正在加载视频...

视频加载失败

ریدم تو‌ سلیقه ت زن! حالا چرا درخت کریسمس خریدی برای جهیزیه ت ؟؟ 😭

361,647 次观看 • 2 年前 •via X (Twitter)

10 条评论

Chiv🤺 的头像
Chiv🤺2 年前

@nemesis6886 این پنجه بوکسه؟

کافر 的头像
کافر2 年前

بله 😂😂 لباس و تور و لاک عروسیش هم طلایی سفید بود

... 的头像
...2 年前

@nemesis6886 وقتی تو زندگی قبلیت کلاغ بودی🚶‍♀️

کافر 的头像
کافر2 年前

@ZaRaAaLaaa 😂😂😂

دختر کوچیکه شاپریون 的头像
دختر کوچیکه شاپریون2 年前

@nemesis6886 چه جوری میشه کسی انقدر بدسلیقه باشه ؟؟؟🤦🤦

کافر 的头像
کافر2 年前

متولد ۷۸ هم هست🥲

violet🍒 的头像
violet🍒2 年前

@nemesis6886 اه حس خفگی بم دست داد🤮 از چیزای برقی بورقی متنفرم

کافر 的头像
کافر2 年前

کاش برق قشنگ بود🥲

روتردامر‌™ 的头像
روتردامر‌™2 年前

@nemesis6886 پنجه ‌بُکس؟ گمونم جهیزیه‌ی تجدید فراش یه سردار سپاه باشه.

کافر 的头像
کافر2 年前

هرلحظه ش سوپرایزه

相关视频

با توجه به نزدیکی ماجرای نهایی و تاکید رضاشاه دوم برای آمادکی مردم ایران، مجبور به بازخوانی این موضوع شدم! چرا رضاشاه تاکید داره این‌بار فرق داره؟! در پیام چند روز پیش، نتانیاهو کاملا هوشمندانه همه چیز را لو داد! به همین ۱دقیقه و ۲۵ثانیه! خوب دقت کنید چون نتانیاهو خیلی خیلی دقیق واژگان رو پشت هم چیده: ۱- من و ما و اسرائیل جنگ نمی‌خوایم! شما مردم ایران هم که جنگ نمی‌خواید! جمله آشنا نیست؟! پس کی جنگ می‌خواد؟ بله دیکتاتورهای رژیم! نمیگه دیکتاتور رژیم! جمع می‌بنده! یعنی کل رژیم! این یعنی چی که هم رضاشاه دوم و هم اسرائیل و هم ترامپ تاکید دارند؟! این یعنی مردم ایران نباید قربانی این جنگ رژیم اسلامی شوند و نمی‌شوند! یعنی اگر رژیم تسلیم نشه و حکومت رو واگذار به مردم نکنه، تک تک مهره‌های رژیم را خواهند زد و نه مردم. ۲- نتانیاهو میگه: اما خبر خوبی هست! رژیم هر روز ضعیف‌تر و اسرائیل هر روز قوی‌تر میشه! خوب دقت کنید! داره با مردم ایران صحبت می‌کنه! چرا قوی شدن اسرائیل باید خبر خوبی برای مردم ایران باشه؟!!! بله! یعنی ما پشت شما هستیم و رژیم را ضعیفتر می‌کنیم. خب ضعیف‌تر می‌کنیم که چی بشه؟! حالا می‌ره سراغ اصل مطلب!!!! ۳- میگه رژیم از شما مردم بیشتر از اسرائیل می‌ترسه! میگه برای همین شمارو در بالاترین حد ممکن سرکوب کرده! میگه امیدتون رو از دست ندهید! و اینجا یک نکته امنیتی شاهکار میگه: «من زمزمه‌ها رو می‌شنوم! زن زندگی آزادی!» زن زندگی آزادی چی بود؟! بله خیزش مردم! به عبارتی نتانیاهو داره میگه که ما قوی‌تر هستیم و با شما! امیدتون رو از دست ندهید و زمزمه‌هایی که می‌کنید (نتانیاهو بزن بقیه‌اش با ما!) شما هم مثل زن زندگی آزادی بریزید بیرون! ۴- و اما اینجا یک تاکید موکد داره برای مردم ایران! میگه امیدتون رو از دست ندهید، چون اینبار نه تنها اسرائیل که کل دنیا پشت شما خواهند بود تا رژیم رو نابود کنید. ۵- پس از نکات بسیار مهم بالا، آینده ایران رو برای مردم ایران درصورت انقلاب مجدد، تصویر می‌کنه که ایرانی با کمک ما و کل جهان می‌سازیم سراسر رفاه و اعتبار و افتخار. پس مردم ایران؟! درنگ نکنید! زمان که رسید، زن زندگی آزادی! مثل ۳ سال پیش بریزید بیرون. پایان. جیمز سرباز پادشاهی ایران #KingRezaPahlavi

JamesDean

25,455 次观看 • 1 年前

اقای سید علی خامنه ای: این حرامزاده ی در تصویر، حداد عادل است که به لطف دختری که به پسر تو داد، در سالهای ۱۳۹۵ به بعد و در سن ۷۳ سالگی، همزمان دارای ۵۰ سِمت مهم در کشور بود!در حالی است که اصل ۱۴۱ قانون اساسی برای افرادی که در قوه مجریه فعالیت می‌کنند حضور در بسیاری از مشاغل را ممنوع کرده است، اما بخاطر ارتباط فامیلی با همچو تویی، نه قانون و نه مسئولین حریف او نشدند، چون دیکتاتور پلید از نزدیکانش بود!! یکی از این مشاغل وی رییس فرهنگستان ادبیات زبان فارسی بوده که جمعا ۱۵۸ کلمه را در طول تمام سالها تغییر داده از جمله: پیتزا=کش لقمه اپارتمان=کاشانه کروات=دراز آویز تزیینی و... که از سال ۱۳۶۹ تاسیس شده و طی ۸ سال اخیر برای این چنین تغییرات ۱۶/۶ میلیون دلار هزینه دریافت کرده، یعنی به نرخ روز، برای هر کلمه ۶۴ میلیارد تومان(فقط در یکی از شغل ها) درست در زمانیکه مردم ایرانی با فقر و نداری درگیر بودند و اعضای بدن فروشی یکی از راه های فرار از بیچارگی بود، یکی از راههای تامین هزینه ی درمان و دارو و جهیزیه و هزاران بدبختی دیگر برای زن و مرد ایرانی که تو و نزدیکانت بوجود اوردید!! یا بنیاد سعدی حدود ۱۶ میلیون دلار بودجه گرفته بایت تقویت زبان فارسی در خارج کشور که باز این مجموعه متعلق به حداد عادل، پدر زن پسرت، مجتبی میباشد! «این عدالتی است که تو مدعی اش بودی فقط در یک قلم از نزدیکانت!!» 🟡حالا فارغ از تمام جنایات و چپاول و فلاکتی که بر ایران و ایرانی دیکته کردی، فارغ از کشتار در دوران کرونا بخاطر ممنوعیت واکسنی که تو باعث شدی، فارغ از جنایات مختلف مثل ۱۳۸۸-۱۴۰۱- ۱۸ و ۱۹ دیماه و یا #قتلهای_زنجیره_ای که همگی به دستور تو بودند، فارغ از ۴ دهه دیکتاتوری سیاهی که براه انداختی و فضاحت صدور انقلاب و ...حالا: «فقط یک بهانه به منِ شهروند بده که از کشته شدن و دفن حرامزاده ای همچو تو خوشحال نباشم!» #پسرعاقل_نوح

