Video yükleniyor...

Video Yüklenemedi

Ana Sayfaya Dön

فرمانده نوپو استان تهران: -پنجشنبه ما در مقابل مسلحین اجازه استفاده از سلاح نداشتیم -سرلشگر موسوی: جوونهای ما اگه میخواستن دوساعته اغتشاشات رو جمع میکردن. (واضح‌ترین دلیل مدارای پلیس همین ده‌ها نیرویی هستن که سوزانده و سربریده شدن و الا کسی وجودشو نداشت از ۲۰۰متری اونها رد بشه)

47,074 görüntüleme • 6 ay önce •via X (Twitter)

0 Yorum

Yorum bulunmuyor

Orijinal gönderinin yorumları burada görünecek

Benzer Videolar

عزیزان عزیزان عزیزان، تا می‌تونید این توئیت عمو مارک‌لوین رو [توئیت زیر] ریتوئیت، لایک و منشن بذارید که تمام تایملاین‌های عالم رو فرا بگیره. نمی‌دونید عموی عزیزم «مارک‌لوین» که حتی لقب منصور حلاج زمانه هم حق مطلب رو در خصوص این ابرمرد ادا نمی‌کنه، دیشب توی برنامه‌ش در فاکس‌نیوز چه سخنرانی غرا، پرشور و درخشانی در انجام داده،باور نکردنی. بخش‌هایی از صحبت‌های این کاوه‌ی آهنگر آمریکایی‌ها که یک‌ تنه پرچم دفاع از مردم ایران رو دست گرفته: «می‌خوام با شما درباره‌ی مردم صحبت کنم، مردم ایران. ۹۲ میلیون نفر که اکثریت قاطع اونها خواهان زندگی در آزادی هستند. می‌خوام از انسانیت بگم. از ارزش‌ها و باورهای یهودی مسیحی. شاید بعضی از شما امروز به کلیسا یا معبد رفته باشید، یا صرفاً دارای این باورهای اخلاقی باشید. شاید اون‌ها رو یاد گرفته‌ باشید یا به صورت شهودی درکشون می‌کنید. اینکه تفاوت درست و غلط و خیر و شر رو می‌دونید. پس می‌خوام درباره‌ی ده‌ها میلیون نفر در ایران صحبت کنم که ۴۷ ساله با اون‌ها مثل حیوون رفتار شده. کسانی که زندانی، شکنجه، مورد تجاوز واقع شده و ده‌ها هزار نفرشون به قتل رسیدن. کسانی که به اون‌ها گفته شده چه نوع موسیقی‌ رو می‌تونن یا نمی‌تونن گوش بدن. می‌خوام درباره‌ی زنان جوان بگم، دختران، خواهران و مادران در ایران که مجبور به پوشندن سر خود هستند و هیچ حقی ندارند، چه برسه به حقوق برابر و در معرض بدترین سوءرفتارها قرار می‌گیرن. می‌خوام از جوونا بگم. جوونای ایران که می‌خوان از جوونی‌شون لذت ببرند، چیزهای جدید و شاد رو تجربه کنند و یاد بگیرن، اما توسط پلیس مخفی رژیم شیعه‌سانان رافضی هزارپدر بازداشت می‌شن و بدون محاکمه عمدتاً در خفا اعدام می‌شن. می‌خوام درباره‌ی کسانی در کشور خودمون آمریکا صحبت کنم که خودشون رو لیبرال، فعال حقوق بشر یا مدافع آزادی‌های مدنی می‌نامند، اما کوچکترین اهمیتی به هیچ‌کدوم از اینها نمی‌دن. قرمساق‌هایی که اعتراض نمی‌کنند و نخواهند کرد، چون حزب دموکرات قرمدنگ یا جریان سیاسی که بهش تعلق دارند، مارکسیست‌ها و اسلام‌گرایان قحبه‌زاده، اونقدر از آمریکا و اسرائیل متنفرند که ترجیح می‌دن ده‌ها هزار ایرانی دیگه به شکلی وحشتناک بمیرند، اما شاهد اون نباشند که کشور ما این رژیم حرومزاده‌ی آدم‌کش رو شکست می‌ده. این جاکش‌ها در خیابون‌ها نیستند. راهپیمایی نمی‌کنند. رهبران مذهبی کجان؟ بعضی‌شون هستند، اما بقیه‌شون کجان قحبه‌ها؟ صداشون رو نمی‌شنوم. شما می‌شنوید؟ می‌خوام از سکوت گروه‌های موسوم به فمینیست بگم که چنان با چپ‌گرایان افراطی و رادیکال گره خوردن که حتی یک کلمه درباره‌ی آزار و تجاوز گسترده به زنان و دختران توسط رژیم هزارپدر شیعه‌سانان رافضی نگفتن‌. هیچی! می‌خوام درباره‌ی کسایی صحبت کنم که می‌گن تهدید هسته‌ای رژیم قحبه‌زادهی روافض قریب‌الوقوع نبود، می‌گن که این یک جنگ انتخابیه، می‌گن که این یک جنگ غیرقانونیه و کسشرایی از این دست. این قرمساق‌های دیوث ذره‌ای حتی به اندازه‌ی یک ارزن اهمیت نمی‌دن که نه تنها در حال کمک کردن و آرامش دادن به این دشمن هولناک هستند، بلکه این دشمن پدرقحبه رو تشویق می‌کنند تا قتل‌عام کنه، اعدام کنه، تجاوز کنه، شکنجه کنه و کارهایی رو انجام بده که رژیم‌های آدم‌کش انجام می‌دن. هیچ چیز، تکرار می‌کنم هیچ چیز شرافتمندانه یا برحقی در مورد هیچ‌کدوم از این گروه‌ها‌ی قحبه یا این افراد سراسر شرارت و تباهی وجود نداره. و در مورد آمریکایی‌هایی که یا ساکتن یا بدتر از اون، تظاهر می‌کنن که این نسل‌کشی در حال اتفاق افتادن نیست، و یا با وجود اینکه می‌دونن در حال وقوعه، با بی‌تفاوتی ازش می‌گذرن. ننگ بر قرمساق‌هایی که این‌طوری فکر می‌کنن. ننگ بر اون قرمدنگ‌هایی که اعتراض نمی‌کنند. ننگ بر جاکشایی که اقدام نمی‌کنند، مخصوصاً اونایی که در جایگاهی هستند که می‌تونن کاری انجام بدن و نمی‌دن. …مردم ایران‌ آزادی‌شون را می‌خوان و می‌خوان زندگی‌شون را پس بگیرن. رژیم آدم‌کش و تروریست هزارپدر روافض رو بگایید، مردم ایران رو آزاد کنید و به هر نوع تهدید توسعه هسته‌ای و آبگرمکن‌های بالستیک در آینده پایان بدید. آیا این اتفاق خوبی برای مردم شریف ایران، برای مردم آمریکا، برای مردم خاورمیانه و کل دنیا نیست؟ ممکنه هزاران دلیل برای کمک نکردن به این مردم و اقدام نکردن وجود داشته باشه و شک ندارم که این دلایل ردیف شده و ارائه شدن. اما یک دلیل وجود دارد که بر همه‌ی اینا برتری داره. دلیلی که از همه اون‌ها مهم‌تره: انسانیت. اراده‌ی بشریت. الان اون بهونه رو نداریم. با تکنولوژی مدرن ما می‌دونیم تو اون کشور چه می‌گذره. ما کشتار مردم عادی رو در اینترنت دیدیم‌ و نگاه کردن به اونا سخته. بیایید اون اشتباه رو تکرار نکنیم.»

Siavash

148,346 görüntüleme • 3 ay önce

توئیت #مارک‌لوین رو ریتوئیت کنيد، پخش‌ حداکثری 🙏 دیشب توی برنامه‌ش در فاکس‌نیوز سخنرانی پرشور و درخشانی در انجام داد. بخش‌هایی از صحبت‌های این مرد باشرافت آمریکایی‌ها که یک‌ تنه پرچم دفاع از مردم ایران رو دست گرفته: «می‌خوام با شما درباره‌ی مردم صحبت کنم، مردم ایران. ۹۲ میلیون نفر که اکثریت قاطع اونها خواهان زندگی در آزادی هستند. می‌خوام از انسانیت بگم. از ارزش‌ها و باورهای یهودی مسیحی. شاید بعضی از شما امروز به کلیسا یا معبد رفته باشید، یا صرفاً دارای این باورهای اخلاقی باشید. شاید اون‌ها رو یاد گرفته‌ باشید یا به صورت شهودی درکشون می‌کنید. اینکه تفاوت درست و غلط و خیر و شر رو می‌دونید. پس می‌خوام درباره‌ی ده‌ها میلیون نفر در ایران صحبت کنم که ۴۷ ساله با اون‌ها مثل حیوون رفتار شده. کسانی که زندانی، شکنجه، مورد تجاوز واقع شده و ده‌ها هزار نفرشون به قتل رسیدن. کسانی که به اون‌ها گفته شده چه نوع موسیقی‌ رو می‌تونن یا نمی‌تونن گوش بدن. می‌خوام درباره‌ی زنان جوان بگم، دختران، خواهران و مادران در ایران که مجبور به پوشندن سر خود هستند و هیچ حقی ندارند، چه برسه به حقوق برابر و در معرض بدترین سوءرفتارها قرار می‌گیرن. می‌خوام از جوونا بگم. جوونای ایران که می‌خوان از جوونی‌شون لذت ببرند، چیزهای جدید و شاد رو تجربه کنند و یاد بگیرن، اما توسط پلیس مخفی رژیم شیعه‌سانان رافضی هزارپدر بازداشت می‌شن و بدون محاکمه عمدتاً در خفا اعدام می‌شن. می‌خوام درباره‌ی کسانی در کشور خودمون آمریکا صحبت کنم که خودشون رو لیبرال، فعال حقوق بشر یا مدافع آزادی‌های مدنی می‌نامند، اما کوچکترین اهمیتی به هیچ‌کدوم از اینها نمی‌دن. قرمساق‌هایی که اعتراض نمی‌کنند و نخواهند کرد، چون حزب دموکرات قرمدنگ یا جریان سیاسی که بهش تعلق دارند، مارکسیست‌ها و اسلام‌گرایان قحبه‌زاده، اونقدر از آمریکا و اسرائیل متنفرند که ترجیح می‌دن ده‌ها هزار ایرانی دیگه به شکلی وحشتناک بمیرند، اما شاهد اون نباشند که کشور ما این رژیم حرومزاده‌ی آدم‌کش رو شکست می‌ده. این جاکش‌ها در خیابون‌ها نیستند. راهپیمایی نمی‌کنند. رهبران مذهبی کجان؟ بعضی‌شون هستند، اما بقیه‌شون کجان قحبه‌ها؟ صداشون رو نمی‌شنوم. شما می‌شنوید؟ می‌خوام از سکوت گروه‌های موسوم به فمینیست بگم که چنان با چپ‌گرایان افراطی و رادیکال گره خوردن که حتی یک کلمه درباره‌ی آزار و تجاوز گسترده به زنان و دختران توسط رژیم هزارپدر شیعه‌سانان رافضی نگفتن‌. هیچی! می‌خوام درباره‌ی کسایی صحبت کنم که می‌گن تهدید هسته‌ای رژیم قحبه‌زادهی روافض قریب‌الوقوع نبود، می‌گن که این یک جنگ انتخابیه، می‌گن که این یک جنگ غیرقانونیه و کسشرایی از این دست. این قرمساق‌های دیوث ذره‌ای حتی به اندازه‌ی یک ارزن اهمیت نمی‌دن که نه تنها در حال کمک کردن و آرامش دادن به این دشمن هولناک هستند، بلکه این دشمن پدرقحبه رو تشویق می‌کنند تا قتل‌عام کنه، اعدام کنه، تجاوز کنه، شکنجه کنه و کارهایی رو انجام بده که رژیم‌های آدم‌کش انجام می‌دن. هیچ چیز، تکرار می‌کنم هیچ چیز شرافتمندانه یا برحقی در مورد هیچ‌کدوم از این گروه‌ها‌ی قحبه یا این افراد سراسر شرارت و تباهی وجود نداره. و در مورد آمریکایی‌هایی که یا ساکتن یا بدتر از اون، تظاهر می‌کنن که این نسل‌کشی در حال اتفاق افتادن نیست، و یا با وجود اینکه می‌دونن در حال وقوعه، با بی‌تفاوتی ازش می‌گذرن. ننگ بر قرمساق‌هایی که این‌طوری فکر می‌کنن. ننگ بر اون قرمدنگ‌هایی که اعتراض نمی‌کنند. ننگ بر جاکشایی که اقدام نمی‌کنند، مخصوصاً اونایی که در جایگاهی هستند که می‌تونن کاری انجام بدن و نمی‌دن. …مردم ایران‌ آزادی‌شون را می‌خوان و می‌خوان زندگی‌شون را پس بگیرن. رژیم آدم‌کش و تروریست هزارپدر روافض رو بگایید، مردم ایران رو آزاد کنید و به هر نوع تهدید توسعه هسته‌ای و آبگرمکن‌های بالستیک در آینده پایان بدید. آیا این اتفاق خوبی برای مردم شریف ایران، برای مردم آمریکا، برای مردم خاورمیانه و کل دنیا نیست؟ ممکنه هزاران دلیل برای کمک نکردن به این مردم و اقدام نکردن وجود داشته باشه و شک ندارم که این دلایل ردیف شده و ارائه شدن. اما یک دلیل وجود دارد که بر همه‌ی اینا برتری داره. دلیلی که از همه اون‌ها مهم‌تره: انسانیت. اراده‌ی بشریت. الان اون بهونه رو نداریم. با تکنولوژی مدرن ما می‌دونیم تو اون کشور چه می‌گذره. ما کشتار مردم عادی رو در اینترنت دیدیم‌ و نگاه کردن به اونا سخته. بیایید اون اشتباه رو تکرار نکنیم.» #JavidShah‌‌‌‌‌

آوای ایران

19,821 görüntüleme • 3 ay önce

من داغدارم. داغدار رفتنِ سرلشکر باقری که تازه با اون ویدیوش شناخته بودمش. اگر کسی فکر میکنه مستقیم نمیگم، اینم به انگلیسی و برای ثبت در حافظه ی تاریخی توییتر. اینجا رسما بدون حضور مغز صحبت کردم و کلام پراکنده است. اگر شما زبانتون میگیره از گفتنِ این مساله مشکل از شماست و تخیلی که براتون مهندسی کردند. اونکه سپاه و دار و دسته اش هم در این مهندسی تخیل شریکند قصه ی بسیار و بی نهایت مهمی است که بهش خواهم پرداخت. همیشه از مخالفان قرار دادن سپاه در لیست تروریستی بودم و هشدار داده بودم که این مقدمه آوردنِ جنگ به ایران بود. من اینجا از سردارانِ ش.هید شده قدردانی کردم گفتم برای شماهام بذارم چون نکته داره . آقا من همونقدر که از سمت مجاهدین و موساد اذیت شدم از دست مخالفان مذاکره و پروژه بگیرانِ “ما بمب میخواهیم و فلان”َ داخل تخریب شدم. یعنی دلم خونه اگر بخوام باز کنم این مساله رو. اگر نمیگم دلیل بر نبودنش نیست. اما از همون اول به هشتگ ت.روریستی بودن س.پاه ایراد گرفتم. یعنی اولش نمیدونستم چی شده. به دوستم گفتم: خب حالا س.پاه تر.وریستی بشه چی میشه؟‌ گفت: یحتمل نمیتونن بیان اینجا. گفتم : خب حالا نیان. یعنی فکر میکردیم اساس بدتری نداره. بعد کم کم شک کردم. دیدم اونی که زمان زن زندگی آزادی تو خیابون سرکوب میکنه اصلا س.پاه نیست. پس حکایت اینکه “سپاه رو تروریستی کنیم” چی بود؟‌ بعد فهمیدم وقتی شما یک گروه نظامی رو ترو-ریست تعریف میکنی اونها تارگت مشروع میشن و اجماع عمومی و جهانی برای جنگ راحت تر ایجاد میشه. و نکته ی جالب اینجاست که این نکته که چنین هشتگ و خواسته ای باعث میشه جنگ به داخل مرزهای ایران وارد بشه رو کارشناسی مطرح کرد که خودش توسط همین مخالفان مذاکره و به اصطلاح تندروها، به شدت اذیت شده بود. قصه های خون دل خوردن از داخلیها بمونه برای بعد. امروز وقت بازنگریِ خیلی چیزاست: اینکه هواپیمای اوکراینی رو کی زد که مقدمات چنین جایی که الان هستیم فراهم بشه و تقاضای تحریم آسمانهای ایران (که به مثابه اعلام جنگ و بی دفاع کردنِ ایران در برابر حمله بود) این چنین وحدتِ بعد از ت.رور سردار س.لیمانی به هوا بره؟ این سوال خیلی جای فکر داره. چرا وقتی نیروی سرکوب تو خیابون زمان تظاهرات مهسا، پلیس ضد شورش بود و س.پاه نبود، این هشتگ جلو رفت؟‌ (اون موقع پرسیدم: همون کسایی که میگفتند “اسراییل اگر زده، کشته، آدم نظام بودند” گفتند “نه س.پاه بوده! لباس نیروی انتظامی رو روی لباس س.پاهی پوشیده بودند.” یعنی کلا دوستان ایده ای از پلیس ضد شورش نداشتند. یعنی داشتند: اما هدف آوردنِ ایران به همین نقطه بود. به همین جایی که الان هستیم. سفیدشویی و عادی سازیِ کشته شدنِ سردار ایرانی توسط دشمن. خیلی سوال. خیلی قصه هایی که باید بررسی بشن. ولی من بگم که برای من سردار ایرانی که توسط دشمن کشته میشه یک سردار ایرانی است. تمام. این رو گفتم بدون لکنت بنویسم: من عزادارِ کسانی هستم که در بین ما نیستند. اما آدم واسه خنک کردنِ دل همسایه، ابزار کپک زدنِ سواد خودش رو فراهم نمیکنه. من امروز به شدت عزادارم. به شدت ازینکه اس.راییل اونها رو از ما گرفت عصبانی. و اینجا گفتم: به انگلیسی هم گفتم که اگر لازم باشه با لکنت کمتری گفته بشه. سواد خودتون رو پاکسازی کنید.موتورهای جهل به شدت مشغول کار بودند.

