Video wird geladen...

Video konnte nicht geladen werden

Zur Startseite

فکتتتتت اینکه آذر تو ۵۷ سالگی تصمیم گرفته موتورسواری یاد بگیره از هزار تا شعار درباره «زن می‌تونه» قشنگ‌تره 🤩🤩 کاش زودتر گواهینامه موتورمون رو بدن 🤐✌️

44,767 Aufrufe • vor 22 Tagen •via X (Twitter)

39 Kommentare

Profilbild von شـادی🌶️
شـادی🌶️vor 22 Tagen

این قشنگ♥️🫠

Profilbild von Leila_AQvarius
Leila_AQvariusvor 22 Tagen

عجب اسطوره‌ای

Profilbild von Nazi
Nazivor 22 Tagen

دمش گرم خدایی😍

Profilbild von hell✨
hell✨vor 21 Tagen

چقد باحاله

Profilbild von 🌞🌞 زردآلو
🌞🌞 زردآلوvor 22 Tagen

برای وقتایی که تایمت مهمه وسیله کاربردیه

Profilbild von چندلر فوکین شلبی
چندلر فوکین شلبیvor 22 Tagen

اخیی آفرین بهش

Profilbild von هیرا
هیراvor 22 Tagen

واقعا دمش گرمه

Profilbild von تی🌸تی
تی🌸تیvor 22 Tagen

خیلی خوبه موتور

Profilbild von nili
nilivor 22 Tagen

چه کار خوبی کرده

Profilbild von amir_alef
amir_alefvor 22 Tagen

بابا ایول امید به زندگی

Profilbild von mahlin
mahlinvor 22 Tagen

آذر ۵۷ سالشه و رفته موتورسواری یاد بگیره:))))))))من ۲۵ سالمه هنوز مامانم میگه تنهایی تاکسی نگیر:)))))))))

Profilbild von mahrohk
mahrohkvor 22 Tagen

چقد حالشون خوبه دخترایی که سوار موتور میبینم

Profilbild von ســانی🥭
ســانی🥭vor 22 Tagen

دختر موتور سوار😍👌🏻

Profilbild von همون پسره عرفان
همون پسره عرفانvor 22 Tagen

۵۷ سالگی تازه اول خیلی از تجربه‌هاست

Profilbild von sara
saravor 22 Tagen

چه خوشرنگ هم هستش

Profilbild von نبات
نباتvor 22 Tagen

ببین چقدر حس سر زنده بودن داره و چقد به آدم انگیزه میده

Profilbild von T🌷
T🌷vor 22 Tagen

موتورش خیلی خوشرنگه

Profilbild von fateme
fatemevor 22 Tagen

۵۷ سالگی سنیه که خیلیا منتظرن بچه‌هاشون براشون تصمیم بگیرن؛ آذر رفته موتورسواری یاد بگیره>>>>>

Profilbild von H🎀
H🎀vor 22 Tagen

چی بهتر از این

Profilbild von Michele Osama
Michele Osamavor 22 Tagen

هیچ علاقه ای به موتور ندارم

Profilbild von هیرا
هیراvor 22 Tagen

چرااا خوبههه که

Profilbild von Mint🌿
Mint🌿vor 22 Tagen

من هم دوست دارم یاد بگیرم

Profilbild von Ana
Anavor 22 Tagen

چقد حرکت خفنی

Profilbild von ala
alavor 21 Tagen

امیدوارم

Profilbild von نازنین
نازنینvor 22 Tagen

زن می‌تونه واقعاً یعنی همین، بدون نیاز به شعار

Profilbild von فلور
فلورvor 22 Tagen

قشنگیش به همینه که تو هر سن و سالی انگیزه شروع دارن

Profilbild von نیوشا
نیوشاvor 22 Tagen

من خودم حتی دوچرخه سواری هم بلد نیستم،ولی وقتی میبینم بعضیا دارن آرزوی من رو زندگی میکنن ذوق میکنم براشون

Profilbild von هیرا
هیراvor 21 Tagen

منم خیلی خوشحال میشن

Profilbild von nina
ninavor 21 Tagen

امیدوارم🥲

Profilbild von مرداب
مردابvor 22 Tagen

نمیشناسمش من

Profilbild von sanaz🐥
sanaz🐥vor 22 Tagen

خیلی حسش خوب بود

Profilbild von نَهان
نَهانvor 22 Tagen

زنایی که تابو شکنن خیلییی دوست داشتنی ان:)

Profilbild von هیرا
هیراvor 22 Tagen

جدا خوبن و زیبااا

Profilbild von گندم🌾
گندم🌾vor 22 Tagen

دم اراده و جسارتش گرم

Profilbild von هرماینی گرنجر🔮
هرماینی گرنجر🔮vor 22 Tagen

۵۷مگه سن زیادیع

Profilbild von ذِهن بی فیلتر
ذِهن بی فیلترvor 22 Tagen

اصلا پول تو زناست ! یعنی هر کسب و کاری که به زن جماعت ربط داشته باشه توش پول خوب داره ! الان اینو دیدی فردا همه شروع میکنن همینکارو میکنن

Profilbild von fereshte
fereshtevor 22 Tagen

هیچی مانع خواسته های یه زن نمیشه

Profilbild von baran
baranvor 22 Tagen

مامان من اگه ۵۷ سالش بشه هنوزم میگه موتور سوار شدن واسه زن نیست، آذر رو ببینه سکته می‌کنه:))))))))))

Profilbild von هیرا
هیراvor 22 Tagen

پاره شدم😂😂😂

Ähnliche Videos

نمی‌دونم اولین بار کی این ویدئو رو دیدم، ولی همیشه صحبت‌های این زن برام جالب بود که گفته بود «من شاه می‌خوام... این عمامه‌ایا مارو بیچاره می‌کنن» و همیشه ته دلم گفتم یعنی میشه این زن زنده باشه؟ میشه یه روز از نزدیک ببینمش، بغلش کنم و بخاطر اینهمه بصیرت و فهمش دورش بگردم؟ امروز که دوستم این پست رو فرستاد و کامنت پینش رو که خوندم، انگار تمام جونم در رفت. بند بند وجودم یخ کرد. اصلا تو باورم نمی‌گنجید که این زن، یکی از اعدامی‌های دهه‌ی شصت بوده باشه… از صبح که این ویدئو رو دیدم، تا چند ساعت حالم اصلا خوب نبود. اون‌قدر دلم گرفته بود که اصلا دست و دلم به نوشتن نمی‌رفت. هنوزم سخته برام کلمات رو کنار هم جور کنم، ولی مگه میشه سکوت کرد؟ باید بنویسم، باید صدای جاویدنام #صدیقه_پهلوان‌زاده بشم. زنی که بهش می‌بالیدم و الان سرنوشتش آتیشم زد. یکی از بچه‌ محلاشون نوشت: فامیلش پهلوان‌زاده بود، همسر اکبر آقا میوه‌فروش که چند سال قبل از ۵۷ فوت کرده بود. زنی که دو پسر و سه دختر داشت و به جرم همین مصاحبه دستگیرش می‌کنن و می‌برنش زندان… توی زندان هم ازش می‌خوان جلوی دوربین ابراز پشیمونی کنه، ولی زیر بار نمیره و سال ۶۰ سر ایستادگی پای حرفش اعدامش می‌کنن… 😭 آخ که تو کی بودی زن… چقدر جیگر داشتی، چقدر زودتر از زمانه‌ی خودت همه‌ چیز رو فهمیده بودی. حقا که پهلوان‌زاده بودی. همیشه به یادتم مادر دلیر ایران. 🩵 یاد و نامت جاوید. - ویدیو از اکانت جناب علیرضا دائمی

هایدی | به یاد ابوالفضل مرشدعباسی 🇮🇷

27,931 Aufrufe • vor 10 Tagen

سروش دباغ، توله فرج دباغ(عبدالکریم سروش) تازگیا راه افتاده تو کلابهاوس اتاق به اتاق میره و با تکرار یه استدلال تکراری، به خیال خودش به کسانی پاسخ میده که جنگ رو به عمل جراحی برداشتن یک غده سرطانی(ج‌ا) از بدن بک بیمار(ایران) تشبیه کرده‌ان که باید درد و خونریزیش رو تحمل کرد تا بهبود پیدا شخ. او میگه چطور مردمی که خارج تز کشور و دور از بمبارانها هستند برای مردم ایران تصمیم میگیرن. وقتی بهش گفته میشه ایرانیان خارج از کشور فقط پژواک صدای مردم داخل هستن، او میگه در کل تظاهرات داخل در ۱۸ و ۱۹ دی فقط ۲ تا ۳ میلیون نفر به خیابون اومدن، وقتی بهش گفته میشه اولن بیشتر از این بوده پ دومن دهها هزار نفر رو کشته حکومت و بدیهتن همه ۹۰ م نمیتونستن تو خیابون بیان، طفره میره و میگه از کجا معلوم که جنگ خواسته مردم ایران باشه. جر و بحث کردن با چنین مزبله‌هایی بیفایده است. تنها پاسخ به کسانی چون او اینه: تو هم نمیدونی خواسته مردم چیه. به جای زر زدن، اگر عرضه داری برو اینترنت رو آزاد کن که صدای مردم به گوش برسه. اگر عرضه این کار رو نداری(که نداری) برو جنگو متوقف کن! همونقدر که ایرانیان خارج از کشور میتونن جنگ راه بندازن(که نمیتونن) توی مخالف هم میتونی متوقفش کنی(که نمیتونی). جر و بحث کردن با چنین جرثومه‌هایی فقط استهلاک انرژیه. یادآوری: این ترهات این بی‌وجود درباره کتلت سلیمانیه.

Mehdi

54,599 Aufrufe • vor 6 Monaten

امروز ۲۵ ساله شدم. دو شب پیش، اتفاقی ویدیویی پیدا کردم از روز بعدِ تولدِ سه‌سالگیم، وقتی مامان و بابام نشسته بودن و ویدیوی تولد روز قبلش رو تماشا می‌کردن. همون روزی که اولین کامپیوترمون رو خریدیم و من داشتم اسباب‌بازی‌هام رو به دوربینِ داییم معرفی می‌کردم. اون موقع بابام ۲۵ سالش بود، درست مثل من، امروز. حالا که به گذشته نگاه می‌کنم، شباهت‌هامون برام خیلی پررنگ‌تر شده. زمانی بود که فکر می‌کردم شبیهش نیستم، ولی وقتی برمیگردم به عقب میبنم شباهت هارو، مثل علاقه‌مون به شعر، ساعت‌ها درس دادنِ تاریخ بهم — از نسل‌کشی‌های صدام حسین، پادشاهی خسروپرویز، نبرد‌های صلاح‌الدین ایوبی، میترائیسم، دوران وایکینگ‌های اسکاندیناوی تا جنگ‌های سرد آمریکا و شوروی — می‌بینم چقدر به هم نزدیک بودیم. با هم می‌نشستیم و اخبار رو دنبال می‌کردیم؛ یادمه نتایج انتخابات موسوی، کروبی، رضایی و احمدی‌نژاد رو ساعت ها با هم دنبال می‌کردیم — چیزی که بعدا فهمیدم برای دوستام خسته‌کنندست. می‌نشستیم و سریال و کارتون تماشا می‌کردیم؛ از علاقه‌اش به پلنگ صورتی تا تماشای “لوک خوش‌شانس” به گویش کرمانجی، که همزمان برام ترجمه می‌کرد تا یاد بگیرم. تماشای مورد علاقه های من؛ سریال‌های کره‌ای، یا تماشای «Fairly OddParents» به ایتالیایی از K2. این سومین تولدیه که بدون پیام تبریک از طرفشه. تغییرات زیادی تو زندگیم اتفاق افتاده که ای کاش می‌تونستم براش تعریف کنم — از رشته‌ی جدید تحصیلیم، تجربیات کاریم، یک سال تمرین زبان ایتالیایی و روسی، تا خبر ماشینی که خریدم و مطمئنم از ذوق چشم‌هاش برق می‌زد. همیشه در جواب می‌گفت: «هیچ‌کس دختری مثل تو نداره. بهت افتخار می‌کنم، روله.» توی این سال‌ها، مامانم کسی بوده که هر روز تلاش کرده خوش حالم کنه، اضطرابم رو کمتر کنه و با تمام وجودش حمایتم کنه — نه فقط در این ۲۷ ماهِ سخت، بلکه در تمام عمرش. مرسی مامان💕 ۲۴ سالگی برام پر از تغییرات عمیق بود. سختی‌هایی که گذروندم، شخصیتم رو شکل دادن. دردناک بودن، ولی قوی‌ترم کردن. شاید آرزو می‌کردم این رشد در شرایط بهتری اتفاق می‌افتاد، ولی با تمام وجودم قدردانشم. به امید اینکه ۲۵ سالگی پر از اتفاق‌های خوب باشه… #رزگار_بابامیری #دختران_دادخواه

