Loading video...

Video Failed to Load

Go Home

خیلی با خودم کلنجار رفتم که این توییت رو بذارم یا نه ولی ازونجایی که زیبایی شناختی بافت موسیقی و پلی فونیک بودنش برام از دیدگاه کسیکه سالها موسیقی کار کرده مهمتر بود تصمیم گرفتم به اشتراک بذارم. جدا ازینکه تتلو رو دوست داشته باشیم یا نه ولی اگه...

86,910 views • 29 days ago •via X (Twitter)

0 Comments

No comments available

Comments from the original post will appear here

Related Videos

متفکر اعظم و با سوادترین رییس جمهور دنیا در جواب یک دانشجو که پیشنهاد داد از هوش مصنوعی استفاده کنند در کلماتی گهربار و علمی فرمود : هوش مصنوعی اگه درست بود تا الان مارو خورده بود ! هوش مصنوعی مسته ! همه این سوتی ها به کنار اون چیزی که به من تیر آخر رو زد این بود که رییس جمهور مملکت فکر می‌کرد چون اسراییل با هوش مصنوعی به ایران حمله کرده پس استفاده ازش برای ما خطرناکه و ممکنه بیاد مارو بخوره !!!! خیلی قشنگ یه جوک قدیمی رو به صورت تصویری بازسازی کرد به یارو میگن خبر داری میخواد موبایل بیاد تو روستا ؟ طرف که هیچ‌ درکی از موبایل نداشت با خودش فکر کرد لابد چیز خطرناکیه و گفت به درک بابا بذار بیاد همه مون رو بخوره از این زندگی راحت بشیم :) حتی تصورشم نمی‌کردم این جوک در مورد یه آدم بی بیسواد و اندکی خنگ هم به واقعیت بپیونده چه برسه به اینکه رییس جمهور مملکت ایران نقش اولش باشه ! شاید شما به این متن خندیده باشین و به نظرتون متن طنز آلودی باشه ولی من این توییت رو از سر درد و اندوه زیاد نوشتم وقتی که خیلی غمگین و ناامید میشم قلمم ناخودآگاه طنز آلود میشه نمی‌دونم شاید برای این باشه که اندکی از درد و ناراحتیم رو کاهش بده حقیقتا درد داره مملکتی که دانشمندان و نخبگانی مثل چمران با تخصصش تو پلاسما فیزیک و شهریاری با محاسبات فیزیکش و تهرانی مقدم با نبوغش توی موشکی و.... فداش شدن همچین آدمی با چنین درک کاریکاتوری و از مقولات مهم علمی رییس جمهوری شده باشه بیشتر به نظر میرسه یه دلقک رو رییس جمهور کردیم که به جای حل مشکلات مارو به اونا بخندونه که مشکلات رو یادمون بره ! تبریک میگم با لجاجت مملکت رو به جایی رسوندین که بزرگترین دستاورد رییس جمهورش سوتی های غیر قابل باور هفتگیشه از متر ۱۰۰ گرفته تا نسل ضد و هوش مصنوعی مستی که میاد مارو میخوره.... دریغ بود این ایرانی که از سر لجاجت ویرانش کردین دریییییییغ

شوفر اسنپ ِ سیاست زده

15,397 views • 9 months ago

🟢 پاسخ به دعوت آقای کیان: جناب آقای بیژن کیان، من به عنوان یک نظریه پرداز و نه فعال سیاسی، برای منظور گفت و گوهای تئوریک و نه براندازانه، دعوت شما رو پذیرفتم و مراتب دعوت محترمانه و گرم شما رو به برادران منتقل کردم و اگر امان نامه ازشون دریافت کنم که گفت و گو با شما، برای من منتهی به اجرای حکم زندان یا پرونده جدید نشود، حتما باعث افتخار بسیار است که در گفت‌وگوهای بسیاری راجع به مباحث تعریف ایران، آزادی، دین و روابط این مفاهیم با شما شرکت کنم. اما همانطور که مشخص است، پلتفرم های مختلف رسانه ای، مستقیم یا غیر مستقیم، به دلایلی که برای من آشکاره، من رو تحریم کردند و حتی از چاپ یک مقاله ساده من در تجارت نیوز راجع به استارتاپ ها (که تخصص اصلی من بود و تجربه کارآفرینی موفق در آن داشتم) را با کمپین رسانه ای حذف کردند. پلتفرم هایی مثل «آزاد» علی رغم این که دو سال است شماره من رو گرفتند و قصد دعوت داشتند، مشخصاً با سیاستگذاری های پنهان، من رو تحریم کردند و به جایش بیشمار حرف های تکراری و تحلیلگر های با سوابق غلط بسیار رو بولد و رسانه ای می‌کنند. همین ها در لبه دوم قیچی، در شبکه های اجتماعی، در حال توهین و تحقیر نسبت به من هستند. به هر حال من فقط و فقط به خاطر چهارتا توییت، سنگین ترین حکم ممکن (۳ سال حبس تعزیری و ۶ سال محرومیت از فعالیت های اجتماعی) دارم و فعلا با الطاف خود سازمان اطلاعات سپاه و قوه قضاییه، بیرون از زندان هستم، چیزی که حق طبیعی من شهروند آزادیه، الان به شکل فوق العاده مشروط و لرزان بهم اعطا شده. هر زمان که قصد کردند دست و پای من رو از بند خودسانسوری و ترس آزاد کنند و حق طبیعی من یعنی آزادی بیان و گفت و گو رو به طور کامل به من بازگردانند، من در گفت و گو با شما با افتخار فراوان شرکت خواهم کرد. من از توهین ها تحقیرها خسته شدم. از خودسانسوری خسته شدم. از ۳ سال زندگی در اضطراب و نگرانی و ترس و بلاتکلیفی و بدون برنامه خسته شدم. آزادی، خون جاری در رگ های منه، بدون آزادی روانی می‌شم، بدون آزادی، معنای زندگی برام نابود می‌شه، بدون آزادی به مرز خداحافظی از دنیا می‌رسم. سینه ام تنگ شده از تحقیر ها و توهین ها و بسته بودن دست و پاهام. سینه ام تنگ شده از حرف های خورده شده و زده نشده. سینه ام تنگ شده از اینکه دست و پاهام بسته است و بهم سنگ می‌زنند و نمی‌تونم از خودم دفاع کنم. سینه ام تنگ شده که نمی‌تونم پرواز کنم. همین ویدیوی کوتاه شما، در این لجن زار توهین و تحقیر، برای من دلگرمی بود. دلگرمی ای که در کشور خودم از من دریغ کردند. از شما و همه چه پنهان، شما بدون هیچ چشمداشتی، بدون اینکه من هیچ فایده سیاسی یا اقتصادی برای شما داشته باشم، به من کردیت ارزشمندی دادید. هیچ دلیلی جز گفت و گو برای یافتن حقیقت، در این کردیت شما نبود. کمتر کسی چنین به دیگری که نادیده است، اعتماد می‌کنه و بابتش قدردان شما هستم. ارادتمند جنت خواه Bijan R. Kian

🏴JannatKhah🔩🪰

36,091 views • 1 year ago

دیروز که #نازنین_بنیادی اون پست معروف جماعت ابله و خاموش رو زد و کامنت ها رو بسته بود، شاید توجه نکرده باشید که فقط یک نفر میتونست کامنت بذاره، یه فردی به اسم موژ و اکانت Mojism، یه سرمایه گذار از لوس آنجلس که اگه به وب‌سایتش برید این هفته با گوین نیوسام مصاحبه داره، پس قاعدتا تو حزب دموکرات روابط خوبی داره. ایشون همسرش رویا رستگار هستن، فیلم ساز جنبش ز.ز.ا. از طرف دیگه، تمام گردن کلفت های ز.ز.ا و کارنگی ایشون رو فالو دارن، مثل مسیح، کریم سجادپور و نازنین افشین جم. یه سری هم به پست هاش بزنید، عمدتا ضد ترامپ، ضد اسرائیل، چپ و لیبرال هستش. حالا این آدم حتی مجبور شده اعتراف بکنه که مردم داخل، رهبری #شاهزاده_رضا_پهلوی رو قبول دارن که ویدئوش رو براتون میذارم، البته به سبک خودش و اینکه بگه دیگه آلترناتیوی نمونده و یهو بحث رفسنجانی رو به عنوان آخوند معتدل میکشه وسط. خلاصه اینکه خیلی برام جالبه، اینکه می بینید مسیح یا نازنین بنیادی یهو سر از جاهایی در میارن که هر کسی نمیتونه، یه سرش مربوط به افرادی مثل این موژ هستش که با پول و رابطه مسیر رو براشون باز میکنن حالا واسه چی و چه هدفی، خودتون حدس بزنید!!! تهش بد جور بوی اصلاح‌طلبی میاد.

