正在加载视频...

视频加载失败

🔴 صدای پای فاشیسم کراواتی ویکتوریا آزاد 🔴سردبیر نشریه‌ی اصلی پادشاهی‌خواهان ایندیپندنت The Independent ، کاملیا انتخابی فرد میگوید: ما در ایران هیچ اقلیت و اکثریتی نمی‌خواهیم و نمی‌تونیم داشته باشیم...گروههای قومی که نمیخواهند با شاهزاده کار کنند، تجزیه طلبند… گفته‌ی منتسب کاملیا انتخابی‌فرد دو ادعای به‌شدت مسئله‌دار دارد:...

28,443 次观看 • 8 个月前 •via X (Twitter)

0 条评论

暂无评论

原始帖子的评论将显示在这里

相关视频

این دیگر نه «اظهارنظر سیاسی» است، نه «هیجان انقلابی»، نه حتی حماقت فردی. این تهدید علنی به حذف فیزیکی منتقدان است؛ با نام، با ویدیو، با هشتگ. این‌که یک آدم ابله با بیش از ۲۰۰ هزار دنبال‌کننده در اینستاگرام، رسماً وعده‌ی «پاک‌سازی منتقدان در یک هفته پس از براندازی» می‌دهد، فقط شرم‌آور نیست؛ خطرناک است. و نه، مسئله فقط یک فرد نیست. مسئله این است که این زبان از کجا مشروعیت گرفته و در کدام فضا رشد کرده است. این گفتمان، مستقیم یا غیرمستقیم، از دل پروژه‌ای بیرون آمده که نامش رضا پهلوی است؛ از حلقه‌ی اطراف او، از چهره‌های حقیقی و حقوقی‌ای که سال‌هاست حذف، تهدید، تخریب و برچسب‌زنی را عادی کرده‌اند، از کسانی که سکوت می‌کنند، توجیه می‌کنند، یا بدتر از آن، تشویق می‌کنند، از جمله نزدیک‌ترین افراد به او، حتی همسرش، که این فضا و این رفتار را بازتولید می‌کنند. بعضی می‌گویند: «شاید این فرد عامل جمهوری اسلامی باشد.» فرض کنیم باشد. سؤال ساده است: چرا چنین ادبیاتی در دل جریان پهلوی رشد می‌کند؟ چرا بازنشر می‌شود؟ چرا حمایت می‌شود؟ چرا هیچ خط قرمزی وجود ندارد؟ تهدید به قتل، وعده‌ی حذف فیزیکی، دعوت به بستن کشور و کشتار منتقدان نه «نظر» است، نه «سلیقه». این جرم است. جرمی که می‌تواند و باید به‌طور قانونی با آن برخورد شود نه برای انتقام، بلکه برای جلوگیری از تکرار این منطق مرگبار. جمهوری اسلامی چگونه ماند؟ با همین منطق: «ما حق داریم حذف کنیم، چون حق با ماست.» امروز همان منطق دارد بازتولید می‌شود؛ این بار نه با عمامه، بلکه با نوستالژی، با تاجی خیالی، و با فاشیسمی که اسم خودش را «نجات ایران» گذاشته است. اگر آینده‌ای که شما وعده می‌دهید با تهدید، حذف و کشتار منتقدان شروع می‌شود، آن آینده ویران‌تر از امروز است. خطاب به شما و امثال شما: شما هنوز نفهمیده‌اید با چه نسلی طرفید. نسلی که با جمهوری اسلامی جنگیده، زندان رفته، تبعید شده، هزینه داده، از تهدید شما نمی‌ترسد. و خطاب به جامعه: اگر امروز در برابر این زبان سکوت کنیم، فردا دیگر دیر است. و در پایان، فراتر از هر اختلاف سیاسی، فراتر از هر مرزبندی فکری، من بی‌قید و شرط کنار آن شش نفر می‌ایستم. نه چون با آن‌ها هم‌نظر هستم، بلکه چون در برابر فاشیسم، بی‌طرفی وجود ندارد. دفاع از حق آن‌ها برای سخن گفتن، دفاع از جان آن‌ها، دفاع از کرامت انسانی آن‌ها برای من خط قرمز مطلق است. اگر قرار باشد آینده‌ای ساخته شود که در آن منتقد را تهدید می‌کنند، آن آینده را همین‌جا، همین امروز، باید متوقف کرد. من کنار شما هستم، در برابر تهدید، در برابر حذف، در برابر فاشیسم. #زن_زندگی_آزادی Nik Kowsar Kambiz Ghafouri Ali Javanmardi

Shahin Modarres

53,710 次观看 • 9 个月前

نسخه ای که رضا پهلوی در مورد عدالت انتقالی می‌پیچد محاکمه نهایتا ۲۰-۳۰ نفر از سران سپاه و رژیم و بخشش سایر عناصر سرکوب است و به دادگاه نورنبرگ استناد می‌کند. چنین خوانشی از تجربه عدالت انتقالی در آلمان در خوشبینانه‌ترین حالت از روی بی‌سوادی محض و در بدبینانه‌ترین حالت به قصد فریب افکار عمومی است: ۱. در آلمان، و در ادامه روند دادگاه اصلی نورنبرگ، چندین دادگاه در همان نورنبرگ برگزار شد که در آن‌ها از پزشکان تا صاحبان کارخانه‌ها و صنایعی که به کشتار یهودیان و سایرین یاری رسانده بودند محاکمه شدند. ۲. تعداد زیادی دادگاه نظامی توسط کشورهای مختلف و درباره جنایاتی که نازی‌ها در حق سربازان آن‌ها کرده بودند برگزار شد. ۳. حدود دو دهه بعد، در فرانکفورت تعدادی از متهمان نازی محاکمه شدند و حتی تا امروز هم اگر کسی به اتهام مشارکت در هولوکاست در این کشور دستگیر شود محاکمه خواهد شد. آخرین آن‌ها، محاکمه تایپیست اردوگاه مرگ بود. ۴. تعداد زیادی از نازی‌ها که به کشورهای مختلف فرار کرده بودند در همان کشورها محاکمه و محکوم، یا به اسراییل مسترد و در آنجا محاکمه شدند. ۵. با وجود همه اینها، هنوز بسیاری به‌درستی معتقدند روند روبه‌رو شدن با جنایات گذشته در جامعه آلمان کافی و پاسخگوی ابعاد جنایت نبوده است. و نکته آخر این‌که در حال حاضر و با تجارب کشورهای مختلف از عدالت انتقالی، حقوق بین‌الملل به گونه‌ای تغییر کرده است که بخشش کسانی که در جنایات علیه بشریت (مانند کشتار معترضان)، آمر و یا عامل بوده اند ممکن نیست و همه آنها باید به طور عادلانه محاکمه و مجازات شوند، حتی اگر در پایین‌ترین مرتبه‌ها بوده باشند. نسخه رضا پهلوی، یعنی عفو عمومی و بخشیدن عناصر سرکوب، حق مردم برای دانستن حقیقت و حق قربانیان برای دادخواهی را لگد مال می‌کند و بدتر از آن، راه را برای تکرار جنایت توسط حکومتی که جایگزین جمهوری اسلامی خواهد شد باز می‌گذارد. نسخه رضا پهلوی بسیار برای فردای ایران خطرناک است زیرا بدون رویارویی درست، اصولی و حقوقی با جنایات گذشته، امکان تکرار جنایت و جایگزین شدن یک دیکتاتوری با دیکتاتوری دیگر با استفاده از همان عناصر و ساختارهای سرکوب بسیار زیاد است. انتقام با دادخواهی تفاوت بسیاری دارد. هشیار باشیم و ببینیم که رضا پهلوی مدام این دو را مترادف با هم به کار می‌برد.

Shadi Sadr

666,819 次观看 • 3 年前

هم‌میهنان عزیزم، ملت بزرگ ایران، به همه شما که در این ۱۰۰ روز برای آزادی و بازپس‌گیری ایران ایستادید؛ با فداکاری در برابر گلوله‌ها سینه سپر کردید و در ۴۰ روز گذشته خطر بمباران را به جان خریدید، درود می‌فرستم. می‌دانم خبر آتش‌بس دوهفته‌ای میان جمهوری اسلامی با آمریکا و اسرائیل، بسیاری از شما را دلسرد کرده است. اما امروز، نه زمان ناامیدی، که زمان باور بیشتر به پیروزی است. آنچه در این ۴۰ روز رخ داد، دقیقاً در مسیر همان مطالباتی است که ملت ایران از جامعه جهانی خواست و بعد از جان‌فشانی در خیابان‌های ایران، در تظاهرات روز جهانی اقدام در ۱۴ فوریه (۲۵ بهمن) نیز فریاد زد. ضرباتی که در تنها ۴۰ روز بر پیکر جمهوری اسلامی وارد شد، بی‌سابقه بوده، و برای این رژیم جبران‌ناپذیر است. حذف علی خامنه‌ای، قاتل ده‌ها هزار ایرانی شجاع، به‌تنهایی دستاوردی تاریخی برای ملت ماست. حال آنکه، به جز او، ده‌ها تن از فرماندهان و عاملان اصلی سرکوب در سپاه و بسیج و دستگاه‌های اطلاعاتی رژیم نیز از میان برداشته شدند. هزاران نیروی سرکوب به هلاکت رسیدند. ساختار فرماندهی و کنترل سرکوب، فلج شده و فرو پاشیده است. زیرساخت‌های نظامی‌، که نه برای دفاع از ایران، بلکه برای صدور تروریسم و بی‌ثباتی ساخته شده بودند، نابود شده‌اند. منابع مالی رژیم برای سرکوب در داخل و تروریسم در خارج، به‌شدت کاهش یافته است. جمهوری اسلامی امروز در منطقه و جهان از همیشه منزوی‌تر و منفورتر است. آنچه برای این رژیم باقی مانده، تکیه بر مزدوران بیگانه و اقلیتی خون‌ریز و خون‌شوی است که منافع‌شان در بقای این رژیم است؛ رژیمی که در میدان واقعیت شکستی سخت خورده، اما با قطع اینترنت به ۹۰ میلیون ایرانی، و از طریق ماشین دروغ‌پردازی‌اش، هنوز ژست پیروزی می‌گیرد و رجز می‌خواند. آنها که مدعی بودند هرگز تن به آتش‌بس نمی‌دهند، امروز هم رهبر و فرماندهان‌شان را از دست داده‌اند، هم جنگ را باخته‌اند، هم آتش‌بس را پذیرفته‌اند، و هم به میز مذاکره برای تسلیم کامل کشانده شده‌اند. ما اما از آغاز می‌دانستیم که جمهوری اسلامی تنها با حذف فرماندهی و تضعیف دستگاه سرکوب از طریق حملات هوایی، سقوط نمی‌کند. از همین رو بود که در تمام پیام‌هایم به شما تاکید کردم که این ما ملت ایران هستیم که باید ضربه نهایی را به رژیم ضعیف‌شده وارد و آن را سرنگون کنیم. می‌خواهم بدانید که من وضعیت شما در ایران را بسیار دقیق زیر نظر دارم. می‌دانم که جمهوری اسلامی بسیار تضعیف شده اما هنوز توانایی سرکوب آن به طور کامل از بین نرفته است. همه هدف من این است که اقدام نهایی برای سرنگون کردن جمهوری اسلامی با کمترین هزینه جانی باشد. جان تک‌تک شما برای من ارزشمند است. پس، از شما می‌خواهم که شکیبا باشید، از خودتان محافظت کنید، و با باور به پیروزی و آمادگی کامل، در انتظار لحظه تعیین‌کننده بمانید. در این فاصله، من و همه هم‌میهنان‌مان در خارج از کشور با تمام توان، خواست شما را که پایان دادن به جمهوری اسلامی است، فریاد خواهیم زد. ایمان داشته باشید که هیچ نیرویی در جهان توان ایستادن در برابر قدرت یک ملت متحد را ندارد. جمهوری اسلامی این بار، راه گریز، و بختی برای بقا ندارد؛ و به دستان پرقدرت شما ملت بزرگ ایران سرنگون خواهد شد. پاینده ایران، رضا پهلوی

