Video wird geladen...

Video konnte nicht geladen werden

Zur Startseite

دلقک جدید آوردم، خدمتتون! 🤡 این جناب علایی، تا چند وقت پیش، دائم میگفت، ول کنید شاهزاده رو (رضاشاه دوم)! ایشان زندگی راحتی داره در امریکا و برنخواهد گشت ووو بعد دید ملت ول کن ماجرا نیستند!! شروع کرد دم از پهلوی دوستی بزنه تا برای خودش مخاطب جمع...

64,509 Aufrufe • vor 14 Tagen •via X (Twitter)

0 Kommentare

Keine Kommentare verfügbar

Kommentare vom Original-Post werden hier angezeigt

Ähnliche Videos

با توجه به نزدیکی ماجرای نهایی و تاکید رضاشاه دوم برای آمادکی مردم ایران، مجبور به بازخوانی این موضوع شدم! چرا رضاشاه تاکید داره این‌بار فرق داره؟! در پیام چند روز پیش، نتانیاهو کاملا هوشمندانه همه چیز را لو داد! به همین ۱دقیقه و ۲۵ثانیه! خوب دقت کنید چون نتانیاهو خیلی خیلی دقیق واژگان رو پشت هم چیده: ۱- من و ما و اسرائیل جنگ نمی‌خوایم! شما مردم ایران هم که جنگ نمی‌خواید! جمله آشنا نیست؟! پس کی جنگ می‌خواد؟ بله دیکتاتورهای رژیم! نمیگه دیکتاتور رژیم! جمع می‌بنده! یعنی کل رژیم! این یعنی چی که هم رضاشاه دوم و هم اسرائیل و هم ترامپ تاکید دارند؟! این یعنی مردم ایران نباید قربانی این جنگ رژیم اسلامی شوند و نمی‌شوند! یعنی اگر رژیم تسلیم نشه و حکومت رو واگذار به مردم نکنه، تک تک مهره‌های رژیم را خواهند زد و نه مردم. ۲- نتانیاهو میگه: اما خبر خوبی هست! رژیم هر روز ضعیف‌تر و اسرائیل هر روز قوی‌تر میشه! خوب دقت کنید! داره با مردم ایران صحبت می‌کنه! چرا قوی شدن اسرائیل باید خبر خوبی برای مردم ایران باشه؟!!! بله! یعنی ما پشت شما هستیم و رژیم را ضعیفتر می‌کنیم. خب ضعیف‌تر می‌کنیم که چی بشه؟! حالا می‌ره سراغ اصل مطلب!!!! ۳- میگه رژیم از شما مردم بیشتر از اسرائیل می‌ترسه! میگه برای همین شمارو در بالاترین حد ممکن سرکوب کرده! میگه امیدتون رو از دست ندهید! و اینجا یک نکته امنیتی شاهکار میگه: «من زمزمه‌ها رو می‌شنوم! زن زندگی آزادی!» زن زندگی آزادی چی بود؟! بله خیزش مردم! به عبارتی نتانیاهو داره میگه که ما قوی‌تر هستیم و با شما! امیدتون رو از دست ندهید و زمزمه‌هایی که می‌کنید (نتانیاهو بزن بقیه‌اش با ما!) شما هم مثل زن زندگی آزادی بریزید بیرون! ۴- و اما اینجا یک تاکید موکد داره برای مردم ایران! میگه امیدتون رو از دست ندهید، چون اینبار نه تنها اسرائیل که کل دنیا پشت شما خواهند بود تا رژیم رو نابود کنید. ۵- پس از نکات بسیار مهم بالا، آینده ایران رو برای مردم ایران درصورت انقلاب مجدد، تصویر می‌کنه که ایرانی با کمک ما و کل جهان می‌سازیم سراسر رفاه و اعتبار و افتخار. پس مردم ایران؟! درنگ نکنید! زمان که رسید، زن زندگی آزادی! مثل ۳ سال پیش بریزید بیرون. پایان. جیمز سرباز پادشاهی ایران #KingRezaPahlavi

JamesDean

25,455 Aufrufe • vor 1 Jahr

می‌دانید چرا ترامپ هی میگه رژیم‌چنج شده؟! ترامپ، درست درک نشده! ترامپ شناسی: ترامپ یه عادت داره! تهی کردن معنا از واژگان! مثلا زوم می‌کنه روی واژه مذاکره، هر تماسی را مذاکره میگه تا حساسیت‌زدایی کنه یا مثلاً تعرفه یا گرینلند و و و! واژه «رژیم‌چنج» که میگه هم همینه! میخواد هیمنه واژه رو که پس از جنگ عراق که در آمریکا ایجاد شده، حساسیت‌زدایی کنه برای جامعه آمریکایی. ترامپ میخواد بین پنج رئیس‌جمهور برتر تاریخ آمریکا و چه بسا بزرگ‌ترین‌ آنها باشه! دنبال کارای کوچیک و مذاکره و لاس زدن نیست! دنبال کاری بزرگ مثل ازبین بردن اسلام سیاسی که پسا۵۷ ایجاد شده‌ست. او ۴۸ ساله میگه باید آخوند رو بزنیم رژیم‌چنج کنیم! بعد حالا که یک گام به رژیم‌چنج مونده، میاد لاس بزنه و پوست‌اندازی کنه؟! محال است! اگر ترامپ حزب دموکرات و فیک نیوز رو ول کرد، رژیم‌چنج آخوند رو هم رها می‌کنه! طرف‌تون رو بشناسید تا بهتر فضا را درک کنید! تا حالا فکر کردید که چرا یهو اروپا فرش قرمز برای رضاشاه دوم پهن کرد در سوئد و ایتالیا و به شکل رسمی از ایشان پذیرایی شد؟! فکر می‌کنید اتفاقیه؟! نه جانم! ترامپ پشت پرده به همه گوشزد کرده که حالا می‌بینید رضاشاه دوم با اعتماد به نفس در اروپا، به اروپا میتازه! یک بچه‌ی ترم یک سیاست هم می‌فهمه که تغییر رفتار رضاشاه دوم که بسیار آرام قدم برمی‌داشت به این رضاشاهی که می‌بینیم، یک قدرت قدرتمند پشت خود دارد: ۱- مردم ایران ۲- ترامپ و راست جهانی. سپاسگزارم.

JamesDean

76,295 Aufrufe • vor 4 Monaten

ی #نکته آخر شبی بگم و شمعهارو فوت کنم : خوب که به داستان ما مردم و شاه نگاه کنیم ، میبینید که ما و این جناب آقای خاص به یک تعامل دوجانبه رسیدیم که از شگفتیهای دورانه و نمونه مشابه نه در تاریخ ایران که فکر نمیکنم در تاریخ بشر هم داشته باشه .گ و این حاصل نشده ، مگر اینکه شما مردم لباس پرسشگری تنتون کردین و شدین شهروند مدرن پرسشگر . حالا دیگه نگمتون که این اکت شما چه نتایج عظیمی به بار آورده ، که زبان از گفتنش قاصره . که اگه بخام فقط به یک نمونه اشاره کنم ، اینکه شما مردم تنها طی ۲ سال گذشته بارها شاه رو از دهان گرگ کشیدین بیرون و نشونش دادین که این فضایی که برای ایشون میسازن ، یک فضای هایپر رئالیتی دروغینه که با واقعیت زمین تا آسمون متفاوته . که اگر شما ملت سکوت کرده بودین و عین بز اخوش سر تکون میدادین ، هنوز دور شاه رو علینژاد و نازیلا گلستان و دریا صفایی و همین لشکر اراذل و اوباش گرفته بودند و شاه هم به تصور اینکه این جماعت سخنگویان واقعی جامعه ایران هستند ، تمام کارت پهلوی را برای این اراذل خرج میکرد . در یک کلام‌ شده پینگ‌پونگ . شاه بغل دست هرکسی که مینشینه ، به ما مردم سیگنال میده این بابا عیارش چیه ؟ شما مردم قبولش دارید ؟ بلافاصله طرف میره زیر ذره‌بین ملت و به سرعت معلوم میشه طرف آدم مردمه یا حکومت ، الباقیشم دیگه خودتون دیدین دیگه ، من چی بگم ؟ زوزه‌های علینژاد ، ی نمونه اخیرشه . خلاصه که شما ملت شدین هسته گزینش رهبران سیاسی ، نه رهبران زورچپونی . من به شخصه معتقدم شاه این حق مسلم رو داره که در کنار هرکسی بنشینه و با هرکسی که صلاح میدونه صحبت کنه ، ائتلاف کنه و حتی متحد بشه . به شرطی که طرف ، طرف درست باشه . نه اینکه ی صیغه‌رو دوزاری مثل علینژادی که تازه میگن و شایعه است که این زنیکه ، گعضو باند #فائزه_هاشمی|ه . پس این بازی ما ملت با این مهره‌هایی که هوش کافی دارند ، نه عقل سلیم دارند و نه مهارت کافی برای کارشون ادامه خواهد یافت تا زمانی که مهره‌های اصلی بیان جلوی صحنه . تا علینژاد و اسمالیون و .... جلوی صحنه هستند کار ما هم چیزی نخواهد بود مگر تخریب این مهره‌هایی که حتی صلاح کار خودشونم نمیدونند . حالا شاید ی روزی گفتند که فلان و بهمان چهره سیاسی کشور از داخل کشور میخان با شاه مذاکره کنند ، متحد بشن ، ائتلاف تشکیل بدن ، اونوقته که دیگه باید همه چیز رو سپرد به کف #وکیل_ملت و اونجاست که ایشون خودشون میدونند که چه چیزی به صلاح ایران و مردمش هست و البته که به همون ترتیب هم عمل خواهند کرد ، دراون زمان دیگه هر نقد و توهین و توصیفی ، هیچ معنایی نداره مگر بستن دست شاه و جلوگیری از تشکیل یک جریان و روند سیاسی . و‌ما تا امروز برای چی جنگیدیم ؟ برای این جنگیدیم که تمام سناریوهای حذف وکیل ملت رو بسوزونیم که تا این لحظه ، خوب یا بد ، به وظیفه ملیمون عمل کردیم و‌تا امروز شاه رو در سپهر سیاسی کشور حفظش کردیم و و‌ مانع از حذفش شدیم ، حتی با وجود توطئه فتنهٔ جورج تاون . حالا به این فیلم‌ 👇 توجه کنید : در اینجا فائزه شرح‌کشافی در مورد اقازاده‌های پس از انقلاب و تنها آقازاده پیش از انقلاب میده که از قضای روزگار جز خوبی شاه ما نمیگه . و حالا این سئوال مهم پیش میاد که پس چرا طیفی که شبانه‌روز معروفن به توله‌های بابااکبر که لشکر عظمی است از روزنامه‌نگاران آموخته شده توسط بهنود و شمس‌الواعظین و... که نمودشون در علینژاد متجلی میشه ، اینگونه با حقد و حسادت و کینه برعلیه شاه و خاندان پهلوی میتازند ؟ و این سئوالی است که اگر ما مردم ایران یکبار باید به پاسخش فکر کنیم ، فائزه و تمام حضرات اصلاحطلبان باید دوبار به پاسخش فکر کنند . چرا که حداقلش اینه که شاه ما در حال حاضر شده متر و معیار مشروعیت سیاسیون نزد مردم ایران و اتفاقاً دور نیست روزی که اصولگراها آسون‌تر از شما راضی به گرفتن این مشروعیت از ایشون بشوند

