Загрузка видео...

Не удалось загрузить видео

На главную

ما خودمون امیر طاهری داریم که مهمونی و رفاه دوست نداره، چرا گیر بدیم به غلامحسین ساعدی امیر طاهری: مردم ایران در زمان شاه احساس می‌کردند مثل سگ‌های خانگی هستند ترجمه مصاحبه امیر طاهری: دوم اینکه او(خمینی) سخنگوی خشم‌ها و رنج‌های انباشته‌شده مردم است و نمی‌توان انکار کرد که...

12,112 просмотров • 1 месяц назад •via X (Twitter)

Комментарии: 0

Нет доступных комментариев

Здесь появятся комментарии из оригинального поста

Похожие видео

در انتقاد ایرج مصداقی از امیر طاهری (لینک مصاحبه در پایان این نوشته) دو مغلطه وجود دارد: اول، اینکه می‌گوید «کمال همنشین در تو اثر کرد» و به افرادی که در تلویزیون شهرام همایون مصاحبه می‌کنند، مانند محمد منظرپور و قاسم شعله‌سعدی، اشاره می‌کند. اولین بار در سال ۲۰۱۹ ایده بازگشت به مشروطه را از امیر طاهری شنیدم و از آن زمان، او این ایده را پرورش داد و در هر رسانه‌ای، سخنش تغییر نکرد. دوم، ایرج مصداقی می‌گوید «آیا امیر طاهری که می‌گوید بازگشت به مشروطه، می‌خواهد ایرج مصداقی را شاه کند؟» که به مخاطب چنین القا می‌کند که امیر طاهری علیه رضاشاه دوم سخن گفته است. اتفاقا امیر طاهری از رضاشاه دوم بسیار تمجید کرد (کامنت اول) و فقط گفت که نویسندگان دفترچه دوران اضطرار پشت سر رضاشاه دوم مخفی می‌شوند. اما من فکر می‌کنم که مهمترین بخش سخنان مصداقی در این فیلم است که من می‌گذارم. از روز جمعه برای من این سوال مطرح بود که در بین نویسندگان این دفترچه چه کسی حقوقدان است زیرا قسمت حقوق دفترچه، که خواهان کنار گذاشتن قانون اساسی مشروطه و اجرای قوانین جمهوری اسلامی با تغییراتی شده بود، بیشترین واکنش را برانگیخته بود. من برخی از نویسندگان را از طریق رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی می‌شناسم مانند سعید قاسمی‌نژاد، نجات بهرامی، محمد جهان‌پرور، مهدی کتابچی، نوید محبی، بورگان نظامی و علیرضا کیانی، که هیچکدام از آنها حقوقدان نیستند. اینجا ایرج مصداقی می‌گوید که هیچکدام از آنها که در دفترچه به عنوان نویسندگان معرفی شدند، متن را ننوشتند! نویسنده یک «حقوقدان خوب و سلیم‌النفس» است که ایرج مصداقی مخاطبان را دعوت می‌کند تا به او اعتماد کنند. چرا نباید این حقوقدان به مردم معرفی شود؟ آیا بهتر نیست تا به جای مثلا مصاحبه امیر اعتمادی با وحید بهمن و گفتن اینکه «این متن مورد تایید شاهزاده است» همان حقوقدان به صحنه بیاید و با مخالفان مناظره حقوقی کند؟ چرا سرنوشت مردم ایران باید به دست یک حقوقدان ناشناس نوشته شود؟ آیا این حقوقدان همان د.ل.ب است؟ لینک مصاحبه کامل

Asghar Sepehri

25,612 просмотров • 1 год назад

۲/۳: در آن مصاحبه، محمدرضا شاه پهلوی به خبرنگار کانادایی یادآوری کرد که شما (در طول تاریخ) از ما سوء‌استفاده کرده‌اید، و با کنایه به وی گفت شما هنوز برای انرژی‌های جایگزین همچون انرژی هسته‌ای فکر اساسی نکرده‌اید. ایشان به عنوان نمونه به افزایش نرخ فروش گندم از ۶۰ دلار به ۲۴۵ دلار اشاره کرد و خبرنگار کانادایی را در برابر این حقیقت قرار داد که اقرار کند «پس شما همان اندازه مبلغ بیشتری برای کالایتان طلب می‌کنید که ما برای کالایمان طلب می‌کنیم»، و شاه پاسخ داد «بله، دقیقا» و در ادامه به خبرنگار گفت «من نمی‌دانم چرا شما فکر می‌کنید که برتر هستید». از این قسمتِ مصاحبهْ محمدرضا شاه ایران خشم خود را از زیاده‌خواهی‌های برخی کشورهای صنعتی غربی آشکار کرد. او در پاسخ به این پرسش خبرنگار که «شما فکر می‌کنید ما داریم به خاطر این احساس (خودخواهی/برتری) رنج می‌بریم؟» گفت «بله، تاکنون همین‌طور بوده، اما احتمالا تغییر خواهید کرد»، و خبرنگار در ادامه پرسید «چرا تغییر خواهیم کرد؟» و شاه پاسخ داد «چون چشم شما (به روی حقایق) باز شده و شما اساسا مردم بی‌انصافی نیستید. شما فقط برای مدتی طولانی در دنیای ناعادلانه/غیرمنصفانه زندگی‌ کرده‌اید. اما شما با واقعیت‌های تازه جهان تطبیق خواهید یافت. ما تحت فشار قرار نخواهیم گرفت. ما خواستار جنگ نیستیم اما اگر (جنگ) بر ما تحمیل شود، ما پا پس نمی‌کشیم. ۲۰، ۲۵ سالِ آینده برای ما بسیار حیاتی است، زیرا تنگه هرمز که دروازه خلیج فارس است، (همچون) رگ گردن ماست. زندگی ما به آن بستگی دارد. [...] هیچ کس نمی‌تواند به ما تجاوز کند مگر با درهم کوبیدن ما. چرا که ما تسلیم‌ نخواهیم شد. شما چه بهانه‌ای برای آمدن به این کشورهای تولید کننده‌ی نفت دارید؟ این اتفاق بسیار وحشیانه و بی‌سابقه در جهان خواهد بود، و بدترین اقدام امپریالیستی که جهان آن را به خود خواهد دید. چطور این کار را خواهید کرد؟ و این کاملا عجیب است که داشتن تسلیحات بیشتری از آنچه ما داریم، برای کشورهای دیگر عادی جلوه می‌کند، و بعد شما در مورد نیروهای نظامی ما صحبت می‌کنید، در صورتی که آشکار است که آنها بیشتر از سایر کشورها تسلیحات ندارند. من این را درک نمی‌کنم.» سپس خبرنگار از شاه پرسید «آیا ممکن است این موضوع به این خاطر باشد که کشورهای غربی ایران را از هر لحاظ به عنوان یک قدرت اصلی نمی‌بینند، چه از منظر معاملات نفتی و چه به لحاظ نظامی؟» و شاه پاسخ داد «بله، ممکن است حرف شما درست باشد، اما آنها به زودی خودشان را با پیشرفت‌های ما مطابقت خواهند داد.» در ادامه توجه شما را به مصاحبه‌ی مایک‌ والاس خبرنگار آمریکایی با محمدرضا شاه پهلوی در سال ۱۹۷۴ جلب می‌کنم: او شاه را این‌طور توصیف می‌کند: «او عرب نیست، خودش را آریایی می‌داند و بر خلاف عرب‌ها به هر کسی نفت می‌فروشد اگر قیمتش مناسب باشد. او‌ عضو اوپک است؛ گروهی که مسئول بالا رفتن قیمت نفت است.» این خبرنگار مسئله احتمال صلح اعراب با اسرائیل و برداشته شدن تحریم را مطرح می‌کند و محمدرضا شاه پهلوی در پاسخ به وی می‌گوید: «حقیقتا نمی‌دانم چرا شما اصرار دارید که برداشته شدن این تحریم برای آمریکا اهمیت دارد؟ شما که کمبود نفت ندارید». خبرنگار آمریکایی از شاه می‌پرسد: «تا به حال صف خودروهایی که منتظر دریافت سوخت هستند و گاهااین صفوف خودروها تا چندین مایل ادامه دارند را دیده‌اید؟». شاه پاسخ می‌دهد: «بله، تصاویرش را دیده‌ام ولی شما بیشتر از هر زمان دیگری در گذشته نفت برداشت کرده‌اید» و پس از بیان چند جمله در مورد میزان کاهش و افزایش واردات نفت از سوی آمریکا، شاه به او یادآوری می‌کند که «می‌دانی که کشتی‌های شما مسیرشان را دو، سه بار در اقیانوس تغییر می‌دهند. شما نفت را به یک مقصد مشخص می‌فروشید اما از جای دیگری سر در می‌آورد». خبرنگار می‌پرسد «پس دارد کلاهبرداری می‌شود؟» و شاه پاسخ می‌دهد: «قطعا اتفاقاتی دارد می‌افتد». خبرنگار می‌پرسد: «چه کسی از آن سود می‌برد؟» و شاه پاسخ می‌دهد «شرکت‌های»، و به سود ۶۷ درصدی یکی از این شرکت‌ها و سود بیشتر یکی دیگر از این شرکت‌ها اشاره می‌کند.