Reza Pahlavi

2,018,637 次观看 • 6 个月前

⭕️رسوایی بزرگ سلطنت‌طلبان: جایزه ۲۰۰ هزار دلاری برای قتل یکی از خودشان!امیر طاهری، روزنامه‌نگار و فعال سیاسی قدیمی سلطنت‌طلب، در برنامه شهرام همایون فاش کرد که به دلیل انتقاد از موضع رضا پهلوی در حمایت از اسرائیل، توسط طرفدارانش تهدید به قتل شده و برای سر او جایزه ۲۰۰ هزار دلاری تعیین کرده‌اند: «یا عذرخواهی کن، یا بمیر.» این ماجرا ثابت می‌کند که سلطنت‌طلبان نه فقط با مخالفان، بلکه با هر صدای منتقد درون اردوگاه خود هم با زبان تهدید و ترور برخورد می‌کنند. ❗️کسانی که دم از آزادی و دموکراسی می‌زنند، دقیقاً مثل جمهوری اسلامی عمل می‌کنند: یا اطاعت مطلق، یا حذف فیزیکی. ❗️«شاه و شیخ» در نهایت یک هدف مشترک دارند: خاموش کردن صدای مخالف و تحمیل اطاعت کورکورانه.سلطنت‌طلبی که به نام ایران حرف می‌زند، در عمل همان سیاست سرکوب و حذف را تکرار می‌کند. (پنجشنبه ۶ فروردین ۱۴۰۵) #آری_به_جمهوری_دموکراتیک #نه_شاه_نه_شیخ

علی علوی

29,836 次观看 • 6 个月前

۱) اعترافِ نزدیک‌ترین حلقه #رضا_پهلوی آنچه را که من آخرین بار یکسال پیش دقیقا و مفصل گفته بودم. ✍️ویکتوریا آزاد ۱۶ دیماه ۱۴۰۴ دوست صمیمی رضا پهلوی، Patrick Bet-David، Patrick Bet-David در گفت‌وگوی امروز خود با فرداد فرحزاد در ايران اينترنشنال صریح می‌گوید: • «رضا پهلوی امریکایی شده» • «نمی‌خواهد مسئولیتی درباره ایران بپذیرد» • «ایرانی‌ها باید از این رویا دست بردارند» • «او شبیه پدر و جدش نیست» • اگر ترامپ جدی بود دررابطه با رضا پهلوی او را ملاقات میکرد اما آنها رضا را بازیگر نمیدانند. این حرف‌ها از دهانِ یک منتقد بیرونی نیامده؛ از دهانِ حلقه نزدیک رضا پهلوی خارج شده. ۲) چرخش رسانه‌ای برای مصرف بیرونی همین فرد یعنی رضا پهلوی، همین امروز با The Wall Street Journal ناگهان مصاحبه و می‌گوید: • «برای رهبری گذار وارد عمل شده‌ام» • «نیازی به مداخله خارجی نیست» • «حکومت در حال فروپاشی است» • «فرصت طلایی را نباید از دست داد» این ادامه سیاستهای گذشته رضا پهلوی است، او چنین پیامی به مخاطبین غربی و اسراییلی میدهد تا جو را آرام کند، فشارها را به جمهوری اسلامی کم کند، و به آنها القا کند که رژیم خودبه‌خود فرو میپاشد» ۳) شگردِ «فروپاشی خودکار»؛ خرید زمان برای رژیم ایران ادعای «حکومت خودش در حال فروپاشی است و نیازی به هیچ اقدام قاطع نیست» در عمل چه اثری خواهد داشت؟ • فشار بین‌المللی به جمهوری اسلامی را می‌خواباند • ضرورت تصمیم‌های سخت علیه رژیم را به عقب می‌اندازد • انرژی قیام را به انتظار بیهوده می‌کشاند • به ماشین سرکوب زمان می‌دهد این دقیقاً همان خرید زمان به سود رژیم است، ماموریتی که رضا پهلوی دارد . ۴) تعارض منافع؛ چرا ماندن رژیم برای او کم‌هزینه‌تر است؟ • مسئولیت واقعی نمیخواهد = ریسک، پاسخگویی، هزینه • اپوزیسیونِ بی‌مسئولیتِ رسانه‌ای = شهرت، پول، امنیت در این چارچوب، طرح «گذار بی‌دردسر و بدون فشار خارجی» نه یک راهبرد رهایی، بلکه راحت‌ترین وضعیت برای بازیگرِ بی‌تعهد است. جمع‌بندی روشن؛ وقتی: • نزدیک‌ترین دوست رضا پهلوی می‌گوید «او نمی‌خواهد مسئولیت داشته باشد» • خودش هم‌زمان پیام‌های متناقض به مخاطبان مختلف می‌دهد • و نسخه‌ای می‌پیچد که عملاً اقدام مؤثر را تعلیق می‌کند نتیجه منطقی است: این مواضع رضا پهلوی نه به سرنگونی، که به امتداد عمر رژیم کمک می‌کند. این نقد، حمله شخصی نیست؛ خوانش کارکرد سیاسیِ و‌گفتار است و کارکرد این گفتار، آن‌گونه که فهمیده میشود، خریدن وقت برای رژیم است—نه رهبری گذار #رضا_پهلوی_شارلاتان

Victoria Azad

41,172 次观看 • 9 个月前

کالبدشکافی یک عملیات روانی - تله سلبریتی‌ها: اگر یادتان باشد اصلاح‌طلبان شعار «ایران برای همه ایرانیان» از رضا شاه پهلوی را در کمپین‌های تبلیغاتی‌شان مصادره و تکرار کردند. حال اتاق‌ فکر امنیتی جمهوری اسلامی، فاز اجرایی این مصادره را کلید زده‌است. هدف نهایی این پروژه تغییر زمین بازی از «مردم در برابر رژیم» به «مردم در برابر مردم» است. چطور؟! از دی‌ماه جمهوری اسلامی مطمئن‌ شده‌است که نمیتواند نام پهلوی و گستردگی پایگاه طرفداران او را به زمین بزند، اما سناریویی ۴ مرحله‌ای طراحی کرده تا حامیان پادشاهی‌خواه را افرادی تک‌صدا، خشن و حذف‌گر جلوه دهد و جامعه‌ی جهانی را از تنها آلترناتیو واقعی برای ایران آزاد بترساند. این سناریوی امنیتی دقیقاً چگونه کار میکند؟ با نگاه دقیق به تمامی حواشی زرد اخیر از سلبریتی‌ها میتوان به یک الگوی مشخص رسید. 1️⃣ مرحله اول: طعمه‌گذاری و ساخت نماینده فیک: سلبریتی‌ها و چهره‌های مشهور اعم از سالم و یا فاسد، مورد دار یا غیر مورد دار را با تهدید پرونده‌های باز یا وعده‌ی پول بیشتر به میدان میفرستند تا دقیقاً روبروی خواست عموم جامعه بایستند و مشخصاً نام «پهلوی» را هدف قرار دهند. نکته مهم اینجاست: آنها میخواهند افکار عمومی جامعه‌ را از «اپوزیسیون جمهوری‌اسلامی بودن» به «اپوزیسیون پهلوی شدن» تغییر دهند. 2️⃣ مرحله دوم: تحریک و مهندسی واکنش‌ها: افکار عمومی و مبارزان، به صورت طبیعی و از روی خشم، به این سلبریتی‌ها حمله کرده و آنها را طرد (کنسل کالچر) میکنند. اینجا اتفاق مهمی میفتد: سایبری‌های رژیم وارد میشوند و شدیدترین واکنش‌ها را در مجازی برجسته میکنند. یک «اختلاف سیاسی» به یک «دعوای اجتماعی» تبدیل می‌شود. 3️⃣ مرحله سوم: قاب‌بندی مجدد (برداشت محصول): حالا پروپاگاندای رژیم همان واکنش‌های انتخاب‌شده را جدا میکند و در سطح گسترده و هماهنگ برای مخاطب داخلی و خارجی پخش میکند که: «ببینید! این‌ها هنوز به قدرت نرسیده‌اند با مخالفان خود چه می‌کنند! این افراد بدتر از رژیم هستند و این است تصویری که از قدرت در ایران آینده میخواهند.» در این مرحله، رفتار واکنشیِ ارگانیک بخشی از پایگاه طرفداران و یا حتی سازماندهی شده از جانب خودشان را به کل یک پروژه سیاسی بزرگ نسبت میدهند تا تصویر آلترناتیو را تخریب کنند. 4️⃣ مرحله چهارم: ضربه اصلی (تله دوراهی): اینجاست که آن جمله کلیدی و عملیات روانی را بصورت کاملا مهندسی‌شده وارد میکنند: «اگر قرار است ایران را آزاد کنید، چرا از همین امروز مخالفان را تحمل نمیکنید؟ پس چه شد؟ آیا در ایرانِ پهلوی قرار نیست جا برای همه باشد؟» این جمله از نظر تبلیغات منفی ویرانگر است؛ چون مخاطب را مجبور میکند بین دو مفهوم دروغینِ ساخته‌ی رژیم گیر بیفتد و تلاش میکند مفهوم «پهلوی = آزادی برای همه» را با «طرفداران پهلوی = حذف مخالفان» جایگزین کند. ⚠️ خطر اصلی و راه بی‌اثر کردن‌ تله: مهم‌ترین نکته این است: سلبریتی‌ها در این بازی فقط یک «دستمال یکبار مصرف» برای عصبانی کردن ما هستند. این بازی از لحظه‌ی اول بصورت zero-sum طراحی شده‌است و اگر تمام انرژی جامعه صرف این شود که «فلان سلبریتی چرا این را گفت؟»، پروژه امنیتی اتاق فکر اصلاح‌طلبان موفق شده است. درگیر شدن در این بازی، بخشی از هدف مطلوب رژیم است. پاسخ ندادن به این موارد هم به‌نوعی راه را برای تخریب شاه باز میگذارد. تا به اینجا به‌نظرم کم‌هزینه‌ترین راه، پررنگ کردن خیانت و فساد این مهره‌های سوخته‌ی رژیم، خارج از زمین طراحی‌شده ‌در این بازی است نه صرفِ اینکه مقابل پهلوی جهت‌گیری داشته‌اند. چرا که این افراد اصلا عددی نیستند که سوگیری‌ عامدانه‌ی آنها با پهلوی اهمیت داشته باشد. ما باید از روی طعمه‌ها بپریم و روی هدف اصلی تمرکز کنیم. اگر آنها میخواهند این شک را در جامعه بیندازند که آیا یک فرد یا گروه حق دارد برای آینده ایران تصمیم بگیرد؟ پاسخ ما همان اصل بنیادینی است که رضا شاه پهلوی همواره بر آن تاکید کرده‌اند: ایران برای همه ایرانیان است؛ اما بدون هر ورژنی از جمهوری اسلامی. پی‌نوشت: ویدیو را از اکسپلور اینستاگرام گه‌خور‌های پادشاهی‌خواهان برداشته‌ام تا متوجه عمق سرمایه‌گذاری و هماهنگی رژیم برای تولید محتوا در این راستا باشیم. پاینده ایران، جاویدشاه 🇮🇷

