正在加载视频...

视频加载失败

دونالد ترامپ، سال ۱۹۸۷: ما باید قوی باشیم! منظورم اینه که شما فکر می‌کنید گورباچوف آدم سرسخیته؟ ولی به این جانور خمینی نگاه کنید! مادرجنده‌ایه که کسی تا حالا شبیهش رو ندیده... ♦️بچه شیعه از این التماس مذاکره داره!

293,269 次观看 • 6 个月前 •via X (Twitter)

0 条评论

暂无评论

原始帖子的评论将显示在这里

相关视频

#PersianGulf برای اولین بار ازتون خواهش میکنم یه توییت من رو بخونید. ما تو یه بزنگاه خیلی مهم تاریخی سیاسی هستیم. شواهد نشون میده که به احتمال بالا تو کابینه ترامپ سر موضوع تغییر نام #خلیح‌_فارس اختلافه و مثلا روبیو یا فلان وزیر مخالف تغییر نام خلیج‌فارسن ولی ونس و ویتکاف و... موافقن. روبیو الان دو پست مهم وزارت خارجه و مشاور امنیت ملی رو داره و ترامپ بهش علاقه زیادی داره و شاهزاده هم باهاش ارتباط داره و مطمئن باشید تا الان باهاش تماس گرفته یا بزودی تماس میگیره و در این شرایط، خیلی مهمه که ما به جای سکوت یا اولویت دادن به تحلیلهای شخصی و دعوا با همدیگه، یکپارچه پشت پادشاه و اعتراضش بایستیم. ترامپ هنوز هیچ فرمانی رو در این مورد امضا نکرده و تصمیمش رو هم علنی نکرده. تو این شرایط، این چندروز برای ما تایم طلایی محسوب میشه و فرصت داریم با تمام توان و امکاناتمون از جمله پتیشن و ترند هشتگ و تجمعات اعتراضی تو آمریکا و یا جلوی سفارتهای آمریکا تو اروپا سر و صدا کنیم و اعتراضمون رو "بدون آمریکاستیزی" و با نمادهای میهنی و پادشاهی و بنرهای ضدرژیم نشون بدیم. تکرار میکنم مهمه که تو اعتراضاتمون علاوه بر پرچم ایران و عکسهای شاه، نمادهای ضدرژیم هم داشته باشیم تا ثابت بشه که ما مردم ایرانیم نه صادراتیهای رژیم یا چپگراهای احمق و هیچ دشمنی با آمریکا نداریم. موج اعتراضات ما میتونه به مخالفین این تصمیم تو کابینه ترامپ وزن زیادی بده. ترامپ یه شخصیت خودشیفته و نمایشی و عوامگرا داره و عاشق محبوبیته و اگه قانع بشه که این تصمیم باعث میشه یه ملت تو یه جغرافیای خیلی حساس ایران، مثل کارتر سالها ازش متنفر بشن یا به وجهه سیاسی آمریکا آسیب زده میشه یا به نفع رژیم تموم میشه، قطعا عقب‌نشینی میکنه. ولی اگه ببینه با وجود درز کردن این قضیه به رسانه‌ها، هیچ واکنش تندی از میلیونها ایرانی به وجود نیومده، قطعا نتیجه میگیره که این تصمیمش هزینه‌ کمی داره و به فایده‌ش کاملا میصرفه. نام خلیج مکزیک راحت عوض شد چون به ت_خ_م هیچ مکزیکی نبود. ولی اگه طبق استراتژی بعضی دوستان ترامپیست، صبر کنیم تا ترامپ اول فرمان اجرایی رو امضا کنه و بعد بهش اعتراض کنیم اون موقع دیگه اعتراض ما هیچ فایده‌‌ای نداره چون اولا بعد از امضا، ترامپ محاله تصمیمشو عوض کنه و گند بزنه به اعتبار امضای خودش، و دوما اون موقع، لغو این تصمیم میشه یه توهین بزرگ به عربستان و متحدین عربش. شاید فکر کنید چون پای پول زیادی وسطه هیچ کاری از ما برنمیاد و ترامپ ناچاره به درخواست عربستان تن بده ولی این تحلیل درستی نیست. آمریکای ترامپ تو موقعیت بسیار برتر سیاسی و افتصادی و نظامیه و قدرت چانه‌زنی بالایی داره و اعراب از لحاظ امنیتی بهش نیاز زیادی دارن، همچنین ترامپ رابطه خیلی دوستانه‌ و تسلط خوبی رو عربستان داره و خیلی ساده میتونه به بهونه‌های مختلف این درخواست رو بپیچونه یا عقب بندازه و همزمان هیچ خدشه‌ای به سیاستش تو دوشیدن اعراب وارد نشه. این قضیه رو فعلا اصلا کوچک‌انگاری نکنید و نگید که این تغییر نام فقط برای دولت آمریکاس و نمیتونن تو سطح جهان چیزی رو عوض کنن و اهمیتی نداره. اولا آمریکا الان مهمترین کشور دنیاست و به تنهایی از تمام اتحادیه اروپا و غرب و شرق دنیا مهمتره. دوما در صورت وقوع، کشورهای دیگه اروپایی هم همین راه رو میرن تا از آمریکا تو دوشیدن عربها عقب نمونن. این اتفاق اگه بیفته اندازه تمام این ۴۷سال به دستگاه تبلیغاتی رژیم خون پروپاگاندا تزریق میشه و به اصلاحطلبها و چپهای آمریکاستیز عقبمونده فرصت میده تا ایدئولوژی کمونیستی امپریال‌ستیزی خودشون رو توی زرورقی از میهنپرستی بپیچن و به خورد مردم بدن. من خودم تمام توانمو میذارم و خواهش من از شما اینه که با تمام امکانات و توانتون، حساسیت و اعتراضتون رو به این قضیه نشون بدید و با تمام ابزارهایی که دارید، پشت پادشاه میهنپرست پهلوی بایستید و از موضعش حمایت کنید. این توییت طولانی رو با یه نقل قول از شاهنشاه عزیز تموم میکنم: "من از همه شما هموطنان عزیرم میخواهم تا به ایران فکر کنیم..." ‌#پاینده_ایران

