Video yükleniyor...

Video Yüklenemedi

Ana Sayfaya Dön

زیرنویس فارسی/ اگر قرار است تنها یک ویدئو برای درک ژئوپلیتیک کنونی جهان ببینید، آن ویدئو تحلیل «جورج یئو»، وزیر پیشین سنگاپور با ۲۳ سال سابقه در کابینه است. به گفته یئو، ژئوپلیتیک کنونی جهان اساساً ریشه در «عقب‌نشینی» و «افول» آمریکا دارد؛ واقعیتی مالی که هیچ دولتی در...

19,385 görüntüleme • 1 gün önce •via X (Twitter)

0 Yorum

Yorum bulunmuyor

Orijinal gönderinin yorumları burada görünecek

Benzer Videolar

«آیا این سریع‌ترین و قاطع‌ترین شکست تاریخ آمریکاست؟» وقتی جرمی بوئن، سردبیر بین‌المللی بی‌بی‌سی، درباره وضعیت تازه میان ایران و آمریکا حرف می‌زند، نخستین هشدارش این است که نباید زیادی درگیر تفاوت‌های نسخه‌های افشاشده شد، چون اوضاع پیوسته تغییر می‌کند. به گفته او، آنچه اکنون روی میز است یک توافق نیست، بلکه چیزی است که از آن با عنوان «یادداشت تفاهم» یاد می‌شود. او این یادداشت را راهی می‌داند برای به تعویق انداختن همان مسائل بزرگی که دو طرف در آنها فاصله زیادی دارند: حق ایران برای غنی‌سازی اورانیوم، آینده تردد از تنگه هرمز، و حمایت تهران از متحدانی مانند حزب‌الله لبنان. نقطه کانونی تحلیل بوئن این است که توازن قوا تغییر کرده و ایران دست بالا را دارد. او می‌گوید فاصله امروز با جایی که ترامپ در ۲۸ فوریه آغاز کرد بسیار زیاد است؛ روزی که عملاً از تغییر رژیم سخن گفت و تصور می‌کرد همه‌چیز سریع رخ می‌دهد. اما به گفته بوئن، نقشه اول جواب نداد و ترامپ نه نقشه‌ای دیگر داشت و نه راه بازگشتی. حالا این آمریکاست که باید به سمت ایران حرکت کند: «این مشکل ترامپ است. او نمی‌تواند در این مورد شروط را دیکته کند»، چون شیوه دیپلماسی و جنگ‌افروزی او کارساز نبوده است. تصویر او از موقعیت ترامپ. بوئن به زبان به‌کاررفته در یادداشت هم اشاره می‌کند و به باور او اگر این متن را باور کنیم، آمریکا اصلاً شروط را دیکته نمی‌کند و ایران کارت‌های زیادی در دست دارد. در مقابل، آمریکا و اسرائیل با وجود توان نظامی عظیم، به‌خاطر نقص در راهبرد سیاسی به این نقطه رسیده‌اند. برای سنجش نتیجه جنگ، بوئن چهار هدفی را که ترامپ در سخنرانی مارالاگو ترسیم کرد مرور می‌کند. هدف اول نابودی موشک‌ها و صنعت موشکی ایران بود. به گفته بوئن نیروی دریایی ایران تقریباً نابود شده، اما گزارش‌های واشنگتن‌پست و نیویورک‌تایمز می‌گویند چیزی حدود ۷۰ تا ۷۵ درصد ذخایر موشکی ایران باقی مانده و بخش بزرگی از مکان‌های نگهداری هم دوباره در دسترس قرار گرفته است؛ پس این هدف محقق نشده است. هدف دوم خنثی‌کردن نیروهای نیابتی منطقه بود، اما به گفته او حزب‌الله با وجود ضربات سنگین هنوز می‌جنگد و شبه‌نظامیان عراق همچنان مسلح و قدرتمندند. هدف سوم برخاستن مردم و سرنگونی رژیم بود. موضع بوئن صریح است: «هیچ تغییر رژیمی رخ نداده است.» او می‌گوید این تصور که کشتن رهبر، رژیم را هم از بین می‌برد، نشانه ناآگاهی کاخ سفید از سازوکار قدرت در ایران است. به گفته او این رژیم ساختاری لایه‌لایه و به‌هم‌پیوسته دارد و بر ایدئولوژی‌ای قدرتمند استوار است که چیزهایی مانند شهادت‌طلبی را هم دربر می‌گیرد. او این هدف را دست‌بالا نیم‌امتیاز می‌داند. درباره احتمال خیزش آینده هم محتاط است و می‌گوید با وجود فشار اقتصادی و میلیاردها دلار خسارت، بیشتر مردمی که از رژیم حمایت نمی‌کنند فعلاً در خانه می‌مانند و تنها در پی زنده ماندن‌اند. هدف چهارم، که بوئن آن را مهم‌ترین می‌داند، جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای بود. او یادآوری می‌کند که ایران همواره این هدف را انکار کرده، هرچند ایران اورانیوم را بسیار فراتر از سطح غیرنظامی غنی کرده. به تحلیل او، جایگاه مطلوب ایران بودن در آستانه هسته‌ای است؛ داشتن این گزینه به‌عنوان اهرم فشار. او می‌افزاید توافق برجام در سال ۲۰۱۵ محدودیت‌های سخت‌گیرانه‌ای بر غنی‌سازی گذاشته بود که ایران به آن پایبند بود، تا آنکه ترامپ آمریکا را از آن خارج کرد؛ اقدامی که به باور بوئن مسیر را به سمت جنگ کنونی باز کرد و بهای سنگینی به اعتبار آمریکا تحمیل کرد. نکته کلیدی دیگر بوئن درباره روحیه نسل تازه رهبران ایران است. او می‌گوید نسل قدیم، از جمله رهبر پیشین، محتاط بودند چون آمریکا همواره تهدید نابودی را بالای سرشان نگه می‌داشت. اما حالا به آنها حمله شده و نابود نشده‌اند، و نسل جدید با خود می‌اندیشد: «آن‌ها بدترین کارشان را کرده‌اند. ما هنوز اینجاییم.» در جمع‌بندی، بوئن به ارزیابی فیلیپس اوبراین، استاد روابط بین‌الملل، اشاره می‌کند که گفته بود اگر این متن درست باشد، «این یک عقب‌نشینی کامل از سوی ترامپ است و از نظر تاریخی سریع‌ترین و قاطع‌ترین شکست در یک جنگ در تاریخ ایالات متحده است.» بوئن می‌گوید گفتن این حرف شاید کمی زود باشد، چون جنگ ممکن است دوباره آغاز شود و محتمل‌ترین سناریو یک درگیری فرسایشی کم‌شدت است. اما تردیدی ندارد که این یک شکست راهبردی جدی برای آمریکا و به‌طور ضمنی برای اسرائیل است، مگر آنکه ترامپ بتواند توافقی رقم بزند که ایران را به جایی برساند که او می‌خواهد، نه جایی که خود رژیم می‌خواهد.

