正在加载视频...

视频加载失败

دیروز ی اکانتی ی جا نوشته بود «زنهای راستگرا مدل بزک کرده فاطی کمانودهای ج.ا هستن» خواستم عرض کنم شمایی که تخم و ترکتون رو با آخوند مالی، فلسطین مالی، اسلام مالی انداختن دیگه در گاله رو ببندید. میتونستم ۲۴ ساعت ویدیو درست کنم. به ی دقیقه اکتفا کردم...

14,187 次观看 • 2 个月前 •via X (Twitter)

0 条评论

暂无评论

原始帖子的评论将显示在这里

相关视频

#اسلام_اتمی! این شخص نه بلوف میزنه و نه توهم زده، فقط به چیزی باور داره که در ذهنش حقیقت مطلق شده، دقیقا مثل همون یارو هندوی هندی که چندی پیش باور کرده بود میتونه از صخره ها بدون تجهیزات بپره و پرواز بکنه، بلافاصله با قدم اول هم سقوط کرد و جنازه اشو اون پایین با کاردک جمع کردند، این شکل جهادگر همون تفکر هست که اتفاقا کشته شدن و از بین رفتن این پیزوری ، نوع دیگه ای از پیروزی هست! اگر با دقت به رفتار و کلامش توجه کنیم، خیلی آشنا میزنه که طی حدود این ربع قرن گذشته یعنی از سال ۲۰۰۱بسیار دیدیم، شکلی دیگه از داعش در عراق و سوریه و طالب در افغانستانه، شکل دیگری از جبهه النصره و سایر گروه های افراطی و جهادی در دنیا که معتقده باید جهان از کفار پاک بشه و سپس سراغ خلوص در اسلام محمدی بروند، یعنی بر حق بودن خودشونو بر خودشون به اثبات برسونند و بین شیعه و سنی، بین ۶ امامی و هشت امامی و در نهایت بین رهروان انواع مجتهدین اونقدر بجنگند تا نهایتا احتمالا چهار پنج نفرشون بر روی زمین باقی بمونند«در اینجا شاخه ی شیعه ی عثنی عشری، بر دوش خود تکلیف میبینه که پرچم رو برسونه به دست مهدی با لقب صاحب الزمان به هر قیمت و هزینه ای» توجه داشته باشید که آزادی مکه گزینه ی جدید هست پس از سقوط امریکا و نماز در کاخ سفید و حراج باکینگهام! تفکری که روزی به بهانه ی آزادی کربلا و سپس قدس آغاز شد و امروز هم بفکر فتح مکه است! نمیخوام از ایدئولوژی و مکاتب مختلف تکرار مکررات کنم و مستقیم به سراغ هدف در این نوشتار میرم: حالا تصور کنید به این تفکر #بمب_هسته_ای هم داده بشه، یعنی یه مشت دیوانه ی بی رحم که خودشونو مامور الله میدونن و بخاطر عجله ای هم که در پاکسازی دنیا دارند، منتظر ظهور مهدی هم نمیمونند و طبیعتا اون رو #هم تعطیل و اومدنشو رو کنکل! میکنند و خودشون دست بکار میشن و در عرض یک هفته(نه بیشتر) دنیا رو به خرابه ای بدل میکنن که حداقل تا ۳۰۰ سال هیچ گیاهی بر روی این کره ی خاکی رشد نمیکنه! تفکری آمده از ویرانگری که هیچ سهمی در آبادی هم ندارد و به عنوان مثال: در طی ۵۰ سال گذشته سهم جغرافیای اسلام با جمعیت ۱ میلیاردی و اغلب مصرف کننده از اختراعات در پیشرفت و توسعه ی ابزار و روش های پزشکی و یا در رفاه و تکنولوژی و صنعت ساخت ماشین ها(در اینجا دستگاه مد نظر است) و همچنین احیاء طبیعت و محیط زیست آسیب خورده و یا صنعت هوا و فضا چه میزان بوده؟ به غیر از #مستعان۱۱۰ !!!! 🖊️جلال جنتی #پسرعاقل_نوح

پسر عاقل نوح

13,072 次观看 • 19 天前

ی #نکته آخر شبی بگم و شمعهارو فوت کنم : خوب که به داستان ما مردم و شاه نگاه کنیم ، میبینید که ما و این جناب آقای خاص به یک تعامل دوجانبه رسیدیم که از شگفتیهای دورانه و نمونه مشابه نه در تاریخ ایران که فکر نمیکنم در تاریخ بشر هم داشته باشه .گ و این حاصل نشده ، مگر اینکه شما مردم لباس پرسشگری تنتون کردین و شدین شهروند مدرن پرسشگر . حالا دیگه نگمتون که این اکت شما چه نتایج عظیمی به بار آورده ، که زبان از گفتنش قاصره . که اگه بخام فقط به یک نمونه اشاره کنم ، اینکه شما مردم تنها طی ۲ سال گذشته بارها شاه رو از دهان گرگ کشیدین بیرون و نشونش دادین که این فضایی که برای ایشون میسازن ، یک فضای هایپر رئالیتی دروغینه که با واقعیت زمین تا آسمون متفاوته . که اگر شما ملت سکوت کرده بودین و عین بز اخوش سر تکون میدادین ، هنوز دور شاه رو علینژاد و نازیلا گلستان و دریا صفایی و همین لشکر اراذل و اوباش گرفته بودند و شاه هم به تصور اینکه این جماعت سخنگویان واقعی جامعه ایران هستند ، تمام کارت پهلوی را برای این اراذل خرج میکرد . در یک کلام‌ شده پینگ‌پونگ . شاه بغل دست هرکسی که مینشینه ، به ما مردم سیگنال میده این بابا عیارش چیه ؟ شما مردم قبولش دارید ؟ بلافاصله طرف میره زیر ذره‌بین ملت و به سرعت معلوم میشه طرف آدم مردمه یا حکومت ، الباقیشم دیگه خودتون دیدین دیگه ، من چی بگم ؟ زوزه‌های علینژاد ، ی نمونه اخیرشه . خلاصه که شما ملت شدین هسته گزینش رهبران سیاسی ، نه رهبران زورچپونی . من به شخصه معتقدم شاه این حق مسلم رو داره که در کنار هرکسی بنشینه و با هرکسی که صلاح میدونه صحبت کنه ، ائتلاف کنه و حتی متحد بشه . به شرطی که طرف ، طرف درست باشه . نه اینکه ی صیغه‌رو دوزاری مثل علینژادی که تازه میگن و شایعه است که این زنیکه ، گعضو باند #فائزه_هاشمی|ه . پس این بازی ما ملت با این مهره‌هایی که هوش کافی دارند ، نه عقل سلیم دارند و نه مهارت کافی برای کارشون ادامه خواهد یافت تا زمانی که مهره‌های اصلی بیان جلوی صحنه . تا علینژاد و اسمالیون و .... جلوی صحنه هستند کار ما هم چیزی نخواهد بود مگر تخریب این مهره‌هایی که حتی صلاح کار خودشونم نمیدونند . حالا شاید ی روزی گفتند که فلان و بهمان چهره سیاسی کشور از داخل کشور میخان با شاه مذاکره کنند ، متحد بشن ، ائتلاف تشکیل بدن ، اونوقته که دیگه باید همه چیز رو سپرد به کف #وکیل_ملت و اونجاست که ایشون خودشون میدونند که چه چیزی به صلاح ایران و مردمش هست و البته که به همون ترتیب هم عمل خواهند کرد ، دراون زمان دیگه هر نقد و توهین و توصیفی ، هیچ معنایی نداره مگر بستن دست شاه و جلوگیری از تشکیل یک جریان و روند سیاسی . و‌ما تا امروز برای چی جنگیدیم ؟ برای این جنگیدیم که تمام سناریوهای حذف وکیل ملت رو بسوزونیم که تا این لحظه ، خوب یا بد ، به وظیفه ملیمون عمل کردیم و‌تا امروز شاه رو در سپهر سیاسی کشور حفظش کردیم و و‌ مانع از حذفش شدیم ، حتی با وجود توطئه فتنهٔ جورج تاون . حالا به این فیلم‌ 👇 توجه کنید : در اینجا فائزه شرح‌کشافی در مورد اقازاده‌های پس از انقلاب و تنها آقازاده پیش از انقلاب میده که از قضای روزگار جز خوبی شاه ما نمیگه . و حالا این سئوال مهم پیش میاد که پس چرا طیفی که شبانه‌روز معروفن به توله‌های بابااکبر که لشکر عظمی است از روزنامه‌نگاران آموخته شده توسط بهنود و شمس‌الواعظین و... که نمودشون در علینژاد متجلی میشه ، اینگونه با حقد و حسادت و کینه برعلیه شاه و خاندان پهلوی میتازند ؟ و این سئوالی است که اگر ما مردم ایران یکبار باید به پاسخش فکر کنیم ، فائزه و تمام حضرات اصلاحطلبان باید دوبار به پاسخش فکر کنند . چرا که حداقلش اینه که شاه ما در حال حاضر شده متر و معیار مشروعیت سیاسیون نزد مردم ایران و اتفاقاً دور نیست روزی که اصولگراها آسون‌تر از شما راضی به گرفتن این مشروعیت از ایشون بشوند

