Video yükleniyor...

Video Yüklenemedi

Ana Sayfaya Dön

عقل اصلاح‌طلب: بر اساس اطلاعات موجود در اینترنت، کاترین شکدم، نهایتاً سه هفته در ایران بوده، اگر با ۱۲۰ نفر خوابیده باشه، یعنی متوسط روزانه با ۶ نفر، بالاخره هر نفر رو با مقدمه و مؤخره ۲ ساعت حساب کنیم، میشه ۱۲ ساعت در روز، یعنی کل این سه...

77,183 görüntüleme • 1 yıl önce •via X (Twitter)

10 Yorum

Reza Khanaki | رضا خانکی profil fotoğrafı
Reza Khanaki | رضا خانکی1 yıl önce

بعد چجوری کواکبیان این رو میدونه؟ اینا پیش هم چیا میگن؟😂

Majid Kavousifar profil fotoğrafı
Majid Kavousifar1 yıl önce

این اصلاح طلب ها چه قدر مادر جنده ان من نمیدونم ما چرا اینا رو به اصولگرا ترجیح می‌دادیم

mister SS💙 profil fotoğrafı
mister SS💙1 yıl önce

۲ ساعتتتت؟ مقدمه و موخره نیم ساعت بقیشم ۴۵ ثانیع الی ۵ دقیقه میشه ۳۵ دقیقه ضربدر ۶ میشه ۲۱۰ دقیقه ۳ ساغت در روز

hamed profil fotoğrafı
hamed1 yıl önce

فقط من منتظر لیست اسامی اون ۱۲۰ نفرم ،از الان نفر اول سلامی رو میبینم تو اون لیسته، پسر از سیس سلامی میشه حدس زده از اون مدل آدماست که موقع ارضا گردن طرف رو گاز میگیره😂

Amirreza Nazari profil fotoğrafı
Amirreza Nazari1 yıl önce

۳ سال به ایران تردد داشته

پی عار دو profil fotoğrafı
پی عار دو1 yıl önce

احتمالا توی ساختمان مجلس شورای اسلامی بهش دفتر داده بودن

نفرآبادی profil fotoğrafı
نفرآبادی1 yıl önce

بعد میگن نفوذ تو مردمه و ایست بازرسی دارن.لامصب کواکبیان از رختخواب مسوولین هم خبر داره اون وقت انتظار دارن اسرائیل ندونه؟

🏴RustCole☯️ profil fotoğrafı
🏴RustCole☯️1 yıl önce

اول زود انزالی آقایان درنظر نگرفتی ۲ ساعت؟ دوم شورتشم بالا نکشیده یک چیزی تو مایه های بهشت وحوری

امین profil fotoğrafı
امین1 yıl önce

زودانزالی بیداد میکنه

مسلمان قدیمی profil fotoğrafı
مسلمان قدیمی1 yıl önce

@yekrozkhobe پاسخ هوش مصنوعی به سوال مدت اقامت کاترین جون در ایران : - **دقیق‌ترین بازه**: تمرکز اصلی سفرها در **۲۰۰۹ تا ۲۰۱۴** بود که احتمالاً **حدود ۱۲–۱۸ ماه** در ایران حضور داشت. ضمنا زمان عادت ماهیانه را باید کم کنی البته میتونسته ارتباط مقعدی هم داشته باشه.

Benzer Videolar

بیست سال اقتصاد ایران ضمن عذرخواهی... می‌فرمایند که "حکومت پهلوی یه بشکه گُهه که روش دو سانت عسله، به لحاظ اقتصادی" نظر هر کس محترمه، ولی جا داره ببینیم اعداد و ارقام چی می‌گه: ▪️اول به لحاظ رشد اقتصادی: از سال ۱۳۳۵ تا ۱۳۵۵ (۱۹۵۶ تا ۱۹۷۶)، بر اساس برآورد بانک مرکزی ایران که در گزارش صندوق بین‌المللی پول استفاده شده، رشد واقعی GDP ایران به‌طور متوسط ۹٫۸ درصد در سال بوده. صندوق بین‌المللی پول این دوره رو یکی از سریع‌ترین دوره‌های رشد اقتصادی ایران و حتی جهان توصیف می‌کنه. ▪️به لحاظ درآمد سرانه: و اما رشد واقعی درآمد سرانه/تولید ناخالص داخلی سرانه بین سال‌های ۱۳۳۵ تا ۱۳۵۵: ۱۳۳۵: حدود ۲٬۵۷۷ (دلار بین‌المللیِ ثابت ۲۰۰۵) ۱۳۵۵: حدود ۱۳٬۳۳۰ (دلار بین‌المللیِ ثابت ۲۰۰۵) این یعنی در این بیست سال درآمد سرانه واقعی حدود ۴۱۷٪ افزایش یافته؛ به عبارت دیگه در سال ۱۳۵۵ تقریباً ۵٫۲ برابر سال ۱۳۳۵ بوده ▪️نکتهٔ سوم و مهم: رشد جمعیت مقایسه جمعیت در این بیست سال ۱۳۳۵: حدود ۱۹٫۳ میلیون نفر ۱۳۵۵: حدود ۳۳٫۶ میلیون نفر. یعنی در طول این بیست سال درآمد سرانه در حالی بیش از پنج برابر شده که جمعیت حدود ۷۴٪ رشد داشته. ▪️نکتهٔ تکمیلی: در این جور مواقع بر درآمد نفتی تاکید می‌کنند. در همین دوره، رشد بخش غیرنفتی حدود ۱۰٫۱ درصد و رشد صنایع و معادن حدود ۱۴ درصد در سال بوده؛ یعنی رشد فقط حاصل افزایش درآمد نفت نبوده. ▪️و اما تورم: میانگین حسابی نرخ‌های تورم بین ۱۳۳۵ تا ۱۳۵۵ حدود ۶ درصد در سال بوده. البته حتی در بعضی سال‌ها زیر ۱ درصد بوده. بهتره به تفکیک هم ببینیم: میانگین تورم سالانه: — ۱۳۳۵–۱۳۵۵ حدود ۶٪ — دهه ۱۳۴۰ حدود ۲٪ — ۱۳۵۰–۱۳۵۵ حدود ۱۳٪ راستی... گفتم درآمد سرانه در سال ۱۳۵۵ حدود ۱۳.۳۳۰ دلار بوده، یادآوری کنم در سال ۲۰۲۵ حدود ۳.۹۰۰ دلار بوده. کمتر از یک‌سوم. از مهدی تدینی