ژینۆ بیگ زاده بابامیری

30,966 Aufrufe • vor 1 Jahr

افتضاح پشت افتضاح ادعای رهبری یک کشور رو دارن، ولی همه جا تقلب می‌کنن. یه عده گفتن من دروغ می‌گم و امکان نداره بشه دو بار رای داد. این ویدئو رو ببینین که گرفتم. 4 تا پنجره گوگل کروم همزمان باز کردم (هر پنجره یه پروفایل جدید هست برای همین رنگ پنجره‌ها فرق داره - اینکه پروفایل مختلف باشن مهمه). در کمتر از 2 دقیقه 4 بار رای دادم. نیازی به دو دقیقه نبود البته و تو 10 ثانیه هم می‌شد 4 بار رای داد. فقط چون روند رو نشون می‌دادم و نتیجه رفرش رو هم می‌خواستم بهتون نشون بدم کمی طولانی‌تر شد. تو پنجره دوم و چهارم چند بار رفرش هم کردم که تو پنجره چهارم آپدیت شدن اعداد رو هم ببینین و بعدش امضا هم زدم. دلیل این کار ضعف فنی نیست. فردی که کوچک‌ترین آشنایی با سیستم‌های کامپیوتری و وبسایت و اینترت داشته باشه می‌تونه جلوی این قضیه رو بگیره ولی نگرفتن. چون می‌خوان از هر سیستم ده‌ها و صدها بار رای رو ثبت کنن که نتیجه عدد بزرگ‌تری باشه. ما یه مدت امضا کنندگان کارزار رفتن به غزه رو مسخره می‌کردیم نگو اینا از اونا شارلاتان‌ترن! این کاری که امیر اعتمادی و قاسمی‌نژاد دارن می‌کنن چوب حراج زدن به همون نیمچه آبروی باقیمانده رضا پهلویه. تهش می‌خوان یه گزارش بدن بگن 20 میلیون امضا کردن و پول خوبی به جیب بزنن. سال‌هاست دارن یه سری از مردم رو با این بازی‌ها سرگرم می‌کنن. بدون هیچ خروجی مشخصی. از این پروژه به اون پروژه. از این کارزار به اون کارزار. اما نتیجه صفر. این وسط فقط پول‌های میلیون دلاری جمع شده و هیچوقت حتی یک گزارش یک خطی از نحوه خرج کردن پول‌های جمع شده داده نشده. خوش به حال جمهوری اسلامی که این اپوزسیون رو داره به عنوان اپوزسیون خودش می‌فروشه.

نفوذی‌ها

285,725 Aufrufe • vor 1 Jahr

عزیزان، وقتی ماه‌هاست از عمو مارک‌لوین حرف می‌زنیم از چی حرف می‌زنیم دقیقاً اینجاست، دیشب ترامپ شیر خدا پستی رو در تروث‌سوشال منتشر کرد و تأکید کرد امشب حتماً برنامه‌ی عمو مارک‌لوین رو در فاکس‌نیوز ببینید، پس قبل از هر چیز اول توییت زیر عمو رو فیو و ریتوییت کنید، و بعد بخشی از سخنرانی بسیار بسیار درخشان عمو مارک‌لوین، این منصور حلاج‌زمانه در برنامه‌ی دیشب رو که ترجمه کردم بخونید/ببینید: «عزیزان، در برخورد با رژیم شیعه‌سانان رافضی، کل قضیه تهش میرسه به سه تا راهکار اصلی: عقب انداختن، مهار کردن، یا شکست دادن. حالا می‌خوام براتون توضیح بدم که چرا عقب انداختن و مهار کردن در نهایت جواب نمیده. اصلاً هدف ما چیه؟ اینکه برنامه هسته‌ای و غنی‌سازی روافض قحبه رو عقب بندازیم؟ مهارش کنیم؟ برای یه مدت کوتاه مهارش کنیم؟ برای ۲۰ سال؟ یا واسه همیشه؟ یا اینکه بیایم کلاً کار رو یک‌سره کنیم و با شکست دادن این رژیم پدرخراب، یعنی نابود کردن و کاییدنش به همه‌ تهدیدهایی که از دلش بیرون میاد پایان بدیم؟ قضیه وقتی جدی‌تر می‌شه که رژیمی مثل روافض هزارپدر، بنیادگرایی مذهبی رو با یه ایدئولوژی سیاسی رادیکال ترکیب می‌کنه. یعنی یه بنیادگرایی مذهبی بین‌المللی و انقلابی که معتقدن از طرف الله بهشون دستور داده شده و حکم می‌کنه که باید هر مانعی رو سر راهشون هست، با هر وسیله‌ی ممکن یا لازم از بین ببرن. این کسمغزای متوهم باور دارن تنها راهی که باعث ظهور امام دوازدهم می‌شه و تضمین می‌کنه که صلح، رفاه و احکام و اصول قرآن به درستی تو کل دنیا اجرا بشه، اینه که برن بقیه‌ی جاها رو فتح کنن و کافرها رو از بین ببرن. چند نفر از شما که الان دارید من رو نگاه می‌کنید، واقعاً باورتون می‌شه که یه تیکه کاغذ توافق با شیطان بزرگ یعنی آمریکا، می‌تونه جلوی این تفکر رو بگیره؟ واقعاً چند نفرتون این رو باور دارید؟ مشکل اصلی دقیقاً همین‌جاست. علمای پدرقحبه‌ی اسلامی که درباره‌ی این چیزها نوشتن و مینویسن، امام‌جمعه‌هایی که هر روز تو مساجدشون این کسشرا رو می‌گن، و رژیم پدرخراب شیعه‌سانان‌رافضی که تمام منابعش رو جمع کرده تا این تفکر رو ترویج بده، قبلاً به ما گفتن و همین الان هم دارن میگن که غرب باید فتح و نابود بشه. کشور ما بزرگترین مانع سر راهشونه و باید از بین بره. اونا اسرائیل رو بزرگترین تهدید فوری خودشون می‌دونن، چون تو منطقه خاورمیانه‌ست. از همه به قلب انقلاب کیری روافض نزدیک‌تره و جلوی متحد شدن نیروهای کسکش‌پدر مسلمان برای اون جهاد انقلابی که فکر می‌کنن حکم خداست رو گرفته. این رژیم اصلاً داره زندگی می‌کنه که فتح کنه، نابود کنه و بکشه تا به همون هدفی که بخاطرش به وجود اومده برسه، یعنی تنها دلیل بودنش. اونا هیچ‌وقت به هیچ توافقی که بخواد این انقلابِ به اصطلاح کیری خدایی‌شون رو محدود، مهار یا مدیریت کنه نمی‌تونن پایبند ‌بمونن. چون از نظر قحبه‌های رافضی، تن دادن به این کار یعنی نافرمانی از خدا و نابود کردن خودشون. واسه همین شریعت یه راهی رو برای توافق‌های فریب‌کارانه باز کرده تا بتونن ایمان و ایدئولوژی‌شون رو پیش ببرن و گسترش بدن. اسمش «تقیه» است. قبلاً هم درباره‌ش صحبت کردیم. تقیه. ای کاش همه تو وزارت امور خارجه، وزارت دفاع، شورای امنیت ملی، همه‌ی سفرا، فرستاده‌های ویژه و حتی همه‌ی اعضای کنگره از هر دو حزب، مجبور بودن حداقل یه دوره‌ی آموزشی درباره این موضوع بگذرونن. حداقل یه دوره. تقیه این اجازه رو میده که برای کارهایی مثل حفظ امت، دست به فریب‌کاری، پنهان‌کاری و این‌جور چیزها بزنن. تو قضیه‌ی رژیم شیعه‌سانان هزارپدر، یعنی حفظ خود انقلاب. هر کاری که لازمه بکن فقط انقلاب باید زنده بمونه و رشد کنه. ختم کلام. خب، حالا همه اینا یعنی چی؟ یعنی اینکه هدف اصلی رژیم شیعه‌سانان خدعه‌زاده‌ی رافضی، فقط و فقط بقا و زنده موندنه. ممکنه تو جنگ‌های نظامی رو ببازه، ممکنه زیرساخت‌های نظامی و صنعتی‌ش رو از دست بده، حتی ممکنه رهبران رده اول و رده دومش حذف بشن، اما ساختار این رژیم مادرخراب همون ایدئولوژی‌شه. همون انقلابه. این یعنی اون ساختار بنیادین سیاسی، مذهبی و حاکمیتی انقلاب کیری اسلامی زنده می‌مونه. درست مثل کمونیست‌های چین…»
4:25

