Video yükleniyor...

Video Yüklenemedi

Ana Sayfaya Dön

عروسی مریم مومن و سهیل قاصدی واقعا دوست داشتم، آدم حس میکنه عروس و دوماد سال های قبلا... ❤ لباس عروس 👌 صدا👌 آهنگ👌

61,857 görüntüleme • 10 ay önce •via X (Twitter)

0 Yorum

Yorum bulunmuyor

Orijinal gönderinin yorumları burada görünecek

Benzer Videolar

جنایت علیه بدنم را حق من میدانند،اما انتخاب و زنده گی انسانی را نه! بلی!کاش در چوک کابل تجاوز ،قتل،برهنه و‌شکنجه ..اما نه در پشت دروازه های بسته. و حالا تعداد جای سنگسار درک می‌کردند که فرخنده و رخشانه ها چقدر بی کسی و تنها بودند و هستند. وقتی تولد شدم خواست خودم نبود«دختر»باشم خواستم نبود در افغانستان و در جامعه مسلمان تولد شوم..از مشخصات زنانه وجودم «از پریود،ثدیه هایم »نفرت داشتم.. اما حالا با همه سنگسار ها،زخم ها،باز میخواهم زنی باشم که خودم دوست دارم. زن که حتا پدر و برادرش دیگر دوستش ندارد..زنی که از سایه و صدای پاهای خودش میلرزد، زنی که یکبار دروازه های خانه اش شکستانده شد، اما زخم آن روی سینه و بدن،روح و روانش باقی ماند و هیچ جای دنیا حس امنیت ندارد. و امکان ندارد، شب های که بخوابم و یک بار به دروازه و شکستن آن فکر نکنم.آخرین تخت خواب راحت قبل از زندان طالب بود..و اینجا قشنگ نیست به من چون حس می‌کنم صد ها هزار کودکم هنوز گیر مانده آنجا در دهن هیولا ها.. قلبم آنجاست که دو سال قبل بودم . اما دیگر نمیخواهم جنایت های مردان مسلمان پشت دروازه های بسته بماند. زندان طالب ،رفتار های ریاکارانه شما تمام سرگذشت زنده گی ام را هر روز مرور می‌کند ، من کی ام و چی ها کشیدم.. تا زنده ام میمانم باز هم نمیخواهم نقش بازی کنم تا فردا صاحب چوکی باشم، می‌خواهم یک صفا کار با شرف باشم، اما درد های زنانه ام را با هیچ قیمتی نمی فروشم «سکوت نمیکنم»

Zarmina Paryani

108,194 görüntüleme • 2 yıl önce

۱- میگه دخترا توی دنیایی زندگی می کنند که باید بیشتر بجنگند تا به اندازه یک پسر دیده بشند ۲- میگه دخترا باید خیلی زحمت بکشند تا دستاوردهاشون به دختر بودن و قیافه شون، دلبری و لوندی شون نسبت داده نشه. بعد همون موقع که این حرف رو میزنه تصویر بک گراند تصویر خودش با سوتین اش هستش 😐 اول اینکه وقتی کارت بلاگری هست و داری محصولات دخترانه توی آمازون و پلتفرم های دیگه به دخترا می فروشی خوب قطعا هر چی داری از قیافه ات و دختر بودنت هست. دوم اینکه وقتی یک دختر نازپرورده که به لطف خانواده توی آمریکا داره زندگی میکنه و همه جای دنیا رو گشته و هر کاری‌ میخواسته کرده از محدودیت صحبت میکنه آدم از این همه دورویی حالش بد میشه. سوم اینکه واقعا فقط یک دختر میتونه یک مشت خزعبلات و سالاد کلمات رو ضمیمه چند تا فیلم و عکس از خودش بکنه و درباره دردهای دختر بودن حرف بزنه و در نهایت وایرال بشه. بعد هم زمانی که با دلارهای تبلیغات اشک هاش رو پاک میکنه از ظلمی که امثال دکتر هانتر بهش می کنند غر بزنه و همون غر زدن ها رو هم استوری بکنه 🤦🏻‍♂️ بعد تصور کنید که همین خانم از اون بالای منبر به دخترهای دیگه توصیه می کنه که بزرگ نشید. بهشون میگه لازم نیست بزرگتر از سن تون بفهمید و همون جوری جوون بمونید و حالش رو ببرید 🤯 اتفاقا یکی باید به همین خانم بگه که لطفا بزرگ شو، بالغ شو، مسئولیت اجتماعی بپذیر، به یک نفر جز خودت هم فکر کن. نه بچه داری. نه شوهر داری. تمام عکس ها و ویدئوهات از خودت هستش. تو اصلا در جایگاه توصیه کردن به بقیه نیستی. تو خودت ماکزیمم یک بچه کوچولوی بزرگ سال هستی. آخر ویدئو هم به خواهرخواندگی جهانی زنان اعلام وفاداری میکنه و به دخترها میگه که ما زنها در کنار هم قوی تریم. این خواهرخواندگی دخترهای جهان که به لطف سوشال مدیا تبدیل به یک مذهب آنلاین شده داره کمر جوامع مختلف جهان رو خرد می کنه. ازدواج های تو خالی، نارضایتی همگانی و بحران جمعیتی فراگیر از نتایج بزرگ نشدن دخترهاست 🤨

