Loading video...

Video Failed to Load

Go Home

لیندزی گراهام، سناتور جمهوری‌خواه ایالت کارولینای جنوبی، در سن ۷۱ سالگی بر اثر یک بیماری کوتاه‌مدت و ناگهانی درگذشت. نیروهای اورژانس پس از دریافت گزارشی مبنی بر ایست قلبی، به منزل او در منطقه کپیتول هیل اعزام شدند. چرااااا!!!!!! 😳🥺 ترامپ اگر جمهوری اسلامی با خاک یکسان نکنی مرد...

13,303 views • 2 months ago •via X (Twitter)

0 Comments

No comments available

Comments from the original post will appear here

Related Videos

ویدیویی از نخستین لحظات گرفتار آمدن برزین حمزه‌زاده، کودک جانباخته کُرد در دست دو نیروی امنیتی جمهوری اسلامی ایران. همانگونه که در تصاویر مشهود است، یکی از کودکان معترض موفق به فرار می‌شود و برزین در حالی که روی زمین افتاده توسط دو مامور حکومتی برزین روی زمین کشیده می‌شود. در نهایت ماموران قادر به انداختن بزرین به داخل خودرو نیستند و تا سررسیدن نیروی کمکی جدید، با تهدید و ارعاب نگه می‌دارند. در این فاصله، یک شهروند عابر نیز قصد مداخله دارد که با تهدید ماموران، در نهایت محل را ترک می‌کند. طبق تازه‌ترین یافته‌ها از جزئیات قتل حکومتی برزین حمزه‌زاده، کودک جانباخته اهل سردشت، برزین پس از آزادی برای دوستان نزدیکش، از آنچه در بازداشتگاه بر او گذشته، روایت می‌کند که حین بازداشت با دست‌وپای گره‌زده، مورد ضرب‌وشتم مداوم قرار گرفته و مجاری ادراری او در قسمت آلت تناسلی‌‌اش، تا ساعت‌ها بسته شده است. او ادامه داده که در حالت کم‌آبی شدید بدن آب آلوده به او خورانده شده و پس از بروز علائم شدید بیماری، پس از احساس درد شدید از ناحیه شکم، از بیم جانباختنش در بازداشتگاه نهادهای امنیتی، آزاد شده بود. وی پس از چند روز به مراکز درمانی ارومیه و از آنجا به دلیل وخامت حالش، به بیمارستاتی در تهران مراجعه کرده. در تهران تشخیص پزشکان از علائم، بیماری "اختلال خودایمنی" بوده و راه‌ درمانی احتمالی، دیالیز توصیه شده است. پزشکان تاکید کرده‌اند که اختلالی در این سطح، بدون وجود زمینه عوامل ژنتیکی و وراثتی، بسیار دور از تصور است و تنها می‌تواند ناشی از فشارهای مستمر و شدید جسمی و روانی باشد. برزین حمزه‌زاده اوایل آذر ماه ١٤٠١، در جریان جنبش ژن، ژیان، ئازادی در حالی که تنها پانزده سال سن داشت، توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران بازداشت و به مدت یک هفته شکنجه شد. عوارض فیزیکی این شکنجه به حدی بود که تمام زندگی‌اش را مختل کرد. او بارها برای درمان کلیه‌هایش که با ضربات ماموران حکومتی از کار افتاده بودند؛ به پزشک مراجعه کرد، اما در نهایت سه‌شنبه ١٢ دی ماه سال جاری تحت عملیات جراحی، در بیمارستان خمینی ارومیه جان سپرد.

Hengaw Organization for Human Rights

80,360 views • 2 years ago

تانگ فیجی، چهره مشهور شبکه‌های اجتماعی، در جریان یک پخش زنده اینترنتی و در مقابل دیدگان بیش از ۱۰۰۰ دنبال‌کننده‌اش، بر اثر سقوط و آتش گرفتن جایروکوپتر (هلی‌کوپتر سبک دو موتوره) خود، جان باخت. این مرد ۵۵ ساله چینی، روز ۲۷ سپتامبر، حین پرواز ناگهان کنترل خود را از دست داد و در منطقه جیانگه به زمین سقوط کرد. پس از سقوط، جایروکوپتر آتش گرفت. تصاویر زنده نشان داد که این پرنده سبک، پیش از برخورد با زمین به چرخش درآمد. بسیاری از بینندگان وحشت‌زده، با پیام‌های «نجاتش دهید» و «با اورژانس تماس بگیرید» به پیام‌های خنده دار برخی دیگر پاسخ می‌دادند. او که هنگام پرواز کلاه ایمنی یا چتر نجات نداشت، در صحنه حادثه درگذشت. به گزارش دیلی‌میل، تانگ مدعی شده بود که تنها با یک هفته مطالعه تئوری و شش ساعت تمرین عملی، پرواز با این هواگرد شخصی را فرا گرفته است. او که برای اشتراک‌گذاری کلیپ‌های پرواز خود در فضای مجازی شهرت داشت، پیش از این نیز از دو سانحه هوایی ناشی از نقص فنی جان سالم به در برده بود. مقامات چینی تحقیقات درباره علت دقیق این سانحه را آغاز کرده‌اند.

