正在加载视频...

视频加载失败

روایت مادر جاویدنام معین عباسپور: تا صبح کنار جنازه پسرم نشستم تا بتونم پسرمو تحویل بگیرم ببرم ایلام +چه بر سر مادران این سرزمین اوردید حرومزاده‌ها 💔 #معین_عباسپور

10,865 次观看 • 1 个月前 •via X (Twitter)

0 条评论

暂无评论

原始帖子的评论将显示在这里

相关视频

ویدیویی به دست ایران‌وایر رسیده، که لحظه تحویل پیکر فائزه مستعان به پدرش را در پارکینگ یک ساختمان مسکونی در فردیس کرج نشان می‌دهد. در این تصاویر، پدر با صدا زدن دخترش می‌گوید: «فائزه بابا، اشکت اومده.» این پدرش سوگوار به افرادی که کنار پیکر فائزه هستند می‌گوید: «این(فائزه) از هشتگرد اومده تا اینجا. ببرمش پهلوی خانواده.» در بخشی از این ویدیو، فردی در پاسخ به پرسش حاضران درباره نحوه پیدا شدن پدر فائزه می‌گوید تلفن همراه او(فائزه) زنگ خورده بود. ویدیو مربوط به شامگاه ۱۸ دی است. فائزه مستعان، متولد مهر ۱۳۸۴، در جریان اعتراضات ۱۸ دی‌ماه در فردیس کرج بر اثر اصابت گلوله به سینه کشته شد. بنا بر روایت شاهدان، پس از قطع تماس با او، خانواده‌اش در همان منطقه به جست‌وجو پرداختند و در نهایت پیکرش توسط یکی از معترضان به خانواده تحویل داده شد. به گفته نزدیکان، پیکر فائزه تا حوالی ساعت ۶ صبح در آغوش مادرش بود و سپس برای کالبدشکافی منتقل شد. گزارش‌ها حاکی است که پیکر او حدود دو روز بعد به خانواده تحویل داده شد. مادر فائزه در جریان مراسم خاکسپاری دچار کما شد و مراسم بدون حضور او برگزار شد.

ایران وایر

20,391 次观看 • 8 个月前

سه سال است که جنبش جهل و تحجر، دروازه مکتب را به روی جنس من بسته است... حلیمه" نوشته: لینا روزبه حیدری وقت اذان و نیمه تاریک آسمان خواب از دو چشم شاد حلیمه پریده بود پیراهن زری حلیمه کنار او بر روی فرش تا دم صبح آرمیده بود در چشم های شاد حلیمه هوای درس امید صد نوشتۀ زیبا نهفته بود انگشت های کوچک او در پی قلم صد بار در میان هوا "ح " نوشته بود مادر برای رفتن او صد بهانه کرد می خواست تا حلیمه نباشد چو او خموش می خواست تا حلیمه نگردد اسیر درد می خواست تا حلیمه نگردد کنیز و گوش مادر کنار در به امیدی نشسته، گفت: من با توام، برو تو بیاموز و بازآ تو مثل من مباش که کنار هویت ات انگشت تاپه های سیاه ماندت بجا مادر سکوت کرد چو پدر دست او گرفت وانگه نوای سرد پدر خطبه این نمود: آری، برو برای دو سه روز و بعد از آن در خانه باش که خانه به تو بهترین نمود کار زنست خانه و کار زنست همین آویزه کن چو حلقه به گوشت طنین من! این درس و مکتب و سخن و هر چه نو شدست هرگز نبوده در سبق کیش و دین من! شادی ز روح شاد حلیمه پرید و رفت از رنگ شاد پیرهنش خسته میشود این فصل خوش همیشه برای حلیمه ها با حکم مرد های زمان بسته می شود!

