Video yükleniyor...

Video Yüklenemedi

Ana Sayfaya Dön

دوزاری‌های جهان، متحد شوید! روزی که در من‌وتو گفتم در برخورد با تاریخ و فرهنگ ایرانی گاهی فرق چندانی نمی‌توان میان مرتضی مطهری و احمد شاملو یافت، به بسیاری از #پنجاه‌وهفتی‌ها و به ویژه به مریدان شاملو برخورد. آنچه که در نمایش دل به‌هم‌زن زیر می‌بینید، چکیده آرمان‌های #شورش_فرومایگان،...

33,096 görüntüleme • 10 ay önce •via X (Twitter)

0 Yorum

Yorum bulunmuyor

Orijinal gönderinin yorumları burada görünecek

Benzer Videolar

بزودی روزی فرا می‌رسد که ما، ملت کهن و سربلند ایران، یک‌صدا و بی‌هراس، نام «جاوید شاه» را در تمام خیابان‌ها و میدان‌های این سرزمین فریاد خواهیم زد. آن روز، پژواک تاریخ از گلوی مردمی برمی‌خیزد که قرن‌ها ایستادگی و شجاعت را به ارث برده‌اند. این انقلاب، بهای خون خواست؛ و تاریخ شهادت خواهد داد که از دل پادشاهی‌خواهان، ابرپهلوانانی برخاستند؛ فرزندان راستین ایران، که جان را سپر کردند تا میهن را بار دیگر به شکوه و عظمت دوران پادشاهی پهلوی بازگردانند. به خدای ایران سوگند، اگر ذره‌ای تردید در دل دارید، به یاد بسپارید: آن روز که مقدس‌ترین سه واژه تاریخ‌مان، «جاوید شاه ایران»، میلیونی و رسا در خیابان‌ها طنین‌انداز شود، همان روز است که ما #ایران_را_پس_میگیریم شاهنشاه آریامهر بزرگ: “در طول ۲۵۰۰ سال هر وجب از خاک این مرز و بوم با خون دلیران و جانبازان ایران زمین آبیاری شد تا ایران همچنان زنده و سربلند بماند. بسیار کسان به این سرزمین روی آوردند تا آن را از پای درآورند اما همه ی آنان رفتند و ایران برجای ماند.” #جاويدشاه‌ ایران #بازگشت_پادشاهی_پهلوی

Bahram

15,621 görüntüleme • 9 ay önce

قلبم با دیدن این تصویر هزاران بار شکست! پنج سال حاکمیت یک گروه افراط‌گرا و به‌شدت زن‌ستیز، جامعه و خانواده‌های افغانستان را به این حال و روز کشانده است. این تصویر خود گواه وضعیت دردناک کنونی است. در این پنج سال، دختران بی‌شماری قربانی فقر، زورگویی، زن‌ستیزی، ازدواج‌های اجباری و ازدواج زیر سن شده‌اند. این پیرمرد پلشت و بی‌رحم، با سوءاستفاده از جایگاه و نفوذ ط‌البانی و قدرت مالی خود، با دختری ازدواج کرده که می‌توانست هم‌سن نواسه‌اش باشد و سرانجام با نهایت بی‌رحمی او را به قتل رسانده است. افغانستان برای بسیاری از دختران و زنان به یک جنگل بی‌قانون تبدیل شده است؛ جایی که بسیاری از مردان به خود حق می‌دهند زنان و دختران را به نام «ناموس» سرکوب کنند، به اجبار به ازدواج وادارند، بفروشند، شکنجه کنند و در نهایت حتی جانشان را بگیرند. بیایید دست در دست هم داده و در برابر این پدیده و این ایدئولوژی کثیف و خشونت‌محور بجنگیم. اجازه ندهیم چنین فجایع وحشتناک عادی جلوه داده شوند و یا در سکوت به فراموشی سپرده شوند. #NoToChildMarriage #EndGenderApartheid

