Video wird geladen...
Video konnte nicht geladen werden
دمپایی پلاستیکی تو پاش با چادر وصله شده، دار و ندارش ۲٠تا تخم مرغ بود، از خورموج ۸۵ کیلومتر اومده بود دم درِ پایگاه. گفتن کمک مردمی اومده. دژبان گفت اون پیرزنه است.رفتم جلو سلام کردم گفتم مادر،جانم؟ با اون لهجه ی خاص گفت: من با خلبان کار دارم.... show more
67,344 Aufrufe • vor 2 Jahren •via X (Twitter)
10 Kommentare

خدایا از کجا به کجا رسیدیم. چطور حضرات دلشان آمد با چنین مردمی دو دوزه بازی کنند. مانور تجمل راه بندازن. دفاتر مجلل برای مدیران تدارک ببینند که تو آمریکا هم مثل آن نیست. مستضعفین از ولی نعمت تبدیل به شوند به قشر آسیبپذیر!! حتی نام مستضعف را از مردم محروم دریغ کنند.

«...شاید هنوز هم در پشت چشم های له شده ، در عمق انجماد یک چیز نیم زنده ی مغشوش بر جای مانده بود که در تلاش بی رمقش می خواست ایمان بیاورد به پاکی آواز آبها شاید ، ولی چه خالی بی پایانی! خورشید مرده بود و هیچکس نمی دانست که نام آن کبوتر غمگین که از قلبها گریخته ، ایمان است»

عرق وطن داشتن به سن نیست جنت مکان باشد

اینطوری بود که همهی دنیا ٨ سال با ما پنجه در پنجه انداختن و آخرش هم حریف نشدن. زنده باد #ایران 🇮🇷✌️

خلبان منوچهر شیرآقایی، خلبان F4

@MMT81830783 درک و فهم این شیر زن از خیلی دو رو ها و خائنین به ظاهرا دلسوز مملکت بیشتر بوده اونهایی که دست و پای ارتش را بسته بودند.

بگردم❤️

@KhaliliKhezer

ای جانم

ای کاش یک نفر محض رضای خدا بیاد و به ما بگه اون مردم چی شدن چی شد که از اونجا که عشق پر رنگ تر از پول بود رسیدیم به اینجا که عشق هم با پول میخرن🚬