Persian Banksy🤨🧐

10,418 Aufrufe • vor 2 Jahren

یه چیزی می‌خوام بگم. احتمالاً روشنفکرها می‌خندند و بقیه فحش می‌دن؛ ولی می‌گم. من فکر می‌کنم ما اگر یه روزی قراره هرگونه «گذار» به دموکراسی داشته باشیم، اگه یه روزی قراره به آشتی ملی فکر کنیم، اگر یه روز قراره یک ائتلاف، هم‌گرایی‌، هم‌افزایی، شکل بگیره، به کسی مثل داریوش اقبالی نیاز داریم. نه لزوماً به‌عنوان یک چهره سیاسی. اتفاقاً شاید مهم‌ترین ویژگی‌ش اینه که هیچ‌وقت یک چهره سیاسی به معنای متعارفش نبوده و در عین حالز هیچ‌وقت فقط خواننده هم نبوده؛ و احساس تعهد اجتماعی خودش به مردم ایران رو ثابت کرده. کسی که در هر دو حکومت، صدای مستقل خودش رو داشته و بابتش در هر دو حکومت هزینه داده. در عین این‌که موضع سیاسی خودش رو داشته و داره، تا جایی که من دیده‌ام، کمتر وارد بازی نفی دیگران شده. با اندکی ضریب خطا، زیر پرچم هیچ دسته و گروهی نرفته. در ترانه‌هاش ظلم، تمامیت‌خواهی و تحجر رو هدف قرار داده، از هر جنس و لباس. و به نظرم این دقیقاً همون چیزی‌یه که برای آشتی ملی بهش نیاز داریم. آشتی ملی فقط کنار هم نشستن چند گروه و چهره سیاسی نیست. به آدم‌هایی نیاز داره که اعتبارشون رو بیرون از قبیله‌های سیاسی ساخته‌اند؛ آدم‌هایی که هنوز می‌تونن با چند ایرانِ متفاوت حرف بزنن، بدون این‌که برای شنیده شدن، اول از مخاطب بخوان هویت و گذشته خودش رو انکار کنه. بدون طلبِ اعلامِ وفاداری. داریوش، غایبِ همیشه‌حاضرِ فضای سیاسی و اجتماعی ایرانه. کمتر کسی رو سراغ دارم که به اندازه داریوش تلنگر زده باشه که ما اگر به دنبال تغییریم، باید از خودمون شروع کنیم. در کارهاش، دیکتاتور درونمون رو هنرمندانه و صریح به رومون آورده. نقدش ارزشمنده؛ چون خودش، نقد رو از نقد خودش شروع کرده. در مورد گذشته‌اش شفاف، و شاید سخت‌گیرترین منتقدِ خودش بوده. دیگران رو نقد کرده، اما شهامت پذیرش اشتباهات خودش رو هم داشته. و مهم‌تر از همه، رنج شخصی خودش رو فقط روایت نکرده؛ سعی کرده اون رنج رو با محبوبیت عمومی‌ش پیوند بده و از توش به دنبال کاهش درد بقیه باشه. . اینجاست که ماجرای اعتیادش برای من فقط یک داستان شخصی یا قصه «سقوط و بازگشت» نیست. سال‌ها پیش، معاون وزیر بهداشت می‌گفت ابعاد و عمق کمکی که داریوش به ترک و مبارزه با اعتیاد کرده، خیلی از نهادهای مسئول جمهوری اسلامی نکرده‌اند. محبوبیت داریوش، البته، محصول چیزی که خودش بهش «تولد دوباره» می‌گه، نیست. در روزهای اوج اعتیادش هم، در طبقات مختلف اجتماعی، نه فقط محبوب که برای خیلی‌ها اسطوره بود. مبارزه‌اش با اعتیاد احترامش رو بیشتر کرد و بهش کاریزمای تازه‌ای داد، اما مهم‌تر از اون، چیزی رو که سال‌ها در ترانه‌هاش گفته بود، در زندگی خودش به محک گذاشت: این‌که تغییر، قبل از هر جا، باید از خود آدم شروع بشه. داریوش در این سال‌ها، بی‌ادعا و در حد بضاعت خودش، نهادسازی کرد. شبکه‌سازی کرد. باورش به کار جمعی رو در عمل ثابت کرد. اشتباهاتش رو به رسمیت شناخت، روی باورهاش ایستاد و در همه سال‌هایی که در اوج بوده، کماکان رشد کرده. این ترانه جدید هم برای من مثال و نشونه روشنی از جایگاه داریوشه و پنجره‌ای که از اون، به ایران نگاه می‌کنه. و شاید یکی از رازهای موندن، و اسطوره شدن، همین باشه: قدرت انتخاب همراهان درست در هر پیچ مسیر. همراه داریوش در این ترانه، فرزاد فتاحی عزیزه. ولی ورای این ترانه، چیزی که برای من مهم‌تره همون حرف اوله. اگر یه روز واقعاً قرار باشه از حذف همدیگه عبور کنیم، اگر قرار باشه آدم‌هایی با گذشته‌ها، باورها و روایت‌های متفاوت دوباره بتونن کنار هم بایستن، فقط به سیاستمدار احتیاج نداریم. به سرمایه اجتماعی آدم‌هایی هم احتیاج داریم که سال‌هاست، بی‌اون‌که از ما بخوان شبیه‌شون فکر کنیم، دارن یادمون می‌ندازن که تغییر از خودمون شروع می‌شه. برای من، داریوش یکی از اون آدم‌هاست.

