Загрузка видео...

Не удалось загрузить видео

На главную

رحمان الله از نوجوانی با سیا کار میکرد، او SIV داشت، بررسی های امنیتی را در امریکا گذشتانده بود و زندگی قانونی داشت. رحمان الله نفر خود شما بود، CIAو FBI مسوولیت دارند پیدا کنند که رحمان الله چرا این حمله را انجام داده؟ چرا همه مردم مسوول کار...

50,758 просмотров • 9 месяцев назад •via X (Twitter)

Комментарии: 0

Нет доступных комментариев

Здесь появятся комментарии из оригинального поста

Похожие видео

این زن چادری از پشت شیشه مغازه اقدام به تصویربرداری از یک زن در داخل یک مغازه کرده بود چون حجاب او را نامناسب تشخیص داده بود. در همین حال شهروندان متوجه می‌شوند و به سراغ این زن آزارگر می‌روند. باقی ماجرا در فیلم مشهود است. این زن آزارگر انتظار داشت از بین عابران عده‌ای کار او را تایید کنند اما از همه سو با اعتراض مواجه شد. مردم قم بیشتر از همه مردم ایران از این جماعت فضول و آزارگر و از مخبران حکومتی نفرت دارند. قم تنها حوزه علمیه و حرم و اماکن مذهبی نیست. گواینکه بسیاری از مردنی که باورهای مذهبی دارند هم از این حکومت و از آخوندهای دین‌معاش بیزارند. این ویدئو نمایانگر این است که زیر پوست شهر چه اندازه بیزاری و نفرت از مخبران و جیره‌خوران حکومت وجود دارد. حالا شما قانون حجاب تصویب کنید. مردم بلد هستند با مجریان این قانون داعشی چطور برخورد کنند. #زن‌_زندگی_آزادی از صفحه اینستگرم Masih Alinejad 🏳️