Panah Farhadbahman 🎒

31,040 görüntüleme • 3 ay önce

فرید زکریا، تحلیل‌گر شبکه سی‌ان‌ان، در تازه‌ترین تحلیل خود به یک پرسش کلیدی می‌پردازد: چرا قدرتمندترین کشور جهان نمی‌تواند خواسته‌اش را به کشوری به‌مراتب کوچک‌تر و ضعیف‌تر تحمیل کند؛ کشوری که سال‌ها زیر فشار تحریم‌های اقتصادی و حملات نظامی فرسوده شده است؟ به گفته او، ساده‌ترین راه برای درک مشکل آمریکا در جنگ با ایران، نگاه از دریچه نظریه بازی‌هاست. زکریا معتقد است ترامپ تصمیم گرفت با ایران وارد یک «بازی جوجه» شود؛ همان صحنه دو راننده‌ای که مستقیم به‌سوی هم می‌رانند. در چنین بازی‌ای، وقتی موضوع برای یک طرف به مرگ و زندگی گره خورده و برای طرف دیگر اهمیتی بسیار کمتر دارد، معمولاً طرفی که چیز بیشتری برای از دست دادن دارد پیروز می‌شود. برای حکومت ایران، شکست می‌تواند به‌معنای سرنگونی و نابودی باشد، اما برای ترامپ نهایت ماجرا یک آخر هفته ناخوشایند است. روشن است که چرا طرف ایرانی آماده‌تر است فرمان را قفل کند و کوتاه نیاید. اما زکریا تأکید می‌کند که ریشه دشواری آمریکا در برخورد با ایران، فراتر از ترامپ و این جنگ شتاب‌زده است. به باور او، از زمانی که جمهوری اسلامی به قدرت رسید، واشینگتن میان دو رویکرد سرگردان بوده است. از یک سو فهرستی از مسائل مشخص داشته که خواهان حل آن‌ها بوده، از آزادی گروگان‌ها تا محدودیت‌های هسته‌ای؛ و از سوی دیگر، هدفی بنیادی‌تر را دنبال کرده که همان سرنگونی حکومت است، نه صرفاً مذاکره با آن. این تضاد نزدیک به نیم قرن در سیاست خارجی آمریکا جریان داشته است. پرسش اصلی این است: آیا واشینگتن می‌خواهد برخی سیاست‌های ایران را تغییر دهد یا می‌خواهد خود ایران را دگرگون کند؟ آمریکا با نشستن پای میز مذاکره، عملاً درجه‌ای از مشروعیت را به جمهوری اسلامی می‌بخشد و آن را نماینده ایران در صحنه جهانی به رسمیت می‌شناسد. این پذیرش برای بخشی از نخبگان آمریکایی که جمهوری اسلامی را نامشروع می‌دانند و معتقدند تنها سیاست درست در قبال آن سرنگونی است، ناخوشایند است. با این حال، چیزهایی وجود دارد که واشینگتن می‌خواهد و تنها تهران می‌تواند آن‌ها را فراهم کند. زکریا یادآوری می‌کند که همین تناقض باعث شد حتی رونالد ریگان نیز در خفا با روحانیون ایران مذاکره کند، در حالی که در ملأ عام آنان را محکوم می‌کرد. این دوگانگی را می‌توان تقریباً هر روز در رفتار ترامپ دید: یک پیام تهدید می‌کند که تمدن ایران را نابود خواهد کرد و به ۴۷ سال شرارت پایان خواهد داد، و پیامی دیگر در همان روز از پیشرفت مذاکرات سخن می‌گوید. ترامپ خوش‌بین وارد گفت‌وگو می‌شود، میان دورهای مذاکره جنگ به راه می‌اندازد و از مردم ایران می‌خواهد حکومتشان را سرنگون کنند، و کمتر از یک هفته بعد دوباره وعده می‌دهد که در صورت پذیرش خواسته‌هایش، آینده‌ای بسیار روشن در انتظار ایران خواهد بود. به اعتقاد زکریا، آمریکا پیش‌تر نسبت به اتحاد جماهیر شوروی نیز چنین نگرش متناقضی داشت. واشینگتن پس از تسلط کمونیست‌ها بر روسیه در سال ۱۹۱۷ روابطش را قطع کرد و حدود پانزده سال بعد، فرانکلین روزولت موجودیت آن را به رسمیت شناخت. در دهه ۱۹۷۰، سیاست مذاکره هنری کیسینجر با شوروی از سوی جناح راست به‌شدت نکوهش شد، چرا که به‌معنای تقویت جایگاه یک «امپراتوری اهریمنی» تلقی می‌شد. پاسخ کیسینجر همواره این بود که آمریکا در تقابل ایدئولوژیک با شوروی قرار دارد، اما منافع ملی مشخصی نیز دارد، مانند مهار سلاح‌های هسته‌ای، که بدون توافق با مسکو دست‌یافتنی نبود. زکریا، باراک اوباما را معادل کیسینجر در پرونده ایران می‌داند. به گفته او، دولت اوباما تنها دولتی بود که دست به یک انتخاب روشن زد و به این نتیجه رسید که هرچند آمریکا شاید حکومتی دیگر را در ایران ترجیح دهد، برای مقابله با بزرگ‌ترین خطر علیه منافع ملی خود، یعنی مسئله هسته‌ای، ناچار است با همین حکومت کنار بیاید. توافق هسته‌ای تلاشی بود برای مهار خطرناک‌ترین عنصر سیاست خارجی ایران و در این کار موفق شد، اما در نگاه بسیاری از راست‌گرایان، بهای آن مشروعیت‌بخشی به حکومت بود. به همین دلیل ترامپ آمریکا را از توافق خارج کرد؛ تصمیمی که به بی‌اعتباری حسن روحانی، رئیس‌جمهور وقت، و بازگشت تندروها در تهران انجامید. تندروهایی که برنامه غنی‌سازی را شتاب بخشیدند و در نهایت ترامپ را دقیقاً به همان دوراهی نخست بازگرداندند: توافق یا ایستادگی؟ زکریا در پایان می‌گوید اکنون روشن است که ترامپ خواهان توافق است، اما با بستن این توافق ممکن است سرانجام همان چیزی را به جمهوری اسلامی بدهد که چهل‌وهفت سال در پی آن بوده است؛ پذیرشی بی‌قیدوشرط، آن‌هم از جانب تندروترین عناصر آمریکا. و برای تهران، چنین جایزه‌ای ارزش امتیازهای فراوان را دارد.

