Video yükleniyor...

Video Yüklenemedi

Ana Sayfaya Dön

« در خطرِ جدیِ صدورِ حکمِ اعـدام! » سه‌روز دیگر، #علیرضا_برمرزپورناک ۲۸ ساله، بعد از سه‌سال برای اتهامات « تبلیغ علیه نظام، اجتماع و تبانی و قتل عمد بسیجی» در دادگاه انقلاب، محاکمه می‌شود! تاریخ اولین دستگیری: ۱۳آبان ۱۴۰۱ قاضی دادگاه: جلاد ابوالقاسم صلواتی. #بچه_های_اکباتان

39,659 görüntüleme • 7 ay önce •via X (Twitter)

0 Yorum

Yorum bulunmuyor

Orijinal gönderinin yorumları burada görünecek

Benzer Videolar

وقاحت جنایتکاران جمهوری اسلامی پایان ندارد! تهدید حمید نوری از «بهشت زهرا» علیه مخالفان نظام: جای شما هم همینجاست! حمید نوری از جنایتکاران و عاملان کشتار زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷، به قطعه اعدام‌شدگان در «بهشت زهرا» در تهران رفته و برای مخالفان جمهوری اسلامی و «منافقان» خط و نشان کشیده است. او در این ویدیو که سوم فروردین‌ماه ۱۴۰۳ در صفحه اینستاگرام پسرش منتشر شد، با اشاره به مزار اعدام‌شدگان، می‌گوید: «جای شماها همینجا بود که فرار کردید رفتید خارج از کشور!» حمید نوری که در تیرماه ۱۴۰۱ از سوی یک دادگاه در سوئد به جرم «نقض فاحش قوانین بشردوستانه بین‌المللی» شامل «جنایت جنگی و قتل» به حبس ابد محکوم شد، خرداد ۱۴۰۳ با دو شهروند سوئدی و ایرانی- سوئدی که توسط جمهوری اسلامی به گروگان گرفته شده بودند، مبادله شد. این جنایتکار ۱۸ آبان ۱۳۹۸ (نهم نوامبر ۲۰۱۹) به محض ورود به فرودگاه آرلاندا در استکهلم پایتخت سوئد بر اساس اصل صلاحیت قضایی جهانی و با شکایت ایرج مصداقی Iraj Mesdaghi | ایرج مصداقی و حمید اشتری از زندانیان سیاسی دهه شصت بازداشت و به دست عدالت سپرده شد. دادگاه حمید نوری در زمانی برگزار شد که مقام بالادست وی هنگام کشتار زندانیان سیاسی، یعنی سیدابراهیم رئیسی، رئیس دولت جمهوری اسلامی بود و دادگاه او به محاکمه سران و مقامات رژیم تبدیل شد. این دادگاه یک مبنای حقوقی معتبر و مستند در ارتباط با دستگیری دیگر جنایتکاران رژیم در کشورهای دیگر و همچنین برای عدالت انتقالی که سرانجام زمان اجرای آن در ایران نیز خواهد رسید، بنیاد نهاد.

