Sensitive content

This media may contain sensitive content.

Загрузка видео...

Не удалось загрузить видео

На главную

🔥 قابل توجه عررررررزشیا و مزدورا براتون ،، ژلوفن ،، آوردم لذت ببرید 😂 💥 یکی از زیباترین صحنه های ترکیدگی لوله گاز البته اینبار در داخل ماشین توسط سربازان موساد و سقط شدن یک سردار الدنگ سپاه تروریستی و اما هشدار ما #سربازان_شاه داخل ایران به لحظات ملکوتی...

96,081 просмотров • 1 год назад •via X (Twitter)

Комментарии: 0

Нет доступных комментариев

Здесь появятся комментарии из оригинального поста

Похожие видео

کارچاق کن های فرقه پهلوی در دادگاه را بشناسیم: دروغگو، فریب کار و جنایت‌پوش به همراه مستند ویدیویی از وحشی گری اوباش پهلوی در ساختمان دادگاه 1- پیشتر نوشته بودم که تیم حقوقی و وکیل #رضا_پهلوی، به طور اتفاقی همان تیم و وکیلی است که از طرف نادر گنجی (دست راست جواد لاریجانی برای فریب جامعه جهانی در نشست های حقوق بشری، و مهره رسمی وزارت اطلاعات، شاغل در انجمن نجات) نامه تهدیدآمیز خطاب به من می نوشت و با تهدید، عذرخواهی من از این مزدور را طلب می کرد. 2- همچنین نوشته بودم که مهدی احمدزاده رضوی با همکاری و همراهی دیگر مهره رژیم، آرزو سلطانی، بارها از یک پزشک و افراد دیگر درخواست ماده کشنده کرده است تا بلکه با قتل نگارنده، پهلوی شیاد را از مسوولیت حقوقی برهاند. گفته های افرادی که مستقیما طرف درخواست این دو جنایتکار بوده اند، در دادگاه ثبت و ضبط شده است و یک پرونده جنایی هم نزد پلیس ونکوور علیهشان گشوده شده است. 3- اما در پس تمام این ماجراها، دست یک گروه از وکلای کارچاق کن دیده می شود. خوانندگان این برگه به یاد دارند که چگونه آرزو سلطانی بر این صحه گذاشت که دفاعیه او را را رامین ژوبین نوشته بود (هم در آن پرونده و هم در یک پرونده دیگر، آرزو سلطانی با محکومیت قطعی و چندین حکم پرداخت هزینه و ، از همه مهمتر، قرار مجرمیت به علت سرپیچی از احکام دادگاه رو به رو شده است) جالب است بدانید که با معرفی رامین ژوبین، از سال 2023 (ماه ها پیش از آغاز حمله فرقه پهلوی به نگارنده اما ظااهرا در تدارک حقوقی برای پیامدهای آن حملات ارتش سایبری پهلوی شیاد)، گروه حقوقی آلن-مک‌میلان و وکیلی به نام نوژان کاموسی به عنوان وکیل آرزو سلطانی و گروه "بیدادگران" منصوب شد، بی آنکه هنوز شکایتی و موضوع شکایتی وجود داشته باشد! 4- اسناد به دست آمده نشان می دهند که تنها در یک قلم، آرزو سلطانی، که در دادگاه دم از نداری و درماندگی می زند، 11000 دلار به وکلایش پرداخت کرد، بی آنکه حتی حضوری در دادگاه ها داشته باشد. 5- تیم حقوقی آلن اما در پرونده شکایت از پهلوی، از آغاز وکالت دیگر مهره جنایتکار #سطلی_سپاهی سید مهدی احمدزاده رضوی قمی را برعهده گرفتند و در دادگاه حاضر بوده اند 6- همین تیم، تاکنون دست‌کم چهار شهادت‌نامه دروغ برای احمدزاده نوشته اند و در دادگاه هم به ثبت رسانده اند. 7- احمدزاده در این شهادت نامه های دروغ، اول به دروغ مدعی شد که تا 9 ماه پس از شکایت من از پهلوی، اصلا خبری از این شکایت نداشته است و بنابراین، اتهام انتقام گیری بابت آن شکاست به او نمی چسبد! تا چندین ماه هم بر این ادعای دروغ پای فشرد. اما آنگاه که با اسناد غیرقابل انکار نشان دادم که احمدزاده دروغ می گوید، یکباره مدعی شد که اشتباه شده است و معنی کلمات مندرج در شهادت نامه خود را نمی دانسته است! 8- در یک شهادت دروغ دیگر، احمدزاده اخیرا، هر گونه همکاری خود در هدایت گروه بیدادگران (که در کنار آرزو سلطانی، رهبری اش را به دست دارد) را نفی کرد. اما این دروغ گویی او مصادف شد با درز کردن اسناد گروه بیدادگران که به وضوع نقش احمدزاده در جعل، دزدی، تهدید به قتل، افترا، . … آن هم با استفاده از ریاست خود و سلطانی بر گروه بیدادگران را به اثبات می رساند. 9-اضافه بر آن، این تبهکاران، نام و نشانی و ایمیل خود را رسما در اسناد دولتی کانادا به ثبت رسانده اند و این اسناد در اختیار من قرار دارند. احمدزاده به رغم شهادت دروغش، شخصا نام و مشخصات خود را به عنوان عضو هیات مدیره بیدادگران در اسناد اداره ثبت بریتیش کلمبیا آورده است! 10- اخیرا احمدزاده در یک شهادت نامه دروغ دیگر، که آن هم در همان بنگاه حقوقی بدسابقه تنظیم شده است، مدعی شده است که دیگران، بدون اطلاع او نامش را در اسناد گروه بیدادگران وارد کرده اند! اما این موجود به غایت دروغگو و احمق، یادش رفته است که خودش درخواست داده بود که برایش ایمیلش را در فرم های دولتی این گروه به روز کنند و متن و سکرین شات پیام او هم موجود است که از تغییر آن ایمیل تشکر هم کرده است (سند مربوز هم نزد نگارنده موجود است) 11- برای اینکه درجه حماقت و رذالت توامان فرقه تروریستی پهلوی را بشناسید، توجهتان می دهم که اکنون به سرنخ هایی دست پیدا کرده ایم که احمدزاده و سلطانی، درسال 2023 در یک شعبه مشخص بانک TD حاضر شده اند و با هم، حساب مشترک بانکی برای گروه بیدادگران باز کرده اند. با پیگیری نگارنده، قرار شده است که اطلاعات این حساب به زودی از سوی TD در اختیار نگارنده و دادگاه قرار بگیرد. 12- نکته اصلی این یادداشت اما اینست که بنا بر محتوای درزکرده از گروه واتس‌اپی بیدادگران، سلطانی و احمدزاده تصمیم می گیرند که برای پیشیرد شیادی خود، اتهام "ضد زن بودن" را متوجه نگارنده کنند. همزمان، تصمیم می گیرند که یک وکیل زن، اما بسیار وحشی و بدرفتار، از طرف احمدزاده در دادگاه ظاهر شود و به هر ترتیب سعی کند در ساختمان دادگاه درگیری فیزیکی با من ایجاد کند. چنین شد که تا مدتی، نوژان کاموسی عقب ایستاد و آزارگری تیم جنایتکار رضا پهلوی در ونکوور، از دریچه وکیلی به نام Mia Stewart در خود دادگاه ادامه یافت. در یک مورد، ستوارت که متوجه بود- در واقع در جریان دادگاه به قاضی اعلام کرده بودم- که باید برای جلسه دیگری دادگاه را زود ترک کنم، پس از پایان جلسه با موبایلی که در وضعیت ضبط تصویر قرار داده بود، به من حمله ور شد. ستوارت با خیال اینکه او تنها کسی ست که دارد فیلم می گیرد، به وضوح مترصد این بود که با خشمگین کردن من، درگیری فیزیکی ایجاد کند و آن بخش را از فیلم جدا و برجسته کند. ستورات با چند بار بردن نام من، سعی در توقف من داشت و نهایتا زمانی که داشتم به آسانسوری وارد می شدم، بدن عظیم خود را در برابر ورودی آسانشور قرار داد تا شاید مشتی یا سیلی ای به صورتش روانه کنم. اما من رویم را به سمت آسانسوری دیگر برگرداندم و این بار ستورات مانند یک گوریل پرنده خودش را جلوی ورودی آن یکی آسانسور هم پرت کرد و یک ریز با کلمات بی ربط قصد تحریک مرا داشت، … القصه، بی درنگ رفتار این وکیل وحشی را به کانون وکلای استان بریتیش کلمیبا گزارش کردم و هم زمان رسما پیگیری کردم که پلیس دادگاه تصاویر دوربین های مداربسته از زمان واقعه را حفظ کند تا دست کانون برای لاپوشانی بسته شود. هر چند کانون برخورد 100% شایسته ای از خود نشان نداد، اما به دنبال ارایه فیلم حادثه، ناچار شد که رفتار ستوارت را محکوم کند، به او هشدار غیر رسمی دهد و اعلام کند که در صورت تکرار، برخورد جدی تری با او خواهد شد. اکنون، احمدزاده به دروغ در دادگاه مدعی شده است که شکایت از این وکیل وحشی بی‌مبنا بوده است و کانون هم نهایتا هیچ برخوردی با او نکرده است! (با این خیال خام که من در برابر این دروغ گویی سکوت می کنم یا سندی از وحشی گری ستوارت ندارم!) از این رو برای مقابله با این فرقه تبهکار و کارچاق کن هایی که به نام وکیل و بنگاه حقوقی، پروار از پول های آلوده #سطلی_سپاهی ها قصد فریب دادن دادگاه را کرده اند، فیلمی که مستقلا از منابع مطلع به دست آورده ام را با شما به اشتراک می گذارم و بخش های مربوط از نامه های کانون وکلا را هم مستندا در اختیارتان خواهم گذاشت #پهلوی_شیاد #IRGCterrorists #جاوید_ایران