پسر عاقل نوح

52,210 次观看 • 2 个月前

سخنرانی امروز #مسیح_علینژاد در کنگره جهانی آزادی در برلین تحسین‌برانگیز بود! Masih Alinejad 🏳️ دمت گرم! متن کامل: «من یک زن ایرانی‌ام، و رئیس کنگره جهانی آزادی، یکی از بزرگ‌ترین و پویاترین شبکه‌های جهانیِ مخالفان و مبارزان آزادی در جهان. ما اینجا هستیم تا پیامی به جهان آزاد بفرستیم: زمان آن رسیده است که همه‌ی کسانی که برای آزادی، دموکراسی و کرامت انسانی می‌جنگند، متحد شوند. و پیامی هم برای دیکتاتورهای بیش از شصت حکومت استبدادی داریم: زمان شما به پایان رسیده است. ما دیگر پراکنده نیستیم، ما متحد شده‌ایم، تا در سرزمین‌های خود، دموکراسی را برپا کنیم. پیش از آنکه به اینجا بیایم، از خودم پرسیدم: چرا برلین؟ چون من در روستایی کوچک بزرگ شدم، جایی که به من گفته بودند موی من تهدید است، صدای من تهدید است، و بدن من تهدید است. و حالا اینجا ایستاده‌ام تا بگویم: بله، ما تهدید هستیم. نه برای انسانیت، بلکه برای استبداد. نه برای نظم، بلکه برای سرکوب. ما، زنان ایران، و همه‌ی مردمان آزادی‌خواه جهان، بزرگ‌ترین تهدید برای دیکتاتورها هستیم. سال‌ها پیش، من کارزاری علیه حجاب اجباری در ایران آغاز کردم. در آن کارزار، حجاب اجباری را با دیوار برلین مقایسه کردم و از زنان ایران خواستم که آن دیوار را فرو بریزند. رهبر جمهوری اسلامی، علی خامنه‌ای، خشمگین شد، نه فقط از مقایسه، بلکه از حقیقتی که در آن نهفته بود: او دید که تاریخ دوباره در حال تکرار شدن است، دیواری دیگر در حال لرزیدن است. دید که زنان ایران برخاسته‌اند تا دیوار دیکتاتوری را در کشور خود فرو بریزند. او مرا «عامل آمریکا» خواند و به سپاه پاسداران دستور داد علیه من اقدام کند. اما برلین، شهر آزادی، مرا دعوت کرد، تا نه از ترس، بلکه از شجاعت بگویم، نه از سکوت، بلکه از همبستگی. و اینجا بود که ما کنگره جهانی آزادی را بنیان گذاشتیم، به همراه لئوپولدو لوپز، یکی از شجاع‌ترین رهبران اپوزیسیون ونزوئلا و گری کاسپاروف، قهرمان شطرنجی که به قهرمان مبارزه با رژیم پوتین بدل شد. آن روز، تنها سه نفر بودیم، اما می‌دانستیم که دیکتاتورهای ما سازمان ملل را ربوده‌اند و آن را به باشگاهی برای سرکوبگران تبدیل کرده‌اند. امروز، همان سازمان ملل پر از حکومت‌های خودکامه است، اما کنگره جهانی آزادی، نماینده‌ی اکثریت واقعی مردم جهان است: مردمِ در بند. ما صدای حقیقی مردم در شصت کشورِ گرفتار استبداد هستیم. اکنون، ما تنها نیستیم. ما متحدیم. و این جنبش دیگر فقط درباره‌ی من، یا گَری کاسپاروف، یا لئوپولدو لوپز نیست، درباره‌ی شماست. تک‌تک شما که کشور خود را نمایندگی می‌کنید، با طرحی در ذهن، رویایی در دل، شجاعتی در وجود، و گاه با تهدید مرگ یا جایزه‌ای بر سر جانتان، شما قلب تپنده‌ی کنگره جهانی آزادی هستید. من از سه سوءقصد جان سالم به در برده‌ام، هیچ ترسی ندارم، چون نماینده‌ی میلیون‌ها انسانِ بی‌هراس در ایرانم، و میلیون‌ها نفر در سراسر جهان که برای آزادی می‌جنگند. پیام ما به کشورهای دموکراتیک روشن است: ما، مردمی که جانمان را برای آزادی به خطر می‌اندازیم، بهترین متحدان شما هستیم. ما آماده‌ایم تا پلی بسازیم میان مردمانِ تحت ستم و جهان آزاد. و چه شهری بهتر از برلین، شهر دیوار و شهر آزادی، برای بیان این پیام. به مبارزه‌ی ما بپیوندید، به ائتلاف ما بپیوندید. بیایید دیوارهای دیکتاتوری را برای همیشه فرو بریزیم، چون تنها با هم، ما قوی‌تریم. روزی از مجلس ایران اخراج شدم، اما امروز، به لطف پارلمان برلین، افتخار دارم که در آزادی اینجا ایستاده‌ام، تا رهبری کنگره جهانی آزادی را معرفی کنم.» WORLD LIBERTY CONGRESS

Shahin Modarres

17,137 次观看 • 10 个月前

من داغدارم. داغدار رفتنِ سرلشکر باقری که تازه با اون ویدیوش شناخته بودمش. اگر کسی فکر میکنه مستقیم نمیگم، اینم به انگلیسی و برای ثبت در حافظه ی تاریخی توییتر. اینجا رسما بدون حضور مغز صحبت کردم و کلام پراکنده است. اگر شما زبانتون میگیره از گفتنِ این مساله مشکل از شماست و تخیلی که براتون مهندسی کردند. اونکه سپاه و دار و دسته اش هم در این مهندسی تخیل شریکند قصه ی بسیار و بی نهایت مهمی است که بهش خواهم پرداخت. همیشه از مخالفان قرار دادن سپاه در لیست تروریستی بودم و هشدار داده بودم که این مقدمه آوردنِ جنگ به ایران بود. من اینجا از سردارانِ ش.هید شده قدردانی کردم گفتم برای شماهام بذارم چون نکته داره . آقا من همونقدر که از سمت مجاهدین و موساد اذیت شدم از دست مخالفان مذاکره و پروژه بگیرانِ “ما بمب میخواهیم و فلان”َ داخل تخریب شدم. یعنی دلم خونه اگر بخوام باز کنم این مساله رو. اگر نمیگم دلیل بر نبودنش نیست. اما از همون اول به هشتگ ت.روریستی بودن س.پاه ایراد گرفتم. یعنی اولش نمیدونستم چی شده. به دوستم گفتم: خب حالا س.پاه تر.وریستی بشه چی میشه؟‌ گفت: یحتمل نمیتونن بیان اینجا. گفتم : خب حالا نیان. یعنی فکر میکردیم اساس بدتری نداره. بعد کم کم شک کردم. دیدم اونی که زمان زن زندگی آزادی تو خیابون سرکوب میکنه اصلا س.پاه نیست. پس حکایت اینکه “سپاه رو تروریستی کنیم” چی بود؟‌ بعد فهمیدم وقتی شما یک گروه نظامی رو ترو-ریست تعریف میکنی اونها تارگت مشروع میشن و اجماع عمومی و جهانی برای جنگ راحت تر ایجاد میشه. و نکته ی جالب اینجاست که این نکته که چنین هشتگ و خواسته ای باعث میشه جنگ به داخل مرزهای ایران وارد بشه رو کارشناسی مطرح کرد که خودش توسط همین مخالفان مذاکره و به اصطلاح تندروها، به شدت اذیت شده بود. قصه های خون دل خوردن از داخلیها بمونه برای بعد. امروز وقت بازنگریِ خیلی چیزاست: اینکه هواپیمای اوکراینی رو کی زد که مقدمات چنین جایی که الان هستیم فراهم بشه و تقاضای تحریم آسمانهای ایران (که به مثابه اعلام جنگ و بی دفاع کردنِ ایران در برابر حمله بود) این چنین وحدتِ بعد از ت.رور سردار س.لیمانی به هوا بره؟ این سوال خیلی جای فکر داره. چرا وقتی نیروی سرکوب تو خیابون زمان تظاهرات مهسا، پلیس ضد شورش بود و س.پاه نبود، این هشتگ جلو رفت؟‌ (اون موقع پرسیدم: همون کسایی که میگفتند “اسراییل اگر زده، کشته، آدم نظام بودند” گفتند “نه س.پاه بوده! لباس نیروی انتظامی رو روی لباس س.پاهی پوشیده بودند.” یعنی کلا دوستان ایده ای از پلیس ضد شورش نداشتند. یعنی داشتند: اما هدف آوردنِ ایران به همین نقطه بود. به همین جایی که الان هستیم. سفیدشویی و عادی سازیِ کشته شدنِ سردار ایرانی توسط دشمن. خیلی سوال. خیلی قصه هایی که باید بررسی بشن. ولی من بگم که برای من سردار ایرانی که توسط دشمن کشته میشه یک سردار ایرانی است. تمام. این رو گفتم بدون لکنت بنویسم: من عزادارِ کسانی هستم که در بین ما نیستند. اما آدم واسه خنک کردنِ دل همسایه، ابزار کپک زدنِ سواد خودش رو فراهم نمیکنه. من امروز به شدت عزادارم. به شدت ازینکه اس.راییل اونها رو از ما گرفت عصبانی. و اینجا گفتم: به انگلیسی هم گفتم که اگر لازم باشه با لکنت کمتری گفته بشه. سواد خودتون رو پاکسازی کنید.موتورهای جهل به شدت مشغول کار بودند.

