Video yükleniyor...

Video Yüklenemedi

Ana Sayfaya Dön

شماها یادتون نمیاد، پارسال همین موقع‌ها داشت واسه #منوتو پول جمع میکرد که یهو ادعای رهبری کرد🤭

32,686 görüntüleme • 4 ay önce •via X (Twitter)

0 Yorum

Yorum bulunmuyor

Orijinal gönderinin yorumları burada görünecek

Benzer Videolar

خطاب به کامبیز حسینی، به خاطر دارم در سال‌هایی که سن کمی داشتم، برنامه «پارازیت» برایم جذابیتی ویژه داشت و با اشتیاق آن را دنبال می‌کردم. همواره ازت به‌عنوان روزنامه‌نگاری حرفه‌ای یاد می‌کردم. گمان می‌کردم حرفهٔ روزنامه‌نگاری برات چنان اهمیت و جایگاهی دارد که همواره به اصول و موازینش پایبند باشی. اما نمی‌دانم چه شد که آن‌چنان مزهٔ پوند به مشامت نشست که از اصول حرفه‌ای خبرنگاری فاصله گرفتی و حاضر نشدی از مدار شبکه، یعنی مقدس‌سازی یک فرد، خارج بشی. ما همیشه از دموکراسی گفتیم، می‌گوییم و خواهیم گفت؛ اما این شماها بودید که گفتمان دروغینِ «کیوآرکد» و «استارلینک» را تبلیغ کردید و هیچ‌گاه به وظیفهٔ خبرنگاری خود، یعنی پرسشگری، عمل نکردید. این شما و همکارانتان بودید که وریا غفوری را «خون‌شور» خطاب کردید. این شماها بودید که صدای منوچهر بختیاری را سانسور کردید. این شماها بودید که در ۱۸ دی ویدیوهای کشتار را دریافت کردید ولی بجاش جشن و پایکوبی منتشر کردید و خیلی موارد دیگر. گمان می‌کردم آن‌قدری پول جمع کرده باشی که از یک جایی به بعد، پایبندی به اصول حرفه‌ای خبرنگاری برات در اولویت باشد. بله آقای حسینی، به‌جای فرار رو به جلو و تخریب فعالان و دموکراسی‌خواهان، بهتر است خودت پاسخ‌گو باشی. Kambiz Hosseini