Masood Masjoody | مسعود مسجودی

34,618 просмотров • 10 месяцев назад

در پی هر تاریکی روشنایی است: جمهوری اسلامی ایران تصمیم خود را مبنی بر خروج مهاجران افغانستان یا به قول خودشان اتباع گرفته است. نوشتن نامه سرگشاده، گلایه، دعوت به بردباری و حوصله، توسل به سعدی و حافظ و برجسته‌سازی مشترکات ره به جایی نمی‌برد و بهتر است به ظرفیت‌های خودی فکر کنیم. در عین حال باعث ضیاع وقت خود و تهران نشویم. این اخراج هر دلیلی که دارد به منافع امنیتی و ملی ایران مربوط است و در آن جایی برای گنجاندن چند میلیون آواره از کشور همسایه تعریف نشده و اگر هم شده بود وقتش گذشته است. عوامل و دلایلی که ممکن است دولت ایران را واداشته این تصمیم را بگیرد عبارت‌اند از: نخست، یادآوری به دنیا که فاجعه انسانی در افغانستان منشأ در قرارداد بدنام دوحه دارد و جمهوری ایران مجبور نیست آوارگان دسیسه آمریکا را پناه دهد. دوم، ممکن است تعدادی از شهروندان کشور ما در کارهای خلاف دست زده باشند و این حتمی نیست که جاسوسی برای اسرائیل بوده باشد. نباید فراموش کنیم که طالبان بیش از پانزده هزار مجرم را از زندان‌های افغانستان رها کرد و اکثراً راهی ایران شدند. سوم، این تصمیم احتمالاً برای اعمال فشار بر طالبان و در کل بر افغانستان است. اما هدف سیاسی و راهبردی این فشار را نمی‌توان به سادگی وضاحت داد. فرض اینکه اخراج مهاجران به هدف فشار بر طالبان و افغانستان اعمال می‌گردد، اما در نهایت چه دستاوردی را از آن توقع دارند و چگونه آن دستاورد را اندازه‌گیری می‌کنند هنوز معلوم و هویدا نیست. چهارم، جمهوری اسلامی ایران به آغاز مجدد جنگ می‌اندیشد. احتمال آن نیز بعید نیست. تهران به جنگی آمادگی می‌گیرد که احتمالاً قوی‌تر از آنچه اتفاق افتاد خواهد بود. در آن سناریو ایران نمی‌خواهد دغدغه‌ای از حضور بیگانه، ولو آن بیگانه هم‌زبان و همسایه باشد، در خاک خود داشته باشد. این بار معلوم است که تهران حاضر است تبعات تصمیم خود را مدیریت کند. پنجم، در طول تاریخ، در هر کشوری که بحران ایجاد شده، دولت‌ها کوشیده‌اند عنصر بیگانه را مقصر اصلی و دلیل گسست‌ها قلمداد کنند. نفوذ و رخنه اطلاعاتی اسرائیل در جنگ علیه ایران هیچ ربط تعیین‌کننده‌ای به مهاجران افغانستان ندارد. فرض کنیم هسته‌های مخرب اسرائیل سه لایه داشتند: طراح، عملی‌کننده، لایه مصرفی. طراح که مسلماً یا در اسرائیل قرارگاه دارد یا تحت پوشش بیزنس‌های عادی و مشروع در یکی از شهرهای کشورهای همسایه مستقر شده است. عامل وسطی که باید موضوع را در داخل خاک ایران مدیریت کند نیاز به اسناد قوی برای تردد دارد و ممکن است نیاز به اسناد قوی و مشروع برای داشتن بیزنس و کاروبار قابل‌باور داشته باشد. این امکانات در اختیار شهروندان افغانستان قرار ندارد. افغان در ایران نیروی کار است. لایه زیرین است، پس سؤال اینجاست که آیا کارگر سر فلکه طراح خرابکاری در جامعه‌ای مغلق و پیچیده مانند ایران شده می‌تواند؟ پاسخ ساده این است که نه. نمی‌تواند یا بعید به نظر می‌رسد. در ادبیات غربی نیروی بشری را به دو دسته تقسیم می‌کنند: پیراهن‌سفیدها، یعنی کسانی که کار پشت میز می‌کنند، و لباس‌آبی‌ها، کسانی که آستین برمی‌زنند و با خاک و فلز سروکار دارند. افغان در ایران از نوع دوم است. خرابکاری‌هایی که در جنگ دوازده‌روزه در داخل ایران از طرف عوامل نفوذی صورت گرفت کار لباس‌سفیدها است، نه لباس‌آبی‌ها. اما گفتن این حرف‌ها نیز فایده‌ای ندارد. حالا بر ماست که باید در موضوع دخالت مثبت کنیم و هدف دخالت خویش را نیز با وضاحت بدانیم. بازگشت نیروی جوان و ضد طالبان از ایران نویدی خوش است. این نقطه مثبت است. این موج برای پرسازی خیابان‌ها و کوه‌ها و دره‌ها کافی است. کسانی که برمی‌گردند واقعیت جدیدی در افغانستان ایجاد می‌کنند. این‌ها به سایه مبدل نخواهند شد. این‌ها ریشه دارند. لهذا باید در پس این سیاهی روشنایی دید و ایجاد کرد. این بازگشت برای بسیج نیروی آزادی‌بخش مهم است. بر ماست که باید عواطف و احساسات بازگشتی‌ها را مسیر دهیم و برایشان برسانیم که منشأ آوارگی و تیره‌بختی‌شان در چیست و در کجاست؟ یقیناً منشأ همه بدبختی‌ها گروه نامشروع، ضد ملی، متعصب و جهل‌پرور طالبان است که همه فرصت‌های واقعی را بر باد داده است. پس بهتر است به جای عریضه برای تمدید برگه، استراتژی برای نیروی بازگشتی ترتیب داد. هیچ راه‌حلی برای مهار بحران عظیم انسانی در کشور در موجودیت ساختار طالبان امکان‌پذیر نیست. این تشکیلات ضد ملی و قهقرایی باید سرنگون شود. ان‌شاءالله.

Afg Green Trend

180,523 просмотров • 1 год назад

مراسم خاکسپاری خامنه‌ای و خواندن نماز میت در تهران از لحاظ نمایش قدرت و مقبولیت اجتماعی شکست خورد. مصلی تهران در تراکم جمعیتی بالا با در نظر گرفتن صحن اصلی و شبستان‌ها در بیشترین تخمین گنجایش ۱۷۰ هزار نفر را دارد. جمعیت در خیابان‌های اطراف نیز بین ۳۰ تا ۵۰ هزار نفر تخمین زده می‌شود. بنابراین در موقع خواندن نماز میت حداکثر ۲۲۰ هزار نفر حضور داشتند که با تبلیغات فراوان، سازماندهی زیاد، زمان مناسبی که در اختیار داشتند، هزینه کم تردد، اسکان رایگان در زائرخانه‌های ایجاد شده توسط شهرداری و هتل ارزان از کل کشور و از برخی کشورهای خارجی چون عراق، هند و برخی کشورهای دیگر آمده بودند. البته با توجه به اینکه مراسم از دیروز با خداحافظی و دیدن جنازه در تابوت خامنه‌ای شروع شده و تا امشب ادامه دارد، جمعیت سیار را نیز باید در نظر گرفت. همچنین تشییع در خیابان هم انجام می‌شود که ممکن است افراد جدیدی به آن اضافه شوند. قبل از اقامه نماز میت، جمعیت حاضر فشردگی بالا نداشت و با در نظر گرفتن چهار بار جابجایی کامل جمعیت در روز گذشته و دو بار بعد از مراسم نماز امروز و در نظر گرفتن اشتراکات با جمعیت نمازگزار، می‌توان کل جمعیت حاضر در خاکسپاری خامنه‌ای را در حد ۵۰۰ تا ۷۰۰ هزار نفر در تهران تخمین زد. جمعیت ۶ میلیونی ادعا شده اغراقی گل درشت بیش نیست. در سال ۶۸ و در جمعیت ۵۳ میلیون نفری ایران حاضران در مراسم تشییع خمینی در تهران بین ۷ تا ۱۰ میلیون نفر برآورد شده بودند. پایگاه اجتماعی نهاد ولایت فقیه در ایران تقریبا در حدود ده میلیون نفر از جمعیت ۹۰ میلیونی است. نظام نتوانست ده درصد آنها را از کل کشور برای مراسم تشییع خامنه‌ای در تهران به صورت متمرکز بسیج کند. علی‌رغم فضای احساسی ایجاد شده، قهرمان‌سازی‌ و کشته‌شدن وی طی جنگ ‌و‌ پیچیده شدن شرایط در مقایسه با مرگ طبیعی، این یک شکست تبلیغاتی و سیاسی است. در عین حال با همین آمار، خاکسپاری خامنه‌ای جزو شلوغ‌ترین مراسم تشییع جنازه‌ها در تاریخ معاصر ایران محسوب می‌شود که با توجه به کارنامه سیاه زمامداری او و صدور فرمان بزرگ‌ترین جنایت تاریخ معاصر ایران درست یک ماه قبل از کشته شدن باعث تاسف است.

