Sensitive content

This media may contain sensitive content.

Loading video...

Video Failed to Load

Go Home

خیلی از کاکولدها بعد از اینکه زنشون با بول خوابیده، عمداً همون شب باهاش سکس می‌کنن فقط برای اینکه بوی کیر و اسپرم بول رو از توی کصش حس کنن. بعضی‌هاشون حتی از زنشون می‌خوان بدون شستن بیاد تو رختخواب تا کامل بوی بول روش بمونه. #hotwife #milf #nsfw...

25,634 views • 1 month ago •via X (Twitter)

0 Comments

No comments available

Comments from the original post will appear here

Related Videos

این ویدیوها رو که می‌بینیم، ظاهرش خیلی قشنگ و احساسی به نظر میاد؛ اینکه یه حیوون وحشی رو بزرگ کردی و داری آزادش می‌کنی! اما واقعیتِ پشتِ این صحنه‌ها، یه فاجعه‌ی تمام‌عیاره. حیات وحش، اسباب‌بازیِ ما نیست که هر وقت دلمون خواست بگیریمش، تو خونه بزرگش کنیم و بعد که ازش خسته شدیم یا حس کردیم «دیگه وقته آزادسازیه»، بندازیمش تو طبیعت. وقتی حیوون وحشی با انسان بزرگ میشه، تمام غرایز طبیعیش برای شکار، دفاع از خودش و تشخیص خطر رو از دست میده. حیوونی که دست‌آموز شده، تو طبیعت عملاً فلجه و رها کردنش یعنی محکوم کردنش به یه مرگ تدریجی و دردناک. این کار اسمش «محیط‌زیست‌دوستی» نیست، اسمش «خودخواهی» و «حیوان‌آزاریِ مدرن» برای گرفتن چند تا لایک و ویو توی اینستاگرامه. حیوون وحشی باید تو زیستگاه خودش بمونه و اگر هم زخمی شده، کارِ متخصص‌هاست که درمانش کنن و با اصولِ علمی به طبیعت برگردوننش، نه کارِ آدم‌های غیرمتخصص که برای تولید محتوا زندگیشون رو نابود می‌کنن. لطفاً این‌جور ویدیوها رو با لایک و کامنتِ مثبت وایرال نکنید. بیاید یاد بگیریم که احترام به طبیعت یعنی دور موندن از حریمِ اون‌ها، نه دست‌کاری کردنِ زندگیِ حیوون‌های بی‌گناه برای ارضای حسِ خودمون.

فلات ایران

52,183 views • 3 months ago

پیکر حدود ۷۰ جاویدنام رو پرت می‌کنند تو اون چاله. دوباره زباله میارن از همون معدن، میریزن روشون، بنزین میریزن روشون... آتش می‌زنند. سپاهیا همونجا وایمیستن تا همه‌چی بسوزه، بعد زباله جدید از معدن میارن میریزن روشون... روی همون سوخته‌ها. همون بعدازظهر، جنگل‌های جاده امامزاده هاشم رو آتش🔥 زدن که دود جنگل با دود سوختن اون پیکرها قاطی بشه و کسی متوجه چیزی نشه. این موضوع برای ۱۲ بهمن ۱۴۰۴ هست، ساعت ۵ بعدازظهر از پادگان سپاه رشت، بعد از میدان گیل، روبه‌روی باغ رضوان رشت، قبل از دانشگاه علمی‌کاربردی، یه ماشین سفید بدون پلاک خارج میشه و میره به سمت معدن دفن زباله سراوان در ۲۰ کیلومتری جنوب رشت. ساعت ۷:۳۰ شب میرسه. تو مسیری که معدن دفن زباله‌ها بوده توقف می‌کنه. ۸ تا کارگر شهرداری که با یه ماشین دیگه از قبل اومده بودن اونجا، با بیل‌مکانیکی یه چاله خیلی بزرگ کنده بودن. وقتی که ماشین میرسه، کارگرا رو میفرستن میرن.