Panah Farhadbahman 🎒

40,653 görüntüleme • 3 ay önce

دامی نیست که آمریکایی‌ها پهن کرده، و سرانِ ابله رژیم در آن نیافتاده باشند؛ سکوتِ نمایندگان آمریکایی پس از گفتگوها، و پرگویی‌های احمقانه‌ی عراقچی را به خاطر دارید؟ سکوت آمریکا آگاهانه بود، اما رژیم با ژستی پیروزمندانه و از موضعی فرادست اعلام موفقیت می‌کرد، تا امروز ویتکاف دهان باز کند و اینچنین روایت جعلی عراقچی را، علیه نظام استفاده کرده، و آن را به اهرمی برای توجیه اقدام نظامی تبدیل کند! آمریکا همین سیاست را با عدم رهگیری - ساقط کردن موشک‌ها و پهپادهای سپاه تروریستی دنبال کرد؛ اجازه داد جمهوری‌اسلامی بر سینه بکوبد، قلدری کند و همسایگان عرب خود را هدف قرار دهد! رژیم خیال می‌کرد که این حملات باعث ایجاد فشار توسط همین کشورها به دولت آمریکا، برای توقف جنگ می‌شود! نتیجه اما چیز دیگری بود: تشکیل ائتلافی منطقه‌ای توسط اعراب همسایه، و پیوستن‌شان به کارزار نظامی اسرائیل-آمریکا علیه رژیم! آمریکا به رژیم اجازه داد تا کشتیرانی جهانی را به خطر بیاندازد، سپاه احساس قدرت کرد، به چند کشتی و نفتکش حمله کرد، نظام و امنیت تجارت در آب‌های آزاد را به خطر انداخت و بعد به پایگاه‌های نظامی در قبرس حمله کرد، فکر می‌کنید نمیشد جلوی این حملات دیوانه‌وار را گرفت؟ در نتیجه‌ی این ستیزه‌جویی تروریستی آشکار، رژیم نه تنها نیروی دریایی خود را به‌طور کامل از دست داد، که انگلیس و فرانسه‌ای که مایل به همکاری با آمریکا برای اقدام نظامی نبودند، اظهار کردند که می‌خواهند برای دفاع در برابر تهدیدهای جمهوری‌اسلامی، اقدام کنند! جمهوری‌اسلامی طی این چند هفته، و به‌ویژه پس از آغاز جنگ، با رفتار و گفتارهای جنون‌آمیز خود، بیشترین مشروعیت جهانی را به دولت ترامپ، برای اثبات ضرورتِ اقدام نظامی پیش‌دستانه علیه رژیم، بخشیده است! از طرفی باید خوشحال بود که دشمن ما چنین نادان است، و از طرفی باید خون گریست که چنین فرقه‌‌ای متشکل از دیوانگان، فرومایگان و ابلهان، ۴۷ سال هستی و نیستی ما را به اسارت خود درآورده است!