Ali Afshari

60,953 просмотров • 2 месяцев назад

از دید نظامی دارد خبرهایی می‌شود.فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) چند روزی است که مجموعه‌ای از سیگنال‌های آماده‌باش رزمی می‌دهد. از مانورهای تفنگداران دریایی خبر می‌دهد.غیرمستقیم به نیمچه‌ناو هواپیمابر تریپولی اشاره می‌کند. خودش شایعاتی مبنی بر نزدیک شدن رزم‌گروه ناو باکسر منتشر می‌کند. امروز هم در مورد آماده‌باش مانور سیستم پدافندی سی‌رام (C-RAM) خبرهایی منتشر کرده است. عربستان شدیداً پول خرج کرده که دولت یمن به جنگ حوثی‌ها برود. دولت عراق به منابع مالی حشدالشعبی حمله‌ور شده و آنان نیز در پاسخ به فرودگاه بغداد و محل استقرار آمریکایی‌ها حمله کرده‌اند. اسرائیل نه تنها رجزخوانی می‌کند، بلکه حزب‌الله را در نبطیه لبنان کاملاً قفل کرده، روی باقی‌ماندگان رژیم در تهران ادرار کرده و اعلام کرده از جنوب لبنان بیرون نمی‌رود، اما با دولت و مردم لبنان نه تنها جنگی ندارد بلکه مایل به صلح و همکاری است. عوامل اطلاعاتی و عملیاتی اسرائیل در ایران دوباره فعال شده‌اند و شدیداً در حال شناسایی رزمی هستند و هر لحظه ممکن است عملیاتی شوند. نه، ما فکر نمی‌کنیم همه این‌ها یک تصادف باشد.ما فکر می‌کنیم مارک روبیو در پشت صحنه کودتا کرده و دارد یک دکترین غافلگیرانه را جلو می‌برد. و ترامپ هم مثل بچه‌های خوب و آرام نقش پلیس خوب را بازی می‌کند، چون بعد از گندی که در ماده ۵ تفاهم‌نامه زده، چاره دیگری هم ندارد. یک موضوع مهم و خیلی بزرگ در راه است.هوا به شدت بوی باروت می‌دهد.

Reza

34,778 просмотров • 2 месяцев назад

رفتار کشورهای منطقه و جهان خیلی شفافه. ایران تحت حکومت جمهوری اسلامی رو ابتدا تضعیف کردند، سپس دندون هاشو کشیدند و همزمان محاصره کامل کنترل شده کردند و حالا با خیال راحت،‌ رهاش‌ کردند تا با هزینه صفر نتیجه بگیرند. رفتار همه کشورهای منطقه و جهان حاکی از اونه که همه روی سقوط نظام سیاسی ایران متفق القول هستند. این نشانه ها چیست؟ روسیه به ایران تجهیزات نظامی پیچیده نمی‌دهد و یا بسیار با اکراه و تاخیر می‌دهد، همزمان چندین برابر مناسبات اقتصادی و سیاسی با کشورهای عربی دارد. چین در ایران سرمایه گذاری نمی‌کند، پول های فریز شده ایران را نمی‌دهد، نفت را با تخفیف زیاد و پرداخت نامعلوم می‌خرد و چندین برابر مناسبات با کشورهای عربی دارد. از این دو که به دید جمهوری اسلامی متحدانش هستند بگذریم آمریکا قطره چکانی پول کنترل شده آزاد می‌کند و امید توافق را در کورسو‌ زنده نگه می‌دارد اما توافق نمی‌کند. آمریکا راهبرد رهبر جمهوری اسلامی یعنی نه جنگ نه مذاکره را تمام و کمال پذیرفته و با لذت دنبال می‌کند. یقین دارد که چین به جمهوری اسلامی اجازه بی ثبات کردن منطقه را نمی‌دهد و همه کشورها متفق القول در صورت دستیابی جمهوری اسلامی به بمب اتم، حمله نظامی خواهند کرد. اما نفوذ اطلاعاتی کافی دارد که بداند چه زمانی آن ها حتی فکر به ساخت بمب اتم خواهند کرد. عربستان فهمیده که خیالش از بابت امنیت خلیج فارس از طریق قدرت نظامی آمریکا و وابستگی ۵۰ درصدی چین به نفت خلیج فارس راحت است. به دنبال تضمین امنیتی بیشتر از آمریکاست. توافقش با اسراییل قطعیست و به زودی علنی می‌شود و بعد از عربستان، دومینوی رسمیت شناختن اسراییل در کشورهای عربی خواهد ریخت. پس همین که خیالش راحت باشد که تنش با تهران کنترل شده است برایش کافی است. اسراییل از حضور جمهوری اسلامی تمام و کمال برای باز کردن جای پایش در منطقه استفاده کرد و به توافق بزرگش با عربستان رسید. با تبلیغات متعدد و شلوغ کاری، خیالش را از امنیتی سازی ایران راحت کرده. این لیست زیاده. کما اینکه آذربایجان و ترکیه در صدد روز‌ موعود هستند تا کریدور زنگزور را با هزینه صفر باز کنند. عراق در حال تجهیز سریع نیروی نظامی خودش هست تا روز موعود اروند رود را به حقیقت تبدیل کند. واقعیت این است که نشانه ها همه از این خبر می‌دهند که تقریبا همه مطمئن هستند که نظام سقوط می‌کند و منتظر زمان موعود هستند و دلیلی به توسعه روابط اقتصادی یا سیاسی با جمهوری اسلامی نمی‌بینند چون آینده ای براش متصور نیستند. تنها دارایی جمهوری اسلامی، ایدیولوژیش است که آن هم با توافق سعودی و اسراییل، از پایه شروع به متلاشی شدن می‌کند. سخنرانی های «به قله نزدیکیم» و حرف زدن از اتحاد با عربستان و مصر! علیه امریکا، نشان از این واقعیت دارد. در داخل هم چنان ایدئولوژی در حال سقوط است که با لایحه حجاب و بستن اینترنت دارن ترس و وحشت را نشان می‌دهند. در داخل و خارج و خود نظام، همه باور کردند که سقوط نزدیک است. بحران کلاسیک حکومت های مشابه، بحران جانشینی است که می‌تواند یکی از تریگرهای بالقوه این پایان باشد.‌ انباشت بحران ها میتواند تریگرهای بالقوه دیگری باشند. اما تیتراژ فیلم بالا رفته است و نم نم تماشاگران در حال ترک سالن سینما هستند. من باور بین المللی و داخلی را در سقوط می‌بینم. به قول کتاب اقتصاد روایی، روایتی که همه گیر شده، خودش واقعیت جدید را رقم خواهد زد. الان که هم فکت ها و هم آمار و ارقام و هم روایت غالب عمومی و بین المللی همگی فقط منتظر زمان وقوع هستند.

🏴JannatKhah🔩🪰

686,920 просмотров • 3 лет назад

کلا با اکانت‌هایی ‌که با «نداشتن سازماندهی در دی ماه» جمله‌سازی میکنند تا فراخوان شاه را زیر سوال ببرند، با احتیاط برخورد کنید. آنهایی که در آن چند شب در خیابون بودند به خوبی میدانند که وضعیت چطور بود و سازماندهی در چه سطحی بود. رژیم هم از همین شوکه شد که فاز جنگ روانی راه انداخته تا از طریق مجازی برنده شود. چرا که با این نوع پست‌ها یا میتوانند مهره‌های خود را به بهانه‌ی تحت فشار گذاشتن برای سازماندهی وارد بازی کنند یا کاربران را احساسی کنند تا به ردّ و نشانی برای شناسایی افراد برسند. از طرفی هر دو طرف تمایلی ندارند از عمق ضربه‌ها به رژیم و تلفات مزدوران در آن چند شب صحبتی به‌میان آورند چرا که صحبت از این ماجرا برای طرف براندازان یعنی پذیرفتن خطر شناسایی و برای رژیم یعنی ریزش گسترده‌ی نیروها. اما قطعا به‌خوبی میدانند که چهره‌ی برخی از مزدورانشان حتی قابل شناسایی هم نبود. اتاق فکر پوست‌اندازی رژیم در تمام این سالها با همکاری تنگاتنگ با مجاهدین، خیزش‌های مردمی را یکی پس از دیگر دچار شکست میکردند و باور عمومی شکل گرفته بود که امکان سازماندهی از خارج از کشور وجود ندارد و فردی از داخل ایران باید این کار را انجام دهد. همین باعث ظهور و پرورش مهره‌های حکومتی و پروژه‌هایی مثل نرگس شارلاتان میشد که پوسته‌ی کار این افراد باشند و در لایه‌های زیرین مجاهدین منفور فعال بمانند. اما نقطه‌ی عطف در دی ماه شکل گرفت و افسانه‌ی نداشتنِ سازماندهی توسط پادشاهی‌خواهان برای همیشه شکسته شد. این را هرگز فراموش نکنید که نیروی مردمی زیر پرچم شیر و خورشید به رهبری رضاشاه دوم پهلوی مجددا رژیم را شگفت‌زده خواهد کرد… جاویدشاه 🇮🇷

