Loading video...

Video Failed to Load

Go Home

راهی که رفتیم رو نصفه ول نمی‌کنیم. موجهای این دریای آرام را بزودی خواهید دید. #چهارشنبه_سوری #مهسا_امینی

41,975 views • 3 years ago •via X (Twitter)

0 Comments

No comments available

Comments from the original post will appear here

Related Videos

اين تصاویر نه ادیت هستند و نه قدیمی! ابتدا فلسفه ی این ستاره ی طلایی پنج پَر در بین گروه تروریست مجاهدین خلق چیه؟ 🔴استفاده از ستاره پنج‌پر طلایی رنگ در کنار عکس‌های کشته‌شدگان یا زندانیان در زمینه تصاویر، یک ژست نمادین از سوی سازمان مجاهدین خلق میباشد. ستاره طلایی را نمادی از افتخار، شهادت یا جایگاه والا در میان این گروه تعریف میکنند، که نشان‌دهنده شناسایی این افراد به‌عنوان قهرمانان یا #یاران ازدست‌رفته‌ای است که جان خود را برای این هدف فدا کرده‌اند. در بین مجاهدین خلق،چنین نمادهایی اغلب در جنبش‌های انقلابی یا مقاومت برای بزرگداشت و الهام‌بخشی #وفاداری میان اعضای گروه و حامیان استفاده می‌شود. نکته: اینان اگر امروز میگویند«جاوید ایران»صرفا بخاطر تقابل با #جاوید_شاه و نام شاه و تفکر #پهلویسم است که بر فرض هزاران بار محال،اگر روز پهلوی نباشد،خواهید دید این بی پدران چگونه با داس و چکش زنگ زده ی شان،به جان تن زخمی ایران هجوم خواهند برد و آنرا شرحه شرحه کرده و فدای یمن و غزه و‌ فلسطین میکنند،همانگونه که طی این سالها کرده اند. پ ن: اینکه بخواهيد مقهور رسانه و های و هوی چپ ها و حمایت های کاملا مغرضانه ی ادمی مثل Nazanin Boniadi بشید،میل خودتونه!!!اما وجود این همه نشانه و هدف را نمیتوانید نادیده بگیرید و این قوم بد طینت دزد و جنایتکار چرا از بیان واقعیت خود هراسان و خجل هستند؟ حضور این ستاره و این افراد را در ویرانی ایران جدی بگیرید. #پسرعاقل_نوح