نسیم نوروزی

50,624 次观看 • 1 年前

این پاسخ درخشان ترامپ، آیینه تمام‌نمای رنج و خواست مردم ایران و بی‌اثر بودن تمام تلاش جمهوری اسلامی در راستای پروپاگاندای داخلی و خارجی "ضد جنگ" این چند وقت اخیر بود. سیم‌کارت سفید، اصلاح‌طلب و چپی/مقاومتی رو با‌هم شست برد. خبرنگار از ترامپ پرسید: چرا مردم ایران باید زیرساخت‌های کشورشون بمباران بشه و برقشون قطع بشه؟ آیا این کار، مردم رو قربانی کارهای حکومت نمی‌کنه؟ ترامپ جواب داد: اون‌ها حاضرن… بله، واقعاً حاضرن. این رنجه، اما حاضرن تحملش کنن تا آزادی داشته باشن. ایرانی‌ها… می‌دونید، ما بارها پیام‌های دریافت شده (به مضمون) داشتیم که می‌گفتن: «لطفاً بمباران رو ادامه بدید.» حتی وقتی بمب‌ها نزدیک خونه‌شون می‌افتد، می‌گن: «لطفاً بمباران رو ادامه بدید. انجامش بدید.» و این‌ها مردم همون جاهایی هستن که بمب‌ها منفجر می‌شن. وقتی ما می‌ریم و اون مناطق رو نمی‌زنیم، می‌گن: «لطفاً برگردید، برگردید.» این‌ها همون مردمن. من دقیقاً نمی‌دونم چه کار می‌کنن، اما تنها چیزی که می‌تونم بگم اینه که اون‌ها آزادی می‌خوان. ایرانی‌ها تو دنیایی زندگی کردن که شما هیچ چیزی درباره‌ش نمی‌دونید. یه دنیای خشونت‌آمیز و وحشتناک. اگه اعتراض کنید، شلیک می‌کنن. یادتونه اون اعتراض بزرگ زنان؟ جایی که ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزار زن جمع شدن تا اعتراض کنن؟ و ناگهان: بوم، بوم… تو پنج یا شش نقطه، یک زن درست بین دو چشم هدف قرار می‌گرفت. تک‌تیراندازها. فقط پنج یا شش تک‌تیرانداز کافی بود. و اون ۴۰۰–۵۰۰ هزار زن گفتن: «خدای من، این چیه؟» بعد چند نفر کشته شدن، مردم شروع کردن به دعا خوندن: «خدای من، چه کسی چنین کاری می‌کنه؟» این‌ها مردم فوق‌العاده‌ای هستن، اما زندگی‌شون وحشتناک بوده. می‌دونید، ایران کشور بزرگی بوده. اگر ۲۵ سال پیش برگردیم… مردم ایران، فوق‌العاده باهوش و درخشان هستن. من خیلی از اون‌ها رو می‌شناسم. از وقتی نیویورک بودم، افراد زیادی از ایران رو می‌شناختم. اون‌ها مردم فوق‌العاده، پرانرژی و باهوش هستن. اما وقتی تو یه جمعیت ایستادید و اعتراض می‌کنید… و زنی، درباره همون راهپیمایی زنان… همه می‌گفتن: «این پایان حکومته.» اما بعد تک‌تیراندازها شروع کردن به انتخاب افراد. هر کدوم رو از فاصله دور، درست بین دو چشم می‌زدن. روی پشت‌بام‌ها بودن. هیچ‌کس حتی نمی‌دونست از کجا شلیک می‌کنن. این مثل مسلسل نبود (که اون هم خیلی بده و حتی اخیراً انجام شده). این تک‌تیراندازها روی پشت‌بام بودن و زنان رو هدف می‌گرفتن. وقتی مردم می‌دیدن افراد یکی‌یکی زمین می‌افتن، جمعیت ناگهان شروع می‌کرد به فرار… و دیگه هیچ‌وقت بیرون نیومدن. خیلی از رسانه‌ها درباره این موضوع حرف نمی‌زنن. اون‌ها فقط درباره «حقوق زنان» حرف می‌زنن. می‌خواین حقوق زنان رو ببینید؟ اونجا نمی‌بینید. برای من عجیبِ وقتی بعضی افراد احمق مثل AOC و اون گروه درباره «آزادی برای ایران» حرف می‌زنن، اما واقعیت‌ها رو نمی‌گن. زنان، مردان، همجنس‌گرایان… اصلاً «همجنس‌گرایان طرفدار ایران»؟ اون‌ها همجنس‌گرایان رو می‌کشن. از بالای ساختمان پرت می‌کنن. پس واقعاً تعجب می‌کنم چه خبره. تنها چیزی که می‌تونم بگم: اون‌ها می‌خوان بمباران ادامه پیدا کنه، حتی اگه خطر داشته باشه. چون زندگی‌شون همین حالا هم در خطره. اون‌ها آزادی برای ایران می‌خوان. اما اعتراض کردن براشون خیلی سخته. حتی خودم بهشون می‌گم: «بیرون نرید.» کاملاً می‌فهمم. هیچ‌کس در این شرایط بیرون نمی‌رفت. فکر نمی‌کنم کسی این کارو بکنه. چون مسئله شجاعته؟ نه. همه شجاع هستیم. شما شجاعید، من شجاعم. اما باهوش هم هستیم. اگر کسی با بهترین تفنگ‌ها به سمت شما شلیک کنه و هر بار دقیقاً بین دو چشمتون بزنه… و ببینید یکی اینجا، یکی اونجا می‌افته… شما فوراً می‌رید. مهم نیست کی هستید.