نسیم نوروزی

50,624 görüntüleme • 1 yıl önce

افتضاح پشت افتضاح ادعای رهبری یک کشور رو دارن، ولی همه جا تقلب می‌کنن. یه عده گفتن من دروغ می‌گم و امکان نداره بشه دو بار رای داد. این ویدئو رو ببینین که گرفتم. 4 تا پنجره گوگل کروم همزمان باز کردم (هر پنجره یه پروفایل جدید هست برای همین رنگ پنجره‌ها فرق داره - اینکه پروفایل مختلف باشن مهمه). در کمتر از 2 دقیقه 4 بار رای دادم. نیازی به دو دقیقه نبود البته و تو 10 ثانیه هم می‌شد 4 بار رای داد. فقط چون روند رو نشون می‌دادم و نتیجه رفرش رو هم می‌خواستم بهتون نشون بدم کمی طولانی‌تر شد. تو پنجره دوم و چهارم چند بار رفرش هم کردم که تو پنجره چهارم آپدیت شدن اعداد رو هم ببینین و بعدش امضا هم زدم. دلیل این کار ضعف فنی نیست. فردی که کوچک‌ترین آشنایی با سیستم‌های کامپیوتری و وبسایت و اینترت داشته باشه می‌تونه جلوی این قضیه رو بگیره ولی نگرفتن. چون می‌خوان از هر سیستم ده‌ها و صدها بار رای رو ثبت کنن که نتیجه عدد بزرگ‌تری باشه. ما یه مدت امضا کنندگان کارزار رفتن به غزه رو مسخره می‌کردیم نگو اینا از اونا شارلاتان‌ترن! این کاری که امیر اعتمادی و قاسمی‌نژاد دارن می‌کنن چوب حراج زدن به همون نیمچه آبروی باقیمانده رضا پهلویه. تهش می‌خوان یه گزارش بدن بگن 20 میلیون امضا کردن و پول خوبی به جیب بزنن. سال‌هاست دارن یه سری از مردم رو با این بازی‌ها سرگرم می‌کنن. بدون هیچ خروجی مشخصی. از این پروژه به اون پروژه. از این کارزار به اون کارزار. اما نتیجه صفر. این وسط فقط پول‌های میلیون دلاری جمع شده و هیچوقت حتی یک گزارش یک خطی از نحوه خرج کردن پول‌های جمع شده داده نشده. خوش به حال جمهوری اسلامی که این اپوزسیون رو داره به عنوان اپوزسیون خودش می‌فروشه.

نفوذی‌ها

285,548 görüntüleme • 10 ay önce

۱/۲ 🔴نظر پرفسور میرشایمر در مورد احتمال حمله هسته ای اسرائیل به ایران. 🔸قاضی ناپلیتانو: می‌خوام یه کلیپ براتون پخش کنم از یه مصاحبه با جان کیریاکو. شاید آقای کیریاکو رو بشناسید. اون مأمور بازنشسته سیا است. تنها کسی بود که به خاطر رژیم شکنجه بوش-چنی زندان رفت، چون خودش از چیزهایی که مجبور شده بود ببینه حالش به هم می‌خورد و شکنجه‌ها و اسم شکنجه‌گرها رو افشا کرد. الان البته از زندان آزاد شده، این چند سال پیش بود. ولی اون یه ادعای خیلی تکان‌دهنده درباره اسرائیلی‌ها داره و من نظرتون رو می‌خوام بدونم. پروفسور میرشایمر، 🔸قاضی ناپلیتانو:کریس کلیپ شماره سه. 🔻آغاز پخش کلیپ. «جان کریاکو: دلیلش اینه که به من گفتن دونالد ترامپ تصمیم گرفت ایران رو بمباران کنه چون اسرائیلی‌ها برای اولین بار گفتن: اگر شما این پناهگاه‌های زیرزمینی رو بمباران نکنید و این تأسیسات رو نزنید، ما خودمون از سلاح هسته‌ای استفاده می‌کنیم. تا اون موقع هیچ‌وقت چنین تهدیدی نکرده بودن. برای همین ترامپ گفت: بمباران ایران شاید واقعاً جلوی شروع جنگ جهانی سوم رو بگیره اگر مانع بشه که اسرائیلی‌ها سلاح هسته‌ای به کار ببرن.» جولیان دوری: یعنی طبق منبع شما، اسرائیلی‌ها به رئیس‌جمهور ایالات متحده گفتن که اگر ارتش آمریکا با قدرت خودش تأسیسات هسته‌ای ایران رو نزنه، اسرائیل به تنهایی از سلاح هسته‌ای استفاده می‌کنه. جان‌کیریاکو: آره. جولیان دوری: می‌بینی مشکل این حرف چیه جان؟ آره. چون اونا هیچ‌وقت رسماً اعتراف نکردن که سلاح هسته‌ای دارن. دقیقاً. پس تو داری به من می‌گی اونا به رئیس‌جمهور آمریکا اعتراف کردن که سلاح هسته‌ای دارن، ولی هنوز توی معاهده آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA) نیستن؟ جان‌کیریاکو: خب، اگر حرف افشاگرهای هسته‌ای اسرائیل درست باشه، آره، از دهه ۵۰ شروع کردن، اواخر دهه ۶۰ یا اوایل دهه ۷۰ بهش رسیدن. برو ببین موردخای وانونو رو.مم‌هوم. می‌دونی، وانونو بی‌دلیل به خیانت متهم نشد. 🔻انتهای پخش کلیپ. 🔸قاضی ناپلیتانو: قابل قبوله، پروفسور میرشایمر؟ 🔹پرفسور میرشایمر: اوه، قطعاً قابل قبوله. من که مدرک محکمی برای تأیید حرف جان کیریاکو ندارم، نمی‌گم بهش شک دارم، ولی مدرک سخت ندارم. اما از نظر منطقی کاملاً معنا داره. باید یادتون باشه که اسرائیلی‌ها واقعاً باور دارن، کاملاً محکم باور دارن که ایران با سلاح هسته‌ای تهدید وجودی برای آنهاست. و باور دارن که همین توانایی غنی‌سازی هسته‌ای که ما ۲۲ ژوئن امسال زدیم (یعنی ایالات متحده در ۲۲ ژوئن امسال زد) مقدمه‌ای برای به‌دست آوردن سلاح هسته‌ای توسط ایران بود. برای همین خیلی خیلی مشتاق بودن که اونو نابود کنن. ما همچنین می‌دونیم که خودشون به تنهایی نمی‌تونن این کار رو بکنن. نه فوردو رو تونستن بزنن مثل کاری که ما کردیم، نه نطنز رو. اصلاً نمی‌تونن. توانایی‌اش رو ندارن. بمب‌هایی ندارن که بتونه اون‌قدر عمیق بره. پس اگر نتونن این تهدید وجودی رو با سلاح‌های متعارف از بین ببرن، ولی بتونن با سلاح هسته‌ای (شاید حتی فکر کنن با یه سلاح هسته‌ای کوچک هم بشه)، فکر می‌کنم احتمال اینکه این کار رو بکنن خیلی بالاست. فکر می‌کنم اگر در آینده شواهد محکمی باشه که ایران داره سلاح هسته‌ای به دست میاره، واقعاً شواهد محکم، (که البته تابستون امسال این‌طور نبود)، و اسرائیلی‌ها نتونن اون توانایی رو با نیروهای متعارف خودشون نابود کنن، من پول زیادی شرط می‌بندم که از سلاح هسته‌ای استفاده می‌کنن. باز هم تکرار می‌کنم، اونا این رو تهدید وجودی می‌بینن. و وقتی حرف از استفاده از نیروی نظامی علیه دشمنانشونه، اسرائیلی‌ها تقریباً هیچ مرزی نمی‌شناسن. ما این رو در سال‌های اخیر دیدیم. کلمه «خویشتنداری» وقتی حرف از رفتار نظامی اسرائیلی‌هاست اصلاً معنایی نداره. پس فکر می‌کنم این یه تهدید واقعیه، نه فقط الان، بلکه یه تهدید واقعی برای آینده هم هست. 🔻منتخبی از لحظه 26:03 تا اخر گفتگوی زیر: Prof. John Mearsheimer _ Ukraine and Reality-Judging Freedom- Andrew Napolitano-20251120Thu اتصال به این فرسته در کانال تلگرام "بین دوگانگی ها ":

Farhad Ghoddoussi

87,037 görüntüleme • 9 ay önce

امروز ۱۴۴ روز از قتل دردناک #مسعود_مسجودی می‌گذره و فقط سه هفته تا دادگاه ۱۷ جولای مونده؛ دادگاهی که قراره به اتهام قتل آرزو سلطانی و مهدی احمدزاده رضوی رسیدگی کنه. مسعود پیش از قتلش بارها درباره این دو نفر هشدار داده بود. او گفته بود بارها تهدیدش کرده بودن، حتی درباره مسموم کردنش، تهیه سم و اینکه با چه نوع چاقویی و به کجای بدنش ضربه بزنن تا کشته بشه حرف زده بودن. مسعود همه این موارد رو به پلیس گزارش داده بود، اما متأسفانه این هشدارها جدی گرفته نشدن؛ و در نهایت به حقیقت پیوستن. او در آخرین پست اینستاگرامش نوشت: «حکم زندان آرزو سلطانی، عضو تیم کار فرقه سلطنت‌طلب سپاهی که پدر و عمویش (عطاءالله و علیرضا سلطانی) به‌ترتیب فرمانده بازنشسته پاسگاه کمیته انقلاب اسلامی روستای خلخله و فرمانده کنونی سپاه در منطقه ماکو هستن، روز ۲۹ ژانویه صادر شد؛ همزمان با قرار گرفتن سپاه در لیست تروریست‌های اتحادیه اروپا. همون روز، قاضی Ward Branch به پلیس دادگاه دستور داد که در فاصله ۹ تا ۱۳ فوریه، آرزو سلطانی رو تحت بازداشت به دادگاه بیارن تا حکم مجازات تکمیلی علیهش صادر بشه و مدت زمان زندانی شدنش هم تعیین بشه. این حکم، به دنبال مجرم شناخته شدن سلطانی در دو فقره سرپیچی از احکام دادگاه صادر شد. پیش‌تر، همین دادگاه، سلطانی و گروه سلطنت‌طلب Canadian Iranian Wakuppers Foundation رو به پنج جریمه، جمعاً ۷۰۰۰ دلاری و وثیقه ۳۰۰۰۰ دلاری محکوم کرده بود. این مجرمان حتی از این احکام کیفری هم سرپیچی کردن تا اینکه سلطانی رسماً با مجازات زندان روبه‌رو بشه. روز دوشنبه، دوم فوریه، هم دادگاه مشابهی در موضوع شکایت دوم از رضا پهلوی و اوباش سایبری او برگزار می‌شه. علاوه بر سلطانی، مهدی احمدزاده رضوی قمی هم در معرض برخورد دادگاه و حکم زندان قرار داره. مهدی احمدزاده با همدستی بنگاه کاری‌چاق‌کنی Allen/McMillan، به‌ویژه وکیل متقلبی که در فضای توییتر با نام سورنا پیشواز شناخته می‌شه (نام اصلی: نوژن کاموسی)، چهار شهادت‌نامه دروغ به دادگاه آورده که نشونه عطش سیری‌ناپذیر فرقه متقلب پهلوی به دروغ‌گویی و فریبکاریه. هر کدوم از این شهادت‌نامه‌های دروغ، چندین سال حکم زندان برای احمدزاده به همراه خواهد داشت. نسخه اصلی حکم دادگاه بازداشت آرزو سلطانی برای اجرا در اختیار پلیس/ضابط دادگاه قرار گرفته». هشدارهای قبلی مسعود و آخرین نوشته‌ای که از او باقی مونده، پرسش‌های مهمی رو پیش روی دادگاه می‌ذاره. با توجه به مطالبی که خود مسعود درباره ارتباط این افراد با سپاه، نقششون در برگزاری تجمعات حامیان رضا پهلوی و پرونده‌های حقوقی‌شون نوشته بود، انتظار می‌ره دادگاه همه این ارتباطات و نقش افراد یا عوامل دیگه در این جنایت رو با دقت و بدون اغماض بررسی کنه. دادخواهی برای مسعود تا روزی که همه عوامل و آمران این قتل هولناک شناسایی و در برابر قانون پاسخگو بشن ادامه خواهد داشت. ما چشم‌انتظار روزی هستیم که حقیقت این جنایت به‌طور کامل روشن بشه و عدالت درباره همه مسئولانش اجرا بشه. #دادخواهی_مسعود_مسجودی

