Video yükleniyor...

Video Yüklenemedi

Ana Sayfaya Dön

زردی من از تو، سرخی تو از من. خداوندا، از تو می خواهم نور و گرمای آتشِ پاک تو، تمام اندوه و‌ رنگ پریدگی و بیماری و مشکلات ایران و‌ ایرانی را بگیرد و بجای آن سرخی و گرمی و نیرو و پیروزی ابدی نثار کند. آمین. امسال به...

21,598 görüntüleme • 6 ay önce •via X (Twitter)

0 Yorum

Yorum bulunmuyor

Orijinal gönderinin yorumları burada görünecek

Benzer Videolar

من چقدر این مَرد را دوست دارم دیوانه وار. بعد از اینهمه قرن. گویی می شناسمش به مثل یک دوست. به مثل یک رفیق دیرینه. به مثل یک یار؛ و نیچه نمیدانست که چند قرن بعد دختری، از سرزمینی کوهستانی به نام افغانستان، بارها و بارها بخاطرش خواهد گریست و خواهد گریست. و واژه گانش را تک به تک بار بار خواهد خواند. نیچه عزیز، نمی‌دانستی، نمی‌توانستی بدانی، که سالها پس از خاموشی ‌ات، آن خاموشی اندوهبارت، دختری از سرزمینی فراموش‌شده، با نامی که شاید هیچگاه نشنیده‌ای، افغانستان، بارها و بارها به خاطر تو خواهد گریست. بخاطرت و دردهایت سوگوار خواهد شد؛ و آن دختر منم که بارها گریسته ام هم بخاطر اندوهت و هم از شوقِ فهمیدنِ تو و دنیای تو، از مرهمی که واژه‌ هایت بر زخم هایم میگذارد تا التیام بخشد. و من بسیار زخمی ام و سوگوار. و گریسته ام بخاطرت نه به بهانه سوگ خودم؛ که از وجدِ اینکه کسی، در میان آشوب زمانه‌ اش، همان چیزی را حس کرده بود قرنها پیش که من اکنون، در میان اینهمه ناامیدی و سکوت‌ و دروغ‌، تو گویی زندگی می کنم. تو گفتی: - آنکه چراییِ زندگی را دریابد، با هر چگونگی ‌اش کنار می‌آید. - و من سالهاست دنبال همان چرایم؛ در سایه‌ تمام ستیزها، در مهاجرت، در پس قصه های مردمان سرزمینم و مردمان جهان، در خلوت کلمات؛ تو از انسانِ والا گفتی، از اراده‌ برای قدرت، از باز آفرینی خویش؛ و من، زنی تنها، در جهانی مردانه مغرورِ قدرتهایشان، فهمیدم که اراده‌ ما برای زیستن، خود مبارزه‌ ای‌ ست علیه هر مرگِ روزمره تحمیلیِ جغرافیا و تاریخ و زمانه ای که در آن زیستن را تمثیل می کنیم. کاش می‌شد با تو قدم زد، کاش می‌دانستی که زبانِ تو، در دل کوههای ما طنین می‌اندازد. و هر دختری که از خوابِ سنت می‌گریزد، هر زنی که با سکوت می‌جنگد، و هر زنی که تن به اجبار نمی دهد، در واقع، دارد به نیچه‌ سلام می‌دهد. اینجا در سرزمین من همه چیز تاریک است و سیاه؛ اما چراغی است و آن، بی‌ آنکه بدانی، خودِ تویی. تو نیچه. تو ای اندیشه. تو که هر سطری که نوشته ای و به یادگار مانده ای به ما انگیزه می بخشد و وعده رهایی می دهد.