Immortal 🇮🇷

54,703 次观看 • 5 个月前

آن روزها که شهرام همایون برای بقای شبکه‌ی تلویزیونی‌اش گلریزان راه می‌انداخت و از مخاطبانش پول می‌خواست، برای خیلی از ما سوژه‌ی طنز بود. جمهوری اسلامی هم مسخره‌اش می‌کرد و برایش برنامه می‌ساخت. اما بعضی چیزها را گذر زمان بهتر نشان می‌دهد. امروز که بخش‌هایی از فضای رسانه‌ای و اپوزیسیون ایران با پول‌های غیرشفاف، وابستگی‌های سیاسی و مناسباتی آلوده شده‌اند که استقلال رسانه را به یک شوخی تلخ تبدیل کرده، آن گلریزان‌ها برای من معنای دیگری پیدا کرده‌اند. شهرام همایون دست‌کم جلوی دوربین از همفکران و مخاطبان خودش پول می‌خواست تا رسانه‌اش را سرپا نگه دارد. کسانی به او پول می‌دادند که می‌دانستند به چه کسی و برای چه چیزی پول می‌دهند. ممکن بود من با آن رسانه، عقایدش و سیاستش مخالف باشم، اما امروز ارزش استقلالی را که در آن رفتار بود بهتر می‌فهمم. این روزها وجه دیگری از شهرام همایون هم برای من قابل احترام شده است. در گفتگویی که این ویدیو بخشی از آن است، تماس‌گیرنده‌ای درباره‌ی پل‌ها، نیروگاه‌ها و زیرساخت‌هایی حرف می‌زند که در جمهوری اسلامی ساخته شده‌اند و استدلال می‌کند که چون آخوندها و نهادهایی مثل قرارگاه خاتم‌الانبیا در ساخت آنها نقش داشته‌اند، این‌ها دیگر به مردم تعلق ندارند. شهرام همایون وسط حرفش می‌پرد و می‌گوید: «نه. اول راجع به تعلقش صحبت کنیم.» شاید تمام مسئله همین یک کلمه باشد: تعلق. پل مال آخوند نیست. نیروگاه مال سپاه نیست. پالایشگاه مال جمهوری اسلامی نیست. اگر قرارگاه خاتم مجری یک پروژه بوده، صاحب آن پروژه نشده است. این‌ها با پول مردم ساخته شده‌اند، به دست مردم ساخته شده‌اند و مردم از آنها استفاده می‌کنند. همان‌طور که خود همایون در گفتگو می‌گوید: «آخوند ارث پدری داشته مگه؟» نداشته. ایران هم ارث پدری جمهوری اسلامی نیست. یکی از بزرگ‌ترین خیانت‌های جمهوری اسلامی، به گمان من، دقیقاً همین بوده که برای دهه‌ها تلاش کرده خودش را با ایران یکی کند. مخالف نظام را مخالف ایران نامید. منتقد را جاسوس خواند. معترض را عامل بیگانه، وطن‌فروش و مزدور معرفی کرد. آن‌قدر این واژه‌ها را برای سرکوب شریف‌ترین مخالفان خودش مصرف کرد که معنای خیانت، جاسوسی و حتی وطن را فرسوده کرد. حالا بخش‌هایی از مخالفان جمهوری اسلامی هم همان دروغ را پذیرفته‌اند، فقط علامت معادله را عوض کرده‌اند. جمهوری اسلامی می‌گفت: «من ایرانم، پس مخالفت با من مخالفت با ایران است.» این‌ها می‌گویند: «جمهوری اسلامی ایران است، پس هرچه به ایران ضربه بزند به جمهوری اسلامی ضربه زده است.» دو دشمن، روی یک دروغ مشترک به توافق رسیده‌اند: اینکه ایران همان جمهوری اسلامی است. و اینجاست که ما به یکی از نتایج فاجعه‌بار این سال‌ها رسیده‌ایم. آدمی می‌تواند آن‌قدر از جمهوری اسلامی متنفر باشد که دیگر نتواند میان حکومت و کشور، میان سپاه و جامعه، میان یک نهاد سرکوبگر و زیرساختی که میلیون‌ها انسان از آن استفاده می‌کنند تمایز بگذارد. می‌تواند تخریب پل، نیروگاه یا تأسیسات کشور خودش را نه به‌عنوان آسیب به مردم، که به شکل ضربه‌ای به حکومت تصور کند. من قبلاً در توییتی نوشته بودم جنگ عراق «جنگ تحمیلی» بود و جنگی که امروز درگیرش هستیم «جنگ تحمیقی» است. شوخی با کلمات بود، اما منظورم جدی بود. در این جنگ، مردم فقط قربانی خشونت و حمله نیستند. آنها را احمق فرض می‌کنند و هم‌زمان ماشین‌های تبلیغاتی و رسانه‌ای مختلف مدام در حال فرسایش قدرت تشخیص‌شان هستند. فاجعه فقط این نیست که کسی از حمله‌ی خارجی به کشور خودش استقبال کند. فاجعه جایی عمیق‌تر است: جایی که برای توضیح اینکه یک پل متعلق به مردم است، دیگر باید استدلال کرد. وقتی بدیهیات نیاز به اثبات پیدا می‌کنند، مسئله دیگر صرفاً اختلاف سیاسی نیست. این همان چیزی است که در این ویدیو برای من دردناک است. شهرام همایون دارد تلاش می‌کند چیزی را دوباره بدیهی کند که اصلاً نباید از بدیهی بودن خارج می‌شد: این کشور مال مردم آن است. من خودم چنین اعصابی ندارم. واقعاً ندارم. نمی‌توانم هر مزخرفی را بشنوم و با همان آرامش بنشینم و از ابتدا توضیح بدهم چرا چنین استدلالی از اساس تباه است. شاید این ضعف من باشد. هر عقیده‌ای هم صرفاً به این دلیل که کسی به آن باور دارد، شایسته‌ی احترام نیست. آدم‌ها حرمت دارند، اما همه‌ی عقاید محترم نیستند. بعضی حرف‌ها واقعاً مزخرف‌اند. اما دقیقاً به همین دلیل است که کاری که شهرام همایون در این گفتگو می‌کند برای من ارزشمند است. چون او کاری را انجام می‌دهد که من توانش را ندارم. راه گفتگو را نمی‌بندد. می‌شنود. سؤال می‌کند. از طرف مقابل می‌خواهد تا انتهای استدلالش برود و بعد با همان بدیهیات فراموش‌شده روبه‌رویش می‌کند. این فقط خونسردی نیست. نوعی احساس مسئولیت است. اما اگر بخواهیم منصف باشیم، مسئول اصلی وضعیتی که ما را به این نقطه رسانده پیش از هر کس جمهوری اسلامی است. این حکومت تار و پود اعتماد عمومی را چنان از هم باز کرده که ترمیم آن، اگر ممکن باشد، سال‌ها طول خواهد کشید. وقتی حکومت برای دهه‌ها هر مخالفی را جاسوس می‌نامد، روزی می‌رسد که مردم دیگر حتی نمی‌دانند جاسوس واقعی کیست. وقتی همه‌چیز پروپاگانداست، حقیقت هم اعتبارش را از دست می‌دهد. وقتی دستگاه امنیتی بخش بزرگی از توانش را صرف تعقیب روزنامه‌نگار، فعال مدنی، زن معترض و مخالف سیاسی می‌کند، در همان حال راه برای نفوذ واقعی سرویس‌های خارجی باز می‌ماند. عمق نفوذ اسرائیل در ساختارهای امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی دیگر چیزی نیست که بتوان آن را به سادگی نادیده گرفت. اما برای من حتی دردناک‌تر از نفوذ در یک ساختار نظامی، نفوذ در ذهن جامعه است. ضعیف شدن جمهوری اسلامی برای من تراژدی نیست. فروپاشی قدرت تشخیص مردم، از بین رفتن حس تعلق به کشور و تبدیل شدن ایران به زمین بازی قدرت‌های خارجی تراژدی است. و این همان جایی است که صرف «سرنگونی جمهوری اسلامی» دیگر پاسخ کافی نیست. این حرف به معنای تسلیم شدن یا دست کشیدن از مبارزه نیست. درست برعکس. مبارزه با جمهوری اسلامی باید ادامه پیدا کند، اما اگر قرار باشد فقط رأس هرم عوض شود و همان فرهنگ حذف، همان قهرمان‌پرستی، همان دشمن‌سازی، همان بی‌اعتمادی و همان منطق «هر که با من نیست علیه من است» باقی بماند، چیز زیادی تغییر نکرده است. ما مستحق آزادی هستیم. آزادی حق ماست. اما برای حفظ آزادی باید ظرفیتش را هم بسازیم. باید نهاد بسازیم. شبکه بسازیم. گفتگو یاد بگیریم. شکست سیاسی را تحمل کنیم. مخالف را دشمن ندانیم. یاد بگیریم که اکثریت حق ندارد حقوق اقلیت را له کند و اقلیت هم نمی‌تواند چون رأی نیاورده میز بازی را به هم بزند. باید قواعد مشترکی بسازیم که از اشخاص مهم‌تر باشند. این‌ها کارهای بعد از جمهوری اسلامی نیستند. خود این‌ها بخشی از مبارزه با جمهوری اسلامی‌اند. و شاید نقطه‌ی شروع همان چیزی باشد که شهرام همایون در آن مکالمه گفت: «اول راجع به تعلقش صحبت کنیم.» قبل از اینکه درباره‌ی جمهوری یا پادشاهی دعوا کنیم، قبل از اینکه برای حکومت بعدی اسم انتخاب کنیم، باید دوباره بفهمیم چه چیزی به ما تعلق دارد. این شهرها. این جاده‌ها. این پل‌ها. این نیروگاه‌ها. این حافظه‌ی جمعی. این آینده. و ایران. ایران نه مال جمهوری اسلامی است، نه سپاه، نه آخوند، نه شاه، نه موساد و نه هیچ قدرت خارجی دیگری. اگر قرار است روزی آزاد باشیم، شاید یکی از اولین کارها این باشد که دوباره یادمان بیاید این کشور مال ماست.

