Video yükleniyor...

Video Yüklenemedi

Ana Sayfaya Dön

سیرک رضاپهلوی لوزر در تورنتو، خواننده هم داره! نوش آفرین: ۱۹ سپتامبر در همایش کورش بزرگ در تورنتو میزبان رضا پهلوی هستیم۔ رعیتها بشتابید بلیط تموم نشه! VIP $1000 است ها، گفته باشم، ولی از طریق وبسایت نمیشه خرید۔

11,753 görüntüleme • 1 ay önce •via X (Twitter)

0 Yorum

Yorum bulunmuyor

Orijinal gönderinin yorumları burada görünecek

Benzer Videolar

دلاوران گارد جاویدان، به شما، به شجاعت و فداکاری‌تان درود می‌فرستم. در سه ماه گذشته، هزاران تن از شما در هسته‌های کوچک اما مؤثر در سراسر ایران جلوه‌هایی درخشان از دلاوری آفریده‌اید. آنچه شما کرده‌اید برای سده‌ها روایت خواهد شد. ملت ایران فداکاری شما و بهایی را که به‌ویژه در ۱۸ و ۱۹ دی برای آزادی میهن پرداخته‌اید هرگز فراموش نخواهد کرد. به شما گفته بودم که کمک در راه است. اکنون آن کمک رسیده است. از شما، دلیرترین و فداکارترین فرزندان ایران، می‌خواهم که به‌عنوان نیروی پیشگام ملت، به هر شکل ممکن دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی را، که اکنون از آسمان زیر ضربات سنگین است، بیش از پیش فرسوده و تضعیف کنید تا زمینه فروپاشی نهایی آن فراهم شود. در نظر داشته باشید که این، فراخوانی برای تظاهرات خیابانی نیست؛ بلکه فراخوانی به شما، جوانان گارد جاویدان، برای وارد آوردن ضربه‌های هوشمندانه و مؤثر به سرکوبگران خسته و فرسوده است تا راه برای حضور میلیونی ملت ایران در خیابانها هموارتر شود. در عین حال، حفظ جان خود را در اولویت قرار دهید چرا که حضور شما در نبرد نهایی برای حفاظت از سیل میلیونی جمعیت، لازم و ضروری است. شما از تبار رستم و کاوه‌اید و دشمنان شما از جنس ضحاک. در این نبرد خیر و شر، میان نور و تاریکی، شما در سوی درست تاریخ ایستاده‌اید و امید و دعای یک ملت بزرگ بدرقه راه شماست. بی‌صبرانه در انتظار روزی هستم که در نخستین شهر آزادشده ایران در کنار شما بایستم و با هم پیروزی نهایی را رقم بزنیم. پاینده ایران، رضا پهلوی

Reza Pahlavi

3,803,264 görüntüleme • 6 ay önce

مهم و جهت ثبت در تاریخ اولین باری که رضا پهلوی بصورت علنی خواستار حمله به ایران شد، شهریور ۱۴۰۳ در اجلاس شورای اسرائیلی امریکایی بود! بیش از یک سال قبل از ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴ پس این توجیه که چون جمهوری اسلامی در ۱۸ و ۱۹ دی، چنین و‌ چنان و‌ کشتار کرد پس حمله خارجی لازم بود یک حرف مفت و دروغ و بی‌اساس است، (صرفنظر نتیجه حمله که برای بسیاری قابل پیشبینی بود) رضا پهلوی یک پروژه احمقانه و‌ خائنانه اجرا کرد، و تبدیل شد به پیمانکار همان افرادی که بگفته ونس معاون ترامپ دنبال لیبی‌سازی از ایران بودند، تکه تکه کردن و تجزیه و جنگ داخلی، ده‌ها دم خروس دیگرش هم بیرون زده.. رضا پهلوی در این اجلاس خواستار حمله به ایران به رهبری اسرائیل میشود و خود را پارتنر امریکا و اسرائیل معرفی میکند و دستش را دراز میکند... رضا پهلوی در راستای پروژه کثیفش ده‌ها دروغ اگاهانه و پروژه‌ای گفت، چون به عدد بالای قربانی و بقول خودش تلفات نیاز داشت، برای کارسازی و عاملیت جنگ علیه ایران و بمباران زیرساختها و کشتار با توهم شاه شدن در ایران تکه‌تکه و کشتار میلیونها ایرانی! لابد شاه فقط منطقه یک تهران! صدها هزار استارلیک دروغ! ریزشی ۱۶۰ هزار نظامی امنیتی دروغ! کیو‌آرکد دروغ! ساختار سرکوب فرو ریخته، فتح کنید، دروغ! ارتباطشان با ترامپ دروغ! نهایتا، خودشان هم گفتن توان کار تشکیلاتی در داخل ندارند، هیچ‌ کاری نمیتوانند بکنند! حالا هم در راستای ادامه همان پروژه، سیرک گارد جاویدان و فعالیت مسلحانه که چیزی جز ننگ و ثبت‌شان بعنوان یک گروهک تروریستی عایدشان نخواهد کرد! ناگفته نماند رضا پهلوی در ماه‌های اخیر نیز بارها و بارها به صراحت خواستار حمله هوایی و بمباران ایران شد. و نهایتا هم از طرف همانهایی که آویزانشان شده بود، لوزر و احمق خوانده شد. هر چند هنوز پشت پرده‌هایی وجود دارد اما تا همینجا هم، بسیاری از قطعات پازل کنار هم قرار گرفته و نقابها افتا‌ده، اینده روشن خواهد کرد پهلوی با بلاهت و حماقت و فساد و کینه از ایران و ایرانی و توهم، بازیچه شد و ما را در این نقطه پیاده کرد یا تحت نوعی نفوذ، خیانت و تبانی کرد برای همین نقطه و جمهوری اسلامی را از بزنگاه‌‌ترین نقطه نجات داد و تقویت و تثبیت و بیمه و حجامت کرد.. 📌👈رضا پهلوی و اوباشش صدا و نماینده هیچ ایرانی با شرفی نیستند و فراخوان‌هایش فقط سیرک ایران‌ستیزان و لوزرها و احمق‌ها است.... پهلوی ایران‌ستیز و عصاره رذائل تاریخ ایران است، از مغول تا خلخالی و...

