Loading video...
Video Failed to Load
فقط یکنویسنده خانوممیتونه نشون بده یک مرد چقد میتونه خطر ناک باشه #بامداد_خمار
18,224 views • 23 days ago •via X (Twitter)
33 Comments

نویسنده رمان که زن بود همچین جفنگیاتی ننوشته بود! اتفاقن نویسنده سریال مرده، حسین کیانی!

اتفاقا این اثر ساختار سنتی و فضای مردسالارانه رو به عنوان فضای امن برای زنان معرفی می کنه. به بهانه این توییت شما چند نکته رو درباره این سریال و سازنده عرض کنم. اول: نویسنده ی فیلمنامه سریال حسین کیانی بوده نه نرگس آبیار اقتباسی از رمانی با همین نام به قلم فتانه حاج سید جوادی. سریال «بامداد خمار» بیشتر یک برداشت آزاد با تغییرات و ابداعات فراوان درام است تا یک اقتباس وفادار و خطبهخط.حسین کیانی (نویسنده سریال) و نرگس آبیار (کارگردان) اسکلت و هسته اصلی رمان (عشق محبوبه و رحیم) را حفظ کردهاند، اما تفاوتهای ساختاری عمیقی در کار ایجاد کردهاند. نرگس آبیار یه فیلمساز رانتی فاسد حکومتیه البته فیلمساز با استعدادیه که در حد خودش کارش رو بلده. اما یادتون باشه که آثار او همیشه در چهارچوب دستگاه فکری رژیم جنایتکار ملاها بوده. این اثر هم همینطوره. جوهر کلی و پیام بنیادین این اثر بر پایه عبرتآموزی ، حاکمیت عقل ( عقل مورد تایید سنت و دین) بر احساس، و پایبندی به سنت و چهارچوب های سنتی خانواده شکل گرفته است. رمان در لایههای زیرین خود به وضوح دختران را از عصیان علیه چارچوبهای سنتی و خانوادگی برحذر میدارد. از دو زاویه باید بهش نگاه کرد: ۱-ماهیت خودِ داستان ۲-دلیل جذابیت آن برای دستگاه فکری رژیم و فرآیند فیلمسازی نرگس آبیار. ماهیت داستان: به طور دقیقتر، پیام اثر برحذر داشتن از «عشق عصیانگرایانه و خارج از تایید خانواده» است. اول: شکست عصیان زنانه: در داستان، محبوبه (شخصیت اصلی) پا روی سنتها، طبقه اجتماعی و نصایح پدرش میگذارد تا با رحیم (یک نجار از طبقه پایین) ازدواج کند. نتیجه این انتخاب، فروپاشی، تحقیر و خشونت خانگی است. دوم: بازگشت به آغوش سنت: داستان با این پیام تمام میشود که آرامش و سعادت محبوبه زمانی احیا میشود که او به خانه پدری بازمیگردد و تن به یک ازدواج سنتی، درونطبقهای و مصلحتی (با پسرعمویش) میدهد سوم: سرکوب عاملیت زنان: ساختار رمان عملاً عاملیت و حق انتخاب دختران جوان را سرکوب کرده و اتفاقا ساختار مردسالارانه را به عنوان پناهگاه امن معرفی میکند. خط و ربط فکری اثر با ایدئولوژی جمهوری اسلامی نرگس آبیار همواره فیلمساز باهوشی بوده در شناخت بزنگاههای ایدئولوژیک . انتخاب «بامداد خمار» پس از ساخت سریال «سووشون»، دقیقاً در راستای همین دستگاه فکری است. این اثر به چند دلیل با خطوط قرمز و چارچوبهای فکری حکومت همپوشانی بالایی دارد: تقویت نهاد خانواده و اقتدار پدر: در ایدئولوژی رسمی، «خانواده» سلول بنیادین جامعه است و تصمیمات فردی (بهویژه برای زنان) نباید ساختار خانواده را به چالش بکشد. داستان با مقصر جلوه دادن محبوبه و تایید پیشبینیهای پدرش، عملاً ارزش «اطاعت از نظام خانواده و پدر» را بازتولید میکند. تطبیق با سیاستهای رسمی ازدواج: خط فکری حاکمیت مشوق ازدواجهای پایدار، سنتی و منطبق بر همکفوی (همسطح بودن فرهنگی و اقتصادی) است. «بامداد خمار» با نشان دادن فرجام هولناک یک عشق رمانتیک و مدرن، به عنوان یک کاتالوگ آموزشی ترویج تقوا و عقلانیت سنتی عمل میکنه. بازنمایی منفی از مدرنیته و فرنگرفتگی: در این داستان و بازآفرینیهای آن، معمولاً شخصیتهای فرنگرفته یا متمایل به مدرنیته (مانند منصور) دچار تزلزلهای اخلاقی و هویتی هستند، در حالی که ریشههای سنتی جامعه به عنوان اصل اصیل معرفی میشوند. پوشش زنانهنگری ساختگی: آبیار معمولاً در آثارش تصویر زنی رنجکشیده اما صبور و تسلیم در برابر تقدیر و ساختار رو نشان میده. این رویکرد به ظاهر «زنمحور» است (چون قهرمان زن دارد) اما در باطن، مطیع بودن زن و بازگشت او به نظم مستقر جامعه را تحسین میکنه. در واقع قهرمانان زن کارهای آبیار همان شخصیت هایی هستند که مورد تایید دستگاه ایدئولوژیک رژیمه. خصوصا که رژیم الان به خاطر مسئله حجاب مشکلات زیادی داره و در برابر سیل این تغییرات فرهنگی در جامعه به شدت نیاز داره به باز تولید مفاهیم مردسالارانه و سنتی. در پایان اینکته رو هم از نظر فنی عرض کنم که ترسیم یک تصویر زمخت حداکثری از چند شخصیت ذاتا تبهکار و فاسد ، هنر خاصی نمی بره! اینها حتی به مرحله شخصیت هم نمی رسند و در همون سطح تیپ باقی می مونند. تیپ لش و لوش های تبهکار . ساخت و پرداخت شخصیت های واقعی و دارای جزئیات ، شخصیت هایی که دارای کنتراست هستند نه تک بعدی ، اونجا معمولا هنر نویسنده به چشم میاد ، پرداخت شخصیت و تضادهاش در دل متن نمایشی.

