Video wird geladen...

Video konnte nicht geladen werden

Zur Startseite

عع چقدر اتفاقی دوربین توی این اتاق بود و این گفتگو را فیلمبرداری کرد اصلا یکدفه فکر نکنید که این یک نمایش با سناریو مشخص بود ها چه قشنگ دوربین هم میچرخه خودبخودی و اتفاقی مادر چقدر نگران پسره،میگه خودتو میکشی اینقدر کار میکنی آره والا کمرش زیر بار...

122,649 Aufrufe • vor 4 Monaten •via X (Twitter)

0 Kommentare

Keine Kommentare verfügbar

Kommentare vom Original-Post werden hier angezeigt

Ähnliche Videos

🎥لخت مادرزاد با هنرپیشه مرد دو نفری سکس انجام دادیم و با اصرار به پدر و مادرم این صحنه ها را نشان دادم: واکنش آنها چه بود؟ 👇👇 👈 این مصاحبه مربوط به «امیلیا کلارک»، بازیگر نقش کالیسی (مادر اژدها) در سریال «بازی تاج و تخت» است. داستان از این قرار است که او در یکی از قسمت‌های اول سریال، یک صحنه سکس بسیار بی‌پرده و کاملاً لخت مادرزاد با بازیگر مرد مقابلش (جیسون موموآ) داشته است. این صحنه اصلاً نمای دور نبوده و دوربین کاملاً روی آن‌ها زوم کرده بود. حالا امیلیا با خنده تعریف می‌کند که چطور به اشتباه از پدر و مادرش خواسته بود دقیقاً همین قسمت از سریال را تماشا کنند و وقتی این صحنه پخش شده،.... ✅ مجری: این نقشی که بازی کردی، شبیه‌ترین کاراکتر به خودِ واقعی‌ت بوده تا حالا، نه؟ 🔺امیلیا: آره، آره... واقعاً شبیه اون یکی نیستم... کالیسی! ببخشید، مادر اژدها! آره. سلام دِری (به شوخی)... مرسی، آره... دقیقاً همینه. من خیلی... خیلی بیشتر شبیه لوئیس هستم، قطعاً! ✅ مجری:: چون امیلیا، تو توی «گیم آف ترونز» بازی کردی که دیگه همه‌جا هست؛ یعنی تو هر کشوری بگی واسه خودش غولی شده! مثل سریال «فرندز». امیلیا: واقعاً همین‌طوره. ✅ مجری: ولی انگار مامان و بابات یکم نگران شده بودن، چون چند قسمت اول خیلی کار خاصی نداشتی، نه؟ 🔺امیلیا: نه بابا، آره، آره... یه سری قسمت‌ها بود که اونا می‌گفتن «نه، عالی بود» ولی خب راستش خیلی توی چشم نبودی. ✅ مجری: آره خب... 🔺امیلیا:ولی بعدش من بهشون اصرار کردم که قسمت آخرو... یعنی نه این قسمت آخری، اون قسمت قبلیش رو ببینن. که البته الان که فکر می‌کنم، می‌بینم بدترین گزینه‌ی ممکن رو واسه دیدن انتخاب کرده بودم! چون توی اون قسمت زیادی حضور داشتم! (اشاره به همان صحنه لختِ مادرزاد) ✅ مجری: یه ریزه حضور داشتی آره؟ (با تیکه و خنده) 🔺امیلیا: اومم، آره... همین‌طوره... آره... ✅ مجری: عجب قسمتی هم واسه شروع انتخاب کردی! قشنگ می‌تونم تصور کنم چطوری از پسش براومدی! 🔺امیلیا: آره... وای خدا! ✅ مجری: خب معلومه، اولش نمای دوربین از دور بود ولی بعدش دوربین قشنگ رفت تو عمق ماجرا! حالا خودت نشستی اینو با مامان و بابات ببینی؟ 🔺امیلیا: (می‌خنده) ✅ مجری: بذار مودبانه بپرسم! قشنگ رفت تو عمقِ... نه، منظورم اینه که با مامان بابات تماشا کردی؟ 🔺امیلیا: آره... چون قشنگ اوضاع خیار شده بود! (خیلی ضایع و سنگین بود) ✅ مجری: آره، آره. مجبور شدی اتاق رو ترک کنی یا همه‌تون همون‌جا نشستین و زل زدین به مانیتور و گفتین «خب، باشه، داریم اینو می‌بینیم دیگه»؟ 🔺امیلیا: آره... اوضاع خیلی عجیب شد! مامانم شوکه زل زده بود به تلویزیون، بابام هم برگشت گفت: «تو به ما گفتی میرم هنرپیشه بشم واسه همین کارا؟!» ✅ مجری: مجبور شدی اتاق رو ترک کنی؟ 🔺امیلیا: نه، سریع بحث رو عوض کردم!