Arman

36,718 görüntüleme • 4 ay önce

سقراط یکی از مشهورترین اندیشمندان تاریخ بشر است. مردم او را پدر فلسفه می‌نامند. از او به‌عنوان مردی یاد می‌شود که سؤال‌های ناخوشایند می‌پرسید و همه اطرافش را وادار می‌کرد عمیق‌تر فکر کنند. اما بخش تکان‌دهنده اینجاست: سقراط از دموکراسی متنفر بود. او فکر می‌کرد دموکراسی در واقع یکی از سریع‌ترین راه‌هایی است که یک جامعه می‌تواند خودش را نابود کند. پس چرا سقراط از دموکراسی متنفر بود؟ به‌ویژه وقتی آتن زادگاه دموکراسی بود. برای فهمیدن این موضوع باید به آتن باستان برگردید. آتن زادگاه دموکراسی بود. شهروندان مستقیماً رأی می‌دادند. جمعیت‌های بزرگی گرد هم می‌آمدند و درباره جنگ، قوانین و رهبری تصمیم‌های مهم می‌گرفتند. روی کاغذ، این سیستم شبیه آزادی بود. به نظر می‌رسید که بهترین و منصفانه‌ترین نظام ممکن است. اما سقراط به آن نگاه کرد و یک ضعف مرگبار را دید. او باور داشت که دموکراسی به افراد آگاه و همین‌طور به کسانی که کاملاً هیچ نمی‌دانند، قدرتی برابر می‌دهد. او باور داشت که یک جامعه نمی‌تواند دوام بیاورد اگر تصمیم‌ها را افرادی بگیرند که نمی‌فهمند درباره چه چیزی تصمیم می‌گیرند. سقراط این را با یک مثال ساده توضیح داد. اگر بیمار بودید، آیا به پزشک‌تان رأی می‌دادید؟ آیا از جمعیت می‌خواستید که تعیین کنند چه کسی جراحی‌تان را انجام دهد؟ البته که نه. شما ماهرترین پزشکی را انتخاب می‌کردید که می‌توانستید پیدا کنید، چون می‌دانید زندگی‌تان به تخصص وابسته است. پس سقراط یک پرسش ترسناک مطرح کرد: اگر برای پزشکی به متخصصان اعتماد می‌کنیم، چرا برای سیاست به متخصصان اعتماد نمی‌کنیم؟ چرا اجازه می‌دهیم یک جمع انتخاب کند چه کسی کل کشور را اداره کند، حتی اگر بیشترشان درباره اقتصاد، جنگ، قانون یا رهبری هیچ چیز را نفهمند؟ برای سقراط، این حکمت نبود؛ این قمار بود. او معتقد بود دموکراسی رهبری را به یک مسابقه محبوبیت تبدیل می‌کند. فردی که برنده می‌شود، همیشه باهوش‌ترین نیست و همیشه هم واجد شرایط‌ترین نیست، بلکه کسی است که می‌تواند مردم را سرگرم کند، کسی که می‌تواند احساسات را دستکاری کند، کسی که می‌تواند به جمعیت بگوید آنچه دوست دارند بشنوند. پس سقراط در اصل معتقد بود دموکراسی بهترین فروشنده را پاداش می‌دهد، نه بهترین رهبر را. او همچنین معتقد بود دموکراسی یک ضعف دیگر هم دارد. او باور داشت دموکراسی به‌طور طبیعی تفرقه و هرج‌ومرج ایجاد می‌کند. گروه‌های مختلف خواسته‌های متفاوتی دارند. مردم بر سر قدرت با هم می‌جنگند. جامعه پرسر‌وصدا و بی‌ثبات می‌شود. با گذشت زمان، شهروندان از درگیری همیشگی خسته می‌شوند. و وقتی مردم خسته می‌شوند، دیگر آزادی نمی‌خواهند. آن‌ها شروع می‌کنند به خواستن ثبات. آن‌ها شروع می‌کنند به این‌که بخواهند کسی کنترل را به دست بگیرد و همه‌چیز را درست کند. اینجاست که سقراط باور داشت دموکراسی پایان می‌یابد. او باور داشت که دموکراسی اغلب به استبداد می‌انجامد. او باور داشت که وقتی یک جامعه آشفته می‌شود، در نهایت یک مرد قدرتمند به قدرت می‌رسد. آن مرد قدرتمند وعده نظم می‌دهد. او وعده امنیت می‌دهد. او وعده می‌دهد که دشمنان را مجازات کند. او وعده می‌دهد که کشور را دوباره عظیم کند. و آرام‌آرام، همان افرادی که زمانی دموکراسی را جشن می‌گرفتند، شروع می‌کنند به حمایت از دیکتاتوری. سقراط این را به‌عنوان یک نظریه نگفت. او در طول زندگی خودش شاهد رخ دادن آن بود. و غم‌انگیزترین بخش این است که سقراط خودش قربانی دموکراسی شد. او توسط هیئتی منصفه محاکمه شد که از شهروندان عادی تشکیل شده بود. آن‌ها فیلسوف نبودند. آن‌ها قاضی آموزش‌دیده نبودند. آن‌ها متخصص نبودند. آن‌ها فقط یک جمعیت بودند. و همان جمعیت رأی داد که او را اعدام کنند. پس در نهایت، دموکراسی حرف سقراط را به بدترین شکل ممکن ثابت کرد. سقراط از آزادی متنفر نبود. او از این ایده بدش می‌آمد که حقیقت را می‌توان با رأی اکثریت تعیین کرد. او باور داشت که رهبری چیزی نیست که مثل انتخاب یک خواننده در یک مسابقه استعدادیابی، آن را انتخاب کنی. او باور داشت که اگر یک جامعه به نادانی قدرت بدهد، نادانی در نهایت آن جامعه را نابود خواهد کرد.

