正在加载视频...

视频加载失败

📌فوری!!! بامداد ۸ امرداد 👈🏻حمله 🇺🇸شروع شد: ♦انفجار در نور آباد ممسنی، فریدون کنار، اهواز، سیریک، میناب،هرمزگان،رفسنجان، تهران، ابادان،بوشهر، شهبندر( بقدری انفجار بلند بوده و پی در پی که کل سهر لرزیده) ، کیش، چغادک، جم،برازجان، قشم، فریدون کنار،یزد، خرمشهر ♦وال استریت ژورنال: فرمانده فرماندهی مرکزی ایالات متحده، دریاسالار...

13,279 次观看 • 1 个月前 •via X (Twitter)

0 条评论

暂无评论

原始帖子的评论将显示在这里

相关视频

📌🇺🇸بامداد ۱۲ امرداد: لئون:اعتماد به ترامپ! دقیقا وقتی فحش خورش بالاست.. از سال ۲۰۲۰ برای طرفداری از پرزیدنت ترامپ،توسط همه سانسور و نفی شدم،گفتم تنها راه نجات،اوست.و پنج سال بعد،همان افراد حتی برخب عزیز برای من،متوجه شدند و همه سپاس گفتند،همان افراد شاید،اکنون هر حرکتی ایشان بکند،ایراد بگیرند،در حالیکه هیچکدام حتی یک ارتشی کشته شده امریکا را نمیتواند نام ببرند: ♦پرزیدنت ترامپ: توافقی درباره تنگه هرمز حاصل شده است و توافقی نیز درباره خلع سلاح هسته‌ای به‌دست خواهد آمد. ♦پرزیدنت ترامپ در پاسخ به پرسشی درباره مهلت رژیم ایران برای دست‌یابی به توافق: خواهیم دید چه خواهد شد، من به دنبال آسیب زدن به مردم نیستم. ♦پرزیدنت ترامپ: ما در حال مذاکره با رژیم ایران هستیم و این مذاکرات بعد از ظهر روز دوشنبه آغاز خواهد شد. ♦خبرنگار: گزارشی منتشر شده که نشان می‌دهد شما در حال خروج نیروهای آمریکایی از کویت و بحرین هستید. پرزیدنت ترامپ: تمایلی ندارم در این‌باره اظهارنظر کنم. ♦پرزیدنت ترامپ : از بن سلمان پرسیدم!: "شما ترجیح می‌دهید چه کار کنیم؟" پاسخ داد: "ما ترجیح می‌دهیم به جای حمله، به توافق برسیم." ♦پرزیدنت ترامپ: ما آماده انجام حمله‌ای بودیم که از زمان جنگ جهانی دوم، بزرگ‌ترین حمله محسوب می‌شد و اگر انجام می‌شد، برای رژیم ایران فاجعه‌بار بود. ♦پرزیدنت ترامپ : آنها از ما خواستند که این کار را انجام ندهیم. آنها گفتند: "لطفاً این کار را نکنید." حتی همسایگانشان هم این را گفتند. فقط باید ببینیم آیا می‌توانیم به توافقی برسیم یا خیر. ♦پرزیدنت ترامپ : ما آماده‌ایم هر زمان که بخواهیم نابودشان کنیم.

Project Leon

10,970 次观看 • 29 天前

روزنامه جمهوری اسلامی با طرح پرسش هایی در مورد شکست های اخیر سپاه قدس در سوریه و شکار حداقل ۱۸ فرمانده و مستشار نظامی اش طی فقط چندماه اخیر، دست روی موضوعی گذاشته که حداقل از اوایل ۲۰۱۹ با اطلاعات و شواهد جسته و گریخته ای که داشتیم مطرح بود: "بشار اسد مدتهاست که حضور سپاه قدس در سوریه را، نه به اختیار که با امتناع ادامه می‌دهد". اخیرا زمزمه هایی شنیده میشود که ج.ا، دمشق را متهم به دست داشتن در لو رفتن مکان و زمان جلسات و حضور فرماندهان نظامی اش در سوریه کرده و احتمالا سرویس‌های امنیتی ج.ا هم اکنون گزارشی در مورد احتمال دخالت مقامات سوری و عناصر بظاهر خودی در ترور فرماندهان ارشد و مستشارانش در سوریه به شورای عالی امنیت ملی ارائه داده است. بعد از ترور سید رضی موسوی در زینبیه دمشق در دسامبر سال پیش، تهران از دمشق خواسته تا تحقیقات مشترکی را در سطح سرویس‌های اطلاعاتی درباره نوع رخنه های امنیتی که منجر به موفقیت اسرائیل در شکار موسوی شد، آغاز کنند. اما بنظر پس از آن برای ج.ا روشن شده که مخابرات سوریه و‌ گارد ریاست جمهوری در روند تحقیقات موانعی ایجاد کرده اند. همین امر ج.ا را بر آن داشته تا تحقیقات مستقلی را با کمک حزب الله لبنان آغاز کند. نتایج تحقیقات مشترک ج.ا و حزب الله نشان داده که قطعا رخنه های امنیتی سطح بالا با درز دقیق اطلاعات میان خودی ها و عوامل سوری منجر به ترورها شده است. میدانیم که فرماندهان گارد ریاست جمهوری و افسران مخابرات در سوریه از پوشش سیاسی و امنیتی از سوی مقامات در سطح بالایی برخوردار هستند، پس بعید است که خود بشار اسد نیز از این زمزمه ها بی اطلاع باشد. احتمال بعدی این است که این رخنه در سطح رهبری روسها در سوریه و گروههای امنیتی و نظامی سوریه که با آن همکاری می کنند ایجاد شده. عاملی که سوء ظن ج.ا را در این مورد تقویت میکند، این است که اکثر کادرهای حزب الله که از ۷ اکتبر در لبنان یا سوریه کشته شده اند به نوعی با سرویس های امنیتی دمشق و روسها مرتبط بوده اند و اطلاعات و جزئیات مربوط به زمان و مکان فعالیت آنها را در اختیار داشته اند. پ.ن: دمشق پس از اطمینان از وضعیت امنیتی اش در مراحل پایانی جنگ داخلی، تمایل به خلاصی از نفوذ ج.ا پیدا کرده است و بر اساس گزارشاتی در حال حاضر کانال های بازی بین دمشق و تل آویو هم بوجود آمده. بعد از ملاقات فوریه سال گذشته میان اسد و امیرعبداللهیان در دمشق، روشن بود که اسد به دنبال تبدیل کردن خاک سوریه به جبهه جدید جنگ با اسرائیل که عوایدی برایش ندارد نیست. اسد و دولتش همچنین هیچ طرح حمایتی یا تبلیغاتی نیز برای برگزاری روز قدس امسال در سوریه نداشته اند. موضع فعلی و قاطع اسد، ترجمه موضع روس ها در سوریه است. اولویت روسها هم اکنون استحکام مواضع اسد در دمشق ولو به بهای قربانی شدن حزب الله و سران سپاه قدس است. قطعا تلاش برای استفاده از خاک سوریه و ایجاد جبهه فشار علیه اسرائیل، چیزی نیست که اسد به راحتی زیر بارش برود. دمشق امروز، شباهت زیادی به حیات آباد دهه ۸۰ میلادی پیدا کرده است. دروازه جاسوسان منطقه ای.

Ehsan AriaN

147,825 次观看 • 2 年前

🚨همه بدانند که ج.ا دچار وحشت و هراس شدید از احتمال حمله آمریکا و #اسرائیل است. #خامنه‌ای جلو دوربین برای اینکه ریزش های درون سیستمی بیشتری رخ ندهد و خود را شکست خورده تمام عیار نشان ندهد زبان «سازش ناپذیری و لجاجت» را انتخاب می کند ولی پشت پرده به کسی که شایسته مبادله پیام نبود جواب می دهد، به #ترامپ! به قاتل قاسم سلیمانی، به کسی که فشار حداکثری فلج کننده ای بر رژیم اعمال می کند و دائما رژیم را تهدید نظامی می کند. ج.ا پشت پرده در حال تلاش برای تمکین کردن است اما می خواهد راهی نسبتا آبرومندانه پیدا کند که تتمه قوای بازدارندگی اش هم در جریان مذاکره با آمریکای ترامپ از دست نرود، به عبارت دیگر رژیم سعی می کند ترامپ را بیش از این عصبانی نکند ولی مذاکره محدود به مساله اتمی باشد و ج.ا مجبور به دادن کلان ترین امتیازات در بعد موشکی و نیابتی نشود و به عبارتی خلع سلاح نشود. رژیم با پاسخ به نامه ترامپ سه هدف اصلی را دنبال می کند: یکم: اهدافی در راستای عملیات جنگ روانی-فریب و بازی با افکار عمومی در داخل و خارج: ج.ا می خواهد نوعی دینامیسم‌ خودساخته مثبت یا یک فضای فیک تعاملِ مثبتِ پشت پرده بین آمریکا و ج.ا ایجاد کند، که به مخالفان ج.ا وانمود کند ترامپ هم صد در صد با ما می بندد! هدف ج.ا ناامید کردن هرگونه انتظار یا امید غلط یا درست مردم #ایران نسبت به اقدام نظامی اسرائیل و آمریکا در ایران علیه ج.ا است. پاسخ دادن به نامه ترامپ بخواهیم یا نخواهیم ایجاد نوعی ابهام و تردید در کمپ مخالفان می کند که رژیم تصور می کند به نفع اش است. دوم: اهدافی اقتصادی پیگیری اهدافی با تمرکز به ایجاد فضای مثبت فیک به منظور کاهش قیمت #دلار. ج.ا سعی می کند بازار را تحت تاثیر حرکت خود قرار دهد تا بازار از التهاب تا حدی خارج شود ولی ترامپ با تهدید هایش هربار این تلاش رژیم را بی اثر می کند. سوم: اهداف سیاسی استفاده از پنجره دیپلماسی و خود اهرم دیپلماسی برای وارد کردن دولت ترامپ به مذاکرات طولانی و شاید بی سروته درباره مساله فقط اتمی با هدف وقت کشی و خریدن زمان تا تیغ تیز #فشار_حداکثری به مرور زمان کندتر و کندتر شود. تا گزارش ماه ژوئن گروسی لحنی ملایم داشته باشه، مکانیسم ماشه فعال نشود و اسرائیل ابتکار مل را در حمله به ج.ا به مرور از دست بدهد... اینها اهداف اصلی ج.ا است اما نتیجه دادن قمار ج.ا مشروط به این است که ترامپ و تیم اش از مواضع خود عقب نشینی کنند. یعنی حاضر به مذاکره در بعد مساله اتمی با هدف مهار آن شوند نه اینکه برنامه اتمی ج.ا برچیده شود. بعید به نظر می رسد که ترامپ زیر حرف خودش و اعضای تیمش بزند ... این اقدام ترامپ نوعی رسوایی برای دولت او خواهد بود و به معنای مماشات در برابر رژیم آخوندی تلقی می شود. اگر دولت ترامپ قرار بود و می خواست که فقط درباره برنامه اتمی مذاکره کند پس اصلا چرا می 2018 از برجام خارج شد؟ ترامپ از برجام خارج شد چون برجام قراردادی صرفا محدود به مساله اتمی بود و سایر تهدیدهای ترکیبی رژیم؛ یعنی منطقه ای و موشکی ج.ا؛ را شامل نمیشد ---مسائلی که برای اسرائیل و عربستان و امارات هم نگران کننده بود. اصلا معنا نمی دهد و منطقی بنظر نمی رسد که ترامپ خودش و اعتبارش و اعتبار آمریکا را با پذیرفتن مذاکرات فقط در بعد اتمی زیر سوال ببرد. ولی بازهم هیچ چیز صد در صد نیست. یک فاکتور بسیار مهم و تعیین کننده اسرائیل است! پیشتر گفته بودم که ج.ا دستکم 275 کیلوگرم اورانیوم غنی شده با غلظت 60 درصد دارد؛ یعنی ج.ا عملا مواد لازم برای ساخت چند بمب اتم را در ایران دارا است. تا وقتی این مواد و سانتریفیوژهایی که غنی سازی بالا انجام می دهند وجود دارد، اسرائیل نمی تواند برای امنیت خودش هم که شده به ج.ا زمان بیشتری بدهد. این مواد باید یا از طریق نظامی از بین برود یا از ایران به کلی خارج شود. اسرائیل باید مطمئن شود که ج.ا از حمایت از حوثی ها و حماس و حزب الله دست میکشد و برنامه موشکی (بُرد موشکها) نیز محدود می شود. در غیراصورت اسرائیل قمار بر سر بقایش کرده و این برای خودش بسیار خطرناک است! --- در تحلیل نهایی می توان بر اساس حرفهای خود ترامپ و پاسخ خامنه ای به نامه ترامپ اینطور استنباط کرد که همین الان نیز مذاکراتی غیر مستقیم بین تهران و واشنگتن در جریان است. ترامپ خودش گفت «خیلی اتفاق‌ها درباره ایران در جریان است و اگر ظرف مدت حدود دو هفته پیشرفتی صورت نگیرد، بد می شود...خواهیم دید آیا می‌توانیم به نتیجه‌ای برسیم یا نه. و اگر نه، اوضاع بد خواهد شد، خیلی بد.» همچنان نمی توانم تصور کنم که ترامپ بخواهد فقط درمورد اتمی با رژیم مذاکره کند و خواسته ترامپ چیزی جز برچیده شدن کامل برنامه اتمی حکومت باشد (چیزی که خودشان بارها اعلام کرده اند). در این میان سکوت اسرائیل نیز بسیار معنادار است. بنظر می رسد که همچنان احتمال حمله نظامی آمریکا/اسرائیل به ج.ا از احتمال یک توافق معنادار بیشتر باشد. به پروپاگاندا و عملیات فریب رژیم و مزدوران احمق اش نیز نباید زیاد توجه کرد. آنها در دنیایی موازی و غیرواقعی سیر می کنند و زمانی می فهمند که سیلی محکمی توسط همین مردم ایران به صورت آنها نواخته شود. واقعیت این است که ج.ا که مدتها گنده گویی می کرد دست از پا دراز تر از موضع ضعف و حقارت با #دیپلماسی_پس_گردنی ترامپ مجبور شده در برابر قاتل قاسم سلیمانی کُرنش کرده و مذاکره کند. این درس بزرگی به ج.ا است، همان چیزی که بارها گفته بودم که ج.ا باید جایگاه واقعی اش در عرصه روابط بین الملل را بفهمد و بداند. این عرصه جای قلدری و لات بازی و سرکشی بازیگران کوچک نیست. بخصوص بازیگری که ایران فروش، وطن فروش، انسان فروش و خاک فروش و خودباخته و شرف باخته است. #زنجیره_واکنش

Hossein Aghaie, Ph.D.

110,196 次观看 • 1 年前

«آیا این سریع‌ترین و قاطع‌ترین شکست تاریخ آمریکاست؟» وقتی جرمی بوئن، سردبیر بین‌المللی بی‌بی‌سی، درباره وضعیت تازه میان ایران و آمریکا حرف می‌زند، نخستین هشدارش این است که نباید زیادی درگیر تفاوت‌های نسخه‌های افشاشده شد، چون اوضاع پیوسته تغییر می‌کند. به گفته او، آنچه اکنون روی میز است یک توافق نیست، بلکه چیزی است که از آن با عنوان «یادداشت تفاهم» یاد می‌شود. او این یادداشت را راهی می‌داند برای به تعویق انداختن همان مسائل بزرگی که دو طرف در آنها فاصله زیادی دارند: حق ایران برای غنی‌سازی اورانیوم، آینده تردد از تنگه هرمز، و حمایت تهران از متحدانی مانند حزب‌الله لبنان. نقطه کانونی تحلیل بوئن این است که توازن قوا تغییر کرده و ایران دست بالا را دارد. او می‌گوید فاصله امروز با جایی که ترامپ در ۲۸ فوریه آغاز کرد بسیار زیاد است؛ روزی که عملاً از تغییر رژیم سخن گفت و تصور می‌کرد همه‌چیز سریع رخ می‌دهد. اما به گفته بوئن، نقشه اول جواب نداد و ترامپ نه نقشه‌ای دیگر داشت و نه راه بازگشتی. حالا این آمریکاست که باید به سمت ایران حرکت کند: «این مشکل ترامپ است. او نمی‌تواند در این مورد شروط را دیکته کند»، چون شیوه دیپلماسی و جنگ‌افروزی او کارساز نبوده است. تصویر او از موقعیت ترامپ. بوئن به زبان به‌کاررفته در یادداشت هم اشاره می‌کند و به باور او اگر این متن را باور کنیم، آمریکا اصلاً شروط را دیکته نمی‌کند و ایران کارت‌های زیادی در دست دارد. در مقابل، آمریکا و اسرائیل با وجود توان نظامی عظیم، به‌خاطر نقص در راهبرد سیاسی به این نقطه رسیده‌اند. برای سنجش نتیجه جنگ، بوئن چهار هدفی را که ترامپ در سخنرانی مارالاگو ترسیم کرد مرور می‌کند. هدف اول نابودی موشک‌ها و صنعت موشکی ایران بود. به گفته بوئن نیروی دریایی ایران تقریباً نابود شده، اما گزارش‌های واشنگتن‌پست و نیویورک‌تایمز می‌گویند چیزی حدود ۷۰ تا ۷۵ درصد ذخایر موشکی ایران باقی مانده و بخش بزرگی از مکان‌های نگهداری هم دوباره در دسترس قرار گرفته است؛ پس این هدف محقق نشده است. هدف دوم خنثی‌کردن نیروهای نیابتی منطقه بود، اما به گفته او حزب‌الله با وجود ضربات سنگین هنوز می‌جنگد و شبه‌نظامیان عراق همچنان مسلح و قدرتمندند. هدف سوم برخاستن مردم و سرنگونی رژیم بود. موضع بوئن صریح است: «هیچ تغییر رژیمی رخ نداده است.» او می‌گوید این تصور که کشتن رهبر، رژیم را هم از بین می‌برد، نشانه ناآگاهی کاخ سفید از سازوکار قدرت در ایران است. به گفته او این رژیم ساختاری لایه‌لایه و به‌هم‌پیوسته دارد و بر ایدئولوژی‌ای قدرتمند استوار است که چیزهایی مانند شهادت‌طلبی را هم دربر می‌گیرد. او این هدف را دست‌بالا نیم‌امتیاز می‌داند. درباره احتمال خیزش آینده هم محتاط است و می‌گوید با وجود فشار اقتصادی و میلیاردها دلار خسارت، بیشتر مردمی که از رژیم حمایت نمی‌کنند فعلاً در خانه می‌مانند و تنها در پی زنده ماندن‌اند. هدف چهارم، که بوئن آن را مهم‌ترین می‌داند، جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای بود. او یادآوری می‌کند که ایران همواره این هدف را انکار کرده، هرچند ایران اورانیوم را بسیار فراتر از سطح غیرنظامی غنی کرده. به تحلیل او، جایگاه مطلوب ایران بودن در آستانه هسته‌ای است؛ داشتن این گزینه به‌عنوان اهرم فشار. او می‌افزاید توافق برجام در سال ۲۰۱۵ محدودیت‌های سخت‌گیرانه‌ای بر غنی‌سازی گذاشته بود که ایران به آن پایبند بود، تا آنکه ترامپ آمریکا را از آن خارج کرد؛ اقدامی که به باور بوئن مسیر را به سمت جنگ کنونی باز کرد و بهای سنگینی به اعتبار آمریکا تحمیل کرد. نکته کلیدی دیگر بوئن درباره روحیه نسل تازه رهبران ایران است. او می‌گوید نسل قدیم، از جمله رهبر پیشین، محتاط بودند چون آمریکا همواره تهدید نابودی را بالای سرشان نگه می‌داشت. اما حالا به آنها حمله شده و نابود نشده‌اند، و نسل جدید با خود می‌اندیشد: «آن‌ها بدترین کارشان را کرده‌اند. ما هنوز اینجاییم.» در جمع‌بندی، بوئن به ارزیابی فیلیپس اوبراین، استاد روابط بین‌الملل، اشاره می‌کند که گفته بود اگر این متن درست باشد، «این یک عقب‌نشینی کامل از سوی ترامپ است و از نظر تاریخی سریع‌ترین و قاطع‌ترین شکست در یک جنگ در تاریخ ایالات متحده است.» بوئن می‌گوید گفتن این حرف شاید کمی زود باشد، چون جنگ ممکن است دوباره آغاز شود و محتمل‌ترین سناریو یک درگیری فرسایشی کم‌شدت است. اما تردیدی ندارد که این یک شکست راهبردی جدی برای آمریکا و به‌طور ضمنی برای اسرائیل است، مگر آنکه ترامپ بتواند توافقی رقم بزند که ایران را به جایی برساند که او می‌خواهد، نه جایی که خود رژیم می‌خواهد.

