسلام با جمعیت ۱ میلیاردی و اغلب مصرف کننده از اختراعات در پیشرفت و توسعه ی ابزار و روش های پزشکی و یا در رفاه و تکنولوژی و صنعت ساخت ماشین ها(در اینجا دستگاه مد نظر است) و همچنین احیاء طبیعت و محیط زیست آسیب خورده و یا صنعت هوا و فضا چه میزان بوده؟ به غیر از #مستعان۱۱۰ !!!! 🖊️جلال جنتی #پسرعاقل_نوح

پسر عاقل نوح

13,072 просмотров • 1 месяц назад

می‌دانید چرا ترامپ هی میگه رژیم‌چنج شده؟! ترامپ، درست درک نشده! ترامپ شناسی: ترامپ یه عادت داره! تهی کردن معنا از واژگان! مثلا زوم می‌کنه روی واژه مذاکره، هر تماسی را مذاکره میگه تا حساسیت‌زدایی کنه یا مثلاً تعرفه یا گرینلند و و و! واژه «رژیم‌چنج» که میگه هم همینه! میخواد هیمنه واژه رو که پس از جنگ عراق که در آمریکا ایجاد شده، حساسیت‌زدایی کنه برای جامعه آمریکایی. ترامپ میخواد بین پنج رئیس‌جمهور برتر تاریخ آمریکا و چه بسا بزرگ‌ترین‌ آنها باشه! دنبال کارای کوچیک و مذاکره و لاس زدن نیست! دنبال کاری بزرگ مثل ازبین بردن اسلام سیاسی که پسا۵۷ ایجاد شده‌ست. او ۴۸ ساله میگه باید آخوند رو بزنیم رژیم‌چنج کنیم! بعد حالا که یک گام به رژیم‌چنج مونده، میاد لاس بزنه و پوست‌اندازی کنه؟! محال است! اگر ترامپ حزب دموکرات و فیک نیوز رو ول کرد، رژیم‌چنج آخوند رو هم رها می‌کنه! طرف‌تون رو بشناسید تا بهتر فضا را درک کنید! تا حالا فکر کردید که چرا یهو اروپا فرش قرمز برای رضاشاه دوم پهن کرد در سوئد و ایتالیا و به شکل رسمی از ایشان پذیرایی شد؟! فکر می‌کنید اتفاقیه؟! نه جانم! ترامپ پشت پرده به همه گوشزد کرده که حالا می‌بینید رضاشاه دوم با اعتماد به نفس در اروپا، به اروپا میتازه! یک بچه‌ی ترم یک سیاست هم می‌فهمه که تغییر رفتار رضاشاه دوم که بسیار آرام قدم برمی‌داشت به این رضاشاهی که می‌بینیم، یک قدرت قدرتمند پشت خود دارد: ۱- مردم ایران ۲- ترامپ و راست جهانی. سپاسگزارم.