Panah Farhadbahman 🎒

63,889 次观看 • 22 天前

مهم فاجعه! شمایی که پرونده کودک آزاری جفری #اپستین رو دنبال میکنید میدونید طبق قانون مجازات اسلامی حد لواط، زنا و قذف اگر یکی از طرفین "نابالغ" باشه کمتر میشه؟ یعنی برخلاف رویه دنیا که دست زدن به نابالغ جرم رو تشدید میکنه، در ایران جرم کم میشه! این متن رو وکیل دقیق توضیح داده بخونید! سلام و درود خدمت شما جناب جرجندی. شاید برای شما سوال باشد که چرا واسطه‌گران جنسی در ایران تمایل دارند حیطه شغلی خود را به سمت کودکان نشانه بگیرند. من بر اساس مستندات قانون مجازات اسلامی، می‌خواهم جوابی از دل قانون به شما بدهم. متاسفانه برخلاف رویه تمامی دنیا در موضوعات جنسی، اگر یک سمتِ رابطه کودک باشد مجازات‌ها شدیدتر اعمال می‌شود، اما در ایران مجازات‌ها کاهش پیدا می‌کنند! در اینجا می‌خواهم برای شما قیاسی بکنم: طبق ماده ۲۴۴ قانون مجازات اسلامی: کسی که دو یا چند نابالغ را برای زنا یا لواط به هم برساند، مستوجب حد نیست! لکن به ۳۱ تا ۷۴ ضربه شلاق و حبس تعزیری درجه ۶ محکوم می‌شود. در این فرض، چه نابالغ‌ها را به هم برساند و چه نابالغی را برای بالغی جهت زنا یا لواط فراهم کند، تعزیر می‌شود. شایسته است تفاوت «تعزیر» و «حد» را خدمت شما بگویم: حد، سنگین‌ترین مجازات است، زیرا هیچ نوع نهاد ارفاقی در حدود راه ندارد. حال اگر یک فرد واسطه‌گری افراد بالغ را بکند، ۷۵ ضربه شلاق حدی شاملش می‌شود که بدون هیچ ارفاقی اجرا می‌گردد؛ اما اگر فردی واسطه‌گری افراد «نابالغ به بالغ» یا «نابالغ به نابالغ» را حرفه خود قرار دهد، به مجازات درجه ۶ محکوم می‌شود (مجازات‌ها از درجه ۱ تا ۸ هستند که درجه ۱ شدیدترین است و هرچه به سمت ۸ نزدیک می‌شویم مجازات سبک‌تر می‌شود) و تمام نهادهای ارفاقی برای این شخص راه دارد. البته که اکثر نهادهای ارفاقی توسط دادگاه اختیاری هستند؛ یعنی حتی «تعویق صدور حکم» (یعنی دادگاه می‌داند مجرمی و مجرمیت تو را هم احراز کرده، ولی برایت حتی حکم محکومیت صادر نمی‌کند) هم امکان‌پذیر است. طبق ماده ۲۲۸ قانون مجازات اسلامی: در زنا با محارم نسبی و زنای محصنه، چنانچه زانیه (زن) بالغ و زانی (مرد) نابالغ باشد، مجازات زانیه فقط صد ضربه شلاق است. این ماده، زنِ بالغی که همسر دائم دارد و پسرِ نابالغ را شامل می‌شود؛ در صورتی که اگر همین شخص که ویژگی «محصن بودن» را داشت با فردی که بالغ بود زنا می‌کرد، مجازاتش سنگسار بود. به صورت خودمانی خدمتتان عرض بکنم: اگر همسر دائم داری و می‌خواهی با یک نفر دیگر رابطه برقرار کنی، یکی از راه‌هایش این است که ریسک سنگسار شدن را به جان نخری (البته سنگسار از اواخر دهه ۸۰ به بعد به دلیل فشار جوامع بین‌المللی اجرا نمی‌شود و اعدام صورت می‌گیرد) و معشوقه خود را کودک (نابالغ) انتخاب کنی؛ چرا که پسرِ زیر ۱۵ سال، نابالغ محسوب می‌شود. اگر مرد باشی و تمایل به خیانت به همسرت داشته باشی و بخواهی خیالت از بابت مجازات سنگین راحت باشد، کافی است اگر در تهران ساکن هستید به کیش مسافرت کنید؛ چون به همسرت دسترسی نداری، دیگر «محصن» نیستی! تازه اگر آنقدر بدشانس باشی که گیر بیفتی و صیغه هم نکرده باشی، زنای ساده محسوب می‌شود. مستند این گفته من، ماده ۲۲۷ قانون مجازات اسلامی است که می‌گوید اموری از قبیل مسافرت، فرد را از حالت احصان خارج می‌کند. در مورد زنا با محارم نسبی نیز اگر هر دو با اختیار باشند، هر دو اعدام می‌شوند؛ ولی اگر خانم بالغ باشد و پسرش نابالغ، فقط ۱۰۰ ضربه شلاق می‌خورد. ماده ۲۵۱ قانون مجازات اسلامی: قذف یعنی نسبت زنا یا لواط دادن به دیگری. حالا اگر این لفظ را به یک نابالغ بگویی (دختر زیر ۹ سال قمری و پسر زیر ۱۵ سال قمری)، به جای اینکه به ۸۰ ضربه شلاق حدی محکوم شوی، به ۳۱ تا ۷۴ ضربه شلاق تعزیری محکوم می‌شوی. «تعزیر»، نه «حد»! یعنی به صورت عامیانه بگویم: نابالغ در ایران حتی در اندازه فحش خوردن هم حمایت نمی‌شود و اگر به بچه بگویی تو زناکار یا لواط‌کار هستی، مجازاتش کمتر است. از طرف فن شما امیدوارم این مطالب در اینده که میخواهید سخنی در این موضوع بزنید به دردتون بخوره و زاویه دید متفاوتی به شما داده باشد!