Milad.T 🦁🇦🇺

88,464 views • 7 months ago

بخش هایی از مصاحبه ی صدیقه وسمقی: ‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️ مجری: الان آقای پهلوی به عنوان چهره آلترناتیو در خارج از ایران مطرح شده و در داخل ایران هم پایگاه اجتماعی داره؛ حالا کم یا زیاد اندازه‌اش، درصدش رو نمی‌دونیم، ولی به هر حال صحبت‌های خود ایشونم اینه که منو در خیابان‌های ایران صدا کردن و خب به هر حال شعارهایی هم بود که در حمایت از ایشون بود. این چقدر این هم‌بستگی می‌تونه در بین داخل و آقای پهلوی اصلاً اتفاق بیفته؟ وسمقی: ببینید مشکلی که وجود داره این هست که جریان طرفدار آقای پهلوی، جریان پادشاهی‌خواهه‌. ببینید نظام پادشاهی، ما ازش سال ۵۷ عبور کردیم. نهاد پادشاهی و نهاد روحانیت، دو نهاد سنتی هستند که همیشه در طول قرن‌ها و هزاره‌ها با همدیگه رقابت داشتن. دو تا قدرت بودن که همیشه با همدیگه رقابت کردن، گاهی با هم سازش کردن، قدرتو تقسیم کردن، گاهی یکی قدرتو به دست آورده. خب ما به نظرم دیگه الان بعد از جمهوری اسلامی باید از این دو نهاد سنتی که هر دو هم در واقع نهادهای استبدادی هستن، باید بتونیم عبور بکنیم.ما سال ۵۷ از نهاد سلطنت عبور کردیم، گذاشتیمش کنار؛ هرچند از استبداد عبور نکردیم. خب نهاد روحانیت که در کمین بود و رقیب نهاد پادشاهی بود، قدرتو به دست گرفت و مردم ایران در اون زمان هنوز اون توانمندی رو برای اینکه نهاد روحانیت رو هم مثل نهاد سلطنت کنار بذارن و پس بزنن، نداشتن. این توانمندی به تدریج به وجود اومده و الان مردم می‌خوان که این نهاد سنتی استبدادی رو هم کنار بذارن. حالا طرفداران آقای پهلوی پادشاهی‌خواهند. نهاد پادشاهی یک نهاد سنتیست؛ هیچ‌وقت انتخابی نبوده، هیچ‌وقت دموکراتیک نبوده. یک نهادیست که خب می‌دونین، شما در تاریخ نگاه کنین در ایران و همه نقاط جهان، پادشاهان با زور اومدن. هر سلسله‌ای اومده، سلسله دیگری رو با زور کنار گذاشته و خودش نشسته و هیچ‌وقت مردم دخالتی نداشتن که مثلاً بیان و پادشاهان رو انتخاب بکنن. من تعجب می‌کنم که بعد از این تجربه‌های فراوان و رنج‌های فراوان، خون‌های زیادی که ما دادیم، ما می‌خوایم دوباره به جای پیدا کردن یک راه سوم و بنیان گذاشتن یک نهاد سوم، باز بیاییم برگردیم به نهاد پادشاهی که یک نهاد به هر حال کهنه و قدیمیست و ذاتشم استبداد داره. چرا؟ چون متمرکز بر فرده. ما مردم در دوره‌ای الان داریم زندگی می‌کنیم که خواهان حقوق بشریم، خواهان به رسمیت شناختن حقوق فردی هستیم، برای خودمون حق انتخاب قائلیم. چرا باید با اعطای یک قدرت مادام‌العمر به یک فرد، به یک خانواده و به یک خاندان، حق انتخاب رو برای همیشه از خودمون و از آیندگانمون سلب بکنیم؟ اگه نسل بعدی اومدن و گفتن که چرا شما این کارو کردید؟ ما نمی‌خوایم مثلاً این حکومت رو، حکومت فردی رو، چه بهش خواهیم گفت؟ اگر که سال ۵۷ مردم نهاد سلطنت رو کنار گذاشتن و از اون چاه افتادن تو چاه بعدی یعنی باز هم نهاد روحانیت، و حالا می‌خوان اونو کنار بذارن، آیا ما نباید از این تجربه‌ها درس بگیریم؟ به نظر من مردم به خاطر اینکه به استیصال رسیدن، مردم به خاطر عملکرد بسیار ناگوار و ناهنجار جمهوری اسلامی، دنبال یک مفری می‌گردن، دنبال یک راه نجات می‌گردن و خب سرمایه‌گذاری زیادی شده روی آقای پهلوی از لحاظ تبلیغاتی و غیره که ایشون به یک آلترناتیو و بدیل تبدیل بشه. حالا خیلی‌ها هم تصورشون اینه که میشه به این ترتیب از جمهوری اسلامی گذر کرد. اما کسانی که نظام پادشاهی رو نظام مناسبی برای آینده ایران نمی‌دونن، نمی‌تونن کنار این جریان بایستن. کسانی که خواهان استقلال ایرانن و نمی‌خوان که یک حکومت به وسیله قدرت‌های خارجی بر مردم ایران تحمیل بشه، نمی‌تونن کنار این جریان بایستن. این جریان متأسفانه این مشکلات رو داره. من می‌دونم ممکنه از این حرفای من هم این افراد ناراحت بشن، اما ما به فکر ایران و نجات ایران هستیم. به نظر من ما همهمون سرمایه‌هامون رو باید صرف ایران بکنیم نه اشخاص. خب اگر اشخاصی به آقای پهلوی علاقه دارن، در آینده وقتی که نظامی برای ایران، به قد و قواره ایران برای دموکراسی و آزادی در ایران به وسیله اندیشمندان و نخبگان این کشور ترسیم شد، تعیین شد، هر کسی بیاد انتخاب بشه توسط مردم برای یک مدت موقتی اداره کشور رو به دست بگیره، ولو آقای پهلوی باشه، دیگران باشن، به انتخاب ملت. خب این اشکالی نداره. ولی اینکه به خاطر علاقه به یک شخص یا به یک خانواده ما بیاییم یک نظام سیاسی برای ایران تعریف بکنیم که ممکنه آیندگان باز هم مخالفت بکنن و ایراد بگیرن و اونا به دردسر بیفتن، من این رو مناسب نمی‌دونم. من همیشه این جمله رو میگم که ما باید ساختار سیاسی آینده ایران رو به قد و قواره این کشور ببریم و بدوزیم، نه به قد و قواره یک شخص و فرد. ۱/۲

آرش یوسفی -ARASH

32,920 views • 7 months ago

یه چیزی می‌خوام بگم. احتمالاً روشنفکرها می‌خندند و بقیه فحش می‌دن؛ ولی می‌گم. من فکر می‌کنم ما اگر یه روزی قراره هرگونه «گذار» به دموکراسی داشته باشیم، اگه یه روزی قراره به آشتی ملی فکر کنیم، اگر یه روز قراره یک ائتلاف، هم‌گرایی‌، هم‌افزایی، شکل بگیره، به کسی مثل داریوش اقبالی نیاز داریم. نه لزوماً به‌عنوان یک چهره سیاسی. اتفاقاً شاید مهم‌ترین ویژگی‌ش اینه که هیچ‌وقت یک چهره سیاسی به معنای متعارفش نبوده و در عین حالز هیچ‌وقت فقط خواننده هم نبوده؛ و احساس تعهد اجتماعی خودش به مردم ایران رو ثابت کرده. کسی که در هر دو حکومت، صدای مستقل خودش رو داشته و بابتش در هر دو حکومت هزینه داده. در عین این‌که موضع سیاسی خودش رو داشته و داره، تا جایی که من دیده‌ام، کمتر وارد بازی نفی دیگران شده. با اندکی ضریب خطا، زیر پرچم هیچ دسته و گروهی نرفته. در ترانه‌هاش ظلم، تمامیت‌خواهی و تحجر رو هدف قرار داده، از هر جنس و لباس. و به نظرم این دقیقاً همون چیزی‌یه که برای آشتی ملی بهش نیاز داریم. آشتی ملی فقط کنار هم نشستن چند گروه و چهره سیاسی نیست. به آدم‌هایی نیاز داره که اعتبارشون رو بیرون از قبیله‌های سیاسی ساخته‌اند؛ آدم‌هایی که هنوز می‌تونن با چند ایرانِ متفاوت حرف بزنن، بدون این‌که برای شنیده شدن، اول از مخاطب بخوان هویت و گذشته خودش رو انکار کنه. بدون طلبِ اعلامِ وفاداری. داریوش، غایبِ همیشه‌حاضرِ فضای سیاسی و اجتماعی ایرانه. کمتر کسی رو سراغ دارم که به اندازه داریوش تلنگر زده باشه که ما اگر به دنبال تغییریم، باید از خودمون شروع کنیم. در کارهاش، دیکتاتور درونمون رو هنرمندانه و صریح به رومون آورده. نقدش ارزشمنده؛ چون خودش، نقد رو از نقد خودش شروع کرده. در مورد گذشته‌اش شفاف، و شاید سخت‌گیرترین منتقدِ خودش بوده. دیگران رو نقد کرده، اما شهامت پذیرش اشتباهات خودش رو هم داشته. و مهم‌تر از همه، رنج شخصی خودش رو فقط روایت نکرده؛ سعی کرده اون رنج رو با محبوبیت عمومی‌ش پیوند بده و از توش به دنبال کاهش درد بقیه باشه. . اینجاست که ماجرای اعتیادش برای من فقط یک داستان شخصی یا قصه «سقوط و بازگشت» نیست. سال‌ها پیش، معاون وزیر بهداشت می‌گفت ابعاد و عمق کمکی که داریوش به ترک و مبارزه با اعتیاد کرده، خیلی از نهادهای مسئول جمهوری اسلامی نکرده‌اند. محبوبیت داریوش، البته، محصول چیزی که خودش بهش «تولد دوباره» می‌گه، نیست. در روزهای اوج اعتیادش هم، در طبقات مختلف اجتماعی، نه فقط محبوب که برای خیلی‌ها اسطوره بود. مبارزه‌اش با اعتیاد احترامش رو بیشتر کرد و بهش کاریزمای تازه‌ای داد، اما مهم‌تر از اون، چیزی رو که سال‌ها در ترانه‌هاش گفته بود، در زندگی خودش به محک گذاشت: این‌که تغییر، قبل از هر جا، باید از خود آدم شروع بشه. داریوش در این سال‌ها، بی‌ادعا و در حد بضاعت خودش، نهادسازی کرد. شبکه‌سازی کرد. باورش به کار جمعی رو در عمل ثابت کرد. اشتباهاتش رو به رسمیت شناخت، روی باورهاش ایستاد و در همه سال‌هایی که در اوج بوده، کماکان رشد کرده. این ترانه جدید هم برای من مثال و نشونه روشنی از جایگاه داریوشه و پنجره‌ای که از اون، به ایران نگاه می‌کنه. و شاید یکی از رازهای موندن، و اسطوره شدن، همین باشه: قدرت انتخاب همراهان درست در هر پیچ مسیر. همراه داریوش در این ترانه، فرزاد فتاحی عزیزه. ولی ورای این ترانه، چیزی که برای من مهم‌تره همون حرف اوله. اگر یه روز واقعاً قرار باشه از حذف همدیگه عبور کنیم، اگر قرار باشه آدم‌هایی با گذشته‌ها، باورها و روایت‌های متفاوت دوباره بتونن کنار هم بایستن، فقط به سیاستمدار احتیاج نداریم. به سرمایه اجتماعی آدم‌هایی هم احتیاج داریم که سال‌هاست، بی‌اون‌که از ما بخوان شبیه‌شون فکر کنیم، دارن یادمون می‌ندازن که تغییر از خودمون شروع می‌شه. برای من، داریوش یکی از اون آدم‌هاست.