سیروس پارسا

57,032 görüntüleme • 6 ay önce

۲/۳: در آن مصاحبه، محمدرضا شاه پهلوی به خبرنگار کانادایی یادآوری کرد که شما (در طول تاریخ) از ما سوء‌استفاده کرده‌اید، و با کنایه به وی گفت شما هنوز برای انرژی‌های جایگزین همچون انرژی هسته‌ای فکر اساسی نکرده‌اید. ایشان به عنوان نمونه به افزایش نرخ فروش گندم از ۶۰ دلار به ۲۴۵ دلار اشاره کرد و خبرنگار کانادایی را در برابر این حقیقت قرار داد که اقرار کند «پس شما همان اندازه مبلغ بیشتری برای کالایتان طلب می‌کنید که ما برای کالایمان طلب می‌کنیم»، و شاه پاسخ داد «بله، دقیقا» و در ادامه به خبرنگار گفت «من نمی‌دانم چرا شما فکر می‌کنید که برتر هستید». از این قسمتِ مصاحبهْ محمدرضا شاه ایران خشم خود را از زیاده‌خواهی‌های برخی کشورهای صنعتی غربی آشکار کرد. او در پاسخ به این پرسش خبرنگار که «شما فکر می‌کنید ما داریم به خاطر این احساس (خودخواهی/برتری) رنج می‌بریم؟» گفت «بله، تاکنون همین‌طور بوده، اما احتمالا تغییر خواهید کرد»، و خبرنگار در ادامه پرسید «چرا تغییر خواهیم کرد؟» و شاه پاسخ داد «چون چشم شما (به روی حقایق) باز شده و شما اساسا مردم بی‌انصافی نیستید. شما فقط برای مدتی طولانی در دنیای ناعادلانه/غیرمنصفانه زندگی‌ کرده‌اید. اما شما با واقعیت‌های تازه جهان تطبیق خواهید یافت. ما تحت فشار قرار نخواهیم گرفت. ما خواستار جنگ نیستیم اما اگر (جنگ) بر ما تحمیل شود، ما پا پس نمی‌کشیم. ۲۰، ۲۵ سالِ آینده برای ما بسیار حیاتی است، زیرا تنگه هرمز که دروازه خلیج فارس است، (همچون) رگ گردن ماست. زندگی ما به آن بستگی دارد. [...] هیچ کس نمی‌تواند به ما تجاوز کند مگر با درهم کوبیدن ما. چرا که ما تسلیم‌ نخواهیم شد. شما چه بهانه‌ای برای آمدن به این کشورهای تولید کننده‌ی نفت دارید؟ این اتفاق بسیار وحشیانه و بی‌سابقه در جهان خواهد بود، و بدترین اقدام امپریالیستی که جهان آن را به خود خواهد دید. چطور این کار را خواهید کرد؟ و این کاملا عجیب است که داشتن تسلیحات بیشتری از آنچه ما داریم، برای کشورهای دیگر عادی جلوه می‌کند، و بعد شما در مورد نیروهای نظامی ما صحبت می‌کنید، در صورتی که آشکار است که آنها بیشتر از سایر کشورها تسلیحات ندارند. من این را درک نمی‌کنم.» سپس خبرنگار از شاه پرسید «آیا ممکن است این موضوع به این خاطر باشد که کشورهای غربی ایران را از هر لحاظ به عنوان یک قدرت اصلی نمی‌بینند، چه از منظر معاملات نفتی و چه به لحاظ نظامی؟» و شاه پاسخ داد «بله، ممکن است حرف شما درست باشد، اما آنها به زودی خودشان را با پیشرفت‌های ما مطابقت خواهند داد.» در ادامه توجه شما را به مصاحبه‌ی مایک‌ والاس خبرنگار آمریکایی با محمدرضا شاه پهلوی در سال ۱۹۷۴ جلب می‌کنم: او شاه را این‌طور توصیف می‌کند: «او عرب نیست، خودش را آریایی می‌داند و بر خلاف عرب‌ها به هر کسی نفت می‌فروشد اگر قیمتش مناسب باشد. او‌ عضو اوپک است؛ گروهی که مسئول بالا رفتن قیمت نفت است.» این خبرنگار مسئله احتمال صلح اعراب با اسرائیل و برداشته شدن تحریم را مطرح می‌کند و محمدرضا شاه پهلوی در پاسخ به وی می‌گوید: «حقیقتا نمی‌دانم چرا شما اصرار دارید که برداشته شدن این تحریم برای آمریکا اهمیت دارد؟ شما که کمبود نفت ندارید». خبرنگار آمریکایی از شاه می‌پرسد: «تا به حال صف خودروهایی که منتظر دریافت سوخت هستند و گاهااین صفوف خودروها تا چندین مایل ادامه دارند را دیده‌اید؟». شاه پاسخ می‌دهد: «بله، تصاویرش را دیده‌ام ولی شما بیشتر از هر زمان دیگری در گذشته نفت برداشت کرده‌اید» و پس از بیان چند جمله در مورد میزان کاهش و افزایش واردات نفت از سوی آمریکا، شاه به او یادآوری می‌کند که «می‌دانی که کشتی‌های شما مسیرشان را دو، سه بار در اقیانوس تغییر می‌دهند. شما نفت را به یک مقصد مشخص می‌فروشید اما از جای دیگری سر در می‌آورد». خبرنگار می‌پرسد «پس دارد کلاهبرداری می‌شود؟» و شاه پاسخ می‌دهد: «قطعا اتفاقاتی دارد می‌افتد». خبرنگار می‌پرسد: «چه کسی از آن سود می‌برد؟» و شاه پاسخ می‌دهد «شرکت‌های»، و به سود ۶۷ درصدی یکی از این شرکت‌ها و سود بیشتر یکی دیگر از این شرکت‌ها اشاره می‌کند.