Mohammad Jorjandi

54,166 次观看 • 6 个月前

کلیت نظام جمهوری اسلامی فقط یک سد در مسیر پیشرفت، آزادی و آبادی ایران است. بسیاری از مردم ایران انتخابات نمایشی جمهوری اسلامی را از مدت‌ها قبل تحریم کرده‌اند. در فضای کوچه و خیابان، اکثریت مردم به انتخابات نمایشی و کاندیدهای فرمایشی به دیده طنز و تنفر نگاه می‌کنند. روی سخنم با موافقین سیستم حاکم بر ایران، شامل مزدبگیران و سهم‌خواهان از طیف‌های در ظاهر متفاوت سیاسی (اصلاح‌طلب یا اصول‌گرا) یا افراد منتفع از وضعیت موجود نیست، چرا که آن‌ها آمدند تا شیره جان این مملکت و مردم را بمکند و ایران را ویران کنند. روی سخنم با کسانی است که با توجیه اجباری بودن، همواره در چنین نمایش‌های مضحکی مشارکت می‌کنند. این گروه را باید خطاب قرار داد که: جمهوری اسلامی با ماهیت تمامیت‌خواهانه خود و سرکوب خونین هرگونه نقد و اعتراض، از ابتدای اشغال کشور تا امروز، به‌ویژه در آبان ۹۸، اعتراضات خوزستان و جنبش «زن، زندگی، آزادی»، فاقد هر نوع مشروعیت است. صدها شهروند برای اعتراضات به حق خود کشته شده‌اند؛ و حکومت بدون هیچ‌گونه احساس نیازی به پاسخگویی، با سرکوب شدیدتر برخورد کرده و خواهد کرد. شما نیز بخشی از این جامعه‌اید و درد و رنج مردم را شاهد هستید. شرکت در انتخابات نمایشی حتی با برگه سفید، و رای دادن به این مهره‌های حکومت که فریب‌کارانه خود را گاهی مخالف یکدیگر نشان می‌دهند اما اساساً پیروان رهبر جمهوری اسلامی سید علی خامنه‌ای هستند، مطلقاً تا امروز دستاوردی نداشته است. کلیت نظام جمهوری اسلامی فقط یک سد در مسیر پیشرفت، آزادی و آبادی ایران است. رای شما، هر قدر هم که فکر کنید بی‌اهمیت است، مانع شکستن این سد جور و ستم خواهد شد. نه تنها مانع شکستن، بلکه خشتی بر دیوار ظلم خواهد بود. نگذارید که نام شما با ستم، سرکوب و بی‌عدالتی گره بخورد. در شرایطی که مردم به‌خاطر هر اعتراض کوچکی در خیابان با گلوله کشته می‌شوند، منتقدان و متفکران حذف و کشته می‌شوند، نفس هنرمندان زیر تیغ سانسور بریده شده‌است، دانشگاه‌ها به پادگان تبدیل شده‌اند، کارگران و معلمان برای فریاد اعتراض سرکوب می‌شوند، اقلیت‌های دینی و جنسیتی با طرد مواجه هستند، مسالمت‌آمیزترین راه برای اعلام مخالفت با تمام این ستمگری‌های آشکار و رساندن پیام «نه به جمهوری اسلامی»، تحریم نمایش انتخابات مضحک و جعلی پیش‌رو است. رای ندادن و عدم مشارکت انفعال نیست، دست کشیدن از کام‌بخشی به حکومت جائر و یک کنش اثرگذار در راستای منافع جمعی است. تنها انتخاباتی که امید است مردم به‌زودی در آن مشارکت کنند، انتخاباتی آزاد با نظارت بین‌المللی برای تعیین نوع حکومت است و چنین انتخاباتی از صندوق رایی که زیر نظر جمهوری اسلامی باشد، هرگز شکل نخواهد گرفت. شما که شاغلان چنین سیستمی هستید، از این همه بی‌اختیاری و تحقیر، از این همه سرسپردگی و از این‌همه سر خم کردن مقابل ظالمان خسته نشدید؟ تکلیف فعالان سیاسی که چشم بر آینده ایران بسته‌اند و منافع شخصی و گروهی خود را اولویت قرار داده‌اند، مشخص است. آن‌ها با عنوان اصلاح، در تداوم وضعیت موجود تلاش می‌کنند، عملی که کمتر از خیانت به کشور نیست. اما ما به عنوان عضوی از جامعه باید بدانیم اگر در نمایش انتخابات شرکت کنیم، زین پس هر شهروندی که کشته شود، آسیب ببیند، بینایی‌اش را از دست بدهد، یا اعدام شود، ما نیز در درد و رنج او نقش داریم و هرگز نمی‌توانیم مدعی مستقل بودن و از مردم بودن شویم. اصلاح‌طلبان قتل‌گاه مردم را با دروغ و ریا در سراب آزادی بنا کرده‌اند. باید مراقب مکر و فریب طیف اصلاح‌طلبان مدعی روشنفکری امروز بود. این گروه بارها فریب داده‌اند. آنها قتل‌گاه مردم را با دروغ و ریا در سراب آزادی بنا کرده‌اند. گروهی که بزرگان آن‌ها در دهه ۶۰ به‌عنوان بازجو، پونز زن بر پیشانی زنان و...، فعال بوده‌اند و امروز رویه آن‌ها توسط بسیجی‌ها و نیروی انتظامی با کتک زدن و کشتن معترضین و سرکوب زنان در خیابان ادامه دارد و حالا وقیحانه منکر اتصال خود به این اقدامات جنایتکارانه هستند و نقاب آزادی‌خواه زده‌اند. سخن اصلاح‌طلبان این است که ما را مسئول کشتارگاه خود کنید، تا جنایتی چون آبان ۹۸ را رقم بزنیم، هم به سر شلیک کنیم هم به پا و هم آن را علاج کنیم. مملکت رها شده است حکومتی وجود ندارد، اگر هنوز کشور سرپاست چون ایران را مردم با اراده و توان‌ خودشان اداره می‌کنند، با این حال جمهوری اسلامی مالکیت این کشور را به‌زور اسحله و سرکوب از مردمانش گرفته است، مالکیت زندگی و هر آنچه دارند را. ما با مقاومت و مبارزه دوباره این سرزمین را پس می‌گیریم، چرا که باور دارم مردم مالکان اصلی این آب و خاک هستند. با کنش جمعی خود در تحریم نمایش انتخابات، برای رساندن صدای حقیقی اعتراض ایرانیان به ظلم و استبداد حاکم در کشور، پشت درهای بسته و دور از چشم سایر مردم جهان، هوشیاری و آگاهی جامعه را نشان خواهیم داد و امید به تغییر را بیش از پیش در دل جامعه و خودمان زنده نگه خواهیم داشت. با هم و کنار هم می‌توانیم. پاینده ایران، پاینده مردم شجاع ایران. لینک یوتیوب:

Hossein Ronaghi

176,058 次观看 • 2 年前

متن زیر نویس کلیپ : «شما فقط دو ماه قبل از زنی که همسر شما نبود صاحب فرزند شده بودید. برای من تکان‌دهنده است که اینجا بایستید و بگویید کاملاً تبرئه شده‌اید. چطور می‌توانید به این راحتی به همسر دومتان خیانت کنید، به مادر کودکی خیانت کنید که فقط دو ماه قبل به دنیا آمده بود، و بعد به ما بگویید کاملاً تبرئه شده‌اید؟ این چه جور تبرئه کاملی است؟» «سناتور، نام آن کودک گوِندولین هوپ هجست است. او هدیه‌ای از جانب خداست و الان هفت‌ساله است.» «و کمتر از دو ماه بعد از تولد آن دختر، به مادرش خیانت کردید، درست است؟» «آن‌ها اتهام‌های دروغینی بودند. این موضوع به‌طور کامل بررسی شد و من کاملاً تبرئه شدم. و بابت ازدواجی که اکنون با این زن فوق‌العاده دارم، بسیار سپاسگزارم.» «شما اعتراف کرده‌اید که در اکتبر ۲۰۱۷ در آن هتل رابطه جنسی داشته‌اید. شما گفتید این رابطه با رضایت دوطرفه بوده، درست است؟» «بله.» «شما پذیرفته‌اید که آن رابطه با رضایت دو طرف بوده، در حالی که هنوز متأهل بودید و تازه از زن دیگری صاحب فرزند شده بودید. باز هم می‌پرسم: چه توجیهی برای این قضاوت و رفتارتان دارید؟» «اتهام‌های کاملاً نادرستی علیه من مطرح شد. این موضوع به‌طور کامل بررسی شد و من کاملاً بی‌گناه شناخته شدم.» «شما اعتراف کرده‌اید که در حالی رابطه جنسی داشتید که هنوز متأهل بودید، آن هم بعد از اینکه تازه از همسر دوم خود صاحب فرزند شده بودید. شما همچنین پذیرفته‌اید که حادثه مونتری منجر به یک شکایت کیفری، یک تحقیق کیفری، یک توافق خصوصی و پرداخت نقدی به زنی شد که شکایت را مطرح کرده بود. و یک توافق‌نامه عدم افشا هم وجود داشت، درست است؟» «این یک توافق محرمانه برای حل‌وفصل یک دعوای آزاردهنده بود.» «در یک مصاحبه گفتید که این موضوع را حل‌وفصل کردید چون نگران بودید اگر علنی شود، به حرفه‌تان آسیب بزند. آیا هنوز هم معتقدید از شما اخاذی شده بود؟» «سناتور، من معتقدم این ادعاها نادرست بودند و علیه من مطرح شدند. وکیلم هم همین عبارت را به کار برد: من این فرصت را داشتم که بی‌گناهی‌ام را در برابر این ادعاهای نادرست ثابت کنم.» «اما هیچ‌یک از این مسائل را به رئیس‌جمهور ترامپ یا تیم انتقالی او، زمانی که شما را برای وزارت دفاع در نظر داشتند، نگفتید. شما آن اقدام را فاش نکردید. شکایت کیفری را فاش نکردید. تحقیقات کیفری را فاش نکردید. توافق‌نامه را فاش نکردید. پرداخت نقدی را فاش نکردید. سناتور، چرا این رویداد بسیار مهم را به فرمانده کل آینده و تیم انتقالی او اطلاع ندادید؟» «سناتور، من از همه بخش‌های این فرایند با تیم انتقالی قدردانی کرده‌ام. آن‌ها با من صادق و شفاف بوده‌اند. ما گفت‌وگوهای بسیار خوبی با هم داشته‌ایم و من از فرصتی که رئیس‌جمهور منتخب ترامپ به من داده سپاسگزارم.» «اما شما تصمیم گرفتید این موضوع را فاش نکنید، درست است؟ چون می‌دانستید به شانس‌تان لطمه می‌زند. پس تصمیم گرفتید این موضوع واقعاً مهم را به رئیس تیم انتقال نگویید، چون بیشتر نگران موقعیت خودتان بودید تا اینکه با رئیس‌جمهور آینده ایالات متحده صادق باشید. آیا چیز مهم دیگری هم هست که تصمیم گرفتید به رئیس‌جمهور منتخب و تیمش، وقتی داشتند درباره وزیر دفاع شدن شما تصمیم می‌گرفتند، نگویید؟» «سناتور، من اینجا کاملاً شفاف در برابر شما ایستاده‌ام، همان‌طور که هر کسی که این روند را دنبال کرده می‌داند.» «با وجود چندین توافق‌نامه محرمانگی و عدم افشا، دست بسیاری از افرادی که مایل‌اند با ما صحبت کنند بسته شده است. یکی از همکاران شما گفته که در یک مراسم در یک بار مست کردید و فریاد زدید: “همه مسلمان‌ها را بکشید.” یکی دیگر از همکارانتان ــ و او ناشناس هم نبود ــ گفته که شما همکارانتان را به یک کلوب استریپ بردید. شما مست بودید. تلاش کردید با رقاصه‌های برهنه برقصید. مجبور شدند شما را از صحنه دور کنند. و یکی از کارمندان شما در نتیجه همان رویداد شکایت آزار جنسی ثبت کرد. حالا می‌دانم که شما این موارد را انکار کرده‌اید، اما اگر درست باشند، آیا این دقیقاً همان نوع رفتاری نیست که فرد را برای وزیر دفاع شدن فاقد صلاحیت می‌کند؟» «سناتور، این‌ها اتهام‌های دروغین و ناشناس‌اند.» «آن‌ها ناشناس نیستند. و فقط در پایان این را به رئیس کمیته می‌گویم: شما ادعا کردید همه این‌ها ناشناس‌اند. ما اسنادی دیده‌ایم که نام‌ها به همه این موارد پیوست شده‌اند، از جمله نام مادر خود شما. پس لطفاً این را به یک ماجرای رسانه‌ایِ ناشناس تقلیل ندهید. ما نام‌های متعدد همکارانتان را دیده‌ایم که در سراسر دوران حرفه‌ای شما به‌طور مداوم درباره رفتارهای سوءاستفاده‌گرانه شما صحبت کرده‌اند.» «فکر می‌کنم وقت ایشان تمام شده است.» «خیلی بیشتر از وقتش گذشته.» «من کنار می‌روم.»

خبرگزاری شیر و خورشید

28,906 次观看 • 5 个月前

قرائت شعر اخوان ثالث توسط اسماعیل بقائی سخنگوی وزارت امور در آخرین نشست سخنگویی سال ۱۴۰۴ (۲۵ اسفند ماه ۱۴۰۴) ز پوچ جهان هيچ اگر دوست دارم تو را ای كهن بوم و بر دوست دارم تو را ای كهن پير جاويد برنا تو را دوست دارم، اگر دوست دارم تو را ای گرانمايه، ديرينه #ايران تو را ای گرامی گهر دوست دارم تو را ای كهن زاد بوم بزرگان بزرگ آفرین نامور دوست دارم هنروار انديشه‌ات رخشد و من هم انديشه‌ات، هم هنر دوست دارم اگر قول افسانه، يا متن تاريخ وگر نقد و نقل سير دوست دارم اگر خامه تيشه است و خط نقر در سنگ بر اوراق كوه و کمر دوست دارم وگر ضبط دفتر ز مشكين مركب نئين خامه، يا كلک پر دوست دارم گمان‌های تو چون يقين مي ستايم عيان‌های تو چون خبر دوست دارم به جان، پاک پيغمبر باستانت كه پيری است روشن‌نگر دوست دارم سه نيكش بهين رهنمای جهان ست مفيدی چنين مختصر دوست دارم همه كشتزارانت، از دیم و فاراب همه دشت و در، جوی و جر دوست دارم كويرت چو دریا و كوهت چو جنگل همه بوم و بر، خشک و تر دوست دارم شهيدان جانباز و فرزانه‌ات را كه بودند فخر بشر دوست دارم به لطف نسيم سحر روحشان را چنانچون ز آهن جگر دوست دارم هم افكار پرشورشان را كه اعصار از آن گشته زير و زبر دوست دارم هم آثارشان را، چه پند و چه پيغام و گر چند سطری خبر دوست دارم من آن جاودان ياد مردان كه بودند به هر قرن چندين نفر دوست دارم همه شاعران تو وآثارشان را به پاكی نسيم سحر دوست دارم ز فردوسی، آن كاخ افسانه كافراخت در آفاق فخر و ظفر دوست دارم ز خيام، خشم و خروشي كه جاويد كند در دل و جان اثر دوست دارم ز عطار، آن سوز و سودای پر درد كه انگيزد از جان شرر دوست دارم وز آن شيفته شمس، شور و شراری كه جان را كند شعله ور دوست دارم ز سعدي و از حافظ و از نظامی همه شور و شعر و سمر دوست دارم خوشا رشت و گرگان و مازندرانت كه شان همچو بحر خزر دوست دارم خوشا حوزه شرب كارون و اهواز كه شيرين ترينش از شكر دوست دارم فری آذرآبادگان بزرگت من آن پيشگام خطر دوست دارم صفاهان نصف جهان تو را من فزونتر ز نصف دگر دوست دارم خوشا خطه نخبه زای خراسان ز جان و دل آن پهنه ور دوست دارم زهی شهر شيراز جنت طرازت من آن مهد ذوق و هنر دوست دارم بر و بوم كرد و بلوچ تو را چون درخت نجابت ثمر دوست دارم خوشا طرف كرمان و مرز جنوبت كه شان خشک و تر، بحر و بر دوست دارم من افغان هم‌ريشه‌مان را كه باغی ست به چنگ بتر از تتر دوست دارم كهن سُغد و خوارزم را با كويرش كه شان باخت دوده‌ی قجر دوست دارم عراق و خليج تو را چون ورازورد كه ديوار چين راست در، دوست دارم هم ارّان و قفقاز ديرينه مان را چو پوری سرای پدر دوست دارم چو ديروز افسانه، فردای رويات به جان اين يک و آن دگر دوست دارم هم افسانه‌ات را، كه خوشتر ز طفلان بروياندم بال و پر، دوست دارم هم آفاق رويايی‌ات را كه جاويد در آفاق رويا سفر دوست دارم چو رويا و افسانه، ديروز و فردات به جای خود اين هر دو سر دوست دارم تو در اوج بودی، به معنا و صورت من آن اوج قدر و خطر دوست دارم دگر باره برشو به اوج معانی كه ت اين تازه رنگ و صور دوست دارم نه شرقی، نه غربی، نه تازی شدن را برای تو، ای بوم و بر دوست دارم جهان تا جهان است، پيروز باشی برومند و بيدار و بهروز باشی

