Загрузка видео...

Не удалось загрузить видео

На главную

شما جقله‌ها یادتون نمیاد سال ۸۸ جمعیتِ معترضا داشت میرفت سمتِ صدا و سیما، امثال فائزه و میرحسینِ کثافت یجوری اون جمعیت رو منحرف کردن. بعد از اون هزاران ایرانی کشته شدن ولی هیچ‌وقت اون فرصت بدست نیومد. دارم اشک شوق می‌ریزم

315,323 просмотров • 1 год назад •via X (Twitter)

Комментарии: 10

Фото профиля Mani Navvabi
Mani Navvabi1 год назад

امروز دقیقاً نقل اون روزا بود. بعدش بود که ولیعصر یه طرفه شد و خط ویژه گذاشتن که اگه لازم شد سریعاً نیرو جابجا کنن. گند زدن به اون فرصت طلایی.

Фото профиля HeLLFire🇮🇱☼𓃬
HeLLFire🇮🇱☼𓃬1 год назад

😑😑

Фото профиля FarmanFarma
FarmanFarma1 год назад

این رو میگم امیدوارم سو تفاهم نشه، اگر این ۴۷ سال نبود، هر شاهی هم اگر خودش رو پاره میکرد، این ملت نمی‌فهمیدند داستان ذریه زهرا و شاه عرب و سید میرحسین و سید محمد خاتمی و سید مصطفی تاجزاده و ادعای الارض لنا چیه؟

Фото профиля Azi
Azi1 год назад

چه صحنه هایی رو داریم میبینیم واقعا. اصلاح طلبای کثافت همه این سالها نذاشتن مردم کارو تمام کنن و الان هم به مردم میگن وطن فروش

Фото профиля Parande Mohajer پیروزی نور بر تاریکی
Parande Mohajer پیروزی نور بر تاریکی1 год назад

@Hooran17449313 وای آره با جمعیت میلیونی ستادی های کیر حسین نذاشتن سمت صدا و سیما بریم

Фото профиля Immortal Guard𓄂𓆃
Immortal Guard𓄂𓆃1 год назад

یکی اومده گفته اونجا کلاه قرمزی ساخته شده. شما بیوطن هستین که خوشحالین😂

Фото профиля HeLLFire🇮🇱☼𓃬
HeLLFire🇮🇱☼𓃬1 год назад

🤦🏼‍♀️

Фото профиля Javascript
Javascript1 год назад

من دقیقا همونجایی بودم که فائزه اومد کنار نرده ها سخنرانی میکرد. اصلا اون فرصت تسخیر تهران حیف شد. چه نیرویی داشتیم و شور و ذوقی. کاش یکم پخته تر بودیم یا یک‌ رهبر خوب داشتیم که دستش تو دست ج ا نبود.

Фото профиля Alypacinooo
Alypacinooo1 год назад

اره من از دیوار صدا سیما بالا رفتم موسوی یقه مو گرفت کشید پایین تاریخ چرا تحریف میکنی

Фото профиля HeLLFire🇮🇱☼𓃬
HeLLFire🇮🇱☼𓃬1 год назад

عه اون تاریخ تحریف کردنه، باشه اون موقع که میرِ دولها با بلندگوی سبزی فروشی رو به جمعیت سه میلیونی داد زد برید خونه‌هاتون فردا بیایید چی؟ اونم تاریخ تحریف کردنه؟ جون به جونتون کنن آخوند‌به کونید

Похожие видео

برای شناخت چهره و سیرت واقعی چپ‌های احمقِ چفیه‌به‌گردن در کشورهای غربی کافیه این کلیپ رو نگاه کنین… 👇🏻🫤 توی این کلیپ این هم‌میهن ایرانی ما که خیلی ناراحت و عصبانی هست به چپی‌های می‌گه: «جمهوری اسلامی مردم ما رو قتل عام کرده و شما دارید ازش حمایت می‌کنید؟ عکس خامنه‌ایی که یک تروریسته، کشور من و ویران کرده، مردم من و کشته و کل منطقه رو به آتیش کشیده بالا می‌گیرید؟ اگه واقعاً خیلی ناراحتین خب برید غزه یا برید ایران!» و در حالی که این حرف‌ها رو می‌زنه، اون دختر چپول کثیف اون اداها رو درمیاره و مسخره‌اش می‌کنه! بعد اون مردی که عینک آفتابی داره تهدیدش می‌کنه و می‌گه: «اگه زیاد حرف بزنی میام حسابت رو می‌رسم! گمشو برو از اینجا!» بعدش این هم‌میهن ما با صدای خیلی بلند می‌گه: «ما از اسرائیل و آمریکا حمایت می‌کنیم! ما از مردم آمریکا متشکریم. خدا آمریکا و اسرائیل رو حفظ کنه! شماها دیوونه‌ هستین که از فلسطین حمایت می‌کنین!» رفتار مریض و تحقیرآمیز این چپی‌ها ادامه پیدا می‌کنه و حتی حاضر به شنیدن حرف‌های اون خانوم و هم‌میهن‌ ما که می‌گه دوستش یک ماه پیش به دست جمهوری اسلامی کشته شده، نیستن! بعد خانومه ازشون می‌پرسه: «چرا دارین این آقا رو اذیت می‌کنین؟» و اون‌ها خیلی پرو، با خونسردی و وقیحانه، در حالی که دستاشون رو بالا گرفتن تا مثلاً بگن ما کاری با این آقا نداریم، جواب می‌دن: «نه، ما اذیتش نمی‌کنیم…» 🙄 چپ کثیف انگلیه که هر جا می‌ره فقط هرج‌ومرج به بار میاره و چون مغز فندقی‌اش شستشو داده شده، حاضر به شنیدن هیچ صدا، ایده یا نظر دیگه‌ای نیست!