Persian Banksy🤨🧐

10,418 次观看 • 2 年前

می‌فهمید تو ۲۴ ساعت گذشته چه اتفاقی افتاد؟ توماس مسی، نماینده‌ای که بیش از ده سال در یک حوزه امن جمهوری‌خواه در کنتاکی حضور داشت، یکی از سنگین‌ترین و پرهزینه‌ترین انتخابات مقدماتی تاریخ آمریکا را باخت؛ انتخاباتی که گفته می‌شود بیش از ۳۰ میلیون دلار برای حذف او هزینه شد. گروه‌هایی مثل AIPAC و RJC، به‌همراه چهره‌هایی مثل میریام ادلسون و پل سینگر، همگی علیه او وارد میدان شدند؛ نماینده‌ای که علناً از نفوذ لابی‌ها، جنگ‌های تغییر رژیم و کمک‌های خارجی انتقاد می‌کرد و حتی رأی‌گیری درباره پرونده‌های اپستین را جلو برده بود. رقیبش، «اِد گال‌رین» — نیروی سابق نیروی دریایی آمریکا و مورد حمایت ترامپ — پیروز شد. و بعد از شکست، مسی با طعنه گفت: «زودتر می‌اومدم، ولی باید به رقیبم زنگ می‌زدم تا شکست رو قبول کنم و یه کم طول کشید پیداش کنم تو تل‌آویو.» اما ماجرا فقط به شکست انتخاباتی ختم نشد. حالا «سینتیا وست»، دوست‌دختر سابق مسی، علناً علیه او صحبت کرده و مدعی شده یکی از دلایلی که تصمیم گرفته حرف بزند، ارتباطات مالی و سیاسی مسی با افراد و شبکه‌های مرتبط با ایران و لابی‌های اسلامی بوده است. او می‌گوید مسی درباره «ارتباطات ایرانی‌اش» با او صحبت کرده بود و وقتی کمک‌های مالی کمپین او را بررسی کرده، متوجه شده افراد و گروه‌های نزدیک به جریان‌های ضداسرائیلی و حامی فلسطین از او حمایت مالی می‌کنند. در همین حال، «رندی فاین»، نماینده جمهوری‌خواه کنگره، هم گفته سینتیا وست سال گذشته در یک رویداد جمهوری‌خواهان در فلوریدا شخصاً به او نزدیک شده و درباره مسی هشدار داده بود. فاین می‌گوید وست به او گفته مسی «رفتارهای عجیب و نامناسب» داشته، از موقعیت سیاسی‌اش سوءاستفاده کرده و حتی مدعی شده او ارتباطات مستقیمی با ایران دارد. فاین همچنین گفته وست ادعا کرده مسی بعد از شروع رابطه‌شان، برای او یک موقعیت شغلی با بودجه مالیات‌دهندگان در دفتر «ویکتوریا اسپارتز» فراهم کرده و بعد از پایان رابطه، او را از آن موقعیت کنار گذاشته‌اند. در بخش دیگری از این ماجرا، نام «جو کیانی» هم مطرح شده؛ مدیرعامل شرکت فناوری پزشکی «ماسیمو»، میلیاردر ایرانی‌تبار و حامی مالی بزرگ دموکرات‌ها که طبق گزارش‌ها، در مه ۲۰۲۵ یک مراسم جذب کمک مالی برای مسی برگزار کرده که حدود ۱۰۰ هزار دلار جمع‌آوری کرده است. منتقدان می‌گویند مسی در همان مراسم هم علیه اسرائیل صحبت کرده بود. کیانی پیش‌تر میلیون‌ها دلار به پروژه‌ها و کمپین‌های دموکرات‌ها کمک کرده، به شورای مشاوران علمی بایدن منصوب شده و شرکتش نیز میلیون‌ها دلار قرارداد دولتی دریافت کرده بود. وست همچنین تصویری از خودش و مسی منتشر کرده تا ثابت کند رابطه آن‌ها واقعی بوده؛ رابطه‌ای که فقط چند ماه بعد از مرگ همسر ۳۰ ساله مسی آغاز شده بود. حالا منتقدان می‌گویند کسی که سال‌ها خودش را چهره «اول آمریکا»، مخالف نفوذ خارجی و دشمن لابی‌ها معرفی می‌کرد، حالا خودش با اتهام دریافت حمایت مالی از همان شبکه‌هایی روبه‌رو شده که مدام علیه‌شان صحبت می‌کرد. و در نهایت، پیامی که خیلی‌ها از این ماجرا گرفتند این بود: اگر خودت هم به همان بازی متهم شوی، سقوطت حتی سریع‌تر خواهد بود.

RoyalLionSun

27,286 次观看 • 3 个月前

امروز ۲۵ ساله شدم. دو شب پیش، اتفاقی ویدیویی پیدا کردم از روز بعدِ تولدِ سه‌سالگیم، وقتی مامان و بابام نشسته بودن و ویدیوی تولد روز قبلش رو تماشا می‌کردن. همون روزی که اولین کامپیوترمون رو خریدیم و من داشتم اسباب‌بازی‌هام رو به دوربینِ داییم معرفی می‌کردم. اون موقع بابام ۲۵ سالش بود، درست مثل من، امروز. حالا که به گذشته نگاه می‌کنم، شباهت‌هامون برام خیلی پررنگ‌تر شده. زمانی بود که فکر می‌کردم شبیهش نیستم، ولی وقتی برمیگردم به عقب میبنم شباهت هارو، مثل علاقه‌مون به شعر، ساعت‌ها درس دادنِ تاریخ بهم — از نسل‌کشی‌های صدام حسین، پادشاهی خسروپرویز، نبرد‌های صلاح‌الدین ایوبی، میترائیسم، دوران وایکینگ‌های اسکاندیناوی تا جنگ‌های سرد آمریکا و شوروی — می‌بینم چقدر به هم نزدیک بودیم. با هم می‌نشستیم و اخبار رو دنبال می‌کردیم؛ یادمه نتایج انتخابات موسوی، کروبی، رضایی و احمدی‌نژاد رو ساعت ها با هم دنبال می‌کردیم — چیزی که بعدا فهمیدم برای دوستام خسته‌کنندست. می‌نشستیم و سریال و کارتون تماشا می‌کردیم؛ از علاقه‌اش به پلنگ صورتی تا تماشای “لوک خوش‌شانس” به گویش کرمانجی، که همزمان برام ترجمه می‌کرد تا یاد بگیرم. تماشای مورد علاقه های من؛ سریال‌های کره‌ای، یا تماشای «Fairly OddParents» به ایتالیایی از K2. این سومین تولدیه که بدون پیام تبریک از طرفشه. تغییرات زیادی تو زندگیم اتفاق افتاده که ای کاش می‌تونستم براش تعریف کنم — از رشته‌ی جدید تحصیلیم، تجربیات کاریم، یک سال تمرین زبان ایتالیایی و روسی، تا خبر ماشینی که خریدم و مطمئنم از ذوق چشم‌هاش برق می‌زد. همیشه در جواب می‌گفت: «هیچ‌کس دختری مثل تو نداره. بهت افتخار می‌کنم، روله.» توی این سال‌ها، مامانم کسی بوده که هر روز تلاش کرده خوش حالم کنه، اضطرابم رو کمتر کنه و با تمام وجودش حمایتم کنه — نه فقط در این ۲۷ ماهِ سخت، بلکه در تمام عمرش. مرسی مامان💕 ۲۴ سالگی برام پر از تغییرات عمیق بود. سختی‌هایی که گذروندم، شخصیتم رو شکل دادن. دردناک بودن، ولی قوی‌ترم کردن. شاید آرزو می‌کردم این رشد در شرایط بهتری اتفاق می‌افتاد، ولی با تمام وجودم قدردانشم. به امید اینکه ۲۵ سالگی پر از اتفاق‌های خوب باشه… #رزگار_بابامیری #دختران_دادخواه

ژینۆ بیگ زاده بابامیری

30,966 次观看 • 1 年前

روز اول که جنگ شروع شد یادمه که چندین بار این ویدیوی پرزیدنت ترامپ برای اعلان آغاز جنگ رو نگاه کردم با اشک ذوق و هیجان! الان که چند ماهه درگیر آتش بس و بگیر نگیر و ضد ترامپ و طرفدار ترامپ و این حرفا هستیم فک کردم برم دوباره این ویدیو رو نگاه کنم ببینم چی بهمون گفته بوده و آیا زیر حرفش زده یا نزده! ویدیوی کامل ۸ دقیقه است اما این دو تا تیکه اش از همه مهمتره برای ایرانی ها: ۱- هدف از جنگ برای ترامپ : هدف ما دفاع از مردم آمریکا با از بین بردن تهدیدات قریب‌الوقوع رژیم ایران است؛ گروهی وحشی، بسیار سخت‌گیر و وحشتناک. فعالیت‌های تهدیدآمیز آن مستقیماً ایالات متحده، نیروهای ما، پایگاه‌های ما در خارج از کشور و متحدان ما در سراسر جهان را به خطر می‌اندازد. ۲- چگونگی پایان جنگ و پیام به مردم ایران: به اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نیروهای مسلح و همهٔ پلیس می‌گویم که باید سلاح‌هایتان را زمین بگذارید و از مصونیت کامل برخوردار شوید. در غیر این صورت، با مرگ قطعی روبه‌رو خواهید شد. پس سلاح‌هایتان را زمین بگذارید. با شما منصفانه رفتار خواهد شد و مصونیت کامل خواهید داشت، یا اینکه با مرگ قطعی مواجه می‌شوید. و در پایان، به مردم بزرگ و مغرور ایران می‌گویم که امشب ساعت آزادی شما فرا رسیده است. در پناهگاه بمانید. خانه را ترک نکنید. بیرون بسیار خطرناک است. بمب‌ها همه‌جا فرو خواهند ریخت. وقتی کار ما تمام شد، حکومت را به دست بگیرید. مال شماست که بگیرید. این احتمالاً تنها فرصت شما برای نسل‌ها خواهد بود. سال‌های زیادی از آمریکا کمک خواستید، اما هرگز به شما داده نشد. هیچ رئیسی‌جمهوری حاضر نبود کاری را که من امشب حاضر به انجام آن هستم، انجام دهد. حالا رئیسی‌جمهور دارید که آنچه می‌خواهید را به شما می‌دهد. پس ببینیم چگونه پاسخ می‌دهید. آمریکا با قدرت عظیم و نیروی ویرانگر از شما پشتیبانی می‌کند. حالا زمان آن است که کنترل سرنوشت خود را به دست بگیرید و آیندهٔ مرفه و باشکوهی را که در دسترس شماست، آزاد کنید. این لحظهٔ اقدام است. نگذارید از دست برود.»​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​ تا اینجایی که من میبینم ترامپ هنوز همون هدف رو دنبال میکنه شاید ما بد متوجه شدیم که قراره بیاد برامون رژیم عوض کنه ولی خودش از اول گفت هر کی تسلیم شد رو میبخشه و مردم ایران هستن که آخرش این رژیم رو عوض میکنن! شاید هم شما برداشت دیگه ای دارید؟ لطفا یادتون باشه منظور من طرفداری از ترامپ نیست فقط میخوام واقع بین باشم تا چه حد باید روی کمکش حساب کرد برای تغییر رژیم!

