Video wird geladen...

Video konnte nicht geladen werden

Zur Startseite

دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا در تازه‌ترین واکنش به مذاکرات ایران و آمریکا در عمان گفت:‌ «گفت‌وگوهای بسیار خوبی داشتیم و به نظر می‌رسد که ایران می‌خواهد به توافق برسد.» آقای ترامپ،‌ هنگام سفر به اقامتگاه مارالاگو در پالم بیچ ایالت فلوریدا در هواپیمای مخصوص رئیس جمهور آمریکا و...

22,642 Aufrufe • vor 8 Monaten •via X (Twitter)

0 Kommentare

Keine Kommentare verfügbar

Kommentare vom Original-Post werden hier angezeigt

Ähnliche Videos

دونالد ترامپ پیش از سوار شدن به هواپیمای ریاست‌جمهوری در فلوریدا با خبرنگاران در مورد ایران و مذاکراتی که می‌گوید با این کشور در جریان است، صحبت کرد. آقای ترامپ گفت که آمریکا با یک «مقام بلندپایه» در ایران در تماس است که به اعتقاد او بین رهبران این کشور «مورد احترام‌ترین» فرد است؛ او تاکید کرد که این فرد مجتبی خامنه‌ای نیست. رئیس‌جمهور آمریکا گفت که بعد از کشته شدن سران حکومت، در عمل مثل این است که در ایران تغییر رژیم صورت گرفته است او درباره جنگ با ایران گفت که «اگر اوضاع خوب پیش برود، در نهایت این مسئله را حل‌وفصل خواهیم کرد» در غیر این صورت، «با تمام وجود به بمباران ادامه خواهیم داد.» آقای ترامپ همچنین گفت هم ایران و هم آمریکا «هر دو به دنبال توافق» هستند. آقای ترامپ گفت که اگر مذاکره با ایران خوب پیش برود تنگه هرمز به‌زودی باز می‌شود و قیمت نفت به‌شدت سقوط خواهد کرد. آقای ترامپ در ادامه گفت که ۱۵ مورد درخواست از ایران دارد از جمله اینکه ایران هیچ‌وقت نباید سلاح هسته‌ای داشته باشد. او درباره اینکه کنترل تنگه هرمز پس از توافق با ایران با چه کسی خواهد بود، گفت که کنترل «مشترک» خواهد بود و وقتی سوال شد بین چه کسانی، گفت که «شاید من و آیت‌الله.» وزارت امور خارجه ایران پیشتر در واکنش به اظهارات دونالد ترامپ گفت که هیچ‌گونه گفت‌وگویی بین تهران و واشنگتن وجود ندارد.

BBC NEWS فارسی

11,230 Aufrufe • vor 6 Monaten

ترامپ در کنفرانس مطبوعاتی با نتانیاهو: من می‌خواهم ایران صلح‌آمیز و موفق باشد. از انجام این کار متنفر بودم. یک بار قبلاً این کار را انجام دادم، و ما آن‌ها را به سطحی رساندیم که دیگر قادر به تأمین مالی نبودند. آن‌ها مجبور بودند برای بقای خودشان تلاش کنند و هیچ پولی نداشتند. آن‌ها عملاً ورشکسته شده بودند. و همان‌طور که گفتم، آن‌ها هیچ پولی برای حزب‌الله نداشتند، هیچ پولی برای حماس نداشتند، هیچ پولی برای هیچ نوع تروریسمی نداشتند، برای ۲۸ سایت تروریستی – اگر بخواهید آن را این‌گونه بنامید – هیچ پولی نداشتند. آن‌ها مجبور بودند تنها بر خودشان تمرکز کنند و به رفاه خودشان برسند. و آن زمان از انجامش متنفر بودم، و حالا هم به همان اندازه متنفرم. و این را می‌گویم، و این را خطاب به ایران که با دقت گوش می‌دهد، می‌گویم: من دوست دارم بتوانیم یک توافق عالی داشته باشیم، توافقی که شما بتوانید به زندگی خود ادامه دهید و به شکوفایی برسید. شما به شکوفایی خواهید رسید. مردم ایران، مردمی شگفت‌انگیز، سخت‌کوش، زیبا، و واقعاً یک گروه باور نکردنی از مردم هستند. من آن‌ها را خوب می‌شناسم. دوستان زیادی از ایران دارم و بسیاری از دوستانم که آمریکایی هستند، اصالتاً ایرانی‌اند و به ایران بسیار افتخار می‌کنند. اما فقط برای اینکه متوجه شوید، من از انجام این کار متنفر بودم، و امیدوارم بتوانیم کاری انجام دهیم که این وضعیت به یک فاجعه تبدیل نشود. من نمی‌خواهم چنین اتفاقی بیفتد. من واقعاً خواهان صلح هستم و امیدوارم که بتوانیم به این هدف برسیم. اما آن‌ها نباید سلاح هسته‌ای داشته باشند. این بسیار ساده است. من هیچ محدودیتی تعیین نمی‌کنم، اما یک چیز را نمی‌توانند داشته باشند: آن‌ها نباید سلاح هسته‌ای داشته باشند. و اگر فکر کنم که آن‌ها به سمت داشتن سلاح هسته‌ای می‌روند، با وجود تمام آنچه که گفتم، فکر می‌کنم این برایشان بسیار بد خواهد شد. اما از سوی دیگر، اگر بتوانند ما را متقاعد کنند که چنین قصدی ندارند – و امیدوارم که بتوانند – این کار بسیار آسان است، واقعاً کار بسیار آسانی است. در آن صورت، فکر می‌کنم آینده‌ای باورنکردنی در انتظارشان خواهد بود.

