Loading video...

Video Failed to Load

Go Home

سال‌ها پیش زنده‌یاد رضا فاضلی با صراحت دربارهٔ هوشنگ امیراحمدی هشدار داد. جدی بودن آن هشدار نه به خاطر جدی بودن این مردک، بلکه به خاطر مین‌گذاری‌هایی بود که رژیم در سطوح مختلف — از دانشگاه تا هنر و فرهنگ و رسانه و فعال سیاسی — با ژست مخالف...

19,643 views • 28 days ago •via X (Twitter)

0 Comments

No comments available

Comments from the original post will appear here

Related Videos

‍ ✔️در سوگ بهرام ✍🏻سهند ایرانمهر درگذشت #بهرام_بیضایی ، آن‌هم در روز تولدش، فقط پایان زندگی یک فرد نیست؛ اتفاقی معنادار است که گویی پایان یک دوره فکری در فرهنگ ما را یادآوری می‌کند.گویی حلقه‌ای از یک سنت فکری در فرهنگ ایران، بسته شد. سنتی که در آن هنر شیوه‌ای برای اندیشیدن بود؛ و سینما و تئاتر فقط صحنه نمایش نبود که میدان داوری تاریخ بود. بیضایی را غالباً «کارگردان» می‌نامند، اما این نام‌گذاری، اگرچه درست، به‌شدت نارساست. از نظر من، او پیش و بیش از آنکه کارگردان باشد، ادیب بود؛ و پیش از آن، جامعه‌شناسی تاریخ‌خوان که به سازوکار قدرت، خشونت، حذف و روایت حساس بود. سینما و تئاتر برای او رسانه بودند، نه هویت. هویت او اما در نسبتش با زبان و تاریخ شکل می‌گرفت. شاخصه اصلی آثار بیضایی نه تکنیک سینمایی است و نه صرف رجوع به اسطوره؛ بلکه نحوه صورت‌بندی معنا از طریق زبان است. دیالوگ‌های او بیش از آنکه حامل اطلاعات باشند، حامل تاریخ‌اند. واژه‌های گزیده او تصادفی نبودند و جایی از ادبیات که نقطه کانونی توجه او‌ بود، پیش از او چنین رصد نشده بود، این همان‌جاست که تفاوت «دانستن ادبیات» با «ادیب بودن» آشکار می‌شود. بیضایی ادبیات را نمی‌شناخت؛ در آن سکونت داشت. نثر او نثری سخت‌جان است. نه لغزنده است، نه رها، نه سهل‌الوصول و نه متظاهرانه. جمله‌ها وزن دارند، مکث دارند، ایستادگی دارند. این استحکام زبانی، نتیجه ذوق شاعرانه صرف نیست؛ محصول انضباط فکری است. بیضایی به کلمه اعتماد نمی‌کرد مگر آنکه آزموده شده باشد. به همین دلیل زبان در آثارش نه ابزار تزئین، که میدان کشمکش معناست. از این منظر، او بیش از آنکه فیلم بسازد، متن تولید می‌کرد؛ متنی که مستقل از تصویر، قابلیت خوانده‌شدن دارد. ذهن را تکان می‌دهد و خودش تصویر است. این خصیصه در تاریخ سینمای ایران نادر است. بسیاری تصویر می‌سازند و بعد به‌دنبال معنا می‌گردند؛ بیضایی معنا را می‌ساخت و تصویر را در خدمت آن می‌گرفت. به همین دلیل است که آثارش کهنه نمی‌شوند؛ زیرا به زمانه‌ای خاص پاسخ نمی‌دهند، بلکه به مسئله‌ای تکرارشونده در تاریخ ایران نظیر مسئله روایت، قدرت و حقیقت می‌پردازند. نگاه او به تاریخ، نگاه ستایش‌گرانه یا نوستالژیک نبود. تاریخ در جهان بیضایی میدان افتخار نیست میدان اتهام است. او تاریخ را می‌کاود تا نشان دهد چگونه قربانیان خاموش می‌شوند و چگونه روایت رسمی جای حقیقت را می‌گیرد. در «مرگ یزدگرد»، در «چریکه تارا»، و حتی سایه‌بازی «جانا و بلادور»، تاریخ نه پشت سر ما، که در کنج فراموش شده درون ما به عنوان یک ایرانی است. همین نگاه است که او را به جامعه‌شناسی تاریخ نزدیک می‌کند، بی‌آنکه به زبان آکادمیک پناه ببرد. بیضایی نظریه نمی‌نوشت، ام با صحنه و دیالوگ نظریه می‌ساخت. بیضایی متواضعانه می‌گذاشت تا مدعیان خوانش غلط خود را از تاریخ و ادبیات بخوانند آنگاه در زمانش به دقت نشان می‌داد که از فردوسی تا زن و از قدرت تا ادبیات چگونه به نام نظریه به مسلخ ایدئولوژی و خوانشی وارونه رفتند. اندوهِ فقدان بیضایی، از دست‌دادن یک فیلمساز نیست؛ از دست‌دادن الگویی از اندیشیدن سخت‌گیرانه در فرهنگ ایرانی است. الگویی که زبان را جدی می‌گرفت، تاریخ را ساده نمی‌کرد و مخاطب را تحقیر نمی‌نمود و از همه مهم‌تر در این راه نه وقعی به قدرت می‌گذاشت و نه مجیز مردم را می‌گفت او‌ به جوهره هرچیز کار داشت نه مزاج و مذاق زمانه و خلق آن. او از ما تماشاگر نمی‌خواست؛ شریک فکری می‌خواست و شاید به همین دلیل است که با رفتن او، حس می‌کنیم چیزی بیش از یک فرد از دست رفته است. آنچه رفت بیضایی نبود، امکان پیوند میان ادبیات، تاریخ و هنر با سلیقه و آرایه بی‌نظیر بیضایی بود، پیوندی که او یکی از آخرین حاملان جدی آن بود.