Kamilia 🇮🇷

26,658 просмотров • 3 месяцев назад

چیزی که این حرف‌ها رو متفاوت می‌کنه، خودِ آدمیه که داره می‌زندشون. جاش راشینگ سال‌ها تفنگدار نیروی دریایی آمریکا بود. تو جنگ عراق سخنگوی سنتکام بود؛ یعنی همون کسی که قرار بود حرف ارتش آمریکا رو به گوش دنیا برسونه. ولی بعد استعفا داد، و درست در بدو تولد الجزیره‌ی انگلیسی به این شبکه پیوست و کم‌کم به یکی از چهره‌های شناخته‌شده‌اش در آمریکا تبدیل شد. حالا همین آدم، سازنده‌ی مستند «کودکان زیر آتش»، رفته بالای صحنه تا جایزه‌ی امی رو بگیره. این هم متن کامل حرف‌هاش: «خب بچه‌ها. ممنونم. دوستتون دارم. عاشق این لحظه‌ام. عاشق همه‌تونم. ببخشید که این‌قدر طول کشید. ولی خب، الان اینجام. یه حرفی دارم که باید بزنم. نباید از نظرمون دور بمونه که چقدر تلخه آدم بابت پوشش یه نسل‌کشی جایزه بگیره، اونم تو همون کشوری که باعث شده این نسل‌کشی اتفاق بیفته و ادامه پیدا کنه. می‌خوام این رو تقدیم کنم به اون ۱۱ خبرنگار الجزیره؛ ۱۱ همکاری که از ۷ اکتبر تا حالا تو غزه به دست اسرائیل کشته شدن، و به ۲۷۰ همکار دیگه‌شون، خبرنگارهایی که از ۷ اکتبر به این‌طرف تو غزه کشته شدن. می‌خوام از ده‌ها پزشکی یاد کنم که زندگی پرپول و موفقشون رو اینجا رها کردن تا همه‌چیزشون رو به خطر بندازن، برن غزه و کمک کنن؛ و به این برسن که شاید شمشیر برنده‌ی حقیقت و شهادت دادن، از اون چاقوی جراحی‌ای که با خودشون به میدان می‌برن قوی‌تر باشه. اونا برگشتن و تو همین فیلم شهادت دادن. و به خاطر همین آدم‌هاست که میرا، اون دختر کوچولوی چهارساله که تو فیلم ما یه گلوله تو مغزش بود، امروز تو مکزیکوسیتی داره درمان می‌شه، کنار مادرش اسرا؛ مادری که موقع فیلم‌برداری ما پاش رو از دست داد. اینا روزهای تاریکی برای روزنامه‌نگاریه. یا داریم زیر فشار مالی له می‌شیم، یا داریم به دست قدرت‌های کلانی خریده می‌شیم که دارن پیام رو مصادره می‌کنن. ولی باید بهتون بگم، خواهش می‌کنم که دست از این نبرد خوب برندارین؛ نبرد برای حقیقت، نبرد برای انسانیت. چون هیچ ملتی بدون مطبوعات آزاد، آزاد نیست. پس به این نبرد خوب ادامه بدین. ممنونم.»

Panah Farhadbahman 🎒

25,887 просмотров • 3 месяцев назад

‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️ مجری: مثلاً ۴۰۱ و ۴۰۴ رو نگاه می‌کنید، ۴۰۱ حتماً مدنی‌تر و انجمنی‌تره به نسبت ۴۰۴. نیست این‌طوری؟ سعید مدنی: نه. نه، به نظر من، اولاً که این پیوند و مسیر تحولات اجتماعی، درسته که افت‌وخیز داره، درسته که سینوسیه، اما یک سوگیری عمده‌ای هم داره. چرا باید ۴۰۴ رو، یعنی اعتراضات دی‌ماه رو می‌گی؟ اعتراضات دی‌ماه رو مثلاً در مقایسه با اعتراضات مهسا، چرا باید تفکیکش کرد؟ در وهله اول، وقتی از اعتراضات دی‌ماه صحبت می‌کنیم، باید ششم تا ۱۷ دی‌ماه رو از ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه متمایز کنیم. اگه اعتراضاتِ به‌اصطلاح ۴۰۱، یعنی «زن، زندگی، آزادی» و جنبش «زن، زندگی، آزادی» رو به جان‌باختن مهسا تقلیل بدیم، همون‌قدر هم می‌تونیم اعتراضات دی‌ماه رو به فراخوان ۱۸ و ۱۹ دی تقلیل بدیم. در حالی که اعتراضات مهسا، جنبش مهسا، حاصل یک منازعه و یک ناجنبش زنان در ایران بود که اونجا خودش رو به نحو احسن نشون داد. تونست ۱۰۰ روز توی خیابون مقاومت کنه. تاکتیک‌هاش تا حد زیادی از تاکتیک جنبش‌های قبلی، اعم از جنبش ۹۶ و جنبش سبز تبعیت می‌کرد. شعارهاش بر مبنای نوعی خردگرایی و تجربه تاریخی سوار شده بود و بنابراین تونست این مسیر رو ۱۰۰ روز هم ادامه بده. توی دی‌ماه هم، از ۶ تا ۱۷ دی، شما همون خصلت‌ها و همون تاکتیک‌ها رو می‌بینید. جمعیت میاد توی خیابون. حالا این دفعه مثلاً از جمهوری شروع میشه، پاساژ علاءالدین و اون منطقه، که ترکیبی از طبقه متوسط و دست‌فروش‌هاست، و بعد آرام‌آرام گسترش پیدا می‌کنه. خود اینکه چجوری این‌ها توی اون فضای جنگی و امنیتی یک‌دفعه جمع میشن و بعد بلافاصله به‌صورت وسیع در سطح ملی گسترش پیدا می‌کنه، قابل توجهه. حتی خیلی بیشتر از مهسا، تقریباً دو برابر مهسا. این اتفاق تا ۱۷ دی چجوری میفته؟ این رو باید مرتبط بدونیم با پتانسیل‌هایی که جنبش‌های قبلی ایجاد کردن، شبکه‌های اجتماعی‌ای که از اون موقع شکل گرفته، نقش نیروها و گروه‌های غیررسمی‌ای که از اون زمان وجود داشتن و حتی ذهنیتی که از اون تجربه باقی مونده بود؛ اینکه میشه آمد، اعتراض کرد و توی خیابون حضور پیدا کرد. همه این‌ها ظرفیتی ایجاد کرده بود که توی ۶ تا ۱۷ دی تقریباً همون مسیر طی بشه. اما توی ۱۸ و ۱۹ دی یه اتفاقی میفته؛ یه فراخوان داده میشه. این فراخوان مبتنی بر فهم واقعی از وضعیت ایران نیست، فهم واقعی از جنبش‌های اجتماعی ایران نیست، فهم واقعی از ساختار حاکمیتی ایران نیست و مبتنی بر خرد جمعی داخل هم نیست. بر اساس یک تحلیل غلط و به‌صورت غیرمسئولانه فراخوان داده میشه. اون فراخوان همراه خودش فرهنگ خودش رو هم میاره. یعنی تاکتیک‌هایی رو ترویج می‌کنه که در امتداد تاکتیک‌های قبلی نیست؛ مثل اینکه حمله کنید به مراکز نظامی، مساجد رو آتش بزنید یا چیزهایی از این قبیل. حتی من نمی‌خوام بگم سطحی که این تاکتیک‌ها تونستن عملی بشن خیلی گسترده بود. اتفاقاً خیلی محدود بود و اصلاً قابل توجه نیست. اما چیزی که تونست ایجاد کنه، یک گسست در ۱۸ و ۱۹ دی با قبل از اون بود. چون به نظر من، اگر با همون منطق ۶ تا ۱۷ دی اون اعتراضات ادامه پیدا می‌کرد، حتی می‌تونست روی جنگ تأثیر بذاره، روی تحولات آینده ایران تأثیر بذاره و حتی روی تصمیمات موجود اثرگذار باشه. ولی انگار از طریق اون فراخوان، یک پاس گل به اقتدارگرایی ایران داده شد و این گسست در نهایت مشکلاتی ایجاد کرد.

