Video wird geladen...

Video konnte nicht geladen werden

Zur Startseite

رادیوفردا توانسته است هویت ایلیا اجاقلو، ۱۸ ساله را که ۱۸ دی بر اثر اصابت گلوله جنگی در زنجان جان باخت تایید کند. ایلیا اجاقلو تنها فرزند خانواده بود، تازه دیپلم گرفته بود و خود را برای کنکور آماده می کرد. او می‌خواست دندانپزشک شود. یکی از نزدیکانش به...

26,000 Aufrufe • vor 6 Monaten •via X (Twitter)

0 Kommentare

Keine Kommentare verfügbar

Kommentare vom Original-Post werden hier angezeigt

Ähnliche Videos

رها بهلولی‌پور دانشجوی ۲۳ ساله دانشگاه تهران بود؛ دختر جوانی که براساس نوشته‌هایش در شبکۀ اجتماعی ایکس و کانال تلگرامش، دغدغه اجتماعی داشت. عاشق زندگی بود و دنبال آزادی. به گفتۀ منابع رادیو فردا و نزدیکانش، او ۱۸ دی در جریان اعتراضات در میدان فاطمی تهران گلوله خورد و ۱۹ دی جان باخت. پیکرش در شهر زادگاهش در فیروزآباد استان فارس به خاک سپرده شده است. زهرا بهلولی‌پور که دوست داشت رها صدایش کنند، متولد ۳۰ آذر ۱۳۸۱ بود. دانشجوی زبان ایتالیایی دانشگاه تهران و ساکن خوابگاه. رها زیستن زیر سایه جمهوری اسلامی را اینطور توصیف کرده بود: «هر روز صبح که از خوابگاه می‌رم بیرون ته دلم مطمئن نیستم که شب برمی‌گردم یا نه.» سازمان مجاهدین خلق ادعا کرده است که رها بهلولی‌پور از اعضای این سازمان بوده. نزدیکان و دوستان او اما به رادیوفردا گفته‌اند که این ادعا دروغ است. به گفتۀ آنها،‌ همین ادعا باعث فشارهای مضاعف بر خانواده رها شده است. یکی از دوستانش به رادیوفردا گفته است که رها به هیچ گروه و دسته و سازمانی علاقه نداشت.

RadioFarda‌|‌راديو فردا

13,479 Aufrufe • vor 7 Monaten

تصاویری از لحظه تحویل گرفتن پیکر جاویدنام نوشین برادران کرمانی توسط خانواده‌اش در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده که آخرین درددل‌های مادرش با او را نشان می‌دهد؛ جایی که او از دختر ۳۶ ساله‌اش قول می‌گیرد که به خواب اقوامی که دلشان برای او تنگ شده برود و به آن‌ها سر بزند. نوشین برادران کرمانی، اهل تربت حیدریه و ساکن تهران بود. او در ۱۸ دی‌ماه در حوالی تقاطع خیابان خوش و خیابان بوستان سعدی، به ضرب گلوله نیروهای سرکوب به قتل رسید. پیش از این، تصویر دردناک صورت خونین پیکر او، که از ناحیه سر مورد اصابت گلوله قرار گرفته بود، در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده بود. نیروهای حکومتی، برای تحویل پیکر این جاویدنام، شرط«خاکسپاری خصوصی» تعیین کردند و صداوسیما نیز در برنامه بیست و سی با همسر او، مصاحبه کرد و او را مجبور به تکرار دروغ‌های حکومتی کردند. مادر جاویدنام نوشین برادران، در تربت حیدریه قصد داشت مراسم چهلم را در مسجد برگزار کند اما نیروهای حکومتی در مسجد را بسته و اجازه برگزاری مراسم را ندادند. او مراسم چهلم را بر مزار دخترش برگزار کرد.