Kianoosh Sanjari

17,846 просмотров • 2 лет назад

کل مصاحبه با زیر نویس، ابتدا گوش دهید سوابق امیر طاهری را تا ببینید با چه کسی طرف هستد، او بوقچی شما نیست، به عنوان خبرنگار نگار ارشد در برنامه‌ای دعوت شده تا نظراتش را بگوید و وضعیت ایران را برای مخاطب فرانسوی بشکافد، از درد جمهوری اسلامی که در وجودش جاری است، از خیانت کارتر بدون اینکه با بزرگنمایی تاثیر شاه فقید را کم کند، از ماهیت پلید و اصلاح ناپذیر جمهوری اسلامی بگوید و مشخص کند که این رژیم مانند شوروی به پایان رسیده، و اما وقتی میزبان میپرسد، «آیا یک مرد قوی ظهور خواهد کرد؟» او می‌گوید این رویای خیلی از ایرانیان است ولی من بناپارتی نمیبینم» ، انتظار داشتید چه بگوید؟ آیا رضای دوم گفته «من بناپارت هستم» تا امیر طاهری هم بگوید «بله بناپارت هست و نامش رضا پهلویست و جاوید شاه جاوید شاه جاوید شاه» اگر این را میگفت فردا از طریق بیژن فرهودی پیغام نمی فرستادند که دفتر اعلیحضرت گفته «طاهری از خودت مایه بگذار و ایشان فقط ماندلا یا گاندی هستند» فکر کردید یک خبرنگار ارشد با اعتبار جهانی مانند کیف کش های معمارصادقی عمل میکند؟ جمع کنید این سیاه‌بازی را. #جاویدشاه

فاز شاد

15,270 просмотров • 8 месяцев назад

ترجمه دقیق مصاحبه زیر: کریستین مالار (۰۰:۰۰): یک سوال، به‌ویژه در مورد سیاست داخلی. شما چطور توضیح می‌دهید که اکثریت ایرانیانی که دیگر آیت‌الله‌ها را نمی‌خواهند، قیام نمی‌کنند؟ آیا شورش‌های نوامبر ۲۰۱۹ (آبان ۹۸) که بیش از ۵۰۰۰ کشته بر جای گذاشت، هنوز در ذهن همه حضور دارد؟ امیر طاهری (۰۰:۱۷): بدون هیچ شکی. روزی نیست که بگذرد و بخشی از مردم ایران خشم و مخالفت خود را با این رژیم نشان ندهند. در حال حاضر که صحبت می‌کنیم، اعتصابات کارگران نفت، پتروشیمی و بازنشستگان در جریان است. و نکته جالب این است که این اعتراضات تقریباً در تمام شهرها وجود دارد. ما ۹۳۴ شهر در ایران داریم و واقعاً در تمام این شهرها، رد و نفیِ رژیم فعلی دیده می‌شود. اما مشکل اینجاست که ایرانیان هنوز بر سر اینکه چه رژیمی جایگزین رژیم فعلی شود، توافق ندارند. امیر طاهری (۰۱:۰۳): افرادی هستند که خواهان بازگشت پادشاهی مشروطه هستند، افرادی هستند که خواهان یک جمهوری اسلامی اصلاح‌ شده‌اند، و افرادی هم هستند که دموکراسی به سبک غربی می‌خواهند. کریستین مالار (۰۱:۱۹): آدم همیشه می‌تواند رویاپردازی کند، مگر نه؟ امیر طاهری (۰۱:۲۱): بله، بله، اما بخشی از آن با رویاپردازی است. همه رویا دارند. چون رویا داشتن خیلی انسانی است، اینطور نیست؟ کریستین مالار (۰۱:۳۰): خب، با توجه به تمام چیزهایی که روز به روز شاهد آن هستیم، ادامه حوادث در خاورمیانه را چطور می‌بینید؟ امیر طاهری (۰۱:۳۸): خب ادامه ماجرا این است که در هر صورت رژیم در ایران تغییر خواهد کرد. آقای خامنه‌ای سن بالایی دارد و نمی‌تواند خیلی طولانی دوام بیاورد. هیچ مکانیسمی برای جانشینی او وجود ندارد. هیچ‌کس در میان اطرافیانش نیست که بتواند جایگزین او شود. زیرا او جلوی افرادی را که می‌توانستند روزی رقیب یا جایگزین (آلترناتیو) شوند، گرفت؛ نگذاشت که خودشان را نشان دهند یا پایگاهی بسازند و غیره. بنابراین یک خلاء وجود دارد و این خلاء است که مرا بسیار نگران می‌کند. کریستین مالار (۰۲:۲۴): اما با این حال، این رژیمی است که با سرکوب وحشیانه به بقای خود ادامه خواهد داد؟ امیر طاهری (۰۲:۳۰): بله، اما آن‌ها کمتر و کمتر قادر به انجام این کار هستند. این موضوع هم قطعی نیست، چون افراد زیادی در رده‌های نظامی و امنیتی هستند که از رژیم فعلی راضی نیستند. بنابراین وضعیت تغییر کرده است. شرایط مثل نوامبر ۲۰۱۹ (آبان ۹۸) نیست. کریستین مالار (۰۳:۰۱): در چند کلمه، چه کسی می‌تواند از این وضعیت بیرون بیاید (ظهور کند)؟ آیا ممکن است یک «مرد قدرتمند» (یک چهره مقتدر) روی کار بیاید؟ امیر طاهری (۰۳:۰۶): بله، این رویای بسیاری از ایرانیان است؛ مثل بسیاری از کسانی که تجربه انقلاب را داشتند، آن‌ها به دنبال یک ناپلئون بناپارت می‌گردند. این همیشه امکان‌پذیر است، اما واقعاً در حال حاضر من چهره‌ای را نمی‌بینم که بتواند نقش بناپارتِ ما را بازی کند. #فرقه_نفوذ از هیچ فرصتی برای اعتبارزدایی از پهلوی دریغ نمیکنند.

Apranik 🇮🇱

144,067 просмотров • 8 месяцев назад

یکی از خوش‌شانسی‌های #ما، حضور شخصیتی مثل مارکو روبیو در دولت ترامپ است. 🚨 شگفت‌انگیز! مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، لحظاتی پیش در جلسه کابینه سخنانی ایراد کرد که توجه بسیاری را جلب کرد. «من درباره مردم ایران صحبت نمی‌کنم. کسانی که این کشور را اداره می‌کنند، روحانیون شیعه افراطی هستند. این‌ها متعصبان مذهبی‌اند. ببینید حالا که در ضعیف‌ترین وضعیت خود قرار دارند، چه کارهایی انجام می‌دهند!» «این ضعیف‌ترین وضعیت ایران در طول تاریخش است، اما ببینید چه میکنند؛ به سفارتخانه‌ها حمله میکنند، به هتل‌ها حمله میکنند. تصور کنید اگر این افراد به سلاح هسته‌ای دست پیدا کنند، چه خواهند کرد!» «این، ریسکی غیرقابل‌قبول برای جهان است. ضمن اینکه رئیس‌جمهور فقط به آمریکا و مردم ما خدمت نمیکند؛ این اقدام به نفع تمام جهان است.» «او در همان شب نخست این عملیات، هدف را کاملاً روشن اعلام کرد. قرار بود نیروی دریایی ایران را نابود کنیم و این در حال انجام است. همچنین قرار بود، اگر تاکنون انجام نشده باشد، جزئیاتش را به پیت واگذار میکنم، توانایی ایران برای پرتاب موشک را از بین ببریم.» «ما به‌خوبی در مسیر تحقق این هدف قرار داریم. همچنین قرار بود کارخانه‌هایی را که موشک و پهپاد تولید میکنند، نابود کنیم تا دیگر نتوانند موشک و پهپاد بیشتری بسازند، و این روند نیز در حال پیشرفت است.» «تمام اهدافی که رئیس‌جمهور در نخستین شب این عملیات به‌طور شفاف اعلام کرد، در حال تحقق است.» «طی ۴۷ سال گذشته، رژیم ایران در سراسر جهان آمریکایی‌ها را کشته و به آن‌ها حمله کرده است. رؤسای جمهور پیشین فرصت داشتند اقدامی انجام دهند. همه درباره خطرناک بودن ایران هشدار می‌دادند، اما از اقدام خودداری کردند.» «اما این رئیس‌جمهور کسی نیست که از اقدام کردن خودداری کند. او چنین خطری را به حال خود رها نخواهد کرد. با آن مقابله خواهد کرد، و دقیقاً همین کاری است که اکنون انجام میدهد.» - پی‌نوشت: از روبیو باید حمایت کرد.

