正在加载视频...

视频加载失败

فشار ج.ا بر خانواده #سپهر_ابراهیمی تمامی نداره بعد از اجبار پدرش به مصاحبه تلوزیونی و اتفاقات بعدش، حالا سعی دارن بافشار اقتصاد اونا رو تسلیم کنن! ولی مادر سپهر تسلیم نشده و توی اینستا یه پیج زده و ترشی خانگی میفروشه! هرچقدر حکومت کثیف و بی‌شرافته، مردم درس شرافت...

62,882 次观看 • 2 个月前 •via X (Twitter)

17 条评论

Lavin 的头像
Lavin2 个月前

و مادرش بعد طلاق از راه ترشی فروختن زندگی خودش و سپهر و دخترشو تامین میکنه

Lavin 的头像
Lavin2 个月前

مادرش گفت دوساله که جدا شده و متاسفانه باباش واقعا بسیجی هست

Tank man (is back) 的头像
Tank man (is back)2 个月前

باورم نمیشه این خانواده‌ها چقدر محکم ایستادن!

لیدی رُز (kakol be sar) 的头像
لیدی رُز (kakol be sar)2 个月前

دم این بچه‌ها گرم که پشت این مادر ایستادن

♕𓃬☼ بَکتاش 的头像
♕𓃬☼ بَکتاش2 个月前

تو حرف از شرافت نزن همون جاویدنام سپهر که میبینی برای شاه ایران و آزادی ایران خون داد... و تو سالهاست ضد پهلوی حرف میزنی و تخمتم نیست که هزاران نفر برای شاه ایران و آزادی ایران مبارزه کردن و خون دادن...

•پیروز 的头像
•پیروز2 个月前

کاسبی راه انداختن با مرگ بچشون

Mamayega 的头像
Mamayega2 个月前

این دوتا چقدر باشرفن

Lilly for Iran 的头像
Lilly for Iran2 个月前

کاش پیجش رو بذارید برای حمایت

mirakh 的头像
mirakh2 个月前

اول فیلم هست

GorzeGran 的头像
GorzeGran2 个月前

مردممون با شرفن و مظلوم🥲

soheila 的头像
soheila2 个月前

#سپهر_ابراهیمی

i_x_i_x_i 的头像
i_x_i_x_i2 个月前

دوستان سیستم کثیف و خونخوار اولین بارش نیست دست به این کار میزند. در اویل دگرگونی سال۱۳۵۷ اساتید و نویسندگان دانشگاه را که بازنشسته کردند،حقوق بازنشستگی آنها را نیز قطع کردند. #ایران_تا_ابد_جاودان #حریه

The CAT 的头像
The CAT2 个月前

ببخشید ایشون همینی هستن که برای محرم نذری میدادن؟

mirakh 的头像
mirakh2 个月前

@soroosh___ نمیدونم، فکر نکنم اگر هم داده باشه به ما ربطی داشته باشه

Lili 的头像
Lili2 个月前

#نشرحداکثری #نشر_حداكثرى

Behzad Behzadi 的头像
Behzad Behzadi2 个月前

درود به شرف و شجاعت این خانواده و همه باید از خانواده جاویدنامان دفاع کنیم

👑 محمدرضا شاه پهلوی 👑 的头像
👑 محمدرضا شاه پهلوی 👑2 个月前

کثافتکاریتون تمومی نداره باید یک لقد هم به پادشاهی بزنین کثافتها

相关视频

افتضاح پشت افتضاح ادعای رهبری یک کشور رو دارن، ولی همه جا تقلب می‌کنن. یه عده گفتن من دروغ می‌گم و امکان نداره بشه دو بار رای داد. این ویدئو رو ببینین که گرفتم. 4 تا پنجره گوگل کروم همزمان باز کردم (هر پنجره یه پروفایل جدید هست برای همین رنگ پنجره‌ها فرق داره - اینکه پروفایل مختلف باشن مهمه). در کمتر از 2 دقیقه 4 بار رای دادم. نیازی به دو دقیقه نبود البته و تو 10 ثانیه هم می‌شد 4 بار رای داد. فقط چون روند رو نشون می‌دادم و نتیجه رفرش رو هم می‌خواستم بهتون نشون بدم کمی طولانی‌تر شد. تو پنجره دوم و چهارم چند بار رفرش هم کردم که تو پنجره چهارم آپدیت شدن اعداد رو هم ببینین و بعدش امضا هم زدم. دلیل این کار ضعف فنی نیست. فردی که کوچک‌ترین آشنایی با سیستم‌های کامپیوتری و وبسایت و اینترت داشته باشه می‌تونه جلوی این قضیه رو بگیره ولی نگرفتن. چون می‌خوان از هر سیستم ده‌ها و صدها بار رای رو ثبت کنن که نتیجه عدد بزرگ‌تری باشه. ما یه مدت امضا کنندگان کارزار رفتن به غزه رو مسخره می‌کردیم نگو اینا از اونا شارلاتان‌ترن! این کاری که امیر اعتمادی و قاسمی‌نژاد دارن می‌کنن چوب حراج زدن به همون نیمچه آبروی باقیمانده رضا پهلویه. تهش می‌خوان یه گزارش بدن بگن 20 میلیون امضا کردن و پول خوبی به جیب بزنن. سال‌هاست دارن یه سری از مردم رو با این بازی‌ها سرگرم می‌کنن. بدون هیچ خروجی مشخصی. از این پروژه به اون پروژه. از این کارزار به اون کارزار. اما نتیجه صفر. این وسط فقط پول‌های میلیون دلاری جمع شده و هیچوقت حتی یک گزارش یک خطی از نحوه خرج کردن پول‌های جمع شده داده نشده. خوش به حال جمهوری اسلامی که این اپوزسیون رو داره به عنوان اپوزسیون خودش می‌فروشه.