Apranik 🇮🇷🇮🇱

23,713 次观看 • 1 个月前

آن روزها که شهرام همایون برای بقای شبکه‌ی تلویزیونی‌اش گلریزان راه می‌انداخت و از مخاطبانش پول می‌خواست، برای خیلی از ما سوژه‌ی طنز بود. جمهوری اسلامی هم مسخره‌اش می‌کرد و برایش برنامه می‌ساخت. اما بعضی چیزها را گذر زمان بهتر نشان می‌دهد. امروز که بخش‌هایی از فضای رسانه‌ای و اپوزیسیون ایران با پول‌های غیرشفاف، وابستگی‌های سیاسی و مناسباتی آلوده شده‌اند که استقلال رسانه را به یک شوخی تلخ تبدیل کرده، آن گلریزان‌ها برای من معنای دیگری پیدا کرده‌اند. شهرام همایون دست‌کم جلوی دوربین از همفکران و مخاطبان خودش پول می‌خواست تا رسانه‌اش را سرپا نگه دارد. کسانی به او پول می‌دادند که می‌دانستند به چه کسی و برای چه چیزی پول می‌دهند. ممکن بود من با آن رسانه، عقایدش و سیاستش مخالف باشم، اما امروز ارزش استقلالی را که در آن رفتار بود بهتر می‌فهمم. این روزها وجه دیگری از شهرام همایون هم برای من قابل احترام شده است. در گفتگویی که این ویدیو بخشی از آن است، تماس‌گیرنده‌ای درباره‌ی پل‌ها، نیروگاه‌ها و زیرساخت‌هایی حرف می‌زند که در جمهوری اسلامی ساخته شده‌اند و استدلال می‌کند که چون آخوندها و نهادهایی مثل قرارگاه خاتم‌الانبیا در ساخت آنها نقش داشته‌اند، این‌ها دیگر به مردم تعلق ندارند. شهرام همایون وسط حرفش می‌پرد و می‌گوید: «نه. اول راجع به تعلقش صحبت کنیم.» شاید تمام مسئله همین یک کلمه باشد: تعلق. پل مال آخوند نیست. نیروگاه مال سپاه نیست. پالایشگاه مال جمهوری اسلامی نیست. اگر قرارگاه خاتم مجری یک پروژه بوده، صاحب آن پروژه نشده است. این‌ها با پول مردم ساخته شده‌اند، به دست مردم ساخته شده‌اند و مردم از آنها استفاده می‌کنند. همان‌طور که خود همایون در گفتگو می‌گوید: «آخوند ارث پدری داشته مگه؟» نداشته. ایران هم ارث پدری جمهوری اسلامی نیست. یکی از بزرگ‌ترین خیانت‌های جمهوری اسلامی، به گمان من، دقیقاً همین بوده که برای دهه‌ها تلاش کرده خودش را با ایران یکی کند. مخالف نظام را مخالف ایران نامید. منتقد را جاسوس خواند. معترض را عامل بیگانه، وطن‌فروش و مزدور معرفی کرد. آن‌قدر این واژه‌ها را برای سرکوب شریف‌ترین مخالفان خودش مصرف کرد که معنای خیانت، جاسوسی و حتی وطن را فرسوده کرد. حالا بخش‌هایی از مخالفان جمهوری اسلامی هم همان دروغ را پذیرفته‌اند، فقط علامت معادله را عوض کرده‌اند. جمهوری اسلامی می‌گفت: «من ایرانم، پس مخالفت با من مخالفت با ایران است.» این‌ها می‌گویند: «جمهوری اسلامی ایران است، پس هرچه به ایران ضربه بزند به جمهوری اسلامی ضربه زده است.» دو دشمن، روی یک دروغ مشترک به توافق رسیده‌اند: اینکه ایران همان جمهوری اسلامی است. و اینجاست که ما به یکی از نتایج فاجعه‌بار این سال‌ها رسیده‌ایم. آدمی می‌تواند آن‌قدر از جمهوری اسلامی متنفر باشد که دیگر نتواند میان حکومت و کشور، میان سپاه و جامعه، میان یک نهاد سرکوبگر و زیرساختی که میلیون‌ها انسان از آن استفاده می‌کنند تمایز بگذارد. می‌تواند تخریب پل، نیروگاه یا تأسیسات کشور خودش را نه به‌عنوان آسیب به مردم، که به شکل ضربه‌ای به حکومت تصور کند. من قبلاً در توییتی نوشته بودم جنگ عراق «جنگ تحمیلی» بود و جنگی که امروز درگیرش هستیم «جنگ تحمیقی» است. شوخی با کلمات بود، اما منظورم جدی بود. در این جنگ، مردم فقط قربانی خشونت و حمله نیستند. آنها را احمق فرض می‌کنند و هم‌زمان ماشین‌های تبلیغاتی و رسانه‌ای مختلف مدام در حال فرسایش قدرت تشخیص‌شان هستند. فاجعه فقط این نیست که کسی از حمله‌ی خارجی به کشور خودش استقبال کند. فاجعه جایی عمیق‌تر است: جایی که برای توضیح اینکه یک پل متعلق به مردم است، دیگر باید استدلال کرد. وقتی بدیهیات نیاز به اثبات پیدا می‌کنند، مسئله دیگر صرفاً اختلاف سیاسی نیست. این همان چیزی است که در این ویدیو برای من دردناک است. شهرام همایون دارد تلاش می‌کند چیزی را دوباره بدیهی کند که اصلاً نباید از بدیهی بودن خارج می‌شد: این کشور مال مردم آن است. من خودم چنین اعصابی ندارم. واقعاً ندارم. نمی‌توانم هر مزخرفی را بشنوم و با همان آرامش بنشینم و از ابتدا توضیح بدهم چرا چنین استدلالی از اساس تباه است. شاید این ضعف من باشد. هر عقیده‌ای هم صرفاً به این دلیل که کسی به آن باور دارد، شایسته‌ی احترام نیست. آدم‌ها حرمت دارند، اما همه‌ی عقاید محترم نیستند. بعضی حرف‌ها واقعاً مزخرف‌اند. اما دقیقاً به همین دلیل است که کاری که شهرام همایون در این گفتگو می‌کند برای من ارزشمند است. چون او کاری را انجام می‌دهد که من توانش را ندارم. راه گفتگو را نمی‌بندد. می‌شنود. سؤال می‌کند. از طرف مقابل می‌خواهد تا انتهای استدلالش برود و بعد با همان بدیهیات فراموش‌شده روبه‌رویش می‌کند. این فقط خونسردی نیست. نوعی احساس مسئولیت است. اما اگر بخواهیم منصف باشیم، مسئول اصلی وضعیتی که ما را به این نقطه رسانده پیش از هر کس جمهوری اسلامی است. این حکومت تار و پود اعتماد عمومی را چنان از هم باز کرده که ترمیم آن، اگر ممکن باشد، سال‌ها طول خواهد کشید. وقتی حکومت برای دهه‌ها هر مخالفی را جاسوس می‌نامد، روزی می‌رسد که مردم دیگر حتی نمی‌دانند جاسوس واقعی کیست. وقتی همه‌چیز پروپاگانداست، حقیقت هم اعتبارش را از دست می‌دهد. وقتی دستگاه امنیتی بخش بزرگی از توانش را صرف تعقیب روزنامه‌نگار، فعال مدنی، زن معترض و مخالف سیاسی می‌کند، در همان حال راه برای نفوذ واقعی سرویس‌های خارجی باز می‌ماند. عمق نفوذ اسرائیل در ساختارهای امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی دیگر چیزی نیست که بتوان آن را به سادگی نادیده گرفت. اما برای من حتی دردناک‌تر از نفوذ در یک ساختار نظامی، نفوذ در ذهن جامعه است. ضعیف شدن جمهوری اسلامی برای من تراژدی نیست. فروپاشی قدرت تشخیص مردم، از بین رفتن حس تعلق به کشور و تبدیل شدن ایران به زمین بازی قدرت‌های خارجی تراژدی است. و این همان جایی است که صرف «سرنگونی جمهوری اسلامی» دیگر پاسخ کافی نیست. این حرف به معنای تسلیم شدن یا دست کشیدن از مبارزه نیست. درست برعکس. مبارزه با جمهوری اسلامی باید ادامه پیدا کند، اما اگر قرار باشد فقط رأس هرم عوض شود و همان فرهنگ حذف، همان قهرمان‌پرستی، همان دشمن‌سازی، همان بی‌اعتمادی و همان منطق «هر که با من نیست علیه من است» باقی بماند، چیز زیادی تغییر نکرده است. ما مستحق آزادی هستیم. آزادی حق ماست. اما برای حفظ آزادی باید ظرفیتش را هم بسازیم. باید نهاد بسازیم. شبکه بسازیم. گفتگو یاد بگیریم. شکست سیاسی را تحمل کنیم. مخالف را دشمن ندانیم. یاد بگیریم که اکثریت حق ندارد حقوق اقلیت را له کند و اقلیت هم نمی‌تواند چون رأی نیاورده میز بازی را به هم بزند. باید قواعد مشترکی بسازیم که از اشخاص مهم‌تر باشند. این‌ها کارهای بعد از جمهوری اسلامی نیستند. خود این‌ها بخشی از مبارزه با جمهوری اسلامی‌اند. و شاید نقطه‌ی شروع همان چیزی باشد که شهرام همایون در آن مکالمه گفت: «اول راجع به تعلقش صحبت کنیم.» قبل از اینکه درباره‌ی جمهوری یا پادشاهی دعوا کنیم، قبل از اینکه برای حکومت بعدی اسم انتخاب کنیم، باید دوباره بفهمیم چه چیزی به ما تعلق دارد. این شهرها. این جاده‌ها. این پل‌ها. این نیروگاه‌ها. این حافظه‌ی جمعی. این آینده. و ایران. ایران نه مال جمهوری اسلامی است، نه سپاه، نه آخوند، نه شاه، نه موساد و نه هیچ قدرت خارجی دیگری. اگر قرار است روزی آزاد باشیم، شاید یکی از اولین کارها این باشد که دوباره یادمان بیاید این کشور مال ماست.