Apranik 🇮🇷🇮🇱

21,341 просмотров • 3 месяцев назад

🔴چگونه آفتاب پرستی بنام رضا پهلوی با تحلیل ها و لابی های غلط خود سرنگونی حکومت اسلامی در ایران را به تاخیر انداخت!ً 🟣خاطره ای دارم که در پایان این یادداشت میتوانید ملاحظه کنید. ۷ سال پیش در مصاحبه با پانته آ مدیری در تلویزیون ایران اینترنشنال به ادعای جنجالی رضا پهلوی در برنامه میدان توجه کنید: رضا پهلوی ادعا کرد که حمله آمریکا به ایران یک سناریوی بازنده-بازنده است ✅ آنزمان در پی تشدید تنش‌ها میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی ایران، سیما ثابت از رضا پهلوی پرسید «حالا فرض کنیم همین فردا امریکا به ایران حمله کند شما کدوم طرف قضیه می ایستید»؛ ⚠️رضا پهلوی پاسخ داد که او‌ مخالف هرگونه حمله نظامی آمریکا به ایران است و چنین اقدامی را «سناریوی بازنده-بازنده» می‌خواند. او می‌گوید جنگ نه‌تنها به زیان مردم ایران تمام می‌شود، بلکه منافع آمریکا و ثبات منطقه را نیز با خطر جدی روبه‌رو می‌سازد. او همیشه ادعا کرده که حمله نظامی امریکا و اسراییل به ایران خط قرمز اوست. حتی بازنشر این ویدیو همزمان با حمله مستقیم امریکا و اسراییل و از بین بردن خامنه ای و شماری از فرماندهان و مقامات رژیم از این نظر مهم است تا بیاد بیاوریم که چگونه رضا پهلوی برای ماندن رژیم لابی کرد تا حمله ای صورت نگیرد و چگونه او همواره همه را از بروز چنین اتفاقی ترساند و عملا براندازی را به تاخیر انداخت. سالهای مدید رضا پهلوی با بی تدبیری هایش موجب ادامه حیات این رژیم و مصیبتهای وارده به مردم ایران شده. 🔹 من به عنوان مشاور سابق رضا پهلوی بیاد دارم وقتی ایشان مصاحبه را انجام دادند بمن زنگ زدن و گفتن برنامه چطور بود؟ من با تشویق و نگاهی مثبت به او گفتم بسیار عالی بود اما دو نکته خام بود یکی مسئله حمله نظامی و سناریو «باخت باخت » بود که شما متاسفانه خط قرمز تعیین کردی و فکر نکردی شاید مجبور باشیم در یک دوره ای حمله نظامی به رژیم را تشویق و یا حتی تایید کنیم و دیگری وقتی از شما پرسیدن اگر ایران آزاد شود به ایران باز‌میگردی و شما با بی میلی گفتی ببینیم اونزمان چه خواهد شد ، البته برای دیدن ایران و مردم دلم میخواد به جاهای مختلف مخصوصا اونجاهایی که خاطره دارم سفر کنم … و‌ من به رضا پهلوی گفتم ای وای یعنی به عنوان توریست میخواهی به ایران سفر کنی؟؟؟ او گفت اگر اوضاع هرکی هرکی باشه نمیشه رفت، خطرناکه … #no_to_reza_pahlavi #رضا_پهلوی #Thankyou_Netanyahu #ThankYouBibi #THANKYOU_TRUMP #Iran #IranWar

Victoria Azad

22,332 просмотров • 6 месяцев назад

⚠️⚠️فوری و جدید! ایرانیان مقیم امریکا،دفترچه نویسها، غرامت گیران،حضرات مدعی ملی مذهبی و مصدقی و خلاصه همه ی تان: ضمن تبریک بر شما،لازم میدانیم که به اطلاع برسانیم صدها نفر دیگر به جمع غرامت گیران افزون شدند!!! با حضور یک بند فاجعه بار: شکایت ها شامل اعضای خانواده ی افراد شاکی میشود!!!(یعنی همسر-پدر و مادر و خواهر و بیوه و...میتوانند طرح شکایت جداگانه کنند و هرکدام مبلغی درخواست نمایند) یعنی ما به رقم ۱۰۰۰میلیارد دلار بدهی مالی نزدیک میشویم! همانگونه که پیش بینی کرده بودیم،اعضای باقیمانده ی فاجعه ی تروریستی #7October هم بالاخره به جمع شاکیان افزون گردیده بعلاوه ی سربازان امریکایی در منطقه و بصورت جدی ایران رسما شده خزانه وزارت دفاع امریکا تا خرج رسیدگی به اعضای باقی مانده ی سربازان امریکایی کشته شده ی جنگ عراق و افغانستان و کهنه سربازان و مصدومین را باید مردم ایران به عهده گیرند!! همانطور که راس دفترچه نویس ها،اقای Saeed Ghasseminejadاذعان داشتند که با ساخت سوریه نیت شان ممانعت از طرح شکایت(غرامت گیری) میباشد،احتمالا حالا باید بفکر ساخت اسراییل و امریکا هم باشید تا در یک مبادله ی پایاپای(تهاتر) معجزه ای شود! در حالیکه گویی کسر شأنتان میشود با گروه های درگیر این مهم همکاری کنید و مینویسیم تا بماند به یادگار: اگر تصور دارید که در اینده حریف لابی های امریکایی اسراییلی میشوید،حتما سری به پرونده ی سودان بزنید و بدانید این احکام شخصی هستند و باز تاکید میکنیم که شامل اعضای فامیل و خانواده ها نیز میشود!!! پ ن: طی دو سال و اندی زحمت و تلاش و تهدید و طرد شدن و انزوا،مستند امروز را نشان دادیم و نوشتیم که ورود کنید و نگذارید این عرصه محل جولان غرامتگیران شود،نگذارید امثال علینژادها جاده صاف کن این اتفاق گردند و هیچ از شما دیده نشد و حتی یک وکیل از کانون وکلای امریکایی با تیم ما همکاری نکرد و بالعکس اعضایی همچو هریسچی،مهدی خلجی-مهرانگیز کار و گیسو نیا ،نازنین بنیادی-جیسون رضاییان و همسر!!!-علی عرب و...در کنار برخی امریکایی -استرالیایی و سایر افراد کشورها اتش این ویرانه را شعله ور تر کردند و شماها همگی تان سکوت! در کنار سکوت خفت بار رسانه ها! 🔴امیدواریم این مطلب را شاهزاده رضا پهلوی ملاحظه نمایندReza Pahlavi #غرامت_گیت #پسرعاقل_نوح

پسر عاقل نوح

13,021 просмотров • 1 год назад

مرتضی همکلاسی و دوست من در دوره لیسانس بود. بر خلاف‌ امروز که او تملق گوی دربار است آن دوران ستایشگر و فعال در ستاد کروبی بود. همیشه از اینکه من عضو جبهه ملی و به تبع آن اپوزیسیون بودم انتقاد داشت و اصلاحات را تنها راه حل ایران می دانست. همینطور بر خلاف ژست های شجاعانه ای که امروز می گیرد شخصی بسیار محافظه کار بود که حتی جرات نداشت کلامی مطلب انتقادی از حکومت در کلاس ها بر زبان بیاورد. یادم است در بهبوهه جنبش سبز روزی در کلاس توسعه سیاسی مرتضی در حال دادن کنفرانس بود و من در میان سخن هایش از سیاست ج.ا در درگیر شدن در میان مناقشه اعراب و اسرائیل و صرف منابع ملی ایرانیان در این مورد انتقاد کردم. مرتضی پس از کلاس لرزان به سراغ من آمد و گفت 《چرا این حرف ها رو سر‌کنفرانس من زدی؟ چرا الکی شلوغش می کنی؟ جوگیر نشو یهو. الان حراست دانشگاه منو بخواد چیکار کنم؟ چرا برای ما داستان درست می کنی؟ بعد هم من اصلاح طلبم و باید از فلسطین دفاع کنیم. 》من آنروز به او گفتم که مرتضی نترس حراست که هیچ اگر اطلاعات هم بیاید من‌ گردن می گیرم. حالا همین مرتضی ترسو، علی کریمی که از قضا او هم آشنای دیگر قدیمی من است را می کوبد و ادعای پهلوانی می کند! نکته جالب توجه دیگر در مورد مرتضی این است که او بهایی است و بر اساس اصول دین بهائیت نباید در سیاست دخالت کند اما نه تنها این موضوع را رعایت نمی کند بلکه طرفدار شخصی است که پدرش یعنی محمدرضا شاه با اقداماتی همچون تخریب حنظره القدس در تهران و حمایت از جریاناتی مانند انجمن حجتیه به شدت بهاییان را سرکوب کرده بود. این در حالی است که یکی از مواردی که باعث اختلاف روحانیون با مرحوم دکتر مصدق شد این بود که او از سرکوب بهائیان امتناع کرده و خواستار برابری مدنی آن ها با دیگر ایرانیان شده بود. البته شاید مسئله این است که اصلا مرتضی آگاهی تاریخی کافی ای از این موارد ندارد!!! Ali Karimi🇮🇷 Morteza Esmailpour مرتضی اسماعیل‌پور