Yaar - يار ‌‌قدیمی 🇮🇷🇮🇱

77,627 次观看 • 1 年前

خودشیفته، نارسیسیت، نابالغ، اینسکیور، دغل‌باز، لاشی... فرقی نمی‌کنه که اسمش رو چی بذارید. اما اگه اندازه ۵ دقیقه حوصله کنید می‌خوام برای شما از یک لحظه بگم. لحظه‌ای که اولین جرقه‌ی همه دردسرهای بعدی رو می‌زنه. لحظه‌ای که مثل تیغی در گلو هم دردآوره و هم اجازه نمی‌ده غذا بخوری. که اگه فکری به حالش نکنی، باعث می‌شه سوتغذیه نحیفت کنه یا حتی بکشتت. (قبلش ویدیوی این پست رو ببینید) 🔖 پرده اول: کودکی گریه می‌کنه. شاید از گشنگی کلافه شده، شاید از تنهایی ترسیده. شاید پوشکش اذیتش می‌کنه. شاید پرخاش مراقبینش به همدیگه رو دیده. دستانش رو در هوا تکون می‌ده و رد چشمانش به دنبال چهره گرم مامان یا دست حمایتگر بابا می‌گرده. مامان درد مزمنی پیدا کرده. شاید کمرش درد می‌کنه. شاید چند وقتیه درگیر ترفیع شغلی باباست چون بابا پروژه جدیدی گرفته و چند وقتیه دیر وقت به خونه میاد و در دسترس نیست. مامان شاید بعد از زایمان، افسردگی گرفته. شاید مشکل مالی‌ای پیش اومده و بابای تحت فشار، مامان رو هم مضطرب و نگران کرده. شاید مامان و بابا به این‌جای زندگی فکر نکرده بودن و حالا چکه‌های گاه و بی‌گاه سقف رابطه‌شون تبدیل به نم‌گرفتگی همیشگی و پوسیدگی رنگ و گچ شده. هر چه که هست چشم‌های کودک می‌گرده و خط نگاهش به چهره در هم کشیده‌ای می‌خوره. به چشمانی کم‌فروغ. به صورتی عصبانی. به لب‌هایی که گوشه‌هاش پایین افتاده. به ابروهای درهم‌کشیده‌ای که نشانی از محبت در اون‌ها نیست. شاید چشم‌‌های کودک می‌گرده و می‌گرده اما نگاهی پیدا نمی‌کنه. و این نه ماجرای امشب و هفته پیش و ماه گذشته، بلکه پاسخیه که - شاید همیشه، شاید گاه‌به‌گاه - اما مستمر و پیوسته دریافت می‌کنه: ⚡️لحظه‌ای که چشم‌ها به جست‌وجوی چشمه خنک و زلال توجه و محبت رفتن اما تشنه، با مشک خالی و با مُشتی خاک در کام برگشتن. 🔖 پرده دوم: کودک بزرگ‌تر می‌شه. به هر حال شیرین و بامزه‌اس (مگر این که خیلی بدشانس باشه که حتی بامزه و لپ‌دار هم نباشه). اون‌طور که هر کودک ۳-۴ ساله‌ای به توجه و دیده شدن نیاز داره، او هم به دنبال نیازش می‌گرده. مثل ریشه‌ای در خاک به دنبال آب، مثل گرسنه‌ای به دنبال غذا. شاید اگه بچه گربه وحشی رو در جنگل یا صحرا پیدا کنید و نون خشکی جلوش بندازید، حتی بوش هم نکنه. اما گربه‌ی توی کوچه - البته نه کوچه‌های حالا که پر از غذای خشک خارجیه - با دنده‌هایی که از زیر پوستش کمی معلومه و تن نحیفش، همون نون خشک رو هم به دندون می‌کشه و با میو کردن ضعیفی سعی می‌کنه شما رو راضی کنه تا سوسیس وسط نون که بوش بهش خورده رو هم بهش بدید. هر چه که هست، کودک به روشی که نمی‌دونه از کجا میاد ولی براش کار می‌کنه، توجه رو می‌گیره و سیراب می‌شه. شاید چون مودبه، شاید چون همیشه موهاش آب و شونه شده‌اس، شاید چون بلده دست به کنترل تلویزیون نزنه. شاید چون وقتی عصبانیه می‌گه چشم و گریه نمی‌کنه، شاید چون بلده شعری که بچه‌های ۷-۸ ساله با مشکل می‌خونن رو از حفظ بخونه. شاید چون بلده باز هم به چشمان بی‌فروغ و صورت در هم‌کشیده یا لب‌هایی که نمی‌جنبه و شاید حتی چشمی که نیست، نگاه کنه بی آن که خم به ابرو بیاره. در عوض کاری کنه که اون چشم‌ها اندکی برق بزنن و لب‌ها کمی بخندن. ⚡️بالاخره راه‌حل کنار اومدن با اون لحظه پیدا می‌شه. 