Amir Moghadam

23,221 görüntüleme • 2 ay önce

هم‌میهنان عزیزم، ملت بزرگ ایران، به همه شما که در این ۱۰۰ روز برای آزادی و بازپس‌گیری ایران ایستادید؛ با فداکاری در برابر گلوله‌ها سینه سپر کردید و در ۴۰ روز گذشته خطر بمباران را به جان خریدید، درود می‌فرستم. می‌دانم خبر آتش‌بس دوهفته‌ای میان جمهوری اسلامی با آمریکا و اسرائیل، بسیاری از شما را دلسرد کرده است. اما امروز، نه زمان ناامیدی، که زمان باور بیشتر به پیروزی است. آنچه در این ۴۰ روز رخ داد، دقیقاً در مسیر همان مطالباتی است که ملت ایران از جامعه جهانی خواست و بعد از جان‌فشانی در خیابان‌های ایران، در تظاهرات روز جهانی اقدام در ۱۴ فوریه (۲۵ بهمن) نیز فریاد زد. ضرباتی که در تنها ۴۰ روز بر پیکر جمهوری اسلامی وارد شد، بی‌سابقه بوده، و برای این رژیم جبران‌ناپذیر است. حذف علی خامنه‌ای، قاتل ده‌ها هزار ایرانی شجاع، به‌تنهایی دستاوردی تاریخی برای ملت ماست. حال آنکه، به جز او، ده‌ها تن از فرماندهان و عاملان اصلی سرکوب در سپاه و بسیج و دستگاه‌های اطلاعاتی رژیم نیز از میان برداشته شدند. هزاران نیروی سرکوب به هلاکت رسیدند. ساختار فرماندهی و کنترل سرکوب، فلج شده و فرو پاشیده است. زیرساخت‌های نظامی‌، که نه برای دفاع از ایران، بلکه برای صدور تروریسم و بی‌ثباتی ساخته شده بودند، نابود شده‌اند. منابع مالی رژیم برای سرکوب در داخل و تروریسم در خارج، به‌شدت کاهش یافته است. جمهوری اسلامی امروز در منطقه و جهان از همیشه منزوی‌تر و منفورتر است. آنچه برای این رژیم باقی مانده، تکیه بر مزدوران بیگانه و اقلیتی خون‌ریز و خون‌شوی است که منافع‌شان در بقای این رژیم است؛ رژیمی که در میدان واقعیت شکستی سخت خورده، اما با قطع اینترنت به ۹۰ میلیون ایرانی، و از طریق ماشین دروغ‌پردازی‌اش، هنوز ژست پیروزی می‌گیرد و رجز می‌خواند. آنها که مدعی بودند هرگز تن به آتش‌بس نمی‌دهند، امروز هم رهبر و فرماندهان‌شان را از دست داده‌اند، هم جنگ را باخته‌اند، هم آتش‌بس را پذیرفته‌اند، و هم به میز مذاکره برای تسلیم کامل کشانده شده‌اند. ما اما از آغاز می‌دانستیم که جمهوری اسلامی تنها با حذف فرماندهی و تضعیف دستگاه سرکوب از طریق حملات هوایی، سقوط نمی‌کند. از همین رو بود که در تمام پیام‌هایم به شما تاکید کردم که این ما ملت ایران هستیم که باید ضربه نهایی را به رژیم ضعیف‌شده وارد و آن را سرنگون کنیم. می‌خواهم بدانید که من وضعیت شما در ایران را بسیار دقیق زیر نظر دارم. می‌دانم که جمهوری اسلامی بسیار تضعیف شده اما هنوز توانایی سرکوب آن به طور کامل از بین نرفته است. همه هدف من این است که اقدام نهایی برای سرنگون کردن جمهوری اسلامی با کمترین هزینه جانی باشد. جان تک‌تک شما برای من ارزشمند است. پس، از شما می‌خواهم که شکیبا باشید، از خودتان محافظت کنید، و با باور به پیروزی و آمادگی کامل، در انتظار لحظه تعیین‌کننده بمانید. در این فاصله، من و همه هم‌میهنان‌مان در خارج از کشور با تمام توان، خواست شما را که پایان دادن به جمهوری اسلامی است، فریاد خواهیم زد. ایمان داشته باشید که هیچ نیرویی در جهان توان ایستادن در برابر قدرت یک ملت متحد را ندارد. جمهوری اسلامی این بار، راه گریز، و بختی برای بقا ندارد؛ و به دستان پرقدرت شما ملت بزرگ ایران سرنگون خواهد شد. پاینده ایران، رضا پهلوی