JamesDean

76,329 просмотров • 5 месяцев назад

این تروریست به نام قاری عیسی محمدی، مدت سه سال در جبهه مقاومت چه می‌کرد و چگونه توانست در مهم‌ترین و اساسی‌ترین جلسات این جبهه حضور داشته باشد؟ کدام شخص باعث شد این تروریست‌ها وارد تمام راز و رمز جبهه شوند؟ در نخستین روزهای حضورش در جبهه مقاومت، به‌شدت انتقاد کردم و گفتم قاری عیسی محمدی جاسوس و تروریست است؛ از جبهه اخراجش کنید. اما به‌جای فکر کردن اساسی، تاریخی و ارزشی، حامیان و اعضای جبهه شتافتند به فحاشی کردن به من و گفتند شما با جبهه دشمنی دارید. حالا شما قضاوت کنید؛ آیا من این تروریست، متعصب و فاشیست را شناخته بودم یا رهبری و حامیان جبهه مقاومت؟ امروز با بی‌وجدانی تمام، این قاری تروریست می‌گوید: حسیب قوای مرکز خوب شد کشته شد، ورنه مارشال می‌شد و با عقده‌مندی می‌گوید احمد مسعود در ویانا حسیب را مارشال گفت و این اشتباه بود. قاری تروریست! فرمانده شهیدمان، حسیب خان پنجشیری، یا حسیب قوای مرکز، مردانه زیست و با قامت بلند به شهادت رسید. از نام و جسد بی‌جانش هم بادارانت هراس داشتند؛ تو که اصلاً قابل بحث نیستی. فرمانده شهید ما با مدل بالاترین موترها، پنج سال در روی قلب تروریستان قدم زد و شیرگونه گشت‌وگذار کرد؛ اما تروریستان تو با چادری و لباس مادر و خواهر خود به دست نیروهای امنیتی افتادند. اگر حسیب، شهید و رفیق قهرمانم، رفت، هزاران همسنگر و رفیقش زنده هستند. به گوش باز بشنو که بی‌رحمانه از تو و تمام تروریستان انتقام گرفته خواهد شد. تو، تروریستی که می‌گویی خوب شد کشته شد، بدان که به چوچه‌مرغت هم رحم نخواهیم کرد. ممکن است بتوانی جبهه‌داران را باز فریب بدهی، اما خوب می‌دانی که ما، دوستان حسیب، فریب نمی‌خوریم. هیچ فراموشم نمی‌شود که یکی از حامیان و کارمندان جبهه در میترو مشهد یک ساعت با من در دفاع از این قاری تروریست، جنجال کرد و در نهایت گفت یک قاری عیسی از هزار تاجیک بهتر است برایی ما. همچنان کسی دیگری در همین مشهد در هر مهمانی و نشست به بلند گویی قاریی عیسی تبدیل شده بود و بار بار با او نیز درگیر شدم. حال امید وارم سخنان این ناجی خود را بشنوند.

روحانی🦅

11,335 просмотров • 1 месяц назад

وندی شرمن: تیم ایرانی تفاوت LIFT و END را نمیدانست که تحریمها تعلیق میشود نه لغو! این نوابغ بغیر از «تعلیق»، حتی LIFT (معلق نگه داشتن) هم رفته تو پاچه‌شونادعای زبان و مذاکره بلد بودنشون گوش فلک رو کرد کرده بود، ولی تو بدیهیات هم نتونستن از حق ایران دفاع کنن!!! ظریف تو کلاب‌هاوس درحالی گفت مذاکره کنند ما درمورد وجود کلمۀ suspend (تعلیق) در ضمائم برجام چیزی به من نگفت و قرار بود برخی تحریم ها بعد از مدتی تعلیق، lift (مثلاً لغو) شوند، که حتی همین کلمۀ lift هم به قول وندی شرمن در زبان انگلیسی به معنای تعلیقه نه لغو! متن کامل حرفای ظریف تو کلاب هاوس درمورد بی اطلاعی از وجود کلمۀ suspend: "من در مجلس گفتم که در برجام کلمۀ supention (تعلیق) نیست و این اشتباه از من بود. دلیلش هم این نیست که من برجام رو نخونده باشم. ما در «راز سر به مهر» توی ضمائمش همۀ جاهایی که من نه تنها برجام رو خوندم بلکه نوشتم، هست بعضیاش. واقعیتش این بود که ما دستورالعمل داده بودیم به همۀ دوستانی که داشتند «ضمائم» برجام رو مذاکره میکردند، که از بعضی عبارات استفاده نشه. در لحظات آخری که ضمیمۀ برجام - نه خود برجام - داشت مذاکره میشد، نمایندۀ اروپا گفته بود که ما تحریم های ایران رو برمیداریم، یعنی لغو میکنیم یا همون lift میکنیم. اما تصمیمات اتحادیه اروپا که شامل چیزای دیگه ای هم هستند، اینا رو نمیتونیم lift بکنیم تا زمانی که کل تحریم ها برداشته بشه؛ یعنی مثلاً تحریم های نظامی و... که بر اساس قطعنامه های شورای امنیت مثلا تا 5 سال یا 8 سال بعد (موعدِ لغوش) بود. لذا ما الآن این رو suspend (تعلیق) میکنیم و اون وقت liftش میکنیم» خدایا اینا چه سرطانی بودن ایران بهش دچار شد!!!