Tahera Nasiri ~ طاهره ناصری

29,601 görüntüleme • 2 ay önce

جعل تاریخ به نام ملت‌ها آریا کنگرلو ( سلطنت‌طلب افراطی) در برنامه‌ای در بی‌بی‌سی فارسی مدعی شده است که «صلاح‌الدین ایوبی، کورد ایرانی‌ای بود که ایران را نجات داد» و هم‌زمان گفته «ما در ایران اتنیک نداریم، چون اتنیک یعنی اقلیت». این دو جمله به‌خوبی منطق فکری یک جریان بیمار را برملا می‌کند: تحریف تاریخ برای جعل هویت، و انکار واقعیت برای حذف ملت‌ها صلاح‌الدین ایوبی نه «ایرانی» بود و نه در هیچ مقطع تاریخی نقشی در «نجات ایران» داشت. او در تکریت زاده شد، در شام و مصر حکومت کرد، و همه‌ی نبردهایش در چارچوب جنگ‌های صلیبی بود، جنگ‌هایی که هیچ ارتباطی با ایران نداشتند. اما ریشه‌ی این دروغ در همان طرز فکری است که می‌گوید: «در ایران اتنیک نداریم». در حالی که در زبان علمی و سیاسی، اتنیک (ethnic) به‌معنای گروه ملی دارای زبان، فرهنگ و هویت تاریخی مشخص است، نه «اقلیت». وقتی کسی واژه‌ی «اتنیک» را عمدا به «اقلیت» تقلیل می‌دهد، در واقع می‌خواهد تنوع ملی و زبانی را از بُعد سیاسی و تاریخی تهی کند، تا بتواند آن را در گفتمان واحد، فارس‌محور و مرکزگرا حل کند. این همان منطق خطرناکی است که قرن‌هاست ملت‌های غیرفارس را در ایران به حاشیه رانده، و حالا با جعل‌هایی از جنس «صلاح‌الدین کورد ایرانی» یا «اتنیک نداریم»، می‌خواهند حتی زبانِ نام‌گذاری و حق گفت‌وگو درباره‌ی هویت را هم مصادره کنند. هدف از چنین تحریف‌هایی نه بازخوانی تاریخ، بلکه استفاده‌ی ابزاری از چهره‌های تاریخی برای مشروعیت‌بخشی به ایدئولوژی‌های مرکزگرا و ملت‌ستیز است. در این نوع روایت‌ها، چهره‌های کورد، عرب یا ترک به‌جای آن‌که در بستر واقعی خود تحلیل شوند، به‌زور در قالب «قهرمانان ایرانی» جا زده می‌شوند تا هویت مستقل ملت‌ها نادیده گرفته شود. ادعای کنگرلو در امتداد همان گفتمان تحریف‌گر است که از یک‌سو کورد بودن را انکار می‌کند و از سوی دیگر با چسباندن همه‌ی شخصیت‌های تاریخی به نام «ایران»، می‌کوشد تاریخ منطقه را در مالکیت ناسیونالیسم شیعی و سلطنت‌طلب درآورد.

Mohamad Mohamadi سەرکەو

15,007 görüntüleme • 11 ay önce

«به علت ریپورت شدید،دوباره بارگذای کردیم!» از نون شب واجبتر،شناختن این جماعت است، بخوانید: این #چپ هرزه! 🔴در همیشه تاریخ معاصر،این چپ ها در کنار ملی مذهبی ها و اسلامیست ها در اوج دغلبازی،دروغ و فریب،وام گیر چکش و داس کمونیست بودند تا بر پیکره ی ایران هجوم آورند و تنش را تکه تکه کنند. ۱-ایران رو به نابودیست،بی آبی و از دست دادن سد ها،یک فاجعه ی وسیه زیست محیطی و انسانی است و تابستانی که بی شک آبستن فلاکت خواهد بود. ۲-ترکیب افغانی مزدور با کارنامه ی فساد و اسلامیسم سادیسمی در همراهی این خشکسالی چه در تبلیغ و چه مدیریت و چه دیگر مصیبت ها. ۳-غزه وود و زنی که مدعی میشوند ۵ روز است غذا نخورده،اما مثل بلبل صحبت میکند،میخندد و علم لازم نیست که به شما بگوید در پنج روز غذا نخوردن،صورت اینچنین تکیده نمیشود،اینان استاد فریبند و امروزه هر چه کچل و کور و مریض را جمع کرده و مقابل دوربین آورده اند! 🟢هم میهنانم،از واژه ها نترسید،نگذارید با فاشیست گفتن شما را به عقب برانند،نگذارید با راسیست گفتن شما را بترسانند، #ملی_گرایی را نگذارید سرکوب کنند که ایران امروز را فقط ملی گرایان ناجی هستند. تسلیم و مقهور این شارلاتان بازی هایشان نشوید،غزه و افغان و عرب به ما چه ،این تروریست ها به وقت شیرینی پخش کردن و شادمان از ترور بودند، اینان را به ما چه وقتی ایران رو به نابودیست؟ 🟢نگذارید مشتی تروریست سیانور در دهان به شما بگویند فحاش که کلاشنیکف زیر لباس هایشان مسلح است،شجاع باشیم و فریب این غربتی ها را نخورید که اینان مسبب فاجعه ی امروزند،اینان قوم کثیف ۵۷ هستند. دیروز کیان پیر فلک و امروز رها شیخی را کشتند همین مبلغان کودکان غزه و سکوتشان که بوی مرگ میدهد. تفو بر تمام اعتقاداتتان،شرم بر این دلسوزی و همراهی غزه و لبنان و یمن وقتی فرزند ایرانی در خون میغلطد که ایران در اشغال مشتی شارلاتان غربتی است و این چپ هرزه! #پسرعاقل_نوح