Sahraa Karimi / صحرا کریمی

13,993 görüntüleme • 1 yıl önce

هم‌میهنان، آزادی و آبادی کشورمان ایران زمانی به دست می‌آید که جمعیتی آگاه، مصمم، فداکار و متحد از ایرانیان به درک درد و درمان مشترک برسند. تو کارگری که ماه‌هاست حقوق دریافت نکرده‌ای؛ تو کارمند و بازنشسته‌ای که حقوقت کفاف خرجت را نمی‌دهد؛ تو دانشجو و استاد دانشگاهی که از دانشگاه اخراج و زندانی می‌شوی؛ تو نظامی میهن‌‌دوستی که تضعیف جایگاه نیروی دفاعی کشور به دست سران آلوده، فاسد و جنایتکار، آزارت می‌دهد؛ تو نیروی پلیسی که جمهوری اسلامی لباست را به لباس سرکوب بدل کرده؛ تو کنشگر و حافظ محیط زیست که فرسایش هرروزه‌ی ایران، نابودی جنگل‌ها، و خشک‌شدن دریاچه‌ها و تالاب‌هایش را به چشم می‌بینی و رنج می‌بری؛ تو نویسنده و هنرمندی که آزادی و فعالیت بدون سانسور برایت تبدیل به یک رویا شده؛ تو ورزشکاری که از دخالت و فشار نهادهای نظامی و امنیتی، و تبعیض و تحقیر به ستوه آمده‌ای؛ تو دین‌داری که دینت دستمایه کسب قدرت و اندوختن ثروت توسط مشتی دین‌فروش شده، و یا تبعیض مذهبی به صورت مضاعف آزارت می‌دهد؛ و تک‌تک شما شهروندان ایران که وطن برای‌تان تبدیل به زندان شده است؛ راه رهایی و آسایش شما، برچیده‌شدن بساط این رژیم اهریمنی از ایران عزیزمان است. درد ایران ابعاد ملی دارد، و درمان آن نیز ملی‌ است. سالگرد قتل دختر ایران، جاویدنام مهسا امینی، فرصت مهمی‌ست تا شما، میلیونها ایرانی دغدغه‌مند از هر قشر و گروه، متحد با هم، موج نوینی از انقلاب ملی ما را کلید بزنید. به دستگاه سرکوب هشدار می‌دهم که مسئولیت هر گونه خشونت علیه ملت ایران با شما و آمران شماست. به ساعت عدالت بیندیشید و از عواقب سرکوب ملت رنج‌دیده بهراسید. ملت ایران، ملتی‌ست متمدن و صلح‌جو. اما دفاع مشروع و حفاظت از جان و امنیت خود و دیگران در برابر رژیمی که چون گرگ درنده به جان مردم می‌افتد، حق بدیهی و مسلم شهروندان است. ملت سرفراز ایران! با همبستگی شکوهمند ملی و نمایش آن در درون و بیرون کشور است که می‌توان این رژیم ضحاکی را به زیر کشید. بدانید که نیروی سرکوب زمانی آمران خود را تنها می‌گذارد که شما ملت را در جمعیتی بزرگ و در بالاترین سطح همبستگی ببیند. تفرقه‌انگیزان را از خود دور کنید و یک‌صدا ندا سر دهید: «ما ملت کبیریم/ایران رو پس می‌گیریم!»

Reza Pahlavi

3,935,826 görüntüleme • 3 yıl önce

ای ایران سرود ای ایران را «روح‌الله خالقی» در سال ۱۳۲۳ در آواز دشتی آفرید و شعر آن را «حسین گل گلاب» استاد دانشگاه تهران سرود. ای ایران ای مرز پر گهر ای خاکت سرچشمه هنر دور از تو اندیشه بدان پاینده مانی تو جاودان ای… دشمن ار تو سنگ خاره ای من آهنم جان من فدای خاک پاک میهنم مهر تو چون شد پیشه ام دور از تو نیست اندیشه ام در راه تو، کی ارزشی دارد این جان ما پاینده باد خاک ایران ما سنگ کوهت دُر و گوهر است خاک دشتت بهتر از زر است مهرت از دل کی برون کنم برگو بی مهر تو چون کنم تا… گردش جهان و دور آسمان بپاست نور ایزدی همیشه رهنمای ماست مهر تو چون شد پیشه ام دور از تو نیست، اندیشه ام در راه تو، کی ارزشی دارد این جان ما پاینده باد خاک ایران ما ایران ای خرم بهشت من روشن از تو سرنوشت من گر آتش بارد به پیکرم جز مهرت بر دل نپرورم از… آب و خاک و مهر تو سرشته شد دلم مهر اگر برون رود چه می‌شود دلم مهر تو چون، شد پیشه ام دور از تو نیست، اندیشه ام در راه تو، کی ارزشی دارد این جان ما پاینده باد خاک ایران ما

History In Pics

24,593 görüntüleme • 1 yıl önce