Lina Rozbih

15,269 次观看 • 2 年前

🚨🦀 بیش از صدهزار کشته فقط در هیجده ساعت روایت تکان‌دهنده برادر جاویدنام مجتبی روستایی؛ «کمرم خم شده از بی‌براری» برادر جاویدنام مجتبی روستایی از روز ۱۸ دی ۱۴۰۴ و لحظه‌های هولناک جست‌وجوی پیکر برادرش نوشته است: «از ۱۸ دی به بعد دیگر آدم سابق نشدم و نخواهم شد. رفتم بیمارستان بعثت و تا صبح منتظر ماندم یکی داداشم را بیاورد. آخر سر فهمیدم مجتبی اولین نفری بوده که برده‌اند سردخانه. وقتی رفتم کهریزک، تک‌تک آمبولانس‌ها را نگاه می‌کردم و کاورها را باز می‌کردم تا پاره تنم را پیدا کنم. داخل کهریزک کولش کرده بودم و به خودم بسته بودم تا بتوانم در صف جنازه‌ها بایستم. به خدا هر شب یا یک شب در میان تمام آن بچه‌ها به خوابم می‌آیند. افسرده شدم، گوشه‌نشینم و اشکم خودبه‌خود جاری می‌شود. مجتبی به خوابم می‌آید و می‌گوید کمرت درد نگرفت من را گرفتی پشتت؟ نه برار، کمرم درد نگرفت؛ کمرم خم شده از بی‌براری... درد من اینه.» این فقط روایت یک برادر نیست؛ روایتی از زخمی است که جنایت علیه بشریت توسط رژیم تروریستی جمهوری اسلامی بر خانواده‌های ایران گذاشت. باید صدایش باشیم.

✡︎𝐋𝐢𝐯𝐞𝐈𝐫𝐚𝐧𝐍𝐞𝐰𝐬🇮🇷🇮🇱

42,366 次观看 • 25 天前

🚨جنایت علیه بشریت توسط رژیم تروریستی جمهوری اسلامی/افشاگری تکان‌دهنده از درون زندان وکیل‌آباد مشهد؛ بازداشتی ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ با شلیک مستقیم به سر در داخل زندان به قتل رسید و سپس با یک تماس کوتاه به مادرش گفتند «بیا جنازه بچه‌ت رو تحویل بگیر»/بر اساس فایل صوتی منتشرشده، این زندانی پیش از آن چندین بار با مادرش تماس داشته اما ناگهان خبر قتل او اعلام می‌شود؛ الگویی آشنا از کشتار در سکوت پشت دیوارهای زندان/شلیک به سر یک بازداشتی در محیط بسته زندان، نشانه حذف فیزیکی عامدانه و بخشی از سیاست ارعاب سیستماتیک پس از خیزش دی‌ماه است/این پرونده در کنار گزارش‌های متعدد از شکنجه تا مرگ، اعدام‌های پنهانی و ناپدیدسازی قهری، تصویری روشن از سازوکار مرگ در زندان‌های رژیم تروریستی جمهوری اسلامی ارائه می‌دهد/مسئولیت مستقیم این جنایت علیه بشریت بر عهده این رژیم است و این سند در حافظه تاریخ و مسیر دادخواهی ملت ایران ثبت خواهد شد.

🇮🇷LiveIranNews🇮🇱

29,315 次观看 • 7 个月前

«خامنه‌ای الان حکومت کن»، این فریاد مادر جاویدنام دانیال دیانی بر سر مزار فرزندش است. دانیال دیانی، دانشجوی رشته حقوق دانشگاه رازی کرمانشاه و اهل کرمان بود، روز پنجشنبه ۱۸ دی‌ماه توسط عوامل جمهوری اسلامی در زادگاهش به قتل رسید. او که در اعتراضات کرمان شرکت کرده بود، هدف گلوله بسیجیان قرار گرفت و از بین ما رفت. این دانشجوی ۲۴ ساله روز شنبه ۲۰ دی‌‌ماه در کرمان به خاک سپرده شد. در خاکسپاری وی مادر او با در دست داشتن عکسش خطاب به خامنه‌ای فریاد زد: «خامنه‌ای، حالا حکومت کن، حالا روی خون بچه‌های ما حکومت کن. خامنه‌ای چطور این صدا را می‌شنوی و بر خود نمی‌لرزی. چطور فکر می‌کنی با اینهمه جوانی که کشتی می‌توانی برای خودت و حکومت نحس و کثیفت، عمر دوباره بخری؟ سقوط خواهی کرد به شکلی که تا سالهای سال خودت و رسمت با لعن و نفرین مردم این سرزمین همراه خواهد بود.» #دانیال_دیانی #کرمان #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_عليه_بشريت #انقلاب_۱۴۰۴