KayhanLondon کیهان لندن

64,015 görüntüleme • 1 yıl önce

نسخه ای که رضا پهلوی در مورد عدالت انتقالی می‌پیچد محاکمه نهایتا ۲۰-۳۰ نفر از سران سپاه و رژیم و بخشش سایر عناصر سرکوب است و به دادگاه نورنبرگ استناد می‌کند. چنین خوانشی از تجربه عدالت انتقالی در آلمان در خوشبینانه‌ترین حالت از روی بی‌سوادی محض و در بدبینانه‌ترین حالت به قصد فریب افکار عمومی است: ۱. در آلمان، و در ادامه روند دادگاه اصلی نورنبرگ، چندین دادگاه در همان نورنبرگ برگزار شد که در آن‌ها از پزشکان تا صاحبان کارخانه‌ها و صنایعی که به کشتار یهودیان و سایرین یاری رسانده بودند محاکمه شدند. ۲. تعداد زیادی دادگاه نظامی توسط کشورهای مختلف و درباره جنایاتی که نازی‌ها در حق سربازان آن‌ها کرده بودند برگزار شد. ۳. حدود دو دهه بعد، در فرانکفورت تعدادی از متهمان نازی محاکمه شدند و حتی تا امروز هم اگر کسی به اتهام مشارکت در هولوکاست در این کشور دستگیر شود محاکمه خواهد شد. آخرین آن‌ها، محاکمه تایپیست اردوگاه مرگ بود. ۴. تعداد زیادی از نازی‌ها که به کشورهای مختلف فرار کرده بودند در همان کشورها محاکمه و محکوم، یا به اسراییل مسترد و در آنجا محاکمه شدند. ۵. با وجود همه اینها، هنوز بسیاری به‌درستی معتقدند روند روبه‌رو شدن با جنایات گذشته در جامعه آلمان کافی و پاسخگوی ابعاد جنایت نبوده است. و نکته آخر این‌که در حال حاضر و با تجارب کشورهای مختلف از عدالت انتقالی، حقوق بین‌الملل به گونه‌ای تغییر کرده است که بخشش کسانی که در جنایات علیه بشریت (مانند کشتار معترضان)، آمر و یا عامل بوده اند ممکن نیست و همه آنها باید به طور عادلانه محاکمه و مجازات شوند، حتی اگر در پایین‌ترین مرتبه‌ها بوده باشند. نسخه رضا پهلوی، یعنی عفو عمومی و بخشیدن عناصر سرکوب، حق مردم برای دانستن حقیقت و حق قربانیان برای دادخواهی را لگد مال می‌کند و بدتر از آن، راه را برای تکرار جنایت توسط حکومتی که جایگزین جمهوری اسلامی خواهد شد باز می‌گذارد. نسخه رضا پهلوی بسیار برای فردای ایران خطرناک است زیرا بدون رویارویی درست، اصولی و حقوقی با جنایات گذشته، امکان تکرار جنایت و جایگزین شدن یک دیکتاتوری با دیکتاتوری دیگر با استفاده از همان عناصر و ساختارهای سرکوب بسیار زیاد است. انتقام با دادخواهی تفاوت بسیاری دارد. هشیار باشیم و ببینیم که رضا پهلوی مدام این دو را مترادف با هم به کار می‌برد.