Loabat

24,999 görüntüleme • 1 ay önce

🟥#فوری 🔴#مسعود_رجوی - ۲ فروردین ۱۴۰۵ تبریک برای چهل و پنجمین بهار سرخ‌فام مقاومت تاریخی و اینک سال جنگ جنگ‌ها و آزمایش آزمایشات که بر قامت وطن نوشت: سال سرنوشت بر خلاف بقایای شیخ و شاه، شورای ملی مقاومت و دولت موقت صلح و آزادی می‌خواهند هر گونه فاشیسم و دیکتاتوری اعم از دینی و سلطنتی هم‌چون ۱۰۰ سال گذشته جنگ با ملت ایران است جنگ ۶۰ سالهٔ ما با شاه و شیخ برای آزادی و استقلال تا پیروزی انقلاب دموکراتیک ادامه دارد #نوروز پارسال گفتیم که #خامنه‌ای از خدای ۴۰۴ بسیار می‌ترسد و بیم آن دارد طوری بشود که به سال ۶۰ غبطه بخورد و چنین شد، آن‌قدر که جایی برای غبطه نماند. هم‌چنین گفتیم که هیچ مذاکرهٔ ”برد-برد“ و موفقیت‌آمیز برای خامنه‌ای متصور نیست. برخلاف خمینی ”زهر خوردن“ سیاسی هم در ظرفیتش نیست. بر سرکوب و غارت پا می‌فشارد اما ناخواسته بر ابعاد اشتعال و انفجاری که در تقدیر است، می‌افزاید. از این‌رو سال آتشفشان و قیام در پیش است و چنین شد، آن‌قدر که نظم و نظام منطقه و تا حدودی وضعیت جهانی آشفته شد. در میانهٔ آشفتگی و این‌همه آتش و دود و گرد و غباری که دیده‌ها را تار می‌کند، باید رکن رکین و چند اصل راهنما و عاری از ابهام جستجو کرد تا قابل تکیه باشد، ذهن را از پیچ و تاب برهاند تا مانند پر کاه در گردباد به این‌سو و آن‌سو نرود. این نیاز پیشتاز و هر شورشگر انقلابی است. در غیراینصورت به درجات در دام بقایای شیخ و شاه و کاتبان و جارچیان و روضه‌خوانان آنها می‌افتد. ۱-پس از ۳۶ سال و ۹ ماه از سلطنت خامنه‌ای، ولی‌فقیه جدید ”کینگ مجتبی خامنه‌ای دوم“ بر تخت ولایت نشست. ولایت فقیه هم موروثی شد. حاصل سیاسی آن قبل از هر چیز پس زدن و پرتاب بچهٔ شاه به عقب است. یعنی تا وقتی آن یکی هست و تعیین‌تکلیف نشده، قیمت این یکی در بازار سیاست داخلی و منطقه‌یی و بین‌المللی کیفاً کمتر است. اگر کسی می‌خواست بچهٔ‌شاه را بر تخت بنشاند باید او را بلافاصله پس از هلاکت خامنه‌ای ”صدا می‌زد“ و به‌رسمیت می‌شناخت. اما یک هفته گذشت نه از بالا و نه از پایین خبری از ”صدا و رضا“ نشد و خبرگان، مجتبی را در یک هفته ”آیت‌الله“ کرد و بر تخت نشاند. در حالی‌که یک روز هم نباید به خبرگان فرصت می‌دادند. این نکته را زودتر از همه حسن روحانی رئیس‌جمهور اسبق رژیم و شاهزاده حسن خمینی دریافتند و سریع و خاضعانه بیعت کردند. در زورآزمایی‌های پیشین هم دیدیم که خامنه‌ای در مقام ولایت رقیبان قدرتمندی مانند ”اکبر شاه“ و خاتمی و موسوی و روحانی را که تقاضای رفراندوم هم داشت، یکی پس از دیگری در هم پیچید و کنار گذاشت. اکنون در جنگ شاهزادگان هم دیدیم که مجتبی، حسن و رضا را در هم پیچید! این معنی مشخص انتخاب بچهٔ خامنه‌ای در عرصهٔ سیاسی و جنگ جانشینی در میان ورثهٔ شیخ و شاه است. اما آیا این به‌معنی پایان ماجراست؟ خیر، جنگ قدرت پایانی جز مرگ ندارد. مگر این‌که از اساس فکر کسب قدرت را به کناری گذاشته و هم‌چون مقاومت #ایران از روز نخست، عاری از هر گونه ابهام و تکلف و تعارف، هم‌چنان که مریم تأکید کرده است، بنا را بر انتقال قدرت و رأی ملت بگذاریم. ۲- ”جنگ بشردوستانه“ که تکیه کلام بچهٔ شاه است، منتهای ابتذال و دجالیت است. مضحک و حاکی از فقدان بینش سیاسی و تاریخی است. جنگ‌ها برای منافع مشخص صورت می‌گیرند و نقطهٔ عزیمتی جز این ندارند. کسی که امروز خواهان ”جنگ بشردوستانه“ و ”حملات استراتژیک“ برای ”فروپاشی“ رژیم است تا دیروز سراپا ”خشونت پرهیز“ بود و قسم و آیه می‌خورد که ”متد مبارزة“ او همیشه پرهیز از خشونت و ”نافرمانی مدنی“ بوده است. قبل از آن هم دست‌بند سبز به دست می‌کرد: «ضمناً اضافه می‌کنم که از نظر متد مبارزه، من همیشه روش پرهیز از خشونت و کارنافرمانی مدنی رو تشویق کردم» (صدای آمریکا- ۲۲ خرداد ۱۳۹۷) «اگه باور نداشتم به خشونت‌پرهیزی که اصلاً مطرحش نمی‌کردم، ولی دلیلی داره. برای این‌که شما در اصل اگه بخواین هزینه تغییر رو به حداقل برسونید و به‌خصوص که پشت سر حرکتهایی که بر مبنای انتقام‌جویی و کشت و کشتار پایه‌ریزی بشه، اغلب نتیجه دموکراتیک ازش درنمیاد. یه حکومت دیکتاتوری رو با یه حکومت دیکتاتوری دیگر جایگزین می‌کنید» (رادیو فردا-۱۹ اسفند ۱۴۰۱) ۳-#جنگ و بمباران، فرصت قیام نمی‌دهد. حتی برعکس رژیم از آن به‌عنوان سپر بلا، برای بستن شکافها و عجالتاً برون‌رفت از سایر بحرانها یا سرپوش گذاشتن بر آنها، استفاده می‌کند. ۴- فرضیه ”فروپاشی“ هوایی و خودبه‌خودی که عمود خیمهٔ شاهپرستان و مرکز ثقل بافته‌های میان‌تهی بچهٔ شاه است، به‌کلی باطل و موهوم است. نشان می‌دهد که او از مبانی ساختار رژیم ولایت فقیه و تاریخچهٔ آن بی‌اطلاع است و از آن فهمی ندارد. این رژیم از هوا فرو نمی‌پاشد. از زمین و توسط یک نیروی مشخص، فروپاشانده و سرنگون می‌شود. فروپاشی خودبه‌خودی و قیام خودبه‌خودی جواب ندارد. ۵-سرنگون کردن رژیم ولایت فقیه نیازمند نیروی جنگنده و رزم‌آور بر روی زمین است. تشکیلات و سازمان رزم و ایدئولوژی مشخصی هم می‌خواهد. #گارد_جاویدان کاغذی نیست که بتوان آن را یک‌شبه با پروپاگاند و هوچیگری درست کرد. اگر می‌شد، چرا با ۴۷ سال تأخیر؟ ما برای تشکیل کانون‌های شورشی در فضای اختناق حداکثری ۱۲ سال بی‌وقفه کار کرده و قیمت داده‌ایم. آن هم با استفاده از تجارب گرانبهای ارتش آزادیبخش که سابقهٔ آن به ۱۳۶۶ برمی‌گردد. این با حباب‌سازی و حباب‌بازی متفاوت است! در همینجا این را هم بگویم که اگر ارتش آزادیبخش با ۱۴ قرارگاه و سلاحها و مهماتش در کنار مرزهای خودمان در کمین بود و دست باز می‌داشت، بدون شک نتایج قیامهای ۸۸ و ۹۶ و ۹۸ و ۴۰۱ و ۴۰۴ سراپا متفاوت بود. ما رسیدهای تحویل ۱۹ هزار و ۷۶۱ سلاح سبک و سنگین را به نیروهای آمریکایی در جنگ اشغال عراق در سال ۲۰۰۳ در اختیار داریم که شامل۸۲۰ خودروی زرهی، هزار و ۱۲۳ تیربار زرهی، ۵۱۰ قبضه توپخانه، ۳۰۸ سلاح پدافندی، ۱۷ هزار قبضه سلاحهای پیاده و ۱۷ هزار و ۳۱۸ تن مهمات است. ۶- آمار عملیات ضداختناق کانون‌های شورشی در ۱۴۰۴ در مهین اشغال‌شده ۴۰۹۲ فقره و تعداد پراتیک‌های انقلابی در ۳۱ استان ۱۳ هزار و ۱۳۳ مورد شامل ۲۴۰ کارزار پیاپی یعنی دو سوم ایام سال بوده و از تلویزیون ملی ایران پخش شده است. کارزارهای بی‌وقفه در جمعه‌های #زاهدان هم از دیماه ۱۴۰۱ تاکنون۱۷۲ هفته است، ادامه دارد. شرکت و حمایت از کارزار ”سه‌شنبه‌های نه به اعدام“ حسابی جداگانه دارد و در این آمار محسوب نشده است. تشریح و توضیح آنچه کانون‌های شورشی از ۷ تا ۲۱ دیماه در جریان قیام در ۶۳۰ عملیات در مصاف با اهریمن و قوای دشمن ضدبشری در سراسر ایران انجام دادند، مبحث دیگری است. فقط تکرار می‌کنم که فرزندان رشید وطن درسهای ماندگار و فراموشی‌ناپذیر بر جای گذاشتند که روزگاری به آن خواهیم پرداخت. یادآوری می‌کنم که چندی پیش گفتم که از کانون‌های شورشی در قیام دیماه هنوز بیش از ۲ هزار نفر مفقود و ناپدید داریم که معلوم نیست چه تعداد دستگیر و چه تعداد شهید شده‌اند. اسامی و مشخصات همهٔ آنها موجود و قابل ارائه به هر دادگاه و مرجع بین‌المللی است. اما بر تارک و فراتر از همهٔ اینها، که در آمار و ارقام بالا محسوب نشده و نمی‌گنجد، عملیات بزرگ و شگفت پتک آتشین در فروغ۲ در حمله به بیت‌العنکبوت خامنه‌ای در قلب #تهران با شرکت ۲۵۰ نفر از مجاهدین در بامداد ۴ اسفند ۱۴۰۴ می‌درخشد و سزاوار کتابی ویژه است. بگذارید دشمن از سر ترس هر چه می‌خواهد بپوشاند و انکار کند اما اسامی دستگیر شدگان و مفقودین برای مراجع بین‌المللی ارسال شده در حالی‌که رژیم تا امروز حتی اسم یکی از آنها را (اعم از دستگیری یا شهید) اعلام نکرده است. ما باز هم به درخواستهای خود از گزارشگر ویژهٔ ملل متحد و نمایندگان سازمانهای بین‌المللی برای دیدار با نفرات دستگیر شده و رویت پیکرهای شهیدان ادامه می‌دهیم. ۷-در سال ۱۴۰۴ عملیات و کارزارهای مقاومت ایران در داخل میهن اشغال شده هم‌چون سالهای پیشین با بیشترین و گسترده‌ترین کارزارهای جهانی و حمایتهای بین‌المللی در ۵ قاره به همت و پایداری و وفای بیکران یاران شورشگر و اشرف‌نشان، ترکیب و تکمیل شد. با کهکشانها و کارزارهای پیاپی که در مجموع ۱۵۸۵ فقره تظاهرات و جلسات و تجمعات و نمایشگاهها در کشورهای مختلف جهان بود. برای عبور مبارک و پیروزمند از جنگ جنگ‌ها و آزمایش آزمایشات در سال سرنوشت آماده و برپا شوید. رود خروشان خون شهیدان در پرتو مهر تابان مقاومت و آزادی ایران ضامن پیروزی محتوم خلق ماست. زنده باد انقلاب دموکراتیک -برقرار باد جمهوری دموکراتیک مسعود رجوی-۲ فروردین ۱۴۰۵

سازمان مجاهدین خلق ایران

19,872 görüntüleme • 5 ay önce

عزیزان، وقتی ماه‌هاست از عمو مارک‌لوین حرف می‌زنیم از چی حرف می‌زنیم دقیقاً اینجاست، دیشب ترامپ شیر خدا پستی رو در تروث‌سوشال منتشر کرد و تأکید کرد امشب حتماً برنامه‌ی عمو مارک‌لوین رو در فاکس‌نیوز ببینید، پس قبل از هر چیز اول توییت زیر عمو رو فیو و ریتوییت کنید، و بعد بخشی از سخنرانی بسیار بسیار درخشان عمو مارک‌لوین، این منصور حلاج‌زمانه در برنامه‌ی دیشب رو که ترجمه کردم بخونید/ببینید: «عزیزان، در برخورد با رژیم شیعه‌سانان رافضی، کل قضیه تهش میرسه به سه تا راهکار اصلی: عقب انداختن، مهار کردن، یا شکست دادن. حالا می‌خوام براتون توضیح بدم که چرا عقب انداختن و مهار کردن در نهایت جواب نمیده. اصلاً هدف ما چیه؟ اینکه برنامه هسته‌ای و غنی‌سازی روافض قحبه رو عقب بندازیم؟ مهارش کنیم؟ برای یه مدت کوتاه مهارش کنیم؟ برای ۲۰ سال؟ یا واسه همیشه؟ یا اینکه بیایم کلاً کار رو یک‌سره کنیم و با شکست دادن این رژیم پدرخراب، یعنی نابود کردن و کاییدنش به همه‌ تهدیدهایی که از دلش بیرون میاد پایان بدیم؟ قضیه وقتی جدی‌تر می‌شه که رژیمی مثل روافض هزارپدر، بنیادگرایی مذهبی رو با یه ایدئولوژی سیاسی رادیکال ترکیب می‌کنه. یعنی یه بنیادگرایی مذهبی بین‌المللی و انقلابی که معتقدن از طرف الله بهشون دستور داده شده و حکم می‌کنه که باید هر مانعی رو سر راهشون هست، با هر وسیله‌ی ممکن یا لازم از بین ببرن. این کسمغزای متوهم باور دارن تنها راهی که باعث ظهور امام دوازدهم می‌شه و تضمین می‌کنه که صلح، رفاه و احکام و اصول قرآن به درستی تو کل دنیا اجرا بشه، اینه که برن بقیه‌ی جاها رو فتح کنن و کافرها رو از بین ببرن. چند نفر از شما که الان دارید من رو نگاه می‌کنید، واقعاً باورتون می‌شه که یه تیکه کاغذ توافق با شیطان بزرگ یعنی آمریکا، می‌تونه جلوی این تفکر رو بگیره؟ واقعاً چند نفرتون این رو باور دارید؟ مشکل اصلی دقیقاً همین‌جاست. علمای پدرقحبه‌ی اسلامی که درباره‌ی این چیزها نوشتن و مینویسن، امام‌جمعه‌هایی که هر روز تو مساجدشون این کسشرا رو می‌گن، و رژیم پدرخراب شیعه‌سانان‌رافضی که تمام منابعش رو جمع کرده تا این تفکر رو ترویج بده، قبلاً به ما گفتن و همین الان هم دارن میگن که غرب باید فتح و نابود بشه. کشور ما بزرگترین مانع سر راهشونه و باید از بین بره. اونا اسرائیل رو بزرگترین تهدید فوری خودشون می‌دونن، چون تو منطقه خاورمیانه‌ست. از همه به قلب انقلاب کیری روافض نزدیک‌تره و جلوی متحد شدن نیروهای کسکش‌پدر مسلمان برای اون جهاد انقلابی که فکر می‌کنن حکم خداست رو گرفته. این رژیم اصلاً داره زندگی می‌کنه که فتح کنه، نابود کنه و بکشه تا به همون هدفی که بخاطرش به وجود اومده برسه، یعنی تنها دلیل بودنش. اونا هیچ‌وقت به هیچ توافقی که بخواد این انقلابِ به اصطلاح کیری خدایی‌شون رو محدود، مهار یا مدیریت کنه نمی‌تونن پایبند ‌بمونن. چون از نظر قحبه‌های رافضی، تن دادن به این کار یعنی نافرمانی از خدا و نابود کردن خودشون. واسه همین شریعت یه راهی رو برای توافق‌های فریب‌کارانه باز کرده تا بتونن ایمان و ایدئولوژی‌شون رو پیش ببرن و گسترش بدن. اسمش «تقیه» است. قبلاً هم درباره‌ش صحبت کردیم. تقیه. ای کاش همه تو وزارت امور خارجه، وزارت دفاع، شورای امنیت ملی، همه‌ی سفرا، فرستاده‌های ویژه و حتی همه‌ی اعضای کنگره از هر دو حزب، مجبور بودن حداقل یه دوره‌ی آموزشی درباره این موضوع بگذرونن. حداقل یه دوره. تقیه این اجازه رو میده که برای کارهایی مثل حفظ امت، دست به فریب‌کاری، پنهان‌کاری و این‌جور چیزها بزنن. تو قضیه‌ی رژیم شیعه‌سانان هزارپدر، یعنی حفظ خود انقلاب. هر کاری که لازمه بکن فقط انقلاب باید زنده بمونه و رشد کنه. ختم کلام. خب، حالا همه اینا یعنی چی؟ یعنی اینکه هدف اصلی رژیم شیعه‌سانان خدعه‌زاده‌ی رافضی، فقط و فقط بقا و زنده موندنه. ممکنه تو جنگ‌های نظامی رو ببازه، ممکنه زیرساخت‌های نظامی و صنعتی‌ش رو از دست بده، حتی ممکنه رهبران رده اول و رده دومش حذف بشن، اما ساختار این رژیم مادرخراب همون ایدئولوژی‌شه. همون انقلابه. این یعنی اون ساختار بنیادین سیاسی، مذهبی و حاکمیتی انقلاب کیری اسلامی زنده می‌مونه. درست مثل کمونیست‌های چین…»
4:25