independentpersian

184,514 views • 11 months ago

من اصولا توجهی به نگرانی‌های امثال مارک لوین و یا هیاهوی ایجاد شده بر روی یک MOU کم ارزش (نه یک Agreement) ندارم..! نکته مهمی که در تغییر پلن واشنگتن و یا «فاز برخورد» با جمهوری اسلامی وجود دارد، استفاده از اهرم «گذشت زمان» است. تا قبل از فرود پٌتک نیمه شب خرداد ماه گذشته بر سر نطنز و فوردو و اصفهان و زدن سر مار در اسفند ماه در وسط تهران، «گذشت زمان» به سود رژیم و بر علیه امنیت ملی اسرائیل و منافع آمریکا در منطقه بود. حملات خرداد ماه و اسفند سال گذشته به رژیم ایران، همانند فرو کردن چندین خنجر بزرگ در پهلو و شکم است که خون ریزی شدید کمترین نتیجه کار است. اقتصاد کشور در آستانه فروپاشی است، شکاف در جناح‌های قدرت با تعویض علی باقری کنی با سعید جلیلی در شعام به اوج خودش رسیده، و سکته وارد شده از اسفند‌ ماه به بازار، از مرداد و شهریور به سراغ مقامات رژیم خواهد آمد. دولت ترامپ با اطلاع از این ضعف‌های رژیم و با توجه به اهمیت کنترل و مدیریت بازار انرژی و تکمیل شدن لیست اهداف، در وسط درگیری نظامی، دستور محاصره دریایی داد و به بازی با «کارت آتش‌بس موقت»، به همراه «چاشنی تهدید حمله به زیرساخت‌ها» ادامه داد. در واقع امر و با اصطلاح پوکر بازان، دونالد ترامپ پس از جمع کردن میز بر روی ژتون‌ها و کارتهای خود (ونزوئلا، هسته‌ای، موشکی، میدان رژیم) خوابیده است و در انتظار بازی اشتباه ته مانده‌ جمهوری اسلامی و یا مرگ سیستمی در اثر خون‌ریزی زیاد است..! تا اینجا، حذف علی خامنه‌ای و فرماندهان سپاه، باعث حذف بخش سخت قدرت و قابل مشاهده سیستم شده و نه خود سیستم، در نتیجه و بر طبق تجربیات مشابه قبلی، در ادامه یا منجر به استحاله رژیم خواهد شد و یا رادیکال‌تر شدن آن، در حکومت‌های دیکتاتوری/مافیایی، به جهت درمیان بودن منافع و منابع، حذف نفر اول، اکثرا با خشونت همراه و به کودتا منتهی میشود و جریان قدرتی که از خلا به وجود آمده در رأس هرم نهایت استفاده را بکند، حداقل تا مدتی کوتاه میتواند شرایط را کنترل بکند. (دلیل منم، منم کردن‌های امروز قالیباف هم از همین اطمینان از کنترل بر شرایط میاید!) در ادبیات سیاسی و امنیتی، دو روایت اصلی برای این شرایط وجود دارد: مدل “Decapitation works” که حذف رهبر معمولا باعث شوک به سیستم، کاهش هماهنگی و احتمال فروپاشی سریع میشود. مدل “System survives” که مربوط به سیستم‌های شبکه‌ای و تو در تو هستند، و حذف رهبر معمولا با جایگزینی سریع و گاهی افراطی‌تر شدن سیستم منتهی میشود. من با توجه به بسیاری از دلایل پیدا و پنهان از جمله، اطمینان یافتن از تامین شدن امنیت ملی اسرائیل و بازگشت ثبات به خاورمیانه برای نهایی شدن پیمان ابراهیم برای واشنگتن، محقق شدن مدل دوم را در بازی دولت ترامپ در مقابل رژیم میبینم و اِلِمان اصلی این مدل هم «گذشت زمان» است..! «گذشت زمان» در بدن فردی که چندین خنجر عمیق خورده است و در حال از دست دادن سریع خون است، همانند یک زهر عمل میکند و باعث مرگ سیستم خواهد شد. دونالد ترامپ هم دقیقا با اتلاف زمان و امضا یک MOU، در حال اجازه دادن به خروج خون بیشتر از پیکر پاره پوره شده جمهوری اسلامی است. موضوعی که شاید اکثریت فکر کنند با آزاد کردن چندین میلیارد دلار (اعتبار) برای خرید مواد اولیه غذایی و دارویی، باعث بشود رژیم بتواند خودش را بازسازی بکند، اما اگر از عمق خسارات وارده و کمبودهای رژیم آگاه باشید، مثل این میماند که به فردی که چندین خنجر عمیق خورده و طحال به بیرون افتاده، «چسب زخم» بدهید..! 🩹 زیبایی بازی MOU ترامپ به اطلاع داشتن قطعی او از وجود نداشتن مجتبی خامنه‌ای، رهبر به اصطلاح سوم جمهوری اسلامی میگوید. این در حالی است که رجب طیب اردوغان هم بطور ناخواسته در یک مصاحبه خبر مرگ هر دو خامنه‌ای پیر و جوان را داده است و اعلام کرده از طرف مقامات ایران به مراسم این دو نفر دعوت شده! لحظه‌ای را تصور کنید که بسیاری از مقامات رژیم ایران و جهان، بطور رسمی متوجه زنده نبودن مجتبی خامنه‌ای بشوند که در همان اسفند ماه گذشته در بیمارستان امام رضا شهر مشهد کور به گور شد و رهبری را ندید! پلن دولت ترامپ، ایجاد یک راه نفوذ سیاسی به درون ساختار از هم پاشیده جمهوری اسلامی پس از ۴۷ سال غیبت در فلات ایران، با کمک نشان دادن مقداری قاقا‌لی‌لی و خریدن زمان است که همین MOU امضا شده، مقدمه یک مسیر پر پیچ و خم از جلسات متعدد و البته نافرجام هست. اشاره حرفه‌ای، دقیق و امیدوار کننده جی دی ونس به نام رضا شاه دوم، در مصاحبه خود، برای #ما باید مهم باشد و بدانیم، «در انتها، کار باید به دست ملت ایران تمام بشود تا مجددا شاهد ادامه و استمرار «جمهوری سادات حکومتی» نباشیم./پایان مازیار رزمجو - پنجشنبه ۲۸ خرداد ماه ۲۵۸۵