Siavash Soltani

16,038 просмотров • 1 месяц назад

حمله به سفارت و پایان دکترین “ساختمان بغلی” بعدازظهر روز ۱۳ فروردین، در آشپزخانه‌ی دفتر به همراه میلاد (ایرانی)، مهدی (لبنانی) و حسینین (سوری) نشسته بودیم و درباره‌ی آداب روز طبیعت در ایران صحبت می‌کردیم که پیامی از علیرضا آیتی، معاون سفیر ایران در دمشق، دریافت کردم. پیام را باز کردم. فیلمی ۱۲ ثانیه‌ای بود که از پنجره‌ی اتاقش در سفارت گرفته شده بود؛ ساختمان بغلی سفارت در حال سوختن بود. چند پیکر در خیابان در میان شعله‌ها می‌سوختند و صدای فریاد و جیغ از همه‌جا بلند بود. بلافاصله فیلم بعدی رسید. در آن، علیرضا گفت: «حسین، ساختمان بخش کنسولی رو زدند!» ساختمان کنسولگری ایران محل مراجعه‌ی بسیاری از مردم برای انجام امور اداری بود. این ساختمان چهار طبقه داشت: طبقه‌ای به بخش کنسولی سفارت اختصاص داشت، یک طبقه منزل صاحب ساختمان بود، طبقه‌ی سوم محل زندگی سفیر ایران، و طبقه‌ی چهارم میهمان‌سرای سفارت بود. در همان لحظه که فیلم را هضم کردم، اولین نگرانی‌ام علیرضا (اکبری)، فرزند سفیر، و حاج خانم (همسر سفیر) بود؛ چون آن‌ها تنها در منزل بودند و معمولاً سفیر تا آخر شب در دفتر کارش می‌ماند. دست‌پاچه شدم. گوشی را برداشتم و با سفیر تماس گرفتم؛ خطش مشغول بود. چند بار تلاش کردم، فایده‌ای نداشت. با حسین افشار تماس گرفتم. در حالی که گریه می‌کردم گفتم: «حاجی، ساختمان سفارت رو زدند!» حسین گفت: «مطمئنی؟» گفتم: «بله، تصاویرش رو دیدم.» در حال صحبت با حسین بودم که دیدم یک خبرگزاری “همه‌چیزدان” که حتی مدعی زنده بودن سید حسن نصرالله هم بود، در خبری غیرواقعی اعلام کرد: «حمله‌ی رژیم صهیونیستی به ساختمان کناری سفارت ایران در خیابان المزه دمشق» داشتم سکته می‌کردم. بوی لاپوشانی به مشام می‌رسید. به حسین گفتم: «مگه می‌شه این رو هم نادیده گرفت؟» در همان لحظه، زیرنویس شبکه خبر دقیقاً همین جمله را تکرار کرد. به حسین گفتم: «حاجی، من می‌دونم این ساختمون، خاک ماست؛ کنسولگری و منزل سفیره. نمی‌شه حمله به خاک رو انکار کرد.» حسین گفت: «به خدا توکل کن و خبر رو منتشر کن.» دمِ هادی قاسمی گرم که خبرگزاری دانشجو را واقعاً آزادمردانه در خدمت روایت صحیح از “طوفان الأقصی” قرار داد. با عکسی که صابر (ایرانی) از بالای ساختمانِ در حال سوختن گرفته بود ــ که تابلوی ساختمان سفارت و پرچم ایران هم در آن مشخص بود ــ، خبر را در خروجی خبرگزاری قرار دادم: «حمله جنگنده‌های رژیم صهیونیستی به ساختمان سفارت و منزل سفیر ایران در سوریه» دقایقی بعد، زیرنویس‌ها و تیترها تغییر کرد. سوار ماشین شدم و به همراه دو برادر دیگر، خودم را به دمشق رساندم، برای روایتِ خانه‌خرابی. وقتی به محل رسیدیم، پیکرها را یکی‌یکی بیرون می‌آوردند: پیکر حسین امان‌اللهی… لباس‌هایش را در آغوش گرفتم. پیکر ابو مهدی… و شهید والامقام حاج رحیمی… خدایا، چه خونی از ما ریخته شد. شهید حاج ابو مهدی همیشه سید حسن را «باب‌الجنه» خطاب می‌کرد. حالا جمعِ بهشتی‌شان در اعلی علیین است. دفاع دلیرانه از حرم اهل‌بیت علیهم‌السلام، به شهدای عزیز ما توفیق دفاع از اقصای امت را داد. بخشی از کتابی که نوشته‌ام و نامش را «آدم‌هایی که شما نمی‌شناسید» گذاشته‌ام. این آدم‌ها اگر نبودند، کسانی با دکترین «ساختمان بغلی»، حتی حمله به خاک را هم…

Hossein Pak

13,492 просмотров • 1 год назад

فردی که پس از رکورد بزرگترین دزدی جهان، غارت یک کشور به مبلغ ۷ میلیارد دلار توسط زنی (مرجان شیخ الاسلام) طمع کرده و با او ازدواج میکند! فردی که یک جاسوس رو به اسم مظلوم و ستم دیده تایید میکنه و بانی غارت ۶۰ میلیون دلار از اموال بلوکه شده میشه(پرونده ی امیر حکمتی در #غرامت_گیت) نمیتونه مدعی ایران د‌وستی و یا دلواپسی باشه! فردی که در پرونده ی غارت ۱۸۰ میلیون دلاری جیسون رضاییان، نقش تعیین کننده داشته! اینان نه در عمق رفتار خود که در لایه های ابتدایی نیت شان محافظ و مراقب جمهوری اسلامی هستند. بحث ما، مهدی خلجی نیست، بحث بر سر تفکری است که عملا هیچ تضادی با جمهوری اسلامی ندارند، به سهمی که گرفته اند راضی هستند و مسئولیتشان ایجاد مانع در برابر خواست حقیقی ملتی است که نیم قرن ستم دیده و حالا خواهان برکناری جمهوری اسلامی است اما این تفکر #پهلوی_ستیز نهایت تلاشش را میکند! پیش داوری میکنند، بر اساس ترشحات و پیش فرضهای معلول و مغرضانه ی شان تصمیم به فرضیه ای قابل باور چیده و بر اساس آن استدلال میکنند. قومی پر تعداد که صادر و توسط رسانه ها قادر شدند که با پهلوی بجنگند و بر اساس مفروضاتشان سم پاشی کنند، حرف اخر او بسیار مهم است: اقای پهلوی خطرناک تر از جمهوری اسلامی است!!! در این جمله توجیه کشتار #۸و۹ژانویه (۱۸ و۱۹ دیماه) موج میزند که رژیم هرچه بکشد تا پهلوی بر سر کار نیاید، ملالی نیست! تصور کنید که این فرد چه دشمنی به ایران است، چه نقشه ی شومی برای ایران چیده که چنین مزخرفی را که نه تنها هیچکس در تاریخ به زبان نیاورده، بلکه رژیم هم از بیانش پرهیز نموده را در برنامه ی یکی مثل از تبار خودشان مطرح میکنه. او فرزند یک اخوند و خود روحانی معممی بوده که بزرگترین خطر برای ایرانند، ایران را خالی از ۹ میلیون سکنه کرده اند و اما ندای «ای دزد، ای دزد» سر میدهند! #پسرعاقل_نوح

پسر عاقل نوح

42,814 просмотров • 1 месяц назад

🟥ما همه اشتباه کردیم، جمهوری اسلامی با این جنگ ساقط نخواهد شد، فقط ایران نابود می شود. دوستان عزیز، مخالفان محترم و حتی دشمنان گرام، زمان آن رسیده که همه ما با حقیقتی تلخ و گزنده روبرو شویم. هیجانات ناشی از کینه و خشم دی ماه و حذف سریع خامنه‌ای و سران نظامی و امنیتی و سیاسی و تیترهای داغ خبری، چشمان بسیاری از ما را بر واقعیت‌های روی زمین بسته بود. بیایید تعارف را کنار بگذاریم، محاسبات ما غلط بود. خیلی هم غلط بود و دود آن به چشم همه رفت و بیشتر هم خواهد رفت، از مردم مظلوم ایران و مردم سایر کشورهای منطقه تا دیاسپورای با شرف و از مردم بقیه نقاط جهان که درگیر کمبود و گرانی و سختی خواهند شد تا احزاب سیاسی و سیاستمداران که مسبب این وضع شناخته خواهند شد. 1⃣ توهم فروپاشی با حذف سران از دونالد #ترامپ و استراتژیست‌های کاخ سفید گرفته تا سران اروپایی، تحلیلگران پرطمطراق ماهواره‌ای و حتی بسیاری از مردم عادی من جمله خود من، همگی در یک تله محاسباتی مشترک افتادیم. تصور این بود که با حذف فیزیکی مهره‌های کلیدی، زدن فرماندهان ارشد سپاه و یا حتی خروج #خامنه‌ای از صحنه، ساختار قدرت در ایران مثل یک خانه پوشالی فرو می‌ریزد. اما واقعیت سخت نشان داد که ساختار امنیتی نظامی جمهوری اسلامی، پیچیده‌تر و مستحکم تر از آن است که با حذف رهبران اصلی و فرماندهان نظامی و امنیتی و حتی ضربات نظامی تمام عیار از هم بپاشد. فکر همه چیز از سالها قبل شده بود. جنگ نه تنها باعث فروپاشی آنها نشد، بلکه معادلات را به سمت انسداد عمیق تر، تصاعد تنش و البته قدرت گرفتن بیشتر نظام جمهوری اسلامی پیش برد. 2⃣ چه کسانی هنوز به معجزه جنگ دل بسته‌اند؟ علیرغم تمام شواهد، هنوز سه گروه بر طبل توخالی توهم سقوط با جنگ می‌کوبند. 🔸اول، مسخ‌شدگان و کم هوشان رسانه‌ای، کسانی که شبانه‌روز تحت بمباران خبری دو شبه رسانه و تلویزیون‌ فارسی‌زبان خاص هستند، رسانه‌هایی که برای جلب کلیک و بیننده، از جنگ یک انیمیشن ساده برای مخاطب ساده لوح و کم هوش خودساخته‌اند و طوطی وار به رویا فروشی برای رعیت رسانه ای ادامه می دهند. 🔸دوم، طرفداران یک فرقه سیاسی خاص، عقب ماندگان سیاسی و زامبی های اخلاق ستیزی که حیاتشان در گروی هرج‌ومرج و ویرانی است و تصور می‌کنند بر روی ویرانه‌های ناشی از بمب، برای آن‌ها و رهبرشان در ایران فرش قرمز پهن خواهد شد. 🔸سوم، رویافروشان حرفه‌ای، تحلیلگرانی که نان شب خود را از راه تحمیق مخاطب درمی‌آورند. کسانی که با شعارهای توخالی مثل کار تمام است و فلانی در راه است، سال‌هاست برای خود دکان ساخته‌اند و به جای تحلیل، امید کاذب می‌فروشند و برای لقمه ای نان حتی از اینکه هر روز بیشتر از قبل شبیه یک دلقک ارزان قیمت شوند هم ابای ندارند. 3⃣ واقع‌بینی، تنها راه نجات باقی‌مانده. چه باید کرد،‌چه می توان کرد؟ اگر واقعاً دل‌سوز ایران هستیم، باید از فضای فانتزی خارج شویم و بر روی سه محور حیاتی تمرکز کنیم. 🔹اول، توقف فوری جنگ، پیش از آنکه زیرساخت‌های ملی، نیروگاه‌ها و سرمایه‌های تمدنی ایران به کلی نابود شود، باید برای صلح و پایان درگیری فشار آورد. ویرانی ایران، هیچ برنده‌ای در میان ملت نخواهد داشت. 🔹دوم، جلوگیری از انتقام‌گیری داخلی، در فضای جنگی، اولین قربانی مردم داخل هستند. باید به هر طریق ممکن مانع از آن شد که جمهوری اسلامی نارضایتی‌های انباشته را به بهانه شرایط جنگی، با سرکوب خشن و انتقام‌گیری از مردم عادی پاسخ دهد. 🔹سوم، صیانت از زیست انسانی، تلاش برای تضمین رسیدن دارو، غذا و اقلام اساسی به دست مردم و پافشاری بر تداوم فعالیت زیرساخت‌های حیاتی مانند آب، برق و بهداشت به هر طریق ممکن از جمله بسیج جهان برای جلوگیری از فاجعه انسانی. 4⃣ تنها برنده این جنگ نتانیاهو بود، نه حتی اسراییل یا مردمش نتانیاهو از اول می دانست این جنگ باعث سقوط جمهوری اسلامی نخواهد شد ولی این توهم را به ترامپ فروخت( یا با اسناد اپستین معامله کرد؟) و رهبر خودخوانده دوران مثلا گذار را هم با رویافروشی رام و دست آموز کرد و در آخر هم به هدفش که نابودی زیرساختها و توان جمعی ایران و سد کردن راه توسعه کشور تا ده ها سال آینده بود رسید. 🟧و در نهایت، خلاصه کلام من این است. ما همه اشتباه کردیم از ترامپ تا تحلیلگران حرفه ای و من و شمای مردم عادی! سقوط یک سیستم سیاسی با بمب و موشک خارجی، اگر هم ممکن باشد که درباره جمهوری اسلامی نیست به معنای دموکراسی،‌رفاه و آزادی نیست، به معنای سوریه‌ای شدن است. زمان آن است که از رویاپردازی دست بکشیم و برای بقا و نجات ایران در دنیای واقعی تلاش کنیم.