آرش یوسفی -ARASH

69,686 просмотров • 11 дней назад

ماه اوت سال ۲۰۱۹ با یه پاسپورت جعلی قاچاقی از جزیره میکونوس یونان به پاریس پرواز کردم و یه دوستی با ماشین من رو رسوند به شهر کلن آلمان. دو ماه و نیم تو یه کمپ موقت تو شهر اِسن بودم که یه ماه اولش با یه پسر ایرانی به اسم دانیل تو یه اتاق بودیم. خیلی پسر مشتی و باحالی بود و اصلا مشکلی نداشتیم. آرایشگر بود و موهای بچه ها رو کوتاه میکرد. تنها مشکل من این بود که دانیل شب‌ها خیلی خر و پف میکرد و من نمی‌توانستم بخوابم. بعضی شبها از صدای بلندش عصبی می‌شدم و می‌رفتم تو راهرو می‌شستم. بالاخره نگهبان‌های کمپ دلشون برام سوخت و مدیریت بهم یه اتاق جدا داد. بعد از مصاحبه‌م از اونجا به یه کمپ دیگه تو شهر راینه منتقل شدم. شاید بگم یکی از سخت ترین دوران زندگیم رو تو اون کمپ گذروندم. با سه تا پسر ایرانی هم اتاق بودم. دو تا آرش و اسماعیل. واقعا بچه های خوبی بودن ولی سبک زندگی من به اونها نمی‌خورد. اونها تقریبا هر شب تا دیر وقت عیش و نوش داشتن و من زود می‌خوابیدم و صبح‌ها ساعت ۶ بیدار میشدم و تو‌ کمپ می‌دویدم و ورزش میکردم. از طرفی هم شرایط زندگی تو کمپ خیلی مشابه زندگی تو کمپ اشرف بود. منظورم بخش زندگی جمعیش بود. اتاق خواب جمعی، سالن غذاخوری جمعی، حموم و توالت جمعی. این خیلی من رو آزار می‌داد. طوری که تو دسامبر ۲۰۱۹ دوچار افسردگی شدید شدم. تو عمرم، حتی با گذشت از اون همه بلا تو مجاهدین هیچ وقت افسرده نشده بودم. اما توی اون کمپ از درون احساس خفگی شدید می‌کردم. به خودم می‌گفتم من که از چنگ اون فرقه آزاد شدم و چی شد دوباره افتادم توی این وضعیت. هفته‌ای سه شب کابوس می‌دیدم که دوباره برگشتم تو مجاهدین و از شدت ترس بیدار میشدم. بعضی وقتها قلبم اینقدر تند می‌تپید احساس می‌کردم ممکنه الان سکته کنم. توی کمپ خیلی ساکت بودم و تلاش می‌کردم فقط با افراد سلام و علیک داشته باشم. هر روز کامپیوترم‌ رو بر‌ می‌داشتم و می‌شستم تو اتاق اینترنت و یا زبون آلمانی می‌خوندم و یا خرد خرد کتاب سرگذشت زندگیم رو می‌نوشتم. در ظاهر تلاش می‌کردم خودم رو محکم و سرحال نشون بدم ولی در درون داشتم خفه میشدم. انگار یکی گلوم رو از تو‌ گرفته بود و فشار می‌داد. چند شب زیر پتو از حال خودم گریه‌م گرفت و فقط تلاش می‌کردم گریه‌م رو غورت بدم تا هم اتاقی‌هام متوجه نشن. یه روز دیگه تاب نیاوردم و رفتم پیش یکی از کارکنان کمپ. یه مرد افغانی بود که سال‌های سال توی آلمان زندگی می‌کرد و با همسرش توی کمپ کار می‌کردن. بچه‌های ایرانی کمپ باهاش خیلی خوب بودن و برای احترام زیادی قائل بودن. من باهاش هیچ وقت صحبت نداشتم ولی از انرژیش احساس میکردم می‌تونم بهش اعتماد کنم. رفتم پیشش و درخواست صحبت کردم. من رو برد تو یه اتاق و نشستیم سر میز. گفت بگو پسرم چی شده؟ هر بار که دهنم رو باز میکردم صحبت کنم بغضم می‌گرفت و نمی‌تونستم. گفت کار من اینجا اینه که به تو کمک کنم و راحت حرف بزن. تو اون لحظه یه دفع بغضم ترکید و شروع به گریه کردم. دیگه نمی‌تونستم خودم رو نگه دارم و تو اون لحظه احساس کردم دیگه نیازی نیست خودم رو قوی نشون بدم. بعد از یه دقیقه گریه به خودم مسلط شدم و شروع کردم به تعریف زندگیم و شرایط توی فرقه مجاهدین و سختی‌هایی که کشیده بودم. تو کل ۲۰ دقیقه‌ای که من صحبت میکردم اون هیچ چی نگفت. وقتی تموم‌ شدم گفت یه دقیقه واستا. گوشیش رو در آورد و زنگ زد به مدیر کمپ. گفت پیش یکی از پناهنده‌ها هستم که داستانش فرق می‌کنه و اتاق تکی نیاز داره. بعد در جا من رو برد پیش دکتر کمپ. داستان من رو خلاصه به دکتر گفت و دکتره درجا برگشت بهم گفت که من مجاهدین رو میشناسم و می‌دونم چی کشیدی. گفت میتونم برات دارو تجویز کنم ولی فکر میکنم همین که اتاق تکی داشته باشی بهت کمک میشه که کمی آرامش‌ پیدا کنی. از اون به بعد و تا زمان شروع کرونا، من یه اتاق تکی داشتم. آرامش توی اتاق کمی بهم احساس راحتی دست داد. دیگه احساس خفگی نمی‌کردم. دقیقا همون دوران بود که با همسر فعلیم آشنا شده بودم و اون بهم یوگا و مدیتیشن یاد داد. روزی دو بار توی اتاقم می‌شستم و ۲۰ دقیقه مدیتیشن میکردم. رفتم توی باشگاه شهر ثبت نام کردم و کلا روحیه‌م عوض شد. یه طوری از درون انگار خودم یا همون اصالتم رو پیدا کردم. روزها تو‌ اتاقم می‌شستم و به گذشته‌م فکر میکردم و اینکه از چه سختی‌هایی عبور کردم. یه روز توی همین فکرها بودم‌ که یهو به ذهنم زد منی که از این همه سختی و بلا عبور کردم پس از هر چی هم بعدش بیاد می‌تونم عبور کنم. تصمیم گرفتم دیگه غصه آینده رو نخورم. و تا به امروز هم همینطور بوده. یک لحظه هم غصه اینکه قراره چی بشه و من چی میشم و آیا از پسش بر میام رو نخوردم. اطمینان دارم که بر میام. یه جوری شکست ناپذیر شدم تو زندگی. دیگه از چیزی نمی‌ترسم. زندگی زیباست✨🌷