Maziyar Razmjou 🇮🇷

12,774 views • 3 months ago

واقعیت این است که امروز «رژیم‌چنج» تنها سناریویِ برد-برد برای ترامپ است، هیچ گزینه‌ی دیگری به‌غیر از تغییر سیاسی در ایران، دستاوردی ارزشمند، برای نام و میراث ترامپ نیست، در این یادداشت تحلیلی این مساله با دقت و جزئیات، توضیح داده خواهد شد. پیش از عملیات چکش نیمه‌شب که در ۱۰ تیرماه سال ۱۴۰۴ اتفاق افتاد، آمریکا در ۵ دور مذاکره بر سر رسیدن به توافقی هسته‌ای با جمهوری‌اسلامی شرکت کرد، اما تفاوت میان درخواست ترامپ، و آنچه عراقچی ماموریت داشت تا از طرف خامنه‌ای ارائه دهد، بسیار زیاد بود، اما به هر ترتیب رژیم تمایل به امتیاز دادن حداقلی داشت. پس از عملیات نظامی آمریکا ترامپ مدعی شد که برنامه‌ی هسته‌ای رژیم را نابود کرده است، که البته آگاهانه دروغ می‌گفت، او فقط توانسته بود تا با حمله‌ای پیش‌دستانه، اهداف و نقشه‌ی جمهوری‌‌اسلامی را با تاخیر و موانع جدی روبه‌رو کند، اما گرفتاری اصلی همچنان پابرجا بود: رژیم همچنان ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰٪ را در اختیار داشت! ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰٪، با یک جهش فنی کوچک، می‌تواند به غنای اورانیوم ۹۰٪ که برای ساخت سلاح هسته‌ای به‌کارگرفته می‌شود برسد، با این حجم از اورانیوم می‌توان ۱۶ کلاهک هسته‌ای ساخت، که یک عدد از آن برای نابودکردن ابدی اسرائیل، کفایت می‌کند! این اورانیوم با غنای ۶۰٪، یک تهدید وجودی علیه نه تنها اسرائیل، که تمامی خاورمیانه و قلب اروپاست، برخورداری از چنین سلاحی به معنای تعطیل‌شدن پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه، و خروج همیشگی این ابرقدرت از آسیای غربی است، و مشکل اساسی ترامپ این بود که با عملیات چکش نیمه‌شب، نتوانست این کالای مرگبار را از چنگال رژیم، درآورد. در دی‌ماه سال ۱۴۰۴، با شدت گرفتن اعتراضات داخلی در ایران، و پس از قتل‌عام وحشیانه‌ی مردم بی‌دفاع و بی‌پناه در خیابان‌ها، ترامپ فرصت را برای وارد آوردن فشار دوباره به رژیم، در راستای خروج اورانیوم ۶۰٪ از ایران، و تعطیلی برنامه‌های هسته‌ای و نیابتی، و نیز محدود کردن برد موشک‌های بالستیک، مناسب دید. از طرفی اسرائیل نیز با رصد وضعیت سیاسی-اجتماعی حاکم بر داخل و خارج از ایران، به‌ویژه با توجه به تثبیت جایگاه رهبری رضاشاه‌دوم پس از استقبال میلیونی ملت از نخستین فراخوان وی، مرحله‌ی نهایی طرح شکار اختاپوس را کلید زد. بزرگ‌ترین مانع بر سر این طرح اسرائیل، امضای توافقی میان ترامپ، و رژیمی بود که این‌بار برخلاف دفعه‌ی پیش، و طبق اظهارات رسمی عراقچی، حاضر بود ضمن پافشاری بر مواضع و خطوط قرمز خود، به طرف آمریکایی امتیازات حداکثری بدهد؛ اینجا بود که موساد اسرار نگران‌کننده‌ی جدی، پیرامون شدت و سرعت گرفتن برنامه‌های هسته‌ای و موشکی رژیم را با شریک آمریکایی خود در میان گذاشت، و اینچنین مسیر گفتگو، با تکیه بر جنون و‌ بلاهت دستگاه دیپلماسی نظام، به بن‌بست رسید. حالا روز سیزدهم جنگ است؛ آمریکا می‌گوید که دیگر هدفی برای زدن باقی‌نمانده، هرچند اقدامات چریکی و جنون‌آمیز رژیم در تنگه‌ی هرمز، ترامپ را با چالشی جدی برای خنثی‌کردن‌ این تهدید روبه‌رو کرده که عملا ادعای ترامپ درباره پیروزی مطلق را زیر سایه‌ای از تردید فرو می‌برد. هدف رژیم چیست؟ تحمیل آتش‌بس به آمریکا، و بازگرداندن ترامپ به پای میز مذاکره با بالا بردن حداکثری هزینه‌ی ادامه‌ی جنگ برای منطقه و جهان، که اگر ارتش آمریکا نتواند هرچه سریع‌تر مساله‌ی تنگه هرمز را برطرف کند، تا حدود زیادی به خواست خود نیز رسیده است. اما حتی اگر همین امروز تنگه‌ی هرمز گشوده شود، مساله‌ی اصلی، گره‌ی واقعی کار، همچنان پابرجاست! پیروزی کامل و مطلق ترامپ، در دستیابی به تمامی ذخایر اورانیوم غنی‌شده‌ی رژیم گره خورده است! این اورانیوم ممکن است در هرجایی از کشور پهناور ایران پنهان شده باشد! اگر نظام تا پیش از عملیات خشم حماسی، حاضر بود تا با دادن امتیازات حداکثری و ضمانت‌‌های اجرایی، خیال جهان را بابت اورانیوم غنی‌شده راحت کند، پس از ۱۳ روز بمباران زیرساخت‌های نظامی، و به هلاکت رسیدن مقامات و فرماندهان، و بالاتر از همه، به درک واصل شدن رهبری خود، بیشتر از هر زمان دیگری اطمینان دارد که حفاظت از اورانیوم غنی‌شده، و نهایتا ساخت سلاح هسته‌ای، تنها اهرمی است که سایه‌ی جنگ و سقوط را از سر این حکومت دور می‌کند. این حقیقت ترامپ را بر سر یک دوراهی تاریخی قرار می‌دهد: اتمام جنگی پرهزینه و بدون دستاورد، پذیرفتن شکست و له‌شدن چهره‌ی جهانی آمریکا به عنوان یک‌ ابرقدرت، و باخت قطعی جمهوری‌خواهان نه تنها در انتخابات میان‌دوره‌ای پیش‌رو، که در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۲۰۲۸، یا پافشاری جدی بر اهداف جنگ، و ورود به فاز سوم آن: وارد کردن نیروهای نظامی به داخل ایران! البته ترامپ یک راه‌حل دیگر نیز برای فرار از شکست دارد: فراهم آوردن زمینه‌ی حضور خیابانی برای ملت ایران در راستای سرنگونی رژیم از درون کشور، و به دست ملت ایران، که از هرنظر برای آمریکا کم‌هزینه‌تر است! ترامپ می‌داند که پیروزی او در این نبرد به تغییر سیاسی گره خورده است! رژیم هرگز اورانیوم غنی‌شده را تحویل نخواهد داد، بدون در اختیار گرفتن اورانیوم، ترامپ بازنده‌ی جنگ خواهد بود، حتی ورود نیروی نظامی به خاک ایران، نهایتا به تغییر سیاسی منجر خواهد شد، بنابراین آمریکا برای دستیابی به پیروزی، ناچار است تا از تغییر سیاسی در ایران، پشتیبانی کند و هم‌پوشانی معنادار میان استفاده از نیروی زمینی خود، و نیروی زمینی شاه در خیابان‌ها پدید آورد. تحلیل نهایی نگارنده این است که ترامپ برای فرار از شکست، برای پرهیز از تسلیمِ جایگاه ابرقدرتی جهان به چین، برای جلوگیری از پیروزی استراتژیک محور شرارت «چین، روسیه، کره شمالی و جمهوری‌اسلامی» با تمام توان سیاسی و نظامی، از طرح رژیم‌چنج در ایران، با محوریت او که رهبری ملت و خیابان با نامش گره خورده، حمایت خواهد کرد.

