Загрузка видео...

Не удалось загрузить видео

На главную

قابل توجه اونایی که عکس خامنه خونخوار رو با یه سیگار آتیش میزنن و ژست میگیرن تو خارج کشور ! لوس بازی رو بذارین کنار صدتون رو بذارین اگر بر اندازی صدتو بذار ما تا زانو رفتیم تو خون هموطنان و عزیزامون الان وقت ایراد گرفتن و ننر بازی...

71,036 просмотров • 7 месяцев назад •via X (Twitter)

Комментарии: 0

Нет доступных комментариев

Здесь появятся комментарии из оригинального поста

Похожие видео

شاه و شهبانو، فوتبالیست و بازیگر نیستند که بهشون میچسبید. باید در ارتباط با اونها پروتکل‌های خانواده سلطنتی رو رعایت کنید: ۱- نباید برای دست دادن پیشقدم بشید. اول شاه و شهبانو باید دستشون رو دراز کنند. ۲-نباید با شاه و شهبانو سلفی بگیرید، مگه اینکه خودشون پیشنهاد بدن. ۳-عکس گرفتن باید با پیشنهاد یا اجازه شاه و شهبانو باشه و یه عکاس اینکار رو بکنه یعنی سلفی نباشه. ۴-موقع عکس گرفتن نباید لمسشون کنید یا دستتون رو پشت کمر یا روی شانه قرار بدید یا با ژست صمیمانه و خودمانی عکس بگیرید. باید با لباس رسمی و مناسب باشید و دستتون تو جیبتون نباشه و موقع عکس انداختن یه فاصله محترمانه رو رعایت کنید. ۵- موقعی که شاه و شهبانو برای یه سخنرانی از ماشین پیاده میشن نباید به سمتشون هجوم ببرید یا تو گوششون عربده بکشید. باید تو یه فاصله امن چند متری که تیم محافظین مشخص میکنن قرار بگیرید و اونجا اگه خواستید میتونید شعار بدید یا دست بزنید بدون فریاد زدن یا جملات و پرسشهای هیجانی. تو این زمینه شما مسئول رفتار بقیه هم هستید. یعنی اگه بغل‌دستیتون پروتکل رو شکست مسئولیت شماست که مانعش بشید و توجیهش کنید. ۶- موقع سخنرانی پادشاه حق ندارید کلامش رو با شعار یا فریاد قطع کنید. اگه جایی از متن خیلی برجسته و درخشان بود و خود شاه مکث کرد، اون موقع میتونید دست بزنید یا شعار حمایتی بدید اونم با صدای ملایم و بدون جیغ و سوت زدن که حضار احساس آزار نکنن. ۷- اگه به ضیافت شام یا ناهار دعوت شدید نباید گوشی رو در بیارید و شروع کنید به فیلمبرداری یا عکس یا لایو گرفتن. شروع مکالمه رو بذارید با شاه و شهبانو باشه. از القاب رسمی استفاده کنید و ادب و احترام رو رعایت کنید. فریب تبلیغات چپها رو نخورید. این پروتکل‌ها تو تمام کشورهای مدرن پادشاهی که مقصد محبوب پناهندگی چپهای ایرانی هستند مثل انگلیس و سوئد و هلند و... تو بالاترین سطح مرسومه و ربطی به شخص‌پرستی نداره. خانواده پهلوی‌ستیز نرگس محمدی تا کمر جلوی پادشاه سوئد خم شدند و تعظیم کردند. این احترام شما به پروتکلها، احترام به خودتون و بقیه ملت ایران و یه میراث گرانقدر چندهزارساله‌ست که متعلق به همه ماست. قدرت شاه قدرت شما و خانواده پادشاهی ثروت شماست و احترام به این جایگاه یعنی ارتقای جایگاه شهروندی و افزایش احترام و ارزش پاسپورت و ملیت شما تو دنیا مثل گذشته‌های نه چندان دور. من حتی وارد جزییات خیلی پیچیده‌تر پروتکل‌ها نشدم تا برای شروع راحتتر تو ذهن بمونه. اینها ساده‌ترین پروتکلهای خانواده‌های سلطنتی تو دنیا هستند و تمام کشورهای مدرن پادشاهی در مورد خانواده سلطنتیشون با دقت رعایت میکنند و طبیعتا ما با قدیمی‌ترین پادشاهی دنیا مسئولیت سنگین‌تری برای رعایت اونها داریم. ما میهنپرستان باید تفاوت خودمون رو با بی‌فرهنگهای شلخته‌ای مثل گلشیفته و علینژاد و باقی چپهای چیپ که به شکستن پروتکل‌ها افتخار میکنند، نشون بدیم. لطفا به اشتراک بذارید، کپی کنید، به اینستاگرام و تلگرام ببرید یا به بقیه حتی شفاهی این نکات رو گوشزد کنید. پاینده ایران. #جاویدشاه