Sensitive content

عزیزان، وقتی ماه‌هاست از عمو مارک‌لوین حرف می‌زنیم از چی حرف می‌زنیم دقیقاً اینجاست، دیشب ترامپ شیر خدا پستی رو در تروث‌سوشال منتشر کرد و تأکید کرد امشب حتماً برنامه‌ی عمو مارک‌لوین رو در فاکس‌نیوز ببینید، پس قبل از هر چیز اول توییت زیر عمو رو فیو و ریتوییت کنید، و بعد بخشی از سخنرانی بسیار بسیار درخشان عمو مارک‌لوین، این منصور حلاج‌زمانه در برنامه‌ی دیشب رو که ترجمه کردم بخونید/ببینید: «عزیزان، در برخورد با رژیم شیعه‌سانان رافضی، کل قضیه تهش میرسه به سه تا راهکار اصلی: عقب انداختن، مهار کردن، یا شکست دادن. حالا می‌خوام براتون توضیح بدم که چرا عقب انداختن و مهار کردن در نهایت جواب نمیده. اصلاً هدف ما چیه؟ اینکه برنامه هسته‌ای و غنی‌سازی روافض قحبه رو عقب بندازیم؟ مهارش کنیم؟ برای یه مدت کوتاه مهارش کنیم؟ برای ۲۰ سال؟ یا واسه همیشه؟ یا اینکه بیایم کلاً کار رو یک‌سره کنیم و با شکست دادن این رژیم پدرخراب، یعنی نابود کردن و کاییدنش به همه‌ تهدیدهایی که از دلش بیرون میاد پایان بدیم؟ قضیه وقتی جدی‌تر می‌شه که رژیمی مثل روافض هزارپدر، بنیادگرایی مذهبی رو با یه ایدئولوژی سیاسی رادیکال ترکیب می‌کنه. یعنی یه بنیادگرایی مذهبی بین‌المللی و انقلابی که معتقدن از طرف الله بهشون دستور داده شده و حکم می‌کنه که باید هر مانعی رو سر راهشون هست، با هر وسیله‌ی ممکن یا لازم از بین ببرن. این کسمغزای متوهم باور دارن تنها راهی که باعث ظهور امام دوازدهم می‌شه و تضمین می‌کنه که صلح، رفاه و احکام و اصول قرآن به درستی تو کل دنیا اجرا بشه، اینه که برن بقیه‌ی جاها رو فتح کنن و کافرها رو از بین ببرن. چند نفر از شما که الان دارید من رو نگاه می‌کنید، واقعاً باورتون می‌شه که یه تیکه کاغذ توافق با شیطان بزرگ یعنی آمریکا، می‌تونه جلوی این تفکر رو بگیره؟ واقعاً چند نفرتون این رو باور دارید؟ مشکل اصلی دقیقاً همین‌جاست. علمای پدرقحبه‌ی اسلامی که درباره‌ی این چیزها نوشتن و مینویسن، امام‌جمعه‌هایی که هر روز تو مساجدشون این کسشرا رو می‌گن، و رژیم پدرخراب شیعه‌سانان‌رافضی که تمام منابعش رو جمع کرده تا این تفکر رو ترویج بده، قبلاً به ما گفتن و همین الان هم دارن میگن که غرب باید فتح و نابود بشه. کشور ما بزرگترین مانع سر راهشونه و باید از بین بره. اونا اسرائیل رو بزرگترین تهدید فوری خودشون می‌دونن، چون تو منطقه خاورمیانه‌ست. از همه به قلب انقلاب کیری روافض نزدیک‌تره و جلوی متحد شدن نیروهای کسکش‌پدر مسلمان برای اون جهاد انقلابی که فکر می‌کنن حکم خداست رو گرفته. این رژیم اصلاً داره زندگی می‌کنه که فتح کنه، نابود کنه و بکشه تا به همون هدفی که بخاطرش به وجود اومده برسه، یعنی تنها دلیل بودنش. اونا هیچ‌وقت به هیچ توافقی که بخواد این انقلابِ به اصطلاح کیری خدایی‌شون رو محدود، مهار یا مدیریت کنه نمی‌تونن پایبند ‌بمونن. چون از نظر قحبه‌های رافضی، تن دادن به این کار یعنی نافرمانی از خدا و نابود کردن خودشون. واسه همین شریعت یه راهی رو برای توافق‌های فریب‌کارانه باز کرده تا بتونن ایمان و ایدئولوژی‌شون رو پیش ببرن و گسترش بدن. اسمش «تقیه» است. قبلاً هم درباره‌ش صحبت کردیم. تقیه. ای کاش همه تو وزارت امور خارجه، وزارت دفاع، شورای امنیت ملی، همه‌ی سفرا، فرستاده‌های ویژه و حتی همه‌ی اعضای کنگره از هر دو حزب، مجبور بودن حداقل یه دوره‌ی آموزشی درباره این موضوع بگذرونن. حداقل یه دوره. تقیه این اجازه رو میده که برای کارهایی مثل حفظ امت، دست به فریب‌کاری، پنهان‌کاری و این‌جور چیزها بزنن. تو قضیه‌ی رژیم شیعه‌سانان هزارپدر، یعنی حفظ خود انقلاب. هر کاری که لازمه بکن فقط انقلاب باید زنده بمونه و رشد کنه. ختم کلام. خب، حالا همه اینا یعنی چی؟ یعنی اینکه هدف اصلی رژیم شیعه‌سانان خدعه‌زاده‌ی رافضی، فقط و فقط بقا و زنده موندنه. ممکنه تو جنگ‌های نظامی رو ببازه، ممکنه زیرساخت‌های نظامی و صنعتی‌ش رو از دست بده، حتی ممکنه رهبران رده اول و رده دومش حذف بشن، اما ساختار این رژیم مادرخراب همون ایدئولوژی‌شه. همون انقلابه. این یعنی اون ساختار بنیادین سیاسی، مذهبی و حاکمیتی انقلاب کیری اسلامی زنده می‌مونه. درست مثل کمونیست‌های چین…»

Siavash

74,102 görüntüleme • 2 ay önce

متن کامل سخنان در همایش همکاری ملی برای نجات ایران مونیخ، ۲۶ ژوئیه ۲۰۲۵ (۴ مرداد ۱۴۰۴/۲۵۸۴) خانم‌ها، آقایان،‌ درود بر شما و‌ همه کسانی که در چهارگوشه جهان به‌ویژه در ایران این‌ همایش ملی را دنبال می‌کنید. از همه هم‌میهنانی که این آخر هفته از سراسر اروپا، و حتی از استرالیا تا آمریکای شمالی، به مونیخ آمدند و در خیابان‌های این شهر، عشق به ایران را فریاد زدند، سپاسگزارم. به بسیاری از شما که تازه به این کارزار همکاری ملی پیوسته‌اید، خوشامد می‌گویم. آنچه همه ما را اینجا گرد هم آورده، مهر به میهن، و اهمیتی‌ است که به سرنوشت ایران می‌دهیم. ما امروز اینجا هستیم، تا نشان دهیم ملت یگانه و در عین حال رنگارنگ‌مان، از ادیان و باورها، اقوام و طوایف، اقشار و گروه‌ها، و احزاب و گرایش‌های مختلف سیاسی، جمهوری‌خواه و پادشاهی‌خواه، چپ و راست، در یک هدفِ مشترک، متحدیم: پایان دادن به جمهوری اسلامی و آغاز طلوعی نو از آزادی و دموکراسی و شکوفایی برای میهن‌مان ایران. حضور شما در این گردهمایی، نشان‌دهنده شکل‌گیری گسترده‌ترین و متنوع‌ترین ائتلاف نیروهای اپوزیسیون ایران است. این گستردگی و تنوع در عین اتحاد، با تعهد و باورمندی به تمامیت ارضی ایران، حقوق فردی و‌ برابری شهروندان، جدایی دین از حکومت، و حق ملت بزرگ ایران ‌برای انتخاب شکل دموکراسی آینده، تصویری زیبا از ایران آزاد و آباد فردا است. اما شوربختانه تصویر ایران کنونی، بسیار متفاوت از آن فردای آزاد و آباد است. امروز، کیان ایران به واسطه تداوم جمهوری اسلامی، بیش از همیشه در خطر است. این رژیم، آب و خاک و هوا و آسمان و جان و مال ملت ایران را به پرتگاه نابودی کشانده است. رودهای ایران، خشک، خاک ایران در حال فرسایش، زمین ایران در حال فرونشست، هوای ایران آلوده،‌ آسمان ایران در اختیار نیروی خارجی،‌ اقتصاد ایران در حال سقوط آزاد،‌ خانه‌های ایرانیان بی‌ آب و برق، و جان‌شان بازیچه توهمات فرقه‌ای ضدایرانی و رهبر نابخردش است. جمهوری اسلامی پس از سالها به آشوب‌کشاندن منطقه با جنگ‌های نیابتی و سیاست شکست‌خورده‌ی «نه مذاکره، نه جنگ»، درنهایت، هم از موضع ضعف و تسلیم، وادار به مذاکره شد، و هم جنگ را به ایران تحمیل کرد. علی خامنه‌ای در حالی که زیر زمین پنهان شده بود، نه‌تنها کمترین تلاشی برای حفاظت از غیرنظامیان ایران نکرد، بلکه تمام دستگاه سرکوب و پروپاگاندای خود را نیز برای مرعوب کردن مردم به کار بست. او شکستی سخت و تحقیرآمیز را نیز بر نظامیان ایران تحمیل کرد؛ نظامیانی که اکثرشان بر خلاف میل و اراده، درگیر جنگی شدند که هرگز جنگ ایران و ملت ایران نبود؛ بلکه جنگ خامنه‌ای و سرکردگان سپاهِ سرکوبگر و تروریستیش بود؛ همان پاسدارانی که سالها رجز می‌خواندند اما آشکار شد که توان حفاظت از خود را نیز ندارند. آنها بعد از دهه‌ها دزدیدن از سفره مردم و گذاشتنِ آن در جیب‌های خود و تروریست‌های منطقه‌ای، آسمان کشور را کاملا در اختیار کشوری به مراتب کوچکتر و کم‌جمعیت‌تر از ایران قرار دادند. جمهوری اسلامی اداره کشور را جز در حوزه‌ی سرکوب، کاملا رها کرده است و مردم ایران در تابستان داغ، با ساعتها قطعی آب و برق و گاز مواجهند. تورم بیداد می‌کند، و چرخه کسب و کار مختل است. مسئول و مقصر این وضعیت شخص علی خامنه‌ای است. اوست که وطن‌ ما را گام‌به‌گام به این نقطه کشاند، و امروز چون همیشه از زیر بار مسئولیت فرار کرده و تقصیر را به گردن زیردستانش انداخته است. اختلافات و دودستگی‌ها در ساختار قدرت جمهوری اسلامی به بالاترین حد خود رسیده است. مقامات ارشد این رژیم بدون کمترین حمایت مردمی، به توطئه علیه یکدیگر مشغولند و در ارائه خود به عنوان آلترناتیو خامنه‌ای از طریق واسطه‌ها به قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی از هم سبقت می‌گیرند. هم‌میهنانم، ما ملت ایران جنگ‌طلب نیستیم و هرگز برای ایران‌ و منطقه‌مان جنگ نخواستیم. جنگ‌طلب علی خامنه‌ای و رژیم تحت امرش است. من سالها هشدار داده بودم که اگر جمهوری اسلامی باقی بماند، اگر مماشات با آن تداوم پیدا کند، و اگر جهان به باج‌گیری‌های آن تن دهد، این رژیم سرانجام ایران و منطقه را به جنگ و درگیری نظامی می‌کشاند. نگرانی‌های من متاسفانه به واقعیت پیوست. اکنون اما لحظه‌ای تاریخی فرا رسیده است. جمهوری اسلامی بیش از هر زمان دیگری در این ۴۶ سال، ضعیف و متزلزل شده است؛ و فرصتی بی‌نظیر برای مردم ایران فراهم شده تا این رژیم ضدایرانی را سرنگون کنند. وظیفه هر ایرانی میهن‌پرستی، تلاش صدچندان برای نجات مام میهن است. وظیفه ما این است که متحدتر، مصمم‌تر و منظم‌تر از همیشه باشیم. امروز جای اما و اگر نیست: زمان کنار ایستادن و وسط‌بازی کردن، چنانکه نه سیخ بسوزد و نه کباب، نیست. امروز صحنه روشن است: در یک سو جمهوری اسلامی و حامیان ریز و درشتش قرار دارند که چهارنعل ایران ما را به سوی وحشتناک‌ترین بخش‌های دوزخ می‌برند و در سوی دیگر دروازه‌ای‌ست به سوی نور، و آباد کردن دوباره پردیس ایران. ما،‌ یعنی اکثریت ملت بزرگ ایران، برای نجات مام میهن به میدان آمده‌ایم. سقوط این رژیم قطعی‌ست. ما آمده‌ایم که اجازه ندهیم این رژیم همراه خود، ایران و ملت بزرگ ما را نیز به ورطه نیستی بکشاند. رهایی ایران از جمهوری اسلامی و استقرار یک دولت ملی و دموکراتیک در ایران، صلح پایدار را نیز به منطقه ما می‌آورد. در این مرحله انقلاب ملی و در دوران گذار، هدف من این است که ایرانیان بتوانند در یک‌ بازه کوتاه‌مدت و از طریق انتخابات آزاد، زمام‌ امور را به دست دولت منتخب خود بسپارند. من چنانکه بارها گفته‌ام به دنبال پست و مقام سیاسی نیستم؛ بلکه می‌خواهم برای آنها که در پی خدمت به ملت و بازگرداندن شکوه از دست رفته ایران هستند، فضا و‌ ساختاری فراهم کنم تا بتوانند خود و‌ برنامه‌های‌شان را در یک فرایند دموکراتیک به رای ملت بگذارند. من ۴۵ سال است که نه برای منفعت شخصی و قدرت، که برای نجات ایران مبارزه کرده‌ام، و برای رسیدن به اهداف‌مان، برنامه دارم: هم برای باز پس گرفتن ایران از این رژیم ضحاکی، و هم برای دوباره ساختن آن سرزمینِ اهورایی. پنج ماه پیش در نشست نخست مونیخ، سازمان‌ها و احزاب ایرانگرا گرد هم آمدند و متعهد به همکاری در چارچوب اصولی دوازده‌گانه بر اساس یک برنامه پنج‌گانه شدند. من در پیام نوروزی خود نیز امسال را سال سازماندهی برای اقدام نهایی نامیدم. امروز در نشست دوم مونیخ که شرکت‌کنندگان نه فقط احزاب و گروه‌های سیاسی که ایرانیان از همه اقشار جامعه هستند، گزارشی از پیشرفت آن برنامه را به ملت ایران ارائه می‌دهم. پنج ستون استراتٰژی مورد توافق ما چنین بودند: - فشار حداکثری بر جمهوری اسلامی - حمایت حداکثری از ملت ایران - ریزش حداکثری از رژیم - بسیج و سازماندهی حداکثری مبارزان در داخل و خارج - ارائه برنامه‌ای برای شکوفایی ایران در فردای سقوط جمهوری اسلامی در حوزه فشار حداکثری، جمهوری اسلامی امروز در دشوارترین و منزوی‌ترین وضع خود قرار دارد. از یک‌سو، فشار خارجی بی‌سابقه‌ای بر آن وارد شده است و از سوی دیگر، ناتوانی از تامین نیازهای ابتدایی مردم، این رژیم را با فشارهای همه‌جانبه داخلی به‌ویژه در حوزه معیشت و اقتصاد روبرو کرده است. در حوزه حمایت حداکثری، امروز، آمادگی دولتها و احزاب و شخصیت‌ها برای حمایت از ملت ایران و مبارزه‌شان رو به افزایش است. در دیدارها و گفتگوهای عمومی و خصوصی با سیاستمداران، تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیران، کارآفرینان، و رسانه‌ها، نه تنها بر تداوم این فشارها بر رژیم و حمایت از ملت ایران تاکید کرده‌ام بلکه برای آن، راه‌حل‌های اجرایی را نیز پیشنهاد داده و عملی شدن آنها را پیگیری کرده‌ام و خواهم کرد. خوشحالم به شما بگویم که امروز گروه‌هایی که در چارچوب فراهم شده در نشست نخست مونیخ گرد هم آمدند، در دو حوزه اعمال فشار حداکثری بر رژیم و جلب حمایت حداکثری از مبارزه مردم ایران، در همراهی با یکدیگر بسیار بابرنامه‌تر، فعال‌تر و موثرتر از پیش عمل می‌کنند. در حوزه ریزش حداکثری پیشرفتهای بسیار خوبی انجام شده است و فعالیتها در دو حوزه ریزش عمومی که از طریق پلتفرم همکاری ملی انجام می‌پذیرد و ریزش مقامات عالیرتبه، با دقت، امنیت، و جدیت در حال انجام است. امروز به لطف این فعالیتهای هدفمند، ما به ساختار درونی حکومت اشراف بیشتری داریم. همچنین در درون این ساختار با نیروهایی در ارتباط هستیم که فرایند سقوط جمهوری اسلامی را تسریع می‌کنند. و البته هم‌زمان، پایگاه بزرگی از داده را در اختیار داریم که به صورت دائمی و با حفظ امنیت کامل، در حال پایش و پیرایش است. این پایگاه داده برای اداره فرایند گذار نقش مهمی بازی خواهد کرد. به دلیل موفق و موثر بودن کارزار همکاری ملی است، که رژیم به وحشت افتاده و در هراس از پیوستن روزافزون نیروهای نظامی، انتظامی، امنیتی و دولتی به آن، به دروغ‌پراکنی و تخریب روی آورده است. در حوزه سازماندهی حداکثری مبارزان، این همایش و برنامه‌های دیگری که تنها در یک هفته گذشته در شهرهای مختلف کشور آلمان، به‌ویژه در هامبورگ و مونیخ برگزار شده، خود نمونه‌ای از تلاشهای من و تیم اجرایی همراهم برای بسیج ایرانیان خارج کشور است. خوشحالم به شما اطلاع بدهم که در همین پنج ماه گذشته شمار گروه‌هایی که در چارچوب همگرایی مونیخ با یکدیگر همکاری می‌کنند، حدودا سه‌برابر شده است. این گروه‌ها در ماه‌هایی که گذشت تلاش‌های جدی را برای بسیج و سازماندهی نیروها در خارج و داخل انجام داده‌اند که در همایش امروز، تنها گزیده‌هایی از آن به اطلاع شما رسید؛ که البته در خصوص آنچه داخل کشور انجام می‌گیرد، کمتر می‌توان وارد جزئیات شد. اما به طور کلی باید گفت که انتظار ملت بزرگ ایران، تداوم و افزایش شتاب این فعالیت‌ها است. در حوزه تدوین برنامه و ارائه چشم‌انداز دوباره ساختن کشور، پروژه شکوفایی ایران در ماه‌های اخیر گام‌های بسیار بلندی برداشته است که به سمع و نظر شما رسیده است. توصیه من این است که پیشنهادهای خود برای بهبود این برنامه‌ها را با دست‌اندرکاران آن در میان بگذارید، تخصص خود را در اختیار این پروژه قرار دهید، و درباره راه حل‌های ارائه‌ شده با حلقه اطرافیان و آشنایان خود گفتگو کنید. از گروهها و احزاب سیاسی می‌خواهم که حول کلیت برنامه‌های دوران گذار گرد هم بیایند تا بتوانیم به جامعه ایران و جامعه بین‌الملل این اطمینان را بدهیم که ایران پس از جمهوری اسلامی، ایرانی باثبات، آزاد،‌ امن، ‌و شکوفا خواهد بود. جمهوری اسلامی امروز در سراشیبی سقوط است اما ما ایرانیان خودمان باید سرنوشت ایران را تعیین کنیم. به هر میزان که ما در این زمینه کم‌کاری کنیم، دیگرانی که لزوما منافع‌شان با منافع ملت بزرگ ایران یکی نیست، فرصت نقش‌آفرینی بیشتر خواهند داشت. در همین راستا، در هفته‌های آینده از وبسایت کمپینی رونمایی خواهیم کرد که هم‌چون شاهراهی برای جذب نیروها، ثبت ایده‌ها، گزارش رویدادها، ارائه برنامه‌ها، سازماندهی مبارزان، و گردآوری کمکهای مالی خواهد بود. من از همه شما دعوت می‌کنم که آماده فعالیت در این کمپین سراسری باشید. من هم‌چنان نقش خود را ایفا می‌کنم. از شما نیز انتظار دارم که نقش خود را ایفا کنید: اختلافات جزئی را کنار بگذارید. از هرگونه درگیری با یکدیگر بپرهیزید و تنها با دشمن مشترک مبارزه کنید. هواداران خود را بسیج کنید و در کنار من و در کنار یکدیگر، برای آرمانی والا بایستید: نجات ایران. در برنامه دولت انتقالی برای دوران اضطرار، برنامه گذار سیاسی، از پیش از سقوط جمهوری اسلامی تا تحویل گرفتن امور به دست نخستین دولت منتخب را به منظور بررسی متخصصان، سازمان‌های سیاسی و نهادهای مدنی ارائه کرده‌ایم. در این برنامه، برای فاز کنونی، یعنی پیش از سقوط جمهوری اسلامی، دو نهاد کلیدی تشکیل می‌شود: تیم موقت اجرایی، و در کنار آن نهاد خیزش ملی که به عنوان یک نهاد مشورتی استراتژیک عمل خواهد کرد. چنانکه در طرح پیشنهادی ما آمده است، تیم موقت اجرایی پس از پیروزی انقلاب، و تشکیل دولت گذار، منحل خواهد شد؛ و نهاد خیزش ملی به عملکرد خود نه تنها به عنوان یک نهاد مشورتی بلکه به عنوان نهاد قانون‌گذاری موقت تا زمان تشکیل نخستین مجلس منتخب عمل خواهد کرد. من از همه کارشناسان و به‌ویژه حقوقدانان می‌خواهم که این برنامه پیشنهادی را بررسی کنند و نظرات کارشناسی خود را با ما در میان بگذارند. خامنه‌ای و رژیم شکست‌خورده‌اش، حالا که بیش از همیشه، سقوط را در مقابل چشمان خود می‌بینند، تهدیدهای خود را علیه من افزایش داده‌اند. من اما از همان روزی که این مبارزه را آغاز کردم، با این تهدیدها زندگی کرده‌ام و هرگز هراسی به دل راه نداده‌ام. شما زنان و مردان هم‌وطنم در شهرها و روستاهای سراسر ایران، کارگران، دانشجویان، بازاریان، جوانان و نوجوانان، بدانید که تهدیدها در عزم و اراده من برای به سرانجام رساندن ماموریت بزرگ زندگیم، خللی ایجاد نخواهد کرد. علی خامنه‌ای بداند که رژیمش متزلزل است، بیشتر اطرافیانش از او متنفرند، جمع زیادی از پاسدارانش منتظر فرصتند تا از کشتی در حال غرق شدن جمهوری اسلامی بگریزند،‌ و اکثریت قاطع ملت از او و رژیمش بیزارند. انتهای این مسیری که می‌رود مواجه شدن با انفجار خشم انباشته‌شده ملت است و عاقبت خوبی برایش نخواهد داشت. ما میهن‌دوستانِ آزادیخواه، از تبار و جنس این فرقه تبهکار نیستیم که در پشت‌بام‌ها اعدام‌های صحرایی به راه اندازیم. به او می‌گوییم که از این مسیرِ منتهی به خون و آتش باز گردد. بیش از این، مرگ و رنج را بر ملت بزرگ ایران و حتی حامیان خود تحمیل نکند. تعهد ما به برگزاری یک دادگاه منصفانه منطبق با استانداردهای بین‌المللی، شامل خامنه‌ای نیز می‌شود؛ آنچه خود او از ایرانیان دریغ کرده‌ است. ملت بزرگ ایران، پیروزی ما از هر زمان نزدیک‌تر است. به نیروی خود باور داشته باشیم. ما ملت متحد، آگاه و دلیری هستیم که این رژیم هرگز نتوانسته بر فرهنگ و تاریخ و تمدن ما پیروز شود. جمهوری اسلامی به زباله‌دان تاریخ می‌رود؛ و ایران و ملت ما، آزاد و سربلند، از این دوره سخت به سلامت عبور خواهد کرد. ما ملت کبیریم، ایران رو پس می‌گیریم! پاینده ایران،

