Загрузка видео...

Не удалось загрузить видео

На главную

شباهت مجیدرضا به مرد پارتی تنها به چهره نیست! سِری در این آب و خاک نهفته که حماسه‌هایش همه در تکرارند. ایران یک جهانِ بی‌پایان است... #مجیدرضا_رهنورد /#جاويدشاه‌

Комментарии: 0

Нет доступных комментариев

Здесь появятся комментарии из оригинального поста

Похожие видео

در پی هر تاریکی روشنایی است: جمهوری اسلامی ایران تصمیم خود را مبنی بر خروج مهاجران افغانستان یا به قول خودشان اتباع گرفته است. نوشتن نامه سرگشاده، گلایه، دعوت به بردباری و حوصله، توسل به سعدی و حافظ و برجسته‌سازی مشترکات ره به جایی نمی‌برد و بهتر است به ظرفیت‌های خودی فکر کنیم. در عین حال باعث ضیاع وقت خود و تهران نشویم. این اخراج هر دلیلی که دارد به منافع امنیتی و ملی ایران مربوط است و در آن جایی برای گنجاندن چند میلیون آواره از کشور همسایه تعریف نشده و اگر هم شده بود وقتش گذشته است. عوامل و دلایلی که ممکن است دولت ایران را واداشته این تصمیم را بگیرد عبارت‌اند از: نخست، یادآوری به دنیا که فاجعه انسانی در افغانستان منشأ در قرارداد بدنام دوحه دارد و جمهوری ایران مجبور نیست آوارگان دسیسه آمریکا را پناه دهد. دوم، ممکن است تعدادی از شهروندان کشور ما در کارهای خلاف دست زده باشند و این حتمی نیست که جاسوسی برای اسرائیل بوده باشد. نباید فراموش کنیم که طالبان بیش از پانزده هزار مجرم را از زندان‌های افغانستان رها کرد و اکثراً راهی ایران شدند. سوم، این تصمیم احتمالاً برای اعمال فشار بر طالبان و در کل بر افغانستان است. اما هدف سیاسی و راهبردی این فشار را نمی‌توان به سادگی وضاحت داد. فرض اینکه اخراج مهاجران به هدف فشار بر طالبان و افغانستان اعمال می‌گردد، اما در نهایت چه دستاوردی را از آن توقع دارند و چگونه آن دستاورد را اندازه‌گیری می‌کنند هنوز معلوم و هویدا نیست. چهارم، جمهوری اسلامی ایران به آغاز مجدد جنگ می‌اندیشد. احتمال آن نیز بعید نیست. تهران به جنگی آمادگی می‌گیرد که احتمالاً قوی‌تر از آنچه اتفاق افتاد خواهد بود. در آن سناریو ایران نمی‌خواهد دغدغه‌ای از حضور بیگانه، ولو آن بیگانه هم‌زبان و همسایه باشد، در خاک خود داشته باشد. این بار معلوم است که تهران حاضر است تبعات تصمیم خود را مدیریت کند. پنجم، در طول تاریخ، در هر کشوری که بحران ایجاد شده، دولت‌ها کوشیده‌اند عنصر بیگانه را مقصر اصلی و دلیل گسست‌ها قلمداد کنند. نفوذ و رخنه اطلاعاتی اسرائیل در جنگ علیه ایران هیچ ربط تعیین‌کننده‌ای به مهاجران افغانستان ندارد. فرض کنیم هسته‌های مخرب اسرائیل سه لایه داشتند: طراح، عملی‌کننده، لایه مصرفی. طراح که مسلماً یا در اسرائیل قرارگاه دارد یا تحت پوشش بیزنس‌های عادی و مشروع در یکی از شهرهای کشورهای همسایه مستقر شده است. عامل وسطی که باید موضوع را در داخل خاک ایران مدیریت کند نیاز به اسناد قوی برای تردد دارد و ممکن است نیاز به اسناد قوی و مشروع برای داشتن بیزنس و کاروبار قابل‌باور داشته باشد. این امکانات در اختیار شهروندان افغانستان قرار ندارد. افغان در ایران نیروی کار است. لایه زیرین است، پس سؤال اینجاست که آیا کارگر سر فلکه طراح خرابکاری در جامعه‌ای مغلق و پیچیده مانند ایران شده می‌تواند؟ پاسخ ساده این است که نه. نمی‌تواند یا بعید به نظر می‌رسد. در ادبیات غربی نیروی بشری را به دو دسته تقسیم می‌کنند: پیراهن‌سفیدها، یعنی کسانی که کار پشت میز می‌کنند، و لباس‌آبی‌ها، کسانی که آستین برمی‌زنند و با خاک و فلز سروکار دارند. افغان در ایران از نوع دوم است. خرابکاری‌هایی که در جنگ دوازده‌روزه در داخل ایران از طرف عوامل نفوذی صورت گرفت کار لباس‌سفیدها است، نه لباس‌آبی‌ها. اما گفتن این حرف‌ها نیز فایده‌ای ندارد. حالا بر ماست که باید در موضوع دخالت مثبت کنیم و هدف دخالت خویش را نیز با وضاحت بدانیم. بازگشت نیروی جوان و ضد طالبان از ایران نویدی خوش است. این نقطه مثبت است. این موج برای پرسازی خیابان‌ها و کوه‌ها و دره‌ها کافی است. کسانی که برمی‌گردند واقعیت جدیدی در افغانستان ایجاد می‌کنند. این‌ها به سایه مبدل نخواهند شد. این‌ها ریشه دارند. لهذا باید در پس این سیاهی روشنایی دید و ایجاد کرد. این بازگشت برای بسیج نیروی آزادی‌بخش مهم است. بر ماست که باید عواطف و احساسات بازگشتی‌ها را مسیر دهیم و برایشان برسانیم که منشأ آوارگی و تیره‌بختی‌شان در چیست و در کجاست؟ یقیناً منشأ همه بدبختی‌ها گروه نامشروع، ضد ملی، متعصب و جهل‌پرور طالبان است که همه فرصت‌های واقعی را بر باد داده است. پس بهتر است به جای عریضه برای تمدید برگه، استراتژی برای نیروی بازگشتی ترتیب داد. هیچ راه‌حلی برای مهار بحران عظیم انسانی در کشور در موجودیت ساختار طالبان امکان‌پذیر نیست. این تشکیلات ضد ملی و قهقرایی باید سرنگون شود. ان‌شاءالله.