جِـــــنلی

24,936 просмотров • 1 год назад

عزیزان عزیزان عزیزان، تا می‌تونید این توئیت عمو مارک‌لوین رو [توئیت زیر] ریتوئیت، لایک و منشن بذارید که تمام تایملاین‌های عالم رو فرا بگیره. نمی‌دونید عموی عزیزم «مارک‌لوین» که حتی لقب منصور حلاج زمانه هم حق مطلب رو در خصوص این ابرمرد ادا نمی‌کنه، دیشب توی برنامه‌ش در فاکس‌نیوز چه سخنرانی غرا، پرشور و درخشانی در انجام داده،باور نکردنی. بخش‌هایی از صحبت‌های این کاوه‌ی آهنگر آمریکایی‌ها که یک‌ تنه پرچم دفاع از مردم ایران رو دست گرفته: «می‌خوام با شما درباره‌ی مردم صحبت کنم، مردم ایران. ۹۲ میلیون نفر که اکثریت قاطع اونها خواهان زندگی در آزادی هستند. می‌خوام از انسانیت بگم. از ارزش‌ها و باورهای یهودی مسیحی. شاید بعضی از شما امروز به کلیسا یا معبد رفته باشید، یا صرفاً دارای این باورهای اخلاقی باشید. شاید اون‌ها رو یاد گرفته‌ باشید یا به صورت شهودی درکشون می‌کنید. اینکه تفاوت درست و غلط و خیر و شر رو می‌دونید. پس می‌خوام درباره‌ی ده‌ها میلیون نفر در ایران صحبت کنم که ۴۷ ساله با اون‌ها مثل حیوون رفتار شده. کسانی که زندانی، شکنجه، مورد تجاوز واقع شده و ده‌ها هزار نفرشون به قتل رسیدن. کسانی که به اون‌ها گفته شده چه نوع موسیقی‌ رو می‌تونن یا نمی‌تونن گوش بدن. می‌خوام درباره‌ی زنان جوان بگم، دختران، خواهران و مادران در ایران که مجبور به پوشندن سر خود هستند و هیچ حقی ندارند، چه برسه به حقوق برابر و در معرض بدترین سوءرفتارها قرار می‌گیرن. می‌خوام از جوونا بگم. جوونای ایران که می‌خوان از جوونی‌شون لذت ببرند، چیزهای جدید و شاد رو تجربه کنند و یاد بگیرن، اما توسط پلیس مخفی رژیم شیعه‌سانان رافضی هزارپدر بازداشت می‌شن و بدون محاکمه عمدتاً در خفا اعدام می‌شن. می‌خوام درباره‌ی کسانی در کشور خودمون آمریکا صحبت کنم که خودشون رو لیبرال، فعال حقوق بشر یا مدافع آزادی‌های مدنی می‌نامند، اما کوچکترین اهمیتی به هیچ‌کدوم از اینها نمی‌دن. قرمساق‌هایی که اعتراض نمی‌کنند و نخواهند کرد، چون حزب دموکرات قرمدنگ یا جریان سیاسی که بهش تعلق دارند، مارکسیست‌ها و اسلام‌گرایان قحبه‌زاده، اونقدر از آمریکا و اسرائیل متنفرند که ترجیح می‌دن ده‌ها هزار ایرانی دیگه به شکلی وحشتناک بمیرند، اما شاهد اون نباشند که کشور ما این رژیم حرومزاده‌ی آدم‌کش رو شکست می‌ده. این جاکش‌ها در خیابون‌ها نیستند. راهپیمایی نمی‌کنند. رهبران مذهبی کجان؟ بعضی‌شون هستند، اما بقیه‌شون کجان قحبه‌ها؟ صداشون رو نمی‌شنوم. شما می‌شنوید؟ می‌خوام از سکوت گروه‌های موسوم به فمینیست بگم که چنان با چپ‌گرایان افراطی و رادیکال گره خوردن که حتی یک کلمه درباره‌ی آزار و تجاوز گسترده به زنان و دختران توسط رژیم هزارپدر شیعه‌سانان رافضی نگفتن‌. هیچی! می‌خوام درباره‌ی کسایی صحبت کنم که می‌گن تهدید هسته‌ای رژیم قحبه‌زادهی روافض قریب‌الوقوع نبود، می‌گن که این یک جنگ انتخابیه، می‌گن که این یک جنگ غیرقانونیه و کسشرایی از این دست. این قرمساق‌های دیوث ذره‌ای حتی به اندازه‌ی یک ارزن اهمیت نمی‌دن که نه تنها در حال کمک کردن و آرامش دادن به این دشمن هولناک هستند، بلکه این دشمن پدرقحبه رو تشویق می‌کنند تا قتل‌عام کنه، اعدام کنه، تجاوز کنه، شکنجه کنه و کارهایی رو انجام بده که رژیم‌های آدم‌کش انجام می‌دن. هیچ چیز، تکرار می‌کنم هیچ چیز شرافتمندانه یا برحقی در مورد هیچ‌کدوم از این گروه‌ها‌ی قحبه یا این افراد سراسر شرارت و تباهی وجود نداره. و در مورد آمریکایی‌هایی که یا ساکتن یا بدتر از اون، تظاهر می‌کنن که این نسل‌کشی در حال اتفاق افتادن نیست، و یا با وجود اینکه می‌دونن در حال وقوعه، با بی‌تفاوتی ازش می‌گذرن. ننگ بر قرمساق‌هایی که این‌طوری فکر می‌کنن. ننگ بر اون قرمدنگ‌هایی که اعتراض نمی‌کنند. ننگ بر جاکشایی که اقدام نمی‌کنند، مخصوصاً اونایی که در جایگاهی هستند که می‌تونن کاری انجام بدن و نمی‌دن. …مردم ایران‌ آزادی‌شون را می‌خوان و می‌خوان زندگی‌شون را پس بگیرن. رژیم آدم‌کش و تروریست هزارپدر روافض رو بگایید، مردم ایران رو آزاد کنید و به هر نوع تهدید توسعه هسته‌ای و آبگرمکن‌های بالستیک در آینده پایان بدید. آیا این اتفاق خوبی برای مردم شریف ایران، برای مردم آمریکا، برای مردم خاورمیانه و کل دنیا نیست؟ ممکنه هزاران دلیل برای کمک نکردن به این مردم و اقدام نکردن وجود داشته باشه و شک ندارم که این دلایل ردیف شده و ارائه شدن. اما یک دلیل وجود دارد که بر همه‌ی اینا برتری داره. دلیلی که از همه اون‌ها مهم‌تره: انسانیت. اراده‌ی بشریت. الان اون بهونه رو نداریم. با تکنولوژی مدرن ما می‌دونیم تو اون کشور چه می‌گذره. ما کشتار مردم عادی رو در اینترنت دیدیم‌ و نگاه کردن به اونا سخته. بیایید اون اشتباه رو تکرار نکنیم.»