Reza Pahlavi

863,320 görüntüleme • 1 yıl önce

این پاسخ درخشان ترامپ، آیینه تمام‌نمای رنج و خواست مردم ایران و بی‌اثر بودن تمام تلاش جمهوری اسلامی در راستای پروپاگاندای داخلی و خارجی "ضد جنگ" این چند وقت اخیر بود. سیم‌کارت سفید، اصلاح‌طلب و چپی/مقاومتی رو با‌هم شست برد. خبرنگار از ترامپ پرسید: چرا مردم ایران باید زیرساخت‌های کشورشون بمباران بشه و برقشون قطع بشه؟ آیا این کار، مردم رو قربانی کارهای حکومت نمی‌کنه؟ ترامپ جواب داد: اون‌ها حاضرن… بله، واقعاً حاضرن. این رنجه، اما حاضرن تحملش کنن تا آزادی داشته باشن. ایرانی‌ها… می‌دونید، ما بارها پیام‌های دریافت شده (به مضمون) داشتیم که می‌گفتن: «لطفاً بمباران رو ادامه بدید.» حتی وقتی بمب‌ها نزدیک خونه‌شون می‌افتد، می‌گن: «لطفاً بمباران رو ادامه بدید. انجامش بدید.» و این‌ها مردم همون جاهایی هستن که بمب‌ها منفجر می‌شن. وقتی ما می‌ریم و اون مناطق رو نمی‌زنیم، می‌گن: «لطفاً برگردید، برگردید.» این‌ها همون مردمن. من دقیقاً نمی‌دونم چه کار می‌کنن، اما تنها چیزی که می‌تونم بگم اینه که اون‌ها آزادی می‌خوان. ایرانی‌ها تو دنیایی زندگی کردن که شما هیچ چیزی درباره‌ش نمی‌دونید. یه دنیای خشونت‌آمیز و وحشتناک. اگه اعتراض کنید، شلیک می‌کنن. یادتونه اون اعتراض بزرگ زنان؟ جایی که ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزار زن جمع شدن تا اعتراض کنن؟ و ناگهان: بوم، بوم… تو پنج یا شش نقطه، یک زن درست بین دو چشم هدف قرار می‌گرفت. تک‌تیراندازها. فقط پنج یا شش تک‌تیرانداز کافی بود. و اون ۴۰۰–۵۰۰ هزار زن گفتن: «خدای من، این چیه؟» بعد چند نفر کشته شدن، مردم شروع کردن به دعا خوندن: «خدای من، چه کسی چنین کاری می‌کنه؟» این‌ها مردم فوق‌العاده‌ای هستن، اما زندگی‌شون وحشتناک بوده. می‌دونید، ایران کشور بزرگی بوده. اگر ۲۵ سال پیش برگردیم… مردم ایران، فوق‌العاده باهوش و درخشان هستن. من خیلی از اون‌ها رو می‌شناسم. از وقتی نیویورک بودم، افراد زیادی از ایران رو می‌شناختم. اون‌ها مردم فوق‌العاده، پرانرژی و باهوش هستن. اما وقتی تو یه جمعیت ایستادید و اعتراض می‌کنید… و زنی، درباره همون راهپیمایی زنان… همه می‌گفتن: «این پایان حکومته.» اما بعد تک‌تیراندازها شروع کردن به انتخاب افراد. هر کدوم رو از فاصله دور، درست بین دو چشم می‌زدن. روی پشت‌بام‌ها بودن. هیچ‌کس حتی نمی‌دونست از کجا شلیک می‌کنن. این مثل مسلسل نبود (که اون هم خیلی بده و حتی اخیراً انجام شده). این تک‌تیراندازها روی پشت‌بام بودن و زنان رو هدف می‌گرفتن. وقتی مردم می‌دیدن افراد یکی‌یکی زمین می‌افتن، جمعیت ناگهان شروع می‌کرد به فرار… و دیگه هیچ‌وقت بیرون نیومدن. خیلی از رسانه‌ها درباره این موضوع حرف نمی‌زنن. اون‌ها فقط درباره «حقوق زنان» حرف می‌زنن. می‌خواین حقوق زنان رو ببینید؟ اونجا نمی‌بینید. برای من عجیبِ وقتی بعضی افراد احمق مثل AOC و اون گروه درباره «آزادی برای ایران» حرف می‌زنن، اما واقعیت‌ها رو نمی‌گن. زنان، مردان، همجنس‌گرایان… اصلاً «همجنس‌گرایان طرفدار ایران»؟ اون‌ها همجنس‌گرایان رو می‌کشن. از بالای ساختمان پرت می‌کنن. پس واقعاً تعجب می‌کنم چه خبره. تنها چیزی که می‌تونم بگم: اون‌ها می‌خوان بمباران ادامه پیدا کنه، حتی اگه خطر داشته باشه. چون زندگی‌شون همین حالا هم در خطره. اون‌ها آزادی برای ایران می‌خوان. اما اعتراض کردن براشون خیلی سخته. حتی خودم بهشون می‌گم: «بیرون نرید.» کاملاً می‌فهمم. هیچ‌کس در این شرایط بیرون نمی‌رفت. فکر نمی‌کنم کسی این کارو بکنه. چون مسئله شجاعته؟ نه. همه شجاع هستیم. شما شجاعید، من شجاعم. اما باهوش هم هستیم. اگر کسی با بهترین تفنگ‌ها به سمت شما شلیک کنه و هر بار دقیقاً بین دو چشمتون بزنه… و ببینید یکی اینجا، یکی اونجا می‌افته… شما فوراً می‌رید. مهم نیست کی هستید.

Immortal 🇮🇷

54,703 görüntüleme • 4 ay önce

01) ترجمه سخنان نتانیاهو: فکر نمی‌کنم کسی به اندازه‌ی من وقت و انرژی صرف کند تا ایرانیان عزیز از واقعیت اتفاقات جاری آگاه شوند. با این حال، متأسفانه نه دیده می‌شوم و نه دوستان مطالب را بازنشر می‌کنند. دلیلش را نمی‌دانم، اما اگر به جای ترجمه کامل سخنان مانند فالگیرها بنویسم، احتمالاً بیشتر دیده خواهد شد! 😔 در مورد تسلیحات، اکنون موضوع این است که بدون حمایت از غرب یا شرق چه باید کرد. رژیم اسد فروپاشید و برای اطمینان خاطر، ما ۹۰ درصد از تسلیحات ارتش آن‌ها را نابود کردیم و سپس موقعیت‌های خود را تقویت کردیم، مانند تصرف قله‌های مناطق زیبا — این کاری بود که انجام دادیم. پس اگر بخواهید خلاصه کنید، آنچه که تا حالا گفتم این است: ما روند صلح با جهان عرب را داشتیم، ایران در حال اوج گرفتن بود، ایران طناب داری به دور گردن ما انداخته بود، و اسرائیل اوضاع را به نفع خود تغییر داد. از شرایطی که در ۷ اکتبر همه فکر می‌کردند اسرائیل محکوم به نابودی است، تبدیل شدیم به قوی‌ترین کشور منطقه — آن هم در مدت بسیار کوتاه، و این به لطف شجاعت باورنکردنی سربازان و فرماندهان ما بود. این فوق‌العاده است. واقعاً فوق‌العاده. آنها واقعاً شیرهای یهودا هستند. آنها واقعاً می‌جنگند. قهرمان هستند. و آن‌هایی که جان خود را از دست می‌دهند، قهرمان‌اند. و آن‌هایی که زخمی می‌شوند، شما باید زخمی‌ها را ببینید. مردی را دیدم که هر دو پای خود را از دست داده بود و با پاهای مصنوعی و دست مصنوعی ایستاده بود و دست دیگرش را بالا می‌برد و می‌گفت: “می‌خواهم برگردم و دوباره بجنگم.” و او تنها نیست. این‌ها قهرمانان شگفت‌انگیزی هستند. با انجام این کارها، ما محور ایران را شکستیم — اما کار تمام نشده است. به یاد داشته باشید، هنوز کارهای بیشتری باید انجام شود. ما باید جنگ در غزه را به پایان برسانیم، گروگان‌های خود را بازگردانیم و حماس را نابود کنیم. حماس دیگر وجود نخواهد داشت و ما قصد نداریم تشکیلات خودگردان فلسطین را جایگزین کنیم. چرا باید یک رژیمی را که خواستار نابودی ماست، با رژیم دیگری که همان هدف را دارد، جایگزین کنیم؟ این کار را نخواهیم کرد. می‌توانم بگویم که اسرائیل در هر حال کنترل نظامی منطقه را حفظ خواهد کرد. ما در برابر هیچ فشاری برای واگذاری کنترل تسلیم نخواهیم شد. و من به شدت از طرح رئیس‌جمهور ترامپ برای جابه‌جایی داوطلبانه فلسطینی‌هایی که می‌خواهند غزه را ترک کنند استقبال می‌کنم — باور کنید، بسیاری از آن‌ها می‌خواهند بروند. پس چه چیزهایی باقی می‌ماند؟ فرصت‌های زیادی، اما واضح است که همه‌ی این فرصت‌ها نابود خواهند شد اگر ایران به سلاح هسته‌ای دست یابد. دلیل اینکه ایران تاکنون به سلاح هسته‌ای دست نیافته این است که دولت‌های متوالی اسرائیل تحت نخست‌وزیری من، اقدامات متوالی انجام داده‌اند — که در اینجا جزئیاتش را شرح نمی‌دهم — و این باعث شد که ایران حدود ۱۰ سال از برنامه‌ی خود عقب بیفتد. آن‌ها ۱۰ سال پیش فکر می‌کردند حالا باید زرادخانه‌ی هسته‌ای داشته باشند، اما ندارند. ما آن‌ها را به تأخیر انداختیم ولی متوقفشان نکردیم. آن‌ها در زمینه‌ی غنی‌سازی بسیار پیشرفت کرده‌اند و حالا در تلاش برای ساخت سلاح هستند. سؤال این است که اکنون چه باید کرد؟ خوشبختانه، رئیس‌جمهوری در واشنگتن داریم که متعهد است — همان‌طور که بارها به من گفته — که «نمی‌توانیم اجازه دهیم ایران به سلاح هسته‌ای دست یابد.» من هم گفتم که کاملاً با این دیدگاه موافقم و بخش عمده‌ای از زندگی خود را وقف جلوگیری از این موضوع کرده‌ام. اما دو راه وجود دارد: یکی این است که توافقی حاصل شود که مانع از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای شود — با برچیدن کامل زیرساخت هسته‌ای ایران. این یعنی نه تنها جلوگیری از غنی‌سازی اورانیوم، بلکه حذف توانایی غنی‌سازی. یعنی باید سانتریفیوژها را نابود کرد، مواد هسته‌ای غنی‌شده را خارج کرد و کارهای دیگری نیز انجام داد، اما اصل آن همین است. توافق واقعی توافقی است که توانایی ایران برای غنی‌سازی اورانیوم برای ساخت سلاح هسته‌ای را از بین ببرد. به هر حال، تنها دلیل غنی‌سازی اورانیوم، ساخت سلاح هسته‌ای است. ده‌ها کشور وجود دارند که برنامه‌های هسته‌ای غیرنظامی دارند اما اورانیوم غنی نمی‌کنند. ایران همیشه سعی می‌کند بهانه بیاورد — مثلاً بگوید برای ایزوتوپ‌های رادیویی پزشکی یا زیردریایی‌های هسته‌ای است. ولی واضح است: ایران اورانیوم را تنها به یک دلیل غنی می‌کند — برای ساخت سلاح هسته‌ای. و آن‌ها قصد دارند این سلاح‌ها را علیه کشور من و سپس علیه آمریکا، پس از دستیابی به موشک‌های بالستیک قاره‌پیما، به کار ببرند. این تهدیدی واقعی علیه اسرائیل و دنیای آزاد است و باید متوقف شود. #KingRezaPahlavi‌ ‌