Afg Green Trend

180,343 просмотров • 1 год назад

یک ترند تازه در شبکه‌های اجتماعی در حال گسترش است که در آن شماری از زنان افغان با ثبت ویدیوهای کوتاه، علامت‌های شناخته‌شده درخواست کمک در شرایط خشونت را نشان می‌دهند. این حرکت، که به‌عنوان نوعی کارزار آگاهی‌دهی توصیف می‌شود، با هدف جلب توجه به وضعیت زنان و دختران در افغانستان شکل گرفته است. مریم محمدی، دانشجوی کارشناسی ارشد در فرانسه که در این کارزار شرکت کرده، به افغانستان اینترنشنال گفته است که هدف او از نشان دادن این علامت، استفاده از یک نشانه جهانی برای درخواست کمک در شرایط خشونت بوده است. او گفته است: «وقتی کسی این علامت را نشان می‌دهد، در واقع بدون کلام می‌گوید که در معرض خشونت یا فشار قرار دارد و به حمایت نیاز دارد». خانم محمدی همچنین گفته است که واکنش‌های بین‌المللی به وضعیت زنان افغانستان اغلب به «ابراز نگرانی و صدور بیانیه» محدود می‌ماند، در حالی که به باور او، وضعیت نیازمند اقدام جدی‌تر است. لیلی آرتین و دخترش ونوس نیز از جمله کسانی هستند که به این کارزار پیوسته‌اند و می‌گویند هدف‌شان جلب توجه جهانی به وضعیت زنان در افغانستان است.

افغانستان اینترنشنال

20,095 просмотров • 2 месяцев назад