فلات ایران

115,587 görüntüleme • 21 gün önce

تا جایی که می دونم پاتریک بت دیوید جمهوری‌خواهه ولی در این پادکست دو روز پیشش انتقادات کاملن درستی رو نسبت به شاهزاده رضا پهلوی که هنوز در تعطیلات به سر می برند انجام داده‌.‌ Patrick Bet-David Reza Pahlavi متن پادکست رو به فارسی پایین گذاشتم 👇 --------------------- «رضا پهلوی، آخرین باری که با رئیس‌جمهور تماس گرفتی و باهاش ملاقات کردی کی بود؟ اصلاً ملاقات کردی؟ آخرین باری که تماس گرفتی و باهاش ملاقات کردی کی بود؟ یادت می‌آد وقتی پیر پولیِو با ترامپ ملاقات نکرد و نمی‌خواست بره پیششون چون نگران بودن کانادایی‌ها چی فکر می‌کنن؟ تو هم از اون ملاقات اجتناب کردی چون نگران بودی ایرانی‌ها در موردت چی فکر کنن؟ مثل این بود که بگی، وای خدای من، ایرانی‌های پیشرو خوششون نمی‌آد اگر برم با رئیس‌جمهور ملاقات کنم. این نزدیک‌ترین موقعیتیه که تا حالا بهش رسیدیم. گوشی رو بردار و بهش زنگ بزن. برو باهاش ملاقات کن، هر جا که هست، تعطیلاتت رو ول کن، هر جای دنیا که الان هستی، برو باهاش ملاقات کن. اگر واقعاً متعهد به انجام این کار هستی، تو یکی از معدود افرادی هستی که می‌تونی این کار رو انجام بدی. می‌دونم که این شغل رو نمی‌خوای. ما یک مصاحبه زنده عمومی انجام دادیم. جهان دیدش. تو این شغل رو نمی‌خوای. می‌خوای کمک کنی و به انتقال کمک کنی تا در حال انجام باشه. با چند نفر از افراد صحبت کردم تا ببینم آیا ملاقاتی بوده یا نه. هیچ ملاقات مستندشده‌ای بین این دوتا نبوده. واقعاً فکر می‌کنی اگر آمریکا می‌خواست دخالت کنه و کسی رو بفرسته که رهبر ایران بشه تا آزادش کنن، فکر می‌کنی تا حالا با رضا پهلوی ملاقات نکرده بودن؟ فکر می‌کنی اون ملاقات تا حالا انجام نشده بود؟ یا فکر می‌کنی قبلاً انجام شده بود؟ رئیس‌جمهور چند بار با نتانیاهو ملاقات کرده؟ چند بار با همه این افراد دیگه ملاقات کرده؟ چند بار با رهبران زلنسکی، نیجریه ملاقات کرده؟ کوچک‌ترین کشورها رو بگیر، ارمنستان، پاشینیان. دیگه کی رو ملاقات کرده؟ چند بار با کشورهای کوچک ملاقات کردن؟ تو کجایی؟ اونجایی؟ رفتی در بزنی؟ منتظری اونا بیان پیشت؟ سلطنت می‌خوای؟»

Diba

145,303 görüntüleme • 7 ay önce

هشدار: بخش‌هایی از این گزارش به‌دلیل بازگوییِ صحنه‌های فاجعه برای شنیدن بسیار آزاردهنده است. این گزارش کامل دومینیک واگورن، سردبیر بین‌الملل اسکای‌نیوز از مینابه. اولین گزارشگر خارجی که به اون‌جا رفته. دومینیک، از لشکرکشی آمریکا به عراق تا بهار عربی رو گزارش کرده، اما خودش می‌گه فشار عاطفی اون‌چه در میناب تجربه کرده، از همه بیشتر بوده و اشکش رو جاری کرده. رسیدن به میناب آسون نبوده. تیم اسکای‌نیوز چهار روز در راه بوده و یک هفته در شهر فیلم‌برداری کرده تا روایتی رو ثبت کنه که تا حالا از این شهر بیرون نرفته بود. ماجرا از روز اول جنگ آمریکا و ایران شروع می‌شه؛ صبح همون روز، یک مدرسه ابتدایی در میناب با موشک‌های دقیق‌هدایت‌شونده‌ی آمریکایی هدف قرار می‌گیره، درست وقتی مدرسه پر از بچه بوده. کارکنان مدرسه فهمیده بودن که کشور زیر حمله‌ست و به والدین زنگ زدن که بچه‌ها رو ببرن، اما بیشترشون به‌موقع نرسیدن. دخترها رو برای امنیت به طبقه‌ی بالا و اتاق نماز برده بودن؛ همون‌جا که موشک‌ها فرود اومد. کسایی که برای کمک رسیدن، با صحنه‌ای روبه‌رو شدن که حتی توصیفش سخته. دومینیک سراغ خانواده‌ها می‌ره. پرستشِ یازده‌ساله از زیر آوار زنده بیرون اومده، اما به‌شدت سوخته و هفته‌ها در بیمارستان بستری بوده؛ برادر نه‌ساله‌اش، علی‌اصغر، کشته شده. شهر مجبور شده گورستان رو گسترش بده تا همه‌ی کشته‌ها رو دفن کنه. خانواده‌ها هر شب کنار قبر بچه‌هاشون شمع روشن می‌کنن و ساعت‌ها می‌مونن. محمدطاها باید همون شب جشن ده‌سالگی‌اش رو می‌گرفت؛ مادرش خدیجه و خانواده‌اش به‌جاش سر قبرش براش کیک گذاشتن و تولدت مبارک خوندن. خدیجه در یک گفت‌وگوی بیش از دوساعته، در حالی که اشک می‌ریخت، تعریف می‌کنه که چطور از سردخانه‌ای به سردخانه‌ی دیگه رفته تا تکه‌های پیکر بچه‌ها رو ببینه. آخرش آزمایش دی‌ان‌ای فقط تکه‌ای از تنه و بازوی پسر نه‌ساله‌اش رو شناسایی کرده. اون رو در کفنی به خانواده تحویل دادن و خدیجه می‌گه پیش از خاک‌سپاری، آخرین چیزی که از پسرش مونده بود رو در آغوش گرفته و براش لالایی خونده. شواهد به سمت آمریکا اشاره داره. ایرانی‌ها می‌گن قطعاتی که در محل جمع شده، از موشک‌های کروز تاماهاوک آمریکاییه و آمریکا همون روز چند نقطه‌ی دیگه‌ی همون منطقه رو هم زده. این یک مدرسه ابتدایی بوده که بیش از یک دهه روی نقشه‌ها مشخص بوده، اما درست وسط ساختمونش هدف خورده. یا عمدی بوده، که اون‌وقت جنایت جنگیه، یا اشتباه شناسایی شده، که اون هم نقض قواعد جنگه. آمریکا در حادثه‌های مشابه در عراق و افغانستان ظرف چند روز تا چند هفته مسئولیت رو پذیرفته بود، اما اینجا نزدیک سه ماه گذشته و فقط می‌گن موضوع در حال بررسیه. در آغاز جنگ، دونالد ترامپ گفته بود ایران پشت این ماجراست؛ ادعایی که هیچ مدرکی براش ارائه نشد. خدیجه می‌گه ترامپ وعده داده بود به مردم ستمدیده‌ی ایران کمک کنه، اما در عمل دانش‌آموزها کشته شدن. حالا با آتش‌بسی شکننده و نزدیکی میناب به تنگه‌ی هرمز، ترس مردم اینه که اگر جنگ از سر گرفته بشه، چنین فاجعه‌ای دوباره تکرار بشه. چیزی که مردم میناب می‌خوان روشنه: پاسخ و عدالت.