Reza Nasri

115,516 Aufrufe • vor 1 Jahr

یکی از خوش‌شانسی‌های #ما، حضور شخصیتی مثل مارکو روبیو در دولت ترامپ است. 🚨 شگفت‌انگیز! مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، لحظاتی پیش در جلسه کابینه سخنانی ایراد کرد که توجه بسیاری را جلب کرد. «من درباره مردم ایران صحبت نمی‌کنم. کسانی که این کشور را اداره می‌کنند، روحانیون شیعه افراطی هستند. این‌ها متعصبان مذهبی‌اند. ببینید حالا که در ضعیف‌ترین وضعیت خود قرار دارند، چه کارهایی انجام می‌دهند!» «این ضعیف‌ترین وضعیت ایران در طول تاریخش است، اما ببینید چه میکنند؛ به سفارتخانه‌ها حمله میکنند، به هتل‌ها حمله میکنند. تصور کنید اگر این افراد به سلاح هسته‌ای دست پیدا کنند، چه خواهند کرد!» «این، ریسکی غیرقابل‌قبول برای جهان است. ضمن اینکه رئیس‌جمهور فقط به آمریکا و مردم ما خدمت نمیکند؛ این اقدام به نفع تمام جهان است.» «او در همان شب نخست این عملیات، هدف را کاملاً روشن اعلام کرد. قرار بود نیروی دریایی ایران را نابود کنیم و این در حال انجام است. همچنین قرار بود، اگر تاکنون انجام نشده باشد، جزئیاتش را به پیت واگذار میکنم، توانایی ایران برای پرتاب موشک را از بین ببریم.» «ما به‌خوبی در مسیر تحقق این هدف قرار داریم. همچنین قرار بود کارخانه‌هایی را که موشک و پهپاد تولید میکنند، نابود کنیم تا دیگر نتوانند موشک و پهپاد بیشتری بسازند، و این روند نیز در حال پیشرفت است.» «تمام اهدافی که رئیس‌جمهور در نخستین شب این عملیات به‌طور شفاف اعلام کرد، در حال تحقق است.» «طی ۴۷ سال گذشته، رژیم ایران در سراسر جهان آمریکایی‌ها را کشته و به آن‌ها حمله کرده است. رؤسای جمهور پیشین فرصت داشتند اقدامی انجام دهند. همه درباره خطرناک بودن ایران هشدار می‌دادند، اما از اقدام خودداری کردند.» «اما این رئیس‌جمهور کسی نیست که از اقدام کردن خودداری کند. او چنین خطری را به حال خود رها نخواهد کرد. با آن مقابله خواهد کرد، و دقیقاً همین کاری است که اکنون انجام میدهد.» - پی‌نوشت: از روبیو باید حمایت کرد.