Panah Farhadbahman 🎒

31,040 次观看 • 3 个月前

در این مونولوگ، مهدی حسن، روزنامه‌نگار و کارشناس سیاسی و بنیان‌گذار شبکه زتیو، سه موضوع را در یک بافت کنار هم می‌گذارد: مذاکرات صلح کنونی میان آمریکا و ایران، حمایت آمریکا از جنایت‌های صدام در جنگ هشت‌ساله، و «نوشیدن جام زهر» توسط خمینی در ۱۳۶۷. پیوند این سه، چارچوبی می‌سازد برای اینکه چرا فرمول جنگ سریع و توافق سریع ترامپ در برابر ایران شکست خورده است. نقطه شروع، وعده‌های ترامپ است. وقتی او نزدیک به سه ماه پیش جنگ علیه ایران را آغاز کرد، بارها گفت همه‌چیز خیلی زود تمام می‌شود. او و اطرافیانش با اطمینان تکرار کردند که عملیات «طبق برنامه یا جلوتر از برنامه» پیش می‌رود، «در عرض چند هفته، نه چند ماه» پایان می‌یابد، و ایران «هیچ برگ برنده‌ای ندارد» و «پای میز مذاکره برمی‌گردد». ترامپ حتی اعلام کرد ایران «اساساً در دو یا سه روز تمام شد». واقعیت چیز دیگری نشان داد. فرمول ورود و خروج سریعی که او در ونزوئلا به کار برد، در برابر ایران جواب نمی‌دهد، و مذاکراتی که قرار بود در چند روز نهایی شود، حالا هفته‌هاست معطل مانده است. برای فهمیدن چرایی، مهدی حسن سفری جنگ ۸ ساله را یادآوری می‌کند، و استفاده صدام از بمب‌های شیمیایی در آن جنگ. به گفته مهدی حسن، ایالات متحده در ظاهر بی‌طرف بود، اما از ۱۹۸۲ دولت ریگان پنهانی اطلاعات و حمایت نظامی را به عراق سرازیر کرد؛ سیاستی که به «چرخش به‌سوی عراق» معروف شد. به گفته هاوارد تایشا، عضو شورای امنیت ملی ریگان، این چرخش زمانی رخ داد که ایران دست برتر را در جنگ پیدا کرد و واشنگتن نگران شد ایران به سمت میادین نفتی کویت و عربستان پیشروی کند. تایشا در سوگندنامه ۱۹۹۳ شهادت داد ریگان همان زمان تصمیم گرفت آمریکا «نمی‌تواند اجازه دهد عراق جنگ را به ایران ببازد». حمایت آمریکا حتی پس از تأیید استفاده عراق از سلاح شیمیایی ادامه یافت. در ۱۹۸۳، وزارت خارجه یادداشتی درباره «استفاده تقریباً روزانه عراق از سلاح‌های شیمیایی» دریافت کرد و کاخ سفید نادیده‌اش گرفت؛ آنچه برای آمریکا در خاورمیانه اهمیت داشت، نفت و حفاظت از اسرائیل بود. دونالد رامسفلد، نماینده ویژه ریگان و بعدها از معماران جنگ ۲۰۰۳ علیه عراق، با لبخندی پررنگ با صدام در بغداد عکس گرفت و به او گفت آمریکا با «درک عراق از اهمیت تعادل در جهان» هم‌نظر است، بی‌آنکه به سلاح‌های شیمیایی اشاره کند. در مارس ۱۹۸۴، آمریکا به درخواست بغداد شورای امنیت سازمان ملل را وادار کرد بیانیه‌ای کلی صادر کند که نام عراق در آن نیاید. در آوریل، ریگان خواستار «طرحی عملیاتی برای جلوگیری از فروپاشی عراق» شد، و در نوامبر همان سال روابط دیپلماتیک کامل برقرار و وزیر خارجه عراق در کاخ سفید پذیرفته شد. این یک درگیری کوچک نبود؛ یکی از مرگبارترین جنگ‌های متعارف تاریخ معاصر بود که در هشت سال نزدیک به یک میلیون ایرانی و هزاران کرد را به کشتن داد. در کشتار حلبچه در مارس ۱۹۸۸، حدود ۵ هزار غیرنظامی از جمله کودکان درجا کشته شدند و ۱۰ هزار نفر نابینا یا ناتوان ماندند. یک ماه بعد در نبرد دوم الفاو، عراق با حدود ۱۰۰ تُن عوامل شیمیایی شبه‌جزیره را پس گرفت. آمریکا در پشت صحنه مواضع نیروهای ایرانی را در اختیار عراق می‌گذاشت، در حالی که می‌دانست سلاح شیمیایی به کار خواهد بست. سرهنگ بازنشسته نیروی هوایی، ریک فرانکونا، که در ۱۹۸۸ در بغداد بود، در سال ۲۰۱۳ به نشریه فارین پالیسی گفت: «عراقی‌ها هیچ‌وقت به ما نگفتند که قصد استفاده از گاز اعصاب را دارند. لازم هم نبود. ما از قبل می‌دانستیم.» همه این‌ها پس از آن رخ داد که ریگان در حاشیه یک گزارش اطلاعاتی نوشت: «پیروزی ایران غیرقابل‌قبول است.» و این مهدی حسن را به نقطه سوم می‌رساند: جام زهر. در ۱۳۶۷، خمینی پس از نزدیک به یک دهه نبرد و در شرایطی که دریافت کشورش در جهان تقریباً تنهاست، با آتش‌بس موافقت کرد. کلامش این بود: «این تصمیم گرفتن، از نوشیدن زهر هم مرگبارتر است. برای من، پذیرش مرگ و شهادت قابل‌تحمل‌تر بود.» مهدی حسن می‌پرسد: اگر آن خمینی پس از هشت سال انزوای کامل به‌سختی تن داد، چرا آمریکا و اسرائیلی که این بار خود در انزوا هستند، باید باور می‌کردند رهبر جدید، مجتبی خامنه‌ای، در چند روز یا چند هفته تن خواهد داد؟ پاسخ روشن است: نباید باور می‌کردند. آمریکایی‌ها حافظه‌ای کوتاه دارند و به نظر نمی‌رسد هرگز از تاریخ درس بگیرند.

Panah Farhadbahman 🎒

16,301 次观看 • 3 个月前

متن کامل سخنان در همایش همکاری ملی برای نجات ایران مونیخ، ۲۶ ژوئیه ۲۰۲۵ (۴ مرداد ۱۴۰۴/۲۵۸۴) خانم‌ها، آقایان،‌ درود بر شما و‌ همه کسانی که در چهارگوشه جهان به‌ویژه در ایران این‌ همایش ملی را دنبال می‌کنید. از همه هم‌میهنانی که این آخر هفته از سراسر اروپا، و حتی از استرالیا تا آمریکای شمالی، به مونیخ آمدند و در خیابان‌های این شهر، عشق به ایران را فریاد زدند، سپاسگزارم. به بسیاری از شما که تازه به این کارزار همکاری ملی پیوسته‌اید، خوشامد می‌گویم. آنچه همه ما را اینجا گرد هم آورده، مهر به میهن، و اهمیتی‌ است که به سرنوشت ایران می‌دهیم. ما امروز اینجا هستیم، تا نشان دهیم ملت یگانه و در عین حال رنگارنگ‌مان، از ادیان و باورها، اقوام و طوایف، اقشار و گروه‌ها، و احزاب و گرایش‌های مختلف سیاسی، جمهوری‌خواه و پادشاهی‌خواه، چپ و راست، در یک هدفِ مشترک، متحدیم: پایان دادن به جمهوری اسلامی و آغاز طلوعی نو از آزادی و دموکراسی و شکوفایی برای میهن‌مان ایران. حضور شما در این گردهمایی، نشان‌دهنده شکل‌گیری گسترده‌ترین و متنوع‌ترین ائتلاف نیروهای اپوزیسیون ایران است. این گستردگی و تنوع در عین اتحاد، با تعهد و باورمندی به تمامیت ارضی ایران، حقوق فردی و‌ برابری شهروندان، جدایی دین از حکومت، و حق ملت بزرگ ایران ‌برای انتخاب شکل دموکراسی آینده، تصویری زیبا از ایران آزاد و آباد فردا است. اما شوربختانه تصویر ایران کنونی، بسیار متفاوت از آن فردای آزاد و آباد است. امروز، کیان ایران به واسطه تداوم جمهوری اسلامی، بیش از همیشه در خطر است. این رژیم، آب و خاک و هوا و آسمان و جان و مال ملت ایران را به پرتگاه نابودی کشانده است. رودهای ایران، خشک، خاک ایران در حال فرسایش، زمین ایران در حال فرونشست، هوای ایران آلوده،‌ آسمان ایران در اختیار نیروی خارجی،‌ اقتصاد ایران در حال سقوط آزاد،‌ خانه‌های ایرانیان بی‌ آب و برق، و جان‌شان بازیچه توهمات فرقه‌ای ضدایرانی و رهبر نابخردش است. جمهوری اسلامی پس از سالها به آشوب‌کشاندن منطقه با جنگ‌های نیابتی و سیاست شکست‌خورده‌ی «نه مذاکره، نه جنگ»، درنهایت، هم از موضع ضعف و تسلیم، وادار به مذاکره شد، و هم جنگ را به ایران تحمیل کرد. علی خامنه‌ای در حالی که زیر زمین پنهان شده بود، نه‌تنها کمترین تلاشی برای حفاظت از غیرنظامیان ایران نکرد، بلکه تمام دستگاه سرکوب و پروپاگاندای خود را نیز برای مرعوب کردن مردم به کار بست. او شکستی سخت و تحقیرآمیز را نیز بر نظامیان ایران تحمیل کرد؛ نظامیانی که اکثرشان بر خلاف میل و اراده، درگیر جنگی شدند که هرگز جنگ ایران و ملت ایران نبود؛ بلکه جنگ خامنه‌ای و سرکردگان سپاهِ سرکوبگر و تروریستیش بود؛ همان پاسدارانی که سالها رجز می‌خواندند اما آشکار شد که توان حفاظت از خود را نیز ندارند. آنها بعد از دهه‌ها دزدیدن از سفره مردم و گذاشتنِ آن در جیب‌های خود و تروریست‌های منطقه‌ای، آسمان کشور را کاملا در اختیار کشوری به مراتب کوچکتر و کم‌جمعیت‌تر از ایران قرار دادند. جمهوری اسلامی اداره کشور را جز در حوزه‌ی سرکوب، کاملا رها کرده است و مردم ایران در تابستان داغ، با ساعتها قطعی آب و برق و گاز مواجهند. تورم بیداد می‌کند، و چرخه کسب و کار مختل است. مسئول و مقصر این وضعیت شخص علی خامنه‌ای است. اوست که وطن‌ ما را گام‌به‌گام به این نقطه کشاند، و امروز چون همیشه از زیر بار مسئولیت فرار کرده و تقصیر را به گردن زیردستانش انداخته است. اختلافات و دودستگی‌ها در ساختار قدرت جمهوری اسلامی به بالاترین حد خود رسیده است. مقامات ارشد این رژیم بدون کمترین حمایت مردمی، به توطئه علیه یکدیگر مشغولند و در ارائه خود به عنوان آلترناتیو خامنه‌ای از طریق واسطه‌ها به قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی از هم سبقت می‌گیرند. هم‌میهنانم، ما ملت ایران جنگ‌طلب نیستیم و هرگز برای ایران‌ و منطقه‌مان جنگ نخواستیم. جنگ‌طلب علی خامنه‌ای و رژیم تحت امرش است. من سالها هشدار داده بودم که اگر جمهوری اسلامی باقی بماند، اگر مماشات با آن تداوم پیدا کند، و اگر جهان به باج‌گیری‌های آن تن دهد، این رژیم سرانجام ایران و منطقه را به جنگ و درگیری نظامی می‌کشاند. نگرانی‌های من متاسفانه به واقعیت پیوست. اکنون اما لحظه‌ای تاریخی فرا رسیده است. جمهوری اسلامی بیش از هر زمان دیگری در این ۴۶ سال، ضعیف و متزلزل شده است؛ و فرصتی بی‌نظیر برای مردم ایران فراهم شده تا این رژیم ضدایرانی را سرنگون کنند. وظیفه هر ایرانی میهن‌پرستی، تلاش صدچندان برای نجات مام میهن است. وظیفه ما این است که متحدتر، مصمم‌تر و منظم‌تر از همیشه باشیم. امروز جای اما و اگر نیست: زمان کنار ایستادن و وسط‌بازی کردن، چنانکه نه سیخ بسوزد و نه کباب، نیست. امروز صحنه روشن است: در یک سو جمهوری اسلامی و حامیان ریز و درشتش قرار دارند که چهارنعل ایران ما را به سوی وحشتناک‌ترین بخش‌های دوزخ می‌برند و در سوی دیگر دروازه‌ای‌ست به سوی نور، و آباد کردن دوباره پردیس ایران. ما،‌ یعنی اکثریت ملت بزرگ ایران، برای نجات مام میهن به میدان آمده‌ایم. سقوط این رژیم قطعی‌ست. ما آمده‌ایم که اجازه ندهیم این رژیم همراه خود، ایران و ملت بزرگ ما را نیز به ورطه نیستی بکشاند. رهایی ایران از جمهوری اسلامی و استقرار یک دولت ملی و دموکراتیک در ایران، صلح پایدار را نیز به منطقه ما می‌آورد. در این مرحله انقلاب ملی و در دوران گذار، هدف من این است که ایرانیان بتوانند در یک‌ بازه کوتاه‌مدت و از طریق انتخابات آزاد، زمام‌ امور را به دست دولت منتخب خود بسپارند. من چنانکه بارها گفته‌ام به دنبال پست و مقام سیاسی نیستم؛ بلکه می‌خواهم برای آنها که در پی خدمت به ملت و بازگرداندن شکوه از دست رفته ایران هستند، فضا و‌ ساختاری فراهم کنم تا بتوانند خود و‌ برنامه‌های‌شان را در یک فرایند دموکراتیک به رای ملت بگذارند. من ۴۵ سال است که نه برای منفعت شخصی و قدرت، که برای نجات ایران مبارزه کرده‌ام، و برای رسیدن به اهداف‌مان، برنامه دارم: هم برای باز پس گرفتن ایران از این رژیم ضحاکی، و هم برای دوباره ساختن آن سرزمینِ اهورایی. پنج ماه پیش در نشست نخست مونیخ، سازمان‌ها و احزاب ایرانگرا گرد هم آمدند و متعهد به همکاری در چارچوب اصولی دوازده‌گانه بر اساس یک برنامه پنج‌گانه شدند. من در پیام نوروزی خود نیز امسال را سال سازماندهی برای اقدام نهایی نامیدم. امروز در نشست دوم مونیخ که شرکت‌کنندگان نه فقط احزاب و گروه‌های سیاسی که ایرانیان از همه اقشار جامعه هستند، گزارشی از پیشرفت آن برنامه را به ملت ایران ارائه می‌دهم. پنج ستون استراتٰژی مورد توافق ما چنین بودند: - فشار حداکثری بر جمهوری اسلامی - حمایت حداکثری از ملت ایران - ریزش حداکثری از رژیم - بسیج و سازماندهی حداکثری مبارزان در داخل و خارج - ارائه برنامه‌ای برای شکوفایی ایران در فردای سقوط جمهوری اسلامی در حوزه فشار حداکثری، جمهوری اسلامی امروز در دشوارترین و منزوی‌ترین وضع خود قرار دارد. از یک‌سو، فشار خارجی بی‌سابقه‌ای بر آن وارد شده است و از سوی دیگر، ناتوانی از تامین نیازهای ابتدایی مردم، این رژیم را با فشارهای همه‌جانبه داخلی به‌ویژه در حوزه معیشت و اقتصاد روبرو کرده است. در حوزه حمایت حداکثری، امروز، آمادگی دولتها و احزاب و شخصیت‌ها برای حمایت از ملت ایران و مبارزه‌شان رو به افزایش است. در دیدارها و گفتگوهای عمومی و خصوصی با سیاستمداران، تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیران، کارآفرینان، و رسانه‌ها، نه تنها بر تداوم این فشارها بر رژیم و حمایت از ملت ایران تاکید کرده‌ام بلکه برای آن، راه‌حل‌های اجرایی را نیز پیشنهاد داده و عملی شدن آنها را پیگیری کرده‌ام و خواهم کرد. خوشحالم به شما بگویم که امروز گروه‌هایی که در چارچوب فراهم شده در نشست نخست مونیخ گرد هم آمدند، در دو حوزه اعمال فشار حداکثری بر رژیم و جلب حمایت حداکثری از مبارزه مردم ایران، در همراهی با یکدیگر بسیار بابرنامه‌تر، فعال‌تر و موثرتر از پیش عمل می‌کنند. در حوزه ریزش حداکثری پیشرفتهای بسیار خوبی انجام شده است و فعالیتها در دو حوزه ریزش عمومی که از طریق پلتفرم همکاری ملی انجام می‌پذیرد و ریزش مقامات عالیرتبه، با دقت، امنیت، و جدیت در حال انجام است. امروز به لطف این فعالیتهای هدفمند، ما به ساختار درونی حکومت اشراف بیشتری داریم. همچنین در درون این ساختار با نیروهایی در ارتباط هستیم که فرایند سقوط جمهوری اسلامی را تسریع می‌کنند. و البته هم‌زمان، پایگاه بزرگی از داده را در اختیار داریم که به صورت دائمی و با حفظ امنیت کامل، در حال پایش و پیرایش است. این پایگاه داده برای اداره فرایند گذار نقش مهمی بازی خواهد کرد. به دلیل موفق و موثر بودن کارزار همکاری ملی است، که رژیم به وحشت افتاده و در هراس از پیوستن روزافزون نیروهای نظامی، انتظامی، امنیتی و دولتی به آن، به دروغ‌پراکنی و تخریب روی آورده است. در حوزه سازماندهی حداکثری مبارزان، این همایش و برنامه‌های دیگری که تنها در یک هفته گذشته در شهرهای مختلف کشور آلمان، به‌ویژه در هامبورگ و مونیخ برگزار شده، خود نمونه‌ای از تلاشهای من و تیم اجرایی همراهم برای بسیج ایرانیان خارج کشور است. خوشحالم به شما اطلاع بدهم که در همین پنج ماه گذشته شمار گروه‌هایی که در چارچوب همگرایی مونیخ با یکدیگر همکاری می‌کنند، حدودا سه‌برابر شده است. این گروه‌ها در ماه‌هایی که گذشت تلاش‌های جدی را برای بسیج و سازماندهی نیروها در خارج و داخل انجام داده‌اند که در همایش امروز، تنها گزیده‌هایی از آن به اطلاع شما رسید؛ که البته در خصوص آنچه داخل کشور انجام می‌گیرد، کمتر می‌توان وارد جزئیات شد. اما به طور کلی باید گفت که انتظار ملت بزرگ ایران، تداوم و افزایش شتاب این فعالیت‌ها است. در حوزه تدوین برنامه و ارائه چشم‌انداز دوباره ساختن کشور، پروژه شکوفایی ایران در ماه‌های اخیر گام‌های بسیار بلندی برداشته است که به سمع و نظر شما رسیده است. توصیه من این است که پیشنهادهای خود برای بهبود این برنامه‌ها را با دست‌اندرکاران آن در میان بگذارید، تخصص خود را در اختیار این پروژه قرار دهید، و درباره راه حل‌های ارائه‌ شده با حلقه اطرافیان و آشنایان خود گفتگو کنید. از گروهها و احزاب سیاسی می‌خواهم که حول کلیت برنامه‌های دوران گذار گرد هم بیایند تا بتوانیم به جامعه ایران و جامعه بین‌الملل این اطمینان را بدهیم که ایران پس از جمهوری اسلامی، ایرانی باثبات، آزاد،‌ امن، ‌و شکوفا خواهد بود. جمهوری اسلامی امروز در سراشیبی سقوط است اما ما ایرانیان خودمان باید سرنوشت ایران را تعیین کنیم. به هر میزان که ما در این زمینه کم‌کاری کنیم، دیگرانی که لزوما منافع‌شان با منافع ملت بزرگ ایران یکی نیست، فرصت نقش‌آفرینی بیشتر خواهند داشت. در همین راستا، در هفته‌های آینده از وبسایت کمپینی رونمایی خواهیم کرد که هم‌چون شاهراهی برای جذب نیروها، ثبت ایده‌ها، گزارش رویدادها، ارائه برنامه‌ها، سازماندهی مبارزان، و گردآوری کمکهای مالی خواهد بود. من از همه شما دعوت می‌کنم که آماده فعالیت در این کمپین سراسری باشید. من هم‌چنان نقش خود را ایفا می‌کنم. از شما نیز انتظار دارم که نقش خود را ایفا کنید: اختلافات جزئی را کنار بگذارید. از هرگونه درگیری با یکدیگر بپرهیزید و تنها با دشمن مشترک مبارزه کنید. هواداران خود را بسیج کنید و در کنار من و در کنار یکدیگر، برای آرمانی والا بایستید: نجات ایران. در برنامه دولت انتقالی برای دوران اضطرار، برنامه گذار سیاسی، از پیش از سقوط جمهوری اسلامی تا تحویل گرفتن امور به دست نخستین دولت منتخب را به منظور بررسی متخصصان، سازمان‌های سیاسی و نهادهای مدنی ارائه کرده‌ایم. در این برنامه، برای فاز کنونی، یعنی پیش از سقوط جمهوری اسلامی، دو نهاد کلیدی تشکیل می‌شود: تیم موقت اجرایی، و در کنار آن نهاد خیزش ملی که به عنوان یک نهاد مشورتی استراتژیک عمل خواهد کرد. چنانکه در طرح پیشنهادی ما آمده است، تیم موقت اجرایی پس از پیروزی انقلاب، و تشکیل دولت گذار، منحل خواهد شد؛ و نهاد خیزش ملی به عملکرد خود نه تنها به عنوان یک نهاد مشورتی بلکه به عنوان نهاد قانون‌گذاری موقت تا زمان تشکیل نخستین مجلس منتخب عمل خواهد کرد. من از همه کارشناسان و به‌ویژه حقوقدانان می‌خواهم که این برنامه پیشنهادی را بررسی کنند و نظرات کارشناسی خود را با ما در میان بگذارند. خامنه‌ای و رژیم شکست‌خورده‌اش، حالا که بیش از همیشه، سقوط را در مقابل چشمان خود می‌بینند، تهدیدهای خود را علیه من افزایش داده‌اند. من اما از همان روزی که این مبارزه را آغاز کردم، با این تهدیدها زندگی کرده‌ام و هرگز هراسی به دل راه نداده‌ام. شما زنان و مردان هم‌وطنم در شهرها و روستاهای سراسر ایران، کارگران، دانشجویان، بازاریان، جوانان و نوجوانان، بدانید که تهدیدها در عزم و اراده من برای به سرانجام رساندن ماموریت بزرگ زندگیم، خللی ایجاد نخواهد کرد. علی خامنه‌ای بداند که رژیمش متزلزل است، بیشتر اطرافیانش از او متنفرند، جمع زیادی از پاسدارانش منتظر فرصتند تا از کشتی در حال غرق شدن جمهوری اسلامی بگریزند،‌ و اکثریت قاطع ملت از او و رژیمش بیزارند. انتهای این مسیری که می‌رود مواجه شدن با انفجار خشم انباشته‌شده ملت است و عاقبت خوبی برایش نخواهد داشت. ما میهن‌دوستانِ آزادیخواه، از تبار و جنس این فرقه تبهکار نیستیم که در پشت‌بام‌ها اعدام‌های صحرایی به راه اندازیم. به او می‌گوییم که از این مسیرِ منتهی به خون و آتش باز گردد. بیش از این، مرگ و رنج را بر ملت بزرگ ایران و حتی حامیان خود تحمیل نکند. تعهد ما به برگزاری یک دادگاه منصفانه منطبق با استانداردهای بین‌المللی، شامل خامنه‌ای نیز می‌شود؛ آنچه خود او از ایرانیان دریغ کرده‌ است. ملت بزرگ ایران، پیروزی ما از هر زمان نزدیک‌تر است. به نیروی خود باور داشته باشیم. ما ملت متحد، آگاه و دلیری هستیم که این رژیم هرگز نتوانسته بر فرهنگ و تاریخ و تمدن ما پیروز شود. جمهوری اسلامی به زباله‌دان تاریخ می‌رود؛ و ایران و ملت ما، آزاد و سربلند، از این دوره سخت به سلامت عبور خواهد کرد. ما ملت کبیریم، ایران رو پس می‌گیریم! پاینده ایران،