New World!

105,930 görüntüleme • 2 yıl önce

قبل از خواندن یک نکته را باید عرض کنم : شان مخاطبین این صفحه و هدف من از این کار افشا و معرفی بلاگرها شاخ های مجازی نیست ، این کار را بسیار زرد ، حاشیه‌ای و نامسئله در این مقطع می دانم. از پرداختن به این افراد از تینا گرفته تا مونا و هانیه و حالا شکیبا و اسی و بقیه کثافت‌ها فقط و فقط معرفی بلاگرهایی است که در خدمت اهداف کثیف رژیم جمهوری اسلامی هستند، پس از معرفی این بلاگر و آن بلاگر که این رو بگو ... خواهش می کنم خودداری کنید. اما قطعا هر بلاگر حکومتی را که به قطعیت برسم بهش خواهم پرداخت. همه اطلاعات راستی آزمایی شده ما درباره شکیبالطفی این است و بیش از این هم ارزش پرداختن ندارد ، در خانه اگر کس است یک حرف بس است : شکیبا لطفی نه شکیبا لطف بچه كرج بود ، در گذشته ای نه چندان دور كلا خودش بود و یه كت و شلوار نارنجي فردی به شدت بددهن و بی ادب . شكيبا به عنوان ... با ٢ دختر دیگه ميرن تركيه با تعدادی مدیر دولتی و آزاد اونجا مواد ميزن و.... این سرآغاز آشنایی او با اسی است . الان بعد ٩ سال ازدواج نکردند و قرار هم نیست بکنند در واقع سرویس دادن و سرویس گرفتن است. پیج شكيبا ٢ سال بيش بسته شد به دليل حجاب…. به يك روز كامل نكشيده باز شد دوباره. كلى هم تو همه عكس هاش ليوان هاى مشروب هست … اسماعیل اسکندری مهرانجانی یا همان اسی به حکومت ، عراقچی ،ابریشم چی و سپاه پاسداران در دوبی و لندن وصل است و کارش حمل پول به خارج از کشور و در واقع پولشویی است، حالا اگر آب بندی و قاچاق مواد مخدر هم بشود ، ابایی ندارد از انجامش و این همه کارش هست و واردات و صادرات آجیل دروغی بیش نیست. شكيبا با اين تو مهموني دوست ميشه دو سال ميرن دبي پيجش رو ميبنده بعد برميگرده با سفرهاي اروپايي و لباس های برند و خونه تو نياوران و ….. شکیبا لطفی با ۲۴ سن و خانواده معمولی رو به پایین ، حالا هر ماه مسافرتهای لاکچری میره ساعت بالای پنجاه هزار دلاری دستش هست و چند ماه پیش هم رفت آمریکا . هر روز با یک کیف و کفش و جواهرات میاد پست میذاره ، و show off میکنه به مردمی که پولشون رو دزدیده ، ایشون دقیقا بیان بگن منبع این پولها از کجاس ؟ اما اسی کیست ؟ اسم پدر و مادر اسماعیل، هدایت و بتول است، کسی که به او حاج هدایت می‌گویند و در کار نخود بوده است. عموی ناتنی‌شان هم حاج خداکرم است. اما الان اسی اسکندری به‌راحتی از بانک‌ها وام‌های کلان می‌گیرد و شکیبا هم جزو بلاگرهای بسیار کثیف است. شکیبا در حالی پشت سر مهسا، چتریو، ساناز و بقیه، حرف‌های زیادی می‌زند و می‌گوید این‌ها تازه به پول رسیده‌اند؛ در حالی که خودش عملاً مثل یک کارگر زیر دست اسماعیل کار می‌کند، چون اسماعیل آدم بسیار خشن و وحشی‌ای است. با این حال، به‌خاطر پول، از خودش هم مایه می‌گذارد که رابطه حفظ بماند. کل خانواده اسکندری پاسپورت دومینیکا دارند.(این یک فکت است هرکسی را دیدید پاسپورت دومینکن داره یه جای کارش میلنگه) اما ساناز او کارش را با ارسال عکس های نیمه برهنه اش برای مدیران دولتی و آزاد شروع کرد و در قبالش سفرهای داخلی و خارجی با آنها می رفت ، در بعضی موارد از مدارک آنها و یا گفتگوهایشان فیلم و صدا ضبط می کرد بسیاری هنوز بر این باورند او پرستوی نهادهای امنیتی برای به دام انداختن و یا باجگیری از آنها بوده ( بسیار عجیب است در پرونده مونا کاکاوند هم عین همین تصاویر و عین همین سابقه موجود است که بعدا به آن خواهیم پرداخت) رابطه ساناز و اسی همین گونه آغاز می شود. دوست‌پسر شکیبا از طریق ساناز برای رؤسای بانک‌ها دختر جور می‌کرد تا بتواند از آن‌ها وام بگیرد. برایشان هتل دوبی می‌گرفت و دختر می‌فرستاد تا کارش در بانک راحت جلو برود. تا کنون کمتر پیجی درباره آنها نوشته اند یا ترسیده‌اند یا خریده شده‌اند یا تهدید می‌کنند. اگر نوشته شود، مثل بمب می‌ترکد. اما روابط دوست‌دختر/دوست‌پسری‌شان واقعاً آلوده و کثیف است؛ مصرف خانوادگی کوکائین هم دارند، زن و مرد. درباره اسی اسکندری که با عراقچی کار می‌کند: عراقچی از ایران پهپاد و سلاح جنگی می‌فرستد روسیه و روسیه هم به‌جای پول، به ایران روغن، گندم و ذرت می‌دهد. حالا اسی از طریق یک پسر که ۶–۷ سال است نمی‌تواند به ایران بیاید، این روغن و گندم را می‌گیرد تا داخل ایران بفروشد. این شاید مهمترین قسمت ماجرا باشد : عراقچی و سپاه پاسداران در بیرون تجارت کثیف مواد مخدر و سلاح دارند و بجای پول قهوه، برنج و ماشین های لوکس وارد می کنند و اسی در واقع ترانسفرماتور حکومت است و شکیبا هم فقط پوشش ،با او در سفرها می‌رود عکسی می‌اندازد و می‌آید . همین !