سیروس پارسا

24,989 views • 6 months ago

متن کامل سخنان در همایش همکاری ملی برای نجات ایران مونیخ، ۲۶ ژوئیه ۲۰۲۵ (۴ مرداد ۱۴۰۴/۲۵۸۴) خانم‌ها، آقایان،‌ درود بر شما و‌ همه کسانی که در چهارگوشه جهان به‌ویژه در ایران این‌ همایش ملی را دنبال می‌کنید. از همه هم‌میهنانی که این آخر هفته از سراسر اروپا، و حتی از استرالیا تا آمریکای شمالی، به مونیخ آمدند و در خیابان‌های این شهر، عشق به ایران را فریاد زدند، سپاسگزارم. به بسیاری از شما که تازه به این کارزار همکاری ملی پیوسته‌اید، خوشامد می‌گویم. آنچه همه ما را اینجا گرد هم آورده، مهر به میهن، و اهمیتی‌ است که به سرنوشت ایران می‌دهیم. ما امروز اینجا هستیم، تا نشان دهیم ملت یگانه و در عین حال رنگارنگ‌مان، از ادیان و باورها، اقوام و طوایف، اقشار و گروه‌ها، و احزاب و گرایش‌های مختلف سیاسی، جمهوری‌خواه و پادشاهی‌خواه، چپ و راست، در یک هدفِ مشترک، متحدیم: پایان دادن به جمهوری اسلامی و آغاز طلوعی نو از آزادی و دموکراسی و شکوفایی برای میهن‌مان ایران. حضور شما در این گردهمایی، نشان‌دهنده شکل‌گیری گسترده‌ترین و متنوع‌ترین ائتلاف نیروهای اپوزیسیون ایران است. این گستردگی و تنوع در عین اتحاد، با تعهد و باورمندی به تمامیت ارضی ایران، حقوق فردی و‌ برابری شهروندان، جدایی دین از حکومت، و حق ملت بزرگ ایران ‌برای انتخاب شکل دموکراسی آینده، تصویری زیبا از ایران آزاد و آباد فردا است. اما شوربختانه تصویر ایران کنونی، بسیار متفاوت از آن فردای آزاد و آباد است. امروز، کیان ایران به واسطه تداوم جمهوری اسلامی، بیش از همیشه در خطر است. این رژیم، آب و خاک و هوا و آسمان و جان و مال ملت ایران را به پرتگاه نابودی کشانده است. رودهای ایران، خشک، خاک ایران در حال فرسایش، زمین ایران در حال فرونشست، هوای ایران آلوده،‌ آسمان ایران در اختیار نیروی خارجی،‌ اقتصاد ایران در حال سقوط آزاد،‌ خانه‌های ایرانیان بی‌ آب و برق، و جان‌شان بازیچه توهمات فرقه‌ای ضدایرانی و رهبر نابخردش است. جمهوری اسلامی پس از سالها به آشوب‌کشاندن منطقه با جنگ‌های نیابتی و سیاست شکست‌خورده‌ی «نه مذاکره، نه جنگ»، درنهایت، هم از موضع ضعف و تسلیم، وادار به مذاکره شد، و هم جنگ را به ایران تحمیل کرد. علی خامنه‌ای در حالی که زیر زمین پنهان شده بود، نه‌تنها کمترین تلاشی برای حفاظت از غیرنظامیان ایران نکرد، بلکه تمام دستگاه سرکوب و پروپاگاندای خود را نیز برای مرعوب کردن مردم به کار بست. او شکستی سخت و تحقیرآمیز را نیز بر نظامیان ایران تحمیل کرد؛ نظامیانی که اکثرشان بر خلاف میل و اراده، درگیر جنگی شدند که هرگز جنگ ایران و ملت ایران نبود؛ بلکه جنگ خامنه‌ای و سرکردگان سپاهِ سرکوبگر و تروریستیش بود؛ همان پاسدارانی که سالها رجز می‌خواندند اما آشکار شد که توان حفاظت از خود را نیز ندارند. آنها بعد از دهه‌ها دزدیدن از سفره مردم و گذاشتنِ آن در جیب‌های خود و تروریست‌های منطقه‌ای، آسمان کشور را کاملا در اختیار کشوری به مراتب کوچکتر و کم‌جمعیت‌تر از ایران قرار دادند. جمهوری اسلامی اداره کشور را جز در حوزه‌ی سرکوب، کاملا رها کرده است و مردم ایران در تابستان داغ، با ساعتها قطعی آب و برق و گاز مواجهند. تورم بیداد می‌کند، و چرخه کسب و کار مختل است. مسئول و مقصر این وضعیت شخص علی خامنه‌ای است. اوست که وطن‌ ما را گام‌به‌گام به این نقطه کشاند، و امروز چون همیشه از زیر بار مسئولیت فرار کرده و تقصیر را به گردن زیردستانش انداخته است. اختلافات و دودستگی‌ها در ساختار قدرت جمهوری اسلامی به بالاترین حد خود رسیده است. مقامات ارشد این رژیم بدون کمترین حمایت مردمی، به توطئه علیه یکدیگر مشغولند و در ارائه خود به عنوان آلترناتیو خامنه‌ای از طریق واسطه‌ها به قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی از هم سبقت می‌گیرند. هم‌میهنانم، ما ملت ایران جنگ‌طلب نیستیم و هرگز برای ایران‌ و منطقه‌مان جنگ نخواستیم. جنگ‌طلب علی خامنه‌ای و رژیم تحت امرش است. من سالها هشدار داده بودم که اگر جمهوری اسلامی باقی بماند، اگر مماشات با آن تداوم پیدا کند، و اگر جهان به باج‌گیری‌های آن تن دهد، این رژیم سرانجام ایران و منطقه را به جنگ و درگیری نظامی می‌کشاند. نگرانی‌های من متاسفانه به واقعیت پیوست. اکنون اما لحظه‌ای تاریخی فرا رسیده است. جمهوری اسلامی بیش از هر زمان دیگری در این ۴۶ سال، ضعیف و متزلزل شده است؛ و فرصتی بی‌نظیر برای مردم ایران فراهم شده تا این رژیم ضدایرانی را سرنگون کنند. وظیفه هر ایرانی میهن‌پرستی، تلاش صدچندان برای نجات مام میهن است. وظیفه ما این است که متحدتر، مصمم‌تر و منظم‌تر از همیشه باشیم. امروز جای اما و اگر نیست: زمان کنار