Reza Pahlavi

863,592 次观看 • 1 年前

گزارش فوق‌العاده‌ای از فرید زکریاست. پیشنهاد می‌کنم تا آخرین ثانیه ببینید و حتماً به اشتراک بگذارید. ❗️❗️❗️❗️❗️❗️❗️❗️❗️❗️❗️❗️ فرید زکریا: یکی از بزرگ‌ترین معماها در خصوص جنگ ایالات متحده و ایران این است که چرا خسارت‌های اقتصادی ناشی از حملات چندماهه به تهران، این کشور را مجبور به صلح نکرده است. مقام‌های ایرانی در ماه آوریل برآورد کردند که حملات ایالات متحده و اسرائیل ۲۷۰ میلیارد دلار خسارت به زیرساخت‌های ایران وارد کرده است. ایران مجبور شد برای ادامه جنگ، وام‌های سنگینی از بانک مرکزی دریافت کند. انتظار می‌رود تورم افزایش یابد، در حالی که سال گذشته نیز بالای ۴۰ درصد بود. مردم عادی ایران بدون شک در رنج و سختی هستند. پس چگونه این کشور تا کنون به زانو درنیامده و تسلیم نشده است؟ بخشی از دلیل این است که ملت‌ها تنها با انگیزه‌های اقتصادی هدایت نمی‌شوند. ملی‌گرایی، غرور و عزت‌نفس همگی نقش خود را ایفا می‌کنند. اما این نکته نیز قابل توجه است که اقتصاد ایران، با وجود تمام فشارهای ناشی از دهه‌ها تحریم و جنگ کنونی، به شکل شگفت‌انگیزی تاب‌آور بوده است. با وجود تمام برداشت‌ها مبنی بر فروپاشی اقتصاد ایران و تمام آسیب‌های واقعی واردشده، این نیز حقیقت دارد که ایران یکی از متنوع‌ترین و فعال‌ترین اقتصادهای صنعتی منطقه است. ایران با هفت کشور هم‌مرز است و می‌تواند مبادلات تجاری زمینی داشته باشد. همچنین چندین بندر دارد که برخی از آن‌ها حتی در طول جنگ فعال بوده‌اند. ایران فرآورده‌هایی بیش از نفت صادر می‌کند. سیاست‌های حمایت از تولید داخلی و کارآفرینی باعث رشد صنایع پررونقی مانند فولاد، پتروشیمی، آهن و صنایع غذایی شده است. ایران خود را با تحریم‌های بین‌المللی وفق داده و بخش بیشتری از نیازهای خود، از جمله خودرو، دارو و لوازم خانگی را در داخل تولید می‌کند. این کالاها همواره در سطح بین‌المللی رقابت‌پذیر نیستند، اصلاً این‌طور نیست، اما پاسخگوی نیازهای داخلی هستند و این موضوع در زمان جنگ نیز به کشور کمک می‌کند. و در مورد نفت، روزنامه وال‌استریت ژورنال گزارش می‌دهد که تعداد معاملات رو به افزایشی به‌جای دلار، با یوآن چین انجام می‌شود که به ایران در دور زدن تحریم‌ها کمک می‌کند. در سال ۲۰۲۴، ایران برآورد شد که ۴۳ میلیارد دلار درآمد نفتی داشته و این روزنامه دریافته است که بیشتر این فروش‌ها با یوآن انجام شده است. تهران همچنین برای دور زدن تحریم‌ها از رمزارزها استفاده می‌کند که ردیابی آن‌ها به همان اندازه دشوار است. و درک این نکته بسیار حیاتی است که نخبگان حاکم در ایران به‌طور مستقیم از نحوه کارکرد فعلی اقتصاد سود می‌برند؛ یعنی از یک سیستم غیرشفاف که توسط ذینفعان پنهان، از جمله روحانیون و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی کنترل می‌شود. همان‌طور که کیهان ولدبیگی در فنومنال ورلد می‌نویسد، پس از انقلاب اسلامی، حکومت دارایی‌های نخبگان را مصادره کرد و آن‌ها را میان دو اردوگاه تقسیم نمود. برخی مانند بانک‌ها، شرکت‌های بیمه و صنایع سنگین ملی شدند و مستقیماً توسط وزارتخانه‌های دولتی اداره گردیدند. برخی دیگر، از جمله بنیادهای شاه، میان سازمان‌های اجتماعی معروف به نهادها یا بنیادها تقسیم شدند که زیر نظر روحانیون فعالیت می‌کردند. این بنیادها تلاش‌های بازسازی و امدادرسانی در جریان جنگ ایران و عراق در دهه ۱۹۸۰ را رهبری کردند و به مرور زمان به شرکت‌های خوشه‌ای بزرگ و گسترده تبدیل شدند. بسیاری از صنایع ملی‌شده در نهایت خصوصی‌سازی شدند و بسیاری از آن شرکت‌ها به دست سپاه پاسداران افتادند. ولدبیگی می‌نویسد: «امروزه منافع تجاری سپاه پاسداران بخش‌های کشتیرانی، ساخت‌وساز، نفت، خودروسازی و مخابرات ایران را در بر می‌گیرد.» و همان‌طور که رویترز اشاره می‌کند، تحریم‌ها تسلط سپاه پاسداران بر اقتصاد را تقویت کرده است، چرا که صادرات مخفیانه و تجارت از طریق واسطه‌ها و شرکت‌های صوری را تسهیل می‌کند. به عبارت دیگر، آن‌ها قاچاق را در کنترل دارند. اکنون برآورد می‌شود که سپاه پاسداران و بنیادها بیش از ۵۰ درصد از اقتصاد ایران را در اختیار دارند. و همان‌طور که رویترز یادآور می‌شود، هر زمان که تلاشی برای بازسازی پس از جنگ صورت گیرد، سپاه پاسداران به دلیل تسلط بر بخش‌های ساخت‌وساز و مهندسی، ذینفع اصلی خواهد بود. اقتصاد ایران البته به قیمت آسیب به شهروندان عادی اداره شده است، اما میلیون‌ها نفر وجود دارند که از نزدیکی به حکومت سود می‌برند. طبق گزارش وال‌استریت ژورنال، اعضای نیروی شبه‌نظامی بسیج و سپاه پاسداران می‌توانند از موقعیت‌های شغلی در شرکت‌های وابسته به دولت یا دسترسی به وام‌های ارزان‌قیمت بهره‌مند شوند. یکی از مشکلات متعدد در رویکرد دونالد ترامپ نسبت به تهران این است که او به‌گونه‌ای رفتار می‌کند که گویی با الزامات ساده و صریح یک اقتصاد بازار معمولی طرف است. اما اقتصاد ایران تحت تسلط شبکه‌ای از انگیزه‌ها و مشوق‌های مخرب قرار دارد. تحریم‌ها و انزوا برای کشور بد هستند، اما برای حکمرانان آن مفیدند. با وجود تمام آسیب‌هایی که ایالات متحده و اسرائیل از زمان آغاز جنگ به ایران وارد کرده‌اند، هدیه قدرتمندی نیز به این کشور داده‌اند: فراهم کردن فرصتی برای نشان دادن کنترل خود بر تنگه هرمز به جهانیان. این تنگه پیش از جنگ روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت را جابه‌جا می‌کرد، یعنی یک‌پنجم کل عرضه نفت جهان. ایران با اعمال کنترل بر این آبراه، آنچه را که آژانس بین‌المللی انرژی بزرگ‌ترین اختلال در عرضه جهانی نفت در تاریخ می‌نامد رقم زده و موجب جهش شدید قیمت نفت شده است. اما سلاح ایران ممکن است تاریخ انقضا داشته باشد. همان‌طور که وال‌استریت ژورنال گزارش می‌دهد، کشورهای حوزه خلیج فارس از هم‌اکنون در تلاشند تا زیرساخت‌های نفتی خود را برای دور زدن تنگه توسعه دهند. در ماه مه، امارات متحده عربی اعلام کرد ساخت دومین خط لوله به مرکز ذخیره‌سازی خود در الفجیره را که درست آن‌سوی تنگه هرمز قرار دارد، سرعت می‌بخشد. عربستان سعودی نیز نفت را از مسیر تنگه، از طریق خط لوله شرق به غرب خود به بندر غربی ینبع هدایت کرده است. این زیرساخت که در جریان جنگ ایران و عراق در دهه ۱۹۸۰ ساخته شده بود، اکنون روزانه نزدیک به ۷ میلیون بشکه نفت منتقل می‌کند، در حالی که پیش از جنگ تنها ۲ میلیون بشکه در روز جابه‌جا می‌کرد. وال‌استریت ژورنال همچنین اشاره می‌کند کشورهای حوزه خلیج فارس در حال گفتگو برای تسریع در ساخت یک کریدور ریلی هستند که مسیر دیگری را برای انتقال نفت فراهم می‌کند. این راهکارها کامل نیستند. خطوط لوله گران‌قیمت و پیچیده‌اند و در برابر حملات پهپادی آسیب‌پذیرند. قطارها نیز نمی‌توانند به اندازه کشتی‌ها نفت جابه‌جا کنند و هزینه آن‌ها هم ارزان نیست. استراتژی دیگر پیدا کردن مسیرهای جدید برای عرضه نفت نیست، بلکه کاهش تقاضا برای آن است. همان‌طور که مجمع جهانی اقتصاد اشاره می‌کند، بسیاری از کشورها در حال اتخاذ سیاست‌های صرفه‌جویی در انرژی برای انجام همین کار هستند. اندونزی و میانمار یک روز از هفته را به دورکاری کارکنان بخش عمومی اختصاص داده‌اند. کشورهای دیگر روزهای مدرسه را کاهش داده یا آموزش از راه دور را افزایش داده‌اند. بسیاری از کشورها در حال سهمیه‌بندی سوخت هستند. اما تلاش‌های هیچ کشوری برای کاهش واردات و تقاضای نفت به اندازه بزرگ‌ترین واردکننده انرژی جهان، یعنی چین، تعیین‌کننده نبوده است. امروزه چین حداقل ۳ میلیون بشکه نفت در روز کمتر از زمان پیش از جنگ وارد می‌کند. دلیل آن این است که پکن سال‌ها صرف ایمن‌سازی خود در برابر همین نوع شوک‌های عرضه انرژی جهانی کرده است. این کشور ذخایر عظیم نفتی ذخیره کرده و کارخانه‌های خود را عمدتاً با زغال‌سنگ داخلی و انرژی‌های تجدیدپذیر فعال نگه می‌دارد. و همان‌طور که کارولین کسان، استاد امور بین‌الملل دانشگاه نیویورک، در خبرنامه خود می‌نویسد، کاهش واردات نفت توسط این غول آسیایی دلیل اصلی عدم صعود بیشتر قیمت‌هاست. چین همچنین مصرف انرژی در داخل را محدود کرده است. همان‌طور که ناتاشا کانوا، رئیس استراتژی کالای جی‌پی مورگان مشاهده می‌کند، این کاهش نتیجه دستور دولت نیست؛ بلکه به نظر می‌رسد بیشتر ناشی از انتخاب مصرف‌کنندگان و دسترسی آسان به خودروهای برقی باشد. چین در حال حاضر دارای بزرگ‌ترین ناوگان خودروهای برقی در جهان است و مردم بیش از هر زمان دیگری از آن‌ها استفاده می‌کنند. حجم شارژ خودروهای برقی در بزرگراه‌ها در روز اول تعطیلات سالانه روز کارگر نسبت به سال قبل ۵۶ درصد افزایش یافته است. ساکنان بیشتر با قطار و کمتر با هواپیما مسافرت می‌کنند. تاکتیک‌هایی که کشورها و مصرف‌کنندگان برای محدود کردن مصرف نفت به کار گرفته‌اند از روی ضرورت است، نه از سر رغبت برای گذار به انرژی‌های پاک. در برخی موارد، زغال‌سنگ جایگزین نفت می‌شود. اما در درازمدت، فناوری‌های سبز ذینفع خواهند بود. کسان از دانشگاه نیویورک پیش‌بینی می‌کند که تقاضای نفت به زودی به یک اوج و سطح ثبات خواهد رسید. نه به این دلیل که سیاست‌های اقلیمی ناگهان پیروز شده‌اند یا حکومت‌ها دسته‌جمعی تصمیم به کاهش مصرف نفت گرفته‌اند، بلکه به این دلیل که ناامنی، آن‌ها را مجبور به سازگاری کرده است. تاریخ صحت این فرضیه را اثبات می‌کند. نگاهی به بحران نفتی سال ۱۹۷۳ بیندازید. این بحران منجر به یک دوره طولانی کاهش مصرف نفت در ایالات متحده شد؛ بخشی به این دلیل که باعث معرفی استانداردهای مصرف سوخت خودروها در آمریکا گردید. اروپا و ژاپن الهام گرفتند تا ظرفیت انرژی هسته‌ای خود را تقویت کرده و حمل‌ونقل عمومی را گسترش دهند. آن بحران باعث شد کشورها منابع انرژی خود را متنوع کرده و از وابستگی شدید به نفت فاصله بگیرند. اکنون به دلیل دسترسی آماده به انرژی‌های تجدیدپذیر و خودروهای برقی، تغییرات مثبت‌تری امکان‌پذیر است. همان‌طور که بلومبرگ گزارش می‌دهد، بریتانیا در حال معرفی مقرراتی است که نصب پنل‌های خورشیدی و پمپ‌های حرارتی کم‌مصرف را در خانه‌های جدید الزامی می‌کند. ویتنام می‌خواهد تا پایان سال ۱۰ درصد از خانه‌ها دارای پنل‌های خورشیدی روی پشت‌بام باشند. رئیس‌جمهور اندونزی می‌گوید می‌خواهد تمام وسایل نقلیه در کشورش برقی شوند. بلومبرگ اشاره می‌کند که خرید خودروهای برقی در ماه مارس در بیش از ۳۰ کشور جهش داشته است. بنابراین در درازمدت، اثر غیرمنتظره این بحران ممکن است این باشد که ایران اهرمی را که به دست آورده از دست بدهد و جهان به سمت انرژی‌های سبز تنوع پیدا کند. چه کسی حدس می‌زد؟ دونالد ترامپ این هفته به شدت از دست ایران خشمگین بود. او در نشست سران ناتو در ترکیه، رهبری ایران را افرادی «دیوانه، شرور و بیمار» و یک «سرطان» نامید. در ماه فوریه، او این حکومت را یک «دیکتاتوری بسیار خبیث و رادیکال» خوانده بود. هفته‌ها بعد، او تهدید کرد که اگر ایران آتش‌بس را نپذیرد، امشب یک تمدن کامل خواهد مرد و هرگز دوباره بازنخواهد گشت. اما تا ماه ژوئن، او مسیر خود را تغییر داد و یادداشت تفاهمی را امضا کرد که هدف آن پایان دادن به جنگ بود. او تحریم‌های نفتی علیه ایران را به صورت موقت لغو کرد و احتمال ایجاد یک صندوق بزرگ برای بازسازی کشور را مطرح نمود. او گفت منصفانه نیست که اگر کشورهای دیگر موشک‌های بالستیک دارند، ایران از آن‌ها محروم شود. و گفت باعث افتخار او خواهد بود که با رهبر جدید، مجتبی خامنه‌ای، دیدار کند؛ کسی که ترامپ هنگام اعلام کشته شدن پدرش توسط ایالات متحده و اسرائیل، او را «یکی از شرورترین افراد تاریخ» نامیده بود. اگر این دیپلماسی «گرم و سرد» شما را شگفت‌زده می‌کند، نباید این‌طور باشد. بگذارید شما را به دوره اول ترامپ برگردانم؛ زمانی که رئیس‌جمهور تلاش می‌کرد برنامه هسته‌ای یک خصم سرسخت دیگر، یعنی کره شمالی را خنثی کند. مانند ایران، همه چیز با تهدیدهای حداکثری آغاز شد. ترامپ در سال ۲۰۱۷ در مواجهه با پیشرفت برنامه هسته‌ای کره شمالی به خبرنگاران گفت که پاسخ این کشور با «آتش و خشم» داده خواهد شد، به‌گونه‌ای که جهان هرگز به خود ندیده است. آشنا به نظر می‌رسد. در سپتامبر همان سال، ترامپ متعهد شد که کره شمالی را کاملاً نابود کند و گفت رهبر آن، کیم جونگ اون، در یک مأموریت انتحاری برای خود و حکومتش قرار دارد. او همچنین بارها به کیم اهانت شخصی کرد و او را «مرد موشکی کوچک» نامید که اشاره‌ای به قد کوتاه کیم و علاقه او به آزمایش‌های موشکی بود. اما سپس ترامپ مسیر خود را تغییر داد و با دیدار با کیم در سنگاپور موافقت کرد. پس از آن نشست، ترامپ درباره رهبر کره شمالی گفت: «من به او اعتماد دارم» و اینکه «او شخصیت فوق‌العاده‌ای دارد» و آن‌ها «از طریق نامه عاشق هم شده‌اند». ترامپ بعداً از کیم دعوت کرد تا در منطقه غیرنظامی، DMZ، با او دیدار کند، جایی که آن‌ها با هم عکس گرفتند. اما این دیپلماسی به جایی نرسید و ظرف یک سال، ترامپ ظاهراً علاقه خود را از دست داد. او دستاورد کمی از چماق‌ها یا هویج‌های خود داشت: نه یک توافق هسته‌ای و نه یک کره شمالی کاملاً نابودشده. در واقع کاملاً برعکس؛ برنامه هسته‌ای کره شمالی قوی‌تر از هر زمان دیگری است. ماه گذشته، کیم یک ناوشکن ۵,۰۰۰ تنی را به خدمت گرفت که بزرگ‌ترین ناو جنگی این کشور است و قادر به حمل موشک‌های هسته‌ای خواهد بود. پیونگ‌یانگ همچنین در حال کار روی یک زیردریایی با سوخت هسته‌ای است که مخفی‌کاری و برد بالایی را ترکیب می‌کند و نظریتاً به آن اجازه می‌دهد در صورت مورد حمله قرار گرفتن روی زمین، ضربه متقابل را از دریا شلیک کند. مؤسسه بین‌المللی پژوهش‌های صلح استکهلم ماه گذشته اعلام کرد که کره شمالی ممکن است ۶۰ کلاهک هسته‌ای با مواد شکافت‌پذیر کافی برای مونتاژ حداقل ۳۰ کلاهک دیگر داشته باشد. هفت سال پیش، زمانی که ترامپ و کیم دیدار کردند، کارشناسان برآورد می‌کردند که کره شمالی تنها ۲۰ تا ۳۰ کلاهک هسته‌ای دارد. و سال گذشته، یک ژنرال ارشد نیروی هوایی به کنگره گفت که این کشور منزوی یک موشک قاره‌پیمای جدید، ICBM، را آزمایش کرده که احتمالاً می‌تواند یک محموله هسته‌ای را به اهدافی در سراسر آمریکای شمالی برساند. ترامپ گفته است که می‌خواهد دوباره با کیم دیدار کند، اما اکنون وسوسه کردن کره شمالی برای دست کشیدن از تسلیحات هسته‌ای سخت‌تر از هر زمان دیگری خواهد بود. کره شمالی دیگر آن کشور قحطی‌زده و منزوی دهه ۱۹۹۰ نیست که مشتاق اعطای غذا و سوخت باشد. اگرچه کره شمالی کشوری بسیار فقیر است، اما طبق برآورد بانک مرکزی کره جنوبی، اقتصاد آن در سال ۲۰۲۴ رشد ۳.۷ درصدی داشته و این رشد ادامه یافته است. بخشی از این چرخش به این حقیقت مربوط می‌شود که کره شمالی کمتر از گذشته منزوی است. همان‌طور که جونگ پارک دیپلمات در فارن افرز اشاره می‌کند، کیم از شکاف رو به رشد میان ایالات متحده و چین برای تقویت روابط خود با پکن، که بزرگ‌ترین شریک تجاری پیونگ‌یانگ است، استفاده کرده است. اما شاهکار ژئوپلیتیک کیم ممکن است این باشد که پس از تهاجم روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲، خود را برای ولادیمیر پوتین غیرقابل جایگزین کرد. در سال ۲۰۲۳، کره شمالی تأمین تسلیحات برای روسیه را آغاز کرد. طبق اطلاعات اوکراین، این کشور اکنون تا ۴۰ درصد از مهماتی را که روسیه در اوکراین استفاده می‌کند تأمین می‌نماید. در سال ۲۰۲۴، پوتین به پیونگ‌یانگ سفر کرد و پیمان دفاع متقابل با کیم به امضا رساند که تضمین امنیتی منقضی‌شده از زمان پایان جنگ سرد را دوباره برقرار ساخت. این توافق راه را برای اعزام حدود ۱۶,۰۰۰ سرباز کره شمالی جهت جنگ در اوکراین به نیابت از روسیه هموار کرد. این رابطه یک برد استراتژیک بزرگ برای کیم است. همان‌طور که اوریانا اسکایلر ماسترو در فارن افرز می‌نویسد، سربازان کره شمالی جدیدترین تاکتیک‌های جنگ پهپادی را از روس‌ها آموخته‌اند و اکنون شواهدی وجود دارد که روسیه به کره شمالی در توسعه آن زیردریایی هسته‌ای کمک می‌کند. دیپلماسی غیرقابل پیش‌بینی، شخصی و متغیر ترامپ در نهایت روی کره شمالی جواب نداد و تا به امروز به نظر نمی‌رسد روی ایران هم جواب داده باشد.