Elham

77,210 views • 1 month ago

ماه اوت سال ۲۰۱۹ با یه پاسپورت جعلی قاچاقی از جزیره میکونوس یونان به پاریس پرواز کردم و یه دوستی با ماشین من رو رسوند به شهر کلن آلمان. دو ماه و نیم تو یه کمپ موقت تو شهر اِسن بودم که یه ماه اولش با یه پسر ایرانی به اسم دانیل تو یه اتاق بودیم. خیلی پسر مشتی و باحالی بود و اصلا مشکلی نداشتیم. آرایشگر بود و موهای بچه ها رو کوتاه میکرد. تنها مشکل من این بود که دانیل شب‌ها خیلی خر و پف میکرد و من نمی‌توانستم بخوابم. بعضی شبها از صدای بلندش عصبی می‌شدم و می‌رفتم تو راهرو می‌شستم. بالاخره نگهبان‌های کمپ دلشون برام سوخت و مدیریت بهم یه اتاق جدا داد. بعد از مصاحبه‌م از اونجا به یه کمپ دیگه تو شهر راینه منتقل شدم. شاید بگم یکی از سخت ترین دوران زندگیم رو تو اون کمپ گذروندم. با سه تا پسر ایرانی هم اتاق بودم. دو تا آرش و اسماعیل. واقعا بچه های خوبی بودن ولی سبک زندگی من به اونها نمی‌خورد. اونها تقریبا هر شب تا دیر وقت عیش و نوش داشتن و من زود می‌خوابیدم و صبح‌ها ساعت ۶ بیدار میشدم و تو‌ کمپ می‌دویدم و ورزش میکردم. از طرفی هم شرایط زندگی تو کمپ خیلی مشابه زندگی تو کمپ اشرف بود. منظورم بخش زندگی جمعیش بود. اتاق خواب جمعی، سالن غذاخوری جمعی، حموم و توالت جمعی. این خیلی من رو آزار می‌داد. طوری که تو دسامبر ۲۰۱۹ دوچار افسردگی شدید شدم. تو عمرم، حتی با گذشت از اون همه بلا تو مجاهدین هیچ وقت افسرده نشده بودم. اما توی اون کمپ از درون احساس خفگی شدید می‌کردم. به خودم می‌گفتم من که از چنگ اون فرقه آزاد شدم و چی شد دوباره افتادم توی این وضعیت. هفته‌ای سه شب کابوس می‌دیدم که دوباره برگشتم تو مجاهدین و از شدت ترس بیدار میشدم. بعضی وقتها قلبم اینقدر تند می‌تپید احساس می‌کردم ممکنه الان سکته کنم. توی کمپ خیلی ساکت بودم و تلاش می‌کردم فقط با افراد سلام و علیک داشته باشم. هر روز کامپیوترم‌ رو بر‌ می‌داشتم و می‌شستم تو اتاق اینترنت و یا زبون آلمانی می‌خوندم و یا خرد خرد کتاب سرگذشت زندگیم رو می‌نوشتم. در ظاهر تلاش می‌کردم خودم رو محکم و سرحال نشون بدم ولی در درون داشتم خفه میشدم. انگار یکی گلوم رو از تو‌ گرفته بود و فشار می‌داد. چند شب زیر پتو از حال خودم گریه‌م گرفت و فقط تلاش می‌کردم گریه‌م رو غورت بدم تا هم اتاقی‌هام متوجه نشن. یه روز دیگه تاب نیاوردم و رفتم پیش یکی از کارکنان کمپ. یه مرد افغانی بود که سال‌های سال توی آلمان زندگی می‌کرد و با همسرش توی کمپ کار می‌کردن. بچه‌های ایرانی کمپ باهاش خیلی خوب بودن و برای احترام زیادی قائل بودن. من باهاش هیچ وقت صحبت نداشتم ولی از انرژیش احساس میکردم می‌تونم بهش اعتماد کنم. رفتم پیشش و درخواست صحبت کردم. من رو برد تو یه اتاق و نشستیم سر میز. گفت بگو پسرم چی شده؟ هر بار که دهنم رو باز میکردم صحبت کنم بغضم می‌گرفت و نمی‌تونستم. گفت کار من اینجا اینه که به تو کمک کنم و راحت حرف بزن. تو اون لحظه یه دفع بغضم ترکید و شروع به گریه کردم. دیگه نمی‌تونستم خودم رو نگه دارم و تو اون لحظه احساس کردم دیگه نیازی نیست خودم رو قوی نشون بدم. بعد از یه دقیقه گریه به خودم مسلط شدم و شروع کردم به تعریف زندگیم و شرایط توی فرقه مجاهدین و سختی‌هایی که کشیده بودم. تو کل ۲۰ دقیقه‌ای که من صحبت میکردم اون هیچ چی نگفت. وقتی تموم‌ شدم گفت یه دقیقه واستا. گوشیش رو در آورد و زنگ زد به مدیر کمپ. گفت پیش یکی از پناهنده‌ها هستم که داستانش فرق می‌کنه و اتاق تکی نیاز داره. بعد در جا من رو برد پیش دکتر کمپ. داستان من رو خلاصه به دکتر گفت و دکتره درجا برگشت بهم گفت که من مجاهدین رو میشناسم و می‌دونم چی کشیدی. گفت میتونم برات دارو تجویز کنم ولی فکر میکنم همین که اتاق تکی داشته باشی بهت کمک میشه که کمی آرامش‌ پیدا کنی. از اون به بعد و تا زمان شروع کرونا، من یه اتاق تکی داشتم. آرامش توی اتاق کمی بهم احساس راحتی دست داد. دیگه احساس خفگی نمی‌کردم. دقیقا همون دوران بود که با همسر فعلیم آشنا شده بودم و اون بهم یوگا و مدیتیشن یاد داد. روزی دو بار توی اتاقم می‌شستم و ۲۰ دقیقه مدیتیشن میکردم. رفتم توی باشگاه شهر ثبت نام کردم و کلا روحیه‌م عوض شد. یه طوری از درون انگار خودم یا همون اصالتم رو پیدا کردم. روزها تو‌ اتاقم می‌شستم و به گذشته‌م فکر میکردم و اینکه از چه سختی‌هایی عبور کردم. یه روز توی همین فکرها بودم‌ که یهو به ذهنم زد منی که از این همه سختی و بلا عبور کردم پس از هر چی هم بعدش بیاد می‌تونم عبور کنم. تصمیم گرفتم دیگه غصه آینده رو نخورم. و تا به امروز هم همینطور بوده. یک لحظه هم غصه اینکه قراره چی بشه و من چی میشم و آیا از پسش بر میام رو نخوردم. اطمینان دارم که بر میام. یه جوری شکست ناپذیر شدم تو زندگی. دیگه از چیزی نمی‌ترسم. زندگی زیباست✨🌷

