Video wird geladen...

Video konnte nicht geladen werden

Zur Startseite

دکتر عبدی: نباید ادای جدی بودن در آورد؛ باید واقعا بجنگیم؛ وگرنه بازدارندگی ایجاد نخواهد شد! بدیهی‌ترین علامت این قضیه اینه که اینجور واسه مذاکره لَه لَه نزنیم!

16,800 Aufrufe • vor 3 Monaten •via X (Twitter)

0 Kommentare

Keine Kommentare verfügbar

Kommentare vom Original-Post werden hier angezeigt

Ähnliche Videos

گزینه سوم چون دست برتر را داریم پس مذاکره کنیم؟ تا رییس‌جمهور آمریکا امضای بی‌ارزش و بی‌اعتبارش را زیر تفاهمنامه‌ای بگذارد و بعد هروقت خواست دوباره حمله کند؟ این چه نوع سیاست خارجی است؟ ان شاءالله این بخش از مصاحبه ترجمه نشود. چون آنچه مد نظر دستگاه دیپلماسی و شخص جناب وزیر خارجه است، یعنی رسیدن به بازدارندگی از این طریق غیر قابل حصول است. آمریکای‌ جنایت‌کار با دیدن این ویدئو به این نتیجه می‌رسد که هروقت خواست می‌تواند به ایران حمله کند و هروقت خواست می‌تواند طرف ایرانی را به پای میز مذاکره بیاورد و هروقت خواست می‌تواند میز مذاکره و مردم ایران را دوباره بمباران کند. با ایجاد دوگانه یا تسلیم و اشغال آمریکا یا مذاکره، این نتیجه حاصل شده که چون نمی‌توانیم آمریکا را اشغال یا از طریق "شکست قطعی نظامی" وادار به تسلیم کنیم پس باید مذاکره کنیم. واقعیت این است که در کنار دو گزینه بالا گزینه سومی هم هست. گزینه سوم گزینه تغییر سیاست آمریکا است. یعنی آمریکا به این نتیجه برسد که سیاست حمله به ایران سیاست اشتباه و پرهزینه‌ای بوده است. تغییر سیاست به معنای وادارسازی طرف مقابل به تسلیم از طریق شکست قطعی نظامی نیست. همانطور که ایران تسليم در مقابل آمریکا را نپذیرفته ولی تغییر در بخش‌هایی از سیاست هسته‌ای خود را پذیرفته است. تجربه چند دهه گذشته و به خصوص دو سال گذشته نشان داده که مذاکره تغییر سیاست آمریکا را حاصل نمی‌کند. برای تغییر سیاست آمریکا افزایش قیمت نفت و افزایش فشار اقتصادی بر آمریکا و افزایش تعداد کشته‌های آمریکایی کارآمد است. و البته مذاکرات و تفاهم‌نامه حاصل از آن برای چند ماه این دو مشکل را برای آمریکا حل کرده است. به این ترتیب نیاز نیست آمریکا از طریق شکست قطعی نظامی تسلیم شود؛ افزایش هزینه برای آمریکا منجر به تغییر سیاست خواهد شد. شبیه دولت‌های قبل از ترامپ و دور اول خود او. برآورد دولت‌های پیشین آمریکا این بود که هزینه حمله به ایران بالاست. دولت فعلی آمریکا به این نتیجه رسید که هزینه حمله به ایران قابل تحمل است. تا زمانی که این برآورد تغییر نکند حملات چند ماه یکبار به ایران ادامه پیدا خواهد کرد. ‌حالا چکار کنیم؟ حمله به ایران دو هدف اصلی داشت. ۱- تصاحب منابع نفتی ایران. یعنی ثروت‌اندونزی برای آمریکا. ۲- ایجاد سلطه اسرائیلی-آمریکایی در منطقه. تنها راه برون‌رفت از شرایط فعلی به یقین رسیدن آمریکا به این واقعیت است که فعلا هیچکدام از این دو هدف در دسترس نیست. چطور؟ ۱- لطفا لیستی از تأسیسات آب‌شیرین‌کن و تأسیسات نفتی هدف ایران در منطقه منتشر کنید. در صورت حمله مجدد به ایران، این تأسیسات باید به گونه‌ای تخریب شوند که بازسازی آنها حداقل دو سال زمان ببرد. حمله به ایران نباید عادی‌سازی شود. ۲- یعنی آمریکا باید متوجه شود که نه تنها ثروتی از منابع نفتی ایران به دست نخواهد آورد بلکه با قیمت بالای نفت برای حداقل دو سال روبرو خواهد بود. ۳- روش صحیح دور کردن سایه جنگ از کشور بازدارندگی نظامی است تخریب محدود بازدارندگی لازم را ایجاد نمی‌کند. ترامپ به تخریب محدود این تأسیسات به عنوان پروژه بازسازی برای شرکت‌های آمریکایی نگاه می‌کند. اما تخریب گسترده، قیمت‌های جهانی نفت و گاز را برای حداقل دو سال بالا نگه می‌دارد و بازدارندگی لازم را ایجاد می‌کند. مسیرهای جایگزین تنگه هرمز باید در اولویت اهداف ایران باشد. اگر آمریکایی‌ها بدانند ایران واقعا به این سبک پاسخ خواهد داد به ایران حمله نخواهند کرد. ۴- تجربه نشان داده امتیاز و مذاکره سایه جنگ را دور نمی‌کند. چون به گفته امام شهید "آمریکا می‌خواهد ایران را ببلعد." یعنی امتیاز، هرچقدر هم که بزرگ باشد، برای او کافی نیست. در چهار ماه گذشته هیچ شواهدی در عدم صحت‌ این تحلیل امام شهید نداریم. ۵- علی الاصول اولویت اول کشور باید شکستن چرخه: حمله، آتش¬‌بس، مذاکره، حمله باشد. متأسفانه در میانه راه، مسیر به سمت دریافت سویای تراریخته آمریکایی منحرف شد. ۶- لطفا تنگه هرمز را حداقل برای دو ماه واقعا ببندید. آمریکا هنوز هزینه اقتصادی لازم برای حمله به ایران را پرداخت نکرده. قابل تحمل بودن هزینه حمله به ایران یعنی حمله مجدد گسترده. در ۴۶ سال اول انقلاب اسلامی به ایران حمله نظامی نمی‌شد چون برآورد آمریکا این بود که هزینه حمله به ایران بالا است. باید محاسبات آمریکا به همان حالت برگردد. مقامات کشور گفته‌اند در ماه‌های گذشته تمام نفت‌های روی آب کشور و بیش از آن با قیمت بالا فروخته و پول‌ها دریافت شده است. کشور برای تأمین هزینه‌ها برای دو ماه آینده پول دارد. ۷- لطفا بعد از بازگشایی محدود تنگه هرمز دریافت عوارض را فراموش نکنید...