Panah Farhadbahman 🎒

23,505 views • 1 month ago

تحلیل شخصی من گزاره شماره ۱: ژنرال متیس ۲۶ امین وزیر دفاع آمریکا و فرمانده سابق سنت‌کام، در ویدیو شماره ۱ که پیوست کردم نکته کلیدی و تعیین کننده‌ای رو میگه، او ادعا می‌کنه که CIA برای ارزیابی احتمال سقوط دولت‌ها ۷۰ پارامتر رو می‌سنجد، ولی ۱ پارامتر در مورد ایران از همه مهمتره، و اونم اینه که آیا نظام برای حفظ خودش حاضره در ابعاد وسیع دست به کشتار کردم خودش بزنه؟ پاسخ این سوال الان برای من و شما روشنه، بله جمهوری اسلامی چنین کاری رو انجام داده و به احتمال نزدیک به یقین دوباره هم این کار رو خواهد کرد. بدین ترتیب جمهوری اسلامی با ماشین کشتار خودش مخالفین رو خفه می‌کنه تا باقی بمونه. گزاره شماره ۲: ریموند گیوس در کتاب فلسفه و سیاست واقعی میگه شما باید ابتدا نگاه کنید قدرت دست چه فرد یا گروهی هست و این گروه برای حفظ قدرت چه می‌کنه و پیامد عملکرد اون چیه، بعد می‌تونید تشخیص بدید آیا مبارزات مدنی نتیجه بخش هست یا نه، و اگر بی‌نتیجه هست، یعنی حکومت با خشونت بی حد و حصر داخلی و بین‌المللی می‌خواد حفظ بشه، اصولاً دیگه مبارزه مدنی به خودی خود اخلاقی نیست! زیرا فقط منجر به کشتار وسیع میشه ولی تأثیری در سرنگونی این حکومت نداره. در چنین وضعیتی یک حکومت فاسد فقط با دخالت خارجی، جنگ، کودتا و چنین سناریوهایی سرنگون خواهد شد. گزاره شماره ۳: این سوال پیش میاد که آیا چنین وضعیتی قبلاً هم در دنیا رخ داده؟ جواب مثبته، بله حکومت شوروی سابق در ابعاد بسیار وسیع بازها به قتل عام مردم پرداخت و چون قدرت مطلق نظامی داشت، مردم هیچ وقت موفق به سرنگونی اون نمی‌شدند. از طرفی حمله نظامی به شوروی ممکن نبود، چون شوروی برخلاف جمهوری اسلامی یک قدرت اتمی بود. ------ من معتقد هستم آمریکا و اسرائیل با دونستن این موضوعات اقدام به حمله به جمهوری اسلامی کردن، و یک سناریو چیدن که در ادامه برای شما شرح خواهم داد. حمله به جمهوری اسلامی در این مرحله از جنگ فقط یک هدف رو دنبال می‌کنه: وادار کردن ج.ا به تغییر ساختار و معرفی یک چهره جدید برای مذاکره با دنیا، دقیقاً مشابه کاری که با شوروی کردند و بعد از گورباچف، بوریس یلتسین رهبری رو بر عده گرفت، او فردی ضعیف النفس، الکلی و فاسد بود. نتیجه این اقدام این خواهد بود که یا همین مجتبی، یا افرادی مثل قالیباف، حسن روحانی، حسن خمینی یا هر کس دیگری امور رو به دست بگیره (آدمش اصلا مهم نیست) و هدف نهایی اینه که بیاد پای مذاکره با آمریکا و دنیا. در این مرحله یه آتش بس اتفاق میفته که ممکنه از دو سه هفته دیگه بشه در نظر گرفت، بعد از اینکه زیرساخت‌های کشور به صورت جدی آسیب ببینند. چرا چنین چیزی لازمه؟ چون با وضعیت فعلی مردم ایران نخواهند توانست با اعتراضات مدنی حکومت رو عوض کنند، پس باید حکومت به شکلی تغییر کنه و تضعیف بشه که امکان اعتراضات مردمی و به دست گرفتن حکومت فراهم بشه. زدن فولاد، نیروگاه‌های برق و سایر زیرساخت‌ها هم در همین راستا هست، چون همین طرفداران ج.ا که به اعتقاد من نزدیک به ۳ الی ۵ میلیون هستند، وقتی سفره‌هاشون خالی بشه، به فلاکت و بدبختی دچار بشن، و سیستم هم امکانی برای تأمین مایحتاج اونها نداشته باشه، دیگه به شکل وحشیانه خشونت رو راه حل نخواهند دید. در این مرحله هست که نقش رهبری رضا پهلوی خودشو نشون خواهد داد و با حضور در میدان می‌تونه امور رو به دست بگیره. اگر چنین اتفاقی افتاد، در اون زمان تحلیل تکمیلی خودمو ارائه خواهم داد. پس جمع بندی: ۱- این مرحله از جنگ برای وادار کردن جمهوری اسلامی به آمدن به میز مذاکره و یک رهبری ملایمتر خواهد بود. ۲- وضعیت اقتصادی و اجتماعی به شدت رو به وخامت خواهد رفت، خیلی بدتر از الان. ۳- اواسط سال ۱۴۰۵ به بعد، احتمالا آبان و آذر و دی، اعتراضات شدت میگیره و احتمالاً درگیری‌ها داخلی + خارجی همزمان خواهد بود. خلاصه کلام اینکه خیلی بدبختی پیش رو خواهیم داشت. طبق معمول میگم اینا تحلیل‌های شخصی منه، ادعایی ندارم و تحلیلگر نظامی یا سیاسی هم نیستم، بخونید و رد بشید، اگر فحاشی کنید یا دری‌وری بگید بلاکتون می‌کنم، اینا رو هم نوشتم چون چندنفر خواستن نظرمو بگم، این نظرات من هم منطبق با تحلیل قبلی ام است که قبلاً نوشته بودم.