خبرگزاری شیر و خورشید

14,414 görüntüleme • 4 ay önce

دیروز که #نازنین_بنیادی اون پست معروف جماعت ابله و خاموش رو زد و کامنت ها رو بسته بود، شاید توجه نکرده باشید که فقط یک نفر میتونست کامنت بذاره، یه فردی به اسم موژ و اکانت Mojism، یه سرمایه گذار از لوس آنجلس که اگه به وب‌سایتش برید این هفته با گوین نیوسام مصاحبه داره، پس قاعدتا تو حزب دموکرات روابط خوبی داره. ایشون همسرش رویا رستگار هستن، فیلم ساز جنبش ز.ز.ا. از طرف دیگه، تمام گردن کلفت های ز.ز.ا و کارنگی ایشون رو فالو دارن، مثل مسیح، کریم سجادپور و نازنین افشین جم. یه سری هم به پست هاش بزنید، عمدتا ضد ترامپ، ضد اسرائیل، چپ و لیبرال هستش. حالا این آدم حتی مجبور شده اعتراف بکنه که مردم داخل، رهبری #شاهزاده_رضا_پهلوی رو قبول دارن که ویدئوش رو براتون میذارم، البته به سبک خودش و اینکه بگه دیگه آلترناتیوی نمونده و یهو بحث رفسنجانی رو به عنوان آخوند معتدل میکشه وسط. خلاصه اینکه خیلی برام جالبه، اینکه می بینید مسیح یا نازنین بنیادی یهو سر از جاهایی در میارن که هر کسی نمیتونه، یه سرش مربوط به افرادی مثل این موژ هستش که با پول و رابطه مسیر رو براشون باز میکنن حالا واسه چی و چه هدفی، خودتون حدس بزنید!!! تهش بد جور بوی اصلاح‌طلبی میاد.

Milad.T 🦁🇦🇺

88,414 görüntüleme • 6 ay önce

دل‌بستگی آدمیزاد به تیر و تخته چیز عجیبی است. این خانه قدیمیِ پهلوی دوم را بعد از سازنده‌اش یک بار دیگر ما آباد کردیم و حالا شده پناهگاه‌مان در روزهای جنگ. یک جوری امیدواریم که در و دیوارِ پنجاه ساله‌اش در مقابل موشک و موج انفجار تاب بیاورد، اینجا که ما پاگیرش هستیم و دلمان نمی‌آید در این شرایط هم رهایش کنیم. صدای موسیقی معمولا بلند است که صداهای مهیب بیرون را کمی خاموش کند. هنر زندگی است. اینجا هر شب گروهی از دوستانمان جمع می‌شوند تا با معاشرت ترس‌ها را کم کنیم و با هم‌نشینی، به همدیگر امید بدهیم. می‌خندیم. بازی می‌کنم، گپ می‌زنیم تا به مرگِ جاری در هوای تهران بلکه کمتر فکر کنیم. اولین سلول مقاومت اجتماعی خانه است. از همین جمع‌های کوچک است که ایده‌های بزرگ زاییده می‌شود. که هم‌بستگی پا می‌گیرید. که سدهای بزرگ را می‌شود سوراخ کرد. در این زمانه شکاف‌های اجتماعی عمیق و گسل‌های فعال، خانه‌ها را باید قبله کرد. چراغ این جمع‌ها را روشن باید نگاه داشت و اجاق این واحد‌های ساختمانی را گرم باید کرد تا می‌شود. روز نمیدانم چندم جنگ است. حساب کار از دستم در رفته. اما این را میدانم که این خانه معنای دیگری برای ما پیدا کرد امسال. «پناهگاه» واقعی. جایی که شبیه هیچ جای دیگری نیست. سلول کوچک مقاومتِ ما در برابر سیاهی و تباهی جنگ.