فواد ایزدی Foad Izadi

64,038 Aufrufe • vor 2 Monaten

حمایت روسیه، طنابی که نباید با آن هیچ کجا رفت 🔸روسیه، متحدان و شرکای استراتژیک خود را رها می‌کند و می‌فروشد. این سنت روسیه جدید بعد از فروپاشی شوروی است و از لیبی تا سوریه و ونزوئلا، شاهد تکرار این رویداد بوده‌اند. بخش آزاردهنده این رها کردن برای کشورهایی که روی حمایت روسیه حساب کرده‌اند این است که روسیه پیشاپیش می‌داند که در هنگام مشکلات جدی توان حمایت از متحدان استراتژیک خود را ندارد و تنها چیزی که می‌تواند ارائه کند، چند نشست خبری و عکس گرفتن با پوتین است. ونزوئلا متحد استراتژیکی برای روسیه به شمار می‌رفت، میزبان بمب افکن‌های استراتژیک آن در قاره آمریکا بود و و حداقل جای آن داشت که در حوزه نظامی مورد حمایت روسیه قرار گیرد اما حمایت روس‌ها از خانه عنکبوت نیز سست‌تر است. البته چین هم برادر روسیه است اما حداقل دلگرمی به حامیان خود می‌دهد و کشورها می‌دانند که نباید روی حمایت جدی چین در مقابل آمریکا حساب کنند. شرح ویدیو: فرود دو بمب افکن توپولوف ۱۶۰ روسیه در ونزوئلا در سال ۱۳۹۷ پس از ۱۱ ساعت پرواز مستقیم که خبرنگار راشا تودی آن را به طور ویژه‌ای تحت تاثیر ودکای خوب روسی پوشش داد و اگرچه شهرتی به خاطر نترس بودن خود به دست آورد، اما جریمه هم‌ شد.

خیزران | kheyzaran

13,617 Aufrufe • vor 8 Monaten

حکایت #کرسنت مصداق بارز حیف و میل است! حیف به میزان میلیاردها دلار عدم‌النفع و جریمه[که طبق قانون باید برخورد شود] در برابر میل به میزان چند میلیون دلار رشوه[که طبق قانون باید برخورد شود]؛ کدام بزرگتر است ای انسان، میلیارد یا میلیون!؟ یک جریان بدون اطلاعات و تسلط کافی بر قراردادهای نفتی، تجاری، حقوق بین‌الملل و... باعث لغو یکطرفه قرارداد میلیاردها دلاری می‌شود در حالیکه فرآیند تعدیل قیمت در آن وجود داشته و از قضا در دولت آقای احمدی‌نژاد نیز، بند تعدیل اجرا و قیمت بروزرسانی می‌شود اما بر اساس برآوردهای [همیشه] غلط کل قرارداد را بخاطر ادعای رشوه چند میلیون دلاری، یکطرفه فسخ میکند با این استدلال که بیش از ۹۰۰-۸۰۰ میلیون دلار خسارت مشمول کشور نخواهد شد(نامه مکتوب آقای عمق راهبردی به آقای احمدی‌نژاد) و از صادرات گاز ترشی که می‌توانست امارات را به ما وابسته کند و این روزها دست‌مان زیر ساطور درهم‌اش نباشد، ممناعت میکند و این ثروت بین نسلی بصورت فلر می‌سوزد و در ادامه کشور قطر زحمت بستن قرارداد با امارات را می‌کشد و تنها عایدی ما در این روزها شنیدن اخبار مصادره ساختمان‌های شرکت ملی نفت در خارج از کشور به نفع کرسنت است! اینها از دیرباز #عدد_نمیفهمند وگرنه ده‌ها میلیارد دلار کجا و چند میلیون دلار کجا!؟ + بیایید #مناظره_کرسنت بین مهندس زنگنه و دکتر جلیلی را از صداوسیمای برادر جلیلی مطالبه کنیم!