Panah Farhadbahman 🎒

47,595 görüntüleme • 3 ay önce

در این گفتگوی شنیدنی پادکست طبقه ۱۶ با سعید محمدی، هم‌بنیان‌گذار دیجی‌کالا بزرگ‌ترین e-commerce ایران، ارجاعی هم شد به گفتگویی که من پیش‌تر سعی کرده بودم در این پادکست باز کنم. خیلی خوشحالم که این گفتگوها به لایه‌های تصمیم‌گیر می‌رسه، ولی همون‌قدر هم ناراحتم که اشتباه می‌رسه. گفتگویی که بهش ارجاع داده می‌شه (چند قسمت پیش‌تر در همین پادکست) درباره نگاه‌های کوتاه‌مدت و بازاری‌محور در بین مدیر عامل‌های بازار فناوری ایران بود، ولی بازبَیانی که اینجا می‌بینیم ازش می‌شه، همون حرف‌های تکراریه که «تِکی‌ها وسواس فنی دارن / فقط جنبه تکنیکال رو می‌بینن نه بیزینس رو». این تفکر در مدیران بیزینسی، در کل تفکر نابجایی نیست و از کارها و قضاوت‌های غلطِ خود بچه‌های فنی و عشق ایده‌آل‌گرایی و بیش‌مهندسی شکل گرفته، ولی اینجا نامربوطه چون حرف اصلا این نبوده. چرا این موضوع برای من مهمه و دارم بهش واکنش نشون می‌دم و درباره‌ش می‌نویسم؟ چون دیجی‌کالا، فخر ایرانه. تپ‌سی، دیوار، فیلان، همه‌شون فخر ایرانن. باید روز به روز بهتر هم بشن. ولی مثلا در همین دیجی‌کالا، به قول متواتر (!) از رهبران ارشد فنی خودشون، فیچری که پارسال در ۲ هفته زده می‌شده الان تو ۲ ماه و سال دیگه در ۶ ماه هم نمی‌رسه. شبیه همین مساله در شرکت‌های دیگر هم هست. اینا چه‌طوری قراره حل بشن؟ اگر دعوایی بین طرفداران «حل این معضل» و طرفداران «این فیچرو بزن بیزینسم رو گازه» هست، این دعوای بین «نگاه فنی» و «نگاه بیزینسی» نیست (برخلاف برداشت نادرستی که به طرز ناراحت‌کننده‌ای در ویدیوی زیر می‌شنویم)، بلکه دعوای بین «نگاه بیزینسی بلندمدت» و «نگاه بیزینسی کوتاه مدت»ئه. تازه اصلا از این مساله (تعالی فنی برای بقاپذیری خودِ بیزینس) که بگذریم، بخش دیگر و مهم‌تر حرف‌ها در پادکست قبلی، «تعالی محصول» بوده. آقای الف می‌گه اگر با ارائه featureهای بیشتر روی محصول تف‌مال می‌شه پول بیشتر درآورد، چرا من سراغ متعالی‌تر کردنِ محصولم برم؟ من تعالی محصول رو می‌خوام ولی فقط در جهت بیزینسم. آقای ب می‌گه من نمی‌خوام صرفا پول دربیارم، بلکه می‌خوام از یک محصول متعالی پول دربیارم؛ می‌خوام به چیزی که ارائه می‌کنم افتخار کنم. آسیب‌شناسی من (یعنی همون گلایه و نق من) این بوده و هست که تقریبا همه مدیران شرکت‌های فناور بازار ایران، آقای الف هستن. به شخص آقای الف هم هیچ ایرادی نیست، می‌گه من بیزینس زدم که پول دربیارم؛ دمت هم گرم که برای N نفر شغل ایجاد کردی. ولی به «اکوسیستم» ایراد هست که چرا همه آقای الف هستن و ب تقریبا نیست. متوجه فشار و شرایط و نبودنِ فرصت برای این قرتی‌بازی‌ها و و و هم هستم، ولی صحبت این حرف‌ها نیست. به عینه دیدم. فرصتش بوده، تفکرش نبوده. دیگه دو ساعت حرف که پیش‌تر زدم رو اینجا تکرار نمی‌کنم. اگر با دو ساعت حرف زدن نتونستم منتقل کنم، حالا چه ایراد سمت فرستنده چه گیرنده، با یک صفحه یادداشت هم نخواهم تونست. پ.ن. با تشکر از سهیل و سعید برای این گفتگوی شنیدنی.