Akbar Ganji

93,949 Aufrufe • vor 1 Monat

در مراسم افتتاحیه المپیک ۲۰۲۴ پاریس، یک گروه از «درگ کوئین‌ها» و رقصندگان، نمایشی را اجرا کردند که ظاهرا تقلیدی از «شام آخر» بود. این اجرا واکنش‌های منفی و انتقادات شدید کاربران رسانه‌های اجتماعی و برخی سیاستمداران برانگیخت. برخی این نمایش را توهین به مسیحیت دانستند، در حالی که دیگران آن را تاریخی و نماد وحدت و صلح توصیف کردند. به گزارش نیویورک پست، در مرکز این اجرا، زنی شکوهمند با یک تاج نقره‌ای بزرگ که شبیه به هاله‌ای بود که در نقاشی‌های عیسی دیده می‌شود، لبخند می‌زد و با دستان خود شکل قلبی را تشکیل می‌داد در حالی که همکارانش به دوربین خیره شده بودند و سپس شروع به اجرای رقص کردند. ایلان ماسک، مدیرعامل تسلا، نیز این اجرا را محکوم کرد و گفت که این کار بی‌احترامی به مسیحیان بود. برخی از کاربران نیز از این اجرا به عنوان یک رویداد تاریخی ستایش کردند، به‌ویژه پس از اینکه سه درگ کوئین برای اولین بار مشعل‌های المپیک را حمل کردند. درگ کوئین‌ها، افرادی هستند که به صورت نمایشی و هنری لباس‌های اغراق‌آمیز، آرایش‌های سنگین و گاه شخصیت‌های مختلف را به نمایش می‌گذارند. این افراد معمولا در قالب یک شو یا اجرا، با لباس‌های زنانه و آرایش‌های خاص، به صحنه می‌روند.

independentpersian

74,524 Aufrufe • vor 2 Jahren

این چه سمی بود که الان دیدم :))) آخه بچه مزلف Q تو دقیقا باد کدام روده‌ای هستی که بخواهی برای کسی هزینه درست کنی؟ تو اختیار بالا کشیدن تنبان خودت را هم نداری! تو همانی هستی که به گفته خودت برای گرفتن یک جاکلیدی، وسط پاساژ عرعر کرده‌ای:)) طرف با ثبت شرکت‌های صوری در ساختار ج.ا رانت‌خواری و لاشخوری می‌کرد الان هم صادر شده تا سه‌گانه سوز شود، هم ملت را به اسم کمک به آسیب‌دیدگان و خانواده‌های دادخواه تیغ می‌زند و هم جایگاه سگ و کفتار پاچه گیر را با دیگر اوباش برای آن زنک روانپریش بازی می‌کند، هنوز یادمان نرفته وقتی آن زنک بی‌مایه تا خرخره خورده و سگ مست شده بود، به روشنی جلوی دوربین گفت که افسار این سگان را در دست دارد و برای پاچه‌گیری و لات بازی و عربده‌کشی‌های مجازی از آنها استفاده می‌کند. بزرگواران، سر سوزنی نباید این Q و اوباشی بمانند این را جدی گرفت، فقط باید زد توی سرشان و تحقیرشان کرد، همین و بس😂