پسر عاقل نوح

19,274 görüntüleme • 1 yıl önce

عباس غزالی، خطاب به دولت‌ها و رسانه‌ها: «لطفاً درباره آنچه در ایران در حال رخ دادن است سکوت نکنید. این پیام را به اشتراک بگذارید و صدای مردم ایران باشید.» @abbasghazali دادبان: به گزارش نت بلاکس که وضعیت اینترنت کشورها را رصد می‌کند، اکنون بیش از ۶۰ ساعت است که ارتباط اینترنتی ایران با جهان به طور کامل قطع شده است. از سوی دیگر همزمان با قطعی اینترنت گزارش‌های منابع حقوق بشری از افزایش شدید خشونت از سوی ماموران حاکمیتی در ایران خبر می‌دهند. در همین زمینه مجله تایم گزارش داده که تنها در روز پنجشنبه و تنها در تهران بیش از ۲۰۰ معترض با شلیک مستقیم گلوله از سوی ماموران امنیتی و انتظامی کشته شدند. قطع کامل اینترنت، همزمان ابزار سانسور و پوششی برای سرکوب است. حکومت با خاموش کردن ارتباط ایران با جهان، تلاش می‌کند جریان آزاد اطلاعات، انتشار تصاویر کشتار و امکان هماهنگی شهروندان را مختل کند تا خشونت علیه معترضان دور از چشم افکار عمومی جهانی ادامه یابد. #دادبان #اعتراضات_سراسری