Maziyar Razmjou 🇮🇷

60,748 просмотров • 1 месяц назад

جان کیریاکو، جاسوس سابق سی‌آی‌ای و پروفایلر رضا پهلوی: وقتی در سیا بودم، وظیفه‌ام این بود، اولین کارم در سیا همین بود، این‌که برای رئیس‌جمهور، معاون رئیس‌جمهور، مشاور امنیت ملی، و وزرای خارجه و دفاع، رهبران خارجی را پروفایل کنم. وقتی قرار بود با یک رهبر جهانی کنند، ما باید یک پروفایل روان‌شناختی محرمانه از آن رهبر جهانی می‌نوشتیم. و هنوز هم تا حدی از انجام‌دادنش برای خودم لذت می‌برم. وقتی تازه استخدام شدم، کارم عملاً این بود که زندگینامه‌نویس محرمانه صدام حسین برای جامعه اطلاعاتی باشم، یعنی زندگینامه‌نویس روان‌شناختی محرمانه‌اش. و من با تیمی از روان‌پزشکان، روان‌شناسان و انسان‌شناسان کار می‌کردم تا مطمئن شویم که تحلیل‌های به‌روز و پیشرفته‌ای داریم. اولین پروفایل ما قرار است درباره مردی به نام رضا پهلوی باشد، کسی که دیروز در مراسم خاک‌سپاری لیندزی گراهام در واشنگتن حضور داشت. رضا پهلوی، ولیعهد سابق و پسر ارشد آخرین شاه ایران است. او مدت‌ها منتظر فرصت مانده بود، و تلاش می‌کرد خود را برای رهبری ایران در صورت تغییر رژیم، مطرح کند. در این کلیپ‌ها خواهید شنید که او چقدر کاریزماتیک است، و خودتان می‌توانید در باره اینکه چقدر احتمال دارد او رهبر ایران شود تصمیم بگیرید. اما بگذارید چند نکته درباره رضا پهلوی بگویم. من، نه چندان شوخی‌وار، در مصاحبه‌های پادکستی‌ام در گذشته از او به عنوان «شاهزاده دلقک ایران» یاد کرده‌ام. او در سن بسیار پایین ایران را ترک کرد، در اوایل دهه بیست‌سالگی‌اش، یعنی حدود ۲۰ سالگی، در سال ۱۹۷۹. او از سال ۱۹۷۹ تاکنون به ایران برنگشته است. او به‌شدت توسط اسرائیل حمایت می‌شود، از سوی جامعه یهودیان اینجا در آمریکا، از سوی جامعه تبعیدیان ایرانی اینجا در آمریکا. نه همه این جامعه، اما منظورم مثلاً ایرانیان ثروتمند تبعیدی در جنوب کالیفرنیا است. او در یک قصر چند میلیون دلاری در پوتوماک، مریلند یکی از حومه‌های اعیان‌نشین واشنگتن دی‌سی، زندگی می‌کند. اما او داخل بازی نیست. او هیچ‌وقت داخل بازی نبوده. از زمانی که آمریکا و اسرائیل بمباران ایران را آغاز کردند، او در چند پادکست ظاهر شده است. یک‌دو بار در برنامهٔ پاتریک بت-دیوید بود و در چند پادکست دیگر هم که در آن‌ها، به‌نوعی می‌گوید آنچه انتظار دارید بگوید؛ یعنی، بله، رژیم وحشتناک است. باید سرنگون شود. مردم ایران باید آزاد شوند. و بعد گاهی می‌گوید که او کسی است که باید ایران را رهبری کند. و گاهی دیگر می‌گوید که او کسی نیست که باید ایران را رهبری کند. حقیقت این است که و من قبلاً هم این را گفته‌ام و به خاطرش تهدید به مرگ شده‌ام. باز هم می‌خواهم این را بگویم. او از پیاده‌روی از هواپیما تا ترمینال جان سالم به در نمی‌برد اگر قرار بود به ایران برگردد. در ایران کسی او را نمی‌خواهد، هیچ‌کس. و اگر یک چیز باشد که بمباران ایران توسط اسرائیل و آمریکا انجام داده، این است که مردم ایران را متحد کرده است. نمی‌توانی به یک کشور حمله کنی، رهبران مذهبی‌اش را بکشی، بیشتر سران حکومتش را به قتل برسانی، تمام فرماندهان نظامی را به قتل برسانی. دانشمندان هسته‌ای را بکشی و بگویی، ما برای کمک اینجا هستیم. ما می‌دانیم که شما را بمباران کرده‌ایم. و ما، شب اولِ بمباران، مدرسه را منفجر کردیم و ۱۶۰وچند دختربچه از آن مدرسه را کشتیم. اما، اما ما آدم‌های خوبیم و آمده‌ایم به شما کمک کنیم. و می‌خواهیم این دست‌نشانده را، این دلقک اهل پوتوماکِ مریلند را بر شما تحمیل کنیم تا او بتواند مثل پدرش دیکتاتور شود. خب، دلیل اینکه پدرِ رضا پهلوی، محمدرضا پهلوی، اصلاً سرنگون شد این بود که یک دیکتاتور خون‌ریز و قاتل بود. و مردم از این‌که به دست ساواک، پلیس مخفی، کشته شوند، خسته شده بودند. پس رضا پهلوی قرار نیست به ایران برگردد. او قرار نیست ایران را رهبری کند. او قرار نیست هیچ نقشی از هیچ جهت داشته باشد. با این حال، جناح طرفدار جنگِ حزب جمهوری‌خواه و همچنین دولت اسرائیل فکر می‌کنند او فوق‌العاده است. یک کلیپ کوتاه داریم که می‌خواهیم از مصاحبه‌ای که رضا پهلوی دیروز با رویترز انجام داد، به شما نشان بدهیم. گذشته از این واقعیت که از نظر مشروعیت، کاملاً هرگونه مشروعیتِ باقی‌ماندهٔ احتمالی را که او فراموش می‌کند که وقتی پدرش برای نخستین بار سرنگون شد، ایران دوره‌ای از رؤسای‌جمهور مختلف را پشت سر گذاشت. حتی آن زمان هم یک یادداشت تحریریه کارتونی وجود داشت، یادم هست، در نیویورک تایمز، که در آن آیت‌الله خمینی به یک فردی با ظاهر ایرانی می‌گفت، من یک خبر خوب دارم و یک خبر بد. خبر خوب این است که، من شما را به عنوان رئیس‌جمهور ایران منصوب می‌کنم. خبر بد این است که، من شما را به عنوان رئیس‌جمهور ایران منصوب می‌کنم. چون یک چرخه‌ای از رؤسای‌جمهور ایران وجود داشت که یا هدف بمب‌گذاری یا گلوله می‌شدند. یا بازداشت می‌شدند، یا ناپدید می‌شدند، یا هر چیز دیگر. آن زمان، رژیم ضعیف بود. امروز نه. این جنگ مردم ایران را دور هم جمع کرده تا بسیج شوند. می‌دانید، آدم فکر می‌کند ما باید از جنگ عراق درسی گرفته باشیم. ما خودمان را آن‌قدر قانع کرده‌ایم که ما آدم‌های خوبیم، که اصلاً نمی‌توانیم تصور کنیم وقتی از مرزی عبور می‌کنیم، قرار نیست ما را به‌عنوان آزادکننده ببینند. قرار است ما را ببینند به‌عنوان متجاوز و اشغالگر. این اتفاق بارها و بارها تکرار می‌شود. ما نتوانستیم طالبان را شکست بدهیم. آن‌ها حتی کفش هم نداشتند. و ما را شکست دادند. ما نتوانستیم عراقی‌ها را شکست دهیم. عراق هنوز در وضعیت هرج‌ومرج است. اما فکر می‌کنیم قرار است در ایران به‌عنوان آزادی‌بخش از ما استقبال شود؟! چرا باید چنین فکری بکنیم؟ چنین فکری می‌کنیم چون مردم هیچ درکی از تاریخ ندارند. پس این دلقک اینجا، در انتظار فرصت نشسته و وانمود می‌کند که برای رهبری ایران رقابت می‌کند در صورت تغییر رژیم. من او را به احمد چلبی تشبیه می‌کنم. برای آن‌هایی از شما که احمد چلبی را به خاطر ندارند، او دلقک مشابهی بود که حقوق‌بگیر سیا بود، یعنی دولت آمریکا. و ما این نقشه واقعاً احمقانه را کشیدیم تا او را به‌محض اینکه صدام حسین را سرنگون کردیم، رئیس‌جمهور عراق کنیم. و مردم عراق گفتند، «نه، چنین خبری نیست.» خب، باز هم دارد تکرار می‌شود.