Maziyar Razmjou 🇮🇷

60,748 Aufrufe • vor 2 Monaten

فرید زکریا، تحلیل‌گر شبکه سی‌ان‌ان، در تازه‌ترین تحلیل خود به یک پرسش کلیدی می‌پردازد: چرا قدرتمندترین کشور جهان نمی‌تواند خواسته‌اش را به کشوری به‌مراتب کوچک‌تر و ضعیف‌تر تحمیل کند؛ کشوری که سال‌ها زیر فشار تحریم‌های اقتصادی و حملات نظامی فرسوده شده است؟ به گفته او، ساده‌ترین راه برای درک مشکل آمریکا در جنگ با ایران، نگاه از دریچه نظریه بازی‌هاست. زکریا معتقد است ترامپ تصمیم گرفت با ایران وارد یک «بازی جوجه» شود؛ همان صحنه دو راننده‌ای که مستقیم به‌سوی هم می‌رانند. در چنین بازی‌ای، وقتی موضوع برای یک طرف به مرگ و زندگی گره خورده و برای طرف دیگر اهمیتی بسیار کمتر دارد، معمولاً طرفی که چیز بیشتری برای از دست دادن دارد پیروز می‌شود. برای حکومت ایران، شکست می‌تواند به‌معنای سرنگونی و نابودی باشد، اما برای ترامپ نهایت ماجرا یک آخر هفته ناخوشایند است. روشن است که چرا طرف ایرانی آماده‌تر است فرمان را قفل کند و کوتاه نیاید. اما زکریا تأکید می‌کند که ریشه دشواری آمریکا در برخورد با ایران، فراتر از ترامپ و این جنگ شتاب‌زده است. به باور او، از زمانی که جمهوری اسلامی به قدرت رسید، واشینگتن میان دو رویکرد سرگردان بوده است. از یک سو فهرستی از مسائل مشخص داشته که خواهان حل آن‌ها بوده، از آزادی گروگان‌ها تا محدودیت‌های هسته‌ای؛ و از سوی دیگر، هدفی بنیادی‌تر را دنبال کرده که همان سرنگونی حکومت است، نه صرفاً مذاکره با آن. این تضاد نزدیک به نیم قرن در سیاست خارجی آمریکا جریان داشته است. پرسش اصلی این است: آیا واشینگتن می‌خواهد برخی سیاست‌های ایران را تغییر دهد یا می‌خواهد خود ایران را دگرگون کند؟ آمریکا با نشستن پای میز مذاکره، عملاً درجه‌ای از مشروعیت را به جمهوری اسلامی می‌بخشد و آن را نماینده ایران در صحنه جهانی به رسمیت می‌شناسد. این پذیرش برای بخشی از نخبگان آمریکایی که جمهوری اسلامی را نامشروع می‌دانند و معتقدند تنها سیاست درست در قبال آن سرنگونی است، ناخوشایند است. با این حال، چیزهایی وجود دارد که واشینگتن می‌خواهد و تنها تهران می‌تواند آن‌ها را فراهم کند. زکریا یادآوری می‌کند که همین تناقض باعث شد حتی رونالد ریگان نیز در خفا با روحانیون ایران مذاکره کند، در حالی که در ملأ عام آنان را محکوم می‌کرد. این دوگانگی را می‌توان