دادبان

31,172 görüntüleme • 8 ay önce

گفتید چرا کار نمی‌کنی؟ یا زورت میاد بری سرکار؟ و کار کردن که عار نیست و خلاصه چیزهایی از این دست که بعضی از آنها حقیقتا دل‌نشین نبود. نه. اصلا. کار کردن عار نیست. کار می‌کنم. در کارواش کار کرده‌ام. با دوچرخه غذا تحویل داده‌ام. الان گاهی تراکت پخش می‌کنم و قرار است برای تمیزکاری خانه و شرکت هم بروم. اما خسته‌ام. از خودم. از این وضعیت. از هرچه که هست و نیست. خیلی ساده و شفاف بخواهم برایتان بگویم، به این شکل است که هر روز صبح قبل از اینکه از جایم بلند شوم، به خودم می‌گویم خوب باش. پرانرژی باشد. گاهی می‌توانم و تا ساعاتی خوب هستم. اما بعد رفته رفته فرو می‌روم. اکثر اوقات هم نمی‌توانم. از همان شروع روز، در سیاهی و زشتی غوطه‌ور هستم تا شب شود. ساده‌تر برایتان بگویم انسانی را تصور کنید که در یک جنگل راه می‌رود. سعی می‌کند به جایی که در آنجا راه می‌رود توجهی نداشته باشد. به زیبایی درخت‌ها، شاخ و برگ‌ها و یا به شکل ابرها و آسمان و طلوع و غروب خورشید توجه کند و خودش را با زیبایی آنها سرگرم کند. دلش بخواهد زیبایی‌های دنیا را ببیند. روی پوست درخت‌ها دست بکشد. آنها را در آغوش بکشد. صدای پرنده‌ها را گوش کند و ساعت‌ها محو تماشای آنها باشد. تمام این کارها و خیلی کارهای دیگر را انجام دهد برای اینکه نفهمد کجا دارد راه می‌رود. چون می‌داند، جایی که راه می‌رود، زمینی سبز یا خاکی نیست، باتلاق است. رفته رفته کشیده می‌شود به پایین. حالا من گاهی صبح‌ها سعی می‌کنم به روی خودم نیاورم که زیر پایم باتلاق است و گاهی از همان اول روز، قبول می‌کنم که در باتلاق هستم و زودتر از آن روزهایی که خودم را با چیزهای دیگر سرگرم کرده‌ام، فرو می‌روم. برایتان از فودبانک نوشتم که نمایی از وضعیت داشته باشید. از این آش شلم شوربایی که به اسم زندگی، هرکدام از ما، آن را به زور پایین می‌دهیم. سیستم این موضوع هم اصلا به این شکل نیست که غذاهای مانده را به مردم بدهند بلکه همه محصولات سالم و باز نشده هستند و در هر فروشگاهی، جعبه‌ای وجود دارد که آدم‌ها اگر دوست داشته باشند می‌توانند محصول یا محصولاتی را خریداری کنند و آنجا قرار بدهند تا سازمانی که با آن فروشگاه کار می‌کند، بیاید و آنها را جمع‌آوری کند و بین فودبانک‌های مختلف توزیع کند تا به دست مردمی که درآمد کمی دارند، برسد. نوشته بودم «بین نیجریه‌ای‌ها. سودانی‌ها. هندی‌ها. تو تنها ایرانی اینجایی. بهتر. کسی تو را نمی‌شناسد.» اما به نژادپرستی تعبیر شد که باید برایتان بگویم هدف این بود که تنهایی را نشانتان بدهم. تنهایی یک ایرانی را. وگرنه که من در طی سه سال گذشته، دوستانی از نقاط مختلف دنیا داشته‌ام و با آنها همخانه بوده‌ام و بهترینشان محند بود که سوریه‌ای بود و دختری که اهل سودان بود یا ذاکر که اهل افغانستان بود. و هر روز و هر لحظه، لعنت و نفرین برای جمهوری اسلامی و طرفدارانش

Amir Kalhor

60,796 görüntüleme • 1 yıl önce

⭕️فرجام ساسانی: وقتی «محور» به «خنجر» تبدیل می‌شود! ​تاریخ در حال تکرار یک تراژدی باستانی است؛ سناریویی که در آن جلال و جبروتِ قدرت، در کوچه‌های بن‌بستِ تنهایی به پایان می‌رسد. همان‌طور که یزدگرد سوم در فرار از پایتخت، به جای آغوش گرم یاران، با خنجر سردِ آسیابان روبرو شد، سرنوشت محتوم این دوران نیز در سایه «خیانتِ وفاداران» رقم می‌خورد. و طبق سیگنال مهم قبل که دادیم 👇 لینک: 💥​در لحظه‌ای که دژهای پدافندی زیر آتش ۹۰۰۰ موشک فرو می‌ریزند و سرداران در ستادهای خود خاکستر می‌شوند، حصارِ «بیت» ترک می‌خورد. در این پرده آخر، تلخ‌ترین ضربه نه از سوی جنگنده‌های رادارگریز، بلکه از جانب همان‌هایی فرود می‌آید که روزی «محور مقاومت» نامیده می‌شدند. بعید نیست در هیاهوی سقوط، نیروهایی از عمق عراق یا حتی نزدیک‌ترین حلقه‌های امنیتی که روزی نان‌خورِ سفره قدرت بودند، برای معامله با فاتحان جدید و نجات جان خویش، نقش «آسیابان مرو» را بازی کنند. پایان او نه در میدان حماسه، بلکه در پناهگاهی تاریک و به دست همان کسانی است که قرار بود سپرِ بلایش باشند؛ پایانی که در آن خنجرِ آشنا، نقطه نهایی را بر دفتر یک امپراتوری می‌گذارد. 🔯پ ن : پست اتصال : همانطور که از مدتها پیش حتی به زبان شیعه اسلامی به شما سیگنال دادیم. کار علی خامنه‌ای واقعا تمام است 🔯یا باید کناره گیری کند و برای همراهانش مقدس ،یا کنار می رود!!! 🔯این پیام بسیار واضح است. #IranMassacre