آرش یوسفی -ARASH

41,407 次观看 • 15 天前

سخنرانی پذیرش جایزه سالانهٔ بنیاد ریچارد نیکسون با عنوان «معمار صلح» (متن و ویدئوی کامل با زیرنویس فارسی) سه‌شنبه ۲۲ اکتبر ۲۰۲۴ (۱ آبان ۱۴۰۳/۲۵۸۳) --- مهمانان ارجمند، دوستان عزیز و هم‌رزمان گرامی در مسیر صلح و آزادی برای من افتخار بزرگی است که امروز جایزه «معمار صلح» از کتابخانه نیکسون را دریافت می‌کنم. از صمیم قلب از مدیریت کتابخانه نیکسون، بنیاد نیکسون و همه کسانی که به حفظ میراث این شخصیت بزرگ و سیاستمدار برجسته، رئیس‌جمهور ریچارد نیکسون، تلاش می‌کنند، قدردانی می‌کنم. افتخار دریافت این جایزه برای من از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، نه تنها به دلیل دستاوردهای برجسته رئیس‌جمهور نیکسون در عرصه صلح جهانی، بلکه به دلیل پیوند عمیق و شخصی بین خانواده من و ایشان. امشب، هنگامی که به میراث صلح و دیپلماسی می‌نگریم، درمی‌یابیم که ایستادگی بر سر حق، گاه نیازمند آن است که تنها بایستیم -چیزی که رئیس‌جمهور نیکسون بهتر از بسیاری دیگر درک کرده بود. وقتی به میراث رئیس‌جمهور نیکسون فکر می‌کنیم، طبیعی است که به سیاست‌ خارجی پیشگامانه او بیندیشیم: تصمیم جسورانه او برای گشایش در روابط با چین، تلاش‌هایش برای کاهش تنش‌ها با اتحاد جماهیر شوروی از طریق سیاست موسوم به «دِتانت»، و تلاش خستگی‌ناپذیرش برای برقراری صلح پس از جنگ ویتنام. اما دیدگاه رئیس‌جمهور نیکسون فراتر از مسائل فوری زمان خود بود. او خاورمیانه را به‌عنوان منطقه‌ای حیاتی می‌دید؛ منطقه‌ای که کلید ثبات در جهانی به‌هم پیوسته را در دست داشت. و این رئیس‌جمهور نیکسون بود که اهمیت نقش ایران در برقراری صلح و امنیت در آن منطقه را بهتر از همه درک کرد. ایران، تحت رهبری پدر مرحومم، هم‌چون ستونی برای ثبات در خاورمیانه ایستاده بود. پدرم، شاه فقید، با تلاش‌های بی‌وقفه، ایران را به کشوری مدرن و پیشرو بدل ساخت؛ کشوری که در آن رشد اقتصادی، آموزش و توسعه شکوفا شود. و در تمام آن سال‌ها، رئیس‌جمهور نیکسون به‌عنوان یک هم‌پیمان مورد اعتماد و یک دوست ثابت‌قدم در کنار ایران ایستاد. او بسیار زودتر از دیگران به اهمیت یک ایران قوی و صلح‌جو در حفظ ثبات خاورمیانه پی برد. اما امشب، می‌خواهم درباره موضوعی بسیار شخصی‌تر صحبت کنم. برای من، میراث رئیس‌جمهور نیکسون تنها به سیاست خارجی محدود نمی‌شود، بلکه شامل دوستی، دوستی و وفاداری به معنای واقعی کلمه است. بسیاری از شما با تاریخ دشوار خانواده من آشنا هستید. هنگامی که پدرم به تبعید رفت، جهان به‌سرعت پشتش را به او کرد. کسانی که زمانی به رهبری، بینش و حتی کمک‌های او وابسته بودند، در لحظه نیاز، راحت‌تر دیدند که او را رها کنند. اما در میان آن همه بی‌وفایی، یک نفر بود که ماند. آن شخص رئیس‌جمهور نیکسون بود. وقتی پدرم در سال ۱۹۸۰ درگذشت، رئیس‌جمهور نیکسون درنگ نکرد و به مصر سفر کرد تا در مراسم خاکسپاری او شرکت کند. با این کار، او به همراه رئیس‌جمهور انور سادات، یکی از تنها دو رهبر جهانی با جایگاه برجسته بود که در مراسم شرکت کرد. با وجود تغییر بادهای سیاسی، و با وجود آسان‌تر بودن روی‌گرداندن که بسیاری دیگر آن را انتخاب کردند، رئیس‌جمهور نیکسون تصمیم گرفت در کنار دوست خود بایستد، و با این کار، در کنار مردم ایران ایستاد. این تصمیمی بر پایه مصلحت سیاسی نبود؛ بلکه این تصمیمی بود که ریشه در اصول و باور داشت. رئیس‌جمهور نیکسون آنچه را که بسیاری دیگر نادیده گرفتند، درک می‌کرد: اینکه دوستی واقعی نباید بر اساس مصلحت باشد. او غریزی، نه نمایشی، می‌دانست که ایستادن در جبهه درست تاریخ به معنای انجام آن است، حتی اگر محبوب نباشد. امروز که به آن سال‌های دشوار می‌نگرم، در حالی که احساس محبت و قدردانی عمیقی نسبت به رؤسای جمهور سادات و نیکسون دارم، هیچ تلخی نسبت به دیگر رهبران جهانی که پدرم و کشورم را رها کردند ندارم. در واقع، اصلا به آن‌ها فکر نمی‌کنم. برای من، بزرگ‌ترین تایید، از جانب رهبران یا شخصیت‌های سیاسی نیست، بلکه از جانب ملت ایران است. امروز، در خیابان‌های ایران، مردم نام پدرم را فریاد می‌زنند. آن‌ها او را نه تنها به‌عنوان یک رهبر دوران گذشته، بلکه به‌عنوان نمادی از استقلال، پیشرفت، افتخار و خدمت به کشور به یاد می‌آورند. با وجود دهه‌هایی که گذشته، خاطره او در دل‌های ایرانیان زنده است. بزرگ‌ترین پیروزی او نه از اقدامات دولت‌ها، بلکه از صدای مردم عادی است که میراث او را گرامی می‌دارند. همانطور که گفتم، رئیس‌جمهور نیکسون اغلب به‌تنهایی ایستاده بود. بسیاری از کسانی که برای آزادی ایران می‌جنگیدند نیز به‌تنهایی و در برابر فشارهای رسانه‌ها و مؤسسات جهانی این کار را انجام دادند. حتی امروز هم آن فشارها ادامه دارد. اما امروز شرایط تغییر کرده است. زیرا آن مردم عادی که نام پدرم را گرامی می‌دارند، این کار را فقط از روی نوستالژی انجام نمی‌دهند؛ آنها، میلیونها نفر در سراسر ایران، فوق‌العاده‌ شجاع هستند. زیرا آن‌ها تنها به آینده‌ای بهتر که پدرم معتقد بود شایسته آن هستند، امید ندارند. آن‌ها برای آن آینده مبارزه می‌کنند. اغلب به من گفته می‌شد که در مبارزه‌ برای کشورم پیشرفت نخواهم کرد، زیرا نه دستگاه دولتی داشتم، نه بودجه کافی و نه ارتش. اما اکنون من چنین ارتشی دارم: هم‌میهنان فوق‌العاده‌ شجاعم. و به عنوان کسی که زمانی لباس نظامی کشورم را بر تن داشتم، اکنون بیش از هرکسی، افتخارم این است که کنار مردم ایران بایستم. و تا پیروزی در کنارشان خواهم ایستاد. بنابراین، امشب که این جایزه را می‌پذیرم، نه فقط برای خود، بلکه برای مردم ایران می‌پذیرم. این افتخار متعلق به آن‌هاست. آن‌ها معماران واقعی صلح هستند. دهه‌هاست که آنان زیر یوغ رژیمی ظالمانه متحمل رنج‌های غیرقابل تصور شده‌اند؛ رژیمی که تلاش کرده است امیدها و آرزوهای‌شان را نابود کند. اما با وجود همه این‌ها، آن‌ها همچنان برخاسته‌اند و همچنان برای تحقق تمدن بزرگ ما مبارزه می‌کنند. فداکاری‌های آن‌ها در عرصه جهانی اغلب نادیده گرفته شده است. اما امشب، از طریق این تقدیر، کتابخانه نیکسون به شجاعت و استقامت آنان نور می‌افکند. همان‌طور که رئیس‌جمهور نیکسون زمانی در کنار پدرم ایستاد، اکنون کتابخانه نیکسون در کنار مردم ایران ایستاده است، و نه راه آسان و محبوب، بلکه راه حقیقت و عدالت را برگزیده است. برای بیش از چهار دهه، مردم ایران برای ابتدایی‌ترین حقوق انسانی خود در مبارزه بوده‌اند. آنان با آزار، زندان، شکنجه و مرگ مواجه شده‌اند، تنها به خاطر آنکه جرات کردند آنچه را که باید برای همگان تضمین شود، مطالبه کنند: حق زندگی در صلح، حق آزادی بیان و حق انتخاب رهبران‌شان بدون ترس. از جنبش دانشجویی سال ۱۳۷۸ و حمله مرگبار رژیم به کوی دانشگاه تهران، تا اعتراضات ۱۳۸۸ که میلیون‌ها نفر به نام آزادی به خیابان‌ها آمدند، تا مبارزان آزادی آبان ۹۸، و تا جوانان شجاع امروز که با به خطر انداختن همه چیز، قوانین ستمگرانه رژیم را به چالش می‌کشند، این‌ها معماران واقعی صلح هستند. مبارزه آن‌ها برای قدرت یا تسخیر نیست؛ بلکه برای حق ساده اما عمیق زندگی با عزت است. با این حال، ما در یک نقطه خطرناک قرار داریم. بادهای جنگ در منطقه ما می‌وزد. اما باید روشن باشد که این جنگ مردم ایران نیست. این جنگ یک دیکتاتور، علی خامنه‌ای است که از تفرقه و درگیری سود می‌برد. مردم ایران به دنبال جنگ نیستند. آن‌ها خواهان صلح، امنیت و آینده‌ای آزاد از ظلم و ستم هستند. آن‌ها برای آن آینده مبارزه می‌کنند. تلاش آن‌ها تنها برای آزادی ایران نیست، بلکه برای رهایی خاورمیانه، اعراب و اسرائیلی‌ها از وحشت جمهوری اسلامی نیز است. همین هم‌میهنان عزیزم هستند که باعث شده‌اند من در این مبارزه بمانم. من برای خود چیزی نمی‌خواهم، تنها می‌خواهم به آن‌ها خدمت کنم. تا زمانی که زنده‌ام، مأموریت همیشگی‌ام را برای رهایی ایران از این رژیم سرکوبگر ادامه خواهم داد. هر کاری که از دستم برآید انجام خواهم داد تا آینده ایران بر پایه صلح، دموکراسی و عدالت بنا شود. ما در آستانه تغییر هستیم و من همچنان به وظیفه‌ام نسبت به کشور و مردمم پایبند خواهم ماند. با تمام توان تلاش خواهم کرد تا ایران، یک گذار آرام و امن به یک دموکراسی سکولار را تجربه کند که در آن همه شهروندان به‌طور برابر زندگی کنند و از هر نوع تبعیض در امان باشند. در این مأموریت، از رهبران بزرگ دوران جوانی‌ام الهام می‌گیرم—پدرم، رئیس‌جمهور سادات و رئیس‌جمهور نیکسون. این مردان می‌دانستند که صلح فقط به معنای نبود جنگ نیست، بلکه به معنای حضور عدالت، کرامت و آزادی است. آن‌ها معماران یک جهان بهتر بودند و من قصد دارم میراث آن‌ها را ادامه دهم. بینش رئیس‌جمهور نیکسون برای خاورمیانه‌ای صلح‌آمیز و امن همچنان به اندازه دوران ریاست‌جمهوری‌اش مرتبط و مهم است. جسارت او در پیگیری صلح، آمادگی‌اش برای به چالش کشیدن وضع موجود، و باور استوارش به آزادی همچنان برای من الهام‌بخش است. در این لحظه، این جایزه را می‌پذیرم، نه با امید، بلکه با باور به اینکه روزی نزدیک، مردم ایران بار دیگر جایگاه شایسته خود را در جهان به دست آورند: ایرانی آزاد، دموکراتیک و صلح‌جو. این همان آینده‌ای است که ما در پی آن هستیم. این آینده‌ای است که به آن دست خواهیم یافت. بار دیگر از شما برای این افتخار بزرگ سپاسگزارم. من این جایزه را به یاد تمام ایرانیانی که جان خود را در راه بازپس‌گیری ایران از دست داده‌اند، می‌پذیرم. همان‌طور که بر سنگ‌نوشته رئیس‌جمهور نیکسون آمده است: «بزرگ‌ترین افتخاری که تاریخ می‌تواند ارزانی دارد، عنوان مصلح است.» امشب شما یاد هم‌میهنان جاویدنامم را گرامی داشتید. متشکرم.

Reza Pahlavi

411,031 次观看 • 1 年前

#فوری_فوری_خیلی_خیلی_مهم 🎥 اسرائیل به همراه وطن فروشان خائنی چون رضا و یاسمین و نور پهلوی و دیگر وطن فروشان به دنبال تجزیه و نابودی ایران است: در برابر این هدف شوم باید وحدت ملی داشت👇👇 👈 حسین آرین، عضو نیروی دریایی شاهنشاهی و ناخدای نیروی دریایی در سه سال اول تجاوز عراق به ایران #اختصاصی_صفحه_اکبر_گنجی (۱۶) ✅ ۱۳ خردا تجاوز اسرائیل به ایران آغاز شد. این تجاوز از هر نظر محکوم است. این تجاوز با هماهنگی عملیاتی آمریکا و تقسیم کار میان آمریکا و اسرائیل و فریب ترامپ صورت گرفت. هیچ اختلافی میان آمریکا و اسرائیل در این تجاوز وجود نداشت. 🔺اسرائیل با دروغ تجاوز به ایران را جنگ پیش گیرانه قلمداد کرد. در حالی تمامی نهادهای اطلاعاتی آمریکا در دولت ترامپ گفتند ایران با ساخت بمب اتمی فاصله زیاد دارد. 🔺نتانیاهو با دروغگویی و یاوه گویی ادعا کرد که ایران خطر موجودیتی برای اسرائیل دارد. شعارهای باد هوایی جمهوری اسلامی و هم پیمان های منطقه ای اش هیچ تهدید موجودیتی برای اسرائیل هسته ای نداشتند. اسرائیل کشور پادگانی تا دندان مسلح است. و هیچ خطر خارجی نظامی آن را تهدید نمی کند. 🔺تجاوز اسرائیل به ایران که در حال نابودی همه دارایی های نظامی و غیر نظامی ایران بود که متعلق به ملت هستند- نه جمهوری اسلامی که مانند همه حکومتها در تاریخ مستأجر است- دفع تجاوز را به یک جنگ ملی-میهنی تبدیل کرد. وقتی دشمن خارجی به وطن حمله می کند، همه مردم اختلافاتشان با حکومت را کنار می گذارند و پشت حکومت برای دفع تجاوز می ایستند. مانند تجاوز ۸ ساله عراق علیه ایران. 🔹آقای رضا علیجانی در میزگرد بی بی سی به من گفتند که مواضع تو «ناسیونالیسم رویایی» است. اما در واقع اگر بخواهم مواضع خودم را بخوبی توضیح دهم، موضع من دفاع از «وطن پرستی واقع گرایانه» است. وطن دوستی و وطن پرستی با «ایدئولوژیِ بیگانه ستیز و خود برتربینِ ناسیونالیسم» تفاوت های بسیاری دارد. آقای علیجانی ما نژاد پرست نیستم که ناسیونالیست باشیم. ما وطن دوست و وطن پرست هستیم. از طرف دیگر، مواضع ما رویایی و تخیلی و سانتی مونتال نیستند. مواضع من و همفکران که از موجودیت ایران و تمامیت ارضی وطن دفاع می کنند، واقع گرایانه است. یعنی اگر به واقعیت بنگرید، در تمامی کشورهای جهان، وقتی دشمن خارجی به میهن حمله می کند، همه مردم کشور به دفاع از کشورشان می پردازند. پس این «وطن پرستی واقع گرایانه» است، نه «ناسیونالیسم رویایی». فقط آنان که از تجاوز اسرائیل دفاع می کنند و حتی دو کلمه لفظی در محکومیت تجاوز اسرائیل به وطن نگفتند، می توانند مخالف «وطن پرستی واقع گرایانه» باشند. اینها «وطن فروش و خائن» هستند. «وطن فروشی خائنانه» در برابر «وطن پرستی واقع گرایانه» من قرار می گیرد. دشمنی با جمهوری اسلامی چنان چشم اینها را کور کرده، و چنان از غیظ و نفرت پُر شده اند که حتی ناتوان از فهم و دیدن تجاوز و وطن فروشی و خیانت به میهن شده اند. می گویند اگر اسرائیل به ایران تجاوز کند و همه چیز را نابود کند و کشتار راه بیندازد، هیچ مسئله ای نیست. «وطن پرستی واقع گرایانه» به هیچ وجه جمهوری اسلامی را سفید شویی نمی کند، اما «وطن فروشی خائنانه» از تجاوز اسرائیل به اشکال مختلف استقبال کرده و برخی مانند یاسمین پهلوی آن را تجویز می کنند و گفتند: اسرائیل بزن 🔹 🔺هدف اسرائیل: مگر اسرائیل و آمریکا ادعا نمی کنند همه صنعت هسته ای ایران را نابود کردند و بسیاری از مراکز نظامی را همچنین، پس چرا همچنان از تهدید سخن می گویند و به دنبال حملات جدید هستند؟ برخلاف همه قوانین بین المللی می گویند ایران (نه جمهوری اسلامی) نباید توان هسته ای و موشکی و فضایی داشته باشد. محدودیت های مورد درخواست اسرائیل و آمریکا خلاف همه قوانین بین المللی است و برخلاف دارایی های نظامی این دو کشور هم هست. هدف آنها این است که ایران هیچ گاه نتواند قد راست کند. هدف اصلی اسرائیل تجزیه ایران و تک تکه کردن ایران است. اسرائیل نیابتی آمریکا در خاورمیانه است و کارهای آمریکا را انجام می دهد. 🔺وزیر دفاع اسرائیل گفت ما اجازه نمی دهیم ایران تجهیزات نظامی اش را بازسازی کند. می خواهند ایران را به لبنان تبدیل کنند که همه روزه بمبارانش کنند. در حالی که ایران لبنان نیست و در برابر رژیم تروریستی اسرائیل و موساد ایستاد. فکر می کردند جمهوری اسلامی را چند شبه سرنگون می کنند و رضا پهلوی را به جایش می نشانند و ایران را مستعمره اسرائیل می کنند. آمریکا عملاً در حال دفاع از اسرائیل برای سرنگونی موشکها و پهپادهای ایران بود. روزنامه تلگراف هم نوشت که موشکهای ایران به پنج پایگاه نظامی اسرائیل اصابت کردند. نتانیاهو دشمن ایران است، نه دوست مردم ایران. اسرائیل که یک رژیم فاشیستی پادگانی است، چگونه می تواند به ایرانی ها وعده دموکراسی دهد؟ نود میلیون ایرانی نیازمند قیم نیستند. 🔹مرزبندی با وطن فروشان: ماهیت وطن فروشان در تجاوز ۱۲ روزه بیش از پیش روشن شد. رضا پهلوی در راس آنهاست. رضا پهلوی وابسته به اسرائیل و لابی اسرائیل است. در جنبش مهسا که رضا پهلوی شورای رهبری ۶ یا ۸ نفره تشکیل داد، یکی از اعضایش عبدالله مهتدی تجزیه طلب بود که در دانشگاه جرج تاون کنار هم نشستند. مهتدی رهبر حزب کومله هست و معتقد به جدا کردن کردستان ایران از ایران است. 🔺رضا و یاسمین پهلوی و سعید قاسمی نژاد و اعتمادی به اسرائیل رفتند و کلاه آنان را بر سر گذاشتد و به دیدار نتانیاهو رفتند، و از حمله نظامی اسرائیل به ایران دفاع کردند، چگونه می توان اینها را نادیده گرفت؟ وقتی اینها را مطرح می کنید، رکیک ترین فحاشی ها را به شما می کنند. رضا پهلوی فکر می کرد پس از حمله شاه ایران می شود. 🔺رضا پهلوی هیچ از خود گذشتگی ندارد و در مصاحبه با شاهین نجفی گفت من حاضر نیستم آزادی خودم و خانواده ام در آمریکا را فدای آزادی ایران کنم و قربانی شوم. 🔺دوستانش دشمن ایران به عنوان ایران هستند. یکی از آنها مارک دوویتز رئیس بنیاد دفاع از دموکراسی هاست که صهیونیستی تمام عیار و دشمن ایران است. یاران اصلی رضا پهلوی چون سعید قاسمی نژاد در این بنیاد کار می کنند. 🔺سفر رضا پهلوی به انگلیس را هم با دروغ تحویل مردم دادند. او هیچ سخنرانی ای در پارلمان بریتانیا نداشت. به بریتانیا آمد و با راست افراطی نژادپرست بیگانه ستیز دیدار کرد. 🔺وقتی تجاوز اسرائیل آغاز شد، یاسمین پهلوی گفت اسرائیل بزن که خوب می زنی. این وطن فروشی و خیانت به میهن غیر قابل بخشش است. 🔺بعد از این چه خواهد شد؟ اسرائیل همچنان در حال تجاوز است و ایران هم از خودش دفاع خواهد کرد. با حملات هوایی نمی توان «تغییر رژیم» کرد. وقتی ادعا می کنید به اهدافتان رسیده اید، چرا به تجاوز ادامه می دهید؟ 🔺ایرانیان باید وحدت ملی شان را حفظ کنند و با تجاوز اسرائیل و آمریکا به وطن مقابله کنند تا ‌آنان نتوانند ایران را تجزیه کنند و فروبپاشانند. دفع تجاوز دشمن خارجی بر هر امر دیگری ارحجیت دارد و فقط در این صورت می توان با جمهوری اسلامی مبارزه کرد. ۸۹ میلیون ایرانی نیازمند قیم نیستند و خودشان بلد هستند که چگونه از جمهوری اسلامی گذر کنند. موجودیت ایران مقدم بر هر امر دیگری است. من به آینده ایران خوشبین هستم و ایران در تاریخ با وحدت ملی از توفان های بسیار بزرگ عبور کرده است.
45:22

