正在加载视频...

视频加载失败

عمری فریب‌خورده‌ی صیاد با ادب آزارگر، قاضی و جلادِ با ادب با ژست‌های سستِ «مدارا کنیم ما» بالارونده از تلِ اجساد ِ با ادب در شطِ خون مسامحه‌گرها محقرند! اینان مبادیان ِ به آدابِ دیگرند هر قدر مدعی! همان‌قدر مفتضح! بی‌نقص‌تر نقاب، درون اهرمن‌ترند! خشمت به حکمِ این مبلغان...

205,471 次观看 • 9 个月前 •via X (Twitter)

0 条评论

暂无评论

原始帖子的评论将显示在这里

相关视频

در بیش از پنجاه سال گذشته وطن ما در آتش جنگ میسوخت و آیدیالوژی های وارد شده افکار ما مردم افغانستان را اشغال و اغفال کرده بود و ما دشمن برادران خود شده یک دیگر خود را از بین میبردیم دوست را دشمن و‌دشمن را دوست فکر میکردیم و شما تماشاگر بودید از بدبختی ما افغانها لذت میبردید مانند که در جنگ بین غزه و دشمنان شان بیننده هستید لذت میبرید تجارت و سیاست میکنید ! در زمان جنگ های داخلی افغانستان من کودک‌ بیش نبودم و تمام کودکی من و همثال من در بدبختی و‌جنگ سپری شد با دیدن اشکهای والدین و با کوچ کشی از یک شهر به شهر دیگر سپری شد اما در آن ایام در یک طرف دیگر از بزرگترین قاتل مردم کابل و مردم مظلوم افشار احمد شاه مسعود در پارلمان اروپا تقدیر و خوش آمدید گفته میشود آن زمان از مسعود نپرسیدند که چرا اینقدر انسانها را به شهادت رساندی ؟ نتنها که این سوال را نکردند بلکه از آن شخص در کشور شان و جهان قهرمان ساختند ، هیچ مشکل با مسعود نداشتند چون مسعود در مقابل دشمن امریکا مبارزه میکرد و در جنگ نیابتی امریکا بر علیه شوروی وقت سهیم بود ، در حالیکه در حقیقت از مسعود هم خوش نبودند چون هیچ کسی از غلام خوش شان نمیاید ! برای ما مردم افغانستان شکست روسیه و شکست امریکا یکسان است هر دو اشغالگر بودند و ملت ما را کشتند و بیچاره کردند ما از شکست ننگین هر دو این کشور ها در مادر وطن خود خوشحال هستیم و با خط زرین در جریده تاریخ وطن خود مینویسیم و افتخار میکنیم که پوز اشغالگران را افغانها به خاک مالیدند ، برای فرزندان خود داستانهای قهرمانان و غازیان این اشغال را قصه میکنیم و همچنان میگوییم که این ملت ها بودند که فرزندان شان قربانی شدند چه فرزند مادر افغان باشد و یا فرزند مادر امریکایی و یا روسی ! اگر اروپا از مسعود پزیرایی میکند مبنی بر شکست روسیه پس از امارت اسلامی چرا خوش شان نمیاید مبنی بر شکست آمریکا و ناتو ؟ در اینجا ما دگانگی پارلمان اروپا و سازمان ملل و دیگر بنیادهای حقوقی را شاهد هستیم و همچنان برای نسل های آینده خود این چشم دید های خود را انتقال میدهیم تا دوست و‌دشمن های خود را بشناسند ، خطاب من جمیل قادری سفیر صلح مردم افغانستان و یک شخص بی طرف که با هیچ کشور و یا گروه وابسته نیستم بجز مردمم و کشورم برای تمام این سیاسیون داخلی و خارجی این است که دست از سر ما افغانها و کشور ما بردارید بگذارید ما از صلح که به وطن ما آمده لذت ببریم و زندگی کنیم ، اینکه در صلح وطن من بی عزتی شما نهفته است مشکل ما نیست بلکه تصامیم نادرست است که خود تان گرفته بودید و باید معذرت بخواهید ! به نظر شما آیا ما افغانها حق زندگی کردن آرام را در کشور خود نداریم ؟ این پارلمان اروپا یا سازمان ملل و در کل عده خارجی ها است که باید برای ما تعیین تکلیف بکنند که ما افغانها چگونه زنده گی کنیم ؟ پیشنهاد من برای این سازمانهای دروغین این است که به هیچ وجه شما نمیتوانید بالای مردم افغانستان حکومت کنید و خواست های نا مشروع و قوانین کشور خود تان را بالای افغانها تطبیق کنید ، قانون تان برای خود تان مبارک ما هر زمانیکه به مشوره نیاز داشتیم میتوانید با اجازه خود ما به ما مشوره بدهید در غیر صورت ما افغانها را به حال خود ما رها کنید ، ما دوست شما هستیم چرا ما را دشمن فکر میکنید ؟ دیگر ما افغانها نمیگذاریم بالای ما جنگ را تحمیل کنند و بالای خون مردم افغانستان تجارت کنند ، امیدوار هستم در مورد ایستاده گی افغانها در مقابل دشمنان وطن شان کمی مطالعه کنید و بگذارید افغان ها با رسوم و فرهنگ خود زنده گی کنند ، هر زمانی در موارد داخلی کشوری شما از طرف حکومت و یا اتباع افغانستان دخالت صورت گرفت آن زمان حق با شما خواهد بود و حق دارید از خود دفاع کنید اما هیچ وقت کوشش نکنید که مدافع افغان ها شوید چون ما شما را میشناسیم که به خاطر دو سنت پنج دقیقه به یک سوپر مارکیت دورتر از خانه تان قدم زده میروید ! اگر شما کدام مشکل با حکومت فعلی دارید چرا پای ما مردم افغانستان را در میان میکشید و ما را تحریم کرده اید ؟ پیام من برای سازمان ملل و پارلمان اروپا این است که شما با من و امثال من که قربانی این سیاست های هستیم صحبت کنید و مشوره بگیرید نه از احمد مسعود و امثال شان که دست شان به خون پدرم و ملت افغانستان آغشته است ! اگر چنین نمیتوانید پس مشوره من برای شما این است که به خود بیایید و به هر دوغ مگس نشوید ! عزیزان به لطفا این متن را به انگلیسی ترجمه کرده برایم بفرستید !

Jamil Qadery جمیل قادری

23,304 次观看 • 1 年前

دورویی گویی در طیف سلطنت‌طلب فراگیر شده است: کمتر کسی از ایشان بوده است/دیده‌ام، به ویژه دوآتشه‌هایشان، که خلوت و جلوتش یکی باشد. بیشتر ایشان در گفت‌وگوهای خصوصی چنان که اینجا هم از دهان آویده مطمئن‌فر (که اتفاقا در کوران نامزدی برای پارلمان کانادا از سوی Conservative Party در Oakville, Ontario به سر می‌برد) شنیدید، به صراحت از مسایلی چون "دیوانه بازی" رضا پهلوی و اینکه مشتی "آت و آشغال" دور خود گرد آورده سخن می‌گویند و در این باره، و اینکه یاسمین پهلوی (به تعبیر خانم مطمئن‌فر، "این زنک دیوانه") را احتمالا رژیم به دامان رضا پهلوی گذاشته است، تحلیل‌های غرا می‌دهند؛ اما پای منافع شخصی‌شان که به میان بیاید (که قدرت تشخیص همان منافع را هم ندارند) به اعلام "خاکساری" می‌افتند. پرسش پیش روی ما اینست که آیا باید چنین تزویرگرانی را به حال خود رها کنیم تا به‌سان"مجید جوهری‌" های جدید با نقاب سلطنت‌طلبی، منت جاه‌طلبی‌های شخصی و دورویی خود را بر سر مردمان ستمدیده اما سربلند و آزادی‌خواه ایران بنهند؟ به باور من، مسوولیت اخلاقی و میهنی پاسخ روشنی در پیش می‌نهد: دروغ و تزویر، سم مهلکی‌ بوده است و همچنان خواهد بود برای سپهر سیاسی/مبارزاتی، چه در/برای ایران و چه هر جغرافیای سیاسی دیگر. خانم مطمئن‌فر ادعا کرده است که این پیام‌ها با AI جعل شده است. برای آگاهی عموم از میزان دورویی و نفاق نهادیده در جریان سلطنت‌طلبی و چنین جرثومه‌هایی، همین‌جا اعلام آمادگی می‌کنم که در راستی‌آزمایی پیام‌ها از سوی هر کارشناس صاحب صلاحیت همراهی کنم تا "سیه روی شود هر که در او غش باشد" این هم وبسایت خانم مطمئن‌فر که می‌گوید "اصلا نمی‌خواهد از کامیونیتی ایرانی بشنود" و "اصلا کاری با آن ندارد" (البته به جز وقتی که طلب رأی از ایشان دارد؛ که اتفاقا آن زمان خیلی طلب‌کار هم می‌شود) voteavideh[dot]ca #جاوید_ایران Pierre Poilievre #دورویی #سطل #نفوذ #IRGCterrorists