Reza Pahlavi

2,017,339 görüntüleme • 5 ay önce

۱۷ روز از تجمع طرفداران فاشیسم سلطنتی، به سردمداری «سپهر محی‌الدین»، با تی‌شرت‌های گشتاپوی ساواک در شهر رگنزبورگ آلمان و نیز حضور سیاه‌جامگان به سردمداری «بهنام زاپاتا» در لندن می‌گذرد. در این مدت، جامعه ایرانیان دموکراسی‌خواه واکنش‌های گسترده و خشم‌آلودی نسبت به این حرکات فاشیستی نشان داد و آن را با رفتارهای فاشیسم هیتلری و فاشیست‌های ایتالیا مقایسه کرده اند. این اعتراضات در مطبوعات آلمانی و حتی رسانه‌های بین‌المللی بازتاب یافت و فاشیسم سلطنت مورد محکومیت قرار گرفت. همچنین، شمار زیادی از ایرانیان دموکرات و آزادی‌خواه، به‌ویژه زندانیان سیاسی شکنجه‌شده در دوران شاه، با ارسال نامه به نهادهای امنیتی آلمان و انگلستان، خواستار پیگرد قانونی و اخراج مسئولان و شرکت‌کنندگان این‌گونه اقدامات از کشورهای اروپایی شدند. در پی این فشارها و بی‌آبرویی، رضا پهلوی ناچار به موضع‌گیری صوری شد؛ آن هم در قالب نشستی غیرجدی و آنلاین با عنوان «رسانه‌ای و هنری». نکته محوری در این موضع‌گیری، نه محکوم‌کردن این اقدام فاشیستی، بلکه نگرانی از خدشه‌دار شدن وجهه شخصی خودش و تیمش بود؛ چراکه چاقو دسته خود را نمی‌بُرد. او با وجود نسبت‌دادن این اقدامات به «دستجات افراطی»، هیچ موضع قاطع و روشنی در برابر این رفتارهای فاشیستی اتخاذ نکرد، آن را صریحاً محکوم ننمود و برگزارکنندگان چنین تجمعاتی را نیز از خود طرد نکرد. او در سخنان خود گفت: «اخیراً متوجه شده‌ام - و واقعاً نمی‌دانم این داستان “تی‌شرت‌های سیاه” یا “ساواک‌پوشی” یک عده از کجا آب می‌خورد - همین است. من اصلاً نمی‌خواهم وارد تحلیل تاریخی شوم که آیا این تشکل درست عمل کرده، غلط عمل کرده، چه بوده و چه نبوده؛ فقط می‌توانم بگویم حداقلش این است که یک موضوع جنجال‌آفرین است.» این موضع‌گیری پس از ۱۷ روز نشان می‌دهد که او عملاً مسئله را کمرنگ و بی‌اهمیت جلوه داده است. از نظر او، حداکثر مشکل ایجادشده «جنجال‌آفرینی» بوده، در حالی که این حرکات در واقع دفاع از خشونت و عادی‌سازی آن وسازماندهی یک ارگان فاشیستی در خارج کشور و اروپا محسوب می‌شود. با این حال، او حتی از به‌کار بردن واژه «محکومیت» در مورد چنین اقدامات فاشیستی پرهیز می‌کند. او از ساواک با تعبیر «با آن سابقه تاریخی» یاد می‌کند، در حالی که این نهاد یک دستگاه مخوف، ننگین و جنایتکار بود که دستش به خون پاک‌ترین انقلابیون آلوده شده و ده‌ها هزار نفر را شکنجه کرده است. گشتاپوی ساواک بارها مورد اعتراض و محکومیت نهادهای بین‌المللی قرار گرفته و خبرنگاران نیز بارها در این زمینه از پدرش سؤال کرده‌اند و پدرش به وجود شکنجه در زندانها اعتراف کرده بود. خمینی، عاملان قتل‌های زنجیره‌ای را «گروه‌های خودسر» می‌نامید؛ رضا پهلوی نیز از تعبیر «دستجات افراطی» استفاده می‌کند. این‌گونه موضع‌گیری‌ها کسی را نمی‌فریبد. نمی‌توان ادعا کرد این افراد گروه‌هایی خودسر بوده‌اند. از مدت‌ها پیش، همین گروه‌ها مشغول سازمان‌دهی، عضوگیری، چاپ تی‌شرت و فراهم‌کردن نمادهای مشترک بوده‌اند. آیا چنین اقداماتی بدون اطلاع او و حامیانش انجام شده است؟ این تجمعات در تظاهرات عمومی بوده است که به دستور رضا پهلوی انجام شده است . واقعیت آن است که این روند سابقه‌دار است. از سال ۱۴۰۱، رضا پهلوی به دلیل ترس از جوانان شورشی در قیام های ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴ با طرح نظریه ضرورت«اقتدارگرایی»، زمینه را برای حضور عکس پرویز ثابتی در کنار تصویر خودش در تظاهرات مونیخ و آمریکا فراهم کرد. در این مدت، پرچم‌های بزرگ مرتبط با ساواک در همه تجمعات منتسب به او حضور داشته و سکوت او در برابر این موارد، عملاً به‌معنای تأیید و حمایت وپشتیبانی بوده است. اکنون نیز با چنین موضع‌گیری‌های صوری که از روی نوشته صورت میگرد ، این رویکرد را هم چنان ادامه میدهد. رضا پهلوی این را خوب میداند که جواب ایرانیان به این گونه حرکت های فاشیستی چیزی جز نفرت بیشتر از فاشیسم سلطنت ارمغانی برایش نخواهد داشت ولی او ماهیتش همین است او خودش گفته است که به خانواده اش و میراث خانواده اش افتخار میکند . #نه_شاه_نه_شیخ

