Video wird geladen...

Video konnte nicht geladen werden

Zur Startseite

رفقا سلام امشب ساعت ۲۳:۰۰ در کربلا، باب القبله، از مقابل حسینیه اصفهانی ها دسته عظیم ایرانی‌ها به سمت حرم ارباب راه میفته؛ با یاد شهدای مقاومت و جنگ تحمیلی ۱۲روزه ایران 🇮🇷 جا نمونید و به رفقاتون که کربلا هستن هم اطلاع بدین #حسین_طاهری #سیدنا

18,128 Aufrufe • vor 1 Jahr •via X (Twitter)

0 Kommentare

Keine Kommentare verfügbar

Kommentare vom Original-Post werden hier angezeigt

Ähnliche Videos

🔷 راهپیمایی باشکوه در حمایت از قیام سراسری مردم ایران در سرمای منهای ۷ درجه استکهلم 🔹 امروز، شنبه ۱۰ ژانویه ۲۰۲۶، راهپیمایی در حمایت از قیام سراسری مردم ایران با حضور پرشور ایرانیان آزاده و هواداران #مجاهدین_خلق ایران مقابل وزارت امور خارجه سوئد در استکهلم برگزار شد. این تجمع رأس ساعت ۱۳:۰۰ و علی‌رغم سرمای شدید منهای ۷ درجه، با روحیه‌ای سرشار از ایستادگی، همبستگی و مقاومت برگزار گردید. 🔹 شرکت‌کنندگان با در دست داشتن پلاکاردها و سردادن شعارهای حمایتی، همبستگی خود را با مردم به‌پاخاسته ایران و قیام سراسری علیه استبداد حاکم اعلام کردند و یاد شهیدان راه آزادی را گرامی داشتند. در این تجمع، همچنین میوه‌چینان استعمار، سانسور سازمان‌یافته اخبار، و جعل صدای واقعی مردم ایران توسط رسانه‌های فارسی‌زبان خودفروخته در خدمت بچه‌شاه به‌شدت محکوم شد. 🔹 در جریان این راهپیمایی، پیام خانم #مریم_رجوی، رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت ایران، مورد توجه ویژه قرار گرفت. ایشان در پیام خود تأکید کردند: «و هر لاله که از خون شهیدان می‌دمد امروز، نوید روز آزادی‌ست. درودها و سلام‌های مردم به‌پاخاسته #ایران بر ۸ شورشگر پیشتاز که پنجشنبه، پس از ساعت‌ها نبرد با مزدوران بسیجی و پاسداران جنایتکار رژیم، به شهادت رسیدند. آنان برای جلوگیری از نیرو‌رسانی دشمن به‌منظور سرکوب مردم، به مقابله با جنایتکاران موسوم به یگان ویژه برخاستند. این خون‌ها، اراده مردم را برای تغییر، راسخ‌تر و استوارتر می‌کند.» #نه_شاه_نه_شیخ #قیام_تا_سرنگونی 🔹 در ادامه، شرکت‌کنندگان به میدان سرگل حرکت کرده و فقط با پرچم ایران به دیگر گروه‌های ایرانی که در آن‌جا تجمع کرده بودند، پیوستند؛ صحنه‌ای دیگر از وحدت، همبستگی و عزم مشترک برای آزادی ایران.

violet noran

45,504 Aufrufe • vor 7 Monaten

مبلغ ۴۴٬۶۲۱٬۴۶۰ دلار به کشیش سعید عابدینی مبلغ ۴۰،۵۰۰،۰۰۰ دلار به نغمه پناهی و فرزندش اينكه موضوع #غرامت_گیت همچنان برای خیلی ها بی اهمیت هست، اینکه به افراد مختلف به اسم دادگاه و وکیل در کمتر از ۱۰ روز کمک های صد هزار دلاری میشه( که کمک به هم میهنان در هر کجای دنیا بسیار هم عالی هست) اما در مسیر غارت اموال ایران هرگز این اتفاق رخ نمیده، جای سوال هست! حالا خبرنگاری در همین راستا اعلام کرده این زن و مرد(که از هم جدا شدند) سالانه نفری یک میلیون دلار از این اموال دریافت میکنند و «کشیش سعید عابدینی» دستاوردش از اموال ملت ایران، سهم دخترانی که طعمه ی گاندوها میشوند، سهم کودکان کار و سوختبر و کولبر و محرومان ایران و خطه ی جنوب را خرج دختران روسی در سفرهای مختلف مینماید! -کشیش عابدینی فردی که در مقابل تروریستی بنام مریم رجوی، سلام به مقاومت میدهد اما از اموال بلوکه شده ی مردم ایران با کمک جمهوری اسلامی، زندگی لاکچری میکند! (بزودی اسناد مهمی در رابطه ی همراهی رژیم در پروژه ی غارت اموال بلوکه شده را منتشر میکنیم) پ ن: ما همچنان منتظر حضور وکلای ایرانی در این رابطه هستیم، در این راه ما را همراهی کنید که تاریخ مترصد ضربه ای مهلک به ایران است. #پسرعاقل_نوح

پسر عاقل نوح

33,772 Aufrufe • vor 1 Monat

🔴#فوری: مسعود رجوی: گنده‌گویی و بذله‌های زنجیره‌یی بچه شاه/سپاه پاسداران خامنه‌ای باید در هم کوبیده و منحل شود #مسعود_رجوی- ۱۷مهر۱۴۰۳: گنده‌گویی و بذله‌های زنجیره‌یی بچه شاه ۱-مبادا بترسید! بچه شاه «اجازه» نخواهد داد پس از سقوط رژیم «خلاء قدرت» به‌وجود آید! ۲-می‌گوید «ائتلافی گسترده از ایرانیان میهن‌پرست در داخل و خارج آماده‌اند تا برای خدمت به کشور ما و برقراری صلح با کشورهای منطقه وارد عمل شوند»! ۳-می‌گوید من هم «برای نظارت بر این گذار مسالمت‌آمیز به دموکراسی و بازگشت ایران به جامعه ملل قدم به پیش» خواهم گذاشت! در کتاب کلاس دوم ابتدایی زیر عنوان «برای خنده» نوشته بود که روزی مادر حسن او را فرستاد تا یک کیلو شیر گاو بخرد. کاسه‌ای که حسن برده بود کوچک بود. لبنیاتی به او گفت بچه جان این ظرف که آورده‌ای کوچک است و یک کیلو شیر گاو در آن جا نمی‌شود. حسن گفت پس یک کیلو شیر گوسفند بدهید! حال اگر پر کردن خلأ قدرت و نظارت بر گذار مسالمت‌آمیز به دموکراسی با آن ائتلاف گسترده در تغار گاو ولایت نگنجید باید با رویای احمد چلبی به یک کیلو شیر گوسفند سلطنتی قناعت کرد! جای شکرش باقیست که می‌گوید «این جنگ مردم #ایران نیست. این جنگ علی #خامنه‌ای و رژیم اوست. مستبد ظالم در #تهران، تلاش می‌کند به جنگ‌افروزی‌هایش، رنگ و آب ملی‌گرایی ایرانی بدهد». راستی جنگ ۸ساله با شعار «فتح قدس از طریق کربلا» که بچه #شاه از خمینی اجازه می‌خواست در آن خلبانی و بمباران کند، به‌ویژه پس از عقب‌نشینی طرف عراقی از خاک ایران و قبول طرح صلح شورای ملی مقاومت به‌عنوان مبنای مذاکرات صلح در پایان سال ۱۳۶۱، جنگ مردم ایران و یک #جنگ ملی بود؟! همان جنگ ضدمیهنی که #خمینی آن را برای بقای رژیمش نعمت الهی می‌خواند و یک میلیون اتباع ایران را به تنورش ریخت. سخن از مسالمت با رژیم اعدام و قتل‌عام «برای خنده‌» است. پاسخ در قیام و آتش است. سالیان گفته‌ایم: #سپاه پاسداران خامنه‌ای باید در هم کوبیده و منحل شود

سازمان مجاهدین خلق ایران

61,949 Aufrufe • vor 1 Jahr

جمهوری اسلامی و اصلاح طلب ها به شما #دروغ میگویند که ایالات متحده حق ندارد به اموال بلوکه شده دست بزند! جواد ظریف با علم به اینکه اموال نقد بلوکه شده ی ایرانیان در امریکا به پایان رسیده،به ایران و ایرانی دروغ میگوید،گویی دست همه ی شان در این غارت،در دست هم است! تا امروز ۸/۷ میلیارد دلار از اموال بلوکه شده و دارایی های دیگر بعنوان غرامت به قربانیان و شاکیان بنا به حکم دادگاه ها،پرداخت گردیده و حالا با حضور لابی های قوی دست درازی به املاک،اموال بلوکه شده ی خارج از امریکا و نفت ایران را در پیش گرفته!نفتی که هرگز طی این حدودا نیم قرن گذشته برای صاحبان اصلی اش،مردم ایران نبوده و حالا علاوه بر جمهوری اسلامی،امریکا و شرکای اصلاحاتی،نایاکی و اپوزوسیون دست سازشان سُفره ای مزین به خون و خشم و فریاد اهالی ایرانزمین پهن کرده و با دستهای الوده ی شان،مشغول تاراج و یغمای طلای ناب زیر زمینی هستند و در این مسیر حتی از تهدید جانی و تخریب و هر چه که در توانشان بوده،کوتاه نیامده اند! لازم به یاداوریست که ؛ ۱-در این بخش ایرانیان زیادی از طُرُق مختلفی همچو وکیل،شاهد،کارشناس و راهنما و ...در حال همکاری با امریکایی ها هستند و سهم خواه! ۲-وزارت خزانه داری امریکا از سال ۲۰۱۷ اطلاع رسانی در باب رقم احکام دادگاه ها را دیگر منتشر نکرده و رقم نهایی ۵۰ میلیارد دلار است،رقمی که ما امروز چیزی بالغ بر ۷۰۰ میلیارد دلار تخمین میزنیم. این فیلم چند ثانیه ای ،فقط بخشی از تلاشهای ما طی حدود ۳ سال گذشته میباشد،جمع آوری اسناد و مدارک دادگاه ها و احکام صادر شده و سایر اطلاعات این پرونده ها،این یک نمونه از پرونده هایی است که پس از بیانیه ی الجزایر( به سال ۱۹۸۱ و حضور بهزاد نبوی و حاتم بخشی در منزل سفیر امریکا) شروع شد و هرگز تا به امروز متوقف نگردید! تاریخ این پرونده به سال ۱۹۸۳ به باز میگردد و این یکی از حدود ۵۰۰۰ هزار پرونده و حکم است که ما باید با صرف زمان بسیاری این اسناد را جمع اوری،ترجمه و پس از راستی آزمایی، آپلود کنیم تا بزودی در یک وب سایت از این فاجعه و آینده سوزی ایران در بخش #غرامت_گیت پرده برداریم و باید بگوییم که افراد مهمی در این راستا سرمایه گذاری کرده اند،وکلا و لابی های بسیار مهم و کنگرسمن ها و وکلای گردن کلفت برای فردای ایران نقشه ها دارند،تصور نکنیم که احکام را میشود به غیر از پرداخت،راه حلی دیگر یافت! ما در این مسیر تنها بوده ایم و برای ادامه ی راه نیاز به همیاری و کمک شما هم میهنان خارج از کشور داریم،برای ادامه ی این مسیر و وظیفه ی ملی،حضور شما کمک مهمی میباشد. #پسرعاقل_نوح