Panah Farhadbahman 🎒

23,484 Aufrufe • vor 1 Monat

بخش هایی از مصاحبه ی صدیقه وسمقی: ‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️ مجری: الان آقای پهلوی به عنوان چهره آلترناتیو در خارج از ایران مطرح شده و در داخل ایران هم پایگاه اجتماعی داره؛ حالا کم یا زیاد اندازه‌اش، درصدش رو نمی‌دونیم، ولی به هر حال صحبت‌های خود ایشونم اینه که منو در خیابان‌های ایران صدا کردن و خب به هر حال شعارهایی هم بود که در حمایت از ایشون بود. این چقدر این هم‌بستگی می‌تونه در بین داخل و آقای پهلوی اصلاً اتفاق بیفته؟ وسمقی: ببینید مشکلی که وجود داره این هست که جریان طرفدار آقای پهلوی، جریان پادشاهی‌خواهه‌. ببینید نظام پادشاهی، ما ازش سال ۵۷ عبور کردیم. نهاد پادشاهی و نهاد روحانیت، دو نهاد سنتی هستند که همیشه در طول قرن‌ها و هزاره‌ها با همدیگه رقابت داشتن. دو تا قدرت بودن که همیشه با همدیگه رقابت کردن، گاهی با هم سازش کردن، قدرتو تقسیم کردن، گاهی یکی قدرتو به دست آورده. خب ما به نظرم دیگه الان بعد از جمهوری اسلامی باید از این دو نهاد سنتی که هر دو هم در واقع نهادهای استبدادی هستن، باید بتونیم عبور بکنیم.ما سال ۵۷ از نهاد سلطنت عبور کردیم، گذاشتیمش کنار؛ هرچند از استبداد عبور نکردیم. خب نهاد روحانیت که در کمین بود و رقیب نهاد پادشاهی بود، قدرتو به دست گرفت و مردم ایران در اون زمان هنوز اون توانمندی رو برای اینکه نهاد روحانیت رو هم مثل نهاد سلطنت کنار بذارن و پس بزنن، نداشتن. این توانمندی به تدریج به وجود اومده و الان مردم می‌خوان که این نهاد سنتی استبدادی رو هم کنار بذارن. حالا طرفداران آقای پهلوی پادشاهی‌خواهند. نهاد پادشاهی یک نهاد سنتیست؛ هیچ‌وقت انتخابی نبوده، هیچ‌وقت دموکراتیک نبوده. یک نهادیست که خب می‌دونین، شما در تاریخ نگاه کنین در ایران و همه نقاط جهان، پادشاهان با زور اومدن. هر سلسله‌ای اومده، سلسله دیگری رو با زور کنار گذاشته و خودش نشسته و هیچ‌وقت مردم دخالتی نداشتن که مثلاً بیان و پادشاهان رو انتخاب بکنن. من تعجب می‌کنم که بعد از این تجربه‌های فراوان و رنج‌های فراوان، خون‌های زیادی که ما دادیم، ما می‌خوایم دوباره به جای پیدا کردن یک راه سوم و بنیان گذاشتن یک نهاد سوم، باز بیاییم برگردیم به نهاد پادشاهی که یک نهاد به هر حال کهنه و قدیمیست و ذاتشم استبداد داره. چرا؟ چون متمرکز بر فرده. ما مردم در دوره‌ای الان داریم زندگی می‌کنیم که خواهان حقوق بشریم، خواهان به رسمیت شناختن حقوق فردی هستیم، برای خودمون حق انتخاب قائلیم. چرا باید با اعطای یک قدرت مادام‌العمر به یک فرد، به یک خانواده و به یک خاندان، حق انتخاب رو برای همیشه از خودمون و از آیندگانمون سلب بکنیم؟ اگه نسل بعدی اومدن و گفتن که چرا شما این کارو کردید؟ ما نمی‌خوایم مثلاً این حکومت رو، حکومت فردی رو، چه بهش خواهیم گفت؟ اگر که سال ۵۷ مردم نهاد سلطنت رو کنار گذاشتن و از اون چاه افتادن تو چاه بعدی یعنی باز هم نهاد روحانیت، و حالا می‌خوان اونو کنار بذارن، آیا ما نباید از این تجربه‌ها درس بگیریم؟ به نظر من مردم به خاطر اینکه به استیصال رسیدن، مردم به خاطر عملکرد بسیار ناگوار و ناهنجار جمهوری اسلامی، دنبال یک مفری می‌گردن، دنبال یک راه نجات می‌گردن و خب سرمایه‌گذاری زیادی شده روی آقای پهلوی از لحاظ تبلیغاتی و غیره که ایشون به یک آلترناتیو و بدیل تبدیل بشه. حالا خیلی‌ها هم تصورشون اینه که میشه به این ترتیب از جمهوری اسلامی گذر کرد. اما کسانی که نظام پادشاهی رو نظام مناسبی برای آینده ایران نمی‌دونن، نمی‌تونن کنار این جریان بایستن. کسانی که خواهان استقلال ایرانن و نمی‌خوان که یک حکومت به وسیله قدرت‌های خارجی بر مردم ایران تحمیل بشه، نمی‌تونن کنار این جریان بایستن. این جریان متأسفانه این مشکلات رو داره. من می‌دونم ممکنه از این حرفای من هم این افراد ناراحت بشن، اما ما به فکر ایران و نجات ایران هستیم. به نظر من ما همهمون سرمایه‌هامون رو باید صرف ایران بکنیم نه اشخاص. خب اگر اشخاصی به آقای پهلوی علاقه دارن، در آینده وقتی که نظامی برای ایران، به قد و قواره ایران برای دموکراسی و آزادی در ایران به وسیله اندیشمندان و نخبگان این کشور ترسیم شد، تعیین شد، هر کسی بیاد انتخاب بشه توسط مردم برای یک مدت موقتی اداره کشور رو به دست بگیره، ولو آقای پهلوی باشه، دیگران باشن، به انتخاب ملت. خب این اشکالی نداره. ولی اینکه به خاطر علاقه به یک شخص یا به یک خانواده ما بیاییم یک نظام سیاسی برای ایران تعریف بکنیم که ممکنه آیندگان باز هم مخالفت بکنن و ایراد بگیرن و اونا به دردسر بیفتن، من این رو مناسب نمی‌دونم. من همیشه این جمله رو میگم که ما باید ساختار سیاسی آینده ایران رو به قد و قواره این کشور ببریم و بدوزیم، نه به قد و قواره یک شخص و فرد. ۱/۲

آرش یوسفی -ARASH

32,920 Aufrufe • vor 6 Monaten

احتمالا این جملات رو از امثال این پفیوز شنیده باشید: «اگه رضاشاه نبود، ایران الان افغانستان بود!» «اگه رضاشاه نبود، مردم هنوز با الاغ رفت‌وآمد می‌کردن!» این روایت، برای بخشی از جامعه که تاریخ رو با چندتا استوری و پست اینستاگرامی، چند مستند و کلیپ از شبکه‌هایی مثل «من‌وتو» و «ایران اینترنشنال» شناخته، طبیعتاً جذاب و باورپذیره. اما مسئله اینجاست که این نگاه، قبل از اینکه تعریف و تمجید از رضاشاه باشه، یه جور توهین به خود ایرانه. چرا؟ چون یه واقعیت خیلی ساده رو نادیده می‌گیره. امروز حتی توی فقیرترین و عقب‌مانده‌ترین کشورهای دنیا هم جاده و آسفالت و راه‌آهن و ابزارهای مدرن زندگی وجود داره. دیگه کسی رو نمی‌بینید که برای رفت‌وآمد روزمره سوار الاغ بشه! بخش بزرگی از فناوری‌ها و مظاهر مدرنیزاسیون، نتیجه تحولات صنعتی جهان در قرن بیستم بود؛ بخشی هم از مسیر گسترش فناوری و صادرات کالاهای صنعتی کشورهای توسعه‌یافته به کشورهای جهان سوم وارد شد. اینکه این امکانات در دوره رضاشاه در ایران توسعه پیدا کرد، یه واقعیت تاریخی و قابل بررسیه. اما اینکه همه این تغییرات رو تبدیل کنیم به «دستاورد تمدنی رضاشاه»، دیگه یه چیز دیگه‌ست؛ یه شعبده‌ست که بعضی‌ها خیلی راحت از آستینشون درمیارن! اصلاً یه مثال جالب‌تر: وقتی امان‌الله خان در افغانستان در سال ۱۲۹۸ شمسی به قدرت رسید و پروژه مدرنیزاسیون رو شروع کرد، ایران از نظر زیرساخت‌های علمی و تلاش‌هایی که برای نوسازی انجام شده بود، به‌مراتب از افغانستان جلوتر بود. پس جامعه‌ای که رضاشاه تحویل گرفت، اصلاً و ابداً شبیه افغانستان اون دوره نبود. جالب‌تر اینکه با وجود عقب‌ماندگی شدیدتر افغانستان نسبت به ایران در دوره قاجار، بعضی از برنامه‌های نوسازی در افغانستانِ عصر رضاشاه حتی در بعضی حوزه‌ها سریع‌تر از ایران پیش رفت. مثلاً دانشکده پزشکی کابل در سال ۱۳۱۱ افتتاح شد؛ در حالی که دانشکده پزشکی دانشگاه تهران دو سال بعد، یعنی در ۱۳۱۳ تأسیس شد. یا مدارس نوین دخترانه در کابل از سال ۱۳۰۰ شروع به فعالیت کردند. اما یه نکته مهم دیگه هم هست که معمولاً توی این روایت‌ها فراموش می‌شه: رضاشاه در خلأ تاریخی به قدرت نرسید. حداقل نیم قرن قبل از روی کار اومدن او، ایرانی‌ها برای حاکمیت قانون، اصلاحات و توسعه کشور تلاش کرده بودن. رضاشاه حدود نیم قرن بعد از قتل امیرکبیر به قدرت رسید؛ یعنی نیم قرن تلاش و کشمکش گذشته بود تا ایران بتونه مسیر نوسازی‌ای رو که با امیرکبیر شروع شده بود، دوباره زنده کنه. از طرف دیگه، رضاشاه روی میراث عظیم مشروطه هم سوار شد. بنابراین اگر در دوره او اصلاحات و نوسازی‌هایی اتفاق افتاد، نمی‌شه همه‌ش رو به اراده، نبوغ یا شخصیت یک نفر نسبت داد. این تحولات، حاصل سال‌ها مبارزه و تلاش جامعه ایران، میراث اصلاح‌طلبان و مشروطه‌خواهان، و البته شرایط زمانه و موج مدرنیزاسیون جهانی هم بود. تاریخ رو اگر قراره درست بفهمیم، نباید تبدیلش کنیم به داستان «یک قهرمان آمد و ایران را از هیچ ساخت». ایران قبل از رضاشاه هم جامعه، تاریخ، اندیشه، دانش و تلاش برای اصلاح داشت.