independentpersian

30,646 Aufrufe • vor 6 Monaten

احمد خدایی، همسر جاویدنام صالحه اکبری، در روزهای اخیر به شدت تحت فشار بود. چند بار احضار و تهیدید شده بود و گفته بودند که نباید در مورد همسرت استوری بگذاری، نباید بگویی که او را کشتند و تو شاهد قتل او بودی... چندین نفر از جاهای مختلف با او در تماس بودند. تلاش می‌کردند که به او امید بدهند. تلاش می‌کردند که او را به مشاور و روان‌شناس وصل کنند، اما احمد می‌گفت هیچ تمایلی به صحبت با مشاور ندارد و تنها خواسته‌ او این بود که صدای مظلومیت همسرش شنیده شود. از ۶ اسفند با احمد در تماس بودم، هر خواسته‌ای داشت، انجام دادم. گفت درباره همسرم استوری بذار، گذاشتم، گفت فلان ویدیو که تصاویر همسرم است، منتشر کن. داستان نحوه کشته شدن صالحه را تعریف کرد، منتشر کردم. در اسپیس صحبت کردم و گفتم قصد خودکشی دارد. در استوری‌های اینستاگرام او را معرفی کردم، خیلی از مردم با او صحبت می‌کردند. با اشکان خطیبی هم صحبت کرده بود. با ادمین مسیح علی‌نژاد هم داستانش را در میان گذاشته بود و او هم منتشر کرده بود. قطع اینترنت باعث شده بود مدتی ارتباطمان کم شود. می‌دانم با عزیزان زیادی حرف می‌زد و داستان عشق خود و صالحه را بازگو می‌کرد. اخیرا به اراک رفته بود، سر مزار همسرش، در آنجا بازداشت شد و برایش پرونده‌سازی شد. همین روزها احضار شده بود که به اراک به دادسرا برود، اما گفته بود که نمیروم. خانواده صالحه بسیجی بودند و قتل دخترشان را «خودکشی» اعلام کرده بودند، علاوه بر این تلاش می‌کردند که خانه احمد را هم تصاحب کنند. احمد دخترش (دختری که از ازدواج قبلی‌اش داشت) را نزد پدر و مادرش گذاشته بود. می‌گفت هر بار به دیدن دخترش می‌رود، دخترش از صالحه می‌پرسد و حالش بد می‌شود. ویدیو و تصاویری از احمد نزد ما و احتمالا افرادی دیگر محفوظ و موجود است و به زودی منتشر می‌شود. وقتی که اقدام به خودکشی کرد، استوری و پست گذاشت و اعلام کرد. افرادی با اورژانس اردبیل تماس گرفتند، اما وقتی که اورژانس رفت، کار از کار گذشته بود و احمد رفته بود ... جاویدنام صالحه اکبری، تکنسین اتاق عمل بود، که با شلیک مستقیم به قلب در برابر چشمان همسرش کشته شد در روزهای پر شور دی ماه خونین ۱۴۰۴ زمانی که هنوز اینترنت قطع نشده بود، احمد خدایی، کوهنورد و مربی شناخته‌شده اردبیلی، در صفحه اینستاگرام خود از افرادی که در جریان اعتراضات آسیب دیده بودند خواست در صورت نیاز به خدمات درمانی و نگرانی از مراجعه به مراکز رسمی، با او تماس بگیرند. همسر احمد خدایی، صالحه اکبری، تکنسین اتاق عمل بود و یک اتاق خانه‌ کوچکشان را به خارج کردن ساچمه‌ها و پانسمان مجروحان اختصاص داده بودند. آن‌ها تازه ازدواج کرده بودند، خانه‌شان بوی زندگی می‌داد، احمد از ازدواج قبلی‌اش دختری داشت که با صالحه رابطه خیلی خوبی داشت. چند روز بعد، شب ۲۲ دی‌ماه و حوالی ساعت ۱۰، مأموران امنیتی به منزل این زوج مراجعه کردند. هدف، بازداشت احمد خدایی عنوان شده بود، اما در زمان ورود مأموران، او در خانه حضور نداشت و برای خرید لوازم پانسمان و دارو به خارج از خانه رفته بود. مأموران در داخل منزل منتظر ماندند تا او بازگردد. با بازگشت احمد خدایی، در بدو ورود به آپارتمان، ناگهان با حمله مأموران مواجه شد. او در برابر چشمان همسرش با شوکر، مشت و لگد مورد ضرب‌وشتم قرار گرفت. در این میان، صالحه اکبری، که او هم مثل همسرش کوهنورد بود، برای دفاع از همسرش با کلنگ کوهنوردی به سمت مأموران رفت. در همان لحظه، یکی از مأموران با سلاحی مجهز به صداخفه‌کن به قلب او شلیک کرد. گلوله از بدنش عبور کرد و او در همان محل جان باخت. ماموران اسلحه روی سر احمد می‌گذارند و می‌گویند یا خودت و دخترت را می‌کشیم، یا باید سناریوی ما را اعلام کنی. پس از این واقعه، پیکر او از خانه خارج شد و احمد خدایی نیز بازداشت و برای یازده روز در بازداشت نگه داشته شد. در زمان بازداشت احمد، ماموران با رئیس فدراسیون کوهنوردی تماس گرفتند، احمد پشت تلفن به ناچار سناریوی سقوط از کوه را گفت، ولی عمدا منطقه‌ای را اعلام کرد که غیرممکن است که کسی از آنجا سقوط کند و بدین وسیله به رئیس فدراسیون که نسبت به دانش کوهنوردی حرفه‌ای احمد اطلاع داشت، پیام‌ داد که جریان چیز دیگری است. خانواده صالحه و به خصوص پدر او، که طرفدار حکومت است، روایتی دروغ مبنی بر خودکشی دخترش را بیان کردند. پس از آزادی، احمد خدایی با تهدیدهایی مواجه شد تا سکوت کند. پیکر همسرش را در اطراف اراک به خاک سپردند(صالحه اصالتا اراکی بود). احمد در خانه‌اش با خاک مزار همسرش مکانی برای سوگواری درست کرده و در تنهایی از غم هجران همسرش اشک می‌ریخت و از قصدش برای پیوستن به صالحه می‌گفت.