چرک‌نویس مدیا(CMO)

109,104 görüntüleme • 7 ay önce

در پی هر تاریکی روشنایی است: جمهوری اسلامی ایران تصمیم خود را مبنی بر خروج مهاجران افغانستان یا به قول خودشان اتباع گرفته است. نوشتن نامه سرگشاده، گلایه، دعوت به بردباری و حوصله، توسل به سعدی و حافظ و برجسته‌سازی مشترکات ره به جایی نمی‌برد و بهتر است به ظرفیت‌های خودی فکر کنیم. در عین حال باعث ضیاع وقت خود و تهران نشویم. این اخراج هر دلیلی که دارد به منافع امنیتی و ملی ایران مربوط است و در آن جایی برای گنجاندن چند میلیون آواره از کشور همسایه تعریف نشده و اگر هم شده بود وقتش گذشته است. عوامل و دلایلی که ممکن است دولت ایران را واداشته این تصمیم را بگیرد عبارت‌اند از: نخست، یادآوری به دنیا که فاجعه انسانی در افغانستان منشأ در قرارداد بدنام دوحه دارد و جمهوری ایران مجبور نیست آوارگان دسیسه آمریکا را پناه دهد. دوم، ممکن است تعدادی از شهروندان کشور ما در کارهای خلاف دست زده باشند و این حتمی نیست که جاسوسی برای اسرائیل بوده باشد. نباید فراموش کنیم که طالبان بیش از پانزده هزار مجرم را از زندان‌های افغانستان رها کرد و اکثراً راهی ایران شدند. سوم، این تصمیم احتمالاً برای اعمال فشار بر طالبان و در کل بر افغانستان است. اما هدف سیاسی و راهبردی این فشار را نمی‌توان به سادگی وضاحت داد. فرض اینکه اخراج مهاجران به هدف فشار بر طالبان و افغانستان اعمال می‌گردد، اما در نهایت چه دستاوردی را از آن توقع دارند و چگونه آن دستاورد را اندازه‌گیری می‌کنند هنوز معلوم و هویدا نیست. چهارم، جمهوری اسلامی ایران به آغاز مجدد جنگ می‌اندیشد. احتمال آن نیز بعید نیست. تهران به جنگی آمادگی می‌گیرد که احتمالاً قوی‌تر از آنچه اتفاق افتاد خواهد بود. در آن سناریو ایران نمی‌خواهد دغدغه‌ای از حضور بیگانه، ولو آن بیگانه هم‌زبان و همسایه باشد، در خاک خود داشته باشد. این بار معلوم است که تهران حاضر است تبعات تصمیم خود را مدیریت کند. پنجم، در طول تاریخ، در هر کشوری که بحران ایجاد شده، دولت‌ها کوشیده‌اند عنصر بیگانه را مقصر اصلی و دلیل گسست‌ها قلمداد کنند. نفوذ و رخنه اطلاعاتی اسرائیل در جنگ علیه ایران هیچ ربط تعیین‌کننده‌ای به مهاجران افغانستان ندارد. فرض کنیم هسته‌های مخرب اسرائیل سه لایه داشتند: طراح، عملی‌کننده، لایه مصرفی. طراح که مسلماً یا در اسرائیل قرارگاه دارد یا تحت پوشش بیزنس‌های عادی و مشروع در یکی از شهرهای کشورهای همسایه مستقر شده است. عامل وسطی که باید موضوع را در داخل خاک ایران مدیریت کند نیاز به اسناد قوی برای تردد دارد و ممکن است نیاز به اسناد قوی و مشروع برای داشتن بیزنس و کاروبار قابل‌باور داشته باشد. این امکانات در اختیار شهروندان افغانستان قرار ندارد. افغان در ایران نیروی کار است. لایه زیرین است، پس سؤال اینجاست که آیا کارگر سر فلکه طراح خرابکاری در جامعه‌ای مغلق و پیچیده مانند ایران شده می‌تواند؟ پاسخ ساده این است که نه. نمی‌تواند یا بعید به نظر می‌رسد. در ادبیات غربی نیروی بشری را به دو دسته تقسیم می‌کنند: پیراهن‌سفیدها، یعنی کسانی که کار پشت میز می‌کنند، و لباس‌آبی‌ها، کسانی که آستین برمی‌زنند و با خاک و فلز سروکار دارند. افغان در ایران از نوع دوم است. خرابکاری‌هایی که در جنگ دوازده‌روزه در داخل ایران از طرف عوامل نفوذی صورت گرفت کار لباس‌سفیدها است، نه لباس‌آبی‌ها. اما گفتن این حرف‌ها نیز فایده‌ای ندارد. حالا بر ماست که باید در موضوع دخالت مثبت کنیم و هدف دخالت خویش را نیز با وضاحت بدانیم. بازگشت نیروی جوان و ضد طالبان از ایران نویدی خوش است. این نقطه مثبت است. این موج برای پرسازی خیابان‌ها و کوه‌ها و دره‌ها کافی است. کسانی که برمی‌گردند واقعیت جدیدی در افغانستان ایجاد می‌کنند. این‌ها به سایه مبدل نخواهند شد. این‌ها ریشه دارند. لهذا باید در پس این سیاهی روشنایی دید و ایجاد کرد. این بازگشت برای بسیج نیروی آزادی‌بخش مهم است. بر ماست که باید عواطف و احساسات بازگشتی‌ها را مسیر دهیم و برایشان برسانیم که منشأ آوارگی و تیره‌بختی‌شان در چیست و در کجاست؟ یقیناً منشأ همه بدبختی‌ها گروه نامشروع، ضد ملی، متعصب و جهل‌پرور طالبان است که همه فرصت‌های واقعی را بر باد داده است. پس بهتر است به جای عریضه برای تمدید برگه، استراتژی برای نیروی بازگشتی ترتیب داد. هیچ راه‌حلی برای مهار بحران عظیم انسانی در کشور در موجودیت ساختار طالبان امکان‌پذیر نیست. این تشکیلات ضد ملی و قهقرایی باید سرنگون شود. ان‌شاءالله.