🔖 پرده سوم: نوجوون ۱۳ ساله در اتاقش نشسته و با خودش فکر می‌کنه - یا شاید حتی فکر نمی‌کنه و بعداً متوجه جریان ناخودآگاه فکرش می‌شه - و می‌گه: «دیدی چه بیابان وحشتی بود؟ دیدی که چه گرسنه و تشنه بودیم؟ اما ما موفق شدیم. نه! یه ذره دیگه تا موفقیت مونده... ولی دیدی چیزی رو ساختیم که دیگه همه چشم‌ها با ذوق و همه لب‌ها با خنده باهاش روبرو می‌شن؟ می‌دونم... همه‌ی همه که نیست. کلی چهره هست که تا حالا ندیدیم. این صورتایی که هر روز می‌بینیم هم به نظر می‌رسه هنوز هم بعضی وقت‌‌ها در‌هم‌کشیده و کم‌فروغه. آخ! دیدی پریروز دو تاشون بهمون لبخند نزدن؟ خیلی تلخ بود. ولی جای نگرانی نیست. چون این چیزی که داریم می‌سازیم یکم دیگه، اگه فقط یکم دیگه روش کار کنیم دیگه به همه چشم‌ها و لب‌ها ذوق و خنده میاره» 🔖 از پرده سوم به بعد، برنامه‌ریزی پیش‌فرض مشخصه: یکم دیگه روی اون چیزی که داریم می‌سازیم کار کنیم تا دیگه همه بپسندنش. تا دیگه از اون جست‌وجو با کام تشنه و پرخاک و مشک خالی برنگردیم. تا دیگه اون لحظه ⚡️ تکرار نشه. اما کیه که ندونه دنیا کارش ناکام کردنه؟ کیه که ندونه آدم‌ها اصلاً به مشک ما نگاه نمی‌کنن که بخوان پرش کنن؟ این رو من و شما می‌دونیم، اما گربه‌ای که با نون خشک سیر شده نمی‌دونه. ریشه‌ای که جون کنده تا خودش رو به آب برسونه نمی‌دونه. و این همون تیغ در گلوست. هر ارتباط جدید با برنامه‌ریزی پیش‌فرض تکرار نشدن اون لحظه آغاز می‌شه و بعد از اندکی - اگه ادامه‌دار بشه - به گروگان گرفته می‌شه تا هیچ وقت باعث رخ دادن دوباره اون لحظه ⚡️ نشه. به هر حال اون لحظه خیلی خیلی دردناکه و ما هم این همه سال زحمت کشیدیم تا این محصول همه‌پسند رو بسازیم. حالا درسته کماکان یکی دو تا جاش گیر و گور داره. اما تیم توسعه قول داده با فیدبک‌های جدید حتماً محصول نهایی رو تا چند ماه دیگه آماده کنه. چیزی که مهمه اینه که تیغ رو دست نزنیم. چون دست زدن بهش درد داره. اما خب این شکم گرسنه نیاز به غذا داره. با هر لقمه هم تیغْ گلو رو خراش می‌ده و درد داره و غذا بهش می‌چسبه. درسته که یکمی درد داره. اما محصول ما قراره درد تیغ رو در نسخه نهایی کاملاً رفع کنه. از طرفی اگه تیغ رو دربیاریم ممکنه گلومون بچسبه بهم و دیگه نتونیم غذا بخوریم. حتی تیم توسعه گفته شاید کل دستگاه گوارش رو از کار بندازه. ما که نمی‌دونیم چی می‌شه. بعد خب معده و روده رو هم نمی‌شناسیم که بخوایم بهشون رسیدگی کنیم. فقط تیغ و گلو رو می‌شناسیم و غذا. ولی این درد گلو باعث می‌شه نه درست طعم غذا رو بفهمیم، نه درست بجویم و قورتش بدیم. بقیه هم تا کی تحمل آخ و اوخ و غذا خوردن خاص ما رو بکنن؟ خسته می‌شن دیگه... البته ما هم می‌تونیم سریع‌تر از سر سفره پاشیم تا کسی متوجه تیغ در گلو و رژیم خاصمون نشه. رژیم غذاییمون هم به خاطر عفونت و زخم‌های مکرر محدود و محدودتر می‌شه. ♻️ و زندگی همین‌طور پیش می‌ره... اگه خوش‌شانس باشیم، با یکی هم‌سفره می‌شیم که بالاخره یه فیدبکی به این محصول و این حقیقت که هنوز بعد از این همه سال تحقیق و توسعه نتونسته مشکل تیغ در گلو رو حل کنه، بده. و سوالی که بعد از اون هر بار تکرار می‌شه و باید بهش جواب بدیم، اینه: آیا جرئت مواجه شدن با اون لحظه⚡️ و در آوردن تیغ و درد و مراقبت‌های بعدش رو داریم... یا به کار روی محصول ادامه می‌دیم؟