Yalda - The Infidel 🇮🇷🇮🇱🤍💙🩵

41,808 次观看 • 25 天前

پروفسور گلن دیسن: و شما امروز از لس‌آنجلس به ما پیوسته‌اید. می‌خواستم بپرسم که تحولات کنونی ایالات متحده را چگونه می‌بینید، زیرا به نظر می‌رسد تعداد بیشتری از آمریکایی‌ها معتقدند کشورشان در مسیر اشتباهی حرکت می‌کند؛ دست‌کم این چیزی است که از نظرسنجی‌ها می‌بینیم. این امر عمدتاً به دلیل دستمزدهای راکد، الیگارشی رو به رشد، نابرابری اقتصادی، مشکلات اجتماعی، کاهش اعتماد به رسانه‌ها و دولت، کاهش آزادی‌ها، جنگ‌های پایان‌ناپذیر، قطبی‌سازی سیاسی و بدهی ملی فلج‌کننده است که مشکلی بزرگ محسوب می‌شود و این فهرست ادامه دارد. می‌خواستم بدانم تا چه حد این زوال امپراتوری را در ایالات متحده می‌بینید و چه علائم و نشانه‌هایی را بررسی می‌کنید؟ جیانگ ژوه‌جین: بله، من ۴ روز است که در لس‌آنجلس هستم و این اولین بار است که واقعاً به لس‌آنجلس آمده‌ام. پس برخی از برداشت‌هایم را با شما در میان می‌گذارم و سپس نشانه‌های زوال امپراتوری را توضیح می‌دهم. اولین چیزی که توجهم را جلب کرد این است که در یک هتل ۵ ستاره لوکس اقامت دارم. صبح برای پیاده‌روی به منطقه وست هالیوود رفتم که یکی از مرفه‌ترین مناطق نه تنها لس‌آنجلس بلکه کل ایالات متحده است؛ ساختمان‌های فوق‌العاده زیبا و مردم زیبا. وقتی در یکی از محله‌های پر از رستوران قدم می‌زدم، مدفوع سگی را جلوی خودم دیدم، دورش پیچیدم و چند دقیقه طول کشید تا بفهمم که این در واقع از طرف یک سگ نبوده است! با خودم فکر کردم که چگونه در یک جامعه افرادی هستند که اهمیتی نمی‌دهند و احساس می‌کنند می‌توانند درست در وسط روز در میان خیابان مدفوع کنند و کسی هم اهمیت ندهد.‼️ این به ما می‌گوید که یک فروپاشی واقعی در قرارداد اجتماعی رخ داده است. احساس می‌کنم مردم خود را بخشی از جامعه نمی‌دانند و جامعه نیز بسیاری از مردم را رها کرده است. دیشب به یک مهمانی در پاسیفیک پالیسیدز رفتم؛ جایی که تمام ستاره‌های سینما زندگی می‌کنند. مهمانی در یک عمارت ۲۰ میلیون دلاری برگزار می‌شد که بسیار بزرگ و زیبا بود. چیزی که مرا شوکه کرد این بود که داشتن یک عمارت ۲۰ میلیون دلاری چقدر افراطی و تکان‌دهنده است، زیرا شما عملاً نمی‌توانید از این فضا استفاده کنید؛ فقط یک خانواده و لشکر کارکنانشان در آن حضور دارند، در حالی که ۱۰۰ نفر به راحتی در آنجا جا می‌شوند!‼️ وقتی به بالای تپه نگاه می‌کنم، عمارتی ۲۰۰ میلیون دلاری می‌بینم که ۱۰ برابر بزرگ‌تر است.‼️ در آن مهمانی با مکس بلومنتال گپ می‌زدیم و از تجملات پاسیفیک پالیسیدز گله می‌کردیم، پس تصمیم گرفتیم برای مقایسه به منطقه اسکید رو (Skid Row) برویم. اسکید رو به معنی واقعی کلمه صحنه‌ای از یک فیلم آخرالزمانی بود؛ تاریک بود، زنی لخت در خیابان‌ها می‌دوید و حدود ۴۰۰۰ نفر آنجا بودند که کاملاً توسط جامعه رها شده‌اند و دولت وانمود می‌کند آن‌ها وجود ندارند!‼️ عصرهایی که اطراف هتلم قدم می‌زنم، همه‌جا بی‌خانمان‌ها را می‌بینم. بنابراین، یک شاخص مهم دیگر از زوال امپراتوری، نابرابری شدید و زوال اخلاقی است؛ این مردم به حال خود رها شده‌اند و این نابرابری عظیم یک شاخص اصلی است. نکته سوم این است که برای صبحانه رفتم و سعی کردم ارزان‌ترین جایی را که می‌توانم پیدا کنم. برای یک تست آووکادو ۱۷ دلار پرداختم! نمی‌دانم مردم چگونه می‌توانند این قیمت‌ها را در این کشور تحمل کنند. بنابراین تورم وجود دارد، اما آنچه تورم واقعاً به ما می‌گوید، اساساً افت ارزش دلار آمریکا است. دلار آمریکا دیگر ارزشی ندارد، زیرا در ۱۰ سال گذشته تریلیون‌ها دلار چاپ کرده‌اند و به این کار ادامه می‌دهند تا اقتصاد را پایدار نگه دارند. شما با حباب بدهی هوش مصنوعی مواجهید که دیر یا زود می‌ترکد. جنگی وجود دارد که در آن هفته‌ای ده‌ها میلیارد دلار بدون هیچ هدف واقعی، استراتژی یا چشم‌اندازی هزینه می‌شود. در همین حال، در واشنگتن شاهد قطبی‌سازی سیاسی هستیم که در آن دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان به جای تمرکز بر مسائل اصلی، به یکدیگر انگ می‌زنند. بنابراین فکر می‌کنم نشانه‌های زیادی از زوال امپراتوری وجود دارد و من نسبت به آینده ایالات متحده چندان خوش‌بین نیستم.‼️