Kianoosh Sanjari

17,846 görüntüleme • 2 yıl önce

جناب آقای دکتر پزشکیان رئیس‌جمهور محترم اطلاعات رسمی منتشرشده از تهران، ریاض و واشنگتن نشان می‌دهد که ایران در آستانهٔ یکی از مهم‌ترین مقاطع مذاکراتی با ایالات متحده قرار گرفته است؛ مقطعی که در صورت مدیریت صحیح، می‌تواند مسیر امنیت ملی، ثبات منطقه‌ای و آیندهٔ اقتصادی کشور را دگرگون کند. در نخستین گام، دولت ایران پیام رسمی شما را به پادشاهی عربستان ارسال کرده است؛ پیامی که مطابق اعلام سخنگوی دولت، با لحنی دوستانه و حاکی از قدردانی دولت ایران نسبت به همکاری‌های عربستان نوشته شده است. در گام مکمل، عربستان به‌طور رسمی دریافت این پیام را تأیید کرد. این تبادل پیام، نشانهٔ روشن ایجاد یک «کانال اعتمادساز» میان تهران و ریاض است؛ کانالی که در شرایط کنونی می‌تواند نقشی تعیین‌کننده در آیندهٔ روابط ایران و آمریکا ایفا کند. در ادامهٔ این روند، ولیعهد عربستان سعودی، در سفر خود به آمریکا طی موضع‌گیری کم‌سابقه‌ای آشکارا اعلام کرد: ✨«تمام تلاش خود را برای رسیدن به توافق بین ایالات متحده و ایران به کار خواهیم گرفت، و تهران خواهان دستیابی به یک توافق است… برای ایران مفید است که با ایالات متحده به توافق برسد.» این سطح از صراحت، به‌ویژه در شرایطی که عربستان در سال‌های اخیر نقشی فعال در شکل دادن به نظم امنیتی خاورمیانه داشته است، نشان می‌دهد که عربستان نه‌تنها در جریان تحرکات جدید قرار دارد، بلکه آن را فرصتی راهبردی برای ثبات منطقه می‌داند و حاضر است نقش میانجی‌گر فعال را بر عهده گیرد. اهمیت این روند زمانی دوچندان می‌شود که در ملاقات رسمی امروز در نیویورک، رئیس‌جمهور آمریکا در حضور بن سلمان تصریح کرد: ✨«آن‌ها واقعاً به‌شدت می‌خواهند یک توافق انجام دهند. من کاملاً برای این موضوع آماده هستم؛ با آن‌ها در حال مذاکره هستیم و روندی را آغاز کرده‌ایم. و خوب خواهد بود که با ایران به یک توافق برسیم.» این مهمترین ‌بار در دولت جدید در آمریکا است که رئیس‌جمهور این کشور رسماً اعلام می‌کند که: ✨ «مذاکره آغاز شده است»، «روندی جریان دارد»، و او «آمادگی کامل برای توافق» را دارا می‌باشد. اهمیت این جملات، نه در محتوای کلی آن، بلکه در اعلام علنی آن، در کنار ولیعهد عربستان، و به‌عنوان بخشی از یک «چارچوب سه‌جانبهٔ در حال ظهورِ امنیت‌آفرین» است. جناب پزشکیان هم‌زمانی این سه تحول - پیام رسمی ایران، اعلام میانجی‌گری عربستان، و اعلام آغاز روند مذاکرات از سوی آمریکا - رخدادی کم‌نظیر است. در طی سال‌های گذشته، چنین هماهنگی سیاسی و دیپلماتیک میان سه پایتخت به‌صورت هم‌زمان شکل نگرفته بود. این هم‌زمانی نشان می‌دهد که «پنجره‌ای راهبردی» گشوده شده است؛ پنجره‌ای که از بین بردن آن، نه‌تنها فقدان یک فرصت، بلکه خطایی راهبردی خواهد بود. تجربه نیز نشان می‌دهد انتقال کانال‌های میانجی‌گری از کشورهایی مانند عمان و قطر به عربستان، کشوری با قدرت ساختاری، نفوذ مستقیم در آمریکا و اراده عملی برای کاهش تنش، بهترین تصمیم راهبردی در شرایط کنونی است. این ویژگی‌ها، عربستان را به «میانجی کارآمد» و «کانال واقعی انتقال پیام» تبدیل می‌کند، جایگاهی که نه عمان، نه قطر و نه اروپایی‌ها از آن برخوردارند. با این حال، تجربه‌ی دو دههٔ گذشته به ما آموخته است که هر زمان کشور در آستانه‌ی یک گشایش راهبردی قرار گرفته، فشارهای داخلی - از جنس مقاومت سیاسی، روایت‌سازی رسانه‌ای، نگرانی‌های ویژه یا محاسبات جناحی - تلاش کرده‌اند مسیر دیپلماسی را کند یا متوقف کنند. امروز نیز همان نشانه‌ها قابل مشاهده است. اما: ✨باید با صراحت ایستاد، و نشان داد که امنیت ملی ایران، وابسته به تصمیم‌های شجاعانه است، نه ملاحظات جناحی؛ و این مسیر نباید از سوی هیچ جریان داخلی مختل شود. جناب رئیس‌جمهور دولت شما امروز در برابر مسئولیتی تاریخی قرار دارد. این یک فرصت استراتژیک است که می‌تواند سایهٔ امنیتی‌سازی دوبارهٔ پرونده ایران در شورای امنیت را دور کند، فشارهای اقتصادی را کاهش دهد، روابط منطقه‌ای را تثبیت کند و مسیر بازگشت به یک توازن پایدار با آمریکا و عربستان را هموار سازد. چنین لحظاتی در تاریخ سیاست خارجی کشور، شاید تنها یک بار در یک دهه رخ دهد. لذا این روند باید با قدرت ادامه یابد، و نباید اجازه داد فشارهای داخلی یا برداشت‌های نادرست، مسیر گشایش دیپلماتیک را از کشور دریغ کند. روندی که تمام دلسوزان ایران باید با قاطعیت از آن حمایت کنند؛ و جنابعالی نیز نباید اجازه دهید جریان‌های داخلی مسیر این گشایش تاریخی را سد نمایند. آیندهٔ امنیت ملی ایران و ثبات منطقه‌ای، امروز بیش از هر زمان دیگری به کیفیت تصمیم‌گیری در این لحظه وابسته است.

