正在加载视频...

视频加载失败

دیدن رئیس‌جمهور وسط مردمِ آسیب‌‌دیده، تو دل همون کوچه‌ پس‌کوچه‌ها… یه جور حس اعتماد دوباره‌ست. این‌جور حضورا، از هزار تا جلسه و بخشنامه مهم‌تره! همینا به مردم امید می‌ده. کاش استاندارا هم یاد بگیرن...

22,955 次观看 • 1 年前 •via X (Twitter)

10 条评论

Mahdi 的头像
Mahdi1 年前

آره باز بریم بهش رای بدیم چه خوب حس اعتماد ووووی

🥀لواسوني🥀🇮🇷 的头像
🥀لواسوني🥀🇮🇷1 年前

خداقوت جناب پزشكيان

sara 的头像
sara1 年前

ولی من دوست ندارم.تنها امیدمون آقای پزشکیان هست .میترسم ازین شجاعتش .کاشکی نکنه این‌کارا رو!

📎 خانـم صــابری🇮🇷 的头像
📎 خانـم صــابری🇮🇷1 年前

مرحبا به رئیس جمهور... امیدواریم اینجور بازدیدا مستدام باشه. ولی دلم برای رئیسی سوخت😔

Dariush Dalir🇮🇷🇵🇸 的头像
Dariush Dalir🇮🇷🇵🇸1 年前

خب حرومزاده چرا دوسال پیش اینکارارو مسخره میکردین؟ مادرسگ های هزار پدر

یه مهندس 的头像
یه مهندس1 年前

😂ای بابا به حسن روحانی ام یاد میدادین خو اون انقدر نشسته بود روی صندلی زخم بستر گرفته بود

Pirooz 的头像
Pirooz1 年前

پوفیوزا ۱۲ روز جنگ که تو سوراخ موش قایم شده بودن؟ حالا که آتش بس شده اومدن بیرون! اون رهبر فرزانه شما که هنوز تو سوراخ موش داره گوه حلوا حلوا میکنه که🤣🤣

شاهین 的头像
شاهین1 年前

@tanha1358 این بازدیدها به مردم روحیه میده

Hassan Bahraini 的头像
Hassan Bahraini1 年前

چرا نپرسید بهشون نهار دادن یا نه!

Azam Rasuli 的头像
Azam Rasuli1 年前

رهبر و تو زیر زمین ول کردی چسبیدی استاندار !!!!!!! دیدن رهبر تو سوراخ یه جور حس اعتماد دوباره بهت نمیده؟؟؟؟؟

相关视频

سال ۱۳۸۷ یه قانون نوشتن که از اون‌روز به بعد قرار شد برای سگ‌های بی‌سرپرست پناهگاه راه بندازن و سگ‌ها رو با خفت‌گیر، دارت و تفنگ بیهوشی زنده‌گیری کنن. ببرن تو پناه‌گاه‌ها. کمی رسیدگی کنن، سالم‌ترها رو عقیم و بعد براشون سرپرست پیدا کنن. سگ‌های مریض‌ هم یوتانایز (مرگ آسان) کنن. از این تاریخ میرشکارها کنار گذاشته شدن و کار به دست پیمان‌کارها افتاد. همه‌ی قسمت‌های دستورالعمل تقریبا اجرا می‌شه به جز اون بخش آخر، چرا؟ چون یوتانایز یعنی سگِ کمتر! سگِ کمتر هم یعنی آجرشدن نون پیمان‌کار. یه کاسبی راه افتاد که هر چی سگ بیش‌تر، نون‌ش هم چرب‌تر. یواش‌یواش یه عده افتادن به ساخت قفس و طویله و اسم‌ش رو هم گذاشتن پناهگاه! سگ‌های بدبخت رو می‌گیرن، از هر ۱۰۰ تا ۴ تاشون رو عقیم می‌کنن و دوباره تو بیابون آزاد می‌کنن؛ چند وقت بعد دوباره می‌گیرن تا صورت وضعیت بدن! و روز از نو، روزی از نو! یه نون‌دونی چرپ جور شده‌. سگ‌های هر منطقه، مثل گداهای سر چهارراه، حساب‌وکتاب و صاحب خودشون رو دارن. حتی از هم‌دیگه سگ می‌دزدن. کار به توله‌کشی کشیده. و در این شغل، هر چی سگ بیش‌تر، اوضاع بهتر. این همه سگ غذا هم می‌خوان. زرنگ‌ترها پناهگاه‌شون رو نزدیک مراکز دفن پسماند میزنن. اونجا پر از غذاست (البته از نوع فاسدش). شماره حساب هم می‌دن و مردمِ ازهمه‌جا بی‌خبر براشون پول واریز می‌کنن! رقابت‌ سر سگ‌ها بالا گرفته. یه عده گردن‌کلفت شدن و مافیا شکل گرفته. با شعار «حیوان دوستی» شروع کردن به وانت‌وانت غذا دادن به سگ‌های نگون‌بخت بیابون؛ سگ‌ها هم که شکم‌شون سیر شد، تا تونستن زاییدن! توله پشت توله. جمعیت تو این چند سال ترکید و به بالای ۳میلیون رسیدن. متاسفانه یک جنبش عظیم غذارسانی به سگ‌های ولگرد و بی‌سرپرست راه افتاده. ما با یک لشکر طرفیم! آمار سگ‌گزیدگی از ۲۰۰هزارتا در سال گذشته. غذارسانی به حیوانات ولگرد در ایران به یک فرقه و ایدئولوژی تبدیل شده‌. جهالتی مدرن که علاوه بر زیست‌شناسان حفاظت، نیاز به ورود روان‌شناسان و متخصصان آسیب‌های اجتماعی و حتی کارشناسان جرایم سازمان‌یافته و افراد آشنا به ویژگی‌های شخصیتی بزهکاران به این چالشه. ماجرای سگ‌های بی‌سرپرست ماجرای حیوانی اهلی‌ست که به آفت و گونه مهاجم تبدیل شده. گونه‌های مهاجم به ویژه سگ‌های ولگرد و بی‌سرپرست یک معضل جهانی و سومین دلیل انقراض حیات وحش در جهان بشمار میان. مقصر اصلی این وضعیت هم مردم نیستن، مسئولینی هستند که به‌جای حمایت از افرادی که سرپرست سگ‌ها هستند، باهاشون می‌جنگه.