آرش یوسفی -ARASH

24,058 次观看 • 17 天前

کاپی از صفحه فیسبوک محترم امرالله صالح رییس روند سبز افغانستان - رسا مالک عزیزی بانک گفته بود ده ملیارد دالر در جریان سه سال سرمایه گذاری میکند. دو سال گذشت چیزی صورت نگرفت. با کرکتر این شارلتان افغانی و دستگاه کلاهبرداری اش به نام عزیزی بانک آشنا شوید. در چهارچوب مسوولیت های دولتی من عادت داشتم که نامه ها و عریضه ها را با دقت مطالعه می کردم . در معاونیت ریاست جمهوری برایم نامه از یک زندانی به اسم عبدالاحد رسید. او نوشته بود که من یک تاجر گم نام و با احتیاط ام که کسی مرا نمی شناسد. من در حساب بانکی ام مبلغ هژده و نیم ملیون دالر دارم. یکی از روز ها وقتی که با بانک رفتم تا پول بیرون کنم کمی مرا منتظر ساختند و بعد ناگهان بالای من حمله شد و افراد با یونیفورم و لباس شخصی مرا دست بند زدند و ادعا کردند که از جیب من مواد مخدر پیدا کرده اند. این حادثه در سال ۲۰۱۹ اتفاق افتاده بود . خلاصه مرا توقیف کردند و در نهایت بخاطر داشتن بیست و پنج گرام مواد مخدر مرا به بیست سال زندان محکوم کرده اند. این جریان چنان برق آسا گذشت که اصلا برای هیچ کس قابل باور نیست. سه سال است که در زندان به سر میبرم و هرچه تلاش میکنم صدایم به جایی نمی رسد. شماره حساب بانکی و اسناد خود را نیز ضمیمه ی نامه ارسال کرده بود. او بصورت مستقیم اقای عزیزی هوتک مالک عزیزی بانک را متهم مهندسی و طرح این دسیسه کرده بود. من موضوع را به شکل مختصر در قالب یک پیام نوشتم و با تمام اسناد بدست آمده از عبدالاحد از طریق دفترم به واتسپ آقای عزیزی روان کردیم. به ایشان گفته شد که ما نمیخواهیم که درین شرایط حساس و لرزان یک عریضه و شکایت که بسیار دراماتیک و عجیب و غریب به نظر می رسد باعث بدنامی بانک شما گردد و یا شما بی اساس در جنجال قرار بگیرید. اگر ممکن است تماس بگیرید و یا کسی را موظف سازید که پیگیری نماید که بدانیم رخ قصه از جانب شما چیست. اقای عزیزی به پیام ما پاسخ نداد و ما پس از دو هفته موضوع را به بصورت کتبی و اصولی به اطلاع شخص رییس جمهور رسانیدیم. او هیات تعین کرد . هیات رفت و عبدالاحد را در زندان پلچرخی از نزدیک ملاقات کرد. پس از آنکه هیات با این زندانی بد بخت دیدن کرد خبر به ما رسید که میخواهند او را به بهانه واکسین کرونا زهر تزریق کنند و بعضی از زندانی ها مانع این قتل شده اند. چون رفتن دو تن به اصطلاح داکتر مشخصا برای واکسین یک نفر زندانی شک و ترس ایجاد کرده بود و عبدالاحد سر وصدا بلند کرده و فریاد کشیده بود که این واکسین نه بلکه زهر است. برای او تدابیر خاص امنیتی گرفته شد که در زندان کشته نشود و دوسیه رسما به سارنوالی و محکمه سپرده شد. رییس جمهور امر کرد که یک جلسه به اشتراک نهاد های ذیربط در ارگ دایر گردد که این قضیه مهم است و پیگیری گردد. هنوز این جلسه را دایر نکرده بودیم که خبر رسید عبدالاحد از زندان به زور و غیر رسمی به یکی از اتاق ها در مقر عزیزی بانک انقال شده است و میخواهند بالای او ده هاچک را امضا کنند و بگویند که گویا پول هایش را قبلا کشیده است. یک نیروی واکنش سریع شامل هیات پولیس – امنیت ملی – سارنوالی و محکمه توانستند عبدالاحد را در یک اتاق عزیزی بانک در حالیکه چندین چک را زیر میله تفنگ و فشار امضا کرده بود نجات دهند. این درحالی بود که عزیزی قبلا گفته بود که در اثر انفجار در چهارراهی زنبق اصلا تمام اسناد های مربوط به عبدالاحد گم شده است. کسانی که تلاش داشتند از عبدالاحد به زور امضا بگیرند با همه اسناد و مدارک بصورت بالفعل در صحنه ی ارتکاب جرم دستگیر شدند و رییس زندان به اسم توتاخیل فرار کرد و الی آمدن طالبان در خارج به سر می برد. او یکی از شرکای این جرم بود و چندین قضیه دیگر نیز داشت. درین جریان اقای عزیزی بسیار به شکل دست و پاچه و مضطرب تلاش داشت که مرا ببیند. من قبول کردم که دیدار داشته باشیم ولی نه خصوصی و یا تنها. د رملاقات رییس دفترم اقای اکبری – مشاورم آقای هارون میر – دو نفر از تاجران که واسطه عزیزی بودند حاضر بودند. به قصه اش گوش کردم. از سر و رویش عرق می ریخت و هر چند لحظه آب می نوشید و بار بار معذرت میخواست که ببخشید کمی تکلیف دارم. پس از شنیدن داستان آقای عزیزی برایش گفتم اینکه شما راست میگویید و یا غیر آن مربوط من نیست و باید این مسایل در سارنوالی و محکمه گفته شود. خواهش عزیزی این بودکه فقط کرکتر و حالت این دوسیه از جرمی به مدنی تبدیل گردد. او میدانست که اگر دوسیه از جرمی به مدنی تبدیل گردد عبدالاحد را میتواند ده ها سال دیگر دنبال نخود سیاه روان کند و خودش را با پرداخت رشوه و واسطه حفاظت نماید. من گفتم این صلاحیت را من ندارم. گفت شما که خبر شدید دوسیه را تغیر داده ام واکنش نشان ندهید همینقدر به من کفایت میکند. گفتم این را وعده داده نمیتوانم. در یک جلسه در ارگ دوسیه مربوط به عزیزی بانک رسما تسلیم شخص قاضی القضات کشور گردید. موضوع تنها این نبود که هژده ملیون دزدی شده است بلکه این بود که وقتی این بانک لانه ی کلاهبرداری است آیا واقعا بانک است و نقدینه دارد یا خیر. هیات تعین شد که پول نقد بانک را بررسی نماید. قرضه هایش را بررسی نماید و ابعاد مختلف مرتبط به اصول و مقررات بانکداری را بررسی نماید. گزارش هیات هایی که تعین شده بود تکان دهنده بود. من اما کاپی این گزارش ها را با خود ندارم و به اساس لایحه وظایف نقل گزارش به من ارایه نگردیده بود. آقای عزیزی در تلاش برای تبدیل دوسیه از جنایی به مدنی موفق شد که شخص رییس جمهور را نیز ملاقات نماید. من در آن ملاقات حضور نداشتم و از محتوای آن نمیدانم. هیات هایی که موظف به بررسی عزیزی بانک بودند مدعی بودند که بانک در معرض فروپاشی و افلاس قرار دارد و توان مدیریت قرضه هایش را ندارد. سرمایه گذاری های این بانک در افغانستان عمدتا ناقص و زیان آور بوده و مثلا از تمام ساختمان هایی که این بانک ساخته است ده درصد آنرا تا حال نتوانسته است به فروش برساند . در آن زمان محاسبه گردیده بود که اگر عزیزی بانک به منوالی که تا حال جایداد ها و اپارتمان های خود را فروخته است ادامه دهد ممکن است در ظرف پنجاه سال سرمایه خود را بدست آورد. عزیزی بانک در دوران اقای کرزی نیز در لبه ی سقوط و افلاس مطلق قرار داشت و با مداخله یک حلقه مشخص که تطمیع شده بودند از سقوط و رفتن به سرنوشت کابل بانک نجات یافت. حالا خبر شدم که اقای عزیزی گفته است که ده ملیارد دالر قرار است سرمایه گذاری نماید. شاید درین دوسال معجزه یی رخ داده باشد و یا اینکه این تبلیغات او در هماهنگی با خلیل زاد بخاطر عادی نشان دادن وضعیت افغانستان تحت سلطه طالبان است. عزیزی یکی از دوستان شخصی و نزدیک خلیل زاد است و در گذشته شایعات مبنی بر اینکه خلیل زاد یکی از نفع برنده گان این بانک است نیز در حلقات تاجران وجود داشت. سقوط جمهوریت باعث بقای عزیزی بانک گردید و او فرصت یافت از پرداخت حد اقل شش صد ملیون دالر پول امات مردم شانه خالی کند. متاسفانه و چه درد آور. بهتر خواهد بود قبل از آوردن ده ملیارد دالر سرمایه تخیلی امانت های مردم را پس بدهد تا بدینسان بشود از شدت ظلم و ستم بالای یک تعداد هموطنان ما کاسته شود. در هرحال اعلان سرمایه گذاری ده ملیارد دالر توسط عزیزی یک تبلیغ بی اساس مافیایی در راستای منافع مبهم است و هرگز اجرایی نخواهد شد. شرکای دسیسه بدنام دوحه تلاش دارند در سال جاری از حجم صدای منفی و بازتاب وقعیت های زشت و خجالت آور از افغانستان کاسته شود و اعلامیه عزیزی یکی از وسایل جنگ روانی درین راستاست. هموطنان گرامی . امید است که در تعامل تان با این بانک هوشیار و مواظب باشید. برای مردم ، تجار و نهاد های جهانی که با افغانستان در تعامل اند ثبوت و مستندات ذیل را ارایه خواهیم داشت. البته فعالیت خود را آغاز کرده ایم و بسا ازین موارد با گذشت زمان برملا خواهد گردید. یکم : عزیزی بانک پول نقد ندارد و اگر تفتیش مسلکی یا Forensic Audit صورت گیرد معلوم خواهد گردید که قرضه هایش به حلقات خودی مانند اونکس گروپ داده شده است. نه تنها که این قرض ها قابل بازگشت نیست بلکه زیان آور هم است. دوم : سرمایه های غیر منقول عزیز بانک در کابل که از پول ملت به شکل غیر قانونی ساخته شده است مانند چند بلند منزل در شهر نو از جمله کلوله پشته نه تنها که ارزش تجارتی ندارند بلکه فاقد حد اقل معیار های مهندسی و انجنیری نیز استند . دو تا موسسه آلمانی پس از تست خاک از عقب این تعمیر ها کوچیدند زیرا گفته شد که در یک زلزله بالای شش این تعمیر ها فرومی ریزند. اپارتمان های این بلاک ها نیز پس از گذشت بیشتر از ده سال به فروش نرسیده اند. سوم : ما ثابت خواهیم کرد که عزیزی بانک یک موسسه پول شویی برای مافیای افغانستان و چند کشور دیگر در حال جنگ است و هیچ نوع معیار و استندرد بانکی ندارد. عزیزی بانک بیشتر به یک شارلتان تبلیغاتی شباهت دارد تا به یک بانک و یا حتا صرافی. چهارم : ما ثابت خواهیم کرد که وعده ده ملیارد دالر سرمایه گزاری عزیزی بانک نه تنها که جعل است بلکه تلاش های این موسسه در شبکه های اجتماعی نیز منشا در یک دسیسه دارد. امید است که مردم عزیز ما در تعامل و معامله با این شرکت کلاهبردار و جعل احتیاط کنند. کریدت کارت هایی را که عزیزی بانک توزیع میکند به اعتبار یک موسسه لبنانی با سابقه جرمی و پول شویی است. پنجم : ما در طول همین سال ثابت خواهیم کرد که عزیزی بانک حتا ده ملیون دالر سرمایه گزاری نخواهد توانست و در عوض چه مقدار از داشته های ملت را به خارج انتقال خواهد داد. بازهم آسان ترین خدمت به مردم واپس دهی سپرده هایشان است نه گزافه سرایی در شبکه های اجتماعی. ششم : تلاش برای بدست آوردن تمام اسناد و مدارک اثباتیه در ارتباط به بلاک هایی که این بانک ساخته است – چه در مبحث زمین – مهندسی – قرضه به اشخاص تقلبی و شبکه های درونی آغاز یافته و نتایج با مردم شریک خواهد شد. هفتم : ارایه داستان مفصل ورشکستگی این بانک در دوران آقای کرزی و اینکه با مداخله کدام شخص – به چه شکل و با ارایه چه مقدار رشوت اسناد تفتیش از بین برده شد و بانک عزیزی با توسل به خیانت حفظ گردید. یک بخش از مردم ما از جریان به شکل شفاهی خبر دارند و انشالله ما اسناد آنرا ارایه خواهیم نمود. هشتم :بعضی ها پرسیده اند که چرا ما در زمانش این قصه وحشتناک را افشا نکردیم. پاسخ بسیار ساده است. وظیفه ی من حفاظت از اقتصاد افغانستان بود و نمیخواستیم یک ادعای ثابت ناشده را با دور زدن از دستگاه عدلی و قضایی مطبوعاتی بسازیم. سقوط جمهوریت برای عزیزی بانک اب حیات شد و حالا نه دولت است – نه ملت صدا دارد و نه در افغانستان معیار ها و ارزش ها وجود دارند. اما این آخر قصه نیست. هدف نهایی تلاش ما این است که مردم را در روشنایی قرار بدهیم تا باردیگر ازین مارسیاه در امان باشند. پس با ما باشید. پس از نشر اعلامیه اولی ما عزیزی به سکرترش به اسم ارجاز از کشور قزاقستان دستور داده است که هیچ نوع تیلفون از هیچ افغان را نبردارد. به کسی صدا نگذارد و از صحبت با اتباع افغانستان زیر هر اسمی که می باشد ابا ورزد. گزارشات فراوان از شیوه یی که وی فعالیت های کلاهبرداری و پول شویی را مدیریت میکند نیز در اختیار داریم. البته هر کار زمان بر است اما شدنی. 2. بخشی از ثبوت ویدیویی از لحظه های حضور عبدالاحد نام (قربانی کلاهبرداری و جعل اسناد ) در عزیزی بانک شخص که در وسط با پیراهن و تنبان است عرب زاده نام دارد و وکیل مدافع رسمی و دایمی عزیزی بانک است. شخص که پکول به سر دارد در کوچ نشسته است همان عبدالاحد نام است (عبدالاحد پوپل زی ) که از زندان به شکل غیر قانونی و قاچاق به مرکز عزیزی بانک انتقال یافته بود . تناقض ، اضطراب و لرزش منطق در سخنان عرب زاده نشان دهنده ی کرکتر عزیزی بانک است. قضاوت با شما. سلسله نشر این ویدیو الی تکمیل یک ساعت ادامه خواهد داشت.