تنسی‌تاکسیدو 

77,042 views • 5 months ago

🚨همه بدانند که ج.ا دچار وحشت و هراس شدید از احتمال حمله آمریکا و #اسرائیل است. #خامنه‌ای جلو دوربین برای اینکه ریزش های درون سیستمی بیشتری رخ ندهد و خود را شکست خورده تمام عیار نشان ندهد زبان «سازش ناپذیری و لجاجت» را انتخاب می کند ولی پشت پرده به کسی که شایسته مبادله پیام نبود جواب می دهد، به #ترامپ! به قاتل قاسم سلیمانی، به کسی که فشار حداکثری فلج کننده ای بر رژیم اعمال می کند و دائما رژیم را تهدید نظامی می کند. ج.ا پشت پرده در حال تلاش برای تمکین کردن است اما می خواهد راهی نسبتا آبرومندانه پیدا کند که تتمه قوای بازدارندگی اش هم در جریان مذاکره با آمریکای ترامپ از دست نرود، به عبارت دیگر رژیم سعی می کند ترامپ را بیش از این عصبانی نکند ولی مذاکره محدود به مساله اتمی باشد و ج.ا مجبور به دادن کلان ترین امتیازات در بعد موشکی و نیابتی نشود و به عبارتی خلع سلاح نشود. رژیم با پاسخ به نامه ترامپ سه هدف اصلی را دنبال می کند: یکم: اهدافی در راستای عملیات جنگ روانی-فریب و بازی با افکار عمومی در داخل و خارج: ج.ا می خواهد نوعی دینامیسم‌ خودساخته مثبت یا یک فضای فیک تعاملِ مثبتِ پشت پرده بین آمریکا و ج.ا ایجاد کند، که به مخالفان ج.ا وانمود کند ترامپ هم صد در صد با ما می بندد! هدف ج.ا ناامید کردن هرگونه انتظار یا امید غلط یا درست مردم #ایران نسبت به اقدام نظامی اسرائیل و آمریکا در ایران علیه ج.ا است. پاسخ دادن به نامه ترامپ بخواهیم یا نخواهیم ایجاد نوعی ابهام و تردید در کمپ مخالفان می کند که رژیم تصور می کند به نفع اش است. دوم: اهدافی اقتصادی پیگیری اهدافی با تمرکز به ایجاد فضای مثبت فیک به منظور کاهش قیمت #دلار. ج.ا سعی می کند بازار را تحت تاثیر حرکت خود قرار دهد تا بازار از التهاب تا حدی خارج شود ولی ترامپ با تهدید هایش هربار این تلاش رژیم را بی اثر می کند. سوم: اهداف سیاسی استفاده از پنجره دیپلماسی و خود اهرم دیپلماسی برای وارد کردن دولت ترامپ به مذاکرات طولانی و شاید بی سروته درباره مساله فقط اتمی با هدف وقت کشی و خریدن زمان تا تیغ تیز #فشار_حداکثری به مرور زمان کندتر و کندتر شود. تا گزارش ماه ژوئن گروسی لحنی ملایم داشته باشه، مکانیسم ماشه فعال نشود و اسرائیل ابتکار مل را در حمله به ج.ا به مرور از دست بدهد... اینها اهداف اصلی ج.ا است اما نتیجه دادن قمار ج.ا مشروط به این است که ترامپ و تیم اش از مواضع خود عقب نشینی کنند. یعنی حاضر به مذاکره در بعد مساله اتمی با هدف مهار آن شوند نه اینکه برنامه اتمی ج.ا برچیده شود. بعید به نظر می رسد که ترامپ زیر حرف خودش و اعضای تیمش بزند ... این اقدام ترامپ نوعی رسوایی برای دولت او خواهد بود و به معنای مماشات در برابر رژیم آخوندی تلقی می شود. اگر دولت ترامپ قرار بود و می خواست که فقط درباره برنامه اتمی مذاکره کند پس اصلا چرا می 2018 از برجام خارج شد؟ ترامپ از برجام خارج شد چون برجام قراردادی صرفا محدود به مساله اتمی بود و سایر تهدیدهای ترکیبی رژیم؛ یعنی منطقه ای و موشکی ج.ا؛ را شامل نمیشد ---مسائلی که برای اسرائیل و عربستان و امارات هم نگران کننده بود. اصلا معنا نمی دهد و منطقی بنظر نمی رسد که ترامپ خودش و اعتبارش و اعتبار آمریکا را با پذیرفتن مذاکرات فقط در بعد اتمی زیر سوال ببرد. ولی بازهم هیچ چیز صد در صد نیست. یک فاکتور بسیار مهم و تعیین کننده اسرائیل است! پیشتر گفته بودم که ج.ا دستکم 275 کیلوگرم اورانیوم غنی شده با غلظت 60 درصد دارد؛ یعنی ج.ا عملا مواد لازم برای ساخت چند بمب اتم را در ایران دارا است. تا وقتی این مواد و سانتریفیوژهایی که غنی سازی بالا انجام می دهند وجود دارد، اسرائیل نمی تواند برای امنیت خودش هم که شده به ج.ا زمان بیشتری بدهد. این مواد باید یا از طریق نظامی از بین برود یا از ایران به کلی خارج شود. اسرائیل باید مطمئن شود که ج.ا از حمایت از حوثی ها و حماس و حزب الله دست میکشد و برنامه موشکی (بُرد موشکها) نیز محدود می شود. در غیراصورت اسرائیل قمار بر سر بقایش کرده و این برای خودش بسیار خطرناک است! --- در تحلیل نهایی می توان بر اساس حرفهای خود ترامپ و پاسخ خامنه ای به نامه ترامپ اینطور استنباط کرد که همین الان نیز مذاکراتی غیر مستقیم بین تهران و واشنگتن در جریان است. ترامپ خودش گفت «خیلی اتفاق‌ها درباره ایران در جریان است و اگر ظرف مدت حدود دو هفته پیشرفتی صورت نگیرد، بد می شود...خواهیم دید آیا می‌توانیم به نتیجه‌ای برسیم یا نه. و اگر نه، اوضاع بد خواهد شد، خیلی بد.» همچنان نمی توانم تصور کنم که ترامپ بخواهد فقط درمورد اتمی با رژیم مذاکره کند و خواسته ترامپ چیزی جز برچیده شدن کامل برنامه اتمی حکومت باشد (چیزی که خودشان بارها اعلام کرده اند). در این میان سکوت اسرائیل نیز بسیار معنادار است. بنظر می رسد که همچنان احتمال حمله نظامی آمریکا/اسرائیل به ج.ا از احتمال یک توافق معنادار بیشتر باشد. به پروپاگاندا و عملیات فریب رژیم و مزدوران احمق اش نیز نباید زیاد توجه کرد. آنها در دنیایی موازی و غیرواقعی سیر می کنند و زمانی می فهمند که سیلی محکمی توسط همین مردم ایران به صورت آنها نواخته شود. واقعیت این است که ج.ا که مدتها گنده گویی می کرد دست از پا دراز تر از موضع ضعف و حقارت با #دیپلماسی_پس_گردنی ترامپ مجبور شده در برابر قاتل قاسم سلیمانی کُرنش کرده و مذاکره کند. این درس بزرگی به ج.ا است، همان چیزی که بارها گفته بودم که ج.ا باید جایگاه واقعی اش در عرصه روابط بین الملل را بفهمد و بداند. این عرصه جای قلدری و لات بازی و سرکشی بازیگران کوچک نیست. بخصوص بازیگری که ایران فروش، وطن فروش، انسان فروش و خاک فروش و خودباخته و شرف باخته است. #زنجیره_واکنش

Hossein Aghaie, Ph.D.