Yaar - يار ‌‌قدیمی 🇮🇷

58,934 просмотров • 1 год назад

این ویدیوها رو که می‌بینیم، ظاهرش خیلی قشنگ و احساسی به نظر میاد؛ اینکه یه حیوون وحشی رو بزرگ کردی و داری آزادش می‌کنی! اما واقعیتِ پشتِ این صحنه‌ها، یه فاجعه‌ی تمام‌عیاره. حیات وحش، اسباب‌بازیِ ما نیست که هر وقت دلمون خواست بگیریمش، تو خونه بزرگش کنیم و بعد که ازش خسته شدیم یا حس کردیم «دیگه وقته آزادسازیه»، بندازیمش تو طبیعت. وقتی حیوون وحشی با انسان بزرگ میشه، تمام غرایز طبیعیش برای شکار، دفاع از خودش و تشخیص خطر رو از دست میده. حیوونی که دست‌آموز شده، تو طبیعت عملاً فلجه و رها کردنش یعنی محکوم کردنش به یه مرگ تدریجی و دردناک. این کار اسمش «محیط‌زیست‌دوستی» نیست، اسمش «خودخواهی» و «حیوان‌آزاریِ مدرن» برای گرفتن چند تا لایک و ویو توی اینستاگرامه. حیوون وحشی باید تو زیستگاه خودش بمونه و اگر هم زخمی شده، کارِ متخصص‌هاست که درمانش کنن و با اصولِ علمی به طبیعت برگردوننش، نه کارِ آدم‌های غیرمتخصص که برای تولید محتوا زندگیشون رو نابود می‌کنن. لطفاً این‌جور ویدیوها رو با لایک و کامنتِ مثبت وایرال نکنید. بیاید یاد بگیریم که احترام به طبیعت یعنی دور موندن از حریمِ اون‌ها، نه دست‌کاری کردنِ زندگیِ حیوون‌های بی‌گناه برای ارضای حسِ خودمون.

فلات ایران

52,121 просмотров • 2 месяцев назад

امشب به مناسبت شب یلدا کنار خانواده بزرگ خودم بودم. خانواده پرسنل زحمت کش اتوخسروانی. دلم نیومد سر و ته قضیه رو با یک بسته هدایای شب چله یا کارت هدیه هم بیارم. میخواستم کنارم باشن تا مطمئن بشم امشب میخندن. میخواستم مثل همیشه همسرانشان را از نزدیک ببینم و از لبخند رضایت از زندگی با تمام سختی ها مطمئن بشم. میخواستم خنده و بازی بچه هاشون رو ببینم. میخواستم پدر و مادر شون رو از نزدیک ببینم و بگم آفرین ، فرزندی تربیت کردید که با زحمت ، با دست روغنی ، با دانش و سواد در بخش های مختلف ، از خدمات مهمانداری تا حسابداری ، حقوقی ،فنی ،اداری و فروش و غیره برای روزیشون زحمت میکشند. امشب بچه های زیادی رو دیدم که خودم کادوی تولدشون رو داده بودم و الان ماشالله قد و نیم قد ، از تازه راه افتاده تا دبستانی و دبیرستانی و دانشجو . امشب بعضی از پرسنل رو دیدم که کادوی عقدشون رو دادم الان ماشالله دوتا فرزند داشتند. من امشب پادشاه روی زمین بودم چون خانواده بزرگم با لبخند کنارم بودن. دوستم داشتند و من این رو حس میکردم.دلم برای همه ی اونهایی که بنا به هر دلیلی از مجموعه جدا شدند تنگ شد و جاشون خالی بود. هرکجا هستند براشون آرزوی سلامتی و شادی دارم و ارزش زحمتی که کشیدند ، حتی اگر یک آجر از این خونه رو گذاشتند میدونم. خدایا خانواده من رو همیشه مثل این سال ها بزرگ‌تر و شادتر و سرزنده تر کن و من رو شرمنده محبت هاشون نکن.