راوی

37,390 Aufrufe • vor 2 Tagen

اگه تو یه حادثه دست شما قطع بشه و چند هفته دور از بدنتون بمونه و سیاه و فاسد بشه و کرم بزنه و بوی تعفنش بهتون حالت تهوع بده، بعد کسی بخواد اون رو بهتون پیوند بزنه پاسختون چیه؟ -مطمئنا رد میکنید. حالا اگه به یادتون بیاره این همون دستیه که ا‌ولین بار باهاش دست عشقتون رو گرفتید و باهاش رقصیدید و برف بازی کردید و کلی باهاش خاطره دارید و اصرار کنه که باید دوباره به بدنتون پیوند زده بشه، پاسختون چیه؟ -احتمالا این‌بار نه تنها رد میکنید، بلکه فکر میکنید طرف مقابلتون دیوونه‌ست و بهش فحش هم میدید. چون میدونید اون دست فاسد دیگه زنده نیست و ارزشی نداره و اگه به بدنتون پیوند بخوره، عفونت به سرعت کل بدن رو میگیره و شما هم می‌میرید. سرزمینهایی مثل افغانستان و بخشهایی از پاکستان که قبلا از ایران جدا شدند دقیقا مثل همون دستهای قطع شده فاسد هستند که سالهاست اسلامزده(کرم‌زده) شدند و روح ایرانی تو اونها مرده و خون دولت شاهنشاهی پهلوی تو پیکر اونها جریان نداشته و به اندازه ۱۴ قرن از ما دور شدند و تفاوت فرهنگی و هویتی پیدا کردند. ایده پیوند سرزمینی یا حتی فرهنگی اونها به ما، نه تنها ما رو قوی‌تر نمیکنه، بلکه مثل پیوند همون دست فاسد و کرم‌زده، عفونتش در سراسر پیکر مام میهن پخش میشه و تمام داشته‌های ما رو نابود میکنه. در واقع با ایده احمقانه ایرانشهر، افغانستان ایران نمیشه، این تمام ایرانه که دقیقا تبدیل به افغانستان و پاکستان میشه. تو دام این ایده‌های شرورانه و تخیلی پان‌ایرانیستی که مستقیم از سپاه پاسداران خط میگیره نیفتید. ما ۴۷سال تمام جوانی و ثروتمون به پای ایده شرورانه هلال شیعی، هدر نرفت که حالا نیم‌قرن دیگه پول نفتمون رو خرج ایجاد گروههای تجزیه‌طلب افغانی و پاکستانی کنیم برای اینکه کشورمون رو به اون خاک فاسد زامبی‌خیز آلوده کنیم. آلودن پادشاهیخواهی به این ایده‌های توسعه‌طلبانه فقط از الان برای ما هزینه میتراشه و ‌تمام دولتهای همسایه رو تبدیل به دشمن شماره یک ما میکنه. سرزمینهایی که از ایران جدا و تبدیل به دولتهای مستقل شدند دیگه برای همیشه تموم شدند و از دست رفتند و ما باید به تمامیت ارضیشون کاملا احترام بذاریم. دوران کشورگشایی هم با پایان قرن بیستم تموم شد. ما الان باید تمام توانمون رو بذاریم رو پس گرفتن همین ایران فعلی و عظمت دادن به اون و تثبیت حاکمیت دولت شاهنشاهی پهلوی بر تمام قلمرو ایران و تلاش برای پس گرفتن حقوق غارت شده‌مون در دریای کاسپین و خلیج‌پارس که توسط رژیم ایرانفروش به دشمنان ما رشوه داده شده. خبر خوب اینکه همین ایران فعلی به اندازه کافی بزرگ و ثروتمند هست که باهاش به اون عظمت و تمدن بزرگی که میخوایم برسیم. امارات و قطر بیابانهایی بودند با شن‌های روان و آب و هوایی داغ و خشک و مردمی مارمولک‌خور و بی‌هنر، ولی بخاطر ثروت نفت و مدیریت درست و مسدود کردن راه شهروند شدن مهاجرین به این ثروت و رفاه امروزی رسیدند که حتی میتونن دولتهای بزرگ غربی رو با رشوه بخرن. ما که هم نفت و گاز رو از اونها بیشتر داریم، هم آب و خاک رو و هم متنوع‌ترین اقلیمهای آب و هوایی رو و هم اینکه اسلامگرا نیستیم و برعکس اونها هزاران ساله که اهل دانش و هنر و ادبیاتیم و فرهنگ و تاریخ غنی و هویت ما پشتوانه چندهزارساله داره. یعنی ما با یه پادشاهی پهلوی و تصویب قوانین محکم مهاجرتی و تابعیتی شبیه امارات و کویت برای غیرممکن کردن اعطای شهروندی به غیرایرانیها و بعد اخراج میلیونی تمام افغانیها و پاکستانیها، ظرف ۲۰سال میتونیم چنان ایران با عظمت و مرفه و مقتدری بسازیم که شهروندی اون حتی آرزوی محال اروپاییها باشه و خوشبختی و رفاه کودکان آینده رو تا ۷۰ نسل بعد تضمین کنیم و به همون رویای بزرگ شاهنشاه آریامهر برسیم که آرزو داشت کودکان ایرانی از لحظه تولد تا آخرین لحظه زندگیشون کوچکترین دغدغه رفاهی و مالی نداشته باشند. #جاویدشاه

Yaar - يار ‌‌قدیمی 🇮🇷🇮🇱

59,248 Aufrufe • vor 3 Tagen

▪️داریوش سنتی یا شاهین صنعتی منقل یا Molly شاهین نجفی، خواننده، 2024: "تجربه Molly یا MDMA من بالاترین خلافم علف بود...دیگه میمونه بعضی موقع‌ها و گهگاهی زدن...اینو ما زدیم...انگار این روح از بدن من داره خارج می‌شه، یک دفعه شدم یک آدم مهربون (خنده)... 400 500 نفری که اونجا بودن رو دوست داشتم بشینم تک‌تک اینها را ماچ کنم، بغلشون کنم، داداش، خواهر، فلان در من تقویت صدا خیلی بالا بود، موزیک رو جور دیگه می‌شنیدم این تجربه برای من تجربه عجیب و جالبی بود و یک دریچه جدیدی رو به روی من باز کرد... و بعد بازم یکی دو تا تجربه دیگه داشتم که دیدم واووو....اصلا بحث بسیار جدیه از دلش برای من موسیقی آفریده شد آیا به من کمک کرد برای فهم این موسیقی؟ بله، بسیار آیا از من انسان بهتری ساخت؟ من میگم بله، با جرأت می‌گم بله، خیلی چیزا یاد گرفتم برای من جهان جدیدی آغاز شد و این جهان جهانی نیست که من از دست بدمش یک برند جدید یک اتفاق جدید و چقدر ما موزیسین‌ها یا کسانی که از اساس درگیر هنر هستند، خوشحال باید باشند، خوش‌شانس باید باشند که چنین امکانی وجود داره " ▪️توضیح: بعد از نقد به سانسور و جعل صحبتهای مسعود جمالی توسط اکانت حافظه تاریخی عده‌ای به اکانت حمله کردند که هدف از آن توییتها دفاع از «داریوش مفنگی» 57 است. به بزرگواران یادآور می‌شویم که عملکرد این اکانت از ابتدا مشخص بوده است دفاع از حقیقت از هیچ گرایشی هم دفاع نمی‌شود که نقدها جهت‌دار نباشند لذا توییت‌ها هیچ حمایتی از داریوش نیست اما اگر شما به عنوان ملی‌گرا واقعا نگران مواد مخدر هستید پیشنهاد می‌کنم به موضوع شاهین نجفی که بارها تغییر جهت سیاسی داشته است و مخاطب بیشتر و جوانتری دارد، بپردازید شاهین در حالی که کنار پرچم شیروخورشید نشسته است و به شدت عرق می‌کند (عوارض مصرف MDMA/عینک‌آفتابی زدن برای کنترل نور حتی در مکانهای بسته، اعمال خشونت به شریک زندگی، پرخاشگری و ... که در مورد ایشان دیده شده است، از دیگر نشانه‌های این تجربه و دنیای جدید است!!!) به صورت غیر مستقیم تبلیغ اکستازی و ... می‌کند.* این کار شاهین توهین به پرچم شیروخورشید است! *توضیح: شاهین بارها در فیلم توضیح می‌دهد که هدفش تبلیغ مواد نیست و مواد مخدر بد است! و MDMA روان‌گردان قوی نیست و ...! اما همانطور که می‌بینید طوری از این تجربه، تراانسان و کمک به خلق هنر بعد از مصرف صحبت می‌کند که هر نوجوانی ترغیب می‌شود به جای آب، Molly بخورد که مثل شاهین مشهور شود!