Mohsen Abbasi

24,457 görüntüleme • 3 ay önce

میزگرد مهم در پارلمان کانادا‌ درباره آینده ایران و رهبری شاهزاده رضا پهلوی دیروز با برنامه ریزی و پیگیری موفق شدیم یک گفت‌وگوی رسمی، مهم و اثرگذار در پارلمان کانادا درباره آینده ایران برگزار کنیم؛ نشستی که در آن ۱۰ نماینده پارلمان از دو حزب اصلی کانادا (از جمله حزب در قدرت، و حزب اصلی اپوزوسیون و معاون رهبر آن) حضور داشتند. علاوه بر آن، چند نماینده دیگر هم چون در اتاوا نبودند یا برنامه ای همزمان داشتند، مدیران دفتر خود را فرستاده بودند. چنین سطحی از مشارکت نمایندگان مجلس فدرال کانادا در یک جلسه تخصصی درباره ایران شاید رکورد میزان‌ حضور نمایندگان در چنین گفت‌وگوهایی در پارلمان کانادا باشد. در این نشست و در یک پرزنتیشن به ارائه تصویری دقیق‌تر از وضعیت ایران و همچنین بررسی این موضوع پرداختم که جامعه بین‌المللی و مخصوصا کانادا، چگونه می‌تواند برای یک گذار دموکراتیک در ایران آماده باشد. در این پرزنتیشن توضیح دادم که چگونه مردم ایران با وجود سرکوب شدید به خیابان‌ها آمدند و خواستار پایان جمهوری اسلامی به رهبری شاهزاده رضا پهلوی شده‌اند. همچنین به این نکته پرداختم که ایرانیان در خارج کشور، شاهزاده رضا پهلوی را به عنوان رهبر دروان گذار و یک شخصیت وحدت‌بخش می‌شناسند. ضمنا ویدیوی اخیر سازمان نوفدی که در آن حمایت همه استانها از شاهزاده، خاندان پهلوی، و تغییر کامل رژیم بطور مستند نشان داده می‌شد را پخش‌کردم. در بخش دیگری از پرزنتیشن، به برخی برداشت‌های نادرست درباره اپوزیسیون ایران پاسخ دادم، از جمله این تصور که شاهزاده رضا پهلوی به دنبال تحمیل یک نظام سیاسی خاص است. در حالی که او بارها تأکید کرده است که نوع نظام آینده ایران باید از طریق یک همه‌پرسی آزاد توسط مردم تعیین شود. همچنین در ادامه پرزنتیشن، «پروژه شکوفایی ایران» را به عنوان یک برنامه تخصصی برای دوران گذار معرفی کردم و در مورد ویژگی‌های منحصر به فرد اون توضیحاتی دادم؛ طرحی که با هدف جلوگیری از خلأ قدرت، حفظ تداوم نهادهای حیاتی، کاهش شوک‌های اقتصادی و هدایت کشور به سمت انتخابات آزاد طراحی شده است. نشان دادم که دوران گذار می‌تواند به شکلی برنامه‌ریزی‌شده، تخصص-محور، مسئولانه و مبتنی بر اصول مدیریت بحران و رهبری تغییر انجام شود و نه بصورت منفعلانه و مبتنی بر شانس. در چارچوب همین پرزنتیشن، درخواست شد که دولت کانادا امکان ایجاد کانال‌های گفت‌وگوی ساختاریافته با شاهزاده رضا پهلوی و تیم گذار او را بطور جدی و فوری در دستور کار قرار دهد. توضیح داده شد که چرا تعامل زودهنگام و ساختاریافته دولت‌ها با تنها رهبر شناخته شده ایرانیان و تیم‌های گذارش می‌تواند به کاهش ریسک‌های بی‌ثباتی کمک کند و یک وضعیت پرریسک را به یک سناریوی مدیریت‌شده و مردم-محور تبدیل کند. دقت و توجه نمایندگان حاضر به کل پرزنتیشن جالب بود، و در ادامه پرسش‌های جدی و مهمی مطرح کردند؛ از جمله درباره میزان حمایت مردمی در داخل ایران، چگونگی شکل‌گیری ساختارهای دوران گذار، و اینکه دولت‌هایی مانند کانادا چگونه می‌توانند به شکلی مسئولانه و سازنده با این روند تعامل داشته باشند. همراهان‌ گرامی در این دیدار، سالار غلامی (لیدر گروه Cyrus The Great)، نادر درمانی، شرمینه عصمتی، و سورنا هدایتنوری به خوبی و با قدرت به پرسش‌های نماینده ها پاسخ دادند و در رفع شبهه ها و افسانه های نخ‌نمایی که برخی نمایندگان از عوامل پروپاگاندای رژیم، مجاهدین خلق، و افراد کم-تعداد ولی پرسروصدای پهلوی-ستیز شنیده بودند بسیار موفق بودند. توانستیم موضوع آینده ایران و آمادگی برای دوران گذار را در. فضایی حرفه ای و مثبت به‌ طور جدیتر مورد توجه تصمیم‌گیران در کانادا قرار بدهیم. در پایان لازم می‌دانم از MP John Brassard ، نماینده شهر محل سکونتم، که در شکل‌گیری و برگزاری این نشست کمک کرد، صمیمانه قدردانی کنم. همچنین از MP Costas Menegakis که مدیریت جلسه را بر عهده گرفت، سپاسگزارم. چنین گفت‌وگوهایی گامی مهم در جهت افزایش آگاهی سیاست‌گذاران، ایجاد تعامل مسئولانه و حمایت از مسیر یک گذار دموکراتیک به رهبری شاهزاده رضا پهلوی است. توضیح عکسها: برخی از نماینده ها به علت گرفتاری شغلی بلافاصله پس از پایان جلسه محل رو ترک کردن و در عکسها دیده نمی‌شوند. Reza Pahlavi National Union for Democracy in Iran Reza Pahlavi Communications خلاصه‌:

Alan B, PhD

13,523 görüntüleme • 6 ay önce

هم‌میهنان عزیزم، لحظاتی سرنوشت‌ساز پیشِ روی ماست. کمکی که رئیس‌جمهور ایالات متحده به مردم شجاع ایران وعده داده بود، اکنون رسیده است. این یک مداخله بشردوستانه است؛ و هدف آن، جمهوری اسلامی، دستگاه سرکوب و ماشین کشتار آن است؛ نه کشور و ملت بزرگ ایران. اما، با وجود رسیدن این کمک، پیروزی نهایی هم‌چنان به دست ما رقم خواهد خورد. این ما ملت ایران هستیم که در این آخرین نبرد کار را تمام خواهیم کرد. زمان بازگشت به خیابان‌ها نزدیک است. اکنون که جمهوری اسلامی در حال فروپاشی است، پیام من به نیروهای نظامی، انتظامی و امنیتی کشور روشن است: شما سوگند خورده‌اید حافظ ایران و ملت ایران باشید، نه حافظ جمهوری اسلامی و سرکردگانش. وظیفه شما دفاع از مردم است، نه دفاع از رژیمی که با سرکوب و جنایت، میهن ما را به گروگان گرفته است. به ملت بپیوندید و به یک گذار باثبات و امن کمک کنید. در غیر این صورت، با کشتی درهم‌شکسته خامنه‌ای و رژیمش غرق خواهید شد. و پیام من به رئیس‌جمهور ایالات متحده، پرزیدنت ترامپ، این است: ملت شریف ایران، با وجود سرکوب و کشتار وحشیانه این رژیم، نزدیک به دو ماه با دلاوری ایستادگی کرد. اینک از شما می‌خواهم بیشترین احتیاط ممکن را برای حفظ جان غیرنظامیان و هم‌میهنانم به کار ببرید. مردم ایران، متحدان طبیعی شما و جهان آزادند، و یاری شما در سخت‌ترین دوره تاریخ معاصر ایران را فراموش نخواهند کرد. و به شما هم‌میهنان عزیزم در ایران: در این ساعت‌ها و روزهای حساس، بیش از هر زمان دیگر باید بر هدف نهایی خود متمرکز بمانیم: بازپس‌گرفتن ایران. من از شما می‌خواهم که در حال حاضر در خانه‌های خود بمانید و آرامش و امنیت خود را حفظ کنید. هوشیار و آماده باشید تا در زمان مناسب، که به‌طور دقیق به اطلاع شما خواهم رساند، برای اقدام نهایی به خیابان‌ها باز گردید. پیام‌های من را از طریق شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های ماهواره‌ای دنبال کنید. اگر در اینترنت و ماهواره اختلال ایجاد شد، از طریق امواج رادیویی با شما در تماس خواهم بود. ما به پیروزی نهایی بسیار نزدیکیم. می‌خواهم هر چه زودتر در کنار شما باشم تا با هم ایران را پس بگیریم و دوباره بسازیم. پاینده ایران، رضا پهلوی