پسر عاقل نوح

13,897 Aufrufe • vor 9 Monaten

بهشون گفتم کشورو به جنگ کشوندید، میگن این از ویژگی های منافقه که گناهو گردن خودی بندازه! خب مگه شما نبودید که گفتید چون پزشکیان رئیس جمهور شد، جنگ شد؟ و تو اوج حملات دشمن، به پزشکیان و عراقچی و شهید باقری حمله میکردید؟ آنها خودی نبودند؟ از طرفی، شما نبودید که همین تحریم هایی که اقتصاد کشورو فلج کرده و مردمو به خیابون کشونده، نعمت دونستید؟ شما نبودید که حتی با شهید رئیسی و امیرعبداللهیان هم درافتادید و با افتخار گفتید جلوی احیای برجامو در دولت شهید رئیسی گرفتیم؟ شما نبودید که بین مردم تفرقه انداختید و اونها رو به جون هم انداختید؟ شما نبودید که هر روز مطالبه وعده صادق راه مینداختید و فرماندهان نظامی رو وادار کردید وارد معرکه ای بشن که تهش معلوم بود؟ شما نبودید که با تمام توان، اون قدر جلوی توافقو گرفتید تا به کشور حمله شد؟ شماها نبودید که گفتید مارو از جنگ نترسونید ، دشمن در غزه هیچ غلطی نتونسته بکنه؟ شماها نبودید که هر روز علیه مسؤولین کشور بیانیه میدادید و میگفتید باید از حوثی ها یاد بگیریم و‌ وارد جنگ مستقیم با اسرائیل بشیم؟ شما نه خودی هستید نه حتی میتونید ادای خودی رو دربیارید، شماها خودِ خودِ صهیونیست های جنایتکارید که از مردمی که شمارو نمیخوان و بهتون رأی ندادند کینه دارید و جز به نابودی ایران راضی نیستید. و من افتخار میکنم که در مقابل شما ایستاده ام و کاری کردم که این طور به عجز و بیچارگی بیفتید.

مش ممد📖

13,581 Aufrufe • vor 6 Monaten

مارکو روبیو در توییت زیر نوشته: «در سال ۲۰۱۴، دولت اوباما برای پسر معصومه ابتکار و خانواده‌اش ویزا صادر کرد تا وارد ایالات متحده شوند. در ژوئن ۲۰۱۶، دولت اوباما از طریق برنامه ویزای مهاجرتی تنوع نژادی (Diversity Visa Program)، به آن‌ها اقامت دائم قانونی اعطا کرد. این هفته، من وضعیت اقامت دائم قانونی آن‌ها را لغو کردم و امروز، سید عیسی هاشمی، مریم طهماسبی و پسرشان در بازداشت اداره مهاجرت و گمرک ایالات متحده قرار دارند تا مقدمات اخراجشان از کشور فراهم شود.خانواده او هرگز نباید اجازه می‌یافتند از امتیاز ویژه زندگی در کشور ما بهره‌مند شوند.» سخت است بعد از توییت روبیو به یاد نیاورد که این همان دولت آمریکاست که چهل و دو روز پیش این توهم را داشت که با ترور آیت‌الله خامنه‌ای و بمباران چند هزار ایران بلافاصله تسلیم می‌شود و حالا که مقابل چشم همه جهانیان شکست فاحشی خورده، اوج موفقیتش این شده که چند آقازاده غربگرا را از آمریکا اخراج کند. امری که بیشتر از آمریکا خواسته خود مردم انقلابی داخل ایران است. اما همین طور هم سخت است به یاد نیاورد معصومه ابتکار تنها چند ساعت پس از شهادت سید ابراهیم رئیسی، آنهم به احتمال زیاد به دست اسرائیل، چگونه در فضای عمومی شادمانی می‌کرد و آن را باعث «رفع انسداد» می‌دانست. رفتاری که با اصول بدیهی فرهنگ ایرانی هم خوانا نبود، چه رسد انصاف سیاسی نسبت به رقیب. منظور معصومه ابتکار و رفقایش هم از «رفع انسداد» واضح بود: بازگرداندن ایران به پای میز مذاکراتی که شهید خامنه‌ای آن را غیرشرافتمندانه و غیرعاقلانه خواند و مقدمه حمله آمریکا و اسرائیل به ایران شد. توییت روبیو و اخراج فرزندان معصومه ابتکار درس بزرگی است برای همه آن سیاستمداران استحاله‌ شده‌ای که توسعه و پیشرفت را این سالها در گروی تسلیم مقابل آمریکا دیده‌اند: آمریکا ارباب بی‌رحمی است و به دلباختگان خودش هم رحم ندارد.

Ali Alizadeh

67,309 Aufrufe • vor 4 Monaten

این متن را با دقت بخوانید! امین آبشناسان فرزند حسن آبشناسان سرهنگ تکاور ارتش ایران است که در خلال جنگ ایران و عراق، فرماندهی قرارگاه منطقه‌ای شمال‌غرب نزاجا و لشکر ۲۳ نیروهای ویژه هوابرد را برعهده داشت و در مهر ۱۳۶۴ و در جریان عملیات قادر به شهادت رسید. هر چقدر پدرش انسان شریفی بوده خودش لجن و قاتل است . او از مدیران میانی وزارت اطلاعات بوده که الان به علت حجم بالای فساد ،از مقامش تعلیقش کردند اما کماکان در نظام سرکوب مشغول هست. او مدیرعامل خدمات فرودگاهی مهرآباد بوده و بعد رییس ایثارگران هما شده است. در اطلاعاتی که یکی از نزدیکان ایشان در اختیار من گذاشته (وخودش بمن اجازه آوردن نامش را داده) صرف نظر از چپاولگری های او وی تاکنون بیش از بیست فقره پرونده قتل داشته که تماما با اعمال نفوذ مقامهای بالای امنیتی مختومه شده . او یک سازه چوبی آمریکایی واقع در پارک ولنجک که پایگاه بسیج بود را به کمک چمران رییس شورای شهر تهران بصورت رایگان تصرف کرد و در پوشش رستوران مشغول به پولشویی برای فرزندان مسئولین است ، بسیاری از قرار ملاقات های سران در آنجا انجام میشود و تقریبا تمامی ساکنین محله به عنوان لانه فساد اقتصادی از آن یاد میکنند و هرگز به آن رستوران مراجعه نمیکنند. امین آبشناسان سالهاست با ارتباط با روسای کلانتری های شمال تهران ، برای افراد ثروتمند تله می‌گذارد و پرونده منکراتی ایجاد می‌کند بعد آن را حل و فصل میکند و با اخاذی و رشوه ، از رسیدن پرونده ها به دادگاه ها جلوگیری میکند ! واضح است که اغلب ثروتمندان دیگر خصوصا شمال تهران او را با همین تخصص شناخته و به او مراجعه میکنند. او در زمان مدیریت هما ، با کمک بهرام قیصرزاده اولین وارد کننده پورشه به ایران بود و همچنین سهام و مدیریت عاملی شرکت عظیم کرمان خودرو را با زد و بند به خواهرزاده همسرش سامان فیروزی رساند. بله دقت کردید ؟ فاضلابها تمام در یک شبکه به هم وصل می شوند سامان فیروزی همان فردی است که همسرش و خودش را افشا کردم و همسرش مریم علوی نسب در ماه‌های گذشته نمایش سرقت چند میلیون دلاری را در خانه‌اش اجرا کرد و به نمایش گذاشت. به مریم علوی نسب و سامان فیروزی باز هم خواهم پرداخت .
2:53

Sensitive content

این متن را با دقت بخوانید! امین آبشناسان فرزند حسن آبشناسان سرهنگ تکاور ارتش ایران است که در خلال جنگ ایران و عراق، فرماندهی قرارگاه منطقه‌ای شمال‌غرب نزاجا و لشکر ۲۳ نیروهای ویژه هوابرد را برعهده داشت و در مهر ۱۳۶۴ و در جریان عملیات قادر به شهادت رسید. هر چقدر پدرش انسان شریفی بوده خودش لجن و قاتل است . او از مدیران میانی وزارت اطلاعات بوده که الان به علت حجم بالای فساد ،از مقامش تعلیقش کردند اما کماکان در نظام سرکوب مشغول هست. او مدیرعامل خدمات فرودگاهی مهرآباد بوده و بعد رییس ایثارگران هما شده است. در اطلاعاتی که یکی از نزدیکان ایشان در اختیار من گذاشته (وخودش بمن اجازه آوردن نامش را داده) صرف نظر از چپاولگری های او وی تاکنون بیش از بیست فقره پرونده قتل داشته که تماما با اعمال نفوذ مقامهای بالای امنیتی مختومه شده . او یک سازه چوبی آمریکایی واقع در پارک ولنجک که پایگاه بسیج بود را به کمک چمران رییس شورای شهر تهران بصورت رایگان تصرف کرد و در پوشش رستوران مشغول به پولشویی برای فرزندان مسئولین است ، بسیاری از قرار ملاقات های سران در آنجا انجام میشود و تقریبا تمامی ساکنین محله به عنوان لانه فساد اقتصادی از آن یاد میکنند و هرگز به آن رستوران مراجعه نمیکنند. امین آبشناسان سالهاست با ارتباط با روسای کلانتری های شمال تهران ، برای افراد ثروتمند تله می‌گذارد و پرونده منکراتی ایجاد می‌کند بعد آن را حل و فصل میکند و با اخاذی و رشوه ، از رسیدن پرونده ها به دادگاه ها جلوگیری میکند ! واضح است که اغلب ثروتمندان دیگر خصوصا شمال تهران او را با همین تخصص شناخته و به او مراجعه میکنند. او در زمان مدیریت هما ، با کمک بهرام قیصرزاده اولین وارد کننده پورشه به ایران بود و همچنین سهام و مدیریت عاملی شرکت عظیم کرمان خودرو را با زد و بند به خواهرزاده همسرش سامان فیروزی رساند. بله دقت کردید ؟ فاضلابها تمام در یک شبکه به هم وصل می شوند سامان فیروزی همان فردی است که همسرش و خودش را افشا کردم و همسرش مریم علوی نسب در ماه‌های گذشته نمایش سرقت چند میلیون دلاری را در خانه‌اش اجرا کرد و به نمایش گذاشت. به مریم علوی نسب و سامان فیروزی باز هم خواهم پرداخت .