پسر عاقل نوح

25,827 views • 1 year ago

روایتی از بازدید سعید جلیلی از نمایشگاه کتاب تهران دیروز با دکتر جلیلی راهی نمایشگاه کتاب تهران شدم. برای یک بازدید و نه یک حضور مانند حضور های سرزده و سرنزده، نه از آن حضور های پرطمطراق مسئول‌مآبانه و از سر سیری و نمایشی و دکوری. بلکه یک بازدید از جنس یک مرد کتابخوان، با همان حال و هوای کتاب‌بازها، رفته بود که کتاب ببیند و بخرد. اولش مهمان دو مراسم رونمایی کتاب بود. سالن پر شده بود، بیش از جا. اولی کتاب خاطرات شهید علی محمدی، دانشمند هسته‌ای، که همسرش بود و نویسنده و خود جلیلی. سالن انگار نفسش بند آمده بود از حضور آدم‌ها. کتاب بعدی هم «سلاح نامرئی» بود، نوشته‌ی مسعود براتی و سید حامد ترابی، که به ماجرای تحریم‌ها پرداخته بود. انتخاب این دو کتاب خودش حرف داشت. اولی پیامی بود به صورت آن‌هایی که ادعای علم بدون مرز دارند اما دانشمندان ما را ترور کردند، به قول جلیلی: «این شهدا، با همان دانش بومی، دشمن را چنان به هم ریختند که هنوز دست‌وپایشان را گم کرده‌اند.» کتاب دوم هم انگار یک ذره‌بین بود روی سلاح نامرئی دشمن، تحریم. جلیلی گفت: «ملتی که می‌خواهد به قله برسد، باید موانع را بشناسد و ازشان نترسد.» این دو کتاب‌ها از آن جهت انتخاب شده بودند که دو تیغ بودند، یکی برای نشان دادن راه، یکی برای زدن به ریشه‌ی مانع. از همان اول که پای مان را در نمایشگاه گذاشتیم جلیلی همانطور که پیشتر گفتم یک بازدید کننده و یک جفت چشم بود که انگار دنبال گنج می‌گشت در قفسه‌های کتاب. بعد از مراسم، جلیلی راه افتاد در غرفه‌ها. در میان این غرفه گردی ها چند نکته جالب به نظرم آمد: اول، دقتش عجیب بود. در هر غرفه که می‌رسید، نه از آن سوال‌های الکی که فقط برای پر کردن وقت باشد. کتاب‌ها را یکی‌یکی دست می‌گرفت، ورق می‌زد، چند خطی می‌خواند. حتی توی غرفه‌های گمنام، جالب آنکه یکی دو مورد پیش آمده بود کتاب‌هایی را می‌شناخت که غرفه دار از ته قفسه کشیدند بیرون، چون جلیلی اسمش را گفت. انگار این آدم، نقشه‌ی کل نمایشگاه را در سرش داشت. دوم، نگاهش به کتاب‌ها، نگاه یک آدم سیاسی نبود. یک کتاب‌باز واقعی بود. از غرفه‌ای که دو تا معلم شهرستانی برای بچه‌ها قصه نوشته بودند تا غرفه‌ی پژوهش‌های تاریخی درباره‌ی خلیج فارس. از ادبیات داستانی غرب تا کتاب‌های سینمایی، از غرفه‌ی یک دختر نوجوان که از دیدنش ذوق‌زده شد تا غرفه‌های شلوغ‌تر. جالب آنکه هر غرفه ای را که می ایستاد برای حال و احوال پرسی نبود، سر کتاب هایش می ایستاد و معمولا در هر غرفه ای مقداری از یکی دو کتابی که چشم اش را می گرفت را می خواند. سوم، عجیب بود که بیشتر غرفه‌هایی که سر زد، غرفه‌های کوچک و گمنام بودند. انگار عمداً از غرفه‌های پرزرق‌وبرق دوری می‌کرد. فقط آخر سر، دو سه تا غرفه‌ی اصلی را دید که دیگر داشتیم می‌رفتیم. چهار، پنج ساعت در نمایشگاه بودیم چندین جلد کتاب خرید، خریدنی که ما را هم به صرافت انداخت تا دو سه تایی از آن ها را خریداری کنیم. آنچه جلیلی از فرهنگ سیاسی و اهمیت کتابخوانی گفت را می شد در خود او دید او علم و کنش اش توییتری نیست کتابخوان است و به دنبال عمق در مسائل...

رضا صالحی

12,986 views • 1 year ago

من و امیرحسین ثابتی، هر دو از منتقدان و مخالفان آیت‌الله خامنه‌ای هستیم، اما راه و روش‌مان در این مخالفت، زمین تا آسمان با هم فرق دارد. من اگر حرفی داشته باشم، داد می‌زنم، صراحت دارم، نه حوصله تعارف دارم نه وقت تظاهر. نقد می‌کنم، حتی اگر به مذاق کسی خوش نیاید و البته نتیجه اش هم می شود سالها دوری از وطن! اما امیرحسین، او بازی را بلد است. مثل موریانه، آرام و بی‌سروصدا، پایه‌های همان عمارت را می‌جود که به‌ظاهر برایش سر تعظیم فرود می‌آورد و هدفش روشن است: کشیدن چهارپایه‌ای که آیت‌الله بر آن ایستاده. او و رئیسش هدفشان روشن‌تر از آن است که پنهان شود، تضعیف مشروعیت آیت الله و صاف‌کردن جاده برای کسی که در «دولت سایه حاکمیت» انتخاب کرده اند. با افشاگری‌های حساب‌شده علیه چهره‌های منصوب یا مورد اعتماد آیت‌الله، نقشه‌ای را گام‌به‌گام اجرا می‌کنند که هدف غایی‌اش چیزی نیست جز زدودن مشروعیت از چهره رهبر و هموار کردن مسیر برای جانشینی که تعیین کرده اند. چهره امیرحسین و رئیسش بی‌شباهت به مسعود کشمیری نیست و ناگزیر ذهن را به یاد نفوذ می‌اندازد. اما شاید راهی که می‌روند، گرچه آشنا، سرنوشتی متفاوت داشته باشد.