Eli Omidvari

105,554 просмотров • 1 год назад

سقراط یکی از مشهورترین اندیشمندان تاریخ بشر است. مردم او را پدر فلسفه می‌نامند. از او به‌عنوان مردی یاد می‌شود که سؤال‌های ناخوشایند می‌پرسید و همه اطرافش را وادار می‌کرد عمیق‌تر فکر کنند. اما بخش تکان‌دهنده اینجاست: سقراط از دموکراسی متنفر بود. او فکر می‌کرد دموکراسی در واقع یکی از سریع‌ترین راه‌هایی است که یک جامعه می‌تواند خودش را نابود کند. پس چرا سقراط از دموکراسی متنفر بود؟ به‌ویژه وقتی آتن زادگاه دموکراسی بود. برای فهمیدن این موضوع باید به آتن باستان برگردید. آتن زادگاه دموکراسی بود. شهروندان مستقیماً رأی می‌دادند. جمعیت‌های بزرگی گرد هم می‌آمدند و درباره جنگ، قوانین و رهبری تصمیم‌های مهم می‌گرفتند. روی کاغذ، این سیستم شبیه آزادی بود. به نظر می‌رسید که بهترین و منصفانه‌ترین نظام ممکن است. اما سقراط به آن نگاه کرد و یک ضعف مرگبار را دید. او باور داشت که دموکراسی به افراد آگاه و همین‌طور به کسانی که کاملاً هیچ نمی‌دانند، قدرتی برابر می‌دهد. او باور داشت که یک جامعه نمی‌تواند دوام بیاورد اگر تصمیم‌ها را افرادی بگیرند که نمی‌فهمند درباره چه چیزی تصمیم می‌گیرند. سقراط این را با یک مثال ساده توضیح داد. اگر بیمار بودید، آیا به پزشک‌تان رأی می‌دادید؟ آیا از جمعیت می‌خواستید که تعیین کنند چه کسی جراحی‌تان را انجام دهد؟ البته که نه. شما ماهرترین پزشکی را انتخاب می‌کردید که می‌توانستید پیدا کنید، چون می‌دانید زندگی‌تان به تخصص وابسته است. پس سقراط یک پرسش ترسناک مطرح کرد: اگر برای پزشکی به متخصصان اعتماد می‌کنیم، چرا برای سیاست به متخصصان اعتماد نمی‌کنیم؟ چرا اجازه می‌دهیم یک جمع انتخاب کند چه کسی کل کشور را اداره کند، حتی اگر بیشترشان درباره اقتصاد، جنگ، قانون یا رهبری هیچ چیز را نفهمند؟ برای سقراط، این حکمت نبود؛ این قمار بود. او معتقد بود دموکراسی رهبری را به یک مسابقه محبوبیت تبدیل می‌کند. فردی که برنده می‌شود، همیشه باهوش‌ترین نیست و همیشه هم واجد شرایط‌ترین نیست، بلکه کسی است که می‌تواند مردم را سرگرم کند، کسی که می‌تواند احساسات را دستکاری کند، کسی که می‌تواند به جمعیت بگوید آنچه دوست دارند بشنوند. پس سقراط در اصل معتقد بود دموکراسی بهترین فروشنده را پاداش می‌دهد، نه بهترین رهبر را. او همچنین معتقد بود دموکراسی یک ضعف دیگر هم دارد. او باور داشت دموکراسی به‌طور طبیعی تفرقه و هرج‌ومرج ایجاد می‌کند. گروه‌های مختلف خواسته‌های متفاوتی دارند. مردم بر سر قدرت با هم می‌جنگند. جامعه پرسر‌وصدا و بی‌ثبات می‌شود. با گذشت زمان، شهروندان از درگیری همیشگی خسته می‌شوند. و وقتی مردم خسته می‌شوند، دیگر آزادی نمی‌خواهند. آن‌ها شروع می‌کنند به خواستن ثبات. آن‌ها شروع می‌کنند به این‌که بخواهند کسی کنترل را به دست بگیرد و همه‌چیز را درست کند. اینجاست که سقراط باور داشت دموکراسی پایان می‌یابد. او باور داشت که دموکراسی اغلب به استبداد می‌انجامد. او باور داشت که وقتی یک جامعه آشفته می‌شود، در نهایت یک مرد قدرتمند به قدرت می‌رسد. آن مرد قدرتمند وعده نظم می‌دهد. او وعده امنیت می‌دهد. او وعده می‌دهد که دشمنان را مجازات کند. او وعده می‌دهد که کشور را دوباره عظیم کند. و آرام‌آرام، همان افرادی که زمانی دموکراسی را جشن می‌گرفتند، شروع می‌کنند به حمایت از دیکتاتوری. سقراط این را به‌عنوان یک نظریه نگفت. او در طول زندگی خودش شاهد رخ دادن آن بود. و غم‌انگیزترین بخش این است که سقراط خودش قربانی دموکراسی شد. او توسط هیئتی منصفه محاکمه شد که از شهروندان عادی تشکیل شده بود. آن‌ها فیلسوف نبودند. آن‌ها قاضی آموزش‌دیده نبودند. آن‌ها متخصص نبودند. آن‌ها فقط یک جمعیت بودند. و همان جمعیت رأی داد که او را اعدام کنند. پس در نهایت، دموکراسی حرف سقراط را به بدترین شکل ممکن ثابت کرد. سقراط از آزادی متنفر نبود. او از این ایده بدش می‌آمد که حقیقت را می‌توان با رأی اکثریت تعیین کرد. او باور داشت که رهبری چیزی نیست که مثل انتخاب یک خواننده در یک مسابقه استعدادیابی، آن را انتخاب کنی. او باور داشت که اگر یک جامعه به نادانی قدرت بدهد، نادانی در نهایت آن جامعه را نابود خواهد کرد.