Reza Pahlavi

14,055,325 görüntüleme • 6 ay önce

🔴 تورنتو | سخنان شاهزاده رضا پهلوی در آیین بزرگداشت کوروش بزرگ شاهزاده رضا پهلوی در مراسم بزرگداشت زادروز کوروش بزرگ در تورنتو: ما قدرت را برای عدل و داد می‌خواهیم. کوروش در بابل به سربازانش گفت: «آرام گام بردارید تا در دل مردم هراس نیفکنید.» او نخستین فرمان‌روایی بود که اقتدار را با مدارا درآمیخت. آزادی‌باور و رواداری مذهبی را پاس داشت و ترویج کرد و به ما آموخت که سیاست می‌تواند و باید با راستی یکی شود. نه با فریب. به همین سبب جهان نیز امروز از کوروش بزرگ به نیکی یاد می‌کند و آنچه در منشور جاودانه‌اش آمده، پایهٔ نظمِ انسان‌گرا و آزادی‌محورِ جهانِ مدرن شده است. هم‌میهنان، ایرانی بودن فقط شناسنامه و تبار و ملیت نیست؛ بلکه مسئولیت‌آفرین نیز هست. مسئولیت در برابر امروز و فردای میهن. مسئولیتِ پاسداری از راستی. مسئولیتِ به‌دست آوردن و نگهداریِ آزادی. مسئولیتِ پاسداشتِ کرامت و عزت هر شهروند ایرانی. و مسئولیتِ ایستادگی در نبرد با تاریکی. امروز دولت ایران در کلیت خود در اشغالِ اسلام‌گرایان است و زمان علیه ما نیست؛ هر لحظه تأخیر بهای سنگینی دارد. پنجرهٔ نجات ایران محدود است، و اگر از دست برود شاید دیگر هرگز گشوده نشود. اکنون در یکی از سخت‌ترین و تاریک‌ترین فرازهای تاریخ ایران، دیگر جای پرسش این نیست که چه باید کرد. پرسش این است: اگر نه اکنون، پس چه زمانی؟ اگر نه ما، پس چه کسی؟ و اگر امروز اقدام نکنیم، چه بر ایران خواهد رفت؟ اکنون زمانِ گسترشِ گروه‌های کوچکِ مبارزه و آماده‌شدن برای نبردِ آخر است. ملّت‌ها زمانی بزرگ می‌شوند که سرنوشتِ خود را با دستانِ خویش رقم بزنند؛ نه این‌که دیگران برایشان تصمیم بگیرند. ملّتِ ایران نیز باید تصمیم‌سازِ سرنوشتِ خویش باشد. سرزمینِ ما شایستهٔ شکوه و آزادی است؛ و این بر عهدهٔ ماست که ایران را از این رژیمِ تبهکار و اهریمنی پس بگیریم. ما ملّتِ بزرگی هستیم و این را بارها نشان داده‌ایم. آنگاه که با فریاد «ایران را پس می‌گیریم» خیزشِ ملیِ خود را آغاز کنیم، مسیرِ رهایی روشن خواهد شد. اما این مبارزه که در دیِ ۹۶، در آبانِ ۹۸ و در خیزشِ ۱۴۰۱ با فداکاریِ فرزندانِ جاویدِ نامِ میهن دستاوردهای ارزشمندی داشت، هنوز پایان نیافته است. پایانِ این مبارزه روزی‌ست که ایران از چنگالِ جمهوری اسلامی رها شود و حاکمیتِ ملی بر مردم بازگردد؛ و آن روز که ملّتِ ما آزاد شود، جهانیان ایرانِ دیگری را خواهند دید. ایرانی که منابعش نه برای صدورِ نفرت و ترور، بلکه برای پیمان‌های صلح و همکاری به کار می‌رود. ایرانی که پیمانِ ابراهیم را به پیمانِ کوروش ارتقا می‌دهد و خاورمیانه را با رواداری و خرد آشتی می‌بخشد؛ چنان‌که کوروش بزرگ چنین کرده بود. و آنگاه پژواکِ این سخنِ کوروش دوباره در سپهرِ تاریخِ ما طنینی تازه خواهد انداخت. کوروش، پادشاهِ جهان، پادشاهِ انشان، پسرِ کمبوجیه: «خدایانِ بزرگِ همهٔ زمین‌ها را به دستِ من سپردند و من این سرزمین را در آرامش و صلح قرار دادم.» هرودوتِ تاریخ‌نگارِ یونانی می‌نویسد که ایرانیان به سببِ مهر و دادِ کوروش، او را پدر می‌خواندند. و در آبانِ ۱۳۹۵، فرزندانِ کوروش از جای‌جایِ ایران در پاسارگاد گرد هم آمدند و فریاد زدند: «ایران وطنِ ماست؛ کوروش پدرِ ماست.» اما ما فرزندانِ شایستهٔ او نخواهیم بود اگر مسئولیتِ خود را ناچیز بشماریم. کوروش ما را می‌خواند. برخیزید؛ ایران را از اهریمنِ اشغال‌گر پس بگیرید. نامِ ایران را بارِ دیگر با صلح و آزادی پیوند بزنید و شکوه و عظمت را به میهن بازگردانید — پیش از آن‌که دیر شود. پیش از آن‌که ایران از دست برود. پایندهٔ ایران. سپاس از تمامِ لطف و محبت و حمایت‌تان. اما دوستان، ما امروز یک شعار بیشتر ندادیم؛ آن‌هم شعارِ «آزادی» و «ایران». چرا؟ چون آن آزادی است که صندوقِ رأی را فراهم می‌کند تا آن‌موقع انتخابِ خودشان را بتوانند انجام دهند. و به نسلِ زدِ ایران که من از این پس به آن‌ها «نسلِ وی» برایِ ویکتوری می‌گویم: «نور و تاریکی پیروز است» جمعه ۲ آبان‌ماه ۱۴۰۴ #شبنامه شبنامه