نفوذی‌ها

285,725 次观看 • 11 个月前

به نظرم مردم ایران هیچ اطلاعاتی از مردم اسرائیل ندارن، و در سطح پروپاگاندای رسانه ها، پیج های اسرائیلی که به فارسی توئیت میکنن و چیزهایی که توی ماهواره میبینن دربارش فقط میدونن و تا حالا حتی یک اسرائیلی از نزدیک ندیدن. من یک سال جایی زندگی میکردم که اکثرا یا اسرائیلی بودن یا روس.. ببینید وضع مردم اسرائیل مثل ماست. از حکومتشون راضی نیستن، تا همین چند وقت پیش توی خیابون بودن. یکی از دزد ترین سیاست مدارها نتانیاهو هستش. اونا هم باید مثل ما برن سربازی ولی دختر ها هم میرن.. که بعد تموم شدنش دولتشون میفرستشون سفر.. که خیلی هاشون میومدن اونجا که من بودم برای Psychedelic vibe ی که داشت. 1/3 مردم اسرائیل خیلی فقیرن.. یک بخش کاملا عرزشی دارن.. ارتش سایبری دارن.. یکیش همین پیج اسرائیلی به فارسی.. خلاصه اونا صلح طلب هستن.. مثل مردم عادی ما.. خسته شدن.. از وقتی به دنیا اومدن توی جنگ بودن.. الانم جنگ بدی شروع شده باز. خود مردم اسرائیل سوالشون اینه چطور ممکنه حماس بتونه اینجوری بیاد و بره و شما نفهمین و کاری نکنید.. ولی جوابشون اینه که فعلا وقت این سوال ها نیست. دقیقا لحظه آخر جای فستیوال رو عوض کردن.. و وقتی از بچه های مسوول فستیوال پرسیدن چرا عوض کردین و کی گفت بکنید جوابشون اینه که ما حق ندارین درباره این صحبت کنیم. 🤨 این ویدئو یکی از آهنگ های مورد علاقه من هستش.. یک روستا توی اسرائیل.. مردم عادی مثل من و شما و حساب نظامشون کاملا از اینا جداس.

Aramoon 🇮🇷

87,617 次观看 • 2 年前

آذر ماجدی: ‼️‼️‼️‼️ ۱۹۹۱ که بعداً کردستان عراق به یه معنا اتونومی بیشتری پیدا کرد تعداد زیادی از مردم کردستان عراق کشته، ویران، آواره شدن، درد کشیدن و روی درد اون‌ها دو تا خونواده بارزانی و طالبانی قدرت گرفتن. اینا الان به بیلیونر تبدیل شدن. ثروتی که تو آمریکا دارن وحشتناکه ولی معلم توی کردستان عراق، کارگر تو کردستان عراق بعضاً ۶ ماه به ۶ ماه حقوق نمی‌گیرن. وضعیت مردم کردستان عراق الان با آمار و ارقام بدتر از شرایطیه که زمان صدام سر کار بود داشتن. زمان صدام زبونشونو می‌تونستن حرف بزنن، مدرسه‌شون به زبون کردی درس می‌داد، کاملاً از یه خودمختاری برخوردار بودن ولی اینقدر فرق نبود. قتل‌های ناموسی از زمانی که این‌ها اومدن سر کار وحشتناک توی کردستان عراق بالا رفته. این کاریه که ناسیونالیسم کرد اینجا کرده. بحث دفاع از صدام نیست، بحث در اینکه اگر شما فریب ناسیونالیسم رو بخورید فکر می‌کنید اون‌ها رهایی میدن. ببینید تمام این معما در دو تا کلمه خوابیده، در دو تا عبارت خوابیده: خاورمیانه جدید، اسرائیل بزرگ. نقشه‌ای که از بعد از جنگ جهانی اول با تشکیل اسرائیل شروع کردن و با نابودی منطقه خرد خرد بردن جلو، الان دارن به آخرین مراحلش می‌رسن. مسئله کرد از اول که شروع شد، که بتونن این شرایط رو حفظ کنن با جنگ و خصومت. به خصوص همیشه بخشی از مردم، سازمان‌های ناسیونالیست کرد مسلح بودن. این اتفاق برای کسای دیگه نمیفتاد ولی تو کردستان عراق همیشه مسلح بودن، تو کردستان ترکیه مسلح شدن و بعد تو کردستان ایران یه دوره‌ای مسلح بودن و دوباره از بعد از شکست انقلاب ۵۷ مسلح شدن. این مسئله کرد یه ویژگی خاصی داشت به خصوص که سمپاتی و هم‌بستگی بسیاری از طرف مردم دنیا نسبت بهشون احساس میشد چون به طور واقعی زیر ستم بودن، سرکوب شده بودن. ولی الان چه اتفاقی داره میفته؟ ناسیونالیسم کرد به یک ابزار کامل مزدوری امپریالیسم آمریکا بدل شده. این هیچ ربطی به مردم کردستان نداره، این هیچ ربطی به احزاب چپی که الان مخالف جنگن و مخالف این حرکتان نداره. وقتی یک نیرویی خودش رو به این شکل در خدمت کی می‌ذاره؟ در خدمت (من الان دیگه نمی‌دونم چه لفظی استفاده کنم، بعضی وقتا آدم می‌مونه باید بگم شیطانی تنها لفظیه که به نظرم می‌رسه) به ارتش اسرائیل. ببینید چه‌جوری داره می‌کشه، به بمب‌های اسرائیل و آمریکا نگاه کنید چطوری دارن می‌کشن. بچه‌ها رو مثل پودر تیکه تیکه می‌کنن و شما هنوز حاضرید بگید من بدون قید و شرط از این دولت حکومت می‌گیرم؟ مردم رو الاغ فرض کردید؟ ابله فرض کردید؟ مگه میشه همچین چیزی؟ مگه میشه همچین چیزی؟ دولت آمریکا (تموم می‌کنم)، دولت آمریکا، دولت‌های غربی، اسرائیل، این‌ها به شما بدون قید و شرط هیچی نمیدن. حتی نونم نمیدن اگه گشنه باشید بخورید، همش با قید و شرطه. این‌ها خودشون رو فروختن، خودشون رو به فاشیسم و به جنایت و به نسل‌کشی فروختن و تاریخ در مورد این‌ها قضاوت خواهد کرد.