Hamid Aboutalebi

661,816 görüntüleme • 9 ay önce

داستان مریم طهماسبی جنبه‌ های دیگری هم دارد که *نشریه نیشن* به خوانندگانش نگفته است. طهماسبی در مقاله‌اش، خود و خانواده‌اش را دو فرد دانشگاهی و معمولی معرفی می‌کند که امروز باید تاوان کاری را بدهند که مادر همسرش، حتی پیش از تولد او، انجام داده است. او از آمریکایی می‌نویسد که «دوستش داشته» و خانواده‌اش را قربانی مجازات به‌دلیل نسبت خانوادگی جلوه می‌دهد. اما آمریکایی‌ها سزاوار شنیدن همه داستان هستند. طهماسبی از مادرشوهرش، معصومه ابتکار، صرفاً به‌عنوان «مترجم گروگان‌گیران ایرانی» یاد می‌کند. این توصیف، نقش تاریخی ابتکار را به شکلی جدی تحریف و کوچک می‌کند. ابتکار صرفاً یک مترجم نبود. او سخنگوی انگلیسی‌زبان دانشجویان اسلام‌گرایی بود که سفارت آمریکا در تهران را اشغال کردند و ۵۲ آمریکایی را به مدت ۴۴۴ روز به گروگان گرفتند. او در برابر رسانه‌های بین‌المللی چهره و صدای گروگان‌گیران بود و از اقدام آنان دفاع می‌کرد. ابتکار بعدها نیز به یکی از چهره‌های بلندپایه جمهوری اسلامی تبدیل شد و چندین دوره در مقام معاون رئیس‌جمهور فعالیت کرد. بخش مهم دیگری از این داستان که از روایت طهماسبی حذف می‌شود «آقازاده» بودن است. معصومه ابتکار به بالاترین سطوح ساختار سیاسی جمهوری اسلامی راه یافت و خانواده‌اش نیز در زمره خانواده‌های متصل به قدرت قرار گرفتند؛ خانواده‌هایی برخوردار از جایگاه، ارتباطات، امکانات تحصیلی و حرفه‌ای و امکان رفت‌وآمد و زندگی در خارج از کشور؛ فرصت‌هایی که برای میلیون‌ها ایرانی عادی، به‌ویژه کسانی که همین نظام سرکوب یا از حقوق اولیه‌شان محروم کرده، دست‌نیافتنی بوده است. صرف‌نظر از اینکه درباره برخورد کنونی با طهماسبی در آمریکا چه نظری داشته باشیم، نمی‌توان این پیشینه و امتیازات را از روایت حذف کرد و خانواده‌ای با چنین ارتباطاتی را صرفاً خانواده‌ای عادی و بی‌بهره از قدرت و نفوذ معرفی کرد. و بعد می‌رسیم به رفتار خود طهماسبی در آمریکا. در ویدیویی که به‌صورت عمومی منتشر شده، طهماسبی ابتدا خانه همسایه‌اش را که پرچم آمریکا بر آن نصب شده نشان می‌دهد. سپس دوربین را به سمت خانه‌ی خود و پرچم امام حسین بر سر در ان می‌چرخاند و با لحنی تمسخرآمیز می‌گوید: «اونا پرچم آمریکا رو زدن به خونه‌شون، منم پرچم امام حسین زدم.» چرا این جمله اهمیت دارد؟ چون امام حسین در فرهنگ شیعه صرفاً یک شخصیت مذهبی نیست. واقعه کربلا، حسین را به یکی از قدرتمندترین نمادهای مبارزه با ظلم، ایستادگی در برابر حاکم نامشروع، سر فرود نیاوردن، مقاومت، فداکاری و شهادت تبدیل کرده است. طبیعتاً احترام به امام حسین یا نصب پرچم او هیچ معنای ضدآمریکایی ندارد. مسئله اینجا انتخاب خود طهماسبی برای قرار دادن این دو نماد در برابر یکدیگر است. هیچ‌کس این مقایسه را به او تحمیل نکرد. این خود اوست که ابتدا پرچم آمریکا را نشان می‌دهد و سپس در مقابل آن، پرچمی را قرار می‌دهد که در فرهنگ سیاسی و مذهبی او نماد مقاومت و ایستادگی است. در چنین فضایی، دشوار است این رفتار را صرفاً ابراز یک باور مذهبی دانست. پیامی که خود او می‌سازد روشن است: یک طرف پرچم آمریکا؛ طرف دیگر، نماد مقاومت و ایستادگی او. این تصویر، روایت