Ray Torabi

26,451 views • 1 year ago

این پروژه اپن سورس جالب strix رو یه نگاه بندازین. یه جورایی انگار یه تیم هکر هوش مصنوعی اپن‌سورس استخدام کردین که شبانه‌روزی حواسشون به اپلیکیشن‌هاتون هست. این ایجنت‌های AI دقیقاً مثل هکرهای واقعی رفتار می‌کنن. کد شما رو به صورت داینامیک اجرا می‌کنن، آسیب‌پذیری‌ها رو پیدا می‌کنن و برای اینکه ثابت کنن الکی نمیگن، براتون PoC (اثبات مفهومی) واقعی می‌سازن. بهترین بخشش اینه که دیگه از شر اون همه false positive (هشدارهای الکی) که ابزارهای اسکن استاتیک میدن خلاص میشید. Strix واقعاً باگ رو پیدا می‌کنه و بهتون نشون میده. یه جعبه ابزار کامل هکری هم داره: - پراکسی HTTP - اتوماسیون مرورگر - محیط ترمینال - و حتی ران‌تایم پایتون تازه، می‌تونه تو CI/CD شما هم ادغام بشه و جلوی کدهای آسیب‌پذیر رو قبل از اینکه اصلاً به پروداکشن برسن بگیره. به جای اینکه هفته‌ها منتظر تست نفوذ دستی بمونید، با Strix می‌تونید تو چند ساعت یه تست کامل بگیرید. Github:

Mehdi Allahyari

14,391 views • 10 months ago

‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️ مجری: مثلاً ۴۰۱ و ۴۰۴ رو نگاه می‌کنید، ۴۰۱ حتماً مدنی‌تر و انجمنی‌تره به نسبت ۴۰۴. نیست این‌طوری؟ سعید مدنی: نه. نه، به نظر من، اولاً که این پیوند و مسیر تحولات اجتماعی، درسته که افت‌وخیز داره، درسته که سینوسیه، اما یک سوگیری عمده‌ای هم داره. چرا باید ۴۰۴ رو، یعنی اعتراضات دی‌ماه رو می‌گی؟ اعتراضات دی‌ماه رو مثلاً در مقایسه با اعتراضات مهسا، چرا باید تفکیکش کرد؟ در وهله اول، وقتی از اعتراضات دی‌ماه صحبت می‌کنیم، باید ششم تا ۱۷ دی‌ماه رو از ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه متمایز کنیم. اگه اعتراضاتِ به‌اصطلاح ۴۰۱، یعنی «زن، زندگی، آزادی» و جنبش «زن، زندگی، آزادی» رو به جان‌باختن مهسا تقلیل بدیم، همون‌قدر هم می‌تونیم اعتراضات دی‌ماه رو به فراخوان ۱۸ و ۱۹ دی تقلیل بدیم. در حالی که اعتراضات مهسا، جنبش مهسا، حاصل یک منازعه و یک ناجنبش زنان در ایران بود که اونجا خودش رو به نحو احسن نشون داد. تونست ۱۰۰ روز توی خیابون مقاومت کنه. تاکتیک‌هاش تا حد زیادی از تاکتیک جنبش‌های قبلی، اعم از جنبش ۹۶ و جنبش سبز تبعیت می‌کرد. شعارهاش بر مبنای نوعی خردگرایی و تجربه تاریخی سوار شده بود و بنابراین تونست این مسیر رو ۱۰۰ روز هم ادامه بده. توی دی‌ماه هم، از ۶ تا ۱۷ دی، شما همون خصلت‌ها و همون تاکتیک‌ها رو می‌بینید. جمعیت میاد توی خیابون. حالا این دفعه مثلاً از جمهوری شروع میشه، پاساژ علاءالدین و اون منطقه، که ترکیبی از طبقه متوسط و دست‌فروش‌هاست، و بعد آرام‌آرام گسترش پیدا می‌کنه. خود اینکه چجوری این‌ها توی اون فضای جنگی و امنیتی یک‌دفعه جمع میشن و بعد بلافاصله به‌صورت وسیع در سطح ملی گسترش پیدا می‌کنه، قابل توجهه. حتی خیلی بیشتر از مهسا، تقریباً دو برابر مهسا. این اتفاق تا ۱۷ دی چجوری میفته؟ این رو باید مرتبط بدونیم با پتانسیل‌هایی که جنبش‌های قبلی ایجاد کردن، شبکه‌های اجتماعی‌ای که از اون موقع شکل گرفته، نقش نیروها و گروه‌های غیررسمی‌ای که از اون زمان وجود داشتن و حتی ذهنیتی که از اون تجربه باقی مونده بود؛ اینکه میشه آمد، اعتراض کرد و توی خیابون حضور پیدا کرد. همه این‌ها ظرفیتی ایجاد کرده بود که توی ۶ تا ۱۷ دی تقریباً همون مسیر طی بشه. اما توی ۱۸ و ۱۹ دی یه اتفاقی میفته؛ یه فراخوان داده میشه. این فراخوان مبتنی بر فهم واقعی از وضعیت ایران نیست، فهم واقعی از جنبش‌های اجتماعی ایران نیست، فهم واقعی از ساختار حاکمیتی ایران نیست و مبتنی بر خرد جمعی داخل هم نیست. بر اساس یک تحلیل غلط و به‌صورت غیرمسئولانه فراخوان داده میشه. اون فراخوان همراه خودش فرهنگ خودش رو هم میاره. یعنی تاکتیک‌هایی رو ترویج می‌کنه که در امتداد تاکتیک‌های قبلی نیست؛ مثل اینکه حمله کنید به مراکز نظامی، مساجد رو آتش بزنید یا چیزهایی از این قبیل. حتی من نمی‌خوام بگم سطحی که این تاکتیک‌ها تونستن عملی بشن خیلی گسترده بود. اتفاقاً خیلی محدود بود و اصلاً قابل توجه نیست. اما چیزی که تونست ایجاد کنه، یک گسست در ۱۸ و ۱۹ دی با قبل از اون بود. چون به نظر من، اگر با همون منطق ۶ تا ۱۷ دی اون اعتراضات ادامه پیدا می‌کرد، حتی می‌تونست روی جنگ تأثیر بذاره، روی تحولات آینده ایران تأثیر بذاره و حتی روی تصمیمات موجود اثرگذار باشه. ولی انگار از طریق اون فراخوان، یک پاس گل به اقتدارگرایی ایران داده شد و این گسست در نهایت مشکلاتی ایجاد کرد.