Vahid Bahman وحید بهمن

118,353 Aufrufe • vor 2 Jahren

هشدار یک دختر رپر ایرانی پس از تماس نهادهای امنیتی: «صفحه‌ام را پاک نمی‌کنم؛ اگر اتفاقی افتاد، مراقبم باشید» پست‌های صفحه این دختر رپر ایرانی که با نام EVI آثارش را در اینستاگرام منتشر می‌کند، دقایقی پیش پاک و صفحه‌اش از دسترس خارج شده است. این دختر رپر ایرانی با انتشار ویدیویی در صفحه اینستاگرام خود از تماس نهادهای امنیتی با او خبر داد و گفته بود که به وی ۲۴ ساعت فرصت داده شده تا صفحه‌اش را حذف کرده و تمام فعالیت‌هایش را متوقف کند. او در این ویدیو اعلام کرد: «امروز صبح با من از امنیت تماس گرفتند و ۲۴ ساعت وقت دادند که پیجم را پاک کنم و هر فعالیتی که داشتم کنسل کنم تا مشکلی برام پیش نیاد. اما شما من رو می‌شناسید، من هرگز این کار را انجام نمی‌دم.» این هنرمند با تأکید بر پایبندی‌اش به آزادی بیان افزود: «تا آخر عمرم پشت مردمم هستم و هر چیزی که متضاد با آزاد زیستن من باشد، حتی اگر به نام شرع مطرح شود، قبول نمی‌کنم.» او در پایان این پیام، خطاب به مخاطبانش هشدار داد: «این ویدیو رو منتشر می‌کنم که اگر بعد از این ۲۴ ساعت هر اتفاقی برای من افتاد یا صفحه‌ام از دسترس خارج شد، بدانید چه بر سرم آمده و مراقبم باشید.» #صدای_زن #دختر_رپر TavaanaTech تواناتک

توانا Tavaana

24,927 Aufrufe • vor 8 Monaten

پنج دقیقه جفنگ و مهمل، همراه با عشوه‌های شتری و ننر بازی. اوج تهی بودن یک بشر به اسم #مهدیه_گلرو ولی کاری به ایناش ندارم. میخوام این مهملی که “جمهوری‌خواهی رئیس نمیخواد” و این که زیاد بهمون میگن “خجالت بکشید، شما خودتون میخواید یکی شاهتون بشه و شما رعیتش بشید. چرا خودتون نه؟” را یه توضیح بدم، بیشتر برای امثال این عمله که هنوز نمیفهمن. جامعهٔ انسانی در هر حد و اندازه‌اش نیاز به ساختار و تشکّل داره. این که شما در کجای این ساختار قرار میگیری هم فقط بر این اساسه که چطور میتونی به انسجام و حرکت اون ساختار کمک کنی. شما اگه توی یه شرکت هم کار میکنی، یه رئیس داری و یه مدیرعامل و یه تعداد کارمند زیردستت. این که یکی تو این ساختار، مدیرعامل شده، معنیش این نیست که حق شما را خورده. مهم، همکاری جمعی در قالب اون ساختاره. درسته که توی یه شرکت مثل تسلا، ایلان‌ماسک ملیونی حقوق میگیره و معروفه، احتمالاً طراح‌هایی هم داره که بدنه ماشین را طراحی میکنند و در کار خودشون چه بسا بهترین در دنیا باشند. اما نمیان بر علیه ایلان‌ماسک قیام کنن که تو چرا مدیرعامل و معروفی ولی ما نیستیم. بلکه با رضایت کامل در اون مجموعه کار میکنن چون اون ساختار بهشون امکان میده که کاری که دوست دارن را انجام بدن. این که #مهدیه_گوزو هنوز با این سن و هیکل فکر میکنه جمهوری‌خواهی یعنی این که رئیس نداشته باشی، نشون میده که این آدم نه تنها جامعه‌شناسی و سیاست را در حد سرگین هم نمیفهمه، که حتی خاله‌بازی هم بلد نیست. بعد همین اراذل به ما اعتراض میکنن که چرا نمیخواین تو یه فرآیند انتخاباتی با ما تو یه کاسه باشین!!! آخه چرا منِ نوعی، باید با این گوزو هر چهار سال اعصاب و روانم گهی بشه؟