امروز او از کسی که صرفاً «عاشق آمریکا» بوده را دست‌کم بسیار پیچیده‌تر می‌کند. هیچ‌یک از این موارد به این معنا نیست که فرزندان باید به‌خاطر اعمال والدینشان مجازات شوند. نباید چنین باشد. همان‌طور که وابستگی خانوادگی نیز حق برخورداری هر فرد از دادرسی عادلانه و روند قانونی در آمریکا را از بین نمی‌برد. اما دقیقاً به همین دلیل است که تمام داستان باید گفته شود. وقتی از مردم آمریکا انتظار همدردی دارید، یکی از شناخته‌شده‌ترین سخنگویان گروگان‌گیران سفارت آمریکا را صرفاً به یک «مترجم» تقلیل ندهید.امتیازات، موقعیت و ارتباطات سیاسی خانواده‌ای را که سال‌ها به بالاترین سطوح قدرت در جمهوری اسلامی متصل بوده، از روایت حذف نکنید. و وقتی به آمریکایی‌ها می‌گویید چقدر کشورشان را دوست دارید، آن بخش از گذشته خودتان را هم حذف نکنید که در آن، پرچم همسایه آمریکایی‌تان را به تمسخر می‌گیرید و آگاهانه آن را در برابر نمادی قدرتمند از مقاومت و ایستادگی قرار می‌دهید. آمریکایی‌ها خودشان می‌توانند درباره معنای همه اینها قضاوت کنند؛ اما پیش از قضاوت، حق دارند تمام داستان را بدانند. #StopIRILobby

Lawdan Bazargan

40,520 görüntüleme • 19 gün önce

یکی از خوش‌شانسی‌های #ما، حضور شخصیتی مثل مارکو روبیو در دولت ترامپ است. 🚨 شگفت‌انگیز! مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، لحظاتی پیش در جلسه کابینه سخنانی ایراد کرد که توجه بسیاری را جلب کرد. «من درباره مردم ایران صحبت نمی‌کنم. کسانی که این کشور را اداره می‌کنند، روحانیون شیعه افراطی هستند. این‌ها متعصبان مذهبی‌اند. ببینید حالا که در ضعیف‌ترین وضعیت خود قرار دارند، چه کارهایی انجام می‌دهند!» «این ضعیف‌ترین وضعیت ایران در طول تاریخش است، اما ببینید چه میکنند؛ به سفارتخانه‌ها حمله میکنند، به هتل‌ها حمله میکنند. تصور کنید اگر این افراد به سلاح هسته‌ای دست پیدا کنند، چه خواهند کرد!» «این، ریسکی غیرقابل‌قبول برای جهان است. ضمن اینکه رئیس‌جمهور فقط به آمریکا و مردم ما خدمت نمیکند؛ این اقدام به نفع تمام جهان است.» «او در همان شب نخست این عملیات، هدف را کاملاً روشن اعلام کرد. قرار بود نیروی دریایی ایران را نابود کنیم و این در حال انجام است. همچنین قرار بود، اگر تاکنون انجام نشده باشد، جزئیاتش را به پیت واگذار میکنم، توانایی ایران برای پرتاب موشک را از بین ببریم.» «ما به‌خوبی در مسیر تحقق این هدف قرار داریم. همچنین قرار بود کارخانه‌هایی را که موشک و پهپاد تولید میکنند، نابود کنیم تا دیگر نتوانند موشک و پهپاد بیشتری بسازند، و این روند نیز در حال پیشرفت است.» «تمام اهدافی که رئیس‌جمهور در نخستین شب این عملیات به‌طور شفاف اعلام کرد، در حال تحقق است.» «طی ۴۷ سال گذشته، رژیم ایران در سراسر جهان آمریکایی‌ها را کشته و به آن‌ها حمله کرده است. رؤسای جمهور پیشین فرصت داشتند اقدامی انجام دهند. همه درباره خطرناک بودن ایران هشدار می‌دادند، اما از اقدام خودداری کردند.» «اما این رئیس‌جمهور کسی نیست که از اقدام کردن خودداری کند. او چنین خطری را به حال خود رها نخواهد کرد. با آن مقابله خواهد کرد، و دقیقاً همین کاری است که اکنون انجام میدهد.» - پی‌نوشت: از روبیو باید حمایت کرد.