شارح

15,096 Aufrufe • vor 17 Tagen

سخنرانی در همایش کوروش بزرگ در تورنتو جمعه ۲ آبان ۱۴۰۴/۲۵۸۴ ۲۴ نوامبر ۲۰۲۵ — نام کوروش بزرگ، هنوز برای ملت ایران در جهان آبرو می‌خرد. او یادآور شکوه ایران است؛ حتی در روزگاری که سایهٔ شوم رژیمی ضدایرانی، میهن‌مان را تاریک کرده است. اما کوروش، تنها یک یادگار و افتخار تاریخی نیست؛ او پیام‌آور مسئولیتی است که بر دوش ماست. و من امروز اینجا هستم تا این مسئولیت را یادآور شوم، و بر ضرورت و فوریت آن تاکید کنم: نجات و بازپس‌گیری ایران از چنگ کسانی که آن را به پادگان امت‌گرایی و جاهلیت خود بدل کرده‌اند، و از خاکی که بیش از ۲۵۰۰ سال پیش، مَهد داد بود، بیداد را به جهان پراکنده‌اند. جای شگفتی نیست اگر جمهوری اسلامی از نام کوروش می‌هراسد، چرا که کوروش، یادآور هر آن چیزی است که این رژیم نیست: ایرانیت، انسانیت، آزادی، و رواداری. اما بر خلاف رژیم اسلامی، ما ملت ایران وارثان راه کوروش هستیم؛ قدرت را نه برای سلطه، که برای سامان و داد می‌خواهیم. کوروش در بابِل، به سربازانش گفت: «آرام گام بردارید تا در دل مردم، هراس نیفکنید.» او نخستین فرمانروایی بود که اقتدار را با مدارا در-آمیخت؛ آزادی باور و رواداری مذهبی را پاس داشت و ترویج کرد؛ و به ما آموخت که سیاست می‌تواند و باید با راستی یکی شود؛ نه با فریب. به همین سبب، جهان نیز امروز از #کوروش_بزرگ به نیکی یاد می‌کند، و آنچه در منشور جاودانه‌اش آمده، پایهٔ نظم انسان‌گرا و آزادی‌محور جهان مدرن شده است. هم‌میهنان! ایرانی بودن، فقط شناسنامه و تبار و ملیت نیست؛ بلکه مسئولیت‌آفرین نیز است: مسئولیت در برابر امروز و فردای میهن. مسئولیت پاسداری از راستی. مسئولیت به‌دست‌آوردن و نگهداری از آزادی. مسئولیت پاسداشت کرامت و عزت هر شهروند ایرانی. و مسئولیت ایستادگی در نبرد با تاریکی. امروز، دولت ایران -در کلیت خود- در اشغال اسلام‌گرایان است، و زمان، علیه ماست. هر لحظه‌ تاخیر، بهایی سنگین دارد. پنجرهٔ نجات ایران محدود است؛ و اگر از دست برود، شاید دیگر هرگز گشوده نشود. اکنون، در یکی از سخت‌ترین و تاریک‌ترین فصل‌های تاریخ ایران، دیگر پرسش این نیست که چه باید کرد. پرسش این است: اگر نه اکنون، پس چه زمانی؟ اگر نه ما، پس چه کسی؟ و اگر امروز اقدام نکنیم، چه بر ایران خواهد رفت؟ اکنون، زمان گسترش گروه‌های کوچک مبارزه، و آماده شدن برای نبرد آخر است. ملت‌ها زمانی بزرگ می‌شوند که سرنوشت خود را با دستان خویش رقم بزنند، نه اینکه دیگران برایشان تصمیم بگیرند. ملت ایران نیز باید تصمیم‌ساز سرنوشت خویش باشد. سرزمین ما، شایسته شکوه و آزادی است. و این، بر عهده‌ی ماست که ایران را از این رژیم تبهکار و اهریمنی پس بگیریم. ما ملت بزرگی هستیم، و این را بارها نشان داده‌ایم: آنگاه که با فریاد #ایران_را_پس_می‌گیریم، خیزش ملی خود را آغاز کردیم. اما این مبارزه، که در دی‌۹۶، در #آبان۹۸، و در خیزش۱۴۰۱، با فداکاری فرزندان جاویدنام میهن، دستاوردهای ارزشمندی داشته، هنوز پایان نیافته است. پایان این مبارزه، روزی‌ست که ایران از چنگال جمهوری اسلامی رها شود و حاکمیت ملی به مردم بازگردد. و آن روز که ملت ما آزاد شود، جهانیان، ایرانِ دیگری را خواهند دید: ایرانی که منابعش نه برای صدور نفرت و ترور، بلکه برای پیمان‌های صلح و همکاری به کار می‌رود. ایرانی که «پیمان ابراهیم» را به #پیمان_کوروش ارتقا می‌دهد، و خاورمیانه را با رواداری و خِرَد، آشتی می‌دهد؛ چنانکه کوروش بزرگ چنین کرده بود. و آنگاه پژواک این سخن کوروش، دوباره در سپهر تاریخ، طنین‌انداز خواهد شد: «کوروش، پادشاهِ جهان، پادشاهِ اَنشان، پسرِ کمبوجیه. خدایان بزرگ، همهٔ زمین‌ها را به دست من سپردند، و من، این سرزمین را در آرامش و صلح قرار دادم.» هرودوت، تاریخ‌نگار یونانی، می‌نویسد که ایرانیان، به سبب مِهر و دادِ کوروش، او را «پدر» می‌خواندند. و در آبان ۱۳۹۵، فرزندان کوروش، از جای‌جای ایران در پاسارگاد گِرد هم آمدند و فریاد زدند: «ایران وطن ماست، کوروش پدر ماست!» اما ما، فرزندان شایستهٔ او نخواهیم بود، اگر مسئولیت خود را ناچیز بشماریم. کوروش ما را می‌خواند: برخیزید! ایران را از اهریمن اشغالگر پس بگیرید! نام ایران را بار دیگر با صلح و آزادی پیوند بزنید! و شکوه و عظمت را به میهن بازگردانید! پیش از آن‌که دیر شود؛ پیش از آن‌که ایران از دست برود. پاینده ایران

Reza Pahlavi

496,228 Aufrufe • vor 10 Monaten

ماجرای تهدید من به مرگ رادین: «آلبرت، اگه تو یه کوچه‌ی خلوت بن‌بست، پهلوت گرم شد، بدون کارِ من بوده.» سیاوش ناس: «تو بلژیک چند هزار تا ایرانی داریم؟ از این چند هزار تا چند درصدشون مرد هستن؟ از این مردها چند درصدشون تو رِنج سنی آلبرت هستن؟ چند تا از این‌ها که تو رنج آلبرت هستن، صداشون شبیه آلبرته؟ بلژیک خیلی کوچیکه؛ یعنی پیدا کردنت اصلاً هیچ کاری نداره. شما فکر می‌کنین پادشاهی‌خواه‌ها همه آدم‌های شیکی‌ان؟ خشونت‌پرهیزن؟ درسته، ولی بینشون آدم‌های کثافتی مثل من هم هست. این‌که هنوز نیومدن سراغت، به خاطر اینه که از تو گنده‌ترهاش هستن و اونا که تموم شدن، نوبت به تو می‌رسه.» قضیه از اینجا شروع شد که سیاوش ناس توییتی گذاشته بود: «بزنید تو دهن هر کسی که گفت شاهزاده و نگفت رضاشاه دوم»، که من کوت کردم و نوشتم این با منش شاهزاده رضا پهلوی مغایرت داره. ایشون در مصاحبه‌ای گفته بودن: «اگر شما به دموکراسی اعتقاد دارید، آیا می‌تونید بگید کسی حق ندارد من رو به یک عنوان خاص خطاب بکنه؟» در کتاب زمان انتخاب هم شاهزاده رضا پهلوی گفتند که اگر قراره نقشی نهادی ایفا کنند، مردم از خلال یک رفراندوم در این مورد تصمیم خواهند گرفت و تا پیش از رفراندوم، خواهان نقشی فراجناحی و عامل اتحاد هستند که هیچ ترجیحی برای پادشاهی یا جمهوری، چپ یا راست قائل نیست. ماجرا ادامه داشت و سیاوش توییت گذاشت که «من از مراد ویسی می‌خوام نامزد بشن برای نخست‌وزیری و من به نخست‌وزیری ایشون رأی می‌دم»، و من منشن گذاشتم که در پادشاهی، نخست‌وزیر با رأی مستقیم مردم انتخاب نمی‌شه، بلکه مجلس نخست‌وزیر رو تعیین می‌کنه. بعدها با وینر، که از دوستانشون هست، بحثی داشتم که ادعا می‌کرد مغلطه توهینه. توضیح دادم مغلطه، الگوی خطای استدلاله و نه فحش و ناسزا، و بسیار از احساس ضعف در بحث آشفته و عصبی شد و هوار می‌کشید. از اینجا بود که دیگه به غرور این افراد برخورد و شروع کردن به تهدید به مرگ و تهمت و داستان‌سرایی که آلبرت مجاهده، تجزیه‌طلبه، اصلاح‌طلبه، سپاهیه، به جاویدنام‌ها توهین کرده، به خاندان پهلوی توهین کرده و … حتی به بسیاری از کسانی که در اسپیس‌های من میان پیام دادن که اونجا نرید چون آلبرت مزدوره. چنین رفتارهایی حقیقتاً بسیار شک‌برانگیزه. چطور می‌شه پادشاهی‌خواه باشیم و هیچ نزدیکی‌ای به منش شاهزاده رضا پهلوی نداشته باشیم؟ چطور می‌شه دغدغه این رو نداشته باشیم که رفتارمون به حساب جریان پادشاهی‌خواه نوشته می‌شه؟ یعنی واقعاً صرف این که یکی به یه پادشاهی‌خواه بگه مزدور، همین کافیه که در برابر تهدید به پیدا کردن هویت و تهدید به قتل، سکوت پیشه کنیم؟ خلاصه قماش عجیبی هستن. بسیار عجیب. بیش از این‌که مفید باشن برای جریان ملی‌گرا، مخرب هستن. دیگه قضاوت با شما. #جاویدشاه Siavash Nas 🇮🇷 Pirooz "Let there be Light !" Lion&Sun winner