آرش یوسفی -ARASH

72,110 views • 1 month ago

افتضاح پشت افتضاح ادعای رهبری یک کشور رو دارن، ولی همه جا تقلب می‌کنن. یه عده گفتن من دروغ می‌گم و امکان نداره بشه دو بار رای داد. این ویدئو رو ببینین که گرفتم. 4 تا پنجره گوگل کروم همزمان باز کردم (هر پنجره یه پروفایل جدید هست برای همین رنگ پنجره‌ها فرق داره - اینکه پروفایل مختلف باشن مهمه). در کمتر از 2 دقیقه 4 بار رای دادم. نیازی به دو دقیقه نبود البته و تو 10 ثانیه هم می‌شد 4 بار رای داد. فقط چون روند رو نشون می‌دادم و نتیجه رفرش رو هم می‌خواستم بهتون نشون بدم کمی طولانی‌تر شد. تو پنجره دوم و چهارم چند بار رفرش هم کردم که تو پنجره چهارم آپدیت شدن اعداد رو هم ببینین و بعدش امضا هم زدم. دلیل این کار ضعف فنی نیست. فردی که کوچک‌ترین آشنایی با سیستم‌های کامپیوتری و وبسایت و اینترت داشته باشه می‌تونه جلوی این قضیه رو بگیره ولی نگرفتن. چون می‌خوان از هر سیستم ده‌ها و صدها بار رای رو ثبت کنن که نتیجه عدد بزرگ‌تری باشه. ما یه مدت امضا کنندگان کارزار رفتن به غزه رو مسخره می‌کردیم نگو اینا از اونا شارلاتان‌ترن! این کاری که امیر اعتمادی و قاسمی‌نژاد دارن می‌کنن چوب حراج زدن به همون نیمچه آبروی باقیمانده رضا پهلویه. تهش می‌خوان یه گزارش بدن بگن 20 میلیون امضا کردن و پول خوبی به جیب بزنن. سال‌هاست دارن یه سری از مردم رو با این بازی‌ها سرگرم می‌کنن. بدون هیچ خروجی مشخصی. از این پروژه به اون پروژه. از این کارزار به اون کارزار. اما نتیجه صفر. این وسط فقط پول‌های میلیون دلاری جمع شده و هیچوقت حتی یک گزارش یک خطی از نحوه خرج کردن پول‌های جمع شده داده نشده. خوش به حال جمهوری اسلامی که این اپوزسیون رو داره به عنوان اپوزسیون خودش می‌فروشه.

نفوذی‌ها

285,725 views • 11 months ago

اگه با Claude Code کار می‌کنید، این ریپازیتوری wshobson/agents یه گنج واقعیه که نباید از دستش بدید. عملاً یه ارتش از ایجنت‌های هوشمند رو میاره تو ترمینالتون! قضیه چیه؟ این پروژه یه "مارکت‌پلیس" کامل برای Claude Code هست که شامل ۶۳ تا پلاگین و ۸۵ تا ایجنت تخصصی (Agents) میشه. هدفش چیه؟ اتوماسیون هوشمند. یعنی شما برای هر کاری، از معماری سیستم و کدنویسی گرفته تا تست، امنیت و حتی SEO، یه ایجنت متخصص دم دستت داری. چیزی که خیلی جذابش کرده، معماری بهینه‌شه. این سیستم از "Skills" (مهارت‌ها) استفاده می‌کنه که به صورت Progressive Disclosure کار می‌کنن. یعنی چی؟ یعنی دانش تخصصی فقط وقتی لود میشه که واقعاً بهش نیاز باشه. اینطوری الکی توکن مصرف نمیشه و کانتکست مدل پر نمیشه. یه حرکت هوشمندانه دیگه:Hybrid Orchestration. این ابزار به صورت خودکار برای کارهای سریع و خطی از مدل Haiku استفاده می‌کنه و برای کارهای پیچیده که نیاز به استدلال داره سوییچ می‌کنه روی Sonnet. نتیجه؟ هم سرعت بالاست، هم هزینه میاد پایین. چندتا مثال از کاراییش: - فول‌استک: با یه دستور، ۷ تا ایجنت (از دیتابیس تا فرانت‌اند) با هم هماهنگ میشن تا یه فیچر کامل بزنن. - امنیت: پلاگین Security Scanning کد رو شخم میزنه و باگ‌ها رو پیدا می‌کنه. - پلاگینDevOps: برای کوبرنتیز و کلاود هم ایجنت‌های آماده داره. نصبش هم توی Claude Code خیلی راحته. اول مارکت‌پلیس رو اضافه می‌کنید: /plugin marketplace add wshobson/agents بعد هر پلاگینی که لازم دارید رو جدا نصب می‌کنید. مثلاً برای پایتون: /plugin install python-development همین! الان ایجنت‌های پایتون آماده‌ن. خلاصه که اگه میخواید قدرت Claude Code رو چند برابر کنید و حس یه مدیر فنی رو داشته باشید که کلی برنامه‌نویس خفن زیر دستشه، حتماً تستش کنید. لینک ریپو:

Mehdi Allahyari

23,117 views • 9 months ago

🎧 چالش این هفته: آنالیز تماس‌های تلفنی مراکز تماس شرکت‌ها و سازمان‌ها خوب این Workflow که با #n8n درست شده چیکار می‌کنه؟ 🎙️ صدای گفتگوهای چند نفره رو به متن تبدیل می‌کنه (multi-speaker) 🤖 از مدل Google Gemini برای پی بردن به احساس مشتری، موضوع تماس، خلاصه گفتگو و کارهای عملی پس از تماس، استفاده می‌کنه 📊 همه اطلاعات استخراج شده رو یه جا ذخیره می‌کنه (تو این مثال توی Google Sheet) 🚨 برای تماس‌های منفی، برای مدیران هشدار فوری توی تلگرام می‌فرسته 🎉 وقتی تماس مثبت باشه، پیام تبریک برای کانال تیم ساپورت می‌فرسته و از اون پشتیبان خاص تشکر می‌کنه با اطلاعات استخراج شده چیکار می‌شه کرد؟ خیلی کارها مثل داشبوردهای مدیریتی و اتصال اونا به ابزارهای دیگه ولی یکی از بهترین‌هاش اینه که به عنوان یه بانک اطلاعاتی کامل برای آموزش #هوش_مصنوعی مختص اون شرکت یا سازمان (RAG) استفاده کرد تا بتونی مستقیم ازش سوال بپرسی و AI اختصاصی شرکت بهت جواب بده با این Workflow: همزمان مشکلات مهم سریع شناسایی میشن، موفقیت‌ها جشن گرفته میشن، و تیم پشتیبانی دائم بهتر میشه. بدون اینکه حتی یه تماس رو دستی گوش بدی. #AI #Automation #CustomerSupport #AttaBuildsAI

Atta Khalighi S.