Kian

12,823 görüntüleme • 19 gün önce

⚽️ جناب آقای علی کریمی: Ali Karimi🇮🇷 در تاریخ ۲۸ تیر ۱۴۰۳ در مصاحبه با مجتبی پوربخش فرمودین: «کسی که میاد از خاندان پهلوی و دیگه الان از شاهزاده رضا پهلوی انتقاد میکنه به هر نوعی، از نظر من دو تا مورد بیشتر نداره: یا اینکه ذی‌نفع ج.ا هست، یا باعث به وجود اومدن ج.ا بوده. یعنی گزینه سومی واسه من نداره اینا. حالا اگه کسی فکر میکنه گزینه‌ی دیگه‌ای هم هست بگه که مام در جریان قرار بگیریم.» یک یا دو‌ روز قبل استوری کردین: «اولین راه برای فهمیدن میزان هوش یک حاکم، نگاه کردن به آدم‌هایی‌ست که اطراف او هستند» منظورتون از این استوری چی بوده؟ ما چطور باید این استوری رو به چیزی غیر از آنچه از اون بر میاد تعبیر کنیم؟ با این اوصاف باید شما رو جزو کدوم یک از دو دسته‌ای که دو سال قبل اشاره کردین قرار بدیم؟ اگر فکر میکنید گزینه سومی هست بیاین به ما هم بگین لطفا، که ما هم در جریان قرار بگیریم! جواب ما هیچ، جواب علی کریمی دو سال قبل رو بدین حداقل. سپاس.

صبح آزادی

29,034 görüntüleme • 3 ay önce

با توجه به نزدیکی ماجرای نهایی و تاکید رضاشاه دوم برای آمادکی مردم ایران، مجبور به بازخوانی این موضوع شدم! چرا رضاشاه تاکید داره این‌بار فرق داره؟! در پیام چند روز پیش، نتانیاهو کاملا هوشمندانه همه چیز را لو داد! به همین ۱دقیقه و ۲۵ثانیه! خوب دقت کنید چون نتانیاهو خیلی خیلی دقیق واژگان رو پشت هم چیده: ۱- من و ما و اسرائیل جنگ نمی‌خوایم! شما مردم ایران هم که جنگ نمی‌خواید! جمله آشنا نیست؟! پس کی جنگ می‌خواد؟ بله دیکتاتورهای رژیم! نمیگه دیکتاتور رژیم! جمع می‌بنده! یعنی کل رژیم! این یعنی چی که هم رضاشاه دوم و هم اسرائیل و هم ترامپ تاکید دارند؟! این یعنی مردم ایران نباید قربانی این جنگ رژیم اسلامی شوند و نمی‌شوند! یعنی اگر رژیم تسلیم نشه و حکومت رو واگذار به مردم نکنه، تک تک مهره‌های رژیم را خواهند زد و نه مردم. ۲- نتانیاهو میگه: اما خبر خوبی هست! رژیم هر روز ضعیف‌تر و اسرائیل هر روز قوی‌تر میشه! خوب دقت کنید! داره با مردم ایران صحبت می‌کنه! چرا قوی شدن اسرائیل باید خبر خوبی برای مردم ایران باشه؟!!! بله! یعنی ما پشت شما هستیم و رژیم را ضعیفتر می‌کنیم. خب ضعیف‌تر می‌کنیم که چی بشه؟! حالا می‌ره سراغ اصل مطلب!!!! ۳- میگه رژیم از شما مردم بیشتر از اسرائیل می‌ترسه! میگه برای همین شمارو در بالاترین حد ممکن سرکوب کرده! میگه امیدتون رو از دست ندهید! و اینجا یک نکته امنیتی شاهکار میگه: «من زمزمه‌ها رو می‌شنوم! زن زندگی آزادی!» زن زندگی آزادی چی بود؟! بله خیزش مردم! به عبارتی نتانیاهو داره میگه که ما قوی‌تر هستیم و با شما! امیدتون رو از دست ندهید و زمزمه‌هایی که می‌کنید (نتانیاهو بزن بقیه‌اش با ما!) شما هم مثل زن زندگی آزادی بریزید بیرون! ۴- و اما اینجا یک تاکید موکد داره برای مردم ایران! میگه امیدتون رو از دست ندهید، چون اینبار نه تنها اسرائیل که کل دنیا پشت شما خواهند بود تا رژیم رو نابود کنید. ۵- پس از نکات بسیار مهم بالا، آینده ایران رو برای مردم ایران درصورت انقلاب مجدد، تصویر می‌کنه که ایرانی با کمک ما و کل جهان می‌سازیم سراسر رفاه و اعتبار و افتخار. پس مردم ایران؟! درنگ نکنید! زمان که رسید، زن زندگی آزادی! مثل ۳ سال پیش بریزید بیرون. پایان. جیمز سرباز پادشاهی ایران #KingRezaPahlavi