احمد جانجان

58,012 Aufrufe • vor 1 Jahr

۱۶ نکته درباره جنگ و مذاکره ترامپ امروز در این ویدئو یک دقیقه‌ای ۹ بار تکرار می‌کند که آمریکا در جنگ با ایران ۱۳ کشته بیشتر نداشته. ۱- در فضای سیاسی آمریکا تعداد کشته نظامی مهم است. بدون شواهد متناقض، فعلا همین روایت ۱۳ نفر کشته روایت غالب در داخل و خارج آمریکا است. ۲- برآورد رژیم آمریکا این است که تا زمان انتخابات کنگره در آبان‌ ماه قیمت بنزین دوباره متعادل می‌شود و افزایش فعلی قیمت تأثیر انتخاباتی ندارد. ۳- گاوهای شیرده منطقه موظف به پرداخت هزینه‌های مالی جنگ از جمله هزینه تخریب سایت‌های نظامی و غیر نظامی آمریکایی در کشورهای خود هستند. این یعنی پروژه جدید برای دوستان ترامپ در شرکت‌های تسلیحاتی و زیرساختی. ۴- به این ترتیب آمریکا برای جنگ با ایران تاکنون متأسفانه هزینه جدی پرداخت نکرده. ضمن اینکه به اهداف کوتاه‌مدت خود در ترور امام شهید، شهادت تعدادی از فرماندهان نظامی و مسئولان سیاسی، شهادت مردم، هدف قرار دادن زیرساخت‌ها... رسیده. ۵- آمریکا به اهداف درازمدت خود در سرنگونی حکومت ایران، تجزیه ایران، غارت نفت ایران... نرسیده. یعنی کار او تمام نشده. طراحی آمریکا و اسرائیل علیه ایران چهار ساله است، نه یک یا دوساله. یعنی حداقل دو سال و نیم دیگر فرصت دارد. ۶- نرسیدن به اهداف بلندمدت باضافه قابل تحمل بودن هزینه‌‌ای که تاکنون پرداخت شده یعنی تکرار چرخه حمله، آتش­‌بس، مذاکره، حمله. ۷- استفاده از ابزار مذاکره می‌تواند در شرایطی برای ایران مفید باشد. منتها مذاکره نه تعداد کشته نظامی آمریکایی را بالا می‌برد و نه قیمت بنزین یا هزینه‌های معنی‌دار دیگر را. ۸- اگر از ابزار مذاکره زود استفاده شود تجربه تلخ اسلام‌آباد دوباره تکرار می‌شود. یعنی ضربه جدید. یعنی اعلام محاصره بنادر ایران یک روز بعد از بازگشت هیأت مذاکراتی ایران. نتیجه: ۱- لطفا در دادن امتیاز عجله نکنید. ۲- لطفا تنگه هرمز را حداقل تا دو ماه دیگر بسته نگهدارید. ۳- در صورت فرصت شلیک، مسیرهای جایگزین تنگه هرمز باید اولویت هدف موشک‌های ایران باشد. ۴- بعد از بازگشایی محدود، لطفا دریافت عوارض جدی را فراموش نکنید. مراکز بین‌المللی درآمد ایران از تنگه هرمز را حداقل سالانه ۸۰ میلیارد دلار برآورد کرده‌اند. ۸۰ میلیارد دلار یعنی دوبرابر فروش سالانه نفت ایران که البته در معادلات جهانی پول زیادی نیست. هزینه بسته بودن تنگه هرمز برای اقتصاد دنیا تاکنون حدود ۱۰۰۰ میلیارد دلار بوده است. یعنی دنیا متوجه است که هزینه پرداخت حق مردم ایران بسیار کمتر از هزینه بلندمدت وضعیت فعلی است. ۵- لطفا تجربیات گذشته را فراموش نکنید. تا زمانی که آمریکا آمریکا است تحریم‌های آمریکا علیه ایران ادامه دارد و به‌طور جدی یا بلندمدت برداشته نخواهد شد. برداشتن تحریم‌های ایران در حوزه اختیارات قوه مجریه آمریکا نیست و نیاز به رأی کنگره دارد. ۶- لطفا اورانیوم غنی‌شده را از دست ندهید. اگر اورانیوم غنی‌شده از کشور خارج یا رقیق شود، ترامپ ایران را تهدید به استفاده از بمب اتم خواهد کرد و حتی... ۷- لطفا اختلافات داخلی آمریکا را جدی بگیرید. ادامه جنگ با ایران در کنگره آمریکا دیگر رای ندارد، اگر معلوم شود درگیری‌ها ادامه‌دار و پرهزینه است. درنهایت همین کنگره باید بودجه ادامه جنگ را تصویب کند. ۸- لطفا افکار عمومی را جدی بگیرید. نیاز است مردمی که تحت فشار اقتصادی هستند نسبت به سیاست‌های کشور توجیه باشند. توجیه نبودن مردم یعنی کاهش انسجام ملی.