Masood Masjoody | مسعود مسجودی

62,339 次观看 • 2 年前

مصاحبه کامل رویترز با شاهزاده ناکام، رضاپهلوی 📷📷📷📷📷📷📷📷📷 خبرنگار: رضا پهلوی، خوش آمدید. ممنون که امروز در پاریس با رویترز صحبت می‌کنید. در طول چهار ماه گذشته، ما با بیش از ۵۰ نفر، از جمله هشت نفر از همکاران فعلی و سابق شما، برای تهیه گزارشی درباره شما مصاحبه کرده‌ایم. مخاطبان ما همیشه از اینکه سوژه گزارش ما با پاسخ دادن به سوالات موافقت می‌کند، سود می‌برند. پس باز هم ممنون. رضا پهلوی: ممنون که این فرصت را به من دادید. خبرنگار: حتماً. پس اولین سوال من این است: شما در اروپا و ایالات متحده مشغول کمپین بوده‌اید، سخنرانی کرده‌اید، بودجه جمع‌آوری کرده‌اید و با مقامات منتخب برای رهبری یک دولت انتقالی در ایران دیدار کرده‌اید. با این حال، به نظر نمی‌رسد دولت ترامپ از شما حمایت کند. با توجه به همه اینها، مسیر شما برای بازگشت به ایران چیست و فکر می‌کنید تغییر رژیم در چه زمانی می‌تواند واقعاً محقق شود؟ رضا پهلوی: این کمپین ۴۶ سال پیش به عنوان یک ماموریت مادام‌العمر برای آزادی ایران آغاز شد و هرگز موضوع شخص من نبوده است. این درباره مردم ایران و حق آنها برای تعیین سرنوشت‌شان بوده است که دقیقاً تمام موضوع همین است. این وظیفه یک دولت خارجی نیست که تصمیم بگیرد چه کسی یا چه چیزی باید جایگزین برای ایران باشد. این بر عهده مردم ایران است. من هرگز از هیچ رهبر یا دولتی درخواست هیچ‌گونه تاییدیه‌ای نکرده‌ام. تمام ماموریت من در زندگی، و بارها و بارها آن را گفته‌ام، این است که اطمینان حاصل کنم مردم ایران در آینده این فرصت را خواهند داشت که تعیین کنند عملکرد دوره گذار پس از فروپاشی رژیم چه خواهد بود؛ تا بتوانیم یک مجلس موسسان داشته باشیم که درباره هر شکل نهایی سکولار و دموکراتیکی که مسلماً باید شکل بگیرد بحث کند و به مردم ایران اجازه انتخاب بدهد. خبرنگار: اما از جایی که امروز نشسته‌ایم، فکر می‌کنید تغییر رژیم چه زمانی ممکن است رخ دهد؟ رضا پهلوی: من فکر می‌کنم ما به آن بسیار نزدیک هستیم. دلیلی که این را می‌گویم این است که اول از همه، رژیم در ضعیف‌ترین وضعیت خود در طول ۴۷ سال گذشته قرار دارد. ناگفته نماند از نظر مشروعیت، هرگونه مشروعیت احتمالی باقی‌مانده‌ای را که ممکن بود داشته باشد کاملاً از دست داده است. به این معنا که بسیاری از دولت‌ها در تمام این چهار دهه همیشه از روش مماشات با امید به تغییر رفتار پیروی کرده‌اند و به نوعی به مشروعیت بخشیدن به این رژیم کمک کرده‌اند. خبرنگار: با این حال، اجازه بدهید درباره برخی از اظهارات شما بپرسم. شما در ژوئیه ۲۰۲۴ در کنفرانس ملی محافظه‌کاری در واشنگتن سخنرانی کردید و گفتید: “دوستان من، ما به دنبال مداخله شما نیستیم.” سپس امسال در اواسط فوریه از واشنگتن خواستید به ایران حمله کند و به رویترز گفتید که: “مداخله راهی برای نجات جان انسان‌هاست.” و سپس هنگامی که جنگ آغاز شد، به فاکس نیوز گفتید: “این همان تغییردهنده بازی است که تمام این مدت منتظرش بودیم.” پس چه چیزی باعث شد دیدگاه شما در مورد مداخله بین سال‌های ۲۰۲۴ و ۸ و ۹ ژانویه ۲۰۲۶ تغییر کند؟ رضا پهلوی: وقتی شما با آن سطح از قتل عام زندگی و سروکار دارید، تمام چشم‌انداز مسائل تغییر می‌کند. تا مدت‌ها می‌گفتم ما نیازی به هیچ مداخله‌ای نداریم و بگذارید مردم ایران توانمند شوند. سال‌ها گفته‌ام دیپلماسی کار نمی‌کند و جنگ هم راه‌حل نیست. شما فقط یک راه سوم دارید و آن توانمندسازی مردم ایران است. این چیزی است که من حداقل در ۲۰ سال گذشته در سراسر اروپا و ایالات متحده گفته‌ام. آنچه تغییر کرد، اتفاقی بود که در ۸ ژانویه رخ داد. در آن مورد من گفتم ببینید، این مداخله در واقع می‌تواند به نجات جان‌های بیشتری کمک کند که در غیر این صورت از دست می‌رفتند. بنابراین این واقعاً مسئله تلاش برای محافظت از جان‌های بیشتر در برابر این رژیم است؛ رژیمی که نشان می‌دهد هیچ حد و مرزی در اینکه چقدر حاضر است برای کشتن شهروندان خود پیش برود، ندارد. خبرنگار: ما با یک نماینده کنگره مصاحبه کردیم که شما را فردی خوش‌بیان، فروتن و دارای ویژگی‌های ریاست جمهوری توصیف کرد. اما همان‌طور که مطمئناً می‌دانید، شما منتقدانی هم دارید. من نمی‌خواهم شما را معذب کنم، اما می‌دانید، برخی از افراد اشاره می‌کنند که شما هرگز شغل حقوق‌بگیری نداشته‌اید و فاقد مهارت‌های رهبری حیاتی هستید. اسکات اندرسون، نویسنده کتاب «شاهِ شاهان: انقلاب ایران» گفت که شما در نوعی “حباب سلطنت‌طلبی” زندگی می‌کنید. و نقل قول: “هر آنچه همیشه درباره او از افراد در دیاسپورای ایرانی شنیده‌ام این است که او به نوعی یک فرد بی‌اهمیت و سبک‌وزن است.” به نظر می‌رسد اعتبار اصلی شما وراثت باشد. شما پسر آخرین شاه هستید. پاسخ شما به این چیست؟ مطمئنم برخی از این موارد را قبلاً شنیده‌اید. شما ۴۸ سال است که پای خود را در ایران نگذاشته‌اید. پدر شما پس از یک قیام مردمی علیه حکومت استبدادی‌اش به تبعید رفت. شما فکر می‌کنید چه صلاحیت‌هایی برای رهبری یک دولت انتقالی در ایران دارید؟ رضا پهلوی: خب، اگر یک وکیل تصمیم بگیرد پرونده‌ای را به صورت رایگان و داوطلبانه، pro bono، به عهده بگیرد، آیا این بدان معناست که او شغلی ندارد؟ من این کار را داوطلبانه و به صورت رایگان برای چهار دهه انجام داده‌ام، به عنوان فداکاری من در راه کشورم. من می‌توانستم به راحتی در آن زمان در قاهره، وقتی پدرم فوت کرد، تصمیم بگیرم که بی‌خیال همه‌چیز شوم و بگویم به درک. من می‌توانستم مانند بسیاری دیگر، زندگی، تجارت و کارهای دیگر را دنبال کنم. نه اینکه آنها ارتباطاتی نداشتند، نه اینکه آنها مردمی نداشتند، اما من تصمیم گرفتم به خاطر کشورم در این مسیر بمانم؛ کشوری که فکر می‌کنم از نظر تمدن، از نظر فرهنگ و از نظر آنچه می‌توانند به جهان ارائه دهند، سزاوار وضعیتی بسیار بهتر از این رژیم و این دولت هستند. بنابراین این یک فداکاری شخصی برای یک عمر بوده است. در مورد سابقه کاری، فکر می‌کنم این بخشی از دلیلی است که جوانان امروز در ایران، که من را در این ۴۶ سال دنبال کرده‌اند و دیده‌اند که چه گفته‌ام و چه کرده‌ام، من را با اعمال خودم قضاوت می‌کنند. این هیچ ربطی به گذشته ندارد. بله، من به طور اتفاقی نام پهلوی را دارم و اتفاقاً آن یک نکته مثبت است. این همان چیزی است که مردم در خیابان‌ها شعار می‌دهند. اکنون مردم حق دارند نظر خود را داشته باشند. ممکن است برخی از چهره من خوششان نیاید. ممکن است برخی فکر کنند من باید این کار یا آن کار را انجام دهم. من فقط با افکار و اصول خودم صادق هستم و سعی می‌کنم با آنچه در توان دارم بهترین باشم. تلاش می‌کنم تا جایی که ممکن است عناصری را گرد هم بیاورم که معتقدم می‌توانند در انجام کار به طور همه‌جانبه حمایت‌کننده باشند. این کاری است که من تمام وقت خود را صرف آن کرده‌ام؛ از طریق تعامل با اعضای جامعه خودمان، با دیاسپورا، با مردم داخل ایران و البته بخش خارجی آن. دوستان ایران، کسانی که معتقدند ایران سزاوار زندگی در قرون تاریک نیست، آنگونه که ما زندگی کرده‌ایم، و ایرانی را به یاد می‌آورند که مرفه بود، در حال شکوفایی بود و کمک‌هایشان به هنر، موسیقی، علم و غیره. فکر می‌کنم دقیقاً به همین دلیل است که امروز مردم به خیابان‌ها می‌روند و جان خود را برای آینده‌ای بهتر فدا می‌کنند. شما هرگز نمی‌توانید ۱۰۰ درصد حمایت همه را داشته باشید. همیشه برخی استثناها وجود خواهد داشت، اما فکر می‌کنم در بیشتر موارد من از حمایت گسترده‌ای در داخل و خارج از ایران برخوردارم. خبرنگار: می‌خواهم کمی در مورد چارچوب شما که سال گذشته درباره یک دولت انتقالی منتشر کردید صحبت کنم. این چارچوب خواستار برگزاری رفراندوم در عرض ۶ ماه است که می‌تواند منجر به یک پادشاهی پارلمانی یا جمهوری شود. آیا شما پادشاه شدن را در صورتی که خواست مردم ایران باشد رد می‌کنید؟ رضا پهلوی: خب، من به شما می‌گویم، من برای مقامی نامزد نمی‌شوم. این هرگز دغدغه من نبوده است و می‌دانید، این همچنین به این بستگی دارد که در نهایت چه چیزی به بهترین وجه در خدمت اهداف کشور است. در این مقطع، تمرکز من روی دوره پس از رفراندوم نیست. تنها تمرکز من در حال حاضر باید این باشد و هست که چگونه به آن نقطه نهایی برسیم. یکی از نقش‌های من متحد کردن مردم است. من نمی‌توانم با نمایندگی کردن یک جایگزین از نظر محصول نهایی در مقابل فرآیند رسیدن به آن، مردم را متحد کنم، زیرا این همیشه تفرقه‌انگیز است. به همین دلیل است که به شما می‌گویم، به من به عنوان یک نامزد برای رسیدن به یک مقام نگاه نکنید. به من به عنوان کسی نگاه کنید که راهی به سوی آن آینده برای شما فراهم می‌کند، صرف نظر از اینکه رای نهایی شما چه خواهد بود. خبرنگار: بسیار خب. من می‌خواهم به زودی به مسئله متحد کردن اپوزیسیون برسم، اما می‌خواهم ابتدا روی فعالیت‌های شما در ماه‌های اخیر تمرکز کنم. من با برخی از حامیان مالی شما صحبت کرده‌ام که بخشی از گروهی هستند که بیش از ۳ میلیون دلار به شما و کمپین‌تان کمک کرده‌اند. آنها می‌گویند که به دلایل زیر از شما ناامید شده‌اند: اینکه شما بلافاصله پست رسانه‌های اجتماعی پرزیدنت ترامپ را که گفته بود “ما ایران را تا مرز نابودی بمباران می‌کنیم یا به عصر حجر برمی‌گردانیم” به شدت مورد انتقاد قرار ندادید. می‌دانم که بعداً در پاسخ به سوالات خبرنگاران این کار را کردید، اما بلافاصله پستی درباره آن منتشر نکردید. اینکه شما برخی از خشونت‌های حامیان رادیکال‌تر علیه سایر مخالفان ایرانی و آزار و اذیت آنها را به شدت محکوم نکرده‌اید. همچنین آنها معتقدند که شما برای متحد کردن اپوزیسیون به شدت متفرق ایران به اندازه کافی تلاش نکرده‌اید. آنها همچنین می‌گویند که این مسائل را در تماس‌های خصوصی با شما مطرح کرده‌اند، اما در کمال ناامیدی آنها، شما توصیه‌های آنها را نپذیرفته‌اید. پاسخ شما به این موارد چیست؟ رضا پهلوی: خب، اجازه دهید ابتدا از حامیان مالی شروع کنم. فرض می‌کنم شما به آنها بانیان، benefactors، می‌گویید. من قرار نیست ماموریت را بر اساس انتظارات بانیان تغییر دهم که چون ما به تو پول می‌دهیم، پس باید فلان و بهمان کار را انجام دهی. روش کار این‌طور نیست. خبرنگار: خب، دو مسئله وجود داشت. یکی اینکه شما برای متحد کردن اپوزیسیون به شدت متفرق ایران به اندازه کافی تلاش نکرده‌اید و اینکه آنها این مسائل را با شما مطرح کرده‌اند و شما توصیه‌های آنها را نپذیرفته‌اید. رضا پهلوی: خب، فکر می‌کنم حداقل در دو سال گذشته در گسترده کردن این خیمه بسیار فعال بوده‌ام. در واقع، فکر نمی‌کنم تا به حال چنین طیف گسترده‌ای از نمایندگان متنوع اپوزیسیون ایران را که از تمام اقشار و ایدئولوژی‌ها زیر یک سقف جمع شده باشند، داشته‌ام. در واقع، من با افرادی تماس گرفته‌ام که زمانی بدترین دشمنان پدرم بودند. امروز آنها کاملاً همراه و در حال همکاری با من هستند. من در مورد مارکسیست‌های سابق، افرادی که عضو حزب توده بودند، سازمان فدائیان و اعضای سابق مجاهدین خلق صحبت می‌کنم. نمی‌دانم چقدر بیشتر از این می‌توانید این چتر را گسترش دهید که شامل این افراد هم بشود تا ثابت کنید در واقع اتحاد بسیار بیشتری از همیشه وجود دارد. مسلماً در داخل ایران هرگز یک ائتلاف بی‌نقص وجود نخواهد داشت. اما فکر می‌کنم که من این چتر را بسیار گسترده کرده‌ام و نمی‌دانم افرادی که چنین اظهاراتی می‌کنند چقدر جلساتی را که داشته‌ام و گردهمایی‌هایی را که داشته‌ام دنبال کرده‌اند یا از آنها آگاهند. اما می‌توانم به شما اطمینان دهم که این همیشه تلاش من بوده است. خبرنگار: در فاصله چند ماه در اوایل امسال، کسانی که خود را حامی شما معرفی می‌کنند، یک خبرنگار کرد را در لندن کتک زدند و او را راهی بیمارستان کردند. آنها صاحبان رستوران‌هایی را در لندن و وین مرعوب کردند و خواستار به نمایش گذاشتن پرچم شیر و خورشید قبل از انقلاب شدند. در نشستی از کنفرانس آزادی ایران در لندن، به برخی از شرکت‌کنندگان توصیه شد به دلیل ترس از خشونت از طریق زیرزمین محل را ترک کنند. هنگامی که یکی از حاضران با پای پیاده محل را ترک کرد، مورد ضرب و شتم قرار گرفت. موارد دیگری در نشست سی‌پک، CPAC، در تگزاس در ماه مارس رخ داد، جایی که یکی از حامیان شما به یک فعال اپوزیسیون گفت که اگر شعار جاوید شاه ندهد، با کامیون از روی او رد خواهد شد. پلیس لاهه در حال تحقیق درباره ادعاهایی است که حامیان شما مخالفان را در آنجا آزار داده و تهدید کرده‌اند. می‌خواهیم یک ویدیوی کوتاه را به شما نشان دهیم. این همان روزنامه‌نگار کردی است که بستری شده بود. خبرنگار: بله، پاسخ شما به این چیست؟ رضا پهلوی: من به تکثرگرایی اعتقاد دارم. من به تساهل اعتقاد دارم. من به مدنیت در بحث، در استدلال، در رفتار، احترام و عدم خصومت یا وحشیگری از هر نوعی اعتقاد دارم. این برای همه صدق می‌کند. هر کسی که ادعا می‌کند حامی من است باید درک کند که اینها دستورالعمل‌ها هستند. هر کسی که این دستورالعمل‌ها را نقض کند، اولاً من او را یک حامی در نظر نمی‌گیرم و اولین کسی خواهم بود که آن رفتار را محکوم می‌کنم. اگر رفتار آنها مجرمانه باشد، باید با مجازات کامل قانونی در هر کشوری که این تخلف در آن رخ داده است روبرو شوند. بگذارید در این مورد بسیار شفاف باشم. در نهایت، همچنین باید بگویم که فراموش نکنید رژیم نیز عوامل نفوذی و آشوبگران زیادی دارد که به قول فرانسوی‌ها در پوشش حامیان این یا آن گروه برای ایجاد چنین درگیری‌هایی عمل می‌کنند. خبرنگار: می‌دانید اینها حوادثی مجزا نیستند. می‌دانید که الگویی از رفتار در میان حامیان شما وجود دارد و این خشونت‌آمیز است. رضا پهلوی: همان‌طور که گفتم، من آن را محکوم می‌کنم. من از آن فاصله می‌گیرم. من آن را توجیه نمی‌کنم. من از آن چشم‌پوشی نمی‌کنم. در واقع، من از هر مرجعی که هست می‌خواهم که آنها را به خاطر جرمی که مرتکب شده‌اند مورد پیگرد قرار دهد. شما نمی‌توانید فقط بروید و شروع به وحشیگری با مردم کنید. این موضوع بسیار فراتر از اخلاق و رفتار اخلاقی است، بلکه پیامدهایی هم دارد. ما باید محترمانه رفتار کنیم. چگونه می‌توانیم در آینده به مردم ایران تضمین دهیم که تحت حمایت قانون قرار می‌گیرند و عدالت برقرار خواهد بود، اگر آنها این‌گونه رفتار کنند و بخواهند مدافع آینده‌ای مبتنی بر خشونت و انتقام‌جویی باشند؟ البته که نه. خبرنگار: می‌خواهم از شما چیزی بپرسم که امیدوارم به آن بپردازید و این انتقادی است که باز هم از سوی برخی از حامیان مالی شما مطرح می‌شود؛ اینکه شما ادبیات تند برخی از نزدیک‌ترین مشاوران خود را کنترل نکرده‌اید. یک مثال در ژانویه، سعید قاسمی‌نژاد در ایکس پست کرد: “شما یا با شاهزاده رضا پهلوی هستید یا با جمهوری اسلامی. اگر به هر دلیلی فرمانده میدان را تضعیف کنید، عامل دشمن هستید.” همچنین، و عذرخواهی می‌کنم چون می‌دانم این کمی ناخوشایند خواهد بود، همسر شما یاسمین نیز به خاطر برخی از اظهارات و پست‌هایش در شبکه‌های اجتماعی درباره سایر مخالفان ایرانی انتقاداتی را برانگیخته است. او در اینستاگرام تصویری از یک معترض ایرانی را بازنشر کرد که تابلویی در دست داشت که روی آن نوشته شده بود: “مرگ بر سه فاسد: ملا، چپی و مجاهد.” مطمئنم که شما این را دیده‌اید و او این شعار را در کپشن خودش هم تکرار کرد. رضا پهلوی: خب، اول از همه در مورد این یکی به خصوص، چیزی که می‌دانم این است که این تصویری بود که در داخل ایران در طول جنبش زن، زندگی، آزادی تولید شده بود. او آن را به عنوان یک اقدام خودجوش در آنجا در نظر گرفت. وقتی متوجه شدیم در آن چه نوشته شده، بلافاصله آن را حذف کرد. درست است؟ او بعداً توضیح داد که البته من حامی خشونت یا مرگ بر این و آن نیستم. بنابراین او این را رسماً بیان کرد. پس غیرمنصفانه خواهد بود که بگوییم او هرگز در این باره موضع‌گیری نکرد. در مورد تک‌تک اظهارات تیم من، ما قطعاً در حال حاضر پروتکل بسیار سخت‌گیرانه‌تری را تدوین کرده‌ایم در رابطه با اینکه تا چه حد افرادی که ارتباط نزدیکی با من دارند باید بتوانند خودشان را سانسور کنند. این در ابتدا بسیار غیرمنصفانه است، زیرا نقض آزادی بیان است، اما در عین حال دیگر نمی‌توانید مستقل عمل کنید. شما باید در مورد آنچه گفته می‌شود یا نمی‌شود بسیار محتاط‌تر باشید. یک چیز را درک کنید. من سعید و دیگران در تیمم را می‌شناسم. برخی از آنها سخت‌ترین مصائب ممکن را پشت سر گذاشته‌اند تا به جایی که امروز هستند برسند. آنها در ایران در زندان بوده‌اند. آنها توسط همان رژیمی که امروز با آن می‌جنگند، شکنجه شده‌اند. بنابراین شما باید درک کنید که بخش زیادی از این می‌تواند از نظر انسانی به دلیل سرخوردگی‌های انباشته و مواردی از این دست قابل درک باشد. من نمی‌گویم که آنها نباید برخی از اظهارات خود را مهار کنند و قبلاً با آنها در این باره صحبت کرده‌ام. امیدوارم این اصلاح شود. اما باید احساسات موجود را درک کنید. مردم در ایران در مرز انتقام‌جویی هستند و تقریباً کینه‌توز شده‌اند. خبرنگار: می‌خواهم از شما درباره قتل اخیر مسعود مسجودی بپرسم که اتفاقاً تا مقطعی یکی از حامیان شما بود. او عضو گارد جنگل، Forest Guard، بود. او یک دانشگاهی بود که در نزدیکی ونکوور زندگی می‌کرد. همان‌طور که فرض می‌کنم مطلع هستید، به یکی از منتقدان شما تبدیل شد و در سال ۲۰۲۴ در دو پرونده جداگانه از شما شکایت کرد. او ادعا کرد که شما حملات سایبری به فعالان دموکراسی‌خواه ایرانی را هدایت کرده‌اید. اجازه دهید قبل از آن بگویم که هیچ مدرکی وجود ندارد که شما در قتل او نقشی داشته‌اید. دلیل مطرح کردن این موضوع این نیست. دادستان‌های کانادا دو نفر از حامیان شما را به قتل او متهم کرده‌اند. آنچه ابتدا می‌خواهم بپرسم این است که آیا آقای مسجودی را می‌شناختید یا نه؟ رضا پهلوی: من اصلاً هیچ دیدار یا بحثی را به خاطر نمی‌آورم. می‌دانید، هزاران نفر در طول سال‌ها در تماس‌های زوم یا برنامه‌های مشابه شرکت کرده‌اند. ممکن است او هم در این بین بوده باشد. صادقانه بگویم، به یاد نمی‌آورم. اما نکته این نیست. نکته این است که آنچه اتفاق افتاده تراژیک است و هر کسی که مسئول این قتل بوده است باید در دادگاه حاضر شود و به خاطر جرمی که مرتکب شده قضاوت شود. خبرنگار: فقط دو نکته در مورد پرونده مسجودی. وقتی شما دو سوگندنامه را امضا کردید، گفتید: “من شاکی، مسعود مسجودی، را نمی‌شناسم.” می‌دانید، ما ویدیویی پیدا کردیم که او در یوتیوب منتشر کرده بود؛ یک تماس صوتی زوم که در سال ۲۰۲۱ با شما داشت. این مکالمه ۱۸ دقیقه‌ای است که او در آن با شما صحبت می‌کند. رضا پهلوی: امکانش هست. همان‌طور که در آن زمان گفتم، من به یاد نمی‌آوردم، چون این‌طور نیست که هر پنج سال یک تماس زوم داشته باشم. من شاید هفته‌ای دو بار تماس زوم با حضور هزاران نفر دارم. بنابراین صادقانه بگویم، به خاطر سپردن اینکه چه کسی آنجا بود و چه چیزی گفت، کار آسانی نیست. گاهی اوقات مردم حتی با نام واقعی خودشان وارد نمی‌شوند. بنابراین پاسخ صادقانه من در آن زمان این بود و هنوز هم همین را می‌گویم که واقعاً به خاطر نمی‌آورم هیچ مکالمه خاصی با این فرد داشته باشم. خبرنگار: می‌خواهم در مورد رابطه‌تان با سپاه پاسداران از شما بپرسم، زیرا این موضوع در پرونده مسجودی نیز مطرح شده است. “رابطه” کلمه بزرگی است. خبرنگار: خب، شما در سال ۲۰۱۸ در مصاحبه‌ای با ایران اینترنشنال گفتید که گفت‌وگوهایی با آنها و بسیج داشته‌اید و اخیراً هم از برخی از آنها خواسته‌اید که جدا شوند. موضع دقیق شما در مورد سپاه پاسداران چیست؟ رضا پهلوی: بلافاصله پس از جنبش سبز و نزدیک‌تر به خط زمانی که جنبش زن، زندگی، آزادی شروع شد، من شروع به دریافت پیام‌های مستقیمی در شبکه‌های اجتماعی خود از سوی عناصری کردم که می‌گفتند: “می‌دانی، من یک بسیجی در مشهدم.” یا: “من عضو سپاه پاسداران در فلان کشورم. ما از این رژیم متنفریم، ما با آنها نیستیم، ما به دنبال فرصتی هستیم که جدا شویم.” این واقعاً یک چیز تصادفی بود و وقتی به رسانه‌ها گفتم که من با عناصری از این دست در تماس هستم، در این زمینه بود. این‌طور نیست که من با فرماندهی سپاه صحبت کنم، اصلاً این‌طور نیست. اما عناصری از بسیج، سپاه و البته ارتش بودند که با من به طور محرمانه ارتباط برقرار می‌کردند. بدیهی است، به عنوان نشانه‌ای از اینکه بدانید توافق این است که یک روز ممکن است عناصری وجود داشته باشند که بخشی از نیروی نظامی، شبه‌نظامی یا بوروکراسی غیرنظامی همین رژیم باشند و ممکن است بخواهند جدا شوند. آنها ممکن است از نظر کیفری مقصر نباشند و دستشان به خون آغشته نباشد. بیایید در این مورد شفاف باشیم. وقتی مجبورید خدمت سربازی خود را انجام دهید، این گزینه را دارید که در ارتش یا سپاه خدمت کنید. این چیزی است که بسیاری از جوانان باید از آن می‌گذشتند. آیا این آنها را مجرم می‌کند؟ نه لزوماً. برای جدا کردن بخش عمده آنها از رهبری فاسد بالا که مستقیماً در آن جنایات، خشونت و سرکوب دخیل هستند، شما باید بتوانید آنها را جدا کنید. همان چیزی که وقتی به جنگ جهانی دوم نگاه می‌کنید، در پایان جنگ محاکمات نورنبرگ را داشتید، درست است؟ شما رهبران ارشد رایش سوم را محاکمه کردید، اما فکر نمی‌کنم منظور این بود که به دنبال تک‌تک سربازانی بروند که در ارتش آلمان خدمت کرده‌اند. به خصوص وقتی عمیق‌تر نگاه می‌کنید به آنچه در عراق پس از بعثی‌زدایی رخ داد و بخشی از دلیلی که تغییر رژیم در غرب بدنام شد. چرا این‌طور شد؟ چون در افغانستان و به ویژه در عراق بسیار ضعیف اجرا و پیاده‌سازی شد؛ جایی که گاردهای ریاست‌جمهوری به خانه فرستاده شدند و نیمی از آنها در نهایت به جنگجویان داعش تبدیل شدند. من نمی‌خواستم این مورد در ایران تکرار شود. پس اجازه دهید این را تکمیل کنم و سیر تکاملی افکارم را به شما بگویم. من گفتم بسیار خب، پس باید مطمئن شویم که همیشه یک استراتژی خروج برای کسانی که مسئول قتل یا رفتار مجرمانه نیستند، در دسترس است. این حتی باید بخشی از چیزی باشد که در عدالت انتقالی بررسی خواهیم کرد. اما پس از آن سپاه شروع به اقدام بسیار خشن‌تر کرد. سپاه تبدیل به یک ابزار واقعی و یک مانع شد، نه تنها علیه شهروندان خود، بلکه در جنگ‌های نیابتی که تا نیمکره غربی گسترش می‌یابند. در این مرحله و حداقل در ۱۰ سال گذشته، من یکی از اولین مدافعان تروریستی شناختن سپاه پاسداران بوده‌ام، به دو دلیل: اول اینکه رفتار آنها در داخل و خارج از کشور چیزی کمتر از ترور نیست. دوم، به عنوان ابزاری در رویکرد ما در برنامه عمل پنج‌بندی من که شامل فشار حداکثری بر رژیم است. یکی از آنها اعمال فشار بیشتر بر رژیم با تروریستی شناختن سپاه است که عنصر کلیدی حفظ این رژیم است. من این را خواسته‌ام و در چند سال گذشته، به ویژه در اروپا، برای آن کمپین کرده‌ام. حتی در ماه‌های اخیر که در بریتانیا بودم، از نخست‌وزیران سابق بریتانیا همین سوال را پرسیدم که چرا دولت شما سپاه را در لیست سازمان‌های تروریستی قرار نداده است؟ آنها پاسخ خودشان را می‌دهند. اما من مدافع بسیار سرسختی برای قرار دادن سپاه در این لیست بوده‌ام. چرا؟ چون فکر می‌کردم که اکنون لحظه‌ای است که آنها دیگر یک نیروی صرف نیستند، بلکه یک مانع واقعی بر سر راه آزادی ما هستند. به همین دلیل باید به عنوان عنصری دسته‌بندی شوند که نه تنها تهدیدی برای شهروندان خود ما هستند، بلکه اکنون یک تهدید واقعی برای غیرنظامیان خارجی نیز محسوب می‌شوند: شهروندان بریتانیایی، آلمانی، سوئدی، روزنامه‌نگاران، اعضای جامعه دگرباشان جنسی، جامعه یهودی و غیره. خبرنگار: پس برای روشن شدن موضوع، شما معتقدید عناصری در سپاه پاسداران وجود دارند که می‌توانند بازپروری شوند؟ رضا پهلوی: اگر شما مستقیماً مسئول درخواست برای قتل عام و کشتار مردم بوده‌اید، این یک جنایت نابخشودنی است. اینکه مجازات آن چیست، تصمیم‌گیری درباره آن به عهده من نیست. این به عهده سیستم قضایی آینده و هر قانون کشوری در آن زمان است که مجازات این نوع رفتار را تعیین کند. اما در عین حال، چیزی که من می‌گویم این است که درجات مختلفی از تقصیر وجود دارد. خبرنگار: گزارش‌هایی به صورت ناشناس وجود داشته مبنی بر اینکه شما از اسرائیل و عربستان سعودی کمک مالی دریافت کرده‌اید. آیا این درست است؟ رضا پهلوی: کاملاً دروغ است. من دریافت‌کننده هیچ بودجه دولتی یا عمومی در خارج نبوده‌ام. هر پنی که به کمپین من می‌رسد از کمک‌های مالی خصوصی حامیان است. امیدوارم بانیان بیشتری داشته باشیم که چک‌های بزرگ‌تری به ما بدهند. خبرنگار: مگر اینکه چیز دیگری باشد که ما مطرح نکرده باشیم و شما بخواهید به آن بپردازید. رضا پهلوی: من اطمینان مطلق دارم که وقتی ما آزاد شویم، تمام این زمینه‌های تاریکی یا منفی کاملاً ناپدید خواهند شد. من به این ایمان دارم. اگر نداشتم، صادقانه بگویم خودم را درگیر این موضوع نمی‌کردم. بنابراین شاید ما برای این ساخته نشده‌ایم. شاید سزاوار بهتر از این نیستیم. شاید، می‌دانید، همان‌طور که یکی از ضرب‌المثل‌ها می‌گوید، شما مردم را با دولت‌هایی که دارند قضاوت می‌کنید. اما در این مورد، یک استثنا است. ایران توسط رژیمی اشغال شد که از روز اول علیه ما به عنوان یک ملت جنگ به راه انداخت و این ما نیستیم. بنابراین من فکر می‌کنم رژیمی که شهادت را جشن می‌گیرد و خواستار خشونت است، نماینده ایرانیانی نیست که صلح‌طلب هستند و آن آینده را می‌خواهند. این دقیقاً کمپین ما را تعریف می‌کند؛ اینکه ما چگونه با افرادی که در حال حاضر کشورمان را اشغال کرده‌اند متفاوت هستیم. چه من باشم یا نباشم، چه روزی به ایران برسم یا نه، به آن انبوه جمعیت و ملت ۹۲ میلیونی قدرتمند نگاه کنید که منتظرند بخشی از یک جهان آزاد باشند. آنها سزاوار حضور در آنجا هستند و این همان چیزی است که من برای آن می‌جنگم. خبرنگار: رضا پهلوی، مجدداً از اینکه امروز با رویترز صحبت کردید بسیار سپاسگزارم.