JamesDean

25,455 görüntüleme • 1 yıl önce

سروش دباغ، توله فرج دباغ(عبدالکریم سروش) تازگیا راه افتاده تو کلابهاوس اتاق به اتاق میره و با تکرار یه استدلال تکراری، به خیال خودش به کسانی پاسخ میده که جنگ رو به عمل جراحی برداشتن یک غده سرطانی(ج‌ا) از بدن بک بیمار(ایران) تشبیه کرده‌ان که باید درد و خونریزیش رو تحمل کرد تا بهبود پیدا شخ. او میگه چطور مردمی که خارج تز کشور و دور از بمبارانها هستند برای مردم ایران تصمیم میگیرن. وقتی بهش گفته میشه ایرانیان خارج از کشور فقط پژواک صدای مردم داخل هستن، او میگه در کل تظاهرات داخل در ۱۸ و ۱۹ دی فقط ۲ تا ۳ میلیون نفر به خیابون اومدن، وقتی بهش گفته میشه اولن بیشتر از این بوده پ دومن دهها هزار نفر رو کشته حکومت و بدیهتن همه ۹۰ م نمیتونستن تو خیابون بیان، طفره میره و میگه از کجا معلوم که جنگ خواسته مردم ایران باشه. جر و بحث کردن با چنین مزبله‌هایی بیفایده است. تنها پاسخ به کسانی چون او اینه: تو هم نمیدونی خواسته مردم چیه. به جای زر زدن، اگر عرضه داری برو اینترنت رو آزاد کن که صدای مردم به گوش برسه. اگر عرضه این کار رو نداری(که نداری) برو جنگو متوقف کن! همونقدر که ایرانیان خارج از کشور میتونن جنگ راه بندازن(که نمیتونن) توی مخالف هم میتونی متوقفش کنی(که نمیتونی). جر و بحث کردن با چنین جرثومه‌هایی فقط استهلاک انرژیه. یادآوری: این ترهات این بی‌وجود درباره کتلت سلیمانیه.

Mehdi

54,572 görüntüleme • 5 ay önce

#اسلام_اتمی! این شخص نه بلوف میزنه و نه توهم زده، فقط به چیزی باور داره که در ذهنش حقیقت مطلق شده، دقیقا مثل همون یارو هندوی هندی که چندی پیش باور کرده بود میتونه از صخره ها بدون تجهیزات بپره و پرواز بکنه، بلافاصله با قدم اول هم سقوط کرد و جنازه اشو اون پایین با کاردک جمع کردند، این شکل جهادگر همون تفکر هست که اتفاقا کشته شدن و از بین رفتن این پیزوری ، نوع دیگه ای از پیروزی هست! اگر با دقت به رفتار و کلامش توجه کنیم، خیلی آشنا میزنه که طی حدود این ربع قرن گذشته یعنی از سال ۲۰۰۱بسیار دیدیم، شکلی دیگه از داعش در عراق و سوریه و طالب در افغانستانه، شکل دیگری از جبهه النصره و سایر گروه های افراطی و جهادی در دنیا که معتقده باید جهان از کفار پاک بشه و سپس سراغ خلوص در اسلام محمدی بروند، یعنی بر حق بودن خودشونو بر خودشون به اثبات برسونند و بین شیعه و سنی، بین ۶ امامی و هشت امامی و در نهایت بین رهروان انواع مجتهدین اونقدر بجنگند تا نهایتا احتمالا چهار پنج نفرشون بر روی زمین باقی بمونند«در اینجا شاخه ی شیعه ی عثنی عشری، بر دوش خود تکلیف میبینه که پرچم رو برسونه به دست مهدی با لقب صاحب الزمان به هر قیمت و هزینه ای» توجه داشته باشید که آزادی مکه گزینه ی جدید هست پس از سقوط امریکا و نماز در کاخ سفید و حراج باکینگهام! تفکری که روزی به بهانه ی آزادی کربلا و سپس قدس آغاز شد و امروز هم بفکر فتح مکه است! نمیخوام از ایدئولوژی و مکاتب مختلف تکرار مکررات کنم و مستقیم به سراغ هدف در این نوشتار میرم: حالا تصور کنید به این تفکر #بمب_هسته_ای هم داده بشه، یعنی یه مشت دیوانه ی بی رحم که خودشونو مامور الله میدونن و بخاطر عجله ای هم که در پاکسازی دنیا دارند، منتظر ظهور مهدی هم نمیمونند و طبیعتا اون رو #هم تعطیل و اومدنشو رو کنکل! میکنند و خودشون دست بکار میشن و در عرض یک هفته(نه بیشتر) دنیا رو به خرابه ای بدل میکنن که حداقل تا ۳۰۰ سال هیچ گیاهی بر روی این کره ی خاکی رشد نمیکنه! تفکری آمده از ویرانگری که هیچ سهمی در آبادی هم ندارد و به عنوان مثال: در طی ۵۰ سال گذشته سهم جغرافیای اسلام با جمعیت ۱ میلیاردی و اغلب مصرف کننده از اختراعات در پیشرفت و توسعه ی ابزار و روش های پزشکی و یا در رفاه و تکنولوژی و صنعت ساخت ماشین ها(در اینجا دستگاه مد نظر است) و همچنین احیاء طبیعت و محیط زیست آسیب خورده و یا صنعت هوا و فضا چه میزان بوده؟ به غیر از #مستعان۱۱۰ !!!! 🖊️جلال جنتی #پسرعاقل_نوح

پسر عاقل نوح

13,072 görüntüleme • 20 gün önce

«درود یه اتفاقی امروز ۱۷ اسفند بعد از ظهر ساعت ۱۵:۴۰. در معاینه فنی صبا زنجان افتاد که باید هشدار جدی به مردم داده بشه: • تعطیلات رسمی کتلت شدن موشعلی تموم شده و مردم برای کارهای عقب افتاده، به مراکز خدماتی و اداری رفتن، بدون اطلاع/توجه از/به هشدارها • یک لانچر دو روز پیش بین کامیونهای پایانه بار در جوار معاینه فنی پارک بوده. پس از اعتراض راننده ماشینهای سنگین، منتقل شده به سوله‌ی معاینه فنی صبا در عوارضی اتوبان زنجان-قزوین، پشت پلیس راه. • امروز حدود ساعت ۱۵:۴۰ اسرائیل/آمریکا این لانچر رو هدف گرفتن و انفجار مهیبی در حالی که مردم هنوز حضور داشتند اتفاق افتاده تعداد ۸ نفر از مردم عادی کشته شده اند که تنها پیکر یک نفر قابل شناسایی بود. این یک نفر بدلیل سکته مغزی در محل فوت کرده است، بقیه پیکر ها به گفته مخاطبان پیج من، پودر شده اند. • خسارت سنگینی به مغازه و ساختمان ها در شعاع ۵۰۰ متری وارد شده است. تعداد زیاده مغازه دار در عوارضی زنجان-قزوین وجود دارد. • بلافاصله بعد از انفجار، قبل از اورژانس و آمبولانس، نظامیان با سه تویوتا هایلوکس مجهز به دوشکا در محل حاضر شده و از فیلمبرداری و عکاسی مردم جلوگیری کرده اند»