فلات ایران

639,449 次观看 • 3 年前

این ویدیوها رو که می‌بینیم، ظاهرش خیلی قشنگ و احساسی به نظر میاد؛ اینکه یه حیوون وحشی رو بزرگ کردی و داری آزادش می‌کنی! اما واقعیتِ پشتِ این صحنه‌ها، یه فاجعه‌ی تمام‌عیاره. حیات وحش، اسباب‌بازیِ ما نیست که هر وقت دلمون خواست بگیریمش، تو خونه بزرگش کنیم و بعد که ازش خسته شدیم یا حس کردیم «دیگه وقته آزادسازیه»، بندازیمش تو طبیعت. وقتی حیوون وحشی با انسان بزرگ میشه، تمام غرایز طبیعیش برای شکار، دفاع از خودش و تشخیص خطر رو از دست میده. حیوونی که دست‌آموز شده، تو طبیعت عملاً فلجه و رها کردنش یعنی محکوم کردنش به یه مرگ تدریجی و دردناک. این کار اسمش «محیط‌زیست‌دوستی» نیست، اسمش «خودخواهی» و «حیوان‌آزاریِ مدرن» برای گرفتن چند تا لایک و ویو توی اینستاگرامه. حیوون وحشی باید تو زیستگاه خودش بمونه و اگر هم زخمی شده، کارِ متخصص‌هاست که درمانش کنن و با اصولِ علمی به طبیعت برگردوننش، نه کارِ آدم‌های غیرمتخصص که برای تولید محتوا زندگیشون رو نابود می‌کنن. لطفاً این‌جور ویدیوها رو با لایک و کامنتِ مثبت وایرال نکنید. بیاید یاد بگیریم که احترام به طبیعت یعنی دور موندن از حریمِ اون‌ها، نه دست‌کاری کردنِ زندگیِ حیوون‌های بی‌گناه برای ارضای حسِ خودمون.

فلات ایران

52,183 次观看 • 4 个月前

مرد حسابی تو یه خونه از دست دادی به نصف دنیا گفتی "کس ننتون" بعد توقع داری اونی که فرزندش با گلوله این حکومت جنایتکار کشته شده اونی که خواهر و برادر یا فامیل یا حتی رفیق نزدیکش با گلوله این حکومت کشته شده به تویی که داری تو این سیستم کار می‌کنی ( و منی که خودم به عنوان کوچک‌ترین عضو خانواده سینما و تئاتر تو این فضا کار کردم می‌دونم که اگر بخواهی علیه رژیم موضع جدی بگیری نمی‌تونی حتی به عنوان یه عامل کوچک پشت صحنه هم کار بکنی تو هیچ پروژه‌ای اگر سابقه داشته باشی اصلاً دفاتر فیلمسازی با تو قرارداد نمی‌بندند به عنوان مدیر صحنه مدیر تولید دستیار کارگردان حتی به عنوان دستیار مدیر تولید ،حتی دستیار ۲ کارگردان، به عنوان هر چیزی، یعنی حتی برای این کارها هم با تو قرارداد نمی‌بندند جلوی دوربین که اصلاً فراموش کن ) و در همین شرایط هم جلوی دوربین رفتی تو همین حکومت هم الان اینترنت داری که مردم اینترنت ندارند و اینترنت خیلی مسئله بزرگیه یعنی فشار روانی که به آدم‌ها میاد کم نیست بعد به واسطه اینکه حالا خونت یه جایی بوده لابد که کنارت یه هدف حکومتی بوده به خودت اجازه میدی بیای اینجوری فحاشی کنی حالا اون وسط دو تا فحش هم به اون مامور و همونی که بهت همین سیم کارت رو داده هم میدی اما یادت نمیره به آمریکا و اسرائیل هم فحاشی کنی و ۱۰ هزار بارم به مردمی که بهت میگن حکومتی فحاشی کنی بعد توقع داری همین ملت فردا آدم حسابت کنه؟؟؟؟ پ.ن.: ظاهرا استند اپ کمدینه و‌اسمش علی صبوری