آرش یوسفی -ARASH

212,588 次观看 • 26 天前

اخطار جدی و ویژه اطلاعاتی و عملیاتی به نیروهای رژیمی اعم از سپاه و ارتش. این احتمال خیلی زیاد است که نیروهای آمریکایی از راه دریا در یک استان بخصوص ایران پیاده شوند، یا ناگهان با هواپیماهای ترابری نظامی فرود بیایند و قصد استقرار در برخی از نواحی این استان را داشته باشند. از آنجایی که شماها مزدور احمق یک ارتش اشغالگر عربی به نام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هستید و اسم ایران در آرم خدمتی شما نیست، شما هم یک نیروی اشغالگر و پست‌فطرت هستید. جنایات شما بر علیه مردم ایران در دی‌ماه خونین در نام کثیف فاحشه زهرا و قتل‌عام کردن بیش از ۱۰۰ هزار نفر فرشته ایرانی، شما را تبدیل به مرکز تعفن کرده است. از آنجایی که این احتمال وجود دارد که در زمان مرگ، احتمالاً قصد پوزش و ندامت به خاطر جنایاتتان در ساحت مقدس مردم ایران دارید، و از آنجایی که ما نظامیان سابق ایرانی در جبهه جنگ با عراق با این که از شما به شدت متنفریم، اما قصد کمک به شما داریم که جان بی‌ارزش خود را در یک جنگ نابرابر از دست ندهید و این شانس را داشته باشید که پس از آزادی، در مقابل یک دادگاه ایرانی که توسط بانو قاضی شیرین عبادی برگزار می‌شود از خود دفاع کنید. لذا اخطار! نیروهای آمریکایی بسیار برق‌آسا ظاهر می‌شوند و شما حتی این فرصت را نخواهید داشت که درست و حسابی آماده‌باش بخورید و حتی بتوانید جلیقه مهمات به خود ببندید. تنها شانس شما این است که بلافاصله از اسلحه و مهمات خود فاصله بگیرید و در دسته‌های بیست نفری و چسبیده به هم روی زمین بنشینید و دست‌هایتان تمام مدت قابل دید باشد! دست‌هایتان را تحت هیچ عنوان بلند نکنید یا روی سر نگذارید، بلکه روی زمین نشسته دور پای خود روی زانو جمع کنید. زمانی که پهپاد آمریکایی بالاسرتان و در ارتفاع کوتاه در پرواز است، او را با نگاهتان تعقیب کنید و صورتتان تحت هیچ عنوان پوشیده نباشد. اسلحه و مهمات شما باید با فاصله کامل از خودتان باشد و روی یکدیگر تلنبار شده قابل دید باشد. هیچ تفنگی اعم از ژ۳ یا کلاشینکف نباید خشاب، حتی خالی داشته باشند، خشاب باید از اسلحه جدا باشد و این موضوع خیلی مهم است! تیربارها باید فاقد نوار مهمات باشند، اصولاً هیچ نوار مهماتی نباید در نزدیکی تیربار شما باشد. محل تسلیم شما حتی‌المقدور نباید در داخل پادگان یا محل تجمع شما باشد، بهترین محل برای تسلیم در مقابل درب دژبانی است. همانگونه که قبلاً اشاره شد، پهپادهای کوچک آمریکایی بالای سر شما در حال پرواز خواهند بود و ابتدا به ساکن شما نیروی آمریکایی نخواهید دید. اگر عده‌ای کره‌خر ولایتی در میان شما هستند و در داخل پادگان یا محل استقرار مانده‌اند، با دستانتان به محلی که آنان قرار دارند به پهپاد نشان دهید. تعدادشان را به پهپاد نشان دهید و بدین‌وسیله یک ارتباط مسالمت‌آمیز بین خودتان و نیروهای آمریکایی به وجود بیاورید. وقتی که نیروهای آمریکایی به شما نزدیک می‌شوند، یک نفر فارسی‌زبان همراه خود دارند که با بلندگو با شما ارتباط برقرار می‌کند، تحت هیچ عنوان گروهی حرف نزنید، فقط یک نفر از شما به نمایندگی از دیگران حرف می‌زند: شمرده، قابل فهم، با آرامش. دستورات فارسی‌زبان ارتش آمریکا را مو به مو، و در نهایت آرامش اجرا کنید. برای آن دسته از تشنگان شهادت (که البته ما می‌دانیم خالی‌بندی است و فقط یک میمون‌بازی احمقانه است، چرا که ما در جبهه جنگ با عراق، صدها بسیجی ترسو و بزدل را از دست دشمن عراقی بیرون کشیدیم و می‌دانیم که در این لحظات فقط مامان جون‌شان را می‌خواهند و مثل کرم خاکی سعی دارند زیر تخته سنگ قایم شوند!) به هر روی برای تشنگان شهادت بگوییم که این نیروهای آمریکایی عادی نیستند! این‌ها اکثراً نیروی ویژه هوابرد هستند و متخصص آدم‌کشی در هر عرصه‌ای، و توی کرم خاکی بی‌ارزش ولایت در مقابل آنان فقط یک کاغذ توالت بی‌ارزش هستی که در ثانیه پاره خواهی شد! تو احمق نه آموزش درست حسابی دیدی، نه فرمانده درست حسابی داری، نه اسلحه درست حسابی داری! تو در اصل فقط یک تکه گوشت بی‌ارزش و بی‌مصرفی، و در صورت درگیری با این نیروهای آمریکایی حتی ۲۰ ثانیه دیگر را هم زنده نخواهی دید! فراموش نکن، این نیروهای آمریکایی، زن و بچه مظلوم مردم نیستند که تو آشغال آنان را در دی‌ماه خونین قصابی کردی و خون‌شان را بی‌گناه ریختی، این نیروها تو را زنده زنده پاره خواهند کرد! به تصویری که پست کردم توجه کن ابله! این یک اسلحه جدید است که حتی ما هم به عنوان متخصص نمی‌شناسیمش: همانند گوسفند تو را به یک محل بسته مثل طویله، حیاط ساختمان یا محوطه پادگان هول می‌دهند، و تو را با این اسلحه می‌زنند... محصول این عمل فقط ذغال است، نه بیشتر و نه کمتر! آندسته از نیروهای اجنبی و پست‌فطرت رژیم مثل اسهالیون، کثافتیون زهرا، و حشد وحشی شامل این اخطار نیستند و اجازه دارند هر طور که مایل هستند با آمریکایی‌ها روبرو شوند، چون ما آنان را اصلاً داخل آدم حساب نمی‌کنیم! یادتان نرود اشغال‌ها! تصویر ذهنی که ما در مقابلمان داریم، جنایت وصف‌ناپذیری است که شما اشغال‌های شیعه در حق ما ایرانیان در دی‌ماه خونین کردید! حال خود دانید، ساعت صفر نزدیک است.

Reza

32,435 次观看 • 1 个月前

ایستادگی تا آخرین نفس: نه به جمهوری اسلامی. شما مشروعیت ندارید، دادگاه انقلاب را به رسمیت نمی‌شناسم؛ بازداشت کنید. به نام خدای رنگین‌کمان خدای خدانور، مهسا و کیان طی ماه‌های گذشته دوبار برای محاکمه در خصوص پرونده اعتراضات مهسا احضار شدم، اما در دادگاه شرکت نکردم. برای بار سوم نیز احضار شدم و همچنان شرکت نخواهم کرد. اساساً معتقدم دادگاه انقلاب قانونی نیست. مهم‌تر از آن، از نظر مردم ایران، سیستم حاکم جمهوری اسلامی نه مشروعیت دارد و نه مقبولیت؛ و این مردم با تحریم انتخابات نمایشی، این موضوع را اعلام کردند. امروز وظیفه من به‌عنوان یک مبارز سیاسی، ایستادگی بر اصول و ارزش‌هایی است که همگان به آن‌ها باور داریم. مردم ایران بهترین قاضی‌اند: علیه ظلم و استبداد ایستاده‌اند. من هم چون مردم ایران، سیستم قضایی‌ای که به‌عنوان بازوی نهادهای امنیتی عمل کرده و می‌کند، هیچ ارزشی برای قانون قائل نیست و برای افرادی مانند محسن شکاری، سید محمد حسینی و ده‌ها معترض دیگر، صرفاً به‌خاطر اعتراض حکم اعدام صادر و اجرا کرده، و بخش بزرگی از جامعه ایران را به دلیل مخالفت با حکومت بازداشت و روانه زندان کرده و شکنجه را به‌عنوان یک رنج عمومی به جامعه تحمیل کرده است، به رسمیت نمی‌شناسم. پیش‌تر هم گفته‌ام: هر چیزی از من دارید، برای عموم مردم منتشر کنید؛ از بازجویی‌ها گرفته تا مدارک، مستندات و ویدیوهای ضبط‌شده در داخل و خارج زندان. چرا که باور دارم مردم ایران و افکار عمومی اصلح‌ترین قضات هستند و درست‌ترین قضاوت را می‌کنند. تنها در صورتی شرکت می کنم که در دادگاه علنی و با حضور مردم و رسانه‌ها باشد. ایران در قلب من است. می‌توانید مرا زندانی یا اعدام کنید. می‌توانید مرا بکشید، به هر طریقی محدود کنید یا آزار دهید، دست به تخریب و تهمت بزنید. اما نمی‌توانید عشقم به این سرزمین را از من بگیرید و کاری کنید که این مردم و ایران را دوست نداشته باشم. با هیچ تهدید، فشار و زوری نمی‌توانید مرا بنده و برده خود کنید؛ همان‌طور که در بیش از چهار دهه گذشته نتوانستید رویای آزادی و آبادانی را از مردم ایران بگیرید. ما را نمی‌توانید تسلیم خود کنید. من با قلبم و با تمام وجودم برای این کشور و مردم ایستاده‌ام و ادامه خواهم داد؛ کاری که می‌دانم بسیاری از ایرانی‌ها انجام داده‌اند و می‌دهند. هنوز هم باور دارم بسیاری در این مملکت هستند که حاضرند جانشان را برای ایران و مردمش فدا کنند، و من یکی از آن‌ها هستم. فریاد مردم، فریاد من است: شما قاتلید. گفته‌اید: «اگر خود را بی‌گناه می‌داند و جرمی مرتکب نشده، بیاید از خود دفاع کند.» من دفاعی از خود ندارم. حرف من، فریاد بچه‌هایی بوده که در خیابان کشته شدند، چشمشان را از دست دادند و رنج کشیدند. خواسته من، خواسته پرستاران، کارگران، معلمان، دانشجویان و مردم ایران است! چه دفاعی؟ شما قاتلید! شما زندانی کرده‌اید، شکنجه کرده‌اید و اعدام کرده‌اید! شما به دختران این سرزمین در مدارس حمله شیمیایی کردید! من چه دفاعی باید بکنم؟ اگر منظورتان این است که همچنان بر حرف‌هایت هستی؟ بله، هستم. شما عامل ویرانی این مملکت و تباهی زندگی ایرانیان هستید. اگر اندکی شرافت و وجدان درون شما وجود داشته باشد، با این حکومت برای سرکوب مردم همکاری نمی‌کنید، چه در قوه قضاییه و چه در نهادهای اطلاعاتی و امنیتی. خودتان بهتر از ما می‌دانید که ادامه این وضعیت، چیزی جز سقوط این کشور و نابودی حتی خودتان نیست. ایران را ترک نمی‌کنم. قاضی پرونده به وکلا گفته: «مطمئن هستید که رونقی از ایران نرفته؟» همان‌طور که ایران در قلب من جا دارد و بودن در این خاک می‌تپد، من نیز در قلب ایران و برای آزادی ایستاده‌ام و جایی نمی‌روم، جایی ندارم بروم. اگر فکر می‌کنید مردم فراموش کردند یا می‌کنند اشتباه می‌کنید شما خون ریخته‌اید و خون فراموش نمی‌شود، خون می‌جوشد. ما، چیزی برای از دست دادن نداریم، جز این سرزمین و مردمان شجاع و رنج‌کشیده‌اش. هر روز که در این خاک قدم می‌زنم، به زندگی خودم فکر نمی‌کنم، به مرگ این سرزمین فکر می‌کنم که شما دارید آن را رقم می‌زنید. و اینکه باید به فکر نجات سرزمین‌مان از نابودی و سیاهی باشیم. مسأله به دادگاه آمدن نیست، مسأله این است که شما ایران را اشغال و ویران کرد‌ه‌اید و به‌زودی قدرت را به مردم واگذار می‌کنید و بابت همه جنایت‌ها و ویرانی‌ها پاسخگو خواهید بود، بنابراین تاکید می‌کنم انتخاب من این است در ایران می‌مانم خطر زندان، و بازداشت و مرگ را جان می‌خرم و در هیچ دادگاهی حاضر نمی‌شوم، حکم بازداشت صادر و بازداشت کنید، حرفی با شما ندارم و نخواهم داشت، جز همان که مردم ایران با قاطعیت به کلیت نظام جمهوری اسلامی گفتند: «نه!» پاینده ایران، زن، زندگی، آزادی.