مملکته

25,884 görüntüleme • 5 ay önce

‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️ مجری: مثلاً ۴۰۱ و ۴۰۴ رو نگاه می‌کنید، ۴۰۱ حتماً مدنی‌تر و انجمنی‌تره به نسبت ۴۰۴. نیست این‌طوری؟ سعید مدنی: نه. نه، به نظر من، اولاً که این پیوند و مسیر تحولات اجتماعی، درسته که افت‌وخیز داره، درسته که سینوسیه، اما یک سوگیری عمده‌ای هم داره. چرا باید ۴۰۴ رو، یعنی اعتراضات دی‌ماه رو می‌گی؟ اعتراضات دی‌ماه رو مثلاً در مقایسه با اعتراضات مهسا، چرا باید تفکیکش کرد؟ در وهله اول، وقتی از اعتراضات دی‌ماه صحبت می‌کنیم، باید ششم تا ۱۷ دی‌ماه رو از ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه متمایز کنیم. اگه اعتراضاتِ به‌اصطلاح ۴۰۱، یعنی «زن، زندگی، آزادی» و جنبش «زن، زندگی، آزادی» رو به جان‌باختن مهسا تقلیل بدیم، همون‌قدر هم می‌تونیم اعتراضات دی‌ماه رو به فراخوان ۱۸ و ۱۹ دی تقلیل بدیم. در حالی که اعتراضات مهسا، جنبش مهسا، حاصل یک منازعه و یک ناجنبش زنان در ایران بود که اونجا خودش رو به نحو احسن نشون داد. تونست ۱۰۰ روز توی خیابون مقاومت کنه. تاکتیک‌هاش تا حد زیادی از تاکتیک جنبش‌های قبلی، اعم از جنبش ۹۶ و جنبش سبز تبعیت می‌کرد. شعارهاش بر مبنای نوعی خردگرایی و تجربه تاریخی سوار شده بود و بنابراین تونست این مسیر رو ۱۰۰ روز هم ادامه بده. توی دی‌ماه هم، از ۶ تا ۱۷ دی، شما همون خصلت‌ها و همون تاکتیک‌ها رو می‌بینید. جمعیت میاد توی خیابون. حالا این دفعه مثلاً از جمهوری شروع میشه، پاساژ علاءالدین و اون منطقه، که ترکیبی از طبقه متوسط و دست‌فروش‌هاست، و بعد آرام‌آرام گسترش پیدا می‌کنه. خود اینکه چجوری این‌ها توی اون فضای جنگی و امنیتی یک‌دفعه جمع میشن و بعد بلافاصله به‌صورت وسیع در سطح ملی گسترش پیدا می‌کنه، قابل توجهه. حتی خیلی بیشتر از مهسا، تقریباً دو برابر مهسا. این اتفاق تا ۱۷ دی چجوری میفته؟ این رو باید مرتبط بدونیم با پتانسیل‌هایی که جنبش‌های قبلی ایجاد کردن، شبکه‌های اجتماعی‌ای که از اون موقع شکل گرفته، نقش نیروها و گروه‌های غیررسمی‌ای که از اون زمان وجود داشتن و حتی ذهنیتی که از اون تجربه باقی مونده بود؛ اینکه میشه آمد، اعتراض کرد و توی خیابون حضور پیدا کرد. همه این‌ها ظرفیتی ایجاد کرده بود که توی ۶ تا ۱۷ دی تقریباً همون مسیر طی بشه. اما توی ۱۸ و ۱۹ دی یه اتفاقی میفته؛ یه فراخوان داده میشه. این فراخوان مبتنی بر فهم واقعی از وضعیت ایران نیست، فهم واقعی از جنبش‌های اجتماعی ایران نیست، فهم واقعی از ساختار حاکمیتی ایران نیست و مبتنی بر خرد جمعی داخل هم نیست. بر اساس یک تحلیل غلط و به‌صورت غیرمسئولانه فراخوان داده میشه. اون فراخوان همراه خودش فرهنگ خودش رو هم میاره. یعنی تاکتیک‌هایی رو ترویج می‌کنه که در امتداد تاکتیک‌های قبلی نیست؛ مثل اینکه حمله کنید به مراکز نظامی، مساجد رو آتش بزنید یا چیزهایی از این قبیل. حتی من نمی‌خوام بگم سطحی که این تاکتیک‌ها تونستن عملی بشن خیلی گسترده بود. اتفاقاً خیلی محدود بود و اصلاً قابل توجه نیست. اما چیزی که تونست ایجاد کنه، یک گسست در ۱۸ و ۱۹ دی با قبل از اون بود. چون به نظر من، اگر با همون منطق ۶ تا ۱۷ دی اون اعتراضات ادامه پیدا می‌کرد، حتی می‌تونست روی جنگ تأثیر بذاره، روی تحولات آینده ایران تأثیر بذاره و حتی روی تصمیمات موجود اثرگذار باشه. ولی انگار از طریق اون فراخوان، یک پاس گل به اقتدارگرایی ایران داده شد و این گسست در نهایت مشکلاتی ایجاد کرد.