فواد ایزدی Foad Izadi

29,537 Aufrufe • vor 4 Monaten

تاریخ را نباید تحریف کرد؛ به‌ویژه وقتی قرار است بر ویرانه‌های یک نظام استبدادی، آینده‌ای متفاوت بسازیم. در تازه‌ترین مصاحبه‌اش با بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها (FDD)، شاهزاده رضا پهلوی از ترورهای برون‌مرزی جمهوری اسلامی سخن می‌گوید و در خلال اظهاراتش چنین می‌گوید: «قاسملو را داشتیم که رهبر حزب کردی بود و در میکونوس ترور شد که یک کلاب شبانه در برلین است». اما این روایت نه‌تنها نادرست، بلکه توهین‌آمیز است؛ هم به حقیقت تاریخی، هم به حافظه‌ی جمعی ملت ایران، و به‌ویژه به جامعه‌ی کرد ایرانی که دهه‌ها برای دیده‌شدن، شنیده‌شدن، و پذیرفته‌شدن در ساختار سیاسی ایران مبارزه کرده است. دکتر عبدالرحمن قاسملو، دبیرکل وقت حزب دموکرات کردستان ایران، نه در برلین و نه در کلاب شبانه‌ای به‌نام «میکونوس»، بلکه در وین، پایتخت اتریش، در سال ۱۹۸۹ توسط جمهوری اسلامی ترور شد. در پی آن جنایت، جمهوری اسلامی توانست محمدجعفر صحرارودی، متهم اصلی پرونده را به ایران بازگرداند و دولت اتریش نیز این جنایت را بی‌هیچ پیگیری جدی حقوقی رها کرد. چهار سال بعد، در ۱۹۹۲، دکتر صادق شرفکندی، جانشین قاسملو، به همراه همایون اردلان، فتاح عبدلی و نوری دهکردی، در رستورانی به‌نام «میکونوس» در برلین ترور شدند. اما این بار، مسیر متفاوتی رقم خورد: دادگاه تاریخی میکونوس برگزار شد و برای نخستین‌بار در یک دادگاه اروپایی، مقامات ارشد جمهوری اسلامی به‌عنوان آمران یک عملیات تروریستی معرفی شدند. آلمان به‌جای مماشات، راه مسئولیت‌پذیری و مقاومت حقوقی در برابر تروریسم دولتی را در پیش گرفت. یکی در سایه‌ی سکوت و سازش گم شد؛ دیگری در پرتو عدالت، تاریخ‌ساز گشت. یکی در وین به فراموشی سپرده شد، دیگری در برلین به حافظه‌ی سیاسی ملت پیوست. بنابراین، بله، «جای ترور» مهم است. چون نوع مواجهه با آن، نشانه‌ی رویکرد کشورها در برابر تروریسم، عدالت، و حق حیات مخالفان سیاسی است. اما مسئله فقط یک اشتباه جغرافیایی یا لفظی نیست. این سخن از زبان کسی آمده که مدعی‌ست نماینده‌ی وحدت ملی، نماد آشتی ملی، و گزینه‌ی گذار به آینده‌ای بهتر برای ایران است. حال تصور کنید یک شهروند کرد ایرانی، که نسل‌ها با سرکوب، تبعیض و حذف مواجه بوده، چنین سخنی را می‌شنود. این اشتباه کوچک نیست؛ نشانه‌ی ناآگاهی‌ای‌ست که عمقش از ندانستن تاریخ فراتر می‌رود. من بارها گفته‌ام: اگر قرار است اپوزیسیون بتواند رهبری سیاسی کشور را به‌دست بگیرد، باید سه ویژگی بنیادی داشته باشد: ۱. علاقه‌مندی و شناخت دقیق و جزئی از تاریخ ایران و اقوام آن، ۲. توانایی سیاسی و سازمانی، ۳. و شبکه‌سازی مؤثر در سطح ملی و بین‌المللی. آیا چنین اظهاراتی نشانه‌ای از این صلاحیت‌هاست؟ آیا کسی که هنوز نمی‌داند قاسملو کجا و چگونه کشته شد، می‌تواند نماد وحدت ایران آینده باشد؟ بیایید صادق باشیم. ایران یک ملت متکثر است. سرزمینی‌ست با زبان‌ها، فرهنگ‌ها و هویت‌های گوناگون که قرن‌ها در کنار هم زیسته‌اند. کردها، بلوچ‌ها، عرب‌ها، ترک‌ها، ترکمن‌ها، لرها، گیلک‌ها و دیگر اقوام، نه فقط در جمهوری اسلامی، بلکه در تاریخ معاصر ایران، بارها به حاشیه رانده شده‌اند. اگر واقعاً به «تمامیت ارضی» ایران باور داریم ـ که من شخصاً آن را یک اصل بنیادین می‌دانم ـ باید نخست به دلایل میل به جدایی گوش بسپاریم. جدایی‌طلبی، بی‌دلیل پدید نمی‌آید. نتیجه‌ی طولانی‌مدت طرد، تحقیر و نادیده‌گرفتن است. تکرار روایت‌هایی نظیر اینکه «رهبران کرد در کلاب شبانه ترور شدند»، نه‌تنها خلاف واقع است، بلکه حامل همان نگاه تحقیرآمیزی‌ست که این اقوام را از ایران رسمی رانده است. ما نیازمند صداقت، شجاعت، و مسئولیت‌پذیری در برابر گذشته هستیم. آشتی ملی، پروژه‌ای تزئینی نیست. مفهومی‌ست عمیق، اخلاقی، و نیازمند شجاعت تاریخی. اگر قرار است روزی در این سرزمین از آشتی سخن بگوییم، باید پیش از آن به رسمیت بشناسیم که چه کسانی خاموش شدند، چه صداهایی به حاشیه رانده شد، و چه مردمانی هنوز احساس «شهروند درجه دو» بودن دارند. آشتی ملی با فراموشی ممکن نیست؛ با یادآوری، با شنیدن، و با جبران ممکن است. و تنها در این صورت است که می‌توان دوباره از ایران برای همه‌ی ایرانیان سخن گفت.