ایستادن و وسط‌بازی کردن، چنانکه نه سیخ بسوزد و نه کباب، نیست. امروز صحنه روشن است: در یک سو جمهوری اسلامی و حامیان ریز و درشتش قرار دارند که چهارنعل ایران ما را به سوی وحشتناک‌ترین بخش‌های دوزخ می‌برند و در سوی دیگر دروازه‌ای‌ست به سوی نور، و آباد کردن دوباره پردیس ایران. ما،‌ یعنی اکثریت ملت بزرگ ایران، برای نجات مام میهن به میدان آمده‌ایم. سقوط این رژیم قطعی‌ست. ما آمده‌ایم که اجازه ندهیم این رژیم همراه خود، ایران و ملت بزرگ ما را نیز به ورطه نیستی بکشاند. رهایی ایران از جمهوری اسلامی و استقرار یک دولت ملی و دموکراتیک در ایران، صلح پایدار را نیز به منطقه ما می‌آورد. در این مرحله انقلاب ملی و در دوران گذار، هدف من این است که ایرانیان بتوانند در یک‌ بازه کوتاه‌مدت و از طریق انتخابات آزاد، زمام‌ امور را به دست دولت منتخب خود بسپارند. من چنانکه بارها گفته‌ام به دنبال پست و مقام سیاسی نیستم؛ بلکه می‌خواهم برای آنها که در پی خدمت به ملت و بازگرداندن شکوه از دست رفته ایران هستند، فضا و‌ ساختاری فراهم کنم تا بتوانند خود و‌ برنامه‌های‌شان را در یک فرایند دموکراتیک به رای ملت بگذارند. من ۴۵ سال است که نه برای منفعت شخصی و قدرت، که برای نجات ایران مبارزه کرده‌ام، و برای رسیدن به اهداف‌مان، برنامه دارم: هم برای باز پس گرفتن ایران از این رژیم ضحاکی، و هم برای دوباره ساختن آن سرزمینِ اهورایی. پنج ماه پیش در نشست نخست مونیخ، سازمان‌ها و احزاب ایرانگرا گرد هم آمدند و متعهد به همکاری در چارچوب اصولی دوازده‌گانه بر اساس یک برنامه پنج‌گانه شدند. من در پیام نوروزی خود نیز امسال را سال سازماندهی برای اقدام نهایی نامیدم. امروز در نشست دوم مونیخ که شرکت‌کنندگان نه فقط احزاب و گروه‌های سیاسی که ایرانیان از همه اقشار جامعه هستند، گزارشی از پیشرفت آن برنامه را به ملت ایران ارائه می‌دهم. پنج ستون استراتٰژی مورد توافق ما چنین بودند: - فشار حداکثری بر جمهوری اسلامی - حمایت حداکثری از ملت ایران - ریزش حداکثری از رژیم - بسیج و سازماندهی حداکثری مبارزان در داخل و خارج - ارائه برنامه‌ای برای شکوفایی ایران در فردای سقوط جمهوری اسلامی در حوزه فشار حداکثری، جمهوری اسلامی امروز در دشوارترین و منزوی‌ترین وضع خود قرار دارد. از یک‌سو، فشار خارجی بی‌سابقه‌ای بر آن وارد شده است و از سوی دیگر، ناتوانی از تامین نیازهای ابتدایی مردم، این رژیم را با فشارهای همه‌جانبه داخلی به‌ویژه در حوزه معیشت و اقتصاد روبرو کرده است. در حوزه حمایت حداکثری، امروز، آمادگی دولتها و احزاب و شخصیت‌ها برای حمایت از ملت ایران و مبارزه‌شان رو به افزایش است. در دیدارها و گفتگوهای عمومی و خصوصی با سیاستمداران، تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیران، کارآفرینان، و رسانه‌ها، نه تنها بر تداوم این فشارها بر رژیم و حمایت از ملت ایران تاکید کرده‌ام بلکه برای آن، راه‌حل‌های اجرایی را نیز پیشنهاد داده و عملی شدن آنها را پیگیری کرده‌ام و خواهم کرد. خوشحالم به شما بگویم که امروز گروه‌هایی که در چارچوب فراهم شده در نشست نخست مونیخ گرد هم آمدند، در دو حوزه اعمال فشار حداکثری بر رژیم و جلب حمایت حداکثری از مبارزه مردم ایران، در همراهی با یکدیگر بسیار بابرنامه‌تر، فعال‌تر و موثرتر از پیش عمل می‌کنند. در حوزه ریزش حداکثری پیشرفتهای بسیار خوبی انجام شده است و فعالیتها در دو حوزه ریزش عمومی که از طریق پلتفرم همکاری ملی انجام می‌پذیرد و ریزش مقامات عالیرتبه، با دقت، امنیت، و جدیت در حال انجام است. امروز به لطف این فعالیتهای هدفمند، ما به ساختار درونی حکومت اشراف بیشتری داریم. همچنین در درون این ساختار با نیروهایی در ارتباط هستیم که فرایند سقوط جمهوری اسلامی را تسریع می‌کنند. و البته هم‌زمان، پایگاه بزرگی از داده را در اختیار داریم که به صورت دائمی و با حفظ امنیت کامل، در حال پایش و پیرایش است. این پایگاه داده برای اداره فرایند گذار نقش مهمی بازی خواهد کرد. به دلیل موفق و موثر بودن کارزار همکاری ملی است، که رژیم به وحشت افتاده و در هراس از پیوستن روزافزون نیروهای نظامی، انتظامی، امنیتی و دولتی به آن، به دروغ‌پراکنی و تخریب روی آورده است. در حوزه سازماندهی حداکثری مبارزان، این همایش و برنامه‌های دیگری که تنها در یک هفته گذشته در شهرهای مختلف کشور آلمان، به‌ویژه در هامبورگ و مونیخ برگزار شده، خود نمونه‌ای از تلاشهای من و تیم اجرایی همراهم برای بسیج ایرانیان خارج کشور است. خوشحالم به شما اطلاع بدهم که در همین پنج ماه گذشته شمار گروه‌هایی که در چارچوب همگرایی مونیخ با یکدیگر همکاری می‌کنند، حدودا سه‌برابر شده است. این گروه‌ها در ماه‌هایی که گذشت