Ray Torabi

26,451 просмотров • 1 год назад

این پاسخ درخشان ترامپ، آیینه تمام‌نمای رنج و خواست مردم ایران و بی‌اثر بودن تمام تلاش جمهوری اسلامی در راستای پروپاگاندای داخلی و خارجی "ضد جنگ" این چند وقت اخیر بود. سیم‌کارت سفید، اصلاح‌طلب و چپی/مقاومتی رو با‌هم شست برد. خبرنگار از ترامپ پرسید: چرا مردم ایران باید زیرساخت‌های کشورشون بمباران بشه و برقشون قطع بشه؟ آیا این کار، مردم رو قربانی کارهای حکومت نمی‌کنه؟ ترامپ جواب داد: اون‌ها حاضرن… بله، واقعاً حاضرن. این رنجه، اما حاضرن تحملش کنن تا آزادی داشته باشن. ایرانی‌ها… می‌دونید، ما بارها پیام‌های دریافت شده (به مضمون) داشتیم که می‌گفتن: «لطفاً بمباران رو ادامه بدید.» حتی وقتی بمب‌ها نزدیک خونه‌شون می‌افتد، می‌گن: «لطفاً بمباران رو ادامه بدید. انجامش بدید.» و این‌ها مردم همون جاهایی هستن که بمب‌ها منفجر می‌شن. وقتی ما می‌ریم و اون مناطق رو نمی‌زنیم، می‌گن: «لطفاً برگردید، برگردید.» این‌ها همون مردمن. من دقیقاً نمی‌دونم چه کار می‌کنن، اما تنها چیزی که می‌تونم بگم اینه که اون‌ها آزادی می‌خوان. ایرانی‌ها تو دنیایی زندگی کردن که شما هیچ چیزی درباره‌ش نمی‌دونید. یه دنیای خشونت‌آمیز و وحشتناک. اگه اعتراض کنید، شلیک می‌کنن. یادتونه اون اعتراض بزرگ زنان؟ جایی که ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزار زن جمع شدن تا اعتراض کنن؟ و ناگهان: بوم، بوم… تو پنج یا شش نقطه، یک زن درست بین دو چشم هدف قرار می‌گرفت. تک‌تیراندازها. فقط پنج یا شش تک‌تیرانداز کافی بود. و اون ۴۰۰–۵۰۰ هزار زن گفتن: «خدای من، این چیه؟» بعد چند نفر کشته شدن، مردم شروع کردن به دعا خوندن: «خدای من، چه کسی چنین کاری می‌کنه؟» این‌ها مردم فوق‌العاده‌ای هستن، اما زندگی‌شون وحشتناک بوده. می‌دونید، ایران کشور بزرگی بوده. اگر ۲۵ سال پیش برگردیم… مردم ایران، فوق‌العاده باهوش و درخشان هستن. من خیلی از اون‌ها رو می‌شناسم. از وقتی نیویورک بودم، افراد زیادی از ایران رو می‌شناختم. اون‌ها مردم فوق‌العاده، پرانرژی و باهوش هستن. اما وقتی تو یه جمعیت ایستادید و اعتراض می‌کنید… و زنی، درباره همون راهپیمایی زنان… همه می‌گفتن: «این پایان حکومته.» اما بعد تک‌تیراندازها شروع کردن به انتخاب افراد. هر کدوم رو از فاصله دور، درست بین دو چشم می‌زدن. روی پشت‌بام‌ها بودن. هیچ‌کس حتی نمی‌دونست از کجا شلیک می‌کنن. این مثل مسلسل نبود (که اون هم خیلی بده و حتی اخیراً انجام شده). این تک‌تیراندازها روی پشت‌بام بودن و زنان رو هدف می‌گرفتن. وقتی مردم می‌دیدن افراد یکی‌یکی زمین می‌افتن، جمعیت ناگهان شروع می‌کرد به فرار… و دیگه هیچ‌وقت بیرون نیومدن. خیلی از رسانه‌ها درباره این موضوع حرف نمی‌زنن. اون‌ها فقط درباره «حقوق زنان» حرف می‌زنن. می‌خواین حقوق زنان رو ببینید؟ اونجا نمی‌بینید. برای من عجیبِ وقتی بعضی افراد احمق مثل AOC و اون گروه درباره «آزادی برای ایران» حرف می‌زنن، اما واقعیت‌ها رو نمی‌گن. زنان، مردان، همجنس‌گرایان… اصلاً «همجنس‌گرایان طرفدار ایران»؟ اون‌ها همجنس‌گرایان رو می‌کشن. از بالای ساختمان پرت می‌کنن. پس واقعاً تعجب می‌کنم چه خبره. تنها چیزی که می‌تونم بگم: اون‌ها می‌خوان بمباران ادامه پیدا کنه، حتی اگه خطر داشته باشه. چون زندگی‌شون همین حالا هم در خطره. اون‌ها آزادی برای ایران می‌خوان. اما اعتراض کردن براشون خیلی سخته. حتی خودم بهشون می‌گم: «بیرون نرید.» کاملاً می‌فهمم. هیچ‌کس در این شرایط بیرون نمی‌رفت. فکر نمی‌کنم کسی این کارو بکنه. چون مسئله شجاعته؟ نه. همه شجاع هستیم. شما شجاعید، من شجاعم. اما باهوش هم هستیم. اگر کسی با بهترین تفنگ‌ها به سمت شما شلیک کنه و هر بار دقیقاً بین دو چشمتون بزنه… و ببینید یکی اینجا، یکی اونجا می‌افته… شما فوراً می‌رید. مهم نیست کی هستید.

Immortal 🇮🇷

54,703 просмотров • 4 месяцев назад

#بریوان_مولانی دختر ۲۵ ساله‌ی کرد اهل سردشت که در حمله‌ی ۲۷ اسفند ماه اسراییل به خیابان ماکویی‌پور زعفرانیه در خواب کشته شد! شب قبل از سفر شمال برگشت، هرچقدر دوستانش اصرار کردند بمونه و برنگرده تهران قبول نکرد و گفت: «می‌خوام کنار خانواده‌ام کشته بشم»… هدف این حمله اسماعیل واعظی (خطیب) وزیر اطلاعات بود که تو خونه‌ی اون طرف کوچه اقامت داشت! (خودتون رو آماده کرده بودید بگید حتماً توله سپاهی بوده که زعفرانیه می‌نشسته؟) در این حمله پنجاه شهروند غیرنظامی در همسایگی کشته شدند! وقتی تیم نجات بعد از ساعت‌ها جست‌وجو مادرش رو زیر آوار پیدا کرد، اولین چیزی که به زبون آورد «دخترم» بود! به کردی قربون صدقه‌ی امدادگرها می‌رفت و می‌گفت: «دخترم زنده است؟»… وقتی امدادگر گفت دخترش رو برده پایین، دستش رو‌ بوسید ولی بریوان دووم نیاورد! بریوان از اقوام اوین ارسلانی، هیوا مولانی و کوردیا مولانی #کفش_قرمزی بود که در ساقط شدن #هواپیمای_اوکراینی توسط سپاه پاسداران کشته شدند! بریوان تک‌فرزند بود… #از_جنگ_بگو

Shamim

14,646 просмотров • 3 месяцев назад

چطور ممکنه یه مصوبه رسمی کشور تصویب بشه، ارسال بشه… بعد ماه‌ها بلاتکلیف بمونه؟ ولی مصوبه‌هایی که بعد از اون تصویب شدن، یکی‌یکی ابلاغ بشن؟ ماجرا اینه: سقف سن ورود به دانشگاه فرهنگیان رو تا ۳۰ سال بالا بردن؛ یعنی گفتن برای خیلی از داوطلب‌ها هنوز دیر نشده و می‌تونن معلم بشن. این برای هزاران نفر فقط یه عدد نبود؛ آخرین پنجره‌ی زندگی بود. با همین امید برگشتن سر درس، کارهای موقت رو کنار گذاشتن، پول کتاب و کلاس دادن، به خانواده گفتن تصویب شده، امسال نوبت ماست. حالا فقط حدود دو هفته تا انتشار دفترچه و شروع ثبت‌نام کنکور فرهنگیان ۱۴۰۵ مونده (دفترچه اواخر آذر میاد و ثبت‌نام از ۲۵ آذر شروع می‌شه). اگه این مصوبه تا قبل از دفترچه ابلاغ نشه، خیلی از همین داوطلب‌های ۲۴ تا ۳۰ ساله اصلاً امکان ثبت‌نام پیدا نمی‌کنن و یه سال دیگه از عمر و امیدشون دود می‌شه. این قصه‌ی یه امضا نیست؛ قصه‌ی آدم‌هاییه که فقط می‌خوان معلم بشن، فقط می‌خوان زندگیشون از این بلاتکلیفی نجات پیدا کنه. قصه‌ی یه نسلِ معطل‌شده بین «تصویب» و «ابلاغ». محسن حاجی میرزایی