110,196 views • 1 year ago

قبل از خواندن یک نکته را باید عرض کنم : شان مخاطبین این صفحه و هدف من از این کار افشا و معرفی بلاگرها شاخ های مجازی نیست ، این کار را بسیار زرد ، حاشیه‌ای و نامسئله در این مقطع می دانم. از پرداختن به این افراد از تینا گرفته تا مونا و هانیه و حالا شکیبا و اسی و بقیه کثافت‌ها فقط و فقط معرفی بلاگرهایی است که در خدمت اهداف کثیف رژیم جمهوری اسلامی هستند، پس از معرفی این بلاگر و آن بلاگر که این رو بگو ... خواهش می کنم خودداری کنید. اما قطعا هر بلاگر حکومتی را که به قطعیت برسم بهش خواهم پرداخت. همه اطلاعات راستی آزمایی شده ما درباره شکیبالطفی این است و بیش از این هم ارزش پرداختن ندارد ، در خانه اگر کس است یک حرف بس است : شکیبا لطفی نه شکیبا لطف بچه كرج بود ، در گذشته ای نه چندان دور كلا خودش بود و یه كت و شلوار نارنجي فردی به شدت بددهن و بی ادب . شكيبا به عنوان ... با ٢ دختر دیگه ميرن تركيه با تعدادی مدیر دولتی و آزاد اونجا مواد ميزن و.... این سرآغاز آشنایی او با اسی است . الان بعد ٩ سال ازدواج نکردند و قرار هم نیست بکنند در واقع سرویس دادن و سرویس گرفتن است. پیج شكيبا ٢ سال بيش بسته شد به دليل حجاب…. به يك روز كامل نكشيده باز شد دوباره. كلى هم تو همه عكس هاش ليوان هاى مشروب هست … اسماعیل اسکندری مهرانجانی یا همان اسی به حکومت ، عراقچی ،ابریشم چی و سپاه پاسداران در دوبی و لندن وصل است و کارش حمل پول به خارج از کشور و در واقع پولشویی است، حالا اگر آب بندی و قاچاق مواد مخدر هم بشود ، ابایی ندارد از انجامش و این همه کارش هست و واردات و صادرات آجیل دروغی بیش نیست. شكيبا با اين تو مهموني دوست ميشه دو سال ميرن دبي پيجش رو ميبنده بعد برميگرده با سفرهاي اروپايي و لباس های برند و خونه تو نياوران و ….. شکیبا لطفی با ۲۴ سن و خانواده معمولی رو به پایین ، حالا هر ماه مسافرتهای لاکچری میره ساعت بالای پنجاه هزار دلاری دستش هست و چند ماه پیش هم رفت آمریکا . هر روز با یک کیف و کفش و جواهرات میاد پست میذاره ، و show off میکنه به مردمی که پولشون رو دزدیده ، ایشون دقیقا بیان بگن منبع این پولها از کجاس ؟ اما اسی کیست ؟ اسم پدر و مادر اسماعیل، هدایت و بتول است، کسی که به او حاج هدایت می‌گویند و در کار نخود بوده است. عموی ناتنی‌شان هم حاج خداکرم است. اما الان اسی اسکندری به‌راحتی از بانک‌ها وام‌های کلان می‌گیرد و شکیبا هم جزو بلاگرهای بسیار کثیف است. شکیبا در حالی پشت سر مهسا، چتریو، ساناز و بقیه، حرف‌های زیادی می‌زند و می‌گوید این‌ها تازه به پول رسیده‌اند؛ در حالی که خودش عملاً مثل یک کارگر زیر دست اسماعیل کار می‌کند، چون اسماعیل آدم بسیار خشن و وحشی‌ای است. با این حال، به‌خاطر پول، از خودش هم مایه می‌گذارد که رابطه حفظ بماند. کل خانواده اسکندری پاسپورت دومینیکا دارند.(این یک فکت است هرکسی را دیدید پاسپورت دومینکن داره یه جای کارش میلنگه) اما ساناز او کارش را با ارسال عکس های نیمه برهنه اش برای مدیران دولتی و آزاد شروع کرد و در قبالش سفرهای داخلی و خارجی با آنها می رفت ، در بعضی موارد از مدارک آنها و یا گفتگوهایشان فیلم و صدا ضبط می کرد بسیاری هنوز بر این باورند او پرستوی نهادهای امنیتی برای به دام انداختن و یا باجگیری از آنها بوده ( بسیار عجیب است در پرونده مونا کاکاوند هم عین همین تصاویر و عین همین سابقه موجود است که بعدا به آن خواهیم پرداخت) رابطه ساناز و اسی همین گونه آغاز می شود. دوست‌پسر شکیبا از طریق ساناز برای رؤسای بانک‌ها دختر جور می‌کرد تا بتواند از آن‌ها وام بگیرد. برایشان هتل دوبی می‌گرفت و دختر می‌فرستاد تا کارش در بانک راحت جلو برود. تا کنون کمتر پیجی درباره آنها نوشته اند یا ترسیده‌اند یا خریده شده‌اند یا تهدید می‌کنند. اگر نوشته شود، مثل بمب می‌ترکد. اما روابط دوست‌دختر/دوست‌پسری‌شان واقعاً آلوده و کثیف است؛ مصرف خانوادگی کوکائین هم دارند، زن و مرد. درباره اسی اسکندری که با عراقچی کار می‌کند: عراقچی از ایران پهپاد و سلاح جنگی می‌فرستد روسیه و روسیه هم به‌جای پول، به ایران روغن، گندم و ذرت می‌دهد. حالا اسی از طریق یک پسر که ۶–۷ سال است نمی‌تواند به ایران بیاید، این روغن و گندم را می‌گیرد تا داخل ایران بفروشد. این شاید مهمترین قسمت ماجرا باشد : عراقچی و سپاه پاسداران در بیرون تجارت کثیف مواد مخدر و سلاح دارند و بجای پول قهوه، برنج و ماشین های لوکس وارد می کنند و اسی در واقع ترانسفرماتور حکومت است و شکیبا هم فقط پوشش ،با او در سفرها می‌رود عکسی می‌اندازد و می‌آید . همین !

Amir Farshad EBRAHIMI

136,671 views • 7 months ago

#اسلام_اتمی! این شخص نه بلوف میزنه و نه توهم زده، فقط به چیزی باور داره که در ذهنش حقیقت مطلق شده، دقیقا مثل همون یارو هندوی هندی که چندی پیش باور کرده بود میتونه از صخره ها بدون تجهیزات بپره و پرواز بکنه، بلافاصله با قدم اول هم سقوط کرد و جنازه اشو اون پایین با کاردک جمع کردند، این شکل جهادگر همون تفکر هست که اتفاقا کشته شدن و از بین رفتن این پیزوری ، نوع دیگه ای از پیروزی هست! اگر با دقت به رفتار و کلامش توجه کنیم، خیلی آشنا میزنه که طی حدود این ربع قرن گذشته یعنی از سال ۲۰۰۱بسیار دیدیم، شکلی دیگه از داعش در عراق و سوریه و طالب در افغانستانه، شکل دیگری از جبهه النصره و سایر گروه های افراطی و جهادی در دنیا که معتقده باید جهان از کفار پاک بشه و سپس سراغ خلوص در اسلام محمدی بروند، یعنی بر حق بودن خودشونو بر خودشون به اثبات برسونند و بین شیعه و سنی، بین ۶ امامی و هشت امامی و در نهایت بین رهروان انواع مجتهدین اونقدر بجنگند تا نهایتا احتمالا چهار پنج نفرشون بر روی زمین باقی بمونند«در اینجا شاخه ی شیعه ی عثنی عشری، بر دوش خود تکلیف میبینه که پرچم رو برسونه به دست مهدی با لقب صاحب الزمان به هر قیمت و هزینه ای» توجه داشته باشید که آزادی مکه گزینه ی جدید هست پس از سقوط امریکا و نماز در کاخ سفید و حراج باکینگهام! تفکری که روزی به بهانه ی آزادی کربلا و سپس قدس آغاز شد و امروز هم بفکر فتح مکه است! نمیخوام از ایدئولوژی و مکاتب مختلف تکرار مکررات کنم و مستقیم به سراغ هدف در این نوشتار میرم: حالا تصور کنید به این تفکر #بمب_هسته_ای هم داده بشه، یعنی یه مشت دیوانه ی بی رحم که خودشونو مامور الله میدونن و بخاطر عجله ای هم که در پاکسازی دنیا دارند، منتظر ظهور مهدی هم نمیمونند و طبیعتا اون رو #هم تعطیل و اومدنشو رو کنکل! میکنند و خودشون دست بکار میشن و در عرض یک هفته(نه بیشتر) دنیا رو به خرابه ای بدل میکنن که حداقل تا ۳۰۰ سال هیچ گیاهی بر روی این کره ی خاکی رشد نمیکنه! تفکری آمده از ویرانگری که هیچ سهمی در آبادی هم ندارد و به عنوان مثال: در طی ۵۰ سال گذشته سهم جغرافیای اسلام با جمعیت ۱ میلیاردی و اغلب مصرف کننده از اختراعات در پیشرفت و توسعه ی ابزار و روش های پزشکی و یا در رفاه و تکنولوژی و صنعت ساخت ماشین ها(در اینجا دستگاه مد نظر است) و همچنین احیاء طبیعت و محیط زیست آسیب خورده و یا صنعت هوا و فضا چه میزان بوده؟ به غیر از #مستعان۱۱۰ !!!! 🖊️جلال جنتی #پسرعاقل_نوح