Afg Green Trend

180,523 görüntüleme • 1 yıl önce

من در «مسقط» جایی در جنوب لبنان من که از همه چیز به خاطر بودن در «جنوب» گذشته بودم ، آمدم با همان نیت و تربیتی که از خاک جنوب آموخته‌ام: این‌که حضور در هر عرصه‌ای، اگر برای خدا و جبهه حق باشد، تفاوتی ندارد میدانش سنگر جهاد باشد یا میز مذاکره. آموخته‌ام که اگر میدان دیپلماسی دست اهلش باشد، ارزشش کمتر از میدان نبرد نیست؛ چرا که هر دو برای تأمین منافع حق و حمایت از مظلوم تلاش می‌کنند. با همین نگاه، قدم در این سفر گذاشتم. آمدم تا ما، بچه‌های مقاومت، در مواجهه با پدیده مذاکرات جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا، به یک فهم مشترک و منطقی برسیم؛ مبادا که خدای‌نکرده به نام غیرت، بی‌منطقی کنیم و به‌جای یاری انقلابمان، باری بر دوش آن شویم. از سید شهیدمان آموخته‌ام که سرباز بودن، نه سربار بودن، شرط خدمت به جبهه حق است. و این اصل، چه در جنوب و چه در مسقط، فرقی ندارد. در پایان روز اول، به این باور رسیدم که باید «یک‌دست» باشیم. اگر بناست از محور حق دفاع کنیم و برای تأمین منافع آن بکوشیم، نباید اسیر ادبیات تخوین و حمله به اصل مذاکره شویم؛ مادامی که این مسیر از دایره تبیین و رهنمودهای امام امت خارج نشده باشد. امروز، یکی از مهم‌ترین رویدادهای روز نخست، حضور دکتر عباس عراقچی، عضو ارشد تیم مذاکره‌کننده ایران، در نمایشگاه بین‌المللی کتاب مسقط و شرکت در مراسم جشن امضای کتاب «قدرت مذاکره» بود. فرصت مغتنمی دست داد با آن هایی که در این رویداد حاضر بودند صحبت کنم ؛ مردمان ساکن در منطقه غرب آسیا ما را از قبل بیشتر دوست دارند ، شاید این روز ها به این نتیجه رسیده اند که ما در سختی و شادی «مظلوم » را رها نمی‌کنیم پایان گزارش روز اول مسقط – عمان