Ali Bornaei

498,820 просмотров • 6 месяцев назад

🟡 مهم-تکرار برنامه ی «نفت بجای غذا و دارو» ترامپ: پولهای بلوکه شده ی مردم ایران صرف خرید سویا و گندم از امریکا میشود، چونکه ایرانیها خیلی گرسنه هستند!!! 🔴اگر قرار باشد دارایی‌های «باقی مانده» بلوکه‌شده ایران فقط برای خرید کالاهای اساسی مانند گندم، سویا، دارو و اقلام مشخص هزینه شود و حکومت اسلامی اختیار آزادانه بر این منابع نداشته باشد، این وضعیت بیش از هر چیز نشان‌دهنده سقوط جایگاه جمهوری اسلامی در عرصه بین‌المللی است، نشان دهنده ی تحقیر و عدم اختیار بر ساختار یک توافق است، نتیجه ی ادامه ی سقوط خفت بار سپاه با تمامی لابی هایش» تحقیر واقعی اینجاست که حکومتی که دهه‌ها شعار «اقتدار» و «عزت» سر داد، امروز به جایی رسیده که دیگران درباره نحوه خرج کردن پول متعلق به مردم ایران تصمیم بگیرند و آن را با استدلال «تأمین نیازهای انسانی» توجیه کنند. #بخوانید 🔴 برنامه «نفت در برابر غذا» چه بود؟ در سال ۱۹۹۵، عراق تحت تحریم‌ها اجازه یافت مقدار محدودی نفت صادر کند، اما درآمد حاصل از فروش نفت در اختیار دولت صدام قرار نمی‌گرفت، بلکه پول نفت به حسابی تحت نظارت سازمان ملل واریز می‌شد و بغداد فقط با تأیید کمیته تحریم‌ها می‌توانست برای خرید غذا، دارو و کالاهای غیرنظامی از آن استفاده کند. در کل این برنامه ۳/۴ میلیارد بشکه نفت مبلغ ۶۴/۲ میلیارد دلار فروخته شد! که: حدود ۷۲٪ درآمد صرف غذا، دارو و نیازهای انسانی شد. حدود ۲۵٪ به غرامت جنگ کویت اختصاص یافت. بخش کوچکی نیز صرف هزینه‌های اجرایی و بازرسی‌های سازمان ملل شد.(۵۰۰میلیون دلار) بعدها تحقیقات مستقل از فساد، پرداخت رشوه و سوءاستفاده‌هایی به ارزش حدود ۱.۸ میلیارد دلار در اجرای این برنامه پرده برداشت. اگر امروز سازوکاری برای ایران تحت حکومت جمهوری اسلامی طراحی شده که منابع مالی کشور فقط با نظارت خارجی و صرفاً برای خرید کالاهای مشخص (گندم و سویا)قابل استفاده باشد، شباهت آن با الگوی «نفت در برابر غذا» قابل توجه خواهد بود، البته به مراتب خفت بار تر، چرا که حالا بحث پول نقد است! این وضعیت، پیش از آنکه تحقیر ملت ایران باشد، شکست حکومتی است که سال‌ها ادعای استقلال و اقتدار داشت اما اکنون به نقطه‌ای رسیده که حتی درباره نحوه مصرف دارایی‌های خودش نیز اختیار کامل ندارد. پ ن: اجرای قانونی برنامه برای حکومت صدام با آغاز حمله آمریکا به عراق در ۲۰ مارس ۲۰۰۳ متوقف شد اما از نظر عملی حتی تا ۲سال پس از اعدام صدام حسین، امریکایی ها نفت را میگرفتند و بجای آن مقداری غذا و دارو میدادند!!! بزودی پادکست این برنامه بصورت مفصل از جزییات و چگونگی نحوه ی اجرا تا سقوط و اعدام صدام از Radiomashrooteh_official

پسر عاقل نوح

12,646 просмотров • 3 месяцев назад

زنی که میانه تصویر مقابل بیداگاه رژیم دادخواهی می کند ، مادر ماست همان که فحشش دادید . بی‌بی زهرا بختیاری ؛ زنی که در هشتادسالگی مبارز شد؛ برای دادخواهی، برای تاوان خون و جان فرزندانش. هفت سال است که همه فرزندانش را زیر یک سقف ندیده. مادری که هر نوروز آرزو می‌کند یک‌بار دیگر همه فرزندانش را در خانه‌اش ببیند… «البته که حتی خانه‌ اش را هم برای آرمان فرزندانش از او گرفتند » بی‌بی زهرا همراه فرزندانش بارها در تحصن‌ها کتک خورد، باتوم خورد، روی زمین کشیده شد، سرش را به جدول کوبیدند و در هشتادسالگی بارها بازداشت را تجربه کرد. پرونده برایش ساختند . اما باز هم ایستاد. چون مادر بود. چون فرزندان زندانی و جان‌باخته‌اش را تنها نگذاشت. آن روزهایی که لازم داشتند از خون و تاوان این خانواده اعتبار بگیرند، حتی روز زن را از قلم نمی انداختند . اما حالا که خرشان از پل گذشته، اجیرشده های شان فحش‌های رکیک جنسی نثار مادری می‌کنند که تمام زندگی‌اش را پای دادخواهی گذاشت. تمام فرزندانش را داد . بی بی زهرا هم چون مادران شما می‌توانست در آرامشِ کهنسالی، خنده و خوشبختی فرزندانش را تماشا کند؛ اما سهمش شد داغ ، تهدید، تحقیر و شنیدن صدای فرزندانش از پشت دیوارهای زندان. و حالا هم فحاشی رکیک جنسی از مدعیان آزادی . ننگ بر شما. فاسد شمایید ، شما که تا بحال یک سرباز صفر رژیم را هم نزدیک ندیده اید که با کیس های دروغ پناهنده شده اید و برای چند دلار وطن فروشی می کنید . من نمی گویم انچه می گویید نثار خودتان باد چون هیج ایرانی شیر پاک خورده ای به مادران ایران اهانت نمی کند . می گویم‌در x چه می کنید . شما مبارزان واقعی بفرمایید کمی هزینه کنید ، به‌جای اهانت به مادران جگرسوخته ایران، بروید در رکاب رهبرتان ایران را آزاد کنید. به مادر #منوچهر_بختیاری و #فاطمه_سپهری هر چه لایق روح‌فاسدتان است گفتید ، بجز شرم واژه ای نمی ماند … شرم بر شما رو سیاهان …

