Video wird geladen...

Video konnte nicht geladen werden

Zur Startseite

روایت اولین امدادگری که پیکر شهید #سیدحسن_نصرالله را پیدا کرد پیکر شهدا هیچ آسیبی ندیده بود حاج ابوالفضل در کنار ایشون بود سید در راهرو و بقیه در اتاق و بقیه جاها بودن وقتی سید رو دیدم دست کشیدم به صورت مبارکشون ، دستشون رو گرفتم ، سید انگشترشون...

98,308 Aufrufe • vor 1 Jahr •via X (Twitter)

10 Kommentare

Profilbild von lolivash
lolivashvor 1 Jahr

کص مادر دروغگو قبوله؟

Profilbild von وینچنزو
وینچنزوvor 1 Jahr

وقتی تو عصر ارتباطات که کوچکترین حرکت افراد زیر ذره بینه این حجم از جفنگیاتو توییت میکنین ، ببین در مورد ۱۴۰۰ سال پیش چقدر دروغ به خورد ملت دادین

Profilbild von الهام خطیبی🇮🇷
الهام خطیبی🇮🇷vor 1 Jahr

@GhasemloMilad سلام بر شهید راه حق سید حسن نصرالله💔

Profilbild von کاپتاگون
کاپتاگونvor 1 Jahr

مثل سگ مرد

Profilbild von 🇮🇷حمید🏴🏴🏴🏴🏴
🇮🇷حمید🏴🏴🏴🏴🏴vor 1 Jahr

هزاران لعنت به کسی که مکان سید حسن نصرالله رو لو داد خیلی دلم میخواد بدونم کی بوده

Profilbild von Kambiz Ghafouri
Kambiz Ghafourivor 1 Jahr

پند و هشدار به این امدادگر: بی‌اجازه به بدن هیچ‌کس دست نزنید! !

Profilbild von Ben 🤲 برادر (امام) بن
Ben 🤲 برادر (امام) بنvor 1 Jahr

برو لکاته. کس ننه، با سنگر شکن زدن مادرش رو گاییدن. اونوقت هیچ آسیبی ندیده؟ 😂😂😂😂

Profilbild von کتایون
کتایونvor 1 Jahr

😂😂 پخته بود

Profilbild von سرباز شاه
سرباز شاهvor 1 Jahr

این روایات دروغ از حادثه کربلا هم همینجوری نوشته شد و تبدیل به سند معتبر شد

Profilbild von 🇮🇷🇵🇸Zeynab313
🇮🇷🇵🇸Zeynab313vor 1 Jahr

ای بمیرم😭 خاک بر سر دنیا که آدم‌های خوبی مثل شهید حسن نصرالله رو دیگه نداره... این خون بی اثر نخواهد بود

Ähnliche Videos

سخنان دیشب حسین رزاق در کلاب هاوس جنجالی شد. آنچه ایشان دیشب گفتند در این فضا قابل دسترس است. بخشی از اتاق دیشب، گفتگو (مجادله) من با ایشان بود که اینجا به اشتراک می‌گذارم با سرعت ۱.۲۵ x. رزاق با استناد به اتاق کلاب هاوسی‌ای که در ۱۹ دی در کلاب «راه‌سه» برگزار شد گفت، من آمدم به شما گفتم که آمار کشته‌شدگان در شب ۱۸ دی را دارم. دیشب هم گفتند که من آمار گرفته بودم از سه بیمارستان و از «نظام پزشکی هم چک کردم». ما در آن اتاق به آنچه گفته بودند تشکیک کردیم و گفتیم آمار شما باید راستی آزمایی شود و آمار را همینگونه نمی‌شود راجع به مرگ افراد منتشر کرد. در نهایت ایشون ما رو متهم کرد به اینکه باعث کشتار شدیم. از Farzad Seifikaran اسم آورده شد و گفته شد که ایشون داده‌های رزاق را مورد راستی آزمایی قرار داده و خبر کشته شدن ۲۰۰ نفر را در بی‌بی‌سی منتشر کرده است. این موضوعی بود که در تماس با جناب صیفی‌کاران، ایشون رد کردن و گفتند که منابع آقای رزاق قابل راستی آزمایی نبود و هیچ‌چیز به نقل از ایشان منتشر نشده است. جنجالی‌ترین بخش صحبت ایشون در مورد خشونت آمیز بودن اعتراضات دی‌ماه بود. ایشون گفتند که مردم کوکتیل مولوتوف استفاده کرده و با این کار شهرهایی سقوط کرده‌اند. اما هیچ داده‌ای مبنی بر اینکه چه کسی کوکتیل مولوتوف پرتاب کرده آیا از مردم عادی بودند یا از میان نیروهای جمهوری اسلامی، آیا همه شهرهایی که سقوط کردند اینگونه سقوط کرده‌اند یا نه ارايه نکردند. در واقع عملا گفتند که خشونت از سوی مردمی انجا مشده است که با خانواده برای اعتراض به خیابان آمده بودند. در این فایل صدای Masoud Safiri و Pedram Farhadi را نیز می‌شنوید.