Panah Farhadbahman 🎒

51,262 просмотров • 19 дней назад

01) ترجمه سخنان نتانیاهو: فکر نمی‌کنم کسی به اندازه‌ی من وقت و انرژی صرف کند تا ایرانیان عزیز از واقعیت اتفاقات جاری آگاه شوند. با این حال، متأسفانه نه دیده می‌شوم و نه دوستان مطالب را بازنشر می‌کنند. دلیلش را نمی‌دانم، اما اگر به جای ترجمه کامل سخنان مانند فالگیرها بنویسم، احتمالاً بیشتر دیده خواهد شد! 😔 در مورد تسلیحات، اکنون موضوع این است که بدون حمایت از غرب یا شرق چه باید کرد. رژیم اسد فروپاشید و برای اطمینان خاطر، ما ۹۰ درصد از تسلیحات ارتش آن‌ها را نابود کردیم و سپس موقعیت‌های خود را تقویت کردیم، مانند تصرف قله‌های مناطق زیبا — این کاری بود که انجام دادیم. پس اگر بخواهید خلاصه کنید، آنچه که تا حالا گفتم این است: ما روند صلح با جهان عرب را داشتیم، ایران در حال اوج گرفتن بود، ایران طناب داری به دور گردن ما انداخته بود، و اسرائیل اوضاع را به نفع خود تغییر داد. از شرایطی که در ۷ اکتبر همه فکر می‌کردند اسرائیل محکوم به نابودی است، تبدیل شدیم به قوی‌ترین کشور منطقه — آن هم در مدت بسیار کوتاه، و این به لطف شجاعت باورنکردنی سربازان و فرماندهان ما بود. این فوق‌العاده است. واقعاً فوق‌العاده. آنها واقعاً شیرهای یهودا هستند. آنها واقعاً می‌جنگند. قهرمان هستند. و آن‌هایی که جان خود را از دست می‌دهند، قهرمان‌اند. و آن‌هایی که زخمی می‌شوند، شما باید زخمی‌ها را ببینید. مردی را دیدم که هر دو پای خود را از دست داده بود و با پاهای مصنوعی و دست مصنوعی ایستاده بود و دست دیگرش را بالا می‌برد و می‌گفت: “می‌خواهم برگردم و دوباره بجنگم.” و او تنها نیست. این‌ها قهرمانان شگفت‌انگیزی هستند. با انجام این کارها، ما محور ایران را شکستیم — اما کار تمام نشده است. به یاد داشته باشید، هنوز کارهای بیشتری باید انجام شود. ما باید جنگ در غزه را به پایان برسانیم، گروگان‌های خود را بازگردانیم و حماس را نابود کنیم. حماس دیگر وجود نخواهد داشت و ما قصد نداریم تشکیلات خودگردان فلسطین را جایگزین کنیم. چرا باید یک رژیمی را که خواستار نابودی ماست، با رژیم دیگری که همان هدف را دارد، جایگزین کنیم؟ این کار را نخواهیم کرد. می‌توانم بگویم که اسرائیل در هر حال کنترل نظامی منطقه را حفظ خواهد کرد. ما در برابر هیچ فشاری برای واگذاری کنترل تسلیم نخواهیم شد. و من به شدت از طرح رئیس‌جمهور ترامپ برای جابه‌جایی داوطلبانه فلسطینی‌هایی که می‌خواهند غزه را ترک کنند استقبال می‌کنم — باور کنید، بسیاری از آن‌ها می‌خواهند بروند. پس چه چیزهایی باقی می‌ماند؟ فرصت‌های زیادی، اما واضح است که همه‌ی این فرصت‌ها نابود خواهند شد اگر ایران به سلاح هسته‌ای دست یابد. دلیل اینکه ایران تاکنون به سلاح هسته‌ای دست نیافته این است که دولت‌های متوالی اسرائیل تحت نخست‌وزیری من، اقدامات متوالی انجام داده‌اند — که در اینجا جزئیاتش را شرح نمی‌دهم — و این باعث شد که ایران حدود ۱۰ سال از برنامه‌ی خود عقب بیفتد. آن‌ها ۱۰ سال پیش فکر می‌کردند حالا باید زرادخانه‌ی هسته‌ای داشته باشند، اما ندارند. ما آن‌ها را به تأخیر انداختیم ولی متوقفشان نکردیم. آن‌ها در زمینه‌ی غنی‌سازی بسیار پیشرفت کرده‌اند و حالا در تلاش برای ساخت سلاح هستند. سؤال این است که اکنون چه باید کرد؟ خوشبختانه، رئیس‌جمهوری در واشنگتن داریم که متعهد است — همان‌طور که بارها به من گفته — که «نمی‌توانیم اجازه دهیم ایران به سلاح هسته‌ای دست یابد.» من هم گفتم که کاملاً با این دیدگاه موافقم و بخش عمده‌ای از زندگی خود را وقف جلوگیری از این موضوع کرده‌ام. اما دو راه وجود دارد: یکی این است که توافقی حاصل شود که مانع از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای شود — با برچیدن کامل زیرساخت هسته‌ای ایران. این یعنی نه تنها جلوگیری از غنی‌سازی اورانیوم، بلکه حذف توانایی غنی‌سازی. یعنی باید سانتریفیوژها را نابود کرد، مواد هسته‌ای غنی‌شده را خارج کرد و کارهای دیگری نیز انجام داد، اما اصل آن همین است. توافق واقعی توافقی است که توانایی ایران برای غنی‌سازی اورانیوم برای ساخت سلاح هسته‌ای را از بین ببرد. به هر حال، تنها دلیل غنی‌سازی اورانیوم، ساخت سلاح هسته‌ای است. ده‌ها کشور وجود دارند که برنامه‌های هسته‌ای غیرنظامی دارند اما اورانیوم غنی نمی‌کنند. ایران همیشه سعی می‌کند بهانه بیاورد — مثلاً بگوید برای ایزوتوپ‌های رادیویی پزشکی یا زیردریایی‌های هسته‌ای است. ولی واضح است: ایران اورانیوم را تنها به یک دلیل غنی می‌کند — برای ساخت سلاح هسته‌ای. و آن‌ها قصد دارند این سلاح‌ها را علیه کشور من و سپس علیه آمریکا، پس از دستیابی به موشک‌های بالستیک قاره‌پیما، به کار ببرند. این تهدیدی واقعی علیه اسرائیل و دنیای آزاد است و باید متوقف شود. #KingRezaPahlavi‌ ‌