Amir Farshad EBRAHIMI

136,671 görüntüleme • 8 ay önce

کاپی از صفحه فیسبوک محترم امرالله صالح رییس روند سبز افغانستان - رسا مالک عزیزی بانک گفته بود ده ملیارد دالر در جریان سه سال سرمایه گذاری میکند. دو سال گذشت چیزی صورت نگرفت. با کرکتر این شارلتان افغانی و دستگاه کلاهبرداری اش به نام عزیزی بانک آشنا شوید. در چهارچوب مسوولیت های دولتی من عادت داشتم که نامه ها و عریضه ها را با دقت مطالعه می کردم . در معاونیت ریاست جمهوری برایم نامه از یک زندانی به اسم عبدالاحد رسید. او نوشته بود که من یک تاجر گم نام و با احتیاط ام که کسی مرا نمی شناسد. من در حساب بانکی ام مبلغ هژده و نیم ملیون دالر دارم. یکی از روز ها وقتی که با بانک رفتم تا پول بیرون کنم کمی مرا منتظر ساختند و بعد ناگهان بالای من حمله شد و افراد با یونیفورم و لباس شخصی مرا دست بند زدند و ادعا کردند که از جیب من مواد مخدر پیدا کرده اند. این حادثه در سال ۲۰۱۹ اتفاق افتاده بود . خلاصه مرا توقیف کردند و در نهایت بخاطر داشتن بیست و پنج گرام مواد مخدر مرا به بیست سال زندان محکوم کرده اند. این جریان چنان برق آسا گذشت که اصلا برای هیچ کس قابل باور نیست. سه سال است که در زندان به سر میبرم و هرچه تلاش میکنم صدایم به جایی نمی رسد. شماره حساب بانکی و اسناد خود را نیز ضمیمه ی نامه ارسال کرده بود. او بصورت مستقیم اقای عزیزی هوتک مالک عزیزی بانک را متهم مهندسی و طرح این دسیسه کرده بود. من موضوع را به شکل مختصر در قالب یک پیام نوشتم و با تمام اسناد بدست آمده از عبدالاحد از طریق دفترم به واتسپ آقای عزیزی روان کردیم. به ایشان گفته شد که ما نمیخواهیم که درین شرایط حساس و لرزان یک عریضه و شکایت که بسیار دراماتیک و عجیب و غریب به نظر می رسد باعث بدنامی بانک شما گردد و یا شما بی اساس در جنجال قرار بگیرید. اگر ممکن است تماس بگیرید و یا کسی را موظف سازید که پیگیری نماید که بدانیم رخ قصه از جانب شما چیست. اقای عزیزی به پیام ما پاسخ نداد و ما پس از دو هفته موضوع را به بصورت کتبی و اصولی به اطلاع شخص رییس جمهور رسانیدیم. او هیات تعین کرد . هیات رفت و عبدالاحد را در زندان پلچرخی از نزدیک ملاقات کرد. پس از آنکه هیات با این زندانی بد بخت دیدن کرد خبر به ما رسید که میخواهند او را به بهانه واکسین کرونا زهر تزریق کنند و بعضی از زندانی ها مانع این قتل شده اند. چون رفتن دو تن به اصطلاح داکتر مشخصا برای واکسین یک نفر زندانی شک و ترس ایجاد کرده بود و عبدالاحد سر وصدا بلند کرده و فریاد کشیده بود که این واکسین نه بلکه زهر است. برای او تدابیر خاص امنیتی گرفته شد که در زندان کشته نشود و دوسیه رسما به سارنوالی و محکمه سپرده شد. رییس جمهور امر کرد که یک جلسه به اشتراک نهاد های ذیربط در ارگ دایر گردد که این قضیه مهم است و پیگیری گردد. هنوز این جلسه را دایر نکرده بودیم که خبر رسید عبدالاحد از زندان به زور و غیر رسمی