Ali Khosravani | علی خسروانی

36,961 просмотров • 8 месяцев назад

معروف‌ترین لالایی کُردها رو کسی نوشته که خودش هیچ‌وقت لالایی نشنید. چهل‌روزه بود که پدرش رو از دست داد، چهارساله مادرش رو. اسمش محمد کابلی بود، تخلصش «قانع» و یه لحظه از وضع موجود قانع نشد. مادرم و مادربزرگم شب‌ها همین لالایی رو دم گوشم زمزمه می‌کردن. خیلی بعدتر فهمیدم یکی از معدود لالایی‌های دنیاست که از زبون یه پدر خونده می‌شه، و اگه دقیق گوش بدی اصلاً لالایی نیست؛ یه نامه‌ست به کسی که نیست: تا برگردی چشم‌به‌راهتم، گهواره‌ی کودکی‌ات رو هنوز تکون می‌دم. ما فکر می‌کردیم دارن خوابمون می‌کنن؛ داشتن یه چیزی رو تحویلمون می‌دادن. خودش سال ۱۳۴۲ با پسرش وریا تو زندان قصر بود، هر کدوم تو یه سلول جدا. و تو همون لالایی این رو گذاشته: «شەوی تاریک نامێنێ، تیشکی ڕۆژ دێتە سەرێ». زیر همین پست یه تیکه از لالایی‌ای که مادرت یا مادربزرگت برات می‌خوند بنویس. فارسی، کُردی، تُرکی، بلوچی، عربی، لری، گیلکی، هر چی. ببینیم اینجا چند تا زبون جمع می‌شه. #ماموستا_قانع

Shahin Modarres

12,791 просмотров • 12 дней назад

🔴 با سیتی‌لینک می‌تونی از راه دور ««از هر جای کشور»» به استارلینکت وصل شی 🏢 🚀و اینترنت آزاد رو با خانواده و دوستات هم شیر کنی!! 📣بالاخره وقت انتشار سیتی‌لینک رسید📣 ✔️یادتونه گفتیم حیفه که #استارلینک رو تنهایی استفاده کنیم و نیبرلینک رو ساختیم که باهاش بتونم اینترنت آزاد استارلینک رو با همسایه‌ها شیر کنیم؟ حالا هم می‌گیم حیفه که استارلینک رو فقط تو یه ساختمون استفاده کنیم و می‌خوایم سیتی‌لینک رو معرفی کنیم که باهاش می‌شه اینترنت استارلینک رو با کاربران راه‌دور، مثل خونواده، دوستا، همکارا یا حتی مشتری‌ها اشتراکی استفاده کرد. طبیعتا خودتون هم وقتایی که خونه نیستید می‌تونید ازش استفاده کنید و دردسرهای فیلتر و فیلترشکن رو تحمل نکنید. ℹ️ سیتی‌لینک در واقع یک کاربری جدیده که به نیبرلینک اضافه‌اش کردیم. برای همین باید قبل از راه‌اندازیش، حتما ویدیوهای نیبرلینک رو هم ببینید و سیستم نیبرلینک خودتون رو راه‌اندازی کنید. 🔖هر سوالی هم که داشتید بیاید گیت‌هاب و کانال تلگرام نس‌نت تا اعضای گروه و سازندگان نیبرلینک و سیتی‌لینک مستقیما بهتون پاسخ بدن. 🔼ما این سیستم رو مرتب آپدیت می‌کنیم، سرعتش رو بالا می‌بریم و کاراییش رو گسترده‌تر و بهتر می‌کنیم. ▶️ همه ویدیوهای مجموعه نیبرلینک و سیتی‌لینک رو تو این پلی‌لیست پیدا می‌کنید: 🎉سیتی‌لینک و دستورالعمل‌هاش رو می‌تونید از گیت‌هاب نس‌نت دانلود کنید👇🏽👇🏽👇🏽 🔜فردا هم ویدیوی آموزشی گام‌به‌گام یا tutorial سیتی‌لینک رو همینجا واستون می‌ذارم🔜 🚀پیش به سوی ایران بدون سانسور! —————————————————— برای اطلاعات بیشتر میتونین عضو کانال یا گروه NasNet بشین:

NasNet | استارلینک برای ایران

133,476 просмотров • 1 год назад

معجزه‌ی پهلوی رو ببینید. هیچکس جز پهلوی نمیتونست ۹۰میلیون ایرانی داخل کشور و پراکنده در سراسر جهان رو دوباره تبدیل به یک ملت واحد کنه. یه ملت واحد که همه دوباره عاشق ایرانیم. یه ملت که در اوج درد و خشم و سیل جمعیت برخلاف تمام ملتهای دنیا چنان متمدن می‌مونیم که میزبان‌ها انگشت به دهان موندند و پلیسهای شهرها از ما تشکر میکنند و اکانتهای راستگرای خارجی فرهنگ برتر ما رو تو سر مسلمانان وحشی میزنن. یه ملت که داخلیها با اشک شوق به ایرانیهای خارج میگن "دورتون بگردم" و خارجیها به داخلیها میگن "فقط اگه همه ما مرده باشیم تو تنها میمونی" این دیوار بی‌اعتمادی بین داخل و خارج از دیوار برلین هم بلندتر بود و فروپاشی اون بعد از نیم قرن معجزه‌ی دیگه‌ای از پهلوی بود. باور کنید یا نکنید بزرگترین سرمایه‌ی ما الان نه نفت و گازه نه طبیعت چهارفصل نه خلیج فارس و هیرکانی و کارون و نه زاگرس. بزرگترین سرمایه ما پهلویه، پهلوی. بدون پهلوی همه اینها میسوزن و با پهلوی حتی اگه تمام ایران زمین سوخته بشه باز هم مثل ققنوس از خاکسترش زاده میشیم و بهتر از قبل میسازیمش.

Yaar - يار ‌‌قدیمی 🇮🇷

16,370 просмотров • 6 месяцев назад

چرا حکومتی که ادعا می‌کنه صاحب یه کشوره، خودش رو زیر زمین می‌سازه؟ 🕳️ نگفتم پناه می‌بره. گفتم می‌سازه. شهر موشکی زیرزمینی سپاه. فردو زیر یه کوه. متروی نظامی حماس زیر غزه. شبکه‌ی تونل‌های حزب‌الله تو جنوب لبنان. این تصادف نیست، یه پارادایمه. اسمش رو گذاشتم «حکمرانی زیرزمینی». و یه سؤال عجیب‌تر: چرا غیبت خامنه‌ای داره با همون دستورالعملی مدیریت می‌شه که هزار و صد سال غیبت امام دوازدهم مدیریت شد؟ جواب تو تاکتیک نظامی نیست، تو الهیاته. ویدیوی کامل رو ببین تا بفهمی چرا هر تونل، یه اعترافه. 📌 و یه خبر مهم: از امشب، دوازده شب پشت سر هم، هر شب ساعت ۲۲ به وقت ایران، لایو یوتیوب میام و پونزده دقیقه یکی از لایه‌های این حکمرانی زیرزمینی رو باز می‌کنم. دوازده قسمت، سه فصل: تولد تونل، کالبدشکافی ماشین، نبرد با تونل. 🔴استثنا: امشب برنامه ساعت ۲۳ به وقت ایران خواهد بود. قسمت اول، امشب: «حکمرانی زیرزمینی چیست؟» لینک کانال یوتیوب تو بایو. سابسکرایب کن و زنگوله رو بزن که هیچ شبش رو از دست ندی. 🔔 نظرت چیه؟ کدوم لایه‌ی تونل برات از همه جذاب‌تره؟ تو کامنت بنویس. 👇🏻 #تونل_امروز #حکمرانی_زیرزمینی