Sensitive content

عزیزان، وقتی ماه‌هاست از عمو مارک‌لوین حرف می‌زنیم از چی حرف می‌زنیم دقیقاً اینجاست، دیشب ترامپ شیر خدا پستی رو در تروث‌سوشال منتشر کرد و تأکید کرد امشب حتماً برنامه‌ی عمو مارک‌لوین رو در فاکس‌نیوز ببینید، پس قبل از هر چیز اول توییت زیر عمو رو فیو و ریتوییت کنید، و بعد بخشی از سخنرانی بسیار بسیار درخشان عمو مارک‌لوین، این منصور حلاج‌زمانه در برنامه‌ی دیشب رو که ترجمه کردم بخونید/ببینید: «عزیزان، در برخورد با رژیم شیعه‌سانان رافضی، کل قضیه تهش میرسه به سه تا راهکار اصلی: عقب انداختن، مهار کردن، یا شکست دادن. حالا می‌خوام براتون توضیح بدم که چرا عقب انداختن و مهار کردن در نهایت جواب نمیده. اصلاً هدف ما چیه؟ اینکه برنامه هسته‌ای و غنی‌سازی روافض قحبه رو عقب بندازیم؟ مهارش کنیم؟ برای یه مدت کوتاه مهارش کنیم؟ برای ۲۰ سال؟ یا واسه همیشه؟ یا اینکه بیایم کلاً کار رو یک‌سره کنیم و با شکست دادن این رژیم پدرخراب، یعنی نابود کردن و کاییدنش به همه‌ تهدیدهایی که از دلش بیرون میاد پایان بدیم؟ قضیه وقتی جدی‌تر می‌شه که رژیمی مثل روافض هزارپدر، بنیادگرایی مذهبی رو با یه ایدئولوژی سیاسی رادیکال ترکیب می‌کنه. یعنی یه بنیادگرایی مذهبی بین‌المللی و انقلابی که معتقدن از طرف الله بهشون دستور داده شده و حکم می‌کنه که باید هر مانعی رو سر راهشون هست، با هر وسیله‌ی ممکن یا لازم از بین ببرن. این کسمغزای متوهم باور دارن تنها راهی که باعث ظهور امام دوازدهم می‌شه و تضمین می‌کنه که صلح، رفاه و احکام و اصول قرآن به درستی تو کل دنیا اجرا بشه، اینه که برن بقیه‌ی جاها رو فتح کنن و کافرها رو از بین ببرن. چند نفر از شما که الان دارید من رو نگاه می‌کنید، واقعاً باورتون می‌شه که یه تیکه کاغذ توافق با شیطان بزرگ یعنی آمریکا، می‌تونه جلوی این تفکر رو بگیره؟ واقعاً چند نفرتون این رو باور دارید؟ مشکل اصلی دقیقاً همین‌جاست. علمای پدرقحبه‌ی اسلامی که درباره‌ی این چیزها نوشتن و مینویسن، امام‌جمعه‌هایی که هر روز تو مساجدشون این کسشرا رو می‌گن، و رژیم پدرخراب شیعه‌سانان‌رافضی که تمام منابعش رو جمع کرده تا این تفکر رو ترویج بده، قبلاً به ما گفتن و همین الان هم دارن میگن که غرب باید فتح و نابود بشه. کشور ما بزرگترین مانع سر راهشونه و باید از بین بره. اونا اسرائیل رو بزرگترین تهدید فوری خودشون می‌دونن، چون تو منطقه خاورمیانه‌ست. از همه به قلب انقلاب کیری روافض نزدیک‌تره و جلوی متحد شدن نیروهای کسکش‌پدر مسلمان برای اون جهاد انقلابی که فکر می‌کنن حکم خداست رو گرفته. این رژیم اصلاً داره زندگی می‌کنه که فتح کنه، نابود کنه و بکشه تا به همون هدفی که بخاطرش به وجود اومده برسه، یعنی تنها دلیل بودنش. اونا هیچ‌وقت به هیچ توافقی که بخواد این انقلابِ به اصطلاح کیری خدایی‌شون رو محدود، مهار یا مدیریت کنه نمی‌تونن پایبند ‌بمونن. چون از نظر قحبه‌های رافضی، تن دادن به این کار یعنی نافرمانی از خدا و نابود کردن خودشون. واسه همین شریعت یه راهی رو برای توافق‌های فریب‌کارانه باز کرده تا بتونن ایمان و ایدئولوژی‌شون رو پیش ببرن و گسترش بدن. اسمش «تقیه» است. قبلاً هم درباره‌ش صحبت کردیم. تقیه. ای کاش همه تو وزارت امور خارجه، وزارت دفاع، شورای امنیت ملی، همه‌ی سفرا، فرستاده‌های ویژه و حتی همه‌ی اعضای کنگره از هر دو حزب، مجبور بودن حداقل یه دوره‌ی آموزشی درباره این موضوع بگذرونن. حداقل یه دوره. تقیه این اجازه رو میده که برای کارهایی مثل حفظ امت، دست به فریب‌کاری، پنهان‌کاری و این‌جور چیزها بزنن. تو قضیه‌ی رژیم شیعه‌سانان هزارپدر، یعنی حفظ خود انقلاب. هر کاری که لازمه بکن فقط انقلاب باید زنده بمونه و رشد کنه. ختم کلام. خب، حالا همه اینا یعنی چی؟ یعنی اینکه هدف اصلی رژیم شیعه‌سانان خدعه‌زاده‌ی رافضی، فقط و فقط بقا و زنده موندنه. ممکنه تو جنگ‌های نظامی رو ببازه، ممکنه زیرساخت‌های نظامی و صنعتی‌ش رو از دست بده، حتی ممکنه رهبران رده اول و رده دومش حذف بشن، اما ساختار این رژیم مادرخراب همون ایدئولوژی‌شه. همون انقلابه. این یعنی اون ساختار بنیادین سیاسی، مذهبی و حاکمیتی انقلاب کیری اسلامی زنده می‌مونه. درست مثل کمونیست‌های چین…»

Siavash

74,102 Aufrufe • vor 4 Monaten

ماه اوت سال ۲۰۱۹ با یه پاسپورت جعلی قاچاقی از جزیره میکونوس یونان به پاریس پرواز کردم و یه دوستی با ماشین من رو رسوند به شهر کلن آلمان. دو ماه و نیم تو یه کمپ موقت تو شهر اِسن بودم که یه ماه اولش با یه پسر ایرانی به اسم دانیل تو یه اتاق بودیم. خیلی پسر مشتی و باحالی بود و اصلا مشکلی نداشتیم. آرایشگر بود و موهای بچه ها رو کوتاه میکرد. تنها مشکل من این بود که دانیل شب‌ها خیلی خر و پف میکرد و من نمی‌توانستم بخوابم. بعضی شبها از صدای بلندش عصبی می‌شدم و می‌رفتم تو راهرو می‌شستم. بالاخره نگهبان‌های کمپ دلشون برام سوخت و مدیریت بهم یه اتاق جدا داد. بعد از مصاحبه‌م از اونجا به یه کمپ دیگه تو شهر راینه منتقل شدم. شاید بگم یکی از سخت ترین دوران زندگیم رو تو اون کمپ گذروندم. با سه تا پسر ایرانی هم اتاق بودم. دو تا آرش و اسماعیل. واقعا بچه های خوبی بودن ولی سبک زندگی من به اونها نمی‌خورد. اونها تقریبا هر شب تا دیر وقت عیش و نوش داشتن و من زود می‌خوابیدم و صبح‌ها ساعت ۶ بیدار میشدم و تو‌ کمپ می‌دویدم و ورزش میکردم. از طرفی هم شرایط زندگی تو کمپ خیلی مشابه زندگی تو کمپ اشرف بود. منظورم بخش زندگی جمعیش بود. اتاق خواب جمعی، سالن غذاخوری جمعی، حموم و توالت جمعی. این خیلی من رو آزار می‌داد. طوری که تو دسامبر ۲۰۱۹ دوچار افسردگی شدید شدم. تو عمرم، حتی با گذشت از اون همه بلا تو مجاهدین هیچ وقت افسرده نشده بودم. اما توی اون کمپ از درون احساس خفگی شدید می‌کردم. به خودم می‌گفتم من که از چنگ اون فرقه آزاد شدم و چی شد دوباره افتادم توی این وضعیت. هفته‌ای سه شب کابوس می‌دیدم که دوباره برگشتم تو مجاهدین و از شدت ترس بیدار میشدم. بعضی وقتها قلبم اینقدر تند می‌تپید احساس می‌کردم ممکنه الان سکته کنم. توی کمپ خیلی ساکت بودم و تلاش می‌کردم فقط با افراد سلام و علیک داشته باشم. هر روز کامپیوترم‌ رو بر‌ می‌داشتم و می‌شستم تو اتاق اینترنت و یا زبون آلمانی می‌خوندم و یا خرد خرد کتاب سرگذشت زندگیم رو می‌نوشتم. در ظاهر تلاش می‌کردم خودم رو محکم و سرحال نشون بدم ولی در درون داشتم خفه میشدم. انگار یکی گلوم رو از تو‌ گرفته بود و فشار می‌داد. چند شب زیر پتو از حال خودم گریه‌م گرفت و فقط تلاش می‌کردم گریه‌م رو غورت بدم تا هم اتاقی‌هام متوجه نشن. یه روز دیگه تاب نیاوردم و رفتم پیش یکی از کارکنان کمپ. یه مرد افغانی بود که سال‌های سال توی آلمان زندگی می‌کرد و با همسرش توی کمپ کار می‌کردن. بچه‌های ایرانی کمپ باهاش خیلی خوب بودن و برای احترام زیادی قائل بودن. من باهاش هیچ وقت صحبت نداشتم ولی از انرژیش احساس میکردم می‌تونم بهش اعتماد کنم. رفتم پیشش و درخواست صحبت کردم. من رو برد تو یه اتاق و نشستیم سر میز. گفت بگو پسرم چی شده؟ هر بار که دهنم رو باز میکردم صحبت کنم بغضم می‌گرفت و نمی‌تونستم. گفت کار من اینجا اینه که به تو کمک کنم و راحت حرف بزن. تو اون لحظه یه دفع بغضم ترکید و شروع به گریه کردم. دیگه نمی‌تونستم خودم رو نگه دارم و تو اون لحظه احساس کردم دیگه نیازی نیست خودم رو قوی نشون بدم. بعد از یه دقیقه گریه به خودم مسلط شدم و شروع کردم به تعریف زندگیم و شرایط توی فرقه مجاهدین و سختی‌هایی که کشیده بودم. تو کل ۲۰ دقیقه‌ای که من صحبت میکردم اون هیچ چی نگفت. وقتی تموم‌ شدم گفت یه دقیقه واستا. گوشیش رو در آورد و زنگ زد به مدیر کمپ. گفت پیش یکی از پناهنده‌ها هستم که داستانش فرق می‌کنه و اتاق تکی نیاز داره. بعد در جا من رو برد پیش دکتر کمپ. داستان من رو خلاصه به دکتر گفت و دکتره درجا برگشت بهم گفت که من مجاهدین رو میشناسم و می‌دونم چی کشیدی. گفت میتونم برات دارو تجویز کنم ولی فکر میکنم همین که اتاق تکی داشته باشی بهت کمک میشه که کمی آرامش‌ پیدا کنی. از اون به بعد و تا زمان شروع کرونا، من یه اتاق تکی داشتم. آرامش توی اتاق کمی بهم احساس راحتی دست داد. دیگه احساس خفگی نمی‌کردم. دقیقا همون دوران بود که با همسر فعلیم آشنا شده بودم و اون بهم یوگا و مدیتیشن یاد داد. روزی دو بار توی اتاقم می‌شستم و ۲۰ دقیقه مدیتیشن میکردم. رفتم توی باشگاه شهر ثبت نام کردم و کلا روحیه‌م عوض شد. یه طوری از درون انگار خودم یا همون اصالتم رو پیدا کردم. روزها تو‌ اتاقم می‌شستم و به گذشته‌م فکر میکردم و اینکه از چه سختی‌هایی عبور کردم. یه روز توی همین فکرها بودم‌ که یهو به ذهنم زد منی که از این همه سختی و بلا عبور کردم پس از هر چی هم بعدش بیاد می‌تونم عبور کنم. تصمیم گرفتم دیگه غصه آینده رو نخورم. و تا به امروز هم همینطور بوده. یک لحظه هم غصه اینکه قراره چی بشه و من چی میشم و آیا از پسش بر میام رو نخوردم. اطمینان دارم که بر میام. یه جوری شکست ناپذیر شدم تو زندگی. دیگه از چیزی نمی‌ترسم. زندگی زیباست✨🌷