به یکی از اتاق ها در مقر عزیزی بانک انقال شده است و میخواهند بالای او ده هاچک را امضا کنند و بگویند که گویا پول هایش را قبلا کشیده است. یک نیروی واکنش سریع شامل هیات پولیس – امنیت ملی – سارنوالی و محکمه توانستند عبدالاحد را در یک اتاق عزیزی بانک در حالیکه چندین چک را زیر میله تفنگ و فشار امضا کرده بود نجات دهند. این درحالی بود که عزیزی قبلا گفته بود که در اثر انفجار در چهارراهی زنبق اصلا تمام اسناد های مربوط به عبدالاحد گم شده است. کسانی که تلاش داشتند از عبدالاحد به زور امضا بگیرند با همه اسناد و مدارک بصورت بالفعل در صحنه ی ارتکاب جرم دستگیر شدند و رییس زندان به اسم توتاخیل فرار کرد و الی آمدن طالبان در خارج به سر می برد. او یکی از شرکای این جرم بود و چندین قضیه دیگر نیز داشت. درین جریان اقای عزیزی بسیار به شکل دست و پاچه و مضطرب تلاش داشت که مرا ببیند. من قبول کردم که دیدار داشته باشیم ولی نه خصوصی و یا تنها. د رملاقات رییس دفترم اقای اکبری – مشاورم آقای هارون میر – دو نفر از تاجران که واسطه عزیزی بودند حاضر بودند. به قصه اش گوش کردم. از سر و رویش عرق می ریخت و هر چند لحظه آب می نوشید و بار بار معذرت میخواست که ببخشید کمی تکلیف دارم. پس از شنیدن داستان آقای عزیزی برایش گفتم اینکه شما راست میگویید و یا غیر آن مربوط من نیست و باید این مسایل در سارنوالی و محکمه گفته شود. خواهش عزیزی این بودکه فقط کرکتر و حالت این دوسیه از جرمی به مدنی تبدیل گردد. او میدانست که اگر دوسیه از جرمی به مدنی تبدیل گردد عبدالاحد را میتواند ده ها سال دیگر دنبال نخود سیاه روان کند و خودش را با پرداخت رشوه و واسطه حفاظت نماید. من گفتم این صلاحیت را من ندارم. گفت شما که خبر شدید دوسیه را تغیر داده ام واکنش نشان ندهید همینقدر به من کفایت میکند. گفتم این را وعده داده نمیتوانم. در یک جلسه در ارگ دوسیه مربوط به عزیزی بانک رسما تسلیم شخص قاضی القضات کشور گردید. موضوع تنها این نبود که هژده ملیون دزدی شده است بلکه این بود که وقتی این بانک لانه ی کلاهبرداری است آیا واقعا بانک است و نقدینه دارد یا خیر. هیات تعین شد که پول نقد بانک را بررسی نماید. قرضه هایش را بررسی نماید و ابعاد مختلف مرتبط به اصول و مقررات بانکداری را بررسی نماید. گزارش هیات هایی که تعین شده بود تکان دهنده بود. من اما کاپی این گزارش ها را با خود ندارم و به اساس لایحه وظایف نقل گزارش به من ارایه نگردیده بود. آقای عزیزی در تلاش برای تبدیل دوسیه از جنایی به مدنی موفق شد که شخص رییس جمهور را نیز ملاقات نماید. من در آن ملاقات حضور نداشتم و از محتوای آن نمیدانم. هیات هایی که موظف به بررسی عزیزی بانک بودند مدعی بودند که بانک در معرض فروپاشی و افلاس قرار دارد و توان مدیریت قرضه هایش را ندارد. سرمایه گذاری های این بانک در افغانستان عمدتا ناقص و زیان آور بوده و مثلا از تمام ساختمان هایی که این بانک ساخته