AliVafaei(علی وفایی)🦁☀️🇩🇪🇮🇱🇺🇲🇮🇱🇺🇦

143,083 次观看 • 5 个月前

ماه اوت سال ۲۰۱۹ با یه پاسپورت جعلی قاچاقی از جزیره میکونوس یونان به پاریس پرواز کردم و یه دوستی با ماشین من رو رسوند به شهر کلن آلمان. دو ماه و نیم تو یه کمپ موقت تو شهر اِسن بودم که یه ماه اولش با یه پسر ایرانی به اسم دانیل تو یه اتاق بودیم. خیلی پسر مشتی و باحالی بود و اصلا مشکلی نداشتیم. آرایشگر بود و موهای بچه ها رو کوتاه میکرد. تنها مشکل من این بود که دانیل شب‌ها خیلی خر و پف میکرد و من نمی‌توانستم بخوابم. بعضی شبها از صدای بلندش عصبی می‌شدم و می‌رفتم تو راهرو می‌شستم. بالاخره نگهبان‌های کمپ دلشون برام سوخت و مدیریت بهم یه اتاق جدا داد. بعد از مصاحبه‌م از اونجا به یه کمپ دیگه تو شهر راینه منتقل شدم. شاید بگم یکی از سخت ترین دوران زندگیم رو تو اون کمپ گذروندم. با سه تا پسر ایرانی هم اتاق بودم. دو تا آرش و اسماعیل. واقعا بچه های خوبی بودن ولی سبک زندگی من به اونها نمی‌خورد. اونها تقریبا هر شب تا دیر وقت عیش و نوش داشتن و من زود می‌خوابیدم و صبح‌ها ساعت ۶ بیدار میشدم و تو‌ کمپ می‌دویدم و ورزش میکردم. از طرفی هم شرایط زندگی تو کمپ خیلی مشابه زندگی تو کمپ اشرف بود. منظورم بخش زندگی جمعیش بود. اتاق خواب جمعی، سالن غذاخوری جمعی، حموم و توالت جمعی. این خیلی من رو آزار می‌داد. طوری که تو دسامبر ۲۰۱۹ دوچار افسردگی شدید شدم. تو عمرم، حتی با گذشت از اون همه بلا تو مجاهدین هیچ وقت افسرده نشده بودم. اما توی اون کمپ از درون احساس خفگی شدید می‌کردم. به خودم می‌گفتم من که از چنگ اون فرقه آزاد شدم و چی شد دوباره افتادم توی این وضعیت. هفته‌ای سه شب کابوس می‌دیدم که دوباره برگشتم تو مجاهدین و از شدت ترس بیدار میشدم. بعضی وقتها قلبم اینقدر تند می‌تپید احساس می‌کردم ممکنه الان سکته کنم. توی کمپ خیلی ساکت بودم و تلاش می‌کردم فقط با افراد سلام و علیک داشته باشم. هر روز کامپیوترم‌ رو بر‌ می‌داشتم و می‌شستم تو اتاق اینترنت و یا زبون آلمانی می‌خوندم و یا خرد خرد کتاب سرگذشت زندگیم رو می‌نوشتم. در ظاهر تلاش می‌کردم خودم رو محکم و سرحال نشون بدم ولی در درون داشتم خفه میشدم. انگار یکی گلوم رو از تو‌ گرفته بود و فشار می‌داد. چند شب زیر پتو از حال خودم گریه‌م گرفت و فقط تلاش می‌کردم گریه‌م رو غورت بدم تا هم اتاقی‌هام متوجه نشن. یه روز دیگه تاب نیاوردم و رفتم پیش یکی از کارکنان کمپ. یه مرد افغانی بود که سال‌های سال توی آلمان زندگی می‌کرد و با همسرش توی کمپ کار می‌کردن. بچه‌های ایرانی کمپ باهاش خیلی خوب بودن و برای احترام زیادی قائل بودن. من باهاش هیچ وقت صحبت نداشتم ولی از انرژیش احساس میکردم می‌تونم بهش اعتماد کنم. رفتم پیشش و درخواست صحبت کردم. من رو برد تو یه اتاق و نشستیم سر میز. گفت بگو پسرم چی شده؟ هر بار که دهنم رو باز میکردم صحبت کنم بغضم می‌گرفت و نمی‌تونستم. گفت کار من اینجا اینه که به تو کمک کنم و راحت حرف بزن. تو اون لحظه یه دفع بغضم ترکید و شروع به گریه کردم. دیگه نمی‌تونستم خودم رو نگه دارم و تو اون لحظه احساس کردم دیگه نیازی نیست خودم رو قوی نشون بدم. بعد از یه دقیقه گریه به خودم مسلط شدم و شروع کردم به تعریف زندگیم و شرایط توی فرقه مجاهدین و سختی‌هایی که کشیده بودم. تو کل ۲۰ دقیقه‌ای که من صحبت میکردم اون هیچ چی نگفت. وقتی تموم‌ شدم گفت یه دقیقه واستا. گوشیش رو در آورد و زنگ زد به مدیر کمپ. گفت پیش یکی از پناهنده‌ها هستم که داستانش فرق می‌کنه و اتاق تکی نیاز داره. بعد در جا من رو برد پیش دکتر کمپ. داستان من رو خلاصه به دکتر گفت و دکتره درجا برگشت بهم گفت که من مجاهدین رو میشناسم و می‌دونم چی کشیدی. گفت میتونم برات دارو تجویز کنم ولی فکر میکنم همین که اتاق تکی داشته باشی بهت کمک میشه که کمی آرامش‌ پیدا کنی. از اون به بعد و تا زمان شروع کرونا، من یه اتاق تکی داشتم. آرامش توی اتاق کمی بهم احساس راحتی دست داد. دیگه احساس خفگی نمی‌کردم. دقیقا همون دوران بود که با همسر فعلیم آشنا شده بودم و اون بهم یوگا و مدیتیشن یاد داد. روزی دو بار توی اتاقم می‌شستم و ۲۰ دقیقه مدیتیشن میکردم. رفتم توی باشگاه شهر ثبت نام کردم و کلا روحیه‌م عوض شد. یه طوری از درون انگار خودم یا همون اصالتم رو پیدا کردم. روزها تو‌ اتاقم می‌شستم و به گذشته‌م فکر میکردم و اینکه از چه سختی‌هایی عبور کردم. یه روز توی همین فکرها بودم‌ که یهو به ذهنم زد منی که از این همه سختی و بلا عبور کردم پس از هر چی هم بعدش بیاد می‌تونم عبور کنم. تصمیم گرفتم دیگه غصه آینده رو نخورم. و تا به امروز هم همینطور بوده. یک لحظه هم غصه اینکه قراره چی بشه و من چی میشم و آیا از پسش بر میام رو نخوردم. اطمینان دارم که بر میام. یه جوری شکست ناپذیر شدم تو زندگی. دیگه از چیزی نمی‌ترسم. زندگی زیباست✨🌷