👑Fereshteh Gilaki

35,282 просмотров • 1 год назад

Full interview with i24: The only way to achieve peace is to put an end to the Islamic Republic regime; the people of Iran are ready, but they need military support. در مصاحبه با آی۲۴نیوز: تنها راه رسیدن به صلح، پایان دادن به رژیم جمهوری اسلامی است؛ مردم ایران آماده‌اند اما به حمایت نظامی نیاز دارند ترجمه کامل مصاحبه: گفت‌وگوهایی که قرار بود روز جمعه میان تیم‌های ایرانی و آمریکایی در عمان برگزار شود، اکنون منتفی شده است. آیا شما غافلگیر شدید؟ پیش از هر چیز، می‌خواهم به ده‌ها هزار هم‌وطنم ادای احترام کنم که جان خود را فدا کردند؛ نه فقط برای ایران یا ایران آزاد، سکولار و دموکراتیک، بلکه برای امنیت و ایمنی منطقه و کل جهان در مبارزه با این رژیم بربر. نه، ما غافلگیر نشدیم. اصلاً غافلگیر نشدیم. همان‌طور که وزیر امور خارجه چهار ساعت پیش گفت، ما ماهیت این رژیم را می‌شناسیم. آن‌ها استاد خریدن زمان هستند. اما خدا را شکر، که یک رئیس‌جمهور در کاخ سفید و یک نخست‌وزیر در اسرائیل داریم که این رژیم را به‌خوبی می‌شناسند. رژیم استاد خریدن زمان است. بروید کتاب عراقچی، وزیر خارجه این رژیم بربر را بخوانید. نام کتاب «مذاکره» است. او در این کتاب می گوید که ما گاهی مذاکره می‌کنیم فقط برای خریدن زمان. آن‌ها قصد داشتند همین کار را بکنند؛ تغییر مکان مذاکره، تغییر قالب مذاکره. اما پرزیدنت ترامپ کسی نیست که رژیم بتواند با او بازی کند. او این رژیم را می‌شناسد. ما بارها این را گفته‌ایم، به‌ویژه دو سال پیش وقتی در اسرائیل در کنست با وزرا صحبت کردم، گفتم تنها راه رسیدن به صلح، نه فقط در منطقه بلکه در کل جهان در ارتباط با رژیم ایران، جنگ با این رژیم است. ما مردم ایران را داریم. آن‌ها شجاعت خود را نشان داده‌اند. بیش از پنجاه هزار نفر، و برخی آمارها از صد هزار کشته صحبت می‌کنند. آن‌ها با دست خالی با این رژیم وحشی می‌جنگند. ما گفته‌ایم که نباید از هدف قرار دادن این رژیم در داخل ایران ترسید. اکنون مردم ایران به کمک نیاز دارند، به حمایت نیاز دارند تا این رژیم را سرنگون کنند. اما آن‌ها نمی‌توانند با دست خالی این کار را انجام دهند. آنچه باید انجام دهیم این است که پایگاه‌های نظامی سپاه پاسداران و بسیج را هدف قرار دهیم. باید ساختمان مجلس را هدف قرار دهیم که اکنون به هدف مشروع برای آمریکا و اسرائیل تبدیل شده است، زیرا همه اعضای آن عضو سپاه هستند. ساختمان‌های دولتی، ساختمان دستگاه قضایی و تأسیسات موشک‌های بالستیک. با این کار، معادله قدرت تغییر می‌کند و مردم ایران فرصت واقعی پیدا می‌کنند که دوباره به خیابان‌ها برگردند و کار را برای همه ما تمام کنند. مردم ایران از جامعه بین‌المللی نمی‌خواهند که به‌جای آن‌ها رژیم را تغییر دهد. آن‌ها خودشان این کار را انجام می‌دهند. آن‌ها به کمک و حمایت نیاز دارند. اجازه بدهید داستانی را تعریف کنم. یکی از نزدیکان من چند هفته پیش در این مبارزه با این رژیم هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد. او ۲۵ سال داشت، آرش بهشتی، در تهران. یکی از آشنایان عکس آرش را برایم فرستاد و گفت: وحید، آرش هم کشته شد. من با او تماس گرفتم تا به او روحیه بدهم. او به من گفت: ما الان گریه نمی‌کنیم. مردم دنبال سلاح هستند. ما خودمان را آماده می‌کنیم. ما ثانیه‌ها را می‌شماریم و منتظر حمله آمریکا هستیم. مردم در مراسم خاکسپاری فرزندان و عزیزانشان دیگر گریه نمی‌کنند. آن‌ها می‌رقصند، دست می‌زنند و آواز می‌خوانند. روحیه در ایران این‌گونه است. آن‌ها خود را برای جنگ نهایی با این رژیم اشغالگر و وحشی آماده می‌کنند. اما به کمک نیاز دارند. آمار کشته‌شدگان بیش از پنجاه هزار نفر است؛ بعد از سقوط رژیم متوجه خواهیم شد که واقعاً چه کرده‌اند. بر اساس اطلاعاتی که از رهبران اقوام مختلف ایران دریافت می‌کنم، صحبت از صد هزار کشته و بیش از نیم میلیون مجروح است. اما اخبار به‌درستی از ایران خارج نمی‌شود. سؤال من از جامعه بین‌المللی این است: این رژیمی است که چهل‌وهفت سال در تمام تجمعات رسمی و غیررسمی شعار مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل، مرگ بر بریتانیا و مرگ بر تمدن غرب داده است. همین رژیم مردم خودش را فقط به‌خاطر مطالبه حقوق اولیه‌شان قتل‌عام کرده است. سؤال من این است: اگر چنین کاری با مردم خودش می‌کند، اگر فرصت پیدا کند با شما چه خواهد کرد؟ آن‌ها باور دارند مأموریت الهی دارند؛ نابودی دنیای مدرن برای ساخت دولت اسلامی خودشان. اکنون ما دشمن مشترک داریم و منافع مشترک. باید همان کاری را بکنیم که اسرائیل در دو سال گذشته انجام داد و این رژیم را نابود کنیم تا مردم ایران کار را تمام کنند. ما می‌توانیم خاورمیانه و جهان را بدون این رژیم شیطان بازسازی کنیم… #IRGCterrorists #IranMassacre

Vahid Beheshti وحید بهشتی

35,649 просмотров • 6 месяцев назад

پرسش من از سفیر اسرائیل در آمریکا (با ترجمه فارسی): دوستان، به نظر من اسرائیل واقعاً اشتباه بزرگی مرتکب شده و هیچ بهانه‌ای مثل "ترامپ ما را مجبور کرد" یا "از دست‌مان خارج بود" پذیرفتنی نیست. این‌ها باید قبل از آغاز عملیات همه‌چیز را سنجیده و برای تبعات آن آماده می‌بودند. درخواستم از هم‌میهنان این است که بی‌دلیل عشق و علاقه بی‌قید و شرط نثار هیچ کشوری نکنید. در صفحات رسمی اسرائیل و در شبکه‌های اجتماعی صریح و محترمانه بگویید که سطح حمایت اسرائیل از مخالفان جمهوری اسلامی بسیار ناچیز، سطحی و در حد حرف‌های تکراری و بی‌اثر بوده است. جمهوری ولایت‌فقیه سالانه ۱۰ میلیارد دلار به دشمنان اسرائیل کمک می‌کند؛ در مقابل، اسرائیل فقط در شبکه‌های اجتماعی پیام می‌دهد. آیا اینها از آخوندها کمترند؟ نمی‌شود هر روز وزرای مختلف اسرائیلی و حساب‌های رسمی وزارت خارجه و دفاع‌شان به زبان فارسی پیام بدهند که "ما کنار مردم ایران هستیم" و بعد، ما هشت سال است که فریاد می‌زنیم اینترنت نداریم و هیچ اقدام ملموسی نمی‌شود. کل هزینه اینترنت ماهواره‌ای شاید به ۳۰۰ میلیون دلار در سال هم نرسد. تازه موساد را هم اضافه کرده‌اند. آیا واقعاً اسرائیل از آخوندها ضعیف‌تر است که نتوانسته مثل آن‌ها حتی حمایت عینی قابل توجه به اپوزیسیون ایران بدهد؟ همان‌طور که حوثی‌های پشت‌کوه‌نشین را از صفر با پول، اطلاعات و تجهیزات نظامی مجهز کرد. فراموش نکنید که اسرائیل نه تنها دشمن ما نیست، بلکه دوستی تاریخی میان دو ملت وجود دارد. در یک ایران آزاد، ظرفیت این دوستی می‌تواند منافع بزرگی برای کشور ما به همراه داشته باشد. اما ما باید اصول، توقعات و خطوط قرمز خودمان را هم داشته باشیم. هنوز دو روز از این ماجرا نگذشته، دوباره همان حساب‌های کاربری شروع کرده‌اند به تکرار وعده‌های توخالی. اعتراض کنید، صدایتان را بلند کنید، تا بشود برای این رابطه چارچوب و تعریفی تعیین کرد. ما به کسی بدهکار نیستیم.