Siavash

148,771 просмотров • 5 месяцев назад

فایل صوتی قدیمی از محمدباقر قالیباف، رئیس کنونی مجلس شورای اسلامی و مذاکره‌کننده ارشد جمهوری اسلامی در مذاکرات اسلام‌آباد در میان کاربران شبکه‌های اجتماعی داغ شده است که در آن با افتخار به دریافت «مجوز تیراندازی» به سرکوب دانشجویان معترض در کوی دانشگاه اعتراف می‌کند. قالیباف در این روایت، به جلسه‌ای در وزارت کشور اشاره می‌کند که در آن مسئولانی نظیر مصطفی معین (وزیر علوم دولت اصلاح‌طلب وقت) و غلامرضا ظریفان حضور داشتند. در یکی از بخش‌های این فایل‌صوتی قالیباف می‌گوید، در سال ۱۳۸۲ می‌خواسته دانشجویان را «لوله» کند: «امشب هر کی بیاد تو کوی بخواد این کارها رو انجام بده، منِ قالیباف به عنوان فرمانده ناجا، محکم می‌ایستم، لوله‌اش می‌کنم و جمعش می‌کنم.» او تاکید می‌کند که در آن جلسه حتی «شأن جلسه» را رعایت نکرده و با ادبیاتی غیرمعمول و تند با حاضرین برخورد کرده است تا حرف خود را به کرسی بنشاند. نقطه ثقل این اعترافات، مربوط به وقایع سال ۱۳۸۲ است. قالیباف مدعی است که با فشار و برخورد تند در آن جلسه، سرانجام موفق شده است مصوبه مورد نظر خود را از شورای امنیت کشور بگیرد. به گفته او، افرادی همچون موسوی لاری (وزیر کشور وقت) و مصطفی معین، علی‌رغم مخالفت‌های اولیه، نهایتا پای مجوزی را امضا کردند که به نیروی انتظامی اجازه «حضور نظامی و تیراندازی» در محدوده کوی دانشگاه را می‌داد. این سخنان که در سال‌های بعد و به ویژه در دوران رقابت‌های انتخاباتی بازنشر شد، همواره به عنوان سندی از رویکرد «گازانبری» و نظامی او در برخورد با جنبش‌های دانشجویی مورد نقد قرار گرفته است.