Sensitive content

#فوری_فوری_خیلی_خیلی_مهم 🎥 اسرائیل به همراه وطن فروشان خائنی چون رضا و یاسمین و نور پهلوی و دیگر وطن فروشان به دنبال تجزیه و نابودی ایران است: در برابر این هدف شوم باید وحدت ملی داشت👇👇 👈 حسین آرین، عضو نیروی دریایی شاهنشاهی و ناخدای نیروی دریایی در سه سال اول تجاوز عراق به ایران #اختصاصی_صفحه_اکبر_گنجی (۱۶) ✅ ۱۳ خردا تجاوز اسرائیل به ایران آغاز شد. این تجاوز از هر نظر محکوم است. این تجاوز با هماهنگی عملیاتی آمریکا و تقسیم کار میان آمریکا و اسرائیل و فریب ترامپ صورت گرفت. هیچ اختلافی میان آمریکا و اسرائیل در این تجاوز وجود نداشت. 🔺اسرائیل با دروغ تجاوز به ایران را جنگ پیش گیرانه قلمداد کرد. در حالی تمامی نهادهای اطلاعاتی آمریکا در دولت ترامپ گفتند ایران با ساخت بمب اتمی فاصله زیاد دارد. 🔺نتانیاهو با دروغگویی و یاوه گویی ادعا کرد که ایران خطر موجودیتی برای اسرائیل دارد. شعارهای باد هوایی جمهوری اسلامی و هم پیمان های منطقه ای اش هیچ تهدید موجودیتی برای اسرائیل هسته ای نداشتند. اسرائیل کشور پادگانی تا دندان مسلح است. و هیچ خطر خارجی نظامی آن را تهدید نمی کند. 🔺تجاوز اسرائیل به ایران که در حال نابودی همه دارایی های نظامی و غیر نظامی ایران بود که متعلق به ملت هستند- نه جمهوری اسلامی که مانند همه حکومتها در تاریخ مستأجر است- دفع تجاوز را به یک جنگ ملی-میهنی تبدیل کرد. وقتی دشمن خارجی به وطن حمله می کند، همه مردم اختلافاتشان با حکومت را کنار می گذارند و پشت حکومت برای دفع تجاوز می ایستند. مانند تجاوز ۸ ساله عراق علیه ایران. 🔹آقای رضا علیجانی در میزگرد بی بی سی به من گفتند که مواضع تو «ناسیونالیسم رویایی» است. اما در واقع اگر بخواهم مواضع خودم را بخوبی توضیح دهم، موضع من دفاع از «وطن پرستی واقع گرایانه» است. وطن دوستی و وطن پرستی با «ایدئولوژیِ بیگانه ستیز و خود برتربینِ ناسیونالیسم» تفاوت های بسیاری دارد. آقای علیجانی ما نژاد پرست نیستم که ناسیونالیست باشیم. ما وطن دوست و وطن پرست هستیم. از طرف دیگر، مواضع ما رویایی و تخیلی و سانتی مونتال نیستند. مواضع من و همفکران که از موجودیت ایران و تمامیت ارضی وطن دفاع می کنند، واقع گرایانه است. یعنی اگر به واقعیت بنگرید، در تمامی کشورهای جهان، وقتی دشمن خارجی به میهن حمله می کند، همه مردم کشور به دفاع از کشورشان می پردازند. پس این «وطن پرستی واقع گرایانه» است، نه «ناسیونالیسم رویایی». فقط آنان که از تجاوز اسرائیل دفاع می کنند و حتی دو کلمه لفظی در محکومیت تجاوز اسرائیل به وطن نگفتند، می توانند مخالف «وطن پرستی واقع گرایانه» باشند. اینها «وطن فروش و خائن» هستند. «وطن فروشی خائنانه» در برابر «وطن پرستی واقع گرایانه» من قرار می گیرد. دشمنی با جمهوری اسلامی چنان چشم اینها را کور کرده، و چنان از غیظ و نفرت پُر شده اند که حتی ناتوان از فهم و دیدن تجاوز و وطن فروشی و خیانت به میهن شده اند. می گویند اگر اسرائیل به ایران تجاوز کند و همه چیز را نابود کند و کشتار راه بیندازد، هیچ مسئله ای نیست. «وطن پرستی واقع گرایانه» به هیچ وجه جمهوری اسلامی را سفید شویی نمی کند، اما «وطن فروشی خائنانه» از تجاوز اسرائیل به اشکال مختلف استقبال کرده و برخی مانند یاسمین پهلوی آن را تجویز می کنند و گفتند: اسرائیل بزن 🔹 🔺هدف اسرائیل: مگر اسرائیل و آمریکا ادعا نمی کنند همه صنعت هسته ای ایران را نابود کردند و بسیاری از مراکز نظامی را همچنین، پس چرا همچنان از تهدید سخن می گویند و به دنبال حملات جدید هستند؟ برخلاف همه قوانین بین المللی می گویند ایران (نه جمهوری اسلامی) نباید توان هسته ای و موشکی و فضایی داشته باشد. محدودیت های مورد درخواست اسرائیل و آمریکا خلاف همه قوانین بین المللی است و برخلاف دارایی های نظامی این دو کشور هم هست. هدف آنها این است که ایران هیچ گاه نتواند قد راست کند. هدف اصلی اسرائیل تجزیه ایران و تک تکه کردن ایران است. اسرائیل نیابتی آمریکا در خاورمیانه است و کارهای آمریکا را انجام می دهد. 🔺وزیر دفاع اسرائیل گفت ما اجازه نمی دهیم ایران تجهیزات نظامی اش را بازسازی کند. می خواهند ایران را به لبنان تبدیل کنند که همه روزه بمبارانش کنند. در حالی که ایران لبنان نیست و در برابر رژیم تروریستی اسرائیل و موساد ایستاد. فکر می کردند جمهوری اسلامی را چند شبه سرنگون می کنند و رضا پهلوی را به جایش می نشانند و ایران را مستعمره اسرائیل می کنند. آمریکا عملاً در حال دفاع از اسرائیل برای سرنگونی موشکها و پهپادهای ایران بود. روزنامه تلگراف هم نوشت که موشکهای ایران به پنج پایگاه نظامی اسرائیل اصابت کردند. نتانیاهو دشمن ایران است، نه دوست مردم ایران. اسرائیل که یک رژیم فاشیستی پادگانی است، چگونه می تواند به ایرانی ها وعده دموکراسی دهد؟ نود میلیون ایرانی نیازمند قیم نیستند. 🔹مرزبندی با وطن فروشان: ماهیت وطن فروشان در تجاوز ۱۲ روزه بیش از پیش روشن شد. رضا پهلوی در راس آنهاست. رضا پهلوی وابسته به اسرائیل و لابی اسرائیل است. در جنبش مهسا که رضا پهلوی شورای رهبری ۶ یا ۸ نفره تشکیل داد، یکی از اعضایش عبدالله مهتدی تجزیه طلب بود که در دانشگاه جرج تاون کنار هم نشستند. مهتدی رهبر حزب کومله هست و معتقد به جدا کردن کردستان ایران از ایران است. 🔺رضا و یاسمین پهلوی و سعید قاسمی نژاد و اعتمادی به اسرائیل رفتند و کلاه آنان را بر سر گذاشتد و به دیدار نتانیاهو رفتند، و از حمله نظامی اسرائیل به ایران دفاع کردند، چگونه می توان اینها را نادیده گرفت؟ وقتی اینها را مطرح می کنید، رکیک ترین فحاشی ها را به شما می کنند. رضا پهلوی فکر می کرد پس از حمله شاه ایران می شود. 🔺رضا پهلوی هیچ از خود گذشتگی ندارد و در مصاحبه با شاهین نجفی گفت من حاضر نیستم آزادی خودم و خانواده ام در آمریکا را فدای آزادی ایران کنم و قربانی شوم. 🔺دوستانش دشمن ایران به عنوان ایران هستند. یکی از آنها مارک دوویتز رئیس بنیاد دفاع از دموکراسی هاست که صهیونیستی تمام عیار و دشمن ایران است. یاران اصلی رضا پهلوی چون سعید قاسمی نژاد در این بنیاد کار می کنند. 🔺سفر رضا پهلوی به انگلیس را هم با دروغ تحویل مردم دادند. او هیچ سخنرانی ای در پارلمان بریتانیا نداشت. به بریتانیا آمد و با راست افراطی نژادپرست بیگانه ستیز دیدار کرد. 🔺وقتی تجاوز اسرائیل آغاز شد، یاسمین پهلوی گفت اسرائیل بزن که خوب می زنی. این وطن فروشی و خیانت به میهن غیر قابل بخشش است. 🔺بعد از این چه خواهد شد؟ اسرائیل همچنان در حال تجاوز است و ایران هم از خودش دفاع خواهد کرد. با حملات هوایی نمی توان «تغییر رژیم» کرد. وقتی ادعا می کنید به اهدافتان رسیده اید، چرا به تجاوز ادامه می دهید؟ 🔺ایرانیان باید وحدت ملی شان را حفظ کنند و با تجاوز اسرائیل و آمریکا به وطن مقابله کنند تا ‌آنان نتوانند ایران را تجزیه کنند و فروبپاشانند. دفع تجاوز دشمن خارجی بر هر امر دیگری ارحجیت دارد و فقط در این صورت می توان با جمهوری اسلامی مبارزه کرد. ۸۹ میلیون ایرانی نیازمند قیم نیستند و خودشان بلد هستند که چگونه از جمهوری اسلامی گذر کنند. موجودیت ایران مقدم بر هر امر دیگری است. من به آینده ایران خوشبین هستم و ایران در تاریخ با وحدت ملی از توفان های بسیار بزرگ عبور کرده است.

Akbar Ganji

68,338 次观看 • 1 年前

عراقچی وزیر امور خارجه در جلسه اضطراری شورای حقوق بشر در خصوص حمله به مدرسه شجره طیبه میناب: ایران امروز در میانه یک جنگ غیرقانونی قرار دارد که از سوی دو رژیم هسته‌ای زورگو، یعنی ایالات متحده و اسرائیل، بر آن تحمیل شده است. 🔹این جنگ تجاوزکارانه به‌روشنی فاقد هرگونه توجیه و به‌شدت بی‌رحمانه است. ‌ 🔹آنها این تجاوز را در بیست‌وهشتم فوریه(۹اسفند ۱۴۰۴) آغاز کردند، در حالی که ایران و ایالات متحده درگیر یک روند دیپلماتیک برای حل‌وفصل نگرانی‌های ادعایی آمریکا درباره برنامه هسته‌ای ایران بودند. آن‌ها برای دومین بار در طول نه ماه، با برهم‌زدن و به شکست کشاندن میز مذاکره، به دیپلماسی خیانت کردند. 🔹از جمله هولناک‌ترین جلوه های این تجاوز، حمله حساب‌شده و مرحله‌به‌مرحله به مدرسه ابتدایی «شجره طیبه» در شهر میناب در جنوب ایران بود؛ جایی که بیش از صد و هفتاد و پنج دانش‌آموز و معلم، به‌طرزی کاملاً عمدی و بی‌رحمانه، قتل‌عام شدند. 🔹این حمله وحشیانه صرفاً نوک قابل مشاهده یک کوه یخ بسیار بزرگ‌تر است؛ کوهی که در زیر سطح خود، فجایعی به‌مراتب وخیم‌تر را پنهان کرده است، از جمله عادی‌سازی شنیع‌ترین نقض‌های حقوق بشر و حقوق بشردوستانه، و جسارت در ارتکاب جنایات فجیع در فضایی آکنده از مصونیت کامل. 🔹در زمانی که متجاوزان آمریکایی و اسرائیلی، بنابر ادعای خودشان از پیشرفته‌ترین فناوری‌ها و دقیق‌ترین سامانه‌های نظامی و داده‌ای برخوردارند، هیچ‌کس نمی‌تواند باور کند که حمله به این مدرسه چیزی جز اقدامی عامدانه و از پیش طراحی‌شده بوده است. هدف قرار دادن مدرسه شجره طیبه، یک جنایت جنگی و جنایت علیه بشریت است؛ جنایتی که مستلزم محکومیتی صریح و بی‌قیدوشرط از سوی همگان، و پاسخگویی روشن و بدون ابهام عاملان آن است. 🔹این فاجعه نه قابل توجیه است، نه قابل پنهان‌سازی، و نه باید با سکوت و بی‌تفاوتی مواجه شود. حمله به مدرسه شجره طیبه در میناب نه یک حادثه صرف بود و نه یک خطای محاسباتی. اظهارات متناقض ایالات متحده که با هدف توجیه این جنایت مطرح شده‌اند، به هیچ‌وجه نمی‌توانند آن‌ها را از مسئولیتشان برهانند. 🔹محکوم کردن چنین حمله بی‌رحمانه‌ای به مکانی ذاتاً غیرنظامی، جایی که معصوم‌ترین انسان‌ها در آن حضور دارند و در پی کسب دانش هستند، صرفاً یک تعهد حقوقی در چارچوب نظام‌های حقوق بشری نیست؛ بلکه یک ضرورت اخلاقی و انسانی است. وجدان ما، بسیار عمیق‌تر از هر دادگاهی، درباره ما داوری خواهد کرد. 🔹مدرسه ابتدایی شجره طیبه تنها قربانی جنایات فجیع آمریکا و اسرائیل در طول بیست‌وهفت روز گذشته از این جنگ غیرقانونی نبوده است. حقوق بشر و حقوق بشردوستانه بین‌المللی به‌طور گسترده و نظام‌مند، و به شکلی بی‌سابقه و به‌شدت بی‌رحمانه، توسط متجاوزان نقض شده است. آن‌ها بدون هیچ اعتنایی به قوانین جنگ و اصول بنیادین انسانیت و مدنیت، غیرنظامیان و زیرساخت‌های غیرنظامی را هدف قرار می‌دهند. 🔹بیش از ششصد مدرسه در سراسر ایران تخریب یا آسیب دیده‌اند و در نتیجه، بیش از هزار دانش‌آموز و معلم شهید یا مجروح شده‌اند. متجاوزانی که با تکبر فریاد «هیچ رحم و مهلتی در کار نیست» سر می‌دهند و ایران را به حمله به زیرساخت‌های حیاتی تهدید می‌کنند، بیمارستان‌ها، آمبولانس‌ها، کارکنان درمانی، امدادگران هلال‌احمر، پالایشگاه‌ها، منابع آب و مناطق مسکونی را هدف قرار داده‌اند. 🔹عناوین جنایت جنگی و «جنایت علیه بشریت» به‌تنهایی برای توصیف شدت فجایعی که آن‌ها مرتکب می‌شوند، کافی نیست. الگوی هدف‌گیری متجاوزان،همراه با لفاظی‌های آنان، تردید اندکی باقی می‌گذارد که نیت روشن آن‌ها ارتکاب نسل کشی است 🔹این جنگ ناعادلانه و خودسرانه ایالات متحده و اسرائیل علیه ملت شریف ایران، نتیجه مستقیم سکوت در برابر جلوه‌های پیشین قانون‌گریزی و جنایت در فلسطین اشغالی، لبنان و دیگر نقاط است. بی‌تفاوتی و سکوت در برابر بی‌عدالتی‌ها هرگز امنیت و صلح به همراه نخواهد آورد.بلکه ناامنی بیشتر و نقض گسترده‌تر حقوق را به دنبال خواهد داشت. 🔹سازمان ملل متحد و ارزش‌های بنیادینی که نمایندگی می‌کند، و نیز کلیت چارچوب حقوق بشر، به‌شدت در معرض خطر قرار دارند. همه شما باید متجاوزان را به‌صراحت محکوم کنید و به آن‌ها نشان دهید که جامعه دولت‌ها و وجدان جمعی بشریت،آن‌ها را در قبال جنایات هولناکی که علیه مردم ایران مرتکب می‌شوند، پاسخگو می‌داند. 🔹ایران هرگز در پی جنگ نبوده است. ایرانیان ملتی صلح‌طلب و شریف‌اند که وارث یکی از غنی‌ترین تمدن‌های جهان هستند. با این حال، آن‌ها عزم و اراده‌ای کامل و خلل‌ناپذیر برای دفاع از خود در برابر متجاوزان بی‌رحمی که در ارتکاب انواع جنایات هیچ حد و مرزی نمی‌شناسند، نشان داده‌اند؛دفاعی که تا هر زمان که لازم باشد ادامه خواهد یافت.