Navid Mohebbi نوید محبی

130,481 просмотров • 1 год назад

در بیش از پنجاه سال گذشته وطن ما در آتش جنگ میسوخت و آیدیالوژی های وارد شده افکار ما مردم افغانستان را اشغال و اغفال کرده بود و ما دشمن برادران خود شده یک دیگر خود را از بین میبردیم دوست را دشمن و‌دشمن را دوست فکر میکردیم و شما تماشاگر بودید از بدبختی ما افغانها لذت میبردید مانند که در جنگ بین غزه و دشمنان شان بیننده هستید لذت میبرید تجارت و سیاست میکنید ! در زمان جنگ های داخلی افغانستان من کودک‌ بیش نبودم و تمام کودکی من و همثال من در بدبختی و‌جنگ سپری شد با دیدن اشکهای والدین و با کوچ کشی از یک شهر به شهر دیگر سپری شد اما در آن ایام در یک طرف دیگر از بزرگترین قاتل مردم کابل و مردم مظلوم افشار احمد شاه مسعود در پارلمان اروپا تقدیر و خوش آمدید گفته میشود آن زمان از مسعود نپرسیدند که چرا اینقدر انسانها را به شهادت رساندی ؟ نتنها که این سوال را نکردند بلکه از آن شخص در کشور شان و جهان قهرمان ساختند ، هیچ مشکل با مسعود نداشتند چون مسعود در مقابل دشمن امریکا مبارزه میکرد و در جنگ نیابتی امریکا بر علیه شوروی وقت سهیم بود ، در حالیکه در حقیقت از مسعود هم خوش نبودند چون هیچ کسی از غلام خوش شان نمیاید ! برای ما مردم افغانستان شکست روسیه و شکست امریکا یکسان است هر دو اشغالگر بودند و ملت ما را کشتند و بیچاره کردند ما از شکست ننگین هر دو این کشور ها در مادر وطن خود خوشحال هستیم و با خط زرین در جریده تاریخ وطن خود مینویسیم و افتخار میکنیم که پوز اشغالگران را افغانها به خاک مالیدند ، برای فرزندان خود داستانهای قهرمانان و غازیان این اشغال را قصه میکنیم و همچنان میگوییم که این ملت ها بودند که فرزندان شان قربانی شدند چه فرزند مادر افغان باشد و یا فرزند مادر امریکایی و یا روسی ! اگر اروپا از مسعود پزیرایی میکند مبنی بر شکست روسیه پس از امارت اسلامی چرا خوش شان نمیاید مبنی بر شکست آمریکا و ناتو ؟ در اینجا ما دگانگی پارلمان اروپا و سازمان ملل و دیگر بنیادهای حقوقی را شاهد هستیم و همچنان برای نسل های آینده خود این چشم دید های خود را انتقال میدهیم تا دوست و‌دشمن های خود را بشناسند ، خطاب من جمیل قادری سفیر صلح مردم افغانستان و یک شخص بی طرف که با هیچ کشور و یا گروه وابسته نیستم بجز مردمم و کشورم برای تمام این سیاسیون داخلی و خارجی این است که دست از سر ما افغانها و کشور ما بردارید بگذارید ما از صلح که به وطن ما آمده لذت ببریم و زندگی کنیم ، اینکه در صلح وطن من بی عزتی شما نهفته است مشکل ما نیست بلکه تصامیم نادرست است که خود تان گرفته بودید و باید معذرت بخواهید ! به نظر شما آیا ما افغانها حق زندگی کردن آرام را در کشور خود نداریم ؟ این پارلمان اروپا یا سازمان ملل و در کل عده خارجی ها است که باید برای ما تعیین تکلیف بکنند که ما افغانها چگونه زنده گی کنیم ؟ پیشنهاد من برای این سازمانهای دروغین این است که به هیچ وجه شما نمیتوانید بالای مردم افغانستان حکومت کنید و خواست های نا مشروع و قوانین کشور خود تان را بالای افغانها تطبیق کنید ، قانون تان برای خود تان مبارک ما هر زمانیکه به مشوره نیاز داشتیم میتوانید با اجازه خود ما به ما مشوره بدهید در غیر صورت ما افغانها را به حال خود ما رها کنید ، ما دوست شما هستیم چرا ما را دشمن فکر میکنید ؟ دیگر ما افغانها نمیگذاریم بالای ما جنگ را تحمیل کنند و بالای خون مردم افغانستان تجارت کنند ، امیدوار هستم در مورد ایستاده گی افغانها در مقابل دشمنان وطن شان کمی مطالعه کنید و بگذارید افغان ها با رسوم و فرهنگ خود زنده گی کنند ، هر زمانی در موارد داخلی کشوری شما از طرف حکومت و یا اتباع افغانستان دخالت صورت گرفت آن زمان حق با شما خواهد بود و حق دارید از خود دفاع کنید اما هیچ وقت کوشش نکنید که مدافع افغان ها شوید چون ما شما را میشناسیم که به خاطر دو سنت پنج دقیقه به یک سوپر مارکیت دورتر از خانه تان قدم زده میروید ! اگر شما کدام مشکل با حکومت فعلی دارید چرا پای ما مردم افغانستان را در میان میکشید و ما را تحریم کرده اید ؟ پیام من برای سازمان ملل و پارلمان اروپا این است که شما با من و امثال من که قربانی این سیاست های هستیم صحبت کنید و مشوره بگیرید نه از احمد مسعود و امثال شان که دست شان به خون پدرم و ملت افغانستان آغشته است ! اگر چنین نمیتوانید پس مشوره من برای شما این است که به خود بیایید و به هر دوغ مگس نشوید ! عزیزان به لطفا این متن را به انگلیسی ترجمه کرده برایم بفرستید !

Jamil Qadery جمیل قادری

23,304 просмотров • 1 год назад

تاکر کارلسون خطاب به پروفسور جیانگ پیش بینی ایران در ۵ سال آینده : پروفسور جیانگ : خب، ایران در حال حاضر در حال ویران شدن است. اسرائیلی‌ها و آمریکایی‌ها در حال حمله به زیرساخت‌های حیاتی هستند. اسرائیلی‌ها به بزرگترین میدان گازی در ایران حمله کردند. کارخانه آب‌شیرین‌کن نابود شد. اما ما همچنین باید به یاد داشته باشیم که چه چیزی از ما پنهان می‌شود. و آنچه از ما پنهان می‌شود این حقیقت است که اسرائیلی‌ها و آمریکایی‌ها سعی دارند ظرفیت دولت برای اداره ملت را از بین ببرند، اساساً انحصار دولت بر قدرت را نابود کنند. و بنابراین آنچه ما می‌شنویم، حملاتی به افسران پلیس و تأسیسات نظامی است و صحبت‌هایی از نیروهای ویژه در حال ورود به ایران و شروع به تأمین مالی گروه‌های مخالف هست، درست مثل کردها و گیلک‌ها در جنوب شرقی ایران. بنابراین فرقی نمی‌کند در این جنگ چه اتفاقی بیفتد، برای دولت بسیار سخت خواهد بود که کنترل ملی را حفظ کند، حتی اگر آن‌ها از این جنگ جان سالم به در ببرند. و همچنین یک مسئله بزرگ دیگر برای ایران این است که در چند سال گذشته از مشکلات خشکسالی رنج برده است. بنابراین کشاورزی آن به شدت تحت تأثیر قرار گرفت. آن‌ها در واقع در مورد جابجایی این میلیون‌ها نفر از شهر تهران صحبت می‌کردند چون پایتخت دیگر نمی‌تواند این جمعیت بزرگ را تحمل کند. بنابراین، این جنگ فقط این مسائل زیست‌محیطی را تشدید خواهد کرد، به‌ویژه با حملات به زیرساخت‌های غیرنامی حیاتی، برای مثال سدها، مخازن و کارخانه‌های آب‌شیرین‌کن؛ و سال‌ها و سال‌ها طول خواهد کشید تا ایران از این جنگ به عنوان یک ملت بهبود یابد. و شما اساساً فروپاشی سکونتگاه‌های قومی را دارید، شما نابودی ظرفیت دولت برای ارائه خدمات اولیه را دارید. اما خبر خوب برای ایران این است که به نظر می‌رسد آن‌ها قادر خواهند بود کنترل خود را بر (تنگه هرمز) حفظ کنند. و این حیاتی است زیرا حالا آن‌ها می‌توانند از هر کسی که از تنگه هرمز استفاده می‌کند عوارض بگیرند. و آن‌ها در مورد ۱۰ درصد صحبت می‌کنند که باید حدود ۸۰۰ میلیارد دلار در سال برای ایران درآمد ایجاد کند. بنابراین ملت در این جنگ نابود خواهد شد، اما اگر بتواند از غرور مردم پارس بهره ببرد، اگر بتواند مردم پارس را متحد کند و بتواند از منابع هرمز به‌طور مؤثر استفاده کند، آن‌وقت می‌توانیم انتظار داشته باشیم ایران دوباره در حدود ۱۰ تا ۲۰ سال آینده برخیزد.