پسر عاقل نوح

13,072 views • 1 month ago

ماه اوت سال ۲۰۱۹ با یه پاسپورت جعلی قاچاقی از جزیره میکونوس یونان به پاریس پرواز کردم و یه دوستی با ماشین من رو رسوند به شهر کلن آلمان. دو ماه و نیم تو یه کمپ موقت تو شهر اِسن بودم که یه ماه اولش با یه پسر ایرانی به اسم دانیل تو یه اتاق بودیم. خیلی پسر مشتی و باحالی بود و اصلا مشکلی نداشتیم. آرایشگر بود و موهای بچه ها رو کوتاه میکرد. تنها مشکل من این بود که دانیل شب‌ها خیلی خر و پف میکرد و من نمی‌توانستم بخوابم. بعضی شبها از صدای بلندش عصبی می‌شدم و می‌رفتم تو راهرو می‌شستم. بالاخره نگهبان‌های کمپ دلشون برام سوخت و مدیریت بهم یه اتاق جدا داد. بعد از مصاحبه‌م از اونجا به یه کمپ دیگه تو شهر راینه منتقل شدم. شاید بگم یکی از سخت ترین دوران زندگیم رو تو اون کمپ گذروندم. با سه تا پسر ایرانی هم اتاق بودم. دو تا آرش و اسماعیل. واقعا بچه های خوبی بودن ولی سبک زندگی من به اونها نمی‌خورد. اونها تقریبا هر شب تا دیر وقت عیش و نوش داشتن و من زود می‌خوابیدم و صبح‌ها ساعت ۶ بیدار میشدم و تو‌ کمپ می‌دویدم و ورزش میکردم. از طرفی هم شرایط زندگی تو کمپ خیلی مشابه زندگی تو کمپ اشرف بود. منظورم بخش زندگی جمعیش بود. اتاق خواب جمعی، سالن غذاخوری جمعی، حموم و توالت جمعی. این خیلی من رو آزار می‌داد. طوری که تو دسامبر ۲۰۱۹ دوچار افسردگی شدید شدم. تو عمرم، حتی با گذشت از اون همه بلا تو مجاهدین هیچ وقت افسرده نشده بودم. اما توی اون کمپ از درون احساس خفگی شدید می‌کردم. به خودم می‌گفتم من که از چنگ اون فرقه آزاد شدم و چی شد دوباره افتادم توی این وضعیت. هفته‌ای سه شب کابوس می‌دیدم که دوباره برگشتم تو مجاهدین و از شدت ترس بیدار میشدم. بعضی وقتها قلبم اینقدر تند می‌تپید احساس می‌کردم ممکنه الان سکته کنم. توی کمپ خیلی ساکت بودم و تلاش می‌کردم فقط با افراد سلام و علیک داشته باشم. هر روز کامپیوترم‌ رو بر‌ می‌داشتم و می‌شستم تو اتاق اینترنت و یا زبون آلمانی می‌خوندم و یا خرد خرد کتاب سرگذشت زندگیم رو می‌نوشتم. در ظاهر تلاش می‌کردم خودم رو محکم و سرحال نشون بدم ولی در درون داشتم خفه میشدم. انگار یکی گلوم رو از تو‌ گرفته بود و فشار می‌داد. چند شب زیر پتو از حال خودم گریه‌م گرفت و فقط تلاش می‌کردم گریه‌م رو غورت بدم تا هم اتاقی‌هام متوجه نشن. یه روز دیگه تاب نیاوردم و رفتم پیش یکی از کارکنان کمپ. یه مرد افغانی بود که سال‌های سال توی آلمان زندگی می‌کرد و با همسرش توی کمپ کار می‌کردن. بچه‌های ایرانی کمپ باهاش خیلی خوب بودن و برای احترام زیادی قائل بودن. من باهاش هیچ وقت صحبت نداشتم ولی از انرژیش احساس میکردم می‌تونم بهش اعتماد کنم. رفتم پیشش و درخواست صحبت کردم. من رو برد تو یه اتاق و نشستیم سر میز. گفت بگو پسرم چی شده؟ هر بار که دهنم رو باز میکردم صحبت کنم بغضم می‌گرفت و نمی‌تونستم. گفت کار من اینجا اینه که به تو کمک کنم و راحت حرف بزن. تو اون لحظه یه دفع بغضم ترکید و شروع به گریه کردم. دیگه نمی‌تونستم خودم رو نگه دارم و تو اون لحظه احساس کردم دیگه نیازی نیست خودم رو قوی نشون بدم. بعد از یه دقیقه گریه به خودم مسلط شدم و شروع کردم به تعریف زندگیم و شرایط توی فرقه مجاهدین و سختی‌هایی که کشیده بودم. تو کل ۲۰ دقیقه‌ای که من صحبت میکردم اون هیچ چی نگفت. وقتی تموم‌ شدم گفت یه دقیقه واستا. گوشیش رو در آورد و زنگ زد به مدیر کمپ. گفت پیش یکی از پناهنده‌ها هستم که داستانش فرق می‌کنه و اتاق تکی نیاز داره. بعد در جا من رو برد پیش دکتر کمپ. داستان من رو خلاصه به دکتر گفت و دکتره درجا برگشت بهم گفت که من مجاهدین رو میشناسم و می‌دونم چی کشیدی. گفت میتونم برات دارو تجویز کنم ولی فکر میکنم همین که اتاق تکی داشته باشی بهت کمک میشه که کمی آرامش‌ پیدا کنی. از اون به بعد و تا زمان شروع کرونا، من یه اتاق تکی داشتم. آرامش توی اتاق کمی بهم احساس راحتی دست داد. دیگه احساس خفگی نمی‌کردم. دقیقا همون دوران بود که با همسر فعلیم آشنا شده بودم و اون بهم یوگا و مدیتیشن یاد داد. روزی دو بار توی اتاقم می‌شستم و ۲۰ دقیقه مدیتیشن میکردم. رفتم توی باشگاه شهر ثبت نام کردم و کلا روحیه‌م عوض شد. یه طوری از درون انگار خودم یا همون اصالتم رو پیدا کردم. روزها تو‌ اتاقم می‌شستم و به گذشته‌م فکر میکردم و اینکه از چه سختی‌هایی عبور کردم. یه روز توی همین فکرها بودم‌ که یهو به ذهنم زد منی که از این همه سختی و بلا عبور کردم پس از هر چی هم بعدش بیاد می‌تونم عبور کنم. تصمیم گرفتم دیگه غصه آینده رو نخورم. و تا به امروز هم همینطور بوده. یک لحظه هم غصه اینکه قراره چی بشه و من چی میشم و آیا از پسش بر میام رو نخوردم. اطمینان دارم که بر میام. یه جوری شکست ناپذیر شدم تو زندگی. دیگه از چیزی نمی‌ترسم. زندگی زیباست✨🌷

Ray Torabi

26,451 views • 1 year ago

روز زن بهانه‌اس که داستان خودمو که یک سال پیش نوشتم دوباره بازگو کنم: سالها پیش که ایران بودم, برای جدا شدن از همسر اولم به دادگاه رفتم و در برابر قاضی سیستم قضایی زن ستیز جمهوری اسلامی قرار گرفتم. کل پروسه قضاوت ۵ دقیقه بیشتر طول نکشید. به قاضی گفتم که من فقط حضانت فرزندمو میخوام. قاضی در حالی که یه چیزی گوشه لپش انداخته بود با یه لبخند کثیف و کج گفت که برای حضانت باید تمام مهرم رو ببخشم یا اینکه او وکالت تام الاختیاری که همسر سابقم از آمریکا برای طلاق برام فرستاده قبول نمیکنه! با دست جلوی دهان دوستم که وکیلم هم بود گرفتم و بلافاصله گفتم: من فقط بچه امو میخوام! وقتی از دادگاه بیرون آمدیم, وکیلم گفت که این فقط یک خدعه از طرف قاضی بوده، چون قاضیهای دادگاه خانواده همه طرفدار مردها هستن و در قانون همچین چیزی نداریم و من نباید می پذیرفتم! دو سال بعد خروجم از کشور، برای دیدار با خانواده برای آخرین بار به ایران برگشتم. همون دم گیت ورودی، پاسپورت پسرم رو ضبط کردند و گفتند که پدرش به عنوان ولی اون، ممنوع الخروجش کرده! به دادسرا که مراجعه کردم متوجه شدم حق ولایت پدر با دادن حضانت سلب نمیشه! حضانت فقط به معنی نگهداری هست و تو به عنوان مادر هیچکاره ای!! حتی پدربزرگ پدری هم بر تو در همه امور ارجحه! باورتون میشه؟ حضانت در قانون به معنی سرپرستی و ولایت نیست! تمام تصمیمات همچنان با پدرست. این مسئله طول میکشید و من باید به سر کار برمیگشتم، پسرم را پیش پدر و مادرم گذاشتم و به کانادا آمدم. تمام چند ماهی که من اینجا بودم و پسرم ایران، کارم فقط گریه بود! هیچ راه قانونی برای حل مشکلم وجود نداشت حتی وقتی که پدر بچه خودش در آمریکا زندگی میکرد و هیچ دلیل منطقی برای ممنوع الخروجی بچه وجود نداشت!! در نهایت هم دل همسر سابق به رحم آمد و اجازه خروج پسرم رو از دفتر ایران در واشنگتن صادر کرد! اما من هرگز رنج اون روزها و حیرانی ام رو فراموش نمیکنم. اون احساس نا‌امنی و بی پناهی که اون زمان تجربه کردم حتی الان که یک همسر مهربان و پسری هفت ساله دارم گاهی به سراغم میاد، اما یهو یادم میفته که اینجا کاناداست! تا گرفتار دادگاههای خانواده جمهوری اسلامی نشده باشی، با گوشت و پوستت زن ستیزی این حکومت رو درک نمیکنی! #نه_به_جمهوري_اسلامي #هشت_مارس