Khorasan International

65,582 次观看 • 5 个月前

مصاحبه کامل رویترز با شاهزاده ناکام، رضاپهلوی 📷📷📷📷📷📷📷📷📷 خبرنگار: رضا پهلوی، خوش آمدید. ممنون که امروز در پاریس با رویترز صحبت می‌کنید. در طول چهار ماه گذشته، ما با بیش از ۵۰ نفر، از جمله هشت نفر از همکاران فعلی و سابق شما، برای تهیه گزارشی درباره شما مصاحبه کرده‌ایم. مخاطبان ما همیشه از اینکه سوژه گزارش ما با پاسخ دادن به سوالات موافقت می‌کند، سود می‌برند. پس باز هم ممنون. رضا پهلوی: ممنون که این فرصت را به من دادید. خبرنگار: حتماً. پس اولین سوال من این است: شما در اروپا و ایالات متحده مشغول کمپین بوده‌اید، سخنرانی کرده‌اید، بودجه جمع‌آوری کرده‌اید و با مقامات منتخب برای رهبری یک دولت انتقالی در ایران دیدار کرده‌اید. با این حال، به نظر نمی‌رسد دولت ترامپ از شما حمایت کند. با توجه به همه اینها، مسیر شما برای بازگشت به ایران چیست و فکر می‌کنید تغییر رژیم در چه زمانی می‌تواند واقعاً محقق شود؟ رضا پهلوی: این کمپین ۴۶ سال پیش به عنوان یک ماموریت مادام‌العمر برای آزادی ایران آغاز شد و هرگز موضوع شخص من نبوده است. این درباره مردم ایران و حق آنها برای تعیین سرنوشت‌شان بوده است که دقیقاً تمام موضوع همین است. این وظیفه یک دولت خارجی نیست که تصمیم بگیرد چه کسی یا چه چیزی باید جایگزین برای ایران باشد. این بر عهده مردم ایران است. من هرگز از هیچ رهبر یا دولتی درخواست هیچ‌گونه تاییدیه‌ای نکرده‌ام. تمام ماموریت من در زندگی، و بارها و بارها آن را گفته‌ام، این است که اطمینان حاصل کنم مردم ایران در آینده این فرصت را خواهند داشت که تعیین کنند عملکرد دوره گذار پس از فروپاشی رژیم چه خواهد بود؛ تا بتوانیم یک مجلس موسسان داشته باشیم که درباره هر شکل نهایی سکولار و دموکراتیکی که مسلماً باید شکل بگیرد بحث کند و به مردم ایران اجازه انتخاب بدهد. خبرنگار: اما از جایی که امروز نشسته‌ایم، فکر می‌کنید تغییر رژیم چه زمانی ممکن است رخ دهد؟ رضا پهلوی: من فکر می‌کنم ما به آن بسیار نزدیک هستیم. دلیلی که این را می‌گویم این است که اول از همه، رژیم در ضعیف‌ترین وضعیت خود در طول ۴۷ سال گذشته قرار دارد. ناگفته نماند از نظر مشروعیت، هرگونه مشروعیت احتمالی باقی‌مانده‌ای را که ممکن بود داشته باشد کاملاً از دست داده است. به این معنا که بسیاری از دولت‌ها در تمام این چهار دهه همیشه از روش مماشات با امید به تغییر رفتار پیروی کرده‌اند و به نوعی به مشروعیت بخشیدن به این رژیم کمک کرده‌اند. خبرنگار: با این حال، اجازه بدهید درباره برخی از اظهارات شما بپرسم. شما در ژوئیه ۲۰۲۴ در کنفرانس ملی محافظه‌کاری در واشنگتن سخنرانی کردید و گفتید: “دوستان من، ما به دنبال مداخله شما نیستیم.” سپس امسال در اواسط فوریه از واشنگتن خواستید به ایران حمله کند و به رویترز گفتید که: “مداخله راهی برای نجات جان انسان‌هاست.” و سپس هنگامی که جنگ آغاز شد، به فاکس نیوز گفتید: “این همان تغییردهنده بازی است که تمام این مدت منتظرش بودیم.” پس چه چیزی باعث شد دیدگاه شما در مورد مداخله بین سال‌های ۲۰۲۴ و ۸ و ۹ ژانویه ۲۰۲۶ تغییر کند؟ رضا پهلوی: وقتی شما با آن سطح از قتل عام زندگی و سروکار دارید، تمام چشم‌انداز مسائل تغییر می‌کند. تا مدت‌ها می‌گفتم ما نیازی به هیچ مداخله‌ای نداریم و بگذارید مردم ایران توانمند شوند. سال‌ها گفته‌ام دیپلماسی کار نمی‌کند و جنگ هم راه‌حل نیست. شما فقط یک راه سوم دارید و آن توانمندسازی مردم ایران است. این چیزی است که من حداقل در ۲۰ سال گذشته در سراسر اروپا و ایالات متحده گفته‌ام. آنچه تغییر کرد، اتفاقی بود که در ۸ ژانویه رخ داد. در آن مورد من گفتم ببینید، این مداخله در واقع می‌تواند به نجات جان‌های بیشتری کمک کند که در غیر این صورت از دست می‌رفتند. بنابراین این واقعاً مسئله تلاش برای محافظت از جان‌های بیشتر در برابر این رژیم است؛ رژیمی که نشان می‌دهد هیچ حد و مرزی در اینکه چقدر حاضر است برای کشتن شهروندان خود پیش برود، ندارد. خبرنگار: ما با یک نماینده کنگره مصاحبه کردیم که شما را فردی خوش‌بیان، فروتن و دارای ویژگی‌های ریاست جمهوری توصیف کرد. اما همان‌طور که مطمئناً می‌دانید، شما منتقدانی هم دارید. من نمی‌خواهم شما را معذب کنم، اما می‌دانید، برخی از افراد اشاره می‌کنند که شما هرگز شغل حقوق‌بگیری نداشته‌اید و فاقد مهارت‌های رهبری حیاتی هستید. اسکات اندرسون، نویسنده کتاب «شاهِ شاهان: انقلاب ایران» گفت که شما در نوعی “حباب سلطنت‌طلبی” زندگی می‌کنید. و نقل قول: “هر آنچه همیشه درباره او از افراد در دیاسپورای ایرانی شنیده‌ام این است که او به نوعی یک فرد بی‌اهمیت و سبک‌وزن است.” به نظر می‌رسد اعتبار اصلی شما وراثت باشد. شما پسر آخرین شاه هستید. پاسخ شما به این چیست؟ مطمئنم برخی از این موارد را قبلاً شنیده‌اید. شما ۴۸ سال است که پای خود را در ایران نگذاشته‌اید. پدر شما پس از یک قیام مردمی علیه حکومت استبدادی‌اش به تبعید رفت. شما فکر می‌کنید چه صلاحیت‌هایی برای رهبری یک دولت انتقالی در ایران دارید؟ رضا پهلوی: خب، اگر یک وکیل تصمیم بگیرد پرونده‌ای را به صورت رایگان و داوطلبانه، pro bono، به عهده بگیرد، آیا این بدان معناست که او شغلی ندارد؟ من این کار را داوطلبانه و به صورت رایگان برای چهار دهه انجام داده‌ام، به عنوان فداکاری من در راه کشورم. من می‌توانستم به راحتی در آن زمان در قاهره، وقتی پدرم فوت کرد، تصمیم بگیرم که بی‌خیال همه‌چیز شوم و بگویم به درک. من می‌توانستم مانند بسیاری دیگر، زندگی، تجارت و کارهای دیگر را دنبال کنم. نه اینکه آنها ارتباطاتی نداشتند، نه اینکه آنها مردمی نداشتند، اما من تصمیم گرفتم به خاطر کشورم در این مسیر بمانم؛ کشوری که فکر می‌کنم از نظر تمدن، از نظر فرهنگ و از نظر آنچه می‌توانند به جهان ارائه دهند، سزاوار وضعیتی بسیار بهتر از این رژیم و این دولت هستند. بنابراین این یک فداکاری شخصی برای یک عمر بوده است. در مورد سابقه کاری، فکر می‌کنم این بخشی از دلیلی است که جوانان امروز در ایران، که من را در این ۴۶ سال دنبال کرده‌اند و دیده‌اند که چه گفته‌ام و چه کرده‌ام، من را با اعمال خودم قضاوت می‌کنند. این هیچ ربطی به گذشته ندارد. بله، من به طور اتفاقی نام پهلوی را دارم و اتفاقاً آن یک نکته مثبت است. این همان چیزی است که مردم در خیابان‌ها شعار می‌دهند. اکنون مردم حق دارند نظر خود را داشته باشند. ممکن است برخی از چهره من خوششان نیاید. ممکن است برخی فکر کنند من باید این کار یا آن کار را انجام دهم. من فقط با افکار و اصول خودم صادق هستم و سعی می‌کنم با آنچه در توان دارم بهترین باشم. تلاش می‌کنم تا جایی که ممکن است عناصری را گرد هم بیاورم که معتقدم می‌توانند در انجام کار به طور همه‌جانبه حمایت‌کننده باشند. این کاری است که من تمام وقت خود را صرف آن کرده‌ام؛ از طریق تعامل با اعضای جامعه خودمان، با دیاسپورا، با مردم داخل ایران و البته بخش خارجی آن. دوستان ایران، کسانی که معتقدند ایران سزاوار زندگی در قرون تاریک نیست، آنگونه که ما زندگی کرده‌ایم، و ایرانی را به یاد می‌آورند که مرفه بود، در حال شکوفایی بود و کمک‌هایشان به هنر، موسیقی، علم و غیره. فکر می‌کنم دقیقاً به همین دلیل است که امروز مردم به خیابان‌ها می‌روند و جان خود را برای آینده‌ای بهتر فدا می‌کنند. شما هرگز نمی‌توانید ۱۰۰ درصد حمایت همه را داشته باشید. همیشه برخی استثناها وجود خواهد داشت، اما فکر می‌کنم در بیشتر موارد من از حمایت گسترده‌ای در داخل و خارج از ایران برخوردارم. خبرنگار: می‌خواهم کمی در مورد چارچوب شما که سال گذشته درباره یک دولت انتقالی منتشر کردید صحبت کنم. این چارچوب خواستار برگزاری رفراندوم در عرض ۶ ماه است که می‌تواند منجر به یک پادشاهی پارلمانی یا جمهوری شود. آیا شما پادشاه شدن را در صورتی که خواست مردم ایران باشد رد می‌کنید؟ رضا پهلوی: خب، من به شما می‌گویم، من برای مقامی نامزد نمی‌شوم. این هرگز دغدغه من نبوده است و می‌دانید، این همچنین به این بستگی دارد که در نهایت چه چیزی به بهترین وجه در خدمت اهداف کشور است. در این مقطع، تمرکز من روی دوره پس از رفراندوم نیست. تنها تمرکز من در حال حاضر باید این باشد و هست که چگونه به آن نقطه نهایی برسیم. یکی از نقش‌های من متحد کردن مردم است. من نمی‌توانم با نمایندگی کردن یک جایگزین از نظر محصول نهایی در مقابل فرآیند رسیدن به آن، مردم را متحد کنم، زیرا این همیشه تفرقه‌انگیز است. به همین دلیل است که به شما می‌گویم، به من به عنوان یک نامزد برای رسیدن به یک مقام نگاه نکنید. به من به عنوان کسی نگاه کنید که راهی به سوی آن آینده برای شما فراهم می‌کند، صرف نظر از اینکه رای نهایی شما چه خواهد بود. خبرنگار: بسیار خب. من می‌خواهم به زودی به مسئله متحد کردن اپوزیسیون برسم، اما می‌خواهم ابتدا روی فعالیت‌های شما در ماه‌های اخیر تمرکز کنم. من با برخی از حامیان مالی شما صحبت کرده‌ام که بخشی از گروهی هستند که بیش از ۳ میلیون دلار به شما و کمپین‌تان کمک کرده‌اند. آنها می‌گویند که به دلایل زیر از شما ناامید شده‌اند: اینکه شما بلافاصله پست رسانه‌های اجتماعی پرزیدنت ترامپ را که گفته بود “ما ایران را تا مرز نابودی بمباران می‌کنیم یا به عصر حجر برمی‌گردانیم” به شدت مورد انتقاد قرار ندادید. می‌دانم که بعداً در پاسخ به سوالات خبرنگاران این کار را کردید، اما بلافاصله پستی درباره آن منتشر نکردید. اینکه شما برخی از خشونت‌های حامیان رادیکال‌تر علیه سایر مخالفان ایرانی و آزار و اذیت آنها را به شدت محکوم نکرده‌اید. همچنین آنها معتقدند که شما برای متحد کردن اپوزیسیون به شدت متفرق ایران به اندازه کافی تلاش نکرده‌اید. آنها همچنین می‌گویند که این مسائل را در تماس‌های خصوصی با شما مطرح کرده‌اند، اما در کمال ناامیدی آنها، شما توصیه‌های آنها را نپذیرفته‌اید. پاسخ شما به این موارد چیست؟ رضا پهلوی: خب، اجازه دهید ابتدا از حامیان مالی شروع کنم. فرض می‌کنم شما به آنها بانیان، benefactors، می‌گویید. من قرار نیست ماموریت را بر اساس انتظارات بانیان تغییر دهم که چون ما به تو پول می‌دهیم، پس باید فلان و بهمان کار را انجام دهی. روش کار این‌طور نیست. خبرنگار: خب، دو مسئله وجود داشت. یکی اینکه شما برای متحد کردن اپوزیسیون به شدت متفرق ایران به اندازه کافی تلاش نکرده‌اید و اینکه آنها این مسائل را با شما مطرح کرده‌اند و شما توصیه‌های آنها را نپذیرفته‌اید. رضا پهلوی: خب، فکر می‌کنم حداقل در دو سال گذشته در گسترده کردن این خیمه بسیار فعال بوده‌ام. در واقع، فکر نمی‌کنم تا به حال چنین طیف گسترده‌ای از نمایندگان متنوع اپوزیسیون ایران را که از تمام اقشار و ایدئولوژی‌ها زیر یک سقف جمع شده باشند، داشته‌ام. در واقع، من با افرادی تماس گرفته‌ام که زمانی بدترین دشمنان پدرم بودند. امروز آنها کاملاً همراه و در حال همکاری با من هستند. من در مورد مارکسیست‌های سابق، افرادی که عضو حزب توده بودند، سازمان فدائیان و اعضای سابق مجاهدین خلق صحبت می‌کنم. نمی‌دانم چقدر بیشتر از این می‌توانید این چتر را گسترش دهید که شامل این افراد هم بشود تا ثابت کنید در واقع اتحاد بسیار بیشتری از همیشه وجود دارد. مسلماً در داخل ایران هرگز یک ائتلاف بی‌نقص وجود نخواهد داشت. اما فکر می‌کنم که من این چتر را بسیار گسترده کرده‌ام و نمی‌دانم افرادی که چنین اظهاراتی می‌کنند چقدر جلساتی را که داشته‌ام و گردهمایی‌هایی را که داشته‌ام دنبال کرده‌اند یا از آنها آگاهند. اما می‌توانم به شما اطمینان دهم که این همیشه تلاش من بوده است. خبرنگار: در فاصله چند ماه در اوایل امسال، کسانی که خود را حامی شما معرفی می‌کنند، یک خبرنگار کرد را در لندن کتک زدند و او را راهی بیمارستان کردند. آنها صاحبان رستوران‌هایی را در لندن و وین مرعوب کردند و خواستار به نمایش گذاشتن پرچم شیر و خورشید قبل از انقلاب شدند. در نشستی از کنفرانس آزادی ایران در لندن، به برخی از شرکت‌کنندگان توصیه شد به دلیل ترس از خشونت از طریق زیرزمین محل را ترک کنند. هنگامی که یکی از حاضران با پای پیاده محل را ترک کرد، مورد ضرب و شتم قرار گرفت. موارد دیگری در نشست سی‌پک، CPAC، در تگزاس در ماه مارس رخ داد، جایی که یکی از حامیان شما به یک فعال اپوزیسیون گفت که اگر شعار جاوید شاه ندهد، با کامیون از روی او رد خواهد شد. پلیس لاهه در حال تحقیق درباره ادعاهایی است که حامیان شما مخالفان را در آنجا آزار داده و تهدید کرده‌اند. می‌خواهیم یک ویدیوی کوتاه را به شما نشان دهیم. این همان روزنامه‌نگار کردی است که بستری شده بود. خبرنگار: بله، پاسخ شما به این چیست؟ رضا پهلوی: من به تکثرگرایی اعتقاد دارم. من به تساهل اعتقاد دارم. من به مدنیت در بحث، در استدلال، در رفتار، احترام و عدم خصومت یا وحشیگری از هر نوعی اعتقاد دارم. این برای همه صدق می‌کند. هر کسی که ادعا می‌کند حامی من است باید درک کند که اینها دستورالعمل‌ها هستند. هر کسی که این دستورالعمل‌ها را نقض کند، اولاً من او را یک حامی در نظر نمی‌گیرم و اولین کسی خواهم بود که آن رفتار را محکوم می‌کنم. اگر رفتار آنها مجرمانه باشد، باید با مجازات کامل قانونی در هر کشوری که این تخلف در آن رخ داده است روبرو شوند. بگذارید در این مورد بسیار شفاف باشم. در نهایت، همچنین باید بگویم که فراموش نکنید رژیم نیز عوامل نفوذی و آشوبگران زیادی دارد که به قول فرانسوی‌ها در پوشش حامیان این یا آن گروه برای ایجاد چنین درگیری‌هایی عمل می‌کنند. خبرنگار: می‌دانید اینها حوادثی مجزا نیستند. می‌دانید که الگویی از رفتار در میان حامیان شما وجود دارد و این خشونت‌آمیز است. رضا پهلوی: همان‌طور که گفتم، من آن را محکوم می‌کنم. من از آن فاصله می‌گیرم. من آن را توجیه نمی‌کنم. من از آن چشم‌پوشی نمی‌کنم. در واقع، من از هر مرجعی که هست می‌خواهم که آنها را به خاطر جرمی که مرتکب شده‌اند مورد پیگرد قرار دهد. شما نمی‌توانید فقط بروید و شروع به وحشیگری با مردم کنید. این موضوع بسیار فراتر از اخلاق و رفتار اخلاقی است، بلکه پیامدهایی هم دارد. ما باید محترمانه رفتار کنیم. چگونه می‌توانیم در آینده به مردم ایران تضمین دهیم که تحت حمایت قانون قرار می‌گیرند و عدالت برقرار خواهد بود، اگر آنها این‌گونه رفتار کنند و بخواهند مدافع آینده‌ای مبتنی بر خشونت و انتقام‌جویی باشند؟ البته که نه. خبرنگار: می‌خواهم از شما چیزی بپرسم که امیدوارم به آن بپردازید و این انتقادی است که باز هم از سوی برخی از حامیان مالی شما مطرح می‌شود؛ اینکه شما ادبیات تند برخی از نزدیک‌ترین مشاوران خود را کنترل نکرده‌اید. یک مثال در ژانویه، سعید قاسمی‌نژاد در ایکس پست کرد: “شما یا با شاهزاده رضا پهلوی هستید یا با جمهوری اسلامی. اگر به هر دلیلی فرمانده میدان را تضعیف کنید، عامل دشمن هستید.” همچنین، و عذرخواهی می‌کنم چون می‌دانم این کمی ناخوشایند خواهد بود، همسر شما یاسمین نیز به خاطر برخی از اظهارات و پست‌هایش در شبکه‌های اجتماعی درباره سایر مخالفان ایرانی انتقاداتی را برانگیخته است. او در اینستاگرام تصویری از یک معترض ایرانی را بازنشر کرد که تابلویی در دست داشت که روی آن نوشته شده بود: “مرگ بر سه فاسد: ملا، چپی و مجاهد.” مطمئنم که شما این را دیده‌اید و او این شعار را در کپشن خودش هم تکرار کرد. رضا پهلوی: خب، اول از همه در مورد این یکی به خصوص، چیزی که می‌دانم این است که این تصویری بود که در داخل ایران در طول جنبش زن، زندگی، آزادی تولید شده بود. او آن را به عنوان یک اقدام خودجوش در آنجا در نظر گرفت. وقتی متوجه شدیم در آن چه نوشته شده، بلافاصله آن را حذف کرد. درست است؟ او بعداً توضیح داد که البته من حامی خشونت یا مرگ بر این و آن نیستم. بنابراین او این را رسماً بیان کرد. پس غیرمنصفانه خواهد بود که بگوییم او هرگز در این باره موضع‌گیری نکرد. در مورد تک‌تک اظهارات تیم من، ما قطعاً در حال حاضر پروتکل بسیار سخت‌گیرانه‌تری را تدوین کرده‌ایم در رابطه با اینکه تا چه حد افرادی که ارتباط نزدیکی با من دارند باید بتوانند خودشان را سانسور کنند. این در ابتدا بسیار غیرمنصفانه است، زیرا نقض آزادی بیان است، اما در عین حال دیگر نمی‌توانید مستقل عمل کنید. شما باید در مورد آنچه گفته می‌شود یا نمی‌شود بسیار محتاط‌تر باشید. یک چیز را درک کنید. من سعید و دیگران در تیمم را می‌شناسم. برخی از آنها سخت‌ترین مصائب ممکن را پشت سر گذاشته‌اند تا به جایی که امروز هستند برسند. آنها در ایران در زندان بوده‌اند. آنها توسط همان رژیمی که امروز با آن می‌جنگند، شکنجه شده‌اند. بنابراین شما باید درک کنید که بخش زیادی از این می‌تواند از نظر انسانی به دلیل سرخوردگی‌های انباشته و مواردی از این دست قابل درک باشد. من نمی‌گویم که آنها نباید برخی از اظهارات خود را مهار کنند و قبلاً با آنها در این باره صحبت کرده‌ام. امیدوارم این اصلاح شود. اما باید احساسات موجود را درک کنید. مردم در ایران در مرز انتقام‌جویی هستند و تقریباً کینه‌توز شده‌اند. خبرنگار: می‌خواهم از شما درباره قتل اخیر مسعود مسجودی بپرسم که اتفاقاً تا مقطعی یکی از حامیان شما بود. او عضو گارد جنگل، Forest Guard، بود. او یک دانشگاهی بود که در نزدیکی ونکوور زندگی می‌کرد. همان‌طور که فرض می‌کنم مطلع هستید، به یکی از منتقدان شما تبدیل شد و در سال ۲۰۲۴ در دو پرونده جداگانه از شما شکایت کرد. او ادعا کرد که شما حملات سایبری به فعالان دموکراسی‌خواه ایرانی را هدایت کرده‌اید. اجازه دهید قبل از آن بگویم که هیچ مدرکی وجود ندارد که شما در قتل او نقشی داشته‌اید. دلیل مطرح کردن این موضوع این نیست. دادستان‌های کانادا دو نفر از حامیان شما را به قتل او متهم کرده‌اند. آنچه ابتدا می‌خواهم بپرسم این است که آیا آقای مسجودی را می‌شناختید یا نه؟ رضا پهلوی: من اصلاً هیچ دیدار یا بحثی را به خاطر نمی‌آورم. می‌دانید، هزاران نفر در طول سال‌ها در تماس‌های زوم یا برنامه‌های مشابه شرکت کرده‌اند. ممکن است او هم در این بین بوده باشد. صادقانه بگویم، به یاد نمی‌آورم. اما نکته این نیست. نکته این است که آنچه اتفاق افتاده تراژیک است و هر کسی که مسئول این قتل بوده است باید در دادگاه حاضر شود و به خاطر جرمی که مرتکب شده قضاوت شود. خبرنگار: فقط دو نکته در مورد پرونده مسجودی. وقتی شما دو سوگندنامه را امضا کردید، گفتید: “من شاکی، مسعود مسجودی، را نمی‌شناسم.” می‌دانید، ما ویدیویی پیدا کردیم که او در یوتیوب منتشر کرده بود؛ یک تماس صوتی زوم که در سال ۲۰۲۱ با شما داشت. این مکالمه ۱۸ دقیقه‌ای است که او در آن با شما صحبت می‌کند. رضا پهلوی: امکانش هست. همان‌طور که در آن زمان گفتم، من به یاد نمی‌آوردم، چون این‌طور نیست که هر پنج سال یک تماس زوم داشته باشم. من شاید هفته‌ای دو بار تماس زوم با حضور هزاران نفر دارم. بنابراین صادقانه بگویم، به خاطر سپردن اینکه چه کسی آنجا بود و چه چیزی گفت، کار آسانی نیست. گاهی اوقات مردم حتی با نام واقعی خودشان وارد نمی‌شوند. بنابراین پاسخ صادقانه من در آن زمان این بود و هنوز هم همین را می‌گویم که واقعاً به خاطر نمی‌آورم هیچ مکالمه خاصی با این فرد داشته باشم. خبرنگار: می‌خواهم در مورد رابطه‌تان با سپاه پاسداران از شما بپرسم، زیرا این موضوع در پرونده مسجودی نیز مطرح شده است. “رابطه” کلمه بزرگی است. خبرنگار: خب، شما در سال ۲۰۱۸ در مصاحبه‌ای با ایران اینترنشنال گفتید که گفت‌وگوهایی با آنها و بسیج داشته‌اید و اخیراً هم از برخی از آنها خواسته‌اید که جدا شوند. موضع دقیق شما در مورد سپاه پاسداران چیست؟ رضا پهلوی: بلافاصله پس از جنبش سبز و نزدیک‌تر به خط زمانی که جنبش زن، زندگی، آزادی شروع شد، من شروع به دریافت پیام‌های مستقیمی در شبکه‌های اجتماعی خود از سوی عناصری کردم که می‌گفتند: “می‌دانی، من یک بسیجی در مشهدم.” یا: “من عضو سپاه پاسداران در فلان کشورم. ما از این رژیم متنفریم، ما با آنها نیستیم، ما به دنبال فرصتی هستیم که جدا شویم.” این واقعاً یک چیز تصادفی بود و وقتی به رسانه‌ها گفتم که من با عناصری از این دست در تماس هستم، در این زمینه بود. این‌طور نیست که من با فرماندهی سپاه صحبت کنم، اصلاً این‌طور نیست. اما عناصری از بسیج، سپاه و البته ارتش بودند که با من به طور محرمانه ارتباط برقرار می‌کردند. بدیهی است، به عنوان نشانه‌ای از اینکه بدانید توافق این است که یک روز ممکن است عناصری وجود داشته باشند که بخشی از نیروی نظامی، شبه‌نظامی یا بوروکراسی غیرنظامی همین رژیم باشند و ممکن است بخواهند جدا شوند. آنها ممکن است از نظر کیفری مقصر نباشند و دستشان به خون آغشته نباشد. بیایید در این مورد شفاف باشیم. وقتی مجبورید خدمت سربازی خود را انجام دهید، این گزینه را دارید که در ارتش یا سپاه خدمت کنید. این چیزی است که بسیاری از جوانان باید از آن می‌گذشتند. آیا این آنها را مجرم می‌کند؟ نه لزوماً. برای جدا کردن بخش عمده آنها از رهبری فاسد بالا که مستقیماً در آن جنایات، خشونت و سرکوب دخیل هستند، شما باید بتوانید آنها را جدا کنید. همان چیزی که وقتی به جنگ جهانی دوم نگاه می‌کنید، در پایان جنگ محاکمات نورنبرگ را داشتید، درست است؟ شما رهبران ارشد رایش سوم را محاکمه کردید، اما فکر نمی‌کنم منظور این بود که به دنبال تک‌تک سربازانی بروند که در ارتش آلمان خدمت کرده‌اند. به خصوص وقتی عمیق‌تر نگاه می‌کنید به آنچه در عراق پس از بعثی‌زدایی رخ داد و بخشی از دلیلی که تغییر رژیم در غرب بدنام شد. چرا این‌طور شد؟ چون در افغانستان و به ویژه در عراق بسیار ضعیف اجرا و پیاده‌سازی شد؛ جایی که گاردهای ریاست‌جمهوری به خانه فرستاده شدند و نیمی از آنها در نهایت به جنگجویان داعش تبدیل شدند. من نمی‌خواستم این مورد در ایران تکرار شود. پس اجازه دهید این را تکمیل کنم و سیر تکاملی افکارم را به شما بگویم. من گفتم بسیار خب، پس باید مطمئن شویم که همیشه یک استراتژی خروج برای کسانی که مسئول قتل یا رفتار مجرمانه نیستند، در دسترس است. این حتی باید بخشی از چیزی باشد که در عدالت انتقالی بررسی خواهیم کرد. اما پس از آن سپاه شروع به اقدام بسیار خشن‌تر کرد. سپاه تبدیل به یک ابزار واقعی و یک مانع شد، نه تنها علیه شهروندان خود، بلکه در جنگ‌های نیابتی که تا نیمکره غربی گسترش می‌یابند. در این مرحله و حداقل در ۱۰ سال گذشته، من یکی از اولین مدافعان تروریستی شناختن سپاه پاسداران بوده‌ام، به دو دلیل: اول اینکه رفتار آنها در داخل و خارج از کشور چیزی کمتر از ترور نیست. دوم، به عنوان ابزاری در رویکرد ما در برنامه عمل پنج‌بندی من که شامل فشار حداکثری بر رژیم است. یکی از آنها اعمال فشار بیشتر بر رژیم با تروریستی شناختن سپاه است که عنصر کلیدی حفظ این رژیم است. من این را خواسته‌ام و در چند سال گذشته، به ویژه در اروپا، برای آن کمپین کرده‌ام. حتی در ماه‌های اخیر که در بریتانیا بودم، از نخست‌وزیران سابق بریتانیا همین سوال را پرسیدم که چرا دولت شما سپاه را در لیست سازمان‌های تروریستی قرار نداده است؟ آنها پاسخ خودشان را می‌دهند. اما من مدافع بسیار سرسختی برای قرار دادن سپاه در این لیست بوده‌ام. چرا؟ چون فکر می‌کردم که اکنون لحظه‌ای است که آنها دیگر یک نیروی صرف نیستند، بلکه یک مانع واقعی بر سر راه آزادی ما هستند. به همین دلیل باید به عنوان عنصری دسته‌بندی شوند که نه تنها تهدیدی برای شهروندان خود ما هستند، بلکه اکنون یک تهدید واقعی برای غیرنظامیان خارجی نیز محسوب می‌شوند: شهروندان بریتانیایی، آلمانی، سوئدی، روزنامه‌نگاران، اعضای جامعه دگرباشان جنسی، جامعه یهودی و غیره. خبرنگار: پس برای روشن شدن موضوع، شما معتقدید عناصری در سپاه پاسداران وجود دارند که می‌توانند بازپروری شوند؟ رضا پهلوی: اگر شما مستقیماً مسئول درخواست برای قتل عام و کشتار مردم بوده‌اید، این یک جنایت نابخشودنی است. اینکه مجازات آن چیست، تصمیم‌گیری درباره آن به عهده من نیست. این به عهده سیستم قضایی آینده و هر قانون کشوری در آن زمان است که مجازات این نوع رفتار را تعیین کند. اما در عین حال، چیزی که من می‌گویم این است که درجات مختلفی از تقصیر وجود دارد. خبرنگار: گزارش‌هایی به صورت ناشناس وجود داشته مبنی بر اینکه شما از اسرائیل و عربستان سعودی کمک مالی دریافت کرده‌اید. آیا این درست است؟ رضا پهلوی: کاملاً دروغ است. من دریافت‌کننده هیچ بودجه دولتی یا عمومی در خارج نبوده‌ام. هر پنی که به کمپین من می‌رسد از کمک‌های مالی خصوصی حامیان است. امیدوارم بانیان بیشتری داشته باشیم که چک‌های بزرگ‌تری به ما بدهند. خبرنگار: مگر اینکه چیز دیگری باشد که ما مطرح نکرده باشیم و شما بخواهید به آن بپردازید. رضا پهلوی: من اطمینان مطلق دارم که وقتی ما آزاد شویم، تمام این زمینه‌های تاریکی یا منفی کاملاً ناپدید خواهند شد. من به این ایمان دارم. اگر نداشتم، صادقانه بگویم خودم را درگیر این موضوع نمی‌کردم. بنابراین شاید ما برای این ساخته نشده‌ایم. شاید سزاوار بهتر از این نیستیم. شاید، می‌دانید، همان‌طور که یکی از ضرب‌المثل‌ها می‌گوید، شما مردم را با دولت‌هایی که دارند قضاوت می‌کنید. اما در این مورد، یک استثنا است. ایران توسط رژیمی اشغال شد که از روز اول علیه ما به عنوان یک ملت جنگ به راه انداخت و این ما نیستیم. بنابراین من فکر می‌کنم رژیمی که شهادت را جشن می‌گیرد و خواستار خشونت است، نماینده ایرانیانی نیست که صلح‌طلب هستند و آن آینده را می‌خواهند. این دقیقاً کمپین ما را تعریف می‌کند؛ اینکه ما چگونه با افرادی که در حال حاضر کشورمان را اشغال کرده‌اند متفاوت هستیم. چه من باشم یا نباشم، چه روزی به ایران برسم یا نه، به آن انبوه جمعیت و ملت ۹۲ میلیونی قدرتمند نگاه کنید که منتظرند بخشی از یک جهان آزاد باشند. آنها سزاوار حضور در آنجا هستند و این همان چیزی است که من برای آن می‌جنگم. خبرنگار: رضا پهلوی، مجدداً از اینکه امروز با رویترز صحبت کردید بسیار سپاسگزارم.