آرش یوسفی -ARASH

59,208 просмотров • 5 месяцев назад

آن روزها که شهرام همایون برای بقای شبکه‌ی تلویزیونی‌اش گلریزان راه می‌انداخت و از مخاطبانش پول می‌خواست، برای خیلی از ما سوژه‌ی طنز بود. جمهوری اسلامی هم مسخره‌اش می‌کرد و برایش برنامه می‌ساخت. اما بعضی چیزها را گذر زمان بهتر نشان می‌دهد. امروز که بخش‌هایی از فضای رسانه‌ای و اپوزیسیون ایران با پول‌های غیرشفاف، وابستگی‌های سیاسی و مناسباتی آلوده شده‌اند که استقلال رسانه را به یک شوخی تلخ تبدیل کرده، آن گلریزان‌ها برای من معنای دیگری پیدا کرده‌اند. شهرام همایون دست‌کم جلوی دوربین از همفکران و مخاطبان خودش پول می‌خواست تا رسانه‌اش را سرپا نگه دارد. کسانی به او پول می‌دادند که می‌دانستند به چه کسی و برای چه چیزی پول می‌دهند. ممکن بود من با آن رسانه، عقایدش و سیاستش مخالف باشم، اما امروز ارزش استقلالی را که در آن رفتار بود بهتر می‌فهمم. این روزها وجه دیگری از شهرام همایون هم برای من قابل احترام شده است. در گفتگویی که این ویدیو بخشی از آن است، تماس‌گیرنده‌ای درباره‌ی پل‌ها، نیروگاه‌ها و زیرساخت‌هایی حرف می‌زند که در جمهوری اسلامی ساخته شده‌اند و استدلال می‌کند که چون آخوندها و نهادهایی مثل قرارگاه خاتم‌الانبیا در ساخت آنها نقش داشته‌اند، این‌ها دیگر به مردم تعلق ندارند. شهرام همایون وسط حرفش می‌پرد و می‌گوید: «نه. اول راجع به تعلقش صحبت کنیم.» شاید تمام مسئله همین یک کلمه باشد: تعلق. پل مال آخوند نیست. نیروگاه مال سپاه نیست. پالایشگاه مال جمهوری اسلامی نیست. اگر قرارگاه خاتم مجری یک پروژه بوده، صاحب آن پروژه نشده است. این‌ها با پول مردم ساخته شده‌اند، به دست مردم ساخته شده‌اند و مردم از آنها استفاده می‌کنند. همان‌طور که خود همایون در گفتگو می‌گوید: «آخوند ارث پدری داشته مگه؟» نداشته. ایران هم ارث پدری جمهوری اسلامی نیست. یکی از بزرگ‌ترین خیانت‌های جمهوری اسلامی، به گمان من، دقیقاً همین بوده که برای دهه‌ها تلاش کرده خودش را با ایران یکی کند. مخالف نظام را مخالف ایران نامید. منتقد را جاسوس خواند. معترض را عامل بیگانه، وطن‌فروش و مزدور معرفی کرد. آن‌قدر این واژه‌ها را برای سرکوب شریف‌ترین مخالفان خودش مصرف کرد که معنای خیانت، جاسوسی و حتی وطن را فرسوده کرد. حالا بخش‌هایی از مخالفان جمهوری اسلامی هم همان دروغ را پذیرفته‌اند، فقط علامت معادله را عوض کرده‌اند. جمهوری اسلامی می‌گفت: «من ایرانم، پس مخالفت با من مخالفت با ایران است.» این‌ها می‌گویند: «جمهوری اسلامی ایران است، پس هرچه به ایران ضربه بزند به جمهوری اسلامی ضربه زده است.» دو دشمن، روی یک دروغ مشترک به توافق رسیده‌اند: اینکه ایران همان جمهوری اسلامی است. و اینجاست که ما به یکی از نتایج فاجعه‌بار این سال‌ها رسیده‌ایم. آدمی می‌تواند آن‌قدر از جمهوری اسلامی متنفر باشد که دیگر نتواند میان حکومت و کشور، میان سپاه و جامعه، میان یک نهاد سرکوبگر و زیرساختی که میلیون‌ها انسان از آن استفاده می‌کنند تمایز بگذارد. می‌تواند تخریب پل، نیروگاه یا تأسیسات کشور خودش را نه به‌عنوان آسیب به مردم، که به شکل ضربه‌ای به حکومت تصور کند. من قبلاً در توییتی نوشته بودم جنگ عراق «جنگ تحمیلی» بود و جنگی که امروز درگیرش هستیم «جنگ تحمیقی» است. شوخی با کلمات بود، اما منظورم جدی بود. در این جنگ، مردم فقط قربانی خشونت و حمله نیستند. آنها را احمق فرض می‌کنند و هم‌زمان ماشین‌های تبلیغاتی و رسانه‌ای مختلف مدام در حال فرسایش قدرت تشخیص‌شان هستند. فاجعه فقط این نیست که کسی از حمله‌ی خارجی به کشور خودش استقبال کند. فاجعه جایی عمیق‌تر است: جایی که برای توضیح اینکه یک پل متعلق به مردم است، دیگر باید استدلال کرد. وقتی بدیهیات نیاز به اثبات پیدا می‌کنند، مسئله دیگر صرفاً اختلاف سیاسی نیست. این همان چیزی است که در این ویدیو برای من دردناک است. شهرام همایون دارد تلاش می‌کند چیزی را دوباره بدیهی کند که اصلاً نباید از بدیهی بودن خارج می‌شد: این کشور مال مردم آن است. من خودم چنین اعصابی ندارم. واقعاً ندارم. نمی‌توانم هر مزخرفی را بشنوم و با همان آرامش بنشینم و از ابتدا توضیح بدهم چرا چنین استدلالی از اساس تباه است. شاید این ضعف من باشد. هر عقیده‌ای هم صرفاً به این دلیل که کسی به آن باور دارد، شایسته‌ی احترام نیست. آدم‌ها حرمت دارند، اما همه‌ی عقاید محترم نیستند. بعضی حرف‌ها واقعاً مزخرف‌اند. اما دقیقاً به همین دلیل است که کاری که شهرام همایون در این گفتگو می‌کند برای من ارزشمند است. چون او کاری را انجام می‌دهد که من توانش را ندارم. راه گفتگو را نمی‌بندد. می‌شنود. سؤال می‌کند. از طرف مقابل می‌خواهد تا انتهای استدلالش برود و بعد با همان بدیهیات فراموش‌شده روبه‌رویش می‌کند. این فقط خونسردی نیست. نوعی احساس مسئولیت است. اما اگر بخواهیم منصف باشیم، مسئول اصلی وضعیتی که ما را به این نقطه رسانده پیش از هر کس جمهوری اسلامی است. این حکومت تار و پود اعتماد عمومی را چنان از هم باز کرده که ترمیم آن، اگر ممکن باشد، سال‌ها طول خواهد کشید. وقتی حکومت برای دهه‌ها هر مخالفی را جاسوس می‌نامد، روزی می‌رسد که مردم دیگر حتی نمی‌دانند جاسوس واقعی کیست. وقتی همه‌چیز پروپاگانداست، حقیقت هم اعتبارش را از دست می‌دهد. وقتی دستگاه امنیتی بخش بزرگی از توانش را صرف تعقیب روزنامه‌نگار، فعال مدنی، زن معترض و مخالف سیاسی می‌کند، در همان حال راه برای نفوذ واقعی سرویس‌های خارجی باز می‌ماند. عمق نفوذ اسرائیل در ساختارهای امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی دیگر چیزی نیست که بتوان آن را به سادگی نادیده گرفت. اما برای من حتی دردناک‌تر از نفوذ در یک ساختار نظامی، نفوذ در ذهن جامعه است. ضعیف شدن جمهوری اسلامی برای من تراژدی نیست. فروپاشی قدرت تشخیص مردم، از بین رفتن حس تعلق به کشور و تبدیل شدن ایران به زمین بازی قدرت‌های خارجی تراژدی است. و این همان جایی است که صرف «سرنگونی جمهوری اسلامی» دیگر پاسخ کافی نیست. این حرف به معنای تسلیم شدن یا دست کشیدن از مبارزه نیست. درست برعکس. مبارزه با جمهوری اسلامی باید ادامه پیدا کند، اما اگر قرار باشد فقط رأس هرم عوض شود و همان فرهنگ حذف، همان قهرمان‌پرستی، همان دشمن‌سازی، همان بی‌اعتمادی و همان منطق «هر که با من نیست علیه من است» باقی بماند، چیز زیادی تغییر نکرده است. ما مستحق آزادی هستیم. آزادی حق ماست. اما برای حفظ آزادی باید ظرفیتش را هم بسازیم. باید نهاد بسازیم. شبکه بسازیم. گفتگو یاد بگیریم. شکست سیاسی را تحمل کنیم. مخالف را دشمن ندانیم. یاد بگیریم که اکثریت حق ندارد حقوق اقلیت را له کند و اقلیت هم نمی‌تواند چون رأی نیاورده میز بازی را به هم بزند. باید قواعد مشترکی بسازیم که از اشخاص مهم‌تر باشند. این‌ها کارهای بعد از جمهوری اسلامی نیستند. خود این‌ها بخشی از مبارزه با جمهوری اسلامی‌اند. و شاید نقطه‌ی شروع همان چیزی باشد که شهرام همایون در آن مکالمه گفت: «اول راجع به تعلقش صحبت کنیم.» قبل از اینکه درباره‌ی جمهوری یا پادشاهی دعوا کنیم، قبل از اینکه برای حکومت بعدی اسم انتخاب کنیم، باید دوباره بفهمیم چه چیزی به ما تعلق دارد. این شهرها. این جاده‌ها. این پل‌ها. این نیروگاه‌ها. این حافظه‌ی جمعی. این آینده. و ایران. ایران نه مال جمهوری اسلامی است، نه سپاه، نه آخوند، نه شاه، نه موساد و نه هیچ قدرت خارجی دیگری. اگر قرار است روزی آزاد باشیم، شاید یکی از اولین کارها این باشد که دوباره یادمان بیاید این کشور مال ماست.