Hossein Ronaghi

263,837 次观看 • 1 年前

کلیت نظام جمهوری اسلامی فقط یک سد در مسیر پیشرفت، آزادی و آبادی ایران است. بسیاری از مردم ایران انتخابات نمایشی جمهوری اسلامی را از مدت‌ها قبل تحریم کرده‌اند. در فضای کوچه و خیابان، اکثریت مردم به انتخابات نمایشی و کاندیدهای فرمایشی به دیده طنز و تنفر نگاه می‌کنند. روی سخنم با موافقین سیستم حاکم بر ایران، شامل مزدبگیران و سهم‌خواهان از طیف‌های در ظاهر متفاوت سیاسی (اصلاح‌طلب یا اصول‌گرا) یا افراد منتفع از وضعیت موجود نیست، چرا که آن‌ها آمدند تا شیره جان این مملکت و مردم را بمکند و ایران را ویران کنند. روی سخنم با کسانی است که با توجیه اجباری بودن، همواره در چنین نمایش‌های مضحکی مشارکت می‌کنند. این گروه را باید خطاب قرار داد که: جمهوری اسلامی با ماهیت تمامیت‌خواهانه خود و سرکوب خونین هرگونه نقد و اعتراض، از ابتدای اشغال کشور تا امروز، به‌ویژه در آبان ۹۸، اعتراضات خوزستان و جنبش «زن، زندگی، آزادی»، فاقد هر نوع مشروعیت است. صدها شهروند برای اعتراضات به حق خود کشته شده‌اند؛ و حکومت بدون هیچ‌گونه احساس نیازی به پاسخگویی، با سرکوب شدیدتر برخورد کرده و خواهد کرد. شما نیز بخشی از این جامعه‌اید و درد و رنج مردم را شاهد هستید. شرکت در انتخابات نمایشی حتی با برگه سفید، و رای دادن به این مهره‌های حکومت که فریب‌کارانه خود را گاهی مخالف یکدیگر نشان می‌دهند اما اساساً پیروان رهبر جمهوری اسلامی سید علی خامنه‌ای هستند، مطلقاً تا امروز دستاوردی نداشته است. کلیت نظام جمهوری اسلامی فقط یک سد در مسیر پیشرفت، آزادی و آبادی ایران است. رای شما، هر قدر هم که فکر کنید بی‌اهمیت است، مانع شکستن این سد جور و ستم خواهد شد. نه تنها مانع شکستن، بلکه خشتی بر دیوار ظلم خواهد بود. نگذارید که نام شما با ستم، سرکوب و بی‌عدالتی گره بخورد. در شرایطی که مردم به‌خاطر هر اعتراض کوچکی در خیابان با گلوله کشته می‌شوند، منتقدان و متفکران حذف و کشته می‌شوند، نفس هنرمندان زیر تیغ سانسور بریده شده‌است، دانشگاه‌ها به پادگان تبدیل شده‌اند، کارگران و معلمان برای فریاد اعتراض سرکوب می‌شوند، اقلیت‌های دینی و جنسیتی با طرد مواجه هستند، مسالمت‌آمیزترین راه برای اعلام مخالفت با تمام این ستمگری‌های آشکار و رساندن پیام «نه به جمهوری اسلامی»، تحریم نمایش انتخابات مضحک و جعلی پیش‌رو است. رای ندادن و عدم مشارکت انفعال نیست، دست کشیدن از کام‌بخشی به حکومت جائر و یک کنش اثرگذار در راستای منافع جمعی است. تنها انتخاباتی که امید است مردم به‌زودی در آن مشارکت کنند، انتخاباتی آزاد با نظارت بین‌المللی برای تعیین نوع حکومت است و چنین انتخاباتی از صندوق رایی که زیر نظر جمهوری اسلامی باشد، هرگز شکل نخواهد گرفت. شما که شاغلان چنین سیستمی هستید، از این همه بی‌اختیاری و تحقیر، از این همه سرسپردگی و از این‌همه سر خم کردن مقابل ظالمان خسته نشدید؟ تکلیف فعالان سیاسی که چشم بر آینده ایران بسته‌اند و منافع شخصی و گروهی خود را اولویت قرار داده‌اند، مشخص است. آن‌ها با عنوان اصلاح، در تداوم وضعیت موجود تلاش می‌کنند، عملی که کمتر از خیانت به کشور نیست. اما ما به عنوان عضوی از جامعه باید بدانیم اگر در نمایش انتخابات شرکت کنیم، زین پس هر شهروندی که کشته شود، آسیب ببیند، بینایی‌اش را از دست بدهد، یا اعدام شود، ما نیز در درد و رنج او نقش داریم و هرگز نمی‌توانیم مدعی مستقل بودن و از مردم بودن شویم. اصلاح‌طلبان قتل‌گاه مردم را با دروغ و ریا در سراب آزادی بنا کرده‌اند. باید مراقب مکر و فریب طیف اصلاح‌طلبان مدعی روشنفکری امروز بود. این گروه بارها فریب داده‌اند. آنها قتل‌گاه مردم را با دروغ و ریا در سراب آزادی بنا کرده‌اند. گروهی که بزرگان آن‌ها در دهه ۶۰ به‌عنوان بازجو، پونز زن بر پیشانی زنان و...، فعال بوده‌اند و امروز رویه آن‌ها توسط بسیجی‌ها و نیروی انتظامی با کتک زدن و کشتن معترضین و سرکوب زنان در خیابان ادامه دارد و حالا وقیحانه منکر اتصال خود به این اقدامات جنایتکارانه هستند و نقاب آزادی‌خواه زده‌اند. سخن اصلاح‌طلبان این است که ما را مسئول کشتارگاه خود کنید، تا جنایتی چون آبان ۹۸ را رقم بزنیم، هم به سر شلیک کنیم هم به پا و هم آن را علاج کنیم. مملکت رها شده است حکومتی وجود ندارد، اگر هنوز کشور سرپاست چون ایران را مردم با اراده و توان‌ خودشان اداره می‌کنند، با این حال جمهوری اسلامی مالکیت این کشور را به‌زور اسحله و سرکوب از مردمانش گرفته است، مالکیت زندگی و هر آنچه دارند را. ما با مقاومت و مبارزه دوباره این سرزمین را پس می‌گیریم، چرا که باور دارم مردم مالکان اصلی این آب و خاک هستند. با کنش جمعی خود در تحریم نمایش انتخابات، برای رساندن صدای حقیقی اعتراض ایرانیان به ظلم و استبداد حاکم در کشور، پشت درهای بسته و دور از چشم سایر مردم جهان، هوشیاری و آگاهی جامعه را نشان خواهیم داد و امید به تغییر را بیش از پیش در دل جامعه و خودمان زنده نگه خواهیم داشت. با هم و کنار هم می‌توانیم. پاینده ایران، پاینده مردم شجاع ایران. لینک یوتیوب:

Hossein Ronaghi

176,058 次观看 • 2 年前

سال ۹۲، در انتخاباتی که چند چهره سرشناس نظام، از جمله ولایتی، رضایی، قالیباف، جلیلی و روحانی بعلاوه محمد غرضی کاندیدا بودند و تا آخر نیز در رقابت ماندند، محمد باقر قالیباف با ۶،۰۷۷،۲۹۲ رای بعد از حسن روحانی که با ۱۸،۶۱۳،۳۲۹ رای به ریاست جمهوری رسید نفر دوم شد. این در حالی بود که سعید جلیلی با ۴،۱۶۸،۹۴۶ رای سوم، محسن رضایی با ۳،۸۸۴،۴۱۲ رای نفر چهارم، علی اکبر ولایتی با ۲،۲۶۸،۷۵۳ رای نفر پنجم، و سید محمد غرضی با ۴۴۶،۰۱۵ نفر ششم شدند. در آن انتخابات تعداد آرای باطله نیز ۱،۲۴۵،۴۰۹ رای اعلام شد. این آمار نشان میدهد اگر بر کاندیدای اصولگرای با اقبال بالاتر اجماعی صورت میگرفت، احتمال پیروزی بر روحانی وجود داشت، زیرا در اثر انشقاق و عدم اجماع، آرای بسیاری از حزب اللهی هایی که از نامزدهای موجود دلخور شده بودند به سبد آرای باطله ریخت، و بسیاری نیز وقتی لجبازی ها را دیدند به روحانی رای دادند که آن زمان پیشینه ای اصولگرایی داشت و صد البته مثل امروز شناخته شده نبود. البته ناگفته نماند که محسن رضایی در آن انتخابات خودش را کاندیدایی مستقل معرفی کرده بود. حزب اللهی ها اما بیش از همه از قالیباف و جلیلی انتظار اجماع داشتند که به هر حال نشد و من هم اینجا نمیخواهم راجع به آن صحبت کنم که لجاجت از جانب کدام نامزد بود، چون بحث من اساسا اینها نیست! اما پس از انتخابات ۹۲ قالیباف با آن پیشینه درخشان مدیریتی و آن همه تعریف و تمجیدهای رهبر معظم انقلاب، او ۴ سال دیگر تا ۱۳۹۶ به مدیریت جهادی و امیدآفرین خود در شهرداری تهران ادامه داد. وی سال ۹۹ نیز با کسب یک رای کم نظیر که نشان از جایگاه ویژه او نزد مردم تهران بود به نمایندگی از آنها وارد بهارستان شد و سپس با انتخاب نمایندگان به ریاست مجلس رسید که باز در این مسئولیت نیز مورد تمجید حضرت آقا قرار گرفت. قاعدتا می بایست آرای قالیباف رشد میکرد چون بعد از انتخابات ۹۲ فعالیت های چشمگیر او متوقف نشده و پیش چشم مردم قرار داشت، حال آنکه نفر بعد از او در انتخابات ۹۲ هیچ فعالیت ملموسی که مردم بتوانند آن را ببینند و حس کنند نداشت، اما در انتخابات ۱۴۰۳ آرای قالیباف با آن کارنامه درخشان به زیر ۴ میلیون میرسد و آرای ۴ میلیونی جلیلی از ۹ میلیون عبور میکند! فکر میکنم علت را میشود با واکاوی این ویدئو از بیانات رهبر معظم انقلاب و مقایسه اش با آنچه در این مدت بر سر قالیباف آمد[خصوصا پس از ریاستش در مجلس در سال ۹۹] فهمید! تمام چهره ها و رسانه هایی که علیه قالیباف لجن پراکنی میکردند بعدا یا برای جلیلی تبلیغ نمودند و یا سر از ستادش در آوردند. تخریب ادامه دار قالیباف از یک سو و تقدیس معنادار جلیلی از سوی دیگر، وقتی به انتخابات ۱۴۰۳ رسید که در آن نهایتا ۲ نامزد حزب اللهی وجود داشت، طبیعی بود که مسیر آراء را برای ریختن به سبد جلیلی هموار کند. حتی اگر این تحلیل را هم قبول نداشته باشید، نمیتوانید این را انکار کنید که تخریب قالیباف وقتی دو گزینه بیشتر نیست به نفع جلیلی تمام میشود. این در حالی است که در تمام این مدت سعید جلیلی نسبت به تخریب قالیباف بی خیال عمل کرد، در حالی که عمده تخریبگران سرشناسی که به قالیباف ضربه زدند، از نزدیکان جلیلی به حساب می آیند. حالا یک بار دیگر این کلیپ را با دقت مرور کنید و ببینید چه بلایی را به نا حق بر سر این عنصر کارآمد و ارزشمند نظام آوردند! تبلیغات آنقدر هدفمند و هوشیارانه [و به قول آقای رائفی پور، با ضربات ریز در ذهن مخاطب تصویرسازی شده] بود که علیرغم آن همه نشانه های واضح، و گراهای دقیقی که بسیاری از بزرگان دادند، باز مردم نتوانستند به قالیباف اعتماد کنند و آرای خود را به سبد جلیلی ریختند تا آرای ۴ میلیونی اش به ۹ میلیون برسد، در حالی که عملکرد او در اذهان مردم نسبت به سال ۹۲ هیچ چیز جدیدی نداشت و اصلا قابل قیاس با مجاهدت های قالیباف از آن زمان تا ۱۴۰۳ نبود! اما مردم با ذهنیتی که لجن پراکنان برایشان ساخته بودند از دو گزینه موجود جلیلی را انتخاب کردند؛ انتخابی که از اول هم مشخص بود راه به جایی نمیبرد. اما به هر حال حزب اللهی ها ضربه خوردند و باز تاکید میکنم که عاملین تمام این نفرت پراکنی ها یا طرفدار جلیلی بودند و یا در ستادش حضور داشتند، و مع الاسف جلیلی هیچگاه به رسم اصول اسلامی هم که شده حتی یک کلمه در دفاع از آبروی قالیباف حرفی نزد، در حالی که هر آدم عاقلی میفهمید سود تخریب قالیباف به جلیلی میرسد. این در حالی است که رهبری بارها و بارها در برابر تهمت و افترا و ادعاهای اثبات نشده موضع گرفته اند؛ ایشان حتی خواستار اخلاقمداری نسبت به دولت روحانی هم شده بودند، قالیباف که دیگر روحانی نبود و مردم جز خدمت و مجاهدت چیزی از او سراغ نداشتند. کاش آقایان جلیلی، رسایی، ثابتی و رائفی پور باز این کلیپ را ببینند!