Shadi Sadr

666,819 görüntüleme • 3 yıl önce

‌ «او مادر #رضا_رسایی اسست که از همه‌ ما کمک می‌خواهد. او از حکم اعدام پسرش با خبر شده است‌ در این ویدیو به زبان کردی می‌گوید: «خدایا به همه کمک کن به رضای منم کمک کن آی جگرگوشم آی داداشم آی پسرم» به گزارش دادبان، شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان کرمانشاه با صدور حکمی، (غلام)رضا رسایی، معترض ۳۴ ساله کرمانشاهی را به اتهام قتل عمد به قصاص نفس محکوم کرده است. در رای صادره از سوی دادگاه، (غلام)رضا رسایی به قتل نادر بیرامی رئیس اداره اطلاعات شهرستان صحنه در استان کرمانشاه متهم شده است. نادر بیرامی در تاریخ ۲۷ آبان ۱۴۰۱ در جریان یک تجمع اعتراضی زن، زندگی، آزادی در شهرستان صحنه و در نتیجه به خشونت کشیده‌شدن این تجمع به دلیل حمله نیروهای امنیتی و انتظامی به معترضان، در جریان یک درگیری میان شهروندان و ماموران کشته شد. نزدیک به یک هفته پس از این حادثه رضا رسایی در سوم آذر ۱۴۰۱ صرفا به دلیل حضور در تجمع اعتراضی به اتهام مشارکت در ضرب و جرح نادر بیرامی توسط ماموران بازداشت می‌شود. در جریان این پرونده، ده نفر بازداشت می‌شوند، اما نهادهای امنیتی کشته شدن نادر بیرامی را به رضا رسایی نسبت ‌می‌دهند در حالی که هیچ مدرک مستندی علیه او وجود ندارد. به عنوان نمونه در حالیکه بنا بر گزارش پزشکی قانونی عامل مرگ نادر بیرامی ضربه کشنده چاقو از روبرو بوده است، تمامی شواهد اعم از اعترافات اجباری اخذشده از رضا رسایی و همچنین شهادت دیگر متهمان، مشخصا نشان از این دارد که ضربه کشنده از روبرو توسط رضا رسایی وارد نشده است. در تصاویر و ویدئوهایی که از لحظه ضرب و شتم مامور کشته‌شده منتشر شده هیچ اثری از رضا رسایی نیست و او تنها پس از وقوع خشونت‌ها و جان‌باختن مامور مورد نظر در صحنه حضور می‌باید. یک منبع آگاه به پرونده در گفتگو با دادبان تاکید کرد که صدور حکم قصاص از سوی دادگاه به دلیل فشار از سوی ریاست قوه قضاییه برای تعیین تکلیف هرچه سریعتر این پرونده صورت‌گرفته و فقدان مدارک و شواهد و مستندات قانونی در پرونده، بسیار بیشتر از آن است که بتوان برای آن حکم قصاص نفس علیه رضا رسایی صادر کرد. دادبان پیشتر از اعمال فشار و شکنجه شدید علیه رضا رسایی برای اخذ اعترافات اجباری خبر داده بود. تماس مستقیم با وکیل در واتس‌اپ +905510332575