جوالدوز

94,547 Aufrufe • vor 1 Jahr

صفحه اینستاگرام سروان زارعی، اعلام کرد که او در اثر ایست ناگهانی قلبی، درگذشته است. حدودا یک سال و نیم پیش، در پی انتشار ویدیویی از یک مرکز پزشکی در کرمانشاه که در آن یک مامور انتظامی (سروان بهنام زارعی) در برابر درخواست زن حامی حجاب اجباری، از برخورد با زنان درباره پوشش و حجابشان خودداری می‌کند، فرمانده انتظامی کرمانشاه گفت که دستور ویژه برای رسیدگی به این موضوع صادر شده است. مامور نیروی انتظامی حتی جلوی دوربین هم حاضر نشد به یک زن تذکر حجاب بدهد و اسمش را هم اعلام کرد؛ این فیلم با اعتراض شدید حامیان جمهوری اسلامی مواجه شده است. سروان بهنام زارعی مامور بود ولی معذور نبود. گفته می‌شود، بهنام زارعی، پس از آن ماجرا از کار برکنار شد. بارها تهدید و بازداشت شد و حالا در عنفوان جوانی دچار ایست قلبی شده است! یکی از آشنایان بهنام زارعی می‌گوید، بنویسید چیز خورش کرده‌اند! بهنام زارعی یک افسر شریف بود، که به کار ظالمانه تن نداد. یادش گرامی باد #سروان_بهنام_زارعی #بهنام_زارعی

توانا Tavaana

90,995 Aufrufe • vor 1 Jahr

ترامپ در کنفرانس مطبوعاتی با نتانیاهو: من می‌خواهم ایران صلح‌آمیز و موفق باشد. از انجام این کار متنفر بودم. یک بار قبلاً این کار را انجام دادم، و ما آن‌ها را به سطحی رساندیم که دیگر قادر به تأمین مالی نبودند. آن‌ها مجبور بودند برای بقای خودشان تلاش کنند و هیچ پولی نداشتند. آن‌ها عملاً ورشکسته شده بودند. و همان‌طور که گفتم، آن‌ها هیچ پولی برای حزب‌الله نداشتند، هیچ پولی برای حماس نداشتند، هیچ پولی برای هیچ نوع تروریسمی نداشتند، برای ۲۸ سایت تروریستی – اگر بخواهید آن را این‌گونه بنامید – هیچ پولی نداشتند. آن‌ها مجبور بودند تنها بر خودشان تمرکز کنند و به رفاه خودشان برسند. و آن زمان از انجامش متنفر بودم، و حالا هم به همان اندازه متنفرم. و این را می‌گویم، و این را خطاب به ایران که با دقت گوش می‌دهد، می‌گویم: من دوست دارم بتوانیم یک توافق عالی داشته باشیم، توافقی که شما بتوانید به زندگی خود ادامه دهید و به شکوفایی برسید. شما به شکوفایی خواهید رسید. مردم ایران، مردمی شگفت‌انگیز، سخت‌کوش، زیبا، و واقعاً یک گروه باور نکردنی از مردم هستند. من آن‌ها را خوب می‌شناسم. دوستان زیادی از ایران دارم و بسیاری از دوستانم که آمریکایی هستند، اصالتاً ایرانی‌اند و به ایران بسیار افتخار می‌کنند. اما فقط برای اینکه متوجه شوید، من از انجام این کار متنفر بودم، و امیدوارم بتوانیم کاری انجام دهیم که این وضعیت به یک فاجعه تبدیل نشود. من نمی‌خواهم چنین اتفاقی بیفتد. من واقعاً خواهان صلح هستم و امیدوارم که بتوانیم به این هدف برسیم. اما آن‌ها نباید سلاح هسته‌ای داشته باشند. این بسیار ساده است. من هیچ محدودیتی تعیین نمی‌کنم، اما یک چیز را نمی‌توانند داشته باشند: آن‌ها نباید سلاح هسته‌ای داشته باشند. و اگر فکر کنم که آن‌ها به سمت داشتن سلاح هسته‌ای می‌روند، با وجود تمام آنچه که گفتم، فکر می‌کنم این برایشان بسیار بد خواهد شد. اما از سوی دیگر، اگر بتوانند ما را متقاعد کنند که چنین قصدی ندارند – و امیدوارم که بتوانند – این کار بسیار آسان است، واقعاً کار بسیار آسانی است. در آن صورت، فکر می‌کنم آینده‌ای باورنکردنی در انتظارشان خواهد بود.