Abdolrahim Ansari

42,976 次观看 • 2 年前

متن کامل سخنان در همایش همکاری ملی برای نجات ایران مونیخ، ۲۶ ژوئیه ۲۰۲۵ (۴ مرداد ۱۴۰۴/۲۵۸۴) خانم‌ها، آقایان،‌ درود بر شما و‌ همه کسانی که در چهارگوشه جهان به‌ویژه در ایران این‌ همایش ملی را دنبال می‌کنید. از همه هم‌میهنانی که این آخر هفته از سراسر اروپا، و حتی از استرالیا تا آمریکای شمالی، به مونیخ آمدند و در خیابان‌های این شهر، عشق به ایران را فریاد زدند، سپاسگزارم. به بسیاری از شما که تازه به این کارزار همکاری ملی پیوسته‌اید، خوشامد می‌گویم. آنچه همه ما را اینجا گرد هم آورده، مهر به میهن، و اهمیتی‌ است که به سرنوشت ایران می‌دهیم. ما امروز اینجا هستیم، تا نشان دهیم ملت یگانه و در عین حال رنگارنگ‌مان، از ادیان و باورها، اقوام و طوایف، اقشار و گروه‌ها، و احزاب و گرایش‌های مختلف سیاسی، جمهوری‌خواه و پادشاهی‌خواه، چپ و راست، در یک هدفِ مشترک، متحدیم: پایان دادن به جمهوری اسلامی و آغاز طلوعی نو از آزادی و دموکراسی و شکوفایی برای میهن‌مان ایران. حضور شما در این گردهمایی، نشان‌دهنده شکل‌گیری گسترده‌ترین و متنوع‌ترین ائتلاف نیروهای اپوزیسیون ایران است. این گستردگی و تنوع در عین اتحاد، با تعهد و باورمندی به تمامیت ارضی ایران، حقوق فردی و‌ برابری شهروندان، جدایی دین از حکومت، و حق ملت بزرگ ایران ‌برای انتخاب شکل دموکراسی آینده، تصویری زیبا از ایران آزاد و آباد فردا است. اما شوربختانه تصویر ایران کنونی، بسیار متفاوت از آن فردای آزاد و آباد است. امروز، کیان ایران به واسطه تداوم جمهوری اسلامی، بیش از همیشه در خطر است. این رژیم، آب و خاک و هوا و آسمان و جان و مال ملت ایران را به پرتگاه نابودی کشانده است. رودهای ایران، خشک، خاک ایران در حال فرسایش، زمین ایران در حال فرونشست، هوای ایران آلوده،‌ آسمان ایران در اختیار نیروی خارجی،‌ اقتصاد ایران در حال سقوط آزاد،‌ خانه‌های ایرانیان بی‌ آب و برق، و جان‌شان بازیچه توهمات فرقه‌ای ضدایرانی و رهبر نابخردش است. جمهوری اسلامی پس از سالها به آشوب‌کشاندن منطقه با جنگ‌های نیابتی و سیاست شکست‌خورده‌ی «نه مذاکره، نه جنگ»، درنهایت، هم از موضع ضعف و تسلیم، وادار به مذاکره شد، و هم جنگ را به ایران تحمیل کرد. علی خامنه‌ای در حالی که زیر زمین پنهان شده بود، نه‌تنها کمترین تلاشی برای حفاظت از غیرنظامیان ایران نکرد، بلکه تمام دستگاه سرکوب و پروپاگاندای خود را نیز برای مرعوب کردن مردم به کار بست. او شکستی سخت و تحقیرآمیز را نیز بر نظامیان ایران تحمیل کرد؛ نظامیانی که اکثرشان بر خلاف میل و اراده، درگیر جنگی شدند که هرگز جنگ ایران و ملت ایران نبود؛ بلکه جنگ خامنه‌ای و سرکردگان سپاهِ سرکوبگر و تروریستیش بود؛ همان پاسدارانی که سالها رجز می‌خواندند اما آشکار شد که توان حفاظت از خود را نیز ندارند. آنها بعد از دهه‌ها دزدیدن از سفره مردم و گذاشتنِ آن در جیب‌های خود و تروریست‌های منطقه‌ای، آسمان کشور را کاملا در اختیار کشوری به مراتب کوچکتر و کم‌جمعیت‌تر از ایران قرار دادند. جمهوری اسلامی اداره کشور را جز در حوزه‌ی سرکوب، کاملا رها کرده است و مردم ایران در تابستان داغ، با ساعتها قطعی آب و برق و گاز مواجهند. تورم بیداد می‌کند، و چرخه کسب و کار مختل است. مسئول و مقصر این وضعیت شخص علی خامنه‌ای است. اوست که وطن‌ ما را گام‌به‌گام به این نقطه کشاند، و امروز چون همیشه از زیر بار مسئولیت فرار کرده و تقصیر را به گردن زیردستانش انداخته است. اختلافات و دودستگی‌ها در ساختار قدرت جمهوری اسلامی به بالاترین حد خود رسیده است. مقامات ارشد این رژیم بدون کمترین حمایت مردمی، به توطئه علیه یکدیگر مشغولند و در ارائه خود به عنوان آلترناتیو خامنه‌ای از طریق واسطه‌ها به قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی از هم سبقت می‌گیرند. هم‌میهنانم، ما ملت ایران جنگ‌طلب نیستیم و هرگز برای ایران‌ و منطقه‌مان جنگ نخواستیم. جنگ‌طلب علی خامنه‌ای و رژیم تحت امرش است. من سالها هشدار داده بودم که اگر جمهوری اسلامی باقی بماند، اگر مماشات با آن تداوم پیدا کند، و اگر جهان به باج‌گیری‌های آن تن دهد، این رژیم سرانجام ایران و منطقه را به جنگ و درگیری نظامی می‌کشاند. نگرانی‌های من متاسفانه به واقعیت پیوست. اکنون اما لحظه‌ای تاریخی فرا رسیده است. جمهوری اسلامی بیش از هر زمان دیگری در این ۴۶ سال، ضعیف و متزلزل شده است؛ و فرصتی بی‌نظیر برای مردم ایران فراهم شده تا این رژیم ضدایرانی را سرنگون کنند. وظیفه هر ایرانی میهن‌پرستی، تلاش صدچندان برای نجات مام میهن است. وظیفه ما این است که متحدتر، مصمم‌تر و منظم‌تر از همیشه باشیم. امروز جای اما و اگر نیست: زمان کنار ایستادن و وسط‌بازی کردن، چنانکه نه سیخ بسوزد و نه کباب، نیست. امروز صحنه روشن است: در یک سو جمهوری اسلامی و حامیان ریز و درشتش قرار دارند که چهارنعل ایران ما را به سوی وحشتناک‌ترین بخش‌های دوزخ می‌برند و در سوی دیگر دروازه‌ای‌ست به سوی نور، و آباد کردن دوباره پردیس ایران. ما،‌ یعنی اکثریت ملت بزرگ ایران، برای نجات مام میهن به میدان آمده‌ایم. سقوط این رژیم قطعی‌ست. ما آمده‌ایم که اجازه ندهیم این رژیم همراه خود، ایران و ملت بزرگ ما را نیز به ورطه نیستی بکشاند. رهایی ایران از جمهوری اسلامی و استقرار یک دولت ملی و دموکراتیک در ایران، صلح پایدار را نیز به منطقه ما می‌آورد. در این مرحله انقلاب ملی و در دوران گذار، هدف من این است که ایرانیان بتوانند در یک‌ بازه کوتاه‌مدت و از طریق انتخابات آزاد، زمام‌ امور را به دست دولت منتخب خود بسپارند. من چنانکه بارها گفته‌ام به دنبال پست و مقام سیاسی نیستم؛ بلکه می‌خواهم برای آنها که در پی خدمت به ملت و بازگرداندن شکوه از دست رفته ایران هستند، فضا و‌ ساختاری فراهم کنم تا بتوانند خود و‌ برنامه‌های‌شان را در یک فرایند دموکراتیک به رای ملت بگذارند. من ۴۵ سال است که نه برای منفعت شخصی و قدرت، که برای نجات ایران مبارزه کرده‌ام، و برای رسیدن به اهداف‌مان، برنامه دارم: هم برای باز پس گرفتن ایران از این رژیم ضحاکی، و هم برای دوباره ساختن آن سرزمینِ اهورایی. پنج ماه پیش در نشست نخست مونیخ، سازمان‌ها و احزاب ایرانگرا گرد هم آمدند و متعهد به همکاری در چارچوب اصولی دوازده‌گانه بر اساس یک برنامه پنج‌گانه شدند. من در پیام نوروزی خود نیز امسال را سال سازماندهی برای اقدام نهایی نامیدم. امروز در نشست دوم مونیخ که شرکت‌کنندگان نه فقط احزاب و گروه‌های سیاسی که ایرانیان از همه اقشار جامعه هستند، گزارشی از پیشرفت آن برنامه را به ملت ایران ارائه می‌دهم. پنج ستون استراتٰژی مورد توافق ما چنین بودند: - فشار حداکثری بر جمهوری اسلامی - حمایت حداکثری از ملت ایران - ریزش حداکثری از رژیم - بسیج و سازماندهی حداکثری مبارزان در داخل و خارج - ارائه برنامه‌ای برای شکوفایی ایران در فردای سقوط جمهوری اسلامی در حوزه فشار حداکثری، جمهوری اسلامی امروز در دشوارترین و منزوی‌ترین وضع خود قرار دارد. از یک‌سو، فشار خارجی بی‌سابقه‌ای بر آن وارد شده است و از سوی دیگر، ناتوانی از تامین نیازهای ابتدایی مردم، این رژیم را با فشارهای همه‌جانبه داخلی به‌ویژه در حوزه معیشت و اقتصاد روبرو کرده است. در حوزه حمایت حداکثری، امروز، آمادگی دولتها و احزاب و شخصیت‌ها برای حمایت از ملت ایران و مبارزه‌شان رو به افزایش است. در دیدارها و گفتگوهای عمومی و خصوصی با سیاستمداران، تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیران، کارآفرینان، و رسانه‌ها، نه تنها بر تداوم این فشارها بر رژیم و حمایت از ملت ایران تاکید کرده‌ام بلکه برای آن، راه‌حل‌های اجرایی را نیز پیشنهاد داده و عملی شدن آنها را پیگیری کرده‌ام و خواهم کرد. خوشحالم به شما بگویم که امروز گروه‌هایی که در چارچوب فراهم شده در نشست نخست مونیخ گرد هم آمدند، در دو حوزه اعمال فشار حداکثری بر رژیم و جلب حمایت حداکثری از مبارزه مردم ایران، در همراهی با یکدیگر بسیار بابرنامه‌تر، فعال‌تر و موثرتر از پیش عمل می‌کنند. در حوزه ریزش حداکثری پیشرفتهای بسیار خوبی انجام شده است و فعالیتها در دو حوزه ریزش عمومی که از طریق پلتفرم همکاری ملی انجام می‌پذیرد و ریزش مقامات عالیرتبه، با دقت، امنیت، و جدیت در حال انجام است. امروز به لطف این فعالیتهای هدفمند، ما به ساختار درونی حکومت اشراف بیشتری داریم. همچنین در درون این ساختار با نیروهایی در ارتباط هستیم که فرایند سقوط جمهوری اسلامی را تسریع می‌کنند. و البته هم‌زمان، پایگاه بزرگی از داده را در اختیار داریم که به صورت دائمی و با حفظ امنیت کامل، در حال پایش و پیرایش است. این پایگاه داده برای اداره فرایند گذار نقش مهمی بازی خواهد کرد. به دلیل موفق و موثر بودن کارزار همکاری ملی است، که رژیم به وحشت افتاده و در هراس از پیوستن روزافزون نیروهای نظامی، انتظامی، امنیتی و دولتی به آن، به دروغ‌پراکنی و تخریب روی آورده است. در حوزه سازماندهی حداکثری مبارزان، این همایش و برنامه‌های دیگری که تنها در یک هفته گذشته در شهرهای مختلف کشور آلمان، به‌ویژه در هامبورگ و مونیخ برگزار شده، خود نمونه‌ای از تلاشهای من و تیم اجرایی همراهم برای بسیج ایرانیان خارج کشور است. خوشحالم به شما اطلاع بدهم که در همین پنج ماه گذشته شمار گروه‌هایی که در چارچوب همگرایی مونیخ با یکدیگر همکاری می‌کنند، حدودا سه‌برابر شده است. این گروه‌ها در ماه‌هایی که گذشت تلاش‌های جدی را برای بسیج و سازماندهی نیروها در خارج و داخل انجام داده‌اند که در همایش امروز، تنها گزیده‌هایی از آن به اطلاع شما رسید؛ که البته در خصوص آنچه داخل کشور انجام می‌گیرد، کمتر می‌توان وارد جزئیات شد. اما به طور کلی باید گفت که انتظار ملت بزرگ ایران، تداوم و افزایش شتاب این فعالیت‌ها است. در حوزه تدوین برنامه و ارائه چشم‌انداز دوباره ساختن کشور، پروژه شکوفایی ایران در ماه‌های اخیر گام‌های بسیار بلندی برداشته است که به سمع و نظر شما رسیده است. توصیه من این است که پیشنهادهای خود برای بهبود این برنامه‌ها را با دست‌اندرکاران آن در میان بگذارید، تخصص خود را در اختیار این پروژه قرار دهید، و درباره راه حل‌های ارائه‌ شده با حلقه اطرافیان و آشنایان خود گفتگو کنید. از گروهها و احزاب سیاسی می‌خواهم که حول کلیت برنامه‌های دوران گذار گرد هم بیایند تا بتوانیم به جامعه ایران و جامعه بین‌الملل این اطمینان را بدهیم که ایران پس از جمهوری اسلامی، ایرانی باثبات، آزاد،‌ امن، ‌و شکوفا خواهد بود. جمهوری اسلامی امروز در سراشیبی سقوط است اما ما ایرانیان خودمان باید سرنوشت ایران را تعیین کنیم. به هر میزان که ما در این زمینه کم‌کاری کنیم، دیگرانی که لزوما منافع‌شان با منافع ملت بزرگ ایران یکی نیست، فرصت نقش‌آفرینی بیشتر خواهند داشت. در همین راستا، در هفته‌های آینده از وبسایت کمپینی رونمایی خواهیم کرد که هم‌چون شاهراهی برای جذب نیروها، ثبت ایده‌ها، گزارش رویدادها، ارائه برنامه‌ها، سازماندهی مبارزان، و گردآوری کمکهای مالی خواهد بود. من از همه شما دعوت می‌کنم که آماده فعالیت در این کمپین سراسری باشید. من هم‌چنان نقش خود را ایفا می‌کنم. از شما نیز انتظار دارم که نقش خود را ایفا کنید: اختلافات جزئی را کنار بگذارید. از هرگونه درگیری با یکدیگر بپرهیزید و تنها با دشمن مشترک مبارزه کنید. هواداران خود را بسیج کنید و در کنار من و در کنار یکدیگر، برای آرمانی والا بایستید: نجات ایران. در برنامه دولت انتقالی برای دوران اضطرار، برنامه گذار سیاسی، از پیش از سقوط جمهوری اسلامی تا تحویل گرفتن امور به دست نخستین دولت منتخب را به منظور بررسی متخصصان، سازمان‌های سیاسی و نهادهای مدنی ارائه کرده‌ایم. در این برنامه، برای فاز کنونی، یعنی پیش از سقوط جمهوری اسلامی، دو نهاد کلیدی تشکیل می‌شود: تیم موقت اجرایی، و در کنار آن نهاد خیزش ملی که به عنوان یک نهاد مشورتی استراتژیک عمل خواهد کرد. چنانکه در طرح پیشنهادی ما آمده است، تیم موقت اجرایی پس از پیروزی انقلاب، و تشکیل دولت گذار، منحل خواهد شد؛ و نهاد خیزش ملی به عملکرد خود نه تنها به عنوان یک نهاد مشورتی بلکه به عنوان نهاد قانون‌گذاری موقت تا زمان تشکیل نخستین مجلس منتخب عمل خواهد کرد. من از همه کارشناسان و به‌ویژه حقوقدانان می‌خواهم که این برنامه پیشنهادی را بررسی کنند و نظرات کارشناسی خود را با ما در میان بگذارند. خامنه‌ای و رژیم شکست‌خورده‌اش، حالا که بیش از همیشه، سقوط را در مقابل چشمان خود می‌بینند، تهدیدهای خود را علیه من افزایش داده‌اند. من اما از همان روزی که این مبارزه را آغاز کردم، با این تهدیدها زندگی کرده‌ام و هرگز هراسی به دل راه نداده‌ام. شما زنان و مردان هم‌وطنم در شهرها و روستاهای سراسر ایران، کارگران، دانشجویان، بازاریان، جوانان و نوجوانان، بدانید که تهدیدها در عزم و اراده من برای به سرانجام رساندن ماموریت بزرگ زندگیم، خللی ایجاد نخواهد کرد. علی خامنه‌ای بداند که رژیمش متزلزل است، بیشتر اطرافیانش از او متنفرند، جمع زیادی از پاسدارانش منتظر فرصتند تا از کشتی در حال غرق شدن جمهوری اسلامی بگریزند،‌ و اکثریت قاطع ملت از او و رژیمش بیزارند. انتهای این مسیری که می‌رود مواجه شدن با انفجار خشم انباشته‌شده ملت است و عاقبت خوبی برایش نخواهد داشت. ما میهن‌دوستانِ آزادیخواه، از تبار و جنس این فرقه تبهکار نیستیم که در پشت‌بام‌ها اعدام‌های صحرایی به راه اندازیم. به او می‌گوییم که از این مسیرِ منتهی به خون و آتش باز گردد. بیش از این، مرگ و رنج را بر ملت بزرگ ایران و حتی حامیان خود تحمیل نکند. تعهد ما به برگزاری یک دادگاه منصفانه منطبق با استانداردهای بین‌المللی، شامل خامنه‌ای نیز می‌شود؛ آنچه خود او از ایرانیان دریغ کرده‌ است. ملت بزرگ ایران، پیروزی ما از هر زمان نزدیک‌تر است. به نیروی خود باور داشته باشیم. ما ملت متحد، آگاه و دلیری هستیم که این رژیم هرگز نتوانسته بر فرهنگ و تاریخ و تمدن ما پیروز شود. جمهوری اسلامی به زباله‌دان تاریخ می‌رود؛ و ایران و ملت ما، آزاد و سربلند، از این دوره سخت به سلامت عبور خواهد کرد. ما ملت کبیریم، ایران رو پس می‌گیریم! پاینده ایران،