Shahin Modarres

32,358 Aufrufe • vor 1 Jahr

جناب آقای دکتر پزشکیان رئیس‌جمهور محترم اطلاعات رسمی منتشرشده از تهران، ریاض و واشنگتن نشان می‌دهد که ایران در آستانهٔ یکی از مهم‌ترین مقاطع مذاکراتی با ایالات متحده قرار گرفته است؛ مقطعی که در صورت مدیریت صحیح، می‌تواند مسیر امنیت ملی، ثبات منطقه‌ای و آیندهٔ اقتصادی کشور را دگرگون کند. در نخستین گام، دولت ایران پیام رسمی شما را به پادشاهی عربستان ارسال کرده است؛ پیامی که مطابق اعلام سخنگوی دولت، با لحنی دوستانه و حاکی از قدردانی دولت ایران نسبت به همکاری‌های عربستان نوشته شده است. در گام مکمل، عربستان به‌طور رسمی دریافت این پیام را تأیید کرد. این تبادل پیام، نشانهٔ روشن ایجاد یک «کانال اعتمادساز» میان تهران و ریاض است؛ کانالی که در شرایط کنونی می‌تواند نقشی تعیین‌کننده در آیندهٔ روابط ایران و آمریکا ایفا کند. در ادامهٔ این روند، ولیعهد عربستان سعودی، در سفر خود به آمریکا طی موضع‌گیری کم‌سابقه‌ای آشکارا اعلام کرد: ✨«تمام تلاش خود را برای رسیدن به توافق بین ایالات متحده و ایران به کار خواهیم گرفت، و تهران خواهان دستیابی به یک توافق است… برای ایران مفید است که با ایالات متحده به توافق برسد.» این سطح از صراحت، به‌ویژه در شرایطی که عربستان در سال‌های اخیر نقشی فعال در شکل دادن به نظم امنیتی خاورمیانه داشته است، نشان می‌دهد که عربستان نه‌تنها در جریان تحرکات جدید قرار دارد، بلکه آن را فرصتی راهبردی برای ثبات منطقه می‌داند و حاضر است نقش میانجی‌گر فعال را بر عهده گیرد. اهمیت این روند زمانی دوچندان می‌شود که در ملاقات رسمی امروز در نیویورک، رئیس‌جمهور آمریکا در حضور بن سلمان تصریح کرد: ✨«آن‌ها واقعاً به‌شدت می‌خواهند یک توافق انجام دهند. من کاملاً برای این موضوع آماده هستم؛ با آن‌ها در حال مذاکره هستیم و روندی را آغاز کرده‌ایم. و خوب خواهد بود که با ایران به یک توافق برسیم.» این مهمترین ‌بار در دولت جدید در آمریکا است که رئیس‌جمهور این کشور رسماً اعلام می‌کند که: ✨ «مذاکره آغاز شده است»، «روندی جریان دارد»، و او «آمادگی کامل برای توافق» را دارا می‌باشد. اهمیت این جملات، نه در محتوای کلی آن، بلکه در اعلام علنی آن، در کنار ولیعهد عربستان، و به‌عنوان بخشی از یک «چارچوب سه‌جانبهٔ در حال ظهورِ امنیت‌آفرین» است. جناب پزشکیان هم‌زمانی این سه تحول - پیام رسمی ایران، اعلام میانجی‌گری عربستان، و اعلام آغاز روند مذاکرات از سوی آمریکا - رخدادی کم‌نظیر است. در طی سال‌های گذشته، چنین هماهنگی سیاسی و دیپلماتیک میان سه پایتخت به‌صورت هم‌زمان شکل نگرفته بود. این هم‌زمانی نشان می‌دهد که «پنجره‌ای راهبردی» گشوده شده است؛ پنجره‌ای که از بین بردن آن، نه‌تنها فقدان یک فرصت، بلکه خطایی راهبردی خواهد بود. تجربه نیز نشان می‌دهد انتقال کانال‌های میانجی‌گری از کشورهایی مانند عمان و قطر به عربستان، کشوری با قدرت ساختاری، نفوذ مستقیم در آمریکا و اراده عملی برای کاهش تنش، بهترین تصمیم راهبردی در شرایط کنونی است. این ویژگی‌ها، عربستان را به «میانجی کارآمد» و «کانال واقعی انتقال پیام» تبدیل می‌کند، جایگاهی که نه عمان، نه قطر و نه اروپایی‌ها از آن برخوردارند. با این حال، تجربه‌ی دو دههٔ گذشته به ما آموخته است که هر زمان کشور در آستانه‌ی یک گشایش راهبردی قرار گرفته، فشارهای داخلی - از جنس مقاومت سیاسی، روایت‌سازی رسانه‌ای، نگرانی‌های ویژه یا محاسبات جناحی - تلاش کرده‌اند مسیر دیپلماسی را کند یا متوقف کنند. امروز نیز همان نشانه‌ها قابل مشاهده است. اما: ✨باید با صراحت ایستاد، و نشان داد که امنیت ملی ایران، وابسته به تصمیم‌های شجاعانه است، نه ملاحظات جناحی؛ و این مسیر نباید از سوی هیچ جریان داخلی مختل شود. جناب رئیس‌جمهور دولت شما امروز در برابر مسئولیتی تاریخی قرار دارد. این یک فرصت استراتژیک است که می‌تواند سایهٔ امنیتی‌سازی دوبارهٔ پرونده ایران در شورای امنیت را دور کند، فشارهای اقتصادی را کاهش دهد، روابط منطقه‌ای را تثبیت کند و مسیر بازگشت به یک توازن پایدار با آمریکا و عربستان را هموار سازد. چنین لحظاتی در تاریخ سیاست خارجی کشور، شاید تنها یک بار در یک دهه رخ دهد. لذا این روند باید با قدرت ادامه یابد، و نباید اجازه داد فشارهای داخلی یا برداشت‌های نادرست، مسیر گشایش دیپلماتیک را از کشور دریغ کند. روندی که تمام دلسوزان ایران باید با قاطعیت از آن حمایت کنند؛ و جنابعالی نیز نباید اجازه دهید جریان‌های داخلی مسیر این گشایش تاریخی را سد نمایند. آیندهٔ امنیت ملی ایران و ثبات منطقه‌ای، امروز بیش از هر زمان دیگری به کیفیت تصمیم‌گیری در این لحظه وابسته است.