آلبرت انیشتین

25,546 Aufrufe • vor 4 Monaten

متن کامل سخنان در همایش همکاری ملی برای نجات ایران مونیخ، ۲۶ ژوئیه ۲۰۲۵ (۴ مرداد ۱۴۰۴/۲۵۸۴) خانم‌ها، آقایان،‌ درود بر شما و‌ همه کسانی که در چهارگوشه جهان به‌ویژه در ایران این‌ همایش ملی را دنبال می‌کنید. از همه هم‌میهنانی که این آخر هفته از سراسر اروپا، و حتی از استرالیا تا آمریکای شمالی، به مونیخ آمدند و در خیابان‌های این شهر، عشق به ایران را فریاد زدند، سپاسگزارم. به بسیاری از شما که تازه به این کارزار همکاری ملی پیوسته‌اید، خوشامد می‌گویم. آنچه همه ما را اینجا گرد هم آورده، مهر به میهن، و اهمیتی‌ است که به سرنوشت ایران می‌دهیم. ما امروز اینجا هستیم، تا نشان دهیم ملت یگانه و در عین حال رنگارنگ‌مان، از ادیان و باورها، اقوام و طوایف، اقشار و گروه‌ها، و احزاب و گرایش‌های مختلف سیاسی، جمهوری‌خواه و پادشاهی‌خواه، چپ و راست، در یک هدفِ مشترک، متحدیم: پایان دادن به جمهوری اسلامی و آغاز طلوعی نو از آزادی و دموکراسی و شکوفایی برای میهن‌مان ایران. حضور شما در این گردهمایی، نشان‌دهنده شکل‌گیری گسترده‌ترین و متنوع‌ترین ائتلاف نیروهای اپوزیسیون ایران است. این گستردگی و تنوع در عین اتحاد، با تعهد و باورمندی به تمامیت ارضی ایران، حقوق فردی و‌ برابری شهروندان، جدایی دین از حکومت، و حق ملت بزرگ ایران ‌برای انتخاب شکل دموکراسی آینده، تصویری زیبا از ایران آزاد و آباد فردا است. اما شوربختانه تصویر ایران کنونی، بسیار متفاوت از آن فردای آزاد و آباد است. امروز، کیان ایران به واسطه تداوم جمهوری اسلامی، بیش از همیشه در خطر است. این رژیم، آب و خاک و هوا و آسمان و جان و مال ملت ایران را به پرتگاه نابودی کشانده است. رودهای ایران، خشک، خاک ایران در حال فرسایش، زمین ایران در حال فرونشست، هوای ایران آلوده،‌ آسمان ایران در اختیار نیروی خارجی،‌ اقتصاد ایران در حال سقوط آزاد،‌ خانه‌های ایرانیان بی‌ آب و برق، و جان‌شان بازیچه توهمات فرقه‌ای ضدایرانی و رهبر نابخردش است. جمهوری اسلامی پس از سالها به آشوب‌کشاندن منطقه با جنگ‌های نیابتی و سیاست شکست‌خورده‌ی «نه مذاکره، نه جنگ»، درنهایت، هم از موضع ضعف و تسلیم، وادار به مذاکره شد، و هم جنگ را به ایران تحمیل کرد. علی خامنه‌ای در حالی که زیر زمین پنهان شده بود، نه‌تنها کمترین تلاشی برای حفاظت از غیرنظامیان ایران نکرد، بلکه تمام دستگاه سرکوب و پروپاگاندای خود را نیز برای مرعوب کردن مردم به کار بست. او شکستی سخت و تحقیرآمیز را نیز بر نظامیان ایران تحمیل کرد؛ نظامیانی که اکثرشان بر خلاف میل و اراده، درگیر جنگی شدند که هرگز جنگ ایران و ملت ایران نبود؛ بلکه جنگ خامنه‌ای و سرکردگان سپاهِ سرکوبگر و تروریستیش بود؛ همان پاسدارانی که سالها رجز می‌خواندند اما آشکار شد که توان حفاظت از خود را نیز ندارند. آنها بعد از دهه‌ها دزدیدن از سفره مردم و گذاشتنِ آن در جیب‌های خود و تروریست‌های منطقه‌ای، آسمان کشور را کاملا در اختیار کشوری به مراتب کوچکتر و کم‌جمعیت‌تر از ایران قرار دادند. جمهوری اسلامی اداره کشور را جز در حوزه‌ی سرکوب، کاملا رها کرده است و مردم ایران در تابستان داغ، با ساعتها قطعی آب و برق و گاز مواجهند. تورم بیداد می‌کند، و چرخه کسب و کار مختل است. مسئول و مقصر این وضعیت شخص علی خامنه‌ای است. اوست که وطن‌ ما را گام‌به‌گام به این نقطه کشاند، و امروز چون همیشه از زیر بار مسئولیت فرار کرده و تقصیر را به گردن زیردستانش انداخته است. اختلافات و دودستگی‌ها در ساختار قدرت جمهوری اسلامی به بالاترین حد خود رسیده است. مقامات ارشد این رژیم بدون کمترین حمایت مردمی، به توطئه علیه یکدیگر مشغولند و در ارائه خود به عنوان آلترناتیو خامنه‌ای از طریق واسطه‌ها به قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی از هم سبقت می‌گیرند. هم‌میهنانم، ما ملت ایران جنگ‌طلب نیستیم و هرگز برای ایران‌ و منطقه‌مان جنگ نخواستیم. جنگ‌طلب علی خامنه‌ای و رژیم تحت امرش است. من سالها هشدار داده بودم که اگر جمهوری اسلامی باقی بماند، اگر مماشات با آن تداوم پیدا کند، و اگر جهان به باج‌گیری‌های آن تن دهد، این رژیم سرانجام ایران و منطقه را به جنگ و درگیری نظامی می‌کشاند. نگرانی‌های من متاسفانه به واقعیت پیوست. اکنون اما لحظه‌ای تاریخی فرا رسیده است. جمهوری اسلامی بیش از هر زمان دیگری در این ۴۶ سال، ضعیف و متزلزل شده است؛ و فرصتی بی‌نظیر برای مردم ایران فراهم شده تا این رژیم ضدایرانی را سرنگون کنند. وظیفه هر ایرانی میهن‌پرستی، تلاش صدچندان برای نجات مام میهن است. وظیفه ما این است که متحدتر، مصمم‌تر و منظم‌تر از همیشه باشیم. امروز جای اما و اگر نیست: زمان کنار ایستادن و وسط‌بازی کردن، چنانکه نه سیخ بسوزد و نه کباب، نیست. امروز صحنه روشن است: در یک سو جمهوری اسلامی و حامیان ریز و درشتش قرار دارند که چهارنعل ایران ما را به سوی وحشتناک‌ترین بخش‌های دوزخ می‌برند و در سوی دیگر دروازه‌ای‌ست به سوی نور، و آباد کردن دوباره پردیس ایران. ما،‌ یعنی اکثریت ملت بزرگ ایران، برای نجات مام میهن به میدان آمده‌ایم. سقوط این رژیم قطعی‌ست. ما آمده‌ایم که اجازه ندهیم این رژیم همراه خود، ایران و ملت بزرگ ما را نیز به ورطه نیستی بکشاند. رهایی ایران از جمهوری اسلامی و استقرار یک دولت ملی و دموکراتیک در ایران، صلح پایدار را نیز به منطقه ما می‌آورد. در این مرحله انقلاب ملی و در دوران گذار، هدف من این است که ایرانیان بتوانند در یک‌ بازه کوتاه‌مدت و از طریق انتخابات آزاد، زمام‌ امور را به دست دولت منتخب خود بسپارند. من چنانکه بارها گفته‌ام به دنبال پست و مقام سیاسی نیستم؛ بلکه می‌خواهم برای آنها که در پی خدمت به ملت و بازگرداندن شکوه از دست رفته ایران هستند، فضا و‌ ساختاری فراهم کنم تا بتوانند خود و‌ برنامه‌های‌شان را در یک فرایند دموکراتیک به رای ملت بگذارند. من ۴۵ سال است که نه برای منفعت شخصی و قدرت، که برای نجات ایران مبارزه کرده‌ام، و برای رسیدن به اهداف‌مان، برنامه دارم: هم برای باز پس گرفتن ایران از این رژیم ضحاکی، و هم برای دوباره ساختن آن سرزمینِ اهورایی. پنج ماه پیش در نشست نخست مونیخ، سازمان‌ها و احزاب ایرانگرا گرد هم آمدند و متعهد به همکاری در چارچوب اصولی دوازده‌گانه بر اساس یک برنامه پنج‌گانه شدند. من در پیام نوروزی خود نیز امسال را سال سازماندهی برای اقدام نهایی نامیدم. امروز در نشست دوم مونیخ که شرکت‌کنندگان نه فقط احزاب و گروه‌های سیاسی که ایرانیان از همه اقشار جامعه هستند، گزارشی از پیشرفت آن برنامه را به ملت ایران ارائه می‌دهم. پنج ستون استراتٰژی مورد توافق ما چنین بودند: - فشار حداکثری بر جمهوری اسلامی - حمایت حداکثری از ملت ایران - ریزش حداکثری از رژیم - بسیج و سازماندهی حداکثری مبارزان در داخل و خارج - ارائه برنامه‌ای برای شکوفایی ایران در فردای سقوط جمهوری اسلامی در حوزه فشار حداکثری، جمهوری اسلامی امروز در دشوارترین و منزوی‌ترین وضع خود قرار دارد. از یک‌سو، فشار خارجی بی‌سابقه‌ای بر آن وارد شده است و از سوی دیگر، ناتوانی از تامین نیازهای ابتدایی مردم، این رژیم را با فشارهای همه‌جانبه داخلی به‌ویژه در حوزه معیشت و اقتصاد روبرو کرده است. در حوزه حمایت حداکثری، امروز، آمادگی دولتها و احزاب و شخصیت‌ها برای حمایت از ملت ایران و مبارزه‌شان رو به افزایش است. در دیدارها و گفتگوهای عمومی و خصوصی با سیاستمداران، تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیران، کارآفرینان، و رسانه‌ها، نه تنها بر تداوم این فشارها بر رژیم و حمایت از ملت ایران تاکید کرده‌ام بلکه برای آن، راه‌حل‌های اجرایی را نیز پیشنهاد داده و عملی شدن آنها را پیگیری کرده‌ام و خواهم کرد. خوشحالم به شما بگویم که امروز گروه‌هایی که در چارچوب فراهم شده در نشست نخست مونیخ گرد هم آمدند، در دو حوزه اعمال فشار حداکثری بر رژیم و جلب حمایت حداکثری از مبارزه مردم ایران، در همراهی با یکدیگر بسیار بابرنامه‌تر، فعال‌تر و موثرتر از پیش عمل می‌کنند. در حوزه ریزش حداکثری پیشرفتهای بسیار خوبی انجام شده است و فعالیتها در دو حوزه ریزش عمومی که از طریق پلتفرم همکاری ملی انجام می‌پذیرد و ریزش مقامات عالیرتبه، با دقت، امنیت، و جدیت در حال انجام است. امروز به لطف این فعالیتهای هدفمند، ما به ساختار درونی حکومت اشراف بیشتری داریم. همچنین در درون این ساختار با نیروهایی در ارتباط هستیم که فرایند سقوط جمهوری اسلامی را تسریع می‌کنند. و البته هم‌زمان، پایگاه بزرگی از داده را در اختیار داریم که به صورت دائمی و با حفظ امنیت کامل، در حال پایش و پیرایش است. این پایگاه داده برای اداره فرایند گذار نقش مهمی بازی خواهد کرد. به دلیل موفق و موثر بودن کارزار همکاری ملی است، که رژیم به وحشت افتاده و در هراس از پیوستن روزافزون نیروهای نظامی، انتظامی، امنیتی و دولتی به آن، به دروغ‌پراکنی و تخریب روی آورده است. در حوزه سازماندهی حداکثری مبارزان، این همایش و برنامه‌های دیگری که تنها در یک هفته گذشته در شهرهای مختلف کشور آلمان، به‌ویژه در هامبورگ و مونیخ برگزار شده، خود نمونه‌ای از تلاشهای من و تیم اجرایی همراهم برای بسیج ایرانیان خارج کشور است. خوشحالم به شما اطلاع بدهم که در همین پنج ماه گذشته شمار گروه‌هایی که در چارچوب همگرایی مونیخ با یکدیگر همکاری می‌کنند، حدودا سه‌برابر شده است. این گروه‌ها در ماه‌هایی که گذشت تلاش‌های جدی را برای بسیج و سازماندهی نیروها در خارج و داخل انجام داده‌اند که در همایش امروز، تنها گزیده‌هایی از آن به اطلاع شما رسید؛ که البته در خصوص آنچه داخل کشور انجام می‌گیرد، کمتر می‌توان وارد جزئیات شد. اما به طور کلی باید گفت که انتظار ملت بزرگ ایران، تداوم و افزایش شتاب این فعالیت‌ها است. در حوزه تدوین برنامه و ارائه چشم‌انداز دوباره ساختن کشور، پروژه شکوفایی ایران در ماه‌های اخیر گام‌های بسیار بلندی برداشته است که به سمع و نظر شما رسیده است. توصیه من این است که پیشنهادهای خود برای بهبود این برنامه‌ها را با دست‌اندرکاران آن در میان بگذارید، تخصص خود را در اختیار این پروژه قرار دهید، و درباره راه حل‌های ارائه‌ شده با حلقه اطرافیان و آشنایان خود گفتگو کنید. از گروهها و احزاب سیاسی می‌خواهم که حول کلیت برنامه‌های دوران گذار گرد هم بیایند تا بتوانیم به جامعه ایران و جامعه بین‌الملل این اطمینان را بدهیم که ایران پس از جمهوری اسلامی، ایرانی باثبات، آزاد،‌ امن، ‌و شکوفا خواهد بود. جمهوری اسلامی امروز در سراشیبی سقوط است اما ما ایرانیان خودمان باید سرنوشت ایران را تعیین کنیم. به هر میزان که ما در این زمینه کم‌کاری کنیم، دیگرانی که لزوما منافع‌شان با منافع ملت بزرگ ایران یکی نیست، فرصت نقش‌آفرینی بیشتر خواهند داشت. در همین راستا، در هفته‌های آینده از وبسایت کمپینی رونمایی خواهیم کرد که هم‌چون شاهراهی برای جذب نیروها، ثبت ایده‌ها، گزارش رویدادها، ارائه برنامه‌ها، سازماندهی مبارزان، و گردآوری کمکهای مالی خواهد بود. من از همه شما دعوت می‌کنم که آماده فعالیت در این کمپین سراسری باشید. من هم‌چنان نقش خود را ایفا می‌کنم. از شما نیز انتظار دارم که نقش خود را ایفا کنید: اختلافات جزئی را کنار بگذارید. از هرگونه درگیری با یکدیگر بپرهیزید و تنها با دشمن مشترک مبارزه کنید. هواداران خود را بسیج کنید و در کنار من و در کنار یکدیگر، برای آرمانی والا بایستید: نجات ایران. در برنامه دولت انتقالی برای دوران اضطرار، برنامه گذار سیاسی، از پیش از سقوط جمهوری اسلامی تا تحویل گرفتن امور به دست نخستین دولت منتخب را به منظور بررسی متخصصان، سازمان‌های سیاسی و نهادهای مدنی ارائه کرده‌ایم. در این برنامه، برای فاز کنونی، یعنی پیش از سقوط جمهوری اسلامی، دو نهاد کلیدی تشکیل می‌شود: تیم موقت اجرایی، و در کنار آن نهاد خیزش ملی که به عنوان یک نهاد مشورتی استراتژیک عمل خواهد کرد. چنانکه در طرح پیشنهادی ما آمده است، تیم موقت اجرایی پس از پیروزی انقلاب، و تشکیل دولت گذار، منحل خواهد شد؛ و نهاد خیزش ملی به عملکرد خود نه تنها به عنوان یک نهاد مشورتی بلکه به عنوان نهاد قانون‌گذاری موقت تا زمان تشکیل نخستین مجلس منتخب عمل خواهد کرد. من از همه کارشناسان و به‌ویژه حقوقدانان می‌خواهم که این برنامه پیشنهادی را بررسی کنند و نظرات کارشناسی خود را با ما در میان بگذارند. خامنه‌ای و رژیم شکست‌خورده‌اش، حالا که بیش از همیشه، سقوط را در مقابل چشمان خود می‌بینند، تهدیدهای خود را علیه من افزایش داده‌اند. من اما از همان روزی که این مبارزه را آغاز کردم، با این تهدیدها زندگی کرده‌ام و هرگز هراسی به دل راه نداده‌ام. شما زنان و مردان هم‌وطنم در شهرها و روستاهای سراسر ایران، کارگران، دانشجویان، بازاریان، جوانان و نوجوانان، بدانید که تهدیدها در عزم و اراده من برای به سرانجام رساندن ماموریت بزرگ زندگیم، خللی ایجاد نخواهد کرد. علی خامنه‌ای بداند که رژیمش متزلزل است، بیشتر اطرافیانش از او متنفرند، جمع زیادی از پاسدارانش منتظر فرصتند تا از کشتی در حال غرق شدن جمهوری اسلامی بگریزند،‌ و اکثریت قاطع ملت از او و رژیمش بیزارند. انتهای این مسیری که می‌رود مواجه شدن با انفجار خشم انباشته‌شده ملت است و عاقبت خوبی برایش نخواهد داشت. ما میهن‌دوستانِ آزادیخواه، از تبار و جنس این فرقه تبهکار نیستیم که در پشت‌بام‌ها اعدام‌های صحرایی به راه اندازیم. به او می‌گوییم که از این مسیرِ منتهی به خون و آتش باز گردد. بیش از این، مرگ و رنج را بر ملت بزرگ ایران و حتی حامیان خود تحمیل نکند. تعهد ما به برگزاری یک دادگاه منصفانه منطبق با استانداردهای بین‌المللی، شامل خامنه‌ای نیز می‌شود؛ آنچه خود او از ایرانیان دریغ کرده‌ است. ملت بزرگ ایران، پیروزی ما از هر زمان نزدیک‌تر است. به نیروی خود باور داشته باشیم. ما ملت متحد، آگاه و دلیری هستیم که این رژیم هرگز نتوانسته بر فرهنگ و تاریخ و تمدن ما پیروز شود. جمهوری اسلامی به زباله‌دان تاریخ می‌رود؛ و ایران و ملت ما، آزاد و سربلند، از این دوره سخت به سلامت عبور خواهد کرد. ما ملت کبیریم، ایران رو پس می‌گیریم! پاینده ایران،