توانا Tavaana

73,439 次观看 • 8 个月前

نه می‌بخشیم نه فراموش می‌کنیم قتل ژینای جوان به دست جنایتکاران خامنەای ایران را لرزاند و جهان بە یکبارە شاهد یک قیام مردمی علیە جمهوری اسلامی شد. ترس رژیم تهران از اتحاد مردم، حتی مرزها را درنوردید. سپاه پاسداران، همچون همیشه، با جنایتی آشکار به اردوگاه‌های پناهجویان در اقلیم کردستان حمله کرد؛ جایی که بی‌گناهان، مبارزان و نجایت‌یافتەگان از کشتار و سرکوب بار دیگر هدف قرار گرفتند. در آن روزها، بیش از هر زمان دیگری تلاش کردم صدای اعتراضات را بازتاب دهم؛ چه آنچه در خیابان‌های ایران می‌گذشت و چه آنچه در آن سوی مرز بر سر مادران باردار و کودکان دبستانی در کردستان عراق آمد. اما، اما مبارزه ما هرگز متوقف نشد. در اروپا نیز روایت مستند و شفاف از جنایات جمهوری اسلامی را ادامه میدهم. از لحظه‌ی زلزله‌ی قتل ژینا تا روزی که جایزه‌ی ساخاروف به جنبش «#ژن_ژیان_ئازادی » اهدا شد، و این مسیر طولانی ریشە در یک مبارزە دیرینە علیە استبداد است. برای حقیقت، برای عدالت و آزادی… تا سقوط جمهوری اسلامی. #مرگ_بر_جمهوری_اسلامی

Truske Sadeghi | تروسکە صادقی

12,143 次观看 • 1 年前

درد دل دردناک یکی از اعضای خانواده جاویدنام حامد دلدار این اشک‌های مادر من است… مادری که فقط دلش برای پسرش تنگ شده بود؛ و هست. مادری که می‌خواست برود سر مزار پسرش، کنارش بنشیند، چند لحظه با او خلوت کند و دلتنگی‌اش را با سنگ مزارش قسمت کند. اما خانوادهٔ مزار بغلی حامد و مردان محلهٔ آقاسید یعقوب به مادرم حمله کردند و او را زدند. دست روی مادری بلند کردند که خودش ماه‌هاست داغِ فرزندش را به دوش می‌کشد. واقعاً چطور توانستید دست روی یک مادر بزنید؟ کجای این کار نشانی از انسانیت و غیرت داشت؟ این اشک‌ها را خوب ببینید… این اشک‌های یک مادر داغدار است. اشکی که شاید از چشم بیفتد، اما آهِ مادری که دلش شکسته، به این سادگی از زمین و زمان نمی‌گذرد. مادرم فقط می‌خواست برود پیش پسرش بنشیند… همین. و حالا دیگر نمی‌تواند برود پیش حامد، چون مردان محلهٔ آقاسید یعقوب و خانوادهٔ مزار بغلی حامد به او حمله می‌کنند. امروز، به جای اینکه کنار مزار فرزندش آرام بگیرد، با تنِ کبود و چشم‌های اشک‌آلود برگشته است. این تصویر را می‌گذارم تا همه ببینند با یک مادر چه کردید. با مادری که فقط دلش برای پسرش تنگ شده بود. #حامددلدار 🥀🖤