Hamid Aboutalebi

661,816 Aufrufe • vor 10 Monaten

سلاح هسته‌ای؛ پاسخی به ماشه؟‌ بخش «اول» مناظره مهدی مطهرنیا و ابوالفضل بازرگان‌ مهدی مطهرنیا:‌ تهدید اصلی متوجه ایران نیست؛ بلکه متوجه نظام جمهوری اسلامی است. برای اتحاد ملی، باید به‌جای سیاست‌های خصمانه با قدرت‌ها و همسایگان‌مان، به‌سمت گفتمان صلح حرکت کنیم. قدرت و بازدارندگی را نباید به سلاح هسته‌ای تقلیل داد. دستیابی به سلاح هسته‌ای، جدای از هزینه‌های زیادی که برای ایران دارد، منجر به اجماع جهانی علیه ایران خواهد شد. از نگاه قدرت‌های بزرگ، دستیابی دولت‌های غیرمتعارف به سلاح هسته‌ای، باعث فجایع بین‌المللی می‌شود و آنها این اجازه را به ایران نخواهند داد. ابوالفضل بازرگان:‌ امنیت شرط لازم توسعه است. در ابتدای انقلاب نیز اتحاد ملی شکل گرفته بود، اما مانع حمله عراق به ایران نشد یا در حال حاضر، اگر اوکراین سلاح هسته‌ای داشت، روسیه نمی‌توانست بخشی از آن را تصاحب کند. سلاح هسته‌ای برای بازدارندگی در برابر تهدید وجودی است تا محاسبات هزینه–فایده طرف مقابل را تغییر دهد. اگر چین امروز به بزرگ‌ترین قدرت ضدسیستم جهان تبدیل شده است، به این دلیل است که پس از دستیابی به سلاح هسته‌ای به‌دنبال مذاکره با آمریکا و بازار جهانی رفت. m.motaharnia Abolfazl Bazargan لینک مشاهده ویدیوی کامل گفتگو در کامنت