Reza Nasri

115,516 Aufrufe • vor 1 Jahr

یه برنامه تلویزیونی تو کره پخش میشه به اسم «ملاقات با شما». این برنامه تو یه حرکت جنجال آفرین مادری به اسم «جانگ جی سونگ» رو که دخترش «نایون» رو تو سال 2016 بعلت یه بیماری ناشناخته از دست داده بود، بوسیله‌ی واقعیت مجازی رو در رو کرده! خانم نایون یه هد ست واقعیت مجازی VR رو روی چشمانش گذاشت و به باغی رفت که دخترش اونجا منتظرش بود. خانم جانگ در حالی که دخترش رو تو بغلش گرفته بود بهش گفت: اوه قشنگ من... دلم برات تنگ شده بود. نایون هم با چشمای درخشان و موهای مشکی از مادرش می‌پرسه کجا بود تاحالا و آیا بهش فکر میکنه؟ مادرش جواب داد: همیشه این کارو میکنم. نایون گفت: دلم خیلی برات تنگ شده بود مامان. جانگ هم گفت: منم همینطور عزیزم. جانگ از اول برای گرفتن دست نایون مردد بود. چون اون هرچی باشه مجازیه و واقعیت نداره! ولی نایون اصرار کرد دستشو بگیره. جانگ در حالی که به پهنای صورت اشک می‌ریزه دست نایون رو میگیره. شوهر، پسرش و بقیه‌ی افراد توی استودیو هم که شاهد این اتفاقات بودن اشک میریختن. بعدش نایون میره و از باغ یه گل میچینه و به مادرش میده و میگه: مامان میبینی... دیگه درد نمی‌کشم و باعث لبخند ذوق مادر میشه. در پایان این سفر جادویی، به مادرش میگه مامان من خسته ام، میرم بخوابم و با مادرش خداحافظی کرد. با این برنامه استقبال زیادی روبرو شده و همه دوست دارن عزیزانشون رو برای یکبار هم شده، بصورت مجازی ببینن... منتقدان جدی هم داره. نادیده گرفتن حقوق متوفی، اینکه چه کسی آواتار رو کنترل میکنه، اینکه چی میگه، دستکاری عاطفی شخصیت مجازی و فریب طرف حقیقی اتهاماتی هست که به این طرح وارده.