Saba.Bakhtyari

10,444 просмотров • 4 месяцев назад

فرض کنیم جنگ نشه، کی بیشتر از همه ضرر می‌کنه؟ باورم نمیشه هنوز کسی در مورد اینکه جنگ میشه یا نه شک داشته باشه. اینجا نمی‌خوام وارد داستان‌های تحلیل نظامی و تسلیحاتی بشم. یک لحظه همه‌ی سیگنال‌ها و اخبار دیگه ر رها کنید. برای جنگ یک دلیل خیلی ساده‌ و محکم‌ و در این حال مهم وجود داره که هیچ کدوم از اینا نیست. (حفظ جان مردم ایران و مداخله بشردوستانه، مقابله با گندکاری‌های ج‌اسلامی، تحریک برادران اهل کتاب اسراییلی نیست) روزی که ترامپ به مردم ایران قول داد ازشون حمایت می‌کنه، خودش ر وارد معادله‌ای کرد که در یک بن‌بست کامل قرارش میداد. فرض کنید همین فردا ترامپ اعلام کنه که جنگ کنسله، و اصولا ج‌اسلامی هم هیچ شرطی ر قبول نکنه، ده‌ها میلیارد دلار پول انتقال تسلیحات نظامی آمریکا به ۱۰ کشور مختلف منطقه و اروپا هم فدای سر طفلان اِریکا. فرض کنید همین فردا سنتکام دستور بده که سربازان و ناوهای آمریکایی پس از خرید سوغات کافی و زیارت عتبات عالیات عراق، و سیاهت دوبی و عربستان و قطر و بحرین و … چمدون‌ها ر ببندن و به آمریکا برگردن. فرض کنید اصلاح‌طلبای خونخوا‌ر بازم موفق بشن با مذاکره از این قائله، جنازه نیمه‌جان حکومت ولایی ر بیرون بکشن! اصلا فرض کنید برنامه اتمی‌شون ر هم حفظ کنن، و موشک‌هاشونم بدون کوچک‌ترین تعدیل حفظ بشه. دیگه از این بدتر میشه؟ فرض کنید ترامپ به هیچ کدوم از دستاوردهای احتمالی نرسه و با کلی ضرر مالی انتقال این همه تجهیزات (که از زمان نبرد با صدام حسین، بی‌سابقه‌اس)، صحنه ر ترک کنه و ما ر با ج‌اسلامی (با ادامه کشتار معترضان، با ادامه‌ی قطع ارتباط با دنیا) تنها بذاره. 🛑 اینجا پیام فقط به تهران داده نمی‌شه. پکن و مسکو هم دارن نگاه می‌کنن. به محض اینکه آمریکا این کار رِ بگنه، شانس اینکه چین یک حرکت انتحاری برای محاصره و فتح تایوان بکنه، به شدت بالا میره. منطقی است که چینی‌ها از این اتفاق نتیجه بگیرن که ترامپ توان عمل کردن به قول‌هاش ر نداره و نمی‌تونه در مقابل رد شدن حکومتی مثل ج‌اسلامی (که هزار برابر ضعیف‌تر از چینه) از خط قرمزهای آمریکا واکنش نشون بده. پس به احتمال زیاد این آمریکا هرگز در مقابل چین هم نخواهد ایستاد. چینی که بازوهای قدرتش در تمام دنیا پراکنده شده. فقط لحظه‌ای به تنش در تایوان فکر کنید. با اون فاصله کم از سواحل چین. اگه ترامپ وارد جنگ با ج‌اسلامی نشه، تحلیل در پکن قطعا این خواهد بود که در اسرع وقت می‌تونن تکلیف تایوان ر برای همیشه یک‌سره کنن و آمریکا هم جرأت مداخله نداره. در طرف دیگه‌ی ماجرا، روسیه به رهبری پوتین، خیلی راحت این نتیجه ر می‌گیره که آمریکا ر میشه مجبور کرد خیلی سریع از اکراین عقب بکشه! و اروپایی‌ها هم که پتانسیل حمایت کافی از اکراین ر ندارن. شما دارید به یک زمین چند وجهی از چندین جبهه فعال درگیر و به هم متصل نگاه می‌کنید. ❌خاورمیانه، شرق آسیا و اروپای شرقی. اینجا دیگه مسأله فقط حمایت از مردم ایران نیست. اگه ایالات متحده در این ماجرا به هر نحو، موفق به شکست کامل ایران نشه (توافق و تسلیم کامل و یا شکست در جنگ)؛ یک موقعیت ژئوپلتیکی خیلی خطرناک بوجود میاد. خوشبختانه (برای ما) ترامپ خودش ر در یک بن‌بست گیر انداخته که محکوم به طی کردن یکی از این دو راهه: راه اول: تسلیم کامل حکومت اسلامی در توافق که تقریبا محاله. و راه دوم یعنی جنگ. و دوباره می‌گم، این ارتباطی به دلسوزی، مداخله‌ی بشردوستانه و تاثیر اسرائیل و جزییات پروژه‌ی هسته‌ای نداره. گاهی تو سیاست قدرت‌های بزرگ، مسئله این نیست که کی جنگ ر دوست داره یا نداره؛ مسئله اینه که کدوم گزینه براشون پرهزینه‌تره: عقب‌نشینی یا تقابل. #جاويدشاه‌

Nima. Monsefi. نیما منصفی

37,286 просмотров • 7 месяцев назад

انجام مراسمات شیطانی در طبیعت ،نیایش خاموش نوعی قرارداد با شیطان هست.مخصوصا زمانی که بعد از مصرف مجیک ماشروم یا هوم یا آیاهواسکا فرد وارد بعد ششم میشه اونجاست دیگه روحت رو فروختی سالهاست تحت عنوان طبیعت گردی چنین کثافاتی رو بخورد مردم میدن،دو پله ازین مراسم بالاتر داریم یعنی رسیدن به قدرت خاص ولی باید عزیزترین چیزی رو که داری فدا کنی.از دید روشنفکران بیسواد اینا خرافات هست ولی منی که شاهد خارج شدن روح از بدن شخصی بودم برام اصلا شوخی نیست.هرجا حرف از چاکرا و انرژی و ایگو اومد فرار کنید من به عنوان کسی همه این تجربه‌ها رو داشتم بهتون هشدار میدم در قفس شیر رو باز نکنید،شیر در نهایت یکی دو بار برات شکار می‌کنه دفعه بعدش خودت تبدیل میشی یه شکارش.تنها راه نجات خواندن تلمود و تورات است و سه تا سوره از قرآن نرید اونقدر جلو که نشه جلوی شما رو گرفت من جوانیم رو دادم لحظاتی رو که می‌تونستم با یکی عاشقانه باشم فدا کردم تا فقط بفهمم چه خبره! اونجا بود تازه فهمیدم چقدر نادان هستم ،مغز ما در مقابل خدا یک باگ بزرگ داره طوری برنامه ریزی نشده که درکش نکنی،کصشعرای آدم و حوا رو جدی نگیرید برای عوام باید داستان سرایی کرد من بشدت خودم رو غرق کردم اگر مدد مولا علی نبود تبدیل شده بودم به دجالیون(گروهی خاص بعدا میگم) این ماشرومهایی تو ایران بهتون میدن با مجیک خیلی فرق می‌کنه دستور ساختش بسیار ساده است ولی جواب دادنش سخته،ابوسعید ابوالخیر ناصر خسرو و حلاج همه اینا جزو کسانی بودند که می‌دانستند.روزی فقط یک صفحه از تلمود اصلی بدست هرکسی بیفتد بدون شک خدای زمین است.قطعه گمشده در همدانست و همدان قبله گاه یهود.به نماز باور ندارم اما به دعا چرا دعا کنید که هرگز دستشان به آن گمشده نرسد همگی‌برده خواهیم شد. درک صحبتهای من سخته و این توییت برای همه نیست.