Ray Torabi

26,451 Aufrufe • vor 1 Jahr

هشدار محتوای دلخراش رسانه‌ها در ایران از قتل جعفر شریعتی که با نام مهرداد نیویورک شناخته می‌شود خبر می‌دهند. قاتلان اعتراف کرده‌اند به طمع ثروت ۴ هزار میلیارد تومانی، او را به قتل رسانده‌اند. آرمان ملی نوشته راز قتل زمانی برملا می‌شود که اواخر سال گذشته، سه زن جوان در تهران، از مرد و زن جوانی که نطفه‌های آنها را به صورت اجاره‌ای در رحم‌شان نگهداری می‌کردند، شکایت کردند. یکی از شاکیان گفته بود مردی پولدار که از آمریکا به ایران آمده بود عنوان می‌کند که تمایل دارد در ایران ۲۰ پسر داشته باشد تا نام و یاد او را زنده نگه داشته و تمامی اموالش پس از مرگ او به آن‌ها برسد. دستمزد خوبی ارائه می‌دهد و در بیمارستانی خصوصی نطقه‌های زن و مرد پولدار به رحم آن‌ها منتقل و در این میان پنج پسر به صورت لقاح مصنوعی تولید می‌شوند. مدتی از زن و مرد خبری نمی‌شود و این زنان شکایت ثبت می‌کنند چرا که نگران بودند پس از تولد، نوزادان را به چه کسی تحویل دهند. بررسی ماموران پلیس نشان می‌دهد مهرداد نیویورک که خواننده لس‌آنجلسی بوده، در آمریکا همسر و دو پسر داشته به ایران می‌آید در شمال با خانمی جوان ازدواج می‌کند و پس از ماجرای رحم‌های اجاره‌ای به صورتی مشکوک، مفقود می‌شود. گفته شده او املاک زیادی در چند شهر مازندران، ثروتی هنگفت در آمریکا و ایران دارد. در تحقیقات پلیس مشخص می‌شود همسر تازه نقشی در مفقودی نداشته و جعفر شریعتی از ایران خارج نشده است. سپس مدرکی به دست می‌آید که مقداری از اموال مهرداد نیویورک به نام صاحب دفتر ثبت اسنادی در تهران زده شده است. صاحب دفتر اسناد مدعی می‌شود ملکی خریده و در دبی به دلار پرداخت کرده است. اما در ادامه تحقیقات مشخص می‌شود او با دختر سرایدار مهرداد نیویورک ارتباط داشته است. گویا دختر این سرایدار بنا بوده با مهرداد نیویورک ازدواج کند که متوجه می‌شود او زن دیگری را انتخاب کرده است. پس از بازداشت سرایدار و دخترش، ماموران متوجه می‌شوند آن‌ها دو قاتل اجیر کرده و مهرداد نیویورک را به قتل رسانده‌اند. رکنا گزارش داده قاتلان اجیر شده بازداشت و اعتراف می‌کنند بعد از قتل جنازه را مثله کرده و در بیابان‌های دماوند آتش‌زده‌اند و حتی پلاتین‌هایی که در بدن او بوده را نیز برداشته‌اند. رکنا همچنین از اینکه قاتلان جعفر شریعتی را ده روز گروگان گرفته، شکنجه داده و به دفترخانه برده می‌شود تا اموالش را به نام سردفتر منتقل کنند نوشته و اینکه قاتلان از ترس لو رفتن تصمیم به قتل می‌گیرند. نوزادهای رحم‌های اجاره‌ای نیز در نهایت به مادرشان، همسر جوان دوم و اهل شمال تحویل داده می‌شوند.

اتاق خبر منوتو

55,891 Aufrufe • vor 1 Jahr

فسادی بنام #فاند_گیت که هرگز نمیگذاریم خاموش شود! پروژه ی مسیح علینژاد-مینا خانی-شاهد علوی-نازنین بنیادی با پروموت کردن شیرین عبادی و فیروز نادری! بخوانید: پروژه «ما شهروندان دیجیتال» یه کمپین بود که توسط مسیح تو سال ۲۰۱۸-۲۰۱۹ معرفی شد. این پروژه با حمایت سازمان آمریکایی «خانه آزادی» (Freedom House) راه‌اندازی شد و هدفش رو تو وب‌سایتشون اینگونه اعلام کردند: کمک به ایرانی‌ها برای شناخت و مقابله با اطلاعات گمراه‌کننده و جعلی تو حوزه‌های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، و جلوگیری از پخش شدن ناخواسته اخبار نادرست،دقیقا همچو فساد Disinfo مریم معمار صادقی که منجر به اخراج او شد! مسیح علینژاد و شاهد علوی و نازنین بنیادی و میناخانی که هیچکدام در این امر تخصصی نداشتند، تو ویدیویی که ۱۶ دسامبر ۲۰۱۸ منتشر کردن، گفتن که این کمپین می‌خواد تهدیدهای اینترنتی رو شناسایی و خنثی کنه و به مردم یاد بده چطور اخبار جعلی رو تشخیص بدن. شاهدعلوی اشاره کرد که یه گروه از «دوستان ایرانی خوش‌فکر و فنی» پشت این پروژه هستن، ولی هیچ‌وقت اسم این افراد یا مدیرای اصلی کمپین رو نگفتند و علینژاد هم تو جواب سوالای مردم درباره بودجه و جزئیات، گفت: که کنجکاوی درباره این چیزا کار «حکومت دیکتاتوری» برای خراب کردن بحثه و اطلاعات بیشتری نداد!!!! -شباهت به پروژه‌های دیگه: این پروژه را با «ایران دیس‌اینفو» (Iran Disinformation Project) که وزارت خارجه آمریکا حمایت مالی‌ش می‌کرد مقایسه کردیم ، چون هر دو قرار بود با پروپاگاندا و اخبار جعلی مقابله کنند اما ایران دیس‌اینفو به جنجال کشیده شد، چون به‌جای هدف اعلام‌شده‌ش، بیشتر به فعالای مخالف سیاست‌های آمریکا حمله می‌کرد و بجای تاسیس یک مجموعه ی هدفمند و مکانیزم مشخص در این راه،با ساخت چهار اکانت توییتری به مخالفان رژیم اخوندی و سیاست های امریکا حمله ور شد، این شباهت باعث شد سوالایی درباره نیت واقعی «ما شهروندان دیجیتال» پیش بیاد. -ابهامات و انتقادات یکی از بزرگ‌ترین انتقادها به این پروژه این بود که شفافیت نداشت. نه اسم گرداننده‌ها معلوم شد، نه مشخص شد بودجه‌ش دقیقاً از کجا میاد و چقدره و با عدم مشخصات واقعی پولها خرج چه اهدافی میشود، علینژاد و علوی فقط گفتن که «خانه آزادی» پشتشه، ولی جزئیات قرارداد یا افراد کلیدی رو فاش نکردن. این موضوع باعث شد بعضی‌ها فکر کنن پروژه بیشتر یه ابزار سیاسیه تا یه حرکت واقعی برای آموزش مردم. -سرنوشت پروژه: بعد از رونمایی اولیه و چند لایو اینستاگرامی (مثل یکی که قرار بود ۲۱ آذر ۹۸ برگزار بشه)، فعالیت چشمگیری از این کمپین دیده نشد و به نظر می‌رسه کم‌کم برچیده شده و هزینه ها علیرغم ریخت و پاش ها فقط به اسم مردم ایران نوشته شد اگه بخوام ساده بگم: این پروژه قرار بود به ایرانی‌ها کمک کنه تو دنیای دیجیتال گول اخبار جعلی رو نخورن، ولی به‌خاطر ابهام تو مدیریت و بودجه‌ش، بیشتر به‌عنوان یه حرکت جنجالی دیده شد تا پس از آن هیچ پروژه ای در این راستا تا مدتی بر قرار نگردد. علینژاد جدا از غرامت ۳/۳ میلیون دلاری چیزی حدود هشتصد هزار دلار نیز طبق اسناد تا این لحظه فاند گرفته و البته پروژه های اینچنین که ارقامشان مشخص نیست به اسامی و بهانه ای بنام #ایران و مردمانش! سوال:ایا اگر بخواهیم وس از هشت سال بدانیم نتیجه و البته جزییات را بگویند محکوم به دیکتاتور بودن میشویم؟ #پسرعاقل_نوح #غرامت_گیت Marco Rubio Department of Government Efficiency Elon Musk Saghivr HF