Azad | آزاد

140,208 Aufrufe • vor 1 Jahr

هفت نکته درباره ادامه راه: ۱- لطفا در دادن امتیاز عجله نکنید. هزینه‌‌ای که آمریکا تاکنون پرداخته برای او قابل تحمل بوده. این یعنی تکرار چرخه جنگ، آتش­‌بس، مذاکره و جنگ. طراحی آمریکا و اسرائیل علیه ایران چهار ساله است، نه یک یا دوساله. طرف مقابل به اهداف کوتاه‌مدت خود رسیده ولی به اهداف بلندمدت نه. یعنی کار او تمام نشده. ۲- فشار اقتصادی جنگ در آمریکا و قیمت بالای نفت و بنزین باید حداقل دو ماه دیگر ادامه پیدا کند. این یعنی بسته بودن تنگه هرمز برای حداقل دو ماه دیگر. ۳- لطفا اهمیت درآمدی تنگه هرمز را در کنار اهمیت ژئوپلیتیک آن جدی بگیرید. مراکز بین‌المللی درآمد ایران از تنگه هرمز را حداقل سالانه ۸۰ میلیارد دلار برآورد کرده‌اند. ۸۰ میلیارد دلار دوبرابر فروش سالانه نفت ایران است ولی در معادلات جهانی پول زیادی نیست. هزینه بسته بودن تنگه هرمز برای اقتصاد دنیا تاکنون حدود ۱۰۰۰ میلیارد دلار بوده است. یعنی دنیا متوجه است که هزینه پرداخت حق مردم ایران بسیار کمتر از هزینه بلندمدت وضعیت فعلی است. ۴- لطفا تجربیات گذشته را فراموش نکنید. تا زمانی که آمریکا آمریکا است تحریم‌های آمریکا علیه ایران ادامه دارد و به‌طور جدی یا بلندمدت برداشته نخواهد شد. برداشتن تحریم‌های ایران در حوزه اختیارات قوه مجریه آمریکا نیست و نیاز به رأی کنگره دارد. ۵- لطفا اورانیوم غنی‌شده را از دست ندهید. اگر اورانیوم غنی‌شده از کشور خارج یا رقیق شود، ترامپ ایران را تهدید به استفاده از بمب اتم خواهد کرد. ۶- لطفا اختلافات داخلی آمریکا را جدی بگیرید. ادامه جنگ با ایران در کنگره آمریکا دیگر رای ندارد، اگر معلوم شود درگیری‌ها ادامه‌دار و پرهزینه است. ۷- نیاز است مردمی که تحت فشار اقتصادی هستند نسبت به سیاست‌های کشور توجیه باشند. توجیه نبودن مردم یعنی کاهش انسجام ملی.

فواد ایزدی Foad Izadi

35,936 Aufrufe • vor 4 Monaten

ج.ا بر خلاف دوران پهلوی و از همان ۴۵ سال پیش، پیوسته در پی دامن زدن به بحث «اقلیت» و «اکثریت» و «خودی» و «غیر خودی» و دیوارکشی در بین ملت ایران در بحث‌های دینی و زبانی و تباری و جنسیتی و ... بوده. در دولت و دیوان‌داری مدرن و در جایی که خود دستگاه حاکمیتی باید مبلغ و پیگیر جدی حقوق برابر شهروندی برای فرد به فرد ملت ایران و منافع عالیه ملی باشد، ج.ا بمثابه یک ساختار مافیایی متحجر مدام در پی ایجاد شکاف و دیوارکشی در بین ملت ایران بوده و است، این در حالی‌ست که مشکل اساسی، نه دمیدن در آتش اقلیت و اکثریت که همانا پاک کردن صورت مسلئه است، بلکه فهم و جهان‌بینیی بنیان‌گزاران و کارگزاران اصلی ج.ا از مسلئه شهروندی و ملیت و حقوق شهروندی است. نباید اجازه تبدیل «ملت» ایران به «ملت‌ها» و شهروند ایرانی به عضوی از قبیله و عشیره و اقلیت و اکثریت را داد. ایران یک «ملت» دارد و آن هم «ملت» کهن و تاریخی و یگانه‌ی ایران است. کسی در ایران بعنوان شهروند ایرانی، نه اقلیت است و نه اکثریت در جهان مدرن قدرت از آن ملت و شهروند است، نه قوم و قبیله و عشیره و اقلیت و اکثریت زبانی و مذهبی و تباری قدرت و حق از شهروند و عضوی از ملت ایران بودن سرچشمه می‌گیرد، نه از کُرد، تُرک و یا عرب و سنی و شیعه و ... بودن. ایرانیان ۳۰۰۰ سال پیشینه «دولت» داری و اولین دولت فراگیر شاهنشاهی جهان را دارند و براساس این پشتوانه تاریخی، واجد شرایط «ملت» تاریخی نامیده شدن، هستند. در جهان مدرن و بر پایه مفهوم «دولت/ ملت» نیز ملت ایران، ملتی یکپارچه و تاریخی است. توضیح ویدئو: گفتگوی امروزم با تلویزیون منوتو درباره احتمال ایجاد معاونت اقوام و مذاهب در دولت پزشکیان لینک این گفتگو در حساب ایکس تلویزیون منوتو👇