Ray Torabi

26,451 次观看 • 1 年前

ظاهرا خیلی زیر فشاره از طرف مردم تو کوچه و خیابون ، اومده طلبکاری از اینترنشنال :)) جالب ماجرا اینه که در مورد مصداقی به درستی به عقلش می‌رسه که بگه "تو چه جوری تو از اون همه اعدام و کشتار سلامت اومدی بیرون" اما به خودش که می‌رسه نمیگه که چه جوری در برابر رژیم آدم خواری که به #علی_زارعی صرفاً به خاطر حمایتش از انقلاب ملی ایران و پهلوی حکم اعدام داده رژیم جنایتکاری که ‌آدمها رو می‌گیره به خاطر دو تا پست اینستاگرامی و دوتا پیام تو واتساپ و تلگرام بهشون اعدام میده یا زیر شکنجه می‌کشه این آقا که بالا و پایین رژیم رو گفته به مقدسات این رژیم بارها به تندترین شکل گند زده سال ۱۴۰۱ برای خامنه‌ای آرزوی مرگ کرده و حتی آرزو کرده که ای کاش خودش می‌تونست با دستان خودش خامنه‌ای رو بکشه و گفته کشتن خامنه‌ای ارجح بر موسیقی است در این لحظه از همه این حرف‌ها و کارهای او گذشته! بینای مصداقیه اما کور خودشه که راه افتاده رفته ایران و اون جماعتی که آدم‌ها رو به خاطر یه اظهار نظر ساده اونجوری از هستی ساقط می‌کنند براش آغوش گرم فرستادند به پیشوازش و حالا هم داره مثل کبک خرامان تو مملکت اینور و اونور میره ! در این فقره لال شده و توضیحی هم نداره بده دیگران هم نباید زش بپرسند چه جوری تو رفتی به پابوس دست‌های پر از خونی که تا مرفق در خون چند ده هزار جوون اون مملکت رفتند همین چند ماه قبل کسی نباید از این بابا بپرسه که تو به چی خودت رو فروختی و چند فروختی که رژیم چشمش رو روی همه اون حرف‌هایی که زدی و همه اون جنگولک بازی‌هایی که درآوردی با آیات قرآنشون بست! مردک گند گاو چاله دهان مذبذب !