آرش یوسفی -ARASH

69,686 görüntüleme • 12 gün önce

در واقع، من خواستار مشارکت کل جهان هستم. آمریکایی‌ها اگر گفتند می‌توانند نظامی اقدام کنند باید این کار را بکنند اگر اروپا راه دیگری دارد، باید از ایرانیان حمایت کنه. و نباید فراموش کنیم که نتانیاهو هم گفت: بدون مردم ایران نمی‌شود رژیم را سرنگون کرد. ما به مردم ایران نیاز داریم که این کار را بکنند و من موافقم. اما وقتی مردم آنجا هستند به آن‌ها قول دادند که از آن‌ها محافظت می‌کنند این محافظت باید وجود داشته باشد به هر شکلی که ممکنه. چون اگه محافظتی نباشه، چرا رژیم تو سه روز سی هزار نفر رو کشت؟ می‌تونه تو سه روز سه میلیون نفر رو بکشه. خب پس، همه ایران میان تو خیابون‌ها و کشته می‌شن. پس هیچی عوض نمی‌شه. آیا می‌خواهیم یک دموکراسی سکولار در ایران داشته باشیم که متحد اسرائیل و غرب باشد، یا نه؟ این سؤالی است که باید امروز از خودمان بپرسیم. و اگر می‌خواهیم، که مطمئنم اسرائیل می‌خواهد، مطمئنم غرب و آمریکا می‌خواهند، پس باید واکنش نشان دهند. هر طور که می‌توانند، باید اقدام کنند. وگرنه، مردم ایران، میلیون‌ها نفر کشته می‌شوند و هیچ چیز تغییر نمی‌کند. -هیچ واکنشی از سازمان ملل نیست، فعلاً هیچ جلسه‌ای در شورای امنیت برگزار نشده. می‌دانم شما به ما گفتید، اطلاعات قطره‌چکانی از ایران می‌رسد چون رژیم اسلامی اینترنت را قطع کرده است. آیا می‌دانید تظاهرات با وجود کشتارهای رژیم همچنان ادامه دارد؟ چطور انتظار دارید مردم وقتی در کیسه‌های زباله دنبال جسد فرزندانشان می‌گردند، به خیابان‌ها بیایند؟ ما اینجا، حتی وقتی در ایران زندگی نمی‌کنیم، عزادار هستیم. فرزندان ما هزاران نفر در کیسه‌ها کنار هم هستند و والدینشان، در کیسه‌های سیاه دنبال پیکر فرزندانشان می‌گردند و هر بار که کیسه‌ای را باز می‌کنند، باید چهره عزیزشان را جستجو کنند. چطور انتظار دارید مردم هنوز در خیابان باشند وقتی می‌دانند شاید دنیا خواب است؟ و می‌دانم که دنیا خواب نیست. من مطمئنم، کاملاً مطمئنم که آنها اقدام خواهند کرد. اما الآن وقتش است چون نمی‌توان از مردم خواست بدون نتیجه بیشتر خون بدهند. می‌توان گفت: به خیابان‌ها بروید، اما اگر هدفی هست، می‌خواهیم این رژیم را سرنگون کنیم. ما قدرت خود را می‌دانیم، آماده‌ایم همه چیز را فدا کنیم. من حاضرم جانم را برای این هدف بدهم، مثل میلیون‌ها نفر دیگر، اما بدون نتیجه، اینطور به خیابان نمی‌شود رفت. i24NEWS Français #IranMassacre #FreeIran

Darya Safai MP

20,279 görüntüleme • 7 ay önce

مهسا ناصری، خواهر رضا ناصری (حمیداوی)، با انتشار متنی در اینستاگرام جزئیات تازه‌ای از چگونگی کشتن برادرش ارائه کرده است. بر اساس این روایت، رضا ناصری، جوان ۲۱ ساله، بامداد ۵ تیر ۱۴۰۴ در یک منطقه شلوغ در آبادان هدف شلیک گلوله کلاشینکف از سوی سه نفر از نیروهای بسیج قرار گرفت و کشته شد؛ آن هم «بدون علت و دلیل». به گفته خواهرش، رضا برای پرستاری از پدربزرگ و همچنین کمک به خواهرش برای خرید جهاز در تاریخ ۴ تیر به آبادان رفته بود. شب آخر سفر، او به همراه خواهرش برای خرید از خانه خارج می‌شود، خواهرش را به خانه عمه‌اش می‌رساند و سپس برای دیدار با دوستانش به منطقه امیرآباد، در نزدیکی پیتزا «ان‌سی»، می‌رود. در همین محل، به نوشته مهسا ناصری، نیروهای بسیج به شکل «ناجوانمردانه» به او حمله کرده و در حالی که رضا پشت فرمان خودرو بوده، با شلیک مستقیم یک گلوله او را می‌کشند. این در حالی است که به گفته خانواده، خودروی مورد ظن نیروهای بسیج پژو ۲۰۷ با پلاک شهرستان بوده، اما آنها خودروی ام‌وی‌ام ۵۵۰ رضا ناصری را بدون هیچ ایست یا اخطاری هدف قرار داده‌اند. بر اساس این روایت، حدود دو ساعت پس از کشتن رضا ناصری، عاملان حادثه برای «صحنه‌سازی» به محل بازمی‌گردند و تایرهای جلو خودرو را با جسم تیز پاره می‌کنند. مهسا ناصری همچنین نوشته است که به خانواده پیشنهاد پرداخت دیه دو برابر داده شده، با این استدلال که رضا ناصری در روز اول محرم کشته شده است، اما پدر، عموها و طایفه او این پیشنهاد را رد کرده‌اند. به گفته بزرگان خانواده، «خون رضا، جوان بی‌گناه، با پول خریدنی نیست». به گفته خواهر رضا ناصری، قاتل تنها دو هفته بازداشت بوده و سپس با «وثیقه‌ای ناچیز» آزاد شده و بعد از آن در یکی از حوزه‌های بسیج پنهان شده است.