Mehdi Jahani

17,740 次观看 • 8 个月前

چرا ۱۴ فوریه، غرب بااااااااااااید قیامت بشه؟! چرا این مهمتررررررررررررین فراخوان شاه‌ـه؟! بخش ششم از فرمان ۶ ماده‌ای که رضاشاه دوم مطرح کرد این است: آمادگی کشورها برای به رسمیت شناختن دولت انتقالی! می‌دانید یعنی چی؟! احتمالاً رضاشاه دوم چیزی می‌داند که ما نمی‌دانیم و آن جنگ R2P آمریکا با رژیم است که تا آن تاریخ قطعی به نظر ایشان رسیده و نیاز به دررررررررررررررررریای جمعیت ایرانیان برای به رسمیت شناختن دولت در تبعید رضاشاه دوم است و این مهمترین گام برای انتقال از رژیم به دموکراسی است. من همیشه قدردان ایرانیان خارج بوده‌ام که همیشه پشت و پناه مردم ایران بوده‌اند ولی این فراخوان، از نوع دیگری است! بااااااااااااااااااااید شهرهای غربی را صدها هزار صدها هزار غرررررررررررق در خواسته ایرانیان کنیم حالا که رژیم نسل‌کشی کرده. دوستان و هم‌میهنان خارج از ایران؟! اگر مردم داخل خون دادند برای بازگشت شاه، حالا این شما هستید که نقشی بسسسسسیار مهم از سوی شاه به دوش شما گذاشته شده و آن حضور همه ایرانیان بی‌کم و کاست در تظاهرات ۱۴ فوریه است. باید میلیووووووووووووووونی شهرهای غربی را غرق ایرانیان کنیم. محبت کنید نه بخاطر من(!) که بخاطر ایران و جان فدایان وطن، این پیام مهم را به همه خارج‌نشینان برسانید؛ سپاسگزارم❤️🫂

JamesDean

277,639 次观看 • 6 个月前

سال 2020 و چند ماه بعد از همه گیری COVID بازی COD Warzone منتشر شد. خاطرم هست اولین بار که اجراش کردم اونقدر همه چیز سریع بود که مغزم نمی‌تونست این حجم از اتفاقات رو پردازش کنه و حتی خواستم پاکش کنم! اما 2 هزار و 400 ساعت دیگه ادامه دادمش و شد بازی‌ای که جمعی از بهترین دوستانم رو بهم داد. حالا بعد از 5 سال و با سیاست‌های اشتباه Activision Blizzard بازی از اون حس و حال واقعگرایانه‌ش رسید به جایی که با Fortnite مقایسه‌ش کنن. این به معنی بد بودن فورتنایت نیست، اتفاقا فورتنایت هنوز تو مسیر خودشه ولی Call of Duty که زمانی خودم برای از دست دادن Ghost در MW2 سال 2009 به اون شکل، اشک ریختم، رسید به بازی‌ای که اسکین Nicki Minaj و اسب تک شاخ و رنگین کمون شد آیتم‌های فروشگاهش. از طرفی اکتیویژن طی این سالها نه صدای پلیرها رو شنید و نه صدای استریمرها رو، هر کاری که خواستن برای درآوردن پول بیشتر کردن و کار به جایی رسید که COD Warzone رسما غیر قابل بازی شده! چیترها از سر و کول سرورها بالا می‌رن، سرورها دیگه استیبل نیستن و اگر پرت نشی از بازی بیرون قطعا لگ زیادی خواهی داشت و بازی غیر قابل تجربه‌ست! و آخرین میخ به تابوت COD برای من با انتشار دموی BO7 خورده شد! بازی دیگه COD نیست، همون اشتباهی که قبلا یک بار مرتکب شدن رو دوباره تکرار کردن. در نهایت من بهترین روزها رو در کنار دوستانم Khashayar "Kash" Rabbanian و Javad و سروش بلبل در این بازی داشتم، روزهایی که از فشار روانی به وارزون و وقت گذروندن با دوستام پناه بردم. حالا منتظرم تا Battlefield 6 منتشر بشه تا چیزی که باید توی COD تجربه می‌کردم رو اونجا ادامه بدم. به احترام تمام روزهای خوبی که داشتم، بعد از 5 سال تجربه بهترین گیم مولتی پلیر تمام زندگیم تا این لحظه، Warzone رو پاک کردم. به امید اینکه Activision سر عقل بیاد!

Diego Jr

17,397 次观看 • 10 个月前

هنر سنگ بودن؛ ترامپ و برند شکست ناپذیری که هرگز ترک نمی‌خورد! نوع ری اکشن #ترامپ در این ۱۲ ثانیه به اندازه یک ترم روانشناسی سیاسی، مدیریت بحران و برندسازی نکته در خودش داره. به نظرم اگر به این کلیپ دقت کنیم چهار تا پیام منحصربه‌فرد و فوق العاده رو می تونیم ازش برداشت کنیم؛ 1️⃣ سیگنال تسلط: ترامپ لحظه برخورد میکروفون به جای عقب کشیدن سر و پلک زدن سریع حالتی ایستا و سنگی به خودش میگیره یعنی در شرایط غیرمنتظره کمترین میزان پاسخ آمیخته با وحشت و بیشترین میزان تسلط بر موقعیت رو نشون میده! 2️⃣ مجسمه در طوفان: مهمترین تفاوت رفتار یک مجسمه سنگی و یک پرچم در طوفان چیه؟ بی حرکت موندن مجسمه و القای استحکام و ایستایی. برند شخصی ترامپ همیشه با تزلزل ناپذیری و استحکام گره خورده و این ری اکشن مسلط ترامپ مانع ترک خوردن این تصویر محکم و شکست ناپذیر شد. 3️⃣ نگاه مرد آلفا: نگاه ترامپ بعد از برخورد میکروفون به صورتش هم خیلی جالب بود. نگاه اکثر ما در این شرایط به میکروفون یعنی ابژه منحرف میشه ولی نگاه ترامپ به جای میکروفون به خبرنگار یعنی سوژه خیره موند.یعنی حرکت میکروفون نتونست کانون تمرکز ترامپ رو به هم بزنه! 4️⃣ شوخ طبعی : در لحظه برخورد میکروفون و پس از نگاه خیره به خبرنگار ابروهای ترامپ به حالت طنزآمیزی بالا میره. آمیزه ای از تسلط، شوخ طبعی و نگاه از بالا که انگار داره میگه واقعا؟! همش همین بود؟! 🟥 در نهایت ترامپ ثابت کرد تو عصر کلیپ‌های ۱۰ ثانیه‌ای ولو شده در شبکه های اجتماعی، یک پلک نزدن به موقع، می‌تواند بیش از یک سخنرانی یک ساعته، تصویر مرد قدرتمند و پولادین رو تو ذهن هواداران، رقبا و دشمنانش تثبیت کنه!