Hossein Pak

26,195 görüntüleme • 1 yıl önce

همه ما صحنه دست ندادن ورزشکار اوکراینی با ورزشکار جمهوری اسلامی را دیدیم. شاید خیلی از ما احساس سرخوردگی و یا توهین کردیم، چراکه آن ورزشکار نماینده جمهوری اسلامی نیست بلکه نماینده ما مردم ایران است. اما اشتباه نکنیم و خودمان را گول نزنیم. باید استانداردهای دوگانه را کنار بگذاریم. در جمهوری اسلامی چیزی به نام ورزش پاک ایران و مستقل از سیاستهای جمهوری اسلامی وجود ندارد. ورزشکارانی که تصمیم میگیرند زیر پرچم جمهوری اسلامی مسابقه دهند، جمهوری اسلامی را نمایندگی میکنند. من از اقدام ورزشکار اوکراینی تمام قد دفاع میکنم و پشت او می‌ایستم. او کاری درستی برای مردمش انجام داد و پیام روشنی به جهان فرستاد. اینکه ما هیچ دوستی‌ای با حکومتی که از یک طرف پهبادهایش را برای کشتار مردم بیگناه می‌فرستد و از طرف دیگر ورزشکارانش را برای عادی‌سازی جنایت‌هایش می‌فرستد نداریم. ایکاش ورزشکاران ما نیز اقدام درست را انجام میدادند. به حکومت کودک‌کش میگفتند مادامی که نوجوانان بیگناه ایران را می‌کشد و به آنها تجاوز میکند زیر پرچمش مسابقه نمیدهند. نه اینکه با توجیه شاد کردن دل مردم بخشی از اسباب پروپاگاندای حکومت شوند. اگر این ورزش و ورزشکاران متعلق به ایران و نه جمهوری اسلامی بودند مردم در شب باخت فوتبال در همه جای ایران به خیابان نمی آمدند. یادمان نرفته است هنوز که چگونه نمایندگان جمهوری اسلامی مهران سماک را در شب باخت فوتبال ایران به جرم شادی کردن کشتند. بانی همه تحقیرها و سرخوردگی‌های ما تنها جمهوری اسلامی است. یک عمر به کشورهای جهان نفرت ورزیدند. با اسرائیل مسابقه نداند. با سیاستمداران برجسته جهان تنها بخاطر زن بودن دست نداند. اکنون نیز باید منتظر رفتار تحقیر‌آمیز جهان با نمایندگان حکومتشان باشند. ورزشکار اوکراینی نه با نماینده ایران که با نماینده جمهوری اسلامی دست نداد. تفاوت است میان ایران و جمهوری اسلامی. این ورزش زمانی متعلق به ایران است که نصف جمعیتش از حضور در استادیوم‌ها حذف نشوند. طنابهای دار برچیده شوند و بجای یک حکومت آپارتاید جنسیتی یک حکومت سکولار دموکراسی مستقر شود. آنروز ورزشکاران ما نه نماینده یک حکومت قاتل که نماینده ایران خواهند بود. جهان برای ما احترام قائل خواهد بود و دیگر از دست دادن با ما معذور نخواهند بود. #مهسا_امینی #زن_زندگى_آزادى