است ده درصد آنرا تا حال نتوانسته است به فروش برساند . در آن زمان محاسبه گردیده بود که اگر عزیزی بانک به منوالی که تا حال جایداد ها و اپارتمان های خود را فروخته است ادامه دهد ممکن است در ظرف پنجاه سال سرمایه خود را بدست آورد. عزیزی بانک در دوران اقای کرزی نیز در لبه ی سقوط و افلاس مطلق قرار داشت و با مداخله یک حلقه مشخص که تطمیع شده بودند از سقوط و رفتن به سرنوشت کابل بانک نجات یافت. حالا خبر شدم که اقای عزیزی گفته است که ده ملیارد دالر قرار است سرمایه گذاری نماید. شاید درین دوسال معجزه یی رخ داده باشد و یا اینکه این تبلیغات او در هماهنگی با خلیل زاد بخاطر عادی نشان دادن وضعیت افغانستان تحت سلطه طالبان است. عزیزی یکی از دوستان شخصی و نزدیک خلیل زاد است و در گذشته شایعات مبنی بر اینکه خلیل زاد یکی از نفع برنده گان این بانک است نیز در حلقات تاجران وجود داشت. سقوط جمهوریت باعث بقای عزیزی بانک گردید و او فرصت یافت از پرداخت حد اقل شش صد ملیون دالر پول امات مردم شانه خالی کند. متاسفانه و چه درد آور. بهتر خواهد بود قبل از آوردن ده ملیارد دالر سرمایه تخیلی امانت های مردم را پس بدهد تا بدینسان بشود از شدت ظلم و ستم بالای یک تعداد هموطنان ما کاسته شود. در هرحال اعلان سرمایه گذاری ده ملیارد دالر توسط عزیزی یک تبلیغ بی اساس مافیایی در راستای منافع مبهم است و هرگز اجرایی نخواهد شد. شرکای دسیسه بدنام دوحه تلاش دارند در سال جاری از حجم صدای منفی و بازتاب وقعیت های زشت و خجالت آور از افغانستان کاسته شود و اعلامیه عزیزی یکی از وسایل جنگ روانی درین راستاست. هموطنان گرامی . امید است که در تعامل تان با این بانک هوشیار و مواظب باشید. برای مردم ، تجار و نهاد های جهانی که با افغانستان در تعامل اند ثبوت و مستندات ذیل را ارایه خواهیم داشت. البته فعالیت خود را آغاز کرده ایم و بسا ازین موارد با گذشت زمان برملا خواهد گردید. یکم : عزیزی بانک پول نقد ندارد و اگر تفتیش مسلکی یا Forensic Audit صورت گیرد معلوم خواهد گردید که قرضه هایش به حلقات خودی مانند اونکس گروپ داده شده است. نه تنها که این قرض ها قابل بازگشت نیست بلکه زیان آور هم است. دوم : سرمایه های غیر منقول عزیز بانک در کابل که از پول ملت به شکل غیر قانونی ساخته شده است مانند چند بلند منزل در شهر نو از جمله کلوله پشته نه تنها که ارزش تجارتی ندارند بلکه فاقد حد اقل معیار های مهندسی و انجنیری نیز استند . دو تا موسسه آلمانی پس از تست خاک از عقب این تعمیر ها کوچیدند زیرا گفته شد که در یک زلزله بالای شش این تعمیر ها فرومی ریزند. اپارتمان های این بلاک ها نیز پس از گذشت بیشتر از ده سال به فروش نرسیده اند. سوم : ما ثابت خواهیم کرد که عزیزی بانک یک موسسه پول شویی برای مافیای افغانستان و چند کشور دیگر در حال جنگ است و هیچ نوع معیار و استندرد بانکی ندارد. عزیزی بانک بیشتر به یک شارلتان تبلیغاتی شباهت دارد