پسر عاقل نوح

70,324 Aufrufe • vor 1 Jahr

عزیزان عزیزان عزیزان، تا می‌تونید این توئیت عمو مارک‌لوین رو [توئیت زیر] ریتوئیت، لایک و منشن بذارید که تمام تایملاین‌های عالم رو فرا بگیره. نمی‌دونید عموی عزیزم «مارک‌لوین» که حتی لقب منصور حلاج زمانه هم حق مطلب رو در خصوص این ابرمرد ادا نمی‌کنه، دیشب توی برنامه‌ش در فاکس‌نیوز چه سخنرانی غرا، پرشور و درخشانی در انجام داده،باور نکردنی. بخش‌هایی از صحبت‌های این کاوه‌ی آهنگر آمریکایی‌ها که یک‌ تنه پرچم دفاع از مردم ایران رو دست گرفته: «می‌خوام با شما درباره‌ی مردم صحبت کنم، مردم ایران. ۹۲ میلیون نفر که اکثریت قاطع اونها خواهان زندگی در آزادی هستند. می‌خوام از انسانیت بگم. از ارزش‌ها و باورهای یهودی مسیحی. شاید بعضی از شما امروز به کلیسا یا معبد رفته باشید، یا صرفاً دارای این باورهای اخلاقی باشید. شاید اون‌ها رو یاد گرفته‌ باشید یا به صورت شهودی درکشون می‌کنید. اینکه تفاوت درست و غلط و خیر و شر رو می‌دونید. پس می‌خوام درباره‌ی ده‌ها میلیون نفر در ایران صحبت کنم که ۴۷ ساله با اون‌ها مثل حیوون رفتار شده. کسانی که زندانی، شکنجه، مورد تجاوز واقع شده و ده‌ها هزار نفرشون به قتل رسیدن. کسانی که به اون‌ها گفته شده چه نوع موسیقی‌ رو می‌تونن یا نمی‌تونن گوش بدن. می‌خوام درباره‌ی زنان جوان بگم، دختران، خواهران و مادران در ایران که مجبور به پوشندن سر خود هستند و هیچ حقی ندارند، چه برسه به حقوق برابر و در معرض بدترین سوءرفتارها قرار می‌گیرن. می‌خوام از جوونا بگم. جوونای ایران که می‌خوان از جوونی‌شون لذت ببرند، چیزهای جدید و شاد رو تجربه کنند و یاد بگیرن، اما توسط پلیس مخفی رژیم شیعه‌سانان رافضی هزارپدر بازداشت می‌شن و بدون محاکمه عمدتاً در خفا اعدام می‌شن. می‌خوام درباره‌ی کسانی در کشور خودمون آمریکا صحبت کنم که خودشون رو لیبرال، فعال حقوق بشر یا مدافع آزادی‌های مدنی می‌نامند، اما کوچکترین اهمیتی به هیچ‌کدوم از اینها نمی‌دن. قرمساق‌هایی که اعتراض نمی‌کنند و نخواهند کرد، چون حزب دموکرات قرمدنگ یا جریان سیاسی که بهش تعلق دارند، مارکسیست‌ها و اسلام‌گرایان قحبه‌زاده، اونقدر از آمریکا و اسرائیل متنفرند که ترجیح می‌دن ده‌ها هزار ایرانی دیگه به شکلی وحشتناک بمیرند، اما شاهد اون نباشند که کشور ما این رژیم حرومزاده‌ی آدم‌کش رو شکست می‌ده. این جاکش‌ها در خیابون‌ها نیستند. راهپیمایی نمی‌کنند. رهبران مذهبی کجان؟ بعضی‌شون هستند، اما بقیه‌شون کجان قحبه‌ها؟ صداشون رو نمی‌شنوم. شما می‌شنوید؟ می‌خوام از سکوت گروه‌های موسوم به فمینیست بگم که چنان با چپ‌گرایان افراطی و رادیکال گره خوردن که حتی یک کلمه درباره‌ی آزار و تجاوز گسترده به زنان و دختران توسط رژیم هزارپدر شیعه‌سانان رافضی نگفتن‌. هیچی! می‌خوام درباره‌ی کسایی صحبت کنم که می‌گن تهدید هسته‌ای رژیم قحبه‌زادهی روافض قریب‌الوقوع نبود، می‌گن که این یک جنگ انتخابیه، می‌گن که این یک جنگ غیرقانونیه و کسشرایی از این دست. این قرمساق‌های دیوث ذره‌ای حتی به اندازه‌ی یک ارزن اهمیت نمی‌دن که نه تنها در حال کمک کردن و آرامش دادن به این دشمن هولناک هستند، بلکه این دشمن پدرقحبه رو تشویق می‌کنند تا قتل‌عام کنه، اعدام کنه، تجاوز کنه، شکنجه کنه و کارهایی رو انجام بده که رژیم‌های آدم‌کش انجام می‌دن. هیچ چیز، تکرار می‌کنم هیچ چیز شرافتمندانه یا برحقی در مورد هیچ‌کدوم از این گروه‌ها‌ی قحبه یا این افراد سراسر شرارت و تباهی وجود نداره. و در مورد آمریکایی‌هایی که یا ساکتن یا بدتر از اون، تظاهر می‌کنن که این نسل‌کشی در حال اتفاق افتادن نیست، و یا با وجود اینکه می‌دونن در حال وقوعه، با بی‌تفاوتی ازش می‌گذرن. ننگ بر قرمساق‌هایی که این‌طوری فکر می‌کنن. ننگ بر اون قرمدنگ‌هایی که اعتراض نمی‌کنند. ننگ بر جاکشایی که اقدام نمی‌کنند، مخصوصاً اونایی که در جایگاهی هستند که می‌تونن کاری انجام بدن و نمی‌دن. …مردم ایران‌ آزادی‌شون را می‌خوان و می‌خوان زندگی‌شون را پس بگیرن. رژیم آدم‌کش و تروریست هزارپدر روافض رو بگایید، مردم ایران رو آزاد کنید و به هر نوع تهدید توسعه هسته‌ای و آبگرمکن‌های بالستیک در آینده پایان بدید. آیا این اتفاق خوبی برای مردم شریف ایران، برای مردم آمریکا، برای مردم خاورمیانه و کل دنیا نیست؟ ممکنه هزاران دلیل برای کمک نکردن به این مردم و اقدام نکردن وجود داشته باشه و شک ندارم که این دلایل ردیف شده و ارائه شدن. اما یک دلیل وجود دارد که بر همه‌ی اینا برتری داره. دلیلی که از همه اون‌ها مهم‌تره: انسانیت. اراده‌ی بشریت. الان اون بهونه رو نداریم. با تکنولوژی مدرن ما می‌دونیم تو اون کشور چه می‌گذره. ما کشتار مردم عادی رو در اینترنت دیدیم‌ و نگاه کردن به اونا سخته. بیایید اون اشتباه رو تکرار نکنیم.»

Siavash

148,704 Aufrufe • vor 4 Monaten

توئیت #مارک‌لوین رو ریتوئیت کنيد، پخش‌ حداکثری 🙏 دیشب توی برنامه‌ش در فاکس‌نیوز سخنرانی پرشور و درخشانی در انجام داد. بخش‌هایی از صحبت‌های این مرد باشرافت آمریکایی‌ها که یک‌ تنه پرچم دفاع از مردم ایران رو دست گرفته: «می‌خوام با شما درباره‌ی مردم صحبت کنم، مردم ایران. ۹۲ میلیون نفر که اکثریت قاطع اونها خواهان زندگی در آزادی هستند. می‌خوام از انسانیت بگم. از ارزش‌ها و باورهای یهودی مسیحی. شاید بعضی از شما امروز به کلیسا یا معبد رفته باشید، یا صرفاً دارای این باورهای اخلاقی باشید. شاید اون‌ها رو یاد گرفته‌ باشید یا به صورت شهودی درکشون می‌کنید. اینکه تفاوت درست و غلط و خیر و شر رو می‌دونید. پس می‌خوام درباره‌ی ده‌ها میلیون نفر در ایران صحبت کنم که ۴۷ ساله با اون‌ها مثل حیوون رفتار شده. کسانی که زندانی، شکنجه، مورد تجاوز واقع شده و ده‌ها هزار نفرشون به قتل رسیدن. کسانی که به اون‌ها گفته شده چه نوع موسیقی‌ رو می‌تونن یا نمی‌تونن گوش بدن. می‌خوام درباره‌ی زنان جوان بگم، دختران، خواهران و مادران در ایران که مجبور به پوشندن سر خود هستند و هیچ حقی ندارند، چه برسه به حقوق برابر و در معرض بدترین سوءرفتارها قرار می‌گیرن. می‌خوام از جوونا بگم. جوونای ایران که می‌خوان از جوونی‌شون لذت ببرند، چیزهای جدید و شاد رو تجربه کنند و یاد بگیرن، اما توسط پلیس مخفی رژیم شیعه‌سانان رافضی هزارپدر بازداشت می‌شن و بدون محاکمه عمدتاً در خفا اعدام می‌شن. می‌خوام درباره‌ی کسانی در کشور خودمون آمریکا صحبت کنم که خودشون رو لیبرال، فعال حقوق بشر یا مدافع آزادی‌های مدنی می‌نامند، اما کوچکترین اهمیتی به هیچ‌کدوم از اینها نمی‌دن. قرمساق‌هایی که اعتراض نمی‌کنند و نخواهند کرد، چون حزب دموکرات قرمدنگ یا جریان سیاسی که بهش تعلق دارند، مارکسیست‌ها و اسلام‌گرایان قحبه‌زاده، اونقدر از آمریکا و اسرائیل متنفرند که ترجیح می‌دن ده‌ها هزار ایرانی دیگه به شکلی وحشتناک بمیرند، اما شاهد اون نباشند که کشور ما این رژیم حرومزاده‌ی آدم‌کش رو شکست می‌ده. این جاکش‌ها در خیابون‌ها نیستند. راهپیمایی نمی‌کنند. رهبران مذهبی کجان؟ بعضی‌شون هستند، اما بقیه‌شون کجان قحبه‌ها؟ صداشون رو نمی‌شنوم. شما می‌شنوید؟ می‌خوام از سکوت گروه‌های موسوم به فمینیست بگم که چنان با چپ‌گرایان افراطی و رادیکال گره خوردن که حتی یک کلمه درباره‌ی آزار و تجاوز گسترده به زنان و دختران توسط رژیم هزارپدر شیعه‌سانان رافضی نگفتن‌. هیچی! می‌خوام درباره‌ی کسایی صحبت کنم که می‌گن تهدید هسته‌ای رژیم قحبه‌زادهی روافض قریب‌الوقوع نبود، می‌گن که این یک جنگ انتخابیه، می‌گن که این یک جنگ غیرقانونیه و کسشرایی از این دست. این قرمساق‌های دیوث ذره‌ای حتی به اندازه‌ی یک ارزن اهمیت نمی‌دن که نه تنها در حال کمک کردن و آرامش دادن به این دشمن هولناک هستند، بلکه این دشمن پدرقحبه رو تشویق می‌کنند تا قتل‌عام کنه، اعدام کنه، تجاوز کنه، شکنجه کنه و کارهایی رو انجام بده که رژیم‌های آدم‌کش انجام می‌دن. هیچ چیز، تکرار می‌کنم هیچ چیز شرافتمندانه یا برحقی در مورد هیچ‌کدوم از این گروه‌ها‌ی قحبه یا این افراد سراسر شرارت و تباهی وجود نداره. و در مورد آمریکایی‌هایی که یا ساکتن یا بدتر از اون، تظاهر می‌کنن که این نسل‌کشی در حال اتفاق افتادن نیست، و یا با وجود اینکه می‌دونن در حال وقوعه، با بی‌تفاوتی ازش می‌گذرن. ننگ بر قرمساق‌هایی که این‌طوری فکر می‌کنن. ننگ بر اون قرمدنگ‌هایی که اعتراض نمی‌کنند. ننگ بر جاکشایی که اقدام نمی‌کنند، مخصوصاً اونایی که در جایگاهی هستند که می‌تونن کاری انجام بدن و نمی‌دن. …مردم ایران‌ آزادی‌شون را می‌خوان و می‌خوان زندگی‌شون را پس بگیرن. رژیم آدم‌کش و تروریست هزارپدر روافض رو بگایید، مردم ایران رو آزاد کنید و به هر نوع تهدید توسعه هسته‌ای و آبگرمکن‌های بالستیک در آینده پایان بدید. آیا این اتفاق خوبی برای مردم شریف ایران، برای مردم آمریکا، برای مردم خاورمیانه و کل دنیا نیست؟ ممکنه هزاران دلیل برای کمک نکردن به این مردم و اقدام نکردن وجود داشته باشه و شک ندارم که این دلایل ردیف شده و ارائه شدن. اما یک دلیل وجود دارد که بر همه‌ی اینا برتری داره. دلیلی که از همه اون‌ها مهم‌تره: انسانیت. اراده‌ی بشریت. الان اون بهونه رو نداریم. با تکنولوژی مدرن ما می‌دونیم تو اون کشور چه می‌گذره. ما کشتار مردم عادی رو در اینترنت دیدیم‌ و نگاه کردن به اونا سخته. بیایید اون اشتباه رو تکرار نکنیم.» #JavidShah‌‌‌‌‌