AliVafaei(علی وفایی)🦁☀️🇩🇪🇮🇱🇺🇲🇮🇱🇺🇦

153,293 次观看 • 6 天前

افتضاح پشت افتضاح ادعای رهبری یک کشور رو دارن، ولی همه جا تقلب می‌کنن. یه عده گفتن من دروغ می‌گم و امکان نداره بشه دو بار رای داد. این ویدئو رو ببینین که گرفتم. 4 تا پنجره گوگل کروم همزمان باز کردم (هر پنجره یه پروفایل جدید هست برای همین رنگ پنجره‌ها فرق داره - اینکه پروفایل مختلف باشن مهمه). در کمتر از 2 دقیقه 4 بار رای دادم. نیازی به دو دقیقه نبود البته و تو 10 ثانیه هم می‌شد 4 بار رای داد. فقط چون روند رو نشون می‌دادم و نتیجه رفرش رو هم می‌خواستم بهتون نشون بدم کمی طولانی‌تر شد. تو پنجره دوم و چهارم چند بار رفرش هم کردم که تو پنجره چهارم آپدیت شدن اعداد رو هم ببینین و بعدش امضا هم زدم. دلیل این کار ضعف فنی نیست. فردی که کوچک‌ترین آشنایی با سیستم‌های کامپیوتری و وبسایت و اینترت داشته باشه می‌تونه جلوی این قضیه رو بگیره ولی نگرفتن. چون می‌خوان از هر سیستم ده‌ها و صدها بار رای رو ثبت کنن که نتیجه عدد بزرگ‌تری باشه. ما یه مدت امضا کنندگان کارزار رفتن به غزه رو مسخره می‌کردیم نگو اینا از اونا شارلاتان‌ترن! این کاری که امیر اعتمادی و قاسمی‌نژاد دارن می‌کنن چوب حراج زدن به همون نیمچه آبروی باقیمانده رضا پهلویه. تهش می‌خوان یه گزارش بدن بگن 20 میلیون امضا کردن و پول خوبی به جیب بزنن. سال‌هاست دارن یه سری از مردم رو با این بازی‌ها سرگرم می‌کنن. بدون هیچ خروجی مشخصی. از این پروژه به اون پروژه. از این کارزار به اون کارزار. اما نتیجه صفر. این وسط فقط پول‌های میلیون دلاری جمع شده و هیچوقت حتی یک گزارش یک خطی از نحوه خرج کردن پول‌های جمع شده داده نشده. خوش به حال جمهوری اسلامی که این اپوزسیون رو داره به عنوان اپوزسیون خودش می‌فروشه.

نفوذی‌ها

285,725 次观看 • 1 年前

از گروه تلگرامی داخل: مشهد امروز یه صحنه عجیب دید… مردم برای مراسم ‌هفت خسرو علیکردی جمع شده بودن، از همون لحظه‌های اول، فضا سنگین بود؛ مردم داغدار، عصبی، خسته… و از همه بیشتر معترض. صداهای اعتراض یکی‌یکی بلند شد و خیلی زود کل جمعیت بی‌پرده حرف دلشونو می‌زدن. اما داستان اصلی وقتی شروع شد که یه عده آدم مشکوک—همونایی که مردم می‌گن لباس‌شخصی‌ان—خودشونو قاطی جمعیت کردن. چندتاشون همان شعارهای «سلطنت‌طلبان» را تکرار کرده و شعارهای انحرافی ‌دادن تا فضا رو منحرف کنن و تمرکز جمعیت رو بهم بزنن. حتی جواد علیکردی، برادر زنده‌یاد خسرو علیکردی، وقتی یکی از همین مزدورهای پوششی که می خواست فضا رو منحرف کنه دید؛ با یک جمله محکم و کوتاه زد تو دهنش و گفت:‌ «خفه شو!» و همین یک جمله کافی بود تا همه متوجه بشوند که افراد تقرفه انداز ازعوامل حکومتی هستند ! وقتی دیدن جمعیت کنترل‌بردار نیست، فاز عوض کردن. نیروها وارد برخورد شدن، درگیری پیش اومد و چند نفر رو هم گرفتن. طبق معمول خواستن ماجرا رو سریع جمع‌وجور کنن. اما چیزی که نتونستن جمع کنن اون تصویر تکون‌دهنده بود: مردمی که وسط یک مراسم ختم این‌قدر صریح، بی‌هراس و مستقیم اعتراض می‌کنن… یعنی فشار اجتماعی به مرز انفجار رسیده. چند نفر از چهره‌های مشکوک همون‌جا توسط مردم شناسایی شدن؛ همون‌هایی که قرار بود مراسم رو منحرف کنن. و این بار نیز مردم خیلی سریع‌تر از قبل، پشت پرده این نمایش‌ها رو خوندن