آرش یوسفی -ARASH

47,568 次观看 • 4 个月前

بیاین بهتون بگم چه اتفاقاتی در حال رخ دادنه؛ شاید تلنگری باشه که بیشتر به جای حاشیه، به اصل بپردازین. دارن با هر نقشه و ترفندی، تقریباً هرکسی رو که ۱۸ و ۱۹ دی بیرون بوده پیدا می‌کنن. اگر هم مدرکی نداشته باشن، با تهدید و شکنجه برای مردم پرونده می‌سازن. دارن صدای مردم رو حتی در فضای ناشناس مجازی هم می‌بندن. فقط در همین یک ماه گذشته، کلی از بچه‌های اینجا رو گرفتن. دارن یکی‌یکی صدای خانواده‌های جاویدنامان رو که سعی می‌کنن در فضای مجازی یاد عزیزانشون رو زنده نگه دارن، با بستن همین صفحات کوچک و محدود هم خفه می‌کنن. حتی خبر موثق دارم که بعضی وقت‌ها به بستن صفحه هم اکتفا نکردن؛ با تهدید یا دستگیری فرزند، پدر، مادر یا بستگان جاویدنامان، سعی دارن اون‌ها رو برای همیشه به سکوت وادار کنن. تقریباً تمام ویدئوهای جنایت دی‌ماه، به یک نحو مشکوکی دارن از اینجا محدود یا پاک می‌شن. دارن تلاش می‌کنن اسناد و شواهد اون جنایت رو از بین ببرن. هر روز دارن بچه‌های ایران رو اعدام می‌کنن. دارن بی‌صداترین و ضعیف‌ترین آدم‌هایی رو که در زندگیتون می‌شناسین، به چوبه دار می‌سپرن. هر روز به تعداد کسانی که حتی کوچک‌ترین نشانه‌ای از اون جنایت دارن و برایشان حکم اعدام صادر می‌شه، اضافه می‌شه. شرایط زندانی‌های دی‌ماه اسفناکه. خیلی راحت و غیرمستقیم، با هزینه‌ای کمتر، آدم‌هایی رو که مطلقاً بی‌گناهن با روش‌های دیگری شکنجه می‌کنن و از بین می‌برن. اگر نتونن با اعدام حذفشون کنن، حبس‌های باورنکردنی و طولانی‌مدت به بچه‌ها می‌دن. کلی دانشجو داریم که برای همیشه از ادامه تحصیل در مملکت خودشون محروم و زندانی شدن. خیلی از کسانی که نظامی بودن رو در سکوت و سیاهی مطلق یا اعدام می‌کنن، یا کاری می‌کنن که حتی خانواده‌هاشون هم کم‌کم حذف بشن. هر روز به تعداد آدم‌ها و خانواده‌هایی که در فقر مطلق به سر می‌برن اضافه می‌شه. تورم و ناامیدی به جایی رسیده که پایان دادن به زندگی، برای بعضی‌ها دیگه به یک «راه‌حل» تبدیل شده. مردم! انفجار دوباره جامعه نزدیکه و ج.ا. این رو بهتر از هرکسی می‌دونه. حالا اگر فکر می‌کنین هر چیزی جز این‌ها اصل داستانه و ارزش پرداختن بیشتری داره، انتخاب با خودتونه. شاید این حرف کلیشه‌ای به نظر بیاد، اما تنها راه پایان دادن به این بازی که ج.ا. تا امروز صدها بار اجراش کرده، پرداختن به حاشیه‌ها و افشای تک‌تک‌شون نیست؛ پایان دادن به کارگردان و راوی این حاشیه‌هاست. و در آخر، روی صحبتم با هرکسیه که هوا برش داشته؛ با هرکسی که شاید حتی برای یک لحظه فکر کرده از خواست و خود مردم مهم‌تره. هر وقت حس کردین گنده‌تون کردن، یا فکر کردین کسی شدین، حرف‌های زنده‌یاد فرخزاد رو دوباره گوش کنید؛ نه یک بار، بلکه چند بار!