Amir Farshad EBRAHIMI

101,049 Aufrufe • vor 6 Monaten

پس از ۴۵ سال اعتراضات و جنبش های مختلف، اینبار تمام مطالبات خود از سیاست تا فرهنگ، از اقتصاد تا طبیعت، از هنر تا صنعت را یکجا گرد هم میاوریم و با صدای واحد در میدانی مشترک، سیلی میشویم برای شکستن سد راه خود در راه رسیدن به ایرانی آزاد و آباد. در روز ۲۵ شهریور، رأس ساعت ۱۱، از یکی از کوچه ها و یا خیابان هایی که در امتداد مسیر خانه یا شهر خودمان است، وارد خیابان انقلاب-آزادی میشویم. هر کدام ما، نقطه ای در این خیابان است که با یکدیگر جمعیت میلیونی متحدی را رقم خواهیم زد که در برابر آن، هیچ دستگاه سرکوبی توان مقابله نخواهد داشت. نکته مهم این است که بایستی همزمان رأس ساعت ۱۱ هر کدام ما در یکی از ورودی های خیابان باشد تا با هم وارد شده و این سیل بزرگ را تشکیل دهیم. هدف این فراخوان هماهنگی برای رساندن خودمان به یکدیگر است، بعد از تشکیل این جمعیت بزرگ، خود ما در خیابان تصمیم میگیریم ، همانجا بمانیم یا به سمتی حرکت کنیم. قرار نیست کسی به جای ما از قبل تصمیمی بگیرد. این تجمع هیچ لیدری ندارد، پس گوش به افرادی که به نام لیدر بخواهند شعارهای سیاسی تفرقه انگیز بدهند و یا ما را به چپ و راست برده و به دسته های کوچک تقسیم کنند نمیدهیم. در هر حالتی، چه موافق چه مخالف با جهت حرکت سیل جمعیت، از آن جدا نمیشویم و مشت متحد خود را حفظ میکنیم. این میدان مشترک محلی است برای مطالبات مختلف، پس خواسته های یکدیگر را محترم میشماریم که یکی برای نان آمده است، دیگری برای آب، یکی برای آزادی های فردی، یکی برای سیاست ، دیگری برای محیط زیست و … . در ۲۵ شهریور با باور بر پایان دادن به سایه شوم استعمارگران رأس هرم قدرت به هم میپیوندیم، و در این راه بیش از ۹۵ درصد هموطنان خود در ارتش و نیروی انتظامی و سپاه را نه مقابل خود که هم دل و همرزم خود میدانیم که از گوشت و پوست همین ملت رنج کشیده هستند. و اما اگر علارقم باور راسخ خود در پایان دادن بر سایه استعمار، تنها به بخشی از آن دست پیدا کنیم، این گردهمایی را هر روز رأس ساعت ۱۱ صبح تکرار میکنیم تا دست یابی کامل به هدفمان. پاینده ایرانیان پاینده ایران و نه به امید آزادی که تا لحظه آزادی #مهسا_امينی #بهار_ملی

Shahinlooo

20,657 Aufrufe • vor 3 Jahren

🔴سخنرانی خانم مریم رجوی رئیس جمهور برگزیده مقاومت در گردهمایی بزرگ ایرانیان در برلین در سالگرد انقلاب ضدسلطنتی مردم ایران #مريم_رجوى : قیام ایران، تیک‌تاک سرنگونی هموطنان! یاران شورشگر و #شورشگران در سراسر میهن، ما برای سالروز انقلاب ضدسلطنتی علیه دیکتاتوری شاه جمع شده‌ایم. اما ابتدا از قیام دی‌ماه شروع می‌کنیم. قیامی که سرخ‌فام شد، اما با خون کهکشان شهیدان و هزاران جان شیفته و خشم و خروش خلق قهرمان، ایران و جهان را به لرزه درآورد. به یاد شهیدان قهرمان قیام با هم دست می‌زنیم. حالا دیگر در دنیا کسی در حتمیت سرنگونی این رژیم تردید ندارد. سال‌ها و سال‌ها می‌گفتیم سرنگونی سرنگونی. اینک همه مقدم آن را به چشم می‌بینند و صدای پایش را می‌شنوند. شجاعت شورشگران ایران زمین درخشید و عالم‌گیر شد و طلسم مماشات در رابطه با سپاه پاسداران در اروپا درهم شکست. حالا دیگر زمان به‌رسمیت شناختن مقاومت ۴۴ساله مردم ایران برای سرنگونی است. بله زمان به‌رسمیت شناختن نبرد #کانون‌های_شورشی و ارتش آزادیبخش ملی ایران است، در آستانه ورود به ۴۰سالگی است. تیک‌تاک سرنگونی رژیم آخوندی شما ای مادران و پدران داغدار که به‌جای ماتم و عزا دست‌افشان و پاکوبان به ادامه قیام فرامی‌خوانید، شما از دل اندوه، پیروزی می‌سازید. هم‌چون «عزیز» مادر رضایی‌های شهید که پس از تیرباران فرزندانش به‌دست شاه و خمینی ایستاد و گفت: نبرد ادامه دارد. آری آری نبرد ادامه دارد و خلق دلاور، با شورشگران پیشتازش دوباره باز می‌آید. باز می‌آید انبوه‌تر و سازمان‌یافته‌تر تا رژیم آخوندی را خاک و خاکستر کند. اشرف شهیدان که فردا، ۱۹بهمن سالگرد شهادت اوست گفت جهان خبردار نشد که بر مردم ایران چه گذشت. منظورش شکنجه و کشتار و ستم دیکتاتوری دینی بود. آن زمانی که زنان مجاهد باردار را بی‌محابا تیرباران می‌کردند. آه اگر اشرف بود و می‌دید که در این ۴۴سال بر مردم ما چه گذشت! و به‌خصوص اگر می‌دید که دختران ۱۴-۱۵ساله هم‌چنان در خیابان گلوله‌باران می‌شوند و سردار خیابانی که می‌خروشید: ما حق داریم امیدوار باشیم، ما حق داریم از خطرات و مشکلات نهراسیم. پس یقین داشته باشید که آینده مال شماست. نیروهای میرا، از صحنه، حذف خواهند شد. بله، حالا بعد از قیام دی‌ماه، تیک‌تاک سرنگونی آغاز شده و زمان بیرون‌ کردن نیروهای میرا و ستمگر و گذشته‌گرا از گردونه تاریخ ایران است. آری آری این تیک‌تاک سرنگونی رژیم آخوندی است. انقلاب مردم ایران ربودنی نیست قیام دی‌ماه در مجموع سه طرف داشت؛ یک طرف شورشگران که صحنه نبرد را در دست داشتند و جان خود را فدای آزادی می‌کردند. در طرف مقابل، شیخ که بی‌دریغ خون می‌ریخت. و طرف دیگر بقایای شاه و بچه شاه که آمده بود حاصل خون‌ها را به سرقت ببرد. با شعار فوق ارتجاعی جاوید شاه که به شیخ در کشتار، دست بازتر می‌داد. شعاری که شاخص تفرقه‌اندازی، در خدمت خامنه‌ای و نیروهای سرکوبگر و راهبند قیام است. اما ما در دهه سوم قرن بیست و یکم هستیم و به‌ قول مسعود رجوی «اگر کسی گمان می‌کند می‌تواند انقلاب دموکراتیک نوین ایران را مانند انقلاب مشروطه و انقلاب ضدسلطنتی برباید و در لجه خون اندازد، سخت در اشتباه است». ما با مقاومتی روبرو هستیم که ۶۰ سال بی‌وقفه با دو دیکتاتوری شاه و شیخ در نبرد است. با بیش از صدهزار ستاره خونین اما شب‌کوب و درخشان و راهنما. اکنون حرکت و راهگشایی کانون‌های شورشی و تکثیر آن‌ها در میان جوانان میهن را همه به‌چشم می‌بینند و دشمن به صدزبان به آن اذعان می‌کند. در قیام دی‌ماه همه دیدند که چگونه فرهنگ رزم و انقلاب، در کوچه‌ها، خیابان‌ها و شهرهای ایران راه می‌گشود و نیروی سرنگونی می‌ساخت. به سازنده این راه و رسم درود! به مسعود درود که رو در روی رژیم ضدبشری آخوندها، ارتش آزادیبخش ملی را برپا کرد، ‌یک جایگزین دموکراتیک شکل داد و راه انقلاب دموکراتیک ایران را به‌سوی آزادی و پیروزی گشود. یک جمهوری دموکراتیک در امتداد راه مصدق می‌پرسند مگر می‌توان این استبداد سراپا مسلح را سرنگون کرد؟ ‌ قیام دی پاسخ می‌دهد: آری و با تهاجم صاعقه‌آسای خود، راه را نشان داد. راه ارتش قیام، ارتش بزرگ آزادی مردم ایران. می‌پرسند: بعد از سرنگونی رژیم چطور باید از هرج و مرج جلوگیری کرد؟ می‌گوییم این رژیم خودش سرچشمه ناامنی و هرج و مرج است و خلقی که آن را سرنگون کند با تکیه بر یک جایگزین دموکراتیک و همبستگی تمام نیروهای جبهه خلق می‌تواند از آشوب و بی‌سروسامانی هم جلوگیری کند. ایران آینده، یک جمهوری دموکراتیک است در امتداد راه مصدق، با جدایی دین از دولت، خودمختاری ملیت‌ها و یک ایران غیراتمی و در صلح با همه جهان. آلترناتیوی با چراغ راهنمای نه شاه نه شیخ می‌پرسند آیا آلترناتیوی هست؟ آری هست. فقط باید به آن چشم گشود. ۴۴سال است که با چراغ راهنمای نه شاه نه شیخ، در آتش و خون دوام آورده. این چراغ راهنما به معنی نفی دیکتاتوری و وابستگی و اثبات آزادی و استقلال است. طبق برنامه شورای ملی مقاومت، قانون اساسی در ایران آینده توسط مجلس مؤسسانی تدوین می‌شود که انتخابات آن حداکثر شش ماه بعد از سرنگونی برگزار می‌شود. روح و ترجیع‌بند آن‌چه مردم ما می‌خواهند، آزادی، آزادی و آزادی است. مشارکت فعال و برابر زنان در رهبری است و عدالت است برای همه؛ مشارکت متساوی همگان به‌ویژه ملیت‌های ایران در حقوق و اداره امور اعم از کرد و بلوچ و ترکمن و عرب. جبهه همبستگی ملی حرف مردم و مقاومت ایران این بوده و هست: نه مماشات، نه جنگ، تغییر رژیم و حاکمیت جمهور مردم به‌دست مردم و مقاومت سازمان‌یافته آن‌هاست. شورای ‌ملی ‌مقاومت از سال۱۳۸۱ در یک مصوبه به جبهه همبستگی ‌ملی برای سرنگونی استبداد مذهبی فراخوان داده است؛ مرکب از جمهوری‌خواهانی که طرفدار جدایی دین از دولت هستند و رژیم ولایت ‌فقیه را در تمامیت آن نفی می‌کنند. یعنی با وجود همه اختلاف‌ها و تفاوت‌های سیاسی و ایدئولوژیکی در جبهه خلق، ما از دیرباز برآنیم که می‌توان و باید در جبهه همبستگی ملی گرد هم آمد؛ به‌نام ایران، زیر پرچم ایران برای عالی‌ترین مصالح مردم ایران. فراخوان به رهبران جهان از این‌جا رهبران جهان را به ‌شنیدن فریاد آزادی‌خواهی مردم ایران فرامی‌خوانم. خواست‌هایی که از سه دهه پیش بارها اعلام کرده‌ایم: ۱-به‌رسمیت شناختن مبارزه مردم ایران برای سرنگونی رژیم و نبرد جوانان و کانون‌های شورشی با آدم‌کشان و نیروهای سرکوبگر خامنه‌ای ۲-اقدام فوری شورای امنیت ملل متحد برای ممانعت از اعدام زندانیان قیام و زندانیان سیاسی و حمایت از کارزار سراسری نه به اعدام ۳-ایجاد تسهیلات برای دستیابی مردم به اینترنت آزاد ۴-ارجاع پرونده خامنه‌ای و دیگر سران رژیم به شورای امنیت ملل متحد برای محاکمه در یک دادگاه بین‌المللی به‌خاطر جنایت علیه بشریت و نسل‌کشی و همزمان پیگرد قضایی آن‌ها در دادگاه‌های ملی کشورها براساس اصل صلاحیت جهانی ۵- تعطیلی سفارت‌های رژیم و اخراج دیپلومات‌ها و مزدوران سپاه و وزارت اطلاعات ۶- قطع کامل شریان‌های مالی رژیم آخوندی امروز در سالروز انقلابی گرد هم آمده‌ایم که در سال۵۷ آن را به سرقت بردند. در آن شب‌های خفقان و بیداد شاه و ساواک، راهبران و پیشتازان آن انقلاب، فداییان و مجاهدینی بودند که سرنگونی دیکتاتوری شاه را زمینه‌سازی کردند و جامعه ایران را به قیام و انقلاب سوق دادند؛ از پدر طالقانی تا حنیف و محسن و بدیع‌زادگان و جزنی و احمدزاده، پویان و پاک‌نژاد و خالقان حماسه‌ سیاهکل. درودی بی‌پایان بر آن قهرمانان و شهیدانی که در دهه۶۰ و قتل‌عام۶۷ و قیام‌های پی‌درپی در روزگار شیخ، آتش مقاومت یک ملت اسیر را شعله‌ور نگهداشتند. انقلاب ضدسلطنتی اثبات کرد که نیروی خلق به‌پاخاسته بر بزرگ‌ترین قوای سرکوب و کشتار غلبه می‌کند و امروز در فرازی بالاتر، انقلاب دموکراتیک ایران به پیش می‌تازد؛ انقلابی صدبار عمیق‌تر و نیرومندتر، هوشیارتر و آگاه‌تر که به قطع و یقین پیروز می‌شود. یقین داشته باشید که این انقلاب پیروز می‌شود. سلام بر قیام ایران سلام بر شهیدان پیروز باد انقلاب دموکراتیک مردم ایران #فوری