Eli Omidvari

19,811 次观看 • 9 个月前

معصومه آذری، مادر حنانه کیا که در اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ به دست نیروهای حکومتی کشته شد، ویدئویی از مراسم عقد دخترش را به مناسبت دومین سالگرد آن منتشر کرد و نوشت؛ «دخترم، امروز ۱۶ خرداده، دومین سالگرد عقدت، اما تو نیستی،من ماندمو عکسها و فیلمهای به جا مانده از تو و خاطرات شیرین و فراموش نشدنیت. مناسبتهای شیرینت از پی هم میان و تو نیستی تا جشن بگیری وشادی کنی،وقتی هر کدوم از مناسبتهات نزدیک میشه دردی سوزناک تو قلبم احساس میکنم و به وضوح شکسته شدن قلبم رو حس میکنم اما من همیشه با همه ی دردام روز وماههای مهم زندگیه کوتاه تو رو فراموش نمیکنم و همواره یاد ونامتو زنده نگه میدارم .عزیز مادر، هر روز که میگذره نبودت بیشتر حس میشه ،چه قدر شوق زندگی در سر داشتی! چه قدر خوشحال بودی که داری دونه دونه به آرزوهات میرسی! خستگی ناپذیریت ستودنی بود و همه ی برنامه هات طبق خواسته ی خودت جفت و جور شدن... ولی افسوس! از این دنیا و آدمهای جفاکارش، چه ناجوانمردانه تو رو به آغوش خاک سپردن! اما بدان دختر شجاع وجسورم ، ظلم وبی عدالتیه هیچ ظالمی پایدار نخواهد ماند قاتل بی شرفت باید جوابگوی قطره قطره خون به ناحق ریخته ات در پیشگاه خداوند باشد در عدالت خداوند هیچ شک و شبهه ای نیست... به امید روزی که ریشه ی ظلم وستم و بی عدالتی از کشورم بر چیده شود و نور خدا بر کشور و مردم مظلوم میهنم تابیده شود... "آمین یا رب العالمین"» حنانه کیا، که او عروس ایران می‌شناسند، یکی از جان‌باخته‌های اعتراض‌ها به مرگ مهسا (ژینا) امینی است که چهارشنبه ۳۰ شهریور، با اصابت گلوله نیروهای امنیتی به پهلویش در نوشهر کشته شد. نامزد حنانه تعریف می‌کند: «در روز حادثه قرار بود برویم خانه عموی حنانه، در میدان آزادی نوشهر صدای شلیک گلوله شنیدیم، از ماشین پیاده شدیم و دست هم را گرفتیم و شروع به دویدن کردیم که یکباره دیدم حنانه افتاد زمین.» «ترسوها هیچ وقت آغاز نمی‌کنند ضعیف‌ها هیچ‌وقت تمام نمی‌کنند برنده‌ها هیچ‌وقت کوتاه نمی‌آیند» این شعری است که حنانه در دفترچه زیبایی به یادگار برای امیر نامزدش نوشته بود. #حنانه_کیا #دادبان

دادبان

24,822 次观看 • 2 年前

فرزند ایران و جان فدای میهن جاوید نام #آرزو_عابدی ۵۰ ساله و مادر دو فرزند پیامی که از فرزندان وی در فضای مجازی انتشار یافته است به این شکل است داداشم ۱۹ سالشه و من ۲۵ سلام مرسی از حمایتتون لطفا از مامان من هم یاد کنید ۱۹ دی توی خیابون باغ دریاچه اصفهان به سر مامانم شلیک کردن کنار چشم من و داداشم خواهش میکنم ندارید اسم مامانم کمرنگ بشه 😭 من و داداشم تنهایی به کمک یه آقا مامان رو رسوندیم بیمارستان سعدی اصفهان اما اونجا راه ندادن رفتیم سمت بیمارستان الزهرا وسط راه پلیس و بسیج جلو‌مون گرفتن و میخواستن پیادمون کنن نمیذاشتن بریم 😭😭 دور ماشین جمع شده بودن و تیر هوایی میزدن دری ماشینو باز کرده بودن و تفنگاشونو سمتمون گرفته بودن به زور و التماس ازشون رد شدیم و رسیدیم به الزهرا 😭😭😭😭 اما دیگه خیلی دیر بود تو بیمارستان خودمون تنها بودیم تلفنا قطع بود من و داداشم دو ساعت و نیم تو بیمارستان تنها بودیم تا خیابونا آروم‌تر شد و داداشم به کمک همون آقا رفت و خانواده رو خبر کرد.. #IranMassacre‌