خبرگزاری شیر و خورشید

14,414 просмотров • 4 месяцев назад

صحبتهای بانو در مورد اقای خامنه ای : آقای خامنه‌ای سه کار مهم انجام داد. اولین موفقیت آقای خامنه‌ای با نوع مرگی که خودش انتخاب کرد، به‌نوعی شرایط را تغییر داد. چون وقتی یک رهبر سیاسی در قلمرو کشور خودش هدف قرار می‌گیرد و در نخستین اقدام کشته می‌شود، از نگاه بسیاری این می‌تواند جنگ را در چارچوبی غیرقانونی قرار دهد. در دنیا معمول نیست که به یک کشور حمله شود و رهبر سیاسی آن کشور را بالافاصله در مقر اصلی خود هدف قرار دهند. به همین دلیل، هیچ‌کدام از متحدان اروپایی امریکا و کشورهای متحد امریکا در جنگ همراهی نکردند. همین موضوع باعث شد آمریکا نیز ریسک ورود مستقیم به خاک ایران و اعزام نیرو در جنگ را نپذیرد. حتی گفته می‌شود ترامپ به اسرائیل گفته بود اگر قرار باشد نیروی زمینی وارد شود، اسرائیل نیز باید در کنار آمریکا نیرو اعزام کند و در نهایت این موضوع منتفی شد. به همین دلیل، از نگاه برخی، حرمت ایران حفظ شد؛ زیرا ورود نیروی خارجی به داخل ایران نوعی هتک حرمت تلقی می‌شود. دومین موفقیت نکته دوم این بود که تنگه هرمز در جنگ ۱۲ روزه بسته نشد و در مرحله بعدی این اقدام انجام شد. این موضوع باعث اختلافات جدی میان ترامپ و نتانیاهو شد . گفته می‌شود ترامپ از عملکرد نتانیاهو ناراضی شد و به او گفت: «مگر نمی‌دانستی که چنین توانایی دارند؟ چرا چنین تصمیمی گرفتی؟» در مقابل نیز این استدلال مطرح شد که ما هم باور داشتیم ایرانیان توانایی انجام آن را دارند اما نکته اینجاست که اگر ایران واقعاً قصد بستن تنگه را داشت، چرا در جنگ ۱۲ روزه این کار را انجام نداد؟ سومین موفقیت نکته سوم این بود که اگر آقای خامنه‌ای کشته نمی‌شد و در پناهگاه باقی می‌ماند، سپس حوادث بعدی رخ می‌داد، ممکن بود تصویر بسیار منفی‌ای از او که سالها بر کشور حکومت کرده بود در تاریخ ثبت شود. در آن صورت، بسیاری از اتفاقات و خسارت‌ها و ننگ بر گرده تاریخ می ماند و این می‌توانست میراث سیاسی بسیار سنگینی بر دوش ایرانیان بر جای بگذارد. اما به‌جای آن، روند وقایع به شکل دیگری رقم خورد. من مطمئنم نیروهای حفاظت به ایشان پیشنهاد داده بودند که محل را ترک کند. آیا آقای خامنه‌ای اگر آنجا می‌ماند کشته نمی‌شد؟ چرا، مرگی با ذلت و در اوج نفرت عمومی برای ایشان در نظر گرفته شده بود؛ و در شرایطی که وجهه او به‌شدت آسیب دیده بود. تصور کنید همه آن اتفاقات رخ می‌داد؛ طبیعی بود که نگاه جامعه کاملاً متفاوت می‌شد. همین ها که امروز جنایت مدرسه میناب را انکار می کنند. اگر آقای خامنه ای در پناهگاه بود برای کشته های میناب ناله ها سر می کردند. البته باید گفت برخی حوادثی که درباره حملات بعدی یا مسائل دیگر مطرح می‌شود، برای بعد از درگذشت ایشان برنامه‌ریزی شده بود. ایشان شخصا چگونگی مقابله با امریکا و اسراییل را برای پسا خودشان هم ترسیم کردند در اصل، آقای خامنه‌ای تلاش کرد روند بازی را به نفع ایران تغییر دهند و در مناسب ترین زمان ممکن از اهرم تنگه هرمز استفاده کند. سال‌ها بود که بسیاری از ایرانی‌ها می‌گفتند اگر جنگی رخ دهد، ایران تنگه هرمز را خواهد بست. این موضوع جدیدی نبود. اما در مرحله اول تصمیم گرفته شد که این کار انجام نشود و از نگاه طرفداران این تحلیل، همین تصمیم یک موفقیت بود. برنامه‌ای که برای هدف قرار دادن ایشان مطرح می‌شد، مربوط به خردادماه بود. حتی برخی افراد نیز گفته بودند که برنامه عملیات برای ماه ژوئن تنظیم شده بود. اسرائیل قصد داشت بیت رهبری را هدف قرار دهد و آقای خامنه‌ای را تحقیر کند. من بارها گفته بودم که هدف فقط یک حمله نظامی نیست، بلکه تلاش برای تحقیر و شکستن نمادهای حاکمیت است. به همین دلیل، از نگاه این تحلیل، آقای خامنه‌ای با آگاهی و شجاعت تصمیم گرفت در محل باقی بماند. اگر در آن شرایط فاجعه‌ای بزرگ رخ می‌داد و کشور آمادگی لازم را نداشت، نتایج بسیار متفاوت می‌شد. در نهایت، طرفداران این دیدگاه معتقدند که آقای خامنه‌ای با استفاده از اطلاعات موجود، بهترین برنامه‌ریزی و تاکتیک‌ها را به کار گرفت و نتایجی که امروز دیده می‌شود، حاصل همان مدیریت است. این روند همچنان ادامه دارد. از نگاه این تحلیل، شهادت آقای خامنه‌ای باعث برانگیخته شدن مردم شد. او بارها گفته بود: «روزی که من نباشم، مردم مبعوث خواهند شد.» طرفداران این دیدگاه معتقدند که او می‌دانست مرگش می‌تواند به عاملی برای اتحاد و همبستگی ملی تبدیل شود. آن‌ها باور دارند که این تصمیم آگاهانه گرفته شد تا مردم متحد شوند و نوعی غیرت ملی شکل بگیرد. خلاصه، او عمداً ماند تا با کشته شدن خود، مردم را متحد کند و حقیقت آشکار شود. این همان چیزیست که خودش از آن با عنوان «مبعوث شدن مردم» یاد می‌شود. #شخصی