Simay Azadi

15,148 Aufrufe • vor 6 Monaten

🎥 ایران پسا تجاوِز اسرائیلِ تجزیه کننده وطن: بیانیه «راه سوم» جبهه إصلاحات محصول چه بافتاری است؟ چه راه حل هایی برای کدام مسائل فوری و فوتی ارائه می کند؟‌👇👇 👈 محسن آرمین #اختصاصی_صفحه_اکبر_گنجی (۳۲) ✅هدف اصلی و راهبردی اسرائیل در قبال ایران، تجزیه ایران است. چون ایران رقیب راهبردی اسرائیل و تنها مانع تشکیل «اسرائیل بزرگ» در خاورمیانه است. 🔺آیا اهداف اسرائیل شرط کافی برای تجاوز رژیم آپارتاید به ایران بود؟ خیر. چون ایران می توانست به گونه ای عمل کند که اسرائیل در موقعیت تجاوز قرار نگیرد. 🔺برخی با نوعی تقدیرگرایی ادعا می کنند که ایران هیچگونه عاملیتی در این زمینه ندارد. و اسرائیل در هر حال به ایران تجاوز می کرد و خواهد کرد. 🔺برخی از این مقدمه حمله پیشگیرانه به اسرائیل را تجویز می کنند. برخی دیگر بر شعار «نه جنگ نه صلح» تأکید دارند. 🔺خبرهایی چون بسته شدن سفارتخانه های خارجی در ایران، یا در آستانه ی تجاوز مجدد اسرائیل قرار داشتن؛ ایران را در وضعیت تعلیق قرار می دهد. این گونه ادعاها به نوعی جنگ را تجویز می کنند. 🔺یکی دیگر از پیامدهای این گونه نگاه ها، نادیده گرفتن غفلتها و خطاها و اشتباهات ایران است. اسرائیل روی نارضایتی های داخلی ایران حساب باز کرده بود و با همین وعده ترامپ را هم به جنگ کشاند. انکار نمی توان کرد که نارضایتی های داخلی دشمن را به طمع انداخته است. 🔹بدون اغراق، تاریخ پس از انقلاب به دو دوره پیشا تجاوز و پسا تجاوز اسرائیل تقسیم می شود🔹 🔺تقریباً هر چه را حاکمیت در سطح رسمی انکار می کرد، در جنگ رخ داد. هشدارهای منتقدان دلسوز نادیده گرفته شد. پس از جنگ انتظار این بود که اشتباهات با إصلاحات فوری درمان شود تا دشمن را برای همیشه از تجاوز مجدد باز دارد. 🔺استعفای دیرهنگام کاظم صدیقی و ابقای فقهای شورای نگهبان نشان داد که حاکمیت هنوز مجاب به إصلاحات نشده است. تشکیل شورای عالی دفاع و تغییر دبیر شورای عالی امنیت ملی در جای خود مهم است. اما بازنگری ها نباید فقط به اینها محدود شود. باید سیاست ها تغییر کند. باید از فرصت ایجاد شده درس گرفت و دست به اقداماتی سریع زد. 🔹 بیانیه جبهه اصلاحات معطوف به همین موارد بود. 🔺نظر سنجی های معتبر نشان می دهد که افزایش امید به اصلاح میان مردم پس از آتش بس بسیار افزایش یافت. 🔺آزادی زندانیان سیاسی یا مرخصی دادن به آنها کمترین اصلاح قابل انتظار بود. محسنی اژه ای موافق این امر بود و حتی مجوز هم از رهبری گرفت و قرار بود اقدام کند، اما پس از دیدار اعضای قوه قضاییه با رهبری امیدها کم رنگ شد و سپس اصل ماجرا انکار شد. حتی در حد مرخصی و آزادی زندانیان سیاسی هم اقدام نشد. 🔹چرا قصورها و تقصیرها پیگیری نشد؟ ✍اول- بدون تردید ایران در جنگ غافلگیر شد و فرماندهان بزرگ نظامی به شهادت رسیدند. چرا ایران غافلیگیر شد؟ جنگ طلبان و مخالفان مذاکره می گویند آمریکا ایران را سرگرم مذاکره کرد و فریب داد تا به ایران حمله کند. 🔺اما ادعای غافلگیری از نهادهای امنیتی و اطلاعاتی پذیرفته نیست. چون کار آنها مذاکره نبوده و نیست. 🔺به رقم نابرابری تکنولوژیک ایران با اسرائیل، ایران هم به اسرائیل ضربات مهمی زد. اما نابرابری و ناترازی اطلاعاتی ایران و اسرائیل چشمگیر بود، چون دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی ضعیف بودند. ساختارشان غیر حرفه ای است، رویکرد حاکم برای مسئولان این نهادها و صرف وقت شان برای اموری است که نباید صرف آنها می شد و بشود. هیچ یک از مسئولان اطلاعاتی و امنیتی تغییر نکردند و توبیخ هم نشدند. حتی هیچ کس عذرخواهی هم نکرد. مشکل این بود که آنها به جای امنیت کشور، به روزنامه نگاران و به رقبا پرداختند. وقتشان صرف این شد که محمد خاتمی در مهمانی ها یا عزاداری ها شرکت نکند، و... 🔺علت غافلگیری این بود که مسئولیت اصلی نهادهای اطلاعاتی و امنیتی به سگ گردانی و موی زنان فروکاسته شد. ✍دوم- رسانه ملی تحویل یک فرقه آخرالزمانی با سیاست های تبلیغاتیِ سطحی و تکراریِ مداحی گونه و شعارهای توخالی و مضحک شده که حتی توان رقابت با رسانه های فارسی زبان دولتهای خارجی را هم ندارد. 🔺اگر شخصیت های ملی و وطن پرست برای دفاع از ایران به میدان نمی آمدند و سرشتِ وطن فروشان را برملا نمی کردند، حال و هوای کشور در حال جنگ و پس از جنگ به گونه ی دیگری رقم می خورد. 🔺دو ماه از تجاوز اسرائیل گذشت، اما شاهد کوچکترین تغییر و اصلاحی در صدا و سیما نبودیم و برخی برنامه های سیما در خدمت منافع اسرائیل متجاوز است. لو دادن تصویری ایستگاه تقویت فشار گاز و گزارش کامل تصویری از شبکه آب تهران دو نمونه از این موارد است. ✍سوم- سازمان پدافند غیر عامل با عظیم ترین بودجه کشور، و سیطره کامل بر همه نهادها، چه نقشی در جنگ داشت؟ هیچ. جز قطع اینترنت هیچ هنر دیگری از خود نشان نداده است. 🔺 شأن نزول بیانیه جبهه إصلاحات همین ها بود که توضیح دادم. 🔹🔹کشور از نظر داخلی و خارجی در شرایط حادی به سر می برد. نیازمند تصمیمات اساسی هستیم. اما حاکمیت همچنان به دنبال سیاست های گذشته است. بیانیه جبهه إصلاحات در چنین سیاقی منتشر شده 🔹 🔺مطالباتش جناحی و حزبی نیست. اعلام ضرورت های حیاتی و بایسته های فوری برای گذار از شرایط ناپایدار، نامتعین و تعلیق گونه کنونی و برای نجات کشور است. لذا منحصر به مطالباتی نیست که حاکمیت آنها را می پذیرد. 🔺بیانیه راه نجات کشور را در دو گام اساسی می بیند: اول- آشتی ملی در داخل. دوم- سیاست تعاملی مبتنی بر منافع و مصالح واقعی ملی در عرصه خارجی. و ورود جدی به مذاکره با اروپا و آمریکا برای پایان دادن به تحریم های ظالمانه. 🔺در نیات خصمانه آمریکا و اروپا نسبت به ایران هیچ تردیدی وجود ندارد. اما این نیات مانع مذاکره نیست. مذاکره با دشمن امر ضروری است. باید عزم جدی برای رفع تحریم ها داشت. 🔺با کمال تأسف چنین عزم و أراده ای را نمی بینم. از فعالیت های مخرب رسانه ملی تا نظرات اعلام شده مسئولان کشور. 🔺عراقچی به عنوان یک دیپلمات با سابقه در مصاحبه ای گفت « از نظر ما مذاکره ابزاری برای مقابله با کشورهای جهان- بویژه آمریکا و رژیم صهیونیستی است». این یعنی پایان مذاکره. 🔺سخنان او اشتباه کلامی نیست، این کلام نشانه سیطره راهبرد نظامیان بر دستگاه دیپلماسی خارجی کشور است. 🔺جمهوری اسلامی در ۴۷ سال گذشته براساس ستیز و بقا حرکت کرده است. یعنی راه بقا را در ستیز دیده است. 🔺محدودیت های داخلی ناشی از همین سیاست خارجی بوده است. مجلس ۵ درصدی هم محصول همین سیاست خارجی است. 🔺سیاست خارجی در سال های گذشته نتواسنته منافع ملی ایران را تأمین کند. لذا اصلاح سیاست های راهبردی ضرورتی انکار ناپذیر است. 🔺ایران در برابر دو خطر جدی قرار دارد: اول- رژیم صهیونیستی که به تعبیر خودشان زدن سر مار[«سر اختاپوس» به تعبیر نخست وزیر تروریست سابق شان نفتالی بنت. تعبیر «سر مار» از آن پادشاه سابق عربستان سعودی در دیدار با جرج بوش پسر بود] در ایران را دنبال می کنند. دوم- آمریکای ترامپ و اروپا: راهبرد اینها کشیدن دندان مار ایران است. هدف آنها تبدیل ایران به ایران ضعیت و گرفتار بحران های داخلی است. سیاست های انزواگرایانه ایران هم به اهداف کمک آنها کمک کرده است. 🔹راه سوم «جبهه إصلاحات»: راهبرد توسعه همه جانبه باید جایگزین سیاست ستیز و بقا شود. بیانیه جهه إصلاحات در صدد نشان دادن این راه سوم است. این راه مرکب از دو مولفه است: اول- آشتی ملی در داخل. دوم- تنش زدایی و صلح در روابط خارجی. ✍إصلاحات قطره چکانیِ [لاک پشتی] درمان هیچ دردی نیست. إصلاحات ساختاری ضرورتی فوری است تا توان ملی از فرایند رو به زوال خارج شود. باید تصمیمات سخت و بنیادی و دردآور گرفت.