اتاق خبر منوتو

19,356 görüntüleme • 8 ay önce

بخش هایی از مصاحبه ی صدیقه وسمقی: ‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️ مجری: الان آقای پهلوی به عنوان چهره آلترناتیو در خارج از ایران مطرح شده و در داخل ایران هم پایگاه اجتماعی داره؛ حالا کم یا زیاد اندازه‌اش، درصدش رو نمی‌دونیم، ولی به هر حال صحبت‌های خود ایشونم اینه که منو در خیابان‌های ایران صدا کردن و خب به هر حال شعارهایی هم بود که در حمایت از ایشون بود. این چقدر این هم‌بستگی می‌تونه در بین داخل و آقای پهلوی اصلاً اتفاق بیفته؟ وسمقی: ببینید مشکلی که وجود داره این هست که جریان طرفدار آقای پهلوی، جریان پادشاهی‌خواهه‌. ببینید نظام پادشاهی، ما ازش سال ۵۷ عبور کردیم. نهاد پادشاهی و نهاد روحانیت، دو نهاد سنتی هستند که همیشه در طول قرن‌ها و هزاره‌ها با همدیگه رقابت داشتن. دو تا قدرت بودن که همیشه با همدیگه رقابت کردن، گاهی با هم سازش کردن، قدرتو تقسیم کردن، گاهی یکی قدرتو به دست آورده. خب ما به نظرم دیگه الان بعد از جمهوری اسلامی باید از این دو نهاد سنتی که هر دو هم در واقع نهادهای استبدادی هستن، باید بتونیم عبور بکنیم.ما سال ۵۷ از نهاد سلطنت عبور کردیم، گذاشتیمش کنار؛ هرچند از استبداد عبور نکردیم. خب نهاد روحانیت که در کمین بود و رقیب نهاد پادشاهی بود، قدرتو به دست گرفت و مردم ایران در اون زمان هنوز اون توانمندی رو برای اینکه نهاد روحانیت رو هم مثل نهاد سلطنت کنار بذارن و پس بزنن، نداشتن. این توانمندی به تدریج به وجود اومده و الان مردم می‌خوان که این نهاد سنتی استبدادی رو هم کنار بذارن. حالا طرفداران آقای پهلوی پادشاهی‌خواهند. نهاد پادشاهی یک نهاد سنتیست؛ هیچ‌وقت انتخابی نبوده، هیچ‌وقت دموکراتیک نبوده. یک نهادیست که خب می‌دونین، شما در تاریخ نگاه کنین در ایران و همه نقاط جهان، پادشاهان با زور اومدن. هر سلسله‌ای اومده، سلسله دیگری رو با زور کنار گذاشته و خودش نشسته و هیچ‌وقت مردم دخالتی نداشتن که مثلاً بیان و پادشاهان رو انتخاب بکنن. من تعجب می‌کنم که بعد از این تجربه‌های فراوان و رنج‌های فراوان، خون‌های زیادی که ما دادیم، ما می‌خوایم دوباره به جای پیدا کردن یک راه سوم و بنیان گذاشتن یک نهاد سوم، باز بیاییم برگردیم به نهاد پادشاهی که یک نهاد به هر حال کهنه و قدیمیست و ذاتشم استبداد داره. چرا؟ چون متمرکز بر فرده. ما مردم در دوره‌ای الان داریم زندگی می‌کنیم که خواهان حقوق بشریم، خواهان به رسمیت شناختن حقوق فردی هستیم، برای خودمون حق انتخاب قائلیم. چرا باید با اعطای یک قدرت مادام‌العمر به یک فرد، به یک خانواده و به یک خاندان، حق انتخاب رو برای همیشه از خودمون و از آیندگانمون سلب بکنیم؟ اگه نسل بعدی اومدن و گفتن که چرا شما این کارو کردید؟ ما نمی‌خوایم مثلاً این حکومت رو، حکومت فردی رو، چه بهش خواهیم گفت؟ اگر که سال ۵۷ مردم نهاد سلطنت رو کنار گذاشتن و از اون چاه افتادن تو چاه بعدی یعنی باز هم نهاد روحانیت، و حالا می‌خوان اونو کنار بذارن، آیا ما نباید از این تجربه‌ها درس بگیریم؟ به نظر من مردم به خاطر اینکه به استیصال رسیدن، مردم به خاطر عملکرد بسیار ناگوار و ناهنجار جمهوری اسلامی، دنبال یک مفری می‌گردن، دنبال یک راه نجات می‌گردن و خب سرمایه‌گذاری زیادی شده روی آقای پهلوی از لحاظ تبلیغاتی و غیره که ایشون به یک آلترناتیو و بدیل تبدیل بشه. حالا خیلی‌ها هم تصورشون اینه که میشه به این ترتیب از جمهوری اسلامی گذر کرد. اما کسانی که نظام پادشاهی رو نظام مناسبی برای آینده ایران نمی‌دونن، نمی‌تونن کنار این جریان بایستن. کسانی که خواهان استقلال ایرانن و نمی‌خوان که یک حکومت به وسیله قدرت‌های خارجی بر مردم ایران تحمیل بشه، نمی‌تونن کنار این جریان بایستن. این جریان متأسفانه این مشکلات رو داره. من می‌دونم ممکنه از این حرفای من هم این افراد ناراحت بشن، اما ما به فکر ایران و نجات ایران هستیم. به نظر من ما همهمون سرمایه‌هامون رو باید صرف ایران بکنیم نه اشخاص. خب اگر اشخاصی به آقای پهلوی علاقه دارن، در آینده وقتی که نظامی برای ایران، به قد و قواره ایران برای دموکراسی و آزادی در ایران به وسیله اندیشمندان و نخبگان این کشور ترسیم شد، تعیین شد، هر کسی بیاد انتخاب بشه توسط مردم برای یک مدت موقتی اداره کشور رو به دست بگیره، ولو آقای پهلوی باشه، دیگران باشن، به انتخاب ملت. خب این اشکالی نداره. ولی اینکه به خاطر علاقه به یک شخص یا به یک خانواده ما بیاییم یک نظام سیاسی برای ایران تعریف بکنیم که ممکنه آیندگان باز هم مخالفت بکنن و ایراد بگیرن و اونا به دردسر بیفتن، من این رو مناسب نمی‌دونم. من همیشه این جمله رو میگم که ما باید ساختار سیاسی آینده ایران رو به قد و قواره این کشور ببریم و بدوزیم، نه به قد و قواره یک شخص و فرد. ۱/۲

آرش یوسفی -ARASH

32,920 görüntüleme • 6 ay önce