Alireza Mostofi

41,972 views • 1 year ago

در پی هر تاریکی روشنایی است: جمهوری اسلامی ایران تصمیم خود را مبنی بر خروج مهاجران افغانستان یا به قول خودشان اتباع گرفته است. نوشتن نامه سرگشاده، گلایه، دعوت به بردباری و حوصله، توسل به سعدی و حافظ و برجسته‌سازی مشترکات ره به جایی نمی‌برد و بهتر است به ظرفیت‌های خودی فکر کنیم. در عین حال باعث ضیاع وقت خود و تهران نشویم. این اخراج هر دلیلی که دارد به منافع امنیتی و ملی ایران مربوط است و در آن جایی برای گنجاندن چند میلیون آواره از کشور همسایه تعریف نشده و اگر هم شده بود وقتش گذشته است. عوامل و دلایلی که ممکن است دولت ایران را واداشته این تصمیم را بگیرد عبارت‌اند از: نخست، یادآوری به دنیا که فاجعه انسانی در افغانستان منشأ در قرارداد بدنام دوحه دارد و جمهوری ایران مجبور نیست آوارگان دسیسه آمریکا را پناه دهد. دوم، ممکن است تعدادی از شهروندان کشور ما در کارهای خلاف دست زده باشند و این حتمی نیست که جاسوسی برای اسرائیل بوده باشد. نباید فراموش کنیم که طالبان بیش از پانزده هزار مجرم را از زندان‌های افغانستان رها کرد و اکثراً راهی ایران شدند. سوم، این تصمیم احتمالاً برای اعمال فشار بر طالبان و در کل بر افغانستان است. اما هدف سیاسی و راهبردی این فشار را نمی‌توان به سادگی وضاحت داد. فرض اینکه اخراج مهاجران به هدف فشار بر طالبان و افغانستان اعمال می‌گردد، اما در نهایت چه دستاوردی را از آن توقع دارند و چگونه آن دستاورد را اندازه‌گیری می‌کنند هنوز معلوم و هویدا نیست. چهارم، جمهوری اسلامی ایران به آغاز مجدد جنگ می‌اندیشد. احتمال آن نیز بعید نیست. تهران به جنگی آمادگی می‌گیرد که احتمالاً قوی‌تر از آنچه اتفاق افتاد خواهد بود. در آن سناریو ایران نمی‌خواهد دغدغه‌ای از حضور بیگانه، ولو آن بیگانه هم‌زبان و همسایه باشد، در خاک خود داشته باشد. این بار معلوم است که تهران حاضر است تبعات تصمیم خود را مدیریت کند. پنجم، در طول تاریخ، در هر کشوری که بحران ایجاد شده، دولت‌ها کوشیده‌اند عنصر بیگانه را مقصر اصلی و دلیل گسست‌ها قلمداد کنند. نفوذ و رخنه اطلاعاتی اسرائیل در جنگ علیه ایران هیچ ربط تعیین‌کننده‌ای به مهاجران افغانستان ندارد. فرض کنیم هسته‌های مخرب اسرائیل سه لایه داشتند: طراح، عملی‌کننده، لایه مصرفی. طراح که مسلماً یا در اسرائیل قرارگاه دارد یا تحت پوشش بیزنس‌های عادی و مشروع در یکی از شهرهای کشورهای همسایه مستقر شده است. عامل وسطی که باید موضوع را در داخل خاک ایران مدیریت کند نیاز به اسناد قوی برای تردد دارد و ممکن است نیاز به اسناد قوی و مشروع برای داشتن بیزنس و کاروبار قابل‌باور داشته باشد. این امکانات در اختیار شهروندان افغانستان قرار ندارد. افغان در ایران نیروی کار است. لایه زیرین است، پس سؤال اینجاست که آیا کارگر سر فلکه طراح خرابکاری در جامعه‌ای مغلق و پیچیده مانند ایران شده می‌تواند؟ پاسخ ساده این است که نه. نمی‌تواند یا بعید به نظر می‌رسد. در ادبیات غربی نیروی بشری را به دو دسته تقسیم می‌کنند: پیراهن‌سفیدها، یعنی کسانی که کار پشت میز می‌کنند، و لباس‌آبی‌ها، کسانی که آستین برمی‌زنند و با خاک و فلز سروکار دارند. افغان در ایران از نوع دوم است. خرابکاری‌هایی که در جنگ دوازده‌روزه در داخل ایران از طرف عوامل نفوذی صورت گرفت کار لباس‌سفیدها است، نه لباس‌آبی‌ها. اما گفتن این حرف‌ها نیز فایده‌ای ندارد. حالا بر ماست که باید در موضوع دخالت مثبت کنیم و هدف دخالت خویش را نیز با وضاحت بدانیم. بازگشت نیروی جوان و ضد طالبان از ایران نویدی خوش است. این نقطه مثبت است. این موج برای پرسازی خیابان‌ها و کوه‌ها و دره‌ها کافی است. کسانی که برمی‌گردند واقعیت جدیدی در افغانستان ایجاد می‌کنند. این‌ها به سایه مبدل نخواهند شد. این‌ها ریشه دارند. لهذا باید در پس این سیاهی روشنایی دید و ایجاد کرد. این بازگشت برای بسیج نیروی آزادی‌بخش مهم است. بر ماست که باید عواطف و احساسات بازگشتی‌ها را مسیر دهیم و برایشان برسانیم که منشأ آوارگی و تیره‌بختی‌شان در چیست و در کجاست؟ یقیناً منشأ همه بدبختی‌ها گروه نامشروع، ضد ملی، متعصب و جهل‌پرور طالبان است که همه فرصت‌های واقعی را بر باد داده است. پس بهتر است به جای عریضه برای تمدید برگه، استراتژی برای نیروی بازگشتی ترتیب داد. هیچ راه‌حلی برای مهار بحران عظیم انسانی در کشور در موجودیت ساختار طالبان امکان‌پذیر نیست. این تشکیلات ضد ملی و قهقرایی باید سرنگون شود. ان‌شاءالله.