Akbar Ganji

127,019 Aufrufe • vor 1 Jahr

فولاد یک ملت، روایت ذوب آهن آریامهر شوربختانه ساعاتی پیش به صنعت فولاد ایران حمله شد. در آغاز دهۀ ۱۳۴۰ ایران عطش توسعه داشت و یکی از کمبودهای اصلی‌اش برای توسعه آهن و فولاد بود. دیگر یک چیز بر شاه و دولتمردان حوزۀ اقتصاد و توسعه مسجل شده بود: آمریکایی‌ها تمایلی نداشتند در این زمینه به ایران کمک کنند ــ و به زودی معلوم شد حتی حاضر به کارشکنی هم بودند. ایران روی نقشۀ ژئوپولتیک دنیا در جبهۀ غرب بود و طبعاً برای ساخت کارخانۀ ذوب‌آهن و فولاد به متحدان غربی مراجعه می‌کرد. اما آمریکایی‌ها نه تنها پای معامله نمی‌آمدند، بلکه می‌کوشیدند ایران را از ورود به این صنعت منصرف کنند. ایران وقتی دید آمریکایی‌ها پای کار نمی‌آیند، تلاش کرد از بانک جهانی کمک بگیرد، اما به نظر آمریکا بانک جهانی را هم از کمک به ایران بازداشت. بهتر است اول نگاهی بیندازیم به سابقۀ صنعت ذوب‌آهن در ایران... در سال‌های پایانی حاکمیت رضاشاه ایران با کمپانیِ آلمانیِ «کروپ» که آن زمان بزرگ‌ترین تولیدکنندۀ فولاد در جهان بود به توافق رسید تا یک کارخانۀ ذوب‌آهن در کرج با ظرفیت تولید سالانه پنجاه هزار تن بسازد. از بد روزگار جنگ جهانی درگرفت و کارخانه نیمه‌کاره ‌ماند. متفقین تجهیزات کارخانه را در راه ایران توقیف کردند. (بقایای ساختمان نیمه‌کارۀ این کارخانه هنوز در کرج هست.) وقتی دکتر عالیخانیِ جوان و خوشفکر در اواخر سال ۱۳۴۱ به عنوان وزیر اقتصاد وارد کابینۀ تازه‌تأسیسِ اسدالله علم شد، مصمم بود یک کارخانۀ ذوب‌آهن با ظرفیت اولیۀ سالانه ۵۰۰ هزار تن تأسیس کند. با توجه به عدم همکاری آمریکا و سابقۀ همکاری با شرکت کروپ، قرار شد مدیر شرکت کروپ به ایران بیاید تا توافقی سر بگیرد. مدیر کروپ ۲۴ ساعت قبل از عزیمت به تهران سفر خود را کنسل کرد. علیقلی اردلان، سفیر ایران در آلمان (همان کسی که در زمستان ۵۷ واپسین وزیر دربار شاه هم بود)، پرس‌وجو کرد و فهمید باز هم دست آمریکایی‌ها در میان است و مدیر کروپ را از آمدن به ایران منصرف کرده‌اند. به این ترتیب شاه به این جمع‌بندی رسید برای ساخت ذوب‌آهن از شوروی کمک بگیرد ــ چیزی که می‌توانست آمریکا را خشمگین و بیمناک کند. بدترین خبری که می‌توانست به گوش آمریکایی‌ها برسد همین بود که ایران نه تنها ذوب‌آهن می‌سازد، بلکه این کار را هم به رقیب اصلی آمریکا سپرده است! پروژۀ سختی در پیش بود. همه می‌دانستند که چنین ایده‌ای به این آسانی‌ها سر نمی‌گیرد. از طرفی شاه هرگز نمی‌خواست خودش شخصاً از شوروی درخواست کمک کند (بعید نبود خبر آن به گوش آمریکایی‌ها برسد). خرداد ۴۴ شاه به شوروی سفر کرد؛ آن زمان خروشچِف، جانشین استالین، تازه از قدرت کنار رفته بود و برژنف مرد شمارۀ یک شوروی شده بود. شوروی که مشتاق بود به هر قیمتی در ایرانِ متحدِ آمریکا جا پا باز کند، آماده بود تا به مطالبات نامنتظرۀ ایرانی‌ها تن دهد. مقامات پایین‌تر هماهنگ کردند تا خود برژنف به شاه پیشنهاد بدهد دولت شوروی در زمینۀ آهن و فولاد به ایران کمک کند. شاه هم بدون اینکه خوشحالی‌اش را از این پیشنهاد بروز دهد، پاسخ داد بررسی می‌کنیم. اما نیاز به بررسی نبود، ایران مشتاق و آماده بود. سریع یک هیئت مذاکره‌کننده در وزارت اقتصاد تشکیل شد و مذاکرات شروع شد. اما نه به این راحتی! حدود پانزده نفر با وسواس برای این مذاکرات تعیین شدند. سوابق همۀ آنها از جهت امنیتی کامل بررسی شد و موظف شدند با نهایت رازداری در مذاکرات شرکت کنند. در مدت مذاکرات نیز ــ که یک ماه طول کشید ــ محل کار و خطوط تلفن آنها دقیق کنترل می‌شد تا اطلاع دربارۀ مذاکرۀ ایران با نمایندگان شوروی درز نکند. در نهایت قرارداد برای احداث ذوب‌آهن، ماشین‌سازی و لوله‌کشی گاز در آستانۀ انعقاد بود که گویا مِیِر (Armin H. Meyer) سفیر آمریکا در ایران، بو برده بود مذاکراتی در وزارت اقتصاد جریان دارد. بی‌درنگ با معاون وزیر اقتصاد، محمد یگانه، تماس می‌گیرد و او را به مهمانی شام دعوت می‌کند. یگانه پیش از پاسخ دادن به سفیر با عالیخانی مشورت می‌کند. از این لحظه شطرنجی سرعتی میان وزارت اقتصاد و سفیر آمریکا درمی‌گیرد... با تیزهوشی محمد یگانه، هم خود او و هم دو مقام دیگر، یعنی عالیخانی (وزیر اقتصاد) و اصفیاء (رئیس سازمان برنامه) که در مذاکرات نقش داشتند، به مهمانی سفیر می‌روند. اما دو ساعت قبل از مهمانی قرارداد با طرف شوروری را امضا می‌کنند و خبر آن را به روزنامه‌ها می‌دهند. کار تمام بود! در مهمانی، عالیخانی به سفیر می‌گوید با شوروی برای ساخت ذوب‌آهن قرارداد بستیم و رنگ از رخسار سفیر می‌رود... اما تازه عالیخانی از موضع طلبکار به سفیر می‌گوید: «ما که اول از شما خیلی کمک خواستیم، خودتان کمک نکردید!» این اتفاق تغییر بزرگی در مناسبات تجاری ایران ایجاد کرد. تقریباً همۀ دولت‌های غربی فهمیدند ایران مصمم به توسعه است و از آن پس به تعبیر عامیانه، برای آمدن به ایران ناز نمی‌کردند، زیرا می‌دانستند خطر بزرگ‌تر این است که شوروی یا یکی دیگر از اعضای بلوک شرق مثل چکسلواکی یا رومانی جای آن‌ها را بگیرد ــ چنانکه برای ساخت تراکتور ایران ابتدا سراغ رومانی رفت. به این ترتیب، آنها هم یک معاملۀ خوب را از دست می‌دادند و هم بازار ایران را می‌باختند. رفتار غربی‌ها از آن پس عوض شد، اما این عصیانگری را آمریکایی‌ها تا حد زیادی به پای عالیخانی نوشتند و بعدها چوبش را خورد. عالیخانی ــ که سال ۴۱ آمده بود ــ تا ۴۸ در وزارت اقتصاد بود و دورۀ درخشانی را در توسعۀ زیرساخت‌های توسعه رقم زد. سقوط عالیخانی مجموعه‌ای از دلایل را داشت: بسیاری به او حسادت می‌کردند و برخی به دیدۀ رقیب به او می‌نگریستند. دسیسه‌های رقیبان داخلی، زیاده‌خواهی نزدیکان دربار برای کسب پروژه‌های دلخواهشان، رفتار ناسیونالیستیِ او در تجارت خارجی و در نهایت مناعت‌طبعش در نهایت باعث شد عالیخانی استعفا دهد. اما در اینجا حتماً باید از یک تکنوکراتِ کاردان دیگر هم نام ببرم که برنامه‌ریزی و اجرای بسیاری از پروژه‌های سازندگی در دهۀ چهل بر دوش او بود: محمد یگانه. قطعاً یگانه یکی از بهترین مدیرانی است که ایران به خود دیده است. یگانه متولد زنجان بود، پدر و مادرش هر دو اهل تبریز بودند (فامیل قبلی پدرش شکرچی بود). یگانه در میانۀ دهۀ ۱۳۲۰ به آمریکا رفت و اقتصاد خواند و با شایستگی و بدون وابستگی به کسی کارمند و کارشناس سازمان ملل شد. تخصص او در ابتدا نفت بود. همان زمان درگیری ایران با شرکت نفت انگلیس اوج گرفته بود و در پی شکایت انگلستان پروندۀ ایران در شورای امنیت مطرح شده بود. مصدق برای دفاع از حق ایران به آمریکا رفت. برای سخنرانی مصدق یک متنِ سیاسی و پروپاگاندیستی تهیه شده بود که بسیار ضعیف بود. محمد یگانه که در نفت تخصص داشت، با دو همکارش از سر میهن‌دوستی و بدون اینکه وظیفه‌ای داشته باشد یک متن حقوقی درخشان تنظیم کرد و مصدق عین همان متن را در شورای امنیت خواند (یگانه آن زمان ۳۰ سال داشت). وقتی نمایندۀ انگلستان پاسخ مصدق را داد، باز یگانه و همکارانش تا صبح بیدار ماندند و جواب حقوقی دقیقی برای مصدق آماده کردند (نتیجه این شد که پروندۀ ایران به لاهه ارجاع شد). یگانه در سازمان ملل می‌درخشید و در حوزۀ صنعتی‌سازی و توسعۀ کشورهای جهان سوم تخصص داشت. وقتی برای مأموریت به تونس رفت، رئیس‌جمهور تونس گفته بود یگانه از همۀ تونسی‌ها تونسی‌تر است؛ آن‌قدر که سختکوش بود و وجدان کاری داشت. اما جذب او به دولت ایران کار عالیخانی بود. پیش از آن هم در دولت مصدق تمایلاتی برای جذب او وجود داشت، اما نشد و ده سال بعد، در ۱۳۴۳ او در وزارت اقتصاد معاونت توسعه را بر عهده گرفت و در این مقام سه کار عمده کرد: تقویت بخش خصوصی، ایجاد صنایع مادر با منابع دولتی و کمک بین‌المللی و کمک به صنایع کوچک. یگانه در سال‌های بعد هم وزیر آبادانی شد و هم وزیر اقتصاد و دارایی. اما یکی از بهترین دوره‌های خدمت او در مقام ریاست بانک مرکزی بود (۵۲ تا ۵۴). او در مبارزه با فساد بسیار بی‌تعارف بود و در برابر دربار هم می‌ایستاد ــ و شگفت‌آور اذیت‌هایی است که از جانب ساواک می‌دید (پسرخواهرش در شلوغی دانشگاه پلی‌تکنیک بازداشت شده بود و ساواک وقتی فهمید آن پسر خواهرزادۀ یگانه ست، سال‌ها او را در زندان نگه داشت تا دست‌کم یک گروی خوب از یگانه داشته باشد ــ گرچه یگانه باز هم باج نمی‌داد). و در پایان، شاید باید از منظری کنایی ــ و نه خرافی ــ یادی هم از حافظ شیرازی کنیم که در سرنوشت محمد یگانه نقش مهمی داشت. محمد در اوایل دهه بیست در تهران حقوق می‌خواند. همان زمان پیشه‌وری و یارانش در آذربایجان اعلام خودمختاری کرده بودند. نصرت‌الله جهانشاه‌لو، از اعضای مهم حزب توده که معاون پیشه‌وری شد، همشهری و دوست محمد یگانه بود. او بسیار کوشید یگانه را جذب فرقۀ دموکرات کند و از او می‌خواست دادستان زنجان شود. یگانه تمایلی به همکاری نداشت، اما بابت خانواده و بستگان خود، به ویژه بابت پدرش که بورژوا و تولیدکننده بود، نگران بود. مانده بود به این همکاری تن دهد یا نه. روزی که می‌رفت درخواست جهانشاه‌لو را قبول کند، مادرش با دیوان حافظ در دست، دنبال او دوید و در تاریک‌وروشنِ دالان خانه دیوان را دست او داد. گفت تفأل زده است. یگانه غزل را خواند؛ جواب روشن بود: «گفتم که خطا کردی و تقدیر نه این بود!» تصمیمش را گرفت؛ از دادستانی انصراف داد و چندی بعد تنها راه برای رهایی از این فشار را در مهاجرت دید. این شد که در آن مسیر دیگر افتاد ــ مسیری که یک ایستگاه آن چانه زدن با روس‌ها و تأسیس کارخانۀ ذوب‌آهن بود. متن از مهدی تدینی ویدیو از منوتو