SherlockReturns👑

11,090 次观看 • 18 天前

سیاوش تا لحظه آخر امید داشت کمک ترامپ از راه برسد سیاوش شیرزاد، ۳۸ ساله، اهل بوکان بود. با شروع خیزش انقلابی، طاقت نیاورد. می‌خواست به سیل جمعیت بپیوندد. خانواده‌اش گفتند: «نرو، خطرناک است» اما پاسخ قاطعی داد: «این جشن انقلاب است. می‌روم. ترامپ گفته از ما حمایت می‌کند. می‌روم» در ویدیوها پیداست: جمعی از جوانان، دور آتشی، به کردی می‌رقصند؛ میدان پونک تهران. یکی از آن‌ها که دستمالی در دست دارد و می‌رقصد، سیاوش است. دقایقی پیش از این صحنه، اتفاق دیگری افتاده بود: آتش زدن پلاکارد عکس قاسم سلیمانی. در حالی که جوانان می‌رقصند، از فاصله ۵ و ۱۰ متری، با گلوله جنگی آن‌ها را به رگبار می‌بندند. درجا، ۲۲ جوانی که در حال رقص کردی بودند به رگبار بسته می‌شوند. ساعت ۳ بامداد، مجروحان را با آمبولانس به بیمارستان الغدیر تهران می‌برند. آنجا می‌گویند: «جا نداریم.» این‌بار سیاوش را که هنوز زنده است به بیمارستان رسول اکرم منتقل می‌کنند. او تا ساعت ۲ بامداد جمعه زنده بوده، اما به‌دلیل عدم رسیدگی و از دست دادن خون زیاد، ساعت ۲ جان می‌سپارد. خانواده، ۴۸ ساعت تمام در جست‌وجوی او بودند. ساعت ۴، تلفن همراهش روشن می‌شود. یکی از خدمه بیمارستان به خانواده سیاوش زنگ می‌زند. می‌گوید: «پسرتان زنده است. بیایید.» خانواده از بوکان به تهران می‌آیند. اما وقتی می‌رسند، به آن‌ها می‌گویند: «سیاوش، نیم ساعت پیش جان سپرد» از خانواده پول زیادی می‌گیرند تا جسد را در سردخانه نشانشان بدهند. روز بعد، حکومت، جسد سیاوش را با آمبولانس به پزشکی قانونی کهریزک منتقل می‌کنند. آنجا خانواده با صحنه‌ای وحشتناک روبه‌رو می‌شود: پنج هزار جنازه. محیط پر از نیروهای امنیتی است. هیچ‌کس اجازه حرف زدن ندارد. همه اجساد شماره‌گذاری شده‌اند. شماره سیاوش: ۱۲۶۴۷. او را داخل یک کیسه انداخته بودند. می‌گویند: «فردا ساعت ۹ صبح به بهشت زهرا بروید. جسد را تحویل بگیرید، به شهرستان ببرید و دفن کنید.» خانواده ساعت ۷ صبح به بهشت زهرا می‌روند تا سیاوش را به بوکان ببرند. تا ساعت ۱۲، همه جنازه‌ها تحویل داده می‌شود؛ اما جنازه سیاوش را نه. می‌گویند: «پرونده شما فوق‌امنیتی است. چون بوکان و شهرهای کردستان هنوز شلوغ نشده، جنازه را تحویل نمی‌دهیم. مردم واکنش نشان می‌دهند» آن‌ها چه کرده بودند؟ ساعت ۵ صبح، خودشان جنازه سیاوش را به استانداری ارومیه منتقل کرده بودند. خانواده تا ساعت ۱ ظهر در تهران سرگردان می‌ماند. بعد راهی ارومیه می‌شوند. ساعت ۷ عصر می‌رسند. همان‌جا وزارت اطلاعات، پدر و برادر سیاوش را احضار و بازداشت می‌کند. فشار می‌آورند: «به شرطی جنازه را تحویل می‌دهیم که مردم نیایند و شلوغ نشود. در غیر این صورت، خودمان او را دفن می‌کنیم؛ در جایی که ۱۲ هزار گور دسته‌جمعی وجود دارد. آن‌وقت میان اجساد گم می‌شود و هرگز پیدایش نمی‌کنید.» خانواده ناچار می‌پذیرد. ساعت ۱۲:۳۰ شب، پدر سیاوش را به پادگان نظامی جلدیان ـ میان نقده و پیرانشهر ـ می‌برند. می‌گویند جسد آنجاست. پدر با فرماندار تماس می‌گیرد و تهدید می‌کند: «اگر جسد را تحویل ندهید، همه مردم را جلوی فرمانداری جمع می‌کنم.» تهدید مؤثر واقع می‌شود و قول تحویل می‌دهند؛ اما شرط دیگری می‌گذارند: «حق ندارید او را در بوکان دفن کنید. باید در روستایی، ۱۰ کیلومتر خارج از شهر، به خاک بسپارید.» پدر می‌گوید: «او را به روستای پدربزرگش می‌بریم؛ گردی قه‌بران». حدود ۵۰ خودروی نظامی، حامل حدود ۲۵۰ مأمور، جسد را تا روستا همراهی می‌کنند. هشدار می‌دهند: «اگر حتی یک شعار بدهید، جسد را با خودمان می‌بریم. حق فیلم‌برداری ندارید.» روستا شبیه منطقه جنگی شده بود. و لحظه آخر: خانواده، سیاوش را بوسیدند و با او وداع کردند. مادرش با صدایی رسا فریاد زد: «هیچ‌کس حق ندارد برای پسرم اشک بریزد و گریه کند. پسرم را تقدیم کردستان کردم.». اجازه سوگواری در خانه ندادند. فقط در مسجد اجازه برگزاری مراسم داشتند. روز اول، پنج هزار نفر آمدند. سرکوبگران تهدید کردند مسجد را می‌بندند. و خانواده گفت: «ما فرزندمان را تحویل گرفتیم. با او وداع کردیم. دیگر چیزی برای از دست دادن نداریم.» راوی که از نزدیکان سیاوش است همه اینها را با دقت و وسواس زیاد تعریف می‌کند. به اینجا که میرسد با صدای بلند گریه می‌کند: سیاوش می‌گفت: «این جشن انقلاب است. می‌روم. ترامپ گفته از ما حمایت می‌کند. می‌روم»