دادبان

37,802 görüntüleme • 2 yıl önce

در فروردین ۶۵ حکم ارتداد و قتل رضا فاضلی به واسطه تهیه چند ویدیوی طنز درباره خمینی ، خلخالی و منتظری از سوی جمهوری اسلامی منتشر شد، بیژن فاضلی، فرزند رضا فاضلی،کمتر از چهار ماه بعد در ۲۸ مرداد ۱۳۶۵ به دنبال انفجار بمب در لندن به قتل رسید. #بیژن_فاضلی سی سال سن داشت. هدف تروریست های جمهوری اسلامی #رضا_فاضلی بود که بعد از #انقلاب_۵۷ در تهیه فیلم و ویدیو و چاپ کتاب بر علیه حکومت اسلامی فعال بود و ویدیو کلاب کی،وی،سی را از زیر زمین ساختمانی در منطقه کنزینگتون لندن مدیریت می کرد. کاملا واضح بود که این بمب‌گذاری توسط عوامل جمهوری اسلامی، انجام شده است، این بمب گذاری در تاریخ ۲۸ مرداد ۱۳۶۵ انجام شد و بلافاصله و با گذشت ۴ ماه در ۲۵ آذر ۱۳۶۵ سخنگوی پلیس لندن اعلام کرد، به دلیل نبود شواهد و ادله کافی برای علت این «حادثه» پرونده مختومه می‌شود. مقام‌های بریتانیا حتی بصورت رسمی انفجار بمب را نیز تائید نکردند. #جمهوری_تروریستی_اسلامی

Amir Farshad EBRAHIMI

89,448 görüntüleme • 1 ay önce

سخنان مادر رضا رسایی، مادری نگران را در اسپیس دادبان گوش کنید. او از همه کمک می‌خواهد، از تک تک ما می‌خواهد صدایشان باشیم. او اشک می‌ریزد و سخن می‌گوید و از سختی‌هایی که برای بزرگ‌کردن رضا کشیده است، می‌گوید، حال به فرزند او حکم اعدام داده‌اند در جریان پرونده‌ای که سراسر ابهام است و قاضی با تکیه بر علم خود این حکم را داده است. برای دسترسی کامل به پرونده رضا و ایرادات آن به آدرس زیر مراجعه کنید که لینک استوری هم می‌شود. ۲۷ آبان ۱۴۰۱ همزمان با خیزش سراسری «زن، زندگی، آزادی» رئیس اداره اطلاعات سپاه شهرستان صحنه در استان کرمانشاه با نام «نادر بیرامی» در جریان برگزاری مراسم سالگرد درگذشت یکی از بزرگان «آیین یارسان» در نتیجه درگیری پیش‌آمده میان شهروندان حاضر در مراسم و ماموران امنیتی کشته می‌شود. در نتیجه کشته‌شدن این مامور امنیتی پرونده‌ای در شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان کرمانشاه تشکیل شد. پس از گذشت نزدیک به یک سال این شعبه رای خود را در تاریخ ۱۵ مهر ماه ۱۴۰۲ صادر می‌کند که بر اساس آن رضا رسایی، (با نام اصلی غلامرضا) جوان ۳۴ اهل شهرستان صحنه و از پیروان آیین یارسان، را از میان ۱۰ متهم دیگر به اتهام «مباشرت در قتل عمد» به قصاص نفس (اعدام) محکوم می‌کند. تیم حقوقی دادبان (مرکز مشاوره و آموزش حقوقی ویژه کنش‌گران) با بررسی کامل دادنامه (متن حکم) صادره از سوی شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان کرمانشاه، موارد متعددی از نقض قوانین موضوعه (قانون آیین دادرسی کیفری و قانون مجازات اسلامی) را در جریان رسیدگی به پرونده یافته که صراحتا نشان از تناقضات و ایرادات آشکار در پرونده و تحقیقات مقدماتی و در نتیجه صدور حکم نهایی اعدام دارد. #رضا_رسایی #دادبان #مجاهد_کورکور