Javad Tavvaf

98,063 Aufrufe • vor 4 Monaten

با توجه به اطلاعات موجود، اگرچه #کیانوش_سنجری پیش‌تر درباره مرگ مادرش با من و برخی دیگر از دوستان صحبت کرده و برادر کوچکترش را پنهان کرده بود، اما واقعیت این است که مادر ایشان همچنان زنده است و مجید سنجری‌باف نیز وجود دارد و برادر تنی کیانوش است که شش سال از او کوچکتر است. من با او صحبت کردم و او از من خواست که توئیتی را که درباره تلاش کیانوش برای پنهان کردن او منتشر کرده بودم، حذف کنم، زیرا با واقعیت منطبق نبود. من این وعده را مشروط بر توضیح او درباره اطلاعات سایت #عدالت‌_علی، مبنی بر شکایت او از فردی به اتهام توهین به رهبری، به او دادم تا بتوانم آن را منتشر کنم. او توضیح داد که در آن پرونده، او هیچ شکایتی به دلیل توهین به رهبری نداشته است؛ بلکه شکایت وی به دلیل سرقت صورت گرفته بود. اما افسر بازپرس پرونده پس از بررسی ویدئوهای دوربین‌های مدار بسته به صحنه‌ای برخورد کرده که در آن، متهم به سرقت، تصاویر علی خامنه‌ای را معدوم می‌کند و از این رو، اتهام توهین به رهبری نیز از سوی بازپرس پرونده، نه مجید سنجری به اتهامات متهم افزوده شده است. در ادامه بخشی از روایت برادر #کیانوش را به اشتراک می‌گذارم. بنا به گفته‌های #مجید_سنجری، کیانوش در ساعات پایانی زندگی خود، پس از دیدار با #حسین_رونقی ملکی و عالیه مطلب‌زاده، با خودروی خانمی که از او به عنوان روان‌درمانگر کیانوش یاد شده (خانمی که در ویدئوی منتشر شده از جسد کیانوش، همراه یک مرد کنار جنازه دیده می‌شوند) از خانه خارج شده و به بخش غذاخوری (Food Court) مرکز تجاری چارسو رفته است. مجید سنجری بیان می‌کند که در مصاحبه‌ای که در کلانتری با خانم گویا (روان‌درمانگر) انجام شده، او توضیح داده که هر دو مدتی در آنجا به گفتگو مشغول بوده‌اند و پس از اینکه خانم روان‌درمانگر از انصراف کیانوش از خودکشی اطمینان حاصل کرد، از او جدا شد. اما بلافاصله به آن محل بازگشت تا پاوربانک خود را که فراموش کرده بود، بردارد و در این زمان مشاهده کرد که کیانوش در حال بالا رفتن از پله‌ها است. او تلاش کرد تا حراست را از احتمال یک خودکشی مطلع کند، اما پیش از هرگونه واکنشی، کیانوش خود را به پایین پرت کرد و با پا به زمین افتاد. بنا به گفته او، کیانوش تا ده دقیقه زنده بود و سپس جنازه او بین ۲۵ تا ۳۰ دقیقه در محل باقی ماند تا توسط مأموران به سردخانه کهریزک منتقل شد. مجید سنجری کمی پس از مرگ کیانوش توسط حسین رونقی ملکی از موضوع مطلع شد و به کلانتری مراجعه کرد. او یک روز بعد برای تشخیص هویت به کهریزک رفت و جسد کیانوش را شناسایی کرد. در این مشاهده، او تنها صورت و تا ناحیه گلوی جسد را مشاهده کرد. او اظهار داشت که نهادهای امنیتی از او تعهد گرفته‌اند که جسد را بدون سر و صدا دفن کند و به او کمک کردند که مراحل دفن در محلی که پدر کیانوش نیز در آن دفن شده است، با سرعت صورت گیرد. پیش از دفن جسد، صورت کیانوش به او و مادرش نشان داده شده است. گزارش پزشکی قانونی که شامل نحوه مرگ و نتایج آزمایش سم‌شناسی است، هنوز در اختیار خانواده او قرار نگرفته است. به گفته مجید سنجری، در مدارک تنظیم شده، علت مرگ برخورد با جسم سخت و تیز عنوان شده است. اما حتی با فرض صحت این روایت نیز از ابهامات موجود در خصوص مرگ کیانوش سنجری کاسته نمی‌شود. قرار بود او ساعاتی بعد از مرگ مشکوکش به آمریکا سفر کند. او حتی سوغاتی‌ها و اقلام مورد نیاز برای سفر را تهیه و بسته‌بندی کرده بود و به تأیید خانواده و افراد دخیل در کمک به او برای بازگشت به آمریکا، هیچ سخنی از پشیمانی یا لغو سفر به میان نیامده بود. ارتباطات کیانوش به شکلی مشکوک، تقریباً سه روز پیش از مرگ او با نزدیکانش قطع شده بود. او حتی حساب کاربری سیگنال خود را از تلفن همراه حذف کرده بود. آخرین فردی که توانسته بود با او به صورت صوتی صحبت کند، حدود ۲۴ ساعت پیش از مرگ او بود و پس از آن تنها چند پیام متنی در واتس‌اپ دیده شده و تماس‌ها به‌کلی قطع شده بود. دانستن تمام جزئیات آنچه در چند ساعت پایانی رخ داده است، از جمله نقش و گفتگوهای افرادی که با کیانوش دیدار کرده‌اند، به‌ویژه خانم روان‌درمانگر، بخش مهمی از درک صحیح وقایع صورت گرفته را تشکیل می‌دهد. شواهد دیگری نیز به دست آمده که در حال راستی‌آزمایی آن‌ها هستم و در صورت صحت، جریان این ماجرا را به سویی دیگر خواهد بود.