Saman Rasoulpour

147,519 次观看 • 8 个月前

هم‌میهنان عزیز، جمهوری اسلامی می‌کوشد صدای واقعی مردم ایران را در میان هیاهوی مراسم حکومتی برای یک جنایتکار بالفطره و یکی از منفورترین حاکمان تاریخ ایران پنهان کند. رژیمی فرسوده، پوسیده و رو به زوال، با نمایش‌های ساختگی، تبلیغات دروغین و هزینه‌های هنگفتی که از جیب مردم ایران غارت می‌شود، تلاش دارد تصویری جعلی از مشروعیت برای خود بسازد. اما حقیقت ایران جای دیگری ایستاده است؛ در کنار نام و یاد فرزندان دلاوری که با آگاهی، رشادت و فداکاری، در یکی از حساس‌ترین لحظات تاریخ این سرزمین، جان خود را در راه آزادی ایران فدا کردند. بیش از ۴۰ هزار جاویدنام دی‌ماه، با آگاهی از خطرهای پیش رو، قدم در این مسیر گذاشتند. آنان می‌دانستند شاید دیگر هرگز به خانه بازنگردند، اما در لحظه‌ای که ایران به آنان نیاز داشت، ایستادند. آنان بر خلاف مزدوران ضحاک، برای وعده‌های ناچیز و منافع شخصی به میدان نیامده بودند. آنها، شکوهمند، برای بازپس‌گیری ایران و هویت ملی‌مان برخاستند. آنان که از جنس زندگی، باور و نور بودند، در برابر تاریکی ایستادند تا نام ایران زنده بماند؛ و نام‌شان برای همیشه در تاریخ سرزمین ما ماندگار شد. آنان نشان دادند که عشق به میهن، از ترس مرگ نیرومندتر است. امروز شش ماه از آن روزها گذشته است، اما برای خانواده‌های شریف جاویدنامان، زمان همچنان در همان شب‌های دشوار متوقف مانده است؛ خانواده‌هایی که عزیز و گاه تنها نان‌آور خود را از دست داده‌اند؛ پدران و مادرانی که هر صبح با جای خالی فرزندشان چشم می‌گشایند؛ همسران، خواهران و برادرانی که در کنار رنج سوگ، فشار تهدید و سرکوب را نیز تحمل می‌کنند. این خانواده‌ها تنها صاحبان یک داغ نیستند؛ آنها نگهبان و امانت‌دار یاد و فداکاری دلیرترین فرزندان ایران هستند. مسئولیت همه ماست که اجازه ندهیم این بار سنگین را به تنهایی بر دوش بکشند. وظیفه ملی و میهنی ماست که بیش از پیش پشتیبان‌شان باشیم؛ به دیدارشان برویم، صدای آنان را بازتاب دهیم، یاد عزیزانشان را زنده نگه داریم و در حد توان خود، نگذاریم فشارهای روحی، تهدیدها و دشواری‌های مالی، آنان را به سکوت و فراموشی وادار کند. تاریخ بارها نشان داده است که هیچ قدرتی نمی‌تواند اراده ملتی متحد را که برای رهایی و ساختن آینده‌ای بهتر برخاسته است، برای همیشه خاموش کند. راهی که با فداکاری فرزندان جاویدنام ایران روشن شده است، ادامه خواهد یافت؛ تا روزی که ایران به آزادی، دولت ملی و آینده‌ای شایسته ملت بزرگ ما دست یابد. پاینده ایران