Fardad Sepandar

17,729 просмотров • 8 месяцев назад

معجزه‌ی پهلوی رو ببینید. هیچکس جز پهلوی نمیتونست ۹۰میلیون ایرانی داخل کشور و پراکنده در سراسر جهان رو دوباره تبدیل به یک ملت واحد کنه. یه ملت واحد که همه دوباره عاشق ایرانیم. یه ملت که در اوج درد و خشم و سیل جمعیت برخلاف تمام ملتهای دنیا چنان متمدن می‌مونیم که میزبان‌ها انگشت به دهان موندند و پلیسهای شهرها از ما تشکر میکنند و اکانتهای راستگرای خارجی فرهنگ برتر ما رو تو سر مسلمانان وحشی میزنن. یه ملت که داخلیها با اشک شوق به ایرانیهای خارج میگن "دورتون بگردم" و خارجیها به داخلیها میگن "فقط اگه همه ما مرده باشیم تو تنها میمونی" این دیوار بی‌اعتمادی بین داخل و خارج از دیوار برلین هم بلندتر بود و فروپاشی اون بعد از نیم قرن معجزه‌ی دیگه‌ای از پهلوی بود. باور کنید یا نکنید بزرگترین سرمایه‌ی ما الان نه نفت و گازه نه طبیعت چهارفصل نه خلیج فارس و هیرکانی و کارون و نه زاگرس. بزرگترین سرمایه ما پهلویه، پهلوی. بدون پهلوی همه اینها میسوزن و با پهلوی حتی اگه تمام ایران زمین سوخته بشه باز هم مثل ققنوس از خاکسترش زاده میشیم و بهتر از قبل میسازیمش.

Yaar - يار ‌‌قدیمی 🇮🇷🇮🇱

17,428 просмотров • 6 месяцев назад

شما شاید یادتون نیاد، ولی جنگ جهانی اول همین‌جوری شروع شد. آلمانی‌ها همه فکر می‌کردن جنگ فوقش .چند روز تا چند هفته بیشتر طول نمی‌کشه جنگی که چهار سال طول کشید، اقتصاد آلمان رو نابود کرد و پایه‌ی جنگ شش ساله‌ی جهانی دوم شد. با این تصور که «تا کریسمس کار تمومه»، مردم آلمان مشتاقانه به جنگ محدودی که امپراطوری اتریش-مجارستان با صربستان شروع کرده بود پیوستند. اول به بلژیک حمله کردن که بتونن از اون طریق به فرانسه حمله کنن. بریتانیا هم‌ بعد حمله‌ی آلمان به بلژیک وارد جنگ شد. حالا همه این‌ها چرا اتفاق افتاد و قضیه‌ی اون جنگ محدود اصلا چی بود که یه هو شد جنگ جهانی؟ ولیعهد امپراطوری اتریش-مجارستان که رفته بوده بوسنی که قسمتی از امپراطوری بوده، توسط یک خر نشنالیست و جدایی طلب صرب-بوسنیایی ترور شد. همین!! اتریش-مجارستان اول صربستان رو مقصر دونست و بهش اولتیماتوم‌ داد. ولی وقتی صربستان زیر بار همه مفادش نرفت بهش حمله کرد که باعث شد روسیه بیاد کمک صربستان. حالا چرا اصلا بهش حمله کرد؟ چون آلمان بهش چک سفید داده بود که اگر حمله کنه پشتش وا می‌سته. حالا این اعتماد به نفس از کجا اومده بود؟ چون مردم آلمان جدی فکر می‌کردن یه جنگ کوتاهه؛ یه نوک پا می‌رن و زودی بر می‌گردن!!! البته این اعتقاد فقط مخصوص آلمانی‌ها نبود. هر دو طرف جنگ‌ چنین تصوری داشتن. حرف‌های ترکیه‌ای‌ها درباره‌ی اشتیاقشون به جنگ با اسرائیل و و راحت و «ده روزه» دونستنش خیلی رنگ و بوی اون زمان اروپا رو داره. به همون حماقت!

Pardis

19,227 просмотров • 2 дней назад

شهرام همایون: توجه ندارید. همین حرفی که آقای ونس زده که می‌خواستند ایران را لیبی کنند. ایران الان لیبی نشده. اما لیبی شده. چه‌جوری لیبی نشده؟ بالاخره یه حاکمیتی، یه زوری، یه نظامی وجود داره که کنترل کرده مملکت رو. اما، تو خونه هر ایرانی که می‌ری، لیبیه. خواهره داره به این خواهر فحش می‌ده. برادره به پدر فحش می‌ده. پدره به مادر فحش می‌ده. همگی به همسایه فحش می‌دن. همسایه ها به هم فحش میدن. چه خبرتونه؟! ما رو به جون هم انداختن؛ و این یعنی تجزیه فکری جامعه. تجزیه که فقط خاکی نیست. و بعد هم تو پرچم شیر و خوشید دست بگیری، بعد فحش خواهرمادر بدی؟! مگه می‌شه؟! بعدم بگیری پرچم مقدس؟ نفهمیدم. پرچم مقدس گرفتی، هم‌وطن خودتو بهش توهین کنی. حالا هم‌وطنت یه جو دیگه فکر می‌کنه. خب بکنه. فکر هم نکنین این اتفاقیه ها! نه. ملیاردها روش سرمایه‌گذاری شده. که من و تو به جون هم بی‌افتیم. تیم ملی که ملی نیست. پتروشیمی بزنن، دوباره می‌سازیم. خب چی می‌مونه از ایران دیگه؟! چی می‌مونه از ایران؟! شما نمی‌دونی رسانه چقدر قدرت داره. نمی‌دونی. دنیا می‌دونه. شما نمی‌دونی. شما نمی‌دونی قدرت رسانه از قدرت ارتش بالاتره. برای این‌که شما رو بدونِ این که متوجه باشی، میاد توی ذهنت، توی مغزت، توی سلول‌هات نفوذ می‌کنه. همین تیم ملی بیست و پنج سال پیش آمد امریکا. اگر شما بدونین مردم ایران توی امریکا چه کردن برای تیم ملی؟ تیم ملی یه مجموعه است. [می‌گن] خون‌شورید شما. نمی‌دونم فلان. اون خون‌شوره، اون خون‌شوره، اون بی‌وطنه... ما نباید بذاریم تجزیه‌ی فکری بشیم.