25,021 views • 1 year ago

بیاین بهتون بگم چه اتفاقاتی در حال رخ دادنه؛ شاید تلنگری باشه که بیشتر به جای حاشیه، به اصل بپردازین. دارن با هر نقشه و ترفندی، تقریباً هرکسی رو که ۱۸ و ۱۹ دی بیرون بوده پیدا می‌کنن. اگر هم مدرکی نداشته باشن، با تهدید و شکنجه برای مردم پرونده می‌سازن. دارن صدای مردم رو حتی در فضای ناشناس مجازی هم می‌بندن. فقط در همین یک ماه گذشته، کلی از بچه‌های اینجا رو گرفتن. دارن یکی‌یکی صدای خانواده‌های جاویدنامان رو که سعی می‌کنن در فضای مجازی یاد عزیزانشون رو زنده نگه دارن، با بستن همین صفحات کوچک و محدود هم خفه می‌کنن. حتی خبر موثق دارم که بعضی وقت‌ها به بستن صفحه هم اکتفا نکردن؛ با تهدید یا دستگیری فرزند، پدر، مادر یا بستگان جاویدنامان، سعی دارن اون‌ها رو برای همیشه به سکوت وادار کنن. تقریباً تمام ویدئوهای جنایت دی‌ماه، به یک نحو مشکوکی دارن از اینجا محدود یا پاک می‌شن. دارن تلاش می‌کنن اسناد و شواهد اون جنایت رو از بین ببرن. هر روز دارن بچه‌های ایران رو اعدام می‌کنن. دارن بی‌صداترین و ضعیف‌ترین آدم‌هایی رو که در زندگیتون می‌شناسین، به چوبه دار می‌سپرن. هر روز به تعداد کسانی که حتی کوچک‌ترین نشانه‌ای از اون جنایت دارن و برایشان حکم اعدام صادر می‌شه، اضافه می‌شه. شرایط زندانی‌های دی‌ماه اسفناکه. خیلی راحت و غیرمستقیم، با هزینه‌ای کمتر، آدم‌هایی رو که مطلقاً بی‌گناهن با روش‌های دیگری شکنجه می‌کنن و از بین می‌برن. اگر نتونن با اعدام حذفشون کنن، حبس‌های باورنکردنی و طولانی‌مدت به بچه‌ها می‌دن. کلی دانشجو داریم که برای همیشه از ادامه تحصیل در مملکت خودشون محروم و زندانی شدن. خیلی از کسانی که نظامی بودن رو در سکوت و سیاهی مطلق یا اعدام می‌کنن، یا کاری می‌کنن که حتی خانواده‌هاشون هم کم‌کم حذف بشن. هر روز به تعداد آدم‌ها و خانواده‌هایی که در فقر مطلق به سر می‌برن اضافه می‌شه. تورم و ناامیدی به جایی رسیده که پایان دادن به زندگی، برای بعضی‌ها دیگه به یک «راه‌حل» تبدیل شده. مردم! انفجار دوباره جامعه نزدیکه و ج.ا. این رو بهتر از هرکسی می‌دونه. حالا اگر فکر می‌کنین هر چیزی جز این‌ها اصل داستانه و ارزش پرداختن بیشتری داره، انتخاب با خودتونه. شاید این حرف کلیشه‌ای به نظر بیاد، اما تنها راه پایان دادن به این بازی که ج.ا. تا امروز صدها بار اجراش کرده، پرداختن به حاشیه‌ها و افشای تک‌تک‌شون نیست؛ پایان دادن به کارگردان و راوی این حاشیه‌هاست. و در آخر، روی صحبتم با هرکسیه که هوا برش داشته؛ با هرکسی که شاید حتی برای یک لحظه فکر کرده از خواست و خود مردم مهم‌تره. هر وقت حس کردین گنده‌تون کردن، یا فکر کردین کسی شدین، حرف‌های زنده‌یاد فرخزاد رو دوباره گوش کنید؛ نه یک بار، بلکه چند بار!

Immortal 🇮🇷

14,802 views • 24 days ago

دهه ۸۰ توی ماشین دوستم تصادف کردیم، آهنگ ترنج از نامجو پخش می‌شد، تا اون موقع نمی دونستم کیه، داد و هوار میکرد و کلا برای من عجیب بود، یادمه به دوستم میگفتم کصخلی شر و ور گوش میدی رد دادی به گامون دادی. بعدا چندتا آهنگ دیگه شو گوش کردم دیدم شعرای براهنی و چارتا کص خل مشنگ و ورداشته با بوی جوراب و عرق و حشیش و گل و شیشه قاطی کرده و خب توی قشر مثلا کتاب خون، طرفدار چگوارا و از این دست کصاشیر طرفدار پیدا کرده بود. بعد از ۴ دهه زندگی توی این دنیا این و خوب فهمیدم، انسان های بی نظم، الوات، همه چی و همه جا بکش و بخور و چرک که اولا به بهداشت فردی و تیپ و قیافه و مسائل اینچنینی اهمیت نمیدن به همون اندازه غیر قابل اعتماد و فاسد هستند. کسی که به تن و بدن و جسم و روح خودش رحم نمیکنه به من و شما و هموطن میخواین رحم کنه. امثال نامجو شما رو با یه بست حشیش ناب افغانی میفروشن یه آب هم روش. ختم کلام و بگم شاید ناراحت بشید، ولی ایراد از این افراد نیست، اینها از اول تا آخر همین بودن، همیشه هم گفتن و عمل کردن، ایراد از شناخت و درک درست ما از مسائل میاد. که البته الان جامعه ایران بسیار روشن و آگاه شده نسبت به ۲۰ سال پیش و خب میبینیم چطور از کوچیک و بزرگ شلنگ بدست وایسادن میشورن اینا رو تو فاضلاب.

Ariya Mehri | آریا مهری

19,236 views • 24 days ago