تلاش‌های جدی را برای بسیج و سازماندهی نیروها در خارج و داخل انجام داده‌اند که در همایش امروز، تنها گزیده‌هایی از آن به اطلاع شما رسید؛ که البته در خصوص آنچه داخل کشور انجام می‌گیرد، کمتر می‌توان وارد جزئیات شد. اما به طور کلی باید گفت که انتظار ملت بزرگ ایران، تداوم و افزایش شتاب این فعالیت‌ها است. در حوزه تدوین برنامه و ارائه چشم‌انداز دوباره ساختن کشور، پروژه شکوفایی ایران در ماه‌های اخیر گام‌های بسیار بلندی برداشته است که به سمع و نظر شما رسیده است. توصیه من این است که پیشنهادهای خود برای بهبود این برنامه‌ها را با دست‌اندرکاران آن در میان بگذارید، تخصص خود را در اختیار این پروژه قرار دهید، و درباره راه حل‌های ارائه‌ شده با حلقه اطرافیان و آشنایان خود گفتگو کنید. از گروهها و احزاب سیاسی می‌خواهم که حول کلیت برنامه‌های دوران گذار گرد هم بیایند تا بتوانیم به جامعه ایران و جامعه بین‌الملل این اطمینان را بدهیم که ایران پس از جمهوری اسلامی، ایرانی باثبات، آزاد،‌ امن، ‌و شکوفا خواهد بود. جمهوری اسلامی امروز در سراشیبی سقوط است اما ما ایرانیان خودمان باید سرنوشت ایران را تعیین کنیم. به هر میزان که ما در این زمینه کم‌کاری کنیم، دیگرانی که لزوما منافع‌شان با منافع ملت بزرگ ایران یکی نیست، فرصت نقش‌آفرینی بیشتر خواهند داشت. در همین راستا، در هفته‌های آینده از وبسایت کمپینی رونمایی خواهیم کرد که هم‌چون شاهراهی برای جذب نیروها، ثبت ایده‌ها، گزارش رویدادها، ارائه برنامه‌ها، سازماندهی مبارزان، و گردآوری کمکهای مالی خواهد بود. من از همه شما دعوت می‌کنم که آماده فعالیت در این کمپین سراسری باشید. من هم‌چنان نقش خود را ایفا می‌کنم. از شما نیز انتظار دارم که نقش خود را ایفا کنید: اختلافات جزئی را کنار بگذارید. از هرگونه درگیری با یکدیگر بپرهیزید و تنها با دشمن مشترک مبارزه کنید. هواداران خود را بسیج کنید و در کنار من و در کنار یکدیگر، برای آرمانی والا بایستید: نجات ایران. در برنامه دولت انتقالی برای دوران اضطرار، برنامه گذار سیاسی، از پیش از سقوط جمهوری اسلامی تا تحویل گرفتن امور به دست نخستین دولت منتخب را به منظور بررسی متخصصان، سازمان‌های سیاسی و نهادهای مدنی ارائه کرده‌ایم. در این برنامه، برای فاز کنونی، یعنی پیش از سقوط جمهوری اسلامی، دو نهاد کلیدی تشکیل می‌شود: تیم موقت اجرایی، و در کنار آن نهاد خیزش ملی که به عنوان یک نهاد مشورتی استراتژیک عمل خواهد کرد. چنانکه در طرح پیشنهادی ما آمده است، تیم موقت اجرایی پس از پیروزی انقلاب، و تشکیل دولت گذار، منحل خواهد شد؛ و نهاد خیزش ملی به عملکرد خود نه تنها به عنوان یک نهاد مشورتی بلکه به عنوان نهاد قانون‌گذاری موقت تا زمان تشکیل نخستین مجلس منتخب عمل خواهد کرد. من از همه کارشناسان و به‌ویژه حقوقدانان می‌خواهم که این برنامه پیشنهادی را بررسی کنند و نظرات کارشناسی خود را با ما در میان بگذارند. خامنه‌ای و رژیم شکست‌خورده‌اش، حالا که بیش از همیشه، سقوط را در مقابل چشمان خود می‌بینند، تهدیدهای خود را علیه من افزایش داده‌اند. من اما از همان روزی که این مبارزه را آغاز کردم، با این تهدیدها زندگی کرده‌ام و هرگز هراسی به دل راه نداده‌ام. شما زنان و مردان هم‌وطنم در شهرها و روستاهای سراسر ایران، کارگران، دانشجویان، بازاریان، جوانان و نوجوانان، بدانید که تهدیدها در عزم و اراده من برای به سرانجام رساندن ماموریت بزرگ زندگیم، خللی ایجاد نخواهد کرد. علی خامنه‌ای بداند که رژیمش متزلزل است، بیشتر اطرافیانش از او متنفرند، جمع زیادی از پاسدارانش منتظر فرصتند تا از کشتی در حال غرق شدن جمهوری اسلامی بگریزند،‌ و اکثریت قاطع ملت از او و رژیمش بیزارند. انتهای این مسیری که می‌رود مواجه شدن با انفجار خشم انباشته‌شده ملت است و عاقبت خوبی برایش نخواهد داشت. ما میهن‌دوستانِ آزادیخواه، از تبار و جنس این فرقه تبهکار نیستیم که در پشت‌بام‌ها اعدام‌های صحرایی به راه اندازیم. به او می‌گوییم که از این مسیرِ منتهی به خون و آتش باز گردد. بیش از این، مرگ و رنج را بر ملت بزرگ ایران و حتی حامیان خود تحمیل نکند. تعهد ما به برگزاری یک دادگاه منصفانه منطبق با استانداردهای بین‌المللی، شامل خامنه‌ای نیز می‌شود؛ آنچه خود او از ایرانیان دریغ کرده‌ است. ملت بزرگ ایران، پیروزی ما از هر زمان نزدیک‌تر است. به نیروی خود باور داشته باشیم. ما ملت متحد، آگاه و دلیری هستیم که این رژیم هرگز نتوانسته بر فرهنگ و تاریخ و تمدن ما پیروز شود. جمهوری اسلامی به زباله‌دان تاریخ می‌رود؛ و ایران و ملت ما، آزاد و سربلند، از این دوره سخت به سلامت عبور خواهد کرد. ما ملت کبیریم، ایران رو پس می‌گیریم! پاینده ایران،