Panah Farhadbahman 🎒

63,889 次观看 • 1 个月前

خبرنگار انگلیسی؛ من یک سؤال شخصی دارم. از آن‌جایی که می‌بینیم شما با کمک گروه لابی «Europe-Israel Press Association» اینجا حضور دارید، دولت اسرائیل از به‌دست گرفتن قدرت توسط شما در ایران حمایت می‌کند، و همین دولت همان دولتی است که به‌همراه ایالات متحده جنگی تهاجمی علیه کشور شما آغاز کرده است. بسیاری از مردم در سراسر جهان فکر می‌کنند که شما یک عامل اسرائیل هستید. آیا چنین است؟ شاهزاده رضا پهلوی: البته که نه. اما من دوستِ اسرائیل و یهودیان هستم، و توضیح می‌دهم چرا. زیرا به‌عنوان یکی از نوادگان کوروش بزرگ، ما به این افتخار می‌کنیم که یکی از پایه‌های اساسی حقوق بشر به زمان او بازمی‌گردد؛ زمانی که کوروش بزرگ از طریق منشور خود که در سراسر جهان به نمایش گذاشته شده و در میان ملت‌ها و حتی در سازمان ملل به آن اشاره می‌شود. اصول آزادی را بنیان گذاشت، وقتی که بردگان یهودی را در بابل آزاد کرد و به آن‌ها کمک کرد معابدشان را در اورشلیم بازسازی کنند. ایرانیان و یهودیان در واقع رابطه‌ای تاریخی و حتی کتاب‌مقدسی دارند؛ در حقیقت تنها دو کشوری هستند که در تاریخ معاصر می‌توانند چنین ادعایی داشته باشند. ایران همچنین تنها کشوری در خاورمیانه بود که به یهودیانی که از هیتلر و رژیم او می‌گریختند پناه داد و در ایران به آن‌ها پناهندگی داده شد. این بخشی از تاریخ ماست، بخشی از سنت ما در پناه دادن به افراد تحت آزار و تعقیب است. یهودیان در ایران آزاد بودند تا پیش از انقلاب آزادانه آیین و مناسک دینی خود را برگزار کنند. و برای بازگرداندن حقوق خود و حقوق پیروان هر دین دیگری در ایران تلاش کنند؛ زیرا یکی از ارکان بنیادین حقوق بشر باید حفاظت از آزادی مذهبی مردم باشد. این موضعی است که من از آن حمایت میکنم و برای پیگیری آن نیاز به نمایندگی یا ماموریت از سوی هیچکس ندارم؛ من نماینده مردم خود هستم.