آرش یوسفی -ARASH

214,199 次观看 • 1 个月前

بمباران جنوب ایران و کشتار سربازان در حال خدمت؛ جنگی برای منافع قدرت‌ها، با هزینه‌ای تحمیلی بر ملت ایران حملات پیاپی آمریکا به مناطق جنوبی ایران، از بندرعباس، بوشهر، کیش، قشم، سیریک، جاسک، ابوموسی، کنارک، چابهار و بمپور تا مناطق پیرامون اهواز و دیگر نقاط جنوبی کشور، تعرضی گسترده به امنیت ملی و امنیت انسانی مردم ستمدیده ایران است که باید به‌ صراحت محکوم شود. تکرار بمباران شهرهای ساحلی، بنادر، اسکله‌ها، مراکز لجستیکی، پادگان‌ها و حتی انبارهای غلات و آرد در دشت آزادگان و هویزه، بخش وسیعی از جنوب کشور را در معرض کشتار، ویرانی، آوارگی و بی‌ثباتی قرار داده و براساس گزارش‌های منتشرشده، به کشته و زخمی‌شدن ده‌ها نفر انجامیده است. در حمله بامداد چهارشنبه ۲۴ تیر ۱۴۰۵، برابر با ۱۵ ژوئیه ۲۰۲۶، به تیپ ۳۸۸ پیاده مکانیزه نیروی زمینی ارتش در بمپور، شمار زیادی از سربازان وظیفه ارتش، از جمله سربازان نوجوان و کم‌سن‌وسال، کشته یا مجروح شدند و انتقال گسترده مصدومان، بیمارستان خاتم‌الانبیای ایرانشهر را ناچار به درخواست فوری اهدای خون از مردم کرده است. این سربازان بیگناه دوران خدمت اجباری خود را می‌گذراندند؛ نه آغازگر جنگ بودند، نه در تصمیم‌گیری‌های سیاسی و نظامی نقشی داشتند و نه از منازعات قدرت سودی می‌بردند. کشتن نوجوانانی که به اجبار در پادگان حضور داشته‌اند، در کنار جان‌باختن غیرنظامیان دیگر همچنین در کشتار مردم در حملات پیشین و فاجعه مدرسه میناب، جنایتی بزرگ علیه بشریت و حق حیات است؛ جنایتی که کودکان، شهروندان و سربازان فاقد اختیار را به هزینه انسانی رقابت قدرت‌ها تبدیل کرده است. حمله به بنادر، اسکله‌ها، لنج‌های باربری و ماهیگیری و مراکز حمل‌ و نقل دریایی، علاوه بر مختل‌کردن اقتصاد ساحلی، پیامدهای انسانی و محیط‌زیستی گسترده‌ای به همراه دارد؛ چنانچه گسترش آتش‌سوزی در اطراف نورآباد ممسنی، روستاهای مجاور را نیز در معرض خطر قرار داده است. آتش‌گرفتن لنج‌ها و تجهیزات بندری، جابجایی کالا، صیادی و تجارت دریایی را مختل کرده و معیشت هزاران ماهیگیر، ملوان، راننده و خانواده ساحل‌نشین را تهدید و یا کاملا از بین ‌برده است. این روند با افزایش هزینه تأمین کالا، کاهش اشتغال و تشدید فقر، فشار بیشتری بر مردمی وارد می‌کند که پیش‌تر نیز زیر بار تورم، بیکاری و سقوط قدرت خرید، برای ابتدایی‌ترین مطالبات معیشتی خود اعتراض کرده‌اند و اکنون باید هزینه جنگی بی‌منفعت را نیز بپردازند. هدف‌گرفتن این مراکز، شریان‌های اقتصادی و اجتماعی میلیون‌ها انسان را مختل می‌کند و پیامدهای انسانی آن با عناوینی چون «بازدارندگی» یا «فشار نظامی» به هیچ عنوان قابل توجیه نیست. هیچ قدرتی که شهرها، بنادر، پادگان‌ها و مراکز حیاتی و‌کودکان و سربازان نوجوان یک کشور را بمباران می‌کند، نمی‌تواند مدعی حمایت از مردم همان کشور باشد. این عملیات بر پایه محاسبات ژئوپلیتیکی، کنترل مسیرهای انرژی، برتری نظامی و منافع اقتصادی آمریکا و اسرائیل پیش می‌رود و جان مردم ایران در این معادلات جایگاهی ندارد. نوسان قیمت نفت، ارز، هزینه بیمه کشتیرانی و بازارهای مالی در سایه جنگ و آتش‌بس، فرصت‌های گسترده‌ای برای سوداگری، انتقال سرمایه و افزایش ثروت صاحبان قدرت ایجاد کرده است؛ اما سهم مردم ایران از این بازی، گرانی، بیکاری، ویرانی، سوگ و ناامنی بیشتر است. ناگفته نماند که سیاست‌ها و عملکرد جمهوری اسلامی نیز در شکل‌گیری و تداوم این بحران بی‌تأثیر نبوده است؛ با این حال، هیچ یک از این جنایات‌، حمله نظامی به ایران و به خطر انداختن جان و زندگی مردم را توجیه نمی‌کند و در نهایت، این مردم ایران هستند که بهای اصلی تقابل قدرت‌ها را می‌پردازند. آمریکا و اسرائیل با تبدیل ایران به میدان رقابت نظامی و اقتصادی، منافع و ثروت خود را گسترش می‌دهند. قدرت‌هایی که برای سود، نفوذ و کنترل منابع، زندگی یک ملت را به مخاطره می‌اندازند، هرگز دلسوز مردم ایران نیستند. ایرانیان در داخل و خارج از کشور باید آگاه باشند که نجات یک ملت از مسیر بمباران، تخریب بنادر و مراکز معیشتی و فقیرترکردن همان ملت عبور نمی‌کند و هیچ نیروی خارجی که از مرگ و ویرانی برای پیشبرد منافع خود استفاده می‌کند، نمی‌تواند ناجی مردم ایران باشد. این جنگ باید فوراً متوقف و با شدیدترین لحن در دنیا محکوم شود. هیچ منفعت راهبردی، رقابت ژئوپلیتیکی یا ادعای امنیتی، مجوز ویران‌کردن یک کشور، کشتار انسان‌های بیگناه، گسترش فقر و آوارگی و نابودی آینده یک ملت نیست. آنچه امروز بر ایران تحمیل می‌شود؛ تشدید رنج و بی‌ثباتی و تحمیل بحرانی است که پیامدهای آن می‌تواند زندگی نسل‌های آینده را هم به شدت تحت تأثیر قرار دهد. #نه_به_جنگ #حفظ_تمامیت_ارضی #سرباز

Mohammad Ali Taheri Movement

10,593 次观看 • 1 个月前