Ata Tabriz

60,142 Aufrufe • vor 5 Monaten

تصاویری از لحظه تحویل گرفتن پیکر جاویدنام نوشین برادران کرمانی توسط خانواده‌اش در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده که آخرین درددل‌های مادرش با او را نشان می‌دهد؛ جایی که او از دختر ۳۶ ساله‌اش قول می‌گیرد که به خواب اقوامی که دلشان برای او تنگ شده برود و به آن‌ها سر بزند. نوشین برادران کرمانی، اهل تربت حیدریه و ساکن تهران بود. او در ۱۸ دی‌ماه در حوالی تقاطع خیابان خوش و خیابان بوستان سعدی، به ضرب گلوله نیروهای سرکوب به قتل رسید. پیش از این، تصویر دردناک صورت خونین پیکر او، که از ناحیه سر مورد اصابت گلوله قرار گرفته بود، در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده بود. نیروهای حکومتی، برای تحویل پیکر این جاویدنام، شرط«خاکسپاری خصوصی» تعیین کردند و صداوسیما نیز در برنامه بیست و سی با همسر او، مصاحبه کرد و او را مجبور به تکرار دروغ‌های حکومتی کردند. مادر جاویدنام نوشین برادران، در تربت حیدریه قصد داشت مراسم چهلم را در مسجد برگزار کند اما نیروهای حکومتی در مسجد را بسته و اجازه برگزاری مراسم را ندادند. او مراسم چهلم را بر مزار دخترش برگزار کرد.