Hossein Hamdieh | حسین حمدیه

26,989 görüntüleme • 5 ay önce

🚨🦀 آدمخواران جمهوری اسلامی مجید آدینه را کشتند، مردی که ۲۰ سال دست کودکان بی‌پناه را گرفت مجید آدینه، فرزند ایران و جان‌فدای میهن، نزدیک به ۲۰ سال از عمرش را نه برای قدرت و ثروت، که برای کودکان بی‌سرپرست، خانواده‌های محروم و انسان‌هایی گذاشت که جامعه فراموششان کرده بود. با پول خودش خیریه ساخت، نان به سفره حدود ۵۰ خانواده رساند، برای کودکان کلاس و آینده ساخت و حتی برای زوج‌های کم‌توان و دارای سندرم داون جشن عروسی گرفت. شب ۱۹ دی ۱۴۰۴، برابر با ۹ ژانویه ۲۰۲۶، در قیام مردمی حضور داشت؛ فردای آن شب مأموران رژیم به خانه و خیریه‌اش یورش بردند و حتی اره‌برقی باغبانی موجود در انبار را به پرونده‌اش چسباندند. خانواده‌اش را تهدید کردند، خودش را به زندان بردند و بنا بر روایت منتشرشده آن‌قدر شکنجه‌اش کردند که استخوان‌های کتفش آسیب دید. چهار وکیل داشت، اما خانواده را تا صبح روز اجرای حکم در بی‌خبری نگه داشتند؛ همان صبحی که فهمیدند دیگر برای نجات مجید فرصتی باقی نگذاشته‌اند. دردناک‌تر آنکه دستگاه تبلیغاتی همین رژیم که روزی از انسان‌دوستی او تقدیر کرده بود، بعدتر بر پیشانی‌اش اتهام «جاسوسی» زد. این تمام چهره رژیم تروریستی جمهوری اسلامی است؛ حکومتی که مردی را که عمرش را صرف سیر کردن گرسنه، آموزش کودک و دستگیری از محروم کرده بود، شکنجه کرد و جانش را گرفت. مجید آدینه را با پرونده و اتهامات جلادانش به یاد نسپارید؛ او را با دست کودکانی به یاد بیاورید که گرفت، با سفره‌هایی که پر کرد، با عروسی‌هایی که برای انسان‌های فراموش‌شده برپا کرد و با ۲۰ سال شرافتی که هیچ طناب و زندانی قادر به کشتنش نیست. صدای مجید باشیم؛ نام این فرزند ایران باید بلندتر از صدای جلادانی بماند که جانش را گرفتند.

✡︎𝐋𝐢𝐯𝐞𝐈𝐫𝐚𝐧𝐍𝐞𝐰𝐬🇮🇷🇮🇱

24,812 görüntüleme • 4 gün önce

در میان شخصیت هایی که کارپردازی و دلالی انقلاب ۵۷ را بعهده داشتند، #ابراهیم_یزدی مورد شگفت آوری ست. او هافبک سیار خمینی بود! همه جا حضور داشت! شخصا بازپرس دادگاه انقلاب در محاکمه اعضای دولت و امیران ارتش شاهنشاهی بود و به بی بی سی گفت که اگر لازم باشد برای کشتن بقیه امیران ارتش شاهنشاهی از انگلستان و آمریکا آدمکش استخدام میکند. معاون نخست وزیر شد، سرپرست کیهان شد، وزیر خارجه شد (که در همین دوران با فسخ یکطرفه قراردادهای نظامی با آمریکا، فقط ۱۵ میلیارد دلار خسارت به نیروی هوایی ارتش زد). به قول خودش او بود که برنامه اجرایی و سیاسی خمینی را از نوفل لوشاتو طراحی کرد. بعدا هم هر جا لازم بود به جای خمینی مصاحبه میکرد. تئوریِ "آیت الله انقلاب میکند، بعد از پیروزی هم به قم برمی‌گردد، عارف میشود و اختیار دولت و حکومت را به اهلش میسپارد"، طراحی او بود که زیر آن درخت سیب در ذهن و دهان خمینی کاشته شد! بعد از پیروزی هم هر جا لازم بود شخصا تنازعات و تناقضات را توجیه می‌کرد. وقتی وانیا کیولی از او پرسید: "خوب چه شد؟ خمینی پیروز شد اما چرا همچنان کشور را او اداره میکند؟" پاسخ سفسطه انگیزش این بود که: "انقلاب ما هنوز تمام نشده، و چون آیت الله رهبر انقلاب است طبیعتا همچنان باید آن را رهبری کند!" انقلابی که ادامه پیدا کرد و ادامه دهندگانش، مرگ او را در انزوا و بیماری در ازمیر ترکیه جشن گرفتند.