Immortal 🇮🇷

14,802 次观看 • 24 天前

ماه اوت سال ۲۰۱۹ با یه پاسپورت جعلی قاچاقی از جزیره میکونوس یونان به پاریس پرواز کردم و یه دوستی با ماشین من رو رسوند به شهر کلن آلمان. دو ماه و نیم تو یه کمپ موقت تو شهر اِسن بودم که یه ماه اولش با یه پسر ایرانی به اسم دانیل تو یه اتاق بودیم. خیلی پسر مشتی و باحالی بود و اصلا مشکلی نداشتیم. آرایشگر بود و موهای بچه ها رو کوتاه میکرد. تنها مشکل من این بود که دانیل شب‌ها خیلی خر و پف میکرد و من نمی‌توانستم بخوابم. بعضی شبها از صدای بلندش عصبی می‌شدم و می‌رفتم تو راهرو می‌شستم. بالاخره نگهبان‌های کمپ دلشون برام سوخت و مدیریت بهم یه اتاق جدا داد. بعد از مصاحبه‌م از اونجا به یه کمپ دیگه تو شهر راینه منتقل شدم. شاید بگم یکی از سخت ترین دوران زندگیم رو تو اون کمپ گذروندم. با سه تا پسر ایرانی هم اتاق بودم. دو تا آرش و اسماعیل. واقعا بچه های خوبی بودن ولی سبک زندگی من به اونها نمی‌خورد. اونها تقریبا هر شب تا دیر وقت عیش و نوش داشتن و من زود می‌خوابیدم و صبح‌ها ساعت ۶ بیدار میشدم و تو‌ کمپ می‌دویدم و ورزش میکردم. از طرفی هم شرایط زندگی تو کمپ خیلی مشابه زندگی تو کمپ اشرف بود. منظورم بخش زندگی جمعیش بود. اتاق خواب جمعی، سالن غذاخوری جمعی، حموم و توالت جمعی. این خیلی من رو آزار می‌داد. طوری که تو دسامبر ۲۰۱۹ دوچار افسردگی شدید شدم. تو عمرم، حتی با گذشت از اون همه بلا تو مجاهدین هیچ وقت افسرده نشده بودم. اما توی اون کمپ از درون احساس خفگی شدید می‌کردم. به خودم می‌گفتم من که از چنگ اون فرقه آزاد شدم و چی شد دوباره افتادم توی این وضعیت. هفته‌ای سه شب کابوس می‌دیدم که دوباره برگشتم تو مجاهدین و از شدت ترس بیدار میشدم. بعضی وقتها قلبم اینقدر تند می‌تپید احساس می‌کردم ممکنه الان سکته کنم. توی کمپ خیلی ساکت بودم و تلاش می‌کردم فقط با افراد سلام و علیک داشته باشم. هر روز کامپیوترم‌ رو بر‌ می‌داشتم و می‌شستم تو اتاق اینترنت و یا زبون آلمانی می‌خوندم و یا خرد خرد کتاب سرگذشت زندگیم رو می‌نوشتم. در ظاهر تلاش می‌کردم خودم رو محکم و سرحال نشون بدم ولی در درون داشتم خفه میشدم. انگار یکی گلوم رو از تو‌ گرفته بود و فشار می‌داد. چند شب زیر پتو از حال خودم گریه‌م گرفت و فقط تلاش می‌کردم گریه‌م رو غورت بدم تا هم اتاقی‌هام متوجه نشن. یه روز دیگه تاب نیاوردم و رفتم پیش یکی از کارکنان کمپ. یه مرد افغانی بود که سال‌های سال توی آلمان زندگی می‌کرد و با همسرش توی کمپ کار می‌کردن. بچه‌های ایرانی کمپ باهاش خیلی خوب بودن و برای احترام زیادی قائل بودن. من باهاش هیچ وقت صحبت نداشتم ولی از انرژیش احساس میکردم می‌تونم بهش اعتماد کنم. رفتم پیشش و درخواست صحبت کردم. من رو برد تو یه اتاق و نشستیم سر میز. گفت بگو پسرم چی شده؟ هر بار که دهنم رو باز میکردم صحبت کنم بغضم می‌گرفت و نمی‌تونستم. گفت کار من اینجا اینه که به تو کمک کنم و راحت حرف بزن. تو اون لحظه یه دفع بغضم ترکید و شروع به گریه کردم. دیگه نمی‌تونستم خودم رو نگه دارم و تو اون لحظه احساس کردم دیگه نیازی نیست خودم رو قوی نشون بدم. بعد از یه دقیقه گریه به خودم مسلط شدم و شروع کردم به تعریف زندگیم و شرایط توی فرقه مجاهدین و سختی‌هایی که کشیده بودم. تو کل ۲۰ دقیقه‌ای که من صحبت میکردم اون هیچ چی نگفت. وقتی تموم‌ شدم گفت یه دقیقه واستا. گوشیش رو در آورد و زنگ زد به مدیر کمپ. گفت پیش یکی از پناهنده‌ها هستم که داستانش فرق می‌کنه و اتاق تکی نیاز داره. بعد در جا من رو برد پیش دکتر کمپ. داستان من رو خلاصه به دکتر گفت و دکتره درجا برگشت بهم گفت که من مجاهدین رو میشناسم و می‌دونم چی کشیدی. گفت میتونم برات دارو تجویز کنم ولی فکر میکنم همین که اتاق تکی داشته باشی بهت کمک میشه که کمی آرامش‌ پیدا کنی. از اون به بعد و تا زمان شروع کرونا، من یه اتاق تکی داشتم. آرامش توی اتاق کمی بهم احساس راحتی دست داد. دیگه احساس خفگی نمی‌کردم. دقیقا همون دوران بود که با همسر فعلیم آشنا شده بودم و اون بهم یوگا و مدیتیشن یاد داد. روزی دو بار توی اتاقم می‌شستم و ۲۰ دقیقه مدیتیشن میکردم. رفتم توی باشگاه شهر ثبت نام کردم و کلا روحیه‌م عوض شد. یه طوری از درون انگار خودم یا همون اصالتم رو پیدا کردم. روزها تو‌ اتاقم می‌شستم و به گذشته‌م فکر میکردم و اینکه از چه سختی‌هایی عبور کردم. یه روز توی همین فکرها بودم‌ که یهو به ذهنم زد منی که از این همه سختی و بلا عبور کردم پس از هر چی هم بعدش بیاد می‌تونم عبور کنم. تصمیم گرفتم دیگه غصه آینده رو نخورم. و تا به امروز هم همینطور بوده. یک لحظه هم غصه اینکه قراره چی بشه و من چی میشم و آیا از پسش بر میام رو نخوردم. اطمینان دارم که بر میام. یه جوری شکست ناپذیر شدم تو زندگی. دیگه از چیزی نمی‌ترسم. زندگی زیباست✨🌷

Ray Torabi

26,451 次观看 • 1 年前

🚨دونالد #ترامپ: این «آخرین فرصت» جمهوری اسلامی برای دستیابی به یک «توافق خوب» است و این موضوع به‌زودی تعیین تکلیف خواهد شد. او افزود مرحله نخست مذاکرات بر بازگشایی کامل تنگه هرمز متمرکز است و در مرحله بعد، گفت‌وگوها درباره «خلع سلاح هسته‌ای» جمهوری اسلامی انجام خواهد شد. او گفت این آخر فرصت قبل از زده شدن سر decapitation در #ایران است. پ.ن: کشتن تمامی سران باقی مانده رژیم جزو تنها یکی از الزامات برای تغییر رژیم به معنای واقعی در ایران است. بسنده کردن به کشتن #قالیباف و #عراقچی و یا چند فرمانده سپاه در چارچوب لابه برداری از هسته اصلی قدرت و بعد شروع مجدد دیپلماسی فشار و ارعاب برای تسلیم سازی پسمانده های رژیم، راهبرد موثری در حمایت مستقیم از مردم در جهت تغییر رژیم نیست. ترامپ می بایستی اساسا پرونده هر گونه مذاکره با رژیم جمهوری اسلامی را مختومه اعلام کرده و دست از روش بازی تسلیم سازی بردارد و اعلام کند جمهوری اسلامی باید برود.

Hossein Aghaie, Ph.D.