Panah Farhadbahman 🎒

49,764 просмотров • 1 месяц назад

افغانیها ۱۰درصد جمعیت ایرانن. تو دی ماه تا الان دست‌کم ۶۰هزار نفر کشته شدند که فقط دو نفرشون رو میدونیم افغان هستند. یعنی مشارکت مردم عادیشون ضد آخوند تقریبا یک_سی_هزارم بوده در حالیکه جمعیتشون یک_دهم ایرانیهاست. واضحه؟ ریاضی بلدید؟ این مادرجندگان ۹۹/۹۹۹٪ شون تو جنگیدن با آخوند در کنار ما نبودند در حالیکه تو تشییع لاشه خامنه‌ای همشون از دم جمع بودند. برعکس فاطمیون که همشون افغان هستند نقش خیلی پررنگی تو قتل‌عام ایرانیها تو دی‌ماه داشتند حتی چندبرابر عراقیها ازشون استفاده شد چون فارسی بلدن و راحت‌تر فرمان و سازمان میگیرن. ولی تلویزیون اینترنشنال با تمام توان نقش افغانیها رو تو کشتار سانسور کرد. پس مراقب باشید عکس یه افغان که اعدام شده رو براتون سر چوب نزنن که همشون رو بهتون فرو کنند و افغانیها و ایرانیها رو صاحب یه درد و هدف مشترک نشون بدن. افغانیها هرگز شبیه ما نیستند، ۹۹/۹۹شون کاملا مسلمان واقعی‌ان و دست‌کم ۳۰۰سال مغزشون از دنیا عقبه. افغانیها به لطف خون سربازان آمریکایی، ۲۰سال تمام فرصت آزادی و بنا گذاشتن یه حکومت ملی و دموکراتیک داشتند. دقت کنید" ۲۰سال آزگار" ولی با اینکه وارث پادشاهی اومد بینشون محل سگش نذاشتن و همشون چسبیدن در کون اسلام و ۲۰ سال به امریکا فخش دادنپ و یه جمهوری‌ فاسد اسلامی ساختند که فرق چندانی با طالبان نداشت و در حالیکه هنوز آخرین سرباز آمریکایی از افغانستان خارج نشده بود و هواپیما بلند نشده بود تمام شهرها بدون کوچکترین مقاومتی به آغوش طالبان پریدند و صدسال سیاه هم دیگه اون فرصت بادآورده براشون پیش نمیاد. اگه یه افغانی بصورت استثنای یک در میلیون برای ایرانیان جنگید و کشته شد، دمش گرم تو خاک میهن دفنش میکنیم ولی بقیه شما وطنداران! حتی اگه برای ما زخمی بشید بعدش باید از دم برگردید کشورتون یا کمکتون میکنیم از طریق ترکیه برید اروپا. اونجا غربیهای کصمغز درک درستی از اسلام ندارن و راحت میذارن سوارشون بشید و برای شما و ما بهتره. ایران جای شما نیست و ما هم مهاجرپذیر نیستیم و نخواهیم بود و ما تو ایرلن آزاد فردا قطعا قوانین مهاجرتی مثل امارات و کویت رو تو ایران پیاده میکنیم نه مثل آلمان و فرانسه. ما برای جرائمی مثل تجاوز و کودکبازی مجازات اعدام رو قاطعانه اجرا میکنیم و تو ایران نمیتونید مثل آلمان کودکان رو شکار کنید و نهایتا ۶ماه زندان با غذای درجه یک رایگان و اینترنت پرسرعت بگیرید. ما قوانین رو جوری محکم و کوبنده میذاریم که یه دخترک نصف‌شب تو تهران و زابل و مشهد بتونه تنهایی بره دوچرخه‌سواری و اسکیت و هیچ کدوم از شما حتی اگه قانونی تو ایران باشید مثل ابوظبی و دوبی تخم نکنید حتی کلامی اذیتش کنید که سرتون به باد نره. پس بهتره از همین الان عاقل و دوراندیش باشید و دنبال یه "بدن میزبان" جدید بگردید. #جاویدشاه

Yaar - يار ‌‌قدیمی 🇮🇷🇮🇱

57,167 просмотров • 4 дней назад

ببین مستر #محمد_سامتینگ به قول ترامپ ابله - همون #قالیباف قاتل دزد ایران- خودت خواستی یه طوری وانمود کنی که انگار مغز مدیریت امنیتی و اطلاعاتی ایران هستی ولی مواردی که نتونستی بگی: ۱. حدود نیم ساعت بعد از حمله به بیت، #طائب (نفوذی اعظم سیا) به روش خاص خودتون بهت خبر داد، آقا رو زدن ظاهرا شهید شدن، حاج‌ مجتبی سالمه، داریم میبریمشون نقطه امن (مشهد)؛ ۲. قبل از جلسه ۸ شبتون، همه سران و مسئولین از مرگ آقا مطلع شده بودن و به دلیل افطار برخی تروریستهاتون (ذوالقدر و وحیدی) قرار شد جلسه ۸ شب داخل یکی از شعب تونلهای هاب بیمارستان سینا باشه. تو جلسه به جمع بندی رسیدین خبر مرگ آقا رو صبح اعلام کنین و فراخوان بدین ملت بیان توی خیابون که برای خودتون سپر انسانی تشکیل بدین، فرصت بخرین تا جنگ رو مدیریت کنین که در زمان مناسب، رهبری مجتبی رو اعلام کنین؛ خود شما به همه اطمینان دادی حاج مجتبی سالمه، جراحت جزئی دارن و انتقالشون دادین نقطه امن؛ ۳. از طریق سیستمهای آمریکایی طائب نور چشمیت که خبر مرگ رهبر لعن الله علیه تون برای سیا کانفرم‌ شد. سردار #قاآنی عزیزتون کانفرمیشن خبر کتلت شدن رهبرتون رو به موساد داد و به راحتی خبر خوش شنبه جهانی شد. البته که شما هم از طریق #مهردادی سابق در لندن دنبال برقراری ارتباط مستقیم با رفیق فاسد ایت الله ها در راس MI6 برای دادن خبر خوش رهبری مجتبی بودی؛ ۴. درسته ترامپ (کانال قطر) با حذف برخی نامها از لیست کتلتهای #بی_بی مانع کتلت شدن خودت و مجتبی شده بود تا بعد از رهبریش یه معامله جانانه باهاتون بکنه، ولی روز سه شنبه مورخ ۱۰ مارس ۲۰۲۶، زمانیکه مجتبی برای اثبات زنده و سالم بودنش و بیعت با برخی ملاها و دیدار برخی فرماندهان به #دماوند آورده شد، موشکهای اسرائیل حاج آقاتون رو چنان تیر تپر کرد که با سرعت نور، رسوندینش بیمارستان سینا. بعد مغز پشمکیتون تصمیم گرفت موضوع مخفی بمونه و آخرش بگین در حمله به بیت کمی مجروح شده بود. حالا بیخود ادای مغز متفکرها رو در نیار، چون فرشتگان عزیز پیکهای مجازی بنده از رگ گردن به تو، طائب، حدادعادل، سر تیم دزدهای بغداد و نخاله های تروریست تیم منصوریون نزدیکترن. اینام همش اخبار قدیمیشون بود که نوشتم! فقط مکرو و مکرالله … . مطمئن باش آخر تمام نقشه هاتون میشه زهی خیال باطل✍️ راستی حالاکه وضعیت اسفناک مجتبی رو سه شنبه گذشته با چشم خودت دیدی، از طریق طائب اسکولهای آمریکایی رو انداختی دنبال پیدا کردن مخفیگاه اون معلول مفلوک؟ سودای رهبری در سرت چه می کنه قاتل #ندا_آقاسلطان و هزاران جوان دیگر؟ بدبخت مگه میشه آدمی با اون همه جراحت و تزریق کرتون و مسکنهای قوی، مغزش درست کار کنه که بتونه ایران رو از یه سوراخ مدیریت کنه؟! کلا بود و نبودش با اون وضعیت چه فرقی میکنه؟! دست از جعل نامه و پیام مکتوب از طرفش بردار چون مطمئنم هنوز نمیتونه #قلم دست بگیره. اگر زمانیکه سوت پرونده #هولدینگ_یاس رو زدم (۲۰۱۴)، رهبر خون آشام به درک واصل شدتون، تو و طائب و حدادعادل و آبرومند و مهردادی و عیسی شریفی و اژه ای و سیف و … میداد جای جوونهای بیگناه ایران، وسط میدون آزادی اعدام کنن و ۸ بند نامه آخر بنده رو اجرا میکرد، الان وضعیت امنیتی جهان به این نقطه حساس نمیرسید✍️