Reza Pahlavi

1,233,315 次观看 • 3 个月前

نمی‌دونم اولین بار کی این ویدئو رو دیدم، ولی همیشه صحبت‌های این زن برام جالب بود که گفته بود «من شاه می‌خوام... این عمامه‌ایا مارو بیچاره می‌کنن» و همیشه ته دلم گفتم یعنی میشه این زن زنده باشه؟ میشه یه روز از نزدیک ببینمش، بغلش کنم و بخاطر اینهمه بصیرت و فهمش دورش بگردم؟ امروز که دوستم این پست رو فرستاد و کامنت پینش رو که خوندم، انگار تمام جونم در رفت. بند بند وجودم یخ کرد. اصلا تو باورم نمی‌گنجید که این زن، یکی از اعدامی‌های دهه‌ی شصت بوده باشه… از صبح که این ویدئو رو دیدم، تا چند ساعت حالم اصلا خوب نبود. اون‌قدر دلم گرفته بود که اصلا دست و دلم به نوشتن نمی‌رفت. هنوزم سخته برام کلمات رو کنار هم جور کنم، ولی مگه میشه سکوت کرد؟ باید بنویسم، باید صدای جاویدنام #صدیقه_پهلوان‌زاده بشم. زنی که بهش می‌بالیدم و الان سرنوشتش آتیشم زد. یکی از بچه‌ محلاشون نوشت: فامیلش پهلوان‌زاده بود، همسر اکبر آقا میوه‌فروش که چند سال قبل از ۵۷ فوت کرده بود. زنی که دو پسر و سه دختر داشت و به جرم همین مصاحبه دستگیرش می‌کنن و می‌برنش زندان… توی زندان هم ازش می‌خوان جلوی دوربین ابراز پشیمونی کنه، ولی زیر بار نمیره و سال ۶۰ سر ایستادگی پای حرفش اعدامش می‌کنن… 😭 آخ که تو کی بودی زن… چقدر جیگر داشتی، چقدر زودتر از زمانه‌ی خودت همه‌ چیز رو فهمیده بودی. حقا که پهلوان‌زاده بودی. همیشه به یادتم مادر دلیر ایران. 🩵 یاد و نامت جاوید. - ویدیو از اکانت جناب علیرضا دائمی

هایدی | به یاد ابوالفضل مرشدعباسی 🇮🇷

27,974 次观看 • 18 天前

#این_رنسانس_ایرانی_ماست ما ایرانیان مسلمان نیستیم محمد و اسلام ربطی به ایرانیان ندارد همه ما مسلمان زاده هایی هستیم که نیاکان ما بزور شمشیر و سرنیزه با کشتار تجاوز و برده سکس غارت پرداخت جزیه و موالی شمردن ما مسلمان شدیم آری ما مسلمان نیستیم، پرستش نعش و جنازه اعرابی که به میهن ما تجاوز کردند بدور از هر منطق و عقل است، پس از جنگ دوم جهانی تاکنون چه کسی اسم کودک خود را آدولف گذاشته؟ شرم بر ما باد که متجاوزین میهن خود را می‌ستایم با نگاهی به تازینامه قرآن می‌توانید دریابید که محمد و باورش ربطی به ما ایرانیان ندارد سوره ابراهیم آیه ۴ وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ فَيُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي مَنْ يَشَاءُ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ترجمه آیه بالا ما هيچ پيامبرى را جز به زبان قومش نفرستاديم تا براى آنان بيان كند پس خدا هر كه را بخواهد بى راه مى گذارد و هر كه را بخواهد هدايت مى كند و اوست ارجمند حكيم سوره شوری آیه ۷ وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا وَتُنْذِرَ يَوْمَ الْجَمْعِ لَا رَيْبَ فِيهِ فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَفَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ ترجمه آیه بالا ما این گونه قرآنی عربی به تو وحی کردیم تا مردم مکه و کسانی را که پیرامون آن هستند، بیم دهی، و آنان را از روز قیامت که تردیدی در آن نیست بترسانی، روزی که گروهی در بهشت اند و گروهی در آتش سوزان. اگر باز بر تازی پرستی اسلام ادامه می‌دهید بدانید شما ایرانی نیستید و در کنار دشمنان این سرزمین ایستاده اید زیرا ایرانی نمی‌تواند مسلمان باشد و خود را ایرانی بنامد، و این یک حقیقت مطلق است ایرانی مسلمان نیست، ایرانی فقط مسلمان زاده ناآگاه است، ایرانی نمی‌تواند مسلمان باشد، هر شخص و جامعه ای که متجاوزین به خاک میهن خود را مقدس بشمارد و آنها را بپرستد و از آنها شفا و حاجت بخواهد احمق و بیشعوری بیش نیست #ایرانی_هستیم_تازی_نمیپرستیم #بیرحمانه_برانداز_اسلام_باشید #مسلمانی_خیانت_به_ایرانی Gapy Azad