Vahid Bahman وحید بهمن

21,702 Aufrufe • vor 2 Jahren

#تحلیل_شخصی گرچه عملیات دستگیری‌ فاسدان مالی در عراق به شهرهای جنوبی رسیده و تصاویری از کاروان نیروهای ضد تروریسم به سمت استان ناصریه منتشر شده، اما فکر میکنم هنوز برای قضاوت درباره موج بازداشت‌ها در عراق زود است. در میان بازداشت‌شدگان، چهره‌هایی از جریان‌های مختلف دیده میشوند؛ از جریان‌های شیعی تا سنی‌ها، و حتی تعدادی از کردها. اما پرسش اصلی هنوز بی‌پاسخ است: آیا این روند به جریان‌های شیعی نزدیک به جمهوری اسلامی، به‌ویژه گروه‌های مسلح، هم خواهد رسید یا نه؟ رحیم العبودی، عضو جریان حکمت ملی عراق (از احزاب نزدیک به ایران)، در یک مصاحبه تلویزیونی گفت که «تعدادی از افراد نظامی نیز بازداشت شده‌اند، اما فعلا نباید نام آنها اعلام شود». نکته مهم‌تر اما این بود که العبودی تاکید کرد «علی الزیدی هیچ اقدامی را بدون هماهنگی با چارچوب هماهنگی، (همان جریان‌های شیعی نزدیک به جمهوری اسلامی)، انجام نمی‌دهد». همین جمله صدها سؤال ایجاد میکنه. آیا این بازداشت‌ها بخشی از یک مبارزه واقعی با فساد است، یا نوعی تسویه‌حساب داخلی میان جریان‌های قدرت؟ از 47 افرادی که تاکنون بازداشت شده‌اند 15 تن آنها نزدیک به ائتلاف محمد شیاع السودانی هستند؛ آن هم در شرایطی که در ماه‌های گذشته اختلافات بر سر تشکیل دولت و جلوگیری از بازگشت نوری المالکی به قدرت، شکاف‌های جدی در درون اردوگاه شیعی ایجاد کرده بود. سناریوی اول میتواند همان تصویه حساب درونی عراق باشد. چندی پیش، در گفت‌وگویی با یکی از مقام‌های ارشد اقلیم کردستان عراق، او به من گفت که «علی الزیدی همچنان در دایره نفوذ جمهوری اسلامی قرار دارد و تهران هیچ‌گاه علیه الزیدی موضع نگرفته، به انتخاب او اعتراض نکرده و تا زمانی که از خطوط قرمز جمهوری اسلامی عبور نکند، مشکلی با او نخواهد داشت». اما اگر این بازداشت‌ها با نظارت یا چراغ سبز آمریکا پیش رفته باشد، دو سناریوی دیگر هم قابل تصور است: اینکه الزیدی، چون از دل معادلات شیعی بیرون آمده، می‌خواهد با حذف برخی چهره‌های میانی و کم‌هزینه، هم توجه واشنگتن را جلب کند و هم مسیر سفر خود به آمریکا را باز کند؛ مسیری که محمد شیاع السودانی هیچ‌گاه نتوانست به آن برسد. سناریوی دیگر اینه که الزیدی به‌تدریج در حال بازی با خود جریان‌های شیعی باشد؛ یعنی آرام‌آرام از پروژه‌های کوچک شروع کند و به سمت آمریکا متمایل شود. اما این مسیر، اگر واقعی باشد، بسیار پرهزینه است و بدون حمایت ویژه آمریکا پیش نخواهد رفت. در نتیجه فعلا باید صبر کرد. باید دید این بازداشت‌ها در همان بدنه میانی قدرت متوقف میماند، یا واقعا علی الزیدی قصد دارد دست به یک انقلاب سیاسی بزند؛ فسادی عمیق‌تر را هدف بگیرد، به سراغ گروه‌های مسلح برود و مسئله خلع سلاح را جدی کند. تا این لحظه، هرچند برخی از بازداشت‌شدگان به جریان‌های نزدیک به جمهوری اسلامی تعلق دارند، اما هیچ‌کدام آن‌قدر تعیین‌کننده و اثرگذار نبوده‌اند و بیشتر افراد دستگیر شده از جریانهای سنی هستند به همین دلیل نمیتوان گفت اتفاقی بزرگ رخ داده است. دستگیری چند نماینده و چند مسئول، بدون رسیدن به شبکه‌های اصلی قدرت و فساد، چیزی جدی از فساد ساختاری عراق کم نمیکند. 🔺 فیلم: کاروان نیروهای ضد ترور به سمت استان ناصریه برای دستگیری مقامات فاسد

Truske Sadeghi | تروسکە صادقی

17,640 Aufrufe • vor 2 Monaten