Reza Pahlavi

862,973 次观看 • 1 年前

متن زیر نویس کلیپ : «شما فقط دو ماه قبل از زنی که همسر شما نبود صاحب فرزند شده بودید. برای من تکان‌دهنده است که اینجا بایستید و بگویید کاملاً تبرئه شده‌اید. چطور می‌توانید به این راحتی به همسر دومتان خیانت کنید، به مادر کودکی خیانت کنید که فقط دو ماه قبل به دنیا آمده بود، و بعد به ما بگویید کاملاً تبرئه شده‌اید؟ این چه جور تبرئه کاملی است؟» «سناتور، نام آن کودک گوِندولین هوپ هجست است. او هدیه‌ای از جانب خداست و الان هفت‌ساله است.» «و کمتر از دو ماه بعد از تولد آن دختر، به مادرش خیانت کردید، درست است؟» «آن‌ها اتهام‌های دروغینی بودند. این موضوع به‌طور کامل بررسی شد و من کاملاً تبرئه شدم. و بابت ازدواجی که اکنون با این زن فوق‌العاده دارم، بسیار سپاسگزارم.» «شما اعتراف کرده‌اید که در اکتبر ۲۰۱۷ در آن هتل رابطه جنسی داشته‌اید. شما گفتید این رابطه با رضایت دوطرفه بوده، درست است؟» «بله.» «شما پذیرفته‌اید که آن رابطه با رضایت دو طرف بوده، در حالی که هنوز متأهل بودید و تازه از زن دیگری صاحب فرزند شده بودید. باز هم می‌پرسم: چه توجیهی برای این قضاوت و رفتارتان دارید؟» «اتهام‌های کاملاً نادرستی علیه من مطرح شد. این موضوع به‌طور کامل بررسی شد و من کاملاً بی‌گناه شناخته شدم.» «شما اعتراف کرده‌اید که در حالی رابطه جنسی داشتید که هنوز متأهل بودید، آن هم بعد از اینکه تازه از همسر دوم خود صاحب فرزند شده بودید. شما همچنین پذیرفته‌اید که حادثه مونتری منجر به یک شکایت کیفری، یک تحقیق کیفری، یک توافق خصوصی و پرداخت نقدی به زنی شد که شکایت را مطرح کرده بود. و یک توافق‌نامه عدم افشا هم وجود داشت، درست است؟» «این یک توافق محرمانه برای حل‌وفصل یک دعوای آزاردهنده بود.» «در یک مصاحبه گفتید که این موضوع را حل‌وفصل کردید چون نگران بودید اگر علنی شود، به حرفه‌تان آسیب بزند. آیا هنوز هم معتقدید از شما اخاذی شده بود؟» «سناتور، من معتقدم این ادعاها نادرست بودند و علیه من مطرح شدند. وکیلم هم همین عبارت را به کار برد: من این فرصت را داشتم که بی‌گناهی‌ام را در برابر این ادعاهای نادرست ثابت کنم.» «اما هیچ‌یک از این مسائل را به رئیس‌جمهور ترامپ یا تیم انتقالی او، زمانی که شما را برای وزارت دفاع در نظر داشتند، نگفتید. شما آن اقدام را فاش نکردید. شکایت کیفری را فاش نکردید. تحقیقات کیفری را فاش نکردید. توافق‌نامه را فاش نکردید. پرداخت نقدی را فاش نکردید. سناتور، چرا این رویداد بسیار مهم را به فرمانده کل آینده و تیم انتقالی او اطلاع ندادید؟» «سناتور، من از همه بخش‌های این فرایند با تیم انتقالی قدردانی کرده‌ام. آن‌ها با من صادق و شفاف بوده‌اند. ما گفت‌وگوهای بسیار خوبی با هم داشته‌ایم و من از فرصتی که رئیس‌جمهور منتخب ترامپ به من داده سپاسگزارم.» «اما شما تصمیم گرفتید این موضوع را فاش نکنید، درست است؟ چون می‌دانستید به شانس‌تان لطمه می‌زند. پس تصمیم گرفتید این موضوع واقعاً مهم را به رئیس تیم انتقال نگویید، چون بیشتر نگران موقعیت خودتان بودید تا اینکه با رئیس‌جمهور آینده ایالات متحده صادق باشید. آیا چیز مهم دیگری هم هست که تصمیم گرفتید به رئیس‌جمهور منتخب و تیمش، وقتی داشتند درباره وزیر دفاع شدن شما تصمیم می‌گرفتند، نگویید؟» «سناتور، من اینجا کاملاً شفاف در برابر شما ایستاده‌ام، همان‌طور که هر کسی که این روند را دنبال کرده می‌داند.» «با وجود چندین توافق‌نامه محرمانگی و عدم افشا، دست بسیاری از افرادی که مایل‌اند با ما صحبت کنند بسته شده است. یکی از همکاران شما گفته که در یک مراسم در یک بار مست کردید و فریاد زدید: “همه مسلمان‌ها را بکشید.” یکی دیگر از همکارانتان ــ و او ناشناس هم نبود ــ گفته که شما همکارانتان را به یک کلوب استریپ بردید. شما مست بودید. تلاش کردید با رقاصه‌های برهنه برقصید. مجبور شدند شما را از صحنه دور کنند. و یکی از کارمندان شما در نتیجه همان رویداد شکایت آزار جنسی ثبت کرد. حالا می‌دانم که شما این موارد را انکار کرده‌اید، اما اگر درست باشند، آیا این دقیقاً همان نوع رفتاری نیست که فرد را برای وزیر دفاع شدن فاقد صلاحیت می‌کند؟» «سناتور، این‌ها اتهام‌های دروغین و ناشناس‌اند.» «آن‌ها ناشناس نیستند. و فقط در پایان این را به رئیس کمیته می‌گویم: شما ادعا کردید همه این‌ها ناشناس‌اند. ما اسنادی دیده‌ایم که نام‌ها به همه این موارد پیوست شده‌اند، از جمله نام مادر خود شما. پس لطفاً این را به یک ماجرای رسانه‌ایِ ناشناس تقلیل ندهید. ما نام‌های متعدد همکارانتان را دیده‌ایم که در سراسر دوران حرفه‌ای شما به‌طور مداوم درباره رفتارهای سوءاستفاده‌گرانه شما صحبت کرده‌اند.» «فکر می‌کنم وقت ایشان تمام شده است.» «خیلی بیشتر از وقتش گذشته.» «من کنار می‌روم.»

خبرگزاری شیر و خورشید

28,906 次观看 • 4 个月前

سال نو مبارک و نوروز پیروز سالی که گذشت سال سخت و دردآوری برای مردم ایران بود، سالی که عزیزان بسیاری را از دست دادیم و بسیاری از شهروندان ایران کشته شدند و به همگان بیش از پیش عیان شد که هدف حکومت کنترل جامعه معترض و مردم مخالف با ترس‌افکنی، تهدید، سرکوب و اعدام است. اما آنچه شاهد بودیم شجاعت زنان و مردان، یکپارچگی مردم و فرو ریختن دیوار ترس به بهای تجارب تلخ و سنگین بود. سالی را پشت سرگذاشتیم که گاهی بعد از واقعه تلخ نام قهرمانان گمنام را شنیدیم و قربانیان، مبارزان و زندانیان گمنامی را شناختیم که با وجود تنها ماندن، استوار ایستادند و دست از مبارزه برای ایران و آزادی نکشیدند؛ باوجود آن‌که نتوانستیم پیش از این از آنها سراغی بگیریم یا کنارشان باشیم اما آنها باید بدانند که مورد احترام قلبی تک‌تک مردم ایران هستند. و امروز اگر امیدی به تغییر در سال جدید داریم بخش بزرگی از آن را مدیون این قهرمانان گمنام، ایستادگی و مبارزات آنها هستیم. هر کدام از ما به‌عنوان عضوی از جامعه و ملت ایران وظیفه داریم که از همه این قهرمانان گمنام، دادخواهان و آسیب‌دیدگان حمایت کنیم. وظیفه داریم از زندانیان سیاسی-عقیدتی با هر نوع نگرش سیاسی حمایت کنیم و خواهان آزادی همه آنها بدون تفتیش عقیده و دیدگاه‌شان باشیم. وظیفه داریم در شرایطی که سیاست سرکوب حکومت، ایجاد بی‌اعتمادی عمومی، شک و ابهام و مخدوش کردن حقیقت و خاکسپاری آن است،‌حقیقت را پاس بداریم و آن را بیان کنیم. وظیفه داریم در شرایطی که فقر عمومی شده و فشار اقتصادی در سایه ناکارآمدی حکومت رنج بسیاری به مردم تحمیل کرده و حتی منجر به in تغییر زندگی و سرنوشت بسیاری از ایرانیان شده، هوای همدیگر را داشته باشیم و بی‌تفاوت از کتار یکدیگر عبور نکنیم. در شرایط کنونی ما با نوعی شبه قحطی مواجه هستیم و هزینه‌های سنگین و دشواری‌های تحمیلی، به‌نوعی موجب قحطی روابط و زندگی اجتماعی در ایران شده‌است که نهایتا منتهی به قطع ارتباطات انسانی، اجتماعی و حتی فامیلی گشته‌است. اما به همه این سختی‌ها، جامعه هوشیار ایران راه خود را خواهد رفت، و با تمام ضربه‌های که به جامعه وارد شده‌است نیروی پیش‌برنده‌ای که در قلب مردمو جامعه نهفته است اجازه تسلیم شدن نخواهد داد و سرنوشت این کشور را رقم خواهد زد. در سالی که گذشت، سیل سیستان و بلوچستان و تنهایی مردم، عدم مدیریت، ناکارآمدی سیستم و نادیده گرفتن حقوق شهروندان را عیان‌تر کرد و با توجه به هشدارهای محیط زیستی و سیل در روزهای پیش رو و اینکه دولت و هلال‌احمر به کاری جز وظیفه ذاتی خود مشغول هستند احتیاط کنیم و شهروندان آسیب‌دیده را تنها نگذاریم. اگر بفهمیم کجا ایستاده‌ایم، کاستی‌ها و مشکلات کجاست، نقدها و نظرها را بشنویم درک خواهیم کرد که چه کنیم و در نهایت به کدام سو برویم. هر کاری که تصور می‌کنیم در توان ماست اما به‌نظر کوچک است را دست‌کم نگیریم و فراموش نکنیم که ما قرار است ادامه داشته باشیم. و نوروز نوید همین ادامه دادن ماست. هر چقدر توان و وقت‌مان کم باشد همان اقدامات به‌ظاهر کوچک ما در کنار هم موجی بزرگ و راهگشاست. از شما درخواست می‌کنم امسال را به‌نام زندانیان، آسیب‌دیدگان و دادخواهان گمنام مهر بزنیم و کنارشان بایستیم و باور کنیم تک‌تک ما شهروندان، پیر و جوان، در هر شهر و روستایی، امکان همراهی با این قهرمانان را داریم. این اندک اعتبار و محبتی که جامعه نسبت به من دارد را مدیون شما هستم و اینکه امروز نفس می‌کشم و با افتخار کنار شما ایستاده‌ام به‌خاطر حضور شماست. همچنان که پیش از این گفتم از ایران نخواهم رفت و مردمی را که قلبا دوست دارم ترک نخواهم کرد و کنار شما با همه سختی‌ها و مشکلات برای زندگی و آزادی خواهم ایستاد. مگر به مرگ و نیستی که در آن‌صورت در خاک عزیز میهنم آرام خواهم گرفت. به امید سالی که با حُسن نیت، حس مسئولیت و شفافیت کنار مردم باشیم و بپذیریم برای رهایی از وضعیت کنونی راهی جز اتحاد نداریم و باید دست همدیگر را بگیریم. به امید آزادی ایران و مردم ایران و برچیده شدن تمام حصارها، سالی بدون سرکوب، سانسور، فقر و تحقیر را برای مردم آرزو می‌کنم. وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم که در طریقت ما کافریست رنجیدن ارادتمند و مخلص همه شما هستم.