independentpersian

30,701 Aufrufe • vor 7 Monaten

احمد خدایی، همسر جاویدنام صالحه اکبری، در روزهای اخیر به شدت تحت فشار بود. چند بار احضار و تهیدید شده بود و گفته بودند که نباید در مورد همسرت استوری بگذاری، نباید بگویی که او را کشتند و تو شاهد قتل او بودی... چندین نفر از جاهای مختلف با او در تماس بودند. تلاش می‌کردند که به او امید بدهند. تلاش می‌کردند که او را به مشاور و روان‌شناس وصل کنند، اما احمد می‌گفت هیچ تمایلی به صحبت با مشاور ندارد و تنها خواسته‌ او این بود که صدای مظلومیت همسرش شنیده شود. از ۶ اسفند با احمد در تماس بودم، هر خواسته‌ای داشت، انجام دادم. گفت درباره همسرم استوری بذار، گذاشتم، گفت فلان ویدیو که تصاویر همسرم است، منتشر کن. داستان نحوه کشته شدن صالحه را تعریف کرد، منتشر کردم. در اسپیس صحبت کردم و گفتم قصد خودکشی دارد. در استوری‌های اینستاگرام او را معرفی کردم، خیلی از مردم با او صحبت می‌کردند. با اشکان خطیبی هم صحبت کرده بود. با ادمین مسیح علی‌نژاد هم داستانش را در میان گذاشته بود و او هم منتشر کرده بود. قطع اینترنت باعث شده بود مدتی ارتباطمان کم شود. می‌دانم با عزیزان زیادی حرف می‌زد و داستان عشق خود و صالحه را بازگو می‌کرد. اخیرا به اراک رفته بود، سر مزار همسرش، در آنجا بازداشت شد و برایش پرونده‌سازی شد. همین روزها احضار شده بود که به اراک به دادسرا برود، اما گفته بود که نمیروم. خانواده صالحه بسیجی بودند و قتل دخترشان را «خودکشی» اعلام کرده بودند، علاوه بر این تلاش می‌کردند که خانه احمد را هم تصاحب کنند. احمد دخترش (دختری که از ازدواج قبلی‌اش داشت) را نزد پدر و مادرش گذاشته بود. می‌گفت هر بار به دیدن دخترش می‌رود، دخترش از صالحه می‌پرسد و حالش بد می‌شود. ویدیو و تصاویری از احمد نزد ما و احتمالا افرادی دیگر محفوظ و موجود است و به زودی منتشر می‌شود. وقتی که اقدام به خودکشی کرد، استوری و پست گذاشت و اعلام کرد. افرادی با اورژانس اردبیل تماس گرفتند، اما وقتی که اورژانس رفت، کار از کار گذشته بود و احمد رفته بود ... جاویدنام صالحه اکبری، تکنسین اتاق عمل بود، که با شلیک مستقیم به قلب در برابر چشمان همسرش کشته شد در روزهای پر شور دی ماه خونین ۱۴۰۴ زمانی که هنوز اینترنت قطع نشده بود، احمد خدایی، کوهنورد و مربی شناخته‌شده اردبیلی، در صفحه اینستاگرام خود از افرادی که در جریان اعتراضات آسیب دیده بودند خواست در صورت نیاز به خدمات درمانی و نگرانی از مراجعه به مراکز رسمی، با او تماس بگیرند. همسر احمد خدایی، صالحه اکبری، تکنسین اتاق عمل بود و یک اتاق خانه‌ کوچکشان را به خارج کردن ساچمه‌ها و پانسمان مجروحان اختصاص داده بودند. آن‌ها تازه ازدواج کرده بودند، خانه‌شان بوی زندگی می‌داد، احمد از ازدواج قبلی‌اش دختری داشت که با صالحه رابطه خیلی خوبی داشت. چند روز بعد، شب ۲۲ دی‌ماه و حوالی ساعت ۱۰، مأموران امنیتی به منزل این زوج مراجعه کردند. هدف، بازداشت احمد خدایی عنوان شده بود، اما در زمان ورود مأموران، او در خانه حضور نداشت و برای خرید لوازم پانسمان و دارو به خارج از خانه رفته بود. مأموران در داخل منزل منتظر ماندند تا او بازگردد. با بازگشت احمد خدایی، در بدو ورود به آپارتمان، ناگهان با حمله مأموران مواجه شد. او در برابر چشمان همسرش با شوکر، مشت و لگد مورد ضرب‌وشتم قرار گرفت. در این میان، صالحه اکبری، که او هم مثل همسرش کوهنورد بود، برای دفاع از همسرش با کلنگ کوهنوردی به سمت مأموران رفت. در همان لحظه، یکی از مأموران با سلاحی مجهز به صداخفه‌کن به قلب او شلیک کرد. گلوله از بدنش عبور کرد و او در همان محل جان باخت. ماموران اسلحه روی سر احمد می‌گذارند و می‌گویند یا خودت و دخترت را می‌کشیم، یا باید سناریوی ما را اعلام کنی. پس از این واقعه، پیکر او از خانه خارج شد و احمد خدایی نیز بازداشت و برای یازده روز در بازداشت نگه داشته شد. در زمان بازداشت احمد، ماموران با رئیس فدراسیون کوهنوردی تماس گرفتند، احمد پشت تلفن به ناچار سناریوی سقوط از کوه را گفت، ولی عمدا منطقه‌ای را اعلام کرد که غیرممکن است که کسی از آنجا سقوط کند و بدین وسیله به رئیس فدراسیون که نسبت به دانش کوهنوردی حرفه‌ای احمد اطلاع داشت، پیام‌ داد که جریان چیز دیگری است. خانواده صالحه و به خصوص پدر او، که طرفدار حکومت است، روایتی دروغ مبنی بر خودکشی دخترش را بیان کردند. پس از آزادی، احمد خدایی با تهدیدهایی مواجه شد تا سکوت کند. پیکر همسرش را در اطراف اراک به خاک سپردند(صالحه اصالتا اراکی بود). احمد در خانه‌اش با خاک مزار همسرش مکانی برای سوگواری درست کرده و در تنهایی از غم هجران همسرش اشک می‌ریخت و از قصدش برای پیوستن به صالحه می‌گفت.