ولی دمش گرم خدایی خوب نوشته

فقط یه نویسنده زن میتونه این خطر رو اینقدر واقعی نشون بده

وحشتناک بوددد

مردها خیلی خطرناکن

امشب نگاهش میکنم

خوب گفتی ها

توهم نگاهش کردی نه؟

دقیقا مردا خیلی چندشن

بامداد خمار خیلی خوب نشون میده یه انتخاب احساسی چطور میتونه زندگی آدمو تغییر بده

از قیافش معلومه لاشیه

توهم نگاه کردی بامداد خمارو

حقیقتا خوب نشون داد

دقیقا و چندش

برم ببینم دمت گرم👌🏻

عاشق کارهای نرگس ابیارم

تگه سکانس فاخرش اینه. بنظرت ارزش دیدن نداره. فحش فقط بیناموس.

باهات موافقم من

سریال جذابیه

بعضی شخصیتها رو نویسنده فقط با داستان نشون نمیده، با زخمهایی که به جا میذارن معرفی میکنه

چه سیبیلی داره

دقیقااا خیلی بهتر نشون میدن

اره خیلی خفنه

خیلی بدم میاد از این

خوب نشون داد

این قسمت ترسیدم من

خیلی خوب به تصویر کشید

خیلی وحشتناکه

ترسناکن بعضی مردا

گاهی خطرناکترین آدمها همونایی هستن که اولش خیلی دوستداشتنی به نظر میان

توام بدت نمیاد

خیلی خطرناکهه