⚔️🏴𝐇𝐢𝐫𝐤𝐚𝐧 (𐂂)

186,143 Aufrufe • vor 1 Jahr

مدیریت هتلی در چین پس از خروج مسافری که دو سال تمام در یک اتاق اقامت داشت، با صحنه‌ای تکان‌دهنده روبرو شد. این مرد که گفته می‌شود به بازی‌های اینترنتی اعتیاد شدید دارد، در تمام این مدت اتاق را ترک نکرده بود، تا جایی که برخی کارکنان حتی چهره او را به یاد نمی‌آوردند. تصاویر منتشر شده، انبوهی از زباله‌ها شامل هزاران ظرف غذای آماده، بطری‌های خالی و بسته‌بندی‌های فاسد را نشان می‌دهد که در برخی نقاط تا ارتفاع یک متر روی هم انباشته شده‌اند. میز و صندلی‌های اتاق عملا زیر کوهی از زباله دفن شده و وضعیت حمام و دستشویی به دلیل انباشت دستمال‌های آلوده و جرم‌های قهوه‌ای رنگ، غیرقابل باور توصیف شده است. تیم نظافتی هتل برای تخلیه زباله‌ها و ضدعفونی کردن محیط، سه روز کار طاقت‌فرسا انجام دادند. با این حال، شدت آسیب به زیرساخت‌های اتاق به قدری زیاد است که مدیریت اعلام کرده پیش از پذیرش مسافر جدید، اتاق نیاز به بازسازی کامل دارد.

independentpersian

138,108 Aufrufe • vor 8 Monaten

در مورد #کنگره_آزادی_ایران روزهای آینده مفصل‌تر می‌نویسم، هم نقاط قوت و هم ضعف، ولی فعلا در مورد این ماجرای مزاحمت «گروه فشار همایونی» در جریان خروج ما چند نکته‌ای می‌نویسم چون خودم نیم‌ساعتی درگیر این حضرات بودم. ۱) همان‌طور که احتمالا شنیده‌اید، در زمان پایان کنگره، به ما گفته شد که به‌دلیل تهدید «گروه فشار»، برای خروج نگرانی امنیتی وجود دارد و بعد از مدتی، راهی از پارکینگ پشت ساختمان به ما توصیه شد و قرار شد همه با هم خارج شویم. ۲) من کمی عقب‌تر بودم و در زمان خروج دیدم که ۲-۳ نفر از جماعت «انصار الشاه» ظاهرا خودشان را به در پشت رسانده‌اند و مشغول مزاحمت برای خانم فریبا بلوچ و تعدادی از همراهان ایشان بودند (با همین روش رفتن توی صورت طرف با پرخاش و سوال‌ها و اتهام‌های بی‌ربط که بخشی در فیلم زیر هم قابل مشاهده است). تعداد این جماعت کم‌کم داشت زیاد می‌شد و خانم بلوچ هم اصرار داشت با ایشان وارد گفتگو شود. من هم احساس کردم ماندنم در آن دور و بر بهتر است. ۳) همان‌طور که دیگران هم گفته‌اند، برخلاف ادعای توییت زیر، شخصی که پالتوی سبز دارد خانم بلوچ نیست (ایشان چند قدمی جلوتر است) ولی به‌نظرم می‌رسد که هدف این اوباش، این خانم و همراهان ایشان از اقلیت بلوچ بودند. رفتاری به‌غایت شرم‌آور و پرخاشگرانه که تقریبا روشن بود هدفش گرفتن عکس‌العمل (آتو) و ضبط آن بود. تلاش من هم جلوگیری از نزدیک شدن زیاد این جماعت به شرکت‌کنندگان در کنگره بود که گوشه‌ای از آن در انتهای این قطعه فیلم هم قابل مشاهده است. ۴) نمونه این رفتار پرخاشگرانه که در فیلم مشخص است، دنبال کردن افراد، رفتن با دوربین توی صورت آن‌ها، و انواع توهین و «شعار مرگ» بود. یک تجربه شخصی از به‌اصطلاح «گفتگو» با این حضرات که سعی کردم برای آرام کردنشان انجام دهم (نقل به مضمون): س: تو آیا میخوای ایران تجزیه بشه؟ ج: من به ایرانی بودن و یکپارچه موندنش افتخار می‌کنم. س: شماها دارید به خون انقلابیون دی‌ماه خیانت می‌کنید. ج: من و دوستانم برای آسیب‌دیده‌های دی‌ماه [و موارد قبلی] پول جمع می‌کنیم و می‌فرستیم برای کمک پزشکی، چطوری داریم خیانت می‌کنیم؟ س: «مرگ بر سه فاسد، ملا، چپی، مجاهد» [با همراهی گروه]! 🙂 ۵) اگر کنجکاوید بدانید این ماجرا به کجا ختم شد، دوستان بلوچ ما با پلیس تماس گرفتند و تعدادی از این اوباش «شجاع» که این‌طور مشغول تعقیب و مرعوب کردن دوستان بودند، با نزدیک شدن پلیس چنان دمشان را روی کولشان گذاشتند و فرار کردند که دیدنی بود (حاشیه: یکی از این اوباش معروف که قبلا فیلم دستگیریش توسط پلیس لندن پخش شده بود هم در این قسمت مشاهده شد که به سرعت فرار کرد). چند نفری هم البته ماندند و مشغول گفت‌وگو با پلیس شدند. من شخصا به‌دلیل تجربیات در این بیش از دو دهه‌ای که خارج از ایران زندگی کرده‌ام، نگرانی از مقابله با این اوباش نداشتم چون می‌دانم در یک دموکراسی که قانون حاکم است، می‌توان با کمک پلیس و قانون از خجالت اوباش در آمد. ولی قطعا در حکومتی که اهداف غیررسمیش را با «شعبان جعفری» و «حسین الله کرم» به‌پیش ببرد، چنین آرامشی نخواهم داشت. حضراتی که راه افتاده‌اید دنبال این جریان به عنوان «تنها آلترناتیو»، خوب است یک زمانی بالاخره سرتان را از زیر برف دربیاورید! فیلم از اینستاگرام خانم سروستانی است: پ.ن. بعد از متفرق شدن این اوباش، کمی جلوتر باز دو نفر سراغ ما آمدند که رفتار یکی از آن‌ها معقول‌تر بود و یک مصاحبه مفصل از من گرفت، در مورد تجزیه‌طلبی و غیره؛ اگر یک موقع فیلمش درآمد لطفا به من هم اطلاع دهید 🙂