History In Pics

59,591 次观看 • 1 个月前

متن کامل سخنان در همایش همکاری ملی برای نجات ایران مونیخ، ۲۶ ژوئیه ۲۰۲۵ (۴ مرداد ۱۴۰۴/۲۵۸۴) خانم‌ها، آقایان،‌ درود بر شما و‌ همه کسانی که در چهارگوشه جهان به‌ویژه در ایران این‌ همایش ملی را دنبال می‌کنید. از همه هم‌میهنانی که این آخر هفته از سراسر اروپا، و حتی از استرالیا تا آمریکای شمالی، به مونیخ آمدند و در خیابان‌های این شهر، عشق به ایران را فریاد زدند، سپاسگزارم. به بسیاری از شما که تازه به این کارزار همکاری ملی پیوسته‌اید، خوشامد می‌گویم. آنچه همه ما را اینجا گرد هم آورده، مهر به میهن، و اهمیتی‌ است که به سرنوشت ایران می‌دهیم. ما امروز اینجا هستیم، تا نشان دهیم ملت یگانه و در عین حال رنگارنگ‌مان، از ادیان و باورها، اقوام و طوایف، اقشار و گروه‌ها، و احزاب و گرایش‌های مختلف سیاسی، جمهوری‌خواه و پادشاهی‌خواه، چپ و راست، در یک هدفِ مشترک، متحدیم: پایان دادن به جمهوری اسلامی و آغاز طلوعی نو از آزادی و دموکراسی و شکوفایی برای میهن‌مان ایران. حضور شما در این گردهمایی، نشان‌دهنده شکل‌گیری گسترده‌ترین و متنوع‌ترین ائتلاف نیروهای اپوزیسیون ایران است. این گستردگی و تنوع در عین اتحاد، با تعهد و باورمندی به تمامیت ارضی ایران، حقوق فردی و‌ برابری شهروندان، جدایی دین از حکومت، و حق ملت بزرگ ایران ‌برای انتخاب شکل دموکراسی آینده، تصویری زیبا از ایران آزاد و آباد فردا است. اما شوربختانه تصویر ایران کنونی، بسیار متفاوت از آن فردای آزاد و آباد است. امروز، کیان ایران به واسطه تداوم جمهوری اسلامی، بیش از همیشه در خطر است. این رژیم، آب و خاک و هوا و آسمان و جان و مال ملت ایران را به پرتگاه نابودی کشانده است. رودهای ایران، خشک، خاک ایران در حال فرسایش، زمین ایران در حال فرونشست، هوای ایران آلوده،‌ آسمان ایران در اختیار نیروی خارجی،‌ اقتصاد ایران در حال سقوط آزاد،‌ خانه‌های ایرانیان بی‌ آب و برق، و جان‌شان بازیچه توهمات فرقه‌ای ضدایرانی و رهبر نابخردش است. جمهوری اسلامی پس از سالها به آشوب‌کشاندن منطقه با جنگ‌های نیابتی و سیاست شکست‌خورده‌ی «نه مذاکره، نه جنگ»، درنهایت، هم از موضع ضعف و تسلیم، وادار به مذاکره شد، و هم جنگ را به ایران تحمیل کرد. علی خامنه‌ای در حالی که زیر زمین پنهان شده بود، نه‌تنها کمترین تلاشی برای حفاظت از غیرنظامیان ایران نکرد، بلکه تمام دستگاه سرکوب و پروپاگاندای خود را نیز برای مرعوب کردن مردم به کار بست. او شکستی سخت و تحقیرآمیز را نیز بر نظامیان ایران تحمیل کرد؛ نظامیانی که اکثرشان بر خلاف میل و اراده، درگیر جنگی شدند که هرگز جنگ ایران و ملت ایران نبود؛ بلکه جنگ خامنه‌ای و سرکردگان سپاهِ سرکوبگر و تروریستیش بود؛ همان پاسدارانی که سالها رجز می‌خواندند اما آشکار شد که توان حفاظت از خود را نیز ندارند. آنها بعد از دهه‌ها دزدیدن از سفره مردم و گذاشتنِ آن در جیب‌های خود و تروریست‌های منطقه‌ای، آسمان کشور را کاملا در اختیار کشوری به مراتب کوچکتر و کم‌جمعیت‌تر از ایران قرار دادند. جمهوری اسلامی اداره کشور را جز در حوزه‌ی سرکوب، کاملا رها کرده است و مردم ایران در تابستان داغ، با ساعتها قطعی آب و برق و گاز مواجهند. تورم بیداد می‌کند، و چرخه کسب و کار مختل است. مسئول و مقصر این وضعیت شخص علی خامنه‌ای است. اوست که وطن‌ ما را گام‌به‌گام به این نقطه کشاند، و امروز چون همیشه از زیر بار مسئولیت فرار کرده و تقصیر را به گردن زیردستانش انداخته است. اختلافات و دودستگی‌ها در ساختار قدرت جمهوری اسلامی به بالاترین حد خود رسیده است. مقامات ارشد این رژیم بدون کمترین حمایت مردمی، به توطئه علیه یکدیگر مشغولند و در ارائه خود به عنوان آلترناتیو خامنه‌ای از طریق واسطه‌ها به قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی از هم سبقت می‌گیرند. هم‌میهنانم، ما ملت ایران جنگ‌طلب نیستیم و هرگز برای ایران‌ و منطقه‌مان جنگ نخواستیم. جنگ‌طلب علی خامنه‌ای و رژیم تحت امرش است. من سالها هشدار داده بودم که اگر جمهوری اسلامی باقی بماند، اگر مماشات با آن تداوم پیدا کند، و اگر جهان به باج‌گیری‌های آن تن دهد، این رژیم سرانجام ایران و منطقه را به جنگ و درگیری نظامی می‌کشاند. نگرانی‌های من متاسفانه به واقعیت پیوست. اکنون اما لحظه‌ای تاریخی فرا رسیده است. جمهوری اسلامی بیش از هر زمان دیگری در این ۴۶ سال، ضعیف و متزلزل شده است؛ و فرصتی بی‌نظیر برای مردم ایران فراهم شده تا این رژیم ضدایرانی را سرنگون کنند. وظیفه هر ایرانی میهن‌پرستی، تلاش صدچندان برای نجات مام میهن است. وظیفه ما این است که متحدتر، مصمم‌تر و منظم‌تر از همیشه باشیم. امروز جای اما و اگر نیست: زمان کنار ایستادن و وسط‌بازی کردن، چنانکه نه سیخ بسوزد و نه کباب، نیست. امروز صحنه روشن است: در یک سو جمهوری اسلامی و حامیان ریز و درشتش قرار دارند که چهارنعل ایران ما را به سوی وحشتناک‌ترین بخش‌های دوزخ می‌برند و در سوی دیگر دروازه‌ای‌ست به سوی نور، و آباد کردن دوباره پردیس ایران. ما،‌ یعنی اکثریت ملت بزرگ ایران، برای نجات مام میهن به میدان آمده‌ایم. سقوط این رژیم قطعی‌ست. ما آمده‌ایم که اجازه ندهیم این رژیم همراه خود، ایران و ملت بزرگ ما را نیز به ورطه نیستی بکشاند. رهایی ایران از جمهوری اسلامی و استقرار یک دولت ملی و دموکراتیک در ایران، صلح پایدار را نیز به منطقه ما می‌آورد. در این مرحله انقلاب ملی و در دوران گذار، هدف من این است که ایرانیان بتوانند در یک‌ بازه کوتاه‌مدت و از طریق انتخابات آزاد، زمام‌ امور را به دست دولت منتخب خود بسپارند. من چنانکه بارها گفته‌ام به دنبال پست و مقام سیاسی نیستم؛ بلکه می‌خواهم برای آنها که در پی خدمت به ملت و بازگرداندن شکوه از دست رفته ایران هستند، فضا و‌ ساختاری فراهم کنم تا بتوانند خود و‌ برنامه‌های‌شان را در یک فرایند دموکراتیک به رای ملت بگذارند. من ۴۵ سال است که نه برای منفعت شخصی و قدرت، که برای نجات ایران مبارزه کرده‌ام، و برای رسیدن به اهداف‌مان، برنامه دارم: هم برای باز پس گرفتن ایران از این رژیم ضحاکی، و هم برای دوباره ساختن آن سرزمینِ اهورایی. پنج ماه پیش در نشست نخست مونیخ، سازمان‌ها و احزاب ایرانگرا گرد هم آمدند و متعهد به همکاری در چارچوب اصولی دوازده‌گانه بر اساس یک برنامه پنج‌گانه شدند. من در پیام نوروزی خود نیز امسال را سال سازماندهی برای اقدام نهایی نامیدم. امروز در نشست دوم مونیخ که شرکت‌کنندگان نه فقط احزاب و گروه‌های سیاسی که ایرانیان از همه اقشار جامعه هستند، گزارشی از پیشرفت آن برنامه را به ملت ایران ارائه می‌دهم. پنج ستون استراتٰژی مورد توافق ما چنین بودند: - فشار حداکثری بر جمهوری اسلامی - حمایت حداکثری از ملت ایران - ریزش حداکثری از رژیم - بسیج و سازماندهی حداکثری مبارزان در داخل و خارج - ارائه برنامه‌ای برای شکوفایی ایران در فردای سقوط جمهوری اسلامی در حوزه فشار حداکثری، جمهوری اسلامی امروز در دشوارترین و منزوی‌ترین وضع خود قرار دارد. از یک‌سو، فشار خارجی بی‌سابقه‌ای بر آن وارد شده است و از سوی دیگر، ناتوانی از تامین نیازهای ابتدایی مردم، این رژیم را با فشارهای همه‌جانبه داخلی به‌ویژه در حوزه معیشت و اقتصاد روبرو کرده است. در حوزه حمایت حداکثری، امروز، آمادگی دولتها و احزاب و شخصیت‌ها برای حمایت از ملت ایران و مبارزه‌شان رو به افزایش است. در دیدارها و گفتگوهای عمومی و خصوصی با سیاستمداران، تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیران، کارآفرینان، و رسانه‌ها، نه تنها بر تداوم این فشارها بر رژیم و حمایت از ملت ایران تاکید کرده‌ام بلکه برای آن، راه‌حل‌های اجرایی را نیز پیشنهاد داده و عملی شدن آنها را پیگیری کرده‌ام و خواهم کرد. خوشحالم به شما بگویم که امروز گروه‌هایی که در چارچوب فراهم شده در نشست نخست مونیخ گرد هم آمدند، در دو حوزه اعمال فشار حداکثری بر رژیم و جلب حمایت حداکثری از مبارزه مردم ایران، در همراهی با یکدیگر بسیار بابرنامه‌تر، فعال‌تر و موثرتر از پیش عمل می‌کنند. در حوزه ریزش حداکثری پیشرفتهای بسیار خوبی انجام شده است و فعالیتها در دو حوزه ریزش عمومی که از طریق پلتفرم همکاری ملی انجام می‌پذیرد و ریزش مقامات عالیرتبه، با دقت، امنیت، و جدیت در حال انجام است. امروز به لطف این فعالیتهای هدفمند، ما به ساختار درونی حکومت اشراف بیشتری داریم. همچنین در درون این ساختار با نیروهایی در ارتباط هستیم که فرایند سقوط جمهوری اسلامی را تسریع می‌کنند. و البته هم‌زمان، پایگاه بزرگی از داده را در اختیار داریم که به صورت دائمی و با حفظ امنیت کامل، در حال پایش و پیرایش است. این پایگاه داده برای اداره فرایند گذار نقش مهمی بازی خواهد کرد. به دلیل موفق و موثر بودن کارزار همکاری ملی است، که رژیم به وحشت افتاده و در هراس از پیوستن روزافزون نیروهای نظامی، انتظامی، امنیتی و دولتی به آن، به دروغ‌پراکنی و تخریب روی آورده است. در حوزه سازماندهی حداکثری مبارزان، این همایش و برنامه‌های دیگری که تنها در یک هفته گذشته در شهرهای مختلف کشور آلمان، به‌ویژه در هامبورگ و مونیخ برگزار شده، خود نمونه‌ای از تلاشهای من و تیم اجرایی همراهم برای بسیج ایرانیان خارج کشور است. خوشحالم به شما اطلاع بدهم که در همین پنج ماه گذشته شمار گروه‌هایی که در چارچوب همگرایی مونیخ با یکدیگر همکاری می‌کنند، حدودا سه‌برابر شده است. این گروه‌ها در ماه‌هایی که گذشت تلاش‌های جدی را برای بسیج و سازماندهی نیروها در خارج و داخل انجام داده‌اند که در همایش امروز، تنها گزیده‌هایی از آن به اطلاع شما رسید؛ که البته در خصوص آنچه داخل کشور انجام می‌گیرد، کمتر می‌توان وارد جزئیات شد. اما به طور کلی باید گفت که انتظار ملت بزرگ ایران، تداوم و افزایش شتاب این فعالیت‌ها است. در حوزه تدوین برنامه و ارائه چشم‌انداز دوباره ساختن کشور، پروژه شکوفایی ایران در ماه‌های اخیر گام‌های بسیار بلندی برداشته است که به سمع و نظر شما رسیده است. توصیه من این است که پیشنهادهای خود برای بهبود این برنامه‌ها را با دست‌اندرکاران آن در میان بگذارید، تخصص خود را در اختیار این پروژه قرار دهید، و درباره راه حل‌های ارائه‌ شده با حلقه اطرافیان و آشنایان خود گفتگو کنید. از گروهها و احزاب سیاسی می‌خواهم که حول کلیت برنامه‌های دوران گذار گرد هم بیایند تا بتوانیم به جامعه ایران و جامعه بین‌الملل این اطمینان را بدهیم که ایران پس از جمهوری اسلامی، ایرانی باثبات، آزاد،‌ امن، ‌و شکوفا خواهد بود. جمهوری اسلامی امروز در سراشیبی سقوط است اما ما ایرانیان خودمان باید سرنوشت ایران را تعیین کنیم. به هر میزان که ما در این زمینه کم‌کاری کنیم، دیگرانی که لزوما منافع‌شان با منافع ملت بزرگ ایران یکی نیست، فرصت نقش‌آفرینی بیشتر خواهند داشت. در همین راستا، در هفته‌های آینده از وبسایت کمپینی رونمایی خواهیم کرد که هم‌چون شاهراهی برای جذب نیروها، ثبت ایده‌ها، گزارش رویدادها، ارائه برنامه‌ها، سازماندهی مبارزان، و گردآوری کمکهای مالی خواهد بود. من از همه شما دعوت می‌کنم که آماده فعالیت در این کمپین سراسری باشید. من هم‌چنان نقش خود را ایفا می‌کنم. از شما نیز انتظار دارم که نقش خود را ایفا کنید: اختلافات جزئی را کنار بگذارید. از هرگونه درگیری با یکدیگر بپرهیزید و تنها با دشمن مشترک مبارزه کنید. هواداران خود را بسیج کنید و در کنار من و در کنار یکدیگر، برای آرمانی والا بایستید: نجات ایران. در برنامه دولت انتقالی برای دوران اضطرار، برنامه گذار سیاسی، از پیش از سقوط جمهوری اسلامی تا تحویل گرفتن امور به دست نخستین دولت منتخب را به منظور بررسی متخصصان، سازمان‌های سیاسی و نهادهای مدنی ارائه کرده‌ایم. در این برنامه، برای فاز کنونی، یعنی پیش از سقوط جمهوری اسلامی، دو نهاد کلیدی تشکیل می‌شود: تیم موقت اجرایی، و در کنار آن نهاد خیزش ملی که به عنوان یک نهاد مشورتی استراتژیک عمل خواهد کرد. چنانکه در طرح پیشنهادی ما آمده است، تیم موقت اجرایی پس از پیروزی انقلاب، و تشکیل دولت گذار، منحل خواهد شد؛ و نهاد خیزش ملی به عملکرد خود نه تنها به عنوان یک نهاد مشورتی بلکه به عنوان نهاد قانون‌گذاری موقت تا زمان تشکیل نخستین مجلس منتخب عمل خواهد کرد. من از همه کارشناسان و به‌ویژه حقوقدانان می‌خواهم که این برنامه پیشنهادی را بررسی کنند و نظرات کارشناسی خود را با ما در میان بگذارند. خامنه‌ای و رژیم شکست‌خورده‌اش، حالا که بیش از همیشه، سقوط را در مقابل چشمان خود می‌بینند، تهدیدهای خود را علیه من افزایش داده‌اند. من اما از همان روزی که این مبارزه را آغاز کردم، با این تهدیدها زندگی کرده‌ام و هرگز هراسی به دل راه نداده‌ام. شما زنان و مردان هم‌وطنم در شهرها و روستاهای سراسر ایران، کارگران، دانشجویان، بازاریان، جوانان و نوجوانان، بدانید که تهدیدها در عزم و اراده من برای به سرانجام رساندن ماموریت بزرگ زندگیم، خللی ایجاد نخواهد کرد. علی خامنه‌ای بداند که رژیمش متزلزل است، بیشتر اطرافیانش از او متنفرند، جمع زیادی از پاسدارانش منتظر فرصتند تا از کشتی در حال غرق شدن جمهوری اسلامی بگریزند،‌ و اکثریت قاطع ملت از او و رژیمش بیزارند. انتهای این مسیری که می‌رود مواجه شدن با انفجار خشم انباشته‌شده ملت است و عاقبت خوبی برایش نخواهد داشت. ما میهن‌دوستانِ آزادیخواه، از تبار و جنس این فرقه تبهکار نیستیم که در پشت‌بام‌ها اعدام‌های صحرایی به راه اندازیم. به او می‌گوییم که از این مسیرِ منتهی به خون و آتش باز گردد. بیش از این، مرگ و رنج را بر ملت بزرگ ایران و حتی حامیان خود تحمیل نکند. تعهد ما به برگزاری یک دادگاه منصفانه منطبق با استانداردهای بین‌المللی، شامل خامنه‌ای نیز می‌شود؛ آنچه خود او از ایرانیان دریغ کرده‌ است. ملت بزرگ ایران، پیروزی ما از هر زمان نزدیک‌تر است. به نیروی خود باور داشته باشیم. ما ملت متحد، آگاه و دلیری هستیم که این رژیم هرگز نتوانسته بر فرهنگ و تاریخ و تمدن ما پیروز شود. جمهوری اسلامی به زباله‌دان تاریخ می‌رود؛ و ایران و ملت ما، آزاد و سربلند، از این دوره سخت به سلامت عبور خواهد کرد. ما ملت کبیریم، ایران رو پس می‌گیریم! پاینده ایران،