فلات ایران

65,316 Aufrufe • vor 5 Monaten

رهبر جمهوری اسلامی امروز گفت «واقعه‌ای مشابه جنگ ایران و عراق در فلسطین و لبنان در حال رخ دادن است» و گفت آمریکا از اسرائیل «حمایت مالی، تسلیحاتی و تبلیغاتی» می‌کند. جنگ عراق علیه ایران می‌توانست بسیار کوتاه باشد اما خمینی می‌پنداشت «راه قدس از کربلا می‌گذرد»؛ پنداشتی که هیئت حاکمه‌ی جمهوری اسلامی همچنان بر آن باورمندند. تشکیل جمهوری اسلامی در سال ۵۷ با جنگ علیه اسرائیل ادغام، الهام و تکوین یافت، چه آنکه اولین مهمان خارجی آن انقلاب شوم رهبر شورشیان فلسطینی، یاسر عرفات بود؛ فردی که بعدها به خاطر مماشات و تلاش برای صلح مورد غضب رهبر کنونی جمهوری اسلامی قرار گرفت و کنار گذاشته شد تا راه برای تندروی حماس گشوده شود؛ حتی از داخل زندانی در منطقه بیرشبا؛ زندانی که یحیی سنوار رویای نابودی اسرائیل را به زبان عبری به دندان‌پزشک یهودی‌اش یوال بیتون تعریف می‌کرد و می‌گفت او حاضر است صد هزار فلسطینی را قربانی هدفش کند، که کرد! جمهوری اسلامی ۴۵ سال از جنگ در چند جبهه در خاورمیانه پشتیبانی کرده. هدف همه‌ی این جبهه‌ها نابودی اسرائیل بوده. بجز تعمیرات گاه و‌ بی‌گاه تابلوی روزشمار نابودی اسرائیل در میدان فلسطین تهران، صدها میلیون دلار از پول کارگر ایرانی برای این هدفِ محقق نشده صرف شده. غزه نابود شد. جوانان پر شور حزب‌اللهی در شب آغاز نابودی غزه در میدان فلسطین تهران شربت و شیرینی پخش و هلهله کردند و هفته‌ی بعد مواکب در راسته‌ی فوزیه تا شهیاد نان و کباب و شلغم توزیع کردند. از آنجا که ایران خود درگیر هزار و یک بلای سیاسی و فرهنکی و اقتصادی‌ست و مردم از زندگی فلاکت‌بار می‌نالند، حاکمانْ این جنگ ۴۵ ساله را به خاک‌ گروه‌های نیابتی‌شان برده‌اند. حالا نوبت به جنوب لبنان و حزب‌الله رسیده. در فیلم کمتر تماشا شده‌ای که زیر این توییت پیوستش کردم، حسن نصر الله، رهبر این گروه، ۲۵ سال پیش به ایران منتقل شد تا از پایگاه‌های موشکی و پهپادی ایران بازدید کند و چند تا را با خود ببرد، که برد! و جمهوری اسلامی از هیچ کمک تسلیحاتی و مالی برای تجهیز کردن حزب‌الله فروگذار نکرد. ۱۳ سال پیش حزب‌الله در بحبوحه‌ی مناقشه‌ی هسته‌ایِ جمهوری اسلامی با غرب پهپادهایی که از جمهوری اسلامی تحویل گرفته بود را در آسمان اسرائیل به پرواز درآورد و طوری جلوه داد که قصد داشته یک مرکز تحقیقات هسته‌ای در دیمونا در این کشور را هدف قرار دهد. آن ماجراجویی‌ ناکام ماند. در همان روز از آن رویداد گزارشی تهیه کردم که آن را هم زیر این توییت پیوست کردم. به نکاتی که در هر دو فیلم فوق‌الذکر وجود دارد دقت فرمائید. و این سوال: ۴۵ سال ماجراجویی حاصل از آرمانی آخرالزمانی چه سودی برای ملت نگون‌بخت ایران داشته. این جنگ به چه هدف‌های مشخصی رسیده؟ در این جنگ‌ها چند نفر کشته و زخمی و چه اندازه از سرزمین‌ها و‌ زیرساخت‌هایش با خاک یکسان شده؟ و‌ این نکته: که در پسِ همه‌ی این ماجراجویی‌های ناکام چه کسی از کار برکنار و یا توبیخ شده؟ و شگفتا که حکومتی که بارها ثابت کرده سیاست‌های داخلی و خارجی‌اش را به اصطلاح هیئتی‌وار اجرا می‌کند، هنوز قادر است با عدم درک درست از ظرفیت‌های نظامی و یارگیری‌های منطقه‌ای، موجبات خسارات سنگین‌تری به میهنمان را فراهم آورد. و یک نکته‌ انکارناپذیر است. بر خلاف اعتراض‌های جهانی نسبت به جنگ‌های فوق‌الذکر، در ایران، بجز گعده‌‌های هیئتی، اکثریت مردم ایران نسبت به آن دل‌زده و بی‌تفاوت هستند. در ایران هیچ جمع خودجوشی از مردمانی که دخلی به حکومت ندارند، به‌راه نیفتاد‌و اعتراض نکرد. و حتی در جمع‌های آکادمیک و حتی در برخی هیئت‌ها از لگد کردن پرچم دشمن پرهیز شد. چرا؟ چون بسیاری از آن‌ها از روز اول انقلابی که با 'حماسه'‌ی فلسطین و لبنان گره خورد، با چماق جمهوری اسلامی سرکوب شده‌اند. ایستادن در طرف سرکوب‌گر داخلی با شورشِ وجدان ناهمخوان است. آری، ایرانیان آن‌قدر از جنگ خسته و افسرده‌اند که نمی‌خواهند قربانیان جنگ‌های نیابتی در فلسطین و لبنان و یمن و اوکراین و ... باشند! چه اینکه صدها بار به گوش حاکمان خودکامه‌شان رسانده‌اند که: «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» بلاخره دیر یا زود جنگ در شامات پایان خواهد یافت و تئوری‌های آخرالزمانی شکست خواهند خورد. آن مناطق دوباره بازسازی خواهند شد و کارتل‌های اقتصادی غربی از منافع این بازسازی سود خواهند جسد، اما آثار اخلال در بهداشت روان ملت ایران بابت این تن‌لرزه‌ها تا سال‌ها باقی خواهد ماند.