Masih Alinejad

374,628 görüntüleme • 3 yıl önce

رفتار کشورهای منطقه و جهان خیلی شفافه. ایران تحت حکومت جمهوری اسلامی رو ابتدا تضعیف کردند، سپس دندون هاشو کشیدند و همزمان محاصره کامل کنترل شده کردند و حالا با خیال راحت،‌ رهاش‌ کردند تا با هزینه صفر نتیجه بگیرند. رفتار همه کشورهای منطقه و جهان حاکی از اونه که همه روی سقوط نظام سیاسی ایران متفق القول هستند. این نشانه ها چیست؟ روسیه به ایران تجهیزات نظامی پیچیده نمی‌دهد و یا بسیار با اکراه و تاخیر می‌دهد، همزمان چندین برابر مناسبات اقتصادی و سیاسی با کشورهای عربی دارد. چین در ایران سرمایه گذاری نمی‌کند، پول های فریز شده ایران را نمی‌دهد، نفت را با تخفیف زیاد و پرداخت نامعلوم می‌خرد و چندین برابر مناسبات با کشورهای عربی دارد. از این دو که به دید جمهوری اسلامی متحدانش هستند بگذریم آمریکا قطره چکانی پول کنترل شده آزاد می‌کند و امید توافق را در کورسو‌ زنده نگه می‌دارد اما توافق نمی‌کند. آمریکا راهبرد رهبر جمهوری اسلامی یعنی نه جنگ نه مذاکره را تمام و کمال پذیرفته و با لذت دنبال می‌کند. یقین دارد که چین به جمهوری اسلامی اجازه بی ثبات کردن منطقه را نمی‌دهد و همه کشورها متفق القول در صورت دستیابی جمهوری اسلامی به بمب اتم، حمله نظامی خواهند کرد. اما نفوذ اطلاعاتی کافی دارد که بداند چه زمانی آن ها حتی فکر به ساخت بمب اتم خواهند کرد. عربستان فهمیده که خیالش از بابت امنیت خلیج فارس از طریق قدرت نظامی آمریکا و وابستگی ۵۰ درصدی چین به نفت خلیج فارس راحت است. به دنبال تضمین امنیتی بیشتر از آمریکاست. توافقش با اسراییل قطعیست و به زودی علنی می‌شود و بعد از عربستان، دومینوی رسمیت شناختن اسراییل در کشورهای عربی خواهد ریخت. پس همین که خیالش راحت باشد که تنش با تهران کنترل شده است برایش کافی است. اسراییل از حضور جمهوری اسلامی تمام و کمال برای باز کردن جای پایش در منطقه استفاده کرد و به توافق بزرگش با عربستان رسید. با تبلیغات متعدد و شلوغ کاری، خیالش را از امنیتی سازی ایران راحت کرده. این لیست زیاده. کما اینکه آذربایجان و ترکیه در صدد روز‌ موعود هستند تا کریدور زنگزور را با هزینه صفر باز کنند. عراق در حال تجهیز سریع نیروی نظامی خودش هست تا روز موعود اروند رود را به حقیقت تبدیل کند. واقعیت این است که نشانه ها همه از این خبر می‌دهند که تقریبا همه مطمئن هستند که نظام سقوط می‌کند و منتظر زمان موعود هستند و دلیلی به توسعه روابط اقتصادی یا سیاسی با جمهوری اسلامی نمی‌بینند چون آینده ای براش متصور نیستند. تنها دارایی جمهوری اسلامی، ایدیولوژیش است که آن هم با توافق سعودی و اسراییل، از پایه شروع به متلاشی شدن می‌کند. سخنرانی های «به قله نزدیکیم» و حرف زدن از اتحاد با عربستان و مصر! علیه امریکا، نشان از این واقعیت دارد. در داخل هم چنان ایدئولوژی در حال سقوط است که با لایحه حجاب و بستن اینترنت دارن ترس و وحشت را نشان می‌دهند. در داخل و خارج و خود نظام، همه باور کردند که سقوط نزدیک است. بحران کلاسیک حکومت های مشابه، بحران جانشینی است که می‌تواند یکی از تریگرهای بالقوه این پایان باشد.‌ انباشت بحران ها میتواند تریگرهای بالقوه دیگری باشند. اما تیتراژ فیلم بالا رفته است و نم نم تماشاگران در حال ترک سالن سینما هستند. من باور بین المللی و داخلی را در سقوط می‌بینم. به قول کتاب اقتصاد روایی، روایتی که همه گیر شده، خودش واقعیت جدید را رقم خواهد زد. الان که هم فکت ها و هم آمار و ارقام و هم روایت غالب عمومی و بین المللی همگی فقط منتظر زمان وقوع هستند.

🏴JannatKhah🔩🪰

686,920 görüntüleme • 3 yıl önce