آوای ایران

19,876 Aufrufe • vor 4 Monaten

بخش هایی از مصاحبه ی صدیقه وسمقی: ‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️ مجری: الان آقای پهلوی به عنوان چهره آلترناتیو در خارج از ایران مطرح شده و در داخل ایران هم پایگاه اجتماعی داره؛ حالا کم یا زیاد اندازه‌اش، درصدش رو نمی‌دونیم، ولی به هر حال صحبت‌های خود ایشونم اینه که منو در خیابان‌های ایران صدا کردن و خب به هر حال شعارهایی هم بود که در حمایت از ایشون بود. این چقدر این هم‌بستگی می‌تونه در بین داخل و آقای پهلوی اصلاً اتفاق بیفته؟ وسمقی: ببینید مشکلی که وجود داره این هست که جریان طرفدار آقای پهلوی، جریان پادشاهی‌خواهه‌. ببینید نظام پادشاهی، ما ازش سال ۵۷ عبور کردیم. نهاد پادشاهی و نهاد روحانیت، دو نهاد سنتی هستند که همیشه در طول قرن‌ها و هزاره‌ها با همدیگه رقابت داشتن. دو تا قدرت بودن که همیشه با همدیگه رقابت کردن، گاهی با هم سازش کردن، قدرتو تقسیم کردن، گاهی یکی قدرتو به دست آورده. خب ما به نظرم دیگه الان بعد از جمهوری اسلامی باید از این دو نهاد سنتی که هر دو هم در واقع نهادهای استبدادی هستن، باید بتونیم عبور بکنیم.ما سال ۵۷ از نهاد سلطنت عبور کردیم، گذاشتیمش کنار؛ هرچند از استبداد عبور نکردیم. خب نهاد روحانیت که در کمین بود و رقیب نهاد پادشاهی بود، قدرتو به دست گرفت و مردم ایران در اون زمان هنوز اون توانمندی رو برای اینکه نهاد روحانیت رو هم مثل نهاد سلطنت کنار بذارن و پس بزنن، نداشتن. این توانمندی به تدریج به وجود اومده و الان مردم می‌خوان که این نهاد سنتی استبدادی رو هم کنار بذارن. حالا طرفداران آقای پهلوی پادشاهی‌خواهند. نهاد پادشاهی یک نهاد سنتیست؛ هیچ‌وقت انتخابی نبوده، هیچ‌وقت دموکراتیک نبوده. یک نهادیست که خب می‌دونین، شما در تاریخ نگاه کنین در ایران و همه نقاط جهان، پادشاهان با زور اومدن. هر سلسله‌ای اومده، سلسله دیگری رو با زور کنار گذاشته و خودش نشسته و هیچ‌وقت مردم دخالتی نداشتن که مثلاً بیان و پادشاهان رو انتخاب بکنن. من تعجب می‌کنم که بعد از این تجربه‌های فراوان و رنج‌های فراوان، خون‌های زیادی که ما دادیم، ما می‌خوایم دوباره به جای پیدا کردن یک راه سوم و بنیان گذاشتن یک نهاد سوم، باز بیاییم برگردیم به نهاد پادشاهی که یک نهاد به هر حال کهنه و قدیمیست و ذاتشم استبداد داره. چرا؟ چون متمرکز بر فرده. ما مردم در دوره‌ای الان داریم زندگی می‌کنیم که خواهان حقوق بشریم، خواهان به رسمیت شناختن حقوق فردی هستیم، برای خودمون حق انتخاب قائلیم. چرا باید با اعطای یک قدرت مادام‌العمر به یک فرد، به یک خانواده و به یک خاندان، حق انتخاب رو برای همیشه از خودمون و از آیندگانمون سلب بکنیم؟ اگه نسل بعدی اومدن و گفتن که چرا شما این کارو کردید؟ ما نمی‌خوایم مثلاً این حکومت رو، حکومت فردی رو، چه بهش خواهیم گفت؟ اگر که سال ۵۷ مردم نهاد سلطنت رو کنار گذاشتن و از اون چاه افتادن تو چاه بعدی یعنی باز هم نهاد روحانیت، و حالا می‌خوان اونو کنار بذارن، آیا ما نباید از این تجربه‌ها درس بگیریم؟ به نظر من مردم به خاطر اینکه به استیصال رسیدن، مردم به خاطر عملکرد بسیار ناگوار و ناهنجار جمهوری اسلامی، دنبال یک مفری می‌گردن، دنبال یک راه نجات می‌گردن و خب سرمایه‌گذاری زیادی شده روی آقای پهلوی از لحاظ تبلیغاتی و غیره که ایشون به یک آلترناتیو و بدیل تبدیل بشه. حالا خیلی‌ها هم تصورشون اینه که میشه به این ترتیب از جمهوری اسلامی گذر کرد. اما کسانی که نظام پادشاهی رو نظام مناسبی برای آینده ایران نمی‌دونن، نمی‌تونن کنار این جریان بایستن. کسانی که خواهان استقلال ایرانن و نمی‌خوان که یک حکومت به وسیله قدرت‌های خارجی بر مردم ایران تحمیل بشه، نمی‌تونن کنار این جریان بایستن. این جریان متأسفانه این مشکلات رو داره. من می‌دونم ممکنه از این حرفای من هم این افراد ناراحت بشن، اما ما به فکر ایران و نجات ایران هستیم. به نظر من ما همهمون سرمایه‌هامون رو باید صرف ایران بکنیم نه اشخاص. خب اگر اشخاصی به آقای پهلوی علاقه دارن، در آینده وقتی که نظامی برای ایران، به قد و قواره ایران برای دموکراسی و آزادی در ایران به وسیله اندیشمندان و نخبگان این کشور ترسیم شد، تعیین شد، هر کسی بیاد انتخاب بشه توسط مردم برای یک مدت موقتی اداره کشور رو به دست بگیره، ولو آقای پهلوی باشه، دیگران باشن، به انتخاب ملت. خب این اشکالی نداره. ولی اینکه به خاطر علاقه به یک شخص یا به یک خانواده ما بیاییم یک نظام سیاسی برای ایران تعریف بکنیم که ممکنه آیندگان باز هم مخالفت بکنن و ایراد بگیرن و اونا به دردسر بیفتن، من این رو مناسب نمی‌دونم. من همیشه این جمله رو میگم که ما باید ساختار سیاسی آینده ایران رو به قد و قواره این کشور ببریم و بدوزیم، نه به قد و قواره یک شخص و فرد. ۱/۲

آرش یوسفی -ARASH

32,920 Aufrufe • vor 7 Monaten

می‌فهمید تو ۲۴ ساعت گذشته چه اتفاقی افتاد؟ توماس مسی، نماینده‌ای که بیش از ده سال در یک حوزه امن جمهوری‌خواه در کنتاکی حضور داشت، یکی از سنگین‌ترین و پرهزینه‌ترین انتخابات مقدماتی تاریخ آمریکا را باخت؛ انتخاباتی که گفته می‌شود بیش از ۳۰ میلیون دلار برای حذف او هزینه شد. گروه‌هایی مثل AIPAC و RJC، به‌همراه چهره‌هایی مثل میریام ادلسون و پل سینگر، همگی علیه او وارد میدان شدند؛ نماینده‌ای که علناً از نفوذ لابی‌ها، جنگ‌های تغییر رژیم و کمک‌های خارجی انتقاد می‌کرد و حتی رأی‌گیری درباره پرونده‌های اپستین را جلو برده بود. رقیبش، «اِد گال‌رین» — نیروی سابق نیروی دریایی آمریکا و مورد حمایت ترامپ — پیروز شد. و بعد از شکست، مسی با طعنه گفت: «زودتر می‌اومدم، ولی باید به رقیبم زنگ می‌زدم تا شکست رو قبول کنم و یه کم طول کشید پیداش کنم تو تل‌آویو.» اما ماجرا فقط به شکست انتخاباتی ختم نشد. حالا «سینتیا وست»، دوست‌دختر سابق مسی، علناً علیه او صحبت کرده و مدعی شده یکی از دلایلی که تصمیم گرفته حرف بزند، ارتباطات مالی و سیاسی مسی با افراد و شبکه‌های مرتبط با ایران و لابی‌های اسلامی بوده است. او می‌گوید مسی درباره «ارتباطات ایرانی‌اش» با او صحبت کرده بود و وقتی کمک‌های مالی کمپین او را بررسی کرده، متوجه شده افراد و گروه‌های نزدیک به جریان‌های ضداسرائیلی و حامی فلسطین از او حمایت مالی می‌کنند. در همین حال، «رندی فاین»، نماینده جمهوری‌خواه کنگره، هم گفته سینتیا وست سال گذشته در یک رویداد جمهوری‌خواهان در فلوریدا شخصاً به او نزدیک شده و درباره مسی هشدار داده بود. فاین می‌گوید وست به او گفته مسی «رفتارهای عجیب و نامناسب» داشته، از موقعیت سیاسی‌اش سوءاستفاده کرده و حتی مدعی شده او ارتباطات مستقیمی با ایران دارد. فاین همچنین گفته وست ادعا کرده مسی بعد از شروع رابطه‌شان، برای او یک موقعیت شغلی با بودجه مالیات‌دهندگان در دفتر «ویکتوریا اسپارتز» فراهم کرده و بعد از پایان رابطه، او را از آن موقعیت کنار گذاشته‌اند. در بخش دیگری از این ماجرا، نام «جو کیانی» هم مطرح شده؛ مدیرعامل شرکت فناوری پزشکی «ماسیمو»، میلیاردر ایرانی‌تبار و حامی مالی بزرگ دموکرات‌ها که طبق گزارش‌ها، در مه ۲۰۲۵ یک مراسم جذب کمک مالی برای مسی برگزار کرده که حدود ۱۰۰ هزار دلار جمع‌آوری کرده است. منتقدان می‌گویند مسی در همان مراسم هم علیه اسرائیل صحبت کرده بود. کیانی پیش‌تر میلیون‌ها دلار به پروژه‌ها و کمپین‌های دموکرات‌ها کمک کرده، به شورای مشاوران علمی بایدن منصوب شده و شرکتش نیز میلیون‌ها دلار قرارداد دولتی دریافت کرده بود. وست همچنین تصویری از خودش و مسی منتشر کرده تا ثابت کند رابطه آن‌ها واقعی بوده؛ رابطه‌ای که فقط چند ماه بعد از مرگ همسر ۳۰ ساله مسی آغاز شده بود. حالا منتقدان می‌گویند کسی که سال‌ها خودش را چهره «اول آمریکا»، مخالف نفوذ خارجی و دشمن لابی‌ها معرفی می‌کرد، حالا خودش با اتهام دریافت حمایت مالی از همان شبکه‌هایی روبه‌رو شده که مدام علیه‌شان صحبت می‌کرد. و در نهایت، پیامی که خیلی‌ها از این ماجرا گرفتند این بود: اگر خودت هم به همان بازی متهم شوی، سقوطت حتی سریع‌تر خواهد بود.