Elie Omidvari الی امیدواری

59,678 views • 1 year ago

اونایی که انتقاد میکنند که چرا ترامپ کار رو یکسره نمیکنه و ترامپ این و ترامپ آن این ویدیو رو حتما ببینند. این خانم یک تحلیلگر و محقق هستش که تحلیلهایش همیشه درست و منطقی بوده. میدونم که ما ایرانیها بی صبرانه منتظر پیروزی و آزادی هستیم و از ترامپ ناامید شدیم و از زاویه مردم ایران به این مسئله نگاه میکنیم ولی یادمون باشد که مسئله فقط نجات ایران نیست چون اگر آخوند و رژیم تنها بودند این همه سال دوام نمی آوردند. ایران آخرین سنگر گلوبالیستها و دولتهای استعمارگر در سایه و شرکتهای چند ملیتی ست. مسئله از بین بردن کل سیستم سلطه امپراطوری انگلیس در اون منطقه و ایران و تغییر دادن سیستم برده داری نوین بانک مرکزی میباشد. وقتی میگوییم سلطه انگلیس منظور فقط انگلیس نیست منظور شرکتهای میلیاردی بیمه و نفتی و بانکهای مرکزی ست که توسط امپراطوری انگلیس و گلوبالیستها برای سلطه در آن منطقه وجهان و کنترل نفت و قیمت آن و در نتیجه کنترل ‌اقتصاد دنیا تاسیس شدند که از بودن آخوند و رژیم و سپاه سودهای کلان جهانی هم میبرند و از رژیم مخصوصا رژیمی دا ای انرژی عسته ای همیشه میتوانند به عنوان یک مترسک سر جالیز برای ترساندن منطقه و کشورهای دیگر و کنترل آنها و مردمانشان استفاده کنند. پس بدون از بین بردن این دستهای پشت رژیم و کنترل این شرکتها هر حرکت و یا تغییر رژیم میتواند یا با شکست روبرو شود و یا کوتاه مدت موفق باشد و دوباره یک کودتا و یک انقلاب رنگی دیگه ای از طرف این شرکتها و یا همان امپراطور شکل بگیرد در واقع ما احتیاج به پنچر گیری و وصله زدن نداریم بلکه کل چرخهای این دستگاه باید عوض شود تا این ماشین که همان ایران است بتواند صدها سال بدون مشکل و آزادانه به جلو و به سوی پیشرفت و شکوفایی حرکت کند وگرنه هر کار دیگه ای فقط وصله زدن به چرخهای پوسیده شبیه خواهد بود حتا اگر شاهزاده عزیزمان هم برگردد و این دستهای امپراطوری انگلیس و شرکتهای نفتی و بيمه کوتاه نشده باشد هر اتفاق ناگواری شبیه انقلاب ننگین پنجاه و هفت دوباره بعد از چندین سال توسط خائنین و مزدوران آنها در ایران رخ خواهد داد‌. گلوبالیستها و این شرکتها و دولتها در حال حاضر از لحاظ مالی و اقتصادی ضربه بسیار بزرگی خوردند و میخورند برای نمونه از دست دادن کنترل تنگه هرمز و کنترل نفت و قیمت آن و در نتیجه از دست دادن کارت مترسک افزایش نفت و بالا بردن قيمت کالاها و... اگر الان نتیجه ان را نمیبینیم بخاطر اینه که این شرکتها و دولتهای در سایه تمام سعی خود را میکنند تا از طریق تبلیغات و رسانه های چپ نتیجه کار رو وارونه و به ضرر آمریکا نشان بدهند بخاطر همین هم هست که مدام میشنویم آمریکا در تنگه هرمز ناتوان مانده. این دولتها عاشقانه منتظر حمله تمام و کمال و نیروهای زمینی آمریکایی به ایران هستند تا از طولانی شدن جنگ به ضرر ترامپ و به نفع رژیم در انتخابات آمریکا و در رسانه های چپ و توسط اروپا استفاده کنند و در نتیجه ترامپ رو مجبور به قبول یک شکست و یا صلحی که رژیم برنده میدان باشد کنند. پس توصیه میکنم صبور باشید و به این مسئله از زاویه های دیگر هم برای نجات ایران و منظقه نگاه کنید و احساسی برخورد نکنید. در آخر یادآور میشوم هر کاری هم که ترامپ بکند اول برای مردم آمریکا خواهد بود و بعدش برای آماده کردن زمینه برای حضور مردم ایران در خیابانها و زدن ضربه آخر به رژیم توسط خود مردم ایران. البته با هزینه جانی بسیار کمتر. یادمان نرود هیچ پیروزی بدون کمک خود ما اتفاق نخواهد افتاد ولی این پیروزی نباید موقتی باشد بلکه باید دهها نسل دوام بیاورد. پاینده ایران و جاوید شاه تا ابد و یک روز✊️✌️🙏

Masoud Pouia💚🤍❤️🦁☀️MIGA

47,312 views • 1 month ago

🎥 ایران پسا تجاوِز اسرائیلِ تجزیه کننده وطن: بیانیه «راه سوم» جبهه إصلاحات محصول چه بافتاری است؟ چه راه حل هایی برای کدام مسائل فوری و فوتی ارائه می کند؟‌👇👇 👈 محسن آرمین #اختصاصی_صفحه_اکبر_گنجی (۳۲) ✅هدف اصلی و راهبردی اسرائیل در قبال ایران، تجزیه ایران است. چون ایران رقیب راهبردی اسرائیل و تنها مانع تشکیل «اسرائیل بزرگ» در خاورمیانه است. 🔺آیا اهداف اسرائیل شرط کافی برای تجاوز رژیم آپارتاید به ایران بود؟ خیر. چون ایران می توانست به گونه ای عمل کند که اسرائیل در موقعیت تجاوز قرار نگیرد. 🔺برخی با نوعی تقدیرگرایی ادعا می کنند که ایران هیچگونه عاملیتی در این زمینه ندارد. و اسرائیل در هر حال به ایران تجاوز می کرد و خواهد کرد. 🔺برخی از این مقدمه حمله پیشگیرانه به اسرائیل را تجویز می کنند. برخی دیگر بر شعار «نه جنگ نه صلح» تأکید دارند. 🔺خبرهایی چون بسته شدن سفارتخانه های خارجی در ایران، یا در آستانه ی تجاوز مجدد اسرائیل قرار داشتن؛ ایران را در وضعیت تعلیق قرار می دهد. این گونه ادعاها به نوعی جنگ را تجویز می کنند. 🔺یکی دیگر از پیامدهای این گونه نگاه ها، نادیده گرفتن غفلتها و خطاها و اشتباهات ایران است. اسرائیل روی نارضایتی های داخلی ایران حساب باز کرده بود و با همین وعده ترامپ را هم به جنگ کشاند. انکار نمی توان کرد که نارضایتی های داخلی دشمن را به طمع انداخته است. 🔹بدون اغراق، تاریخ پس از انقلاب به دو دوره پیشا تجاوز و پسا تجاوز اسرائیل تقسیم می شود🔹 🔺تقریباً هر چه را حاکمیت در سطح رسمی انکار می کرد، در جنگ رخ داد. هشدارهای منتقدان دلسوز نادیده گرفته شد. پس از جنگ انتظار این بود که اشتباهات با إصلاحات فوری درمان شود تا دشمن را برای همیشه از تجاوز مجدد باز دارد. 🔺استعفای دیرهنگام کاظم صدیقی و ابقای فقهای شورای نگهبان نشان داد که حاکمیت هنوز مجاب به إصلاحات نشده است. تشکیل شورای عالی دفاع و تغییر دبیر شورای عالی امنیت ملی در جای خود مهم است. اما بازنگری ها نباید فقط به اینها محدود شود. باید سیاست ها تغییر کند. باید از فرصت ایجاد شده درس گرفت و دست به اقداماتی سریع زد. 🔹 بیانیه جبهه اصلاحات معطوف به همین موارد بود. 🔺نظر سنجی های معتبر نشان می دهد که افزایش امید به اصلاح میان مردم پس از آتش بس بسیار افزایش یافت. 🔺آزادی زندانیان سیاسی یا مرخصی دادن به آنها کمترین اصلاح قابل انتظار بود. محسنی اژه ای موافق این امر بود و حتی مجوز هم از رهبری گرفت و قرار بود اقدام کند، اما پس از دیدار اعضای قوه قضاییه با رهبری امیدها کم رنگ شد و سپس اصل ماجرا انکار شد. حتی در حد مرخصی و آزادی زندانیان سیاسی هم اقدام نشد. 🔹چرا قصورها و تقصیرها پیگیری نشد؟ ✍اول- بدون تردید ایران در جنگ غافلگیر شد و فرماندهان بزرگ نظامی به شهادت رسیدند. چرا ایران غافلیگیر شد؟ جنگ طلبان و مخالفان مذاکره می گویند آمریکا ایران را سرگرم مذاکره کرد و فریب داد تا به ایران حمله کند. 🔺اما ادعای غافلگیری از نهادهای امنیتی و اطلاعاتی پذیرفته نیست. چون کار آنها مذاکره نبوده و نیست. 🔺به رقم نابرابری تکنولوژیک ایران با اسرائیل، ایران هم به اسرائیل ضربات مهمی زد. اما نابرابری و ناترازی اطلاعاتی ایران و اسرائیل چشمگیر بود، چون دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی ضعیف بودند. ساختارشان غیر حرفه ای است، رویکرد حاکم برای مسئولان این نهادها و صرف وقت شان برای اموری است که نباید صرف آنها می شد و بشود. هیچ یک از مسئولان اطلاعاتی و امنیتی تغییر نکردند و توبیخ هم نشدند. حتی هیچ کس عذرخواهی هم نکرد. مشکل این بود که آنها به جای امنیت کشور، به روزنامه نگاران و به رقبا پرداختند. وقتشان صرف این شد که محمد خاتمی در مهمانی ها یا عزاداری ها شرکت نکند، و... 🔺علت غافلگیری این بود که مسئولیت اصلی نهادهای اطلاعاتی و امنیتی به سگ گردانی و موی زنان فروکاسته شد. ✍دوم- رسانه ملی تحویل یک فرقه آخرالزمانی با سیاست های تبلیغاتیِ سطحی و تکراریِ مداحی گونه و شعارهای توخالی و مضحک شده که حتی توان رقابت با رسانه های فارسی زبان دولتهای خارجی را هم ندارد. 🔺اگر شخصیت های ملی و وطن پرست برای دفاع از ایران به میدان نمی آمدند و سرشتِ وطن فروشان را برملا نمی کردند، حال و هوای کشور در حال جنگ و پس از جنگ به گونه ی دیگری رقم می خورد. 🔺دو ماه از تجاوز اسرائیل گذشت، اما شاهد کوچکترین تغییر و اصلاحی در صدا و سیما نبودیم و برخی برنامه های سیما در خدمت منافع اسرائیل متجاوز است. لو دادن تصویری ایستگاه تقویت فشار گاز و گزارش کامل تصویری از شبکه آب تهران دو نمونه از این موارد است. ✍سوم- سازمان پدافند غیر عامل با عظیم ترین بودجه کشور، و سیطره کامل بر همه نهادها، چه نقشی در جنگ داشت؟ هیچ. جز قطع اینترنت هیچ هنر دیگری از خود نشان نداده است. 🔺 شأن نزول بیانیه جبهه إصلاحات همین ها بود که توضیح دادم. 🔹🔹کشور از نظر داخلی و خارجی در شرایط حادی به سر می برد. نیازمند تصمیمات اساسی هستیم. اما حاکمیت همچنان به دنبال سیاست های گذشته است. بیانیه جبهه إصلاحات در چنین سیاقی منتشر شده 🔹 🔺مطالباتش جناحی و حزبی نیست. اعلام ضرورت های حیاتی و بایسته های فوری برای گذار از شرایط ناپایدار، نامتعین و تعلیق گونه کنونی و برای نجات کشور است. لذا منحصر به مطالباتی نیست که حاکمیت آنها را می پذیرد. 🔺بیانیه راه نجات کشور را در دو گام اساسی می بیند: اول- آشتی ملی در داخل. دوم- سیاست تعاملی مبتنی بر منافع و مصالح واقعی ملی در عرصه خارجی. و ورود جدی به مذاکره با اروپا و آمریکا برای پایان دادن به تحریم های ظالمانه. 🔺در نیات خصمانه آمریکا و اروپا نسبت به ایران هیچ تردیدی وجود ندارد. اما این نیات مانع مذاکره نیست. مذاکره با دشمن امر ضروری است. باید عزم جدی برای رفع تحریم ها داشت. 🔺با کمال تأسف چنین عزم و أراده ای را نمی بینم. از فعالیت های مخرب رسانه ملی تا نظرات اعلام شده مسئولان کشور. 🔺عراقچی به عنوان یک دیپلمات با سابقه در مصاحبه ای گفت « از نظر ما مذاکره ابزاری برای مقابله با کشورهای جهان- بویژه آمریکا و رژیم صهیونیستی است». این یعنی پایان مذاکره. 🔺سخنان او اشتباه کلامی نیست، این کلام نشانه سیطره راهبرد نظامیان بر دستگاه دیپلماسی خارجی کشور است. 🔺جمهوری اسلامی در ۴۷ سال گذشته براساس ستیز و بقا حرکت کرده است. یعنی راه بقا را در ستیز دیده است. 🔺محدودیت های داخلی ناشی از همین سیاست خارجی بوده است. مجلس ۵ درصدی هم محصول همین سیاست خارجی است. 🔺سیاست خارجی در سال های گذشته نتواسنته منافع ملی ایران را تأمین کند. لذا اصلاح سیاست های راهبردی ضرورتی انکار ناپذیر است. 🔺ایران در برابر دو خطر جدی قرار دارد: اول- رژیم صهیونیستی که به تعبیر خودشان زدن سر مار[«سر اختاپوس» به تعبیر نخست وزیر تروریست سابق شان نفتالی بنت. تعبیر «سر مار» از آن پادشاه سابق عربستان سعودی در دیدار با جرج بوش پسر بود] در ایران را دنبال می کنند. دوم- آمریکای ترامپ و اروپا: راهبرد اینها کشیدن دندان مار ایران است. هدف آنها تبدیل ایران به ایران ضعیت و گرفتار بحران های داخلی است. سیاست های انزواگرایانه ایران هم به اهداف کمک آنها کمک کرده است. 🔹راه سوم «جبهه إصلاحات»: راهبرد توسعه همه جانبه باید جایگزین سیاست ستیز و بقا شود. بیانیه جهه إصلاحات در صدد نشان دادن این راه سوم است. این راه مرکب از دو مولفه است: اول- آشتی ملی در داخل. دوم- تنش زدایی و صلح در روابط خارجی. ✍إصلاحات قطره چکانیِ [لاک پشتی] درمان هیچ دردی نیست. إصلاحات ساختاری ضرورتی فوری است تا توان ملی از فرایند رو به زوال خارج شود. باید تصمیمات سخت و بنیادی و دردآور گرفت.