Kianoosh Sanjari

62,023 Aufrufe • vor 1 Jahr

«آیا این سریع‌ترین و قاطع‌ترین شکست تاریخ آمریکاست؟» وقتی جرمی بوئن، سردبیر بین‌المللی بی‌بی‌سی، درباره وضعیت تازه میان ایران و آمریکا حرف می‌زند، نخستین هشدارش این است که نباید زیادی درگیر تفاوت‌های نسخه‌های افشاشده شد، چون اوضاع پیوسته تغییر می‌کند. به گفته او، آنچه اکنون روی میز است یک توافق نیست، بلکه چیزی است که از آن با عنوان «یادداشت تفاهم» یاد می‌شود. او این یادداشت را راهی می‌داند برای به تعویق انداختن همان مسائل بزرگی که دو طرف در آنها فاصله زیادی دارند: حق ایران برای غنی‌سازی اورانیوم، آینده تردد از تنگه هرمز، و حمایت تهران از متحدانی مانند حزب‌الله لبنان. نقطه کانونی تحلیل بوئن این است که توازن قوا تغییر کرده و ایران دست بالا را دارد. او می‌گوید فاصله امروز با جایی که ترامپ در ۲۸ فوریه آغاز کرد بسیار زیاد است؛ روزی که عملاً از تغییر رژیم سخن گفت و تصور می‌کرد همه‌چیز سریع رخ می‌دهد. اما به گفته بوئن، نقشه اول جواب نداد و ترامپ نه نقشه‌ای دیگر داشت و نه راه بازگشتی. حالا این آمریکاست که باید به سمت ایران حرکت کند: «این مشکل ترامپ است. او نمی‌تواند در این مورد شروط را دیکته کند»، چون شیوه دیپلماسی و جنگ‌افروزی او کارساز نبوده است. تصویر او از موقعیت ترامپ. بوئن به زبان به‌کاررفته در یادداشت هم اشاره می‌کند و به باور او اگر این متن را باور کنیم، آمریکا اصلاً شروط را دیکته نمی‌کند و ایران کارت‌های زیادی در دست دارد. در مقابل، آمریکا و اسرائیل با وجود توان نظامی عظیم، به‌خاطر نقص در راهبرد سیاسی به این نقطه رسیده‌اند. برای سنجش نتیجه جنگ، بوئن چهار هدفی را که ترامپ در سخنرانی مارالاگو ترسیم کرد مرور می‌کند. هدف اول نابودی موشک‌ها و صنعت موشکی ایران بود. به گفته بوئن نیروی دریایی ایران تقریباً نابود شده، اما گزارش‌های واشنگتن‌پست و نیویورک‌تایمز می‌گویند چیزی حدود ۷۰ تا ۷۵ درصد ذخایر موشکی ایران باقی مانده و بخش بزرگی از مکان‌های نگهداری هم دوباره در دسترس قرار گرفته است؛ پس این هدف محقق نشده است. هدف دوم خنثی‌کردن نیروهای نیابتی منطقه بود، اما به گفته او حزب‌الله با وجود ضربات سنگین هنوز می‌جنگد و شبه‌نظامیان عراق همچنان مسلح و قدرتمندند. هدف سوم برخاستن مردم و سرنگونی رژیم بود. موضع بوئن صریح است: «هیچ تغییر رژیمی رخ نداده است.» او می‌گوید این تصور که کشتن رهبر، رژیم را هم از بین می‌برد، نشانه ناآگاهی کاخ سفید از سازوکار قدرت در ایران است. به گفته او این رژیم ساختاری لایه‌لایه و به‌هم‌پیوسته دارد و بر ایدئولوژی‌ای قدرتمند استوار است که چیزهایی مانند شهادت‌طلبی را هم دربر می‌گیرد. او این هدف را دست‌بالا نیم‌امتیاز می‌داند. درباره احتمال خیزش آینده هم محتاط است و می‌گوید با وجود فشار اقتصادی و میلیاردها دلار خسارت، بیشتر مردمی که از رژیم حمایت نمی‌کنند فعلاً در خانه می‌مانند و تنها در پی زنده ماندن‌اند. هدف چهارم، که بوئن آن را مهم‌ترین می‌داند، جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای بود. او یادآوری می‌کند که ایران همواره این هدف را انکار کرده، هرچند ایران اورانیوم را بسیار فراتر از سطح غیرنظامی غنی کرده. به تحلیل او، جایگاه مطلوب ایران بودن در آستانه هسته‌ای است؛ داشتن این گزینه به‌عنوان اهرم فشار. او می‌افزاید توافق برجام در سال ۲۰۱۵ محدودیت‌های سخت‌گیرانه‌ای بر غنی‌سازی گذاشته بود که ایران به آن پایبند بود، تا آنکه ترامپ آمریکا را از آن خارج کرد؛ اقدامی که به باور بوئن مسیر را به سمت جنگ کنونی باز کرد و بهای سنگینی به اعتبار آمریکا تحمیل کرد. نکته کلیدی دیگر بوئن درباره روحیه نسل تازه رهبران ایران است. او می‌گوید نسل قدیم، از جمله رهبر پیشین، محتاط بودند چون آمریکا همواره تهدید نابودی را بالای سرشان نگه می‌داشت. اما حالا به آنها حمله شده و نابود نشده‌اند، و نسل جدید با خود می‌اندیشد: «آن‌ها بدترین کارشان را کرده‌اند. ما هنوز اینجاییم.» در جمع‌بندی، بوئن به ارزیابی فیلیپس اوبراین، استاد روابط بین‌الملل، اشاره می‌کند که گفته بود اگر این متن درست باشد، «این یک عقب‌نشینی کامل از سوی ترامپ است و از نظر تاریخی سریع‌ترین و قاطع‌ترین شکست در یک جنگ در تاریخ ایالات متحده است.» بوئن می‌گوید گفتن این حرف شاید کمی زود باشد، چون جنگ ممکن است دوباره آغاز شود و محتمل‌ترین سناریو یک درگیری فرسایشی کم‌شدت است. اما تردیدی ندارد که این یک شکست راهبردی جدی برای آمریکا و به‌طور ضمنی برای اسرائیل است، مگر آنکه ترامپ بتواند توافقی رقم بزند که ایران را به جایی برساند که او می‌خواهد، نه جایی که خود رژیم می‌خواهد.