Afg Green Trend

134,331 次观看 • 1 年前

مصاحبه کامل رویترز با شاهزاده ناکام، رضاپهلوی 📷📷📷📷📷📷📷📷📷 خبرنگار: رضا پهلوی، خوش آمدید. ممنون که امروز در پاریس با رویترز صحبت می‌کنید. در طول چهار ماه گذشته، ما با بیش از ۵۰ نفر، از جمله هشت نفر از همکاران فعلی و سابق شما، برای تهیه گزارشی درباره شما مصاحبه کرده‌ایم. مخاطبان ما همیشه از اینکه سوژه گزارش ما با پاسخ دادن به سوالات موافقت می‌کند، سود می‌برند. پس باز هم ممنون. رضا پهلوی: ممنون که این فرصت را به من دادید. خبرنگار: حتماً. پس اولین سوال من این است: شما در اروپا و ایالات متحده مشغول کمپین بوده‌اید، سخنرانی کرده‌اید، بودجه جمع‌آوری کرده‌اید و با مقامات منتخب برای رهبری یک دولت انتقالی در ایران دیدار کرده‌اید. با این حال، به نظر نمی‌رسد دولت ترامپ از شما حمایت کند. با توجه به همه اینها، مسیر شما برای بازگشت به ایران چیست و فکر می‌کنید تغییر رژیم در چه زمانی می‌تواند واقعاً محقق شود؟ رضا پهلوی: این کمپین ۴۶ سال پیش به عنوان یک ماموریت مادام‌العمر برای آزادی ایران آغاز شد و هرگز موضوع شخص من نبوده است. این درباره مردم ایران و حق آنها برای تعیین سرنوشت‌شان بوده است که دقیقاً تمام موضوع همین است. این وظیفه یک دولت خارجی نیست که تصمیم بگیرد چه کسی یا چه چیزی باید جایگزین برای ایران باشد. این بر عهده مردم ایران است. من هرگز از هیچ رهبر یا دولتی درخواست هیچ‌گونه تاییدیه‌ای نکرده‌ام. تمام ماموریت من در زندگی، و بارها و بارها آن را گفته‌ام، این است که اطمینان حاصل کنم مردم ایران در آینده این فرصت را خواهند داشت که تعیین کنند عملکرد دوره گذار پس از فروپاشی رژیم چه خواهد بود؛ تا بتوانیم یک مجلس موسسان داشته باشیم که درباره هر شکل نهایی سکولار و دموکراتیکی که مسلماً باید شکل بگیرد بحث کند و به مردم ایران اجازه انتخاب بدهد. خبرنگار: اما از جایی که امروز نشسته‌ایم، فکر می‌کنید تغییر رژیم چه زمانی ممکن است رخ دهد؟ رضا پهلوی: من فکر می‌کنم ما به آن بسیار نزدیک هستیم. دلیلی که این را می‌گویم این است که اول از همه، رژیم در ضعیف‌ترین وضعیت خود در طول ۴۷ سال گذشته قرار دارد. ناگفته نماند از نظر مشروعیت، هرگونه مشروعیت احتمالی باقی‌مانده‌ای را که ممکن بود داشته باشد کاملاً از دست داده است. به این معنا که بسیاری از دولت‌ها در تمام این چهار دهه همیشه از روش مماشات با امید به تغییر رفتار پیروی کرده‌اند و به نوعی به مشروعیت بخشیدن به این رژیم کمک کرده‌اند. خبرنگار: با این حال، اجازه بدهید درباره برخی از اظهارات شما بپرسم. شما در ژوئیه ۲۰۲۴ در کنفرانس ملی محافظه‌کاری در واشنگتن سخنرانی کردید و گفتید: “دوستان من، ما به دنبال مداخله شما نیستیم.” سپس امسال در اواسط فوریه از واشنگتن خواستید به ایران حمله کند و به رویترز گفتید که: “مداخله راهی برای نجات جان انسان‌هاست.” و سپس هنگامی که جنگ آغاز شد، به فاکس نیوز گفتید: “این همان تغییردهنده بازی است که تمام این مدت منتظرش بودیم.” پس چه چیزی باعث شد دیدگاه شما در مورد مداخله بین سال‌های ۲۰۲۴ و ۸ و ۹ ژانویه ۲۰۲۶ تغییر کند؟ رضا پهلوی: وقتی شما با آن سطح از قتل عام زندگی و سروکار دارید، تمام چشم‌انداز مسائل تغییر می‌کند. تا مدت‌ها می‌گفتم ما نیازی به هیچ مداخله‌ای نداریم و بگذارید مردم ایران توانمند شوند. سال‌ها گفته‌ام دیپلماسی کار نمی‌کند و جنگ هم راه‌حل نیست. شما فقط یک راه سوم دارید و آن توانمندسازی مردم ایران است. این چیزی است که من حداقل در ۲۰ سال گذشته در سراسر اروپا و ایالات متحده گفته‌ام. آنچه تغییر کرد، اتفاقی بود که در ۸ ژانویه رخ داد. در آن مورد من گفتم ببینید، این مداخله در واقع می‌تواند به نجات جان‌های بیشتری کمک کند که در غیر این صورت از دست می‌رفتند. بنابراین این واقعاً مسئله تلاش برای محافظت از جان‌های بیشتر در برابر این رژیم است؛ رژیمی که نشان می‌دهد هیچ حد و مرزی در اینکه چقدر حاضر است برای کشتن شهروندان خود پیش برود، ندارد. خبرنگار: ما با یک نماینده کنگره مصاحبه کردیم که شما را فردی خوش‌بیان، فروتن و دارای ویژگی‌های ریاست جمهوری توصیف کرد. اما همان‌طور که مطمئناً می‌دانید، شما منتقدانی هم دارید. من نمی‌خواهم شما را معذب کنم، اما می‌دانید، برخی از افراد اشاره می‌کنند که شما هرگز شغل حقوق‌بگیری نداشته‌اید و فاقد مهارت‌های رهبری حیاتی هستید. اسکات اندرسون، نویسنده کتاب «شاهِ شاهان: انقلاب ایران» گفت که شما در نوعی “حباب سلطنت‌طلبی” زندگی می‌کنید. و نقل قول: “هر آنچه همیشه درباره او از افراد در دیاسپورای ایرانی شنیده‌ام این است که او به نوعی یک فرد بی‌اهمیت و سبک‌وزن است.” به نظر می‌رسد اعتبار اصلی شما وراثت باشد. شما پسر آخرین شاه هستید. پاسخ شما به این چیست؟ مطمئنم برخی از این موارد را قبلاً شنیده‌اید. شما ۴۸ سال است که پای خود را در ایران نگذاشته‌اید. پدر شما پس از یک قیام مردمی علیه حکومت استبدادی‌اش به تبعید رفت. شما فکر می‌کنید چه صلاحیت‌هایی برای رهبری یک دولت انتقالی در ایران دارید؟ رضا پهلوی: خب، اگر یک وکیل تصمیم بگیرد پرونده‌ای را به صورت رایگان و داوطلبانه، pro bono، به عهده بگیرد، آیا این بدان معناست که او شغلی ندارد؟ من این کار را داوطلبانه و به صورت رایگان برای چهار دهه انجام داده‌ام، به عنوان فداکاری من در راه کشورم. من می‌توانستم به راحتی در آن زمان در قاهره، وقتی پدرم فوت کرد، تصمیم بگیرم که بی‌خیال همه‌چیز شوم و بگویم به درک. من می‌توانستم مانند بسیاری دیگر، زندگی، تجارت و کارهای دیگر را دنبال کنم. نه اینکه آنها ارتباطاتی نداشتند، نه اینکه آنها مردمی نداشتند، اما من تصمیم گرفتم به خاطر کشورم در این مسیر بمانم؛ کشوری که فکر می‌کنم از نظر تمدن، از نظر فرهنگ و از نظر آنچه می‌توانند به جهان ارائه دهند، سزاوار وضعیتی بسیار بهتر از این رژیم و این دولت هستند. بنابراین این یک فداکاری شخصی برای یک عمر بوده است. در مورد سابقه کاری، فکر می‌کنم این بخشی از دلیلی است که جوانان امروز در ایران، که من را در این ۴۶ سال دنبال کرده‌اند و دیده‌اند که چه گفته‌ام و چه کرده‌ام، من را با اعمال خودم قضاوت می‌کنند. این هیچ ربطی به گذشته ندارد. بله، من به طور اتفاقی نام پهلوی را دارم و اتفاقاً آن یک نکته مثبت است. این همان چیزی است که مردم در خیابان‌ها شعار می‌دهند. اکنون مردم حق دارند نظر خود را داشته باشند. ممکن است برخی از چهره من خوششان نیاید. ممکن است برخی فکر کنند من باید این کار یا آن کار را انجام دهم. من فقط با افکار و اصول خودم صادق هستم و سعی می‌کنم با آنچه در توان دارم بهترین باشم. تلاش می‌کنم تا جایی که ممکن است عناصری را گرد هم بیاورم که معتقدم می‌توانند در انجام کار به طور همه‌جانبه حمایت‌کننده باشند. این کاری است که من تمام وقت خود را صرف آن کرده‌ام؛ از طریق تعامل با اعضای جامعه خودمان، با دیاسپورا، با مردم داخل ایران و البته بخش خارجی آن. دوستان ایران، کسانی که معتقدند ایران سزاوار زندگی در قرون تاریک نیست، آنگونه که ما زندگی کرده‌ایم، و ایرانی را به یاد می‌آورند که مرفه بود، در حال شکوفایی بود و کمک‌هایشان به هنر، موسیقی، علم و غیره. فکر می‌کنم دقیقاً به همین دلیل است که امروز مردم به خیابان‌ها می‌روند و جان خود را برای آینده‌ای بهتر فدا می‌کنند. شما هرگز نمی‌توانید ۱۰۰ درصد حمایت همه را داشته باشید. همیشه برخی استثناها وجود خواهد داشت، اما فکر می‌کنم در بیشتر موارد من از حمایت گسترده‌ای در داخل و خارج از ایران برخوردارم. خبرنگار: می‌خواهم کمی در مورد چارچوب شما که سال گذشته درباره یک دولت انتقالی منتشر کردید صحبت کنم. این چارچوب خواستار برگزاری رفراندوم در عرض ۶ ماه است که می‌تواند منجر به یک پادشاهی پارلمانی یا جمهوری شود. آیا شما پادشاه شدن را در صورتی که خواست مردم ایران باشد رد می‌کنید؟ رضا پهلوی: خب، من به شما می‌گویم، من برای مقامی نامزد نمی‌شوم. این هرگز دغدغه من نبوده است و می‌دانید، این همچنین به این بستگی دارد که در نهایت چه چیزی به بهترین وجه در خدمت اهداف کشور است. در این مقطع، تمرکز من روی دوره پس از رفراندوم نیست. تنها تمرکز من در حال حاضر باید این باشد و هست که چگونه به آن نقطه نهایی برسیم. یکی از نقش‌های من متحد کردن مردم است. من نمی‌توانم با نمایندگی کردن یک جایگزین از نظر محصول نهایی در مقابل فرآیند رسیدن به آن، مردم را متحد کنم، زیرا این همیشه تفرقه‌انگیز است. به همین دلیل است که به شما می‌گویم، به من به عنوان یک نامزد برای رسیدن به یک مقام نگاه نکنید. به من به عنوان کسی نگاه کنید که راهی به سوی آن آینده برای شما فراهم می‌کند، صرف نظر از اینکه رای نهایی شما چه خواهد بود. خبرنگار: بسیار خب. من می‌خواهم به زودی به مسئله متحد کردن اپوزیسیون برسم، اما می‌خواهم ابتدا روی فعالیت‌های شما در ماه‌های اخیر تمرکز کنم. من با برخی از حامیان مالی شما صحبت کرده‌ام که بخشی از گروهی هستند که بیش از ۳ میلیون دلار به شما و کمپین‌تان کمک کرده‌اند. آنها می‌گویند که به دلایل زیر از شما ناامید شده‌اند: اینکه شما بلافاصله پست رسانه‌های اجتماعی پرزیدنت ترامپ را که گفته بود “ما ایران را تا مرز نابودی بمباران می‌کنیم یا به عصر حجر برمی‌گردانیم” به شدت مورد انتقاد قرار ندادید. می‌دانم که بعداً در پاسخ به سوالات خبرنگاران این کار را کردید، اما بلافاصله پستی درباره آن منتشر نکردید. اینکه شما برخی از خشونت‌های حامیان رادیکال‌تر علیه سایر مخالفان ایرانی و آزار و اذیت آنها را به شدت محکوم نکرده‌اید. همچنین آنها معتقدند که شما برای متحد کردن اپوزیسیون به شدت متفرق ایران به اندازه کافی تلاش نکرده‌اید. آنها همچنین می‌گویند که این مسائل را در تماس‌های خصوصی با شما مطرح کرده‌اند، اما در کمال ناامیدی آنها، شما توصیه‌های آنها را نپذیرفته‌اید. پاسخ شما به این موارد چیست؟ رضا پهلوی: خب، اجازه دهید ابتدا از حامیان مالی شروع کنم. فرض می‌کنم شما به آنها بانیان، benefactors، می‌گویید. من قرار نیست ماموریت را بر اساس انتظارات بانیان تغییر دهم که چون ما به تو پول می‌دهیم، پس باید فلان و بهمان کار را انجام دهی. روش کار این‌طور نیست. خبرنگار: خب، دو مسئله وجود داشت. یکی اینکه شما برای متحد کردن اپوزیسیون به شدت متفرق ایران به اندازه کافی تلاش نکرده‌اید و اینکه آنها این مسائل را با شما مطرح کرده‌اند و شما توصیه‌های آنها را نپذیرفته‌اید. رضا پهلوی: خب، فکر می‌کنم حداقل در دو سال گذشته در گسترده کردن این خیمه بسیار فعال بوده‌ام. در واقع، فکر نمی‌کنم تا به حال چنین طیف گسترده‌ای از نمایندگان متنوع اپوزیسیون ایران را که از تمام اقشار و ایدئولوژی‌ها زیر یک سقف جمع شده باشند، داشته‌ام. در واقع، من با افرادی تماس گرفته‌ام که زمانی بدترین دشمنان پدرم بودند. امروز آنها کاملاً همراه و در حال همکاری با من هستند. من در مورد مارکسیست‌های سابق، افرادی که عضو حزب توده بودند، سازمان فدائیان و اعضای سابق مجاهدین خلق صحبت می‌کنم. نمی‌دانم چقدر بیشتر از این می‌توانید این چتر را گسترش دهید که شامل این افراد هم بشود تا ثابت کنید در واقع اتحاد بسیار بیشتری از همیشه وجود دارد. مسلماً در داخل ایران هرگز یک ائتلاف بی‌نقص وجود نخواهد داشت. اما فکر می‌کنم که من این چتر را بسیار گسترده کرده‌ام و نمی‌دانم افرادی که چنین اظهاراتی می‌کنند چقدر جلساتی را که داشته‌ام و گردهمایی‌هایی را که داشته‌ام دنبال کرده‌اند یا از آنها آگاهند. اما می‌توانم به شما اطمینان دهم که این همیشه تلاش من بوده است. خبرنگار: در فاصله چند ماه در اوایل امسال، کسانی که خود را حامی شما معرفی می‌کنند، یک خبرنگار کرد را در لندن کتک زدند و او را راهی بیمارستان کردند. آنها صاحبان رستوران‌هایی را در لندن و وین مرعوب کردند و خواستار به نمایش گذاشتن پرچم شیر و خورشید قبل از انقلاب شدند. در نشستی از کنفرانس آزادی ایران در لندن، به برخی از شرکت‌کنندگان توصیه شد به دلیل ترس از خشونت از طریق زیرزمین محل را ترک کنند. هنگامی که یکی از حاضران با پای پیاده محل را ترک کرد، مورد ضرب و شتم قرار گرفت. موارد دیگری در نشست سی‌پک، CPAC، در تگزاس در ماه مارس رخ داد، جایی که یکی از حامیان شما به یک فعال اپوزیسیون گفت که اگر شعار جاوید شاه ندهد، با کامیون از روی او رد خواهد شد. پلیس لاهه در حال تحقیق درباره ادعاهایی است که حامیان شما مخالفان را در آنجا آزار داده و تهدید کرده‌اند. می‌خواهیم یک ویدیوی کوتاه را به شما نشان دهیم. این همان روزنامه‌نگار کردی است که بستری شده بود. خبرنگار: بله، پاسخ شما به این چیست؟ رضا پهلوی: من به تکثرگرایی اعتقاد دارم. من به تساهل اعتقاد دارم. من به مدنیت در بحث، در استدلال، در رفتار، احترام و عدم خصومت یا وحشیگری از هر نوعی اعتقاد دارم. این برای همه صدق می‌کند. هر کسی که ادعا می‌کند حامی من است باید درک کند که اینها دستورالعمل‌ها هستند. هر کسی که این دستورالعمل‌ها را نقض کند، اولاً من او را یک حامی در نظر نمی‌گیرم و اولین کسی خواهم بود که آن رفتار را محکوم می‌کنم. اگر رفتار آنها مجرمانه باشد، باید با مجازات کامل قانونی در هر کشوری که این تخلف در آن رخ داده است روبرو شوند. بگذارید در این مورد بسیار شفاف باشم. در نهایت، همچنین باید بگویم که فراموش نکنید رژیم نیز عوامل نفوذی و آشوبگران زیادی دارد که به قول فرانسوی‌ها در پوشش حامیان این یا آن گروه برای ایجاد چنین درگیری‌هایی عمل می‌کنند. خبرنگار: می‌دانید اینها حوادثی مجزا نیستند. می‌دانید که الگویی از رفتار در میان حامیان شما وجود دارد و این خشونت‌آمیز است. رضا پهلوی: همان‌طور که گفتم، من آن را محکوم می‌کنم. من از آن فاصله می‌گیرم. من آن را توجیه نمی‌کنم. من از آن چشم‌پوشی نمی‌کنم. در واقع، من از هر مرجعی که هست می‌خواهم که آنها را به خاطر جرمی که مرتکب شده‌اند مورد پیگرد قرار دهد. شما نمی‌توانید فقط بروید و شروع به وحشیگری با مردم کنید. این موضوع بسیار فراتر از اخلاق و رفتار اخلاقی است، بلکه پیامدهایی هم دارد. ما باید محترمانه رفتار کنیم. چگونه می‌توانیم در آینده به مردم ایران تضمین دهیم که تحت حمایت قانون قرار می‌گیرند و عدالت برقرار خواهد بود، اگر آنها این‌گونه رفتار کنند و بخواهند مدافع آینده‌ای مبتنی بر خشونت و انتقام‌جویی باشند؟ البته که نه. خبرنگار: می‌خواهم از شما چیزی بپرسم که امیدوارم به آن بپردازید و این انتقادی است که باز هم از سوی برخی از حامیان مالی شما مطرح می‌شود؛ اینکه شما ادبیات تند برخی از نزدیک‌ترین مشاوران خود را کنترل نکرده‌اید. یک مثال در ژانویه، سعید قاسمی‌نژاد در ایکس پست کرد: “شما یا با شاهزاده رضا پهلوی هستید یا با جمهوری اسلامی. اگر به هر دلیلی فرمانده میدان را تضعیف کنید، عامل دشمن هستید.” همچنین، و عذرخواهی می‌کنم چون می‌دانم این کمی ناخوشایند خواهد بود، همسر شما یاسمین نیز به خاطر برخی از اظهارات و پست‌هایش در شبکه‌های اجتماعی درباره سایر مخالفان ایرانی انتقاداتی را برانگیخته است. او در اینستاگرام تصویری از یک معترض ایرانی را بازنشر کرد که تابلویی در دست داشت که روی آن نوشته شده بود: “مرگ بر سه فاسد: ملا، چپی و مجاهد.” مطمئنم که شما این را دیده‌اید و او این شعار را در کپشن خودش هم تکرار کرد. رضا پهلوی: خب، اول از همه در مورد این یکی به خصوص، چیزی که می‌دانم این است که این تصویری بود که در داخل ایران در طول جنبش زن، زندگی، آزادی تولید شده بود. او آن را به عنوان یک اقدام خودجوش در آنجا در نظر گرفت. وقتی متوجه شدیم در آن چه نوشته شده، بلافاصله آن را حذف کرد. درست است؟ او بعداً توضیح داد که البته من حامی خشونت یا مرگ بر این و آن نیستم. بنابراین او این را رسماً بیان کرد. پس غیرمنصفانه خواهد بود که بگوییم او هرگز در این باره موضع‌گیری نکرد. در مورد تک‌تک اظهارات تیم من، ما قطعاً در حال حاضر پروتکل بسیار سخت‌گیرانه‌تری را تدوین کرده‌ایم در رابطه با اینکه تا چه حد افرادی که ارتباط نزدیکی با من دارند باید بتوانند خودشان را سانسور کنند. این در ابتدا بسیار غیرمنصفانه است، زیرا نقض آزادی بیان است، اما در عین حال دیگر نمی‌توانید مستقل عمل کنید. شما باید در مورد آنچه گفته می‌شود یا نمی‌شود بسیار محتاط‌تر باشید. یک چیز را درک کنید. من سعید و دیگران در تیمم را می‌شناسم. برخی از آنها سخت‌ترین مصائب ممکن را پشت سر گذاشته‌اند تا به جایی که امروز هستند برسند. آنها در ایران در زندان بوده‌اند. آنها توسط همان رژیمی که امروز با آن می‌جنگند، شکنجه شده‌اند. بنابراین شما باید درک کنید که بخش زیادی از این می‌تواند از نظر انسانی به دلیل سرخوردگی‌های انباشته و مواردی از این دست قابل درک باشد. من نمی‌گویم که آنها نباید برخی از اظهارات خود را مهار کنند و قبلاً با آنها در این باره صحبت کرده‌ام. امیدوارم این اصلاح شود. اما باید احساسات موجود را درک کنید. مردم در ایران در مرز انتقام‌جویی هستند و تقریباً کینه‌توز شده‌اند. خبرنگار: می‌خواهم از شما درباره قتل اخیر مسعود مسجودی بپرسم که اتفاقاً تا مقطعی یکی از حامیان شما بود. او عضو گارد جنگل، Forest Guard، بود. او یک دانشگاهی بود که در نزدیکی ونکوور زندگی می‌کرد. همان‌طور که فرض می‌کنم مطلع هستید، به یکی از منتقدان شما تبدیل شد و در سال ۲۰۲۴ در دو پرونده جداگانه از شما شکایت کرد. او ادعا کرد که شما حملات سایبری به فعالان دموکراسی‌خواه ایرانی را هدایت کرده‌اید. اجازه دهید قبل از آن بگویم که هیچ مدرکی وجود ندارد که شما در قتل او نقشی داشته‌اید. دلیل مطرح کردن این موضوع این نیست. دادستان‌های کانادا دو نفر از حامیان شما را به قتل او متهم کرده‌اند. آنچه ابتدا می‌خواهم بپرسم این است که آیا آقای مسجودی را می‌شناختید یا نه؟ رضا پهلوی: من اصلاً هیچ دیدار یا بحثی را به خاطر نمی‌آورم. می‌دانید، هزاران نفر در طول سال‌ها در تماس‌های زوم یا برنامه‌های مشابه شرکت کرده‌اند. ممکن است او هم در این بین بوده باشد. صادقانه بگویم، به یاد نمی‌آورم. اما نکته این نیست. نکته این است که آنچه اتفاق افتاده تراژیک است و هر کسی که مسئول این قتل بوده است باید در دادگاه حاضر شود و به خاطر جرمی که مرتکب شده قضاوت شود. خبرنگار: فقط دو نکته در مورد پرونده مسجودی. وقتی شما دو سوگندنامه را امضا کردید، گفتید: “من شاکی، مسعود مسجودی، را نمی‌شناسم.” می‌دانید، ما ویدیویی پیدا کردیم که او در یوتیوب منتشر کرده بود؛ یک تماس صوتی زوم که در سال ۲۰۲۱ با شما داشت. این مکالمه ۱۸ دقیقه‌ای است که او در آن با شما صحبت می‌کند. رضا پهلوی: امکانش هست. همان‌طور که در آن زمان گفتم، من به یاد نمی‌آوردم، چون این‌طور نیست که هر پنج سال یک تماس زوم داشته باشم. من شاید هفته‌ای دو بار تماس زوم با حضور هزاران نفر دارم. بنابراین صادقانه بگویم، به خاطر سپردن اینکه چه کسی آنجا بود و چه چیزی گفت، کار آسانی نیست. گاهی اوقات مردم حتی با نام واقعی خودشان وارد نمی‌شوند. بنابراین پاسخ صادقانه من در آن زمان این بود و هنوز هم همین را می‌گویم که واقعاً به خاطر نمی‌آورم هیچ مکالمه خاصی با این فرد داشته باشم. خبرنگار: می‌خواهم در مورد رابطه‌تان با سپاه پاسداران از شما بپرسم، زیرا این موضوع در پرونده مسجودی نیز مطرح شده است. “رابطه” کلمه بزرگی است. خبرنگار: خب، شما در سال ۲۰۱۸ در مصاحبه‌ای با ایران اینترنشنال گفتید که گفت‌وگوهایی با آنها و بسیج داشته‌اید و اخیراً هم از برخی از آنها خواسته‌اید که جدا شوند. موضع دقیق شما در مورد سپاه پاسداران چیست؟ رضا پهلوی: بلافاصله پس از جنبش سبز و نزدیک‌تر به خط زمانی که جنبش زن، زندگی، آزادی شروع شد، من شروع به دریافت پیام‌های مستقیمی در شبکه‌های اجتماعی خود از سوی عناصری کردم که می‌گفتند: “می‌دانی، من یک بسیجی در مشهدم.” یا: “من عضو سپاه پاسداران در فلان کشورم. ما از این رژیم متنفریم، ما با آنها نیستیم، ما به دنبال فرصتی هستیم که جدا شویم.” این واقعاً یک چیز تصادفی بود و وقتی به رسانه‌ها گفتم که من با عناصری از این دست در تماس هستم، در این زمینه بود. این‌طور نیست که من با فرماندهی سپاه صحبت کنم، اصلاً این‌طور نیست. اما عناصری از بسیج، سپاه و البته ارتش بودند که با من به طور محرمانه ارتباط برقرار می‌کردند. بدیهی است، به عنوان نشانه‌ای از اینکه بدانید توافق این است که یک روز ممکن است عناصری وجود داشته باشند که بخشی از نیروی نظامی، شبه‌نظامی یا بوروکراسی غیرنظامی همین رژیم باشند و ممکن است بخواهند جدا شوند. آنها ممکن است از نظر کیفری مقصر نباشند و دستشان به خون آغشته نباشد. بیایید در این مورد شفاف باشیم. وقتی مجبورید خدمت سربازی خود را انجام دهید، این گزینه را دارید که در ارتش یا سپاه خدمت کنید. این چیزی است که بسیاری از جوانان باید از آن می‌گذشتند. آیا این آنها را مجرم می‌کند؟ نه لزوماً. برای جدا کردن بخش عمده آنها از رهبری فاسد بالا که مستقیماً در آن جنایات، خشونت و سرکوب دخیل هستند، شما باید بتوانید آنها را جدا کنید. همان چیزی که وقتی به جنگ جهانی دوم نگاه می‌کنید، در پایان جنگ محاکمات نورنبرگ را داشتید، درست است؟ شما رهبران ارشد رایش سوم را محاکمه کردید، اما فکر نمی‌کنم منظور این بود که به دنبال تک‌تک سربازانی بروند که در ارتش آلمان خدمت کرده‌اند. به خصوص وقتی عمیق‌تر نگاه می‌کنید به آنچه در عراق پس از بعثی‌زدایی رخ داد و بخشی از دلیلی که تغییر رژیم در غرب بدنام شد. چرا این‌طور شد؟ چون در افغانستان و به ویژه در عراق بسیار ضعیف اجرا و پیاده‌سازی شد؛ جایی که گاردهای ریاست‌جمهوری به خانه فرستاده شدند و نیمی از آنها در نهایت به جنگجویان داعش تبدیل شدند. من نمی‌خواستم این مورد در ایران تکرار شود. پس اجازه دهید این را تکمیل کنم و سیر تکاملی افکارم را به شما بگویم. من گفتم بسیار خب، پس باید مطمئن شویم که همیشه یک استراتژی خروج برای کسانی که مسئول قتل یا رفتار مجرمانه نیستند، در دسترس است. این حتی باید بخشی از چیزی باشد که در عدالت انتقالی بررسی خواهیم کرد. اما پس از آن سپاه شروع به اقدام بسیار خشن‌تر کرد. سپاه تبدیل به یک ابزار واقعی و یک مانع شد، نه تنها علیه شهروندان خود، بلکه در جنگ‌های نیابتی که تا نیمکره غربی گسترش می‌یابند. در این مرحله و حداقل در ۱۰ سال گذشته، من یکی از اولین مدافعان تروریستی شناختن سپاه پاسداران بوده‌ام، به دو دلیل: اول اینکه رفتار آنها در داخل و خارج از کشور چیزی کمتر از ترور نیست. دوم، به عنوان ابزاری در رویکرد ما در برنامه عمل پنج‌بندی من که شامل فشار حداکثری بر رژیم است. یکی از آنها اعمال فشار بیشتر بر رژیم با تروریستی شناختن سپاه است که عنصر کلیدی حفظ این رژیم است. من این را خواسته‌ام و در چند سال گذشته، به ویژه در اروپا، برای آن کمپین کرده‌ام. حتی در ماه‌های اخیر که در بریتانیا بودم، از نخست‌وزیران سابق بریتانیا همین سوال را پرسیدم که چرا دولت شما سپاه را در لیست سازمان‌های تروریستی قرار نداده است؟ آنها پاسخ خودشان را می‌دهند. اما من مدافع بسیار سرسختی برای قرار دادن سپاه در این لیست بوده‌ام. چرا؟ چون فکر می‌کردم که اکنون لحظه‌ای است که آنها دیگر یک نیروی صرف نیستند، بلکه یک مانع واقعی بر سر راه آزادی ما هستند. به همین دلیل باید به عنوان عنصری دسته‌بندی شوند که نه تنها تهدیدی برای شهروندان خود ما هستند، بلکه اکنون یک تهدید واقعی برای غیرنظامیان خارجی نیز محسوب می‌شوند: شهروندان بریتانیایی، آلمانی، سوئدی، روزنامه‌نگاران، اعضای جامعه دگرباشان جنسی، جامعه یهودی و غیره. خبرنگار: پس برای روشن شدن موضوع، شما معتقدید عناصری در سپاه پاسداران وجود دارند که می‌توانند بازپروری شوند؟ رضا پهلوی: اگر شما مستقیماً مسئول درخواست برای قتل عام و کشتار مردم بوده‌اید، این یک جنایت نابخشودنی است. اینکه مجازات آن چیست، تصمیم‌گیری درباره آن به عهده من نیست. این به عهده سیستم قضایی آینده و هر قانون کشوری در آن زمان است که مجازات این نوع رفتار را تعیین کند. اما در عین حال، چیزی که من می‌گویم این است که درجات مختلفی از تقصیر وجود دارد. خبرنگار: گزارش‌هایی به صورت ناشناس وجود داشته مبنی بر اینکه شما از اسرائیل و عربستان سعودی کمک مالی دریافت کرده‌اید. آیا این درست است؟ رضا پهلوی: کاملاً دروغ است. من دریافت‌کننده هیچ بودجه دولتی یا عمومی در خارج نبوده‌ام. هر پنی که به کمپین من می‌رسد از کمک‌های مالی خصوصی حامیان است. امیدوارم بانیان بیشتری داشته باشیم که چک‌های بزرگ‌تری به ما بدهند. خبرنگار: مگر اینکه چیز دیگری باشد که ما مطرح نکرده باشیم و شما بخواهید به آن بپردازید. رضا پهلوی: من اطمینان مطلق دارم که وقتی ما آزاد شویم، تمام این زمینه‌های تاریکی یا منفی کاملاً ناپدید خواهند شد. من به این ایمان دارم. اگر نداشتم، صادقانه بگویم خودم را درگیر این موضوع نمی‌کردم. بنابراین شاید ما برای این ساخته نشده‌ایم. شاید سزاوار بهتر از این نیستیم. شاید، می‌دانید، همان‌طور که یکی از ضرب‌المثل‌ها می‌گوید، شما مردم را با دولت‌هایی که دارند قضاوت می‌کنید. اما در این مورد، یک استثنا است. ایران توسط رژیمی اشغال شد که از روز اول علیه ما به عنوان یک ملت جنگ به راه انداخت و این ما نیستیم. بنابراین من فکر می‌کنم رژیمی که شهادت را جشن می‌گیرد و خواستار خشونت است، نماینده ایرانیانی نیست که صلح‌طلب هستند و آن آینده را می‌خواهند. این دقیقاً کمپین ما را تعریف می‌کند؛ اینکه ما چگونه با افرادی که در حال حاضر کشورمان را اشغال کرده‌اند متفاوت هستیم. چه من باشم یا نباشم، چه روزی به ایران برسم یا نه، به آن انبوه جمعیت و ملت ۹۲ میلیونی قدرتمند نگاه کنید که منتظرند بخشی از یک جهان آزاد باشند. آنها سزاوار حضور در آنجا هستند و این همان چیزی است که من برای آن می‌جنگم. خبرنگار: رضا پهلوی، مجدداً از اینکه امروز با رویترز صحبت کردید بسیار سپاسگزارم.