Reza Pahlavi

863,815 Aufrufe • vor 1 Jahr

برای ما هم پرسش بوجود آمده ؛ جمهوری اسلامی چگونه یک‌شبه تا این حد دموکراسی‌خواه شده ، که اجازه داده ۱۶۰ زندانی سیاسی، دادخواه و مبارز داخل کشور با یکدیگر در ارتباط باشند، اطلاعات و داده ها را ردوبدل کنند و در نهایت هم یک‌صدا از رهبر و تیم او حمایت کنند! زندان‌های جمهوری اسلامی واقعاً چه جای عجیبی است. گاهی در اختیار قرار گرفتن یک تلفن برای یک زندانی، هزاران پرسش ایجاد می‌کند؛ گویی زندانیان در غارهایی دورافتاده و کاملاً بی‌ارتباط با جهان بیرون نگهداری می‌شوند. اما گاهی، همان غارها ناگهان تبدیل می‌شوند به هتل‌های هفت‌ستاره؛ با دسترسی به ارتباطات، امکان تبادل اطلاعات، هماهنگی، کنفرانس و حتی «دسترسی به داده‌ها»! و عجیب‌تر اینکه همان اپوزیسیون پرسشگر، فضول، دروغگو و فریبکار، این بار خودش همین «داده‌ها» را با افتخار تبلیغ می‌کند. تینا خانم Tina Ghazimorad شما با اتهام‌زنی به #منوچهر_بختیاری به مدیریت ارتباطات همین اکانت نائل شدید؛ ما که آنوقت نمی دانستیم آن همه تخریب از کجا آب می خورد ما نمی دانستیم که در تیم و برای این سمت « زنبیل » گذاشته اید . که مبارک‌تان باشد. به خدا برازنده است. خانم مدیریت دفتر ارتباطات که مسئولیت انتشار این پست و تبلیغات را بر عهده دارید ، آیا حتی لحظه‌ای خجالت نکشیدید؟ وجدان‌تان ، « اگر داشته باشید » درد نگرفت ؟ وقتی پدر دادخواه #پویا_بختیاری را هدف آن همه اتهام قرار دادید؟ همان پدری که نزدیک به هفت سال از عمرش را در زندان، تبعید و انفرادی جمهوری اسلامی گذراند؛ همان پدری که فرزندش را برای ایران از دست داد؛ همان کسی که هزینه‌ای را پرداخت که امثال شما حتی تصورش را هم نمی‌توانید ، بکنید . حالا ذهن ما پر از پرسش است: این ۱۶۰ زندانی چگونه فهمیدند که علی کریمی نیز، مانند برادرم ، من و بسیاری دیگر، دست این جریان «خالی‌بند» را خوانده ؟ و حالا رهبر و تیم به کمک نیاز دارند؟ این اطلاعات از کجا به داخل زندان رسیده است؟ آیا جمهوری اسلامی هم همکاری کرده ؟ چطور ۱۶۰ زندانی و مبارز، آن هم در شرایط امنیتی جمهوری اسلامی، توانسته‌اند با یکدیگر ارتباط بگیرند، اطلاعات ردوبدل کنند و در نهایت یک بیانیه مشترک منتشر کنند؛ آن هم بی‌نام؟ آیا تلفن ، اینترنت ، کامپیوتر همه چیز در دسترس بوده ؟ بالاخره ۱۶۰ نفر سر یک متن به توافق رسیده اند ؟ منوچهر بختیاری یک نفر بود چند خط نقد کرد ، مصداقی دهن دریده می گفت از رو می خواند . یعنی در تمام این تبادل اطلاعات، حتی نام یک نفر هم لو نرفته است؟ و مهم‌تر از همه: این «داده‌ها» دقیقاً از کجا آمده‌اند؟ تا جایی که من یادم هست، شما علاقه ویژه‌ای به «داده‌ها» داشتید؛ تقریباً در هر جمله‌ای که می‌گفتید، پای چند «داده» در میان بود. آیا علاقه تان به داده ها کم شده ؟ حالا لطفا پاسخ دهید ، این حجم از داده ها ، اطلاعات، هماهنگی و ارتباط میان ۱۶۰ زندانی و مبارز چگونه شکل گرفته ؟ جمهوری اسلامی چقدر برای حمایت از شما عطوفت به خرج می‌دهد .