Ehsan AriaN

156,369 görüntüleme • 3 yıl önce

دونالد ترامپ: «فکر کنم بدترین لحظه تاریخ ما، کاری بود که جیمی کارتر با ایران کرد»! اگر نمیدونی کارتر چه کرد، این توئیت برای شماست: کارتر با شعار «از دموکراسی بگو/ز» که این روزها هم می‌بینید(!) به شاهنشاه فقید فشاری بی‌سابقه گذاشت! چه فشاری؟! کارتر قراردادهای نظامی با ایران را تعلیق کرد و منوط به آزادی زندانیان سیاسی با شعار «فضای باز سیاسی» و «از دموکراسی بگوز» کرد! خب شاه برایش مسائل نظامی اولویت بود. پس مجبور شد جلوی کارتر کوتاه بیاید تا هواپیمای F18L را دریافت کند! اما زمانی که نقشه اجرا شد، حتی خود محمدرضا شاه هم تازه فهمید که اصلا موضوع چیز دیگری بوده! چی بوده؟! کارتر با هماهنگی کامل با ملی منقلی‌ها و بختیار، به شاه فشار آوردند که برای چندی باید از ایران خارج بشه تا فضا آروم بشه! چه فضایی آروم بشه؟! مگه چی شده بود؟! خب برگردیم عقب‌تر! در گوادالوپ یک جلسه سری بین کارتر و رؤسای ۳کشور مهم برگزار شد با یک دستور جلسه: براندازی حکومت شاهنشاهی ایران! فرانسه خمینی را به فرانسه آورد! تمام مدیاهای جهان را برایش به صف کرد! BBC مستقیما تبدیل به تریبون رسمی خمینی و پل ارتباطی با هوادارانش شد! آمریکا مسئول مالی و البته سیاسی و نظامی ماجرا شد و چک‌های ۱۵۰ میلیون دلاری کارتر برای خمینی، در دوره اول ترامپ، افشا و از طبقه‌بندی خارج شد! اسلحه و مواد منفجره از لیبی تا سوریه و فلسطین، سرازیر به ایران شد، شاه حالا با فشار بختیار از کشور خارج شده بود! بختیار تیر آخر را هم به پیکر شاهنشاهی ایران زد: تعطیلی ساواک تنها نهاد امنیتی ایران و آزاد کردن همه تروریست‌های زندانی از خلخالی تا رجوی و رفسنجانی و خامنه‌ای و و و را آزاد کرد و صدها هزار قبضه اسلحه و میلیاردرها پول هم به آنها تزریق شده بود! خب تا اینجا عملا نهاد سیاسی تعطیل! نهاد امنیتی یعنی ساواک تعطیل! تروریست‌ها با کلی اسلحه آزاد! فقط می‌ماند یک چیز: ارتش! دردآورترین قسمت همین قسمت ارتش است و بزرگترین جنایت جنگی/علیه بشریت تاریخ بشر که کارتر علیه ایران و شاهنشاهی ایران مرتکب شد! چکار کرد؟! کارتر برای اینکه اطمینان پیدا کنه که تروریست‌ها با رهبری خمینی موفق می‌شوند، (پیشتر که ساواک را تعطیل کرده بود با بختیار!) فقط مانده بود ارتش(!) کثیف‌ترین خیانت تاریخ بشر همین نقطه بود! بخاطر قراردادهای نظامی (مشابه ناتوی امروزی) که آمریکا با ارتش ایران داشت، ژنرال هایزر را در قامت ارشدترین شخص ارتش آمریکا و نماینده کارتر به ایران فرستاد! که چکار کنه؟! هایزر، تمام اُمرای ارتش را جمع کرد به دروغ گفت که فرمان از شاه آمده که ارتش نباید در روند دموکراسی(!) ایران خلل ایجاد کنه و باید اعلام بی‌طرفی کنه! این فقط رولایه ماجرا بود! من تماااااااااااام مدارک تاریخی را چک کردم! حتی یک نشانه پیدا نکردم! چه نشانه‌ای؟! امرای ارتش از جهانبانی تا رحیمی و بدره‌ای را هیییییییییچکس بعد این جلسه با هایزر ندید تا اینکه جلوی خلخالی با دستانی بسته در دادگاه حاضر شدند! در دوره اول ترامپ هم همین سند که هایزر چکار کرد با ارتش شاهنشاهی ایران، از طبقه‌بندی خارج شد و BBC فارسی هم سراسیمه یک ویژه برنامه ماله کشی با «ایروان آبراهمیانِ دلقک» برایش ساخت که با سرچ واژه «ژنرال هایزر» یا «هویزر» می‌توانید در صفحه این لجن‌کده پیدا کنید! این بود قصه پرآب‌چشم از بلایی که کارتر بر سر ایران آورد! سپاسگزارم، پاینده ایران و جاوید شاه.

JamesDean

130,392 görüntüleme • 5 ay önce