Panah Farhadbahman 🎒

62,005 просмотров • 9 дней назад

01) مصاحبه شاهنشاه رضا پهلوی با با فاکس بیزینس 👇 برای سرنگونی رژیم، حدس می‌زنم هدف این باشد. و از خودم می‌پرسم که این موضوع تا چه اندازه عمق دارد. ما از طرف اسرائیلی‌ها شنیده‌ایم که آن‌ها کمک داشتند — تعداد زیادی از ایرانیان همکاری کردند زمانی که اسرائیل اولین حمله را بیش از یک هفته پیش انجام داد. به نظر شما این نفوذ تا چه حد عمیق است؟ با این حال، این حملات ضربه‌ی شدیدی به رژیم وارد کرده‌اند. اما وقتی از ایران و اسرائیل صحبت می‌کنیم، احساس عمومی در هر دو طرف این است که در آینده‌ای قابل تصور که بتوان روابط خوبی با همسایگان داشت، مردم ایران از برقراری دوستی با اسرائیل و همسایگان عرب استقبال می‌کنند. برخلاف این رژیم که کاملاً در دنیایی متفاوت زندگی می‌کند. به همین دلیل است که مردم ایران می‌دانند این جنگ علیه آن‌ها نیست. این جنگ در درجه اول برای درهم شکستن رژیمی است که بسیار ظالم و بیرحم بوده است. در واقع، این جنگ در مسیری پیش می‌رود که مردم ایران همیشه آرزو داشته‌اند: اینکه شاید این اتفاق بتواند در نهایت به آن‌ها کمک کند تا به میدان بازی برابر‌تری برسند. و من معتقدم نشان دادن این نکته اهمیت دارد. اما، لری، این نکته‌ی اصلی است که می‌خواهم بیان کنم: اکنون زمان آن نیست که دوباره به رژیمی که در آستانه فروپاشی است، طناب نجاتی بیندازیم. مهم‌ترین موضوع برای ایرانیانی که بهای این مبارزه را می‌پردازند و می‌دانند چقدر می‌تواند برایشان پرهزینه باشد، این است که مطمئن باشند این رژیم دیگر فرصتی برای بقا پیدا نخواهد کرد. چون این رژیم هرگز از پیگیری برنامه‌ی تسلیحات هسته‌ای خود دست نخواهد کشید — حتی اگر مجبور باشد آن را از جای دیگری تهیه کند. چون این ماهیت این رژیم است: قابل اعتماد نیست. در نهایت، تنها راه‌حل پایدار برای صلح و ثبات، از بین بردن این تهدید، یک بار برای همیشه است. و این مهم‌ترین عنصر در دیپلماسی جهانی است: اینکه به‌جای راه‌حل‌های موقت، به سراغ راه‌حلی برویم که برای همیشه تهدید هسته‌ای و تمام پیامدهایش را پایان دهد

👑Fereshteh Gilaki

27,928 просмотров • 1 год назад

ی #نکته آخر شبی بگم و شمعهارو فوت کنم : خوب که به داستان ما مردم و شاه نگاه کنیم ، میبینید که ما و این جناب آقای خاص به یک تعامل دوجانبه رسیدیم که از شگفتیهای دورانه و نمونه مشابه نه در تاریخ ایران که فکر نمیکنم در تاریخ بشر هم داشته باشه .گ و این حاصل نشده ، مگر اینکه شما مردم لباس پرسشگری تنتون کردین و شدین شهروند مدرن پرسشگر . حالا دیگه نگمتون که این اکت شما چه نتایج عظیمی به بار آورده ، که زبان از گفتنش قاصره . که اگه بخام فقط به یک نمونه اشاره کنم ، اینکه شما مردم تنها طی ۲ سال گذشته بارها شاه رو از دهان گرگ کشیدین بیرون و نشونش دادین که این فضایی که برای ایشون میسازن ، یک فضای هایپر رئالیتی دروغینه که با واقعیت زمین تا آسمون متفاوته . که اگر شما ملت سکوت کرده بودین و عین بز اخوش سر تکون میدادین ، هنوز دور شاه رو علینژاد و نازیلا گلستان و دریا صفایی و همین لشکر اراذل و اوباش گرفته بودند و شاه هم به تصور اینکه این جماعت سخنگویان واقعی جامعه ایران هستند ، تمام کارت پهلوی را برای این اراذل خرج میکرد . در یک کلام‌ شده پینگ‌پونگ . شاه بغل دست هرکسی که مینشینه ، به ما مردم سیگنال میده این بابا عیارش چیه ؟ شما مردم قبولش دارید ؟ بلافاصله طرف میره زیر ذره‌بین ملت و به سرعت معلوم میشه طرف آدم مردمه یا حکومت ، الباقیشم دیگه خودتون دیدین دیگه ، من چی بگم ؟ زوزه‌های علینژاد ، ی نمونه اخیرشه . خلاصه که شما ملت شدین هسته گزینش رهبران سیاسی ، نه رهبران زورچپونی . من به شخصه معتقدم شاه این حق مسلم رو داره که در کنار هرکسی بنشینه و با هرکسی که صلاح میدونه صحبت کنه ، ائتلاف کنه و حتی متحد بشه . به شرطی که طرف ، طرف درست باشه . نه اینکه ی صیغه‌رو دوزاری مثل علینژادی که تازه میگن و شایعه است که این زنیکه ، گعضو باند #فائزه_هاشمی|ه . پس این بازی ما ملت با این مهره‌هایی که هوش کافی دارند ، نه عقل سلیم دارند و نه مهارت کافی برای کارشون ادامه خواهد یافت تا زمانی که مهره‌های اصلی بیان جلوی صحنه . تا علینژاد و اسمالیون و .... جلوی صحنه هستند کار ما هم چیزی نخواهد بود مگر تخریب این مهره‌هایی که حتی صلاح کار خودشونم نمیدونند . حالا شاید ی روزی گفتند که فلان و بهمان چهره سیاسی کشور از داخل کشور میخان با شاه مذاکره کنند ، متحد بشن ، ائتلاف تشکیل بدن ، اونوقته که دیگه باید همه چیز رو سپرد به کف #وکیل_ملت و اونجاست که ایشون خودشون میدونند که چه چیزی به صلاح ایران و مردمش هست و البته که به همون ترتیب هم عمل خواهند کرد ، دراون زمان دیگه هر نقد و توهین و توصیفی ، هیچ معنایی نداره مگر بستن دست شاه و جلوگیری از تشکیل یک جریان و روند سیاسی . و‌ما تا امروز برای چی جنگیدیم ؟ برای این جنگیدیم که تمام سناریوهای حذف وکیل ملت رو بسوزونیم که تا این لحظه ، خوب یا بد ، به وظیفه ملیمون عمل کردیم و‌تا امروز شاه رو در سپهر سیاسی کشور حفظش کردیم و و‌ مانع از حذفش شدیم ، حتی با وجود توطئه فتنهٔ جورج تاون . حالا به این فیلم‌ 👇 توجه کنید : در اینجا فائزه شرح‌کشافی در مورد اقازاده‌های پس از انقلاب و تنها آقازاده پیش از انقلاب میده که از قضای روزگار جز خوبی شاه ما نمیگه . و حالا این سئوال مهم پیش میاد که پس چرا طیفی که شبانه‌روز معروفن به توله‌های بابااکبر که لشکر عظمی است از روزنامه‌نگاران آموخته شده توسط بهنود و شمس‌الواعظین و... که نمودشون در علینژاد متجلی میشه ، اینگونه با حقد و حسادت و کینه برعلیه شاه و خاندان پهلوی میتازند ؟ و این سئوالی است که اگر ما مردم ایران یکبار باید به پاسخش فکر کنیم ، فائزه و تمام حضرات اصلاحطلبان باید دوبار به پاسخش فکر کنند . چرا که حداقلش اینه که شاه ما در حال حاضر شده متر و معیار مشروعیت سیاسیون نزد مردم ایران و اتفاقاً دور نیست روزی که اصولگراها آسون‌تر از شما راضی به گرفتن این مشروعیت از ایشون بشوند

Persian Banksy🤨🧐

10,418 просмотров • 2 лет назад