independentpersian

76,382 просмотров • 6 месяцев назад

بخش هایی از مصاحبه ی صدیقه وسمقی: ‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️ مجری: الان آقای پهلوی به عنوان چهره آلترناتیو در خارج از ایران مطرح شده و در داخل ایران هم پایگاه اجتماعی داره؛ حالا کم یا زیاد اندازه‌اش، درصدش رو نمی‌دونیم، ولی به هر حال صحبت‌های خود ایشونم اینه که منو در خیابان‌های ایران صدا کردن و خب به هر حال شعارهایی هم بود که در حمایت از ایشون بود. این چقدر این هم‌بستگی می‌تونه در بین داخل و آقای پهلوی اصلاً اتفاق بیفته؟ وسمقی: ببینید مشکلی که وجود داره این هست که جریان طرفدار آقای پهلوی، جریان پادشاهی‌خواهه‌. ببینید نظام پادشاهی، ما ازش سال ۵۷ عبور کردیم. نهاد پادشاهی و نهاد روحانیت، دو نهاد سنتی هستند که همیشه در طول قرن‌ها و هزاره‌ها با همدیگه رقابت داشتن. دو تا قدرت بودن که همیشه با همدیگه رقابت کردن، گاهی با هم سازش کردن، قدرتو تقسیم کردن، گاهی یکی قدرتو به دست آورده. خب ما به نظرم دیگه الان بعد از جمهوری اسلامی باید از این دو نهاد سنتی که هر دو هم در واقع نهادهای استبدادی هستن، باید بتونیم عبور بکنیم.ما سال ۵۷ از نهاد سلطنت عبور کردیم، گذاشتیمش کنار؛ هرچند از استبداد عبور نکردیم. خب نهاد روحانیت که در کمین بود و رقیب نهاد پادشاهی بود، قدرتو به دست گرفت و مردم ایران در اون زمان هنوز اون توانمندی رو برای اینکه نهاد روحانیت رو هم مثل نهاد سلطنت کنار بذارن و پس بزنن، نداشتن. این توانمندی به تدریج به وجود اومده و الان مردم می‌خوان که این نهاد سنتی استبدادی رو هم کنار بذارن. حالا طرفداران آقای پهلوی پادشاهی‌خواهند. نهاد پادشاهی یک نهاد سنتیست؛ هیچ‌وقت انتخابی نبوده، هیچ‌وقت دموکراتیک نبوده. یک نهادیست که خب می‌دونین، شما در تاریخ نگاه کنین در ایران و همه نقاط جهان، پادشاهان با زور اومدن. هر سلسله‌ای اومده، سلسله دیگری رو با زور کنار گذاشته و خودش نشسته و هیچ‌وقت مردم دخالتی نداشتن که مثلاً بیان و پادشاهان رو انتخاب بکنن. من تعجب می‌کنم که بعد از این تجربه‌های فراوان و رنج‌های فراوان، خون‌های زیادی که ما دادیم، ما می‌خوایم دوباره به جای پیدا کردن یک راه سوم و بنیان گذاشتن یک نهاد سوم، باز بیاییم برگردیم به نهاد پادشاهی که یک نهاد به هر حال کهنه و قدیمیست و ذاتشم استبداد داره. چرا؟ چون متمرکز بر فرده. ما مردم در دوره‌ای الان داریم زندگی می‌کنیم که خواهان حقوق بشریم، خواهان به رسمیت شناختن حقوق فردی هستیم، برای خودمون حق انتخاب قائلیم. چرا باید با اعطای یک قدرت مادام‌العمر به یک فرد، به یک خانواده و به یک خاندان، حق انتخاب رو برای همیشه از خودمون و از آیندگانمون سلب بکنیم؟ اگه نسل بعدی اومدن و گفتن که چرا شما این کارو کردید؟ ما نمی‌خوایم مثلاً این حکومت رو، حکومت فردی رو، چه بهش خواهیم گفت؟ اگر که سال ۵۷ مردم نهاد سلطنت رو کنار گذاشتن و از اون چاه افتادن تو چاه بعدی یعنی باز هم نهاد روحانیت، و حالا می‌خوان اونو کنار بذارن، آیا ما نباید از این تجربه‌ها درس بگیریم؟ به نظر من مردم به خاطر اینکه به استیصال رسیدن، مردم به خاطر عملکرد بسیار ناگوار و ناهنجار جمهوری اسلامی، دنبال یک مفری می‌گردن، دنبال یک راه نجات می‌گردن و خب سرمایه‌گذاری زیادی شده روی آقای پهلوی از لحاظ تبلیغاتی و غیره که ایشون به یک آلترناتیو و بدیل تبدیل بشه. حالا خیلی‌ها هم تصورشون اینه که میشه به این ترتیب از جمهوری اسلامی گذر کرد. اما کسانی که نظام پادشاهی رو نظام مناسبی برای آینده ایران نمی‌دونن، نمی‌تونن کنار این جریان بایستن. کسانی که خواهان استقلال ایرانن و نمی‌خوان که یک حکومت به وسیله قدرت‌های خارجی بر مردم ایران تحمیل بشه، نمی‌تونن کنار این جریان بایستن. این جریان متأسفانه این مشکلات رو داره. من می‌دونم ممکنه از این حرفای من هم این افراد ناراحت بشن، اما ما به فکر ایران و نجات ایران هستیم. به نظر من ما همهمون سرمایه‌هامون رو باید صرف ایران بکنیم نه اشخاص. خب اگر اشخاصی به آقای پهلوی علاقه دارن، در آینده وقتی که نظامی برای ایران، به قد و قواره ایران برای دموکراسی و آزادی در ایران به وسیله اندیشمندان و نخبگان این کشور ترسیم شد، تعیین شد، هر کسی بیاد انتخاب بشه توسط مردم برای یک مدت موقتی اداره کشور رو به دست بگیره، ولو آقای پهلوی باشه، دیگران باشن، به انتخاب ملت. خب این اشکالی نداره. ولی اینکه به خاطر علاقه به یک شخص یا به یک خانواده ما بیاییم یک نظام سیاسی برای ایران تعریف بکنیم که ممکنه آیندگان باز هم مخالفت بکنن و ایراد بگیرن و اونا به دردسر بیفتن، من این رو مناسب نمی‌دونم. من همیشه این جمله رو میگم که ما باید ساختار سیاسی آینده ایران رو به قد و قواره این کشور ببریم و بدوزیم، نه به قد و قواره یک شخص و فرد. ۱/۲

آرش یوسفی -ARASH

32,920 просмотров • 7 месяцев назад