Ali Bornaei

53,806 次观看 • 6 个月前

فرض کنیم جنگ نشه، کی بیشتر از همه ضرر می‌کنه؟ باورم نمیشه هنوز کسی در مورد اینکه جنگ میشه یا نه شک داشته باشه. اینجا نمی‌خوام وارد داستان‌های تحلیل نظامی و تسلیحاتی بشم. یک لحظه همه‌ی سیگنال‌ها و اخبار دیگه ر رها کنید. برای جنگ یک دلیل خیلی ساده‌ و محکم‌ و در این حال مهم وجود داره که هیچ کدوم از اینا نیست. (حفظ جان مردم ایران و مداخله بشردوستانه، مقابله با گندکاری‌های ج‌اسلامی، تحریک برادران اهل کتاب اسراییلی نیست) روزی که ترامپ به مردم ایران قول داد ازشون حمایت می‌کنه، خودش ر وارد معادله‌ای کرد که در یک بن‌بست کامل قرارش میداد. فرض کنید همین فردا ترامپ اعلام کنه که جنگ کنسله، و اصولا ج‌اسلامی هم هیچ شرطی ر قبول نکنه، ده‌ها میلیارد دلار پول انتقال تسلیحات نظامی آمریکا به ۱۰ کشور مختلف منطقه و اروپا هم فدای سر طفلان اِریکا. فرض کنید همین فردا سنتکام دستور بده که سربازان و ناوهای آمریکایی پس از خرید سوغات کافی و زیارت عتبات عالیات عراق، و سیاهت دوبی و عربستان و قطر و بحرین و … چمدون‌ها ر ببندن و به آمریکا برگردن. فرض کنید اصلاح‌طلبای خونخوا‌ر بازم موفق بشن با مذاکره از این قائله، جنازه نیمه‌جان حکومت ولایی ر بیرون بکشن! اصلا فرض کنید برنامه اتمی‌شون ر هم حفظ کنن، و موشک‌هاشونم بدون کوچک‌ترین تعدیل حفظ بشه. دیگه از این بدتر میشه؟ فرض کنید ترامپ به هیچ کدوم از دستاوردهای احتمالی نرسه و با کلی ضرر مالی انتقال این همه تجهیزات (که از زمان نبرد با صدام حسین، بی‌سابقه‌اس)، صحنه ر ترک کنه و ما ر با ج‌اسلامی (با ادامه کشتار معترضان، با ادامه‌ی قطع ارتباط با دنیا) تنها بذاره. 🛑 اینجا پیام فقط به تهران داده نمی‌شه. پکن و مسکو هم دارن نگاه می‌کنن. به محض اینکه آمریکا این کار رِ بگنه، شانس اینکه چین یک حرکت انتحاری برای محاصره و فتح تایوان بکنه، به شدت بالا میره. منطقی است که چینی‌ها از این اتفاق نتیجه بگیرن که ترامپ توان عمل کردن به قول‌هاش ر نداره و نمی‌تونه در مقابل رد شدن حکومتی مثل ج‌اسلامی (که هزار برابر ضعیف‌تر از چینه) از خط قرمزهای آمریکا واکنش نشون بده. پس به احتمال زیاد این آمریکا هرگز در مقابل چین هم نخواهد ایستاد. چینی که بازوهای قدرتش در تمام دنیا پراکنده شده. فقط لحظه‌ای به تنش در تایوان فکر کنید. با اون فاصله کم از سواحل چین. اگه ترامپ وارد جنگ با ج‌اسلامی نشه، تحلیل در پکن قطعا این خواهد بود که در اسرع وقت می‌تونن تکلیف تایوان ر برای همیشه یک‌سره کنن و آمریکا هم جرأت مداخله نداره. در طرف دیگه‌ی ماجرا، روسیه به رهبری پوتین، خیلی راحت این نتیجه ر می‌گیره که آمریکا ر میشه مجبور کرد خیلی سریع از اکراین عقب بکشه! و اروپایی‌ها هم که پتانسیل حمایت کافی از اکراین ر ندارن. شما دارید به یک زمین چند وجهی از چندین جبهه فعال درگیر و به هم متصل نگاه می‌کنید. ❌خاورمیانه، شرق آسیا و اروپای شرقی. اینجا دیگه مسأله فقط حمایت از مردم ایران نیست. اگه ایالات متحده در این ماجرا به هر نحو، موفق به شکست کامل ایران نشه (توافق و تسلیم کامل و یا شکست در جنگ)؛ یک موقعیت ژئوپلتیکی خیلی خطرناک بوجود میاد. خوشبختانه (برای ما) ترامپ خودش ر در یک بن‌بست گیر انداخته که محکوم به طی کردن یکی از این دو راهه: راه اول: تسلیم کامل حکومت اسلامی در توافق که تقریبا محاله. و راه دوم یعنی جنگ. و دوباره می‌گم، این ارتباطی به دلسوزی، مداخله‌ی بشردوستانه و تاثیر اسرائیل و جزییات پروژه‌ی هسته‌ای نداره. گاهی تو سیاست قدرت‌های بزرگ، مسئله این نیست که کی جنگ ر دوست داره یا نداره؛ مسئله اینه که کدوم گزینه براشون پرهزینه‌تره: عقب‌نشینی یا تقابل. #جاويدشاه‌