تا به یک بانک و یا حتا صرافی. چهارم : ما ثابت خواهیم کرد که وعده ده ملیارد دالر سرمایه گزاری عزیزی بانک نه تنها که جعل است بلکه تلاش های این موسسه در شبکه های اجتماعی نیز منشا در یک دسیسه دارد. امید است که مردم عزیز ما در تعامل و معامله با این شرکت کلاهبردار و جعل احتیاط کنند. کریدت کارت هایی را که عزیزی بانک توزیع میکند به اعتبار یک موسسه لبنانی با سابقه جرمی و پول شویی است. پنجم : ما در طول همین سال ثابت خواهیم کرد که عزیزی بانک حتا ده ملیون دالر سرمایه گزاری نخواهد توانست و در عوض چه مقدار از داشته های ملت را به خارج انتقال خواهد داد. بازهم آسان ترین خدمت به مردم واپس دهی سپرده هایشان است نه گزافه سرایی در شبکه های اجتماعی. ششم : تلاش برای بدست آوردن تمام اسناد و مدارک اثباتیه در ارتباط به بلاک هایی که این بانک ساخته است – چه در مبحث زمین – مهندسی – قرضه به اشخاص تقلبی و شبکه های درونی آغاز یافته و نتایج با مردم شریک خواهد شد. هفتم : ارایه داستان مفصل ورشکستگی این بانک در دوران آقای کرزی و اینکه با مداخله کدام شخص – به چه شکل و با ارایه چه مقدار رشوت اسناد تفتیش از بین برده شد و بانک عزیزی با توسل به خیانت حفظ گردید. یک بخش از مردم ما از جریان به شکل شفاهی خبر دارند و انشالله ما اسناد آنرا ارایه خواهیم نمود. هشتم :بعضی ها پرسیده اند که چرا ما در زمانش این قصه وحشتناک را افشا نکردیم. پاسخ بسیار ساده است. وظیفه ی من حفاظت از اقتصاد افغانستان بود و نمیخواستیم یک ادعای ثابت ناشده را با دور زدن از دستگاه عدلی و قضایی مطبوعاتی بسازیم. سقوط جمهوریت برای عزیزی بانک اب حیات شد و حالا نه دولت است – نه ملت صدا دارد و نه در افغانستان معیار ها و ارزش ها وجود دارند. اما این آخر قصه نیست. هدف نهایی تلاش ما این است که مردم را در روشنایی قرار بدهیم تا باردیگر ازین مارسیاه در امان باشند. پس با ما باشید. پس از نشر اعلامیه اولی ما عزیزی به سکرترش به اسم ارجاز از کشور قزاقستان دستور داده است که هیچ نوع تیلفون از هیچ افغان را نبردارد. به کسی صدا نگذارد و از صحبت با اتباع افغانستان زیر هر اسمی که می باشد ابا ورزد. گزارشات فراوان از شیوه یی که وی فعالیت های کلاهبرداری و پول شویی را مدیریت میکند نیز در اختیار داریم. البته هر کار زمان بر است اما شدنی. 2. بخشی از ثبوت ویدیویی از لحظه های حضور عبدالاحد نام (قربانی کلاهبرداری و جعل اسناد ) در عزیزی بانک شخص که در وسط با پیراهن و تنبان است عرب زاده نام دارد و وکیل مدافع رسمی و دایمی عزیزی بانک است. شخص که پکول به سر دارد در کوچ نشسته است همان عبدالاحد نام است (عبدالاحد پوپل زی ) که از زندان به شکل غیر قانونی و قاچاق به مرکز عزیزی بانک انتقال یافته بود . تناقض ، اضطراب و لرزش منطق در سخنان عرب زاده نشان دهنده ی کرکتر عزیزی بانک است. قضاوت با شما. سلسله نشر این ویدیو الی تکمیل یک ساعت ادامه خواهد داشت.