Reza Pahlavi

863,815 views • 1 year ago

سالها قبل از وقایع سوریه نیروهای ایرانی در حوزه دیپلماسی و میدان اوج همکاری خود را در جنگ بوسنی به ظهور رسانده بودند. پس از فروپاشی یوگوسلاوی سابق و آغاز تهاجمات وحشیانه نیروهای صرب به مسلمانان بوسنی و کشتار آنها بلافاصله نیروهای مستشاری ایران به یاری شتافتدند. فردی در سطح حاج آقای جنتی را برای تبلیغ و امامی جماعت به منطقه اعزام شد. در سال ۷۲ یعنی دو سال قبل از اینکه حتی یک سفیر خارجی وجود کند مقیم سارایووی آشوب زده شود از میان خالص‌ترین و مرغوبترین کادر وزارت امورخارجه محمد ابراهیم طاهریان را به سفارت ایران در کشوری که هنوز استقلالش را هیچ کشور مهمی در دنیا به رسمیت نمی شناخت منصوب شد . طاهریان شجاعانه درست در زمانی که هنوز هیچ سفیر خارجی مقیم سارایوو نبود به معرکه خطر و شهادت پای گذاشت. ایرانی ها ماهها برای آزادی و استقلال بوسنی و شکست محاصره سارایوو دوشادوش نیروهای محلی ایستادند و چندین شهید دادند اروپا و امریکا اما مثل همیشه منتظر ماندند و ماندند تا سرکردگان خون آشام و جلاد صرب همچون رادتکو ملادیچ و رادوان کارادژیچ سر صبر بوسنیایی‌ها را در سربرنیستا سلاخی و نسل‌کشی کنند نهایتا در سال ۷۴ توافق دیتون امضا شد و نیروهای ناتو با ژست برقراری صلح سر رسیدند ! امریکا به استناد بند A-1 توافق دیتون با عزت بگویچ شرط کرد که اگر ایرانی ها را ظرف ۳۰ روز از بوسنی اخراج نکنی نه تنها خبری از کمکهای اقتصادی نخواهد بود بلکه روی حمایت نظامی ما در مقابل حملات مجدد صربها هم حسابی باز نکن! بگوویچ چند روزی مقاومت کرد ! ولی نهایتا با گردن کج نزد طاهریان آمد و ماوقع را منتقل کرد بدین ترتیب نیروهای مستشاری ایرانی بی هیچ طمعی بوسنی را ترک کردند و گفتند ما برای کمک آمده بودیم و حالا که نمیخواهید میرویم طاهریان تا سال ۷۶ در سارایوو ماند و با اعطای شهروندی افتخاری و بدرقه بگوویچ به تهران بازگشت بگوویچ تا سال ۲۰۰۰ بر مسند ریاست جمهوری جاخوش کرد و در سال ۲۰۰۳ درگذشت محمدابراهیم طاهریان بعدتر به سفارت ایران در کرواسی، افغانستان، تاجیکستان ، پاکستان و ترکیه رسید و منشا خدمات سترگی به دستگاه سیاست خارجی کشور شد. Seyed Abbas Araghchi Esmaeil Baqaei پی نوشت: ممکن است برای عده ای جالب باشد که بدانند محمدرضا پهلوی نیز همیشه نیم نگاهی برای گسترش نفوذ در بوسنی داشت و برای همین در سفر به یوگوسلاوی به استان سارایوو رفت و با اینکه به دلیل سطح دیپلماتیک مرسوم نبود در ضیافت شام استاندار مسلمان این منطقه شرکت کرد. رجوع کنید به کتاب ماموریتی برای وطنم

S. Emad Alavi 🎒

10,951 views • 3 months ago

🚨ترامپ و تئوری مردِ بلوف زن؟ اگرچه قضاوت درباره نقطه پایان این جنگ هنوز زود است، اما یک چیز فعلا قطعی بنظر میرسد: #ترامپ جنگی که برای نابودی رژیم ج.ا شروع شد را با اشتباهات متعدد فعلی خود و نفوذ لابی ترکی-عربی (قطر و ...) به جنگ برای بازکردن #تنگه_هرمز بدل کرد! وعده اش برای آزادی مردم #ایران را به آزادسازی تنگه هرمز تقلیل داد. او در این نطق اغازین جنگ به وضوح گفت این آخرین و تنها فرصت شما مردم ایران برای نسل های متمادی است تا به آزادی برسید و اکنون در کاخ سفید رئیس جمهوری حضور دارد که آنچه شما (مردم ایران) می خواهید را برآورده می کند! حدود 160 روز از آغاز جنگ گذشت و ترامپ همین تازگی گفت به جمهوری اسلامی آخرین فرصت را می دهد؛ بماند که در طول این 5 ماه و اندی بارها به رژیم فرصت داد تا فقط یکبار به مردم ایران فرصت واقعی ندهد که طومار این رژیم را در هم بپیچند. حتی در اوج اجرای راهبرد موثر و درست و دقیق #اسرائیل؛ آن روزها که همین عباس عراقچی و باقر قالیباف و اون اژه ای حرامزاده تر در زیر زمین قایم شده بودند، ترامپ به مردم گفت در خانه بمانید! مردم در خانه ماندند و فرزندانشان اعدام شدند و رژیم همه تهدیدهای ترامپ را بلوف تلقی کرد و با دیپلماسی تعلل و فریب این پس مانده های رژیم بودند که ترامپ را در دام دیپلماسی قرار دادند ولی عده معدودی چون با دروغ و فریب مردم ایران کاسبی می کنند همه چیز را بر عکس جلوه دادند که ترامپ در حال انجام عملیات فریب و انداختن دام و تله و دیگر خزعبلات است. این در حالی است که ما مردم ایران در دام هستیم: در دام رژیمی که ترامپ گویی جسارت و عزم و شجاعت نابود کردنش را ندارد و از جنگ بزرگ که لازمه براندازی آن است به دلایل مختلف طفره می رود. ترامپ در طول 160 روز گذشته اتفاقا فقط به رژیم فرصت داد و به این تروریستهای حاکم در ایران زمان! و این بزرگترین خطای ترامپ تا امروز است و به هیچ عنوان قابل توجیه نیست. امروز بازدارندگی و پیروزی رقابتی بر سر زمان است. رژیم از زمان و مکثهای بیهوده و حقیرانه ترامپ برای این کارها بهره برد: -اعدام تعداد بیشتری از جوانان ایران برای بازدارندگی در برابر قیام بزرگ تر - احیای هرچند محدود توان نظامی و دفاعی در حوزه پدافند و موشکی و قوای سرکوب - هماهنگی های بیشتر نظامی-اطلاعاتی-لجستیکی با #روسیه و چین (پکن و مسکو در سایه کاملا درگیر این جنگ شده اند) - پراکنده سازی شبکه عملیاتی و حملات در ایران و در منطقه - انتقال سامانه های موشکی و پهپادی کامیونی به مناطق غیرنظامی و مخفی سازی باقیمانده امکانات نظامی - اجرای برنامه #مصونیت_در_زیر_زمین برای مخفی کردن سران رژیم و خانواده هایشان در پناهگاههای زیر زمینی در زمان بروز جنگ - اختلاف انداختن بین کشورهای عربی در روش مقابله شان با جمهوری اسلامی تمامی این اقدامات جمهوری اسلامی زیر سایه مکث های ایجاد شده از سوی ترامپ انجام شد و تهدیدهایی که دستکم تا الان بوی بلوف می دهد نه بوی سرنگونی مگر اینکه ترامپ روش بازی غلط اش را اصلاح کند و به خواست مردم ایران اهمیت دهد. اما عده ای تحلیل واقعیات را بر نمی تابند چون یا کاسب اند یا نادان. راهبرد ترامپ فعلا دارای اشتباهات و نواقص بسیار جدی است و در برخی مواقع به ضرر مردم ایران است. ترامپ هیچ راهی ندارد جز اینکه آنچه در نطق اولیه جنگ بعنوان رئیس جمهور ابرقدرت نظامی و دیپلماتیک و اقتصادی جهان گفت در مورد ایران اجرا کند در غیر اینصورت نه پوتین و نه شی و نه حتی حوثی پابرهنه هم برای حرف او پشیزی ارزش قائل نخواهد شد.