Ahmad Batebi 🛡️ 🇮🇷 🇺🇸

146,823 Aufrufe • vor 1 Jahr

یک شهروند به نام «حامد آزادبخت» با انتشار ویدئویی در اینستاگرام گفته است که روز گذشته، هنگام حضور در اعتراضات، هدف شلیک ساچمه قرار گرفته است. او در این ویدئو می‌گوید اوایل شب برای اعتراض از خانه خارج شده و در جریان آن، سه ساچمه به ناحیه سر و صورت او اصابت کرده است. آزادبخت با اشاره به شدت جراحاتش می‌گوید اگر محل اصابت ساچمه‌ها تنها یک سانتی‌متر جابه‌جا می‌بود، ممکن بود بینایی خود را از دست بدهد. او خطاب به نیروهای حکومتی می‌گوید کسانی که در خیابان ماشه را می‌چکانند، به این فکر نمی‌کنند که گلوله یا ساچمه به چه کسی و کجا برخورد می‌کند و تأکید می‌کند که خود او «دشمن یا مزدور» نیست، بلکه جوانی شبیه بسیاری دیگر است که با مشکلات معیشتی و تأمین مسکن دست‌وپنجه نرم می‌کند. این شهروند در ادامه می‌گوید از شرکت در اعتراض پشیمان نیست و اضافه می‌کند حتی اگر برای بازداشت او اقدام شود، اعتراضی ندارد. او سخنانش را با تأکید بر آینده کودکان ایران و اینکه آینده متعلق به آن‌هاست، به پایان می‌رساند.