Afg Green Trend

134,489 görüntüleme • 1 yıl önce

▪️داریوش سنتی یا شاهین صنعتی منقل یا Molly شاهین نجفی، خواننده، 2024: "تجربه Molly یا MDMA من بالاترین خلافم علف بود...دیگه میمونه بعضی موقع‌ها و گهگاهی زدن...اینو ما زدیم...انگار این روح از بدن من داره خارج می‌شه، یک دفعه شدم یک آدم مهربون (خنده)... 400 500 نفری که اونجا بودن رو دوست داشتم بشینم تک‌تک اینها را ماچ کنم، بغلشون کنم، داداش، خواهر، فلان در من تقویت صدا خیلی بالا بود، موزیک رو جور دیگه می‌شنیدم این تجربه برای من تجربه عجیب و جالبی بود و یک دریچه جدیدی رو به روی من باز کرد... و بعد بازم یکی دو تا تجربه دیگه داشتم که دیدم واووو....اصلا بحث بسیار جدیه از دلش برای من موسیقی آفریده شد آیا به من کمک کرد برای فهم این موسیقی؟ بله، بسیار آیا از من انسان بهتری ساخت؟ من میگم بله، با جرأت می‌گم بله، خیلی چیزا یاد گرفتم برای من جهان جدیدی آغاز شد و این جهان جهانی نیست که من از دست بدمش یک برند جدید یک اتفاق جدید و چقدر ما موزیسین‌ها یا کسانی که از اساس درگیر هنر هستند، خوشحال باید باشند، خوش‌شانس باید باشند که چنین امکانی وجود داره " ▪️توضیح: بعد از نقد به سانسور و جعل صحبتهای مسعود جمالی توسط اکانت حافظه تاریخی عده‌ای به اکانت حمله کردند که هدف از آن توییتها دفاع از «داریوش مفنگی» 57 است. به بزرگواران یادآور می‌شویم که عملکرد این اکانت از ابتدا مشخص بوده است دفاع از حقیقت از هیچ گرایشی هم دفاع نمی‌شود که نقدها جهت‌دار نباشند لذا توییت‌ها هیچ حمایتی از داریوش نیست اما اگر شما به عنوان ملی‌گرا واقعا نگران مواد مخدر هستید پیشنهاد می‌کنم به موضوع شاهین نجفی که بارها تغییر جهت سیاسی داشته است و مخاطب بیشتر و جوانتری دارد، بپردازید شاهین در حالی که کنار پرچم شیروخورشید نشسته است و به شدت عرق می‌کند (عوارض مصرف MDMA/عینک‌آفتابی زدن برای کنترل نور حتی در مکانهای بسته، اعمال خشونت به شریک زندگی، پرخاشگری و ... که در مورد ایشان دیده شده است، از دیگر نشانه‌های این تجربه و دنیای جدید است!!!) به صورت غیر مستقیم تبلیغ اکستازی و ... می‌کند.* این کار شاهین توهین به پرچم شیروخورشید است! *توضیح: شاهین بارها در فیلم توضیح می‌دهد که هدفش تبلیغ مواد نیست و مواد مخدر بد است! و MDMA روان‌گردان قوی نیست و ...! اما همانطور که می‌بینید طوری از این تجربه، تراانسان و کمک به خلق هنر بعد از مصرف صحبت می‌کند که هر نوجوانی ترغیب می‌شود به جای آب، Molly بخورد که مثل شاهین مشهور شود!

شارح

15,096 görüntüleme • 1 ay önce