Reza Pahlavi

866,230 次观看 • 1 年前

#فوری_فوری_خیلی_خیلی_مهم 🎥 اسرائیل به همراه وطن فروشان خائنی چون رضا و یاسمین و نور پهلوی و دیگر وطن فروشان به دنبال تجزیه و نابودی ایران است: در برابر این هدف شوم باید وحدت ملی داشت👇👇 👈 حسین آرین، عضو نیروی دریایی شاهنشاهی و ناخدای نیروی دریایی در سه سال اول تجاوز عراق به ایران #اختصاصی_صفحه_اکبر_گنجی (۱۶) ✅ ۱۳ خردا تجاوز اسرائیل به ایران آغاز شد. این تجاوز از هر نظر محکوم است. این تجاوز با هماهنگی عملیاتی آمریکا و تقسیم کار میان آمریکا و اسرائیل و فریب ترامپ صورت گرفت. هیچ اختلافی میان آمریکا و اسرائیل در این تجاوز وجود نداشت. 🔺اسرائیل با دروغ تجاوز به ایران را جنگ پیش گیرانه قلمداد کرد. در حالی تمامی نهادهای اطلاعاتی آمریکا در دولت ترامپ گفتند ایران با ساخت بمب اتمی فاصله زیاد دارد. 🔺نتانیاهو با دروغگویی و یاوه گویی ادعا کرد که ایران خطر موجودیتی برای اسرائیل دارد. شعارهای باد هوایی جمهوری اسلامی و هم پیمان های منطقه ای اش هیچ تهدید موجودیتی برای اسرائیل هسته ای نداشتند. اسرائیل کشور پادگانی تا دندان مسلح است. و هیچ خطر خارجی نظامی آن را تهدید نمی کند. 🔺تجاوز اسرائیل به ایران که در حال نابودی همه دارایی های نظامی و غیر نظامی ایران بود که متعلق به ملت هستند- نه جمهوری اسلامی که مانند همه حکومتها در تاریخ مستأجر است- دفع تجاوز را به یک جنگ ملی-میهنی تبدیل کرد. وقتی دشمن خارجی به وطن حمله می کند، همه مردم اختلافاتشان با حکومت را کنار می گذارند و پشت حکومت برای دفع تجاوز می ایستند. مانند تجاوز ۸ ساله عراق علیه ایران. 🔹آقای رضا علیجانی در میزگرد بی بی سی به من گفتند که مواضع تو «ناسیونالیسم رویایی» است. اما در واقع اگر بخواهم مواضع خودم را بخوبی توضیح دهم، موضع من دفاع از «وطن پرستی واقع گرایانه» است. وطن دوستی و وطن پرستی با «ایدئولوژیِ بیگانه ستیز و خود برتربینِ ناسیونالیسم» تفاوت های بسیاری دارد. آقای علیجانی ما نژاد پرست نیستم که ناسیونالیست باشیم. ما وطن دوست و وطن پرست هستیم. از طرف دیگر، مواضع ما رویایی و تخیلی و سانتی مونتال نیستند. مواضع من و همفکران که از موجودیت ایران و تمامیت ارضی وطن دفاع می کنند، واقع گرایانه است. یعنی اگر به واقعیت بنگرید، در تمامی کشورهای جهان، وقتی دشمن خارجی به میهن حمله می کند، همه مردم کشور به دفاع از کشورشان می پردازند. پس این «وطن پرستی واقع گرایانه» است، نه «ناسیونالیسم رویایی». فقط آنان که از تجاوز اسرائیل دفاع می کنند و حتی دو کلمه لفظی در محکومیت تجاوز اسرائیل به وطن نگفتند، می توانند مخالف «وطن پرستی واقع گرایانه» باشند. اینها «وطن فروش و خائن» هستند. «وطن فروشی خائنانه» در برابر «وطن پرستی واقع گرایانه» من قرار می گیرد. دشمنی با جمهوری اسلامی چنان چشم اینها را کور کرده، و چنان از غیظ و نفرت پُر شده اند که حتی ناتوان از فهم و دیدن تجاوز و وطن فروشی و خیانت به میهن شده اند. می گویند اگر اسرائیل به ایران تجاوز کند و همه چیز را نابود کند و کشتار راه بیندازد، هیچ مسئله ای نیست. «وطن پرستی واقع گرایانه» به هیچ وجه جمهوری اسلامی را سفید شویی نمی کند، اما «وطن فروشی خائنانه» از تجاوز اسرائیل به اشکال مختلف استقبال کرده و برخی مانند یاسمین پهلوی آن را تجویز می کنند و گفتند: اسرائیل بزن 🔹 🔺هدف اسرائیل: مگر اسرائیل و آمریکا ادعا نمی کنند همه صنعت هسته ای ایران را نابود کردند و بسیاری از مراکز نظامی را همچنین، پس چرا همچنان از تهدید سخن می گویند و به دنبال حملات جدید هستند؟ برخلاف همه قوانین بین المللی می گویند ایران (نه جمهوری اسلامی) نباید توان هسته ای و موشکی و فضایی داشته باشد. محدودیت های مورد درخواست اسرائیل و آمریکا خلاف همه قوانین بین المللی است و برخلاف دارایی های نظامی این دو کشور هم هست. هدف آنها این است که ایران هیچ گاه نتواند قد راست کند. هدف اصلی اسرائیل تجزیه ایران و تک تکه کردن ایران است. اسرائیل نیابتی آمریکا در خاورمیانه است و کارهای آمریکا را انجام می دهد. 🔺وزیر دفاع اسرائیل گفت ما اجازه نمی دهیم ایران تجهیزات نظامی اش را بازسازی کند. می خواهند ایران را به لبنان تبدیل کنند که همه روزه بمبارانش کنند. در حالی که ایران لبنان نیست و در برابر رژیم تروریستی اسرائیل و موساد ایستاد. فکر می کردند جمهوری اسلامی را چند شبه سرنگون می کنند و رضا پهلوی را به جایش می نشانند و ایران را مستعمره اسرائیل می کنند. آمریکا عملاً در حال دفاع از اسرائیل برای سرنگونی موشکها و پهپادهای ایران بود. روزنامه تلگراف هم نوشت که موشکهای ایران به پنج پایگاه نظامی اسرائیل اصابت کردند. نتانیاهو دشمن ایران است، نه دوست مردم ایران. اسرائیل که یک رژیم فاشیستی پادگانی است، چگونه می تواند به ایرانی ها وعده دموکراسی دهد؟ نود میلیون ایرانی نیازمند قیم نیستند. 🔹مرزبندی با وطن فروشان: ماهیت وطن فروشان در تجاوز ۱۲ روزه بیش از پیش روشن شد. رضا پهلوی در راس آنهاست. رضا پهلوی وابسته به اسرائیل و لابی اسرائیل است. در جنبش مهسا که رضا پهلوی شورای رهبری ۶ یا ۸ نفره تشکیل داد، یکی از اعضایش عبدالله مهتدی تجزیه طلب بود که در دانشگاه جرج تاون کنار هم نشستند. مهتدی رهبر حزب کومله هست و معتقد به جدا کردن کردستان ایران از ایران است. 🔺رضا و یاسمین پهلوی و سعید قاسمی نژاد و اعتمادی به اسرائیل رفتند و کلاه آنان را بر سر گذاشتد و به دیدار نتانیاهو رفتند، و از حمله نظامی اسرائیل به ایران دفاع کردند، چگونه می توان اینها را نادیده گرفت؟ وقتی اینها را مطرح می کنید، رکیک ترین فحاشی ها را به شما می کنند. رضا پهلوی فکر می کرد پس از حمله شاه ایران می شود. 🔺رضا پهلوی هیچ از خود گذشتگی ندارد و در مصاحبه با شاهین نجفی گفت من حاضر نیستم آزادی خودم و خانواده ام در آمریکا را فدای آزادی ایران کنم و قربانی شوم. 🔺دوستانش دشمن ایران به عنوان ایران هستند. یکی از آنها مارک دوویتز رئیس بنیاد دفاع از دموکراسی هاست که صهیونیستی تمام عیار و دشمن ایران است. یاران اصلی رضا پهلوی چون سعید قاسمی نژاد در این بنیاد کار می کنند. 🔺سفر رضا پهلوی به انگلیس را هم با دروغ تحویل مردم دادند. او هیچ سخنرانی ای در پارلمان بریتانیا نداشت. به بریتانیا آمد و با راست افراطی نژادپرست بیگانه ستیز دیدار کرد. 🔺وقتی تجاوز اسرائیل آغاز شد، یاسمین پهلوی گفت اسرائیل بزن که خوب می زنی. این وطن فروشی و خیانت به میهن غیر قابل بخشش است. 🔺بعد از این چه خواهد شد؟ اسرائیل همچنان در حال تجاوز است و ایران هم از خودش دفاع خواهد کرد. با حملات هوایی نمی توان «تغییر رژیم» کرد. وقتی ادعا می کنید به اهدافتان رسیده اید، چرا به تجاوز ادامه می دهید؟ 🔺ایرانیان باید وحدت ملی شان را حفظ کنند و با تجاوز اسرائیل و آمریکا به وطن مقابله کنند تا ‌آنان نتوانند ایران را تجزیه کنند و فروبپاشانند. دفع تجاوز دشمن خارجی بر هر امر دیگری ارحجیت دارد و فقط در این صورت می توان با جمهوری اسلامی مبارزه کرد. ۸۹ میلیون ایرانی نیازمند قیم نیستند و خودشان بلد هستند که چگونه از جمهوری اسلامی گذر کنند. موجودیت ایران مقدم بر هر امر دیگری است. من به آینده ایران خوشبین هستم و ایران در تاریخ با وحدت ملی از توفان های بسیار بزرگ عبور کرده است.
45:22