Shawna (شانا) Azad

18,540 次观看 • 7 个月前

احمد بلند قامتم قرار بود بیشتر از همه مراقب خودت باشی… 🥀 جان خواهر، مشکل از تو نبود تو مراقب بودی مشکل از هم‌رزمانت و هم تیمی هایت هم نبود می‌خواهم برایت تعریف کنم بعد از رفتنت چه بر سر ما و سرزمینت آمد جای گلوله‌ای که به قلبت اصابت کرد، هر لحظه در قلب ما درد می‌کند گاهی در بیمارستان‌ها، همان جایی که همه در پی نجات جان انسان‌ها هستند، گاز اشک‌آور پرتاب می‌کنند بعضی از هم‌سن‌وسال‌های تو، در همان بیمارستانی که تو در آن بودی، به جای درمان، تیر خلاص گرفتند دلگیر نشوی جان خواهر که با تیر جنگی، قلبت را نشانه گرفتند تو با شرافت ایستادی پس از تو، به بعضی خانه‌ها ساعت چهار صبح هجوم آوردند و برادرانشان را با خود بردند و خانواده‌ها ماندند با هزاران سؤال و بی‌خبری بعضی از پزشکانی که در حال کمک به مردم بودند، خودشان نیز از پشت مورد هدف قرار گرفتند ببخش بلندقامتم تو را با دوشکا در میان خیابان هدف قرار دادند اما مشکل از تو نبود پس از تو، در این مدت، کودکان دبستانی را در میناب در مدرسه حبس کردند تا از آنان سپر انسانی بسازند جان خواهر… پس از تو سربازها را در پادگان حبس کردند تا کشتاری دسته‌جمعی رخ دهد احمد بلند قامت باغیرتم ببخش که این را می‌گویم ببخش که دختران سرزمینت نیز روزهای تلخی را تجربه کردند… ببخش بلندقامتم تو کارت را درست انجام دادی تو با غیرت بودی، تو مراقب خودت بودی اما این فرقه وحشی… همان‌هایی که ادعای انسانیت داشتند، به سرنشینان و کودکان داخل خودروهای در حال تردد نیز رحم نکردند و آنان را به رگبار بستند فدای تک‌تک خنده‌هایت تو با هیچ گریه‌ای، با هیچ دلتنگی‌ای و با هیچ صبری جبران نمی‌شوی اما مبادا قلب شکسته‌ات رنجور شود من برایت تعریف می‌کنم بعد از تو و پس از کشتار جوانان ۱۸ و ۱۹ دی، چه بر سر سرزمینت آمد سرزمینی که سهم تو از آن گلوله بود سهم مادرانش دلتنگی سهم خواهرانش بی‌پناهی سهم عاشقانش بوسه بر مزار و سهم کودکانش، چشم‌هایی همیشه خیس جان خواهر رنجور دل نباشی… تو ببخش تو به حرف خودت عمل کردی، تو مردانه ایستادی، تو مراقب بودی اما گمان نمی‌کردی حاکمان ظالم سرزمین مادری‌ات، قلبت را نشانه بگیرند اما احمد با غیرتم ما هرگز نمی‌بخشیم برای برادرم #احمد_خسروانی #IranMassacre‌2026 #احمدخسروانی_بسکتبالیست #۱۸_۱۹دی

Ahmado91

12,828 次观看 • 2 个月前