Shahrzad Mirgholikhan

82,152 просмотров • 28 дней назад

عزیزان عزیزان عزیزان، تا می‌تونید این توئیت عمو مارک‌لوین رو [توئیت زیر] ریتوئیت، لایک و منشن بذارید که تمام تایملاین‌های عالم رو فرا بگیره. نمی‌دونید عموی عزیزم «مارک‌لوین» که حتی لقب منصور حلاج زمانه هم حق مطلب رو در خصوص این ابرمرد ادا نمی‌کنه، دیشب توی برنامه‌ش در فاکس‌نیوز چه سخنرانی غرا، پرشور و درخشانی در انجام داده،باور نکردنی. بخش‌هایی از صحبت‌های این کاوه‌ی آهنگر آمریکایی‌ها که یک‌ تنه پرچم دفاع از مردم ایران رو دست گرفته: «می‌خوام با شما درباره‌ی مردم صحبت کنم، مردم ایران. ۹۲ میلیون نفر که اکثریت قاطع اونها خواهان زندگی در آزادی هستند. می‌خوام از انسانیت بگم. از ارزش‌ها و باورهای یهودی مسیحی. شاید بعضی از شما امروز به کلیسا یا معبد رفته باشید، یا صرفاً دارای این باورهای اخلاقی باشید. شاید اون‌ها رو یاد گرفته‌ باشید یا به صورت شهودی درکشون می‌کنید. اینکه تفاوت درست و غلط و خیر و شر رو می‌دونید. پس می‌خوام درباره‌ی ده‌ها میلیون نفر در ایران صحبت کنم که ۴۷ ساله با اون‌ها مثل حیوون رفتار شده. کسانی که زندانی، شکنجه، مورد تجاوز واقع شده و ده‌ها هزار نفرشون به قتل رسیدن. کسانی که به اون‌ها گفته شده چه نوع موسیقی‌ رو می‌تونن یا نمی‌تونن گوش بدن. می‌خوام درباره‌ی زنان جوان بگم، دختران، خواهران و مادران در ایران که مجبور به پوشندن سر خود هستند و هیچ حقی ندارند، چه برسه به حقوق برابر و در معرض بدترین سوءرفتارها قرار می‌گیرن. می‌خوام از جوونا بگم. جوونای ایران که می‌خوان از جوونی‌شون لذت ببرند، چیزهای جدید و شاد رو تجربه کنند و یاد بگیرن، اما توسط پلیس مخفی رژیم شیعه‌سانان رافضی هزارپدر بازداشت می‌شن و بدون محاکمه عمدتاً در خفا اعدام می‌شن. می‌خوام درباره‌ی کسانی در کشور خودمون آمریکا صحبت کنم که خودشون رو لیبرال، فعال حقوق بشر یا مدافع آزادی‌های مدنی می‌نامند، اما کوچکترین اهمیتی به هیچ‌کدوم از اینها نمی‌دن. قرمساق‌هایی که اعتراض نمی‌کنند و نخواهند کرد، چون حزب دموکرات قرمدنگ یا جریان سیاسی که بهش تعلق دارند، مارکسیست‌ها و اسلام‌گرایان قحبه‌زاده، اونقدر از آمریکا و اسرائیل متنفرند که ترجیح می‌دن ده‌ها هزار ایرانی دیگه به شکلی وحشتناک بمیرند، اما شاهد اون نباشند که کشور ما این رژیم حرومزاده‌ی آدم‌کش رو شکست می‌ده. این جاکش‌ها در خیابون‌ها نیستند. راهپیمایی نمی‌کنند. رهبران مذهبی کجان؟ بعضی‌شون هستند، اما بقیه‌شون کجان قحبه‌ها؟ صداشون رو نمی‌شنوم. شما می‌شنوید؟ می‌خوام از سکوت گروه‌های موسوم به فمینیست بگم که چنان با چپ‌گرایان افراطی و رادیکال گره خوردن که حتی یک کلمه درباره‌ی آزار و تجاوز گسترده به زنان و دختران توسط رژیم هزارپدر شیعه‌سانان رافضی نگفتن‌. هیچی! می‌خوام درباره‌ی کسایی صحبت کنم که می‌گن تهدید هسته‌ای رژیم قحبه‌زادهی روافض قریب‌الوقوع نبود، می‌گن که این یک جنگ انتخابیه، می‌گن که این یک جنگ غیرقانونیه و کسشرایی از این دست. این قرمساق‌های دیوث ذره‌ای حتی به اندازه‌ی یک ارزن اهمیت نمی‌دن که نه تنها در حال کمک کردن و آرامش دادن به این دشمن هولناک هستند، بلکه این دشمن پدرقحبه رو تشویق می‌کنند تا قتل‌عام کنه، اعدام کنه، تجاوز کنه، شکنجه کنه و کارهایی رو انجام بده که رژیم‌های آدم‌کش انجام می‌دن. هیچ چیز، تکرار می‌کنم هیچ چیز شرافتمندانه یا برحقی در مورد هیچ‌کدوم از این گروه‌ها‌ی قحبه یا این افراد سراسر شرارت و تباهی وجود نداره. و در مورد آمریکایی‌هایی که یا ساکتن یا بدتر از اون، تظاهر می‌کنن که این نسل‌کشی در حال اتفاق افتادن نیست، و یا با وجود اینکه می‌دونن در حال وقوعه، با بی‌تفاوتی ازش می‌گذرن. ننگ بر قرمساق‌هایی که این‌طوری فکر می‌کنن. ننگ بر اون قرمدنگ‌هایی که اعتراض نمی‌کنند. ننگ بر جاکشایی که اقدام نمی‌کنند، مخصوصاً اونایی که در جایگاهی هستند که می‌تونن کاری انجام بدن و نمی‌دن. …مردم ایران‌ آزادی‌شون را می‌خوان و می‌خوان زندگی‌شون را پس بگیرن. رژیم آدم‌کش و تروریست هزارپدر روافض رو بگایید، مردم ایران رو آزاد کنید و به هر نوع تهدید توسعه هسته‌ای و آبگرمکن‌های بالستیک در آینده پایان بدید. آیا این اتفاق خوبی برای مردم شریف ایران، برای مردم آمریکا، برای مردم خاورمیانه و کل دنیا نیست؟ ممکنه هزاران دلیل برای کمک نکردن به این مردم و اقدام نکردن وجود داشته باشه و شک ندارم که این دلایل ردیف شده و ارائه شدن. اما یک دلیل وجود دارد که بر همه‌ی اینا برتری داره. دلیلی که از همه اون‌ها مهم‌تره: انسانیت. اراده‌ی بشریت. الان اون بهونه رو نداریم. با تکنولوژی مدرن ما می‌دونیم تو اون کشور چه می‌گذره. ما کشتار مردم عادی رو در اینترنت دیدیم‌ و نگاه کردن به اونا سخته. بیایید اون اشتباه رو تکرار نکنیم.»