اتاق خبر منوتو

17,663 Aufrufe • vor 7 Monaten

«این شخص را به خاطر دارید؟ نام او علیرضا علوانی ست. او همان دلسوز محیط زیست و کسی است که سال ۹۶ در هنگام ثبت‌نام انتخابات ریاست جمهوری مقابل دوربین‌های تلویزیونی، بی‌آبی و قطع برق این روزها را پیش‌بینی کرد. آن روز خیلی‌ها به او خندیدند و به نوعی زنگ تفریحی برای انتخابات ریاست جمهوری آن سال بود. اما هرچه او گفته بود درست از آب درآمد. او در بیوی صفحه اینستاگرام خود جمله عجیبی داشت. او که یک فعال محیط زیست است خودش را در صفحه‌اش «رهبر طبیعت» و «گراز» معرفی کرده بود و نوشته بود که از بزها متنفر است. چرا که از نگاه او گراز با کندن زمین باعث باروری و حاصلخیزی آن می‌شود و بز به شکلی می‌چرد که پشت سرش هیچ پوشش گیاهی باقی نمی‌ماند. تاسف‌‌بار اینجاست که درست در میانه بحران آب و برقی که او پیش‌بینی کرده بود، او را روانه زندان کرده‌اند. علیرضا علوانی روز ۲۷ مردادماه به اتهام توهین به رهبری و توهین به مقدسات، برای طی دوران محکومیت خود روانه زندان یاسوج شد. گفته شده است یکی از اتهامات او گذاشتن لایو در صفحه اینستاگرامش بود که در میان جمعیتی که عازم انجام مراسم اربعین بودند رفته بود و از آنها می‌خواست دست از خرافات بردارند. او پیش از این نیز سابقه احضار و دستگیری و پرونده‌سازی به خاطر فعالیت‌هایش در حوزه محیط زیست و همچنین اعتراض به روش حکومتداری جمهوری اسلامی داشت. صدایش باشیم.» متن و ویدیو از صفحه مسیح علی‌نژاد #آب_برق_زندگی #یاسوج #علیرضا_علوانی #یاری_مدنی_توانا

توانا Tavaana

51,414 Aufrufe • vor 1 Jahr

امروز ۱۲ آبان سالگرد دختر ۱۶ساله آمل مهدیس حسینی است مهدیس در اعتراضات ۳۱شهریور با گلوله مجروح شده بود، خانواده‌اش از ترس بازداشت او را به بیمارستان نبردند، پزشک معتمدی به خانه می‌آید و‌گلوله را از پا و کتف وی خارج می‌کند و در خانه بستری می‌شود، آنطور که خانواده می‌گویند در کوچه محل اقامتشان، بسیجی‌ای از زخمی شدن مهدیس مطلع می‌شود و به نهادهای امنیتی خبر می‌دهد، او دیگر بهبود یافته بود و‌ به گفته خانواده روزی نیم ساعت در حیات خانه راه می‌رفت تا زودتر خوب شود، اما یک روز که مادرش برای رفتن سر کار او را تنها گذاشته بود مزدوران بر سرش آمده و او را کشتند مادر که از کار برگشت با جسم بی جان فرزند دلبندش درحالیکه از دهانش و گوشش خون آمده بود مواجه شد. مهدیس عاشق خوانندگی بود اما هرگز بصورت رسمی اجازه نیافت کارهایش را ارائه کند و‌ بصورت زیرزمینی چندین تراک از او‌وجود دارد، او عاشق زیبایی های زندگی بود اما #خامنه_ای_کودک_کش به او‌مجال نداد. #دادخواهی #علیه_فراموشی