Afg Green Trend

180,523 views • 1 year ago

امروز پس از چند روز پیکر بی جان حسیب پنجشیری را به خانواده اش سپردند. پدری پیر و خسته از رنج فرزند و مادری که پس از روزها چشم به راهی سرانجام به جای در آغوش گرفتن پسرش چشم های بسته و پیکر خونین او را دید. همسر جوانی که هزاران گفته ناگفته در دل داشت و دیگر فرصتی برای گفتن آنها به همسرش ندارد. گاهی فکر می کنم شاید رفتن پایان رنج باشد. پایان دوری و ترس و نگرانی و شکنجه های پیوسته ذهن و روان. اما برای کسانی که می مانند رفتن آغاز رنجی دیگر است. پشت هر جوان کشته شده در این جنگ خانواده ای داغدار است. مادری که بخشی از جانش را از دست داده و پدری که سال ها چشم به راه مانده و همسری جوان و کودکانی که از این پس با جای خالی پدر زندگی خواهند کرد. افغانستان سال هاست در آتش جنگ می سوزد. جوانان بسیاری از مردم تاجیک افغانستان در برابر ستم ایستاده اند. در روزگار جمهوری نیز بسیاری از آنان در خط نخست نبرد برای نگهداشتن کشور بودند از جمله اکمل امیر و ده ها جوان دیگر. امروز نیز حسیب و بسیاری از جوانان دیگر برای آزادی و در برابر ستمگران و تروریست ها جان خود را فدا کردند. آنان می توانستند کنار بکشند و تنها تماشاگر ستم باشند اما ماندند و ایستادند. پشت نام هر جوانی که در راه آزادی جان می بازد خانواده ای ایستاده است که بهای سنگینی می پردازد. یاد حسیب پنجشیری و همه جوانانی که برای آزادی و رهایی مردم افغانستان جان باختند گرامی باد. برای خانواده هایشان شکیبایی و توان ماندن آرزو دارم. Tamana Zaryab Paryani