دادبان

16,935 görüntüleme • 2 yıl önce

‌‌«مولا علی نخستین سوسیالیست جهان!» خسرو گلسرخی نام مهمی است، زیرا به گمانم او بهترین نمایندۀ انقلاب ۵۷ بود. اگر بخواهیم تجسم عینی انقلاب ۵۷ را در یک شخص متبلورشده ببینیم، آن شخص «خسرو گلسرخی» است. مناسب‌ترین دریچه برای فهم انقلاب ۵۷ «دریچۀ ایدئولوژی» است. زیرا این انقلاب بدون ایدئولوژی هرگز به پیروزی نمی‌رسید. نقطۀ اوج آن ایدئولوژی را می‌توان در سخنان گلسرخی دید؛ درست جایی که اسلام و مارکسیسم به شکلی بسیار توده‌فهم و اسطوره‌پردازانه پیوند می‌خورد. همین ایدئولوژی اسطوره‌محور و اسطوره‌پرور بود که نیروی مردمی عظیمی را ایجاد کرد و انقلاب را رقم زد. کمی به عقب‌تر برویم: گلسرخی در تیر ماه ۱۳۵۰ در شمارۀ ۷۴ نشریۀ «نگین» مطلبی نوشت با عنوان «شعر در شبه‌جزیرۀ روشنفکری». این نوشتار او دربارۀ شعر است، اما سطر سطر آن از نوعی «سیاست هنریِ» ایدئولوژیک حکایت دارد و طعم تند مارکسیستی آن با تأکید بر مفهوم «تاریخ» مشخص می‌شود. گلسرخی می‌گوید شاعر باید بفهمد «در کجای تاریخ ایستاده» است. در نقد شاعران می‌گوید: «شاعر را جذبه‌های آرامش و رفاه بلعیده»؛ «شاعر جا خالی کرده است، او گوشه‌نشین، حاشیه‌پرداز و منزوی شده، به متلاشی کردن نقش تاریخی شاعر و حقیقت شعر نشسته است.» گلسرخی درست همین فردی است که در این چند سطر دیدیم. او شاعری است که از رسالت تاریخی می‌گوید و در دادگاهش نیز دقیقاً از «جایگاه تاریخی» خود سخن می‌گوید و این جایگاه را نیز با نظریاتی مارکسیستی و با ارجاع به اسطوره‌های دینی تعریف می‌کند. او در دادگاه می‌گوید: «ان الحیاه عقیده والجهاد. سخنم را با گفته‌ای از مولا حسین، شهید بزرگ خلق‌های خاورمیانه آغاز می‌کنم. من که یک مارکسیست لنینیست هستم، برای نخستین بار عدالت اجتماعی را در مکتب اسلام جستم و آنگاه به سوسیالیسم رسیدم. من در این دادگاه برای جانم چانه نمی‌زنم، و حتی برای عمرم. من قطره‌ای ناچیز از عظمت، از حرمان خلق‌های مبارز ایران هستم... از اسلام سخنم را آغاز کردم. اسلام حقیقی در ایران همواره دِین خود را به جنبش‌های رهایی‌بخش ایران پرداخته است... هنگامی که مارکس می‌گوید: «در یک جامعه طبقاتی، ثروت در سویی انباشته می‌شود و فقر و گرسنگی و فلاکت در سوی دیگر، در حالی که مولد ثروت طبقه محروم است» و مولا علی می‌گوید: «قصری بر پا نمی‌شود، مگر آنکه هزاران نفر فقیر گردند»، نزدیکی‌های بسیاری وجود دارد. چنین است که می‌توان در این لحظه از تاریخ، از مولا علی به عنوان نخستین سوسیالیست جهان نام برد... زندگی مولا حسین نمودار زندگی اکنونی ماست که جان بر کف، برای خلق‌های محروم میهن خود در این دادگاه محاکمه می‌شویم. او در اقلیت بود و یزید، بارگاه، قشون، حکومت، قدرت داشت. او ایستاد و شهید شد. هر چند یزید گوشه‌ای از تاریخ را اشغال کرد، ولی آنچه که در تداوم تاریخ تکرار شد، راه مولا حسین و پایداری او بود، نه حکومت یزید. آنچه را که خلق‌ها تکرار کردند و می‌کنند، راه مولا حسین است. بدین گونه است که در یک جامعه مارکسیستی، اسلام حقیقی به عنوان یک روبنا قابل توجیه است و ما نیز چنین اسلامی را، اسلام حسینی و اسلام مولا علی را تأیید می‌کنیم.» (پایان نقل‌قول) گلسرخی دائم از امپریالیسم و استعمار و آمریکا و «دشمنِ نامرئی» سخن می‌گوید و هر چه می‌گوید ایده‌های مارکسیستی است، اما هم با مهارت ادبی این دیدگاه‌ها را به امامان شیعه پیوند می‌دهد تا عمقی بی‌انتها در دل و ذهن شنونده داشته باشد و هم خوب می‌داند چطور از «نظام آباد»؛ «میدان شوش»، «دروازه غار»، «و پل امام‌زاده معصوم» شاهد آورد. او و دانشیان در نهایت از این دادگاه علنی استفاده می‌کنند تا به جای دفاع از خود تندترین و رادیکال‌ترین بیانیه‌های مارکسیستی و لنینیستی را علیه حکومت قرائت کنند. اما گلسرخی همزمان خود را در جایگاه حسین (ع) می‌نهد و طبعاً رقیبش را در جایگاه یزید. نکتۀ اصلی نیز در همین‌جاست! این همان «آمیزه‌ای است که اکسیر انقلاب ۵۷» بود. اسطوره‌های دینی از ژرفای تاریخ با نظریۀ سیاسیِ مدرنِ مارکسیسم می‌آمیزد و ادبیاتی مبارزه‌جویانه‌ را ایجاد می‌کند که نیروی انفجاری بی‌حدی داشت. مهدی تدینی