Amir Farshad EBRAHIMI

11,736 Aufrufe • vor 2 Jahren

روایت آنچه بر #احمد_خدایی و جاویدنام #صالحه_احمدی گذشت. در روزهای پر شور دی ماه خونین ۱۴۰۴ زمانی که هنوز اینترنت قطع نشده بود، احمد خدایی، کوهنورد و مربی شناخته‌شده اردبیلی، در صفحه اینستاگرام خود از افرادی که در جریان اعتراضات آسیب دیده بودند خواست در صورت نیاز به خدمات درمانی و نگرانی از مراجعه به مراکز رسمی، با او تماس بگیرند. همسر احمد خدایی، صالحه اکبری، تکنسین اتاق عمل بود و یک اتاق خانه‌ کوچکشان را به خارج کردن ساچمه‌ها و پانسمان مجروحان اختصاص داده بودند. آن‌ها تازه ازدواج کرده بودند، خانه‌شان بوی زندگی می‌داد، احمد از ازدواج قبلی‌اش دختری داشت که با صالحه رابطه خیلی خوبی داشت. چند روز بعد، شب ۲۲ دی‌ماه و حوالی ساعت ۱۰، مأموران امنیتی به منزل این زوج مراجعه کردند. هدف، بازداشت احمد خدایی عنوان شده بود، اما در زمان ورود مأموران، او در خانه حضور نداشت و برای خرید لوازم پانسمان و دارو به خارج از خانه رفته بود. مأموران در داخل منزل منتظر ماندند تا او بازگردد. با بازگشت احمد خدایی، در بدو ورود به آپارتمان، ناگهان با حمله مأموران مواجه شد. او در برابر چشمان همسرش با شوکر، مشت و لگد مورد ضرب‌وشتم قرار گرفت. در این میان، صالحه اکبری، که او هم مثل همسرش کوهنورد بود، برای دفاع از همسرش با کلنگ کوهنوردی به سمت مأموران رفت. در همان لحظه، یکی از مأموران با سلاحی مجهز به صداخفه‌کن به قلب او شلیک کرد. گلوله از بدنش عبور کرد و او در همان محل جان باخت. پس از این واقعه، پیکر او از خانه خارج شد و احمد خدایی نیز بازداشت و برای یازده روز در بازداشت نگه داشته شد. خانواده صالحه و به خصوص پدر او، که طرفدار حکومت است، روایتی دروغ مبنی بر خودکشی دخترش را تایید می‌کند. بعدها سیستم امنیتی تلاش می‌کند روایت سانحه در حین کوهنوردی را نیز مطرح کند. روایت‌هایی دروغ که برای سرپوش گذاشتن بر جنایتی هولناک ساخته شده است. با این حال روایتی واقعی ماجرا توسط نزدیکان و دوستان این خانواده به آموزشکده توانا رسیده است که نشان می‌دهد قتل در داخل خانه و توسط نیروهای امنیتی اتفاق افتاده است. هرچند در برخی روایت‌ها گفته شده که او در خیابان کشته شده است، ولی روایت درست همین متنی است که نوشته شده است. پس از آزادی، احمد خدایی با تهدیدهایی مواجه شد تا درباره این ماجرا سکوت کند. پیکر همسرش را در اطراف اراک به خاک سپردند (صالحه اصالتا اراکی بود). احمد خدایی در خانه‌اش با خاک مزار همسر جاوبدنامش مکانی برای سوگواری درست کرده و در تنهایی از غم هجران همسرش اشک می‌ریخت منبع: توانا Tavaana در نهایت احمد خدایی امروز خودکشی کرد. 💔

ParhamKingSPM

23,165 Aufrufe • vor 4 Monaten

ویدیویی به دست ایران‌وایر رسیده، که لحظه تحویل پیکر فائزه مستعان به پدرش را در پارکینگ یک ساختمان مسکونی در فردیس کرج نشان می‌دهد. در این تصاویر، پدر با صدا زدن دخترش می‌گوید: «فائزه بابا، اشکت اومده.» این پدرش سوگوار به افرادی که کنار پیکر فائزه هستند می‌گوید: «این(فائزه) از هشتگرد اومده تا اینجا. ببرمش پهلوی خانواده.» در بخشی از این ویدیو، فردی در پاسخ به پرسش حاضران درباره نحوه پیدا شدن پدر فائزه می‌گوید تلفن همراه او(فائزه) زنگ خورده بود. ویدیو مربوط به شامگاه ۱۸ دی است. فائزه مستعان، متولد مهر ۱۳۸۴، در جریان اعتراضات ۱۸ دی‌ماه در فردیس کرج بر اثر اصابت گلوله به سینه کشته شد. بنا بر روایت شاهدان، پس از قطع تماس با او، خانواده‌اش در همان منطقه به جست‌وجو پرداختند و در نهایت پیکرش توسط یکی از معترضان به خانواده تحویل داده شد. به گفته نزدیکان، پیکر فائزه تا حوالی ساعت ۶ صبح در آغوش مادرش بود و سپس برای کالبدشکافی منتقل شد. گزارش‌ها حاکی است که پیکر او حدود دو روز بعد به خانواده تحویل داده شد. مادر فائزه در جریان مراسم خاکسپاری دچار کما شد و مراسم بدون حضور او برگزار شد.

ایران وایر

20,391 Aufrufe • vor 7 Monaten