Maziyar Razmjou 🇮🇷

60,748 görüntüleme • 1 ay önce

01) مصاحبه شاهنشاه رضا پهلوی با با فاکس بیزینس 👇 برای سرنگونی رژیم، حدس می‌زنم هدف این باشد. و از خودم می‌پرسم که این موضوع تا چه اندازه عمق دارد. ما از طرف اسرائیلی‌ها شنیده‌ایم که آن‌ها کمک داشتند — تعداد زیادی از ایرانیان همکاری کردند زمانی که اسرائیل اولین حمله را بیش از یک هفته پیش انجام داد. به نظر شما این نفوذ تا چه حد عمیق است؟ با این حال، این حملات ضربه‌ی شدیدی به رژیم وارد کرده‌اند. اما وقتی از ایران و اسرائیل صحبت می‌کنیم، احساس عمومی در هر دو طرف این است که در آینده‌ای قابل تصور که بتوان روابط خوبی با همسایگان داشت، مردم ایران از برقراری دوستی با اسرائیل و همسایگان عرب استقبال می‌کنند. برخلاف این رژیم که کاملاً در دنیایی متفاوت زندگی می‌کند. به همین دلیل است که مردم ایران می‌دانند این جنگ علیه آن‌ها نیست. این جنگ در درجه اول برای درهم شکستن رژیمی است که بسیار ظالم و بیرحم بوده است. در واقع، این جنگ در مسیری پیش می‌رود که مردم ایران همیشه آرزو داشته‌اند: اینکه شاید این اتفاق بتواند در نهایت به آن‌ها کمک کند تا به میدان بازی برابر‌تری برسند. و من معتقدم نشان دادن این نکته اهمیت دارد. اما، لری، این نکته‌ی اصلی است که می‌خواهم بیان کنم: اکنون زمان آن نیست که دوباره به رژیمی که در آستانه فروپاشی است، طناب نجاتی بیندازیم. مهم‌ترین موضوع برای ایرانیانی که بهای این مبارزه را می‌پردازند و می‌دانند چقدر می‌تواند برایشان پرهزینه باشد، این است که مطمئن باشند این رژیم دیگر فرصتی برای بقا پیدا نخواهد کرد. چون این رژیم هرگز از پیگیری برنامه‌ی تسلیحات هسته‌ای خود دست نخواهد کشید — حتی اگر مجبور باشد آن را از جای دیگری تهیه کند. چون این ماهیت این رژیم است: قابل اعتماد نیست. در نهایت، تنها راه‌حل پایدار برای صلح و ثبات، از بین بردن این تهدید، یک بار برای همیشه است. و این مهم‌ترین عنصر در دیپلماسی جهانی است: اینکه به‌جای راه‌حل‌های موقت، به سراغ راه‌حلی برویم که برای همیشه تهدید هسته‌ای و تمام پیامدهایش را پایان دهد

👑Fereshteh Gilaki

27,928 görüntüleme • 1 yıl önce

مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا: ما اختلافات بسیار عمیق و ساختاری با حکومت ایران داریم و این کشور بخشی از تحریم‌شده‌ترین کشورها در جهان است؛ اگر نگوییم تحریم‌شده‌ترین. مشکل ما با حکومت ایران صرفا تمایل آن‌ها برای دستیابی به سلاح اتمی و حمایت از تروریسم نیست، بلکه به نحوه رفتار آن‌ها با مردم خودشان مربوط می‌شود. من کشوری در جهان نمی‌شناسم که چنین فاصله‌ای میان حکومتی که کشور را اداره می‌کند و مردمی که هر روز در آن زندگی می‌کنند وجود داشته باشد. این حکومت بازتاب‌ مردم ایران نیست؛ مردمی که وارث یک میراث فرهنگی دیرینه و پرافتخار و تاریخی پرغرور هستند. شما با یک حکومت روحانی و افراطی روبه‌رو هستید که ثروت آن کشور را به دست گرفته و آن را نه برای رفاه مردم و تضمین آینده آن‌ها، نه برای تامین آب و برق کافی، بلکه برای حمایت مالی از سازمان‌های تروریستی در سراسر جهان هزینه کرده است. این کاری است که آن‌ها با پول کشورشان کرده‌اند.

Maryam Rahmati

138,983 görüntüleme • 8 ay önce