Nima. Monsefi. نیما منصفی

37,286 次观看 • 6 个月前

بخش بزرگی از کسانی که اسم #خلیج_فارس به گوش‌شان خورده، نمی‌دانند نحوه شکل‌گیری این حجم بسیار محدود آب چیست. فرض کنید یک دره عادی به طول چند صد کیلومتر به خاطر بالا آمدن آب‌های آزاد زیر آب رفته. حالا عمق متوسط آن حدود ۳۵ متر باشد. این یک دریای باز با جریان معمولی دریایی نیست. شورتر کردن این حجم آبین محدود با شورابه آب‌شیرین‌کن‌ها و کاهش حجم آب و رسوب ورودی به خاطر سدسازی‌ها در بالا دست، شرایط این محدوده را به شدت تغییر داده است. به یکی از کسانی که می‌گفت باید کویر لوت و کویر مرکزی را دوباره پر آب کنیم تا همان‌طوری باشد که قبلا بوده، گفتم می‌توانی خلیج فارس را به وضعیت قبل از ۱۵ هزار سال پیش در بیاوری؟ متوجه منظورم نشد. ما الان در دوره‌ای زندگی می‌کنیم که هر تغییری در حجم و کیفیت دریاها و منابع آب، روی زندگی خودمان و زیست‌مندان دیگر تاثیر می‌گذارد، پس بهتر است قبل از ایده‌پردازی و رویا پروری، حداقل تاریخچه‌ها را بشناسیم و فقط با دیدن نقشه سطحی، از پروژه‌های بزرگ حرف نزنیم.

Nik Kowsar

70,458 次观看 • 10 个月前

در کثافت این روزها بیشتر محمود درویش می‌خوانم. مخدر من است این مرد. نعشه می‌کند. کلمه‌های او که اگرچه برای سرزمین خودش می‌نوشت، خنجری بود که به استخوان ما هم می‌رسید، حالا که به زور، جرعه‌ای از شوکرانِ دردِ مردم او به حلقمان ریخته‌اند، بیشتر معنا می‌دهد: «بر این سرزمین چیزی هست، شایستۀ زیستن بر این سرزمین، بانوی سرزمین‌ها، آغاز آغازها پایان پایان‌ها» یزد باران می‌بارد. ملس و سکرآور. و من در این هوا نمی‌توانم به درویش و شعرش فکر نکنم. به اینکه نکند عاقبت نتوانم مثل او بر این سرزمین زندگی کنم آنقدر که دوست دارم. که «بی‌جا» شوم. بی‌خانه. بی‌ریشه. این روزها، راه رفتن هم حتی برایم سخت شده. پاهایم انگار به زمین می‌چسبد. کش می‌آید هر قدمم. مسأله فقط باران نیست. چیزی خیلی سفت‌تر از هر چسبی من را به این خاک دوخته و نمی‌گذارد با این کابوس کنار بیایم که فردا روزی، ایرانی نمانده باشد که بشود درباره آینده آن تخیل کرد. والا که ما خیلی گرفتار این زمین‌ایم آقا، خانم. برای همین هم دو دستی چسبیدیم‌اش، این زمین را که بر آن چیزیست شایسته زیستن. چه کاری میتوانم بکنم؟ روزمره‌نویسی. چون برایم مهم است که چهره انسانی ما حفظ شود. ما که قربانی جنگی ناموجه و بی‌ثمر و غیرلازم هستیم. برای «آنها» راحت است که درباره مشتی قربانی بی‌صورت حرف بزنند. مشتی جنازه. که ما را عددی بدانند در خیل هزاران قربانی‌ دیگرشان. ما اما نباید بگذاریم. نباید عدد شویم. نباید یکی باشیم برای سرشماری «موفقیت» عملیات نظامی و سنجه‌ای برای اندازه‌گیری دقت اسلحه‌های آنها. مهم‌ست که از شهر هم بنویسیم. اینکه پاکت‌های کوچکی از زندگی در گوشه‌های این شهرهای ما هنوز هم جاری است. اینکه هنوز هزاران نقطه‌ی نابِ کشف‌نشده در تهران و اصفهان و یزد و تبریز مانده که باید آنها را تجربه کرد. چشید. مزه‌مزه کرد. که احمقانه بودن «تخریب» و «دوباره می‌سازیم» را عریان نمایش دهیم. که بگویم اینها جایگزین‌ناپذیرند. بگوییم اشغال‌ها! ما هنوز نفس می‌کشیم در این شهر. خانه ما اینجاست. شهر ماست که موشک می‌اندازید بر سرش. زنده‌ست و باید از جان‌شان محافظت کرد. که نمیرند. زخم برندارند. در بازار کسی زد زیر آواز. و غمِ سنگین ِ صدای او تمام حرفهای من را در خود داشت. خیلی بهتر و قشنگ‌تر. ویدیوی چهارم.