Siavash

148,441 просмотров • 3 месяцев назад

توئیت #مارک‌لوین رو ریتوئیت کنيد، پخش‌ حداکثری 🙏 دیشب توی برنامه‌ش در فاکس‌نیوز سخنرانی پرشور و درخشانی در انجام داد. بخش‌هایی از صحبت‌های این مرد باشرافت آمریکایی‌ها که یک‌ تنه پرچم دفاع از مردم ایران رو دست گرفته: «می‌خوام با شما درباره‌ی مردم صحبت کنم، مردم ایران. ۹۲ میلیون نفر که اکثریت قاطع اونها خواهان زندگی در آزادی هستند. می‌خوام از انسانیت بگم. از ارزش‌ها و باورهای یهودی مسیحی. شاید بعضی از شما امروز به کلیسا یا معبد رفته باشید، یا صرفاً دارای این باورهای اخلاقی باشید. شاید اون‌ها رو یاد گرفته‌ باشید یا به صورت شهودی درکشون می‌کنید. اینکه تفاوت درست و غلط و خیر و شر رو می‌دونید. پس می‌خوام درباره‌ی ده‌ها میلیون نفر در ایران صحبت کنم که ۴۷ ساله با اون‌ها مثل حیوون رفتار شده. کسانی که زندانی، شکنجه، مورد تجاوز واقع شده و ده‌ها هزار نفرشون به قتل رسیدن. کسانی که به اون‌ها گفته شده چه نوع موسیقی‌ رو می‌تونن یا نمی‌تونن گوش بدن. می‌خوام درباره‌ی زنان جوان بگم، دختران، خواهران و مادران در ایران که مجبور به پوشندن سر خود هستند و هیچ حقی ندارند، چه برسه به حقوق برابر و در معرض بدترین سوءرفتارها قرار می‌گیرن. می‌خوام از جوونا بگم. جوونای ایران که می‌خوان از جوونی‌شون لذت ببرند، چیزهای جدید و شاد رو تجربه کنند و یاد بگیرن، اما توسط پلیس مخفی رژیم شیعه‌سانان رافضی هزارپدر بازداشت می‌شن و بدون محاکمه عمدتاً در خفا اعدام می‌شن. می‌خوام درباره‌ی کسانی در کشور خودمون آمریکا صحبت کنم که خودشون رو لیبرال، فعال حقوق بشر یا مدافع آزادی‌های مدنی می‌نامند، اما کوچکترین اهمیتی به هیچ‌کدوم از اینها نمی‌دن. قرمساق‌هایی که اعتراض نمی‌کنند و نخواهند کرد، چون حزب دموکرات قرمدنگ یا جریان سیاسی که بهش تعلق دارند، مارکسیست‌ها و اسلام‌گرایان قحبه‌زاده، اونقدر از آمریکا و اسرائیل متنفرند که ترجیح می‌دن ده‌ها هزار ایرانی دیگه به شکلی وحشتناک بمیرند، اما شاهد اون نباشند که کشور ما این رژیم حرومزاده‌ی آدم‌کش رو شکست می‌ده. این جاکش‌ها در خیابون‌ها نیستند. راهپیمایی نمی‌کنند. رهبران مذهبی کجان؟ بعضی‌شون هستند، اما بقیه‌شون کجان قحبه‌ها؟ صداشون رو نمی‌شنوم. شما می‌شنوید؟ می‌خوام از سکوت گروه‌های موسوم به فمینیست بگم که چنان با چپ‌گرایان افراطی و رادیکال گره خوردن که حتی یک کلمه درباره‌ی آزار و تجاوز گسترده به زنان و دختران توسط رژیم هزارپدر شیعه‌سانان رافضی نگفتن‌. هیچی! می‌خوام درباره‌ی کسایی صحبت کنم که می‌گن تهدید هسته‌ای رژیم قحبه‌زادهی روافض قریب‌الوقوع نبود، می‌گن که این یک جنگ انتخابیه، می‌گن که این یک جنگ غیرقانونیه و کسشرایی از این دست. این قرمساق‌های دیوث ذره‌ای حتی به اندازه‌ی یک ارزن اهمیت نمی‌دن که نه تنها در حال کمک کردن و آرامش دادن به این دشمن هولناک هستند، بلکه این دشمن پدرقحبه رو تشویق می‌کنند تا قتل‌عام کنه، اعدام کنه، تجاوز کنه، شکنجه کنه و کارهایی رو انجام بده که رژیم‌های آدم‌کش انجام می‌دن. هیچ چیز، تکرار می‌کنم هیچ چیز شرافتمندانه یا برحقی در مورد هیچ‌کدوم از این گروه‌ها‌ی قحبه یا این افراد سراسر شرارت و تباهی وجود نداره. و در مورد آمریکایی‌هایی که یا ساکتن یا بدتر از اون، تظاهر می‌کنن که این نسل‌کشی در حال اتفاق افتادن نیست، و یا با وجود اینکه می‌دونن در حال وقوعه، با بی‌تفاوتی ازش می‌گذرن. ننگ بر قرمساق‌هایی که این‌طوری فکر می‌کنن. ننگ بر اون قرمدنگ‌هایی که اعتراض نمی‌کنند. ننگ بر جاکشایی که اقدام نمی‌کنند، مخصوصاً اونایی که در جایگاهی هستند که می‌تونن کاری انجام بدن و نمی‌دن. …مردم ایران‌ آزادی‌شون را می‌خوان و می‌خوان زندگی‌شون را پس بگیرن. رژیم آدم‌کش و تروریست هزارپدر روافض رو بگایید، مردم ایران رو آزاد کنید و به هر نوع تهدید توسعه هسته‌ای و آبگرمکن‌های بالستیک در آینده پایان بدید. آیا این اتفاق خوبی برای مردم شریف ایران، برای مردم آمریکا، برای مردم خاورمیانه و کل دنیا نیست؟ ممکنه هزاران دلیل برای کمک نکردن به این مردم و اقدام نکردن وجود داشته باشه و شک ندارم که این دلایل ردیف شده و ارائه شدن. اما یک دلیل وجود دارد که بر همه‌ی اینا برتری داره. دلیلی که از همه اون‌ها مهم‌تره: انسانیت. اراده‌ی بشریت. الان اون بهونه رو نداریم. با تکنولوژی مدرن ما می‌دونیم تو اون کشور چه می‌گذره. ما کشتار مردم عادی رو در اینترنت دیدیم‌ و نگاه کردن به اونا سخته. بیایید اون اشتباه رو تکرار نکنیم.» #JavidShah‌‌‌‌‌

آوای ایران

19,835 просмотров • 3 месяцев назад