RoyalLionSun

27,286 Aufrufe • vor 4 Monaten

🔴#فوری سربدار شدن و شهادت مجاهد خلق مهدی خانکی توسط قضاییه جلادان مجتبی خامنه‌ای سفاک بامداد چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۵ سوگند مجاهد خلق #مهدی_خانکی- تیر۱۴۰۴ با درود و سلام به شیر همیشه بیدار و مهر تابان ایران‌زمین و مجاهدان دلاور که عهد بستند که تا خشت آخر این حاکمیت پلید و سفیانی را ویران کنند. #مجاهدین_خلق بیشتر⬇️ من به‌عنوان یک کانون شورشی مجاهد خلق از خاک اسیر میهنمان ایران به بهانه محرم و بنا به سنت دیرینه مجاهدین خواستم بگم که برای آزادی، عدالت و رهایی ایران همانند خواهران و برادرانم سوگند یاد می‌کنم حاضر حاضر حاضر به امید دیدار شما عزیزان دوست داشتنی عهد نامه مجاهد خلق مهدی خانکی - شهریور۱۴۰۳ بنام خدا و به‌نام خلق قهرمان ایران ۴۵سال است که این دیار به جز رنج و عذاب چیز دیگری به خود ندیده است. شادی رخت بسته و عزا و ماتم جایش را گرفته. از روزی که خمینی دجال قدم شومش را در این میهن گذاشت جز ریختن خون مظلوم این سرزمین چیزی به خود ندید. از کشتار مردم کردستان تا دهه وحشتناک و سیاه ۶۰ تا امروز که رژیم در محاصره سلسله قیامهای مردم ایران قرار گرفته، کشتار و شکنجه و تجاوز چشم درآوردن و. کار این جماعت وحشی و خونخوار است. تو افسانه‌ها میخوندیم که ضحاک جوانان را می‌کشت یا فرعون نوزادان را می‌کشت تا موسی علیه‌السلام را از بین ببرد. حال امروز این داستانهای تاریخی و افسانه‌ای را در این رژیم اهریمنی می‌بینیم. خامنه‌ای حرامزاده برای حفظ حکومت شیطانیش به بهانه تار مویی، دختران این سرزمین را می‌کشد چرا که به‌خوبی می‌داند که به دست همین زنان و دختران نابود خواهد شد و ایران به دست این شیرزنان آزاد خواهد شد. هر چقدر دشمن بی‌شرافت و بزدل و پست فطرت است زنان ایرانی شجاع، محکم و استوار و پاکدامنند. ثانیه‌ای فکر کردن به ظلم های این رژیم پلید شیطانی موهای آدم رو به یکباره سفید می‌کند کمر صاف را به یکباره خم می‌کند و جوانی به یکباره پیر می‌شود. از شکنجه‌ها و تجاوز ها و اعدامها در دهه ۶۰ تا امروز از ظلمی که به زندانیان مقاوممان رفت. چه بسیار خواهرانم که در دهه ۶۰ با طفل بدنیا نیامده خود اعدام و تیرباران شدند. چه بسیار خواهرانم که جنین‌شان را در زیر شکجه‌های وحشیانه شیاطین از دست دادند. چه بسیار برادرانی که فرزندانشون در سنین کودکی بودند و به میدانهای اعدام و تیرباران و نبرد رفتند و امروز فرزندان دلیرشان راه آنها را محکم و استوار ادامه می‌دهند. چه بسیار کودکانی که مجبور شدند دور از پدر و مادرشان بزرگ شوند. خبر شهادت و از دست دادن پدر و مادرشان را در سنین کودکی و نوجوانیشون بشنوند. این ظلم‌ها قسمت کوچکی از آن چیزهایی است که من شنیده‌ام و خدا می‌داند چه میزان دیگری از آن را نمی‌دانم و چه میزان دیگریش اصلاً بازگو نشده است. خدا شاهد است که امروز امید و آرزویی جز این ندارم، که هر چه زودتر دیوارهای قزلحصار را از میان بردارم و برای همیشه تمام زندانهایی را که شاه ملعون ساخت و برای ولیعهدش، خمینی به ارث گذاشت نابود کنم تا دیگر هیچ انسانی در آن اسیر نباشد‌. و هر روزی که این کار دیرتر میشه شرمنده و اندوهگینم. ذره کمی از این ظلم ها، ذره‌یی از این ظلم‌ها هم وجدان هر انسانی را به درد می‌آورد و برایم کافی است که تصمیم بگیرم تا آخرین لحظه عمرم از مبارزه با دیکتاتوری کوتاه نیایم از این رو پیمان می‌بندم و سوگند و قسم می‌خورم به خون شهیدان و رنج اسیرانمان قسم می‌خورم به لحظه لحظه بغض و اشکی که کودکان در از دست دادن مادران و پدران شهیدشان ریختند که همیشه با صلابت و جنگنده در این مسیر مجاهد بمانم و مجاهد بمیرم و در رکاب برادر مسعود و خواهر مریم با تمام وجود بجنگم.

Simay Azadi

67,960 Aufrufe • vor 2 Monaten

مهم/ امروز رسایی با شکایت قالیباف راهی زندان شده و همزمان برای ثابتی و غضنفری و برخی دیگه از نماینده‌های انقلابی پرونده تشکیل شده! توضیحات مهم رسایی: با شکایت روحانی و پزشکیان و قالیباف و «دبیرخانه قبلی» شعام برای برخی نماینده‌ها پرونده‌ی قضایی تشکیل شده که برخیش به رای رسیده یکی از اون نماینده‌ها منم! حکمی که گرفته شده ۱۰ ماه حبسه! جرم بنده فساد اقتصادی نیست، اختلاس نیست، ترویج بی‌عفتی نیست، کودتای سیاسی نیست، نهایتش درباره آقای قالیباف صحبت کردم و شاکی بنده شخص آقای قالیبافه! موضوع به مجلس قبل برمی‌گرده، آقای قالیباف از ۹ دی شکایت کرده و حکم عجیب ۱۰ ماه حبس رو گرفتن. عجیب از این لحاظه که؛ اولا برای نشر اکاذیب جریمه مالی صادر میشه نه حبس، هرچند در قانون حبس هم هست. خود من از ظریف شکایت کردم، محکوم شد به ۴۰ میلیون و حبس نشد. ثانیاً حکم حبس نشر اکاذیب در قانون از ۹۱ روز تا دو ساله و برای فردی که سابقه نداره باید اقل حکم یعنی ۹۱ روز صادر بشه نه ۱۰ ماه! ثالثاً احکام قضایی در مورد نماینده‌های دیگه که فساد داشتن یا موارد دیگه، در دوره‌ی نمایندگی اجرا نشده ولی در مورد ما آقایون وفاق کردن! بنده با اینکه این حکم رو غیر حقوقی و سیاسی میدونم اما چون حکم قانونه تمکین می‌کنم و حتماً مراجعه می‌کنم. خصوصاً که رؤسای قوا وفاق کردن مثل وفاق رو قانون حجاب که ابلاغ نشه، مثل بستن مجلس که وفاق کردن بسته بمونه، مثل مذاکره برخلاف علی الاصول که وفاق کردن. میگن آقای رسایی نمی‌خواد عذرخواهی کنه! روزنامه نه دی ۲ ساله که منتشر نمی‌شه از اون تراول‌هایی که آقای قالیباف به تیم رسانه‌ایش میده و به کانال‌داران میده اگر به ما هم بدن، منتشر می‌کنیم و توشم عذرخواهی میکنیم! اصلا بنده شرمنده نیستم و اونایی باید شرمنده باشن که با تراستی هایی که ارز صادرات رو برنگردوندن و با اونا که کودتای سیاسی کردن، برخورد نمی‌کنند! اونا باید شرمنده باشن! معتقدم قوه قضاییه زمانی قوه قضاییه میشه که ما با گردن کلفتای سیاسی و اقتصادی و بانک‌های فاسد و کودتاگران برخورد کنه، حالا این وسط نوباوه و ثابتی و خضریان و غضنفری و رسایی و ... هم به پرونده شون رسیدگی بشه هیچ عیبی نداره. الان آقای روحانی وله؟ چرا؟ کم نشر اکاذیب کرده؟! کم با جون مردم بازی کرده؟! تو یک مرحله شکایتی که از آقای روحانی ثبت شد یک میلیون و ۲۰۰ هزار نفر بود که سه برابر آرای آقای قالیبافه، خب چرا به اون شکایت رسیدگی نشد؟ آقای قالیباف حتماً از ایشونم شکایت کنه! اگر کسی فکر میکنه ما با این کارا یا خسته میشیم یا ناامید یا ضد انقلاب، اصلا و ابدا اینطور نیست، بنده جونمو در راه این انقلاب میدم. یه نکته دیگه هم این که به فکر حقوق نیروهای مسلح باشین، حقوقشون به دهم ماه هم نمیرسه. ان‌شاءالله ما خدمت آقایون هستیم کمپوت حتما بیارید! خداحافظ..

عـــیّار

52,132 Aufrufe • vor 3 Tagen

قبل از خواندن یک نکته را باید عرض کنم : شان مخاطبین این صفحه و هدف من از این کار افشا و معرفی بلاگرها شاخ های مجازی نیست ، این کار را بسیار زرد ، حاشیه‌ای و نامسئله در این مقطع می دانم. از پرداختن به این افراد از تینا گرفته تا مونا و هانیه و حالا شکیبا و اسی و بقیه کثافت‌ها فقط و فقط معرفی بلاگرهایی است که در خدمت اهداف کثیف رژیم جمهوری اسلامی هستند، پس از معرفی این بلاگر و آن بلاگر که این رو بگو ... خواهش می کنم خودداری کنید. اما قطعا هر بلاگر حکومتی را که به قطعیت برسم بهش خواهم پرداخت. همه اطلاعات راستی آزمایی شده ما درباره شکیبالطفی این است و بیش از این هم ارزش پرداختن ندارد ، در خانه اگر کس است یک حرف بس است : شکیبا لطفی نه شکیبا لطف بچه كرج بود ، در گذشته ای نه چندان دور كلا خودش بود و یه كت و شلوار نارنجي فردی به شدت بددهن و بی ادب . شكيبا به عنوان ... با ٢ دختر دیگه ميرن تركيه با تعدادی مدیر دولتی و آزاد اونجا مواد ميزن و.... این سرآغاز آشنایی او با اسی است . الان بعد ٩ سال ازدواج نکردند و قرار هم نیست بکنند در واقع سرویس دادن و سرویس گرفتن است. پیج شكيبا ٢ سال بيش بسته شد به دليل حجاب…. به يك روز كامل نكشيده باز شد دوباره. كلى هم تو همه عكس هاش ليوان هاى مشروب هست … اسماعیل اسکندری مهرانجانی یا همان اسی به حکومت ، عراقچی ،ابریشم چی و سپاه پاسداران در دوبی و لندن وصل است و کارش حمل پول به خارج از کشور و در واقع پولشویی است، حالا اگر آب بندی و قاچاق مواد مخدر هم بشود ، ابایی ندارد از انجامش و این همه کارش هست و واردات و صادرات آجیل دروغی بیش نیست. شكيبا با اين تو مهموني دوست ميشه دو سال ميرن دبي پيجش رو ميبنده بعد برميگرده با سفرهاي اروپايي و لباس های برند و خونه تو نياوران و ….. شکیبا لطفی با ۲۴ سن و خانواده معمولی رو به پایین ، حالا هر ماه مسافرتهای لاکچری میره ساعت بالای پنجاه هزار دلاری دستش هست و چند ماه پیش هم رفت آمریکا . هر روز با یک کیف و کفش و جواهرات میاد پست میذاره ، و show off میکنه به مردمی که پولشون رو دزدیده ، ایشون دقیقا بیان بگن منبع این پولها از کجاس ؟ اما اسی کیست ؟ اسم پدر و مادر اسماعیل، هدایت و بتول است، کسی که به او حاج هدایت می‌گویند و در کار نخود بوده است. عموی ناتنی‌شان هم حاج خداکرم است. اما الان اسی اسکندری به‌راحتی از بانک‌ها وام‌های کلان می‌گیرد و شکیبا هم جزو بلاگرهای بسیار کثیف است. شکیبا در حالی پشت سر مهسا، چتریو، ساناز و بقیه، حرف‌های زیادی می‌زند و می‌گوید این‌ها تازه به پول رسیده‌اند؛ در حالی که خودش عملاً مثل یک کارگر زیر دست اسماعیل کار می‌کند، چون اسماعیل آدم بسیار خشن و وحشی‌ای است. با این حال، به‌خاطر پول، از خودش هم مایه می‌گذارد که رابطه حفظ بماند. کل خانواده اسکندری پاسپورت دومینیکا دارند.(این یک فکت است هرکسی را دیدید پاسپورت دومینکن داره یه جای کارش میلنگه) اما ساناز او کارش را با ارسال عکس های نیمه برهنه اش برای مدیران دولتی و آزاد شروع کرد و در قبالش سفرهای داخلی و خارجی با آنها می رفت ، در بعضی موارد از مدارک آنها و یا گفتگوهایشان فیلم و صدا ضبط می کرد بسیاری هنوز بر این باورند او پرستوی نهادهای امنیتی برای به دام انداختن و یا باجگیری از آنها بوده ( بسیار عجیب است در پرونده مونا کاکاوند هم عین همین تصاویر و عین همین سابقه موجود است که بعدا به آن خواهیم پرداخت) رابطه ساناز و اسی همین گونه آغاز می شود. دوست‌پسر شکیبا از طریق ساناز برای رؤسای بانک‌ها دختر جور می‌کرد تا بتواند از آن‌ها وام بگیرد. برایشان هتل دوبی می‌گرفت و دختر می‌فرستاد تا کارش در بانک راحت جلو برود. تا کنون کمتر پیجی درباره آنها نوشته اند یا ترسیده‌اند یا خریده شده‌اند یا تهدید می‌کنند. اگر نوشته شود، مثل بمب می‌ترکد. اما روابط دوست‌دختر/دوست‌پسری‌شان واقعاً آلوده و کثیف است؛ مصرف خانوادگی کوکائین هم دارند، زن و مرد. درباره اسی اسکندری که با عراقچی کار می‌کند: عراقچی از ایران پهپاد و سلاح جنگی می‌فرستد روسیه و روسیه هم به‌جای پول، به ایران روغن، گندم و ذرت می‌دهد. حالا اسی از طریق یک پسر که ۶–۷ سال است نمی‌تواند به ایران بیاید، این روغن و گندم را می‌گیرد تا داخل ایران بفروشد. این شاید مهمترین قسمت ماجرا باشد : عراقچی و سپاه پاسداران در بیرون تجارت کثیف مواد مخدر و سلاح دارند و بجای پول قهوه، برنج و ماشین های لوکس وارد می کنند و اسی در واقع ترانسفرماتور حکومت است و شکیبا هم فقط پوشش ،با او در سفرها می‌رود عکسی می‌اندازد و می‌آید . همین !