Hossein Hamdieh | حسین حمدیه

21,027 次观看 • 5 个月前

با آرزوی خوشبختی و سلامت برای این دو عزیز شخصا این ازدواج رو درست نمی‌دونم و بچه دار شدن این عزیزان احتمال بوجود آوردن یک فرد با سندروم داون را بیشتر می‌کند اگرم بچه سالم باشد دیگر بدتر عمری غمگین خواهد بود یک داستان واقعی براتون میگم شاید دلیل مخالفت منو متوجه شدید یکی از پسر عمه های من سندروم داون داره حدود چهل سال قبل با یک دختری که اونم سندروم داون داره ازدواج می‌کنه اینا بلافاصله بعد از ازدواج صاحب یک پسر می‌شوند پسری که نه تنها سندرم داون نداشت بلکه بسیار باهوش بود با اینکه ۵ سال از من بچه تر بود اما اونقدر این پسر خلاق و با اطلاع بود که من هر دفعه میدیدمش ازش کلی چیز یاد می‌گرفتم این پسر همش سرش توی کتاب بود و می‌گفت می‌خوام دکتر بشم تا پدر و مادرم رو خوب کنم حتی مدرسه تیزهوشان می‌رفت منم تحسینش میکردم این پسر همش غمگین بود یکبار من ندیدم بخنده یا شاد باشه روزگار زد و پدر و مادرش از هم جدا شدن و حال پدرش روز به روز بدتر میشد مادرش هم یک شب رفت و تا الان کسی نمی‌دونه کجاست !درست پسرش سال سوم پزشکی بود پدرش هم مرد اینجا بود دیگه مسعود(پسر پسر عمه من)قاطی کرد یکدفعه دانشگاه رو ول کرد زد توی کار خلاف چقدر فامیل باهاش صحبت کردند ولی فایده نداشت تا اینکه گفتند رفته پاکستان و اونجا با یک دختر ازدواج کرده و دو تا بچه داره که یکیشون عادیه و اون یکی سندروم داره مسعود میتونم بگم یک نابغه بود که تباه شد بعد از سالها توی مراسم ختم دیدم یکی بغلم کرد اول شناختمش گفت منم مسعود! کلی باهاش صحبت کردم اونقدر پیر شده بود تمام موهاش سفید شده بود و معلوم بود این پسر در عذابه اینکه من زندگی این عزیزان رو دیدم و خوب می‌دونم فرزندان این فرشته‌ها چه زجری میکشند.

 عمو کُنت

74,425 次观看 • 2 个月前

من در «مسقط» جایی در جنوب لبنان من که از همه چیز به خاطر بودن در «جنوب» گذشته بودم ، آمدم با همان نیت و تربیتی که از خاک جنوب آموخته‌ام: این‌که حضور در هر عرصه‌ای، اگر برای خدا و جبهه حق باشد، تفاوتی ندارد میدانش سنگر جهاد باشد یا میز مذاکره. آموخته‌ام که اگر میدان دیپلماسی دست اهلش باشد، ارزشش کمتر از میدان نبرد نیست؛ چرا که هر دو برای تأمین منافع حق و حمایت از مظلوم تلاش می‌کنند. با همین نگاه، قدم در این سفر گذاشتم. آمدم تا ما، بچه‌های مقاومت، در مواجهه با پدیده مذاکرات جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا، به یک فهم مشترک و منطقی برسیم؛ مبادا که خدای‌نکرده به نام غیرت، بی‌منطقی کنیم و به‌جای یاری انقلابمان، باری بر دوش آن شویم. از سید شهیدمان آموخته‌ام که سرباز بودن، نه سربار بودن، شرط خدمت به جبهه حق است. و این اصل، چه در جنوب و چه در مسقط، فرقی ندارد. در پایان روز اول، به این باور رسیدم که باید «یک‌دست» باشیم. اگر بناست از محور حق دفاع کنیم و برای تأمین منافع آن بکوشیم، نباید اسیر ادبیات تخوین و حمله به اصل مذاکره شویم؛ مادامی که این مسیر از دایره تبیین و رهنمودهای امام امت خارج نشده باشد. امروز، یکی از مهم‌ترین رویدادهای روز نخست، حضور دکتر عباس عراقچی، عضو ارشد تیم مذاکره‌کننده ایران، در نمایشگاه بین‌المللی کتاب مسقط و شرکت در مراسم جشن امضای کتاب «قدرت مذاکره» بود. فرصت مغتنمی دست داد با آن هایی که در این رویداد حاضر بودند صحبت کنم ؛ مردمان ساکن در منطقه غرب آسیا ما را از قبل بیشتر دوست دارند ، شاید این روز ها به این نتیجه رسیده اند که ما در سختی و شادی «مظلوم » را رها نمی‌کنیم پایان گزارش روز اول مسقط – عمان