Shahin Modarres

14,218 просмотров • 29 дней назад

ماه اوت سال ۲۰۱۹ با یه پاسپورت جعلی قاچاقی از جزیره میکونوس یونان به پاریس پرواز کردم و یه دوستی با ماشین من رو رسوند به شهر کلن آلمان. دو ماه و نیم تو یه کمپ موقت تو شهر اِسن بودم که یه ماه اولش با یه پسر ایرانی به اسم دانیل تو یه اتاق بودیم. خیلی پسر مشتی و باحالی بود و اصلا مشکلی نداشتیم. آرایشگر بود و موهای بچه ها رو کوتاه میکرد. تنها مشکل من این بود که دانیل شب‌ها خیلی خر و پف میکرد و من نمی‌توانستم بخوابم. بعضی شبها از صدای بلندش عصبی می‌شدم و می‌رفتم تو راهرو می‌شستم. بالاخره نگهبان‌های کمپ دلشون برام سوخت و مدیریت بهم یه اتاق جدا داد. بعد از مصاحبه‌م از اونجا به یه کمپ دیگه تو شهر راینه منتقل شدم. شاید بگم یکی از سخت ترین دوران زندگیم رو تو اون کمپ گذروندم. با سه تا پسر ایرانی هم اتاق بودم. دو تا آرش و اسماعیل. واقعا بچه های خوبی بودن ولی سبک زندگی من به اونها نمی‌خورد. اونها تقریبا هر شب تا دیر وقت عیش و نوش داشتن و من زود می‌خوابیدم و صبح‌ها ساعت ۶ بیدار میشدم و تو‌ کمپ می‌دویدم و ورزش میکردم. از طرفی هم شرایط زندگی تو کمپ خیلی مشابه زندگی تو کمپ اشرف بود. منظورم بخش زندگی جمعیش بود. اتاق خواب جمعی، سالن غذاخوری جمعی، حموم و توالت جمعی. این خیلی من رو آزار می‌داد. طوری که تو دسامبر ۲۰۱۹ دوچار افسردگی شدید شدم. تو عمرم، حتی با گذشت از اون همه بلا تو مجاهدین هیچ وقت افسرده نشده بودم. اما توی اون کمپ از درون احساس خفگی شدید می‌کردم. به خودم می‌گفتم من که از چنگ اون فرقه آزاد شدم و چی شد دوباره افتادم توی این وضعیت. هفته‌ای سه شب کابوس می‌دیدم که دوباره برگشتم تو مجاهدین و از شدت ترس بیدار میشدم. بعضی وقتها قلبم اینقدر تند می‌تپید احساس می‌کردم ممکنه الان سکته کنم. توی کمپ خیلی ساکت بودم و تلاش می‌کردم فقط با افراد سلام و علیک داشته باشم. هر روز کامپیوترم‌ رو بر‌ می‌داشتم و می‌شستم تو اتاق اینترنت و یا زبون آلمانی می‌خوندم و یا خرد خرد کتاب سرگذشت زندگیم رو می‌نوشتم. در ظاهر تلاش می‌کردم خودم رو محکم و سرحال نشون بدم ولی در درون داشتم خفه میشدم. انگار یکی گلوم رو از تو‌ گرفته بود و فشار می‌داد. چند شب زیر پتو از حال خودم گریه‌م گرفت و فقط تلاش می‌کردم گریه‌م رو غورت بدم تا هم اتاقی‌هام متوجه نشن. یه روز دیگه تاب نیاوردم و رفتم پیش یکی از کارکنان کمپ. یه