شبنامه

23,241 görüntüleme • 11 ay önce

متن کامل سخنان در همایش همکاری ملی برای نجات ایران مونیخ، ۲۶ ژوئیه ۲۰۲۵ (۴ مرداد ۱۴۰۴/۲۵۸۴) خانم‌ها، آقایان،‌ درود بر شما و‌ همه کسانی که در چهارگوشه جهان به‌ویژه در ایران این‌ همایش ملی را دنبال می‌کنید. از همه هم‌میهنانی که این آخر هفته از سراسر اروپا، و حتی از استرالیا تا آمریکای شمالی، به مونیخ آمدند و در خیابان‌های این شهر، عشق به ایران را فریاد زدند، سپاسگزارم. به بسیاری از شما که تازه به این کارزار همکاری ملی پیوسته‌اید، خوشامد می‌گویم. آنچه همه ما را اینجا گرد هم آورده، مهر به میهن، و اهمیتی‌ است که به سرنوشت ایران می‌دهیم. ما امروز اینجا هستیم، تا نشان دهیم ملت یگانه و در عین حال رنگارنگ‌مان، از ادیان و باورها، اقوام و طوایف، اقشار و گروه‌ها، و احزاب و گرایش‌های مختلف سیاسی، جمهوری‌خواه و پادشاهی‌خواه، چپ و راست، در یک هدفِ مشترک، متحدیم: پایان دادن به جمهوری اسلامی و آغاز طلوعی نو از آزادی و دموکراسی و شکوفایی برای میهن‌مان ایران. حضور شما در این گردهمایی، نشان‌دهنده شکل‌گیری گسترده‌ترین و متنوع‌ترین ائتلاف نیروهای اپوزیسیون ایران است. این گستردگی و تنوع در عین اتحاد، با تعهد و باورمندی به تمامیت ارضی ایران، حقوق فردی و‌ برابری شهروندان، جدایی دین از حکومت، و حق ملت بزرگ ایران ‌برای انتخاب شکل دموکراسی آینده، تصویری زیبا از ایران آزاد و آباد فردا است. اما شوربختانه تصویر ایران کنونی، بسیار متفاوت از آن فردای آزاد و آباد است. امروز، کیان ایران به واسطه تداوم جمهوری اسلامی، بیش از همیشه در خطر است. این رژیم، آب و خاک و هوا و آسمان و جان و مال ملت ایران را به پرتگاه نابودی کشانده است. رودهای ایران، خشک، خاک ایران در حال فرسایش، زمین ایران در حال فرونشست، هوای ایران آلوده،‌ آسمان ایران در اختیار نیروی خارجی،‌ اقتصاد ایران در حال سقوط آزاد،‌ خانه‌های ایرانیان بی‌ آب و برق، و جان‌شان بازیچه توهمات فرقه‌ای ضدایرانی و رهبر نابخردش است. جمهوری اسلامی پس از سالها به آشوب‌کشاندن منطقه با جنگ‌های نیابتی و سیاست شکست‌خورده‌ی «نه مذاکره، نه جنگ»، درنهایت، هم از موضع ضعف و تسلیم، وادار به مذاکره شد، و هم جنگ را به ایران تحمیل کرد. علی خامنه‌ای در حالی که زیر زمین پنهان شده بود، نه‌تنها کمترین تلاشی برای حفاظت از غیرنظامیان ایران نکرد، بلکه تمام دستگاه سرکوب و پروپاگاندای خود را نیز برای مرعوب کردن مردم به کار بست. او شکستی سخت و تحقیرآمیز را نیز بر نظامیان ایران تحمیل کرد؛ نظامیانی که اکثرشان بر خلاف میل و اراده، درگیر جنگی شدند که هرگز جنگ ایران و ملت ایران نبود؛ بلکه جنگ خامنه‌ای و سرکردگان سپاهِ سرکوبگر و تروریستیش بود؛ همان پاسدارانی که سالها رجز می‌خواندند اما آشکار شد که توان حفاظت از خود را نیز ندارند. آنها بعد از دهه‌ها دزدیدن از سفره مردم و گذاشتنِ آن در جیب‌های خود و تروریست‌های منطقه‌ای، آسمان کشور را کاملا در اختیار کشوری به مراتب کوچکتر و کم‌جمعیت‌تر از ایران قرار دادند. جمهوری اسلامی اداره کشور را جز در حوزه‌ی سرکوب، کاملا رها کرده است و مردم ایران در تابستان داغ، با ساعتها قطعی آب و برق و گاز مواجهند. تورم بیداد می‌کند، و چرخه کسب و کار مختل است. مسئول و مقصر این وضعیت شخص علی خامنه‌ای است. اوست که وطن‌ ما را گام‌به‌گام به این نقطه کشاند، و امروز چون همیشه از زیر بار مسئولیت فرار کرده و تقصیر را به گردن زیردستانش انداخته است. اختلافات و دودستگی‌ها در ساختار قدرت جمهوری اسلامی به بالاترین حد خود رسیده است. مقامات ارشد این رژیم بدون کمترین حمایت مردمی، به توطئه علیه یکدیگر مشغولند و در ارائه خود به عنوان آلترناتیو خامنه‌ای از طریق واسطه‌ها به قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی از هم سبقت می‌گیرند. هم‌میهنانم، ما ملت ایران جنگ‌طلب نیستیم و هرگز برای ایران‌ و منطقه‌مان جنگ نخواستیم. جنگ‌طلب علی خامنه‌ای و رژیم تحت امرش است. من سالها هشدار داده بودم که اگر جمهوری اسلامی باقی بماند، اگر مماشات با آن تداوم پیدا کند، و اگر جهان به باج‌گیری‌های آن تن دهد، این رژیم سرانجام ایران و منطقه را به جنگ و درگیری نظامی می‌کشاند. نگرانی‌های من متاسفانه به واقعیت پیوست. اکنون اما لحظه‌ای تاریخی فرا رسیده است. جمهوری اسلامی بیش از هر زمان دیگری در این ۴۶ سال، ضعیف و متزلزل شده است؛ و فرصتی بی‌نظیر برای مردم ایران فراهم شده تا این رژیم ضدایرانی را سرنگون کنند. وظیفه هر ایرانی میهن‌پرستی، تلاش صدچندان برای نجات مام میهن است. وظیفه ما این است که متحدتر، مصمم‌تر و منظم‌تر از همیشه باشیم. امروز جای اما و اگر نیست: زمان کنار ایستادن و وسط‌بازی