خبرگزاری شیر و خورشید

26,844 просмотров • 3 месяцев назад

در میان شخصیت هایی که کارپردازی و دلالی انقلاب ۵۷ را بعهده داشتند، #ابراهیم_یزدی مورد شگفت آوری ست. او هافبک سیار خمینی بود! همه جا حضور داشت! شخصا بازپرس دادگاه انقلاب در محاکمه اعضای دولت و امیران ارتش شاهنشاهی بود و به بی بی سی گفت که اگر لازم باشد برای کشتن بقیه امیران ارتش شاهنشاهی از انگلستان و آمریکا آدمکش استخدام میکند. معاون نخست وزیر شد، سرپرست کیهان شد، وزیر خارجه شد (که در همین دوران با فسخ یکطرفه قراردادهای نظامی با آمریکا، فقط ۱۵ میلیارد دلار خسارت به نیروی هوایی ارتش زد). به قول خودش او بود که برنامه اجرایی و سیاسی خمینی را از نوفل لوشاتو طراحی کرد. بعدا هم هر جا لازم بود به جای خمینی مصاحبه میکرد. تئوریِ "آیت الله انقلاب میکند، بعد از پیروزی هم به قم برمی‌گردد، عارف میشود و اختیار دولت و حکومت را به اهلش میسپارد"، طراحی او بود که زیر آن درخت سیب در ذهن و دهان خمینی کاشته شد! بعد از پیروزی هم هر جا لازم بود شخصا تنازعات و تناقضات را توجیه می‌کرد. وقتی وانیا کیولی از او پرسید: "خوب چه شد؟ خمینی پیروز شد اما چرا همچنان کشور را او اداره میکند؟" پاسخ سفسطه انگیزش این بود که: "انقلاب ما هنوز تمام نشده، و چون آیت الله رهبر انقلاب است طبیعتا همچنان باید آن را رهبری کند!" انقلابی که ادامه پیدا کرد و ادامه دهندگانش، مرگ او را در انزوا و بیماری در ازمیر ترکیه جشن گرفتند.

Ehsan AriaN

156,369 просмотров • 3 лет назад

«این شخص را به خاطر دارید؟ نام او علیرضا علوانی ست. او همان دلسوز محیط زیست و کسی است که سال ۹۶ در هنگام ثبت‌نام انتخابات ریاست جمهوری مقابل دوربین‌های تلویزیونی، بی‌آبی و قطع برق این روزها را پیش‌بینی کرد. آن روز خیلی‌ها به او خندیدند و به نوعی زنگ تفریحی برای انتخابات ریاست جمهوری آن سال بود. اما هرچه او گفته بود درست از آب درآمد. او در بیوی صفحه اینستاگرام خود جمله عجیبی داشت. او که یک فعال محیط زیست است خودش را در صفحه‌اش «رهبر طبیعت» و «گراز» معرفی کرده بود و نوشته بود که از بزها متنفر است. چرا که از نگاه او گراز با کندن زمین باعث باروری و حاصلخیزی آن می‌شود و بز به شکلی می‌چرد که پشت سرش هیچ پوشش گیاهی باقی نمی‌ماند. تاسف‌‌بار اینجاست که درست در میانه بحران آب و برقی که او پیش‌بینی کرده بود، او را روانه زندان کرده‌اند. علیرضا علوانی روز ۲۷ مردادماه به اتهام توهین به رهبری و توهین به مقدسات، برای طی دوران محکومیت خود روانه زندان یاسوج شد. گفته شده است یکی از اتهامات او گذاشتن لایو در صفحه اینستاگرامش بود که در میان جمعیتی که عازم انجام مراسم اربعین بودند رفته بود و از آنها می‌خواست دست از خرافات بردارند. او پیش از این نیز سابقه احضار و دستگیری و پرونده‌سازی به خاطر فعالیت‌هایش در حوزه محیط زیست و همچنین اعتراض به روش حکومتداری جمهوری اسلامی داشت. صدایش باشیم.» متن و ویدیو از صفحه مسیح علی‌نژاد #آب_برق_زندگی #یاسوج #علیرضا_علوانی #یاری_مدنی_توانا

توانا Tavaana

51,414 просмотров • 1 год назад