23,424 次观看 • 1 个月前

بخش هایی از مصاحبه ی صدیقه وسمقی: ‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️ مجری: الان آقای پهلوی به عنوان چهره آلترناتیو در خارج از ایران مطرح شده و در داخل ایران هم پایگاه اجتماعی داره؛ حالا کم یا زیاد اندازه‌اش، درصدش رو نمی‌دونیم، ولی به هر حال صحبت‌های خود ایشونم اینه که منو در خیابان‌های ایران صدا کردن و خب به هر حال شعارهایی هم بود که در حمایت از ایشون بود. این چقدر این هم‌بستگی می‌تونه در بین داخل و آقای پهلوی اصلاً اتفاق بیفته؟ وسمقی: ببینید مشکلی که وجود داره این هست که جریان طرفدار آقای پهلوی، جریان پادشاهی‌خواهه‌. ببینید نظام پادشاهی، ما ازش سال ۵۷ عبور کردیم. نهاد پادشاهی و نهاد روحانیت، دو نهاد سنتی هستند که همیشه در طول قرن‌ها و هزاره‌ها با همدیگه رقابت داشتن. دو تا قدرت بودن که همیشه با همدیگه رقابت کردن، گاهی با هم سازش کردن، قدرتو تقسیم کردن، گاهی یکی قدرتو به دست آورده. خب ما به نظرم دیگه الان بعد از جمهوری اسلامی باید از این دو نهاد سنتی که هر دو هم در واقع نهادهای استبدادی هستن، باید بتونیم عبور بکنیم.ما سال ۵۷ از نهاد سلطنت عبور کردیم، گذاشتیمش کنار؛ هرچند از استبداد عبور نکردیم. خب نهاد روحانیت که در کمین بود و رقیب نهاد پادشاهی بود، قدرتو به دست گرفت و مردم ایران در اون زمان هنوز اون توانمندی رو برای اینکه نهاد روحانیت رو هم مثل نهاد سلطنت کنار بذارن و پس بزنن، نداشتن. این توانمندی به تدریج به وجود اومده و الان مردم می‌خوان که این نهاد سنتی استبدادی رو هم کنار بذارن. حالا طرفداران آقای پهلوی پادشاهی‌خواهند. نهاد پادشاهی یک نهاد سنتیست؛ هیچ‌وقت انتخابی نبوده، هیچ‌وقت دموکراتیک نبوده. یک نهادیست که خب می‌دونین، شما در تاریخ نگاه کنین در ایران و همه نقاط جهان، پادشاهان با زور اومدن. هر سلسله‌ای اومده، سلسله دیگری رو با زور کنار گذاشته و خودش نشسته و هیچ‌وقت مردم دخالتی نداشتن که مثلاً بیان و پادشاهان رو انتخاب بکنن. من تعجب می‌کنم که بعد از این تجربه‌های فراوان و رنج‌های فراوان، خون‌های زیادی که ما دادیم، ما می‌خوایم دوباره به جای پیدا کردن یک راه سوم و بنیان گذاشتن یک نهاد سوم، باز بیاییم برگردیم به نهاد پادشاهی که یک نهاد به هر حال کهنه و قدیمیست و ذاتشم استبداد داره. چرا؟ چون متمرکز بر فرده. ما مردم در دوره‌ای الان داریم زندگی می‌کنیم که خواهان حقوق بشریم، خواهان به رسمیت شناختن حقوق فردی هستیم، برای خودمون حق انتخاب قائلیم. چرا باید با اعطای یک قدرت مادام‌العمر به یک فرد، به یک خانواده و به یک خاندان، حق انتخاب رو برای همیشه از خودمون و از آیندگانمون سلب بکنیم؟ اگه نسل بعدی اومدن و گفتن که چرا شما این کارو کردید؟ ما نمی‌خوایم مثلاً این حکومت رو، حکومت فردی رو، چه بهش خواهیم گفت؟ اگر که سال ۵۷ مردم نهاد سلطنت رو کنار گذاشتن و از اون چاه افتادن تو چاه بعدی یعنی باز هم نهاد روحانیت، و حالا می‌خوان اونو کنار بذارن، آیا ما نباید از این تجربه‌ها درس بگیریم؟ به نظر من مردم به خاطر اینکه به استیصال رسیدن، مردم به خاطر عملکرد بسیار ناگوار و ناهنجار جمهوری اسلامی، دنبال یک مفری می‌گردن، دنبال یک راه نجات می‌گردن و خب سرمایه‌گذاری زیادی شده روی آقای پهلوی از لحاظ تبلیغاتی و غیره که ایشون به یک آلترناتیو و بدیل تبدیل بشه. حالا خیلی‌ها هم تصورشون اینه که میشه به این ترتیب از جمهوری اسلامی گذر کرد. اما کسانی که نظام پادشاهی رو نظام مناسبی برای آینده ایران نمی‌دونن، نمی‌تونن کنار این جریان بایستن. کسانی که خواهان استقلال ایرانن و نمی‌خوان که یک حکومت به وسیله قدرت‌های خارجی بر مردم ایران تحمیل بشه، نمی‌تونن کنار این جریان بایستن. این جریان متأسفانه این مشکلات رو داره. من می‌دونم ممکنه از این حرفای من هم این افراد ناراحت بشن، اما ما به فکر ایران و نجات ایران هستیم. به نظر من ما همهمون سرمایه‌هامون رو باید صرف ایران بکنیم نه اشخاص. خب اگر اشخاصی به آقای پهلوی علاقه دارن، در آینده وقتی که نظامی برای ایران، به قد و قواره ایران برای دموکراسی و آزادی در ایران به وسیله اندیشمندان و نخبگان این کشور ترسیم شد، تعیین شد، هر کسی بیاد انتخاب بشه توسط مردم برای یک مدت موقتی اداره کشور رو به دست بگیره، ولو آقای پهلوی باشه، دیگران باشن، به انتخاب ملت. خب این اشکالی نداره. ولی اینکه به خاطر علاقه به یک شخص یا به یک خانواده ما بیاییم یک نظام سیاسی برای ایران تعریف بکنیم که ممکنه آیندگان باز هم مخالفت بکنن و ایراد بگیرن و اونا به دردسر بیفتن، من این رو مناسب نمی‌دونم. من همیشه این جمله رو میگم که ما باید ساختار سیاسی آینده ایران رو به قد و قواره این کشور ببریم و بدوزیم، نه به قد و قواره یک شخص و فرد. ۱/۲