کردن، چنانکه نه سیخ بسوزد و نه کباب، نیست. امروز صحنه روشن است: در یک سو جمهوری اسلامی و حامیان ریز و درشتش قرار دارند که چهارنعل ایران ما را به سوی وحشتناک‌ترین بخش‌های دوزخ می‌برند و در سوی دیگر دروازه‌ای‌ست به سوی نور، و آباد کردن دوباره پردیس ایران. ما،‌ یعنی اکثریت ملت بزرگ ایران، برای نجات مام میهن به میدان آمده‌ایم. سقوط این رژیم قطعی‌ست. ما آمده‌ایم که اجازه ندهیم این رژیم همراه خود، ایران و ملت بزرگ ما را نیز به ورطه نیستی بکشاند. رهایی ایران از جمهوری اسلامی و استقرار یک دولت ملی و دموکراتیک در ایران، صلح پایدار را نیز به منطقه ما می‌آورد. در این مرحله انقلاب ملی و در دوران گذار، هدف من این است که ایرانیان بتوانند در یک‌ بازه کوتاه‌مدت و از طریق انتخابات آزاد، زمام‌ امور را به دست دولت منتخب خود بسپارند. من چنانکه بارها گفته‌ام به دنبال پست و مقام سیاسی نیستم؛ بلکه می‌خواهم برای آنها که در پی خدمت به ملت و بازگرداندن شکوه از دست رفته ایران هستند، فضا و‌ ساختاری فراهم کنم تا بتوانند خود و‌ برنامه‌های‌شان را در یک فرایند دموکراتیک به رای ملت بگذارند. من ۴۵ سال است که نه برای منفعت شخصی و قدرت، که برای نجات ایران مبارزه کرده‌ام، و برای رسیدن به اهداف‌مان، برنامه دارم: هم برای باز پس گرفتن ایران از این رژیم ضحاکی، و هم برای دوباره ساختن آن سرزمینِ اهورایی. پنج ماه پیش در نشست نخست مونیخ، سازمان‌ها و احزاب ایرانگرا گرد هم آمدند و متعهد به همکاری در چارچوب اصولی دوازده‌گانه بر اساس یک برنامه پنج‌گانه شدند. من در پیام نوروزی خود نیز امسال را سال سازماندهی برای اقدام نهایی نامیدم. امروز در نشست دوم مونیخ که شرکت‌کنندگان نه فقط احزاب و گروه‌های سیاسی که ایرانیان از همه اقشار جامعه هستند، گزارشی از پیشرفت آن برنامه را به ملت ایران ارائه می‌دهم. پنج ستون استراتٰژی مورد توافق ما چنین بودند: - فشار حداکثری بر جمهوری اسلامی - حمایت حداکثری از ملت ایران - ریزش حداکثری از رژیم - بسیج و سازماندهی حداکثری مبارزان در داخل و خارج - ارائه برنامه‌ای برای شکوفایی ایران در فردای سقوط جمهوری اسلامی در حوزه فشار حداکثری، جمهوری اسلامی امروز در دشوارترین و منزوی‌ترین وضع خود قرار دارد. از یک‌سو، فشار خارجی بی‌سابقه‌ای بر آن وارد شده است و از سوی دیگر، ناتوانی از تامین نیازهای ابتدایی مردم، این رژیم را با فشارهای همه‌جانبه داخلی به‌ویژه در حوزه معیشت و اقتصاد روبرو کرده است. در حوزه حمایت حداکثری، امروز، آمادگی دولتها و احزاب و شخصیت‌ها برای حمایت از ملت ایران و مبارزه‌شان رو به افزایش است. در دیدارها و گفتگوهای عمومی و خصوصی با سیاستمداران، تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیران، کارآفرینان، و رسانه‌ها، نه تنها بر تداوم این فشارها بر رژیم و حمایت از ملت ایران تاکید کرده‌ام بلکه برای آن، راه‌حل‌های اجرایی را نیز پیشنهاد داده و عملی شدن آنها را پیگیری کرده‌ام و خواهم کرد. خوشحالم به شما بگویم که امروز گروه‌هایی که در چارچوب فراهم شده در نشست نخست مونیخ گرد هم آمدند، در دو حوزه اعمال فشار حداکثری بر رژیم و جلب حمایت حداکثری از مبارزه مردم ایران، در همراهی با یکدیگر بسیار بابرنامه‌تر، فعال‌تر و موثرتر از پیش عمل می‌کنند. در حوزه ریزش حداکثری پیشرفتهای بسیار خوبی انجام شده است و فعالیتها در دو حوزه ریزش عمومی که از طریق پلتفرم همکاری ملی انجام می‌پذیرد و ریزش مقامات عالیرتبه، با دقت، امنیت، و جدیت در حال انجام است. امروز به لطف این فعالیتهای هدفمند، ما به ساختار درونی حکومت اشراف بیشتری داریم. همچنین در درون این ساختار با نیروهایی در ارتباط هستیم که فرایند سقوط جمهوری اسلامی را تسریع می‌کنند. و البته هم‌زمان، پایگاه بزرگی از داده را در اختیار داریم که به صورت دائمی و با حفظ امنیت کامل، در حال پایش و پیرایش است. این پایگاه داده برای اداره فرایند گذار نقش مهمی بازی خواهد کرد. به دلیل موفق و موثر بودن کارزار همکاری ملی است، که رژیم به وحشت افتاده و در هراس از پیوستن روزافزون نیروهای نظامی، انتظامی، امنیتی و دولتی به آن، به دروغ‌پراکنی و تخریب روی آورده است. در حوزه سازماندهی حداکثری مبارزان، این همایش و برنامه‌های دیگری که تنها در یک هفته گذشته در شهرهای مختلف کشور آلمان، به‌ویژه در هامبورگ و مونیخ برگزار شده، خود نمونه‌ای از تلاشهای من و تیم اجرایی همراهم برای بسیج ایرانیان خارج کشور است. خوشحالم به شما اطلاع بدهم که در همین پنج ماه گذشته شمار گروه‌هایی که در چارچوب همگرایی مونیخ با یکدیگر همکاری می‌کنند، حدودا سه‌برابر شده است. این گروه‌ها در ماه‌هایی که گذشت تلاش‌های جدی را برای بسیج و