تقریباً هر روز در رفتار ترامپ دید: یک پیام تهدید می‌کند که تمدن ایران را نابود خواهد کرد و به ۴۷ سال شرارت پایان خواهد داد، و پیامی دیگر در همان روز از پیشرفت مذاکرات سخن می‌گوید. ترامپ خوش‌بین وارد گفت‌وگو می‌شود، میان دورهای مذاکره جنگ به راه می‌اندازد و از مردم ایران می‌خواهد حکومتشان را سرنگون کنند، و کمتر از یک هفته بعد دوباره وعده می‌دهد که در صورت پذیرش خواسته‌هایش، آینده‌ای بسیار روشن در انتظار ایران خواهد بود. به اعتقاد زکریا، آمریکا پیش‌تر نسبت به اتحاد جماهیر شوروی نیز چنین نگرش متناقضی داشت. واشینگتن پس از تسلط کمونیست‌ها بر روسیه در سال ۱۹۱۷ روابطش را قطع کرد و حدود پانزده سال بعد، فرانکلین روزولت موجودیت آن را به رسمیت شناخت. در دهه ۱۹۷۰، سیاست مذاکره هنری کیسینجر با شوروی از سوی جناح راست به‌شدت نکوهش شد، چرا که به‌معنای تقویت جایگاه یک «امپراتوری اهریمنی» تلقی می‌شد. پاسخ کیسینجر همواره این بود که آمریکا در تقابل ایدئولوژیک با شوروی قرار دارد، اما منافع ملی مشخصی نیز دارد، مانند مهار سلاح‌های هسته‌ای، که بدون توافق با مسکو دست‌یافتنی نبود. زکریا، باراک اوباما را معادل کیسینجر در پرونده ایران می‌داند. به گفته او، دولت اوباما تنها دولتی بود که دست به یک انتخاب روشن زد و به این نتیجه رسید که هرچند آمریکا شاید حکومتی دیگر را در ایران ترجیح دهد، برای مقابله با بزرگ‌ترین خطر علیه منافع ملی خود، یعنی مسئله هسته‌ای، ناچار است با همین حکومت کنار بیاید. توافق هسته‌ای تلاشی بود برای مهار خطرناک‌ترین عنصر سیاست خارجی ایران و در این کار موفق شد، اما در نگاه بسیاری از راست‌گرایان، بهای آن مشروعیت‌بخشی به حکومت بود. به همین دلیل ترامپ آمریکا را از توافق خارج کرد؛ تصمیمی که به بی‌اعتباری حسن روحانی، رئیس‌جمهور وقت، و بازگشت تندروها در تهران انجامید. تندروهایی که برنامه غنی‌سازی را شتاب بخشیدند و در نهایت ترامپ را دقیقاً به همان دوراهی نخست بازگرداندند: توافق یا ایستادگی؟ زکریا در پایان می‌گوید اکنون روشن است که ترامپ خواهان توافق است، اما با بستن این توافق ممکن است سرانجام همان چیزی را به جمهوری اسلامی بدهد که چهل‌وهفت سال در پی آن بوده است؛ پذیرشی بی‌قیدوشرط، آن‌هم از جانب تندروترین عناصر آمریکا. و برای تهران، چنین جایزه‌ای ارزش امتیازهای فراوان را دارد.