Hoofar

49,455 次观看 • 6 个月前

امروز ۲۵ ساله شدم. دو شب پیش، اتفاقی ویدیویی پیدا کردم از روز بعدِ تولدِ سه‌سالگیم، وقتی مامان و بابام نشسته بودن و ویدیوی تولد روز قبلش رو تماشا می‌کردن. همون روزی که اولین کامپیوترمون رو خریدیم و من داشتم اسباب‌بازی‌هام رو به دوربینِ داییم معرفی می‌کردم. اون موقع بابام ۲۵ سالش بود، درست مثل من، امروز. حالا که به گذشته نگاه می‌کنم، شباهت‌هامون برام خیلی پررنگ‌تر شده. زمانی بود که فکر می‌کردم شبیهش نیستم، ولی وقتی برمیگردم به عقب میبنم شباهت هارو، مثل علاقه‌مون به شعر، ساعت‌ها درس دادنِ تاریخ بهم — از نسل‌کشی‌های صدام حسین، پادشاهی خسروپرویز، نبرد‌های صلاح‌الدین ایوبی، میترائیسم، دوران وایکینگ‌های اسکاندیناوی تا جنگ‌های سرد آمریکا و شوروی — می‌بینم چقدر به هم نزدیک بودیم. با هم می‌نشستیم و اخبار رو دنبال می‌کردیم؛ یادمه نتایج انتخابات موسوی، کروبی، رضایی و احمدی‌نژاد رو ساعت ها با هم دنبال می‌کردیم — چیزی که بعدا فهمیدم برای دوستام خسته‌کنندست. می‌نشستیم و سریال و کارتون تماشا می‌کردیم؛ از علاقه‌اش به پلنگ صورتی تا تماشای “لوک خوش‌شانس” به گویش کرمانجی، که همزمان برام ترجمه می‌کرد تا یاد بگیرم. تماشای مورد علاقه های من؛ سریال‌های کره‌ای، یا تماشای «Fairly OddParents» به ایتالیایی از K2. این سومین تولدیه که بدون پیام تبریک از طرفشه. تغییرات زیادی تو زندگیم اتفاق افتاده که ای کاش می‌تونستم براش تعریف کنم — از رشته‌ی جدید تحصیلیم، تجربیات کاریم، یک سال تمرین زبان ایتالیایی و روسی، تا خبر ماشینی که خریدم و مطمئنم از ذوق چشم‌هاش برق می‌زد. همیشه در جواب می‌گفت: «هیچ‌کس دختری مثل تو نداره. بهت افتخار می‌کنم، روله.» توی این سال‌ها، مامانم کسی بوده که هر روز تلاش کرده خوش حالم کنه، اضطرابم رو کمتر کنه و با تمام وجودش حمایتم کنه — نه فقط در این ۲۷ ماهِ سخت، بلکه در تمام عمرش. مرسی مامان💕 ۲۴ سالگی برام پر از تغییرات عمیق بود. سختی‌هایی که گذروندم، شخصیتم رو شکل دادن. دردناک بودن، ولی قوی‌ترم کردن. شاید آرزو می‌کردم این رشد در شرایط بهتری اتفاق می‌افتاد، ولی با تمام وجودم قدردانشم. به امید اینکه ۲۵ سالگی پر از اتفاق‌های خوب باشه… #رزگار_بابامیری #دختران_دادخواه

ژینۆ بیگ زاده بابامیری

30,966 次观看 • 1 年前

🤓با این هوش مصنوعی همه مصاحبه های خارجی رو بترکونید! 🥇اگر تا حالا توی مصاحبه‌های شغلی به مشکل خوردید، استرس داشتید یا نمی‌دونستید چطور جواب بدید، LockedIn AI می‌تونه دقیقاً همون ابزاری باشه که دنبالش بودید. این سیستم یه دستیار هوش مصنوعی پیشرفته برای آماده‌سازی مصاحبه‌ها، بهینه‌سازی رزومه و حتی راهنمایی در حین جلسات کاریه که با استفاده از مدل‌های زبانی قدرتمند مثل GPT-4o و Deepseek V3 کار می‌کنه. 🤖هوش مصنوعی LockedIn AI مخصوص کسانیه که در مصاحبه‌ها شرکت می‌کنن. این ابزار با تحلیل صفحه نمایش و صدای جلسه میتونه در لحظه پاسخ بده و تضمین میکنه که مصاحبه ای دقیق و قدرتمند رو تجربه کنین. 🤩یه ویژگی دیگه که LockedIn AI رو از سایر ابزارها متمایز می‌کنه، امکان بهینه‌سازی و ساخت رزومه‌ی حرفه‌ایه. این سیستم می‌تونه بر اساس نوع شغل و مهارت‌های کاربر، قالب‌های استاندارد و متن‌های حرفه‌ای پیشنهاد بده تا رزومه جذاب‌تر و موثرتر باشه. 👨‍💻طبق آمار خود سایت، ۸۰٪ از کاربران این ابزار در عرض ۳ ماه به شغل موردنظرشون رسیدن و ۴۰٪ اون‌ها پیشنهادهای بالای ۱۰۰ هزار دلار دریافت کردن. این نشون می‌ده که LockedIn AI فقط یه ابزار معمولی نیست، بلکه می‌تونه مسیر حرفه‌ای افراد رو تغییر بده. نصب و استفاده از این سیستم خیلی ساده‌ست. نیازی به دانلود اپلیکیشن نداره و فقط با اضافه کردن افزونه‌ی کروم، می‌تونید از قابلیت‌هاش توی مصاحبه‌های آنلاین و آزمون‌های استخدامی استفاده کنید. در مجموع، اگر دنبال یه ابزار هوش مصنوعی کاربردی برای بهبود مهارت‌های مصاحبه، بهینه‌سازی رزومه و حتی افزایش توانایی‌های فنی خودتون هستید، LockedIn AI یه انتخاب عالیه و بنظرم برای هرید اشتراک ارزش بالایی رو داره. 🌻ممنونم که برای مطالعه این پست وقت گذاشتین 🧑‍💻بوکمارک کنید تا بعدا بهش دسترسی داشته باشین 💙من معمولا در مورد هوش مصنوعی و ابزارهای روز دنیا و معرفی دوره های رایگان آموزشی مینویسم، اگر علاقه‌مند بودین پست های دیگه رو هم بخونید. ☕️ اگر دوست داشتین میتونین من رو از طریق #دونیتو به یه فنجون قهوه میهمان کنین