Sensitive content

#فوری_فوری_خیلی_خیلی_مهم 🎥 اسرائیل به همراه وطن فروشان خائنی چون رضا و یاسمین و نور پهلوی و دیگر وطن فروشان به دنبال تجزیه و نابودی ایران است: در برابر این هدف شوم باید وحدت ملی داشت👇👇 👈 حسین آرین، عضو نیروی دریایی شاهنشاهی و ناخدای نیروی دریایی در سه سال اول تجاوز عراق به ایران #اختصاصی_صفحه_اکبر_گنجی (۱۶) ✅ ۱۳ خردا تجاوز اسرائیل به ایران آغاز شد. این تجاوز از هر نظر محکوم است. این تجاوز با هماهنگی عملیاتی آمریکا و تقسیم کار میان آمریکا و اسرائیل و فریب ترامپ صورت گرفت. هیچ اختلافی میان آمریکا و اسرائیل در این تجاوز وجود نداشت. 🔺اسرائیل با دروغ تجاوز به ایران را جنگ پیش گیرانه قلمداد کرد. در حالی تمامی نهادهای اطلاعاتی آمریکا در دولت ترامپ گفتند ایران با ساخت بمب اتمی فاصله زیاد دارد. 🔺نتانیاهو با دروغگویی و یاوه گویی ادعا کرد که ایران خطر موجودیتی برای اسرائیل دارد. شعارهای باد هوایی جمهوری اسلامی و هم پیمان های منطقه ای اش هیچ تهدید موجودیتی برای اسرائیل هسته ای نداشتند. اسرائیل کشور پادگانی تا دندان مسلح است. و هیچ خطر خارجی نظامی آن را تهدید نمی کند. 🔺تجاوز اسرائیل به ایران که در حال نابودی همه دارایی های نظامی و غیر نظامی ایران بود که متعلق به ملت هستند- نه جمهوری اسلامی که مانند همه حکومتها در تاریخ مستأجر است- دفع تجاوز را به یک جنگ ملی-میهنی تبدیل کرد. وقتی دشمن خارجی به وطن حمله می کند، همه مردم اختلافاتشان با حکومت را کنار می گذارند و پشت حکومت برای دفع تجاوز می ایستند. مانند تجاوز ۸ ساله عراق علیه ایران. 🔹آقای رضا علیجانی در میزگرد بی بی سی به من گفتند که مواضع تو «ناسیونالیسم رویایی» است. اما در واقع اگر بخواهم مواضع خودم را بخوبی توضیح دهم، موضع من دفاع از «وطن پرستی واقع گرایانه» است. وطن دوستی و وطن پرستی با «ایدئولوژیِ بیگانه ستیز و خود برتربینِ ناسیونالیسم» تفاوت های بسیاری دارد. آقای علیجانی ما نژاد پرست نیستم که ناسیونالیست باشیم. ما وطن دوست و وطن پرست هستیم. از طرف دیگر، مواضع ما رویایی و تخیلی و سانتی مونتال نیستند. مواضع من و همفکران که از موجودیت ایران و تمامیت ارضی وطن دفاع می کنند، واقع گرایانه است. یعنی اگر به واقعیت بنگرید، در تمامی کشورهای جهان، وقتی دشمن خارجی به میهن حمله می کند، همه مردم کشور به دفاع از کشورشان می پردازند. پس این «وطن پرستی واقع گرایانه» است، نه «ناسیونالیسم رویایی». فقط آنان که از تجاوز اسرائیل دفاع می کنند و حتی دو کلمه لفظی در محکومیت تجاوز اسرائیل به وطن نگفتند، می توانند مخالف «وطن پرستی واقع گرایانه» باشند. اینها «وطن فروش و خائن» هستند. «وطن فروشی خائنانه» در برابر «وطن پرستی واقع گرایانه» من قرار می گیرد. دشمنی با جمهوری اسلامی چنان چشم اینها را کور کرده، و چنان از غیظ و نفرت پُر شده اند که حتی ناتوان از فهم و دیدن تجاوز و وطن فروشی و خیانت به میهن شده اند. می گویند اگر اسرائیل به ایران تجاوز کند و همه چیز را نابود کند و کشتار راه بیندازد، هیچ مسئله ای نیست. «وطن پرستی واقع گرایانه» به هیچ وجه جمهوری اسلامی را سفید شویی نمی کند، اما «وطن فروشی خائنانه» از تجاوز اسرائیل به اشکال مختلف استقبال کرده و برخی مانند یاسمین پهلوی آن را تجویز می کنند و گفتند: اسرائیل بزن 🔹 🔺هدف اسرائیل: مگر اسرائیل و آمریکا ادعا نمی کنند همه صنعت هسته ای ایران را نابود کردند و بسیاری از مراکز نظامی را همچنین، پس چرا همچنان از تهدید سخن می گویند و به دنبال حملات جدید هستند؟ برخلاف همه قوانین بین المللی می گویند ایران (نه جمهوری اسلامی) نباید توان هسته ای و موشکی و فضایی داشته باشد. محدودیت های مورد درخواست اسرائیل و آمریکا خلاف همه قوانین بین المللی است و برخلاف دارایی های نظامی این دو کشور هم هست. هدف آنها این است که ایران هیچ گاه نتواند قد راست کند. هدف اصلی اسرائیل تجزیه ایران و تک تکه کردن ایران است. اسرائیل نیابتی آمریکا در خاورمیانه است و کارهای آمریکا را انجام می دهد. 🔺وزیر دفاع اسرائیل گفت ما اجازه نمی دهیم ایران تجهیزات نظامی اش را بازسازی کند. می خواهند ایران را به لبنان تبدیل کنند که همه روزه بمبارانش کنند. در حالی که ایران لبنان نیست و در برابر رژیم تروریستی اسرائیل و موساد ایستاد. فکر می کردند جمهوری اسلامی را چند شبه سرنگون می کنند و رضا پهلوی را به جایش می نشانند و ایران را مستعمره اسرائیل می کنند. آمریکا عملاً در حال دفاع از اسرائیل برای سرنگونی موشکها و پهپادهای ایران بود. روزنامه تلگراف هم نوشت که موشکهای ایران به پنج پایگاه نظامی اسرائیل اصابت کردند. نتانیاهو دشمن ایران است، نه دوست مردم ایران. اسرائیل که یک رژیم فاشیستی پادگانی است، چگونه می تواند به ایرانی ها وعده دموکراسی دهد؟ نود میلیون ایرانی نیازمند قیم نیستند. 🔹مرزبندی با وطن فروشان: ماهیت وطن فروشان در تجاوز ۱۲ روزه بیش از پیش روشن شد. رضا پهلوی در راس آنهاست. رضا پهلوی وابسته به اسرائیل و لابی اسرائیل است. در جنبش مهسا که رضا پهلوی شورای رهبری ۶ یا ۸ نفره تشکیل داد، یکی از اعضایش عبدالله مهتدی تجزیه طلب بود که در دانشگاه جرج تاون کنار هم نشستند. مهتدی رهبر حزب کومله هست و معتقد به جدا کردن کردستان ایران از ایران است. 🔺رضا و یاسمین پهلوی و سعید قاسمی نژاد و اعتمادی به اسرائیل رفتند و کلاه آنان را بر سر گذاشتد و به دیدار نتانیاهو رفتند، و از حمله نظامی اسرائیل به ایران دفاع کردند، چگونه می توان اینها را نادیده گرفت؟ وقتی اینها را مطرح می کنید، رکیک ترین فحاشی ها را به شما می کنند. رضا پهلوی فکر می کرد پس از حمله شاه ایران می شود. 🔺رضا پهلوی هیچ از خود گذشتگی ندارد و در مصاحبه با شاهین نجفی گفت من حاضر نیستم آزادی خودم و خانواده ام در آمریکا را فدای آزادی ایران کنم و قربانی شوم. 🔺دوستانش دشمن ایران به عنوان ایران هستند. یکی از آنها مارک دوویتز رئیس بنیاد دفاع از دموکراسی هاست که صهیونیستی تمام عیار و دشمن ایران است. یاران اصلی رضا پهلوی چون سعید قاسمی نژاد در این بنیاد کار می کنند. 🔺سفر رضا پهلوی به انگلیس را هم با دروغ تحویل مردم دادند. او هیچ سخنرانی ای در پارلمان بریتانیا نداشت. به بریتانیا آمد و با راست افراطی نژادپرست بیگانه ستیز دیدار کرد. 🔺وقتی تجاوز اسرائیل آغاز شد، یاسمین پهلوی گفت اسرائیل بزن که خوب می زنی. این وطن فروشی و خیانت به میهن غیر قابل بخشش است. 🔺بعد از این چه خواهد شد؟ اسرائیل همچنان در حال تجاوز است و ایران هم از خودش دفاع خواهد کرد. با حملات هوایی نمی توان «تغییر رژیم» کرد. وقتی ادعا می کنید به اهدافتان رسیده اید، چرا به تجاوز ادامه می دهید؟ 🔺ایرانیان باید وحدت ملی شان را حفظ کنند و با تجاوز اسرائیل و آمریکا به وطن مقابله کنند تا ‌آنان نتوانند ایران را تجزیه کنند و فروبپاشانند. دفع تجاوز دشمن خارجی بر هر امر دیگری ارحجیت دارد و فقط در این صورت می توان با جمهوری اسلامی مبارزه کرد. ۸۹ میلیون ایرانی نیازمند قیم نیستند و خودشان بلد هستند که چگونه از جمهوری اسلامی گذر کنند. موجودیت ایران مقدم بر هر امر دیگری است. من به آینده ایران خوشبین هستم و ایران در تاریخ با وحدت ملی از توفان های بسیار بزرگ عبور کرده است.