👑Fereshteh Gilaki

35,282 görüntüleme • 1 yıl önce

حسن روحانی نام و چهره منحوسی که هر کجا کشتار و خیانت و فساد بوده درخشیده!/ بخوانید ناخدا صمدی میگوید هر کجا تخریب ارتش بوده، رد پای روحانی مشهود است! در استانه جنگ و حمله عراق دنبال انحلال نوهد و اعدام ارتشیان بو‌د! در حالیکه همه داده‌ها از حمله عراق حکایت داشت! کنگرلو، مشاور امنیتی موسوی میگوید "لحظه‌ای که داشتیم با آمریکایی‌ها به نتیجه می‌رسیدیم که همه نیازهای تسلیحاتی‌مان را تامین کنند، روحانی خیانت کرد و پول موشکهای آمریکایی را نداد تا معامله بهم بخورد. توقف عامدانه پرداخت توسط روحانی در مذاکرات مک‌فارلین، نه تنها آن را به شکست کشاند، بلکه به انتقام اطلاعاتی آمریکا تبدیل شد؛ واشنگتن با ارائه داده‌های کربلای ۴ به عراق، به طور مستقیم بر تلفات ایرانیان و تغییر معادلات جنگ مؤثر بود! در همین زمینه، ایت‌الله طاهری، در گفتگو با اعتماد ملی، ۹ خرداد ۱۳۸۵ میگوید "عملیات‌ کربلای‌ ۴ بود. به‌ خرازی‌ گفتم‌ خودت‌ را به‌ آقای‌هاشمی‌ برسان‌ و بگو که‌ عملیات‌ لو رفته‌‌! خرازی‌ رفت‌ و برگشت‌ و گفت‌ که‌ آقای‌هاشمی‌ گفته‌ که‌ من‌ مقلد امام‌ هستم‌ و باید عملیات‌ انجام‌ شود!(روحانی هم دست راست هاشمی بود) خلبان جنگنده محمدرضا عطایی میگوید، خلبانان اخراجی (توسط روحانی) با اجازه فکوری اجازه پرواز در جنگ گرفتند، نکته مهم اینکه، همین فکوری بهمراه بابایی و فرماندها در خساس ‌ترین مقطع توسط پدافند به فرماندهی روحانی هدف قرار میگیرند! در ساقط شدن ایرباس ایرانی هم افشاگری شهرام رستمی را هم همه دیده‌ایم، در آن مقطع هم حسن روحانی فرمانده پدافند کشور بود! و همین حسین علایی فرمانده نیروی دریایی! تا شلیک به هواپیمای اوکراینی در دوره ریاستجمهوری و ریاست شورای امنیت ملی و مواردی مثل سانچی و... بیایید جلوتر تا ، " انا رب الابل، سکه‌ها را بدون محدودیت بفروشید، من ۲ سال دیگر هستم بعدش به من چه" بزرگترین غارت ارزی تاریخ در دولتش! تصاحب مال غیر و زمینخواری منزلش! نقش مهمش در همه کشتارها از مشهد، اسلامشهر، قزوین، دی۹۶ و ایان۹۸ و... گران کردن بنزین و صادراتش به ثمن بخس! بیشترین فحاشی به مردم! "کسی که دولت را نقد میکند بی‌عقل است، نقد دولت معنی ندارد" و... تا برجام و دروغ‌هایش و قراردادها ننگین با روسیه و چین و هند و سوریه و دادن پایگاه در نوژه و چابهار به روسها و.. روحانی بلحاظ خانوادگی هم پر حاشیه است! از قتل پسرش با سلاح خودش، تا زندانی کردن دختر مطلقه در اتاق و غذا از زیر در دادن و مسایل نوجوانی‌اش که قبلا مفصل و با فکت نوشته‌ام روحانی شخصیت بسیار بسیار قابل بررسی در تاریخ ایران است. همینطور خاتمی!

Amir Moghadam

38,081 görüntüleme • 10 ay önce

صحبتهای بانو در مورد اقای خامنه ای : آقای خامنه‌ای سه کار مهم انجام داد. اولین موفقیت آقای خامنه‌ای با نوع مرگی که خودش انتخاب کرد، به‌نوعی شرایط را تغییر داد. چون وقتی یک رهبر سیاسی در قلمرو کشور خودش هدف قرار می‌گیرد و در نخستین اقدام کشته می‌شود، از نگاه بسیاری این می‌تواند جنگ را در چارچوبی غیرقانونی قرار دهد. در دنیا معمول نیست که به یک کشور حمله شود و رهبر سیاسی آن کشور را بالافاصله در مقر اصلی خود هدف قرار دهند. به همین دلیل، هیچ‌کدام از متحدان اروپایی امریکا و کشورهای متحد امریکا در جنگ همراهی نکردند. همین موضوع باعث شد آمریکا نیز ریسک ورود مستقیم به خاک ایران و اعزام نیرو در جنگ را نپذیرد. حتی گفته می‌شود ترامپ به اسرائیل گفته بود اگر قرار باشد نیروی زمینی وارد شود، اسرائیل نیز باید در کنار آمریکا نیرو اعزام کند و در نهایت این موضوع منتفی شد. به همین دلیل، از نگاه برخی، حرمت ایران حفظ شد؛ زیرا ورود نیروی خارجی به داخل ایران نوعی هتک حرمت تلقی می‌شود. دومین موفقیت نکته دوم این بود که تنگه هرمز در جنگ ۱۲ روزه بسته نشد و در مرحله بعدی این اقدام انجام شد. این موضوع باعث اختلافات جدی میان ترامپ و نتانیاهو شد . گفته می‌شود ترامپ از عملکرد نتانیاهو ناراضی شد و به او گفت: «مگر نمی‌دانستی که چنین توانایی دارند؟ چرا چنین تصمیمی گرفتی؟» در مقابل نیز این استدلال مطرح شد که ما هم باور داشتیم ایرانیان توانایی انجام آن را دارند اما نکته اینجاست که اگر ایران واقعاً قصد بستن تنگه را داشت، چرا در جنگ ۱۲ روزه این کار را انجام نداد؟ سومین موفقیت نکته سوم این بود که اگر آقای خامنه‌ای کشته نمی‌شد و در پناهگاه باقی می‌ماند، سپس حوادث بعدی رخ می‌داد، ممکن بود تصویر بسیار منفی‌ای از او که سالها بر کشور حکومت کرده بود در تاریخ ثبت شود. در آن صورت، بسیاری از اتفاقات و خسارت‌ها و ننگ بر گرده تاریخ می ماند و این می‌توانست میراث سیاسی بسیار سنگینی بر دوش ایرانیان بر جای بگذارد. اما به‌جای آن، روند وقایع به شکل دیگری رقم خورد. من مطمئنم نیروهای حفاظت به ایشان پیشنهاد داده بودند که محل را ترک کند. آیا آقای خامنه‌ای اگر آنجا می‌ماند کشته نمی‌شد؟ چرا، مرگی با ذلت و در اوج نفرت عمومی برای ایشان در نظر گرفته شده بود؛ و در شرایطی که وجهه او به‌شدت آسیب دیده بود. تصور کنید همه آن اتفاقات رخ می‌داد؛ طبیعی بود که نگاه جامعه کاملاً متفاوت می‌شد. همین ها که امروز جنایت مدرسه میناب را انکار می کنند. اگر آقای خامنه ای در پناهگاه بود برای کشته های میناب ناله ها سر می کردند. البته باید گفت برخی حوادثی که درباره حملات بعدی یا مسائل دیگر مطرح می‌شود، برای بعد از درگذشت ایشان برنامه‌ریزی شده بود. ایشان شخصا چگونگی مقابله با امریکا و اسراییل را برای پسا خودشان هم ترسیم کردند در اصل، آقای خامنه‌ای تلاش کرد روند بازی را به نفع ایران تغییر دهند و در مناسب ترین زمان ممکن از اهرم تنگه هرمز استفاده کند. سال‌ها بود که بسیاری از ایرانی‌ها می‌گفتند اگر جنگی رخ دهد، ایران تنگه هرمز را خواهد بست. این موضوع جدیدی نبود. اما در مرحله اول تصمیم گرفته شد که این کار انجام نشود و از نگاه طرفداران این تحلیل، همین تصمیم یک موفقیت بود. برنامه‌ای که برای هدف قرار دادن ایشان مطرح می‌شد، مربوط به خردادماه بود. حتی برخی افراد نیز گفته بودند که برنامه عملیات برای ماه ژوئن تنظیم شده بود. اسرائیل قصد داشت بیت رهبری را هدف قرار دهد و آقای خامنه‌ای را تحقیر کند. من بارها گفته بودم که هدف فقط یک حمله نظامی نیست، بلکه تلاش برای تحقیر و شکستن نمادهای حاکمیت است. به همین دلیل، از نگاه این تحلیل، آقای خامنه‌ای با آگاهی و شجاعت تصمیم گرفت در محل باقی بماند. اگر در آن شرایط فاجعه‌ای بزرگ رخ می‌داد و کشور آمادگی لازم را نداشت، نتایج بسیار متفاوت می‌شد. در نهایت، طرفداران این دیدگاه معتقدند که آقای خامنه‌ای با استفاده از اطلاعات موجود، بهترین برنامه‌ریزی و تاکتیک‌ها را به کار گرفت و نتایجی که امروز دیده می‌شود، حاصل همان مدیریت است. این روند همچنان ادامه دارد. از نگاه این تحلیل، شهادت آقای خامنه‌ای باعث برانگیخته شدن مردم شد. او بارها گفته بود: «روزی که من نباشم، مردم مبعوث خواهند شد.» طرفداران این دیدگاه معتقدند که او می‌دانست مرگش می‌تواند به عاملی برای اتحاد و همبستگی ملی تبدیل شود. آن‌ها باور دارند که این تصمیم آگاهانه گرفته شد تا مردم متحد شوند و نوعی غیرت ملی شکل بگیرد. خلاصه، او عمداً ماند تا با کشته شدن خود، مردم را متحد کند و حقیقت آشکار شود. این همان چیزیست که خودش از آن با عنوان «مبعوث شدن مردم» یاد می‌شود. #شخصی

خبرگزاری شیر و خورشید

26,821 görüntüleme • 2 ay önce

پنج شنبه #تهران امروز برای همه عزیزان دور از وطن، همه پرنده‌های مهاجری که دل تنگ آب و خاک ایرانند، رفتم خیابان دربند. حتی برای هموطنانی که داخل ایران هستند اما به خاطر جنگ نمی‌توانند از خانه بیرون بیایند، یا کسانی که از تهران رفته‌اند و شاید در شهر دیگری از ترس همین جنگ آرام گرفته‌اند. خیابان دربند برای من پر از خاطره است. شاید برای همه کسانی که یک بار تهران را دیده باشند یا اینجا زندگی کرده باشند. وقتی به ابتدای خیابان رسیدم، یاد اولین باری افتادم که با ماشین دنده‌ای رانندگی می‌کردم. در سربالایی ایستاده بودم، دلشوره داشتم و جرات نداشتم کلاچ و گاز و دنده را با هم تنظیم کنم، پشت سرم یک ماشین خیلی نزدیک بود و دائم بوق می‌زد. تلاش می‌کردم عقب نروم، و هر لحظه فکر می‌کردم تصادف قطعیه. ترافیک اون موقع فقط به‌خاطر شلوغی معمول نبود، همه دنبال جاپارک بودند و پارکبان ها هم از دور برگردان دوم به بعد همه جارا میفروختند و دلیل بعدی گشت ارشادی بود که جلوتر، سر دوربرگردان اخر ایستاده بود. دخترها و پسرهای جوان را نگه می‌داشتند و از آن‌ها می‌پرسیدند نسبتشان با هم چیست، گاهی هم داخل ماشین‌ها را می‌گشتند تا مشروب پیدا کنند. آن موقع این طاقی که الان ساخته شده نبود و هیچ ورودی مشخصی وجود نداشت، جز همان گیت نگهبانی که در وسط خیابان بود. وقتی پیاده وارد خیابان می‌شدی، جوان‌هایی را می‌دیدی که سعی می‌کردند تو را به رستوران خودشان بکشانند و درصدشان را بگیرند. همزمان فریاد می‌زدند: «کباب داریم! جگر هست! انواع گوشت‌ها، تازه، کشتار روز، قیمت مناسب!» یکی هم فریاد می‌زد: «شیر بلال تازه با آبنمک و صندلی!» و بوی بلال و چوب سوخته فضا را پر می‌کرد. کنار این هیاهو، عباس آقا بود که فال می‌گرفت. عباس آقا با پرنده‌ اسیرش فال می‌گرفت؛ پرنده‌ای یک تکه کاغذ از جعبه درمی‌آورد و فال تو را به تو می‌داد. و شاید ما زمانی دلخوش‌ترین بچه‌ها بودیم به همین فال‌ها، که سعی می‌کردیم هر بیت را به زندگی خودمان ربط بدهیم. یک پسر جوان با خط میخی اسم تو را می‌نوشت و کمی بالاتر، یکی دو دستفروش بومی بودند که اسمشان یادم نیست، اما همیشه آنجا بودند و به محیط حس محلی می‌دادند. همان جایی که حدود ۱۷ سالگی ماشین را سعی می‌کردم تکان دهم، بخارخوش‌بوی از باقالی تازه و لبو در فضا پیچیده بود. بوی آن مثل مه نرم و آرامش‌بخش، حواس من را به خودش جلب می‌کرد و لحظه‌ای استرس رانندگی را کم می‌کرد. حالا در ۱۷ سالگی‌ام بودم و رانندگی بدون گواهینامه و ترس‌هایم بالا خیابان پر از ترشی‌های ناسالم و مسافرانی بود که لباس‌های رنگارنگ و خوشگلشان را پوشیده بودند و می‌آمدند تهران تا عکس بگیرند. دربند پر از حس زندگی بود. صدای بوق، خنده‌ها، فریادهای فروشنده‌ها، بوی غذاها و حرکت مردم، همه با هم ترکیبی ساخته بودند که خیابان را زنده نگه می‌داشت. نمادهایش برای مسافران مشخص بود: کباب می‌خوردند، عکس می‌گرفتند، بلال و ترشی می‌خوردند و بعد مسیرشان را ادامه می‌دادند. اما امروز، وقتی از اول تا آخر خیابان را نگاه کردم، فقط یک ماشین بود. سکوت عجیب و سنگینی بود؛ سکوتی که هر کسی که یک بار تهران را دیده باشد یا دربند را تجربه کرده باشد، می‌تواند حس کند. پنجشنبه صبح، ساعت ۱۱، من در خیابان دربند بودم. با هر قدم، همه خاطرات، همه استرس‌ها، همه بوی لبو و بخار باقالی، همه نگاه‌ها و صداهای خیابان در ذهنم زنده شد… #جنگ