سازماندهی نیروها در خارج و داخل انجام داده‌اند که در همایش امروز، تنها گزیده‌هایی از آن به اطلاع شما رسید؛ که البته در خصوص آنچه داخل کشور انجام می‌گیرد، کمتر می‌توان وارد جزئیات شد. اما به طور کلی باید گفت که انتظار ملت بزرگ ایران، تداوم و افزایش شتاب این فعالیت‌ها است. در حوزه تدوین برنامه و ارائه چشم‌انداز دوباره ساختن کشور، پروژه شکوفایی ایران در ماه‌های اخیر گام‌های بسیار بلندی برداشته است که به سمع و نظر شما رسیده است. توصیه من این است که پیشنهادهای خود برای بهبود این برنامه‌ها را با دست‌اندرکاران آن در میان بگذارید، تخصص خود را در اختیار این پروژه قرار دهید، و درباره راه حل‌های ارائه‌ شده با حلقه اطرافیان و آشنایان خود گفتگو کنید. از گروهها و احزاب سیاسی می‌خواهم که حول کلیت برنامه‌های دوران گذار گرد هم بیایند تا بتوانیم به جامعه ایران و جامعه بین‌الملل این اطمینان را بدهیم که ایران پس از جمهوری اسلامی، ایرانی باثبات، آزاد،‌ امن، ‌و شکوفا خواهد بود. جمهوری اسلامی امروز در سراشیبی سقوط است اما ما ایرانیان خودمان باید سرنوشت ایران را تعیین کنیم. به هر میزان که ما در این زمینه کم‌کاری کنیم، دیگرانی که لزوما منافع‌شان با منافع ملت بزرگ ایران یکی نیست، فرصت نقش‌آفرینی بیشتر خواهند داشت. در همین راستا، در هفته‌های آینده از وبسایت کمپینی رونمایی خواهیم کرد که هم‌چون شاهراهی برای جذب نیروها، ثبت ایده‌ها، گزارش رویدادها، ارائه برنامه‌ها، سازماندهی مبارزان، و گردآوری کمکهای مالی خواهد بود. من از همه شما دعوت می‌کنم که آماده فعالیت در این کمپین سراسری باشید. من هم‌چنان نقش خود را ایفا می‌کنم. از شما نیز انتظار دارم که نقش خود را ایفا کنید: اختلافات جزئی را کنار بگذارید. از هرگونه درگیری با یکدیگر بپرهیزید و تنها با دشمن مشترک مبارزه کنید. هواداران خود را بسیج کنید و در کنار من و در کنار یکدیگر، برای آرمانی والا بایستید: نجات ایران. در برنامه دولت انتقالی برای دوران اضطرار، برنامه گذار سیاسی، از پیش از سقوط جمهوری اسلامی تا تحویل گرفتن امور به دست نخستین دولت منتخب را به منظور بررسی متخصصان، سازمان‌های سیاسی و نهادهای مدنی ارائه کرده‌ایم. در این برنامه، برای فاز کنونی، یعنی پیش از سقوط جمهوری اسلامی، دو نهاد کلیدی تشکیل می‌شود: تیم موقت اجرایی، و در کنار آن نهاد خیزش ملی که به عنوان یک نهاد مشورتی استراتژیک عمل خواهد کرد. چنانکه در طرح پیشنهادی ما آمده است، تیم موقت اجرایی پس از پیروزی انقلاب، و تشکیل دولت گذار، منحل خواهد شد؛ و نهاد خیزش ملی به عملکرد خود نه تنها به عنوان یک نهاد مشورتی بلکه به عنوان نهاد قانون‌گذاری موقت تا زمان تشکیل نخستین مجلس منتخب عمل خواهد کرد. من از همه کارشناسان و به‌ویژه حقوقدانان می‌خواهم که این برنامه پیشنهادی را بررسی کنند و نظرات کارشناسی خود را با ما در میان بگذارند. خامنه‌ای و رژیم شکست‌خورده‌اش، حالا که بیش از همیشه، سقوط را در مقابل چشمان خود می‌بینند، تهدیدهای خود را علیه من افزایش داده‌اند. من اما از همان روزی که این مبارزه را آغاز کردم، با این تهدیدها زندگی کرده‌ام و هرگز هراسی به دل راه نداده‌ام. شما زنان و مردان هم‌وطنم در شهرها و روستاهای سراسر ایران، کارگران، دانشجویان، بازاریان، جوانان و نوجوانان، بدانید که تهدیدها در عزم و اراده من برای به سرانجام رساندن ماموریت بزرگ زندگیم، خللی ایجاد نخواهد کرد. علی خامنه‌ای بداند که رژیمش متزلزل است، بیشتر اطرافیانش از او متنفرند، جمع زیادی از پاسدارانش منتظر فرصتند تا از کشتی در حال غرق شدن جمهوری اسلامی بگریزند،‌ و اکثریت قاطع ملت از او و رژیمش بیزارند. انتهای این مسیری که می‌رود مواجه شدن با انفجار خشم انباشته‌شده ملت است و عاقبت خوبی برایش نخواهد داشت. ما میهن‌دوستانِ آزادیخواه، از تبار و جنس این فرقه تبهکار نیستیم که در پشت‌بام‌ها اعدام‌های صحرایی به راه اندازیم. به او می‌گوییم که از این مسیرِ منتهی به خون و آتش باز گردد. بیش از این، مرگ و رنج را بر ملت بزرگ ایران و حتی حامیان خود تحمیل نکند. تعهد ما به برگزاری یک دادگاه منصفانه منطبق با استانداردهای بین‌المللی، شامل خامنه‌ای نیز می‌شود؛ آنچه خود او از ایرانیان دریغ کرده‌ است. ملت بزرگ ایران، پیروزی ما از هر زمان نزدیک‌تر است. به نیروی خود باور داشته باشیم. ما ملت متحد، آگاه و دلیری هستیم که این رژیم هرگز نتوانسته بر فرهنگ و تاریخ و تمدن ما پیروز شود. جمهوری اسلامی به زباله‌دان تاریخ می‌رود؛ و ایران و ملت ما، آزاد و سربلند، از این دوره سخت به سلامت عبور خواهد کرد. ما ملت کبیریم، ایران رو پس می‌گیریم! پاینده ایران،

Reza Pahlavi

864,284 görüntüleme • 1 yıl önce