Akbar Ganji

127,019 views • 1 year ago

من داغدارم. داغدار رفتنِ سرلشکر باقری که تازه با اون ویدیوش شناخته بودمش. اگر کسی فکر میکنه مستقیم نمیگم، اینم به انگلیسی و برای ثبت در حافظه ی تاریخی توییتر. اینجا رسما بدون حضور مغز صحبت کردم و کلام پراکنده است. اگر شما زبانتون میگیره از گفتنِ این مساله مشکل از شماست و تخیلی که براتون مهندسی کردند. اونکه سپاه و دار و دسته اش هم در این مهندسی تخیل شریکند قصه ی بسیار و بی نهایت مهمی است که بهش خواهم پرداخت. همیشه از مخالفان قرار دادن سپاه در لیست تروریستی بودم و هشدار داده بودم که این مقدمه آوردنِ جنگ به ایران بود. من اینجا از سردارانِ ش.هید شده قدردانی کردم گفتم برای شماهام بذارم چون نکته داره . آقا من همونقدر که از سمت مجاهدین و موساد اذیت شدم از دست مخالفان مذاکره و پروژه بگیرانِ “ما بمب میخواهیم و فلان”َ داخل تخریب شدم. یعنی دلم خونه اگر بخوام باز کنم این مساله رو. اگر نمیگم دلیل بر نبودنش نیست. اما از همون اول به هشتگ ت.روریستی بودن س.پاه ایراد گرفتم. یعنی اولش نمیدونستم چی شده. به دوستم گفتم: خب حالا س.پاه تر.وریستی بشه چی میشه؟‌ گفت: یحتمل نمیتونن بیان اینجا. گفتم : خب حالا نیان. یعنی فکر میکردیم اساس بدتری نداره. بعد کم کم شک کردم. دیدم اونی که زمان زن زندگی آزادی تو خیابون سرکوب میکنه اصلا س.پاه نیست. پس حکایت اینکه “سپاه رو تروریستی کنیم” چی بود؟‌ بعد فهمیدم وقتی شما یک گروه نظامی رو ترو-ریست تعریف میکنی اونها تارگت مشروع میشن و اجماع عمومی و جهانی برای جنگ راحت تر ایجاد میشه. و نکته ی جالب اینجاست که این نکته که چنین هشتگ و خواسته ای باعث میشه جنگ به داخل مرزهای ایران وارد بشه رو کارشناسی مطرح کرد که خودش توسط همین مخالفان مذاکره و به اصطلاح تندروها، به شدت اذیت شده بود. قصه های خون دل خوردن از داخلیها بمونه برای بعد. امروز وقت بازنگریِ خیلی چیزاست: اینکه هواپیمای اوکراینی رو کی زد که مقدمات چنین جایی که الان هستیم فراهم بشه و تقاضای تحریم آسمانهای ایران (که به مثابه اعلام جنگ و بی دفاع کردنِ ایران در برابر حمله بود) این چنین وحدتِ بعد از ت.رور سردار س.لیمانی به هوا بره؟ این سوال خیلی جای فکر داره. چرا وقتی نیروی سرکوب تو خیابون زمان تظاهرات مهسا، پلیس ضد شورش بود و س.پاه نبود، این هشتگ جلو رفت؟‌ (اون موقع پرسیدم: همون کسایی که میگفتند “اسراییل اگر زده، کشته، آدم نظام بودند” گفتند “نه س.پاه بوده! لباس نیروی انتظامی رو روی لباس س.پاهی پوشیده بودند.” یعنی کلا دوستان ایده ای از پلیس ضد شورش نداشتند. یعنی داشتند: اما هدف آوردنِ ایران به همین نقطه بود. به همین جایی که الان هستیم. سفیدشویی و عادی سازیِ کشته شدنِ سردار ایرانی توسط دشمن. خیلی سوال. خیلی قصه هایی که باید بررسی بشن. ولی من بگم که برای من سردار ایرانی که توسط دشمن کشته میشه یک سردار ایرانی است. تمام. این رو گفتم بدون لکنت بنویسم: من عزادارِ کسانی هستم که در بین ما نیستند. اما آدم واسه خنک کردنِ دل همسایه، ابزار کپک زدنِ سواد خودش رو فراهم نمیکنه. من امروز به شدت عزادارم. به شدت ازینکه اس.راییل اونها رو از ما گرفت عصبانی. و اینجا گفتم: به انگلیسی هم گفتم که اگر لازم باشه با لکنت کمتری گفته بشه. سواد خودتون رو پاکسازی کنید.موتورهای جهل به شدت مشغول کار بودند.

نسیم نوروزی

50,624 views • 1 year ago