Bashir Sadjad بشیر سجاد

23,895 Aufrufe • vor 5 Monaten

🔴 روایت حسن روحانی از نامه یک دستگاه اطلاعاتی درباره حمله به ایران 💢 ما در سال ۶۹ در شرایطی بودیم که کویت توسط عراق و صدام اشغال شده بود و ائتلافی تشکیل شده بود تا کویت را آزاد کند. وقتی این ائتلاف شکل گرفت و اولین واحد از نیروها به منطقه آمدند، یک دستگاه اطلاعاتی به ما خبر داد و گفت این ائتلاف برای آزادی کویت نیامده‌اند، این ائتلاف برای حمله به ایران آمده‌اند. 📌 من همان لحظه تلفنی با آن مسئول صحبت کردم و گفتم آیا این گزارش دقیق است؟ گفت بله ما دلایل کافی داریم. گفتم فردا ۷ صبح ما جلسه می‌گذاریم شما با کارشناسانتان بیایید. در آن جلسه دیدیم که این آقا هیچ دلیل قانع‌کننده‌ای ندارد. دلایلی داشت که بیشتر تحلیل بود. 📌 در آن جلسه با لحن تند با آن مسئول برخورد کردم و گفتم که شما می‌دانید چه کار کردید؟ شما می‌دانید اگر مسئولین بر مبنای این گزارش نادرست شما عمل می‌کردند بعد چه بلایی سر کشور می‌آمد؟ در آن جلسه جمع‌بندی شد و به آیت‌الله هاشمی گزارش دادم. رونوشت آن نامه را هم خدمت مقام معظم رهبری فرستادم و با استدلال گفتیم که حرف این دستگاه اطلاعاتی نادرست است.

AbdiMedia - Abdollah Abdi

36,915 Aufrufe • vor 8 Monaten