Akbar Ganji

68,338 次观看 • 1 年前

«جاوید شاه» منتشر شد. لینک یوتیوب: بگذارید به بهانه‌ی انتشار این اثر کمی برایتان بنویسم و شرایط را از نظر خودم تبیین نمایم. تکلیف جمهوری اسلامی که مشخص است، مشکل اساسی امروز مدعیان مخالفت با جمهوری اسلامی هستند، همان به ظاهر مخالفانی که به قول یک کاربر توییتری، یا جمهوری اسلامی را ساخته‌اند، یا جمهوری اسلامی آن‌ها را ساخته است. کسانی که مدعی‌اند، خمینی انقلاب را از آنان ربوده است، گویی اگر خودشان روی کار می‌آمدند، قرار بود چیزی متفاوت از او بیافرینند. می‌دانستید قبل از اینکه دانشجویان موسوم به خط عمام سفارت آمریکا را اشغال نمایند، این چریک‌های فدایی خلق بودند که اقدام به این کار کرده و در کار خود ناموفق بودند؟ می‌دانستید مسعود رجوی دو زانو کنار خمینی مانند یک موش می‌نشست و او را امام خمینی خطاب می‌کرد؟ قاسملو نیز او را امام خمینی خطاب کرده و مجیزش را می‌گفت. اختلاف‌شان زمانی شروع شد که خمینی سهمی از قدرت به مسعود رجوی نداد و کردستان را به قاسملو. یا آن خانم برنده جایزه صلح نوبل که در گفتگو با الجزیره سال‌ها پیش گفت وضعیت ایران در دوره جمهوری اسلامی بهتر از دوره شاه است. نمک نشناسی که فراموش کرده در دوره همان شاه بود که قاضی شد. یا آن فمنیست بابا اکبری که در سفارت جمهوری اسلامی در خارج از کشور چند ساعت می‌ایستاد تا به روحانی رای بدهد که یکی از عوامل تحمیل حجاب اجباری به زنان ایرانی است، اما به رضاشاه و محمدرضاشاه که زنان ایرانی را از کنج خانه تا پست وزیری ارتقاء دادند فحش می‌دهد. یا آنکه خود را روزنامه‌نگار تحقیقی می‌خواند تا بتواند به پهلوی لگد بزند اما به شما نمی‌گوید بودجه تلویزیونی که او خرج زندگی‌اش را از طریق آن می‌پردازد از کجا تامین می‌شود؟ به شما نمی‌گوید که پروژه واسلاو هاول ساختن از یک انسان میان‌تهی فلسطین‌لیس مثل اسماعیلیون چگونه در تلویزیون متبوعش شکل گرفت. مگر نمی‌گویید جمهوری اسلامی فاسد و ناشفاف است، چرا شما شفاف سازی نمی‌کنید؟ مردم ایران غریبه هستند؟ لیست خائنان به ملت ایران بسیار بلند بالا است. کسانی که به نام حقوق بشر ملت ایران را سرکیسه می‌کنند و یک مافیای خطرناک ایجاد کرده و با پول‌پاشی باند خودشان را تقویت می‌کنند. هیچ راهی به جز بازگشت به ایران پهلوی و ادامه مسیر دو پادشاه ایران ساز نداریم. کسی جز شاهزاده رضا پهلوی نمی‌تواند ما را از این کویر وحشت به سلامتی عبور دهد. مابقی که رسانه‌ها سعی می‌کنند چهره‌شان کنند، از هم اکنون دچار فساد هستند. مثلا مسیح علی‌نژاد عواملش را از طریق نفوذی که در تلویزیون صدای آمریکا دارد به عنوان کارشناس به ملت ایران قالب می‌کند. اگر این فساد و پارتی‌بازی نیست، پس چیست؟ و اما جایزه صلح نوبلی که تقدیم فائزه هاشمی شد! به ترکیب حاضران در مراسم جایزه صلح نوبل نگاه کنید، حتی یک چهره ملی در میان شرکت کنندگان نبود. حتی یک بار نامی از زندانیان ایرانگرا و پادشاهی خواه آورده نشد. اگر این انحصارطلبی و فساد نیست، پس چیست؟ ما هیچ راهی به جز پهلوی نداریم، مابقی راه‌ها بن‌بست است!

Hamed Fard 🇮🇷

69,213 次观看 • 2 年前

"راهِ سوم" راهِ مریم و مجاهدین، جمع‌بندی و فشرده‌ایی از این تجربه‌هاست، اما نه در قالب هشدار، که در قالب سیاست. سیاستی که می‌داند بعد از سقوط دیر است. در این منطق، قدرت چیزی نیست که پس از فروپاشی رژیم به‌دست آید، قدرت باید از پیش ساخته شود، سازمان یابد و مشروعیت اجتماعی پیدا کند. از این زاویه، راه سوم بر سازمان‌یافتگی پیشینی تأکید دارد، ساختن شبکه‌ی سیاسی، اجتماعی و اجرایی پیش از لحظه‌ی بحران. این سازمان‌یافتگی نه تزئینی است و نه صرفاً نمادین، عصاره ای از تجربه است، هدف آن تصاحب خلأ قدرت پیش از آن است که این خلأ به میلیشیای علی خامنه‌ای، مداخله‌ی خارجی یا به برزخی دائمی سپرده شود. در قلب راه سوم، یک تمایز بنیادین هم وجود دارد، تمایز میان استقلال و انزوا. استقلال، به‌معنای قطع رابطه با جهان نیست، به‌معنای قطع وابستگی سیاسی و امنیتی به پروژه‌های خارجی است. تجربه‌ی خاورمیانه نشان داده که مداخله‌ی خارجی، حتی وقتی با زبان حمایت از دموکراسی وارد می‌شود، در نهایت به مهندسی نتیجه می‌انجامد. راه سومِ رجوی نه جنگ نیابتی را می‌پذیرد و نه نجات خارجی را، زیرا هر دو دولت آینده را پیشاپیش تضعیف می‌کنند. استقلال در منطقِ رجوی و شورای ملی مقاومت، شرط امکان دولت ملی است، نه شعار ضدغربی یا ضد منطقه‌ای. عنصر تعیین‌کننده‌ی دیگر در این راه، مشروع‌دانستن حق کانون‌های شورشی بر مقاومت است، نه همچون خشونتی کور، که چون پاسخی سازمان‌یافته به سرکوب ساختاری. تجربه‌ی منطقه نشان داده که جنبش‌هایی که حق دفاع از خود را انکار کردند، یا حذف شدند یا به ابزار دیگران تبدیل شدند. راهِ رجوی، مقاومت را نه در برابر مردم، که در برابر ماشین سرکوب تعریف می‌کند، مقاومتی که هدفش نه بی‌ثباتی دائمی، که گشودن مسیر دولت‌سازی است. در این معنا مقاومت و دولت در تقابل با هم نیستند، که مقاومت، پیش‌شرط دولت می‌شود. راهِ مجاهدین همچنین مسئله‌ی دولت آینده را به رأیِ معلق و وعده‌ی نامعلوم حواله نمی‌دهد. شکل دولت، نسبت آن با جمهوریت، تفکیک قوا، جایگاه حقوق شهروندی و سازوکار انتقال قدرت، از پیش در افق این سیاست تعریف می‌شود. این پیش‌تعریف، نه تحمیل اراده، که جلوگیری از هرج‌ومرج است. تجربه‌ی منطقه نشان داده که مبهم‌گذاشتن دولت آینده، به‌نام انتخاب مردم، اغلب به بازتولید اقتدارگرایی یا فروپاشی انجامیده است. راهِ شورای ملی مقاومت، با روشن‌کردن افق، امکان انتخاب واقعی را حفظ می‌کند. دقیقاً به همین دلایل است که این راه هم‌زمان برای جمهوری اسلامی، دولت‌های اقتدارگرای عرب و بخش‌هایی از نظم غربی مسئله‌ساز است. این سیاست نه قابل خریدن است، نه قابل مهندسی و نه قابل تعلیق. راهِ رجویها و مجاهدین، فروپاشی بدون جایگزین را نمی‌پذیرد و گذار بدون قدرت را رد می‌کند. این راه، سیاست را از سطح روایت، هیجان و تصویر، دوباره به سطح تصمیم، سازمان و دولت بازمی‌گرداند. در نهایت راه شورای ملی مقاومت و در راس آنها مریم رجوی، نه وعده‌ی آسان می‌دهد و نه پیروزی فوری. آن‌چه عرضه می‌کند، امکان است، امکان خروج از چرخه‌ی شکست‌های منطقه‌ای. امکانی که اگر در ایران محقق شود، نه‌فقط یک رژیم، که یک منطق ژئوپولیتیک را فرو خواهد ریخت. در همین منطق است که راهِ مریم رجوی، خطرناک تلقی می‌شود، نه برای مردم ایران، که برای تمام نظم‌هایی که به تعلیق، مهار و ناتوانیِ دائمی سیاست مردمی خو گرفته‌اند. در این‌بزنگاهِ تاریخی دیگر جای سوء‌تفاهمی باقی نمی‌ماند. مسئله‌ی ایران نه صرفاً سقوط یک رژیم، که نبرد بر سر امکانِ تولد یک دولت است. هر نظمی، هر چهره‌ای و هر روایتی که فروپاشی را بدون قدرت، اعتراض را بدون سازمان و آینده را بدون تصمیم بازتولید کند، آگاهانه یا ناآگاهانه، در پروژه‌ی عقیم‌سازی سیاست شریک است. در این میدان، بی‌طرفی، خود یک موضع سیاسی است، یا سیاست به سطح تصمیم، سازمان و دولت بازمی‌گردد، یا ایران بار دیگر به میدان مصرف دیگران تبدیل می‌شود. راه سومی هم وجود دارد، اما فقط برای آن‌ها که حاضرند هزینه‌‌اش را بپردازند. #راهِ_سوم #عادل_عبیات #با_می‌توان_و_باید #مریم_رجوی #در_جستجویِ_هم‌قدی_که_نیست #ایران_در_برزخ #کانون_شورشی #هندسه‌ی_قدرت

Adel Abiyat

16,270 次观看 • 8 个月前