Zarmina Paryani

11,273 views • 1 month ago

رفتار کشورهای منطقه و جهان خیلی شفافه. ایران تحت حکومت جمهوری اسلامی رو ابتدا تضعیف کردند، سپس دندون هاشو کشیدند و همزمان محاصره کامل کنترل شده کردند و حالا با خیال راحت،‌ رهاش‌ کردند تا با هزینه صفر نتیجه بگیرند. رفتار همه کشورهای منطقه و جهان حاکی از اونه که همه روی سقوط نظام سیاسی ایران متفق القول هستند. این نشانه ها چیست؟ روسیه به ایران تجهیزات نظامی پیچیده نمی‌دهد و یا بسیار با اکراه و تاخیر می‌دهد، همزمان چندین برابر مناسبات اقتصادی و سیاسی با کشورهای عربی دارد. چین در ایران سرمایه گذاری نمی‌کند، پول های فریز شده ایران را نمی‌دهد، نفت را با تخفیف زیاد و پرداخت نامعلوم می‌خرد و چندین برابر مناسبات با کشورهای عربی دارد. از این دو که به دید جمهوری اسلامی متحدانش هستند بگذریم آمریکا قطره چکانی پول کنترل شده آزاد می‌کند و امید توافق را در کورسو‌ زنده نگه می‌دارد اما توافق نمی‌کند. آمریکا راهبرد رهبر جمهوری اسلامی یعنی نه جنگ نه مذاکره را تمام و کمال پذیرفته و با لذت دنبال می‌کند. یقین دارد که چین به جمهوری اسلامی اجازه بی ثبات کردن منطقه را نمی‌دهد و همه کشورها متفق القول در صورت دستیابی جمهوری اسلامی به بمب اتم، حمله نظامی خواهند کرد. اما نفوذ اطلاعاتی کافی دارد که بداند چه زمانی آن ها حتی فکر به ساخت بمب اتم خواهند کرد. عربستان فهمیده که خیالش از بابت امنیت خلیج فارس از طریق قدرت نظامی آمریکا و وابستگی ۵۰ درصدی چین به نفت خلیج فارس راحت است. به دنبال تضمین امنیتی بیشتر از آمریکاست. توافقش با اسراییل قطعیست و به زودی علنی می‌شود و بعد از عربستان، دومینوی رسمیت شناختن اسراییل در کشورهای عربی خواهد ریخت. پس همین که خیالش راحت باشد که تنش با تهران کنترل شده است برایش کافی است. اسراییل از حضور جمهوری اسلامی تمام و کمال برای باز کردن جای پایش در منطقه استفاده کرد و به توافق بزرگش با عربستان رسید. با تبلیغات متعدد و شلوغ کاری، خیالش را از امنیتی سازی ایران راحت کرده. این لیست زیاده. کما اینکه آذربایجان و ترکیه در صدد روز‌ موعود هستند تا کریدور زنگزور را با هزینه صفر باز کنند. عراق در حال تجهیز سریع نیروی نظامی خودش هست تا روز موعود اروند رود را به حقیقت تبدیل کند. واقعیت این است که نشانه ها همه از این خبر می‌دهند که تقریبا همه مطمئن هستند که نظام سقوط می‌کند و منتظر زمان موعود هستند و دلیلی به توسعه روابط اقتصادی یا سیاسی با جمهوری اسلامی نمی‌بینند چون آینده ای براش متصور نیستند. تنها دارایی جمهوری اسلامی، ایدیولوژیش است که آن هم با توافق سعودی و اسراییل، از پایه شروع به متلاشی شدن می‌کند. سخنرانی های «به قله نزدیکیم» و حرف زدن از اتحاد با عربستان و مصر! علیه امریکا، نشان از این واقعیت دارد. در داخل هم چنان ایدئولوژی در حال سقوط است که با لایحه حجاب و بستن اینترنت دارن ترس و وحشت را نشان می‌دهند. در داخل و خارج و خود نظام، همه باور کردند که سقوط نزدیک است. بحران کلاسیک حکومت های مشابه، بحران جانشینی است که می‌تواند یکی از تریگرهای بالقوه این پایان باشد.‌ انباشت بحران ها میتواند تریگرهای بالقوه دیگری باشند. اما تیتراژ فیلم بالا رفته است و نم نم تماشاگران در حال ترک سالن سینما هستند. من باور بین المللی و داخلی را در سقوط می‌بینم. به قول کتاب اقتصاد روایی، روایتی که همه گیر شده، خودش واقعیت جدید را رقم خواهد زد. الان که هم فکت ها و هم آمار و ارقام و هم روایت غالب عمومی و بین المللی همگی فقط منتظر زمان وقوع هستند.