Javad Tavvaf

98,063 Aufrufe • vor 5 Monaten

حسین مصطفوی، معروف به Mr Most سالهاست که در تورنتوی کانادا زندگی می‌کنه، شرکت Real Estate داشت و حدوداً ۳۵ تا خونه در تورنتو و بیشتر در محدوده‌ی یانگ و فینچ تا یانگ و شپرد، به اسمش هست. احتمالاً خیلی از کسایی که توی تورنتو زندگی می‌کنن تابلوهاشو دیدن. ولی مدتیه که پرونده‌ی خونه‌هاش یکی‌ یکی داره میره دادگاه و تا الان هم حداقل سه تا از خونه‌هاشو از دست داده. دلیلش هم این بوده که وام‌های بانکی مربوط به اون املاک پرداخت نشده و بانک‌ها و موسسات مالی مجبور شدن برای گرفتن پولشون برن دادگاه. احتمالاً این روند ادامه خواهد داشت و ایشون به احتمال زیاد، املاک بیشتری رو در آینده‌ی نه چندان دور از دست خواهد داد. چند سال پیش هم Real Estate License رو از دست داد. ماجرا هم مربوط به حساب Trust شرکت Real Estate بود، همون حسابی که پول معامله‌ی خریدار و فروشنده موقتاً اونجا نگهداری میشه و باید در موعد مقرر به طرف مربوطه پرداخت بشه. طبق پرونده‌ای که درباره‌ش مطرح شده بود، پول در موعد مقرر پرداخت نشد، ازش شکایت شد و در نهایت License رو از دست داد. حالا چیزی که همیشه برای من سئوال بود اینه که چطوری میشه یه آدم با این همه خونه و ملک، دونه‌دونه اینا رو از دست بده؟! واقعاً از دست دادن این همه ملک خودش یه هنری می‌خواد که کار هر کسی نیست. حتی به نقل از یکی از دوستانی که سازنده‌ی ملک در تورنتو هست، حسین مصطفوی بهش گفته بود که احتمالاً تا آخر سال به ایران برخواهد گشت. از طرف دیگه، ایشون برای مراسم چال کردن لاشه‌ی #موشعلی (#درمانده) به ایران رفته بوده و در این مراسم شرکت کرده، همون‌طور که توی این ویدئو هم می‌بینید. حالا تازه متوجه میشم که چجوری اون همه پول و سرمایه داره از بین میره و چرا می‌خواد به ایران برگرده.

 Amir 𓃬☼

33,856 Aufrufe • vor 6 Tagen

چرا فدرالیسم نه!؟ در این گفتگو به‌گونه فشرده‌ای بی‌ربط بودن فدرالیسم را به ایران و اینکه پاسخی به هیچکدام از پرسش‌ها و دردهای ما نیست؛ نشان دادم. سال‌ها پیش، از جمله اوایل دهه ۱۳۸۰، فدرالیسم آنهم در ریخت قومی ، به‌گونه‌ای طرح شده بود که گویی شرط ضروری دموکراسی‌ست و درافتادن و مخالفت کردن با آن، دشمنی با آزادی ‌دموکراسی و توسعه، وانمود می‌شد. در آن سالها، ایران بلحاظ علمی در اینباره فقیر، بی‌مایه و تنک بود. کوشیدیم چنین پندار نادرستی را از بین ببریم و پیشتاز این گفتگوها در ایران بودیم. این پندار نادرست یعنی همینکه فدرالیسم شرط ضروری آزادی و‌توسعه‌ست، در نزد اپوزیسیون مقام ارجمندی داشت. آن‌هنگام که نشست‌هایی برای برپایی شورای ملی ایران، برگزار می‌شد گفتگو درباره فدرالیسم داغ‌تر شد. فدرالیسم در پیش‌نویس آمده بود و کسانی از نیروهای ملی در خارج از کشور با آن به مخالفت برخاسته بودند. ما هم در داخل مخالفت کردیم. سفر حزبی به خوزستان کردم و در نشستی که در دفتر شادروان ابراهیم میرانی برپا شده بودم دلایل مخالفت‌مان را باز کردم. این نخستین سفر و سخنرانی‌ام در خوزستان بود. در پی ایستادگی نیروهای ملی در بیرون و داخل، فدرالیسم از منشور آن شورا پاک شد. از کسانی که با نوشتن کتاب، مقاله و مصاحبه به روشن شدن موضوع یاری رساند و نوری درخشان بر آن میدان تاباند استاد ارجمند خوبروی پاک بود. کتاب‌هایش را یکی از دوستان انتشاراتی، چاپ-پخش کرد و ما آنرا به دیگران شناسانده و پخش می‌کردیم.

حجت کلاشی

76,571 Aufrufe • vor 3 Jahren