مرد افغانی بود که سال‌های سال توی آلمان زندگی می‌کرد و با همسرش توی کمپ کار می‌کردن. بچه‌های ایرانی کمپ باهاش خیلی خوب بودن و برای احترام زیادی قائل بودن. من باهاش هیچ وقت صحبت نداشتم ولی از انرژیش احساس میکردم می‌تونم بهش اعتماد کنم. رفتم پیشش و درخواست صحبت کردم. من رو برد تو یه اتاق و نشستیم سر میز. گفت بگو پسرم چی شده؟ هر بار که دهنم رو باز میکردم صحبت کنم بغضم می‌گرفت و نمی‌تونستم. گفت کار من اینجا اینه که به تو کمک کنم و راحت حرف بزن. تو اون لحظه یه دفع بغضم ترکید و شروع به گریه کردم. دیگه نمی‌تونستم خودم رو نگه دارم و تو اون لحظه احساس کردم دیگه نیازی نیست خودم رو قوی نشون بدم. بعد از یه دقیقه گریه به خودم مسلط شدم و شروع کردم به تعریف زندگیم و شرایط توی فرقه مجاهدین و سختی‌هایی که کشیده بودم. تو کل ۲۰ دقیقه‌ای که من صحبت میکردم اون هیچ چی نگفت. وقتی تموم‌ شدم گفت یه دقیقه واستا. گوشیش رو در آورد و زنگ زد به مدیر کمپ. گفت پیش یکی از پناهنده‌ها هستم که داستانش فرق می‌کنه و اتاق تکی نیاز داره. بعد در جا من رو برد پیش دکتر کمپ. داستان من رو خلاصه به دکتر گفت و دکتره درجا برگشت بهم گفت که من مجاهدین رو میشناسم و می‌دونم چی کشیدی. گفت میتونم برات دارو تجویز کنم ولی فکر میکنم همین که اتاق تکی داشته باشی بهت کمک میشه که کمی آرامش‌ پیدا کنی. از اون به بعد و تا زمان شروع کرونا، من یه اتاق تکی داشتم. آرامش توی اتاق کمی بهم احساس راحتی دست داد. دیگه احساس خفگی نمی‌کردم. دقیقا همون دوران بود که با همسر فعلیم آشنا شده بودم و اون بهم یوگا و مدیتیشن یاد داد. روزی دو بار توی اتاقم می‌شستم و ۲۰ دقیقه مدیتیشن میکردم. رفتم توی باشگاه شهر ثبت نام کردم و کلا روحیه‌م عوض شد. یه طوری از درون انگار خودم یا همون اصالتم رو پیدا کردم. روزها تو‌ اتاقم می‌شستم و به گذشته‌م فکر میکردم و اینکه از چه سختی‌هایی عبور کردم. یه روز توی همین فکرها بودم‌ که یهو به ذهنم زد منی که از این همه سختی و بلا عبور کردم پس از هر چی هم بعدش بیاد می‌تونم عبور کنم. تصمیم گرفتم دیگه غصه آینده رو نخورم. و تا به امروز هم همینطور بوده. یک لحظه هم غصه اینکه قراره چی بشه و من چی میشم و آیا از پسش بر میام رو نخوردم. اطمینان دارم که بر میام. یه جوری شکست ناپذیر شدم تو زندگی. دیگه از چیزی نمی‌ترسم. زندگی زیباست✨🌷

Ray Torabi

26,451 просмотров • 1 год назад