🏴JannatKhah🔩🪰

686,920 views • 3 years ago

از دید نظامی دارد خبرهایی می‌شود.فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) چند روزی است که مجموعه‌ای از سیگنال‌های آماده‌باش رزمی می‌دهد. از مانورهای تفنگداران دریایی خبر می‌دهد.غیرمستقیم به نیمچه‌ناو هواپیمابر تریپولی اشاره می‌کند. خودش شایعاتی مبنی بر نزدیک شدن رزم‌گروه ناو باکسر منتشر می‌کند. امروز هم در مورد آماده‌باش مانور سیستم پدافندی سی‌رام (C-RAM) خبرهایی منتشر کرده است. عربستان شدیداً پول خرج کرده که دولت یمن به جنگ حوثی‌ها برود. دولت عراق به منابع مالی حشدالشعبی حمله‌ور شده و آنان نیز در پاسخ به فرودگاه بغداد و محل استقرار آمریکایی‌ها حمله کرده‌اند. اسرائیل نه تنها رجزخوانی می‌کند، بلکه حزب‌الله را در نبطیه لبنان کاملاً قفل کرده، روی باقی‌ماندگان رژیم در تهران ادرار کرده و اعلام کرده از جنوب لبنان بیرون نمی‌رود، اما با دولت و مردم لبنان نه تنها جنگی ندارد بلکه مایل به صلح و همکاری است. عوامل اطلاعاتی و عملیاتی اسرائیل در ایران دوباره فعال شده‌اند و شدیداً در حال شناسایی رزمی هستند و هر لحظه ممکن است عملیاتی شوند. نه، ما فکر نمی‌کنیم همه این‌ها یک تصادف باشد.ما فکر می‌کنیم مارک روبیو در پشت صحنه کودتا کرده و دارد یک دکترین غافلگیرانه را جلو می‌برد. و ترامپ هم مثل بچه‌های خوب و آرام نقش پلیس خوب را بازی می‌کند، چون بعد از گندی که در ماده ۵ تفاهم‌نامه زده، چاره دیگری هم ندارد. یک موضوع مهم و خیلی بزرگ در راه است.هوا به شدت بوی باروت می‌دهد.

Reza

34,778 views • 2 months ago

تصاویری از شلیک ارتش قزاق روسیه به آرامگاه امام هشتم شیعیان علی بن موسی الرضا در مشهد را بی شک دیده‌اید،جمهوری اسلامی علاقه‌ای به واکاوی و انتشار اینگونه اخبار ندارد، اما هنوز از شایعه تجاوز یک بازرگان آمریکایی به زنی در تهران در اواخر دوران پهلوی اول می‌گوید و برای آن فیلم و سریال هم می‌سازد، از آن جمله فصل‌های رو به فراموشی جنایتهای روسیه در ایران به دار کشیدن ۹ آزادیخواه تبریزی در شهر تبریز بدست قزاقهای روس در سال ۱۲۹۰ روز عاشورا است. هنگامی که روسها در حال بدار کشیدن آزادیخواهان و دلاوران تبریز در روز عاشورای سال ۱۲۹۰ بودند صدای طبل و سنج از کوچه پس کوچه‌های #تبریز شنیده میشد و مردم تبریز در حال عزاداری برای حسین ابن علی بودند. فرمانده روس وقتی این صحنه‌ را دید اینگونه گفت: میترسیدم که آن جمعیت عظیم عزادار حسینی به آزادیخواهان مبارز تبریزی بپیوندند و در آن صورت چه بر سر ما می‌آمد، اما جمعیت عظیم عزادار حسینی فقط عزاداری و گریه کردند و علم بر دوش کشیدند تعزیه راه انداختند و به اعدام ۹ دلاور آزادیخواه خود توجهی نکردند! در حالی که ۹ دلاور تبریزی بر سر دار بودند نذری خود را گرفتند و به خانه هایشان رفتند ! منبع: مورگان شوستر، اختناق ایران، ترجمه حسن افشار، ص۱۵۱

Amir Farshad EBRAHIMI

10,958 views • 3 months ago