فلات ایران

33,832 görüntüleme • 29 gün önce

‌‌«مولا علی نخستین سوسیالیست جهان!» خسرو گلسرخی نام مهمی است، زیرا به گمانم او بهترین نمایندۀ انقلاب ۵۷ بود. اگر بخواهیم تجسم عینی انقلاب ۵۷ را در یک شخص متبلورشده ببینیم، آن شخص «خسرو گلسرخی» است. مناسب‌ترین دریچه برای فهم انقلاب ۵۷ «دریچۀ ایدئولوژی» است. زیرا این انقلاب بدون ایدئولوژی هرگز به پیروزی نمی‌رسید. نقطۀ اوج آن ایدئولوژی را می‌توان در سخنان گلسرخی دید؛ درست جایی که اسلام و مارکسیسم به شکلی بسیار توده‌فهم و اسطوره‌پردازانه پیوند می‌خورد. همین ایدئولوژی اسطوره‌محور و اسطوره‌پرور بود که نیروی مردمی عظیمی را ایجاد کرد و انقلاب را رقم زد. کمی به عقب‌تر برویم: گلسرخی در تیر ماه ۱۳۵۰ در شمارۀ ۷۴ نشریۀ «نگین» مطلبی نوشت با عنوان «شعر در شبه‌جزیرۀ روشنفکری». این نوشتار او دربارۀ شعر است، اما سطر سطر آن از نوعی «سیاست هنریِ» ایدئولوژیک حکایت دارد و طعم تند مارکسیستی آن با تأکید بر مفهوم «تاریخ» مشخص می‌شود. گلسرخی می‌گوید شاعر باید بفهمد «در کجای تاریخ ایستاده» است. در نقد شاعران می‌گوید: «شاعر را جذبه‌های آرامش و رفاه بلعیده»؛ «شاعر جا خالی کرده است، او گوشه‌نشین، حاشیه‌پرداز و منزوی شده، به متلاشی کردن نقش تاریخی شاعر و حقیقت شعر نشسته است.» گلسرخی درست همین فردی است که در این چند سطر دیدیم. او شاعری است که از رسالت تاریخی می‌گوید و در دادگاهش نیز دقیقاً از «جایگاه تاریخی» خود سخن می‌گوید و این جایگاه را نیز با نظریاتی مارکسیستی و با ارجاع به اسطوره‌های دینی تعریف می‌کند. او در دادگاه می‌گوید: «ان الحیاه عقیده والجهاد. سخنم را با گفته‌ای از مولا حسین، شهید بزرگ خلق‌های خاورمیانه آغاز می‌کنم. من که یک مارکسیست لنینیست هستم، برای نخستین بار عدالت اجتماعی را در مکتب اسلام جستم و آنگاه به سوسیالیسم رسیدم. من در این دادگاه برای جانم چانه نمی‌زنم، و حتی برای عمرم. من قطره‌ای ناچیز از عظمت، از حرمان خلق‌های مبارز ایران هستم... از اسلام سخنم را آغاز کردم. اسلام حقیقی در ایران همواره دِین خود را به جنبش‌های رهایی‌بخش ایران پرداخته است... هنگامی که مارکس می‌گوید: «در یک جامعه طبقاتی، ثروت در سویی انباشته می‌شود و فقر و گرسنگی و فلاکت در سوی دیگر، در حالی که مولد ثروت طبقه محروم است» و مولا علی می‌گوید: «قصری بر پا نمی‌شود، مگر آنکه هزاران نفر فقیر گردند»، نزدیکی‌های بسیاری وجود دارد. چنین است که می‌توان در این لحظه از تاریخ، از مولا علی به عنوان نخستین سوسیالیست جهان نام برد... زندگی مولا حسین نمودار زندگی اکنونی ماست که جان بر کف، برای خلق‌های محروم میهن خود در این دادگاه محاکمه می‌شویم. او در اقلیت بود و یزید، بارگاه، قشون، حکومت، قدرت داشت. او ایستاد و شهید شد. هر چند یزید گوشه‌ای از تاریخ را اشغال کرد، ولی آنچه که در تداوم تاریخ تکرار شد، راه مولا حسین و پایداری او بود، نه حکومت یزید. آنچه را که خلق‌ها تکرار کردند و می‌کنند، راه مولا حسین است. بدین گونه است که در یک جامعه مارکسیستی، اسلام حقیقی به عنوان یک روبنا قابل توجیه است و ما نیز چنین اسلامی را، اسلام حسینی و اسلام مولا علی را تأیید می‌کنیم.» (پایان نقل‌قول) گلسرخی دائم از امپریالیسم و استعمار و آمریکا و «دشمنِ نامرئی» سخن می‌گوید و هر چه می‌گوید ایده‌های مارکسیستی است، اما هم با مهارت ادبی این دیدگاه‌ها را به امامان شیعه پیوند می‌دهد تا عمقی بی‌انتها در دل و ذهن شنونده داشته باشد و هم خوب می‌داند چطور از «نظام آباد»؛ «میدان شوش»، «دروازه غار»، «و پل امام‌زاده معصوم» شاهد آورد. او و دانشیان در نهایت از این دادگاه علنی استفاده می‌کنند تا به جای دفاع از خود تندترین و رادیکال‌ترین بیانیه‌های مارکسیستی و لنینیستی را علیه حکومت قرائت کنند. اما گلسرخی همزمان خود را در جایگاه حسین (ع) می‌نهد و طبعاً رقیبش را در جایگاه یزید. نکتۀ اصلی نیز در همین‌جاست! این همان «آمیزه‌ای است که اکسیر انقلاب ۵۷» بود. اسطوره‌های دینی از ژرفای تاریخ با نظریۀ سیاسیِ مدرنِ مارکسیسم می‌آمیزد و ادبیاتی مبارزه‌جویانه‌ را ایجاد می‌کند که نیروی انفجاری بی‌حدی داشت. مهدی تدینی

فلات ایران

79,101 görüntüleme • 1 yıl önce