Amir Farshad EBRAHIMI

136,671 Aufrufe • vor 7 Monaten

پنج دقیقه‌ی جالبی بود، اما پیشنهاد می‌کنم حتماً مصاحبه‌ی کامل رو ببینید. ‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️ سعید لیلاز: شاید اصرار ناخودآگاه آقای مروی این باشد که دائماً بخواهد من یا بیننده را به سمت دولت فشار بدهد؛ دولتی که حالا عنوان اصلاح‌طلب دارد. مثلاً پسر آقای رئیس‌جمهور چیزی گفته، معاونشان چیزی گفته، همه را بیندازیم گردن آن‌ها. اما نگاه من این نیست. من می‌گویم کل سیستم در نظام تصمیم‌گیری و اجرایی از کار افتاده. مجری: اصلاً آقای دکتر، من دنبال دوگانه‌سازی نیستم، ولی یک دوگانه‌ای در صحبت‌های شما و بعضی دیگر از دوستان وجود دارد. سعید لیلاز: نه، نه، نه. در صحبت‌های من دوگانه‌ای وجود ندارد. مجری: چرا. این دوگانه این است که ما در داخل کشور چنان مشکلاتی داریم که نمی‌توانیم اصلاحشان کنیم. سعید لیلاز: باریکلا. مجری: پس برویم یک کار دیگری بکنیم. چه کار کنیم؟ برویم سراغ… که اینجا می‌رسد به همان چیزی که به قول شما… سعید لیلاز: اتفاقاً اعتراض من به همه شما همین است. الان چپ و راست، بگذار صریح با تو صحبت کنم، طوری حرف می‌زنند و موضع می‌گیرند که گویی وادادن به آمریکا یا جنگیدن با آمریکا، هر دو ساده‌تر از این است که بخواهی داخل را اصلاح کنی. در حالی که من می‌گویم اگر هر دوی این کارها را هم انجام بدهی، اما داخل را اصلاح نکنی، هیچ کاری نکرده‌ای. ببینید، الان دوستان ما که می‌گویند برویم با آمریکا ببندیم، مگر شما همین را نمی‌گویید؟ مجری: آره. سعید لیلاز: این‌ها تصور می‌کنند راه‌حلشان، اولاً، بازگشت به فروش نفت است. هیچ راه‌حل جدیدی ندارند. از برجسته‌ترین اقتصاددان‌هایشان بگیرید تا سیاسیون رده پایین و کارشناسان جوان‌ترشان، راه‌حل دیگری ندارند. آن‌هایی هم که می‌گویند برویم با امپریالیسم مبارزه کنیم، با آمریکا بجنگیم یا حمله کنیم، در واقع دنبال صدور بحران داخلی خودشان هستند. در حالی که اگر داخل را درست کنی، یک میلیون بار بهتر می‌توانی با ایالات متحده آمریکا مبارزه کنی. آقای مروی، قبل از تولد شخص شما من ضدآمریکایی بودم. مجری: نه آقای دکتر، من شما را ضدآمریکایی نمی‌کنم، ولی سؤال من از شما این است… سعید لیلاز: ببین، می‌خواهم به تو بگویم زمانی که پدر شما هنوز وارد سیاست نشده بود، من می‌دانستم با آمریکا چه باید کرد و آمریکا یعنی چه. اصلاً این حرف‌ها را ما به این‌ها یاد دادیم. مجری: آمریکا یعنی چه آقای دکتر؟ آمریکا یعنی چه؟ سعید لیلاز: آمریکا یک نظام است… ببین، ایالات متحده آمریکا به‌عنوان یک کشور و مردمش بحث دیگری است، ولی به‌عنوان یک نظام امپریالیستی، وقتی ما می‌گفتیم امپریالیسم، تا قبل از این دعواها همه فکر می‌کردند ایدئولوژیک حرف می‌زنیم. در حالی که من درباره یک ساختار بین‌المللی صحبت می‌کنم که شاید از دیرباز در تاریخ بشر وجود داشته؛ جسم بزرگ‌تر می‌خواهد جسم کوچک‌تر را قورت بدهد. ما هم در یک انقلاب، یک روز تصمیم گرفتیم دیگر قورت داده نشویم و هنوز هم نمی‌خواهیم بشویم. شاید الان من جزو تتمه بازماندگان آن تفکر باشم. مجری: نه آقای دکتر، این فکر را نکنید. میلیون‌ها ایرانی صدوشصت، صدوهفتاد، صدوهشتاد شب است که در خیابان همین حرف‌ها را می‌زنند. تعجب من از شماست. من دقیقاً همین را می‌خواهم بگویم آقای دکتر. این دوگانه‌ای که ترسیم می‌کنید، اینکه دیگر نمی‌توانیم ادامه بدهیم، مربوط به الان نیست. سعید لیلاز: نه، این دوگانه… مجری: همین کشور، با همین ملت و همین مردمی که می‌گویید آماده اصلاحات نیستند، نگاه کنید کاری که با ما کردند ده برابر بدتر از چیزی بود که با ونزوئلا کردند. سعید لیلاز: دوباره داری جناحی‌اش می‌کنی. ببین من… مجری: نه، اصلاً جناحی نگاه نمی‌کنم. من دارم درباره کل… سعید لیلاز: به نظر من داری به کل راه‌حل جفا می‌کنی. من می‌گویم اگر می‌خواهی با امپریالیسم مبارزه کنی، بدون یک اصلاحات عمیق داخلی این کار غیرممکن است. مجری: قبول. من تا اینجا با شما موافقم. سعید لیلاز: بنابراین، آن چیزهایی که من به‌عنوان لوازم پایداری در برابر استکبار می‌گویم، شما در مقابل مبارزه با استکبار قرار می‌دهید. مجری: نه، نه، اصلاً من به این دوگانه معتقد نیستم. سعید لیلاز: پس برای ادامه گفت‌وگو با هم به یک توافق برسیم. مجری: پس اختلافی نبوده و با هم توافق داشتیم. الان شما می‌فرمایید که ما برای… سعید لیلاز: آقا، کشورت را اداره کن برادر! مجری: چه کار کنیم؟ دقیقاً. سعید لیلاز: کشورت را اداره کن. مجری: الان دقیقاً سؤال همین است؛ چطور کشور را اداره کنیم؟ سعید لیلاز: عرض می‌کنم. جلوی ناترازی‌ها را بگیرید. جلوی فساد را بگیرید. یکی از بدترین مسائل، همین تورم است که بخش بزرگی از آن ناشی از فساد است. بروید ببینید بانک‌ها چه کار کرده‌اند. نمی‌خواهم بگویم خصوصی یا دولتی، بروید ببینید در نظام بانکی چه اتفاقی افتاده. بروید نظام توزیع ارز را ببینید. حالا آقای همتی اخیراً آمده و مقداری به آن سامان داده، وگرنه بروید ببینید در دارو چه خبر است، در واردات گندم چه خبر است. کشورتان را اداره کنید. مجری: جمله اولتان آقای دکتر آن‌قدر خوب بود که من نمی‌توانم با مصداق‌های بعدی همراه شوم. شما می‌گویید بروید آن‌ها را درست کنید، من هم می‌گویم بله. بعد یک‌دفعه می‌گویید بنده خدا آقای فلانی ارز را سامان داده، ارز بیست‌وهشت هزار تومانی را… سعید لیلاز: نه، می‌گویم تازه دارد یک تکان‌هایی می‌دهد، ولی به هیچ وجه کافی نیست. مبارزه با فساد در ایران تبدیل شده به کاری که همه می‌گویند اگر برویم به آمریکا باج بدهیم یا برویم با آمریکا بجنگیم، از این راه بهتر است. آخر چرا؟ من می‌گویم طرح این دوگانه غلط است. خود شما هم دارید در این دام می‌افتید، حتی اگر نخواهید. مجری: نه، جسارتاً قبول ندارم. من در این دام نمی‌افتم. سعید لیلاز: در این دام نیفت. اگر بخواهیم کشورمان را در برابر امپریالیسم یا استکبار پایدار نگه داریم، باید بتوانیم مشروعیت نظام را در حوزه کارآمدی حفظ کنیم. ببین آقای مروی، با تورم ۱۵۰ درصدی نان این کار غیرممکن است. مجری: کمی مصداقی صحبت کنیم. تورم ۱۵۰ درصدی نان از کجا آمده آقای دکتر؟ سعید لیلاز: از ناترازی شبکه بانکی کشور. مجری: از فساد؟ از اصلاحات ارزی دی‌ماه شروع نمی‌شود؟ از آنجایی که شما دلار را از این مقدار… سعید لیلاز: عین همین اتهام را شما و رفقایتان به بنده خدا آقای رئیسی هم زدید. یعنی چه؟ دلار ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی را من به هر کسی بدهم، عملاً حکم دزدی کردن به او داده‌ام. مگر تراستی‌ها غیر از همین خوردند و بردند؟ مجری: نه آقای دکتر. با همان استدلال، دلار ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی که الان ۶۳ هزار تومان شده، در حالی که دلار بازار رسیده به ۲۱۰ هزار تومان… سعید لیلاز: بگذارید برای اولین بار جلوی امت شهیدپرور بگویم: ورود دلار حاصل از صادرات نفت، از ماهی دو و نیم تا دو و هفت دهم و حتی سه میلیارد دلار، رسید به ماهی ۱۵۰ میلیون دلار! مجری: بله. سعید لیلاز: همین تراستی‌ها. تراستی‌ها را که نه من درست کردم، نه مروی. درست است؟ بعد که شورش‌ها اتفاق افتاد، ایالات متحده آمریکا به کشور ما طمع کرد. در واقع تراستی‌ها جنگ آمریکا و ایران را راه انداختند و دشمن را به طمع انداختند. من در مصاحبه‌های اولیه‌ام چه گفته بودم؟ گفتم امیدشان این است که، به قول هیتلر، یک لگد به در بزنند و کل ساختمان فرو بریزد. امیدشان همین بود. بعد هم، به قول شما، این کار را کردند و نشد.

آرش یوسفی -ARASH

70,489 Aufrufe • vor 16 Tagen