وزارت امور خارجه

50,517 次观看 • 5 个月前

صحبتهای محسن نامجو که در اینستاگرامش منتشر کرده ‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️ دوست دارم شما را بشناسم گمان می‌کنم دون شأن سرسوزن هوش بنده است که مثل خیلی‌ها با دادن صفات مخ فریز شده‌ها، فحاشان،فاشیست‌ها، بوی کباب شنیده‌ها و غیره ودم را خلاص کنم و از این طریق وجودی ببرم که شما را شناختم نه این دقیقاً کاریست که شما با ما می‌کنید چرا؟ من سال‌هاست بر این گمانم که لذت شناخت و بیرون آمدن از جهل جزو فطرت و ذات آدمیست مثل حل شدن مسئله ریاضی که به انسان یک شادی درونی می‌دهد اما مسئله ریاضی حوصله و صبر می‌طلبد تا جهل را مبدل به دانایی کند روزگار ما که توسط ارزشی به نام سرعت و ذخیره وقت این‌طور به گند کشیده شده، آدم‌ها را، شما را عجول کرده برایتان فرصت تحلیل نمی‌گذارد فکر می‌کنید همه را شناخته‌اید به طرز کاملاً شهوانی و اغراق‌گونه دوست دارید جهان، ایده‌ها و آدم‌ها را با این طیف گسترده از پراکندگی را کتگورایز کنید به این و آن حوصله شنیدن از حالت سوم و چهارم و غیره را ندارید…👌🏼 این درد بی‌درمان شاهدوستان روزگار ماست اگر از جنگ انتقاد می‌کنی پس حتماً با کشتار دیماه موافقی ‼️اگر رهبر شاهزاده ما را نمی‌پسندی پس بلاشک مأمور حکومت آخوندها هستی‼️ اگر از عکس‌های تهران خراب شده این روزها غم‌زده و مستاصل می‌شوی، پس لابد با ماندگاری دیکتاتور اسلامی موافقی‼️ این سیاه وسپیددیدن را این بار نمی‌خواهم تحویر کنم می‌خواهم سعی کنم تا توانم اجازه می‌دهد درکتان کنم درکتان کنم مخ شما چطور کار می‌کند؟ چطور آدمی که یک سال نیست از اصفهان آمده تورنتو و تصویر ویرانی ۴۰ستون را می‌بیند ککش هم نمی‌گزد🤷🏼‍♂️ و می‌گوید حالا یک اثر فرهنگی کمتر چطور به شأنتان برنمی‌خورد که مردم ؛هستی ؛اقوامتان، دوستانتان،خاطراتتان،وطنتان،هرچه آن درون آن وطن است دارد به بهانه سرنگونی یک فاشیسم توسط یک فاشیست دیگر تحقیر ویران می‌شود چطور آدمی که خودتان چ آدمایی که خودتان و شا شاهزادهتان ایرانی کشته دیماه را از آن خود می‌دانید ولی کشتگان میناب را نه؟ ‼️‼️‼️‼️ چطور به کسی اقتدا می‌کنید که فراخوان داد و مسئولیت نپذیرفت؟ ‼️‼️ دوستان شاهدوست،دوستان مشروطه‌خواه،دوستان سلطنت‌طلب،هرچه که هستید که در ونکوور دست راست را به علامت نازیزم هیتلری بالا می‌برید، در کانادا آدم می‌کشید، در لس‌آنجلس به عابر رهگذر هجوم می‌برید من با تمام وجودم می‌خواهم شما را درک کنم کمکم کنید در ذهن شما چه می‌گذرد که نمی‌بینید ‼️‼️‼️ ترامپتان به تحریک اسرائیل وارد گل شده و راه پس و پیش ندارد در ذهن شما چه می‌گذرد که امید آزادی سرنوشت وطنتان دردستان کسیست که رسماً همین آقای پرزیدنت در ایام کرونا آمریکاییان را برای درمان کرونا به خوردن وایتکس رهنمون شد؟ ‼️‼️‼️ در ذهن شماچه می‌گذرد اگر شباهت تام این گول ابله کودک مانده در ۸۵سالگی را با اون آخوند خرافاتی که انبر نسا را درمان کرونا می‌دانست شباهتشان را نمی‌بینید؟ ‼️‼️ حاضرید سکان هدایت سرنوشت ایران را به دست آن آخوند عطاری بسپارید؟قطعاً نه پس فرق ترامپ با او چیست؟ جز اینکه او نمی‌گوید تنگه هرمز را هم به نام من کنید او روزی ۳بار در توییتر حرف و وعده دروغ نمی‌دهد وحرفش رو عوض نمی‌کند. در ذهن شما چه می‌گذرد که از رئیس‌جمهوری تشکر می‌کنید که سخیف‌ترین سفیه‌ترین دولتمرد تاریخ ایالات متحده و نه اصلاً بنجل‌ترین ثمره‌ایست که در تاریخ انسان مدرن از عصر ماکیابولی تا به حال به بار نشسته درذهن شما چیست؟ ‼️‼️‼️ چه می‌گذرد که روزی چند ده موشک را ضامن ویرانی وطنتان می‌کنند و می‌بینید که حکومت آخوندی همهمان را متعجب کرده با طاقتش در ذهنتان چه می‌گذرد که در گردهماییتان در چند ده هزار زندانی سیاسی از زن زندگی آزادی از تمام آرمان‌هایی که در این ۵۰ سال گذشته کشته داده صرف نظر می‌کنید و شعارتان خلاصه می‌شود درشاه ‼️‼️‼️ شما چند نفر ید چند میلیونید مگر باقی چه در فاصله خواندن همین متن همین چند خط چند نقطه دیگر را زده‌اند این وطن است خاک است ایران است همان خیابانیست که شما در آن عاشق شدید همان دانشگاهی را می‌زند که شما از آن فارغ و تحصیل شدید همان موزه‌ای را می‌زند که افتخار اجداد آریایی‼️شما را محافظت می‌کند همه زیرساخت‌ها، جنگل‌ها، راه‌ها، تأسیسات، پالایشگاه‌ها همه در ذهن شما چه می‌گذرد‼️ که آن جوان سرباز پای لانچر موشک را، آن رعنا جوان را می‌بینید و می‌گویید به درک که بمیرد؟ درذهن شما چیست که این اصل ساده ساده ساده بدیهی را نمی‌فهمید که آن جوان رعنا هرچه کند، از هر که دستور بگیرد، از شما تپش بیشتری درقلبش برای ایران دارد آقا ما۵۰ سال است که از نیش عقرب جمهوری اسلامی همهمان درد می‌کشیم چطور این موضوع برایتان سخت است که پاد زهر سم عقرب خوردن زهر نیش مار نیست؟‼️‼️‼️ بگذارید این وطن دوباره وطن شود .

آرش یوسفی -ARASH

96,328 次观看 • 5 个月前