Panah Farhadbahman 🎒

40,653 Aufrufe • vor 4 Monaten

«آیا این سریع‌ترین و قاطع‌ترین شکست تاریخ آمریکاست؟» وقتی جرمی بوئن، سردبیر بین‌المللی بی‌بی‌سی، درباره وضعیت تازه میان ایران و آمریکا حرف می‌زند، نخستین هشدارش این است که نباید زیادی درگیر تفاوت‌های نسخه‌های افشاشده شد، چون اوضاع پیوسته تغییر می‌کند. به گفته او، آنچه اکنون روی میز است یک توافق نیست، بلکه چیزی است که از آن با عنوان «یادداشت تفاهم» یاد می‌شود. او این یادداشت را راهی می‌داند برای به تعویق انداختن همان مسائل بزرگی که دو طرف در آنها فاصله زیادی دارند: حق ایران برای غنی‌سازی اورانیوم، آینده تردد از تنگه هرمز، و حمایت تهران از متحدانی مانند حزب‌الله لبنان. نقطه کانونی تحلیل بوئن این است که توازن قوا تغییر کرده و ایران دست بالا را دارد. او می‌گوید فاصله امروز با جایی که ترامپ در ۲۸ فوریه آغاز کرد بسیار زیاد است؛ روزی که عملاً از تغییر رژیم سخن گفت و تصور می‌کرد همه‌چیز سریع رخ می‌دهد. اما به گفته بوئن، نقشه اول جواب نداد و ترامپ نه نقشه‌ای دیگر داشت و نه راه بازگشتی. حالا این آمریکاست که باید به سمت ایران حرکت کند: «این مشکل ترامپ است. او نمی‌تواند در این مورد شروط را دیکته کند»، چون شیوه دیپلماسی و جنگ‌افروزی او کارساز نبوده است. تصویر او از موقعیت ترامپ. بوئن به زبان به‌کاررفته در یادداشت هم اشاره می‌کند و به باور او اگر این متن را باور کنیم، آمریکا اصلاً شروط را دیکته نمی‌کند و ایران کارت‌های زیادی در دست دارد. در مقابل، آمریکا و اسرائیل با وجود توان نظامی عظیم، به‌خاطر نقص در راهبرد سیاسی به این نقطه رسیده‌اند. برای سنجش نتیجه جنگ، بوئن چهار هدفی را که ترامپ در سخنرانی مارالاگو ترسیم کرد مرور می‌کند. هدف اول نابودی موشک‌ها و صنعت موشکی ایران بود. به گفته بوئن نیروی دریایی ایران تقریباً نابود شده، اما گزارش‌های واشنگتن‌پست و نیویورک‌تایمز می‌گویند چیزی حدود ۷۰ تا ۷۵ درصد ذخایر موشکی ایران باقی مانده و بخش بزرگی از مکان‌های نگهداری هم دوباره در دسترس قرار گرفته است؛ پس این هدف محقق نشده است. هدف دوم خنثی‌کردن نیروهای نیابتی منطقه بود، اما به گفته او حزب‌الله با وجود ضربات سنگین هنوز می‌جنگد و شبه‌نظامیان عراق همچنان مسلح و قدرتمندند. هدف سوم برخاستن مردم و سرنگونی رژیم بود. موضع بوئن صریح است: «هیچ تغییر رژیمی رخ نداده است.» او می‌گوید این تصور که کشتن رهبر، رژیم را هم از بین می‌برد، نشانه ناآگاهی کاخ سفید از سازوکار قدرت در ایران است. به گفته او این رژیم ساختاری لایه‌لایه و به‌هم‌پیوسته دارد و بر ایدئولوژی‌ای قدرتمند استوار است که چیزهایی مانند شهادت‌طلبی را هم دربر می‌گیرد. او این هدف را دست‌بالا نیم‌امتیاز می‌داند. درباره احتمال خیزش آینده هم محتاط است و می‌گوید با وجود فشار اقتصادی و میلیاردها دلار خسارت، بیشتر مردمی که از رژیم حمایت نمی‌کنند فعلاً در خانه می‌مانند و تنها در پی زنده ماندن‌اند. هدف چهارم، که بوئن آن را مهم‌ترین می‌داند، جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای بود. او یادآوری می‌کند که ایران همواره این هدف را انکار کرده، هرچند ایران اورانیوم را بسیار فراتر از سطح غیرنظامی غنی کرده. به تحلیل او، جایگاه مطلوب ایران بودن در آستانه هسته‌ای است؛ داشتن این گزینه به‌عنوان اهرم فشار. او می‌افزاید توافق برجام در سال ۲۰۱۵ محدودیت‌های سخت‌گیرانه‌ای بر غنی‌سازی گذاشته بود که ایران به آن پایبند بود، تا آنکه ترامپ آمریکا را از آن خارج کرد؛ اقدامی که به باور بوئن مسیر را به سمت جنگ کنونی باز کرد و بهای سنگینی به اعتبار آمریکا تحمیل کرد. نکته کلیدی دیگر بوئن درباره روحیه نسل تازه رهبران ایران است. او می‌گوید نسل قدیم، از جمله رهبر پیشین، محتاط بودند چون آمریکا همواره تهدید نابودی را بالای سرشان نگه می‌داشت. اما حالا به آنها حمله شده و نابود نشده‌اند، و نسل جدید با خود می‌اندیشد: «آن‌ها بدترین کارشان را کرده‌اند. ما هنوز اینجاییم.» در جمع‌بندی، بوئن به ارزیابی فیلیپس اوبراین، استاد روابط بین‌الملل، اشاره می‌کند که گفته بود اگر این متن درست باشد، «این یک عقب‌نشینی کامل از سوی ترامپ است و از نظر تاریخی سریع‌ترین و قاطع‌ترین شکست در یک جنگ در تاریخ ایالات متحده است.» بوئن می‌گوید گفتن این حرف شاید کمی زود باشد، چون جنگ ممکن است دوباره آغاز شود و محتمل‌ترین سناریو یک درگیری فرسایشی کم‌شدت است. اما تردیدی ندارد که این یک شکست راهبردی جدی برای آمریکا و به‌طور ضمنی برای اسرائیل است، مگر آنکه ترامپ بتواند توافقی رقم بزند که ایران را به جایی برساند که او می‌خواهد، نه جایی که خود رژیم می‌خواهد.

Panah Farhadbahman 🎒

31,229 Aufrufe • vor 4 Monaten