Saba.Bakhtyari

29,990 Aufrufe • vor 13 Tagen

مهم/ نماینده ترامپ: 'جمهوری اسلامی جواب نامه‌ی ترامپ رو داده، مذاکرات احتمالا آغاز خواهد شد'. «استیو ویتکاف»، نماینده ویژه ترامپ در خاورمیانه و رفیق قدیمی و مورد اعتماد رئیس‌جمهوری آمریکا، امشب در پادکست تاکر کارلسون درباره‌ی ایران صحبت‌هایی کرد که به نظر من در این دو ماه، کامل‌ترین جواب یکی از اعضاء دولت فعلی آمریکا درباره‌ی سیاست کاخ سفید در قبال رژیم بوده: ویتکاف صراحتاً گفت جمهوری اسلامی از طریق واسطه‌ها به نامه پاسخ داده و او نمی‌تونه درباره‌ی جزئیاتش حرف بزنه. ویتکاف گفت ترامپ خواهان حل 'همه‌ی مشکلات' بین ج.ا و آمریکاست اما در عین حال اشاره کرد مسأله‌ی اتمی یک بحث فنی‌ست و توافق جدید، راستی‌آزمایی‌های خودش رو لازم داره و 'پیچیده' است. ویتکاف گفت با توجه به رویکرد ترامپ که جنگ نمی‌خواد، و همچنین فرصتی که برای ج.ا پیش اومده تا مسأله‌ش با آمریکا رو حل کنه، او خیلی امیدواره که خودش به همراه اعضاء دیگر دولت در قالب یک تیم، و یا 'شخصی دیگه' از طرف ترامپ، با مقامات رژیم مذاکرات رو آغاز کنند. درباره‌ی محتوای نامه‌ی ترامپ به خامنه‌ای همون چیزهایی رو گفت که در رسانه‌ها اومده و تأکید کرد نامه از موضع ضعف نبوده بلکه از این موضع بوده که ترامپ بعنوان یک رئیس‌جمهوری قوی که 'از گزینه‌ی نظامی فقط برای توقف جنگ استفاده می‌کنه'، تلاشش اینه موضوع ج.ا رو با دیپلماسی حل کنه. همون بخش‌های ابتدایی حرفش خیلی گذرا به توان نظامی آمریکا در برابر رژیم هم اشاره کرد البته سربع گفت هدفش تهدید نیست، اما واقعیت اینه که آمریکا بسیار قدرتمندتره و اینکه جمهوری اسلامی نهایتا مذاکره رو انتخاب خواهد کرد کاملا منطقی و طبیعی هست! ویتکاف حتی درباره‌ی رفع تحریم‌ها، روابط اقتصادی قوی با ج.ا و اینکه ایران دوباره می‌تونه برگرده به جامعه جهانی و مردم ایران بار دیگه زندگی مرفهی داشته باشند هم حرف زد. صحبت‌های ویتکاف، تا امروز، مهم‌ترین سیگنالی هست که نشون می‌ده مقامات رژیم پشت پرده احتمالا چراغ سبز برای مذاکره رو دادن یا دارن می‌دن و این روند، احتمالاً با تلاش اعراب [که از جنگ می‌ترسند] و همچنین روس‌ها آغاز شده. حالا سؤال اصلی اینه: مذاکره قبل حذف فیزیکی خامنه‌ای یا بعدش؟

Pouria Zeraati

290,653 Aufrufe • vor 1 Jahr

کالبدشکافی یک عملیات روانی - تله سلبریتی‌ها: اگر یادتان باشد اصلاح‌طلبان شعار «ایران برای همه ایرانیان» از رضا شاه پهلوی را در کمپین‌های تبلیغاتی‌شان مصادره و تکرار کردند. حال اتاق‌ فکر امنیتی جمهوری اسلامی، فاز اجرایی این مصادره را کلید زده‌است. هدف نهایی این پروژه تغییر زمین بازی از «مردم در برابر رژیم» به «مردم در برابر مردم» است. چطور؟! از دی‌ماه جمهوری اسلامی مطمئن‌ شده‌است که نمیتواند نام پهلوی و گستردگی پایگاه طرفداران او را به زمین بزند، اما سناریویی ۴ مرحله‌ای طراحی کرده تا حامیان پادشاهی‌خواه را افرادی تک‌صدا، خشن و حذف‌گر جلوه دهد و جامعه‌ی جهانی را از تنها آلترناتیو واقعی برای ایران آزاد بترساند. این سناریوی امنیتی دقیقاً چگونه کار میکند؟ با نگاه دقیق به تمامی حواشی زرد اخیر از سلبریتی‌ها میتوان به یک الگوی مشخص رسید. 1️⃣ مرحله اول: طعمه‌گذاری و ساخت نماینده فیک: سلبریتی‌ها و چهره‌های مشهور اعم از سالم و یا فاسد، مورد دار یا غیر مورد دار را با تهدید پرونده‌های باز یا وعده‌ی پول بیشتر به میدان میفرستند تا دقیقاً روبروی خواست عموم جامعه بایستند و مشخصاً نام «پهلوی» را هدف قرار دهند. نکته مهم اینجاست: آنها میخواهند افکار عمومی جامعه‌ را از «اپوزیسیون جمهوری‌اسلامی بودن» به «اپوزیسیون پهلوی شدن» تغییر دهند. 2️⃣ مرحله دوم: تحریک و مهندسی واکنش‌ها: افکار عمومی و مبارزان، به صورت طبیعی و از روی خشم، به این سلبریتی‌ها حمله کرده و آنها را طرد (کنسل کالچر) میکنند. اینجا اتفاق مهمی میفتد: سایبری‌های رژیم وارد میشوند و شدیدترین واکنش‌ها را در مجازی برجسته میکنند. یک «اختلاف سیاسی» به یک «دعوای اجتماعی» تبدیل می‌شود. 3️⃣ مرحله سوم: قاب‌بندی مجدد (برداشت محصول): حالا پروپاگاندای رژیم همان واکنش‌های انتخاب‌شده را جدا میکند و در سطح گسترده و هماهنگ برای مخاطب داخلی و خارجی پخش میکند که: «ببینید! این‌ها هنوز به قدرت نرسیده‌اند با مخالفان خود چه می‌کنند! این افراد بدتر از رژیم هستند و این است تصویری که از قدرت در ایران آینده میخواهند.» در این مرحله، رفتار واکنشیِ ارگانیک بخشی از پایگاه طرفداران و یا حتی سازماندهی شده از جانب خودشان را به کل یک پروژه سیاسی بزرگ نسبت میدهند تا تصویر آلترناتیو را تخریب کنند. 4️⃣ مرحله چهارم: ضربه اصلی (تله دوراهی): اینجاست که آن جمله کلیدی و عملیات روانی را بصورت کاملا مهندسی‌شده وارد میکنند: «اگر قرار است ایران را آزاد کنید، چرا از همین امروز مخالفان را تحمل نمیکنید؟ پس چه شد؟ آیا در ایرانِ پهلوی قرار نیست جا برای همه باشد؟» این جمله از نظر تبلیغات منفی ویرانگر است؛ چون مخاطب را مجبور میکند بین دو مفهوم دروغینِ ساخته‌ی رژیم گیر بیفتد و تلاش میکند مفهوم «پهلوی = آزادی برای همه» را با «طرفداران پهلوی = حذف مخالفان» جایگزین کند. ⚠️ خطر اصلی و راه بی‌اثر کردن‌ تله: مهم‌ترین نکته این است: سلبریتی‌ها در این بازی فقط یک «دستمال یکبار مصرف» برای عصبانی کردن ما هستند. این بازی از لحظه‌ی اول بصورت zero-sum طراحی شده‌است و اگر تمام انرژی جامعه صرف این شود که «فلان سلبریتی چرا این را گفت؟»، پروژه امنیتی اتاق فکر اصلاح‌طلبان موفق شده است. درگیر شدن در این بازی، بخشی از هدف مطلوب رژیم است. پاسخ ندادن به این موارد هم به‌نوعی راه را برای تخریب شاه باز میگذارد. تا به اینجا به‌نظرم کم‌هزینه‌ترین راه، پررنگ کردن خیانت و فساد این مهره‌های سوخته‌ی رژیم، خارج از زمین طراحی‌شده ‌در این بازی است نه صرفِ اینکه مقابل پهلوی جهت‌گیری داشته‌اند. چرا که این افراد اصلا عددی نیستند که سوگیری‌ عامدانه‌ی آنها با پهلوی اهمیت داشته باشد. ما باید از روی طعمه‌ها بپریم و روی هدف اصلی تمرکز کنیم. اگر آنها میخواهند این شک را در جامعه بیندازند که آیا یک فرد یا گروه حق دارد برای آینده ایران تصمیم بگیرد؟ پاسخ ما همان اصل بنیادینی است که رضا شاه پهلوی همواره بر آن تاکید کرده‌اند: ایران برای همه ایرانیان است؛ اما بدون هر ورژنی از جمهوری اسلامی. پی‌نوشت: ویدیو را از اکسپلور اینستاگرام گه‌خور‌های پادشاهی‌خواهان برداشته‌ام تا متوجه عمق سرمایه‌گذاری و هماهنگی رژیم برای تولید محتوا در این راستا باشیم. پاینده ایران، جاویدشاه 🇮🇷

Apranik 🇮🇷🇮🇱

23,593 Aufrufe • vor 1 Monat