آرش یوسفی -ARASH

214,199 次观看 • 1 个月前

قبل از خواندن یک نکته را باید عرض کنم : شان مخاطبین این صفحه و هدف من از این کار افشا و معرفی بلاگرها شاخ های مجازی نیست ، این کار را بسیار زرد ، حاشیه‌ای و نامسئله در این مقطع می دانم. از پرداختن به این افراد از تینا گرفته تا مونا و هانیه و حالا شکیبا و اسی و بقیه کثافت‌ها فقط و فقط معرفی بلاگرهایی است که در خدمت اهداف کثیف رژیم جمهوری اسلامی هستند، پس از معرفی این بلاگر و آن بلاگر که این رو بگو ... خواهش می کنم خودداری کنید. اما قطعا هر بلاگر حکومتی را که به قطعیت برسم بهش خواهم پرداخت. همه اطلاعات راستی آزمایی شده ما درباره شکیبالطفی این است و بیش از این هم ارزش پرداختن ندارد ، در خانه اگر کس است یک حرف بس است : شکیبا لطفی نه شکیبا لطف بچه كرج بود ، در گذشته ای نه چندان دور كلا خودش بود و یه كت و شلوار نارنجي فردی به شدت بددهن و بی ادب . شكيبا به عنوان ... با ٢ دختر دیگه ميرن تركيه با تعدادی مدیر دولتی و آزاد اونجا مواد ميزن و.... این سرآغاز آشنایی او با اسی است . الان بعد ٩ سال ازدواج نکردند و قرار هم نیست بکنند در واقع سرویس دادن و سرویس گرفتن است. پیج شكيبا ٢ سال بيش بسته شد به دليل حجاب…. به يك روز كامل نكشيده باز شد دوباره. كلى هم تو همه عكس هاش ليوان هاى مشروب هست … اسماعیل اسکندری مهرانجانی یا همان اسی به حکومت ، عراقچی ،ابریشم چی و سپاه پاسداران در دوبی و لندن وصل است و کارش حمل پول به خارج از کشور و در واقع پولشویی است، حالا اگر آب بندی و قاچاق مواد مخدر هم بشود ، ابایی ندارد از انجامش و این همه کارش هست و واردات و صادرات آجیل دروغی بیش نیست. شكيبا با اين تو مهموني دوست ميشه دو سال ميرن دبي پيجش رو ميبنده بعد برميگرده با سفرهاي اروپايي و لباس های برند و خونه تو نياوران و ….. شکیبا لطفی با ۲۴ سن و خانواده معمولی رو به پایین ، حالا هر ماه مسافرتهای لاکچری میره ساعت بالای پنجاه هزار دلاری دستش هست و چند ماه پیش هم رفت آمریکا . هر روز با یک کیف و کفش و جواهرات میاد پست میذاره ، و show off میکنه به مردمی که پولشون رو دزدیده ، ایشون دقیقا بیان بگن منبع این پولها از کجاس ؟ اما اسی کیست ؟ اسم پدر و مادر اسماعیل، هدایت و بتول است، کسی که به او حاج هدایت می‌گویند و در کار نخود بوده است. عموی ناتنی‌شان هم حاج خداکرم است. اما الان اسی اسکندری به‌راحتی از بانک‌ها وام‌های کلان می‌گیرد و شکیبا هم جزو بلاگرهای بسیار کثیف است. شکیبا در حالی پشت سر مهسا، چتریو، ساناز و بقیه، حرف‌های زیادی می‌زند و می‌گوید این‌ها تازه به پول رسیده‌اند؛ در حالی که خودش عملاً مثل یک کارگر زیر دست اسماعیل کار می‌کند، چون اسماعیل آدم بسیار خشن و وحشی‌ای است. با این حال، به‌خاطر پول، از خودش هم مایه می‌گذارد که رابطه حفظ بماند. کل خانواده اسکندری پاسپورت دومینیکا دارند.(این یک فکت است هرکسی را دیدید پاسپورت دومینکن داره یه جای کارش میلنگه) اما ساناز او کارش را با ارسال عکس های نیمه برهنه اش برای مدیران دولتی و آزاد شروع کرد و در قبالش سفرهای داخلی و خارجی با آنها می رفت ، در بعضی موارد از مدارک آنها و یا گفتگوهایشان فیلم و صدا ضبط می کرد بسیاری هنوز بر این باورند او پرستوی نهادهای امنیتی برای به دام انداختن و یا باجگیری از آنها بوده ( بسیار عجیب است در پرونده مونا کاکاوند هم عین همین تصاویر و عین همین سابقه موجود است که بعدا به آن خواهیم پرداخت) رابطه ساناز و اسی همین گونه آغاز می شود. دوست‌پسر شکیبا از طریق ساناز برای رؤسای بانک‌ها دختر جور می‌کرد تا بتواند از آن‌ها وام بگیرد. برایشان هتل دوبی می‌گرفت و دختر می‌فرستاد تا کارش در بانک راحت جلو برود. تا کنون کمتر پیجی درباره آنها نوشته اند یا ترسیده‌اند یا خریده شده‌اند یا تهدید می‌کنند. اگر نوشته شود، مثل بمب می‌ترکد. اما روابط دوست‌دختر/دوست‌پسری‌شان واقعاً آلوده و کثیف است؛ مصرف خانوادگی کوکائین هم دارند، زن و مرد. درباره اسی اسکندری که با عراقچی کار می‌کند: عراقچی از ایران پهپاد و سلاح جنگی می‌فرستد روسیه و روسیه هم به‌جای پول، به ایران روغن، گندم و ذرت می‌دهد. حالا اسی از طریق یک پسر که ۶–۷ سال است نمی‌تواند به ایران بیاید، این روغن و گندم را می‌گیرد تا داخل ایران بفروشد. این شاید مهمترین قسمت ماجرا باشد : عراقچی و سپاه پاسداران در بیرون تجارت کثیف مواد مخدر و سلاح دارند و بجای پول قهوه، برنج و ماشین های لوکس وارد می کنند و اسی در واقع ترانسفرماتور حکومت است و شکیبا هم فقط پوشش ،با او در سفرها می‌رود عکسی می‌اندازد و می‌آید . همین !

Amir Farshad EBRAHIMI

134,733 次观看 • 6 个月前