Hossein Pak

26,195 次观看 • 1 年前

به هندوستان میگن آزمایشگاه نابرابری. جایی که یه حجم وحشتناک از ثروت بالای هرم راج‌ها جمع شده و اون پایین میلیون‌ها آدم دارن با فقر و محرومیت دست و پنجه نرم میکنن. نگذارید ایران رو به هندوستان دوم تبدیل کنن. نظام ارباب و رعیتی جدید مطبوع حزب کارگزاران و سپاه! این رو به اون دوستانی میگم که سکوت کردن و ته دلشون میگن بذار بنزین بشه ۱۰۰ هزار تومن، دلارم بره ۳۰۰ هزار. هرچی فشار بیشتر بشه مردم زودتر میریزن تو خیابون. 🔴 شاید یه زمانی این تحلیل قابل دفاع بود. ولی فشار هم یه آستانه داره. یه Threshold. تا یه جایی فشار میتونه آدم رو عصبانی کنه و هلش بده سمت اعتراض و شورش. ولی از یه جایی به بعد لزوما این اتفاق نمیفته. ممکنه دقیقا برعکس بشه. ممکنه جامعه رو اونقدر له کنی که دیگه تمام فکر و ذکر آدم بشه زنده موندن. وقتی دکترین شوک رو روی جامعه‌ای پیاده میکنی که دیگه ظرفیت جذب یه شوک جدید رو نداره، جامعه‌ای که همین الان میلیون‌ها نفرش با فقر و ناامنی اقتصادی درگیرن، دیگه فقط قدرت خرید مردم رو پایین نمیاری. کم کم کرامت آدم‌ها رو هم میگیری. آدمی که از صبح تا شب داره حساب میکنه اجاره‌ش رو چجوری بده، گوشت بخره یا نخره، داروش رو بخره یا قبضش رو بده، لزوما انقلابی‌تر نمیشه. اتفاقا ممکنه دیگه نه وقت اعتراض داشته باشه، نه انرژی اعتراض، نه توان سازماندهی و نه حتی جرات اینکه درآمد چند روزش رو از دست بده. این همون نقطه خطرناکه. شوک اقتصادی معمولا وسط بحران بهتر جواب میده چون جامعه هنوز نفهمیده از کجا خورده که شوک بعدی میرسه. ولی وقتی فشار از آستانه تحمل رد شد نتیجه لزوما انفجار نیست. نتیجه‌ش یه جامعه خسته، فقیر، بدهکار و وابسته‌ست که تمام انرژیش صرف بقا میشه و برای خدمت به ارباب‌های رانتی با خودش رقابت هم میکنه! سیاست‌های اقتصادی حزب کارگزاران و شبکه‌های رانتی سپاه و حکومت امروز اینه. هدفشون اینه: ایران تبدیل بشه به یه جامعه دو طبقه. یا یه جوری به شبکه قدرت، رانت و سرمایه وصلی و جزو طبقه اربابانی. یا فرقی نمیکنه دکتر باشی، مهندس باشی، استاد دانشگاه باشی، کارمند باشی، کارگر باشی یا کشاورز. درآمدت هر روز بی ارزش‌تر میشه و کم کم پرت میشی تو یه طبقه‌ای که فقط باید کار کنه تا زنده بمونه. مسئله دقیقا همینه. وقتی حقوق من و تو ریالیه ولی یکی یکی هزینه‌های زندگی رو با دلار تنظیم میکنن چه اتفاقی میفته؟ دلار شناور. انرژی به قیمت جهانی. بنزین نزدیک قیمت جهانی. خیلی خب. پس حقوق منم جهانی کن. قدرت خرید منم جهانی کن. خدمات عمومی منم جهانی کن. رقابت اقتصادی رو هم واقعی کن. رانت و انحصار رو هم جمع کن. نمیشه درآمد مردم ریالی باشه بعد موقع گرفتن پول از مردم یهو همه چی جهانی بشه. اسم این بازار آزاد نیست. بازار آزاد وقتی معنی داره که رقابت واقعی وجود داشته باشه. وقتی اقتصاد پر از رانت و انحصاره آزاد کردن قیمت‌ها میتونه فقط یه معنی داشته باشه. سود برای بالایی‌ها و هزینه برای بقیه. یعنی سود خصوصی و ضرر عمومی. برای همین نذارید این سیاست‌ها رو با چهارتا اصطلاح شیک اقتصادی و استدلال ظاهرا لیبرال بهتون بفروشن. و از اون مهم‌تر سکوتتون در برابر فقیرتر شدن مردم رو با این امید توجیه نکنید که بذار فشار بیشتر بشه، مردم بالاخره شورش میکنن. 🔴 هیچ قانون تاریخی‌ای وجود نداره که بگه هرچی مردم فقیرتر بشن انقلاب نزدیک‌تر میشه. گاهی دقیقا برعکسه. هندوستان هم نمونشه! فقر مزمن میتونه آدم رو اونقدر درگیر نون شب، اجاره، قسط و زنده موندن کنه که دیگه چیزی برای کنش سیاسی براش باقی نمونه. خطری که من میبینم دقیقا همینه. یه ایران دو طبقه. بالا یه اقلیت کوچیک که به رانت، انحصار، سرمایه و قدرت سیاسی وصله. پایین اکثریتی که دیگه حتی مدرک و تخصص و شغلش هم نجاتش نمیده. دکتر و مهندس و استاد دانشگاه و کارمند و کارگر و کشاورز همه کم کم تو یه طبقه جمع میشن. طبقه‌ای که باید تمام عمرش بدوه تا فقط زنده بمونه. حتی ممکنه توی این مدل فردا کارخانه خارجی هم بیاد. سرمایه خارجی هم بیاد. بازار هم ظاهرا آزادتر بشه. حتی یه سری آزادی اجتماعی هم بدن. ولی تا وقتی رانت و انحصار سر جاشه این اسمش جامعه آزاد و مرفه نیست. این میتونه یه مدل خیلی ساده باشه. آزادی اقتصادی برای صاحبان قدرت. قیمت جهانی برای مردم. درآمد ریالی برای مردم. رانت برای همونایی که همیشه به سفره وصل بودن. نگذارید ایران رو به آزمایشگاه این مدل از نابرابری تبدیل کنن. فقر بیشتر لزوما انقلاب نمیاره. گاهی فقط آدم‌ها رو اونقدر درگیر زنده موندن میکنه که دیگه فرصت فکر کردن به تغییر رو هم نداشته باشن. فقر وقتی از حدش فراتر بره دیگه انقلابی بیشتر نمیسازه. فقط رعیت بیشتری میسازه برای مرعشی‌ها، مدلل‌ها و هاشمی‌ها. سکوت نکنید🔴

Nima. Monsefi. نیما منصفی

15,537 次观看 • 16 小时前