Hossein Ronaghi

107,984 次观看 • 2 年前

دوشنبه از صبح تا شب من در تهران زخمی جنگ زده: ناهار رفتم به دنیای فراموش‌شدگان زندگان عاشقی که نمی‌دانم چه بنویسم تا حسم را بیان کند پسرهایی آن‌جا بودند که جهان را بدون تحلیل و واژه و تنها با حس بی‌واسطه لمس می‌کنند در روزهایی که صدای جنگ از دیوارها عبور می‌کند و به استخوان می‌رسد آن‌ها بیشتر از ما می‌ترسند چون سپر ندارند ما پشت منطق و خبر و تفسیر و انکار پنهان می‌شویماما آن‌ها بی‌هیچ حفاظی ترس را همان‌طور که هست می‌بلعند و در دل همین ترس با مهربانی خالص زندگی می‌کنند مهربانی را یادنگرفته اند بلدنیستند چه کنند که بکار بیاید یا منفعت‌طلبانه دیده شود مهربانی‌ای که در ذاتشان هست کنارشان که می‌نشینی می‌فهمی چقدر از انسان بودن را با پیچیده شدن از دست داده‌ایم ما به خودمان می‌گوییم شهروند با تمام تعاریف قانونی و حقوقی اما حقیقت این است که شهروند بودن فقط داشتن حق نیست پذیرفته شدن است آن‌ها به اندازه ما حق دارند نفس بکشند حق دارند شاد باشند حق دارند در امنیت زندگی کنند آن‌ها شهروند ایران‌اند شهروند تهران‌اند،جگرگوشه کسانی هستند.. شهروند همین شب‌هایی که ما از آن می‌ترسیم فرقشان با ما فقط این است که زندگی بی‌هیچ توضیحی چند تکه از مسیر را از آن‌ها گرفته است نه ارزششان را نه حق و سهمشان را از زندگی اما ما کمتر دیده‌ایمشان کمتر جدی گرفته‌ایمشان و گاهی اصلاً ندیده‌ایم امروز میان خنده‌های ساده‌شان میان نگاه‌هایی که هنوز آلوده نشده یک بغض سنگین در گلویم نشسته بود که نفسم را بند آورده بود. همه را بغل کردم.. کلویی و تدی امده بوندند تا عشق بدهند.. چطور ممکن است کسانی که این‌قدر پاک مانده‌اند این‌قدر کم سهم داشته باشند در هر بحران آسیب‌پذیرترین‌ها بیشتر نیاز به دیده شدن دارند اما اولین کسانی که فراموش می‌شوند همین‌ها هستند و این‌جاست که نبرد واقعی در درون ما شروع می‌شود نبرد میان ندیدن و دیدن میان عبور کردن و ایستادن و راحتی و وجدان. اینجا خبری از ژست کمک‌های شیک نیست… اگر در این نبرد وجدان شکست بخورد هیچ پیروزی‌ای هیچ معنایی ندارد آن‌ها را نباید دوست داشت چون متفاوت‌اند باید کنارشان ایستاد چون همان‌اند همان‌قدر انسان همان‌قدر صاحب حق همان‌قدر شایسته شادی در این روزهای تاریک بزرگ‌ترین کاری که می‌توانیم بکنیم این است که فراموششان نکنیم نه با ترحم… با نگاه برابر و عدالت من هم میترسم، امروز مسیرم بمباران شده بود… اما عزیزِ من آنها بیشتر میترسند. روزی از ما خواهند پرسید وقتی جهان می‌لرزید با بی‌دفاع‌ترین‌ها چه کردید #جنگ #تهران #ایران

Golshan

23,166 次观看 • 4 个月前

🔹تریتا پارسی: وای! (عجب!) ​تیم هوش مصنوعی «ایران لگو» ویدیو جدیدی منتشر کرده است. آن‌ها بر تلاش خود برای پل‌سازی میان مردم آمریکا و ایران پافشاری می‌کنند، در حالی که دولت آمریکا و «سیستم» را به عنوان دشمن واقعی به تصویر می‌کشند. ​موسیقی، متن ترانه و تصاویر همگی به گونه‌ای طراحی شده‌اند که برای آمریکایی‌های سرخورده و ناراضی جذاب باشند. 🔻ترجمه فارسی آهنگ همان خورشید طلوع می‌کند، اما ما داریم در جهنم زندگی می‌کنیم. در حالی که رهبران ناقوس مرگ را به صدا درمی‌آورند. عشق به مردم وجود دارد، اما این نظام باید از تهران تا دی‌سی، پایان یابد. ما برای صلح فریاد می‌زنیم. این را از تهران می‌نویسم، و به آسمان نگاه می‌کنم. بالا را نگاه می‌کنم. با خودم فکر می‌کنم چند پهپاد جنگی بی‌معنای دیگر، نمایش خون دیگری. در حالی که مادران ما گریه می‌کنند، و جوانان را در گل و خاک دفن می‌کنند. این فقط اینجا نیست، بلکه سربازانی که می‌فرستید هم هستند. فقط هجده سال دارد، از دست رفتنی ویرانگر دیگر. خانواده‌هایی که برای خطی که در شن کشیده شده، از هم پاشیده‌اند. اشک‌ها را در شهرم می‌بینم، اندوه را در سرزمین تو می‌بینم. هیچ‌کس برنده نمی‌شود وقتی جوانان در خیابان خونریزی می‌کنند. فقط پژواک پوتین‌ها و شکست تلخ باقی می‌ماند. هیچ احترامی برای کت و شلواری‌ها که اون بالا روی تپه نشسته‌اند ندارم. قانون‌گذاری می‌کنند که مجوز کشتار می‌شود. شما از آزادی و عدالت صحبت می‌کنید، نور را گسترش می‌دهید. اما تنها چیزی که گسترش می‌دهید وحشت در تاریکی شب است. سیاستمداران شما عروسک‌اند، نخ‌هایشان به دست طمع حرکت می‌کند. به هر کسی سلاح می‌فروشند، نیازها را نادیده می‌گیرند. در برج‌های عاج نشسته‌اند، کاملاً از واقعیت دورند. میلیاردها از راه بمب درمی‌آورند در حالی که جهان اینقدر رنج می‌برد. به ما انگ می‌زنند، ما را محور شرارت می‌نامند. در حالی که خشونت‌های هولناکی را تأمین مالی می‌کنند که جهان تاکنون تجربه کرده است. همان خورشید طلوع می‌کند، اما ما در جهنم زندگی می‌کنیم. وقتی رهبران دارند ناقوس عزا را به صدا درمی‌آورند. عشق به مردم داریم، اما این سیستم باید تمام شود. از تهران تا دی‌سی، ما فریاد صلح سر می‌دهیم. حالا بیایید درباره ترامپ حرف بزنیم، مردی که در زَر رنگ‌آمیزی شده. توافق‌ها را پاره می‌کند، تحریم‌ها مردمم را خفه می‌کنند، حتی دارو نمی‌توانستیم پیدا کنیم. ژنرال ما را ترور کردید، و شما برای پیروزی شادی می‌کنید؟ شما درباره اخلاق سخنرانی می‌کنید، ولی اسمش را پشت سرش گذاشتید. اما سوابق پروازی اپستین را بررسی کن، ردپاهای خودت را نگاه کن. با هیولاها می‌گردی، و چشمت را بر روی حقیقت می‌بندی. در حالی که از عمارتت توییت می‌زنی و می‌گذاری بی‌گناهان بمیرند. سیاست‌های تو ما را نابود کرد، خواستی ما را از گرسنگی بکشی. اما ایران هنوز نفس می‌کشد، ما هنوز نفس می‌کشیم. این تو نیستی, ای آمریکاست. این‌ها کسانی‌اند که تو را رهبری می‌کنند. به قلبم گوش کن. من از آمریکایی‌هایی که با ترس زندگی می‌کنند، بیزار نیستم. برای آدم‌های طبقه کارگر که سعی می‌کنند زندگی‌شان را بگذرانند. برای دانشجویانی که اعتراض می‌کنند، و در خیابان راهپیمایی می‌کنند. ما یکی هستیم و شبیه همیم، فقط داریم سعی می‌کنیم زنده بمانیم. فقط تلاش می‌کنیم فرهنگ و خانواده‌های‌مان را حفظ کنیم. می‌بینم برای عدالت ایستاده‌ای، و با سیستم نفرت می‌جنگی. این سیاستمداران فاسد شما هستند که دارند سرنوشت ما را رقم می‌زنند. از یک سوی کشور تا سوی دیگر، برای شهروندان عشق می‌فرستم. شما قربانی همان ماشینی هستید که بیش از همه به ما آسیب زده است. بنابراین این قطعه را نوشتم تا سعی کنم این شکاف را پر کنم. تا سلاح‌ها را زمین بگذاریم، تا غرور را فرو بدهیم. ما به موشک جدید یا حمله تاکتیکی دیگری نیاز نداریم. ما به گفت‌وگوهایی درباره اینکه آینده چگونه باید باشد نیاز داریم. هدف من صلح است، بگذارید دشمنی پایان یابد. بگذار عقاب‌ها و شیرها سرانجام کنار سفره صلح بنشینند. از خلیج فارس تا ساحل آمریکا. بگذار نسل ما نسلی باشد که کار جنگ را تمام می‌کند. اسلحه‌ها را در خاک بگذاریم، بگذار روند درمان آغاز شود. چون اگر به تیراندازی ادامه بدهیم، هیچکس برنده نخواهد شد. خورشید یکسان طلوع می‌کند اما ما در جهنم زندگی می‌کنیم. جهنم. در حالی که رهبران ناقوس عزاداری را به صدا درمی‌آورند. عشق برای مردم، اما این سیستم باید متوقف شود. از تهران تا واشنگتن دی‌سی، ما فریاد می‌زنیم برای صلح. صلح، نه برای رهبران، بلکه برای جان‌های بی‌گناه. برای نفر بعدی. برای ما. تهران. خداحافظ. 🔻زیرنویس فارسی ویدیو کلیپ از" بین دوگانگی ها". 🔻پیوند به این فرسته در کانال تلگرام "بین دوگانگی ها":

Farhad Ghoddoussi

20,853 次观看 • 3 个月前

«نظر دیگری داشتم» نگاهی به چند مثال تاریخی از فشار مسئولان برای تغییر نظر ولایت اکبر هاشمی رفسنجانی - نظر آقای روحانی هم مثل من است که ما باید مسئله‌مان را با آمریکا حل کنیم. رفتم و با آقا صحبت کردم. یکی دو ساعت بحث کردیم و به نتیجه نرسیدیم. من گفتم نمی‌توانم حرف دیگری به شما بزنم و فقط مساله ما و خداست. بالاخره در روز قیامت از من و شما می‌پرسند چرا این‌ همه ضرر و مشکلات برای نظام و مسلمانان ایجاد شد. اگر این‌ها را بر عهده می‌گیرید، من دیگر حرفی ندارم. ایشان گفتند: بله، جواب خدا با من باشد. - در جلسه مشورتی، رهبری ... با تعطيلی غنی‌سازی که خواست اروپا و آمریکا و روسيه است، مخالفت کردند. آقایان روحانی و خرازی و خاتمی خواستار تعطيل موقت شدند. - ظهر، هیأت رئیسه خبرگان در دفترم جلسه داشت. آن‌ها ... معتقدند ابهت نظام شکسته شده به خصوص که برخلاف اظهارات رهبری در ماه‌های اخیر است و تعجب داشتند که: چگونه رهبری از حرف‌های خود برگشته‌اند. گفتم: از همه جوانب به ایشان فشار می‌آيد. - رهبری نظرشان این بود که در صورت عدم ختم پرونده، تعلیق را لغو کنیم، ولی با توضیحاتی که دکتر روحانی دادند، اکثریت جلسه موافقت نداشت. - رهبری از تصميم جلسه مشورتی، در مورد توقف موقت مونتاژ و قطعه‌سازی هسته‌ای ناراضی‌اند. ولی من گفتم: تصميم خوب و به‌جايی است. - رهبری فقط با تأخير تزريق گازاورانيوم موافقت کرده‌ و گفته اند که هیچ چیز دیگر را متوقف نکنند، ولی آقای روحانی بیش از این می‌خواهد. رهبری گفتند: «برای توليد چرخه سوخت مصمم هستیم و کوتاه نمی‌آیيم» اما آقای خاتمی گفت: «تولید سوخت را متوقف می‌کنیم» که این دو اظهار با هم ناسازگار در آمد. - عصر در دفتر رهبری جلسه مشورت درباره مسائل هسته‌ای بود. سرانجام پذيرفته شد كه با شرط بسته شدن پرونده ايران، تعليق را بپذيريم! آيت‌الله خامنه‌ای مخالف تعليق بودند اما چون ديگران موافق بودند ايشان پذیرفتند. علی‌اکبر صالحی، وزیر امور خارجه دولت دهم - در اواسط سال ۹۰ وقت ملاقات خصوصی از حضرت آقا گرفتم. ایشان در این دیدار به بدعهدی‌ها و عداوت‌های آمریکا با ایران اشاره کردند. خدمت مقام معظم رهبری گفتم از باب اتمام حجت اجازه مذاکره با آمریکا را صادر بفرمایید؛ مقام معظم رهبری هم بزرگواری کردند و فرمودند با مذاکرات مخالفتی ندارم. - دور دوم مذاکرات محرمانه با آمریکا را به زور رفتیم. دور دوم مذاکرات را فقط با آقای احمدی‌نژاد هماهنگ کردیم و بعدبه مسقط رفتیم. این مذاکرات اوایل اسفند ۹۱ انجام شد و بیشتر از دو روز طول کشید. مسعود پزشکیان، رئیس دولت چهاردهم - آقا در جنگ دوازده روزه گفته بودند که ما دیگر اصلا مذاکره نمی‌کنیم. من خدمت ایشان رفتم و گفتم خود شما گفته‌اید که «نه جنگ نه صلح» بد است، جنگ هم که بد است، صلح هم که باید عزتمندانه باشد، بگویید چگونه؟ می‌گویید مذاکره نکنیم، من چگونه این کار را انجام دهم؟ آقا بالاخره قبول کردند که ما باید پای میز مذاکره برویم. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس یازدهم و دوازدهم - (درباره وقوع مذاکره هسته‌ای در اسلام‌آباد با وجود منع رهبر انقلاب) من نمی‌توانستم به طرف مقابل بگویم درباره هسته‌ای حرف نزن. - در صورتی که من رئیس اجرایی کشور شدم اگر چنین مسائلی (اختلاف نظر با رهبری) به وجود بيايد ... من روی نظر خودم اصرار می‌کنم. در این صورت‌ یا رهبری دلیل می آورند و من توجیه می‌شوم و یا نمی‌شوم و اگر نشدم در بازخورد این حکم در جامعه‌ ايشان می‌تواند صحت و عدم صحت حکم را مورد بررسی قرار دهد. امام سیدعلی خامنه‌ای، رهبر شهید انقلاب - (در ماجرای پذیرش محدودیت‌های درون برجام) آن وقت وقتی مسئولین کشور آمدند پیش ما گفتند «ده سال»، من گفتم «ده سال» یک عمر است،‌ چرا «ده سال» را شما قبول می‌کنید؛ گفتند چنین، چنان، بنا شد «ده سال» را هم قبول نکنند، اما به هر حال قبول کردند! - در همین توافق اخیر هسته‌ای ... وزیر خارجه‌ی محترم ما در مواردی به بنده گفت که ما [مثلاً] اینجا را یا این خط قرمز را دیگر نتوانستیم حفظ کنیم. - در قضیّه‌ی برجام، بنده اشتباه کردم اجازه دادم که وزیر خارجه‌‌ی ما با آنها صحبت کند؛ ضرر کردیم. - قبول قطعنامه از طرف امام، به خاطر فهرست مشکلاتی بود که مسؤولین آن روزِ امورِ اقتصادی کشورْ مقابلِ رویِ او گذاشتند و نشان دادند که کشور نمی‌کِشد و نمی‌تواند جنگ را با این همه هزینه، ادامه دهد. امام مجبور شد و قطعنامه را پذیرفت. امام سیدمجتبی خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب - بنده علی‌الاصول، نظر دیگری داشتم ولی از باب تعهّدی که رئیس‌جمهور محترم به‌عنوان رئیس شورای عالی امنیّت ملّی از طرف خود و سایر اعضا در پاسداشت حقوق ملّت ایران و جبهه مقاومت به بنده دادند و تصریح به قبول مسئولیت آن نمودند، اجازه‌ی آن را صادر نمودم‌.

رجانیوز

11,597 次观看 • 2 个月前