Hossein Aghaie, Ph.D.

186,342 views • 1 month ago

رهبر جمهوری اسلامی امروز گفت «واقعه‌ای مشابه جنگ ایران و عراق در فلسطین و لبنان در حال رخ دادن است» و گفت آمریکا از اسرائیل «حمایت مالی، تسلیحاتی و تبلیغاتی» می‌کند. جنگ عراق علیه ایران می‌توانست بسیار کوتاه باشد اما خمینی می‌پنداشت «راه قدس از کربلا می‌گذرد»؛ پنداشتی که هیئت حاکمه‌ی جمهوری اسلامی همچنان بر آن باورمندند. تشکیل جمهوری اسلامی در سال ۵۷ با جنگ علیه اسرائیل ادغام، الهام و تکوین یافت، چه آنکه اولین مهمان خارجی آن انقلاب شوم رهبر شورشیان فلسطینی، یاسر عرفات بود؛ فردی که بعدها به خاطر مماشات و تلاش برای صلح مورد غضب رهبر کنونی جمهوری اسلامی قرار گرفت و کنار گذاشته شد تا راه برای تندروی حماس گشوده شود؛ حتی از داخل زندانی در منطقه بیرشبا؛ زندانی که یحیی سنوار رویای نابودی اسرائیل را به زبان عبری به دندان‌پزشک یهودی‌اش یوال بیتون تعریف می‌کرد و می‌گفت او حاضر است صد هزار فلسطینی را قربانی هدفش کند، که کرد! جمهوری اسلامی ۴۵ سال از جنگ در چند جبهه در خاورمیانه پشتیبانی کرده. هدف همه‌ی این جبهه‌ها نابودی اسرائیل بوده. بجز تعمیرات گاه و‌ بی‌گاه تابلوی روزشمار نابودی اسرائیل در میدان فلسطین تهران، صدها میلیون دلار از پول کارگر ایرانی برای این هدفِ محقق نشده صرف شده. غزه نابود شد. جوانان پر شور حزب‌اللهی در شب آغاز نابودی غزه در میدان فلسطین تهران شربت و شیرینی پخش و هلهله کردند و هفته‌ی بعد مواکب در راسته‌ی فوزیه تا شهیاد نان و کباب و شلغم توزیع کردند. از آنجا که ایران خود درگیر هزار و یک بلای سیاسی و فرهنکی و اقتصادی‌ست و مردم از زندگی فلاکت‌بار می‌نالند، حاکمانْ این جنگ ۴۵ ساله را به خاک‌ گروه‌های نیابتی‌شان برده‌اند. حالا نوبت به جنوب لبنان و حزب‌الله رسیده. در فیلم کمتر تماشا شده‌ای که زیر این توییت پیوستش کردم، حسن نصر الله، رهبر این گروه، ۲۵ سال پیش به ایران منتقل شد تا از پایگاه‌های موشکی و پهپادی ایران بازدید کند و چند تا را با خود ببرد، که برد! و جمهوری اسلامی از هیچ کمک تسلیحاتی و مالی برای تجهیز کردن حزب‌الله فروگذار نکرد. ۱۳ سال پیش حزب‌الله در بحبوحه‌ی مناقشه‌ی هسته‌ایِ جمهوری اسلامی با غرب پهپادهایی که از جمهوری اسلامی تحویل گرفته بود را در آسمان اسرائیل به پرواز درآورد و طوری جلوه داد که قصد داشته یک مرکز تحقیقات هسته‌ای در دیمونا در این کشور را هدف قرار دهد. آن ماجراجویی‌ ناکام ماند. در همان روز از آن رویداد گزارشی تهیه کردم که آن را هم زیر این توییت پیوست کردم. به نکاتی که در هر دو فیلم فوق‌الذکر وجود دارد دقت فرمائید. و این سوال: ۴۵ سال ماجراجویی حاصل از آرمانی آخرالزمانی چه سودی برای ملت نگون‌بخت ایران داشته. این جنگ به چه هدف‌های مشخصی رسیده؟ در این جنگ‌ها چند نفر کشته و زخمی و چه اندازه از سرزمین‌ها و‌ زیرساخت‌هایش با خاک یکسان شده؟ و‌ این نکته: که در پسِ همه‌ی این ماجراجویی‌های ناکام چه کسی از کار برکنار و یا توبیخ شده؟ و شگفتا که حکومتی که بارها ثابت کرده سیاست‌های داخلی و خارجی‌اش را به اصطلاح هیئتی‌وار اجرا می‌کند، هنوز قادر است با عدم درک درست از ظرفیت‌های نظامی و یارگیری‌های منطقه‌ای، موجبات خسارات سنگین‌تری به میهنمان را فراهم آورد. و یک نکته‌ انکارناپذیر است. بر خلاف اعتراض‌های جهانی نسبت به جنگ‌های فوق‌الذکر، در ایران، بجز گعده‌‌های هیئتی، اکثریت مردم ایران نسبت به آن دل‌زده و بی‌تفاوت هستند. در ایران هیچ جمع خودجوشی از مردمانی که دخلی به حکومت ندارند، به‌راه نیفتاد‌و اعتراض نکرد. و حتی در جمع‌های آکادمیک و حتی در برخی هیئت‌ها از لگد کردن پرچم دشمن پرهیز شد. چرا؟ چون بسیاری از آن‌ها از روز اول انقلابی که با 'حماسه'‌ی فلسطین و لبنان گره خورد، با چماق جمهوری اسلامی سرکوب شده‌اند. ایستادن در طرف سرکوب‌گر داخلی با شورشِ وجدان ناهمخوان است. آری، ایرانیان آن‌قدر از جنگ خسته و افسرده‌اند که نمی‌خواهند قربانیان جنگ‌های نیابتی در فلسطین و لبنان و یمن و اوکراین و ... باشند! چه اینکه صدها بار به گوش حاکمان خودکامه‌شان رسانده‌اند که: «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» بلاخره دیر یا زود جنگ در شامات پایان خواهد یافت و تئوری‌های آخرالزمانی شکست خواهند خورد. آن مناطق دوباره بازسازی خواهند شد و کارتل‌های اقتصادی غربی از منافع این بازسازی سود خواهند جسد، اما آثار اخلال در بهداشت روان ملت ایران بابت این تن‌لرزه‌ها تا سال‌ها باقی خواهد ماند.

Kianoosh Sanjari

62,023 views • 2 years ago