آرش یوسفی -ARASH

32,920 次观看 • 7 个月前

تقریبا یک هفته روش وقت گذاشتم و سعی کردم تا جای ممکن موارد امنیتی رو لحاظ کنم تا مبادا کاربر به اشتباه بخواد کانفیگی بزنه که امنیتش رو به خطر بندازه (مثلا توی همین کلیپ اونجایی که صفحه سیاه میشه در واقع از کاربر اثر انگشت میخواد تا تنظیمات رو ذخیره کنه) طبق انتظار همه چیش خوب کار میکنه ولی به چند دلیل تصمیم گرفتم که منتشرش نکنم😔 - طبیعتا گوگل پلی این اپ رو به خاطر این ویژگی خطرناک قبول نمیکنه، در نتیجه کاربرها اکثرا مجبور میشن مرورگر رو به صورت فایل apk نصب کنن. نصب مرورگر به صورت فایل apk یعنی خداحافظی با آپدیتهای جدید و سلام به apkهای دستکاری شده و جاسوس افزار - وجود این ویژگی توی مرورگر در رو برای سو استفاده‌های بعدی باز میکنه. به هر حال یه عده میتونن با هدف جاسوسی یه جوری کانفیگشون رو توی مرورگر بذارن. مثلا یکی مرورگرش رو جوری کانفیگ میکنه که بتونه همه ترافیک ssl رو بفرسته سمت سرور خودش و اونجا رمزگشایی کنه، بعد گوشیش رو میده دست شما که مثلا باهاش به حساب بانکیتون لاگین کنید. پسورد شما لو میره! - توسعه و بروزرسانی مرورگر کار بسیار پرمسئولیت و خطرناکیه. یه تیم با نظارتهای امنیتی بالا لازم داره. به هر حال خیلی دوست داشتم واقعا میشد اینو منتشر کرد ولی فکر میکنم شرش خیلی بیشتر از خیرش باشه. با همه اینها گفتم حداقل یه کلیپ ازش بذارم شما هم ببینید چطوری کار میکنه. مثلا اینجا ادرس رو با گواهی باز میکنه.

aleskxyz

12,614 次观看 • 4 个月前

۴۳ سال پيش در چنين روزي مادرم از خواب بیدار شد و گفت محمد حسن رو کشتند!.. کسی باور نمی‌کرد. مادر تعريف کرد که بعد از نماز صبحش که به امام حسين و اصحابش سلام می‌گفت به حسن هم سلام گفت و گفت می‌دونم که داری راه حسين رو ادامه ميدی. به تو هم سلام ميگم پسرم.. بعد به خواب فرو رفت و در خواب محمد حسن رو ديد که گفت سلام مادر، من سلامت رو شنيدم .. من آزاد شدم .. ديگه زندانی نيستم.. سلامت رو جواب می‌دم.. مادر از خواب بلند شد و گفت حسن رو کشتند! با اينکه نوبت ملاقات نبود مادر وسايلي که معمولا در ملاقات‌ها می‌برد تا تحویل بده، رو برداشت و راه افتاد رفت به سپاه رشت و گفت اين و سايل رو آوردم که به پسرم بديد. پاسدار‌ها شوکه شده بودند و گفتند چیزی از شما تحویل نمی‌گیریم... مادرم به منزل يکی از بستگان رفت. اونا به واسطه يکی از اقوام که در دادگستری شاغل بود از اعدام حسن خبر داشتند و به محض ديدن مادرم رنگ از رخسارشون پريد. مادر ديگه اطمينان پيدا کرد. من ۸ ساله بودم، مادرم اجازه نداده بود كه من باهاشون به مراسم خاكسپاری برم و به مدرسه رفته بودم و به همکلاسی‌هام گفته بودم که چه اتفاقی افتاده. تصاوير گنگی از جلوی چشمم عبور می‌كنند، وقتی كه پدرم به خانه برگشته بود، و در هال خونه روی زانوهاش افتاد رو زمين و گريه می‌كرد و مادرم که می‌گفت جلوی پاسدارها گریه نکردم تا نقطه ضعفی نشون ندم. جلوی اونا محکم ایستادم... محمد حسن، ۱۱ اردیبهشت ۱۳۶۰ بازداشت و بامداد ۱ مهر ۱۳۶۰ تیرباران شد. محمدحسن بسیار با استعداد بود، هوش سرشاری داشت، اهل مطالعه بود و نقاشی و خطاطیش هم عالی بود. جوانی شوخ طبع و خنده رو بود که پول توجیبیش رو صرف کمک به مردم فقیر می‌کرد. جوانی بود که صادقانه به فکر خیر و سعادت جامعه بود. درسته که امروز با راهی که انتخاب کرد، موافق نیستم ولی در نیک‌خویی و پاک‌نیت بودن محمد حسن و دوستانش که جانشون رو دادند، شکی ندارم. محمدحسن جرمی انجام نداده بود، بدون وکیل، بدون هیئت منصفه، با حکمی ظالمانه اعدام شد. اعدامش ناگهانی بود و هیچ خبری به خانواده نداده بودند. اعدامش شوک بزرگی به خانواده و دوستانش بود. داغی بزرگ که پس از ۴۳ سال، هنوز تازه است و هنوز باورنکردنی. هنوز خوابش رو می‌بینم که میاد میگه من زنده هستم و بالاخره پیداتون کردم و من که حالا مردی میانسال هستم، هر بار با هق هق گریه از خواب بیدار میشم. و یک چیز دیگه اینکه گرچه خواهان سرنگونی جمهوری اسلامی هستم، اما من هیچوقت دنبال انتقام نبوده و نیستم و حاضر نیستم حتی فردی که به برادرم تیرخلاص زده کشته بشه و معتقدم یک جایی باید دور تسلسل خشونت به پایان برسه. به امید آزادی ایران در ماه‌های گذشته برخی عزیزان به آرامستان تازه‌آباد رشت رفتند و بر سر مزار محمدحسن گل گذاشتند، صمیمانه ازشون سپاسگزارم. آن عاشقان شرزه كه با شب نزيستند رفتند و شهر خفته ندانست كيستند فريادشان تموج شط حيات بود چون آذرخش در سخن خويش زيستند مرغان پر گشوده‌ی طوفان كه روز مرگ دريا و موج و صخره بر ايشان گريستند میگفتی ای عزيز ! سترون شده ست خاك اينك ببين برابر چشم تو چيستند هر صبح و شب به غارت طوفان روند و باز باز آخرين شقايق اين باغ نيستند محمدرضا شفیعی کدکنی #محمدحسن_طواف