سهند ایرانمهر

28,129 views • 9 months ago

«مراسم وداع با محور تاریکی» با شکوه تمام برگزار شد. این گردهمایی از طالبان تا جبههٔ مقاومت، از حماس و حزب‌الله تا فاطمیون و زینبیون، از کمونیست‌های زهر‌خور چین تا چاقوکش‌های یمن، از دولت خانوادگی تاجیکستان تا دیکتاتورهای مادام‌العمر آسیای میانه، از الیگارش‌های روسی تا فرمانده نظامی تازه‌به‌دوران‌رسیدهٔ ارتش پاکستان را در بر می‌گرفت؛ و خلاصه هر جریان و فردی که با آزادی، دموکراسی و حقوق بشر میانه‌ای ندارد، گویی همگی با یک دعوت‌نامهٔ ویژه فراخوانده شده بودند. طبیعی است که این چهره‌های گوناگون، با همۀ تفاوت‌های ظاهری، در یک قاب واحد جمع شوند؛ نه به عنوان سوگواران یک فرد، بلکه به عنوان اجزای یک شبکهٔ هم‌ریشه و هم‌جهت در سیاست معاصر. شبکه‌ای که در آن نام‌ها و جریان‌ها، هرکدام به شکلی به همان منطق مشترک قدرت و کنترل گره خورده‌اند و از مفهوم جامعهٔ باز فاصله می‌گیرند. «مادرخواندهٔ تروریسم و اقتدارگرایی» به نقطهٔ اتصال این شبکه بدل شده بود؛ جایی که همهٔ این رشته‌ها در آن به هم گره می‌خورند. تنها جای خالی، برادران دالتون بود تا تصویر به اوج طنز خود برسد. 😉