Panah Farhadbahman 🎒

31,040 Aufrufe • vor 3 Monaten

متن کامل سخنان در همایش همکاری ملی برای نجات ایران مونیخ، ۲۶ ژوئیه ۲۰۲۵ (۴ مرداد ۱۴۰۴/۲۵۸۴) خانم‌ها، آقایان،‌ درود بر شما و‌ همه کسانی که در چهارگوشه جهان به‌ویژه در ایران این‌ همایش ملی را دنبال می‌کنید. از همه هم‌میهنانی که این آخر هفته از سراسر اروپا، و حتی از استرالیا تا آمریکای شمالی، به مونیخ آمدند و در خیابان‌های این شهر، عشق به ایران را فریاد زدند، سپاسگزارم. به بسیاری از شما که تازه به این کارزار همکاری ملی پیوسته‌اید، خوشامد می‌گویم. آنچه همه ما را اینجا گرد هم آورده، مهر به میهن، و اهمیتی‌ است که به سرنوشت ایران می‌دهیم. ما امروز اینجا هستیم، تا نشان دهیم ملت یگانه و در عین حال رنگارنگ‌مان، از ادیان و باورها، اقوام و طوایف، اقشار و گروه‌ها، و احزاب و گرایش‌های مختلف سیاسی، جمهوری‌خواه و پادشاهی‌خواه، چپ و راست، در یک هدفِ مشترک، متحدیم: پایان دادن به جمهوری اسلامی و آغاز طلوعی نو از آزادی و دموکراسی و شکوفایی برای میهن‌مان ایران. حضور شما در این گردهمایی، نشان‌دهنده شکل‌گیری گسترده‌ترین و متنوع‌ترین ائتلاف نیروهای اپوزیسیون ایران است. این گستردگی و تنوع در عین اتحاد، با تعهد و باورمندی به تمامیت ارضی ایران، حقوق فردی و‌ برابری شهروندان، جدایی دین از حکومت، و حق ملت بزرگ ایران ‌برای انتخاب شکل دموکراسی آینده، تصویری زیبا از ایران آزاد و آباد فردا است. اما شوربختانه تصویر ایران کنونی، بسیار متفاوت از آن فردای آزاد و آباد است. امروز، کیان ایران به واسطه تداوم جمهوری اسلامی، بیش از همیشه در خطر است. این رژیم، آب و خاک و هوا و آسمان و جان و مال ملت ایران را به پرتگاه نابودی کشانده است. رودهای ایران، خشک، خاک ایران در حال فرسایش، زمین ایران در حال فرونشست، هوای ایران آلوده،‌ آسمان ایران در اختیار نیروی خارجی،‌ اقتصاد ایران در حال سقوط آزاد،‌ خانه‌های ایرانیان بی‌ آب و برق، و جان‌شان بازیچه توهمات فرقه‌ای ضدایرانی و رهبر نابخردش است. جمهوری اسلامی پس از سالها به آشوب‌کشاندن منطقه با جنگ‌های نیابتی و سیاست شکست‌خورده‌ی «نه مذاکره، نه جنگ»، درنهایت، هم از موضع ضعف و تسلیم، وادار به مذاکره شد، و هم جنگ را به ایران تحمیل کرد. علی خامنه‌ای در حالی که زیر زمین پنهان شده بود، نه‌تنها کمترین تلاشی برای حفاظت از غیرنظامیان ایران نکرد، بلکه تمام دستگاه سرکوب و پروپاگاندای خود را نیز برای مرعوب کردن مردم به کار بست. او شکستی سخت و تحقیرآمیز را نیز بر نظامیان ایران تحمیل کرد؛ نظامیانی که اکثرشان بر خلاف میل و اراده، درگیر جنگی شدند که هرگز جنگ ایران و ملت ایران نبود؛ بلکه جنگ خامنه‌ای و سرکردگان سپاهِ سرکوبگر و تروریستیش بود؛ همان پاسدارانی که سالها رجز می‌خواندند اما آشکار شد که توان حفاظت از خود را نیز ندارند. آنها بعد از دهه‌ها دزدیدن از سفره مردم و گذاشتنِ آن در جیب‌های خود و تروریست‌های منطقه‌ای، آسمان کشور را کاملا در اختیار کشوری به مراتب کوچکتر و کم‌جمعیت‌تر از ایران قرار دادند. جمهوری اسلامی اداره کشور را جز در حوزه‌ی سرکوب، کاملا رها کرده است و مردم ایران در تابستان داغ، با ساعتها قطعی آب و برق و گاز مواجهند. تورم بیداد می‌کند، و چرخه کسب و کار مختل است. مسئول و مقصر این وضعیت شخص علی خامنه‌ای است. اوست که وطن‌ ما را گام‌به‌گام به این نقطه کشاند، و امروز چون همیشه از زیر بار مسئولیت فرار کرده و تقصیر را به گردن زیردستانش انداخته است. اختلافات و دودستگی‌ها در ساختار قدرت جمهوری اسلامی به بالاترین حد خود رسیده است. مقامات ارشد این رژیم بدون کمترین حمایت مردمی، به توطئه علیه یکدیگر مشغولند و در ارائه خود به عنوان آلترناتیو خامنه‌ای از طریق واسطه‌ها به قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی از هم سبقت می‌گیرند. هم‌میهنانم، ما ملت ایران جنگ‌طلب نیستیم و هرگز برای ایران‌ و منطقه‌مان جنگ نخواستیم. جنگ‌طلب علی خامنه‌ای و رژیم تحت امرش است. من سالها هشدار داده بودم که اگر جمهوری اسلامی باقی بماند، اگر مماشات با آن تداوم پیدا کند، و اگر جهان به باج‌گیری‌های آن تن دهد، این رژیم سرانجام ایران و منطقه را به جنگ و درگیری نظامی می‌کشاند. نگرانی‌های من متاسفانه به واقعیت پیوست. اکنون اما لحظه‌ای تاریخی فرا رسیده است. جمهوری اسلامی بیش از هر زمان دیگری در این ۴۶ سال، ضعیف و متزلزل شده است؛ و فرصتی بی‌نظیر برای مردم ایران فراهم شده تا این رژیم ضدایرانی را سرنگون کنند. وظیفه هر ایرانی میهن‌پرستی، تلاش صدچندان برای نجات مام میهن است. وظیفه ما این است که متحدتر، مصمم‌تر و منظم‌تر از همیشه باشیم. امروز جای اما و اگر نیست: زمان کنار ایستادن و وسط‌بازی کردن، چنانکه نه سیخ بسوزد و نه کباب، نیست. امروز صحنه روشن است: در یک سو جمهوری اسلامی و حامیان ریز و درشتش قرار دارند که چهارنعل ایران ما را به سوی وحشتناک‌ترین بخش‌های دوزخ می‌برند و در سوی دیگر دروازه‌ای‌ست به سوی نور، و آباد کردن دوباره پردیس ایران. ما،‌ یعنی اکثریت ملت بزرگ ایران، برای نجات مام میهن به میدان آمده‌ایم. سقوط این رژیم قطعی‌ست. ما آمده‌ایم که اجازه ندهیم این رژیم همراه خود، ایران و ملت بزرگ ما را نیز به ورطه نیستی بکشاند. رهایی ایران از جمهوری اسلامی و استقرار یک دولت ملی و دموکراتیک در ایران، صلح پایدار را نیز به منطقه ما می‌آورد. در این مرحله انقلاب ملی و در دوران گذار، هدف من این است که ایرانیان بتوانند در یک‌ بازه کوتاه‌مدت و از طریق انتخابات آزاد، زمام‌ امور را به دست دولت منتخب خود بسپارند. من چنانکه بارها گفته‌ام به دنبال پست و مقام سیاسی نیستم؛ بلکه می‌خواهم برای آنها که در پی خدمت به ملت و بازگرداندن شکوه از دست رفته ایران هستند، فضا و‌ ساختاری فراهم کنم تا بتوانند خود و‌ برنامه‌های‌شان را در یک فرایند دموکراتیک به رای ملت بگذارند. من ۴۵ سال است که نه برای منفعت شخصی و قدرت، که برای نجات ایران مبارزه کرده‌ام، و برای رسیدن به اهداف‌مان، برنامه دارم: هم برای باز پس گرفتن ایران از این رژیم ضحاکی، و هم برای دوباره ساختن آن سرزمینِ اهورایی. پنج ماه پیش در نشست نخست مونیخ، سازمان‌ها و احزاب ایرانگرا گرد هم آمدند و متعهد به همکاری در چارچوب اصولی دوازده‌گانه بر اساس یک برنامه پنج‌گانه شدند. من در پیام نوروزی خود نیز امسال را سال سازماندهی برای اقدام نهایی نامیدم. امروز در نشست دوم مونیخ که شرکت‌کنندگان نه فقط احزاب و گروه‌های سیاسی که ایرانیان از همه اقشار جامعه هستند، گزارشی از پیشرفت آن برنامه را به ملت ایران ارائه می‌دهم. پنج ستون استراتٰژی مورد توافق ما چنین بودند: - فشار حداکثری بر جمهوری اسلامی - حمایت حداکثری از ملت ایران - ریزش حداکثری از رژیم - بسیج و سازماندهی حداکثری مبارزان در داخل و خارج - ارائه برنامه‌ای برای شکوفایی ایران در فردای سقوط جمهوری اسلامی در حوزه فشار حداکثری، جمهوری اسلامی امروز در دشوارترین و منزوی‌ترین وضع خود قرار دارد. از یک‌سو، فشار خارجی بی‌سابقه‌ای بر آن وارد شده است و از سوی دیگر، ناتوانی از تامین نیازهای ابتدایی مردم، این رژیم را با فشارهای همه‌جانبه داخلی به‌ویژه در حوزه معیشت و اقتصاد روبرو کرده است. در حوزه حمایت حداکثری، امروز، آمادگی دولتها و احزاب و شخصیت‌ها برای حمایت از ملت ایران و مبارزه‌شان رو به افزایش است. در دیدارها و گفتگوهای عمومی و خصوصی با سیاستمداران، تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیران، کارآفرینان، و رسانه‌ها، نه تنها بر تداوم این فشارها بر رژیم و حمایت از ملت ایران تاکید کرده‌ام بلکه برای آن، راه‌حل‌های اجرایی را نیز پیشنهاد داده و عملی شدن آنها را پیگیری کرده‌ام و خواهم کرد. خوشحالم به شما بگویم که امروز گروه‌هایی که در چارچوب فراهم شده در نشست نخست مونیخ گرد هم آمدند، در دو حوزه اعمال فشار حداکثری بر رژیم و جلب حمایت حداکثری از مبارزه مردم ایران، در همراهی با یکدیگر بسیار بابرنامه‌تر، فعال‌تر و موثرتر از پیش عمل می‌کنند. در حوزه ریزش حداکثری پیشرفتهای بسیار خوبی انجام شده است و فعالیتها در دو حوزه ریزش عمومی که از طریق پلتفرم همکاری ملی انجام می‌پذیرد و ریزش مقامات عالیرتبه، با دقت، امنیت، و جدیت در حال انجام است. امروز به لطف این فعالیتهای هدفمند، ما به ساختار درونی حکومت اشراف بیشتری داریم. همچنین در درون این ساختار با نیروهایی در ارتباط هستیم که فرایند سقوط جمهوری اسلامی را تسریع می‌کنند. و البته هم‌زمان، پایگاه بزرگی از داده را در اختیار داریم که به صورت دائمی و با حفظ امنیت کامل، در حال پایش و پیرایش است. این پایگاه داده برای اداره فرایند گذار نقش مهمی بازی خواهد کرد. به دلیل موفق و موثر بودن کارزار همکاری ملی است، که رژیم به وحشت افتاده و در هراس از پیوستن روزافزون نیروهای نظامی، انتظامی، امنیتی و دولتی به آن، به دروغ‌پراکنی و تخریب روی آورده است. در حوزه سازماندهی حداکثری مبارزان، این همایش و برنامه‌های دیگری که تنها در یک هفته گذشته در شهرهای مختلف کشور آلمان، به‌ویژه در هامبورگ و مونیخ برگزار شده، خود نمونه‌ای از تلاشهای من و تیم اجرایی همراهم برای بسیج ایرانیان خارج کشور است. خوشحالم به شما اطلاع بدهم که در همین پنج ماه گذشته شمار گروه‌هایی که در چارچوب همگرایی مونیخ با یکدیگر همکاری می‌کنند، حدودا سه‌برابر شده است. این گروه‌ها در ماه‌هایی که گذشت تلاش‌های جدی را برای بسیج و سازماندهی نیروها در خارج و داخل انجام داده‌اند که در همایش امروز، تنها گزیده‌هایی از آن به اطلاع شما رسید؛ که البته در خصوص آنچه داخل کشور انجام می‌گیرد، کمتر می‌توان وارد جزئیات شد. اما به طور کلی باید گفت که انتظار ملت بزرگ ایران، تداوم و افزایش شتاب این فعالیت‌ها است. در حوزه تدوین برنامه و ارائه چشم‌انداز دوباره ساختن کشور، پروژه شکوفایی ایران در ماه‌های اخیر گام‌های بسیار بلندی برداشته است که به سمع و نظر شما رسیده است. توصیه من این است که پیشنهادهای خود برای بهبود این برنامه‌ها را با دست‌اندرکاران آن در میان بگذارید، تخصص خود را در اختیار این پروژه قرار دهید، و درباره راه حل‌های ارائه‌ شده با حلقه اطرافیان و آشنایان خود گفتگو کنید. از گروهها و احزاب سیاسی می‌خواهم که حول کلیت برنامه‌های دوران گذار گرد هم بیایند تا بتوانیم به جامعه ایران و جامعه بین‌الملل این اطمینان را بدهیم که ایران پس از جمهوری اسلامی، ایرانی باثبات، آزاد،‌ امن، ‌و شکوفا خواهد بود. جمهوری اسلامی امروز در سراشیبی سقوط است اما ما ایرانیان خودمان باید سرنوشت ایران را تعیین کنیم. به هر میزان که ما در این زمینه کم‌کاری کنیم، دیگرانی که لزوما منافع‌شان با منافع ملت بزرگ ایران یکی نیست، فرصت نقش‌آفرینی بیشتر خواهند داشت. در همین راستا، در هفته‌های آینده از وبسایت کمپینی رونمایی خواهیم کرد که هم‌چون شاهراهی برای جذب نیروها، ثبت ایده‌ها، گزارش رویدادها، ارائه برنامه‌ها، سازماندهی مبارزان، و گردآوری کمکهای مالی خواهد بود. من از همه شما دعوت می‌کنم که آماده فعالیت در این کمپین سراسری باشید. من هم‌چنان نقش خود را ایفا می‌کنم. از شما نیز انتظار دارم که نقش خود را ایفا کنید: اختلافات جزئی را کنار بگذارید. از هرگونه درگیری با یکدیگر بپرهیزید و تنها با دشمن مشترک مبارزه کنید. هواداران خود را بسیج کنید و در کنار من و در کنار یکدیگر، برای آرمانی والا بایستید: نجات ایران. در برنامه دولت انتقالی برای دوران اضطرار، برنامه گذار سیاسی، از پیش از سقوط جمهوری اسلامی تا تحویل گرفتن امور به دست نخستین دولت منتخب را به منظور بررسی متخصصان، سازمان‌های سیاسی و نهادهای مدنی ارائه کرده‌ایم. در این برنامه، برای فاز کنونی، یعنی پیش از سقوط جمهوری اسلامی، دو نهاد کلیدی تشکیل می‌شود: تیم موقت اجرایی، و در کنار آن نهاد خیزش ملی که به عنوان یک نهاد مشورتی استراتژیک عمل خواهد کرد. چنانکه در طرح پیشنهادی ما آمده است، تیم موقت اجرایی پس از پیروزی انقلاب، و تشکیل دولت گذار، منحل خواهد شد؛ و نهاد خیزش ملی به عملکرد خود نه تنها به عنوان یک نهاد مشورتی بلکه به عنوان نهاد قانون‌گذاری موقت تا زمان تشکیل نخستین مجلس منتخب عمل خواهد کرد. من از همه کارشناسان و به‌ویژه حقوقدانان می‌خواهم که این برنامه پیشنهادی را بررسی کنند و نظرات کارشناسی خود را با ما در میان بگذارند. خامنه‌ای و رژیم شکست‌خورده‌اش، حالا که بیش از همیشه، سقوط را در مقابل چشمان خود می‌بینند، تهدیدهای خود را علیه من افزایش داده‌اند. من اما از همان روزی که این مبارزه را آغاز کردم، با این تهدیدها زندگی کرده‌ام و هرگز هراسی به دل راه نداده‌ام. شما زنان و مردان هم‌وطنم در شهرها و روستاهای سراسر ایران، کارگران، دانشجویان، بازاریان، جوانان و نوجوانان، بدانید که تهدیدها در عزم و اراده من برای به سرانجام رساندن ماموریت بزرگ زندگیم، خللی ایجاد نخواهد کرد. علی خامنه‌ای بداند که رژیمش متزلزل است، بیشتر اطرافیانش از او متنفرند، جمع زیادی از پاسدارانش منتظر فرصتند تا از کشتی در حال غرق شدن جمهوری اسلامی بگریزند،‌ و اکثریت قاطع ملت از او و رژیمش بیزارند. انتهای این مسیری که می‌رود مواجه شدن با انفجار خشم انباشته‌شده ملت است و عاقبت خوبی برایش نخواهد داشت. ما میهن‌دوستانِ آزادیخواه، از تبار و جنس این فرقه تبهکار نیستیم که در پشت‌بام‌ها اعدام‌های صحرایی به راه اندازیم. به او می‌گوییم که از این مسیرِ منتهی به خون و آتش باز گردد. بیش از این، مرگ و رنج را بر ملت بزرگ ایران و حتی حامیان خود تحمیل نکند. تعهد ما به برگزاری یک دادگاه منصفانه منطبق با استانداردهای بین‌المللی، شامل خامنه‌ای نیز می‌شود؛ آنچه خود او از ایرانیان دریغ کرده‌ است. ملت بزرگ ایران، پیروزی ما از هر زمان نزدیک‌تر است. به نیروی خود باور داشته باشیم. ما ملت متحد، آگاه و دلیری هستیم که این رژیم هرگز نتوانسته بر فرهنگ و تاریخ و تمدن ما پیروز شود. جمهوری اسلامی به زباله‌دان تاریخ می‌رود؛ و ایران و ملت ما، آزاد و سربلند، از این دوره سخت به سلامت عبور خواهد کرد. ما ملت کبیریم، ایران رو پس می‌گیریم! پاینده ایران،

Reza Pahlavi

863,592 Aufrufe • vor 1 Jahr