Bahram Ghorbani بهرام قربانی

89,999 次观看 • 1 年前

علت نفرت من از چپِ محورمقاومتی رو در این ویدیو می‌تونید به‌وضوح مشاهده کنید! علی علیزاده، به‌عنوان صداوسیمای بدون فیلتر جبهه پایداری، تا همین دیروز با ژست عدالت‌خواهی از صبح تا شب به خواهر و مادر تراستی‌ها ناسزا می‌گفت که اصلاً چرا داریم تلاش می‌کنیم با تراستی‌ها کار کنیم که دلار بشوریم... نه برای اینکه باید سیاست خارجی رو تغییر بدیم تراستی‌ها رو جمع کنیم مثل آدم با سوییفت نفت به دنیا بفروشیم و مثل یک کشور نرمال رفتار کنیما... نه خیر آقا... از نظرش ما باید مستقیم برده‌ی چین باشیم تا این دوستان کم‌کم کمونیسم رو هم در ایران راه بندازن که بی‌تعارف‌تر هم از توبره بخورن هم از آخور! حالا دیروز که یاشار سلطانی شروع به افشاگری درباره‌ی فرایند حیف‌ومیل نفت ایران در قالب فروش غیرقانونی توسط تراستی‌ها و رابطه منافع جبهه پایداری با ادامه جنگ کرد، صدای این عدالت‌طلبانِ فسادستیز این‌جوری دراومده و مشکلشون اینه که چرا اسم دامادِ سخنگوی پایداری رو آوردی‌؟! الان از نظرشون ۲ میلیارد دلار بدهی اصلا مسئله‌ای نیست! الان نباید از فساد حرف بزنید چون به نفع دشمنه! حقیقتاً رجاله‌اید... حقیقتاً رذلید‌‌‌... من کاری به نزاع بر سر قدرتی که شکل گرفته ندارم... مسئله‌ی اصلی من این شوی عدالت‌طلبیِ لجن‌آلودیه که یک مشت تندروی بی‌شرفِ پوپولیست تبدیلش کردن به ابزار آمریکاستیزی نه برای اینکه واقعاً بهش باور دارن، بلکه چون تو این وضعیت می‌تونن بیشتر خون مملکت رو مثل زالو بمکن. کاش به همین‌جا ختم می‌شد. همین فاحشه‌ی رسانه‌ای حالا مشغول عادی‌سازیِ خوردن بمب اتم تاکتیکال به ایرانه و معتقده رسانه‌ها دارن مردم رو از این مسئله می‌ترسونن تا ما از مقاومت دست برداریم... در حالی که اگر تاکتیکال هم بخوریم، اتفاق خاصی نمی‌افته و باز باید ادامه بدیم... مرده‌شور ریخت خودتون و عدالتتون و مقاومتتون رو ببره که‌ مردم رو بدبخت کردید رها هم‌ نمی‌کنید. اینا به این حرفا باور ندارن... بیان می‌کنن چون منافع این کرکس‌ها در غیرعادی موندن ایرانه. ایدئولوژیِ عدالت‌طلبیِ ضدامپریالیستی‌شون یه نمایش برای یک اقلیت بی‌سوادِ متوهمه... یه پوششه برای اینکه همین وضعیت ادامه پیدا کنه و بتونن بیشتر از این مملکت بخورن... کی وسط توافقنامه به کشتی ها شلیک کرد؟

Arash Nalchegar

28,111 次观看 • 9 天前

🔸تا حالا ندیده بودم کسی مارکو روبیوی زبون باز را اینطوری ببره گوشه‌ی رینگ و با «کلمات» جوری چپ و راست کنه که آخرش مدیر جلسه مجبور شه جلوی طرف را بگیره: 🔹سناتور بروکر خطاب به مارکو روبیو: خُب پس یعنی شما یک جنگ را بی دلیل شروع کردید حالا دارید جون می‌کنید تا تنگه‌ی هرمز که قبلأ باز بود را دوباره باز کنید که باعث شده مردم ما دچاره مشکلات اقتصادی بشن و حالا قبل از اینکه وارد مذاکرات هسته‌ای بشید دارید به رژیم پول میدید برای اینکه اورانیوم غنی شده را پس بده؟! این دقیقأ همون معامله‌ای بود که اوباما کرد و تو و ترامپ درمودش بد می‌گفتید… حالا رفتید التماس می‌کنید باتون مذاکره کنند! به لطف شما، دشمن ما [با تنگه‌ی هرمز] یک راه جدید برای باج گیری از دنیا یاد گرفته. هر روز هم میاید می‌گید ما داریم در جنگ‌ برنده میشم! مارکو روبیو: جنگ تمام شده! سناتور بروکر: نه جنگ تمام نشده! و مردم ما دارن می‌بینن چطور داریم شکست میخوریم. 🔺قبلأ توضیح دادم، با بقای حکومت ایران 8 اتفاق می‌افتد که یکی از آن‌ها «پایان عمر سیاسی مارکو روبیو» است.

حقوق خصوصی

326,539 次观看 • 3 个月前