Mirwais Shariatmadari

11,313 views • 2 months ago

بارها هشدار داده بودم که به هیچکس اجازه نخواهم داد بر سر راه مبارزه ام با جمهوری اسلامی، سنگ بیاندازد و کسی که این هشدار را جدی نگیرد، تا رسوایی خودش و یارانش پیش خواهم رفت. در این مسیر، تنها نبودم؛ این پیروزی نتیجه همبستگی ما بود و اراده محکمی که داشتیم. و در نهایت موفق شدیم تا با پشتکار، ثبت شکایت های متعدد و پیگیری های حقوقی، توجه مراجع قانونی را به جاسوسی ها، تهدیدها، و افتراهای مهسا نظری گلگانی در آمریکا نسبت به فعالان سیاسی پادشاهی خواه، جلب کنیم؛ و در نهایت، در پانزدهم ژوئن ۲۰۲۶، درخواست پناهندگی مهسا نظری به کشور آمریکا توسط قاضی مهاجرت دادگاه Santa Ana در کالیفرنیا به نام Matthew Chan, رد شده و حکم اخراج وی از این کشور، صادر گردید. ✊🏻🎊 از تمام کسانی که در این راه، با استرس و اضطراب و تنش های شدید کنار آمده و دست از مبارزه نکشیدند؛ قدردانی می‌کنم. مهسا نور، تیام، مستر هپی (امید)، مازیلو، عادل، مهدی میرقادری، احسان کاظیمی، اجمل اتال، کوروش فلاح‌نژاد و دیگر عزیزانی که با قدرت تمام ایستادگی کردند، بی اندازه سپاسگزارم. 🙏🏻 تا آزادی ایران و با رهبری شاهزاده رضا پهلوی، با جان و دل در برابر فرستاده های رژیم، ایستادگی خواهیم کرد. ✊🏻 میرا نصیری هیجدهم ژوئن ۲۰۲۶ #مهسا_نظری #تیام #میرا_نصیری #آیدین_داوودی #hella_artist_original #miranassiri #aidindavoudi #islamicrepublic #matthewchan #santanaimmigrationcourt #judgematthewchan #جمهوری_اسلامی #کامران_ملک_پور #kamranmalekpour

Mira Nassiri

106,885 views • 2 months ago

هشدار یک دختر رپر ایرانی پس از تماس نهادهای امنیتی: «صفحه‌ام را پاک نمی‌کنم؛ اگر اتفاقی افتاد، مراقبم باشید» پست‌های صفحه این دختر رپر ایرانی که با نام EVI آثارش را در اینستاگرام منتشر می‌کند، دقایقی پیش پاک و صفحه‌اش از دسترس خارج شده است. این دختر رپر ایرانی با انتشار ویدیویی در صفحه اینستاگرام خود از تماس نهادهای امنیتی با او خبر داد و گفته بود که به وی ۲۴ ساعت فرصت داده شده تا صفحه‌اش را حذف کرده و تمام فعالیت‌هایش را متوقف کند. او در این ویدیو اعلام کرد: «امروز صبح با من از امنیت تماس گرفتند و ۲۴ ساعت وقت دادند که پیجم را پاک کنم و هر فعالیتی که داشتم کنسل کنم تا مشکلی برام پیش نیاد. اما شما من رو می‌شناسید، من هرگز این کار را انجام نمی‌دم.» این هنرمند با تأکید بر پایبندی‌اش به آزادی بیان افزود: «تا آخر عمرم پشت مردمم هستم و هر چیزی که متضاد با آزاد زیستن من باشد، حتی اگر به نام شرع مطرح شود، قبول نمی‌کنم.» او در پایان این پیام، خطاب به مخاطبانش هشدار داد: «این ویدیو رو منتشر می‌کنم که اگر بعد از این ۲۴ ساعت هر اتفاقی برای من افتاد یا صفحه‌ام از دسترس خارج شد، بدانید چه بر سرم آمده و مراقبم باشید.» #صدای_زن #دختر_رپر TavaanaTech تواناتک

توانا Tavaana

24,947 views • 9 months ago