 عمو کُنت

20,774 просмотров • 2 дней назад

روزنوشت دوم فروردین، #تهران هرچه از شروع #جنگ می‌گذرد، نوشتن سخت‌تر می‌شود. نه که حرفی نباشد، هرچه هست، تکرارِ درد و ترس و زخم‌هایی که نه می‌بندند، نه حتی فرصت عادت کردن بهشان را دارم. امروز دوم فروردین است، دیشب نخوابیدم. خواب دیگر شبیه پناه نیست. بیشتر شبیه سقوط است. چشم‌ها را می‌بندی و ذهنت رهایت نمی‌کند. صداها را حتی وقتی نیستند، می‌شنوی. کابوس میبینی، نگران تعلقاتت هستی از دل تهران می‌نویسم. شهری که در دل جنگ ایستاده، اما دیگر زنده بودنش شبیه قبل نیست. صبح که بیدار شدم، همه‌چیز عادی بود.و این عادی بودن ترسناک‌ترین بخش ماجراست. چون من این پوسته شکننده عادی بودن را کنار زدم.. از ترس قطعی برق و گاز و یخچال و … املت با کره درست کردم، با چای داغ لیوانی و خامه و … انگار مرضِ خوردنِ خوراکی‌های یخچالی گرفتم… و همه چیز برایم خوشمزه بود… در شهر، آدم‌ها در خیابان راه می‌روند، بقالی‌ها نیمه‌بازند، ماشین‌ها رد می‌شوند.اما هیچ‌کس واقعاً اینجا نیست. همه یک جای دیگرند.در ذهنشان، در ترسشان، در سناریوهایی که مدام مرور می‌کنند: اگر برق برود چی؟ اگر صدا نزدیک‌تر شود چی؟ اگر این بار…؟ آب چه؟ می‌خواستم بروم بیرون. برای چند نفر که دورند، از خیابان‌ها فیلم بگیرم و همینجا به رسم چند روز گذشته منتشر کنم خواستم نشان بدهم زندگی هنوز جریان دارد. لباس پوشیدم. ایستادم پشت در دستم روی دستگیره ماند بغض لعنتی‌ام ترکید. نرفتم. نه از صدا میترسم نه خطر مشخصی. به خاطر چیزی بی‌نام که درونم نشسته و تکان نمی‌خورد. ظهر، یک دسته گل خریدم. خودم هم نمی‌دانم چرا. شاید چون دلم می‌خواست به چیزی تکیه کنم که هنوز شبیه زندگی است.گل‌ها را آوردم خانه. ساقه‌ها را کوتاه کردم و گذاشتم روی میز. و ناخودآگاه نگاهم رفت سمت یخچال. همان‌جا ایستادم.فکر کردم اگر برق برود چه؟ خانه‌ام طبقه بالاست.آسانسور از کار می‌افتد.آب نمی‌آید.یخچال خاموش می‌شود.غذاها خراب می‌شوند و من، با دو سگ، در یک جعبه‌ی معلق در هوا، گیر می‌افتم. این‌ها ترس‌های بزرگی نیستند. اما واقعی‌اند.بیش از حد واقعی. از وقتی تهدید به بمباران زیرساختها شروع شده، همه‌چیز تبدیل شده به آماده‌باش. صبح با استرس بنزین زدم. گوشی‌ دائم بالای ۹۵ درصد شارژ است. پاوربانک شارژ. ۲۴ تا باتری جدید خریده‌ام. برای اینکه اگر تاریک شد با چراغ قوه حداقل بتوانم راه بروم. این‌ها زندگی نیست شبیه تمرین زنده ماندن است. عصر که بیرون می‌روی، شهر ساکت‌تر است.یک سکوت سنگین که زیرش صدا جریان دارد.هر چند دقیقه، یک صدای دور.همه برای یک ثانیه مکث می‌کنند.بعد دوباره راه می‌افتند.انگار هیچ اتفاقی نیفتاده. اما افتاده عزیز من… درون همه‌مان. دیگر نمی‌توانم سگ‌هایم را تنها بگذارم.فکر می‌کنم اگر اتفاقی بیفتد، حتی نمی‌توانند کمک بخواهند. این فکر، مثل یک گره، همیشه با من است. امروز هر نیم ساعت به مادرم زنگ زدم.حرف خاصی هم نداشتم، فقط برای شنیدن صداش، ترس از قطعی تلفن خوره به روانم انداخته حس می‌کنم اگر یک‌بار نتوانم صدایش را بشنوم، چیزی درونم فرو می‌ریزد که دیگر جمع نمی‌شود. به دریا زنگ زدم.گفتم خاله جون شاید یک ماه نباشم.. بی توجه پرسید یک ماه یعنی چی؟ و من، وسط این همه فکر و حرف، هیچ جوابی نداشتم. جدیداً شب که می‌شود، به خاطر فکرهایی که در تاریکی بزرگ‌تر می‌شوند، شهر برایم تاریک‌تر از قبل به نظر می‌رسد. زندگی دارد فشار می‌آورد.نه یک‌باره.. آهسته، مداوم، بی‌وقفه. و من مدام به خودم می‌گویم بنویس. قوی باش دوام بیاور. امروز تلاش جدیدم برای عادی نشان دادن و تاب آوری این بود که برق خانه را قطع کردم و شمع روشن کردم، بعد از ۲/۵ ساعت با حالت پنیک همه کلیدهای مینیاتوری را روشن کردم و یک دل سیر اشک ریختم حقیقت را با خودم تکرار میکنم من زن غمگین جنگ زده خاورمیانه‌ای هستم، در دل شهری که هر روز بیشتر شبیه یک خاطره‌ی زخمی می‌شود،نشسته میان صدا و سکوت،میان امید و فرسودگی و سعی می‌کنم فقط یک کار ساده را انجام بدهم ادامه بدهم…

Golshan

28,482 просмотров • 6 месяцев назад

به چهره‌ی هر پسرکی نگاه می‌کنم، غصه‌ی #ابوالفضل_وحیدی خفتم می‌کند. عکسش با لباس جشن پایان الفبا، صورت خونینش، چشم‌های بازش که هر چقدر خواهرش سعی کرد آنها را ببندد، بسته نشدند… ابوالفضل تا کلاس ششم مدرسه رفت اما برای پایه هفتم، هیچ مدرسه‌ای حاضر به ثبت ‌نامش نبود. می‌گفتند شلوغ و بی‌قرار است، سر کلاس آرام نمی‌گیرد. از طرفی پدرش هم برای ثبت نام همراهی نمی‌کرد. خواهرش هر جا که توانست رفت، حتی برای گرفتن نامه تا دادگاه هم رفت اما وقتی به دادگاه رفتند، نامه‌ای ندادند و گفتند چون پدر زنده است، مادر یا خواهر حق پیگیری ندارند. همین شد که ابوالفضل دیگر به مدرسه برنگشت. از یازده سالگی کار می‌کرد. اول کارهای سبک، بعد کم‌کم دستش راه افتاد. امسال، از عید، هم کار می‌کرد هم حقوق می‌گرفت. ابوالفضل در محله‌ی خودشان در یک کفاشی مشغول بود. سال اول کارش با پول خودش گوشی خرید؛ کمی هم بزرگ‌ترهای فامیل کمکش کردند. از ابتدای امسال برایش پول جمع کردند تا وقتی هجده‌ساله شد، ماشین بخرند. خودش بیشتر به موتور فکر می‌کرد، اما خواهرش می‌گفت خطرناک است. هرچه در می‌آورد، کنار می‌گذاشت تا پس‌انداز کند برای خرید ماشین. مادرشان را کرونا از آنها گرفت. شب‌های اول بعد از فوت مادر، ابوالفضل کنار خودش برای مادرش رخت خواب پهن می‌کرد و می‌گفت: «مامان میاد، پیشم می‌خوابه.» بزرگ‌تر که شد، تازه فهمید که مادرش دیگر نیست و هر روز می‌پرسید:«واقعاً مامان مرده؟» سر خاک که می‌رفتند، بغضش می‌ترکید اما اجازه نمی‌داد کسی اشک‌هایش را ببیند. سرش را می‌چرخاند، جایش را عوض می‌کرد. دو سال آخر، دلتنگی‌اش شدیدتر شده بود؛ می‌رفت گوشه‌ای گریه می‌کرد که کسی نبیند. گاهی سر مزار مادر می‌گفت: «کاش بمیرم، این دنیا چیه؟» در جواب دیگران که از این حرف شاکی می‌شدند، جواب می‌داد: «خب راست می‌گم. هر وقت من مردم، همین‌جا کنار مامان خاکم کنید.» چهارشنبه، روزِ قبل از همان پنجشنبه‌ای که همه‌چیز تمام شد، گفته بود برویم بهشت زهرا؛ حتی گفته بود پول اسنپ را خودش می‌دهد. گفتند پنجشنبه‌ها شلوغ است، امشب دلتنگی را تحمل کن، شنبه می‌رویم. گفت باشه، اشکالی ندارد. همان شب عکس مادر را بغل کرده و خوابیده بود، بعد از کلی گریه. آن روز، وقتی صدایش کردند بیاید خانه، گفت پاهایش کثیف است و برمی‌گردد. شکلات و پرتقال تعارفش کردند، نخواست؛ اصرار که کردند، گفت باشه. در راه می‌خورم. آخرین دیدار همین بود. برای امسال، بزرگ‌ترهایش با حقوقی که از کفاشی گرفته بود برایش دو گرم طلا خریده بودند. خوشحال شده بود، هر روز می‌پرسید امروز طلا گرمی چند شده؟ الان من چقدر طلا دارم؟ مثل ذوق بچه‌ها از عیدی. ابوالفضل دوست داشت پولدار شود. دلش می‌خواست زندگی بسازد. ۱۸دیماه… تا نیمه‌شب هیچ خبری از ابوالفضل نبود. حدس‌ها شروع شد: شاید بازداشت شده، شاید کسی او را برده خانه‌اش. تا اینکه بالاخره خبر رسید که ابوالفضل ساچمه خورده. اولش کسی جرات نداشت ناگهانی خبر کشته شدنش را به خانواده بگوید. اما از پنجره خانه مادری، جمعیت عزادار دیده می‌شد. گریه‌ی دایی‌ها و پسرعموها. گفته بودند چیزی نشده چون خواهرش طاقت داغ ابوالفضل را نداشت، اما همه‌چیز معلوم بود. جنازه را در سردخانه پیدا کرده بودند. در کهریزک… گفتند جنازه‌ها زیاد است، باید از روی مانیتور و کد شناسایی شود. از هفت صبح تا چهارونیم عصر، از میان جنازه‌ها پیدایش کردند. کیسه‌ی مشکی، صورت خونی، بدن زرد... هیچکس باورش نمی‌شد. خانواده همه را خبر کرده بودند، اما در سردخانه جنازه را نگه داشته بودند. می‌گفتند «شستیم»، «می‌شوریم»، «می‌دیم». غریبه‌ها هم می‌گفتند جنازه‌ها را نمی‌دهند. خانواده‌اش دیگر تاب نیاوردند؛ گفتند می‌رویم پسرمان را پیدا کنیم؛ ابوالفضل گفته بود:«اگر مردم، منو پیش مامان خاک کنید.» وقتی وارد غسالخانه شدند، دیدند ابوالفضل آنجا نیست. هیچ اثری از او نبود. سریع راه افتادند سمت کهریزک. آنجا بود؛ هنوز همان‌جا نگهش داشته بودند. خانواده ابوالفضل خودشان جنازه را بلند کردند و گذاشتند داخل آمبولانس. هیچ‌کس جلو نیامد. باید خودت جنازه‌ی عزیزت را برمی‌داشتی، توی صف می‌ایستادی، تا نوبتت برسد. بردندش غسالخانه. گفتند شب شده، فردا خاکش کنید. قبول نکردند. گفتند بین اینهمه جنازه، جسد بچه‌ی ما گم می‌شود. نمی‌گذاریم فردا شود. ساعت شش عصر، همان روز، خاکش کردند؛ همان جایی که دلش میخواست، کنار مادرش…

پری

331,518 просмотров • 7 месяцев назад