Golshan

26,538 görüntüleme • 5 ay önce

مصاحبه کامل رویترز با شاهزاده ناکام، رضاپهلوی 📷📷📷📷📷📷📷📷📷 خبرنگار: رضا پهلوی، خوش آمدید. ممنون که امروز در پاریس با رویترز صحبت می‌کنید. در طول چهار ماه گذشته، ما با بیش از ۵۰ نفر، از جمله هشت نفر از همکاران فعلی و سابق شما، برای تهیه گزارشی درباره شما مصاحبه کرده‌ایم. مخاطبان ما همیشه از اینکه سوژه گزارش ما با پاسخ دادن به سوالات موافقت می‌کند، سود می‌برند. پس باز هم ممنون. رضا پهلوی: ممنون که این فرصت را به من دادید. خبرنگار: حتماً. پس اولین سوال من این است: شما در اروپا و ایالات متحده مشغول کمپین بوده‌اید، سخنرانی کرده‌اید، بودجه جمع‌آوری کرده‌اید و با مقامات منتخب برای رهبری یک دولت انتقالی در ایران دیدار کرده‌اید. با این حال، به نظر نمی‌رسد دولت ترامپ از شما حمایت کند. با توجه به همه اینها، مسیر شما برای بازگشت به ایران چیست و فکر می‌کنید تغییر رژیم در چه زمانی می‌تواند واقعاً محقق شود؟ رضا پهلوی: این کمپین ۴۶ سال پیش به عنوان یک ماموریت مادام‌العمر برای آزادی ایران آغاز شد و هرگز موضوع شخص من نبوده است. این درباره مردم ایران و حق آنها برای تعیین سرنوشت‌شان بوده است که دقیقاً تمام موضوع همین است. این وظیفه یک دولت خارجی نیست که تصمیم بگیرد چه کسی یا چه چیزی باید جایگزین برای ایران باشد. این بر عهده مردم ایران است. من هرگز از هیچ رهبر یا دولتی درخواست هیچ‌گونه تاییدیه‌ای نکرده‌ام. تمام ماموریت من در زندگی، و بارها و بارها آن را گفته‌ام، این است که اطمینان حاصل کنم مردم ایران در آینده این فرصت را خواهند داشت که تعیین کنند عملکرد دوره گذار پس از فروپاشی رژیم چه خواهد بود؛ تا بتوانیم یک مجلس موسسان داشته باشیم که درباره هر شکل نهایی سکولار و دموکراتیکی که مسلماً باید شکل بگیرد بحث کند و به مردم ایران اجازه انتخاب بدهد. خبرنگار: اما از جایی که امروز نشسته‌ایم، فکر می‌کنید تغییر رژیم چه زمانی ممکن است رخ دهد؟ رضا پهلوی: من فکر می‌کنم ما به آن بسیار نزدیک هستیم. دلیلی که این را می‌گویم این است که اول از همه، رژیم در ضعیف‌ترین وضعیت خود در طول ۴۷ سال گذشته قرار دارد. ناگفته نماند از نظر مشروعیت، هرگونه مشروعیت احتمالی باقی‌مانده‌ای را که ممکن بود داشته باشد کاملاً از دست داده است. به این معنا که بسیاری از دولت‌ها در تمام این چهار دهه همیشه از روش مماشات با امید به تغییر رفتار پیروی کرده‌اند و به نوعی به مشروعیت بخشیدن به این رژیم کمک کرده‌اند. خبرنگار: با این حال، اجازه بدهید درباره برخی از اظهارات شما بپرسم. شما در ژوئیه ۲۰۲۴ در کنفرانس ملی محافظه‌کاری در واشنگتن سخنرانی کردید و گفتید: “دوستان من، ما به دنبال مداخله شما نیستیم.” سپس امسال در اواسط فوریه از واشنگتن خواستید به ایران حمله کند و به رویترز گفتید که: “مداخله راهی برای نجات جان انسان‌هاست.” و سپس هنگامی که جنگ آغاز شد، به فاکس نیوز گفتید: “این همان تغییردهنده بازی است که تمام این مدت منتظرش بودیم.” پس چه چیزی باعث شد دیدگاه شما در مورد مداخله بین سال‌های ۲۰۲۴ و ۸ و ۹ ژانویه ۲۰۲۶ تغییر کند؟ رضا پهلوی: وقتی شما با آن سطح از قتل عام زندگی و سروکار دارید، تمام چشم‌انداز مسائل تغییر می‌کند. تا مدت‌ها می‌گفتم ما نیازی به هیچ مداخله‌ای نداریم و بگذارید مردم ایران توانمند شوند. سال‌ها گفته‌ام دیپلماسی کار نمی‌کند و جنگ هم راه‌حل نیست. شما فقط یک راه سوم دارید و آن توانمندسازی مردم ایران است. این چیزی است که من حداقل در ۲۰ سال گذشته در سراسر اروپا و ایالات متحده گفته‌ام. آنچه تغییر کرد، اتفاقی بود که در ۸ ژانویه رخ داد. در آن مورد من گفتم ببینید، این مداخله در واقع می‌تواند به نجات جان‌های بیشتری کمک کند که در غیر این صورت از دست می‌رفتند. بنابراین این واقعاً مسئله تلاش برای محافظت از جان‌های بیشتر در برابر این رژیم است؛ رژیمی که نشان می‌دهد هیچ حد و مرزی در اینکه چقدر حاضر است برای کشتن شهروندان خود پیش برود، ندارد. خبرنگار: ما با یک نماینده کنگره مصاحبه کردیم که شما را فردی خوش‌بیان، فروتن و دارای ویژگی‌های ریاست جمهوری توصیف کرد. اما همان‌طور که مطمئناً می‌دانید، شما منتقدانی هم دارید. من نمی‌خواهم شما را معذب کنم، اما می‌دانید، برخی از افراد اشاره می‌کنند که شما هرگز شغل حقوق‌بگیری نداشته‌اید و فاقد مهارت‌های رهبری حیاتی هستید. اسکات اندرسون، نویسنده کتاب «شاهِ شاهان: انقلاب ایران» گفت که شما در نوعی “حباب سلطنت‌طلبی” زندگی می‌کنید. و نقل قول: “هر آنچه همیشه درباره او از افراد در دیاسپورای ایرانی شنیده‌ام این است که او به نوعی یک فرد بی‌اهمیت و سبک‌وزن است.” به نظر می‌رسد اعتبار اصلی شما وراثت باشد. شما پسر آخرین شاه هستید. پاسخ شما به این چیست؟ مطمئنم برخی از این موارد را قبلاً شنیده‌اید. شما ۴۸ سال است که پای خود را در ایران نگذاشته‌اید. پدر شما پس از یک قیام مردمی علیه حکومت استبدادی‌اش به تبعید رفت. شما فکر می‌کنید چه صلاحیت‌هایی برای رهبری یک دولت انتقالی در ایران دارید؟ رضا پهلوی: خب، اگر یک وکیل تصمیم بگیرد پرونده‌ای را به صورت رایگان و داوطلبانه، pro bono، به عهده بگیرد، آیا این بدان معناست که او شغلی ندارد؟ من این کار را داوطلبانه و به صورت رایگان برای چهار دهه انجام داده‌ام، به عنوان فداکاری من در راه کشورم. من می‌توانستم به راحتی در آن زمان در قاهره، وقتی پدرم فوت کرد، تصمیم بگیرم که بی‌خیال همه‌چیز شوم و بگویم به درک. من می‌توانستم مانند بسیاری دیگر، زندگی، تجارت و کارهای دیگر را دنبال کنم. نه اینکه آنها ارتباطاتی نداشتند، نه اینکه آنها مردمی نداشتند، اما من تصمیم گرفتم به خاطر کشورم در این مسیر بمانم؛ کشوری که فکر می‌کنم از نظر تمدن، از نظر فرهنگ و از نظر آنچه می‌توانند به جهان ارائه دهند، سزاوار وضعیتی بسیار بهتر از این رژیم و این دولت هستند. بنابراین این یک فداکاری شخصی برای یک عمر بوده است. در مورد سابقه کاری، فکر می‌کنم این بخشی از دلیلی است که جوانان امروز در ایران، که من را در این ۴۶ سال دنبال کرده‌اند و دیده‌اند که چه گفته‌ام و چه کرده‌ام، من را با اعمال خودم قضاوت می‌کنند. این هیچ ربطی به گذشته ندارد. بله، من به طور اتفاقی نام پهلوی را دارم و اتفاقاً آن یک نکته مثبت است. این همان چیزی است که مردم در خیابان‌ها شعار می‌دهند. اکنون مردم حق دارند نظر خود را داشته باشند. ممکن است برخی از چهره من خوششان نیاید. ممکن است برخی فکر کنند من باید این کار یا آن کار را انجام دهم. من فقط با افکار و اصول خودم صادق هستم و سعی می‌کنم با آنچه در توان دارم بهترین باشم. تلاش می‌کنم تا جایی که ممکن است عناصری را گرد هم بیاورم که معتقدم می‌توانند در انجام کار به طور همه‌جانبه حمایت‌کننده باشند. این کاری است که من تمام وقت خود را صرف آن کرده‌ام؛ از طریق تعامل با اعضای جامعه خودمان، با دیاسپورا، با مردم داخل ایران و البته بخش خارجی آن. دوستان ایران، کسانی که معتقدند ایران سزاوار زندگی در قرون تاریک نیست، آنگونه که ما زندگی کرده‌ایم، و ایرانی را به یاد می‌آورند که مرفه بود، در حال شکوفایی بود و کمک‌هایشان به هنر، موسیقی، علم و غیره. فکر می‌کنم دقیقاً به همین دلیل است که امروز مردم به خیابان‌ها می‌روند و جان خود را برای آینده‌ای بهتر فدا می‌کنند. شما هرگز نمی‌توانید ۱۰۰ درصد حمایت همه را داشته باشید. همیشه برخی استثناها وجود خواهد داشت، اما فکر می‌کنم در بیشتر موارد من از حمایت گسترده‌ای در داخل و خارج از ایران برخوردارم. خبرنگار: می‌خواهم کمی در مورد چارچوب شما که سال گذشته درباره یک دولت انتقالی منتشر کردید صحبت کنم. این چارچوب خواستار برگزاری رفراندوم در عرض ۶ ماه است که می‌تواند منجر به یک پادشاهی پارلمانی یا جمهوری شود. آیا شما پادشاه شدن را در صورتی که خواست مردم ایران باشد رد می‌کنید؟ رضا پهلوی: خب، من به شما می‌گویم، من برای مقامی نامزد نمی‌شوم. این هرگز دغدغه من نبوده است و می‌دانید، این همچنین به این بستگی دارد که در نهایت چه چیزی به بهترین وجه در خدمت اهداف کشور است. در این مقطع، تمرکز من روی دوره پس از رفراندوم نیست. تنها تمرکز من در حال حاضر باید این باشد و هست که چگونه به آن نقطه نهایی برسیم. یکی از نقش‌های من متحد کردن مردم است. من نمی‌توانم با نمایندگی کردن یک جایگزین از نظر محصول نهایی در مقابل فرآیند رسیدن به آن، مردم را متحد کنم، زیرا این همیشه تفرقه‌انگیز است. به همین دلیل است که به شما می‌گویم، به من به عنوان یک نامزد برای رسیدن به یک مقام نگاه نکنید. به من به عنوان کسی نگاه کنید که راهی به سوی آن آینده برای شما فراهم می‌کند، صرف نظر از اینکه رای نهایی شما چه خواهد بود. خبرنگار: بسیار خب. من می‌خواهم به زودی به مسئله متحد کردن اپوزیسیون برسم، اما می‌خواهم ابتدا روی فعالیت‌های شما در ماه‌های اخیر تمرکز کنم. من با برخی از حامیان مالی شما صحبت کرده‌ام که بخشی از گروهی هستند که بیش از ۳ میلیون دلار به شما و کمپین‌تان کمک کرده‌اند. آنها می‌گویند که به دلایل زیر از شما ناامید شده‌اند: اینکه شما بلافاصله پست رسانه‌های اجتماعی پرزیدنت ترامپ را که گفته بود “ما ایران را تا مرز نابودی بمباران می‌کنیم یا به عصر حجر برمی‌گردانیم” به شدت مورد انتقاد قرار ندادید. می‌دانم که بعداً در پاسخ به سوالات خبرنگاران این کار را کردید، اما بلافاصله پستی درباره آن منتشر نکردید. اینکه شما برخی از خشونت‌های حامیان رادیکال‌تر علیه سایر مخالفان ایرانی و آزار و اذیت آنها را به شدت محکوم نکرده‌اید. همچنین آنها معتقدند که شما برای متحد کردن اپوزیسیون به شدت متفرق ایران به اندازه کافی تلاش نکرده‌اید. آنها همچنین می‌گویند که این مسائل را در تماس‌های خصوصی با شما مطرح کرده‌اند، اما در کمال ناامیدی آنها، شما توصیه‌های آنها را نپذیرفته‌اید. پاسخ شما به این موارد چیست؟ رضا پهلوی: خب، اجازه دهید ابتدا از حامیان مالی شروع کنم. فرض می‌کنم شما به آنها بانیان، benefactors، می‌گویید. من قرار نیست ماموریت را بر اساس انتظارات بانیان تغییر دهم که چون ما به تو پول می‌دهیم، پس باید فلان و بهمان کار را انجام دهی. روش کار این‌طور نیست. خبرنگار: خب، دو مسئله وجود داشت. یکی اینکه شما برای متحد کردن اپوزیسیون به شدت متفرق ایران به اندازه کافی تلاش نکرده‌اید و اینکه آنها این مسائل را با شما مطرح کرده‌اند و شما توصیه‌های آنها را نپذیرفته‌اید. رضا پهلوی: خب، فکر می‌کنم حداقل در دو سال گذشته در گسترده کردن این خیمه بسیار فعال بوده‌ام. در واقع، فکر نمی‌کنم تا به حال چنین طیف گسترده‌ای از نمایندگان متنوع اپوزیسیون ایران را که از تمام اقشار و ایدئولوژی‌ها زیر یک سقف جمع شده باشند، داشته‌ام. در واقع، من با افرادی تماس گرفته‌ام که زمانی بدترین دشمنان پدرم بودند. امروز آنها کاملاً همراه و در حال همکاری با من هستند. من در مورد مارکسیست‌های سابق، افرادی که عضو حزب توده بودند، سازمان فدائیان و اعضای سابق مجاهدین خلق صحبت می‌کنم. نمی‌دانم چقدر بیشتر از این می‌توانید این چتر را گسترش دهید که شامل این افراد هم بشود تا ثابت کنید در واقع اتحاد بسیار بیشتری از همیشه وجود دارد. مسلماً در داخل ایران هرگز یک ائتلاف بی‌نقص وجود نخواهد داشت. اما فکر می‌کنم که من این چتر را بسیار گسترده کرده‌ام و نمی‌دانم افرادی که چنین اظهاراتی می‌کنند چقدر جلساتی را که داشته‌ام و گردهمایی‌هایی را که داشته‌ام دنبال کرده‌اند یا از آنها آگاهند. اما می‌توانم به شما اطمینان دهم که این همیشه تلاش من بوده است. خبرنگار: در فاصله چند ماه در اوایل امسال، کسانی که خود را حامی شما معرفی می‌کنند، یک خبرنگار کرد را در لندن کتک زدند و او را راهی بیمارستان کردند. آنها صاحبان رستوران‌هایی را در لندن و وین مرعوب کردند و خواستار به نمایش گذاشتن پرچم شیر و خورشید قبل از انقلاب شدند. در نشستی از کنفرانس آزادی ایران در لندن، به برخی از شرکت‌کنندگان توصیه شد به دلیل ترس از خشونت از طریق زیرزمین محل را ترک کنند. هنگامی که یکی از حاضران با پای پیاده محل را ترک کرد، مورد ضرب و شتم قرار گرفت. موارد دیگری در نشست سی‌پک، CPAC، در تگزاس در ماه مارس رخ داد، جایی که یکی از حامیان شما به یک فعال اپوزیسیون گفت که اگر شعار جاوید شاه ندهد، با کامیون از روی او رد خواهد شد. پلیس لاهه در حال تحقیق درباره ادعاهایی است که حامیان شما مخالفان را در آنجا آزار داده و تهدید کرده‌اند. می‌خواهیم یک ویدیوی کوتاه را به شما نشان دهیم. این همان روزنامه‌نگار کردی است که بستری شده بود. خبرنگار: بله، پاسخ شما به این چیست؟ رضا پهلوی: من به تکثرگرایی اعتقاد دارم. من به تساهل اعتقاد دارم. من به مدنیت در بحث، در استدلال، در رفتار، احترام و عدم خصومت یا وحشیگری از هر نوعی اعتقاد دارم. این برای همه صدق می‌کند. هر کسی که ادعا می‌کند حامی من است باید درک کند که اینها دستورالعمل‌ها هستند. هر کسی که این دستورالعمل‌ها را نقض کند، اولاً من او را یک حامی در نظر نمی‌گیرم و اولین کسی خواهم بود که آن رفتار را محکوم می‌کنم. اگر رفتار آنها مجرمانه باشد، باید با مجازات کامل قانونی در هر کشوری که این تخلف در آن رخ داده است روبرو شوند. بگذارید در این مورد بسیار شفاف باشم. در نهایت، همچنین باید بگویم که فراموش نکنید رژیم نیز عوامل نفوذی و آشوبگران زیادی دارد که به قول فرانسوی‌ها در پوشش حامیان این یا آن گروه برای ایجاد چنین درگیری‌هایی عمل می‌کنند. خبرنگار: می‌دانید اینها حوادثی مجزا نیستند. می‌دانید که الگویی از رفتار در میان حامیان شما وجود دارد و این خشونت‌آمیز است. رضا پهلوی: همان‌طور که گفتم، من آن را محکوم می‌کنم. من از آن فاصله می‌گیرم. من آن را توجیه نمی‌کنم. من از آن چشم‌پوشی نمی‌کنم. در واقع، من از هر مرجعی که هست می‌خواهم که آنها را به خاطر جرمی که مرتکب شده‌اند مورد پیگرد قرار دهد. شما نمی‌توانید فقط بروید و شروع به وحشیگری با مردم کنید. این موضوع بسیار فراتر از اخلاق و رفتار اخلاقی است، بلکه پیامدهایی هم دارد. ما باید محترمانه رفتار کنیم. چگونه می‌توانیم در آینده به مردم ایران تضمین دهیم که تحت حمایت قانون قرار می‌گیرند و عدالت برقرار خواهد بود، اگر آنها این‌گونه رفتار کنند و بخواهند مدافع آینده‌ای مبتنی بر خشونت و انتقام‌جویی باشند؟ البته که نه. خبرنگار: می‌خواهم از شما چیزی بپرسم که امیدوارم به آن بپردازید و این انتقادی است که باز هم از سوی برخی از حامیان مالی شما مطرح می‌شود؛ اینکه شما ادبیات تند برخی از نزدیک‌ترین مشاوران خود را کنترل نکرده‌اید. یک مثال در ژانویه، سعید قاسمی‌نژاد در ایکس پست کرد: “شما یا با شاهزاده رضا پهلوی هستید یا با جمهوری اسلامی. اگر به هر دلیلی فرمانده میدان را تضعیف کنید، عامل دشمن هستید.” همچنین، و عذرخواهی می‌کنم چون می‌دانم این کمی ناخوشایند خواهد بود، همسر شما یاسمین نیز به خاطر برخی از اظهارات و پست‌هایش در شبکه‌های اجتماعی درباره سایر مخالفان ایرانی انتقاداتی را برانگیخته است. او در اینستاگرام تصویری از یک معترض ایرانی را بازنشر کرد که تابلویی در دست داشت که روی آن نوشته شده بود: “مرگ بر سه فاسد: ملا، چپی و مجاهد.” مطمئنم که شما این را دیده‌اید و او این شعار را در کپشن خودش هم تکرار کرد. رضا پهلوی: خب، اول از همه در مورد این یکی به خصوص، چیزی که می‌دانم این است که این تصویری بود که در داخل ایران در طول جنبش زن، زندگی، آزادی تولید شده بود. او آن را به عنوان یک اقدام خودجوش در آنجا در نظر گرفت. وقتی متوجه شدیم در آن چه نوشته شده، بلافاصله آن را حذف کرد. درست است؟ او بعداً توضیح داد که البته من حامی خشونت یا مرگ بر این و آن نیستم. بنابراین او این را رسماً بیان کرد. پس غیرمنصفانه خواهد بود که بگوییم او هرگز در این باره موضع‌گیری نکرد. در مورد تک‌تک اظهارات تیم من، ما قطعاً در حال حاضر پروتکل بسیار سخت‌گیرانه‌تری را تدوین کرده‌ایم در رابطه با اینکه تا چه حد افرادی که ارتباط نزدیکی با من دارند باید بتوانند خودشان را سانسور کنند. این در ابتدا بسیار غیرمنصفانه است، زیرا نقض آزادی بیان است، اما در عین حال دیگر نمی‌توانید مستقل عمل کنید. شما باید در مورد آنچه گفته می‌شود یا نمی‌شود بسیار محتاط‌تر باشید. یک چیز را درک کنید. من سعید و دیگران در تیمم را می‌شناسم. برخی از آنها سخت‌ترین مصائب ممکن را پشت سر گذاشته‌اند تا به جایی که امروز هستند برسند. آنها در ایران در زندان بوده‌اند. آنها توسط همان رژیمی که امروز با آن می‌جنگند، شکنجه شده‌اند. بنابراین شما باید درک کنید که بخش زیادی از این می‌تواند از نظر انسانی به دلیل سرخوردگی‌های انباشته و مواردی از این دست قابل درک باشد. من نمی‌گویم که آنها نباید برخی از اظهارات خود را مهار کنند و قبلاً با آنها در این باره صحبت کرده‌ام. امیدوارم این اصلاح شود. اما باید احساسات موجود را درک کنید. مردم در ایران در مرز انتقام‌جویی هستند و تقریباً کینه‌توز شده‌اند. خبرنگار: می‌خواهم از شما درباره قتل اخیر مسعود مسجودی بپرسم که اتفاقاً تا مقطعی یکی از حامیان شما بود. او عضو گارد جنگل، Forest Guard، بود. او یک دانشگاهی بود که در نزدیکی ونکوور زندگی می‌کرد. همان‌طور که فرض می‌کنم مطلع هستید، به یکی از منتقدان شما تبدیل شد و در سال ۲۰۲۴ در دو پرونده جداگانه از شما شکایت کرد. او ادعا کرد که شما حملات سایبری به فعالان دموکراسی‌خواه ایرانی را هدایت کرده‌اید. اجازه دهید قبل از آن بگویم که هیچ مدرکی وجود ندارد که شما در قتل او نقشی داشته‌اید. دلیل مطرح کردن این موضوع این نیست. دادستان‌های کانادا دو نفر از حامیان شما را به قتل او متهم کرده‌اند. آنچه ابتدا می‌خواهم بپرسم این است که آیا آقای مسجودی را می‌شناختید یا نه؟ رضا پهلوی: من اصلاً هیچ دیدار یا بحثی را به خاطر نمی‌آورم. می‌دانید، هزاران نفر در طول سال‌ها در تماس‌های زوم یا برنامه‌های مشابه شرکت کرده‌اند. ممکن است او هم در این بین بوده باشد. صادقانه بگویم، به یاد نمی‌آورم. اما نکته این نیست. نکته این است که آنچه اتفاق افتاده تراژیک است و هر کسی که مسئول این قتل بوده است باید در دادگاه حاضر شود و به خاطر جرمی که مرتکب شده قضاوت شود. خبرنگار: فقط دو نکته در مورد پرونده مسجودی. وقتی شما دو سوگندنامه را امضا کردید، گفتید: “من شاکی، مسعود مسجودی، را نمی‌شناسم.” می‌دانید، ما ویدیویی پیدا کردیم که او در یوتیوب منتشر کرده بود؛ یک تماس صوتی زوم که در سال ۲۰۲۱ با شما داشت. این مکالمه ۱۸ دقیقه‌ای است که او در آن با شما صحبت می‌کند. رضا پهلوی: امکانش هست. همان‌طور که در آن زمان گفتم، من به یاد نمی‌آوردم، چون این‌طور نیست که هر پنج سال یک تماس زوم داشته باشم. من شاید هفته‌ای دو بار تماس زوم با حضور هزاران نفر دارم. بنابراین صادقانه بگویم، به خاطر سپردن اینکه چه کسی آنجا بود و چه چیزی گفت، کار آسانی نیست. گاهی اوقات مردم حتی با نام واقعی خودشان وارد نمی‌شوند. بنابراین پاسخ صادقانه من در آن زمان این بود و هنوز هم همین را می‌گویم که واقعاً به خاطر نمی‌آورم هیچ مکالمه خاصی با این فرد داشته باشم. خبرنگار: می‌خواهم در مورد رابطه‌تان با سپاه پاسداران از شما بپرسم، زیرا این موضوع در پرونده مسجودی نیز مطرح شده است. “رابطه” کلمه بزرگی است. خبرنگار: خب، شما در سال ۲۰۱۸ در مصاحبه‌ای با ایران اینترنشنال گفتید که گفت‌وگوهایی با آنها و بسیج داشته‌اید و اخیراً هم از برخی از آنها خواسته‌اید که جدا شوند. موضع دقیق شما در مورد سپاه پاسداران چیست؟ رضا پهلوی: بلافاصله پس از جنبش سبز و نزدیک‌تر به خط زمانی که جنبش زن، زندگی، آزادی شروع شد، من شروع به دریافت پیام‌های مستقیمی در شبکه‌های اجتماعی خود از سوی عناصری کردم که می‌گفتند: “می‌دانی، من یک بسیجی در مشهدم.” یا: “من عضو سپاه پاسداران در فلان کشورم. ما از این رژیم متنفریم، ما با آنها نیستیم، ما به دنبال فرصتی هستیم که جدا شویم.” این واقعاً یک چیز تصادفی بود و وقتی به رسانه‌ها گفتم که من با عناصری از این دست در تماس هستم، در این زمینه بود. این‌طور نیست که من با فرماندهی سپاه صحبت کنم، اصلاً این‌طور نیست. اما عناصری از بسیج، سپاه و البته ارتش بودند که با من به طور محرمانه ارتباط برقرار می‌کردند. بدیهی است، به عنوان نشانه‌ای از اینکه بدانید توافق این است که یک روز ممکن است عناصری وجود داشته باشند که بخشی از نیروی نظامی، شبه‌نظامی یا بوروکراسی غیرنظامی همین رژیم باشند و ممکن است بخواهند جدا شوند. آنها ممکن است از نظر کیفری مقصر نباشند و دستشان به خون آغشته نباشد. بیایید در این مورد شفاف باشیم. وقتی مجبورید خدمت سربازی خود را انجام دهید، این گزینه را دارید که در ارتش یا سپاه خدمت کنید. این چیزی است که بسیاری از جوانان باید از آن می‌گذشتند. آیا این آنها را مجرم می‌کند؟ نه لزوماً. برای جدا کردن بخش عمده آنها از رهبری فاسد بالا که مستقیماً در آن جنایات، خشونت و سرکوب دخیل هستند، شما باید بتوانید آنها را جدا کنید. همان چیزی که وقتی به جنگ جهانی دوم نگاه می‌کنید، در پایان جنگ محاکمات نورنبرگ را داشتید، درست است؟ شما رهبران ارشد رایش سوم را محاکمه کردید، اما فکر نمی‌کنم منظور این بود که به دنبال تک‌تک سربازانی بروند که در ارتش آلمان خدمت کرده‌اند. به خصوص وقتی عمیق‌تر نگاه می‌کنید به آنچه در عراق پس از بعثی‌زدایی رخ داد و بخشی از دلیلی که تغییر رژیم در غرب بدنام شد. چرا این‌طور شد؟ چون در افغانستان و به ویژه در عراق بسیار ضعیف اجرا و پیاده‌سازی شد؛ جایی که گاردهای ریاست‌جمهوری به خانه فرستاده شدند و نیمی از آنها در نهایت به جنگجویان داعش تبدیل شدند. من نمی‌خواستم این مورد در ایران تکرار شود. پس اجازه دهید این را تکمیل کنم و سیر تکاملی افکارم را به شما بگویم. من گفتم بسیار خب، پس باید مطمئن شویم که همیشه یک استراتژی خروج برای کسانی که مسئول قتل یا رفتار مجرمانه نیستند، در دسترس است. این حتی باید بخشی از چیزی باشد که در عدالت انتقالی بررسی خواهیم کرد. اما پس از آن سپاه شروع به اقدام بسیار خشن‌تر کرد. سپاه تبدیل به یک ابزار واقعی و یک مانع شد، نه تنها علیه شهروندان خود، بلکه در جنگ‌های نیابتی که تا نیمکره غربی گسترش می‌یابند. در این مرحله و حداقل در ۱۰ سال گذشته، من یکی از اولین مدافعان تروریستی شناختن سپاه پاسداران بوده‌ام، به دو دلیل: اول اینکه رفتار آنها در داخل و خارج از کشور چیزی کمتر از ترور نیست. دوم، به عنوان ابزاری در رویکرد ما در برنامه عمل پنج‌بندی من که شامل فشار حداکثری بر رژیم است. یکی از آنها اعمال فشار بیشتر بر رژیم با تروریستی شناختن سپاه است که عنصر کلیدی حفظ این رژیم است. من این را خواسته‌ام و در چند سال گذشته، به ویژه در اروپا، برای آن کمپین کرده‌ام. حتی در ماه‌های اخیر که در بریتانیا بودم، از نخست‌وزیران سابق بریتانیا همین سوال را پرسیدم که چرا دولت شما سپاه را در لیست سازمان‌های تروریستی قرار نداده است؟ آنها پاسخ خودشان را می‌دهند. اما من مدافع بسیار سرسختی برای قرار دادن سپاه در این لیست بوده‌ام. چرا؟ چون فکر می‌کردم که اکنون لحظه‌ای است که آنها دیگر یک نیروی صرف نیستند، بلکه یک مانع واقعی بر سر راه آزادی ما هستند. به همین دلیل باید به عنوان عنصری دسته‌بندی شوند که نه تنها تهدیدی برای شهروندان خود ما هستند، بلکه اکنون یک تهدید واقعی برای غیرنظامیان خارجی نیز محسوب می‌شوند: شهروندان بریتانیایی، آلمانی، سوئدی، روزنامه‌نگاران، اعضای جامعه دگرباشان جنسی، جامعه یهودی و غیره. خبرنگار: پس برای روشن شدن موضوع، شما معتقدید عناصری در سپاه پاسداران وجود دارند که می‌توانند بازپروری شوند؟ رضا پهلوی: اگر شما مستقیماً مسئول درخواست برای قتل عام و کشتار مردم بوده‌اید، این یک جنایت نابخشودنی است. اینکه مجازات آن چیست، تصمیم‌گیری درباره آن به عهده من نیست. این به عهده سیستم قضایی آینده و هر قانون کشوری در آن زمان است که مجازات این نوع رفتار را تعیین کند. اما در عین حال، چیزی که من می‌گویم این است که درجات مختلفی از تقصیر وجود دارد. خبرنگار: گزارش‌هایی به صورت ناشناس وجود داشته مبنی بر اینکه شما از اسرائیل و عربستان سعودی کمک مالی دریافت کرده‌اید. آیا این درست است؟ رضا پهلوی: کاملاً دروغ است. من دریافت‌کننده هیچ بودجه دولتی یا عمومی در خارج نبوده‌ام. هر پنی که به کمپین من می‌رسد از کمک‌های مالی خصوصی حامیان است. امیدوارم بانیان بیشتری داشته باشیم که چک‌های بزرگ‌تری به ما بدهند. خبرنگار: مگر اینکه چیز دیگری باشد که ما مطرح نکرده باشیم و شما بخواهید به آن بپردازید. رضا پهلوی: من اطمینان مطلق دارم که وقتی ما آزاد شویم، تمام این زمینه‌های تاریکی یا منفی کاملاً ناپدید خواهند شد. من به این ایمان دارم. اگر نداشتم، صادقانه بگویم خودم را درگیر این موضوع نمی‌کردم. بنابراین شاید ما برای این ساخته نشده‌ایم. شاید سزاوار بهتر از این نیستیم. شاید، می‌دانید، همان‌طور که یکی از ضرب‌المثل‌ها می‌گوید، شما مردم را با دولت‌هایی که دارند قضاوت می‌کنید. اما در این مورد، یک استثنا است. ایران توسط رژیمی اشغال شد که از روز اول علیه ما به عنوان یک ملت جنگ به راه انداخت و این ما نیستیم. بنابراین من فکر می‌کنم رژیمی که شهادت را جشن می‌گیرد و خواستار خشونت است، نماینده ایرانیانی نیست که صلح‌طلب هستند و آن آینده را می‌خواهند. این دقیقاً کمپین ما را تعریف می‌کند؛ اینکه ما چگونه با افرادی که در حال حاضر کشورمان را اشغال کرده‌اند متفاوت هستیم. چه من باشم یا نباشم، چه روزی به ایران برسم یا نه، به آن انبوه جمعیت و ملت ۹۲ میلیونی قدرتمند نگاه کنید که منتظرند بخشی از یک جهان آزاد باشند. آنها سزاوار حضور در آنجا هستند و این همان چیزی است که من برای آن می‌جنگم. خبرنگار: رضا پهلوی، مجدداً از اینکه امروز با رویترز صحبت کردید بسیار سپاسگزارم.

آرش یوسفی -ARASH

212,588 görüntüleme • 27 gün önce