Javad Tavvaf

20,979 次观看 • 2 年前

سال ۱۳۸۷ یه قانون نوشتن که از اون‌روز به بعد قرار شد برای سگ‌های بی‌سرپرست پناهگاه راه بندازن و سگ‌ها رو با خفت‌گیر، دارت و تفنگ بیهوشی زنده‌گیری کنن. ببرن تو پناه‌گاه‌ها. کمی رسیدگی کنن، سالم‌ترها رو عقیم و بعد براشون سرپرست پیدا کنن. سگ‌های مریض‌ هم یوتانایز (مرگ آسان) کنن. از این تاریخ میرشکارها کنار گذاشته شدن و کار به دست پیمان‌کارها افتاد. همه‌ی قسمت‌های دستورالعمل تقریبا اجرا می‌شه به جز اون بخش آخر، چرا؟ چون یوتانایز یعنی سگِ کمتر! سگِ کمتر هم یعنی آجرشدن نون پیمان‌کار. یه کاسبی راه افتاد که هر چی سگ بیش‌تر، نون‌ش هم چرب‌تر. یواش‌یواش یه عده افتادن به ساخت قفس و طویله و اسم‌ش رو هم گذاشتن پناهگاه! سگ‌های بدبخت رو می‌گیرن، از هر ۱۰۰ تا ۴ تاشون رو عقیم می‌کنن و دوباره تو بیابون آزاد می‌کنن؛ چند وقت بعد دوباره می‌گیرن تا صورت وضعیت بدن! و روز از نو، روزی از نو! یه نون‌دونی چرپ جور شده‌. سگ‌های هر منطقه، مثل گداهای سر چهارراه، حساب‌وکتاب و صاحب خودشون رو دارن. حتی از هم‌دیگه سگ می‌دزدن. کار به توله‌کشی کشیده. و در این شغل، هر چی سگ بیش‌تر، اوضاع بهتر. این همه سگ غذا هم می‌خوان. زرنگ‌ترها پناهگاه‌شون رو نزدیک مراکز دفن پسماند میزنن. اونجا پر از غذاست (البته از نوع فاسدش). شماره حساب هم می‌دن و مردمِ ازهمه‌جا بی‌خبر براشون پول واریز می‌کنن! رقابت‌ سر سگ‌ها بالا گرفته. یه عده گردن‌کلفت شدن و مافیا شکل گرفته. با شعار «حیوان دوستی» شروع کردن به وانت‌وانت غذا دادن به سگ‌های نگون‌بخت بیابون؛ سگ‌ها هم که شکم‌شون سیر شد، تا تونستن زاییدن! توله پشت توله. جمعیت تو این چند سال ترکید و به بالای ۳میلیون رسیدن. متاسفانه یک جنبش عظیم غذارسانی به سگ‌های ولگرد و بی‌سرپرست راه افتاده. ما با یک لشکر طرفیم! آمار سگ‌گزیدگی از ۲۰۰هزارتا در سال گذشته. غذارسانی به حیوانات ولگرد در ایران به یک فرقه و ایدئولوژی تبدیل شده‌. جهالتی مدرن که علاوه بر زیست‌شناسان حفاظت، نیاز به ورود روان‌شناسان و متخصصان آسیب‌های اجتماعی و حتی کارشناسان جرایم سازمان‌یافته و افراد آشنا به ویژگی‌های شخصیتی بزهکاران به این چالشه. ماجرای سگ‌های بی‌سرپرست ماجرای حیوانی اهلی‌ست که به آفت و گونه مهاجم تبدیل شده. گونه‌های مهاجم به ویژه سگ‌های ولگرد و بی‌سرپرست یک معضل جهانی و سومین دلیل انقراض حیات وحش در جهان بشمار میان. مقصر اصلی این وضعیت هم مردم نیستن، مسئولینی هستند که به‌جای حمایت از افرادی که سرپرست سگ‌ها هستند، باهاشون می‌جنگه.

فلات ایران

639,391 次观看 • 3 年前

شما شاید یادتون نیاد، ولی جنگ جهانی اول همین‌جوری شروع شد. آلمانی‌ها همه فکر می‌کردن جنگ فوقش .چند روز تا چند هفته بیشتر طول نمی‌کشه جنگی که چهار سال طول کشید، اقتصاد آلمان رو نابود کرد و پایه‌ی جنگ شش ساله‌ی جهانی دوم شد. با این تصور که «تا کریسمس کار تمومه»، مردم آلمان مشتاقانه به جنگ محدودی که امپراطوری اتریش-مجارستان با صربستان شروع کرده بود پیوستند. اول به بلژیک حمله کردن که بتونن از اون طریق به فرانسه حمله کنن. بریتانیا هم‌ بعد حمله‌ی آلمان به بلژیک وارد جنگ شد. حالا همه این‌ها چرا اتفاق افتاد و قضیه‌ی اون جنگ محدود اصلا چی بود که یه هو شد جنگ جهانی؟ ولیعهد امپراطوری اتریش-مجارستان که رفته بوده بوسنی که قسمتی از امپراطوری بوده، توسط یک خر نشنالیست و جدایی طلب صرب-بوسنیایی ترور شد. همین!! اتریش-مجارستان اول صربستان رو مقصر دونست و بهش اولتیماتوم‌ داد. ولی وقتی صربستان زیر بار همه مفادش نرفت بهش حمله کرد که باعث شد روسیه بیاد کمک صربستان. حالا چرا اصلا بهش حمله کرد؟ چون آلمان بهش چک سفید داده بود که اگر حمله کنه پشتش وا می‌سته. حالا این اعتماد به نفس از کجا اومده بود؟ چون مردم آلمان جدی فکر می‌کردن یه جنگ کوتاهه؛ یه نوک پا می‌رن و زودی بر می‌گردن!!! البته این اعتقاد فقط مخصوص آلمانی‌ها نبود. هر دو طرف جنگ‌ چنین تصوری داشتن. حرف‌های ترکیه‌ای‌ها درباره‌ی اشتیاقشون به جنگ با اسرائیل و و راحت و «ده روزه» دونستنش خیلی رنگ و بوی اون زمان اروپا رو داره. به همون حماقت!

Pardis

19,227 次观看 • 24 天前

الان تمام ارکان حکومت #موشعلی_خامنەای دارن دنبال جاسوس های موساد میگردن. چند تا نکته برای اینکه بهشون تقلب برسونیم که زودتر پیدا کنن سرکرده شبکه جاسوسی برای اسراییل رو! ۱- جاسوس اصلی باید خیلی به خامنه ای نزدیک بوده باشه! قالیباف خواهرزاده زن خامنه ای هست و از بچگی کنار موشعلی بوده و با فرمان ولی فقیه فرمانده نیروی انتظامی، رییس مجلس و شهردار تهران شده! پس اولی رو داره ۲- باید از اسرار رژیم و مکان های فوق محرمانه سران سپاه اطلاع می داشته، که توی همین مصاحبه برای اولین بار احمقانه گفت که تک تک اون سرداران ملاقه ای سپاه که کشته شدن، در چه موقعیتی بودن و قالیباف از معدود کسانی بوده که این رو میدونسته! این رو هم قالیباف داره ۳- خود سر شبکه جاسوسی موساد نباید کوچکترین آسیبی دیده باشه از حملات و حتی نباید نگران حمله بعدی باشه و برای همین با خیال راحت مصاحبه کنه! که این مورد رو هم قالیباف داره ۴- کسی که به رهبر رژیمش خیانت کرده باید موجود پول دوست، لاگجری باز و سیسمونی گیت دار و سابقه دار در دزدی های کلان از مردم بوده باشه که قابل خریداری از طرف اسراییل بشه که قالیباف همه اینها رو یه جا داره! وجدانا سرجاسوس موساد همین نیست؟ توی کامنت ها بنویسید برام اگر موافقید و موارد دیگه هم به ذهن تون میرسه 🦅😏🇮🇱🇺🇸

Amir Fakhravar

54,767 次观看 • 1 年前

یه برنامه تلویزیونی تو کره پخش میشه به اسم «ملاقات با شما». این برنامه تو یه حرکت جنجال آفرین مادری به اسم «جانگ جی سونگ» رو که دخترش «نایون» رو تو سال 2016 بعلت یه بیماری ناشناخته از دست داده بود، بوسیله‌ی واقعیت مجازی رو در رو کرده! خانم نایون یه هد ست واقعیت مجازی VR رو روی چشمانش گذاشت و به باغی رفت که دخترش اونجا منتظرش بود. خانم جانگ در حالی که دخترش رو تو بغلش گرفته بود بهش گفت: اوه قشنگ من... دلم برات تنگ شده بود. نایون هم با چشمای درخشان و موهای مشکی از مادرش می‌پرسه کجا بود تاحالا و آیا بهش فکر میکنه؟ مادرش جواب داد: همیشه این کارو میکنم. نایون گفت: دلم خیلی برات تنگ شده بود مامان. جانگ هم گفت: منم همینطور عزیزم. جانگ از اول برای گرفتن دست نایون مردد بود. چون اون هرچی باشه مجازیه و واقعیت نداره! ولی نایون اصرار کرد دستشو بگیره. جانگ در حالی که به پهنای صورت اشک می‌ریزه دست نایون رو میگیره. شوهر، پسرش و بقیه‌ی افراد توی استودیو هم که شاهد این اتفاقات بودن اشک میریختن. بعدش نایون میره و از باغ یه گل میچینه و به مادرش میده و میگه: مامان میبینی... دیگه درد نمی‌کشم و باعث لبخند ذوق مادر میشه. در پایان این سفر جادویی، به مادرش میگه مامان من خسته ام، میرم بخوابم و با مادرش خداحافظی کرد. با این برنامه استقبال زیادی روبرو شده و همه دوست دارن عزیزانشون رو برای یکبار هم شده، بصورت مجازی ببینن... منتقدان جدی هم داره. نادیده گرفتن حقوق متوفی، اینکه چه کسی آواتار رو کنترل میکنه، اینکه چی میگه، دستکاری عاطفی شخصیت مجازی و فریب طرف حقیقی اتهاماتی هست که به این طرح وارده.

⚔️🏴𝐇𝐢𝐫𝐤𝐚𝐧 (𐂂)

186,143 次观看 • 1 年前

این مدل جدید خیلی کوچک و سبک که گوگل معرفی کرد به اسم FunctionGemma را دست کم نگیرید. یه مدل فوق‌العاده سبک (فقط ۲۷۰ میلیون پارامتر!) دارید که انقدر کوچیکه که روی گوشی‌های معمولی هم راحت اجرا میشه، اما تخصصش فقط یک چیزه: تبدیل حرف‌های ما به دستورات برنامه‌نویسی (Function Calling). میتونید به صورت کاملا رایگان fine tune ش کنید برای کارهای مختلف. اما این مدل به چه دردی می‌خوره؟ بیاین چندتا مورد جذاب رو بررسی کنیم: ۱. دستیار شخصی کاملاً آفلاین و امن: تا حالا شده بخواین با فرمان صوتی چراغ خونه رو خاموش کنید یا یه تایمر بذارید، ولی چون اینترنت قطع بوده کار نکرده؟ با FunctionGemma، اپلیکیشن‌ها می‌تونن بدون نیاز به سرور و کاملاً روی خود گوشی، حرف شما رو بفهمن و دقیقاً دکمه یا تابع مربوطه رو اجرا کنن. امنیتش هم عالیه چون هیچ داده‌ای از گوشی خارج نمیشه. ۲. بازی‌های تعاملی نسل جدید: تصور کنید توی یه بازی نقش‌آفرینی (RPG)، به جای اینکه فقط از بین گزینه‌ها انتخاب کنید، به کاراکتر بگید: «برو از توی صندوقچه اون معجون قرمز رو بردار و بده به سرباز کناری.» این مدل می‌تونه این جمله رو به کدهای بازی ترجمه کنه و اکشن‌ها رو بلافاصله انجام بده. ۳. اتوماسیون کارهای سیستم: توسعه‌دهنده‌ها می‌تونن ابزارهایی بسازن که کارهای تکراری سیستم‌عامل رو برامون انجام بده. مثلاً بگید: «فایل‌های PDF توی پوشه دانلود رو که حجمشون بالای ۱۰ مگه زیپ کن و بفرست به ایمیل علی.» مدل دقیقاً توابع مربوط به مدیریت فایل و ایمیل رو فراخوانی می‌کنه. ۴. اینترنت اشیاء (IoT) هوشمندتر: توی گجت‌های هوشمند که رم و پردازنده خیلی محدودی دارن، FunctionGemma مثل یک جادوگر عمل می‌کنه. چون فقط به ۵۵۰ مگابایت رم نیاز داره، می‌تونه مستقیم روی سخت‌افزار لوازم خانگی یا ابزارهای صنعتی نصب بشه تا دستورات پیچیده انسانی رو به زبان ماشین ترجمه کنه. برای fine tune کردنش این بلاگ کامل توضیح میده به همراه کد. Blog:

Mehdi Allahyari

27,080 次观看 • 8 个月前